شهادت سردار و جنگ روایت ها

سردار سلیمانی از کره خاکی پر کشید؛ حال ما مانده‌ایم و روایتی که باید از او و راهش به افکار عمومی ارائه کنیم. او مجاهدانه و مالک اشتروار به ماموریت خود عمل کرد؛ حال نوبت ماست که به ماموریتمان عمل کنیم. ماموریت ما پس از او: «روایت صحیح اندیشه و راه او».

در روزگاری که رسانه‌ها و تصاویر شناخت‌ها را شکل می‌دهند و آنچه پس از فروکش کردن هیجانات و التهاب‌ها پایدار می‌ماند، «روایت برتر» از هر موضوع است، باید کوشید شهید سلیمانی را درست روایت کرد. نسل‌های بعد او را بر اساس روایت غالب ما خواهند شناخت. روایت ما از ترور سردار نباید «روایت شکست» باشد.

شهید حقیقت زنده‌ای است که در این عالم حضور و اثرگذاری دارد. شهادت در مکتب اسلام شکست نیست؛ عین پیروزی است. هرگونه روایتی که ایران و سردار را در موضع ضعف روایت کند، وفاناداری به آرمان شهید است. سردار را باید مقتدر و پیروز روایت کرد؛ چون حقیقت حیات و شهادت او یکسره پیروزی بود.

شهید سلیمانی دینش را به تک تک ما ایرانی‌ها و تک تک مسلمانان حقیقی عالم ادا کرد؛ حال نوبت ماست دینش را ادا کنیم.

به قلم محسن احمدی

برای نشر این مطلب در فضای مجازی می توانید از عکس نوشته های زیر استفاده کنید…

خراسان به پای‌تختی کابل


می‌گویند: نگویید افغانی. درست می‌گویند، چه افغان‌های  پشتون سنی تنها یکی از قومیت‌های ساکن در آن کشور هستند؛ درست مانند این که ما ایران را فارس بخوانیم، یا شیعه‌های یزد تا زابل را بلوچ [سنی] خطاب کنیم.

افغانستانی خواندن هم‌سایه‌های شرقی اما جاگزین به‌تری برای افغان نیست. جدای چالاک نبودن این ترکیب در استفاده‌ی شفاهی تا ادبی، معنای آن نیز چنگی به دل نمی‌زند: هزاره، تاجیک یا قزل‌باش‌های ساکن سرزمین افغان‌‌ها، پشتونستان.

در سوریه به راحتی می‌گفتیم: فاطمی؛ یعنی رزمنده‌های سپاه فاطمیون. پرچم زدن در میان ایرانی‌ها رائج نبود اما بچه‌های فاطمیون مانند سوری‌ها یا روس‌ها از پرچم ملی‌شان در منطقه استفاده می‌کردند و البته نه به شدت آن‌ها.

همه اما می‌دانستیم که عنوان فاطمیون دست بالا نام یک یکان رزم است و نمی‌توان همه‌ی شئون ملی یک کشور را به آن نسبت داد؛ درست مثل زینبیون پاکستانی، حیدریون عراقی یا فاتحین ایرانی.

ما در عراق یکانی مردمی به نام خراسانی داشتیم: سرايا الخراساني. عجیب آن بود که به فکر خراسانی نامیدن رزمنده‌هایی که از #افغانستان آمده بودند نیفتادیم و این فرصت تمدنی به راحتی از دست رفت.

تجربه‌ی آذربای‌جان به ما می‌گوید که می‌توانیم در قلم‌روی تمدنی آذربای‌جان تمدنی و تاریخی، کشور آذربای‌جان را در کنار استان آذربای‌جان داشته باشیم.

راه حل هویتی هم‌سایه‌ی شرقی ما نیز بیش از آن که مسکن‌هایی چون افغانی نخواندن و افغانستانی خواندن باشد پذیرفتن عنوان کشور #خراسان در شرق استان(های) خراسان در ایران است.

عجیب آن بود که مسلحین سلفی خیلی زود متفطن به این نکته‌ی کلیدی شده بودند و از هم‌آن ابتدای فتنه‌ی شام آن چه ما کج‌ دار و مریز افغانستان می‌نامیدیم را به راحتی و درستی خراسان می‌خواندند…

#مهاجران #امت


نویسنده : استاد فاطمی صدر

برای مطالعه متن های حجت الاسلام محمد مهدی فاطمی صدر کانال ایشان را در پیام رسان بله با شناسه fatemisadr_ir یا در تلگرام با شناسه fatemisadr_ir_3 یا در توییتر با شناسه fatemisadr_ir یا در پیام رسان ایتا با شناسه fatemisadr_ir دنبال کنید.


جهت انتشار ایران مطلب در شبکه های اجتماعی عکس محور از عکس نوشته هایی که در ادامه آمده است استفاده کنید

ادامه خواندن “خراسان به پای‌تختی کابل”

امان از مغزهای کوچک زنگ زده ! [یادداشتی از استاد پناهیان]

یادداشتی از

حجت الاسلام علیرضا پناهیان

۹۸/۰۵/۰۷

مبارزه مردم فرانسه با نظام سرمایه داری ادامه دارد؛ با صدها کتک خورده، مجروح و زندانی. آبرو برای طرفداران غرب در شرق باقی نمانده است. کسانی که اخبار آخرالزمانی یمن و شام را پیگیری می‌کنند از قلب اروپا و فروپاشی تمدن غرب غافل نشوند.

یکی از مقدمات ظهور، شکست تمام تئوری‌های مدعی برای اداره حیات بشر است. لیبرال دموکراسی دیگر راه نجات حیات بشر نیست. این را به گوش روشنفکرهای خودباخته و متحجر برسانید. این یک امدادرسانی است که ثوابش از هر صدقه‌ای بیشتر است.

جهت‌گیری مبارزه مردم فرانسه با نظام سرمایه‌داری شبیه مبارزۀ انقلابیون ایران با اشرافی‌گری است.فرق ما با آنها این است که ما میتوانیم از ظرفیت‌های قانونی برای سقوط پس‌مانده‌های اشرافی‌گری و لیبرالیسم استفاده کنیم ولی آنها هیچ امیدی به ظرفیت‌های قانونی ندارند که به خیابانها میریزند.

اینجا تازه موتور قوه قضائیه گرم شده و رهبری هم طرفدار مردم و ضد لیبرالیسم است و روشنگری موثر جوانان انقلابی غوغا کرده. مشکل فقط فریب‌های انتخاباتی است که با شعارهای مردمی و عملکرد لیبرالی کشور را عقب نگه داشته اند. امان از مغزهای کوچک زنگ زده.

چرا مبارزه با نظام سرمایه‌داری و لیبرالیسم در ایران طول کشیده و در جهان به نتیجه نرسیده است؟ چون جهانیان نظام جایگزینی نمی‌شناسند و در ایران نظام جایگزین به خوبی تئوریزه نشده است. مثلا بنا بود حوزه و دانشگاه با عبور از متحجرین و التقاطیون به روش درست برای ادارۀ حیات بشر برسند.

اگرچه تئوریزه کردن نظامی پیشرفته جایگزین نظام ارتجاعی لیبرالی کاری تدریجی است اما اگر نمایندگان مجلس منفعل و یا غرب‌زده نباشند، تحول سرعت خواهد گرفت و حوزه و دانشگاه هم فعال خواهند شد. درصد انفعال در طول این سال‌ها در میان نوع نمایندگان بسیار بالا بوده است، دولت که چه عرض کنم.


ادامه خواندن “امان از مغزهای کوچک زنگ زده ! [یادداشتی از استاد پناهیان]”

هر وقت دیدید کسانی از صلح دم می‌زنند به دنبال کاسه زیر نیم کاسه باشید [یادداشت استاد پناهیان]

یادداشتی از

حجت الاسلام علیرضا پناهیان

۹۸/۰۵/۰۵


طوفان ویرانگری در منطقه آغاز شده که در حال نابودی قدرت زورگویان غرب است؛ آنوقت سرمقاله نویس گاردین می‌گوید جلوی این طوفان را با خردمندی بگیرید! که چه بشود؟ تا بتوانند سلطه خود را مانند گذشته در فضای صلح ادامه بدهند؟ مشخص نیست طرف کدام طرفی است!

بعضی از سرمقاله نویس‌های گاردین طوری از تنش‌زا بودن ترامپ انتقاد می‌کنند که انگار با سیاست تنش‌زدا و مذاکره‌جوی اوباما حاضرند کنار بیایند! ولو داعشی‌ها و سربریدن‌ها را در منطقه راه بیندازند.

ادامه خواندن “هر وقت دیدید کسانی از صلح دم می‌زنند به دنبال کاسه زیر نیم کاسه باشید [یادداشت استاد پناهیان]”

آقای آذری جهرمی ؛ جارو کردن آلودگی‌های فضای مجازی مهم‌تر است!

خادمی بارگاه معصومین علیهم‌السلام برای هرکس در هر مقام و شغلی و هر طبقه اجتماعی که باشد، افتخار بزرگی محسوب می‌شود و خادمان حرم مطهر رضوی باید افتخار کنند که خاک کف پای زائرین آن حضرت را توتیای چشم خود می‌کنند. در سال‌های اخیر تعداد زیادی از مسئولان کشور لباس خادمی آستان قدس رضوی را … ادامه خواندن “آقای آذری جهرمی ؛ جارو کردن آلودگی‌های فضای مجازی مهم‌تر است!”

خادمی بارگاه معصومین علیهم‌السلام برای هرکس در هر مقام و شغلی و هر طبقه اجتماعی که باشد، افتخار بزرگی محسوب می‌شود و خادمان حرم مطهر رضوی باید افتخار کنند که خاک کف پای زائرین آن حضرت را توتیای چشم خود می‌کنند.

در سال‌های اخیر تعداد زیادی از مسئولان کشور لباس خادمی آستان قدس رضوی را بر تن کرده‌اند تا هر از گاهی در این حرم نورانی فارغ از هر رتبه و جایگاهی به زوار امام هشتم(ع) خدمت کنند و جای بسی خوشحالی است که مسئولین نظام اسلامی ارادت خود را به معصومین علیهم‌السلام این گونه نشان می‌دهند.

 در روزهای اخیر هم وزیر محترم ارتباطات حکم خادمی حرم مطهر رضوی را از تولیت آستان قدس رضوی دریافت کرد که البته انتشار عکس‌های آن، حاشیه‌هایی را در فضای مجازی به همراه داشت.

ادامه خواندن “آقای آذری جهرمی ؛ جارو کردن آلودگی‌های فضای مجازی مهم‌تر است!”

یادداشت دکتر غلامرضا جلالی فراهانی درباره شبکه های اجتماعی ایرانی

دکتر غلامرضا جلالی فراهانی استاد دانشگاه عالی دفاع ملی هستند . ایشان در سال 94 با حکم امام خامنه ای به ریاست سازمان مهم پدافند غیر عامل منصوب شدند . ایشان مقالات زیادی درباره روش های جلوگیری از حملات رسانه ای آمریکا دارند . سابقه ایشان در همکاری با بخش مختلف قوای سه گانه در … ادامه خواندن “یادداشت دکتر غلامرضا جلالی فراهانی درباره شبکه های اجتماعی ایرانی”

دکتر غلامرضا جلالی فراهانی استاد دانشگاه عالی دفاع ملی هستند . ایشان در سال 94 با حکم امام خامنه ای به ریاست سازمان مهم پدافند غیر عامل منصوب شدند . ایشان مقالات زیادی درباره روش های جلوگیری از حملات رسانه ای آمریکا دارند . سابقه ایشان در همکاری با بخش مختلف قوای سه گانه در سال های اخیر مورد توجه بوده است . امروز یک یادداشت کوتاه از دکتر جلالی در کانال شخصی @drjalalifarahani منتشر شده که باهم میخوانیم : 

ادامه خواندن “یادداشت دکتر غلامرضا جلالی فراهانی درباره شبکه های اجتماعی ایرانی”

به وقت شام از نگاه مجله آمریکایی Counterpunch [امیدوارم این فیلم در ایالات متحده دیده شود]

متنی که در ادامه میخوانید به قلم رابرت فانتینا ( در تاریخ APRIL 20, 2018 ) در سایت مجله Counterpunch منتشر شده است :    ” به وقت شام ” حکایتی فوق العاده است که در سوریۀ ویران شده از جنگ اتفاق می‌افتد. یک پرواز انسان‌دوستانه به خلبانی یک ایرانی، مردم محاصره شده در پالمیرا را به … ادامه خواندن “به وقت شام از نگاه مجله آمریکایی Counterpunch [امیدوارم این فیلم در ایالات متحده دیده شود]”

به وقت شام
به وقت شام

متنی که در ادامه میخوانید به قلم رابرت فانتینا ( در تاریخ APRIL 20, 2018 ) در سایت مجله Counterpunch منتشر شده است : 

 

” به وقت شام ” حکایتی فوق العاده است که در سوریۀ ویران شده از جنگ اتفاق می‌افتد. یک پرواز انسان‌دوستانه به خلبانی یک ایرانی، مردم محاصره شده در پالمیرا را به دمشق می‌برد اما هواپیما به دست زندانیان داعشی حاضر در پرواز، ربوده می‌شود…

 

این داستان بسیار فراتر از یک داستان جنگی است و سطوح متعددی دارد که برای دنیای امروز کاملاً به جا و به موقع است. مقولاتی مثل رابطۀ گاهاً پیچیده بین پدران و پسران، نیاز قلبی به ادای وظیفه و مفهوم قربانی شدن برای اهداف والا، همگی با تار و پود داستان در هم آمیخته است.

 

بیننده تعصب اعضای داعش را می‌بیند که اعتقاد دارند خدا آنها را فرستاده تا جامعه‌ای بر مبنای برداشت انحرافی‌شان از اسلام شکل دهند. در بیشتر فیلم نگرش غیرمنطقی آنها به تمامی نمایش داده می‌شود.

 

مرگ‌های خشونت‌بار و درماندگی، همۀ چیزهایی است که بیننده را به واقعیت جنگ می برد… فراتر از همه، به تصویر کشیدن دلاوری‌هایی است که محوریت این فیلم است؛ هر از چند گاهی مردمی عادی نشان داده می‌شوند که به دعوت برای انجام کارهایی خارق العاده لبیک می‌گویند.

 

به وقت شام ” نشان می‌دهد آمریکا چه ساخته است. مردان و زنان و کودکان بی‌گناه به خاطر اهداف ژئوپولتیکِ ایالات متحده، رنج می‌کشند و می‌میرند و به نظر می‌رسد هیچ امیدی به توقف پشتیبانی مالی آمریکا از چنین تروریست‌هایی وجود ندارد.

 

بیننده به سرعت در فیلم غرق می‌شود و نگران شخصیت‌های اصلی فیلم می‌شود و بهترین‌ها را برایشان می‌خواهد… اما شخصیت اصلی فیلم یعنی خلبان ایرانی بیش از همه بیننده را به خود جلب می کند. او یک شوهر وفادار است که در انتظار پدر شدن است، به همسرش متعهد است ولی به کمک به مردم رنجدیده سوریه هم تعهد دارد.

 

امیدوارم که آکادمی اسکار متوجه فوق‌العادگی و شگرفی این فیلم بشوند و بالاترین افتخار یعنی جایزه اسکار بهترین فیلم را به آن بدهند. البته به این بستگی دارد که در زمان انتخاب نامزدهای اسکار باد سیاسی از کدام جهت بوزد. اما این فیلم برای مدتی طولانی با من خواهد ماند و امیدوارم که این فیلم خصوصاً در ایالات متحده به شکل گسترده دیده شود./ هفت راه

منبع : Counterpunch  (+)

ویدیو : نظر سيروس مقدم كارگردان سريال پايتخت درباره فیلم « به وقت شام »

دریافت ویدیو (2مگابایت)

تلگرام امن و ما ادرئک تلگرام امن !؟ [ نکات پیدا و پنهان درباره امنیت ملی و تلگرام در سال‌های آینده ]

متنی که در ادامه میخوانید به قلم آقای احمد جانجان نوشته شده است . این یادداشت نکات پیدا و پنهانی را درباره تلگرام بازگو میکند . احمد جانجان شاعر، طنزپرداز و فعال سیاسی-رسانه ای است . این یادداشت در قالب رشته توییت منتشر شده است :  تلگرامِ امن و ما ادرئک #تلگرام_امن !؟ حجم عظیم اطلاعات … ادامه خواندن “تلگرام امن و ما ادرئک تلگرام امن !؟ [ نکات پیدا و پنهان درباره امنیت ملی و تلگرام در سال‌های آینده ]”

متنی که در ادامه میخوانید به قلم آقای احمد جانجان نوشته شده است . این یادداشت نکات پیدا و پنهانی را درباره تلگرام بازگو میکند . احمد جانجان شاعر، طنزپرداز و فعال سیاسی-رسانه ای است . این یادداشت در قالب رشته توییت منتشر شده است : 

تلگرام امن!!
تلگرام امن!!

تلگرامِ امن و ما ادرئک #تلگرام_امن !؟

حجم عظیم اطلاعات در دسترس #تلگرام، بزرگترین چالش امنیت ملی در سالهای آتی خواهد بود!

پ.ن: برای ورود به مباحث مطروحه در این یادداشت ، لطفاً منطق خود را پشت فیلترینگ جا نگذارید!

حجم اطلاعات در دسترس #تلگرام،به بزرگترین چالش امنیت ملی در سالهای آتی تبدیل خواهد شد!

فرض کنید۱۰سال بعد،شما به سِمت خاصی ارتقا پیدا کنید.

آیاشبکه قدرت و جاسوسی نمی‌تواند با رو کردن یک آس حیثیتی یا اخلاقی،شما را به برده تمام عیار خود تبدیل کرده و حقوق هشتادمیلیون نفررا ضایع کند!؟

 

برای فهم بیشتر این مقوله ابتدا به مبحث داده‌کاوی(Data Mining)،کلان داده(Big Data) و درآمد شبکه‌های اجتماعی از کاربران خواهم پرداخت. سپس به مبحث لزوم امنیت داده‌ها و #تلگرام خواهم پرداخت.

 

داده‌کاوی(Data Mining) یعنی چه؟

پس از ظهور و بروز تکنولوژی‌های جدید و رشد یکباره رسانه‌های دیجیتال، پیام رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی، حجم عظیمی از اطلاعات بصورت هر روزه و با  روندی صعودی تولید می‌شود.

 

بطور مثال کل حجم اطلاعاتی که توسط انسان تا سال ۲۰۰۳ تولید شده چیزی حدود ۵ هگزابایت می‌باشد که امروزه این مقدار اطلاعات فقط ظرف ۲ روز تولید می‌شود!

توجه کنید! فقط ظرف ۲ روز!

حالا سئوال اینجاست؛ این اطلاعات کجا ذخیره شده و چه استفاده‌ای می توان از آنها کرد؟

 

قبل از پاسخ به سئوالات فوق، بهتر نیست بدانیم داده‌کاوی یعنی چه!؟ به زبان ساده: به مرتب سازی و استخراج مفاهیم از داده‌های ناشناخته و غیر هم جنس که منجر به تشکیل پایگاه داده شود، داده‌کاوی می‌گویند.

 

از طریق داده‌کاوی می‌توان به سلایق،نوع و کیفیت ارتباطات،میزان علاقه‌مندی به عناصر مختلف و… جامعهٔ هدف دست یافت.

مثلاً از طریق خوشه بندی،طبقه بندی،مصور سازی و… داده‌های خام تولید شده(ورود و خروج افراد به کانال‌ها،سایت‌ها،لینک‌ها و…) می‌توان علایق افراد را شناسایی کرد.

با بکارگیری الگوریتم‌های پیشرفته،جستجوهای هوشمندانه‌تری را ترتیب داد.

بطور مثال حجمِ داده‌های تولید شدهٔ یک شبانه روز آقای “حسن عرفانی” را با هم بررسی میکنیم.

 

پ.ن:عمراً اگه همچین یادداشتی رو تابحال خونده باشید! کمی حوصله کنید! این داستان می‌تواند واقعی باشد!

آقای”حسن عرفانی” مثل خیلی از ما پس از راهی شدن به محل کار،اینترنت تلفن همراه خود را فعال نموده و وارد نرم افزار #تلگرام شده تا ببیند ظرف این چند ساعت که خواب بوده،چند بار حکومت توسط آمدنیوز ساقط شده است!

پیام‌ها و کانال‌ها را چک می‌کند،چندین عکس و ویدئو را بارگذاری می‌کند.

 

وضعیت آب و هوا را چک کرده و از قضا یک ویدئوی خاک بر سری را ناخواسته باز می‌کند.سریعاً می‌بندد! چند تا فحش خار دار به دوستش که او را دست انداخته حواله می‌کند.به برخی از پیام‌ها پاسخ داده و برخی پیام‌ها را از یکسری از کانال‌ها فوروارد می‌کند.

نرم افزار اینستاگرام را باز کرده،می‌لایکاند! فارغ از سیرت یا صورت!و ممکن است یک عکس را بارگذاری کند و…

آقای عرفانی خیلی انسان نتعهدی است! و اصلا در محل کار خود از اینترنت استفاده نمی‌کند!؛-)

پس از فشار دادن انگشت روی دستگاه خروج، برای جلوگیری از قضا شدن،سریعا نت را می‌روشناند!

جی پی اس را روشن و سریعا یک تپسی یا اسنپ به مقصد خانه میگیرد چون اهل هیچگونه وقت‌گذرانیِ خارج از خانه و خانواده نیست!

ایشان به محض اینکه در جمع خانوادگی قرار میگیرد،یک لایک بزرگ به تکنولوژی نشان داده و نت را خاموش میکند!

پ.ن:خداییش اگه یه همچین مردی از نوع مجردش گیر اومد نه نگید!

 

و حالا داده‌کاوی یک انسان وارسته و پاستوریزه بنام «حسن عرفانی»:

تمامی اطلاعات لمس‌ها،مکان یاب،عکس‌های به اشتراک گذاشته شده،محتواهای دریافتی و ارسالی،مقدار زمان ماندن در کانال‌ها،میزان فوروارد کردن از یک کانال خاص،زمان روشن و خاموش بودن اینترنت،اینها همه داده‌های خام هستند.

تمامی این داده‌های خام به همراه میلیون‌ها مشترکِ دیگرِ یک نرم افزار مثل #تلگرام در اَبَر سرورها ذخیره شده تا بتوان آن را به #پول تبدیل کرد!

با پایش داده‌های خام و جمع آوری،طبقه بندی و خوشه بندی داده‌ها،می‌توان یک #گراف از ارتباطات بین افراد تهیه کرد! مثلا میشود فهمید آقای عرفانی با چه کسانی صمیمی‌تر است،نسبت به جنس مخالف چه واکنشی از خود نشان میدهد،آیا اهل چیزهای خاک بر سری هست یا خیر،چه سوگیری سیاسی و فکری دارد

 

کجا کار میکند،کجا زندگی می‌کند،چه رنگی را بیشتر دوست دارد،بیشتر چه کلماتی را جستجو میکند،صاحب کدام یک از اکانت‌های فیک است! آیا در اکانت فیک همینگونه رفتار میکند یا نقاب را کنار میگذارد!

روابط عاطفی‌اش با همسرش چگونه است!یک تنبان دارد یا دو تنبان یا چند تنبان!؟

 

بیایید فرض کنیم آقای«حسن عرفانی» مدتی است که با یک دلبر آی دلبرِ دیگری آشنا شده است.روابطشان نزدیک شده و بصورت شرعی! به بوجی موجی و ناجی ماجی کوروچی رسیده است.الباقی قضایا هِچ!

البته بعد از مدتی برای همیشه این رابطه قطع شده و به هیچ وجه با شخص دیگری تکرار نمی‌شود.

ده سال بعد یعنی دقیقا دو سال قبل از ۱۴۰۸ ایشان نامزد ریاست جمهوری یا مجلس شورای اسلامی می‌شود.

رأی می‌آورد و مثلا نماینده مجلس یا رئیس جمهور می‌شود.

یک سئوال؟

در Big Data ی ده سال اخیر،تمام رفتارهای جناب عرفانی ثبت و ضبط گردیده است!

آبروی رئیس جمهورِ جمهوری اسلامی ایران چند می‌ارزد!!!؟

خریدارِ عکس‌ها!کلیپ‌ها!صداها و پیام‌های بوجی موجی دار رئیسِ جمهورِ آینده، از ایشان چه چیزی را طلب می‌کند!؟

آیا غیر از ضایع کردن حق ۸۰میلیون نفر چیزی خواهد خواست!؟

آیا ممکن نیست رئیس جمهور را پای میز مذاکره میخکوب کند!؟

این فقط یک مثال کوچک بود آنهم با کمترین تولیدِ داده!

فکر کنید! و کمی دایرهٔ افراد را بزرگتر کنید! همسر،پسر،دختر،پدر،مادر،خواهر،برادر! و… اینها هرکدام مشکلات خاص خود را خواهند داشت! و البته داده‌های تولید شدهٔ بسیار!

 

راستی!

چند نفر کارگزار و مسئول در نظام داریم؟

شما از کسی که نقطه ضعف بزرگی دارد انتظار خدمت دارید!؟

آیا می‌دانید برخی از دانشمندان هسته‌ای را با همین روش مجبور به جاسوسی کرده‌اند!!!؟

در واقع ارزش اطلاعات ما در ابعاد امنیت ملی قابل ارزیابی است نه از بعد حریم خصوصی!

 

سئوال اصلی اینجاست؛ اطلاعات تلگرام و شبکه‌های اجتماعی، کجا ذخیره می‌شود؟

چقدر از این اطلاعات مختص کاربران ایرانی است؟

درآمد شبکه‌های اجتماعی از کجاست!؟

 

پ.ن: کمی تا پایان…

 

ما برای مشتری‌های بخش خصوصیِ(بانکداری،بیمه،بهداشت،بازاریابی،حمل و نقل و…) #داده‌کاوی تا این حد قابل دستیابی

و پیش‌بینی هستیم!

برای مشتریان بخش دولتی که عموماً در جهت حفظ امنیت ملی خود یا جاسوسی به داده‌کاوی ورود پیدا میکنند تا چه حد قابل پیش‌بینی و هدایت هستیم!؟

عکس

 

بحث پایانی اما نحوه کسب درآمد شبکه‌های اجتماعی از کاربران است!

چند مصداق:

فیس‌بوک سالیانه ۱۸۰ پتابایت (معادل نیم پتابایت در روز) اطلاعات در سرورهای خود ذخیره می‌کند. این وبگاه به ۱۴۰ زبان دنیا قابل دسترس بوده و ۷۰ درصد از کاربران آن در خارج از ایالات متحده هستند.

 

فیس‌بوک در مقاله‌ای در دسامبر ۲۰۱۳ اعلام کرد، از این امکان برخوردار است که می‌تواند پیش‌نویس نوشته‌های کاربر را که نهایتاً تصمیم به انتشار آن‌ها نمی‌گیرد، همان‌طور که تایپ می‌شوند، ذخیره و نگه‌داری کند. مقاله مشخص می‌کند که فیس‌بوک بر اندیشه‌های اشخاص حتی بدون انتشار نظارت دارد.

 

فیسبوک در گزارشی که در ۲۷ اوت ۲۰۱۳ میلادی منتشر کرد اعلام نمود که اطلاعات کاربرانش را به درخواست دولت‌های مختلف، در اختیار این دولت‌ها می‌گذاشته است.

در این گزارش آمده است که تنها در نیمه نخست سال ۲۰۱۳ میلادی دولت‌های گوناگون خواستار دستیابی به اطلاعات بیش از ۳۸ هزار کاربر این شبکه اجتماعی شده‌اند که در ۸۰٪ موارد درخواست‌ها به نتیجه رسیده‌اند.

بیش از نیمی از درخواست‌ها مربوط به دولت آمریکا بوده است (۲۰ تا ۲۱ هزار کاربر) که به ۷۹٪ از آن‌ها ترتیب اثر داده شده است. میزان دقیق درخواست‌های آمریکا به علت وجود قوانینی که مانع افشای آمار دقیق هستند ممکن نبوده است.

دولت بریتانیا نیز ۲۳۰۰ درخواست در این زمینه داشته است که به ۶۸٪ از آن‌ها ترتیب اثر داده شده. مقامات ترکیه اطلاعات ۱۷۳ کاربر فیسبوک را از این وبگاه درخواست کرده‌اند که فیسبوک به ۴۵ مورد از آن‌ها پاسخ داده است.

گزارش ۱۰-K‌ شرکت فیس بوک، از درآمد حدود ۵.۳ دلاری این شرکت به ازای هر کاربر این شبکه اجتماعی خبر داده است. این میزان درآمد در حالی است که این شبکه تقریبا به ازای هیچ کدام از سرویس‌های مختلفی که در اختیار کاربران قرار می‌دهد، پولی درخواست نمی‌کند.

 

پایان/ مبحث کسب درآمد فیسبوک را از طریق لینک زیردنبال کنید:

http://yon.ir/0GkV7

آیا دولتمردان از این تهدیدات مطلعند و مصر به رفع فیلترتلگرام یا چی!؟

پ.ن: کسالت مانع از این شد که به مباحث تخصصی‌تر ورود کنم.تلگرام در هیچ صورتی امن نیست!با پذیرفتن شروط ایران صرفا قابل کنترل‌تره!

 

 

رویارویی ایران و عربستان؛ از رویا تا واقعیت [رصد و تحلیل]

  ائتلاف عربی به رهبری عربستان در بیانیه ایی اعلام کرد: شلیک موشک از یمن به سمت ریاض تعرض نظامی ایران به عربستان قلمداد میشود و عربستان حق پاسخ به تهران را برای خود محفوظ میداند.   عربستان سعودی سال ۲۰۱۷ بودجه نظامی خود را با پیش بینی کسری بودجه ۵۲ میلیارد دلاری، ۶ درصد … ادامه خواندن “رویارویی ایران و عربستان؛ از رویا تا واقعیت [رصد و تحلیل]”

 لوموند فرانسه : سرباز ایران( سردار سلیمانی ) قوی‌ترین مرد خاورمیانه است
لوموند فرانسه : سرباز ایران( سردار سلیمانی ) قوی‌ترین مرد خاورمیانه است

 

ائتلاف عربی به رهبری عربستان در بیانیه ایی اعلام کرد: شلیک موشک از یمن به سمت ریاض تعرض نظامی ایران به عربستان قلمداد میشود و عربستان حق پاسخ به تهران را برای خود محفوظ میداند.

 

عربستان سعودی سال ۲۰۱۷ بودجه نظامی خود را با پیش بینی کسری بودجه ۵۲ میلیارد دلاری، ۶ درصد افزایش داد و به رقم بی سابقه پنجاه وشش میلیارد و هشتصد میلیون دلار رساند،اخرین خرید تسلیحاتی عربستان ارزشی بالغ برصد و ده میلیارد دلار داشت که رقمی بی سابقه محسوب میشود.

 

عربستان سعودی مجهز به تسلیحات پیشرفته در زمینه سیستم های زمینی،هوانیرو وقدرت دریایی با همراهی مستشاران نظامی اسراییل و امریکا و پیاده نظام های اماراتی و سودانی  دوسال است در نبردی با عنوان “احیای امید” نتوانسته نظامی  همسو با ریاض را در یمن برسرکار بیاورد.

 

این درحالی ست که عربستان سعودی به موازات عملیات نظامی که با هدف تضعیف توان عملیاتی حوثی ها و انصارلله و درنتیجه اقناع انها به پذیرش شروط سیاسی ریاض  انجام میداد؛ در پیشبرد مذاکرات سیاسی میان انصارلله و ریس جمهور مخلوع یمن علی عبدالصالح نیز تاکنون ناکام بوده.

 

با درنظر گرفتن هزینه های مداخله نظامی عربستان در یمن اگر بگوییم عربستان بازنده بزرگ این جنگ است بیراه نگفته ایم.جنگ سعودی ها با مردمانی ست که از زمین و اسمان محاصره اند و از حمایت سیاسی و نظامی  قدرتهای برتر جهان بی بهره اند و جنگجویانش به شیوه چریکها قداره بسته اما پای برهنه از کوه و کمربالا میروند.

 

این جنگ بی تردید  شروعش نخستین قدم اشتباهی  بود که سعودی ها با توهم قطع دست وپای اختاپوسی جمهوری اسلامی برداشتند  بود  و حالا ملک سلمان در شرایطی که جنگی داخلی را هم علیه رقبا و شاهزادگان برای استحکام پایه های اقتدارگرایی اش اغاز کرده  حتی نمیتواند انرا تمام کند!

 

عربستان سعودی در چنین شرایطی تهران را تهدید میکند و شاید درست نمیداند،تهران این روزها در کجای معادلات نظامی و سیاسی منطقه ایستاده.

 

شواهد میگوید در تحولات اخیر در منطقه از بحران در شورای همکاری خلیج فارس به واسطه تنش در روابط جهان عرب با قطر گرفته تا تحولات میدانی در سوریه،  عراق و یمن  و عرصه سیاسی در لبنان ، دستاورد ولیعهد جوان  عربستان چندان قابل توجه و اعتنا نیست.

 

از دیگر سو، تنها نگاهی به تصاویر منتشر شده  قاسم سلیمانی در دیرالزور بلافاصله پس از ازادی اخرین پایتخت خلافت اسلامی در منطقه و بعد از ان دیدار با فرماندهان حشدالشعبی در عراق و سپس در تهران،  ارسال پیام تسلیت از سوی  مسعود بارزانی  ریس پیشین اقلیم کردستان به فرمانده سپاه قدس  در مراسم ختم پدرش  گوشه ایی از جایگاه  این روزهای ایران را در دیپلماسی نظامی منطقه نشان میدهد.

 

یادداشتی از  هانیه سلطانپور در کانال @enqelab_street

 

 

جیغ بنفش کسانی که روحانیت را محصور در مساجد می خواهند

  آقای مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ 25 شهریور در مقاله ای با اشاره به اجرای مسابقه سیب خوری در ساحل خزر توسط برخی از طلاب با حضور دختران و پسران جوان و همچنین عقد خواندن و پاسخ به سوالات شرعی دادن یک روحانی دیگر در جاده چالوس، فریاد وا اسلاما … ادامه خواندن “جیغ بنفش کسانی که روحانیت را محصور در مساجد می خواهند”

 

آقای مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ 25 شهریور در مقاله ای با اشاره به اجرای مسابقه سیب خوری در ساحل خزر توسط برخی از طلاب با حضور دختران و پسران جوان و همچنین عقد خواندن و پاسخ به سوالات شرعی دادن یک روحانی دیگر در جاده چالوس، فریاد وا اسلاما و وا روحانیت برآورده و فرموده اند:

ای بزرگان حوزه‌های علمیه به داد برسید و روحانیت را از این بی‌ضابطه عمل کردن‌ها نجات دهید.

 

چند روز قبل هم مقاله دیگری در این روزنامه چاپ شده بود که در آن نوشته شده بود که روحانیت نباید در مترو و پارک و … حضور داشته باشد و این ها خلاف شان روحانیت است و بی ارزش کردن این نهاد و ..

 

این مطالب نشان می دهد که زحمات و مجاهدت های طلاب و مبلغین عزیز جهادی که با اخلاص و به صورت کاملا #آتش_به_اختیار و بدون کمک و حمایت نهادهای مسئول در حال فعالیت در نقاط مختلف کشور هستند، در حال به ثمر نشستن است .

این فریادها نشان از نگرانی کسانی دارد که روحانیت را محصور در دیوارهای مساجد می خواهند و حضور در جامعه را خلاف شان آن ها می دانند.

 

آقای مهاجری پیامبر ما طبیب دوار بطبه بودند، یعنی در مسجد نمی نشستند تا مریض به ایشان مراجعه کنند، بلکه به دنبال بیماران خود می رفتند.

 

آقای مهاجری ای کاش این دلسوزی ها را زمانی انجام می دادید که در سال 84 سرور و مقتدای شما جناب آقای هاشمی در تلوزیون با دختران و پسران جوان دور میز نشستند و از دوستی دختر و پسر و … گفتند و خندیدند

 

ای کاش یکی از این مقاله ها را در نقد حضور آقای خاتمی در ایتالیا و دست دادن با زنان نیمه عریان می نوشتید

 

یا ای کاش نیم نگاهی به جلسات و سخنان رئیس جمهور مطلوبتان در ایام انتخابات می انداختید که کشف حجاب و رقص دختر و پسر کمترین کاری بود که در این جلسات انجام می شد.

 

البته بنده منکر برخی کج سلیقه گی ها نیستم و یقینا در هر کار بزرگی برخی اشتباهات هم رخ می دهد، اما نفس حضور روحانی در استادیوم،مترو، پارک و هر کجا که مردم هستند، کار مقدسی است و ان شاالله خداوند به بانیان این برنامه ها خیر دنیا و آخرت عنایت نماید. 

 

یادداشتی که خواندید برگرفته از کانال تلگرامی استاد حسن مرادی بود . ایشان درباره مسائل سیاسی و اجتماعی روز می نویسند .برای دنبال کردن ایشان یوزر @hasanemoradi را جستجو کنید 

نقش مساجد و حسینیه‌ها در وحدت دین و سیاست از مشروطه تا کنون

سال اول هجرت، زمانی که اولین مسجد ساخته شد، آن را پایگاه مسلمین قرار دادند تا به آیندگان بفهمانند که دین و سیاستمان یکی است و وحدت آن دو، حتی در مظاهرشان یعنی دیوان و معبد نیز رعایت شده است. دیوان، که دادگستری و دولت آن موقع بود، مرکزش مسجد بود و معبد نیز، مسجد. … ادامه خواندن “نقش مساجد و حسینیه‌ها در وحدت دین و سیاست از مشروطه تا کنون”

مسجد نصیرالملک شیراز
مسجد نصیرالملک شیراز

سال اول هجرت، زمانی که اولین مسجد ساخته شد، آن را پایگاه مسلمین قرار دادند تا به آیندگان بفهمانند که دین و سیاستمان یکی است و وحدت آن دو، حتی در مظاهرشان یعنی دیوان و معبد نیز رعایت شده است. دیوان، که دادگستری و دولت آن موقع بود، مرکزش مسجد بود و معبد نیز، مسجد.

 

محل عبادت و مکان خاکسار شدن در برابر معبودی که به تازگی پیامبرِ آخرین را برای هدایت بشر فرستاده بود و کنیسه و کلیسا را به مسجد، مبدل ساخته بود. این همزیستی و وحدت بین دستگاه حکومت و دستگاه عبادت، پیام‌هایی را به ما قرن بیست و یکمی‌ها منتقل می‌سازد که به مدد آن، می‌توانیم در برابر خصم و مخالفِ عینیت سیاست و دیانت در اسلام، احتجاج کنیم و حجت آوریم.

 

ساختار فکری مسلمانان قرون ابتدایی نیز این بود. همان طور که در همان اوایل امر، “دارالخلافه” مسجد بود و “دارالقضاء” نیز مسجد. مردم برای مهمترین ارکان زندگی اجتماعی‌شان، یعنی قضاء و اجرا، به مسجد پناه می‌بردند؛ مسجدی که پنج نوبت در آن نماز می‌گذاردند و به عبادت خالق‌شان می‌پرداختند. و حال همان مسجد، مأمن آرامش و نظم اجتماعی‌شان نیز بود.

 

در ادوار تاریخی، این اعتقاد و بنیان، با تلاشِ افزون بنی امیه و بنی عباس دگرگون شد و باعث شد تا دارالخلافه و مسجد جدای از یکدیگر به کار خود ادامه دهند. با این حال هنوز آن حالت وحدت تا حدودی حاکم بود. هنوز امت واحدهٔ اسلام، دستگاه حکومت و عبادت را یکی می‌خواست. هنوز هم مسجد بیش از آنی که حاکمان می‌طلبیدند، در سیاست بود و سر رشتهٔ خیلی اتفاقات را می‌شد در مسجد جست.

 

***

آنچه که قصد بررسی آن را داریم، بحث این تغییر و تحول در قرن معاصر، البته به طور اجمال و خلاصه است. یعنی نقش مسجد، در ارتباط برقرار کردن میان دیوان و معبد. دورانی که تقابل فکری بین دو نظریهٔ سکولاریزم (دین‌زدایی) و عینیت دین و سیاست، باعث چند دستگی میان امت اسلامی گردیده است. البته اگر با تیزبینی بنگریم، همین تقابل نیز در آن سوی دنیا و در میان ملل غرب نیز چند دستگی ایجاد کرده است و این می‌تواند به ما یاری کند تا در این بازی میان نظریات، پیروز گردیم و عینیتِ دین و سیاست را در جهان غالب کنیم.

 

مطلع را مشروطه قرار می‌دهم. مطلعی که مبدأ تغییرات شگرفی در تاریخ ایران گردید. بنابراین مقاله را در چهار مقطع زمانی پیگیری می‌کنیم؛

۱٫ از مشروطه تا سال ۱۳۴۲

۲٫ از ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷

۳٫ از ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۷

۴٫ از ۱۳۶۷ تا حال

قابل تأمل است که این تقسیم بندی مطلق نبوده و از باب نزدیکی و اعتبار وقایع مهم، این‌چنین تاریخ را برش داده‌ایم.

 

۱٫ از مشروطه تا سال ۱۳۴۲

در تاریخ مشروطه، می توان موارد متعددی را نام برد که برجستگی نقش مسجد را در وقایع سیاسی روز، نمایان می‌سازد. در آنچه که از تاریخِ مشروطه برایمان به یادگار مانده است و نگاشته شده است، می‌توانیم سر رشتهٔ مشروطه‌خواهی را از “مسجد” پیدا کنیم؛

 

«بعد از چوب خوردن تجار در عمارت حکومتی، هیجانی بین تجار و اهالی پیدا شد. متوسل به مرحومِ طباطبایی مجتهد سنگلجی شدند. آقا دستور دادند که چند روزی را بی‌صدا مشغول کار خودتان باشید. پس از آن که اقدامات من انجام شد، به شما اطلاع می‌دهم. انشاء الله کار بزرگی را از پیش برمی‌داریم. این واقعه در سنه ۱۳۲۴ قمری واقع شد …. انقلاب ایران از اینجا شروع شد.» (مقدمات مشروطیت، هاشم محیط وافی، ج۱، ص۸۸ (

 

پس از این است که مرحوم طباطبایی در مسجد چاله حصار تهران، سخنرانی‌های خود را آغاز می‌کنند و سنگِ بنای حرکتی را می‌گذارند که تا چندی بعد به یکی از مهمترین انقلاب‌های ایران تبدیل می‌شود. پس از این واقعه‌ها نیز مسجد نقشی فرای آنچه که عبادتِ فردی‌ست، بر عهده داشته است، به خصوص زمانی که مسجد در کنارِ بارگاهِ امام یا امامزاده‌ای هم واقع شده باشد. نقشِ حرم شاه عبدالعظیم حسنی و حرم حضرت معصومه سلام الله علیها در مشروطه بر کسی پنهان نیست.

 

مسجدی در ایران . دهه 40
مسجدی در ایران . دهه 40

 

۲٫ از ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷

در این دوران بود که تعریف مسجد به عنوانِ پایگاه اصلی و اساسی مسلمین نمود و جانی تازه و نوین یافت. روحانیون و اصحاب حوزه، توانستند با نفوذی که در مساجد داشتند، اقشار مختلف مردم را در جریان مسائل و اخبار روز قرار دهند. در آن زمان به دلیل تحریم تلویزیون از طرف اقشار مذهبی، مسجد، وظیفهٔ نشر اخبار را نیز در برنامهٔ خود قرار داده بود. بدین شکل که اجتماع نمازگزاران در مسجد، اخبار را خود به خود و سینه به سینه منتقل می‌کرد. گاه نیز امامان جماعت در حین سخنرانی‌های خود این اخبار را به اطلاع مأمومین می‌رساندند.

 

پس از تبعید امام (رحمه الله) از ایران، مسجد و مسجدیون، یکی از مهم‌ترین اخبار خود را اخبار مربوط به این شخصیت سیاسی ـ مذهبی قرار می‌دادند. در این دوران، حلقه‌های مبارزه در زیر چتر مساجد شکل گرفت. بهانه‌های متفاوتی جهت جذب اقشار مختلف مردم، به خصوص جوانان به سوی روند مبارزه با رژیم، در مسجد به وجود آمد که از آن‌ها می‌توان به کانون‌های قرآن اشاره کرد.

 

آموزش قرآن نه فقط بر اسلامی بودن حرکتِ مردمی مهرِ صحت می‌گذاشت و نه تنها باور مذهبی را در میان ملّت که می‌رفت بدل به امّت شود تقویت می‌کرد، که چتر و نقاب بسیار مناسبی بود تا همراه آموزش معارف قرآنی به جوانان، ایشان را با روند مبارزه نیز آشنا نمود.

 

این حلقه‌ها که در سراسر کشور به صورت پراکنده‌ای شکل گرفته بود، چندی بعد و در پی انتشار بیانیه‌ها و اعلامیه‌های حضرت امام (رحمه الله) وظیفهٔ پخش و نشر این اعلامیه‌ها را نیز عهده‌دار شد. درآن زمان، این اعلامیه‌ها دارای اهمیت فراوانی بود و رژیم با کسانی که این اعلامیه‌ها را پخش می‌کردند به شدت مقابله می‌کرد و مسجدیون که اینک خود را وارد عرصهٔ نوینی از زیست اجتماعی کرده بودند، این وظیفه را داخل در فعالیت‌های دیگر خود در مسجد کرده بودند.

 

البته در این جا نقش سازهٔ مسجد را می‌توان به عنوان یک دژ و سنگر در یارگیری، بیش‌تر نمایان دید. به نحوی که اشخاص گوناگون در مسجد حضور پیدا می‌کردند و پس از جذب توسط مذهبیون، در مسیر فعالیت‌های سیاسی قرار داده می‌شدند. یعنی مساجد کانونی قرار گرفته بودند جهت شناسایی و یارگیری اشخاصی که پای در عرصه و دستگاه عبادی اسلام می‌گذاشتند و پیش‌برد ایشان در دستگاه سیاسی و حکومتی اسلام در این مکان روحانی پی‌ریزی و پی‌گیری می‌شد.

 

به اعتراف تاریخ، مساجد در این دوران وظیفهٔ خویش را به خوبی انجام داد. در این دوران بود که اهمیت مساجد به فعالیت‌های سیاسی کسانی بود که در آن مسجد نماز می‌خواندند. در این دوران بود که مساجد با امامان جماعت خود شناخته شد و مردم مساجد را با عنوان و نامی بر خلاف اسم سر در آن مسجد می‌شناختند. چونان که از مسجد هدایت، که پایگاه آیت الله طالقانی بود می‌توان به عنوانِ یکی از پر رنگ‌ترینِ مساجد در این روند بود. مسجد قبا، الجواد از نمونه‌های فراوانِ دیگری است که شاخصهٔ مشترک همهٔ آن‌ها فعالیت جدّی امامان جماعت آن‌ها در مبارزه با رژیم و شرکت در نهضت امام خمینی (رحمه الله) بوده است.

 

 

۳٫ از ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۷

این سال‌ها به عنوان سال‌های سرنوشت ساز برای شروع حرکت حکومتی و در عین حال انقلابی مردم ایران، حساسیت ویژه‌ای را در خود داشت. در این مرحله و در پی تثبیت نظامی که آرمان اقشار مختلف مردم و به خصوص مسلمانان بود، مساجد به عنوان محلی برای اطلاع مردم از روند انقلاب شناخته می‌شد. به همان شکل که پیش از آن و در سال‌های پیش از ۵۷ نیز بود.

 

البته این‌بار و در پی تصرف مراکز خبری از جمله رادیو و تلویزیون، مساجد باید به دنبال نقشی جدیدتر می‌گشتند که متناسب با آن بتوانند در روند شکل‌گیری نظامی که به گمان بسیاری نظام متصل به قیام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود، دخیل و شریک باشند. در پی فعالیت روحانیون در مساجد در دورهٔ قبل، برخی از مساجد به نام ایشان شناخته می‌شد؛ نه به نام مسجد. مثلاً مسجد آیت الله طالقانی و …. و به همین ترتیب نسبت به سایر شخصیت‌ها.

 

این ویژگی‌ها باعث می‌شد تا مردم به جهت ملاقات با این روحانیون که حال در کسوتی متفاوت و در قالب مقامات حکومتی نیز شناخته می‌شدند، به این مساجد رقبت خاصی نشان بدهند. اینجا نیز نقش حکومت و دین با هم نسبتی دیگر پیدا کرد. تا قبل از این، مسجدی‌ها که رویاروی حکومت، تلفیق حکومت و سیاست را منجر شده بودند، می‌بایست در مرکز عبادی خویش به یاری حکومت می‌شتافتند و این جنبه‌ای دیگر را از وحدت سیاست و عبادت نمایان می‌کرد.

 

تا آن که همسایهٔ ایران به وسیلهٔ قدرتی دیکتاتوری، که بعدها به همسایگان دیگرش نیز یورش برد، به ایران حمله کرد و باعث گردید تا مراکز دینی مسلمین، علاوه بر نقش هدایت‌گری به عنوان مراکز جهاد نیز شناخته شوند. مساجد به عنوان مناسبترین و بهترینِ مرکز جهت سازماندهی نیروهای انقلاب، اکنون به مرکزی جهت اعزام نیرو به صحنهٔ رویارویی حق و باطل تبدیل گردید.

 

شور و شوق ایجاد شده در پی فرمان جهاد ولی امر مسلمین و شوق به جانبازی و جان‌نثاری در راه اسلام، دستگاه عبادی اسلام را به همان دستگاهی مبدل کرد که در دوران طلایی حکومت و مبارزهٔ خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله و سلم) بود.

 

مسجد، در دوران خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله و سلم)، گاه مکانی بود برای جهاد و سازماندهی نیروها در غزوات و نبردهای صدر اسلام. اکنون و پس از این همه سال، این مساجد به دوران طلایی خود باز می‌گشتند و به دامان صدر اسلام پناه می‌بردند تا بگویند که این اسلام و این نبرد در برابر باطل، همان است که در صدر اسلام نیز بود.

 

جدای از این همه، امام خمینی (رحمه الله) نیز اقامتگاهش را در جنب مکانی به سیاقِ مسجد قرار داد تا به دیگران بفهماند که دستگاه عبادی و سیاسی در اسلام، یکی است و غیر از مسجد را بر نمی‌تابد. و از همین مکان بود که پیامش را به همهٔ جهانیان ابلاغ می‌کرد و غرب و شرق را به تحیر وا می‌داشت.

 

شاید بتوان از قرار داشتن مکان نماز جمعه در میان دانشگاه تهران نیز برداشت کرد همچنان که در صدر اسلام این‌چنین بود که مسجد، مَدرَس نیز بود، دانشکده‌های کنونی، جلوه‌ای هستند از حلقه‌های آموزشی‌ای که در مساجد سال‌های اول ظهور اسلام بر پا بود. حلقه‌هایی که تفسیر و قرائت قرآن در آنها بر قرار بود.

 

مسجد صنعتگران مشهد
مسجد صنعتگران مشهد

 

۴٫ از ۱۳۶۷ تا حال

در سال‌های بعد از جنگ، دوره‌ای قرار داشت که یاوران رهبر کبیر انقلاب، پس از جنگی فرسایشی اما ارزشی، به مأمن سابق خود، مسجدها پناه ببرند. حال و هوای سال‌های مقاومت در پوست و خون این ملت نفوذ کرده بود و نمی‌توانست در مأمنی به غیر از مسجد آرام بگیرد.

 

امام خمینی (رحمه الله) اما در آغاز این مقطعِ زمانی، دنیا را بدرود گفته و آن را به خلف پس از خود، خامنه‌ای (مد ظله العالی) سپردند. مدفنش را نیز مسجدوار قرار دادند تا بگویند که این انقلاب، از نوع انقلاب صدر اسلامی است و رهبرش چون رهبر آن انقلاب، در مدفنی به سیاقِ مسجد است که آرام خواهد گرفت.

 

از طرف دیگر بسیجیان بازگشته از جنگ، به دامن همان مکانی رو آوردند که از آن به جبهه اعزام شده بودند. اینان بهتر آن دیدند تا با تشکیل منظم پایگاه‌های بسیج در مساجد، تا حد امکان خاطرهٔ آن سال‌ها را زنده نگه دارند. لذا چنین شد که پایگاه‌های بسیج پس از ساخت هر مسجد به عنوان اولین دستگاه و مرکز در مسجد مستقر شدند.

 

این همه رفت تا مسجد، این باور را تقویت کند که هر چه باید باشد، آغازینه‌اش مسجد باید باشد و مسجد چون کلیسا و معبد نیست که فقط عباداتِ فردی را بطلبد، که اسلام، دینی نه فقط در عرصهٔ خصوصی، که اجتماعی است.

 

منبع : وبلاگ هابیل (یادداشتی از میثم رمضانعلی)

 

چرا قرعه کشی های تلویزیونی و جوائز میلیونی بازی دو سر باخت است؟

  سودای یک شبه پولدار شدن بازی دو سر باخت قرعه کشی های تلویزیونی شاید شما برنده خوش شانس این هفته باشید…هر هفته بیش از 200 میلیون جایزه نقدی و غیر نقدی …یک دستگاه ویلای خصوصی جایزه برنده خوش شانس این هفته… این جملات و امثال اینها تماماً جملاتی‌اند که این روزها در برنامه‌های مختلف … ادامه خواندن “چرا قرعه کشی های تلویزیونی و جوائز میلیونی بازی دو سر باخت است؟”

قرعه کشی های تلویزیونی
قرعه کشی های تلویزیونی

 

سودای یک شبه پولدار شدن

بازی دو سر باخت قرعه کشی های تلویزیونی

شاید شما برنده خوش شانس این هفته باشید…هر هفته بیش از 200 میلیون جایزه نقدی و غیر نقدی …یک دستگاه ویلای خصوصی جایزه برنده خوش شانس این هفته… این جملات و امثال اینها تماماً جملاتی‌اند که این روزها در برنامه‌های مختلف تلویزیونی و تجارت‌های پیامکی مرتباً شنیده و دیده‌اید. شرکت‌های تجاری نیمه دولتی و خصوصی چنان به تنور مسابقات تلویزیونی و جایزه‌های تلویزیونی و اسپانسرینگ ها دمیده‌اند که موجی از شانس بازی و رقابت‌های لاتاری وار در مردم و مصرف کنندگان ایجاد شده است.

 

متأسفانه در مسائل تجاری و بازرگانی و همین طور تبلیغات مربوط به آن‌ها اصولاً یاد گرفته‌ایم تبدیل به یک کپی‌بردار محض از روی دست آن‌ور آبی‌ها بشویم و هر آنچه را آنها انجام می‌دهند بدون کم و کاست و بلکه ده برابر آن را در کشور خودمان اجرا کنیم؛ فارغ از اینکه آن عمل ممکن است اثرات مخربی را بر الگوی رفتار مصرف کننده و فرهنگ مردم کشورمان بگذارد.

 

چه بخواهیم و چه نخواهیم دیگر بازار این‌گونه قرعه‌کشی‌ها و بازاریابی‌ها داغ داغ شده است و همه سعی در اجرای آن دارند و سرآمدتر از همه می‌توان اپراتورهای تلفن همراه یا سیستم‌های ارزش افزوده مخابراتی (VAS) و نوع دیگر سیستم‌های تلفنی سیستم‌های مبتنی بر یو پی اس را نام برد که به صورت شماره‌هایی شبیه *Code# هستند. همپای شرکت‌های خدمات ارتباطی و تلفنی شرکت‌های تولید مواد شوینده و مواد غذایی هستند که تمام توان خود را برای اختصاص بازار بیشتر و بزرگ‌تر به خود اختصاص داده‌اند.

 

اینکه منابع مالی این قرعه کشی های تلویزیونی بزرگ از کجا تأمین می‌شوند فعلاً مهم نیست و اصلاً مهم نیست که هزینه این قرعه کشی‌ها در سال حدود 10 الی 20 میلیارد هستند اما سؤال اینجاست که چرا همیشه وقتی سراغ این تولید کنندگان می‌رویم از کمبود ذخیره سرمایه یا سرمایه در گردش می‌نالند؟

 

اگر منابع مالی ندارند پس این جایزه‌های کلان چیست و اگر منابع مالی دارند پس این نالیدن‌ها چیست؟

 

اصولاً وقتی ذره‌ای تکانه تورمی در بازار ایجاد می‌شود  یا ذره‌ای قیمت مواد اولیه در بازار گسترش می‌یابد، تولید کنندگان نخستین کسانی هستند که سریعاً دادشان بالا می‌رود، به سمت اتاق اصناف حرکت می‌کنند، در مقابل آنها صف می‌کشند برای مجوز افزایش قیمت؛ اما موقعی که کاهش قیمت‌های مواد اولیه را در بازار مشاهده می‌کنیم هیچ اثر کاهش قیمتی را شاهد نیستیم.

 

واقعیت این است که تمام این تولید کنندگان به منظور افزایش سهم بازارشان رو به این کارها آورده‌اند و چون رکود سنگینی در بازار وجود دارد که موجب بی میلی مصرف کننده نسبت به خرید یا حتی تغییر سبد خریدش شده، تولید کنندگان را مجبور به چنین سیاست‌هایی کرده است . 

 

اما باید به این مسأله توجه کرد که درست است موج‌های احساسی و بازی با هوش هیجانی مشتری عامل بسیار تأثیرگذار است و در فروش کوتاه مدت تغییرات و افزایش گسترده ایجاد می‌کند اما بعد از خوابیدن آن هیجانات و تمام شدن جشنواره‌های قرعه کشی های تلویزیونی ، مصرف کننده سریعاً به کیفیت محصول رجوع می‌کند.

 

پر واضح است که تولید کننده عاشق چشم و ابروی مصرف کننده نیست که به آن خودروی لکسوس و BMW و ویلا و سکه بدهد و برای سود بیشتر است که روی به سمت قرعه کشی های تلویزیونی می‌آورد اما باید به این موضوع اشاره کرد که پول تمامی این قرعه کشی‌ها را کامل و تمام از مصرف کننده می‌گیرد و با سیاست غیرمنصفانه‌ای با افزایش قیمت تولیداتشان، هم سهم قرعه کشی‌ها را از مصرف‌کننده می‌گیرد و هم اینکه این قدرت را برای خودش به‌وجود می‌آورد که از سطح بالاتری با اتاق اصناف و سازمان‌های بازرسی کننده بر سر قیمت تولیدات خود چانه زنی کند.

 

چون وقتی زمان افزایش قیمت بشود به راحتی این مسأله صورت می‌گیرد ولی وقتی بحث کاهش قیمت به دلیل حمایت از مصرف کننده  یا به دلیل کاهش قیمت مواد اولیه باشد، با اعلام قیمت تولیدات خود در تلویزیون و اینکه مبلغ زیادی را جایزه می‌دهند بهانه‌های مختلفی را می‌تراشند تا هیچ کاهش قیمتی را صورت ندهند.

 

اینجاست که باید به این مسأله اذعان کرد که اصولاً هیچ وقت سازمان حمایت از مصرف کننده حداقل بر طبق نامش عمل نمی‌کند و فقط زمانی که بحث افزایش قیمت مطرح می‌شود اعلام پذیرش می‌کند و الا نه در کاهش قیمت‌ها و نه در افزایش کیفیت‌ها و نه حمایت از حقوق مصرف کننده، هیچ‌گاه حضور فعال و مؤثری ندارد.

 

اما باید به این توجه شود که خرید برنامه‌های تلویزیونی که با قیمت‌های ثانیه‌ای و بسیار هنگفت صورت می‌گیرد، یک بازی باخت باخت است. اینکه صدا و سیما کسری بودجه دارد یا نه بماند و اینکه دولت بودجه کافی به آن اختصاص می‌دهد یا نه، بازهم بماند و حتی بماند اینکه دولت به علت اختلاف با صدا و سیما و جلب حمایت صدا و سیما بودجه آن را گروگان نگه می‌دارد یا نه؛

 

اما این دو نهاد ملی باید توجه کنند که این رویه بسیار غلط است و هم مصرف کننده را متضرر می‌کند و هم تولید کننده را و وقتی این وضعیت ایجاد شد، کشور و ملت ضرر می‌کنند و دودش، هم به چشم مردم می‌رود و هم مسائل پیش روی دولت را بیشتر و پیچیده‌تر می‌کند.

 

 

شما در شرکت‌های خارجی و کشورهای خارجی این تبلیغات را مشاهده می‌کنید اما نه به این گستردگی. به عنوان مثال شرکت اپل را در نظر بگیرید که وقتی محصول جدیدش را به بازار ارائه می‌کند، برای دریافت آن صف کشیده می‌شود. حالا بررسی کنید و ببینید اپل چقدر قرعه کشی های تلویزیونی و جایزه می‌دهد؟ تقریباً هیچی.

 

واقعیت این است که برای وفاداری مشتری به شما و افزایش سهم بازار در میان مدت و بلند مدت در کنار تبلیغات حتماً افزایش کیفیت و در نظر گرفتن سیاست‌های بازرگانی نیاز است نه اینکه محصول خوش آب و رنگی تولید کنید و وقتی مشتری با آن رو به رو می‌شود با بسته‌ای مواجه باشد که نصف آن هواست و الا این سیاست‌های در پیش گرفته شده فقط منجر به شرطی شدن مشتری می‌شود و لا غیر که در آینده دست و پا گیر خود تولید کننده می‌شود؛

 

به صورتی که بعد از مدتی که مصرف کننده ببیند مرتباً خرید می‌کند ولی هیچ موفقیتی به‌دست نمی‌آورد، باعث بی اعتمادی و عصبانیت‌اش می‌شود که نتیجه‌ای جز مجازات تولید کننده با عدم خرید نخواهد داشت. بماند اینکه حس راحت طلبی و شانسی بودن موفقیت‌ها را در مردم به‌وجود می‌آورد که بدعت فرهنگی‌ای نابخشودنی است.

 

رویه در پیش گرفته شده را نامی جز بازی با احساسات مردم در شرایط سخت زندگی‌شان نمی‌توان گذاشت؛ شرایط رکودی که مردم حتی از خرید محصولات بسیار واجب تغذیه‌ای‌شان مانند شیر و لبنیات و … می‌گذرند تا زندگی‌شان را بچرخانند، آن وقت یک عده در این شرایط با رضایت دولت و صداسیما با ترسیم یک زندگی رؤیایی دست نیافتنی همراه با صندوق طلا و ویلا و ماشین آخرین سیستم، آن هم بدون هیچ زحمت و کوششی و فقط با برد در یک لاتاری، باعث تحقیر و سرخوردگی مردم می‌شوند.

 

شاید جالب باشد که حتی در این لحظه که مشغول نگارش آخرین کلمات این متن بودم، پیامکی با متنی برای تشویق به شرکت در قرعه کشی های تلویزیونی با ارسال عددی به شماره‌ای برایم آمد که نشان می‌دهد این جنون شانس، سعی دارد همه را ببلعد.

 

گزارشی از حسین آمره (صبح نو 285)

 

قدرت طلبی اصلاح طلبان با هواداران افراطی به فاشیسم می‌انجامد

  اصلاح طلبی و قدرت‌طلبی   چهارسال پیش در همین روزها، یکی از روزنامه‌های زنجیره‌ای اصلاح‌طلب تیتر یک خود را چنین تنظیم کرد: «دیروز پاستور، امروز بهشت، فردا بهارستان». در تحلیل این شعار یکی از اصلاح‌طلبان از فتح سنگر به سنگر عرصه‌های قدرت خبر داده بود.   به نظر می‌رسد اکنون و با تحقق این … ادامه خواندن “قدرت طلبی اصلاح طلبان با هواداران افراطی به فاشیسم می‌انجامد”

 

اصلاح طلبی و قدرت‌طلبی

 

چهارسال پیش در همین روزها، یکی از روزنامه‌های زنجیره‌ای اصلاح‌طلب تیتر یک خود را چنین تنظیم کرد: «دیروز پاستور، امروز بهشت، فردا بهارستان». در تحلیل این شعار یکی از اصلاح‌طلبان از فتح سنگر به سنگر عرصه‌های قدرت خبر داده بود.

 

به نظر می‌رسد اکنون و با تحقق این آرزو، چیزی از اشتیاق اصلاح‌طلبان برای کسب حداکثر قدرت کم نشده است.

 

روزنامه شرق،هفته گذشته با به چالش کشیدن ایده«کابینه فراجناحی» از آن به «اپوزیسیون‌نوازی» تعبیر کرده بود. سردبیر روزنامه شرق با قاطعیت، به خدمت گرفتن هر فرد غیراصلاح‌طلب را نکوهش کرده بود: «مگر مردم خودشان نمی‌توانستند به اصول گرایان رأی بدهند که حالا عده‌ای دنبال احقاق حق آنها هستند. مردم از روحانی که با ۲۴ میلیون رأی قاطع آنها روی کار آمده، انتظار دارند کابینه‌ای تشکیل بدهد که چهره واقعی آرای آنان را نشان دهد.»

 

به عبارت دیگر از نظر اصلاح‌طلبان معتدل، کابینه باید در انحصار و تسخیر اصلاح‌طلبان باشد و لاغیر. هرچند که افراد شایسته و لایق در جناح‌های دیگر وجود داشته باشند.

 

اما اصلاح‌طلبان تندرو با صراحت بیشتری با مقوله «قدرت‌طلبی» مواجه شده‌اند. خانم فائزه رفسنجانی در مصاحبه‌ای تأکید می‌کند که نباید اصلاح‌طلبان از واژه «قدرت‌طلبی» بترسند و نباید پشت کلماتی مانند خدمت به مردم، تمایل به قدرت را پنهان کنند.

 

ایشان می‌گوید:«متأسفانه ما بعد از انقلاب ادبیاتی را رایج کردیم؛ می گوییم دنبال قدرت نیستیم؛ ما دنبال خدمت هستیم. با این الفاظ می‌خواهیم «قدرت طلبی»خودمان را که به نظر من بد نیست، منفی ارائه دهیم و بگوییم ما بخش مثبت این قضیه را دنبال می‌کنیم. «حزب» بدون «قدرت» و «قدرت» بدون «حزب» نمی‌شود. یعنی افراد می‌آیند در انتخابات تلاش می‌کنند تا قدرت را به دیگران بدهند؟»

 

شیفتگی عجیب و اشتیاق غیر قابل وصف به قدرت اصلاح‌طلبان سابقه‌ای چند دهه‌ای دارد. جناح چپ و اخلاف آن‌ها یعنی اصلاح‌طلبان هرگاه به قدرت دست پیدا کردند به سرعت مجاری جدید قدرت را جستجو کرده و دست غیر همفکران خود را کوتاه کردند.

 

اکنون نیز اشتیاق رسیدن به قدرت، برخی اصلاح طلبان را دچار این توهم کرده که انگیزه مردم از حضور در انتخابات، بیرون راندن آقای آبی از بهارستان و پاستور بود و بر مسند قرار گرفتن آقای قرمز و فراموش می‌کنند که مردم به دنبال حل مشکلات فرهنگی و معیشتی خود بودند که به دامان یک جناح سیاسی متفاوت پناه بردند. والا برای مردم جناح آبی و قرمز اگر نتوانند مشکلات آنها را حل کنند، پشیزی ارزش ندارد.

 

خصلت قدرت‌طلبی که ظاهراً اصلاح‌طلبان دیگر ابایی از الصاق کردن آن به هویت خود ندارند، می‌تواند بسیار آسیب‌زا باشد.

اول اینکه هرگاه قدرت‌طلبی با بسیج توده‌ای هواداران افراطی همراه شود به فاشیسم می‌انجامد. تجربه‌های سازمان منافقین گواه این ادعاست. البته خوشبختانه دولت مستقر تا کنون به این انحصارطلبی‌ها تن نداده و حتی مشاور رئیس جمهور این سهم‌خواهی‌های بی‌موقع را مورد سرزنش قرار داده است.

 

به علاوه، دولت مستقر در بسیج توده‌ای هواداران متعصب و مجازی که در واکنش به شعارهای هشدارآمیز روز قدس و اشعار پیش از نماز عید فطر، کلیک به دست شده و توفان به راه انداختند، احتیاط به خرج داده است؛ اما به هر حال فاشیسم ممکن است هرلحظه از کنار هم قرار گرفتن قدرت‌طلبی سران اصلاحات و لشکر هواداران و احساسی، سربرآورد و این چیزی است که دلسوزان هر دو جناح را نگران کرده است.

 

دومین نکته این است که اصولاً روشنفکری و تقاضا برای اصلاح جامعه با قدرت‌طلبی سازگار نیست. تاریخ نشان داده که روشنفکران از خودگذشته که برای خود رسالت اصلاح جامعه را قائل بوده‌اند، از منافع شخصی گذشته‌اند و همین امر به موفقیت آنها منجر شده است؛

 

اما روشنفکرانی که در دام قدرت‌طلبی افتادند از اصلاح باز ماندند و جز ننگ نامی برایشان باقی نماند. نمونه ایرانی این اصلاح‌طلبان، میرزا حسین سپهسالار است که با اندیشه اصلاحات پا به عرصه سیاسی گذاشت و طمع به قدرت و ثروت، باعث شد که پس از دریافت رشوه در قرارداد رویترز، با فضاحت کنار برود.

 

سومین آسیب قدرت‌طلبی اصلاح‌طلبان این است که حرص به قدرت نهایت ندارد و سرانجام یک فرد یا جریان را از درون نابود می‌کند. در این زمینه به داستان کوتاه «یک آدم چقدر زمین می‌خواهد؟» نوشته تولستوی اشاره می‌کنم که به خوبی و در قالب تمثیل نشان می‌دهد که چگونه «حرص و منفعت‌طلبی» به نابودی منجر می‌شود.

 

این داستان، زندگی دهقانی را روایت می‌کند که این بخت را می‌یابد تا با پیمودن هر میزان از زمین در یک روز، مالک آن شود. حرص به کسب زمین بیشتر، او را وادار کرد که با تمام توان مسیر را حرکت کند؛ اما درست لحظه‌ای که به پایان مسیر رسید، قلبش از کار ایستاد و مرد! حرص و منفعت‌طلبی او را از پای درآورد. «دهقانان گودالی در زمین کندند و او را در آن قرار دادند. طول این گودال در حدود پنج قدم و عرض آن تقریباً دو قدم بود. این گودال کوچک تمام زمینی بود که دهقان حریص حالا به آن احتیاج داشت!»

 

یادداشتی از دکتر محسن ردادی ( استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی) ؛ در صبح نو (258)

 

 

درخواست دکتر ساعی برای برخورد با گردانندگان برنامه خندوانه

  دکتر محمدحسین ساعی استادیار و رئیس دانشکده ارتباطات و رسانه دانشگاه صداوسیما , از مسئولان سازمان صدا و سیما خواست  با گردانندگان برنامه سخیف و مبتذل خندوانه برخورد کنند   نقد دکتر محمد حسین ساعی نسبت به برنامه خندوانه را در ادامه می خوانید »    اعوذ بالله العلی العظیم من الشیطان اللعین الرجیم و … ادامه خواندن “درخواست دکتر ساعی برای برخورد با گردانندگان برنامه خندوانه”

 

دکتر محمدحسین ساعی استادیار و رئیس دانشکده ارتباطات و رسانه دانشگاه صداوسیما , از مسئولان سازمان صدا و سیما خواست  با گردانندگان برنامه سخیف و مبتذل خندوانه برخورد کنند

 

نقد دکتر محمد حسین ساعی نسبت به برنامه خندوانه را در ادامه می خوانید » 

 

اعوذ بالله العلی العظیم من الشیطان اللعین الرجیم و من شتات الأمر و وساوس الصدر و من شرود العقل و من فتنة المحیا و الممات أعوذ بالله من الهم والحزن و من العجز و الکسل و اعوذ بالله من نفسی

 

  یا أَیهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لَا یسْخَرْ قَومٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَی أَنْ یکونُوا خَیرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَی أَنْ یکنَّ خَیرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَنْ لَمْ یتُبْ فَأُولَئِک هُمُ الظَّالِمُونَ  (سوره مبارکه حجرات – آیه 11)

 

  ای کسانی که ایمان آورده اید ، هرگز گروهی ( از مردان شما ) گروه دیگر را مسخره نکند شاید آن گروه ( مسخره شدگان ) بهتر از آنان باشند، و نه زنانی زنان دیگر را ، شاید آن گروه بهتر از آنان باشند، و از یکدیگر عیب جویی نکنید، و همدیگر را به لقب های زشت مخوانید؛ بد نامگذاری است ( یاد کردن مؤمن به ) فسقِ پس از ایمان ( مؤمن را به نام مرتکب گناهان خواندن ) ، و آنان که توبه نکنند آنهایند که ستمکارند.

 

 

اتفاق غیراخلاقی و غیرفرهنگی برنامه دیشب خندوانه (6 تیر 1396)، اتفاق زشت و غیرقابل گذشتی است؛ اینکه اصرار بر این است که مسئولین صداوسیما از کنار این حادثه نگذرند به دلیل این است که صداوسیما یکی از مهمترین ریل گذاران فرهنگ و اخلاق ایران زمین در روزگار فعلی است؛ لذا با مسئولیتی سنگین تر.

 

خندوانه از دید بنده حقیر، در مجموع برنامه خوب و قابل دفاعی است و باید کمک کرد روزبروز شاخ و برگ بگیرد و بهتر شود؛ شادی سالم، اخلاقی و حلال مهمترین مشخصه برنامه خندوانه و نیز نیاز جدی جامعه ما بود که انصافا با توجه به سختیهای مسیر، نسبتا خوب از عهده آن برآمدند و باید به خاطر این مسأله از کلیه دست اندرکاران برنامه تقدیر شود ولی جامعه باید در پیش چشم خود ببیند که اگر کسی با دریدن پرده های حیا و اخلاق و با مسخره کردن دیگران، قصد دارد از مردم خنده و رای حرام  بگیرد، نمی تواند از سد سدید طرفداران اخلاق و حیا در جامعه گذر کند که اگر چنین مقاومتی محقق شود، قطعا هدف از ساخت برنامه خندوانه نیز کاملتر خواهد شد.

 

در این میان چند دسته مقصرند و باید همانگونه که علنی خطا کرده اند، هرچند کوچک در پیش مردم تاوان پس دهند؛

 

اول خود خنداننده هایی که با گذر از خط قرمزهای اخلاقی جامعه ایمانی ایرانی به همه مردم، به خدا و به ارزشهای جامعه اهانت کردند؛ این افراد باید در ملأ عام از جسارتی که کرده اند عذر بخواهند و از مسیر رای گیری خنداننده برتر بالفور کنار گذاشته شوند؛

 

دوم مربیان و داوران خنداننده ها که گویا در فضایی تربیت شده اند که به ایشان نیاموخته اند که شوخیهای جنسی و مسخره کردن دیگران زشت است؛ متاسفانه داوری های برنامه های خندوانه در این سری هیچگاه به مسائل فرهنگی توجه نکرده است و این زهری است که در این سری از در برنامه شیرین خندوانه ریخته شده و در حال مسموم کردن جامعه است؛ این مربیان و داوران باید رسما در پیشگاه ملت ایران از خطای خود عذرخواهی کنند و به همه تعهد بدهند که دیگر در برنامه های آتی گناه تمسخر دیگران و شوخیهای رکیک جنسی تکرار نخواهد شد.

 

سوم مدیران شبکه نسیم و ناظران برنامه که در عین تقدیر از زحمات شبانه روزشان برای تولید یک برنامه مردمی، در برنامه دیشب مرتکب اشتباه شده اند؛ ایشان نیز باید از مردم ایران عذرخواهی کنند و بعد از این بیشتر مراقبت نمایند که این رذیله های زشت اخلاقی در برنامه دیده نشود.

 

امیدوارم آنانی که برای حریم اخلاقی جامعه اهمیتی قائلند، آنان که ادعای حمایت از حریم حیا و فرهنگ و دین در جامعه را دارند، کمک کنند تا این برنامه خوب، صدای اعتراض مردم را هم بشنود و خود را اصلاح کند؛ هدف از این اصلاح، حذف هیچکس نیست؛ کمک به زندگی در جامعه ای بهتر است؛ حتی همان خنداننده هایی که مرتکب این گناه کبیره و حق الناس بزرگ شده اند، سرمایه های این جامعه اند و باید در ادامه مسیر بعد از توبه شخصی و اجتماعی آنان باز در چنین برنامه هایی از آنان بهره برد؛ ما همگی انسانیم و ممکن الخطا؛ عمده خطاها از جمله همین خطای بزرگ، در صورت بازگشت درست قابل گذشتند اما خطایی که هیچ راه بازگشت ندارد و فرد و جامعه را به نابودی و انحراف می کشاند، اصرار و تکرار گناه است که اگر چنین شد قاعدتا دیگر قابل گذشت نخواهد بود.

 

بیایید همگی با پذیرش خطا و گناه خود و جبران آن جامعه ای بهتر برای زندگی خود و فرزندانمان بسازیم؛ اینگونه همه آرامتریم و شادتر؛ ان شاء الله

 

منبع: کانال تلگرام @mhsaei

 

 

« حاج میثم مطیعی » تنها نیست و هست! [به قلم حسین قدیانی]

متن این صفحه از سری یادداشت های جناب آقای حسین قدیانی روزنامه نگار برجسته و نویسنده مطرح جبهه انقلاب اسلامی که این روزها بیشتر در روزنامه وطن امروز می نویسد انتخاب شده است که در ادامه میخوانید :  «میثم» تنها نیست و هست!   ح‌سین ق‌دیانی: همهٔ آن‌هایی که امروز با فحاشی علیه «میثم» پرده … ادامه خواندن “« حاج میثم مطیعی » تنها نیست و هست! [به قلم حسین قدیانی]”

متن این صفحه از سری یادداشت های جناب آقای حسین قدیانی روزنامه نگار برجسته و نویسنده مطرح جبهه انقلاب اسلامی که این روزها بیشتر در روزنامه وطن امروز می نویسد انتخاب شده است که در ادامه میخوانید : 

«میثم» تنها نیست و هست!

 

ح‌سین ق‌دیانی: همهٔ آن‌هایی که امروز با فحاشی علیه «میثم» پرده از ادب خانوادگی و رذالت سیاسی خود برداشتند، خوب بدانند که «امثال مطیعی و مؤدب و سیار» اگر قرار بود با ۴ تا ناسزا عرصه را واگذار کنند، این رخ‌داد باید همان ۸۸ رخ می‌داد؛ که «السابقون فحش» همهٔ این بد و بیراه‌ها را، همان سال هم نثار این بچه‌ها کرده بودند! پس اتفاق جدیدی نیفتاده! و هدف، همان است که بود؛ «خفه کردن حزب‌الله»!

 

لیکن جوان مؤمن حزب‌اللهی، در راه مبارزه با مظاهر زر و زور و تزویر، شنیدن ۴ تا فحش که سهل است، جان را هم در خطر تهدید ببیند، باز دست از «زبان سرخ» نمی‌کشد! و البته، زیاده‌خواه نباشیم دوستان! جماعتی که شیخک نه چندان روحانی‌شان، مظهر مسلم درشت‌گویی حتی علیه «شهید چمران» است، باید هم عین او هتاک باشند و مثل او محروم از ادب! مگر چه خواند امروز «میثم مطیعی»؟! و مگر چه سرود دیروز «علی‌محمد مؤدب»؟! و «محمدمهدی سیار»؟! و «علی‌رضا قزوه»؟! و دیگر عزیزان؟!

 

طوری شده که اگر بگویی «لعنت بر یزید» در و دیوار را پر می‌کنند با این عنوان: «دور جدید اهانت به فلانی»! و با این هدف فرعی: «خسته کردن جوان انقلابی»! و با این هدف اصلی: «خفه کردن حزب‌الله»! هیهات! «حلقوم‌ها» را شاید بتوان برید، اما «فریادها» را هرگز! و هنوز هم «خون علی‌اصغر» از «تیر سه‌شعبه» برد بیشتری دارد! و البته این صدر اسلام بود که نامردمردم، گستاخی را تا بدان‌جا رساندند که «گلوی میثم» را بدرند!

 

 ما اما، مداح خود را و حماسه‌سرای خود را تنها نخواهیم گذاشت! هر چند، گله‌ها داشته باشیم از سکوت و سکون و رخوت و بی‌معرفتی خوبان «صف اول»! دقت شود! «خوبان» صف اول را گفتم! همان‌ها که با صدای گرم مطیعی، مکرر صفا کرده‌اند اما در دو ضرب‌در دوی محاسبات، هرگز صلاح را این‌گونه تشخیص نمی‌دهند که خود را خرج دفاع از جوانان انقلابی کنند! حتی در روز واقعه! و در اوج فحاشی! نمی‌بینی عارشان می‌آید دو کلمه دفاع کنند؟!

 

آنی توی مخاطب فرض کن «میثم مطیعی» آن‌طرفی بود! والله «سیدمحمد خاتمی» تا الان حمایت خودش را کرده بود! این‌ور اما، جز عده‌ای انگشت‌شمار، الباقی هر کدام «ملاحظه» دارند این هوا! کجایی آقای قالیباف؟! کجایی آقای رئیسی؟! کجایی آقای میرسلیم؟! کجایی آقای احمد خاتمی؟! کجایی خانم دستجردی؟! کجایی خانم آباد؟! چطور رجال و نساء آن‌طرف، در تخریب میثم، هیچ ملاحظه‌ای ندارند اما شما! بگذار قصه بگویم: «زیباکلام»ها ۲ برادر هستند؛ «صادق»ی که هر روز در صحنه است و «سعید»ی که سالی یک بار!

پایان

 

منبع: کانال تلگرام قطعه26

 

 

تماشا کنید : گزارش رسانه ملی از شعر جنجالی استاد میثم مطیعی در نماز عید فطر و حمله برخی به وی 

دانلود نسخه 4مگابایتی | دانلود نسخه 20مگابایتی