مقاومت؛ دشمن پیچیده اسرائیل از جنگ ۳۳روزه تا به امروز

جنگ ۳۳روزه

لبنان یک کشور کوچک در غرب آسیا و خاورمیانه‌ و کنار ساحل شرقی دریای مدیترانه است، پایتخت آن شهر بندری بیروت است، کشوری که از شمال و شرق با کشور سوریه، از جنوب با فلسطین اشغالی و از غرب با دریای مدیترانه‌ همسایه است.

لبنان را به‌عنوان یکی از کوچک‌ترین کشورهای دنیا می‌شناسیم، که مساحتش فقط حدود ۱۰۴۵۲ کیلومتر مربع است… نمونه‌ای از طمع‌کاری بی‌حدوحصر رژیم اشغالگری که به آنچه تا کنون با خونریزی و قتل عام به دست آورده است قانع نبوده و نیست، و چیزی که او را چون شغالی عصبانی، زمینگیر کرده است، قدرت مقاومتی است که تا به حال با هیچ وسیله‌ای یارای مقابله با آن را نیافته است.

قدرت لبنان در جهان به نام گروه‌های مقاومت رقم خورده است

لبنان به اهمیت بالای استراتژیکش در منطقه برای به زمین نشاندن ارتش رژیم صهیونیستی از پیشروی‌های طمعکارانه‌اش شناخته می‌شود.

با خون‌های ریخته شده در صبرا و شتیلا و ستمی که بر مردم این مناطق روا شده است، همان فاجعه‌ای که با محاصره اردوگاه‌های صبرا و شتیلا توسط تانک‌های‌ اسرائیلی‌ در تاریخ نقش بست.

لبنان با آن ۱۷، ۱۸ طایفه و مذهب شناخته می‌شود که در عرصه مقاومت و دفاع، شیعیان در آن خوش درخشیدند، با مجلس اعلای شیعیانش و با آن ۴۰ درصد مردم شیعه‌ای که هیچ‌گاه صاحبان قدرت در کشورشان نبوده‌اند اما قدرت لبنان در جهان به نام گروه‌های مقاومت آن‌ها رقم می‌خورد.

لبنان با تاریخ “جنبش امل” (افواح ــ مقاومه ــ لبنان) و فرماندهی “شهید چمران” شناخته می‌شود، همان جنبشی را که امام موسی صدر تأسیسش کرد و در اداره آن از چمران کمک گرفت و به عنوان شاخه‌ نظامی جنبش‌های شیعیان در لبنان تقویت نظامی‌اش کرد.

نام لبنان با نام “امام موسی صدر” گره خورده است، مرجع دینی و سیاسی شیعه ایرانی و متفکر و فیلسوف اسلامی بزرگ فرهیخته‌ای که به‌فرمان امام به لبنان رفت و برای تقویت قدرت اتحاد و مقاومت شیعیان به انجام وظیفه پرداخت.

او همان کسی است که درست چهار ماه قبل از انقلاب اسلامی ایران در لیبی ربوده شد، تا قدرت شیعیان لبنان به مخاطره بیفتد، زیرا آن‌ها دانسته بودند محوریت قدرت شیعیان لبنان، در اجرای فرامین رهبری گروه و ولایت پذیری‌شان است.

امروزه لبنان با اسم “حزب‌الله” می‌درخشد

همه‌ این‌ها به‌جای خود در شناسنامه‌ای که در ذهنمان درباره‌ لبنان ساخته‌ایم نوشته شده است، اما آن‌چیزی که لبنان را به یکی از قدرت‌هایی تبدیل کرد که می‌تواند در معادلات جهانی نقش به‌سزایی داشته باشد و ما را بر آن دارد که میان ملل رنگارنگ دنیا، امروز بنشینیم و از کشور کوچک و جنگ‌زده‌ای مثل لبنان سخن بگوییم، قوی‌ترین گروه مقاومت شیعی لبنان یعنی “حزب‌الله لبنان” است.

امروزه دیگر ما لبنان را با “حزب‌الله لبنان” می‌شناسیم، همان گروه مقاومتی که با موفقیت چشم‌گیر در جنگ ۳۳روزه، شهره دنیا شد. امروزه لبنان با اسم “حزب‌الله” می‌درخشد، نیروی چریکی که توانست چهارمین ارتش مجهز دنیا یعنی ارتش اسرائیل را در جنگ زمینگیر کند.

جنگی که هدف رژیم صهیونیستی برای برپا کردن آن از بین بردن حزب‌الله لبنان بود و بعد از چند روز که درگیر قدرت غافلگیر کننده شیعیان مبارز شد، هدف را روی خلع سلاح حزب‌الله نشاند و چند روز بعد فقط سعی‌اش را در کشتن “سید حسن نصرالله” رهبری آن به کار بست تا به این وسیله جنگ را به پایان برساند.

مقاومت؛ دشمن پیچیده اسرائیل/ جنگ ۳۳روزه طعم شکستی برای اسرائیل شد

رژیم صهیونیستی وقتی هرروز و هرساعت به ضعف تجهیزات خود در مقابل رده‌بندی‌های پیچیده‌ اطلاعاتی در حزب‌الله بیشتر پی می‌برد، بیشتر عقب می‌نشست و اهداف جنگ خود را از عقب‌نشینی حزب‌الله به کیلومتر کیلومتر کاهش داد و بعد از ۳۳ روز در پی هدف نابودی حزب‌الله فقط توانست طعم شکست را بچشد.

حزب‌الله، همان  شجره ‌ طیبه‌ای که عرصه را آن‌قدر بر فرزندان غاصب و صهیونیست تنگ کرد که برای شناخت این دشمن پیچیده‌شان، مجبور شدند اولین «کنفرانس شیعه شناسی» را در سال ۱۹۸۴ در دانشگاه تل‌آویو و با حضور ۴۰۰ تن از برجسته‌ترین شیعه شناسان و اسلام شناسان اسرائیل و غرب برگزار کنند تا به رازهایی پی ببرند که برایشان شکست ناپذیر شده و می‌دانستند که برخاسته از عقیده‌های منحصر به فردشان است.

نام‌گذاری ۲۳ مردادماه سالروز پیروزی حزب‌الله در جنگ ۳۳روزه از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی کشورمان به‌مناسبت پیروزی جنبش حزب‌الله لبنان، بیش و پیش از هرچیزی، تجلیل از واژه “مقاومت” است، آن چیزی که رژیم صهیونیستی را در اشغالگری‌هایش زمینگیر کرده است و از جنگ ۳۳روزه تا به امروز و مقاومت میان مردم غزه، به بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین دشمنش تبدیل شده است.

اما این عنصر حذف‌ناشدنی سیاست جهانی، یعنی حزب‌الله لبنان را متأثر از چه شخص یا واژه‌ای می‌دانیم؟ حزب‌الله را با عقیده‌ ناگسستنی‌اش به ولایت فقیه و عنصر فراموش نشدنی رهبری در مقاومت‌های شیعی می‌شناسیم.

همان قدرت محکمی که امتیاز ویژه است برای تمام طوایف لبنان، و شیعیان آن را از حیث قدرت و عقیده، از تمامی شیعیان دنیا از حیث ارتباط با ایران و جنس ارتباط با ولایت فقیه متمایز می‌کند. و اگر این قدرت رهبری را در خود حفظ نمی‌کرد، امروزه، شاید می‌بایست کنار فلسطین، اشغالگری را تجربه کند.

حزب‌الله را درآمیخته و زاده‌شده از فرهنگ جهاد و شهادت می‌دانیم که این فرهنگ خود زاده‌ خون پاک شهدای مقاومی است که با دست خالی هم مقابل دشمن ایستادند و لحظه‌ای عقب ننشستند.

برآمده از قدرت نام غیورمرد بزرگی چون “سید حسن نصرالله” می‌دانیم، سید بزرگی که پس از ترور شدن سید عباس موسوی به دست نیروهای نظامی صهیونیستی، در سال ۱۹۹۲ میلادی، به مقام دبیرکلی حزب‌الله لبنان رسید.

بزرگ‌مردی که امروزیان رژیم اشغالگر قدس، آرزوی نابودی‌اش را در سر می‌پرورانند، چرا که پی برده‌اند که رهبری یعنی اصلی‌ترین عنصر مقاومت حزب‌الله، اما حتی سیاست‌مداری سازمان موساد به‌عنوان یکی از مجهزترین سازمان‌های اطلاعاتی جهان هم نتوانسته با قدرت اطلاعاتی حزب‌الله برابری کند.

و سالهاست در پی نقشه‌ای برای از بین بردن این قدرت رهبری در لبنان است. و اگر در تاریخ پیدایشش به پیشتر رجوع کنیم می‌بینیم حزب‌الله نشئت گرفته از قوای مدیریتی شهید “سید عباس موسوی”  است، همان جوان ۲۶ ساله شیعه‌ای که فرماندهی مقاومین شیعیان بیروت را در نخستین حمله اسرائیل به‌عهده داشت و چندی بعد هسته‌ اولیه‌ حزب‌الله لبنان را شکل داد و فرماندهی کرد.

حزب‌الله لبنان نهال کاشته‌شده حاج احمد متوسلیان، فاتح فتح المبین و بیت المقدس

و پیشتر از آن حزب‌الله لبنان را نهالی کاشته‌شده از مدیریت عملیات‌های فتح المبین و بیت المقدس ایران، همراه با نام فرمانده تیپ ۲۷ محمد رسول الله(ص)، “حاج احمد متوسلیان” عنوان می‌شود، همان تیپی که سال ۶۱ شمسی در پی حمله اسرائیل به لبنان و سوریه برای جنگ با رژیم صهیونیستی به سوریه اعزام شد
و با تشکیل گروه‌های مقاومت در جای جای لبنان به‌کمک نیروهای شیعه‌ لبنانی، آموزش‌های اطلاعاتی و نظامی برپا کرد تا مقاومت نظامی، قوی‌تر از قبل پا بگیرد و در شهر کوچک بعلبک، پیشنهاد نام‌گذاری‌اش را به حزب‌الله عنوان کرد. و البته چند روز بعد از آن جلسه‌ تاریخی بود که نزدیک بیروت اسیر شد.

نجمه السادات مولایی


 یادآور – جنگ ۳۳ روزه لبنان

دریافت ویدئو 

یادآور پیروزی حزب الله لبنان در جنگ سی و سه روزه

دریافت ویدئو 

این نوشته را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

چمران یک گزاره است، یک نشانه، یک آدرس /صوت سخنرانی‌ها

شناختی از شهید چمران

کسانی که با شهید دکتر مصطفی چمران آشنایی داشتند می‌دانند که او به ملاقات پروردگارش دل‌بسته بود، و به همین علت همیشه در تلاش بود تا با انجام اعمال صالح خود را به جوار قرب او نزدیک‌تر سازد؛ و در این راه جز معبودش احدی را در عبادت و خدمت مورد توجه قرار نمی‌داد.
شهید دکتر چمران از استعدادهایی که پروردگارش نزد او به امانت سپرده بود وقوف کامل داشت، و می‌دانست چگونه آن‌ها را تنها در راه رسیدن به معشوقش شکوفا سازد. در همین راه بود که از رفاه زندگی مادی، از زن و فرزند، و از مقام و منصب چشم پوشید و آنچه داشت در طبق اخلاص،‌ تقدیم پروردگار خویش کرد.

چمران
در دوران تحصیل شاگردی سخت‌کوش بود، و در میدان اجتماع مردی فداکار. مبارزات سیاسی او قبل از مسافرت به امریکا در راه استیفای حقوق مستضعفان شکل گرفته بود. در امریکا تا آنجا که شرایط زمانی و مکانی اجازه می‌داد، برای تشکل نیروهای انقلابی کوشید، و زمانی که آن دیار را اشباع شده یافت، به مصر و سپس به لبنان مهاجرت کرد تا با فراهم ساختن فعالیت‌های چریکی و تربیت این نیروها در جنگ مستقیم با اشغالگران سرزمین قدس، استطاعت رزمندگان لبنانی و ایرانی برای مقابله با دشمنان اسلام طبق دستور قرآن مجید بالا ببرد:
وَاَعِدّوالَهُمْ مَااسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِباطِ الْخَیلِ (آیه ۶۰- سوره انفال)
در همین دوران بود که امام موسی‌صدر توانست با برخورداری از خلوص و فداکاری دانشمند و سرداری چون چمران عارف و مجاهد، حرکت شیعیان محروم لبنان را متشکل کند، و به جوانان مستضعف آن دیار هویت بخشیده، به خدایشان متکی سازد. همین تلاش‌های خداجویانه در لبنان بود که شیعیان آن دیار را بصورت متحد محکم انقلاب اسلامی ایران درآورد.

ادامه خواندن “چمران یک گزاره است، یک نشانه، یک آدرس /صوت سخنرانی‌ها”

پناهیان: چرا نظام سلطه این‌قدر از محجبه ها کینه دارد؟

چرا نظام سلطه این‌قدر با حجاب مشکل دارد؟/ وقتی حجاب در میان یک جامعه موجب متانت رفتارها شود، خود به خود به جریان مقاومت کمک می‌کند/ هرزگی در هر جامعه‌ای موجب کاهش مقاومت می‌شود

دربارهٔ مسائل فرهنگی هم نکته‌ای را خدمت سروران خودم عرض کنم. چرا موضوعاتی مثل حجاب، توسط دشمنان ما این‌همه مورد حمله قرار می‌گیرد؟ چرا جریان سلطه از وجود پدیدهٔ متین و انسانی و ارزشمندی مثل حجاب این‌قدر واهمه دارد؟ برای اینکه آن‌ها می‌دانند وقتی حجاب در میان یک جامعه موجب متانت رفتارها می‌شود، خود به خود به جریان مقاومت کمک می‌کند.

چرا غرب از محجبه ها کینه دارد

هرزگی در هر جامعه‌ای موجب کاهش مقاومت می‌شود. این را همهٔ مردم عالم می‌دانند. در میان کلمات حضرت امام (ره) و دیگر بزرگان هم می‌توانید این را به سهولت ببینید.

چرا باید رؤسای نظام سلطه و به‌طور مشخص صهیونیست‌ها و رؤسای آن‌ها بیایند و صریحاً از جوان‌های ما دعوت کنند که شما به هرزگی بپردازید؟ چرا آن‌ها با حجاب در جامعهٔ ما این‌قدر مشکل دارند؟ چرا نسبت به محجبه‌ها این‌قدر کینه دارند؟ برای اینکه آن‌ها در نهایت می‌خواهند خط مقاومت را بشکنند و الا آن‌ها برای ما غصهٔ فرهنگی نمی‌خورند.

موضوع حجاب بیشتر از اینکه برای ما یک موضوع کلیدی باشد برای نظام سلطه یک موضوع کلیدی قرار گرفته است که اساساً بنیاد تمدن غرب را زیر سؤال برده و در معرض خطر قرار داده است.

ما در جامعهٔ خودمان آن‌قدر مشکل حجاب نداریم که نظام لیبرالی و سلطه‌طلب جاری در کشورهای غربی با حجاب مشکل دارند. آن‌ها می‌روند قانون می‌گذارند که یک دختربچهٔ محجبه‌ای را که به میل خودش و بر اساس قانون اساسی آن کشورها، یک متر روسری روی سر خودش گذاشته است از مدرسهٔ دولتی اخراجش کنند.

چرا آن‌ها این‌قدر از حجاب در کشور خودشان ترس دارند در حالی که بنا بر مبانی خودشان تصریح کرده‌اند که پوشش آزاد است؟

اگر کسی به هندوستان برود و آنجا زندگی کند و ده‌ها متر -کمتر یا بیشتر- پارچه به سر خودش ببندد و هر جوری لباس بپوشد، کسی با او کاری ندارد اما اگر این پارچه تبدیل به یک پوششی شود که اسلام به تعابیر مختلف به آن تصریح کرده یا اشاره کرده است، یک‌دفعه‌ای می‌بینند که بنیاد نظام سلطه دارد به خطر می‌افتد.

از محجبه کینه دارند-پناهیان

اگر کسی مقابل دوربین حجاب خود را بردارد هیچ اتفاق تازه‌ای در جهان نیفتاده؛ غیر محجبه در عالم زیاد است!/ مثل دیگران شدن هنر نیست، حجاب حرف تازه در جهان امروز است

بعد در مقابل این جریان جهانی‌ای که ایجاد شده و خیلی از خانم‌های غیر محجبه، می‌آیند و محجبه می‌شوند و اساساً به‌خاطر ارزش انسانی حجاب، دین اسلام را انتخاب می‌کنند، نظام سلطه هم می‌آید و یک جریان مضحکی در مقابل آن درست می‌کنند که بدل بزنند یا به قول بچه‌های رزمنده، پاتک بزنند.

و خیلی دل‌خوش هستند به اینکه چند نفر دارای حجاب پیدا کنند که حاضر باشند مقابل دوربین‌ها حجاب خودشان را بردارند!

اگر کسی مقابل دوربینی، حجاب خودش را برداشت، چه اتفاقی در جهان افتاده است؟ هیچ اتفاق تازه‌ای نیست، غیر محجبه در عالم زیاد است و این‌ها هیچ اثری هم در عالم نگذاشته‌اند.

این حجاب است که در عالم اثر دارد. این حجاب است که امروز برای بشریت حرف نو شده است. اگر کسی غیر محجبه بشود، تازه می‌شود یکی مثل دیگری، یکی مثل همه، و مثل دیگری بودن که هنر نیست.

هیچ خاصیتی در جهان ایجاد نمی‌کند. آن‌قدر این وضعیت در جهان بوده و به‌واسطهٔ این فرهنگ بی‌حجابی و برهنگی این‌همه به مردم و خصوصاً نسبت به بانوان محترم در همهٔ جهان ستم شده است.

همان کسانی که از تروریست‌های جنایتکار حمایت می‌کنند از رواج بی‌حجابی هم حمایت می‌کنند تا مقاومت را در هم بشکنند

چرا این‌ها دارند هرزگی را ترویج می‌دهند؟ این سؤالی است که هر کسی می‌تواند به سادگی برای خودش مطرح کند. آن‌هایی که به سادگی از تروریست‌هایی حمایت می‌کنند که با افراطی‌گری در امور دینی، از طرفی زن‌ها را بی‌گناه سر می‌بُرند و از طرفی به بدترین رفتارهای خشونت‌آمیز -که آدم شرم دارد اسمش را برزبان جاری کند- دست می‌زنند،

از یک سو به این تروریست‌ها حمایت و کمک‌های مالی می‌کنند و از سوی دیگر، از جریان‌هایی مثل بی‌حجابی حمایت می‌کنند و می‌خواهند این مسأله را در یک جامعهٔ مقاوم رواج دهند. برای چه؟ برای اینکه مقاومت را در هم بشکنند.

آن‌ها تجربهٔ تاریخی در آندلس و جاهای دیگر را دارند. و اصلاً اگر این تجربهٔ تاریخی هم نباشد، هر کسی فکر کند متوجه می‌شود ملتی که جوان‌هایش به گونه‌ای افراطی با موسیقی ارتباط برقرار کنند و به آن آلوده شوند، این ملت طبیعتاً ضعیف خواهد شد.

ملتی که جوان‌هایش بیشتر از اینکه مشغول تحصیل علم باشند، مشغول روابط و مسائلی بشوند که انسان‌ها را در حدّ غریزه نگه می‌دارد، خُب این ملت ضعیف می‌شود.

این‌ها کاملاً مسائل معلومی است. دشمنی آن‌ها با این ملت است، نه حتی با این نظام. دشمنی آن‌ها با اسلام است نه با این کشور، و وقتی که می‌بینند این نظام و این کشور اسلام را احیا کرده، می‌بینند چاره‌ای ندارند غیر از اینکه با این نظام مقابله کنند.

خُب در عرصهٔ اقتصادی به تحریم‌های ظالمانه اقدام می‌کنند. در عرصهٔ سیاسی رُعب ایجاد می‌کنند که ان‌شاء الله کسی در مملکت ما نیست که از رُعب آن‌ها هراس کند. و در عرصهٔ فرهنگی هم دنبال ترویج ابتذال هستند.

بنده تصور نمی‌کنم درک این معانی کار دشواری باشد. همهٔ این‌ها برای این است که ملتی مقاوم درست نشود. که وقتی تقریباً همهٔ جهان دست به دست هم دادند تا یک شهر را از این ملت بگیرند، این ملت این شهر استراتژیک را که دشمن محال می‌دانست رزمندگان ما بتوانند پس بگیرند، همراه با گرفتن شانزده هزار اسیر از دست نظام سلطه آزاد کرد.

در عرصهٔ فرهنگ و اقتصاد و سیاست اولین هدفمان باید مقاومت در مقابل جریان استکبار باشد

ما در عرصهٔ فرهنگ اولین هدفمان باید مقاومت در مقابل جریان استکبار باشد. در عرصهٔ اقتصاد هم بیشترین هدفمان باید مقاومت در مقابل جریان استکبار باشد و در عرصهٔ سیاست هم طبیعتاً همین‌طور.

همان‌طور که در عرصهٔ نظامی موفق شدیم در دل دشمن رُعب ایجاد کنیم، در عرصه‌های دیگر هم باید بتوانیم این کار را انجام دهیم و ان‌شاء الله این کار را خواهیم کرد. مسلماً با حضور خانواده‌های شهدا که جدای از هر جریان و اسم و رسمی و جدای از هر گرایش دل‌دادهٔ به خط مقاومت هستند، خط مقاومت در این کشور هیچ‌وقت بی‌فروغ یا حتی کم‌فروغ نخواهد شد.

خدایا، به حق امام موسی‌بن جعفر (ع) آن حضرت را که در زندان‌ها علیه ظلم و ستم زمانهٔ خودش مقاومت کرد، امشب دعاگوی ما و شفیع ما و همهٔ شهیدانی که خانوادهٔ آن‌ها در این مجلس حضور دارند، قرار بده.

خدایا این جریان مقاومت را با همین سیر صعودی‌ای که در مسیر خودش دارد هرچه سریع‌تر به ظهور آقا امام زمان (ع) متصل بفرما. وعده‌های نصرت که به مؤمنان داده‌ای که اگر مقاومت کنند، نصرت تو فراخواهد رسید، این وعده‌ها را بیش از پیش برای مردم مقاوم ما محقق بگردان.

همهٔ کسانی کهدر منطقه و جهان به خط مقاومت کمک می‌کنند مؤید و منصور بدار و همهٔ کسانی که علیه مقاومت بشریت قدمی بر می‌دارد، قدم‌هایشان را بشکن و قلم‌هایی که علیه مقاومت قلم می‌زنند خودت سبب رسوایی آن قلم‌ها را فراهم بگردان.

دانلود در قالب PDF در ابعاد A4

منبع: بیان معنوی

مقاومت «قدرتمند‌تر» از گذشته شده و محاسبات اسرائیل را به هم ریخته است

حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدحسن نصرالله
حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدحسن نصرالله
حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدحسن نصرالله

متن کامل سخنرانی حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید حسن نصرالله در مراسم افتتاح انجمن فرهنگی و ادبی جبل عامل منتشر شد.

اعوذبالله من الشیطان الرجیم.
بسم‌الله الرحمن الرحیم.
والحمدلله رب‌العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبیینا خاتم النبیین ابی القاسم محمد بن عبدالله و علی آله الطیبین و اصحابه المنتجبین و علی جمیع الانبیاء والمرسلین.

السلام علیکم جمیعا و رحمت الله و برکاته.

وظیفه‌ی بنده نیز هست که حضور همگی شما را در این دیدار مبارک و موعد عزیز تبریک بگویم. موعدی که -همچنان که برادران به صورت مستقیم و غیرمستقیم اشاره کردند. – از تابستان گذشته منتظر آن بودیم تا این که خداوند (سبحانه و تعالی) خواست امروز توفیق یافتیم این انجمن، سازمان و بنا را تأسیس کنیم تا متناسب با تخصص، نقش و ماهیتش به این کارنامه‌ی مسیر پیوسته‌ی بلنداقبال پیروز بپیوندد ان‌شاءالله.

بنده امروز می‌خواهم در دو بخش صحبت کنم. در بخش اول به برخی مبانی اشاره خواهم کرد و از آن جا وارد جبل عامل و سپس شعر و ادبیات جبل عامل خواهم شد. بعد از آن سراغ بخش دوم خواهم رفت و قصد دارم از برخی مسائل روز و مسئولیت‌های لازم صحبت کنم. البته برخاسته از بخش اول. در بخش دوم کمی از سیاست سخن خواهیم گفت اما بگذارید بخش اول را متناسب با این موعد تلقی کنیم و پلی برای رسیدن به شرایط روز قرار دهیم

خداوند (سبحانه و تعالی) انسان را در «نیکوترین ساختار (تین/۴)» جسمی و روحی آفرید و به او عقل عطا فرمود. کدام عقل؟ این مخلوق شریف که به انسان عطا شد از توانایی‌های عظیمی در کسب و ایجاد معرفت و علم برخوردار بود. یعنی عقل بشر تنها پذیرا نیست بلکه سازنده و صانع نیز هست. همچنین قدرت جولان در آفاق، زمین، آسمان‌ها، ملک و ملکوت و عبور از موانع و مرزها، رفع حجب و… را دارد.

 سپس خداوند متعال به انسان نعمت داد و به او قدرت بیان بخشید. همچنین توانایی‌های متعدد بیان، تبیین و ابراز تفکرات، باورها، اعتقادات، اندیشه‌ها، احساسات و عواطف درونی‌اش حتی خیالات و اوهام.

 انسان به توانایی ابراز هر آن چه می‌خواهد و انتقال این محتوای درونی به دیگرانی که عقل دارند، می‌شنوند و می‌فهمند مجهز شد. و این توانایی بیان و تبیین از مهم‌ترین دلایل تغییر و تحول زندگی بشری در همه‌ی زمینه‌ها و سطوح است.

 چون همه‌ی تفکرات، اطلاعات، استدلال‌ها، عبرت‌ها، درس‌ها و تجربه‌ها در میان مردم یک نسل و در میان نسل‌ها تا روز قیامت از طریق روش‌های بیان مختلف و متنوعی منتقل می‌شود. وقتی خداوند (سبحانه و تعالی) به انسان این قدرت را داد آن را در یک روش منحصر نساخت بلکه این روش‌ها را نیز تنوع و تکثر بخشید.

 به عنوان مثال، اولین و مهم‌ترین شاهد بر عدم انحصار این روش‌ها زبان‌ها و سخن‌ها هستند. -منظورم سخن گفتن نیست. – سخنانی که گاهی با زبان ابراز می‌شوند و گاهی به وسیله‌ی نوشتن. عبارت نوشتن به پیش از ماشین‌تحریر و قلم بر می‌گردد.

کمی بعد به این روش خواهم پرداخت اما یکی دیگر از روش‌ها نیز اشاره است. انسان می‌تواند درونیات، تفکرات و احساساتش را با اشاره و حرکات دست و بدن ابراز کند. یکی دیگر از این وسیله‌ها توانایی نگارگری و در نتیجه نقاشی‌ها هستند.

تراشیدن و موسیقی نیز همچنین. بعضی از جنبه‌های موسیقی نیز پنهان و احساس این انسان، شادی، غم، امید، یأس، غربت و تنهایی او را ظاهر می‌کند و چیزهای متفاوتی را نشان می‌دهد.

این نیروها همیشه، از گذشته تا امروز، موجود و مورد استفاده بوده‌اند. ولی در دوران کنونی با تکیه به این امکانات به ودیعت گذاشته‌شده در انسان، افق‌های وسیعی در برابر وظیفه‌ی بیان گشوده شد. از جمله سینما، تلویزیون، نمایش، اینترنت و وسایل ارتباطی مختلف که شاهد آن هستیم.

 ولی قدرتمندترین و مهم‌ترین این توانایی‌ها در طول تاریخ و تا قیام قیامت سخن و زبان بوده‌اند. یعنی کلمات و جملاتی که به معانی دلالت می‌کنند و انسان آن‌ها را برای بیان معانی مورد نظرش که می‌خواهد به دیگران منتقل کند به خدمت می‌گیرد. پس انسان به عقل و قدرت بیان مجهز می‌شود، باقدرت عقل خود معانی را مشخص می‌کند، جملات و عبارت‌هایی را که می‌خواهد از طریق آن‌ها آن معانی مشخص را افاده کند تنظیم می‌کند و با حلق و زبان خود آن‌ها را به صورت صدا در می‌آورد و با قلمش آن‌ها را می‌نویسد.

 یکی از آیات خداوند در میان آفریدگان، تنوع و تعدد زبان‌ها و لسان‌هاست. از آغاز تاریخ بشر تا امروز نه صدها بلکه هزاران زبان داشته‌ایم. بعضی از آن‌ها منقرض‌شده و پایان یافته‌اند، برخی از آن‌ها هنوز وجود دارند و تعدادی از آن‌ها در حال شکل‌گیری‌اند و تا روز قیامت همچنان زبان‌هایی ایجاد خواهند شد.

هر زبانی ویژگی‌ها، شاخصه‌ها و زیبایی‌های خود را دارد. زبان یکی از چیزهایی است که آیات جمال خداوند در آن متجلی می‌شود. البته آیات جمال در همه‌ی موجودات کائنات تجلی دارد و یکی از آن‌ها زبان بشری است. حال آن‌که زبان‌ها نیز در درون خود سطوح و درجاتی دارند که در قالب‌های مختلف نثر، شعر و… نیز بروز می‌یابد.

 اهالی هر زبان در به خدمت در آوردن آن و به کار گرفتن ظرفیت‌هایش برای رساندن تفکرات و تصویرهای مطلوب با یکدیگر تفاوت‌های درونی و شخصی دارند.

در این میان زبان عربی با توانایی‌ها، ظرفیت‌ها، گستردگی، نرمش، حلاوت، دل‌انگیزی، زیبایی و قدرت افاده‌ی کامل معنا و نوشدن، گل سر سبد زبان‌های بشری است.

این را به خاطر این که عرب هستیم نمی‌گوییم، غیر عرب‌ها نیز به این حقیقت ایمان دارند. و همین شرف و فخر بس که خداوند متعال زبان عربی را برای نازل کردن کتاب آسمانی جاودانه و خاتمش انتخاب نمود. همین به تنهایی کافی است و مسئله نیاز به استدلال ندارد.

البته در این انتخاب حکمت‌های بلند و رسایی هست که اکنون فرصت اشاره به آن‌ها وجود ندارد. عرب‌ها و حتی آنان که عربی را بعدها آموختند در طول تاریخ به بلاغت، فصاحت و گوناگونی قالب‌های ادبی و شعری شناخته شدند.

حتی می‌توان گفت شاخصه‌ی اصلی و صفت برجسته‌ی آن ملت‌ها بلاغت و فصاحت بود. ملت‌هایی که برجسته‌ترین نخبگانشان شاعران و خطیبان بودند. و مایه‌ی فخر هر قبیله، خاندان و قومی شاعر و خطیب آن بود. همچنین از ابتدا همچون امروز ادبیات و شعر گاهی کالایی برای خرید و فروش بوده است.

قصیده‌ برای کسانی سروده می‌شد که سخاوتمندانه یا احیاها بدون سخاوت پول بدهند. و گاهی برای تفاخرهای پوچ بر عصبیت‌های باطل بوده است. اما آنچه در این مناسبت برای من اهمیت دارد این است که بخش‌هایی از ادبیات در طول تاریخ در خدمت رسالت‌های آسمانی، ارزش‌های بشری، حق، عدل، مبارزه با طاغوت، دفاع از کرامت، وجود و مقدسات امت، مقاومت در برابر مهاجمان و اشغالگران، بیدار کردن ملت‌ها و برانگیختن احساسات و نیروی حماسه در آن‌ها بوده است.

این اولین، مهم‌ترین، بزرگ‌ترین و بشری‌ترین کارکرد ادبیات و شعر است. این دو باید بخشی از سلاح، توانایی‌ها، هویت، تمدن و آینده‌سازان امت باشند. تاریخ مملو از سرگذشت شعرا و ادیبانی است که به خاطر یک قصیده یا یک خطابه‌ی بلیغ با محتوایی ناخوشایند برای زندانبان و جلاد به زندان افکنده، به چوبه‌ی دار آویخته یا در میدان شهر حلق‌آویز شده‌اند.

این‌گونه از شعر و ادب همیشه در جبل عامل وجود داشته است و پیشینه‌ی صدها ساله دارد. این جبل به غنای علمی و فقهی و همچنین فقیهان و عالمانش مشهور است. فقیهان و عالمانی که در طول تاریخ در زمره‌ی پیشتازان جهان اسلام بوده‌اند. ولی ویژگی این جبل آن است که -برای احتیاط می‌گویم.

– اکثریت قاطع فقیهان و عالمانش شاعر و ادیب نیز بوده‌اند. این از ویژگی‌های فقها و علمای جبل عامل است. با بررسی اجمالی کتاب «أمل الآمل فی علماء جبل عامل» [اثر شیخ حر عاملی] در می‌یابیم وقتی اسامی علما را ذکر می‌کند معمولاً می‌گوید: وی فقیه، عالم، ادیب و شاعر بود.

و کم‌تر خواهید دید از عالم یا فقیهی نام ببرد بدون این که وی را ادیب و شاعر نیز بخواند. همچنان که قالب‌های مختلف شعر فصیح و عامی در میان نخبگان فرهنگی و مردم عادی پدیده‌ای به شدت شایع بوده است در زمینه‌ی علمی نیز شاهد هستیم این ظرفیت‌های ادبی فقیهان جبل عامل به طرز جالب‌توجهی حتی در نگارش متون علمی، فقهی و اصولی به کار گرفته‌شده و مسائل این علوم نیز به صورت شعرهای زیبا و جذاب به نظم در آمده‌اند و حفظ آن را آسان ساخته‌اند.

 به همین خاطر می‌بینیم کتاب‌ها و تألیفات فقیهان جبل عامل در کنار استحکام علمی و قدرت استدلال از سهولت، زیبایی و شیرینی بیان برخوردارند و این‌چنین در حوزه‌های علمیه، مراکز پژوهشی، زندگی علمی مسلمانان و مخصوصاً مسلمانان شیعه از بقا، جاودانگی، عنایت و توجه برخوردار شده‌اند.

شعر و همه‌ی تلاش‌های ادبی جبل عامل -درباره‌ی جبل عامل صحبت می‌کنم چون انجمن جبل عامل است. با حفظ احترام همه‌ی جبل‌ها و مناطق و میراث، تاریخ و نقششان متناسب با این مراسم صحبت می‌کنم. – همیشه منبر و گویای پایبندی ادبی، سیاسی، فرهنگی، جهادی و… اهالی، علما، فقها و نخبگان این خطه به مسائل کشور و امت بوده است. اگر به ابتدای قرن گذشته [ی میلادی] و مشخصات اندکی پیش و پس از جنگ جهانی اول نگاهی بی اندازیم مکرر شاهد این پایبندی خواهیم بود. البته چون وقت تنگ است بنده اسم و مثال ذکر نمی‌کنم و تنها به ذکر کلیات بسنده می‌کنم.

مسئله‌ی اول: دفاع از زبان عربی. یکی از دستاوردها و وظایف بزرگی که علما، شاعران و ادیبان جبل عامل در آن یا ادای آن مشارکت کردند محافظت و دفاع از زبان عربی بود. در برهه‌ای در مقابل ترکی‌سازی و پس از جنگ جهانی اول در مقابل غرب، فرانسوی‌سازی یا… . هر زبان برای هر ملت و امتی بخشی از هویت تمدنی آن است و نابودی آن زبان یعنی نابودی آن هویت تمدنی.

 زبان عربی برای ما و اهالی جبل عامل این‌چنین و بلکه بیش از این است. چون این زبان با عقاید، کتاب مقدس، سنت پیامبرمان (صلی الله علیه و آله و سلم)، تاریخ، ارزش‌ها، اخلاق، سرنوشت، آینده و روابطمان نیز درآمیخته. به همین خاطر سروران، دانشمندان و بزرگواران، امروز یکی از مسئولیت‌ها حفظ این زبان و دفاع از آن است.

 به نظر می‌رسد در آینده خود ما عرب‌ها هم باید تلاش کنیم عربی را بفهمیم و برخی از متون عربی نیاز به ترجمه، تفسیر و شرح خواهند داشت. امروز بدعت تازه‌ای در بسیاری مناطق جهان عرب رایج شده است که نیمی از سخنرانی را به عربی انجام می‌دهند و نیمی از آن را به زبان‌های خارجی. نمی‌گویم انگلیسی یا فرانسوی تا به زبان مشخصی حمله نکرده باشم.

 یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌ها دفاع از این زبان و حفظ آن است. در گذشته علمای جبل عامل حتی مدرسه‌ها، حوزه‌های علمیه و خانه‌ها را به مراکز آموزش زبان عربی و علوم و ادبیات زبان عربی تبدیل کرده بودند تا نسل‌ها بتوانند از این زبان در برابر بی‌سوادی و جهل رایج آن روز حراست کنند.

مسئله‌ی دوم: مقابله با استعمار بیگانگان. آن هم نه فقط استعمار لبنان. بلکه اهالی جبل عامل در زمینه‌ی همه‌ی مسائل امت موضع داشته‌اند. امروز این مقاومت و این پدیده نمود و امتداد اصیل آن تاریخ و آن نسل‌هاست. امروز بعضی از مردم خطاب به ما می‌گویند ما لبنانی هستیم و به اندازه‌ی کافی در لبنان مشکل‌داریم. به ما چه ربطی دارد درباره‌ی مسائل منطقه، خطراتی که امت را تهدید می‌کند و نبردهای روز منطقه -که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به ما مربوط می‌شود.

– موضع‌گیری کنیم؟ عالمان، ادیبان، شاعران، نخبگان و عموم مردم جبل عامل مانند اهالی بسیاری از مناطق لبنان در گذشته با وجود ظلم، محرومیت، انزوا و خشونتی که گرفتار آن بودند خود را کنار نکشیدند. به هیچ‌وجه خود را از آنچه امت را در سرتاسر جهان عرب و اسلام تهدید می‌کرد کنار نکشیدند. نه فقط در لبنان، فلسطین، سوریه، عراق، شام یا مصر -یعنی کشورهای نزدیک‌تر-. حتی در سال ۱۹۱۱ به مسائل لیبی واکنش نشان دادند.

وقتی ایتالیا لیبی را اشغال کرد یکی از فقیهان ادیب و شاعر جبل عامل که فرزند همین روستای مبارک، عیناثا، بود برای دعوت به مقابله با اشغال لیبی توسط ایتالیا بیانیه داد، سخنرانی کرد و شعر سرود. درباره‌ی یک کشور همسایه صحبت نمی‌کنیم. مواضع علما و فقهای جبل عامل موجود است و ثبت‌شده.

ان‌شاءالله یکی از وظایف این انجمن ارائه‌ی این تاریخ، مستندات و اسناد و معرفی آن برهه‌ی تاریخی و موضع‌گیری‌ها و رنج‌های آن برهه است.

مسئله‌ی سوم: موضع در برابر تهدیدات متوجه فلسطین و مقابله‌ی قاطعانه و زودهنگام با پروژه‌ی صهیونیسم و آزمندی‌های اسرائیل برای برپایی یک رژیم اشغالگر برای این پروژه در خاک فلسطین. این در موضع‌گیری‌ها، فتاوی، بیانیه‌ها، اشعار، ادبیات، انگیزش‌ها و تحرکاتشان موجود است. به همین خاطر وقتی به مقاومت برسم به این بخش بازمی‌گردم.

همچنین موضع علما، فقیهان، شاعران و ادیبان جبل عامل درباره‌ی دیگر مسائل امت، حفظ وحدت امت و رد پاره‌پاره کردن، تقسیم و تجزیه‌ی امت شناخته‌شده است. ولی وقتی موقعیت جدید شکل گرفت و بلاد جهان عرب و اسلام به کشورها و رژیم‌ها تقسیم شدند به این وطن ایمان آوردند، خود را برای آن خالص کردند و از آن دفاع نمودند.

13920701205324211225074

در این بخش نیز می‌توان به ادبیات، سخنان و اشعار ایشان که از لبنان با عنوان وطن یاد می‌کنند و از عشق و وابستگی به آن و آمادگی دفاع از آن سخن می‌گویند مراجعه کرد. موضع این جبل و اهالی و نخبگان آن همیشه همپای وحدت، همکاری، تکامل، رد و کناره‌گیری از فتنه‌ها و اولویت‌بندی صحیح بوده است. ما وارث آن بزرگان، نسل‌ها، فرهنگ، عقلانیت و درک هستیم.

اگر اهل جبل عامل می‌خواستند در موضع‌گیری‌هایشان در قبال فلسطین یا مسائل روز امت یا عدم تجزیه و تقسیم جهان عرب و اسلام به دردها، ظلم، ستم و محرومیتی که از جانب حاکمان عثمانی -که آن روز بهنام خلافت اسلامی حکومت می‌کردند. – به آن‌ها روا داشته شده بود نگاه کنند باید منزوی، طرفدار تقسیم و تجزیه و گوشه‌گیر می‌شدند و به سلامت خود، خانواده و جبل خود می‌اندیشیدند.

ولی این جبل از همان ابتدا در کنار همه‌ی درخشندگی ملی و نژادی‌اش در زمینه‌ی امت به دفاع از مقدسات، فلسطین و مقابله با پروژه‌ی صهیونیسم و مقابله با چند پارگی، تجزیه، تقسیم و فتنه‌ها برخاست.

امروز وابستگی ما به این تفکر و این مقاومت یک اندیشه‌ی وارداتی نیست. این اندیشه ریشه در کشور، محیط، جامعه و تاریخ ما دارد. اگر مانند آن‌ها نبودیم غریبه بودیم و چون می‌کوشیم مانند آن‌ها باشیم به حق به این خاک، تاریخ و ارزش‌ها تعلق داریم. -پیش از ورود به بخش دوم- توقع ما از انجمن فرهنگی و ادبی جبل عامل ان‌شاءالله بر دوش گرفتن، حفاظت، رشد دادن، معرفی و همکاری در عرضه‌ی میراث عظیم آن پدران به عزیزانمان در جبل و نسل‌های امروز و فرداست که حتی درباره‌ی گذشته‌ی نزدیک نیز چیز زیادی نمی‌دانند.

 متأسفانه نه تنها نسل جوان نمی‌دانند بلکه بسیاری از نخبگان سیاسی، رسانه‌ای و فرهنگی لبنان نیز چیز زیادی از گذشته‌ی نزدیک خود نمی‌دانند. هنگام صحبت درباره‌ی مقاومت شاهدش را ذکر خواهم کرد. امیدواریم ان‌شاءالله بتوانیم راهشان را ادامه بدهیم. مخصوصاً که در برابر چالش‌های فرهنگی، تمدنی، سیاسی و وجودی بسیار خطرناکی قرار داریم.

وارد بخش دوم می‌شوم. در بخش دوم می‌خواهم ذیل دو عنوان صحبت کنم. اولی مربوط به لبنان است و دیگری مربوط به سوریه. و با سخنی درباره‌ی لبنان سخنم را به پایان خواهم برد.

از اوایل قرن گذشته [ی میلادی] همیشه چالش و تهدید بزرگی بهنام پروژه‌ی صهیونیسم وجود داشته است. تا می‌رسیم به ۱۹۴۸ که دژ اشغالگر این پروژه بنا شد و این چالش همچنان وجود دارد. بعضی می‌کوشند خود را در برابر این تهدید به نادانی بزنند و آن را نادیده بگیرند.

 البته این یک اشتباه معمولی نیست، یک اشتباه بزرگ است. تنها گزینه‌ی موجود در گذشته و امروز در برابر ملت‌های منطقه‌مان و از جمله ملت لبنان، مقاومت است. مقاومت در همه‌ی ابعاد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و نظامی‌اش.

ژرفا، حقیقت، اصل و گوهر مقاومت، فرهنگ است. جهاد و کار نظامی مستقیم، ایستادگی اهالی یک زمین در سرزمین خود، پایداری، صبر بر پیامدها و قربانی دادن، نمود و تجسم این فرهنگ هستند. اگر این فرهنگ وجود نداشت هیچ‌کدام از این‌ها وجود نداشت.

همه‌ی گونه‌های مقاومت تجلیات فرهنگ مقاومت هستند. گوهر مقاومت از جنس فرهنگ است. در لبنان برخی درباره‌ی مقاومت بحث می‌کنند.

در جهان عرب هم بحث هست ولی بگذارید از لبنان صحبت کنیم. بحث درباره‌ی مقاومت ربطی به ورود به سوریه، ۲۰۰۶، ۸۲، اگر به عقب برگردیم. – ۷۸ یا اوایل دهه‌ی ۷۰ [میلادی] که گروه‌های مقاومت فلسطین به سوی ما مهاجرت کردند ندارد. نه، از ابتدای شکل‌گیری رژیم صهیونیستی در فلسطین درباره‌ی مقاومت بحث وجود داشت.

 همچنین بر سر تشخیص دشمن و گزینه‌های مقابله با آن اختلاف بود. این یک بحث جدید نیست و هیچ ربطی هم به یک حزب، جنبش، رئیس، شخص، رهبر، تشکیلات، فرقه، گروه و منطقه ندارد.

این بحث پیش از امام سید موسی صدر و پس از ایشان وجود داشت. پیش از مقاومت امل و حزب‌الله و پس از آن وجود داشت. وقتی نیروهای برجسته‌ی مقاومت نیروهای ملی‌گرای سکولار بودند هم این بحث و جدل وجود داشت.

 پس کسی مغالطه نکند و نگوید به دلیل رفتار مقاومت فعلی لبنان بر سر مسئله‌ی مقاومت بحث به وجود آمده است. به هیچ‌وجه. این بحث از ابتدا و از ۱۹۴۸ وجود داشته است.

به همین خاطر بنده همیشه به برخی از کسانی که در این زمینه‌ها در مقابل ما می‌ایستادند و می‌گفتند مقاومت اجماع ملی را از دست داد می‌گفتم: هیچ‌گاه در لبنان اجماع ملی بر سر مقاومت وجود نداشته است. حتی شب ۲۵ یا ۲۶ مه ۲۰۰۰ و اوج پیروزی درحالی‌که شما و مقاومت، پیروزی را از بنت جبیل به همه‌ی لبنانیان هدیه می‌کردید بر سر این مسئله اجماع ملی وجود نداشت!

 این حرف‌ها گمراه‌سازی است و درست نیست. امروز بعضی از مردم می‌گویند ما به این دلیل با مقاومت مشکل‌داریم که برچسب اسلامی دارد یا مقاومان شیعه هستند. مگر وقتی مقاومان از همه‌ی فرقه‌ها بودند شما در کنار مقاومت بودید؟ وقتی مقاومت از احزاب ملی‌گرا و سکولار بودند شما با مقاومت بودید؟ این یک مغالطه‌ی بسیار بزرگ است که امروز مطرح می‌شود.

ولی نسل جوانی که آن برهه را درک نکرده‌اند با این ادبیات فریب می‌خورند و می‌گویند رفتن شما به سوریه یا موضع سیاسی شما در فلان سال و فلان سال و فلان قضیه اجماع ملی پیرامون مقاومت را از میان برد. بنده می‌خواهم امروز خطاب به تمام کسانی که درباره‌ی گزینه‌ی مقاومت بحث کرده‌اند و می‌کنند -بعضی می‌دانند و بعضی نمی‌دانند.

 آن‌ها که می‌دانند خود را به ندانستن می‌زنند. – تأکید کنم مقاومت یک تشکیلات، حزب، جنبش، جریان، مجموعه یا فرقه‌ی معین نیست. مقاومت یک فرهنگ و یک خط فکری سیاسی است که می‌تواند چیزهای گوناگون و احیاها متناقضی به لحاظ عقیدتی و ایدئولوژیکی را در بر بگیرد. می‌تواند احساسات، فرقه‌ها، ملت‌ها و امت‌ها را در خود جای دهد. چون خاستگاه مقاومت فطرت بشری و هدف‌های آن منافع مشترک ملی و نژادی است.

بعضی از مردم نمی‌دانند از ۴۸ [میلادی] در لبنان مقاومت وجود داشته است. چون نمی‌دانند مقاومت یعنی چه. تاریخ آن را از اوایل دهه‌ی ۷۰ [میلادی]، ۷۸، ۸۲ یا پس از آن روایت می‌کنند. نه، مقاومت لبنان از ۱۹۴۸ و لحظه‌ی اول شکل‌گیری رژیم اشغالگر وجود داشته است. و از همان لحظه نیز مشروعیت خود را به دست آورد و در طلب حق خود برآمد. البته با ظرفیت‌های موجود آن روز. آنان نمی‌دانند در ۴۸ به جنوب تجاوز می‌شد.

 از جنایت‌هایی که در بسیاری روستاهای مرزی اتفاق افتاد بی‌خبرند. نمی‌دانند چه بر سر اهالی مناطق مرزی -با خاستگاه‌های مختلف فرقه‌ای- آمد. فقط درباره‌ی شیعیان صحبت نمی‌کنم. از آنچه بر سر ایستگاه‌های نیروهای امنیتی در مناطق مرزی می‌آمد و توهین‌هایی که به سازمان‌های دولتی و نیروهای امنیتی‌اش می‌شد هیچ اطلاعی ندارند.

از تجاوز به حریم‌های هوایی، زمینی و دریایی هیچ اطلاعی ندارند. یک روز حتی در پشت میز گفت و گوهای ملی وقتی همه در مجلس دور هم نشسته بودیم بعضی از حاضران و نه فقط یکی از آن‌ها گفتند پیش از آن‌که فلسطینیان به لبنان بیایند مشکلی وجود نداشت! اصلا مشکلی با اسرائیل نداشتیم! بنده به کسی اتهام نمی‌زنم. همه‌اش ضبط شده است و در مجلس هست. می‌گفتند مشکلی وجود نداشت. آنچه اسرائیل در اواخر دهه‌ی ۶۰ و اوایل دهه‌ی ۷۰ [میلادی] در لبنان انجام داد واکنش به مقاومت فلسطینی و تحرکات نظامی فلسطینیان بود!

چطور ممکن است کسی ادعا کند من یک رهبر سیاسی لبنانی‌ام و می‌خواهم در ساختن حال و آینده‌ی لبنانیان شریک باشم ولی از تاریخ چند سال پیش یک منطقه‌ی اصلی در لبنان بی‌اطلاع باشد!؟

خبر ندارند. به خاطر دارم یکی از برادران نماینده مجبور شد از جلسه بیرون برود و یک کتاب مستند بیاورد که یادم هست کار روزنامه‌ی السفیر بود و بیاید به آن‌ها بگوید این حرف‌ها نیست، از ۴۸ آغاز شده است. بعضی از آن‌ها شگفت‌زده شدند ولی با این حال فقط گفتند احتمالش هست، احتمالش هست.

 مستند تاریخی بود. دیگر چه می‌خواهید؟ برویم قبرستان و نسل پاکشان را بیاوریم شهادت بدهند!؟ این مقاومت آن گونه که ما به آن باور داریم و به آن می‌نگریم از همان لحظه و البته با امکانات موجود آغاز شد. یکی از روش‌های مقاومت این جبل همین بود که در سرزمین خود بمانند و ماندند، این بود که از زمین‌های کشاورزی خود دفاع کنند که کردند و این بود که زیر سقف خانه‌هایشان کشته شوند ولی خاکشان را ترک نکنند و کشته شدند.

 این آن مقاومتی است که آن زمان ممکن بود. مقاومت موضع‌گیری، مقاومت عدم پذیرش، مقاومت امام موسی صدری که خرید دارو توسط بیماران را از آن سوی دیوار به اصطلاح هم‌جواری حرام دانست، مقاومتی که مرگ و بیماری را بر سلامت، دوا و درمان به دست اسرائیل ترجیح داد. این مقاومت پیش از هر جنبش و حزبی وجود داشت. این مقاومت مردم است.

مقاومت یعنی تک‌تک خانه‌های این روستاها و مناطق مرزی و تمام جنوب، یعنی همه‌ی مساجد باقی‌مانده و تمام کلیساهای آباد، یعنی هر درخت زیتون و هر نهال توتون -گرچه نهال‌های آن مخصوص جناب بری بود ولی فعلاً کمی آن را قرض می‌گیریم! -، یعنی هر جنبنده‌ای که هنوز روی دوپایش راه می‌رود و هر قبری که هنوز اثری از آن باقی است، یعنی هر قصیده، سروده، اشک، لبخند، زخم، قطره‌ی خون، کلمه، گلوله، آه، مشت، صبر، ایستادگی و عزمی.

 مقاومت در جبل عامل یعنی هوا، آب، خاک، آسمان، تپه‌ها، دشت‌ها و مردمش که آن را ترک نگفتند و به اشغالگران نسپردند و ترک نیز نخواهند گفت. مقاومت یعنی این. مقاومتی که در لبنان تمام کسانی که به آن ایمان آوردند، از آن پشتیبانی و حمایت کردند، پای آن صبر کردند و برای آن خون دادند -مانند عزیزانمان در بقاع و همه‌ی مناطق لبنان- همراه آن هستند. اما حزب‌ها و نسل‌های مقاومت چیزی جز نمود ظاهری این حقیقت و گوهر نیستند.

139209091459513171642734

با وجود این که کابینه تشکیل شده است، باهم می‌نشینیم، یکدیگر را می‌بینیم و با وجود این که الحمدالله مجلس آغاز به کار کرده است، گروه‌های مشترک پارلمانی و گروه‌های فرعی تشکیل‌شده‌اند و نمایندگان همدیگر را می‌بینند و باهم شوخی و صحبت می‌کنند رسانه‌ها، روزنامه‌ها، شبکه‌های تلویزیونی و سخنرانان آن گروه به گونه‌ای هستند که گویی در مرحله‌ی قبل هستیم. روی مقاومت تمرکز کرده‌اند. با حزب مشکل‌دارید؟

بیایید درباره‌ی حزب صحبت کنیم. با جنبش مشکل‌دارید؟ بیایید درباره‌ی جنبش صحبت کنیم. با یک تشکیلات مشخص مشکل‌دارید؟ بیایید درباره‌ی آن تشکیلات صحبت کنیم. ولی مسئله‌ی مقاومت والاتر، بزرگ‌تر، پاک‌تر، وسیع‌تر و عمیق‌تر از اختلاف با یک حزب یا… است.

 البته بعضی می‌دانند کجا را می‌زنند و می‌خواهند به کجا بخورد. چون اصل مشکلشان با مقاومت است نه این حزب و آن تشکیلات. بلکه از آن‌ها برای طراحی استفاده می‌کنند. مقاومت همه‌ی این‌هاست.

 به همین خاطر هر ضربه‌ای به مقاومت یا توصیف زشتی از آن، ضربه و توهینی به همه‌ی کسان و چیزهایی است که مقاومت نام دارند، نه فقط ضربه و توهین به یک گروه مشخص. البته ارائه‌ی این تعریف از جانب ما پیامدهایی دارد که در روزهای آینده روشن خواهد شد!

اما صحبت درباره‌ی شکست معادله‌ی سه‌گانه. شاید برخی استدلال‌هایی بیاورند ولی شواهدتان چیست؟ ناظر به واقعیت صحبت کنید. معادله‌ی سه‌گانه کجا شکست خورده است؟ ما روی عبارات و جملات اصراری نداریم.

این از نقاط قوت زبان عربی است. زبان عربی بود که دولت لبنان را به وسیله‌ی بیانیه‌ی کابینه نجات داد. البته منظورمان قدرت، استحکام، شادابی و… زبان عربی است. ولی نهایتاً و گذشته از تعابیر و اصطلاحات بالأخره معادله‌ی سه‌گانه کجا شکست خورد؟ کجا پیروز شد؟

 و اجازه دهید بگویم: شما، شمایی که از شکست معادله‌ی سه‌گانه صحبت می‌کنید، کجا پیروز شدید؟ معادله‌ی سه‌گانه موفق به آزادسازی زمینی شد که همه -از جمله دیپلماسی و حکومت- در آزادسازی آن شکست خوردند. معادله موفق شد اسیران را بازگرداند. مقاومت در کنار ارتش و ملت تا امروز در حفظ کیان لبنان و حفاظت از جنوب، مرزها و روستاهای مرزی موفق بوده است.

 معادله‌ی سه‌گانه لبنان را به عنوان یک عنصر قدرتمند وارد معادلات منطقه‌ای کرد. هیچ کس نمی‌تواند وقتی به منطقه فکر می‌کند لبنان را نادیده بگیرد چون در لبنان پیش از نفت و گاز، طلایی هست. این دستاورد مخصوصاً و کاملاً مربوط به معادله‌ی سه‌گانه و ضلع مستحکم آن است که نشکست و به اذن خداوند (عز و جل) نخواهد شکست.

 این از دستاوردهای معادله. دستاوردهای شما کجاست؟ دیگر چیزی نمی‌گویم. فقط به همین سؤال بسنده می‌کنم. -می‌خواهیم آرامش درست کنیم دوباره می‌زنیم مشکل درست می‌کنیم! – ولی بگویید دستاوردهای شما در زمینه‌ی حکومت سازی، بدهی‌ها، پروژه‌ها و… چه بوده است؟

در همین زمینه می‌خواهم در این مناسبت و در پاسخ به همه‌ی چیزهایی که در هفته‌ها و ماه‌های گذشته در زمینه‌ی مقاومت، اسرائیل، جنگ، خطرات، تهدیدات، استفاده از فرصت‌ها و… مطرح شد، به شما تأکید کنم: این مقاومت مستحکم باقی خواهد ماند. امروز مستحکم است و مستحکم و سربلند باقی خواهد ماند، از کشور، ملت و اهالی‌اش دفاع خواهد کرد و از همه‌ی دستاوردهای گذشته‌اش محافظت خواهد نمود.

 از جمله قواعد درگیری شامل تفاهم آوریل ۱۹۹۶ تا دستاوردهای جنگ جولای. و به میمنت قدرت بازدارندگی روستاهایمان امن، زمین‌هایمان ثمرده و پرچم‌هایمان در اهتزاز خواهند بود. بنده به شما اطمینان می‌دهم از بابت این مسئله هیچ جای نگرانی نیست.

و اگر کسی تلاش می‌کند با توجه به نبردهای سوریه و این که بخشی از اهالی این خط در سوریه هستند و این مسائل فرصت تسویه حساب با لبنان را به اسرائیل می‌دهد، در کشور هراس ایجاد کند باید بگویم این‌ها محاسبات درستی نیست. اسرائیل برای آغاز جنگ مجموعه‌ای از محاسبات دارد که باید انجام دهد و امروز هیچ‌کدام از این محاسبات او را به گزینه‌ی جنگ نمی‌رسانند.

 یکی از مهم‌ترین این محاسبات این است که اسرائیل به خوبی بداند این مقاومت قدرتمند است و قدرتمندتر شده است. در ظاهر بعضی می‌گویند شما شهید داده‌اید و از شما خون رفته است. درحالی‌که مقاومت همیشه این‌گونه بوده است. مقاومت با گذشت زمان، فداکاری و بخشش قدرتمندتر می‌شود.

 این‌ها نقطه‌ضعف نیست. از بعضی لحاظ‌ها عامل قدرت است. امروز می‌خواهم از روستای عیناثا، نوار مرزی آزادشده و همسایگی فلسطین عزیز اشغالی به شما تأکید کنم مقاومت امروز نه تنها قدرتمند بلکه به نسبت جولای ۲۰۰۶ در تمام سطوح انسانی، مادی، نظامی، توان نبرد و آمادگی آفرینش پیروزی تواناتر و قدرتمندتر است.

 ما جنگ‌طلب و به دنبال جنگ نیستیم. راهبُرد ما در مقاومت، جنگ بدون مرز نیست. این مسئله علنی هم هست. ولی اگر هر کدام از این صهیونیست‌ها فکر کرده است اگر جنگی علیه لبنان به راه بیندازد در جایی، در عقلی، در قلبی، در خانه‌ای یا در روستایی اندکی نگرانی درباره‌ی سرنوشت جنگ وجود دارد بنده به شما می‌گویم این‌طور نیست.

 و متأسفانه دشمن از لبنانیان نسبت به میزان پیشرفت توانایی و قدرت مقاومت در سطوح مختلف آگاه‌تر است و این در محاسباتش وارد می‌شود. خب، این چیزی بود که می‌خواستیم رویش تأکید کنیم.

اما پیش از این که به بخش نهایی وارد شوم -مشکلی نیست. چون یک ماه و نیم است که سخنرانی نکرده‌ام. – می‌خواهم بگویم: طلا، طلا خواهد ماند. اگر طلایی در مقابل ما قرار داشته باشد ولی کسی نظرش را تغییر دهد و بگوید این قلع است طلا تبدیل به قلع می‌شود؟ بگوید این آهن است طلا تبدیل به آهن می‌شود؟

 بگوید این چوب است طلا تبدیل به چوب می‌شود؟ نه نمی‌شود. توصیف دیگران از چیزی حقیقت آن چیز را تغییر نمی‌دهد. این یک قاعده‌ی ثابت در وجود و فلسفه است. بلکه بیش از این، امروز و در این شرایط اقتصادی جهان اگر کسی پولی داشته باشد چه می‌کند؟ طلا می‌خرد. طلا در حال گران شدن است.

طلا هر روز گران‌تر می‌شود. آن روز یکی از کشورهای بسیار ثروتمند جهان که ارز مازاد بسیار زیادی هم دارد و شاید هیچ بدهی هم نداشته باشد رفت و میلیاردها دلار طلا خرید. اگر امروز کسی برای اسکناس و پول نقد همراهش پشتوانه بخواهد دیگر نه دلار، نه یورو و نه هیچ ارز دیگری پشتوانه‌اش نیست.

 امروز تنها پشتوانه‌ی حقیقی، طلاست. و در لبنان [معادله‌ی] طلایی هست که در جهان یافت نمی‌شود. چگونه بعضی از مردم به خودشان اجازه می‌دهند این طلا را رها کنند؟ و اما چوب. چوب چیزی است که لبنانیان با آن برای سربازان اشغالگری که عمودی وارد لبنان شدند و افقی خارج شدند، تابوت ساختند.

 و این چوب همچنان برای ساختن تابوت مهاجمان و اشغالگرانی که به این سرزمین پاک و پربرکت تعرض کنند وجود دارد. ما به هیچ‌وجه با چوب مشکلی نداریم. هر کدام ارزش، جایگاه، نقش و وظیفه‌ی خود را دارند.

 خب، آخرین چیزی که می‌خواهم با آن به این بخش پایان دهم -مزاحم شما هم شدم. – این است: این توصیف به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به موضع ما در زمینه‌ی حضور پای میز گفت و گوهای ملی در روز دوشنبه تأثیر خواهد گذاشت.

الآن بنده نمی‌خواهم یک موضع نهایی و قطعی اعلام کنم. ولی این درک، ذهنیت و اندیشه بسیار بر تصمیمی که حزب‌الله در زمینه‌ی مشارکت یا عدم مشارکت در گفت و گوهای ملی خواهد گرفت تأثیر خواهد داشت.

 و دیگر هم‌پیمانان، دوستان و عزیزانمان آزادی کامل دارند موضعی را که مناسبت می‌بینند اتخاذ کنند. یعنی موضع ما -هر چه باشد. – الزام‌آور و مایه‌ی زحمت کسی نیست. و طبیعی است که احیاها موضع‌ها درباره‌ی بعضی مسائل به واسطه‌ی اختلاف موقعیت‌ها و هدف‌ها متفاوت باشند.

آخرین موضوعی که می‌خواهم یادآور شوم و سخنانم را به پایان ببرم این است که امروز تمام هجمه علیه مقاومت لبنان بر یک نقطه‌ی اساسی متمرکز شده است و آن ورود به سوریه است. می‌گویند شما وارد سوریه شدید و اجماع ملی از بین رفت. که توضیحش را دادیم. وارد سوریه شدید و نقش سلاحتان تغییر کرد، دیگر سلاح مقاومت نیست.

گویی قبل از ورود ما به سوریه آن را به عنوان سلاح مقاومت قبول داشته‌اند! در هر صورت همه‌ی این حرف‌ها هست و این ورود و این موضع‌گیری آن اختلاف اصلی است که مدتی است به صورت مداوم و هر روز مطرح می‌شود.

چون این موضوع، کشور و همه‌ی ما را درگیر کرده است می‌خواهم در بخش پایانی صحبتم کمی به آن بپردازم. نگاه کنید، اختلاف طرف مقابل، دولت‌ها و نظام‌های جهان عرب و اسلام و دولت‌ها و نظام‌های جهان با ما در مسئله‌ی سوریه، بر سر موضع سیاسی‌مان است نه ورود نظامی‌مان. ورود نظامی ما بسیار دیر صورت گرفت. به قول معروف ما پس از این که همه وارد شدند، آمدند و جنگیدند وارد شدیم. ما بسیار دیر وارد شدیم.

مشکل موضع سیاسی ما بود. این که از روز اول گفتیم ما با این نبرد در سوریه موافق نیستیم، با سرنگونی نظام و حکومت موافق نیستیم، طرفدار اصلاحات، حل سیاسی، گفت و گوی ملی و تحقق و موفقیت مطالبات مشروع مردم هستیم ولی موافق نیستیم کسانی برای شکستن، سرنگون کردن، نابود و تخریب کردن و تحمیل گزینه‌های راهبُردی بزرگ وارد سوریه شوند. ولی موضوع همین بود.

 پیش از اصلاحات و مطالبات، مسئله، مسئله‌ی گزینه‌ی‌های راهبُردی بزرگ بود. خب، ما این موضع را در حالی اتخاذ کردیم که بقیه‌ی جهان موضع مخالف را پذیرفته بودند و از ما هم می‌خواستند با آن‌ها همراه شویم و بخشی از آن باشیم.

139110100002604

 و به خاطر این که بخشی از آن نبودیم جنگ علیه ما نیز آغاز شد. پس اصل مسئله موضع سیاسی است نه دخالت نظامی. گفتند دارد در منطقه اتفاق بزرگی می‌افتد و شما هم بفرمایید بخشی از آن باشید و اگر نه خود را آماده‌ی اعدام کنید. طوفانی بود که داشت به سوی منطقه می‌آمد.

 باید همه به زانو در می‌آمدیم، هماهنگ می‌شدیم و تعظیم می‌کردیم. کم‌ترینش این بود که در برابرش تعظیم کنیم. ما نه بخشی از آن شدیم، نه با آن همراه شدیم و نه در برابرش تعظیم کردیم. چون به نظرمان این طوفان تهدیدات راهبُردی و وجودی عظیمی برای سوریه، لبنان، فلسطین و منطقه در پی دارد.

 که پیش‌تر به اندازه‌ی کافی توضیح داده‌ایم و بازنمی‌گردیم. پس موضع سیاسی گرفتیم. بله، با گذشت زمان موضعمان تغییر کرد. وارد کارزار شدیم. -می‌خواهم چند دقیقه بیش‌تر وقتتان را بگیرم.

– خب، همه‌ی لبنانیان خبردارند. در رسانه‌ها اعلام کردیم. و برخی به شدت به خاطر همین مسئله‌ی کوچک به ما انتقاد کردند. اولین دخالت نظامی محدود ما که باده‌ها نفر از اعضای حزب‌الله صورت گرفت وقتی بود که برادران به باغ‌های غربی و منطقه‌ی سیده زینب (علیها السلام) رفتند. یعنی حدود یک سال و نیم پیش یا کمی بیش‌تر. زمانی بود که اکثر -نه تمام- باغ‌های غربی به دست گروه‌های مسلح افتاده بود و این گروه‌ها تنها صدها متر با مرقد حضرت زینب (علیها السلام) فاصله داشتند. تشخیص ما این بود که اولاً به واسطه‌ی اهمیت دینی این مرقد برای همه‌ی مسلمانان و ثانیاً به واسطه‌ی این که تخریب این مرقد موجب شعله‌ور شدن فتنه‌ی مذهبی در بسیاری از مناطق جهان می‌شد برویم کمک کنیم.

 ارتش سوریه، نیروهای دفاع ملی و اهالی و ساکنان منطقه در حال دفاع بودند و ما ده‌ها نفر فرستادیم تا در دفاع کمک کنند. همین مقدار. خب، به این موضع‌گیری انتقاد شد. امروز یک کشور بزرگ -که خودش را بزرگ می‌داند.

 – و عضو ناتوست و در حال مبارزه برای پیوستن به اتحادیه‌ی اروپاست و برخی آن را الگوی خود می‌دانند -یعنی ترکیه! حرف اول اسمش ترکیه است! – در سطح وزیران جلسه می‌گذارد و بحث می‌کند که یک قبر یا ضریح مربوط به جد بزرگ عثمانیان وجود دارد

 -که اگر همین الآن از همه‌ی ملت‌های مسلمان بپرسید اسمش چیست نمی‌دانند. بنده هم به خدا نمی‌دانم اسمش چیست. از شما چه پنهان خواندم یادم نماند. نتوانستم حفظ کنم. پی‌اش هم نرفتم پیدا کنم اسم را با خودم بیاورم. چه کسی در جهان اسلام او را می‌شناسد؟

 به مسلمانان چه ربطی دارد؟ به احساسات و عواطف مسلمانان شیعه و سنی چه ربطی دارد؟ ولی چه اشکالی دارد. این حق ترکیه است. – و ترکیه باید دخالت نظامی کند، حریم کشور سوریه را نقض کند و نقشه بکشد چون احتمال دارد داعش سراغ این ضریح برود و تخریبش کند. خب، صحبت از ادبیات، شعر و نحو است. «مگر خون شما از ما رنگین‌تر است؟»

 ما برای دفاع از مرقدی رفتیم که مورد احترام همه‌ی مسلمانان است، برای دفاع از شخصیتی رفتیم که نزد همه‌ی مسلمانان محترم و مقدس است. چون نوه‌ی پیامبر اسلام محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است. آن کسی که شما می‌خواهید به خاطر او جنگ منطقه‌ای راه بیندازید کیست؟

 دارید جنگ منطقه‌ای راه می‌اندازید. ضمن این که اینجا واقعاً خطر وجود داشت آنجا ندارد. و بیش‌تر از این: ما به حریم سوریه تجاوز نکردیم.

 خب، این جدید نیست. جناب بشار مدتی پیش این مسئله را بیان کرد. از او پرسیدند و گفت نه، مقاومت با موافقت دولت سوریه وارد سوریه شد. حالا یک نفر پیدا می‌شود می‌گوید شما به حریم لبنان تجاوز کرده‌اید، این جای بحث دارد!

 اما حد اقلش این است که ما به حریم سوریه تجاوز نکردیم. خب، امروز یک کشور عضو ناتو و کاندیدای پیوستن به اتحادیه‌ی اروپا در حال آماده شدن برای جنگ و دخالت مستقیم منطقه‌ای به سوریه است به بهانه‌ی این که ضریح جد اول عثمانیان از طرف داعش تهدید می‌شود. ممکن است حتی خودشان از داعش خواسته باشند مسئله‌ی تخریب آن را مطرح کند. الله اعلم.

خب، مسائل تا قصیر و پس از قصیر ادامه یافت. که همه خبردارید. تا رسیدیم به جایی که مشخص شد نبرد سوریه به جایی رسیده است که به واسطه‌ی حجم دخالت‌های بین‌المللی و منطقه‌ای و فراخوان نیرو از همه‌جای جهان به سوریه -این را پیش‌تر گفته‌ایم و می‌خواهم بار دیگر بگویم.

 – مسئله دیگر مسئله‌ی مرقد حضرت زینب یا لبنانیان ساکن خاک سوریه نیست. از آن لحظه موضوع تبدیل شد به موضوع مقاومت، خط مقاومت، آینده‌ی مقاومت و هویت سیاسی منطقه و این که داریم به کجا می‌رویم و…؟ که همه را گفتیم. چرا الآن تکرار می‌کنم؟ به خاطر سپری کردن زمان نمی‌گویم. به خاطر این که از سرانجام و نتایج آن صحبت کنیم. خب، امروز به کجا رسیده‌ایم؟ کجا واقع‌شده‌ایم؟ ما از ابتدا گفتیم: راه حل سیاسی. اتحادیه‌ی عرب جلسه گذاشت و می‌خواست کار را تمام و نظام را سرنگون کند!

گفت و گوی سیاسی را پیش از خروج جناب اسد و نظامش نمی‌پذیرفت. خب، بعد از سه سال تصمیمات نشست اخیر عرب را شاهد بودید. حتماً می‌خواستید این سه سال جنگ، قتل، کشتار، نابودی، ویرانی، فتنه‌ها و محنت‌ها واقع شود تا عرب‌ها همان حرفی را بزنند که لازم بود از ابتدا بزنند؟

 تا عرب‌ها آنجا را که لازم بود از ابتدا راه بیایند، راه بیایند؟ تازه می‌خواهید ببینید چطور باید به نظام سوریه و جناب بشار اسد فشار بیاورید که ما خواهان درمان سیاسی و گفت و گوی سیاسی جدی هستیم؟

 حالا که ژنو ۲ جواب نداد؟ درحالی‌که وقتی روزهای اول به شما گفته شد بیایید گفت و گو کنیم و سران سوریه حاضرند اصلاحات بنیادی و اساسی انجام دهند هیچ‌کدام از شما حاضر نبود روی درمان یا گفت و گوی سیاسی بحث کند. [چرا؟] بر این اساس که طی دو سه ماه همه چیز در سوریه و منطقه تغییر خواهد کرد.

 به شما گفتیم درمان سیاسی، رفتید سراغ راه حل نظامی. الآن رسیده‌اید به همان چیزی که از ابتدا به شما گفته می‌شد. البته این صحبت خطاب به عرب‌ها، گروه مقابل در لبنان و کشورهایی است که همچنان در این نبرد دست دارند.

همان ابتدا گفتیم حوادث سوریه همه‌ی منطقه را در معرض تروریسم و تکفیر قرار خواهد داد. ولی شما گفتید نه، این‌طور نیست. مسئله‌ی سوریه مسئله‌ی اصلاحات، تغییر، دموکراسی و حقوق بشر است. الآن آن واقعیت خارجی که خود شما پس از سه سال از آن سخن می‌گویید چیست؟

آن بخش‌هایی از خاک سوریه را که تحت سلطه‌ی گروه‌های مسلح است تهدیدی برای کشورهای منطقه و جهان می‌نامید. امروز و پس از سه سال از حمایت مالی و تسلیحاتی، تحریک به سمت راه‌حل‌های نظامی، جلوگیری از راه‌حل‌های سیاسی و حفاظت از گروه‌های مسلح آمده‌اید لیست سازمان‌های تروریستی تشکیل می‌دهید و اکثر همین گروه‌های مسلح را در آن جای می‌دهید.

 اصلاً دیگر چه کسی مانده است؟ فارغ از موضع ما درباره‌ی این لیست. وقتی از داعش، النصره و اخوان المسلمین در سوریه صحبت می‌کنید و آن‌ها را تروریست می‌نامید -با کمال صراحت- دیگر چه کسی مانده است؟

 آیا مسئله به سه سال وقت نیاز داشت تا منطقه و جهان به این نتیجه برسند؟ البته بعضی از لبنانیان هنوز به این نتیجه نرسیده‌اند. هنوز به این نتیجه نرسیده‌اند که آنچه در سوریه رخ می‌دهد تهدیدی علیه لبنان است. برادر، آمریکایی‌هایی که در آخر دنیا هستند، فرانسوی‌ها، اروپایی‌ها، برخی کشورهای خلیج و کشورهای شمال آفریقا سوریه‌ی تحت سلطه‌ی گروه‌های مسلح را خاستگاه تهدید علیه کشورها و امنیتشان می‌دانند. و واقعاً هم همین طور است.

 حتی در مکان‌های آرامی که حرفی از کشتار، درگیری و جهاد مقدس نبود امروز تحرکاتی آغاز شده است؛ الآن همین تونس. ولی متأسفانه می‌بینید یک نفر در لبنان پیدا می‌شود و می‌گوید: نه، آنچه در سوریه رخ می‌دهد لبنان را تهدید نمی‌کند.

از ابتدا به شما گفتیم حوادث سوریه از مرحله‌ی مطالبه‌ی اصلاحات و دموکراسی گذشته و به مرحله‌ی سلطه‌ی جریان تکفیری جنگ‌جویی رسیده که هیچ کس را حتی از داخل همان جریان کنار خود تحمل نمی‌کند.

 چه این که میان داعش و النصره درگیری رخ داد. داعش و النصره‌ای که به تفکر، مذهب، مکتب، رهبری، امیر و پروژه‌ی سیاسی یکسانی تعلق دارند. اختلافشان تشکیلاتی و مدیریتی است. همان اختلافاتی که در هر حزب و تشکیلاتی رخ می‌دهد. این که فلانی مسئول باشد یا دیگری. همه‌ی این جنگ برای این است که ابو محمد جولانی رهبر باشد یا ابوبکر بغدادی. چه کسی هزینه‌اش را پرداخت؟

هزاران قربانی، ویرانی وسیع، نبردهای سنگین، همه به خاطر یک اختلاف مدیریتی و تشکیلاتی. این‌ها با دیگر لبنانیان، دیگر سوری‌ها و کشورها و ملت‌های همسایه چطور رفتار خواهند کرد؟ اگر برادران، عزیزان و هم‌پیمانان شما -نمی‌گوییم سروران شما- پی برده‌اند که واقعیت این است، شما منتظر چه هستید؟

 خصومت [سیاسی] خوب است به شرطی که به ضرر لبنان و سرنوشت و آینده‌ی لبنان تمام نشود.

از یک سال و نیم پیش و حالا هم هر روز از جانب برخی فراکسیون‌ها و طرف‌های سیاسی، حزب‌الله را به خروج از سوریه دعوت می‌کنند. بنده نمی‌خواهم بنشینم دفاع کنم. بنده می‌خواهم امروز از شما خواهش کنم.

لطف کنید موضعتان را تغییر دهید. در موضعتان تجدیدنظر کنید. در موضعتان بازنگری کنید و خوانش جدیدی انجام دهید. نمی‌گویم بلند شوید بیایید در سوریه در کنار هم بجنگیم. این را نمی‌خواهیم. واقعاً گروه‌های لبنانی وابسته به فرقه‌های مختلف و متفاوتی هستند که به ما پیشنهاد دادند -شاید اولین بار است می‌گویم.

– بیایند در کنار ما بجنگند. ولی ما گفتیم نه، دلیلی ندارد. زیر این بار سیاسی و اجتماعی نروید. ما بار را برداشته‌ایم و داریم ادامه می‌دهیم. بنده به کسانی که هر روز اصرار دارند و می‌گویند مشکل لبنان این است که حزب‌الله به سوریه رفته است می‌گویم مشکل لبنان این است که حزب‌الله در رفتن به سوریه تأخیر کرد.

 و مشکل لبنان این است که شما هنوز در خانه‌هایتان نشسته‌اید و به سوریه نمی‌روید. البته اگر برخی از شما به جای اشتباه نرفته باشند. حالا به شما نمی‌گویم بروید در سوریه بجنگید یا در کنار ما بجنگید یا… . می‌گویم در این مسئله تجدیدنظر کنید.

درستی، سلامت و صحت گزینه‌های ما هر روز بیش‌تر ثابت می‌شود. و همچنین دوست دارم به همه‌ی لبنانیان و همه‌ی گروه‌ها و جریان‌های سیاسی، ۸، ۱۴ و میانه‌روها و راستی‌ها و چپی‌ها بگویم -شاید اولین بار با این صراحت- اگر تروریسم تکفیری در سوریه پیروز شود همه‌ی ما حذف خواهیم شد.

 فقط حزب‌الله و مقاومت نه، همه حذف و طرد خواهیم شد. آیا حوادث حلب، ادلب، رقه، دیر الزور، فلوجه و الانبار را نمی‌بینید؟ از سکولارها نه، از اسلام‌گراهای آن مناطق بپرسید چه بر سرشان آمد. اما اگر جریان تکفیری تروریستی در سوریه شکست بخورد بنده به شما می‌گویم: همه باقی خواهیم ماند.

اگر این خط در سوریه پیروز شود همه‌ی لبنانیان حفظ خواهند شد. این خط به دنبال انتقام نیست، به دنبال صلح، انسجام و قدرت است. اینجاست که چند گزینه‌ی بزرگ ملی به وجود می‌آید. به ما فرصت انتخاب بدهید.

بر اساس آنچه گذشت، ما و برادران هر کمکی از دستمان بر آمده انجام داده‌ایم. گرچه نادیده گرفته می‌شویم. مصاحبه‌های مطبوعاتی و تلویزیونی کمی اشاره کردند. برادران نیز در بسیاری از مناسبت‌ها سخنرانی می‌کنند ولی دوست دارند زیاد به این پرونده نپردازند. امروز لبنان از یک فرصت بهره‌مند است. این دولت فارغ از شرایط و طریقه‌ی شکل‌گیری‌اش بالأخره تشکیل‌شده و این یک فرصت است. ما خواستار فعال شدن دولت هستیم. رویکردمان مثبت خواهد بود و همکاری خواهیم کرد. در فعال شدن دولت، توجه به پرونده‌های مردم و وضعیت امنیتی -که در همه‌ی مناطق مخصوصاً در شمال و بقاع در اولویت قرار دارد.

– مشارکت خواهیم کرد. باید در درمان مشکلات امنیتی همکاری صورت بگیرد. البته درمان امنیتی کافی نیست. مشکلات امنیتی بسیاری از مناطق مخصوصاً طرابلس و بقاع شمالی باید در کنار روش امنیتی از طریق سیاست، جامعه، توسعه و اقتصاد پی‌گیری شود. بیایید همگی با جدیت و بدون اتهام زنی که فلان گروه یا فلان گروه به دنبال فقدان حکومت است، برای موفقیت موعد انتخاب رئیس‌جمهور تلاش کنیم.

همه‌مان، همه‌ی طرف‌های سیاسی لبنان -که حق طبیعی‌شان هم هست. – می‌خواهند موعد انتخاب رئیس‌جمهور به آمدن رئیس‌جمهوری از میان خودشان بینجامد و حق دارند بر این مبنا دست به تحرکات دموکراتیک قانونی بزنند. خب، این هم نیاز به تلاش و کوشش دارد.

امروز این فرصت وجود دارد. لبنان می‌تواند نسبت به حوادث سوریه بی‌طرفی مثبت اتخاذ کند. گروه مقابل دیگر نمی‌تواند در سوریه هیچ کاری بکند. یعنی خودشان را اذیت نکنند. دوران پتو و کارتن شیر و ارسال جنگ‌جو دیگر گذشته و بی‌فایده است. خودتان شاهد تغییرات شرایط داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی هستید.

پس بیایید ذیل این تغییرات، تحولات و شرایط جدید بنشینیم و سوریه را کنار بگذاریم -از خداوند (سبحانه و تعالی) برای همه‌ی سوری‌ها عافیت مسألت می‌کنیم. از خداوند (سبحانه و تعالی) می‌خواهیم خونریزی‌ها در سوریه پایان بپذیرد و سوریه به سمت درمان سیاسی برود.

– و ادبیات سخت، خشن، تهدید و فریاد را کم کنیم یا نداشته باشیم و دست به دست هم بدهیم. ما هیچ‌وقت طرفدار حذف کسی نبوده‌ایم؛ حتی در دولت جناب میقاتی. کسانی بودند که خودشان دوست داشتند نباشند. به ما ربطی نداشت که آن‌ها نبودند. ما دوست داشتیم باشند. هیچ کس در لبنان نمی‌تواند دیگری را حذف کند و براند. حد اقل تا آنجا که ما از گروه خودمان خبرداریم کسی نیت و هدف طرد و حذف ندارد. ما به وجود طرف مقابل اذعان داریم و خواستار همکاری آن‌ها هستیم.

 بله در زمینه‌ی مسائلی که به سرنوشت کشور ارتباط دارد اختلاف داریم و این طبیعی است. این فرصت اکنون در اختیار لبنانیان است که آرام باشند، نفسی تازه کنند، قصیده‌ی محترمانه‌ای در حقشان سروده شود، بنشینند روی مشکلات کشور فکر کنند و درمانشان کنند و منتظر شرایط منطقه نباشند.

 منتظر تغییرات و شرایط منطقه نباشید. بیایید مسائل فعلی‌مان را حل کنیم. منتظر فردا نباشید.

در زمینه‌ی موعد انتخاب ریاست جمهوری می‌خواهم به نکته‌ای اشاره‌کنم. ما بیش‌ترین اصرار را روی انجام این موعد داریم و اگر انتخابات ریاست جمهوری زودهنگام هم صورت بگیرد از آن حمایت می‌کنیم.

 ما در این زمینه به هیچ‌وجه برای خلأ سیاسی تلاش نمی‌کنیم. بلکه از فراخوان انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری حمایت می‌نماییم. اگر طرف‌های دیگر هم بتوانند موافقت کنند [که خوب است]. البته دیگر زودهنگام نیست چون وارد مهلت قانونی شده‌ایم ولی منظور در زودترین زمان ممکن است.

 تا مرحله‌ی جدیدی در لبنان آغاز شود. پس از آن می‌رویم سراغ ادامه‌ی گفت و گوها بر سر راهبُرد دفاعی و تلاش، کوشش و همکاری تا کشور را از این شرایط عبور دهیم.

موفق باشید، خداوند عافیتتان دهد.

و السلام علیکم جمیعا و رحمت الله و برکاته.

منبع:khamenei.ir

صفحه‌ی ویژه «مقاومت» در سایت خامنه‌ای‌دات‌آی‌آر آغاز به كار كرد

راهیان نور
صفحه مقاومت
صفحه مقاومت

صفحه‌ی ویژه « مقاومت » آغاز به كار كرد

حركت انقلابی مردم ایران از بدو شروع نهضت اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی رحمه‌الله همواره در راستای حمایت از جبهه‌ی مستضعفین و مبارزه با مستكبران عالم بوده است. امروز نیز با شروع و تدوام بیداری اسلامی در منطقه، آگاهی و اطلاع درست از شرایط مقاومت در منطقه و سراسر عالم، می‌تواند ملت ایران را در پشتیبانی هرچه بیشتر از مظلومان و ستیز با مستكبران، یاری رساند.

از این رو، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR اقدام به راه‌اندازی صفحه‌ی ویژه‌ی مقاومت نموده است تا به بررسی و بازخوانی آثار و اندیشه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی مسأله‌ی مقاومت بپردازد.

آخرین بیانات و كلیدواژهای به كاربرده شده توسط ولی‌امر مسلمین درباره مسأله مقاومت، بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و تولیدات مرتبط با مسائل «قدس شریف و فلسطین»، «حزب‌الله لبنان»، «رژیم صهیونیستی»، «بحران سوریه» و… از بخش‌های اصلی این صفحه است.

در قسمت دیگر این صفحه، «نقشه‌ی منطقه» قرار دارد كه این امكان را به كاربران می‌دهد تا سخنان رهبر انقلاب اسلامی را به تفكیك كشورها مطالعه كنند و در جریان تحلیل ایشان از اوضاع روز منطقه و دنیا قرار گیرند.

همچنین به دلیل نقش اساسی حزب‌الله لبنان در حفظ و تقویت محور مقاومت اسلامی در منطقه، ترجمه‌ی فارسی سخنان جناب حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدحسن نصرالله دبیركل حزب‌الله، در كمترین زمان پس از برگزاری مراسم‌های وی، در «صفحه‌ی ویژه مقاومت» منتشر خواهد شد.

استفتائاتی از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره خرید كالاهای تولید رژیم صهیونیستی، بخش بیانات عربی و دست‌نوشته رهبر انقلاب در تجلیل از سیدحسن نصرالله بخش‌های دیگر صفحه‌ی ویژه مقاومت را تشكیل می‌دهند.

كاربران می‌توانند برای دسترسی و استفاده از مطالب این صفحه، به این لینک http://farsi.khamenei.ir/moghavematمراجعه كنند.