مسلمان شدن جوان مسیحی روسی در شهر رشت [+ویدیوی شهادتین]

تشرف جوان مسیحی روسی به دین مبین اسلام در رشت

عصر ۱۹ خرداد ۹۷ جوان روسی اهل مسیحیت با حضور در بیت نماینده ولی‌فقیه در گیلان با ذکر شهادتین به دین اسلام مشرف شد.

 نماینده ولی‌فقیه در گیلان عصر امروز در آیین تشریف جوان روسی به دین مبین اسلام در دفتر خود با اشاره به نزول قرآن کریم به‌عنوان راهنمای بشریت اظهار کرد: هر چیزی که موجب سعادت انسان است خداوند از طریق قرآن کریم به پیامبر اکرم (ص) اعلام و از سوی ایشان نیز به ما رسیده است.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین رسول فلاحتی با اشاره جایگاه قرآن مجید در بین مسلمانان افزود: همان‌گونه که انجیل در بین مسیحیان ارزشمند است قران به‌عنوان راهنمای کامل بشریت در بین ما مسلمانان عزیز است.

امام‌جمعه رشت با اشاره به اعطای امتیازات به فرد مشرف شده از سوی خداوند گفت: خداوند متعال در قرآن فرموده اگر کسی قبلاً مسلمان نبوده و بعد دین اسلام را اختیار کند لازم نیست نماز، روزه و سایر عبادات این دین را قضا کند و این در حالی است که اگر فرد مسلمانی عبادات واجب اسلام را انجام ندهد مورد مواخذه قرار می‌گیرد.

 

فلاحتی با اشاره به اینکه اسلام به مسلمان بسیار بها می‌دهد خاطرنشان کرد: خداوند آن‌قدر برای انسان ارزش قائل است که فرد مسلمان شده را مانند سایر افراد محترم می‌شمارد.

وی با تأکید بر اینکه ما به همه پیامبران ازجمله به حضرت عیسی (ع) و حضرت موسی (ع) احترام می‌گذاریم تصریح کرد: ما نه‌تنها برای پیامبران سایر ادیان بلکه برای همه موجودات زنده هم احترام قائلیم تا جایی که اگر آب برای وضو داشته باشیم و موجود زنده‌ای تشنه باشد ابتدا آن را سیراب می‌کنیم.

 

نماینده ولی‌فقیه در استان گیلان با بیان اینکه پیامبر ما ۱۲ جانشین داشته که نام اولین آن‌ها حضرت علی علیه‌السلام و نام آخرین جانشین حضرت مهدی (عج) است افزود: طبق تعابیر دینی هنوز آخرین جانشین پیامبر زنده است و همه ادیان معتقدند که در آینده فردی می‌آید و دنیا را نجات می‌دهد.

امام‌جمعه رشت با بیان اینکه اسلام سراسر زیبا بوده و تأکید بر زندگی کردن زیبا دارد گفت: ماکسی را که وارد دین اسلام می‌شود را دوست داریم و خوش‌آمد می‌گوییم و رهبری نیز به شما خوش‌آمد می‌گوید.

جوان مسیحی مشرف شده به اسلام نیز در این آیین با بیان اینکه از گرویدن به دین اسلام احساس آرامش می‌کنم اظهار کرد: قبول کردن دین اسلام بهترین راه زندگی انسان است.

آنتون ساوکوف با بیان اینکه برخی از بستگانم مخالف گرویدن و پذیرفتن دین اسلام از طرف من هستند افزود: همین‌که من مسلمان شده‌ام برایم کافی است چون اسلام دین کاملی است.

این جوان تازه‌مسلمان شده در شهر سن‌پترزبورگ روسیه با ملیکا علیزاده که از دانشجویان مقیم روسیه است آشنا شده و سپس به دین اسلام گرویده است.

این جوان روسی پس از مشرف شدن به دین اسلام نام کیان را برای خود برگزیده و بسیار نیز از وضعیت حجاب و آرامش ظاهری موجود در کشور ازجمله گیلان ابراز خرسندی می‌کند.

گفتنی است خطبه عقد موقت بین ملیکا علیزاده و کیان ساوکوف توسط امام‌جمعه رشت خوانده شد. 

گزارش تصویری این برنامه را در این لینک تماشا کنید 

***

ویدیو : لحظات مبارک شهادتین کیان ساوکوف

دریافت ویدیو (۱۱مگابایت) (لینک کمکی)

معرفی پایگاه زیارتگاه‌های اسلامی ,یادداشت‌های احمد خامه‌یار

 ‌ احمد خامه‌یار، عضو گروه تاریخ پژوهشکده حج و زیارت از راه اندازی نخستین پایگاه اینترنتی پژوهشی در حوزه مزارهای اسلامی خبر داد و گفت: پایگاه زیارتگاه‌های اسلامی اخیرا راه اندازی شده است و بیشتر محتوای پایگاه زیارتگاه‌های اسلامی شامل پژوهش‌ها و یادداشت‌هایی در حوزه مکان‌های مقدس و زیارتگاه‌های اسلامی است.

پایگاه زیارتگاه‌های اسلامی (1)

وی با انتقاد از اقدامات وحشیانه گروه‌های تروریستی و تکفیری و تخریب بی‌رحمانه آثار تاریخ اسلامی در شهرهای عراق، سوریه و افغانستان، افزود: با توجه به شناخت علمی و پژوهشی که از آثار اسلامی و زیارتگاه‌ها داشتم، بر آن شدم تا برای حفظ این آثار در تاریخ، این پایگاه زیارتگاه‌های اسلامی را راه‌اندازی کنم.که در آدرس www.islamicshrines.net در دسترس عموم قرار دارد .

این پژوهشگر دینی گفت: طی یک ماهی که از راه اندازی این پایگاه زیارتگاه‌های اسلامی می‌گذرد، چند یادداشت برای نخستین بار با عناوین «تخریب مهم‌ترین زیارتگاه شهر سنجار به دست داعش»؛
«زیارتگاه محمد بن اسماعیل بن جعفر صادق (ع) در تدمر»؛ «درختان مقدس تهران و تجریش» و «نقاشی یک زیارتگاه روی کاشی‌های یک سقاخانه در تهران» منتشر شده است.

وی افزود: همچنین جهت اطلاع کاربران و خوانندگان سایت پایگاه زیارتگاه‌های اسلامی ، نشانی برخی از پژوهش‌های منتشر شده در موضوع زیارت و مزارهای جهان اسلام در دیگر پایگاه‌های اینترنتی، در بخش «لینک های روزانه» قرار داده شده و به صفحه اصلی آنها لینک داده شده است.

گفتنی است، پایگاه زیارتگاه‌های اسلامی به سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی به روز رسانی می‌شود تا پژوهشگران و محققان تاریخ اسلام در سراسر جهان بتوانند از محتوای پژوهشی این پایگاه به خوبی بهره بگیرند.

آثار منتسب به پیامبر خدا(ص) در ایران، آثار منسوب به پیامبر خدا (ص) در افغانستان،‌ مساجد و مزارهای منسوب به محمد حنفیه در آذربایجان، رساله‌ها و تألیفاتی درباره نعلین پیامبر (ص)، مزارهای اهل بیت پیامبر (ص) در اردن و فلسطین اشغالی، زیارتگاه‌های اهل بیت و اصحاب ائمه (ع) در سوریه، بقعه شاه ابوالقاسم دزفول مدفن کیست؟، مزار دو تن از مشایخ صفویه در لبنان و فلسطین و بررسی اجمالی مزارات فرق شیعه در شام از جمله مقالاتی پژوهشی است که در پایگاه زیارتگاه‌های اسلامی منتشر شده است.

درباره نویسنده سایت پایگاه زیارتگاه‌های اسلامی
تحصیلات آقای احمد خامه یار

کارشناسی ارشد مطالعات اسلامی از «الجامعة الاسلامیة فی لبنان» (دانشگاه اسلامی لبنان)  | دانشجوی دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی در دانشکده الهیات دانشگاه تهران 

سوابق علمی و پژوهشی
الف) پایان‎نامه پایان‌نامه کارشناسی ارشد: تاریخ مزارات الرسول (ص) و اهل البیت (ع) فی سوریة و عوامل ظهورها
ب) تألیفات منتشر شده ۱- کتیبه‌های اسلامی در سوریه: قم، مجمع ذخائر اسلامی، ۱۳۹۱ ۲- آثار پیامبر (ص) و زیارتگاه‌های اهل بیت (ع) در سوریه، تهران، مشعر، ۱۳۹۳
ج) ویراستاری و گردآوری مجموعه مقالات ۱- جستارهایی در میراث اسلامی ـ دفتر اول، با همکاری یوسف بیگ‌باباپور، تهران، سفیر اردهال، ۱۳۹۱ ۲- جستارهایی در میراث اسلامی ـ دفتر چهارم (ویژه‌نامه نسخه‌پژوهی)، با همکاری یوسف بیگ‌باباپور، تهران، سفیر اردهال، ۱۳۹۲

سایت پایگاه زیارتگاه‌های اسلامی به سه زبان فارسی انگلیسسی و عربی در دسترس است و  در نسخه فارسی با عضویت ایمیلی در خبرنامه الکترونیکی می توانید مطالب سایت را دریافت کنید  

برای مطالعه بیشتر و آگاهی دوستان خود این سایت را به انها معرفی کنید

با مطالعه فهمیدم اسلام کاملترین دین است

معصومه زهرا دختر جوان هندو مذهبی از کشور هندوستان است که باتحقیق باوجود فضای ضد اسلامی رسانه‌ها مسلمان و شیعه شده است او که سه سال است برای شناخت اسلام و مذهب تشیع به ایران آمده است در رشته شیمی فوق لیسانس دارد و گپ وگفتی در رابطه با تحولات او و سفرش به اسلام داشتیم گفت‌وگوی پایگاه بصیرت با این بانوی مسلمان شیعه  جالب و خواندنی است.

اسلام کاملترین دین

چی شد که به اسلام گرایش پیدا کردید و مسلمان شدید

از کودکی احساس می‌کردم خدا وجود دارد و این حس را درباره بت‌ها نداشتم وقتی می‌دیدم به بت‌ها احترام گذاشته می‌شود تعجب می‌کردم از مادرم می‌پرسیدم چرا به بت‌ها سجده می‌کنند ایشان فقط می‌گفت  آنها مهم هستند و این روش ماست که انجام می‌دهیم  ولی این حرفها من را قانع نمی‌کرد و کنجکاو بودم همیشه سوالاتی در ذهن داشتم‌ این‌که خداوند شیطان را‌ از آتش خلق کرده است و همه می گویند باعث گمراهی انسان می‌شود اگر کسی از او پیروی کند خدا او را مجازات می‌کند و اگر کسی کار خوبی انجام دهد این نعمتی است که خدا به او داده است. با خودم می‌گفتم پس اینجا تکلیف اراده و اختیار انسان چیست انسان عقل دارد روبات که نیست ‌خدا به ما عقل داده تا راه درست را از غلط تشخیص بدهیم از این سوالات پی به وجود دین بردم ‌کم کم هر چه بزرگ شدم درباره ادیان تحقیق و مطالعه کردم و متوجه شد دین اسلام  کاملترین و بهترین دین است .

کسی هم در این انتخاب  شما را کمک می‌کرد؟

بله با کمک برخی دوستان مسلمان و استادانی که می‌شناختم  توانستم بهتر درباره اسلام تحقیق کنم

داشتن حجاب آن هم در گرمای تابستان برای شما مشکل نیست؟

نه حجاب و پوشش را دوست دارم. من فکر می‌کنم اگر این حجاب سخت باشد و در سختی بسر ببریم خداوند برایمان راحتی به ارمغان می‌آورد شاید فقط چند دقیقه احساس سختی داریم ولی بعد خوب می‌شود البته در هند زنان روسری‌های بلندی سر می‌کنند اما مانند حجاب زنان مسلمان ایرانی کامل نیست ‌برای همین چون دوست دارم محجبه و پوشیده باشم احساس ناراحتی نمی‌کنم حجاب به من آرامش و احساس امنیت خاطر می‌دهد واین خیلی خوب است.

قبل از این چه دینی داشتید؟

ما دین‌مان هندو بود و من تنها مسلمان خانواده هستم.

بعد از این‌که به اسلام تشرف پیدا کردید برخورد خانواده و اطرافیان  با شما چگونه بود؟

برخوردشان خیلی زیاد تغییر کرد برای این‌که از مسلمان شدنم می‌ترسیدند در هند به‌خاطر تبلیغات منفی رسانه‌های آمریکایی و غربی از اسلام تصویر بدی در اذهان عمومی ایجاد کرده‌اند و خوب پدر و مادرم هم وقتی فهمیدند من مسلمان شده‌ام ‌ترسیدند

مگر چه تصویری از اسلام نشان می‌دهند؟

خانواده برای ما هندی‌ها خیلی اهمیت دارد ولی می‌گفتند در اسلام، خانواده هیچ امنیت ندارد و زن کاملا تابع مرد است از خودش هیچ آزادی ندارد حقوق زنان رعایت نمی‌شود و مجبورهستند حجاب داشته باشند. ‌مسئله دیگر این‌که در اسلام تنها به فرزندآوری و ازدواج مردان با چند زن می‌اندیشند و مردان مقید به خانواده ‌نیستند  برای همین خانواده من را منع می‌کردند می‌گفتند این دینی که انتخاب کردی عاقبت خوبی برای تو ندارد.

دچار تردید هم شدید؟

نه؛ اصلا چون من اسلام را با تحقیق و مطالعه انتخاب کردم و تحت تاثیر القائات منفی رسانه‌های غربی و عوامانه نبودم برای همین روی اعتقادم ایستادم و مقاومت کردم آنها اسلام را نمی‌شناسند که این‌طور فکر می‌کنند ولی من خودم می‌دانم که اینها حقیقت ندارد و دستورات خدا در ا‌سلام برای راحتی و آسایش ماست

در دانشگاه با مشکل مواجه نبودید؟

من به کسی نگفته بودم که مسلمان شدم برای این‌که بتوانم راحت درسم را بخوانم و به تحصیلاتم را به اتمام برسانم زیرا می‌دانم ناراحت می‌شدند ولی وقتی به کشورم برگشتم به همه آنها می‌گویم که مسلمان شیعه شده‌ام.

چطور شد که ایران را برای تکمیل شناخت دینی انتخاب کردید؟

وقتی مسلمان شدم یکسال و نیم تلاش کردم تا به ایران بیایم  زیرا برخلاف موج ایران‌هراسی که به شدت هم رواج دارد، درباره ایران اطلاعات خوبی به دست آوردم به‌خصوص این‌که دیدم می‌توانم  در ایران، اسلام  حقیقی را بهتر و بیشتر دنبال کنم به‌خاطر این‌که هرچند در کشورهای عربی  از جمله عربستان به دلیل وجود شهرهای مقدس مکه و مدینه اسلام بود و مسلمانان زیادی از هند هم آنجا می‌رفتند اما  به نظرخودم اسلام در آن کشورها کامل نبود درحالی‌که ایران شرایط خیلی بهتری برای شناخت اسلام دارد مهم‌تر از همه می‌توانم در ایران درباره امامان و اهل بیت مطالعه کنم و آنها را بیشتربشناسم ولی آنجا این فضا وجود ندارد زیرا شیعیان در ایران آزادتر و بیشترهستند و امامان را قبول دارند البته  در تمام دنیا شیعه وجود دارد اما اینجا کسی مانع شیعیان  و فعالیت‌هایشان نیست بدون مشکل درس می‌خوانیم کسی هم نمی‌پرسد چرا این درسها را می‌خوانید. به‌همین خاطر تصمیم گرفتم ایران بیایم دوستان و استادانی که داشتنم خیلی کمکم کردند و حتی بلیت آمدن به ایران را برایم خریدند.

از همان ابتدای تشرف به اسلام،‌ شیعه شدید؟

بله؛ خدارا شکر بعد از تحقیقات و شناخت امامان شیعه شدم، اگر خدا دل من را روشن نکرده بودم شاید من شیعه نشده بودم، زیرا هرچند درهند شیعه هست ولی من با شیعیان زندگی نکرده بودم.

چه شد که با تشیع آشنا شدید؟

وقتی از امام حسین علیه السلام ، امام علی علیه السلام ، حضرت فاطمه علیها السلام و حضرت مهدی (عج)چیزهایی می‌شنیدم خیلی دوست داشتم برای همین از همان ابتدا احساس کردم اینها هستند و وجودشان اسلام را زیباترکرده است و قبولشان داشتم بعد به من گفتند تو شیعه هستی که به اهل بیت علاقه داری

وقتی  تصمیم گرفتید به ایران بیایید عکس العمل خانواده شما چطور بود؟

خب طبیعتا خیلی ترسیدند و نگران شدند به خاطراین‌که ذهنیت خوبی از ایران نداشتند و رسانه‌های وابسته به آمریکا از ایران تصوی بدی نشان می‌دهند و یک موج ایران‌هراسی براه‌انداخته‌اند آنها مدام می‌گویند ایرانی‌ها تروریست و خشن هستند برای همین خانواده‌ام اجازه آمدن به ایران را نمی‌دادند ولی من تصمیم خودم را گرفته بودم و می‌خواستم تا به ایران بیایم گفتم می‌روم اگر شرایط خوب نبود برمی‌گردم  چون آنها اجازه ندادند من به کمک استاد و دوستانم آمدم.

چند سال در ایران هستید؟

تقریبا سه سال است که به ایران آمدم

در این مدت ایران را چطور دیدید؟

کشوری پیشرفته  و آزاد که مردم به‌خصوص زنان آزادی عمل دارند و اصلا آنچه رسانه‌ها و تبلیغات منفی علیه ایران می‌کنند اینجا نیست. اینها نعمت خدا و لطف اهل بیت و امام زمان است که ایرانی‌ها زندگی خوبی دارند البته مشکلات وجود دارد اما خدارا شکر ایران کشورخوبی است و دیگراین‌که رهبر اسلام در ایران است وچه چیزی بهتر ازاین می‌تواند باشد.

در این مدت دلتنگ خانواده هم شده‌اید ؟

انسان وقتی راه درستی را انتخاب می‌کند سختی‌های زیادی برایش پیش می‌آید و ارزش این دارد تا سختی‌ها را تحمل کند شاید چند روز و چند ماه و حتی چندسال سخت باشد اما اگربه خدا توکل کنیم و به اهل بیت متوسل ‌شویم سختی‌ها و دوری از خانواده و وطن آسان می‌گردد. اینجا همه چیز خوب است زیرا می‌دانم یک روز به کشورم برمی‌گردم و آنچه از اسلام آموخته‌ام را به دیگران انتقال می‌دهم

یعنی خانواده و اطرافیان را به اسلام دعوت می‌کنید؟

بله؛  از بین خانواده تنها من با اسلام آشنا شدم می‌خواهم وقتی برگردم تلاش کنم تا اسلام را به آنها معرفی کنم البته این درحالی است که من خودم خوب اسلام را خوب بشناسم و به آن عمل کنم تا بتوانم  مروج خوبی هم باشم و به دیگران انتقال بدهم می‌خواهم به هموطنانم اسلام را خوب نشان بدهم زیرا اگر بفهمند اسلام کاملترین و بهترین دین است درباره اسلام و مسلمانان نظرشان مثبت می‌شود.

درباره کدام یک از امامان شناخت بیشتر دارید؟

من درباره امام علی، حضرت فاطمه و امام حسین مطالب زیادی خوانده و شنیده‌ام ولی درباره سایر امامان و شناخت کمی دارم دوست دارم بتوانم آنها را هم بیشتر بشناسم.

چطور شد اسم معصومه را برای خودتان انتخاب کردید؟

اول باراین اسم را دوست من انتخاب کرد من فهمیدم که اسم معصومه یعنی پاک و درستکار. برای همین اسمم را دوست داشتم بعدا  تازه  فهمیدم که اسم تنها خواهر امام رضا علیه السلام هم معصومه هست واین برایم جالب بود ازطرفی به خاطراین‌که به فاطمه زهرا علیها السلام هم علاقه زیادی دارم اسمم را معصومه زهرا گذاشتم

پس به حضرت معصومه ارادت زیادی دارید؟

بله؛ هرهفته به  حرم حضرت معصومه و مسجد جمکران می‌رویم و عبادت و زیارت می‌کنیم حس و حال خوبی دارد‌. خیلی دوست دارم

به غیر از قم،‌ شهرهای دیگر ایران را هم دیده‌اید؟

بله؛  من به تهران و مشهد رفته‌ام

در مشهد  بارگاه حضرت امام رضاست هنگام زیارت امام رضا چه حسی داشتید؟

قابل بیان نیست نمی‌توانم بگویم  چون فارسی بلد نیستم نمی‌دانم از چه کلماتی استفاده کنم اما خیلی خوب بود دوست داشتم.

در ایران  برخی دختران و زنان حجاب وپوشش خوبی ندارد با دیدن این افراد چه ذهنیتی به شما دست می‌دهد؟

من دین اسلام را از بین سایر ادیان انتخاب کردم چون با مطالعه آن را شناختم و فهمیدم کاملترین دین است من اسلامرا از روی اجبار انتخاب نکردم حجاب را دوست دارم برای همین درگرمای تابستان و یا شرایط سخت وقتی حجاب دارم، سختی آن برایم شیرین است زیرا می‌دانم خدا و اهل بیت ما را می‌بینند و این شیرینی آن را بیشتر می‌کند تا پوشش داشته باشم. وقتی این افراد را در ایران دیدم خیلی ناراحت شدم که چرا اینجا دیگر حجاب رعایت نمی‌شود زیرا اصلا فکر نمی‌کردم در ایران که فضای اسلامی حاکمیت دارد و شیعیان زیاد هستند این‌طور حجاب‌ها هم باشد اما بعد کم کم فهمیدم از این دسته افراد همه جای دنیا وجود دارد حتی در ایران، زیرا اینها شناختی از اسلام و خدا ندارند تا بدانند اگر خدا در اسلام دستور به حجاب داده ‌است، ‌اجبار و سختی ظالمانه نیست بلکه فقط برای خود ما  حجاب مقرر شده است زیرا حجاب و پوشش اسلامی به ما دختران و زنان امنیت و آرامش می‌دهد؛ مطمئنا اگر این افراد بدحجاب اسلام را بشناسند قطعا حجابشان را رعایت می‌کنند و پوشش خوبی  خواهند داشت. اسلام موروثی نیست باید در گفتار و عمل به آن پایبند باشیم و عمل کنیم تا اثرآن زیاد باشد اخلاق و ایمان خیلی مهم است.

چه نظری  درباره رهبر انقلاب دارید؟

من خیلی رهبر را دوست دارم گفتار و رفتارشان مثل پدری مهربان و دلسوز است. درباره رهبری اسلام خیلی چیزها شنیدم و در کتاب‌ها خوانده‌ام که ایشان با وجود قدرت و موقعیت بالایی که دارند،‌ زندگی‌شان خیلی ساده است و با همه مهربان و رئوف هستند. اما فقط روز رحلت امام ایشان را از دور دیدم

دوست دارید اگر به دیدارشان رفتید به ایشان چه بگویید؟

فارسی خوب بلد نیستم نمی‌توانم به‌خوبی با ایشان حرفی بزنم برای همین می‌خواهم فقط نگاهشان کنم زیرا ایشان جانشین امام زمان(عج) هستند و جایگاه بالایی دارند.

به عنوان یک نوشیعه آینده اسلام را چطور می‌بینید؟

امروز دردنیا جنگ وکشتار زیادی رخ می‌دهد اما با ظهور امام زمان(عج) همه جا صلح و آرامش برقرار می‌شود وقتی امام بیاید دیگر خونریزی و کشتار نخواهد بود. به نظرمن در آینده همه انسان‌ها به دین اسلام معتقد می‌شوند و مسلمان می‌شوند به این ترتیب همه با هم نزدیک می‌گردند.

منبع: بصیرت

 

علل کم‏ توجهى به عفاف وحجاب اسلامى

اهمیت ندادن به عفاف و حجاب از سوی برخی از زنان، کم توجهی مسؤولان و متولیان امور فرهنگی به اجرای آن در جامعه، آثار زیانبار فردی و اجتماعی به دنبال خواهد داشت و ممکن است به تدریج بنیادهای ارزشی و اخلاقی را سست و متزلزل کند و زمینه‌های انحطاط فرهنگی و معنوی را فراهم سازد، از این رو شناخت عوامل مؤثر در سیر نزولی توجه به عفاف و حجاب بسیار مهم است و می‌تواند ما را در تبیین و تقویت هرچه بهتر راهکارهای اجرایی عفاف و حجاب یاری دهد، آنچه در ادامه از آن سخن به میان می‌آید، اشاره به این عوامل می‌باشد.

تبیین نشدن شایسته فرهنگ اسلام
پس از انقلاب اسلامی گرایش به دین و معنویت و انجام دستورات دینی به نحو خوبی رشد یافت و متولیان فرهنگ کشور وضعیت اجتماعی را پاک و سالم دانسته و به تصور این‌که این روند و این فضا ادامه خواهد داشت، کمتر برای تبیین و استمرار فرهنگ دینی که حجاب و عفاف نیز جزو آن است، سرمایه گذاردند و به مسائل دیگری که گمان می‌کردند از اولویت و اهمیت بیشتری برخوردار است پرداختند.

نبودن مجال برنامه ریزی
کینه توزی دشمنان اسلامی و توطئه‌های استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای جهانخوار و راه اندازی بحران‌های اقتصادی، سیاسی، امنیتی و تنش‌های اجتماعی که همه ما مصادیق بسیاری از آن را از اول انقلاب تا حال، شاهد بوده‌ایم و از همه مهم‌تر راه انداختن جنگ تحمیلی که بیشترین منابع و سرمایه‌های مادی و معنوی کشور را به خود اختصاص داد، باعث شد که فرصت برای برنامه ریزی صحیح از مسؤولان سلب گردد.

علل کم‏ توجهى به عفاف و حجاب اسلامى‏

سیاست‌های فرهنگی
عرصه‌های فرهنگی به افراد خوش ذوق، متعهد، متدین و متخصص نیازمند است که به صورت دقیق و عمیق بتوانند مسائل اسلامی را از منابع غنی اسلامی فهمیده و به شیوه صحیح و در کتاب‌های معارف اسلامی دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها و همه سطوح آموزشی جامعه ارائه دهند به صورتی که مطالب این کتاب‌ها جوانان را جذب کند و توجه به معنویت، اخلاق و ارزش‌های دینی را در وجود آنان نهادینه سازد البته کارهای زیادی در این زمینه شده است ولی کافی نیست و ما هنوز در آغاز راهیم.

ترویج تساهل و تسامح
افرادی که از طرفی آگاهی و شناخت درستی از اسلام ندارند و از طرف دیگر، در معرض بمباران تبلیغات سوء دشمنان قرار دارند، چه بسا حجاب را قید و بندی برای خود احساس کرده و مراعات آن را با آزادی مادی و جسمی خود سازگار نبینند و به دنبال دست یافتن به راحتی و آسان بودن زندگی، خیلی زود به افکار و عقاید دشمن که در این زمینه القاء می‌شود، گرایش پیدا کنند و در دامی که برای آنان نهاده شده گرفتار آیند.

نبودن الگوهای مناسب
متأسفانه ما نتوانسته‌ایم الگوهای مناسب فرهنگی از نظر پوشش، رفتار و بسیاری از مناسبات اجتماعی به دختران و زنان ارائه دهیم که مورد توجه آن‌ها قرار گیرد و آن‌را الگوی خود سازند در حالی که دشمن از این خلاء فرهنگی سود جسته و با ترویج الگوهای مصرفی، بی بندوباری در میان جوانان و نوجوانان را بسط داده و قبح بسیاری از مسائل غیراخلاقی را از بین برده است.

بالارفتن سن ازدواج
تردیدی نیست که میانگین سن ازدواج در سال‌های اخیر بالا رفته است و جوانان به دلایل زیادی ازجمله مشکلات معیشتی، نبود مسکن، نداشتن شغل و یا امور دیگری همچون سختگیری خانواده‌ها و مطالبات و خواسته‌های غیرمنطقی و مسائل دیگری از این قبیل نمی‌توانند در سال‌های آغاز دوره بلوغ ازدواج کنند و این امر به سهم خود می‌تواند مشکلات و عواقب زیادی را در پی داشته باشد که در جای خود باید مورد بررسی قرار گیرد و مسؤولان باید برای حل آن تدبیری بیندیشند.

در رابطه با موضوع بحث ما نیز بسیاری معتقدند بالارفتن سن ازدواج در پایین آمدن سطح حجاب و عفاف و رواج بی بندوباری و بی عفتی در بین جوانان مؤثر است زیرا طبیعت زن خودنمایی و جلوه گری در برابر جنس مخالف است و اگر از راه‌های صحیح و شرعی ارضا نشوند چه بسا به سراغ راه‌های دیگر بروند و حجاب و عفاف آنان آسیب ببیند، بی حیایی و بی حجابی رونق گیرد.

ایجاد زمینه از هم گسیخته دوری از خانواده
اکنون شرایط تحصیل فرزندان به گونه ای است که بسیاری از دختران ناچارند کانون گرم خانواده را ترک کنند و برای ادامه تحصیل به شهرهای دیگر بروند و سال‌ها در محیط مدرسه و دانشگاه و خوابگاه‌های دانشجویی که گاه بعضاً نامناسب هم هستند زندگی کنند و از مهر و محبت والدین و مراقبت‌های رفتاری و عاطفی زیاد نتوانند استفاده کنند، برخی از پدر و مادرها نیز سرکشی و مراقبت از آن‌ها را جدی نمی‌گیرند و وظایف خود را به درستی انجام نمی‌دهند،

روشن است که در این صورت آسیب پذیری فرزندان افزایش می‌یابد و احتمال تأثیرپذیری دختران کم تجربه و جوان از القائات سوء دشمنان و وسوسه‌های خناسان که مطابق میل و خواهش نفسانی آن‌ها نیز هست، بسیار زیاد می‌شود.

دین زدایی بیگانگان

روشن است که همه کشورهای اسلامی به ویژه کشور عزیزمان ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی در حال حاضر مورد شدیدترین تهاجمات فرهنگی قرار دارد و استکبار جهانی با امکانات بسیار گسترده و بکارگیری ده‌ها و صدها فرستنده رادیویی و تلویزیونی و کانال‌های بی‌شمار ماهواره ای و شبکه‌های گسترده خبری و رسانه ای و صرف میلیاردها دلار، به شدت می‌کوشد ارزش‌های معنوی و اخلاقی و اعتقادات دینی را زیر سؤال ببرد و جوانان مسلمان را از پایبندی به آموزه‌های دینی دور سازد و آنان را به سمت اباحی گری و بی حیایی سوق دهد و آزادی بی بندوباری را ترویج کند،

آن‌ها با شعارهای پوج فمنیستی احساسات و عواطف زنان را تحریک می‌کنند و با کمک زنان و دخترانی که سخت در ورطه جهل و غفلت غوطه ورند و یا در دام باندهای فساد و تبهکاری گرفتار شده‌اند، تلاش می‌کنند به کلی جوانان را از معارف الهی دور سازند و ارزش‌های اخلاقی و دینی را وارونه جلوه دهند و به جای آن‌ها ضدارزش‌ها را ارزش وانمود کنند و جامعه را به آن سمت و سو ترغیب نمایند.
در پایان خلاصه ای از ملاحظاتی که می‌تواند در توسعه و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب مؤثر باشد تیتروار بیان می‌گردد:
۱. در اولویت قراردادن موضوع حجاب و عفاف در برنامه‌های دستگاه‌های اجرایی کشور برای مقابله با روند فزاینده بدحجابی.
۲. ابلاغ روش‌های اجرایی و تعیین ضوابط و هنجارهای روشن در مورد نوع لباس و پوشش افراد در بخش‌های رسمی و اداری کشور. (عمل به قوانین مصوب)
۳. نظارت بر رعایت حریم حجاب و عفاف در سازمان‌های دولتی و عمومی و نظارت و تأکید بر ضرورت رعایت سادگی و پوشش و فرم‌های اسلامی و حضور ساده و بی آرایش در محیط کار به دلیل تأثیر منفی بر مراجعان.
۴. تعریف استانداردهای فرهنگی مناسب برای ترویج فرهنگ عفاف منطبق با فرهنگ دینی و ملی و فراهم کردن زمینه‌های لازم برای ترویج الگوهای مناسب پوشش اسلامی توسط نهادهای الگو ده.
۵. ایجاد مراکز و مؤسسات متعدد با هدف الگوسازی، ارائه مدل‌های مناسب و متنوع و ایجاد رقابت سالم در این زمینه و لحاظ کردن حجاب در مطرح نمودن سوپر استارهای هنری و ورزشی.
۶. وضع قوانین و مقررات لازم برای اصلاح وضعیت پوشش در جامعه.
۷. گسترش و تقویت مراجع قانونی برای ترویج پوشش اسلامی در جامعه.
۸. اصالت بخشی به فرهنگ عفاف از طریق محصولات متنوع فرهنگی، هنری متناسب.
۹. رعایت حجاب و حفظ شئون اسلامی از سوی مدیران، مسؤولان حکومتی و خانواده‌های آنان و تدوین شاخص‌هایی در این زمینه برای گزینش مدیران.
۱۰. رفع اشکالات قانونی در نحوه تولید، توزیع و عرضه پوشاک داخلی و خارجی.
۱۱. پیگیری نحوه اجرای طرح گسترش فرهنگ عفاف به‌صورت مستمر در جلسات شورای فرهنگ عمومی استان‌ها و ارائه گزارش‌های منظم.
۱۲. ارزیابی دقیق از اجرای طرح‌ها توسط دستگاه‌های فرهنگی، انتظامی و قضایی برای مقابله با مظاهر بدحجابی و یافتن راهکارهای مناسب توسط کمیته توسعه و ترویج فرهنگ عفاف.
۱۳. نظارت و ارزیابی عملکرد رسانه‌ها – خصوصاً صدا و سیما و سینما- در ارتباط با الگوهای تبلیغی آن‌ها و تأثیر آن در جامعه.
۱۴. به رسمیت شناختن احیای سنت حسنه «امر به معروف و نهی از منکر» درمورد حجاب و عفاف.
۱۵. فراهم کردن زمینه‌های لازم برای تهیه کتب، نشریات و تولیدات علمی – فرهنگی به منظور ترویج فرهنگ عفاف و پاسخگویی به شبهات موجود در مورد آن.
۱۶. انجام سیاست‌های تشویقی درباره مدیران و کارگزارانی که در محیط کار خود اصول عفاف و پوشش اسلامی را رعایت می‌کنند.

نتیجه
حساسیت آموزه‌های دینی به اخلاق و تربیت جنسی و تأثیرات فردی، خانوادگی و اجتماعی عفاف یا ابتذال جنسی، مسؤولیت خطیری بر عهده نظام اسلامی، نهادهای تخصصی، حوزه‌های علوم دینی و کارشناسان، پژوهشگران و مبلغان نهاده است.
در قدم اول، تشکیل گروه کارشناسی زیر نظر مستقیم ریاست قوه مجریه ضروری است تا تحلیلی جامع از وضعیت موجود به دست دهد؛ سرفصل‌های اصلی موضوع را ترسیم کند و با ترسیم نقشه راهبردی، جایگاه نهادهای دولتی و غیردولتی را در هر بخش به وضوح مشخص نماید و با این‌کار زمینه هماهنگی ثمربخش نهادها را در حوزه اخلاق جنسی بر عهده گیرد.
از سوی دیگر، جامعه کارشناسی کشور در پیوند با نهادهای رسمی نظام، باید مسؤولیت‌های خود را به خوبی ایفا کند و بهای لازم را در تدوین سیاست‌ها و برنامه‌ها به دست آورد.

حوزه‌های علوم دینی نیز لازم است با ورود به عرصه‌های کاربردی و پرهیز از کلی گویی، در تعامل با جامعه کارشناسی و نهادهای دولتی، با نقد عالمانه ساختارها و دیدگاه‌های علمی رایج و با تحلیل‌های موضوع شناسانه به تبیین روشمند آموزه‌های دینی بپردازند تا همکاری ثمربخش این نهادها به ترسیم شاخص‌های رشد اخلاقی جامعه اسلامی، تحلیل جامع وضع موجود، افق‌های پیش رو و برنامه عملی ملی نظام در زمینه اخلاق و سلامت جنسی منجر شود.

عفاف و حجاب به حق آنچنان فواید آشکار فطری و الزامات دینی دارد که بعید به نظر می‌رسد متدینی به دور از بدآموزی و القائات غلط در ضرورت آن تردید نماید.

آرمانی بودن آن در انقلاب اسلامی ملت ما نیز بر این وضوح وضرورت می‌افزاید و تقریباً کسی از مسؤولان و دست اندرکاران نظام نیز حداقل در این مقدار تردید ندارد. در چنین روزهایی در زمان حکومت رضا خان ملعون عده ای از زنان و جامعه ما به خاک و خون کشیده شدند تا حجاب خود را از دست ندهند.
اما با این‌همه چرا در مقام عمل این‌همه اختلاف وتردید؟ تردیدی که انعکاس آن در بین دختران و زنان و حتی پسران و مردان جامعه حیرانی و سرگردانی ایجاد کرده است.

انسان بی اختیار یاد این روایت می‌افتد که: مرگ شبیه‌ترین امر یقینی به شک است. همه در عین یقین به آن مانند کسانی که شک دارند نسبت به آن عمل می‌کنند. حال شما جای مرگ در این روایت بگذارید: عفاف و حجاب.
در هر صورت به طور مسلم تا مسؤولین و دست اندرکاران در این زمینه به صورت کامل توجیه و هم‌داستان نشوند و در مقام عمل از تقابل با هم دست برندارند، در جامعه وضعیت به سامانی به وجود نخواهد آمد.

آثار و فواید حجاب اسلامی
آثار و فواید حجاب و عفاف بسیار گسترده و بر همگان آشکار است منتهی از باب اشاره، بخشی از این آثار به صورت اجمال بیان می‌گردد:

آرامش روانی
یکی از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردی، ایجاد آرامش روانی در افراد جامعه است. نفس آدمی دریایی از خواستنی‌ها و تمایلات است. زمانی که به چیزی رغبت پیدا کند، همانند دریا، توفانی می‌شود و تنها راه آرام شدن جزر و مد این دریا، رسیدن او به خواسته خویش است.

 

لذا برای جلوگیری از چنین موقعیت مهلک و درد طاقت فرسایی، حجاب؛ داروی درمان کننده و موجد امنیّت و صفای روحی است. همان طورکه یک بانوی تازه مسلمان آمریکایی می‌گوید: «سلامت روح مرد و جامعه با نوع و کیفیت پوشش زنان، رابطه مستقیم و غیرقابل انکار دارد.»
جامعه ای دارای امنیت و آرامش کامل است که امنیت را در ابعاد مختلف برای همه افراد آن جامعه فراهم نماید. می دانیم بخش عمده ای از این مهم به عهده زنان است که با حفظ پوشش صحیح به این امر جامه عمل بپوشانند.
اگر این حریم بین زن و مرد در جامعه از بین برود، آزادی معاشرت‌ها، بی بندوباری، هیجان‌ها و التهاب‌های جنسی افزایش یافته، به صورت یک عطش اشباع نشدنی در می‌آید. آری! اگر این حریم دریده شود، ضمانتی برای سلامتی شخص وجود ندارد. زن چون از صدف حجاب در آید، در معرض ضربات دیده‌های آلوده و قلوب منحرف قرار می‌گیرد و آرامش و آسایش خود را از دست داده و در نتیجه امنیت و آسایش افراد دیگر جامعه را نیز از بین می‌برد.

در سایه رعایت عفاف، زن با شهامت هرچه تمام‌تر به وظیفه خود مشغول می‌گردد و خطری از ناحیه اجتماع متوجه وی نمی‌شود و او هم به آسایش و آرامش روانی جامعه آسیبی نخواهد رساند.

قرآن مجید خطاب به رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) می‌فرمایند: «ای پیامبر! به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو که مقنعه‌های خویش را به خود نزدیک سازند که این پوشش نزدیک‌تر است که زنان به حیا و عفاف شناخته شوند و مورد اذیت نااهلان واقع نشوند.»
بدین‌سان با قاطعیت تمام می‌توان گفت: حجاب در امنیت و آرامش روانی جامعه نقش به سزایی دارد و زنان در حریم حجاب می‌توانند با خیالی آسوده در جامعه حضور یابند و به فعالیت‌های اجتماعی مفید بپردازند.
پایداری خانواده
بدیهی است رعایت حجاب صحیح عامل مؤثری در حفظ زینت‌های زنان از نامحرمان و عامل مهمی در تقویت بنیان‌های خانواده است. اختصاص لذت‌های جنسی به محیط خانوادگی و در چارچوب ازدواج مشروع، پیوند زناشویی را محکم می‌سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین می‌گردد.

حجاب و پوشش برای زنان، محیط جامعه را از بی بندوباری و آزادی‌های جنسی حفظ می‌نماید و جلوی جلوه نمایی های زنان و دختران گرفته می‌شود و ارضای نیازهای جنسی را در همان محیط خانواده محدود می‌نماید. آری! با بی حجابی، روابط آزاد و نامشروع جنسی جامعه را فرامی گیرد و به همان نسبت کانون خانواده‌ها سست شده و آمار ازدواج کاهش می‌یابد و ازدواج‌های گذشته هم به جدایی و طلاق منجر می‌شود. بنابراین وجود خانواده سالم و مستحکم در گرو گسترش فرهنگ حجاب خواهد بود.
اگر حجاب با کیفیت خاص خود در خانواده برقرار باشد و زن بجز مرد خود به کسی نگاه نکند و تمام توجهش به مردش باشد، عشق و محبت خود را در او خلاصه خواهد کرد و مرد هم اگر این‌طور باشد، زندگی‌شان بسیار شیرین و با صفا خواهد شد.
برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده می‌گردد. یکی از نویسندگان، تأثیر برهنگی را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این‌گونه بیان کرده است: در جامعه ای که برهنگی بر آن حاکم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است؛مقایسهٔ آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشهٔ خانوده را می‌سوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن می زند.

زنی که بیست یا سی سال در کنار شوهر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهره‌اش شکفتگی خود را از دست می‌دهد و روی در خزان می‌گذارد.

در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوان‌تری از راه می‌رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسه ای می‌دهد؛

و این مقدمه ای می‌شود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امیدِ زنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است؛ و همهٔ خواهران جوان لابد می‌دانند که هیچ جوانی نیست که به میان‌سالی و پیری نرسد و لابد می‌دانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت‌اند در فردای بی طراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانوادهٔ فردای آن‌ها، همان خطری را ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانواده‌ه آ ایجاد می‌کنند.
زن مسلمان با حجاب اسلامی خود را در حصن و حریم الهی می‌یابد چراکه او سرباز سپاه الهی است که باید بر تعهدی که با خدای متعال بسته پایبند بوده و از آنچه که گزندی به این تعهد برساند در هراس باشد.
گو این‌که لباس ظاهرش نشان از این وظیفه و تعهد دارد. حجاب به گونه ای برای او طراحی شده که نه تنها عاطفه زندگی را حفظ کرده و امکان فعالیت را برای او فراهم می‌سازد بلکه زن مسلمان محجبه با حضور همیشگی خود در صحنه بر اقتدار و تداوم حرکت صحیح اجتماع به سوی اهداف متعالی نقش آفرین بوده است.
کاهش مفاسد و استواری جامعه
از عواملی که موجب تقویت بنیان جامعه و رشد و پویایی آن می‌شود، تلاش در جهت کاهش مفاسد و به همان نسبت رشد و توسعه ارزش‌ها و فضایل اخلاقی در بین افراد جامعه است.

جامعه ای که فساد و تباهی در آن رو به گسترش باشد، محکوم به نابودی و انحطاط است و زندگی افراد در آن از سعادت و خوشبختی به شقاوت و پستی کشیده خواهد شد. در این میان حجاب زن در جامعه که خودنمایی و جلوه گری آنان را محدود می‌کند عامل مهمی در کاهش مفاسد اجتماعی و به همان نسبت رشد فضایل اخلاقی و استواری جامعه خواهد بود.
اگر زن و مرد هر یک به آنچه وظیفه اسلامی آنان است عمل کنند، یعنی زنان با حجاب کامل وارد اجتماع شوند چشم طماع مردان هوسباز را از خود دور نگه داشته و بدون دغدغه کار خود را به نحو احسن انجام می‌دهند، مردان هم به کارها و فعالیت‌های اجتماعی خود ادامه می‌دهند.
اما برعکس اگر زنان با لباس‌های نامناسب و آرایش بیرون روند؛ نیروی مردان کم شده و به جای کار و فعالیت، نیروی شهوانی در وجود ایشان فعال می‌شود. زنان هم به جای کار در اجتماع مشغول خودنمایی و هوسبازی می‌شوند. در این‌جاست که می‌بینیم کار اجتماعی پیشرفت نکرده و رو به تنزل می‌گذارد.

حفظ ارزش و مقام زن
چون مردان خود را نسبت به زنان نیازمند می‌بینند؛ اگر زن خود را از نظرهای شهوانی آنان دور نگه دارد، موجب ارزش او می‌شود. زیرا مردان با مشاهده مرز میان خواهش و رسیدن به زن، وی را به چشم مروارید گرانبهایی می‌بینند که به علت قرار گرفتن در صدف حجاب، به آسانی نمی‌توان به آن دست یافت. از نظر اسلام نیز زن هر اندازه عفیف تر باشد ارزش و احترامش بهتر محفوظ می‌ماند.
زن مسلمان، تجسّم حرمت و عفت در جامعه است و حفظ پوشش نوعی احترام گذاردن به زن و حفظ وی از نگاه‌های شهوانی است. کلام گهربار حضرت صدیقه طاهره (علیها السلام) نشانگر لزوم محافظت از جایگاه والای زن است که فرمودند: «خیر النساء أن لایَرینَ الرِجال و لایراهُنَّ الرجال؛ بهترین زنان، زنی است که مردی را نبیند و مردی هم او را نبیند.»
چنان‌چه زن، حدود را رعایت نکند، هر بیماردلی به او طمع می‌نماید و با نگاه آلوده‌اش حریم او را می‌شکند. زن شخصیتی است که باید سالم بماند و نسل سالم تربیت کند تا جامعه ای سالم داشته باشیم.

اما چنان‌چه تحت تأثیر چشمان آلوده به گناه، به طرف شهوات سوق داده شود و در نتیجه هویت واقعی‌اش را فراموش کند و در چنگال بیماردلان و هوسبازان، گرفتار آید، از منش انسانی سقوط می‌کند و در این حالت او چگونه می‌تواند فرزندانی سالم به جامعه عرضه نماید؛

جامعه ای که سلامت و پویایی آن در گرو داشتن نسلی سالم است. بنابراین حجاب و پوشش عامل مؤثری در حرمت بخشی و تکریم زنان است و این حرمت بخشی موجب سلامت جامعه و نسل آینده خواهد شد.
شکوفایی علمی و اقتصادی
بدون شک شکوفایی علمی و اقتصادی عامل مؤثری در پویایی و توسعه همه جانبه جامعه است و از آنجا که زنان نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل می‌دهند، لذا می‌توانند نقش مؤثری در شکوفایی علمی و اقتصادی آن داشته باشند. از آن گذشته باید این حقیقت را پذیرفت که ابتذال و بی حجابی زنان نه تنها شرایط مناسب جامعه را برای رشد و شکوفایی علمی و اقتصادی مردان بر هم خواهد زد؛

بلکه تأثیر به سزایی در تضعیف روحیه علم جویی خود زنان و هدررفتن منابع مالی آنان خواهد داشت. زنی که هر روز برای خودنمایی بیشتر و استفاده از مدهای جدید مبالغ هنگفتی هزینه می‌کند، دیگر نه تنها علاقه به فراگیری علم و بالابردن سطح معلومات خود ندارد، بلکه وقت و زمانی برای او باقی نخواهد ماند.
بنابراین، باید گفت رعایت حجاب و پوشش اسلامی که عامل مهمی در جلوگیری از خودنمایی زنان است،

۱- از ورود زنان به ورطه مدها و پوشش‌های کاذب و غیراسلامی جلوگیری می‌کند و موجب هزینه شدن درست منابع مالی آن‌ها و در نتیجه تقویت بنیه اقتصادی کشور خواهد شد.

۲- زمینه‌های لازم را برای حضور سازنده زنان در عرصه‌های علمی و پژوهشی فراهم خواهد کرد که در نهایت منجر به رشد و شکوفایی علمی جامعه خواهد شد.
پوشش اسلامی و سلامت نسل آینده جامعه
بدون شک جامعه ای سالم است که سلامت نسل آینده آن تأمین شده باشد و رعایت حجاب اسلامی نقش اساسی در حفظ نسل آینده و تأمین سلامت آن‌ها دارد؛ چراکه زنان مربیان اصلی جامعه‌اند و انسان‌ها از دامن آن‌ها به رشد و کمال می‌رسند.

زنان با داشتن حجاب صحیح و کامل، سعادت فرزندان آینده را تضمین می‌نمایند. همگان بر این مطلب اذعان دارند که بی بندوباری و رعایت نکردن حجاب، سبب افزایش روابط نامشروع در ابعاد گسترده خواهد شد و یکی از آثار آن همچنان که در مجامع غربی مشاهده می‌شود، افزایش فرزندان غیرقانونی و نامشروع و به طور کلی سقوط و انحطاط اخلاقی نسل آینده آن جوامع است.
در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «فرزند نامشروع به گناه و تحقیرکردن دین خدا و نیز بدرفتاری با مردم تمایل دارد.»
اگر بخواهیم نسل آینده جامعه ما از سلامت کامل برخوردار باشد، باید از به دنیا آمدن کودکان نامشروع و غیرقانونی جلوگیری کنیم و ناچاریم به امر حجاب بیش از پیش اهمیت دهیم؛ زیرا در سایه حجاب و پوشش اسلامی بانوان است که خودنمایی‌های مفسده انگیز و روابط نامشروع مردان و زنان تا حدود زیادی از بین خواهد رفت.

منبع: تسنیم

قرارداد ومذاکره اسلامی ؛هدف و آرمان اسلام

بسمه تعالی شأنه
می گویند:

نمی‌توان قرارداد های بین المللی را با رویکرد قرآنی یا فقه اسلامی بررسی کرد! چرا که فقه حکومتی درباره این نوع قراردادها ساکت است.

اینکه عقد قراردادهای بین المللی و پذیرش آن‌ها هنگام ضرورت بر اساس مصالح اسلامی در حقوق اسلامی جایز است، با وجود منابع تاریخی که می‌گوید پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) قراردادهای بسیاری با دولت‌های کفر امضا کردند، نیاز به اثبات ندارد. 
همچنین؛ وجود قواعد عمومی قراردادها و اصل لزوم عقود خاص با غیرمسلمان و دار الکفر، مانند عقد ذمّه، استیمان و … در تاریخ اسلام، نشانمی دهد که می‌توان قراردادهای بین المللی را در #فقه_حکومتی به دو قسم زیر تقسیم بندی کرد:
۱. معین: در فقه دارای عنوان مشخص بوده و شرایط و آثار خاصی دارند، از جمله آن می‌توان به عقد ذمّه، استیمان و … .
۲. نامعین: در فقه عنوان خاصی ندارند و مشمول قواعد عمومی قراردادها می‌شوند.

فسخ و نقض قرارداد
قرآن کریم، با الزامی دانستن وفای به پیمان‌ها و قراردادها، طرفین قرارداد را در برابر خدا مسئول دانسته و پیمان را «عهد اللّه» نامیده است: «أوفُوا بِعَهد اللّهِ إذا عاهدتّم» (نحل: ۹۱) و «کان عَهد اللَّهِ مسؤولاً» (احزاب: ۱۵) و در مقابل، شکستن پیمان را نقض عهد الهی تلقّی می‌کند: «الَّذین یَنقُضونَ عَهدَ اللَّهِ من بعدِ میثاقِه» (بقره: ۲۷).
پایبندی به معاهدات، پیمان‌ها و قراردادهای بین المللی، که بر اساس آیاتی مانند: أوفوا بِعهدِ اللّهِ إذَا عَاهدتّم (نحل: ۹۱) و عمومیت (۱) آیه: «یا أیّها الّذینَ آمَنواْ أوفُوا بالعقود» (مائده: ۱) و روایات (معاهدات با بنی قینقاع و بنی قریظه و دیگر قبایل یهود و نمونه بارز آن صلح حدیبیه (۲)) لزوم آن مسلم است، ولی گاهی ضرورتاً باید در موارد استثناء و شرایط خاص نقض و فسخ شوند:

الف: نقض پیمان
اگر طرف دیگر قرارداد نقض پیمان کند، دولت اسلامی نیز حق مسلم خود می‌داند تا تعهدی نسبت به آن پیمان‌ها نداشته باشد، و این در عرف روابط بین الملل امری پذیرفته شده است.
خداوند، در سوره توبه آیه ۱۲ می‌فرماید: «اگر کفار پیمان‌های خود را پس از عهد خویش بشکنند و آیین شما را مورد طعن قرار دهند، با پیشوایان کفر پیکار کنید؛ چراکه آن‌ها عهدی ندارند، شاید (با شدت عمل) دست بردارند.» ارزش پیمان و لزوم وفای به آن تا وقتی است که از سوی طرف پیمان نقضی صورت نگیرد، اما در صورت نقض، دیگر الزامی برای پایبندی به آن پیمان نیست.

قرارداد 12

ب: خیانت
اعتماد متقابل پایه همکاری و پیمان‌هاست و لزوم پایبندی به قرادادها در صورتی است که نشانه‌های قابل اعتمادی بر خیانت در پیمانی از سوی طرف مقابل آشکار نشود، اما در صورت وجود چنین نشانه‌هایی، خروج از آن پیمان الزامی است: «هرگاه (با ظهور نشانه‌هایی) از خیانت گروهی بیم داشته باشی (که عهد خود را بشکنند) به طور عادلانه به آن‌ها اعلام کن که پیمانشان لغو شده است؛ زیرا خداوند خائنان را دوست ندارد (انفال: ۵۸)؛
البته قرآن کریم حتی در صورت خیانت سایر دولت‌ها، به دولت اسلامی اجازه خیانت نمی‌دهد و اعلام لغو پیمان را لازم می‌داند. (۳)

ج: هدف و آرمان اسلام
آیا پایبندی به پیمانی که باعث زیر پا گذاشتن آرمان‌های اسلام (پیشرفت جهانی) شود، لازم است؟
هر قراردادی که سد راه پیشرفت ایدئولوژی اسلام باشد و یا پس از آنکه به طور مشروع منعقد گردید در چنین شرایطی قرار گرفت، ناگزیر ارزش حقوقی خود را از دست داده و از نظر #منطق جهانی اسلام کأن لم یکن شناخته خواهد شد. (۴)

لذا انعقاد قراردادی که از ابتدا با اهداف اسلام مغایرت داشته باشد، باطل است. اما این نکته که فسخ چنین قرارد هایی ممکن است به کارآمدی نظام و اهداف دراز مدت دولت اسلامی لطمه بزند، دقت و آینده نگری هرچه بیشتر کارشناسان امور بین الملل را می‌طلبد تا در انعقاد پیمان‌ها به اهداف و اصول سیاست خارجی دولت اسلامی و پیامدهای پیمان‌ها، توجه لازم را مبذول دارند و یا در متن پیمان‌ها برخی از اصول اساسی را قید کنند.

ج: تضاد با مصالح دولت اسلامی
پایبندی #دولت_اسلامی حتی نسبت به معاهداتی که پس از «انعقاد صحیح» آن به ضررش باشد، لازم است (۵). بررسی و کارشناسی معاهدات بین المللی، وظیفه رهبران و نخبگان جامعه اسلامی است تا ضرری متوجه جامعه اسلامی نشود، اما اگر در موردی ضرری متوجه جامعه اسلامی شد، همان گونه که از طرف قرارداد انتظار داریم به هر بهانه و عذری از زیر بار معاهدات شانه خالی نکند، دولت اسلامی نیز باید تا پایان مدت #قرارداد به عهد پایبند باشد.
(۶) البته به شرط اینکه اصل قرارداد به شکلی درست و عادلانه منعقد شده باشد و همانند قراردادهای استعماری نباشد. که ظاهراً رهبر معظم انقلاب (حفظه الله) نیز به این موضوع مانند قرارداد ژنو ـ برفرض «انعقاد صحیح» ـ اهتمام ویژه دارند.

یک اشکال:
بر اساس اصل «نفی سبیل» هر پیمان و قراردادی که موجب سلطه کفار بر مسلمانان شود، اعتبار حقوقی ندارد، آیا این اصل با اصل «وفای به عهد»، تعارض دارد؟ هنگام بروز این مشکل، رعایت کدام یک از این دو اصل مقدم است؟

موضوع این است که به طور کلی نمی‌توان همیشه یک اصل را بر دیگری حاکم دانست، بلکه باید مانند آنچه که در صدر اسلام در صلح حدیبیه اتفاق افتاد که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مسلمانان رها شده از زندان مشرکان مکه را به آن‌ها بازگرداند…، طبق مصلحت دولت اسلامی و مسلمین، طبق قاعده «أهم و مهم» اقدام کرد.

اگر تهدید، به حدی باشد که اصل عزت و استقلال نظام اسلامی را مورد تهدید قرار دهد در این صورت، پایبندی به تعهدات بین المللی لزومی ندارد و در عرف بین الملل اگر قراردادی استقلال و حاکمیت کشوری را تهدید کند، آن کشور می‌تواند از آن پیمان خارج شود.

همانطور که امام خمینی (ره) فرموده‌اند: «اگر یکی از دول اسلامی قراردادی برخلاف مصلحت اسلام و مسلمین منعقد نمود، بر دیگران است که در فسخ آن پیمان بکوشند و از ابزارهایی مانند قطع روابط سیاسی یا تجاری استفاده کنند. به هر حال، این‌گونه عقود در شرع اسلام محرم و باطل می‌باشند.» (۷)

نکته‌ای که باید در روابط خارجی دولت اسلامی مورد دقت قرار گیرد، این است که با دقت، آینده‌نگری، کارشناسی معاهدات، و نیز توجه به اصول سیاست خارجی دولت اسلامی، می‌توان از بسیاری از این استثنائات که تحقق آن‌ها وجهه بین المللی دولت اسلامی را خدشه‌دار می‌کند، جلوگیری کرد.

ـــــــــــــــــــــ

(۱) علّامه طباطبائی در تفسیر این آیه می‌فرماید: «عقود» جمع #عقد است و با اضافه شدن «آل» به آن، عمومیت را می‌رساند و همچنین عقد در عرف به هر عقدی اطلاق می‌شود؛ از این‌رو، دیدگاه برخی از مفسّران که عقد را به معنای خاصی حمل کردند، صحیح نیست. ایشان در ادامه آورده‌اند: «یدل علی الامر بالوفاء بالعقود و هو بظاهره عام یشمل کل ما یصدق علیه العقد عرفا.» (المیزان، ج ۵، ص ۱۶۱)
(۲) عبدالملک ابن هشام، السیره‌دالنبویة، ج ۳، ص ۳۳۲ ـ ۳۳۳.
(۳) نهج البلاغه، ن ۵۳
(۴) فقه سیاسی، ج ۳، ص ۵۱۵
(۵) المیزان ج ۵، ص ۱۶۳.
(۶) سیدصادق حقیقت، مسئولیت‌های فراملی در سیاست خارجی دولت اسلامی، ص ۱۱۶ ـ ۱۱۷.
(۷) تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۴۸۶

با مطالعه کتب:
• فقه سیاسی ـ عباسعلی عمیدزنجانی
• فقه سیاسی اسلام ـ ابوالفضل شکوری
• مسئولیت‌های فراملی در سیاست خارجی دولت اسلامی ـ سیدصادق حقیقت
• مبانی فقهی روابط بین الملل ـ سیدمحمود علوی

منبع:مقاله مذاکره و قرارداد اسلامی از صفحه شخصی آقای متین امامی در افسران

انتخاب اسلام برای یک عمر, ایستادگی برای همیشه

انتخاب اسلام برای یک‌عمر ایستادگی برای همیشه .

۲۲ ساله بود. در دانشگاه ایندیانا استیت خبرنگاری می‌خواند. روز جمعه با ظاهری مثل همیشه رفت سر کلاس اما روز شنبه برای او با دیروز فرق داشت، با روزهای شنبه دیگر هم فرق داشت؛ حتی با همه‌روزه‌ای عمرش.

 او پس از ۲ سال و نیم مطالعه و بررسی، تصمیم خود را گرفت. یکشنبه تعطیل بود اما روز دوشنبه در ظاهر یک خانم مسلمان و باحجاب سر کلاس حاضر شد.می‌گوید جسارت و جرئت برای این‌همه تغییر، آن‌هم در آن سن و در آن موقعیت را از انقلاب اسلامی ایران به‌دست آورده است. دلیل اصلی روی‌آوردنش به اسلام هم وقوع انقلاب اسلامی در ایران و شخصیت امام‌خمینی (ره) بوده.

او با تمام مشکلاتی که داشته حالا که به قول خودش یک عمر از مسلمان شدنش می‌گذرد همواره خدا را شاکر است که مسیری جز این سرراهش نگذاشته است. «ملانی ایوت فرانکلین»، ۳۱ سال قبل دین اسلام را انتخاب کرد و امروز همه تلاش‌اش بر این است که هر کاری می‌تواند برای خدمت به این دین و به کشور و حکومتی که قرار است زمینه‌ساز ظهور امام‌مهدی (عج) باشد انجام دهد.

مرضیه هاشمی اسلام

او را احتمالاً در برنامه‌های تحلیلی- خبری شبکه پرس تی‌وی (شبکه خبری انگلیسی زبان جمهوری اسلامی ایران) دیده‌اید. وقتی از او بپرسید برای چه این‌همه ظلم‌ستیزی و عقاید ضدامپریالیسیتی خود را عیان ابراز می‌کند، می‌گوید: چون در آن جامعه زندگی کرده‌ام و آنچه را که شما خوانده و شنیده‌اید من با پوست و استخوانم لمس کرده‌ام. می‌گوید: جمهوری اسلامی ایران چونان گنجینه‌ای است اما بیشتر شما که در ایران متولد و بزرگ شده‌اید قدر آن را نمی‌دانید.

 

ملانی فرانکلین یا «مرضیه هاشمی» خانم پرمشغله‌ای‌است. قرار گذاشتن با او کار آسانی نیست، به‌خصوص که حرف برای گفتن هم زیاد دارد و وقت مصاحبه اندک است و درنهایت کلی حرف ناگفته و ناشنیده باقی می‌ماند.

 

دانشجوی مقاومت

بعد از عمری مسلمان و شیعه‌بودن، هنوز وقتی داستان مسلمان‌شدنش را تعریف می‌کند، چشمانش برق می‌زند و لبخند بر لبش می‌نشیند؛ «مسلمان شدن من به انقلاب اسلامی ایران و شخصیت امام‌خمینی (ره) ربط مستقیم دارد.

 

آن موقع من دانشجو بودم و درباره مسائل سیاسی کشورهای جهان و به‌خصوص آمریکای‌لاتین مطالعه و تحقیق می‌کردم. بیشتر به‌خاطر تفکر مقاومت و مبارزه با ظلم، جذب بچه‌های چپ آمریکای‌لاتین شده بودم. با اینکه من مسیحی پروتستان بودم و عقاید غیرمذهبی بچه‌های چپی را قبول نداشتم، از ۱۹ سالگی در جلسات مختلف آن‌ها شرکت می‌کردم و در فعالیت‌های سیاسی با آن‌ها همکاری داشتم.

 

به‌عنوان یک سیاهپوست و سرخپوست آمریکایی، مقاومت‌طلب بودم و از واقعیت سیاست‌های دولت آمریکا و دخالت‌هایش در امور دیگر کشورها خبر داشتم. در همان دوران، با دانشجویان کشورهای مختلف در دانشگاهمآن‌هم در ارتباط بودم. در زمان اوج مبارزات انقلابی در ایران، بچه‌های طرفدار و مخالف انقلاب، جلساتی در دانشگاه برگزار می‌کردند و من برای نخستین بار متوجه شدم که در ایرآن‌هم اتفاقاتی در حال رخ‌دادن است.

نوع انقلاب برایم جالب بود و به همین‌خاطر تا بعد از پیروزی وقایع آن را دنبال کردم.»

 

روزی روزگاری ملانی

ملانی روزنامه‌نگار جوانی بود. تجربیاتی که به‌خاطر نژاد و رنگ پوستش در جامعه آمریکا کسب کرده بود، از او یک دختر جوان کنجکاو و ظلم‌ستیز ساخته بود؛ «من همیشه با افرادی که ظلم می‌کردند مشکل داشتم. همیشه سعی می‌کردم برای کسانی که زیر ظلم و ستم بودند کاری کنم؛ حداقل کاری که از دستم برمی‌آمد، اطلاع‌رسانی درباره وضعیت آن‌ها و شرکت در جلسات مختلفشان بود.

 

وقتی انقلاب اسلامی در ایران اوج گرفت، با بچه‌های ایرانی آشنا شدم. این نخستین آشنایی من با ایران و اسلام بود. من تا آن موقع اطلاعات زیادی درباره اسلام نداشتم. وقتی انقلابی در ایران به پیروزی رسید که هم سیاسی بود و هم دینی، خیلی برایم جالب بود. من در یک خانواده مسیحی مذهبی بزرگ شده بودم. وقتی دور و برت همه مثل هم هستند و همه یک دیدگاه دارند، طبیعی است که شما هم همان دین را ادامه می‌دهید ولی من همیشه سؤالاتی درباره دینم داشتم که هرچه دنبال جواب‌هایش می‌گشتم، پیدا نمی‌کردم.

 

بعد از اینکه با ایران آشنا شدم، آرام‌آرام مطالبی درباره اسلام هم شنیدم. کتاب‌های مختلفی خواندم؛ کتاب‌هایی که از ایران و جاهای مختلف برایم می‌رسید. بیشتر از آن، بچه‌ها اطلاعات خوبی داشتند که در اختیارم گذاشتند. آن موقع اسلام را با بقیه دین‌ها مقایسه کردم.

 

یواش یواش شروع کردم به خواندن انجیل و قرآن و مقایسه کردن این دو با هم. در واقع مسلمان شدن من ۲ سال و نیم طول کشید.»

پدر و مادر ملانی فرانکلین زندگی در روزگاری را تجربه کرده بودند که تبعیض نژادی در آمریکا موج می‌زد و به همین‌خاطر تمام تلاششان بر این بود که به فرزندان خود بیاموزند نه از کسی کمتر هستند و نه بیشتر. ملانی در دوران دبستان تنها سیاهپوست کل مدرسه بود. حتی او هم خاطراتی از تبعیض نژادی دارد؛ «سر کلاس معلم به ما می‌گفت همه به غیراز ملانی بایستند؛

 

در ظاهر می‌خواست آماری از سفیدپوستان و سیاهپوستان کلاس بگیرد اما در واقع این یک جنگ روانی بود. فکر کنید یک دختر بچه ۹-۸ ساله در آن لحظه چه حسی می‌تواند داشته باشد. یا وقتی من خیلی کوچک بودم گاهی که با مادرم به پارک می‌رفتیم اجازه آب خوردن از آبخوری را نداشتیم چون آبخوری‌ها مخصوص استفاده سفیدپوستان بود.»

 

اسلام و دیگر هیچ

اسلام تغییرات بسیاری برای ملانی به ارمغان آورد؛ نخستین تغییر، نام او بود، مرضیه! اما مشهودترین تغییر، ظاهر او بود؛ «جمعه سر کلاس بودم و بی‌حجاب؛ شنبه بعد از مطالعات بسیار تصمیم گرفتم مسلمان شوم، اشهد گفتم و دوشنبه به دانشگاه برگشتم؛ این بار باحجاب.مرضیه هاشمی 2

 

همه از این تغییر ظاهر من تعجب کرده بودند. استاد جوانی داشتیم که ارتباط خیلی نزدیکی با دخترهای کلاس داشت و همیشه به آن‌ها متلک می‌انداخت. وقتی من با تیپ جدیدم به کلاس برگشتم، از من پرسید چرا اینطور شده‌ای؟ برایش توضیح دادم که مسلمان شده‌ام. پرسید برای همیشه؟

 

گفتم بله. از آن زمان به بعد رفتار او با من کاملاً فرق کرد و بسیار محترمانه شد. درک تفاوت‌های باحجاب و بی‌حجاب‌بودن برای من کاملاً محسوس و قابل درک است. در آن زمان ارتباط بسیاری از اطرافیانم با من کاملاً متفاوت شد. من فکر می‌کنم کسی که ارزش خود را درک کند، بقیه هم متوجه ارزش او خواهند شد. آن استاد می‌دانست که من فقط برای آموختن در کلاس او شرکت می‌کنم و دنبال چیز دیگری نیستم. به‌نظر من فلسفه حجاب در اسلام، احترام به خانم‌هاست، نه محدود کردن آن‌ها.»

 

مرضیه اما در کنار احترام و ارزشی که به‌خاطر موقعیت جدیدش کسب کرده بود با سختی‌های کاملاً جدی‌ای هم مواجه شد. بسیاری از دوستان و آشنایانش آرام‌آرام از او فاصله گرفتند چون مرضیه دیگر مثل قبل در جمع‌های آن‌ها حاضر نمی‌شد، ظاهرش با آن‌ها بسیار متفاوت بود و سبک زندگی‌اش به کلی تغییر کرده بود؛

 

حتی در خورد و خوراک هم تقیدات خاصی پیدا کرده بود؛ اگرچه او تمام این اتفاقات را مبارک می‌داند و معتقد است که این تغییرات باعث شد زندگی‌اش نظم بیشتری پیدا کند؛ «ممکن است در ظاهر خیلی از کارها برای جوانی در سن و سالی که من بودم جذاب باشد.

ظاهراً رفتن به مهمانی‌های مختلف، آزادبودن در خوردن هر نوع اطعمه و اشربه، انتخاب هر مدل لباس و دوستی بی‌قید و قانون با جنس مخالف و… راحت‌تر از قانون و چارچوب گذاشتن برای تمام این‌ها و حتی حذف بسیاری از آن‌ها برای بقیه عمر است اما به‌نظر من این طرز فکر اشتباه است،

باید دید هدف چیست و نتیجه کار چگونه است. حالا که این‌همه سال از آن روزها می‌گذرد، خدا را شکر می‌کنم که از بین راه‌های مختلفی که می‌توانستم بروم، این راه را پیش پای من گذاشت.

من نمی‌گویم قطع‌کردن سبک زندگی گذشته‌ام، آن‌هم به‌صورت ناگهانی و یکدفعه آسان بود چون روش یک عمر زندگی تغییر می‌کند. واقعیت این است که در ۲ سال و نیمی که درباره اسلام مطالعه می‌کردم،

سبک زندگی من آرام‌آرام تغییر کرده بود. با این حال بعضی از برخوردها و تصمیم‌ها برایم سخت بود.»

ادامه خواندن “انتخاب اسلام برای یک عمر, ایستادگی برای همیشه”

آخرین آمار تجاوز با آزادی های “غیریواشکی”

آخرین آمار تجاوز با آزادی های “غیریواشکی :اخیراً در شبکه اجتماعی فیس بوک صفحه‌ای به نام “آزادی‌های یواشکی زنان در ایران” توسط مسیح علینژاد خبرنگار مرتبط با شبکه‌های جاسوسی غرب ایجادشده که در آن برخی افراد عکس‌های خود را از کشف حجاب می‌فرستند و در آن صفحه به نمایش درمی‌آید.

خارج از اینکه خبرنگار نام‌برده چه وابستگی‌ها و سوابقی دارد، این صفحه تاکنون مخاطبانی داشته و البته بیشتر رسانه‌های غربی نیز توجه فراوانی به آن کرده‌اند و در راستای استفاده از این فرصتِ ایجادشده برای لطمه زدن به باورها و اعتقادات مردم ایران کوشیده‌اند.

ذکر این نکته ضروری است، مخاطبانی که این صفحه را پسندیده‌اند بیشتر به دنبال آن هستند که از تحولات این صفحه آگاه شوند و همسو با آن نیستند و افراد همسو با آن را می‌توان در عده‌ای که عکس‌های آن را به‌اصطلاح لایک می‌کنند خلاصه کرد که البته  بیشتر از مردان هستند (!)

وعده‌ای بسیاری نیز ازایرانیان خارج نشینند و با توجه به اینکه این صفحه دوزبانه است عده‌ای غیر ایرانی و از فعالان فمینیستی غرب در میان اعضای آن هستند که تحت تأثیر هجمه رسانه‌ای غرب به این صفحه روی آورده‌اند و می‌توان گفت رشد مخاطبان این صفحه بیشتر حبابی است و قابل‌اعتماد نیست و نمی‌توان نتیجه گرفت که مثلاً هزاران دختر ایرانی خواهان کشف حجاب‌اند.

ضمن اینکه در حال حاضر با توجه به عدم برخورد مراجع قانونی با بدحجابی و بی‌حجابی در جامعه می‌توان گفت مانع این افراد برای رسیدن به مقاصد خود بیشتر “افکار عمومی” و تفکر مردم جامعه نسبت به آن‌هاست و این افراد با این کار بیشتر به دنبال هنجارشکنی و تابوشکنی در سطح جامعه و مردم هستند تا به خواست خود برسند و در مرحله بعدی قصد ایجاد نارضایتی و مخالفت با نظام در قالب طرح مسئله حجاب دارند.

جدای ازآنکه ارسال تمامی عکس‌ها از داخل کشور مشکوک و بعید به نظر می‌رسد، اما دو نکته اساسی توسط کابران کشف حجاب کرده این صفحه مطرح می‌شود و به آن تأکید می‌شود.

اول اینکه کشف حجاب و عریانی “حق” زن است و زن “حق” دارد آن‌گونه که می‌خواهد در جامعه ظاهر شود و دوم اینکه حجاب مصونیت نیست محدودیت است!

در پاسخ به این نکات مطرح‌شده توضیحاتی در پی می‌آید:

حق التذاذ مرد درقبال حق عریانی زن

برخی طرفداران کشف حجاب عنوان کرده‌اند که این حق زن است که به هر نحو و با هر پوششی که بخواهد در جامعه حاضر شود وکسی حق ندارد این حق را از او بگیرد.

در پاسخ به این نکته باید گفت این حق حداقل در دین اسلام که مبنای اعتقادی جمهوری اسلامی ایران است و سایر ادیان الهی وحتی ایران قبل از اسلام به‌عنوان یک باطل و ظلم به خود و جامعه شناخته می‌شود پس برای اینکه این حق معنی پیدا کند باید آن را خارج از ورطه و محدوده دین بررسی کرد.

درصورتی‌که خارج از محدوده دین (ماتریالیستی و اومانیستی) حق عریانی برای زن را بررسی کنیم، با این مقدمه که زن ازلحاظ خلقت و فطرت علاقه‌مند به نمایش زیبایی‌های خود است و حق دارد هر آن‌گونه که بخواهد در جامعه ظاهر شود و زیبایی‌های خود را برای مردان آشکار کند باید طبق منطق سست غربی متقابلاً حق التذاذ مرد را هم در نظر بگیریم.
زیرا ازلحاظ فطری و خلقت مرد به‌سوی زیبایی‌های زن میل پیدا می‌کند و علاقه‌مند به ایجاد رابطه جنسی است.

پس حق دارد از چیزی که از آن خوشش می‌آید بهره ببرد. بنابراین چیزی به نام تجاوز معنا پیدا نمی‌کند. چون زن که از مرد اجازه‌ای برای نمایش زیبایی‌های خود نگرفته و اگر مرد با عریانی‌های وی تحریک شود دلیلی ندارد برای رفع میل جنسی خویش از زن اجازه بگیرد!

و اگر عریانی زن را منوط به خویشتن‌داری مرد کنیم با شعار “حجاب من پلک چشمان توست” باز یک ظلم در حق مرد است چراکه طبق منطق غربی، زن نخواسته خود خویشتن‌دار باشد و حالا این خویشتن‌داری را از مرد می‌طلبد که یک ظلم به‌حق مرد است.

 

پس خارج از دایره دین، اگر ازلحاظ حق مرد و زن بخواهیم بررسی کنیم باید یا این فرض را در نظر بگیریم که زن حق دارد بنابر خلقت خود زیبایی‌هایش را نمایان کند و مرد هم چون بنابر خلقت خود ناخودآگاه به آن گرایش پیدا می‌کند حق دارد از وی بهره جنسی ببرد و ازلحاظ منطق حقی اعتراضی به مرد نمی‌تواند بکند، چراکه اعتراض مرد را به نوع پوشش خود نپذیرفته است.
بنابراین می‌توان گفت آنچه در غرب امروز که مرز دین را کنار زده، به‌عنوان حقوق بشر برای زن و عدم تجاوز به آن شناخته می‌شود نوعی ظلم در حق مرد است. وزندگی با این فرض گویی زندگی در جنگل است با قانون آن یعنی “قانون جنگل”.

 

در فرض بعد نه زن حق دارد خود را به معرض نمایش بگذارد و نه مرد حق دارد از آن التذاذ کند.

مگر اینکه باز وارد محدوده دین شویم و حجاب و خویشتن‌داری در مقابل آنکه دین از نزدیکی با او منع کرده را یک فریضه برای مرد و زن بدانیم و آزادی رابطه باآنکه دین اجازه داده را نیز یک حق بدانیم.

پس می‌توان گفت دستور اسلام به حجاب برای زن و مرد در درجه اول حفظ حق زن و امنیت وی در جامعه است و در درجه اول محدودیت برای مرد است.

آمار وحشتناک تجاوز جنسی در کشورهایی با آزادی‌های غیر یواشکی برای زنان

عده‌ای نیز می‌گویند حجاب مصونیت نیست و حضور باحجاب در جامعه چندان فرقی با حضور بدون حجاب نمی‌کند و حجاب فقط محدودیت ایجاد می‌کند.

پاسخ این شبهه را به‌راحتی با آمار و ارقام مورد تأیید خود غرب می‌توان داد.

 

سایت انگلیسی زبان ویکی پدیا آماری را از میزان تجاوز جنسی در کشورهای مختلف دنیا ارائه می دهد و متذکر می شود بر اساس آمار RAINN (بزرگترین سازمان ضد خشونت جنسی در امریکا) از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵، ۵۹٪ از تجاوزها در امریکا به مراکز قانونی گزارش نشده است!

 

آمار زیر، میزان تجاوز جنسی به زنان فقط در سال ۲۰۱۰ است.

نام کشور تعداد تجاوز تعداد در هر ۱۰۰ هزار نفر
استرالیا ۶۳۷۸ ۲۸.۶
سوئد ۵۹۶۰ ۶۳.۵
نیوزلند ۱۱۲۹ ۲۵.۸
انگلیس ۱۵۹۳۴ ۲۸.۸
امریکا ۸۴۷۶۷ ۲۷.۳
 

 

آمار زیر آمار RAINN (بزرگترین سازمان ضد خشونت جنسی در امریکا) است:

 

۴۴ درصد قربانیان جنسی زیر ۱۸ سال سن دارند

۸۰ در صد قربانیان زیر ۳۰ سال سن دارند

هر ۲ دقیقه (۱۳۳ ثانیه) یک آمریکایی مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرد

به‌طور میانگین هرسال ۲۳۷,۸۶۸ قربانی جنسی در امریکا (بالای ۱۲ سال) وجود دارد

۵.۵ میلیون آمریکایی قربانی خشونت جنسی شده‌اند

۶۰ درصد تجاوزهای جنسی به پلیس گزارش نمی‌شود

۹۷ درصد متجاوزین روزی را در زندان نگذرانده‌اند

حدود دوسوم  قربانیان متجاوزین خود را می شناختده اند

۳۸ درصد متجاوزین از دوستان قربانیان بوده‌اند

 

آخرین آمار تجاوز با آزادی های غیریواشکی1

سایت statistic brain نیز آماری از تجاوز به زنان اراده می دهد که در پی می آید:

 

۱۶ درصد زنان آمریکایی تلاش برای تجاوز یا تجاوز کامل را تجربه کرده‌اند

۶۰ درصد از تجاوزها هرگز به پلیس گزارش نشده است

۹۵ درصد تجاوزها در کالج‌ها هرگز به پلیس گزارش نشده است

۴۷ درصد تجاوزها در حال مستی رخ‌داده است

۲۰ درصد زنان دانشگاهی گزارش داده‌اند که مورد تجاوز واقع‌شده‌اند

۳۸ درصد دانشجویان توسط دوستانشان مورد تجاوز قرارگرفته‌اند

۳۰.۹ درصد قربانیان در خانه خودشان مورد تجاوز قرارگرفته‌اند

۲۶.۶ درصد قربانیان در خانه متجاوز مورد تجاوز واقع‌شده‌اند

 

کشورهای با بالاترین آمار تجاوز (درصد) طبق آمار سایت statistic
۱- لسوتو       ۹۱.۶
۲-توباگو       ۵۸.۴
۳-سوئد        ۵۳.۲
۴-کره            ۳۳.۷
۵-نیوزلند     ۳۰.۹
۶-امریکا      ۲۸.۶
۷-بلژیک      ۲۶.۳
۸-زیمباوه    ۲۵.۶
۹-انگلیس    ۲۳.۲

 

روزنامه نیویورک تایمز نیز در مقاله ای می نویسد “Nearly 1 in 5 Women in U.S. Survey Say They Have Been Sexually Assaulted” تقریبا از هر ۵ زن کارمند در سازمان های آمریکایی ۱ نفر مورد تجاوز قرار گرفته است!

 

البته آمار در زمینه تجاوز و فحشا آن‌قدر در کشورهای غربی بسیار است که واقعاً پرداختن به آن زمان و حوصله بسیاری می‌خواهد اما این نمونه کوچکی است برای آن‌هایی که به دنبال به‌اصطلاح “آزادی‌های یواشکی” و پس‌ازآن آزادی‌های علنی هستند که کشورهایی که مهد آرزوهای آن‌هاست، زنان حتی در خانه خود نیز از شر تجاوز ایمن نیستند و بیشترین تجاوزها در خانه خود و از سوی کسانی است که آن‌ها را دوست می‌پنداشته‌اند و به آن‌ها اعتماد می‌کرده‌اند.

 

و البته جای تأسف است که این عده بی‌بندوباری و فساد و ناامنی را آزادی و نوعی حق برای خود می‌پندارند و نهایت آرزوی یک عده تنها کشف حجاب علنی است.

 

و باز جای تأسف است انسانی که خداوند خلق کرده تا جانشین او در زمین باشد و زنی که خداوند خلق کرده که از دامن او مرد به معراج رود و الگویی چون حضرت فاطمه زهرا (س) را در مقابل خود دارد، تحت تأثیر تبلیغات غرب و تغافل و جهل، شأن خود را آن‌قدر حقیر می‌بیند که تلقی‌اش از “آزادی” می‌شود آنچه می‌بینیم!


یادداشتی از هادی شریفی در تسنیم

ماجرای شیعه شدن یک جوان وهابی ;برنامه شب آسمانی /دانلود ویدئو

حمید شیرانی، وهابی شیعه شده در برنامه شب آسمانی شبکه قرآن و معارف سیما در رابطه با چگونه شیعه شدن با امیر مهرداد خسروی مجری این برنامه به گفتگو نشست و گفت: وهابیت معتقد است تا زمانی که شیعه در اسلام است یک ناپاکی بر روی اسلام قرار دارد، آن‌ها زاویه دید ما را نسبت به بحث امامت، زیارت قبور ائمه و شهادت تغییر می‌دادند و با روش‌های روانشناسی خود به ما مسلط می‌شدند. اکثر وهابی‌ها سطح سوادشان پایین است اما آن‌ها که تحصیل‌کرده هستند و مطالعه‌ای می‌کنند متوجه می‌شوند که در اطرافشان چه خبر است.

وی تأکید کرد: هدف وهابیت این است که جمعیت را به سمت خودشان بکشند و بیشتر افراد مستعدی که به سمت وهابیت کشیده می‌شوند اهل سنت هستند برای همین است که وهابیون اهل سنت را به‌ظاهر برادر خود می‌دانند تا جمعیت عظیمی را با خود متحد کنند درحالی‌که در باطن نسبت به اهل سنت کینهٔ زیادی دارند و خون آن‌ها را مباح می‌دانند، حتی وهابیت زن‌های اهل سنت را حلال می‌دانستند.

وهابی

وی ادامه داد: آن‌ها معتقدند که می‌خواهیم اسلام را مانند نانی پاک به جهان عرضه کنیم اما در حقیقت وهابیت قسمت ناپاک اسلام است. وهابی‌ها نیز چون نان باکیفیت و اسلام ناب ندیده‌اند وقتی وهابیت را می‌بینند می‌پذیرند و چون شیعه در ذهن آن‌ها بد ترسیم‌شده می‌ترسند به سمت عقاید شیعه بروند زیرا آن‌ها اسلام ناب را ندیده‌اند.

این جوان تازه شیعه شده جریان ایمان آوردنش به مکتب تشیع را این‌چنین بیان کرد: به منطقه کرمان سفری داشتم یک شیعه در محل کارش چند روایت به نقل از کتاب وهابیت نوشته و در بالای سرش چسبانده بود یکی از این احادیث به نقل از رسول‌الله بود که فرموده بود اگر کسی بمیرد و امام زمانش را نشناسد مرگش با جهالت است و یکی دیگر حدیث ثقلین بود. وقتی این‌ها راخواندم با خودم گفتم شیعه‌ها دروغ می‌گویند. چه کسی می‌آید کتاب وهابیت را ورق بزند و درستی این احادیث را پیگیر شود.

شیرانی افزود: بعدازآن مصمم شدم تا ببینم این احادیث واقعاً در کتب اهل سنت و وهابی هم هست یا نه؟ به سراغ منابع وهابیت و اهل سنت رفتم و دیدم واقعاً چنین احادیثی وجود دارد و دریافتم تنها شیعیان هستند که به این احادیث چنگ می‌زنند تا گمراه نشوند. بعدازاین دائماً در شک به سر می‌بردم و سر نماز با خودم می‌گفتم نکند که من اشتباه می‌کنم که به شکل وهابی‌ها نماز می‌خوانم  بنابراین به خود جرئت دادم که به سمت کتاب‌های شیعه بروم و با گروه تبلیغی شیعه شروع به مطالعه کردم. آن‌ها ابتدا در مورد اختلافات با من صحبت نکردند بلکه بحث عقل و امامت را با من مطرح نمودند.

وی تأکید کرد: کتاب‌هایی که در شیعه شدنم بسیار مؤثر بودند کتاب الغدیر علامه امینی رحمة الله علیه، نهج‌البلاغه، کتاب دکتر تیجانی و شب‌های پیشاور بود. ابتدا کتاب الغدیر را که خواندم آن‌قدر ناراحت شدم که کتاب را محکم به دیوار کوبیدم و تصمیم گرفتم تا نقدی بر آن بنویسم و نام کتاب را دروغ‌گوی بزرگ علامه امینی بگذارم زیرا در رابطه با بعضی اصحاب پیامبر مطالبی بود که مرا ناراحت می‌کرد درنهایت با تصمیم بر این‌که بر کتاب علامه نقد بنویسم پیگیر روایت‌ها شدم متوجه شدم تمام روایت‌ها درست است و همهٔ ادلهٔ آن از کتاب‌های وهابیت و اهل سنت نقل‌شده است اما همچنان در تردید بودم.

شیرانی اضافه کرد: یک‌شب که داشتم دعای سی و سوم صحیفه سجادیه را می‌خواندم خوابم برد این دعا مضمونش این است که خدایا پای مرا به سمت خوبی‌ها ببر. صبح روز بعد خواب دیدم در شهر شیعه‌نشینی هستم فردی به نام علی مرا بیدار کرد و گفت حمید بلند شو وضو بگیر و نماز بخوان. پس‌ازآن که بلند شدم تا وضو بگیرم در خواب دیدم دو تن از دوستانم در حال مشاجره هستند پس‌ازآن دیدم که نماز جماعت شیعه برپاست. می‌خواستم به شکل وهابی‌ها نماز بخوانم که فردی به من گفت دیگر نیازی نیست و مثل شیعیان نماز بخوان. آنجا ایستادم و مثل شیعیان نماز خواندم. آنجا در تشویش به سر می‌بردم. دیدم که یک روحانی شیعه به من نگاه کرد و لبخند زد و این لبخند مانند آبی بر روی آتش بود. جالب اینجاست که دقیقاً آن لحظه با صدای دوستم از خواب بیدار شدم و تمامی اتفاقاتی که در خواب برایم افتاده بود یک‌به‌یک اتفاق افتاد.

وی اظهار داشت: بعدازاین جریان به دنبال کتاب تعبیر خواب رفتم اما چون صبح زود بود هیچ کتابخانه‌ای باز نبود. یک روحانی شیعه را دیدم و به او گفتم آیا شما تعبیر خواب بلدید؟ او پیشنهاد کرد به دارالقرآن برویم. در آنجا جمعی از روحانیون حضور داشتند.  خوابم را آنجا تعریف کنم. وقتی خواب را برایشان تعریف کردم گفتند خواب شما تعبیر ندارد و مفهومی است. خودت باید بفهمی دنبال چه منظوری بوده‌ای. همان لحظه بلند شدم و در کمال تعجب همگان به شهادت آقا امیر المومنین (ع) ایمان آوردم از هم آنجا بود که تازه فهمیدم که رسالت بزرگی بر دوش من است و کار من آغازشده است.

وی بابیان این مطلب که بعد از شیعه شدنش بسیار مورد آزار وهابی‌ها قرارگرفته گفت: پس از شیعه شدنم وهابی‌ها با کتک زدن و تهدید کردن من و خانواده‌ام را تحت‌فشار گذاشتند اما بعدازاینکه متوجه شدند تهدید کارساز نیست به من پیشنهاد پول دادند و گفتند هرچه قدر شیعه‌ها به تو پول داده‌اند ما دو برابر آن را به تو می‌دهیم تا از این بازی‌ها دست‌برداری. من گفتم این بازی نیست حقیقت است.

شیرانی افزود: هرچند خانواده‌ام مدتی مرا ترک کردند اما بسیار نگران من بودند و می‌ترسیدند که وهابی‌ها مرا بکشند. درنهایت پدرم و مادرم پیشنهاد دادند که مهاجرت کنم. من شرایط خوبی برای مهاجرت نداشتم اما حکم پیغمبر این بود. درنهایت از این شهر به آن شهر دنبال انتقالی بودم اما یک روز که از قم می‌گذشتم برای زیارت وارد شهر شدم رفتم حرم حضرت معصومه دیدم همه مردم ازبی‌بی حاجت می‌خواهند هم آنجا دست به دامان بی‌بی شدم و در کمال حیرت وقتی از حرم بیرون آمدم مردی بلوچی با من آشنا شد و وقتی جریان من را فهمید با یک تماس تلفنی مشکل انتقالی مرا از بیمارستان حل کرد و من در جوار حضرت معصومه قرار گرفتم.

این جوان شیعه شده بیان داشت: نداشتن اسکان و سرپناه مشکل اصلی دیگر من بود. به دلیل نداشتن خانه نمی‌توانستم همسرم را از سیستان و بلوچستان به قم بیاورم بازهم به حرم رفتم و گفتم بی‌بی من قرار بود از شما تنها یک حاجت بخواهم اما بازهم حاجتی دارم. در حرم دعا کردم بار دیگر از حرم که بیرون آمدم مردی به دلیل لهجه‌ام توجه اش به سمت من جلب شد و با اصرار از من پرسید که در قم چه می‌کنی؟ بعد از شنیدن ماجرای من، مرا به یک برنامه تلویزیونی دعوت کرد دقیقاً بعد از برنامه تلویزیونی بود که مردی با اصرار خواسته بود تا مرا ببیند. وقتی مرا دید با خواهش از من خواست که تا در خانهٔ او اسکان پیدا کنم و این‌گونه بود که بعد از ایمان آوردنم مشکلاتم با عنایت ائمه به‌راحتی حل شد.

وی تصریح کرد: در حال حاضر عشق به ولایت و ائمه مثل عسل شیرین است الآن به اهل‌بیت عشقی پیداکرده‌ام که به خاطر آن خدا را شکرگزارم خصوصاً حضرت زهرا که اصلاً نه در زندگی من کمرنگ، که اصلاً وجود نداشت. من از خدا خواستم که مرا به راه راست هدایت کند. در ابتدا هم می‌دانستم که شیعه حق است اما در آن زمان طنابی از تعصب به دور گردن من قرارگرفته بود.

وی اظهار داشت: به تک‌تک شیعیان به‌خصوص جوانان شیعه می‌گویم که دعاهای شیعیان به‌خصوص دعای کمیل نعمت بزرگی است که در دست شیعیان است و وهابی‌ها هیچ بهره‌ای از آن‌ها نمی‌برند، حتی از دعای کمیل که مضمونی زیبا و عارفانه دارد و مطلبی در رابطه با حقانیت شیعه در آن نیست.

وی تأکید کرد: زمانی که من شیعه شدم هرچند وهابی‌ها اهل سنت منطقه را بر ضد من تحریک می‌کردند اما از برادران اهل سنت بلوچستان تشکر می‌کنم زیرا تحت تأثیر بازی آن‌ها قرار نمی‌گرفتند و همه دوستان و همکاران اهل سنتم از من حمایت می‌کردند و این باعث دلگرمی من می‌شد.

این جوان شیعه شده در پایان گفت: دعا می‌کنم که همه به شهادت ولایت امام زمان (عج) و امام علی (ع) شهادت دهند و امیدوارم روزی برسد که بدون وجود فرقه‌ای ضاله همه انسان‌ها درراه حقیقت گام بردارند.


ماجرای شیعه شدن یک جوان وهابی ;برنامه شب آسمانی /دانلود ویدئو

بخش اول

دانلود


بخش دوم

دانلود


بخش سوم

دانلود

بخش پنجم

دانلود

بخش ششم

دانلود

دشمن نگران ایجاد تمدن اسلامی است

سعید جلیلی نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی
سعید جلیلی نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی

سعید جلیلی نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی عصر امروز دوشنبه در برنامه‌ای که با عنوان “جشن هسته‌ای” توسط بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر در آمفی‌تئاتر این دانشگاه برگزار شد، با اشاره به شعارهای دانشجویان و فریادهای موافقان و مخالفان مذاکرات هسته‌ای و دانشجویانی که فریاد می‌زدند برگ برنده ما شهید زنده ما، اظهار داشت: برگ برنده ما همین نشاط دانشجویی و همبستگی ملی است که در این دانشگاه و در این مراسم حضور دارد.

وی افزود: انتظاراتی از دانشگاه و دانشجو می‌رود و یکی از آن انتظارات این است که دانشجو یک سؤال مشخصی داشته باشد و به دنبال آگاهی از گذشته خود و اینکه اکنون در چه جایگاهی قرار دارد، باشد و اینکه بدانیم مختصاتی که اکنون در آن قرار داریم، چه مختصاتی است و مختصات گذشته و آینده ما چه بوده و چه خواهد بود و کنون در چه وضعیتی قرار داریم.

نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی تاکید کرد: اگر به این سؤالات پاسخ بدهیم، مباحث حل خواهد شد و اگر بتوانیم به گذشته و آینده نگاه روشن داشته باشیم، آن موقع شاید بسیاری از این مباحث حاشیه‌ای حل خواهد شد.

جلیلی با تاکید بر اینکه بدون نگاه به گذشته نمی‌توانیم آینده خودمان را ترسیم کنیم، ادامه داد: اگر پیشینه خود را به خوبی ندانیم، شاهد این خواهیم بود همان کسانی که در گذشته از استبداد و استعمار حمایت می‌کردند و مخالف آزادی و حقوق بشر بودند، دوباره دم از آزادی بزنند.

وی ادامه داد: دانشجو، جامعه و کشور ما باید بداند چه پیشینه و گذشته‌ای داشته است تا کسانی که در گذشته بدترین مراتب دیکتاتوری و خفقان را در کشور ما ایجاد کردند، دم از آزادی نزنند.

نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی با اشاره به اینکه اگر ما از آینده نگاه روشنی نداشته باشیم و هدفمان مشخص نباشد، نمی‌دانیم چه هدفی خواهیم داشت، تصریح کرد: در این شرایط کسان دیگری برای ملت ما آینده،‌ آزادی و پیشرفت ما برنامه‌هایی را طرح‌ریزی می‌کنند و اهدافی را پیش‌بینی خواهند کرد.

جلیلی افزود: اینکه می‌بینید دشمنان ما از آرمان‌ داشتن ما می‌ترسند و گاها آن را به سخره می‌گیرند، به این دلیل است که می‌دانند آرمان‌های ما، اهداف کشور ما را مشخص می‌کند و باعث رسیدن ما به هدف می‌شود. در این شرایط دانشگاه وقتی می‌تواند نقش خود را به خوبی در جامعه ایفا کند که بداند چه پیشینه و گذشته‌ای داشته است.

وی در ادامه سخنان خود با اشاره به نقش جنبش دانشجویی و دانشجویان در مسیر انقلاب اسلامی گفت: دانشجوی ما متعهد، آگاه و آزادیخواه بوده است و این ویژگی‌ها در سابقه حرکت جنبش دانشجویی دیده می‌شود. افتخار دانشجو و جنبش دانشجویی این بوده است که به موقع پیش‌بینی کرده و به موقع عمل کرده و به همین دلیل مانع دشمنان برای رسیدن به اهدافشان شده است.

نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی با اشاره به اینکه شما مختصات شانزده آذر سال ۱۳۳۲ را می‌دانید، گفت: این حادثه زمانی بود که قدرت‌های استکباری برای اینکه بتوانند برنامه‌ریزی‌های خود را انجام دهند، با حضور در دانشگاه‌ها نقشه‌هایی را دنبال می‌کردند.

جلیلی گفت: کسانی که در دانشگاه حرکات دانشجویی را در نیم‌قرن اخیر دنبال می‌کردند، افرادی آگاه و مدافع ملت بودند. کسانی که در دانشگاه تهران در آذر ۱۳۳۲ با ریخته شدن خون خود فریاد آزادیخواهی برای ملت خود سر دادند، کسانی بودند که دغدغه آزادی داشتند.

وی با اشاره به اینکه حرکت آزادی‌خواهانه تنها با بیرون کردن یک نظام استکباری حاصل نمی‌شود، ادامه داد: زمانی حرکت دانشجویی علیه ملت ایران و کسانی که مخالف آزادی ملت ایران تلاش می‌کردند، صورت گرفت و این حرکت در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ و ۱۳ آبان ۱۳۵۸ نماند و ادامه پیدا کرد.

نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی با اشاره به حوادث انتخابات سال ۸۸ در ایران ادامه داد: این حرکت دانشجویی و کسانی که خواستار آزادی بودند، در سال ۸۸ در مقابل کسانی که با اردو کشی می‌خواستند آرای مردم را وتو کنند، قرار گرفت و این دانشجویان در برابر این حرکت دیکتاتوری ایستادند و خود را مخالف دیکتاتوری نشان دادند.

جلیلی در همین زمینه خاطرنشان کرد: همین افراد بودند که اجازه نمی‌دهند افرادی با دیکتاتوری چه در سال ۷۶، چه در سال ۸۰، چه در سال ۸۴ و چه در سال ۸۸ و چه در سال ۹۲ افرادی بخواهند با دیکتاتوری رأی مردم را وتو کنند و در همه این زمان‌ها دانشجویان مدافع رأی مردم و مخالف دیکتاتوری بودند.

وی افزود: امروز نیز همین دانشجویان و آزادیخواهان به کسانی که می‌خواهند با دیکتاتوری مدرن شیوه مدرن دیکتاتوری را جایگزین جمهوریت کنند، اجازه نخواهند داد.

نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی در ادامه سخنان خود به سفر اخیر اشتون به ایران اشاره کرد و گفت: در این سفر به خانم اشتون گفتم شما می‌دانید که ما با مرسی اختلافات زیادی داریم و شاید او در بعضی از مسائل به دیدگاه شما نزدیک‌تر باشد اما اگر مردم آن را انتخاب کرده‌اند، باید به نظر مردم احترام گذاشت و شما نمی‌توانید این انتخاب را زیر سؤال ببرید و یا در اوکراین با دیکتاتوری بگویید این سازوکار را چون ما نمی‌پسندیم و مورد نظر استکبار نیست، باید تغییر کند.

جلیلی گفت: دانشجوی متعهد ما در همه دوره‌ها از آرمان‌های نظام دفاع کرد و مدافع جمهوریت بودن او فقط در همان دوره‌های ۱۶ آذر ۳۲ و یا ۱۳ آبان ۵۸ خلاصه نشد. از همین دانشگاه امیرکبیر بودند کسانی که با شروع جنگ تحمیلی دفاع از کشور و مملکت را در پیش گرفتند و در این راه جان خود را فدا کردند به طور یکه بیش‌ترین سهم را دانشجویان در این مسئله داشتند.

وی با اشاره به اینکه در مسئله هسته‌ای نیز همین مسئله صورت گرفت، گفت: اینکه شما دانشگاه و ظرفیت بزرگ دانشگاه را که با جدیت در عرصه هسته‌ای فعالیت می‌کنند، می‌بینید، به همین دلیل است.

نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی ادامه داد: کسانی که امروزه ادعای مخالفت با توتالیتریسم دارند و نظام ما را که آرای مردم را ملاک می‌دانند، نظامی توتالیتر می‌دانند، به خود اجازه می‌دهند حتی در کوچک‌ترین بحث یک ملت که همان اجازه آزادی بیان، آزادی انتخاب و آزادی تحقیقات است، دخالت کنند؛ همان کسانی که امروز مدعی آزادی هستند و حتی تلاش می‌کنند آزادی انتخاب و آزادی تحقیقات علمی را نیز بگیرند.

جلیلی تاکید کرد: توتالیتر یعنی اینکه بیایند درباره کوچک‌ترین شئون یک ملت نظر دهند و بگویند حتی برای کار کردن یک دستگاه سانتریفیوژ و یا جابجایی کردن آن، آن‌ها باید نظر دهند.

وی گفت: توتالیتر کسانی هستند که عنوان می‌کنند حتی یک دستگاه سانتریفیوژ هم نباید بدون اجازه و نظر آن‌ها جابجا شود.

نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی ادامه داد: دشمنانی که امروز مخالف آزادی ملت ما هستند، قطعاً باید دانشگاه‌هایی را که وارد عرصه علمی و به خصوص هسته‌ای می‌شوند و افرادی مانند شهریاری، علی‌محمدی، رضایی نژاد و احمدی روشن را تربیت می‌کند، مانع بدانند و برای آن برنامه داشته باشند.

وی گفت: این شهدای هسته‌ای ما بزرگ‌ترین شهدای راه آزادی ما بودند که گفتند ما باید آزاد باشیم و کسی نمی‌تواند در این مسیر مانع ما باشد. این شهدا آگاه بودند و می‌دانستند مخالفان آزادی این راه را برای آن‌ها سد می‌کنند و راه آزادی این ملت هزینه دارد که آن‌ها با اهدای خون خود این هزینه را پرداختند.

جلیلی گفت: تمام شهدای هسته‌ای ما می‌دانستند که راهی را که پیش رو دارند، راه خطرناکی است و دشمن نمی‌خواهد آن‌ها این راه را ادامه دهند اما با این وجود در این راه قدم گذاشتند. آقای عباسی که امروز در این جلسه حضور دارد و توانست با آگاهی با این توطئه دشمنان برخورد کند، آگاه بود که دشمنان از این مسیر راضی نیستند و با این آگاهی در این مسیر قدم گذاشت.

نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی افزود: ملت ما امروز این ظرفیت را دارد که با دانشگاه‌ها که بر خواسته از ملت ماست، در کنار آن چیزی که پیوند اسلامیت و جمهوریت نظام است و انقلاب اسلامی بر این دو مبنا شکل گرفته است، در این مسیر گام بردارد.

وی گفت: نظام با تمام ظرفیت خود از دانشگاه‌ها پشتیبانی می‌کند و پشتیبان دانشگاه‌ها قرار می‌گیرد که در مسیر هسته‌ای و یا سایر مسیرها تحقیقات آن را ادامه دهند.

جلیلی تصریح کرد: دانشگاه ما امروز اصرار می‌کند و می‌خواهد تحقیقات علمی انجام دهد اما دشمنان ما مانع آن هستند اما نظام اسلامی با تمام وجود از تحقیقات علمی دانشگاه‌ها دفاع می‌کند و پشتیبانی نظام از دانشگاه‌ها سند دفاع آن از عرصه تحقیقات و علم در کشور است.

نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی اضافه کرد: دشمنان ما روزی نگران بودند که ایران تبدیل به یک قدرت منطقه‌ای در منطقه و جهان شود و امروز نگران‌اند که ایران به یک الگوی تمدن اسلامی و پیشرفت تبدیل شود و در این میسر حرکت کند.

نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی در ادامه سخنان خود با اشاره به اینکه امروز دو جریان در مقابل انقلاب اسلامی و نظام اسلامی قرار گرفته است، گفت: یک جریان تحجر که امروز با عنوان تکفیری‌ها فعالیت می‌کند و دیگر جریان به اصطلاح مدرن تحجر است که مدعی مردم‌سالاری و حقوق بشر است که بیش‌ترین پیوند را با ملت‌های متحجر دارند. کشورهایی که حتی یک انتخابات آزاد را در فعالیت خود ندارند و برای ملت ما و جهان بسیار رسواکننده است و دیگر اینکه ما به خوبی پیوند تحجر و مدرنیته تحجر را در این برخورد دیده‌ایم.

جلیلی گفت: این جریان از تروریست‌ها حمایت می‌کند و درعین‌حال شعار دفاع از مردم‌سالاری را سر می‌دهد.

وی با اشاره به اینکه این حرکتی که شما امروز انجام داده‌اید، گواه این مسئله است، افزود: این افراد حتی حاضرند آبروی نداشته خود را بگذارند و در این مسیر دست به کشتن دانشمندان می‌زنند؛ همان کسانی که شهدای هسته‌ای ما را مورد هدف قراردادند.

نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی با اشاره به اینکه ملت ما یک کار بزرگ انجام داده است و آن ایجاد نمونه‌ای از حکومت است که می‌تواند ضمن استقلال به پیشرفت برسد، گفت: نگرانی آن‌ها این است که امروز ایران نمونه پیشرفت خود را تکثیر کند؛ نمونه‌ای که به دلیل وجود شاخصه‌هایی چون وحدت و همبستگی ملت، آرمان‌های بزرگ و هدف‌دار بودن این آرمان‌ها بوده است و امروز در ادامه این مسیر باید گام بزرگ برداریم. اگر می‌بینید دشمنان ما امروز رجز می‌خوانند و فریاد می‌زنند، می‌دانند که امروز نمی‌توانند با این ملت با زبان زور سخن بگویند. ۸ سال دفاع مقدس گزینه نظامی دشمنان بود که روی میز قرار گرفت و آن‌ها از ملت ایران تودهنی خوردند.

وی با اشاره به اینکه ۳۵ سال پیشرفت مستمر نتیجه تحریم‌های آن‌ها بود، گفت: خود این افراد و یکی از اندیشکده‌های آن‌ها اذعان می‌کند که ایران به عنوان نمونه‌ای است که نشان داد نه تنها در ارتباط داشتن با آمریکا بلکه در حالت تقابل با آن به پیشرفت رسید و آن‌ها امروز سرخورده از همه عرصه‌ها به اذن تحریم‌های اقتصادی، آزادی و حقوق بشر به دنبال مانع‌شدن در این مسیر پیشرفت هستند.

جلیلی گفت: دشمنان ما امروز حتی نگران یک تراکنش بانکی شما هستند و ادعا می‌کنند که ما برای این فعالیت‌ها نیز باید از آن‌ها اجازه بگیریم.

نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی با اشاره به نقش دانشجو و دانشگاهیان در عرصه علم گفت: آن‌ها می‌خواهند علم امروز ما در دانشگاه‌ها علمی سکولار و جدا از دردها و مشکلات مردم باشد تا بتوانند به موقع از محصول آن علم در خدمت خود بهره بگیرند. در حالیکه در کنار اسلامیت، وحدت و جمهوریت ما با استفاده از ابزارهای علمی می‌توانیم تمدن اسلامی را ایجاد کنیم؛ چیزی که امروز دشمنان ما را نگران ساخته است، همین مسئله است.

وی گفت: دشمنان ما امروز بیشتر از اینکه نگران یک سانتریفیوژ باشند، نگران شهدای ما هستند. نگران این هستند که چرا این شهدای بزرگوار اعتمادبه‌نفس را در میان ملت ایران غنی‌سازی کرده‌اند و اینکه ایران می‌تواند نمونه‌ای که در هسته‌ای صورت داده، در صنعت کشاورزی و اقتصاد نشان دهد و به پیروزی‌هایی در این مسیرها دست یابد.

جلیلی با بیان اینکه این باور ماست که امروز دانشگاه‌های ما قرارگاه علم اقتصادی هستند و می‌توانند در این مسیر حماسه بزرگ اقتصادی را رقم بزنند، گفت: دانشگاه‌های ما به عنوان یک قرارگاه بزرگ اقتصادی باید علم نافذ، حلال مشکلات کشور و به قول امام برطرف کردن درد محرومان و مستضعفان جامعه باشد و مشکلی از مشکلات آینده را باز کند. من امیدوارم که ایران آینده‌ای روشن در مقابل این متحجرین خواهد داشت.

اهل خلود در بيان اهل‌بيت(ع)

خلود

آیت‌الله جوادی آملی در بخشی دیگر از تفسیر آیات ۱۶۶ و ۱۶۷ بقره ﴿إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوْا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأسْبَابُ ٭ وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ﴾ به آتش بودن باطن گناه اشاره کرده

 و می‌گوید:  در قرآن كريم گذشته از اينكه در مواردي گناه را آتش معرّفي كرد (نظير خوردن مال يتيم و امثال ذلك) و گذشته از اينكه خود قاسطين و ظالمين را به عنوان حطب نار معرّفي كرد و گذشته از اينكه وقود و آتش‌گيرهٴ جهنّم هم خود انسان است، بعضي از آيات ديگر دلالت دارد به اينكه گناهان عموماً آتش‌اند، نظير آیه سوره نساء نيست كه در خصوص خوردن مال يتيم باشند، بلكه هر دستوري كه بر خلاف فرمان خداي سبحان است آن كار آتش است.

وی می‌افزاید: وقتي خداي سبحان جريان ائمّهٴ كفر را بازگو مي‌كند، در سوره«قصص» اين‌چنين مي‌فرمايد: ﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَيٰ النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لاَ يُنصَرُونَ ٭ وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُم مِنَ الْمَقْبُوحِينَ﴾ يعني زمامداران كفر مردم را به آتش دعوت مي‌كنند…خب پس گناه، كفر، نفاق و عصيان (همه و همه) آتش است و در قيامت اين آتش‌ها ظهور مي‌كند؛ نه اينكه اين آتش‌ها به دنباله گناهان حادث بشود.

 اگر به اين معنا شد آياتي كه مي‌فرمايد كفّار خودشان وقود نارند، نار هم از دل این‌ها مي‌جوشد، این‌ها هيزم جهنّم‌‌اند و آن بياني كه از اميرالمؤمنين(ع)در كتاب زين الفتي في شرح سوره هل اتي [آمده] كه مرحوم اميني(رضوان‌الله عليه) نقل كرده است (همه و همه) تأييد مي‌كنند كه حقيقت گناه آتش است. مثل اينكه حقيقتِ سمّ، مهلك است؛ ولي اگر يك شهد و يك روكش شيريني روي اين سمّ بگذاريد؛

 يك شكلات سمّي درست كنيد رويش هم كمي شكر بريزيد [و] به دست بچه بدهيد، اين‌چنين نيست كه اين با شکلات‌های ديگر فرق نكند و بعداً بچه مسموم بشود، بلكه حقيقتاً او دارد سمّ مي‌خورد و نمي‌فهمد؛ نه اينكه بعداً مسموم مي‌شود. يك وقت است مزاج شخص مريض است و چون اين مزاج مريض است، اين شيريني در آينده به صورت سمّ درمي‌آيد و او را مسموم مي‌كند؛

 يك وقت است نه، شما از سمّ يك شيريني درست كرديد (يك شكلاتي درست كرديد از سمّ) روي آن را كمي شكر ريختيد، اين «حفت النار بالشهوات» همين است يعني درونش آتش است روي آن شهوت است. بنابراين اگر شواهد ديگر اين معنا را تأييد مي‌كنند، وجهي ندارد كه ما ظاهر آیه سوره«قصص» را بر مجاز حمل بكنيم [و] بگوييم ﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَيٰ النَّارِ﴾ يعني يدعون إلي الكفر و النفاق و العصيان كه اين معاصي سبب نارند [و] به علاقهٴ سببيّت و مسببيّت (مجازاً) نام مسبَّب بر سبب اطلاق شده است (پس اين‌چنين نيست).

رسوخ كفر و گناه در روح

صاحب تفسیر تسنیم در تبیین رسوخ کفر و گناه در روح تصریح می‌کند: اگر معصيت در جان كسي رسوخ پيدا كرد يعني به صورت ملكه كفر يا ملكه نفاق درآمد، اين نار در درون او ريشه‌اي شد و چون روح يك امر مجرد است دائماً اين نار هست و چون روح بدن را اداره مي‌كند دائماً از روح به بدن نار مي‌رسد و بدن را مي‌سوزاند. بدن در دنيا در تحت تدبير روح بود الآن هم اين بدن را روح اداره مي‌كند،

 اين‌چنين نيست كه روح را بدن اداره كند و اين‌چنين نيست كه انسان داراي دو حقيقتِ اصيلِ همسان باشد، بلكه داراي يك اصل است و يك فرع. اينكه در روايات چه بيانات حضرت امير و چه بيانات امام صادق(سلام‌الله عليهما) آمده است كه «اصل الانسان لبّه» ناظر به همين است. انسان كه دو اصل و دو حقيقت يكسان ندارد كه يكي روح باشد و ديگري بدن، بلكه يك اصل دارد و يك فرع، در قيامت هم همين طور است؛

 يك اصل دارد و يك فرع [كه] اصل او روح اوست و فرع او بدن اوست و الآن هم كه در دنياست بدن او را روح تأمين مي‌كند در آخرت هم بدن او را روح تأمين مي‌كند. اگر بدن براي هميشه هست (چه اينكه هست) و اگر روح براي هميشه هست (چه اينكه هست) و بدن را بايد روح تأمين كند (چه اينكه مي‌كند) روح مبدأ پيدايش آتش است، صادرات او آتش است؛ هم خودش مي‌سوزد و تغذيه مي‌كند، هم بدن را مي‌سوزاند و تغذيه مي‌كند. آن شبهه پاياني البته بايد جداگانه مطرح بشود.

اهل خلود در بيان اهل‌بيت(ع)

آیت‌الله جوادی آملی در بخشی از تفسیر آیات ۱۶۶ و ۱۶۷ سوره بقره، به بیان علامه مجلسي در جلد هشتم بحارالانوار اشاره می‌کند می‌گوید: در صفحه ۳۶۲ [علامه مجلسي] از عيون اخبار الرضا نقل مي‌كند كه
«فيما كتب الرضا(عليه السلام) للمأمون من محض الاسلام» چون مأمون از حضرت خواست كه آن اصول اوليه اسلام ناب را مشخص كنيد (چيزهايي كه محل اختلاف است نه) آنكه محض اسلام است و در متن اسلام راه دارد [را] مشخص كنيد، حضرت در جوابيه‌اي كه مرقوم فرمودند [و] از محض اسلام سخن گفتند فرمودند: «ان الله لا يدخل النار مؤمنا و قد وعده الجنة و لا يخرج من النار كافرا و قد أوعده النار و الخلود فيها» فرمود كافر را هرگز از آتش بيرون نمي‌آورد براي اينكه تهديد به خلود كرده است.

خب پس روایت‌های خلود يكي و دوتا و امثال ذلك نيست. بعد در همين صفحهٴ ۳۶۲ بحارالانوار از تفسير عياشي از منصوربن‌حازم كه از شاگردان مخصوص امام ششم است نقل مي‌كند [كه] به امام ششم عرض كردم: «﴿وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ﴾» ـ همين آيه محل بحث سوره بقره درباره چه گروهي است؟ حضرت فرمود: «اعداء علي(عليه السلام) هم المخلدون في النار ابد الآبدين و دهر الداهرين» چون ناصبيها با كفار و منافقين فرقي ندارند؛ هم در دنيا فرقي ندارند چون ناصبي نجس است، هم در آخرت فرمود.

 نمي‌‌شود گفت كه خلود يعني مكث طويل يا خلود يعني اينكه «ما دامت النار»؛ نظير حبس مخلَّد (حبس مؤبَّد) كه اگر زندان مثلاً خراب شد ديگر زنداني مطرح نيست (در زندان)، [حرا نمي‌شود اين را گفت؟] چون نار، خودِ گناه است و گناه وقتي در روح رسوخ پيدا كرد هم روح را مي‌سوزاند هم جسم را مي‌سوزاند و هرگز امر مجرد از بين نمي‌رود، منشأ گناه، امر مجرد است، گرچه آن سوزنده هم مجرد است هم جسم. بنابراين اگر روايات خلود به چند طايفه تقسيم بشود آنگاه معلوم مي‌شود حدّاقلش همين است كه سيدنا الاستاد(رضوان‌الله عليه) ادعا كرد كه اخبار خلود مستفيض است.

ميراندن مرگ در قيامت به صورت ذبیحه

وی با اشاره به برخی روایات پیرامون میراندن مرگ در قیامت بر عدم انتقال در قیامت تأکید کرده و می‌گوید: روايات هم دارد كه مرگ را مي‌ميرانند، اين كنايه از آن است كه ديگر انتقالي در قيامت نيست ـ هم شيعه‌ها اين روايت را نقل كردند هم اهل سنت نقل كردند ـ يعني وقتي كه مسئله قيامت بررسي شد و بهشتی‌ها به بهشت رفتند و جهنمی‌ها به جهنم، به اين دو گروه اعلام مي‌كنند كه ديگر از اين به بعد مرگي نيست [و] از باب تشبيه معقول به محسوس، مرگ به صورت كبشي متمثّل مي‌شود و مرگ را سر مي‌برند.

 اين همان است كه «يلزم من عدمه الوجود» براي اينكه مي‌خواهند مرگ را بميرانند با مرگ، مرگ را مي‌ميرانند، چه اينكه به عزرائيل(سلام‌الله عليه) هم دستور داده مي‌شود كه «مت» ؛ بمير. خب این‌ها نشانه آن است كه ديگر مرگ، قبض روح و امثال ذلك بساطش برچيده شد و ديگر كسي از بين نمي‌رود، بنابراين نمي‌شود گفت كه كفار بعد از يك مدتي (احقابي از عذاب) كه مثلاً در جهنم معذَّب شدند مي‌ميرند و آتش هم از بين مي‌رود.

این مدرس عالی حوزه تصریح می‌کند: بعضي از اين روایت‌ها را مرحوم مجلسي در همان جلد هشتم صفحه ۳۴۱ به بعد نقل كرده است اين باب به عنوان «باب ذبح الموت بين الجنة و النار و الخلود فيهما و علته» است يعني اين باب در بيان آن است كه مرگ را بين بهشت و جهنم مي‌ميرانند (ديگر مرگي نيست) و بهشتی‌ها در بهشت و جهنمی‌ها در جهنم مخلَّدند و سبب اين خلود هم كه همان نيت و اعتقاد باشد آن را بيان مي‌كنند و اين آيه سوره مباركهٴ اسراء را در روايت خلود، سند قراردادند كه ﴿كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَي شَاكِلَتِهِ﴾ .مرحوم مجلسي(رضوان‌الله عليه) در صفحهٴ ۳۴۵ بحار الانوار از ابي‌بصير نقل مي‌كند كه از امام باقر(ع) اين‌چنين رسيد كه وقتي خداي سبحان اهل جنت را در جنت و اهل نار را در نار قرارداد، مرگ به صورت يك كبش و گوسفند املحي ظهور مي‌كند، آن وقت منادي مرگ را معرفي مي‌كند كه اين مرگ است «ثم يذبح كما تذبح الشاة»؛ مرگ را ذبح مي‌كنند همان ‌طوري كه گوسفند ذبح مي‌شود. اين همان «يوم الحسرة» است.

وی می‌افزاید: در روايت بعدي حمران از امام ششم سؤال مي‌كند كه «بلغنا انه ياتي علي جهنم حين يصطفق ابوابها» از امام ششم(ع) سؤال كردند كه ما شنيديم يك وقتي مي‌آيد كه در جهنم را مي‌بندند «فقال لا والله انه الخلود قلت ﴿خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّماوَاتُ وَالأرْضُ إِلاّ مَا شَاءَ رَبُّكَ﴾ »؛ حمران به حضرت عرض كرد كه خدا مي‌فرمايد: خالدند ﴿مَا دَامَتِ﴾ يعني بالأخره يك روزي بساط تعذيب برداشته مي‌شود و اين با ابديّت سازگار نيست، چون خدا در سوره «هود» فرمود كه ﴿خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّماوَاتُ وَالأرْضُ﴾ ولي شما مي‌فرماييد به نحو ابد مخلَّدند؟ «فقال هذه في الذين يخرجون من النار» يعني اين آيه سوره «هود» كه دارد عده‌اي در جهنم‌اند ﴿مَا دَامَتِ السَّماوَاتُ وَالاّرْضُ إِلاّ مَا شَاءَ﴾ اين ناظر به آنهايي است كه بالأخره مدتي گناه كردند؛ ولي اصل اعتقاد در جانشان رسوخ داشت (مؤمن و مسلمان بودند) این‌ها هستند كه طبق مشيئت الهي از آتش خارج مي‌شوند كه اين يكي آن وجوه ده‌گانه‌اي است كه مربوط به توجيهات همين آیه سوره «هود» است.

آتش بودن ولايت شيطان و بهشت بودن ولايت رحمان

از آيات و روايات اين معنا هم به خوبي استفاده شده است و مي‌شود كه بالأخره گناه آتش است. يك روايتي هم باز مرحوم مجلسي(رضوان‌الله عليه) نقل كرد (يك روايت لطيفي است) منتها متأسفانه ايشان حمل بر مجاز كردند، ما داعي نداريم اين روایت‌های لطيف را بر مجاز حمل بكنيم؛ در صفحه ۳۴۷ و ۳۴۸ [بحار الانوار] اين روايت شريف هست [كه] از تفسير عياشي از امام صادق(ع) نقل مي‌كنند كه امام ششم وقتي جريان اهل ميثاق را از اهل جنت و نار بازگو كرد، فرمود اهل جنت چندين گروه‌اند: «فمنهم من لقي الله شهداء لرسله ثم من في صفتهم حتي بلغ من قوله ثم جاء الاستثناء من الله في الفريقين» آنگاه مي‌فرمايد خدا فرمود: «﴿إِلاّ مَا شَاءَ اللَّهُ﴾» ، حضرت مي‌فرمايد كه «فقال الجاهل بعلم التفسير» آن كسي كه جاهل است خيال مي‌كند كه «ان هذا الاستثناء من الله انما هو لمن دخل الجنة و النار» خيال مي‌كند كسي كه وارد بهشت شد از بهشت بيرون مي‌آيد؛ يا [كسي كه] وارد جهنم شد از جهنم بيرون مي‌آيد (اين‌چنين نيست) و خيال كرد كه «ان الفريقين جميعا يخرجان منهما فيبقيان فليس فيهما احد» بعضيها كه جاهل به تفسيرند خيال كردند كه جهنم و همچنين بهشت خالي مي‌شود «و كذبوا» اين چنين نيست؛ نه جهنم خالي مي‌شود، نه بهشت و منظور ﴿إِلاّ مَا شَاءَ اللَّهُ﴾ هم اين است «بل انما عني بالاستثناء ان ولد آدم كلهم و ولد الجان معهم علي الارض و السمٰوات يظلهم فهو ينقل المؤمنين حتي يخرجهم إليٰ ولاية الشياطين و هي النار فذلك الذي عني الله في اهل الجنة و اهل النار ﴿مَا دَامَتِ السَّماوَاتُ وَالأرْضُ﴾ يقول في الدنيا» حضرت اين ﴿مَا دَامَتِ السَّماوَاتُ وَالأرْضُ﴾ را به دنيا زد نه برزخ؛ فرمود عده‌اي تحت ولايت شيطان مي‌روند و اين ولايت شيطان آتش است، مادامي كه آسمان و زمين هست این‌ها در آتش‌اند بعداً وارد آن آتش بزرگ مي‌شوند.

آیت‌الله جوادی آملی در پایان این بخش از تفسیر آیات ۱۶۶ و ۱۶۷ سوره بقره تأکید می‌کند: معلوم مي‌شود ولايت شيطانْ نار است و ولايت رحمانْ بهشت است؛ مؤمنين الآن در بهشت‌اند و كفار الآن در آتش‌اند؛ منتها احساس نمي‌كنند، مؤمن گاهي لذت‌ها را احساس مي‌كند ولي كافر چون تحذير شده است احساس نمي‌كند، فرمود شيطان مي‌كوشد تا این‌ها را به ولايت شياطين داخل كند و اين ولايت شيطان «هي النار» است «فذلك الذي عني الله في اهل الجنة و اهل النار» كه فرمود ﴿مَا دَامَتِ السَّماوَاتُ وَالأرْضُ﴾، كه ﴿مَا دَامَتِ السَّماوَاتُ وَالأرْضُ﴾ را به سماوات دنيا تفسير فرمود و آن هم عده‌اي الآن در جهنم‌اند و عده‌اي الآن در نار «يقول في الدنيا و الله تبارك و تعالي ليس بمخرج أهل الجنة منها ابدا و لا كل اهل النار منها ابدا»؛ در قيامت كه كسي از جهنم بيرون نمي‌آيد، در قيامت كه كسي از بهشت بيرون نمي‌آيد .