چرا کل بودجه شبکه قرآن، یک سوم بودجه برنامه‌ای در شبکه دیگر صداوسیما است؟ [ پخش HD چه زمانی آغاز میشود؟ ]

مدیر شبکه قرآن و معارف سیما در گفت‌وگوی اختصاصی با سایت ایکنا ضمن تشریح سیاست‌ها و اهداف این شبکه اظهار کرد: شبکه قرآن به حمایت جدی مالی نیاز دارد و کل بودجه آن به اندازه یک‌سوم برنامه‌ای در شبکه‌ای دیگر است. البته این حمایت از جانب رئیس سازمان و معاون سیما وجود دارد اما در بخش‌هایی از سازمان، مثل طرح و برنامه، ارتقای بودجه شبکه معطل مانده است.

ادامه خواندن “چرا کل بودجه شبکه قرآن، یک سوم بودجه برنامه‌ای در شبکه دیگر صداوسیما است؟ [ پخش HD چه زمانی آغاز میشود؟ ]”

قابلیت‌های پیام رسان گپ برای دورکاری و آموزش مجازی در دوران کرونا [ 3 ویژگی برتر گپ را بشناسید ]

پیام رسان گپ

تقریبا یک ماه و نیم از شیوع ویروس کرونا در کشور می‌گذرد. مردم در خانه‌های خود در قرنطینه به سر می‌برند و بسیاری از کسب‌وکارها نیز مجبور به دورکاری شدند و دانش‌آموزان و معلمان نیز مجبور شدند از راه دور به یادگیری و آموزش ادامه دهند.

در این مدت همراه با دولت، بخش خصوصی و استارت‌آپ‌ها هم برای مقابله با این ویروس با ارائه سرویس‌هایی مختلف سعی کرده‌اند امکان دورکاری کارمندان و آموزش مجازی را فراهم کنند تا کمتر نیاز به خروج از خانه برای شهروندان وجود داشته باشد.

یکی از سرویس‌هایی که در یک ماه گذشته سعی کرده با تمرکز روی قابلیت‌های قبلی و اضافه‌ کردن ویژگی‌های جدید امکان آموزش مجازی و دورکاری برای افراد را راحت‌تر کند، پیام رسان گپ است.

پیام رسان گپ در هفته‌های گذشته سرویس‌هایی چون برقراری ارتباط زنده داخل گروه و کانال، سیستم آزمون‌ساز یا ویدیو تصویر در تصویر عرضه کرده است.

براساس مصوبات شورای‌عالی فضای مجازی همچنین دستگاه‌های حاکمیتی، دولتی، مدارس و دانشگاه‌ها باید از پیام‌رسان‌های بومی استفاده کنند.

به همین خاطر پیام رسان گپ در به‌روزرسانی‌های اخیر خود برای دورکاری و آموزش آنلاین سرویس‌هایی ارائه داده است و به گفته مدیرعامل « پیام رسان گپ » آنها زیرساخت‌های خود را نیز برای پوشش گسترده کنفرانس تصویری و پخش زنده آماده کرده است.

مهدی انجیدنی ، مدیرعامل پیام رسان گپ در مورد این سرویس‌ها گفت: «در چند نسخه اخیر پیام رسان گپ ما تمرکز خود را روی شرایط دورکاری و قرنطینه گذاشتیم. یکی از مهم‌ترین سرویس‌ها پخش زنده داخل گروه و کانال‌ها است. به عنوان مثال یک شرکت یا مدرسه در داخل پیام‌رسان گروه دارد، اعضا می‌توانند داخل گروه ارتباط لایو یا زنده برقرار کنند.

این قابلیت برای برگزاری وبینار، کلاس مجازی و مراسم‌های گوناگون بسیار کاربردی است. از زمانی که این سرویس ایجاد شده است، کاربران استقبال خوبی کردند. به صورت بدون وقفه و مستمر پخش همزمان داریم.»

او ادامه داد: «یکی دیگر از سرویس‌های گپ برای آموزش مجازی موضوع سیستم آزمون‌ساز و نظرسنجی است. هم برای مدارس و هم اکثر مراکزی که در حوزه آموزش فعالیت می‌کنند، نیز کاربردی است. دراین مدت هم سعی کردیم روی ارتقا قابلیت تماس تصویری بیشتر تمرکز کنیم. تماس تصویری پیام رسان گپ هم‌اکنون تماس تصویری رمزنگاری شده است.»

مهندس مهدی انجیدنی

به گفته مهدی انجیدنی از دیگر قابلیت‌های این پیام‌رسان برقراری ارتباط با ویدیو تصویر در تصویر است تا حین پخش زنده که معلم تدریس می‌کند، دانش‌آموزان بتوانند با معلم خود چت و برای او فایل ارسال کنند.

او همچنین با اشاره به دیگر قابلیت‌های این پیام‌رسان که در دوران دورکاری می‌تواند به کمک افراد بی‌آید گفت: «از دیگر قابلیت‌هایی که به گپ اضافه کردیم می‌توان به امکان ثبت کامنت روی مطالب در کانال‌ها اشاره کرد. این قابلیت منحصر به فرد گپ در میان پیام‌رسان‌های بومی است. شرکت‌ها و مدارس برای ارتباط با کارمندان و دانش‌آموزان خود کانال‌هایی راه‌اندازی کردند.

ارتباط در کانال یک‌سویه است و اگر به عنوان مثال معلمی فایل آموزشی روی کانال به اشتراک می‌گذارد و دانش‌آموزان سوالی داشته باشند، با این قابلیت می‌توانند سوال خود را ثبت کنند و معلم هم به کامنت‌ها و پرسش‌ها پاسخ دهد.»

براساس گفته‌های مهدی انجیدنی برنامه نویس های پیام رسان گپ در این مدت سعی کردند تمرکز خود را روی امکاناتی بگذارند تا آموزش از راه‌دور، برگزاری مراسم‌ها از راه دور یا دورکاری را تسهیل بخشند.

او همچنین تاکید کرد: «در روزهای آینده سرویس کنفرانس تصویری را که یکی از سرویس‌های جذاب و منحصر به فرد است را ارائه می‌دهیم. تمام این قابلیت‌هایی که نام بردم روی همه پلتفرم‌های گپ مانند اندروید و ios ، وب و دسکتاپ به صورت همزمان ارائه می‌شود.»

مهدی انجیدنی با اشاره به اینکه همه این سرویس‌ها رایگان هستند، اعلام کرد: «به دلیل زیرساخت قدرتمند پیام‌رسان هر تعداد تماس همزمان یا ارتباط زنده را می‌توانیم پوشش دهیم. در مرحله اول به ازای هر نفر روزانه ۲۵ امکان پخش زنده را فراهم کردیم. با توجه به اینکه همچنان زیرساخت آماده داریم به زودی این تعداد را افزایش می‌دهیم.»

او در ادامه افزود: «البته از نظر تعداد مشاهده‌کننده هیچ محدودیتی وجود ندارد. اگر کانال بزرگی مانند کانال‌های خبری بخواهند همزمان پخش زنده داشته باشند و ۱۰۰ هزار نفر قصد تماشای پخش زنده را داشته باشند، محدودیتی وجود ندارد.»

مدیرعامل پیام رسان گپ همچنین در مورد میزان استقبال مدارس از آموزش از راه دور از طریق گپ گفت: «یک میلیون کانال فعال و حدود ۸۰۰ گروه روی گپ موجود است؛ اما ما بررسی دقیق و دسته‌بندی روی تعداد کانال‌هایی که به بحث آموزش پرداختند، نداریم؛ هرچند در این زمینه از کاربران نظرات مختلف دریافت کردیم و استقبال خوبی شده است.

به عنوان مثال یکی از مدارسی که با ما در ارتباط بود، مدیرشان اعلام کرد که از صبح تا بعدازظهر حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ پخش زنده برای کلاس‌های مختلف‌شان دارند و معلم ریاضی اول و دوم و سوم را برای کلاس‌های مختلف تدریس می‌کند.»

او همچنین بیان کرد: «بسیاری از کاربران به صورت شخصی برای من نظرات خود را ارسال می‌کنند و آنها انواع مراسم از عقدکنون و جشن تولد تا مراسم سخنرانی و جشن مبعث را از طریق گپ برگزار کردند و این پایداری سرویس را نشان می‌دهد که سبب شده تا کاربران راضی باشند. تاکنون یک مورد گزارش مشکل در سرویس هم نداشتیم.»

مهدی انجیدنی در پاسخ به این سوال که آیا گپ آمادگی برای پخش زنده برای حوزه‌های فرهنگی هنری مانند موزه‌گردی را دارد، بیان کرد: «ما پیش از آنکه پخش زنده را به صورت عمومی ارائه کنیم، در ابتدا به صورت محدود برای مجموعه‌های آموزشی و دانشگاهی این قابلیت را عرضه کردیم و پس از گذشتن از مرحله آزمایشی در اختیار همه قرار دادیم.

حال در مورد یکسری از موضوعاتی که برای جامعه کاربرد دارد مانند آموزش‌های عمومی چون زبان یا موزه‌گردی یا پخش کنسرت با برخی از مراکز در حال مذاکره هستیم تا برای مردم که در خانه حضور دارند، محتواهایی به صورت ویدیو زنده پخش کنیم.»

او اعلام می‌کند که آنها در حال مذاکره با افرادی هستند تا مجموعه‌ای از رویدادها و برنامه‌هایی که قرار بود برگزار شود اما به خاطر کرونا لغو شده به صورت زنده از طریق این پیام‌رسان پخش شود.

منبع : سایت ماهنامه پیوست peivast.com

درباره انتخابات از زبان علامه مصباح یزدی [هشتمین گفت‌وگو با هفته نامه نه دی]

هفته نامه نه دی گفت و گوی اختصاصی با علامه مصباح یزدی درباره انتخابات و وحدت و مسئولیت پذیری را در شماره 388 هفته نامه منتشر کرده است که در ادامه می خوانیم. این هشتمین مصاحبه اختصاصی این نشریه با علامه مصباح است…

درباره انتخابات از زبان علامه مصباح یزدی
درباره انتخابات از زبان علامه مصباح یزدی

باید حب و بغض ها را کنار بگذاریم

در این مسائل (انتخابات و فعالیتهای سیاسی) اگر ما انتظار داریم که همه معصوم باشند و همه حسن نیت و اخلاص داشته باشند، انتظار بجایی نیست. نه بنده معصوم هستم و نه شما، نه من صددرصد کارم برای خداست، و احتمالا بقیه هم همدرد من هستند. خب با این وضعیت چه باید بکنیم؟

باید سعی کنیم در هر امری اظهار نظر می کنیم – چه به عنوان انتخاب نماینده، چه انتخاب رئیس جمهور، چه خودمان می خواهیم رأی بدهیم، چه به دیگران توصیه کنیم یا لیست بدهیم – به قدر آگاهی مان نظر بدهیم؛ به اندازه ای که می دانیم و می توانیم پیش خدا اثبات کنیم که من تشخیص ام این بوده، ورود کنیم.

اول باید در یک موضوع قدرت تشخیص کافی داشته باشیم؛ اگر نداریم باید برویم و تشخیص پیدا کنیم. اگر می خواهیم کسی را معرفی کنیم، به کسی رأی بدهیم، از کسی حرف شنوی داشته باشیم و بواسطه معرفی او انتخاب کنیم، باید برویم اطلاعات کافی به دست بیاوریم، و ببینیم آیا برای این کار صلاحیت دارد؛ و آیا این فرد برای این کار اصلح است؟

متاسفانه عملاً در بسیاری از موارد اینطور نیست. مسئله رفاقت بازی هاست، و هدف منفعت بردن از قِبَل به قدرت رساندن این و آنی است که به ما نزدیکند. دنبال این هستیم که چه کسی کار ما را راه می اندازد، و به ما نفع می رساند.

وقتی من اینطور باشم، و شما و دیگران اینطور باشید، وضع همین می شود که می بینیم. اگر می خواهیم اینطور نشود، باید اول خودمان را بسازیم. باید وقتی می خواهیم درباره چیزی اظهار نظر کنیم، پیش خدا حجت داشته باشیم و یقین داشته باشیم که این کار، همان چیزی است که او می خواهد.

باید حب و بغض ها را بگذاریم کنار. واقعا بررسی کنیم که اگر قرار باشد این پست به این فرد داده شود، کس دیگری بهتر از او هست یا نه؟ اگر هست، باید او را معرفی کنیم، باید به او رای بدهیم.

حالا رفیق حزبی مان باشد یا نباشد، همشهری من باشد یا نباشد. آیا روحیه مان اینطور است، یا می گوییم اول گروه خودمان، حزب خودمان، همشهری خودمان، و دسته خودمان؟!

تا این مسائل از نظر شناخت، از نظر نیت و انگیزه درست نشود، و خودسازی نکنیم، کارمان تا قیامت لنگ می زند.

بخش دوم

راهکار رسیدن به وحدت؛ انعطاف در محدوده خطوط قرمز

در فعالیت های اجتماعی طبعا کارها به صورت دسته جمعی به نتیجه می رسد در حالی که می دانیم اختلاف نظرها، اختلاف سلیقه ها و گرایش ها هست. در این مواقع شما باید یک چارچوبی را تعیین کنید.

خطوط قرمزی را باید تعیین کنید و باید با هم هماهنگ کنید که این چارچوب ها و خطوط قرمز نباید دست بخورد.

در این موارد، مرزبندی لازم است. در درون این چارچوب و مرزهای تعیین شده، باید قابل انعطاف باشید، و الا هیچ کار جمعی را نمی توانید پیش ببرید.

این چارچوب ها و مرزهایی که تعیین می شود، باید منطبق بر اصول باشد، بر مطالبات رهبر انقلاب به عنوان حجت شرعی امروز ما منطبق باشد؛ خطوط قرمز باید خداپسندانه باشد.

باید برای تعیین آن حجت داشته باشید، والا اگر این چارچوب های تعیین شده و مرزبندی صورت گرفته بر اساس باندبازی و جناح بازی بود، این ائتلاف سست خواهد شد و شکست خواهید خورد.

اگر این بود، آن وقت می گویید خدایا تو گفتی «و اعتصمو بحبل الله جمیعاً و لا تفرّقوا»، و برای اینکه اختلاف نشود ما این چارچوب را میزان قرار دادیم.

در درون این چارچوب اصولی، اختلافات قابل پذیرفتن است. در درون این چارچوب و پس از رعایت این خطوط قرمز، البته باید مدارا کرد، انصاف باید داشت، همفکری باید داشت، و گذشت باید کرد تا کار جمعی محقق شود.

تا جایی که می توانید خطوط قرمز خودتان را رعایت کنید، با دیگران همراهی کنید. اگر شما در زمان امیرالمؤمنین بودید، بعد از اینکه گروه شش نفری تعیین شدند، چه کار می کردید؟

آیا علی (ع) نمی دانست نتیجه این گروه شش نفره چه خواهد شد؟ حضرت برای اتمام حجت تا روز آخر هم رفت اما از چارچوب خارج نشد.

ما باید اول خودمان رعایت کنیم. در هر شرایطی باید موازین الهی را بر انگیزه های شخصی و حزبی و گروهی ترجیح بدهیم.

اگر واقعا انگیزه ام این بود، تلاش هم کردم، معلومات کافی این کار را کسب هم کردم، پیش خدا حجت دارم و در صورت اشتباه هم معذورم. اما اگر در تشخیص کوتاهی کردم یا در انگیزه مصالحه کردم، دنبال منافع خودم بودم، دنبال بده و بستان بودم، امروز من به شما رای می دهم تا رییس شوید به شرطی که فردا شما من را رییس کنید، اینجا من از شما حمایت می کنم تا شما در جای دیگر از من حمایت کنید که به قدرت برسم، و کاری به صلاحیت و توانایی و شرایط این افراد نداشته باشم، طبعاً نتیجه همین می شود که می بینیم.

بخش سوم

تعیین چارچوبها بر اساس مطالبات نایب امام زمان

مدل دوایر متحدالمرکز برای وحدت

اگر ما وظیفه مان این شد که ببینیم خدا در اینجا از من چه می خواهد و من به آن عمل کردم، آن وقت می توانیم از دیگری هم بخواهیم که این طور باش، اما وقتی خودم کج هستم، چه توقعی دارم دیگران راست باشند؟

پس سه نکته مهم است؛ فهم صحیح موضوع، کسب معلومات لازم برای آن کار، و انگیزه صحیح برای انجام دادنش. اگر اینها بود، هیچ وقت پشیمان نمی شویم، چون حجت داریم.

اگر در جلسه ای هم شرکت کردم و مورد سئوال قرار گرفتم، پاسخم این است که من رفتم برای اتمام حجت. همان کاری که علی (ع) کرد. وقتی عالم مال خداست، هر چه هم بخواهد خودش تدبیر می کند.

من باید ببینم او از من چه می خواهد. آیا از من خواسته که با هم اتحاد کنیم؟ اتحاد در همه چیز که اساسا امکان ندارد. شما حتی یک خانواده را پیدا نمی کنید که اعضای آن در همه چیز اتفاق نظر داشته باشند. آدم اینطور خلق شده است.

اگر بپرسید که پس «واعتصموا بحبل الله و لاتفرقوا» یعنی چه؟ یعنی همین که شما متفاوتید و لازم است «حبل الله» داشته باشید؛ یعنی همه باید چارچوب تعیین شده را بپذیرند. این خط قرمز و چارچوب نباید بشکند.

بله مراتب مختلف است، مثل دایره هایی که دور یک نقطه هستند. دوایری که به محور نزدیک تر است کوچک تر است و دوایر دورتر بزرگتر می شود، ولی همه باید دور محور واحد باشند. نه اینکه من دور این محور باشم و شما دور محور دیگری؛ اینجا وحدت درست نمیشود.

طبعا این چارچوب باید بر اساس مطالبات نایب امام زمان شکل بگیرد؛ بر اساس آنچه رهبر انقلاب تعیین کردند، چون این حجت ماست.

در این صورت خیالمان راحت است، شب هم راحت می خوابیم؛ اما اگر این نبود، دائما اضطراب دارید و حتی نمی توانید بخوابید چون به این فکر می کنید که فردا با فلان گروه چه طور برخورد کنم، چطور این را به قدرت برسانم، یا چه طور سهم بگیرم.

بخش چهارم و پایانی

در دیدار با ائتلاف و جبهه پایداری هم همین حرفها را گفته‌ام

مطمئن باشید که غیر از همین حرف هایی که اینجا زدم، (در دیدارهایی که دیگرانی مثل جبهه پایداری یا حزب موتلفه آمده اند) چیز دیگری نبوده.

بنده همیشه تاکیدم بر این امور بوده است. طبیعی است وقتی کسی درخواست می کند و می خواهد بیاید اینجا و پیگیری می کند، نمیتوانم بگویم نیایید! چون فردا می گوید من سئوالی داشتم و شما به من وقت ندادید. در آن صورت، حجتی پیش خدا ندارم.

اما وقتی اصرار کرد و گفت حتما حرفی دارم که می خواهم بیایم بگویم، تا جایی که وقت داشته باشم، می پذیرم؛ اما این بدان معنا نیست که ما با یکدیگر هم نظریم، یا هر چه من می گویم شما قبول دارید و برعکس. ما حرفمان را می زنیم، و حرف ما همینهاست. هر کس دیگری هم بیاید، همین را خدمت شان می گوییم.

منبع : هفته نامه نه دی – شماره 388 – [خرید آنلاین این شماره]

برگرفته از کانال هفته نامه | لینک کانال در ایتا | کانال در تلگرام

برگرفته از کانال مدیر مسئول نه دی | لینک کانال ایتا | کانال تلگرام


در ادامه تماشا کنید »

https://bonyana.com/7792/1395/02/18/%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%85%d8%b5%d8%a8%d8%a7%d8%ad/

مصاحبه با امیرحسین ثابتی درباره دانشجویان ایرانی [ +پیشنهادهای ایشان برای مطالعه ]

مصاحبه با امیرحسین ثابتی درباره دانشجویان ایرانی [ +پیشنهادهای ایشان برای مطالعه ] اهمیت جنبش دانشجویی یا بهتر است بگوییم در زمانه فعلی تشکل‌های دانشجویی در ساختار کلی نظام اسلامی و نقش راهبردی آن در پیشبرد اهداف انقلاب بر کسی پوشیده نیست. در سالیان متمادی جنبش همواره با نقاط قوت و ضعفی همراه بوده که … ادامه خواندن “مصاحبه با امیرحسین ثابتی درباره دانشجویان ایرانی [ +پیشنهادهای ایشان برای مطالعه ]”

امیرحسین ثابتی
امیرحسین ثابتی

مصاحبه با امیرحسین ثابتی درباره دانشجویان ایرانی [ +پیشنهادهای ایشان برای مطالعه ]

اهمیت جنبش دانشجویی یا بهتر است بگوییم در زمانه فعلی تشکل‌های دانشجویی در ساختار کلی نظام اسلامی و نقش راهبردی آن در پیشبرد اهداف انقلاب بر کسی پوشیده نیست. در سالیان متمادی جنبش همواره با نقاط قوت و ضعفی همراه بوده که تاثیرات آن بلافاصله در بدنه جامعه ایرانی خودش را نشان داده است.

آیا جنبش دانشجویی توانسته به اهداف اولیه خود دست یابد؟ امروزه ما در مرحله جنبش قرار داریم یا تشکل؟

آیا نیروهای تربیت شده در فعالیت‌های دانشجویی در بدنه مدیریتی نظام کارآمد بوده‌اند؟ و بسیاری از این دست سوالات ما را بر آن داشت تا به گفت‌وگویی صریح و بی‌پرده با فعالین گذشته و حال جنبش دانشجویی بنشینیم. مهمان ما امیرحسین ثابتی از ادوار بسیج دانشجویی به نقد جنبش دانشجویی پرداخته است.

در ادامه مطلب همراه بنیانا باشید

ادامه خواندن “مصاحبه با امیرحسین ثابتی درباره دانشجویان ایرانی [ +پیشنهادهای ایشان برای مطالعه ]”

دختران در اینستاگرام چگونه باشند ؟ [در گفت‌وگو با خانم سمیرا خطیب زاده بخوانید]

دکترای مدیریت رسانه در گفت‌وگو با «جوان» اینستاگرام دنبال مدیریت رفتار و نگرش زنان است زن عمود خیمه خانواده است و اگر این ستون اصلی خم شود و آسیب ببیند تمام ساختار خانواده به هم می‌ریزد. در خانواده ایرانی جایگاه زنان باز هم ویژه‌تر است. آن‌ها مادر باشند یا خواهر، همسر باشند یا دختر اثرگذاری … ادامه خواندن “دختران در اینستاگرام چگونه باشند ؟ [در گفت‌وگو با خانم سمیرا خطیب زاده بخوانید]”

دختران در اینستاگرام چگونه باشند ؟ [در گفت‌وگو با خانم سمیرا خطیب زاده بخوانید]
دختران در اینستاگرام چگونه باشند ؟ [در گفت‌وگو با خانم سمیرا خطیب زاده بخوانید]

دکترای مدیریت رسانه در گفت‌وگو با «جوان»

اینستاگرام دنبال مدیریت رفتار و نگرش زنان است

زن عمود خیمه خانواده است و اگر این ستون اصلی خم شود و آسیب ببیند تمام ساختار خانواده به هم می‌ریزد. در خانواده ایرانی جایگاه زنان باز هم ویژه‌تر است.

آن‌ها مادر باشند یا خواهر، همسر باشند یا دختر اثرگذاری ویژه‌ای روی سایر اعضای خانواده دارند و می‌توانند تمام خانواده را مدیریت کنند. از سوی دیگر تربیت نسل‌های آینده در دست زنان است و این به معنای آن است که با تغییر نگاه و ارزش‌های زنان و دختران یک جامعه می‌توان تا چند نسل آینده آن جامعه را تغییر داد و برایش برنامه‌ریزی کرد.

شاید به همین خاطر است که رسانه‌ها و به‌ویژه رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی برنامه ویژه‌ای برای زنان دارند و تحقیقات گسترده روانشناختی و جامعه‌شناختی‌ای که در طراحی این شبکه‌ها وجود دارد، به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده تا گام به گام و به شکلی آرام و خزنده تغییر در نگاه‌ها و ارزش‌های بانوان جامعه ایرانی اتفاق بیفتد.

اینگونه می‌شود که زنان عفیف و محجبه ایرانی به یکباره آنچنان تغییر می‌کنند که حاضرند عکس پروفایل‌هایشان را به آلبوم شخصی‌شان تبدیل کنند.

چرایی و چگونگی این تغییرات و تئوری‌های رسانه‌ای به کار رفته برای اثرگذاری بر مخاطب موضوعاتی است که برای بررسی آن‌ها پای گفت‌وگو با دکتر سمیرا خطیب‌زاده، دکترای مدیریت رسانه و از فعالان بسیج جامعه زنان نشسته‌ایم. آنچه در ادامه می‌آید حاصل گفت‌وگوی ماست.

ادامه خواندن “دختران در اینستاگرام چگونه باشند ؟ [در گفت‌وگو با خانم سمیرا خطیب زاده بخوانید]”

نقد برجام در نمایشگاه گرافیک « حق مسلم ماست » [گفت‌وگو با محمدحسین نیرومند]

گفت‌وگو با محمدحسین نیرومند در نمایشگاه «حق مسلم ماست» نقد گرافیکی برجام در نمایشگاه «حق مسلم ماست» نگارخانه «ابوالفضل عالی» حوزه هنری این روزها میزبان برگزاری نمایشگاه کارتون و گرافیک با محوریت نقد مذاکرات هسته‌ای است. نمایشگاه «حق مسلم ماست» مجموعه‌ای از آثار محمدحسین نیرومند است که در آن به مسائل روز سیاسی و اجتماعی … ادامه خواندن “نقد برجام در نمایشگاه گرافیک « حق مسلم ماست » [گفت‌وگو با محمدحسین نیرومند]”

گفت‌وگو با محمدحسین نیرومند در نمایشگاه «حق مسلم ماست»

نقد گرافیکی برجام در نمایشگاه «حق مسلم ماست»

نگارخانه «ابوالفضل عالی» حوزه هنری این روزها میزبان برگزاری نمایشگاه کارتون و گرافیک با محوریت نقد مذاکرات هسته‌ای است. نمایشگاه «حق مسلم ماست» مجموعه‌ای از آثار محمدحسین نیرومند است که در آن به مسائل روز سیاسی و اجتماعی از دیدگاه یک هنرمند گرافیست و کاریکاتوریست نگاه شده است. نیرومند در گفت و گو با «جوان» درباره نمایشگاه «حق مسلم ماست» و آثاری که در آن به نمایش درآمده است، توضیح می‌دهد.

ادامه خواندن “نقد برجام در نمایشگاه گرافیک « حق مسلم ماست » [گفت‌وگو با محمدحسین نیرومند]”

درباره تلاش آمریکا برای نشان دادن تصویر غلط از ایران چه می‌دانید؟ [مصاحبه بسیار مهم با دکتر شهاب اسفندیاری]

گفتگو با دکتر شهاب اسفندیاری | حباب اطلاعات؛ دستاورد غرب از ایجاد «تصویرسازی غلط» نویسندگان، شارحان و راویان به‌خوبی می‌دانند که کلمات، وقتی کنار همدیگر قرار می‌گیرند، «روایت» ساخته می‌شود. این فقط مختص ادبا و فضلا نیست؛ بلکه هرکس برای خود روایتی از تاریخ و وقایع دارد. اصل روایت مبتنی بر تکثر روایات است؛ چون … ادامه خواندن “درباره تلاش آمریکا برای نشان دادن تصویر غلط از ایران چه می‌دانید؟ [مصاحبه بسیار مهم با دکتر شهاب اسفندیاری]”

گفتگو با دکتر شهاب اسفندیاری | حباب اطلاعات؛ دستاورد غرب از ایجاد «تصویرسازی غلط»

نویسندگان، شارحان و راویان به‌خوبی می‌دانند که کلمات، وقتی کنار همدیگر قرار می‌گیرند، «روایت» ساخته می‌شود. این فقط مختص ادبا و فضلا نیست؛ بلکه هرکس برای خود روایتی از تاریخ و وقایع دارد.

اصل روایت مبتنی بر تکثر روایات است؛ چون تصویر افراد از وقایع روشن‌تر می‌شود و قدرت مقابله با روایت غلط را هم برای فرد بالاتر می‌برد. حال جامعه‌ای را تصور کنید که راویان خود را کنار بگذارد و روایت -این هنر قصه‌سازی برای تاریخ- دیگر مقبولیتی در نزد مخاطبین خود نداشته باشد و به‌جای خود، دیگری برای ما روایت کند.

تکثر روایت‌های غلط و برداشت‌های واحد از وقایع که در قطب روایت خودی قرار دارد باعث می‌شود افراد برای آنکه از حریم «روایت» متکثر غلط، دفاع کنند، به دنیای رد تمام روایت‌های موجود روی بیاورند به‌جز روایت خود و دیگرانی که این روایت را پمپاژ می‌کنند.

مغلوب بودن در مقابل تصویرسازی غلط، ما را در حبابی قرار می‌دهد که اطلاعات و روایات غلط از وقایع، آن را احاطه کرده است و راه برون‌رفت از حباب را هم برای دست یافتن به روایت حقیقی سخت‌تر می‌کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اخیر نخبگان علمی، تصویرسازی غلط از کشور را مهم‌ترین کار دشمن برشمردند و مخاطب اصلی این تصویرسازی غلط را هم متوجه داخل کشور دانستند.

ایشان در توضیح ‘حباب اطلاعاتی’ کشور گفتند: «[رسانه‌های دشمن] طوری حرف میزنند برای اینکه بنده و جنابعالی که خودمان در این فضا داریم تنفّس میکنیم، چیز دیگری فرض کنیم غیر از آن واقعیّتی که وجود دارد.»

از این رو، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در گفتگو با آقای دکتر شهاب اسفندیاری، استادیار دانشگاه هنر و دانش‌آموختهٔ دکتری «نظریهٔ انتقادی و مطالعات فیلم» از دانشگاه ناتینگهام انگلستان، به بررسی «مسئلهٔ تصویرسازی غلط غرب از ایران»، «مرز هوشیاری مردم در مقابل تصویرسازی غلط» و «سازوکار مقابله با حباب اطلاعات در کشور» پرداخته است. در ادامه مطلب این گفتگو را میخوانیم . همراه بنیانا باشید

ادامه خواندن “درباره تلاش آمریکا برای نشان دادن تصویر غلط از ایران چه می‌دانید؟ [مصاحبه بسیار مهم با دکتر شهاب اسفندیاری]”

گفت‌وگو با سید علی صدری نیا درباره جشن تولد پنج سالگی دکتر سلام

شعار « دکتر سلام » این است، می‌توان در کنار هم به گفتگو و دیالوگ پرداخت امروز در حوزه رسانه به دنبال پر کردن خلا‌های موجود باشیم هفته گذشته سالن ورزشی امام علی(ع) در شمالی‌ترین نقطه تهران میزبان جشن پنج‌سالگی طنز «دکتر سلام» بود. از فروردین سال ۹۲ یعنی کمتر از دوماه مانده به انتخابات … ادامه خواندن “گفت‌وگو با سید علی صدری نیا درباره جشن تولد پنج سالگی دکتر سلام”

شعار « دکتر سلام » این است، می‌توان در کنار هم به گفتگو و دیالوگ پرداخت

امروز در حوزه رسانه به دنبال پر کردن خلا‌های موجود باشیم

هفته گذشته سالن ورزشی امام علی(ع) در شمالی‌ترین نقطه تهران میزبان جشن پنج‌سالگی طنز «دکتر سلام» بود. از فروردین سال ۹۲ یعنی کمتر از دوماه مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری، با تلاش جمعی از جوانان دانشجو سر و کله یک مجموعه طنز تصویری پیدا شد که شاید آن زمان خیلی‌ها کارکرد آن را صرفاً انتخاباتی می‌دانستند

اما کم‌کم جای خود را در میان مخاطبان باز کرد تا جایی که علی صدرنیا یعنی همان صاحب جمله معروف «دکتر سلامی‌ها سلام» در ابتدای برنامه جشن گفت : امسال حدود ۲۵ هزار نفر برای حضور در جشن ثبت‌نام کرده‌اند و از این تعداد و با قید قرعه فقط حدود ده هزار نفر توانستند به سالن امام علی(ع) در مجتمع سوهانک دانشگاه آزاد اسلامی حضور پیدا کنند.

به همین مناسبت و در آستانه انتشار فیلم جشن ۵ سالگی ، سایت سایت سینمامارکت به سراغ کارگردان مجموعه دکتر سلام آقای سید علی صدری نیا رفته و با او به گفتگو نشسته است که در ادامه می توانید آن را مطالعه کنید:

ادامه خواندن “گفت‌وگو با سید علی صدری نیا درباره جشن تولد پنج سالگی دکتر سلام”

توضیحات استاد بی آزار تهرانی درباره جزئیات محرومیت زدایی از منطقه «هیرمند» سیستان و بلوچستان

دبیر جامعه وعاظ انقلابی با اشاره به اجرای طرح «انقلاب در انقلاب» در مناطق محروم، اقدامات محرومیت زدایی انجام شده در روستاهای منطقه هیرمند سیستان و بلوچستان را تشریح کرد.   حجت‌الاسلام والمسلمین احسان بی‌آزار تهرانی، دبیر جامعه وعاظ انقلابی، با اشاره به اقدامات امدادی این جامعه به مناطق محروم سیستان و بلوچستان، اظهار داشت: … ادامه خواندن “توضیحات استاد بی آزار تهرانی درباره جزئیات محرومیت زدایی از منطقه «هیرمند» سیستان و بلوچستان”

دبیر جامعه وعاظ انقلابی با اشاره به اجرای طرح «انقلاب در انقلاب» در مناطق محروم، اقدامات محرومیت زدایی انجام شده در روستاهای منطقه هیرمند سیستان و بلوچستان را تشریح کرد.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین احسان بی‌آزار تهرانی، دبیر جامعه وعاظ انقلابی، با اشاره به اقدامات امدادی این جامعه به مناطق محروم سیستان و بلوچستان، اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب از سیستان و بلوچستان به تنگه احد انقلاب تعبیرکردند و متأسفانه یکی از جاهایی که وقتی به آن نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که مورد تغافل قرار گرفته است، همین منطقه هیرمند و روستاهای آن است و علت آن را نمی‌دانم.

ادامه خواندن “توضیحات استاد بی آزار تهرانی درباره جزئیات محرومیت زدایی از منطقه «هیرمند» سیستان و بلوچستان”

بررسی کارهای مسیح علی نژاد در گفت و گو با مدیر پرس تی وی لندن

در گفتگوی با مدیر پرس تی وی لندن مطرح شد: بستر چهارشنبه‌های سفید، خلاء فرهنگی داخل کشور است/علی‌نژاد فقط می‌خواهد دیده شود مسیح علی نژاد یک پدیده عجیب و غریب نیست، اگر این حاشیه‌ها را از او جدا کنیم، آن هسته مرکزی‌اش شبیه خیلی آدم‌های دنیا است؛ او یک فردی است که خیلی دوست دارد … ادامه خواندن “بررسی کارهای مسیح علی نژاد در گفت و گو با مدیر پرس تی وی لندن”

در گفتگوی با مدیر پرس تی وی لندن مطرح شد:

بستر چهارشنبه‌های سفید، خلاء فرهنگی داخل کشور است/علی‌نژاد فقط می‌خواهد دیده شود

مسیح علی نژاد یک پدیده عجیب و غریب نیست، اگر این حاشیه‌ها را از او جدا کنیم، آن هسته مرکزی‌اش شبیه خیلی آدم‌های دنیا است؛ او یک فردی است که خیلی دوست دارد دیده شود.

«آزادی‌های یواشکی»، «چهارشنبه‌های سفید» و «دختران خیابان انقلاب»، چند سال است که به چالش حجاب در شبکه‌های مجازی تبدیل شده، عده‌ای در داخل معتقدند این اقدامات فقط نوعی اعتراض به حجاب است، ولی عده‌ای دیگر این کمپین‌ها را بخشی از پازل تهاجم فرهنگی می‌دانند؛ تهاجمی که این‌بار به وسیله روزنامه‌نگار ضد ایرانی و پرحاشیه ایرانی، یعنی مسیح علی نژاد هدایت می‌شود.

ادامه خواندن “بررسی کارهای مسیح علی نژاد در گفت و گو با مدیر پرس تی وی لندن”

ابعاد مختلف اندیشه شهید مرتضی آوینی در گفت‌وگو با استاد وحید یامین پور

  در بیست و پنجمین سالگرد شهادت سید مرتضی آوینی به سراغ وحید یامین پور رئیس پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری رفتیم  و وجوه مختلف اندیشه شهید مرتضی آوینی را در گفت وگو با او به بحث گذاشتیم. یامین‌پور در چند دوره اندیشه های  شهید آوینی را در کلاس های آزاد موسسات مختلف … ادامه خواندن “ابعاد مختلف اندیشه شهید مرتضی آوینی در گفت‌وگو با استاد وحید یامین پور”

ابعاد مختلف اندیشه شهید مرتضی آوینی
ابعاد مختلف اندیشه شهید مرتضی آوینی

 

در بیست و پنجمین سالگرد شهادت سید مرتضی آوینی به سراغ وحید یامین پور رئیس پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری رفتیم  و وجوه مختلف اندیشه شهید مرتضی آوینی را در گفت وگو با او به بحث گذاشتیم.

یامین‌پور در چند دوره اندیشه های  شهید آوینی را در کلاس های آزاد موسسات مختلف تدریس کرده است. یامین‌پور معتقد است اجزای فکر آوینی با هم ارتباط ارگانیک و منظم دارند و منظومه‌اند. در ادامه متن این گفت وگو را می خوانیم 

 

سوال : آقای دکتر سیر و سلوک و شخصیت آوینی در این برهه، چه مددی به ما می‌رساند؟        

 

ممکن است برای خیلی‌ها که با آوینی آشنا نیستند، این سوال پیش بیاید که چه تفاوتی بین آوینی و سایر شهدا و شخصیت‌های انقلاب اسلامی هست؟ چه چیزی شهید آوینی را متمایز می‌کند؟ اولا شهدا همه معلمان انقلاب اسلامی هستند و شهادت، سلوک جهادی و انقلابی تراز انقلاب اسلامی است که توسط شهدا به ما آموزش داده شده است.

لیکن بعضی از شهدا به‌طور ویژه معلم انقلاب اسلامی می‌شوند؛ یعنی ما چارچوب نظری انقلاب اسلامی را یا پنجره‌ای که از آن زاویه به دنیای پیرامون، به حقیقت، به انسان ایده‌آل، به افقی که پیش‌رو داریم را از این معلم‌ها می‌آموزیم.

در واقع اینها معلم اندیشه ما و معلم سلوک فکری و سلوک فرهنگی ما هستند. من در آثار یکی از اساتید بزرگ ادبیات دیدم که راجع به سعدی جمله جالبی نوشته بود: ما امروز به زبان فارسی سخن نمی‌گوییم بلکه به زبان سعدی سخن می‌گوییم، یعنی اهمیت و اثرگذاری سعدی در زبان فارسی آنقدر زیاد است که همه پس از سعدی دارند به زبان سعدی سخن می‌گویند.

من از این تعبیر و استعاره شیوا برای سخن گفتن درباره سید شهیدان اهل قلم، سیدمرتضی آوینی استفاده می‌کنم.

جریان انقلابی و جریان فرهنگی انقلاب اسلامی، «روشنفکری دینی و انقلابی» پس از شهید آوینی تا حد زیادی به زبان آوینی سخن می‌گوید، یعنی آنقدر آوینی موثر است و نگاهش حدت و دقت دارد و آنقدر اثرگذار است که خیلی‌ها نمی‌دانند

ولی وقتی نقد فیلم می‌کند یا نسبت به یک پدیده‌ای اظهارنظر می‌کنند یا چیزی را می‌خواهند و در تعریف و تمجید آن صحبت می‌کنند، ناخودآگاه تحت‌تاثیر شیوه اندیشه و تیزبینی‌های فرهنگی و نظری شهید آوینی قرار دارند.

خصوصیت شهید آوینی این است که دنیای پیرامونش را با دقت مورد توجه قرار داده، اصطلاحا می‌گوییم که او «زمان‌آگاه» است.

او تحت ظلمت‌زدگی دوران معاصر قرار نگرفته و مشهورات زمانه او را فریب نداده، بنابراین با جرأت و شهامت درباره همه‌چیز تحقیق  و اظهارنظر می‌کند.

به‌طور خاص مثلا در اواخر دهه60 -که مدل‌های توسعه غربی برای بسیاری از روشنفکران ما یا حتی سیاستمداران ما به صورت یک اصل بدون چون و چرا درآمده بود و با یک شتاب غیرعقلانی به سمت مدل‌های توسعه غربی حرکت می‌کردیم- آوینی با شهامت فوق‌العاده‌ای درباره «چیستی این مدل از زیست» و «چیستی توسعه و پیشرفت» و نیز «افقی که اگر این نوع از اندیشه را انتخاب کنیم، فراروی ماست»، سخن می‌گوید.

کتاب «توسعه و مبانی تمدن غرب» بسیار شجاعانه است. الان نباید این کتاب را ارزیابی کرد؛ اکنون هم این کتاب، کتاب فوق‌العاده‌ای است ولی زمانی که در نشریاتی ازجمله سوره نوشته و منتشر شده، در دوران خودش این‌گونه مقالات و تحلیل‌ها بسیار شجاعانه و موشکافانه است.

وجه دیگری از شهید آوینی که بسیار برای ما اهمیت دارد و در انقلاب برجسته است، نقش‌آفرینی او در عرصه هنر و رسانه است، چه در «عرصه نظری هنر و رسانه» و چه در «عرصه عملی هنر و رسانه».

می‌شود گفت یکی از موثرترین نظریه‌پردازان و منتقدان حوزه هنر و رسانه در دوران پس از انقلاب [آوینی است] و درواقع گفتارهای او در بنا کردن یک هنر متناسب با انقلاب اسلامی و رفتن به سمت یک هنر-رسانه متناسب و تراز انقلاب اسلامی، در نوع خودش بی‌نظیر است.

کارهایی که خود او خلق کرده در نوع خودش مثال‌زدنی است؛ چه از مستندهایی که اوایل انقلاب تولید کرده مثل «خان‌گزیده‌ها» و چه اثر مشهور «روایت فتح»، به‌طور خاص نریشن‌های روایت فتح که در کتاب «گنجینه آسمانی» منتشر شده، هیچ‌کدام تکرار نشده است.

گرچه خیلی‌ها تلاش کردند از آن مدل الهام بگیرند و کارهایی کنند و آن کارها هم کارهای موفقی بوده ولی کاری که آوینی کرد، کاری است تاسیسی؛ تاسیس یک ادبیات جدید در فهم و نقد هنر. آوینی یک مکتب در فهم و نقد اثر هنری با آثار خودش برای ما خلق کرده است.

 

سوال : آقای دکتر، در نگاه به شهید آوینی، با چند آوینی مواجهیم. یک آوینی ژورنالیست و مقاله‌نویس، یک آوینی هنرمند که در حوزه رسانه و هنر برای گفتن حرف دارد. یک شهید آوینی هم به‌عنوان یک متفکر شناخته می‌شود. حتی آقا هم ایشان را «سید شهیدان اهل قلم» می‌دانند (و مثلا نه سیدشهیدان اهل دوربین) و گویی توجه‌شان بیشتر به تفکر آوینی است. جوهره اصلی آوینی چیست که این وجوه مختلف ایشان از آن نشأت گرفته است؟

 

نکته این است که آوینی متفاوت از هم‌دوره‌ای‌های خودش به پیرامون خودش نگاه می‌کند و همچنین خودش را هم در یک قلمروی خاص هم محدود نمی‌کند.

او به حوزه‌ها و قلمروهای مختلف سرک می‌کشد و راجع به آنچه احساس می‌کند با انقلاب اسلامی نسبت پیدا کرده، نظر می‌دهد، چه در تایید آن و چه در ردش. صرفا حکم هم صادر نمی‌کند.

بعضی افراد وقتی می‌خواهند درباره یک مقوله نظر بدهند، صرفا راجع به آن حکم می‌دهند و این ژورنالیسم است، بیشتر یک حرکت ژورنالیستی و سطحی است و عمق پیدا نمی‌کند.

ولی وقتی می‌گوییم آثار آوینی حکمی و مبتنی‌بر حکمت است یا ناشی از یک بصیرت عمیق است، [مقصود] این است که خواننده را متفکرانه نسبت به مسائل آگاه می‌کند و او را به تفکر وامی‌دارد و صرفا حکم و فتوا درباره مقولات صادر نمی‌کند.

این یک شجاعتی لازم دارد و هرکسی این امکان و شجاعت را ندارد که جلوی مشهورات زمانه و باندهای ژورنالیستی و آکادمیک قرار بگیرد و آنچه را فکر می‌کند که درست است بنویسد و منتشر کند.

این که آوینی را بعد از 24 سال ماندگار کرده و اینقدر باشکوه درباره او سخن می‌گوییم، این است که گرچه فرزند زمانه خودش بود ولی چون حرف‌هایش برآمده از یک آگاهی عمیق و حکمت دینی بود،

می‌شود گفت که برای افق‌های جلوتر از خودش سخن گفته و ما هنوز بر مبنای این افق [با او] همراهی می‌کنیم و احساس همدلی با اشارات او در حوزه‌های مختلف داریم؛ از سیاست تا هنر.

یک خصوصیت ارزشمند دیگر آوینی که ما به آن نیاز داریم و مورد اشاره رهبر معظم انقلاب هم بوده، این است که آوینی یک «نیروی واکنش سریع فکری» است.

یعنی آوینی بلافاصله نسبت به آثار هنری یا مقالات یا کتاب‌های منتشره، از زاویه انقلاب اسلامی، واکنش فکری و رسانه‌ای نشان می‌دهد و از کنار هیچ مقوله‌ای با آرامش‌خاطر و با تغافل عبور نمی‌کند.

برای ما ارزشمند است که بدانیم در دهه 60 و اوایل دهه 70، چه موضوعات مهمی در نسبت با انقلاب اسلامی مطرح بوده است. ما باید این چارچوب‌ها را برای دوران پس از شهادت آوینی الگوسازی کنیم، یعنی از آن ادبیات و چارچوب‌ها و «مکانیسم واکنش فکری» الگو بگیریم برای واکنش نسبت به پدیده‌ها و رخدادهای پس از شهادت آوینی.

بعضی جوان‌ترها از من می‌پرسند که ما چطور زبان بگیریم یعنی چطور به زبان بیاییم و بیان‌مان را برای دفاع از انقلاب تقویت کنیم. یکی از مهم‌ترین راه‌ها موانست با قلم شهید آوینی است.

در قلم شهید آوینی قدرتی هست و خصوصیاتی دارد که کسی که با این قلم مانوس می‌شود و آثار او را چندباره و با دقت مطالعه می‌کند، آرام آرام روح حلول کرده در آن قلم بر خواننده و مخاطب اثر می‌گذارد و او هم به زبان می‌آید و [به این ترتیب] زبان خواننده را تقویت می‌کند.

زبان اعم از فضای فکری و ساختارهای اندیشه‌ای مخاطب هست و این چیزی است که تا کسی مانوس نشود، ممکن است درست ادراک نکند که دارم به چه نقطه‌ای اشاره می‌کنم اما سریع‌ترین و مطمئن‌ترین راه – برای اینکه ما هم تا اندازه‌ای بتوانیم راه آوینی را بپیماییم- این است که با سید شهیدان اهل قلم مانوس شویم.

 

سوال : در دوره معاصر در چندین شاخه مختلف درگیری داریم. اقتصاد، پیش از آن امر اجتماعی، پیش‌تر از آن امر فرهنگی – که بیشتر در حوزه فیلم و سینما نمود پیدا کرد- و با سیاست هم که همیشه درگیریم. گویی شهید آوینی امر فرهنگی را عمده می‌گیرد و سایر حوزه‌ها را در آن جا می‌دهد. طبق مباحث شهید آوینی اگر بخواهیم سوءگیری نظری و عملی داشته باشیم، آیا باید مباحث فرهنگی را عمده بگیریم؟

 

نسبت تمدن با فرهنگ و تفکر، نسبت جسم است با روح و ظاهر است با باطن. بنابراین ما بدون فرهنگ و تفکر هیچ‌چیز نداریم.

اینکه در برخی شاخه‌های تمدنی مثل اقتصاد و سیاست و شهرسازی و محصولات هنری دچار لکنت می‌شویم به‌خاطر آن است که در ساحت فرهنگ و تفکر اختلال وجود دارد و آن ساحت دچار نوعی بیگانگی و کسالت شده است.

از نظر آوینی تمدن و شئون تمدنی به تمامه درختی است که در مزرعه فرهنگ بذرش کاشته می‌شود و در اثر استعدادی که آن زمین دارد، این درخت بارور می‌شود و میوه می‌دهد.

هر بذری در هر زمینی به بار نمی‌نشیند و این را آوینی خیلی خوب توضیح می‌دهد. فرهنگ و تفکر یک چشمه است که شئون تمدنی را اشراب و سیراب می‌کند و به آن جان می‌دهد.

ما بدون فرهنگ هیچ چیز نیستیم و بدون تقویت و قوام فرهنگ، هیچ‌کدام از شئون‌مان را نمی‌توانیم سامان بدهیم.

نه اقتصادمان سامان پیدا می‌کند، نه محصولات هنری سامان‌یافته داریم و نه سیاست‌مان در داخل و خارج سامان دارد. هیچ‌کدام نیست.

امر سیاسی محصول درک فرهنگی است، رفتار سیاسی محصول درک فرهنگی است. همه اینها دستورشان را از مغز می‌گیرند و مغز، فرهنگ است.

این را باید درک کرد. می‌خواهم تکرار بکنم که انقلاب اسلامی – به‌خصوص- یک پدیده فرهنگی است، انقلاب اسلامی یک درک است، یک هویت و نسبت تاریخی است با دنیایی که ما را احاطه کرده است.

کسی که این نسبت تاریخی و این درک و هویت را دریافت نمی‌کند نمی‌تواند مدیر متناسب با انقلاب اسلامی باشد. مدیری خواهد شد که انقلاب اسلامی را مسخ خواهد کرد، تبدیلش خواهد کرد به آن چیزی که امروز در بعضی حوزه‌ها شاهدیم؛

[یعنی] حاکمیت عقلانیت تکنوکرات و بوروکراتیک و نه [حاکمیت] یک هویت معنوی و دینی، که درصدر انقلاب همه به صرافت طبع خواستار آن بودند.

بنابراین معتقدم یک نیروی انقلابی باید بیش از همه و پیش از هرچیز به یک درک هویتی از دین و انقلاب اسلامی و ایمان روشن‌بینانه برسد و بعد، از آن زاویه به دنیا نگاه بکند، [همان] کاری که شهید آوینی کرد.

شهید آوینی همه پدیده‌هایی که با آنها مواجه می‌شد را از «آن نقطه» تماشا و وصف می‌کرد. شما می‌بینید دنیایی که او می‌خواهد و به تصویر می‌کشد، دنیایی است که با انقلاب اسلامی تناسب دارد. او می‌گوید من این نگاه را در اثر تحول باطنی که امام در من به وجود آورد به دست آوردم.

امام را منشأ تحول باطنی می‌داند چون آوینی یک روشنفکر توبه کرده و تواب است. او می‌گوید پس از انقلاب من با پدیده‌ای آشنا شدم که پیش‌تر با آن بیگانه بودم و این باعث شد که تمام گذشته خودم را دور بریزم و آن پدیده که من را متحول کرد، امام بود.

منشأ تحول باطنی من امام بود و وقتی تحول پیدا می‌کند، با سنت دینی و معنوی عرفانی و هویت تاریخی اسلامی که مدنظر امام هست، آشنا می‌شود.

حال دیگر دنیایی را که به تصویر می‌کشد از این زاویه به تصویر می‌کشد و چیزی را هم که نقد می‌کند از این زاویه نقد می‌کند؛ فیلمی که می‌سازد را هم از این زاویه می‌سازد. روایت فتح را هم که می‌بینیم یک شاعرانگی متناسب با تمدن اسلامی در آن هست، انگار جنگ و خط مقدم نیست و این عجیب است.

انگار یک جامعه آرمانی را تصویر می‌کند که در روابط میان‌فردی‌اش، در اقتصادش اسلامی است، در تعلیم و تربیت و فرهنگ عمومی‌اش اسلامی است. روایت فتح به نظر من روایت جنگ نیست بلکه روایت افق‌های تمدنی است.

 

سوال : یک ویژگی دیگر آوینی هم این است که شخصیت صلب و ثابتی نداشته و در زندگی‌اش حرکت و تغییر داشته و اخیرا هم بیشتر به این حرکت پرداخته شده تا جایی که به تذبذب تعبیر می‌شود. این چه نوع تغییری است؟

 

تغییر عادی و عدم‌تغییر غیرعادی است. اینکه یک انسانی تحول و تکامل و رشد دارد، عادی است و اینکه کسی ثابت بماند و رشد و تغییر در او نباشد، غیرعادی است.

گاهی غرض از این حرف آن است که در اندیشه‌اش دچار اختلال هست و مثل پرنده‌ای هر لحظه روی درختی می‌نشیند و گاهی به این درخت و گاهی به آن درخت نوک می‌زند.

نگاه اول در مورد شهید آوینی صادق است اما نگاه دوم قطعا نیست چون آوینی واجد یک «نگاه منظومه‌ای» است چون اجزای فکر آوینی با هم ارتباط ارگانیک و منظم دارند و منظومه‌اند.

برخلاف برخی که مدعی تفکرند اما منظومه ندارند و چارچوب نظری و مبانی‌شان دچار اختلال هست. نکته‌ای که راجع به آوینی باید تکرار کرد و مبنای قرآنی دارد، این است که آوینی غرب را به‌عنوان «طاغوت دوران ما» به خوبی شناخت و بعد به آن کافر شد و به انقلاب ایمان آورد.

یعنی اول کفر به طاغوت و غرب سکولار و کفر به نیهیلیسم پیدا کرد. کفر به انسان غریزه‌محور جاه‌طلب پیدا کرد و سپس به حضرت امام به‌عنوان نماد جبهه حق و انسان کامل دوران خودش ایمان آورد.

بنابراین او دیگر غرب‌زده و ظلمت‌زده نیست و عقلانیت غربی نمی‌تواند او را وسوسه کند. این ویژگی را خیلی‌ها ندارند. ایمان به انقلاب کافی نیست و حتما باید با کفر به طاغوت همراه باشد تا بشود متمسک به عروه‌الوثقی شد.

خیلی‌ها بودند که ایمان به انقلاب داشتند اما کفر به طاغوت نداشتند، خیلی‌ها هم بعدا وسوسه شدند و می‌خواستند بین حق و طاغوت، جمع بکنند. همه دیده‌ایم حتی در لباس روحانیت بودند و هستند، حتی مدعی انقلابی‌گری بودند و هستند، حتی بعضی‌هایشان از همراهان امام بودند.

احساس می‌کنند که می‌توانند جمع بکنند. حتی بین حق و باطل می‌خواهند جمع بکنند. کسانی بودند که بین عقلانیت تکنوکرات و سکولار و دین می‌خواهند جمع بکنند و حتی می‌خواهند میانه حق و باطل را بگیرند –حالا به هر دلیلی- و مبنایش این است که کفر به طاغوت نداشتند.

ویژگی شهید آوینی کفر به طاغوت است. سر آوینی نمی‌شود کلاه گذاشت. او نیهیلیسم و هنر نیهیلیستی و اقتصاد سرمایه‌داری کنازانه و بانک و انسان‌شناسی مدرن را می‌فهمد. اینها را درک کرده است.

می‌گوید از یک راه طی شده با ما سخن می‌گوید. برای من و خیلی‌های دیگر جذاب است که آوینی خیلی از پرسش‌های من و امثال من را داشته و راه را رفته و برای این پرسش‌ها پاسخ پیدا کرده است.

خیلی از متفکران این راه را نرفتند یا پاسخی و گزارش از پاسخ‌ها ندادند ولی آوینی هم این راه را رفته و هم این گزارش را برای ما تدارک دیده و آوینی از این جهت هم منحصربه‌فرد است و کسی را که با او سیر می‌کند و همراه می‌شود، رشد می‌دهد.

به همت محسن راحمی در فرهیختگان (2465) 

 

انقلابی بودن از نگاه دکتر وحید یامین پور چگونه است ؟

انقلاب و انقلابیگری در سپهر سیاست‌ورزی از آن دست واژه‌هایی است که هر کسی از ظن خود، به یاری‌اش شتافته و بر مبنای افق نگاهش به تعریف و بیان بایسته‌های این واژگان پرداخته است. تعاریفی که بی‌تردید ساختار ذهنی و باور و به‌تبع آن خط‌مشی بر مبنای آن باورها را رقم می‌زند.  این روزها که … ادامه خواندن “انقلابی بودن از نگاه دکتر وحید یامین پور چگونه است ؟”

انقلاب و انقلابیگری در سپهر سیاست‌ورزی از آن دست واژه‌هایی است که هر کسی از ظن خود، به یاری‌اش شتافته و بر مبنای افق نگاهش به تعریف و بیان بایسته‌های این واژگان پرداخته است.

تعاریفی که بی‌تردید ساختار ذهنی و باور و به‌تبع آن خط‌مشی بر مبنای آن باورها را رقم می‌زند.  این روزها که درخت انقلاب اسلامی در آستانه 40 سالگی قرار دارد و با توجه به تاکیدات فراوان نسبت به پویایی و زنده بودن انقلاب، بررسی تعاریف انقلاب و انقلابیگری از منظرهای گوناگون خالی از لطف نیست. 

از نظر بنیانگذار کبیر انقلاب ساده‌زیستی و نفی اشرافیت، حفظ حدود و ثغور، داشتن روحیه استقلال طلبی، عدم وابستگی به قدرت‌های خارجی و البته مردمی بودن و جدا نکردن خود از مردم از ویژگی‌ها و مولفه‌های یک شخص انقلابی به حساب می‌آید.

مقام معظم رهبری نیز به عناوین مختلف، انقلاب را یک حقیقت زنده (با تمام خصایص یک موجود زنده چون تولد، رشد، قوام و کمال‌یافتگی) می‌خوانند.

 

همچنین از نظر رهبری «یک فرد انقلابی کسی است که پایبند به مبانی و ارزش‌های اساسی اسلام و انقلاب باشد، هدف‌گیری آرمان‌های انقلاب و همت بلند برای رسیدن به آنها را داشته باشد، پایبند به استقلال کشور باشد، حساسیت در برابر دشمن و نقشه دشمن و عدم تبعیت از آن داشته و دارای تقوای دینی و سیاسی باشد.»

از طرفی دیگر برخی انقلابیگری را تندروی خوانده و برخی دیگر به هرگونه تندروی با برچسب انقلابیگری صحه می‌گذارند! در همین راستا، شاخصه‌های اصلی انقلابیگری را از منظر استاد دانشگاه و فعالان رسانه به تصویر کشیدیم.

 

وحید یامین‌پور عزیز ، استاد دانشگاه و مجری برنامه‌های تلویزیونی ، فرهنگ انقلابیگری و شخصیت انقلابی را مورد بررسی قرار داد. در ادامه مطلب به بررسی انقلابی بودن از نگاه دکتر وحید یامین پور می پردازیم 

 

استاد یامین‌پور در ابتدا به تشریح شاخصه‌های انقلابیگری پرداخت و گفت: «مفهوم انقلاب در حوزه دانش سیاسی و مطالعات اجتماعی مطالعه می‌شود.

زمانی که این مفهوم را به صورت خام به کار بگیریم ممکن است تلقی از معنای آن به ادبیات چپ گرایش پیدا کند، به همان پیش‌زمینه‌هایی که از رفتار چپ وجود دارد یعنی حرکت اعتراضی مارکسیست‌ها و چپ‌گراها علیه نظام لیبرال سرمایه‌داری که معتقدانش آن را انقلاب نامگذاری کرده بودند.

ولی وقتی ما در حوزه انقلاب اسلامی مفهوم انقلاب را به کار می‌بریم انقلابیگری با مفهوم آرمانخواهی‌های اسلامی پیوند می‌خورد که در واقع سابقه تاریخی آن به مولفه‌هایی که در نهضت امام خمینی سراغ داریم، بر می‌گردد.

یعنی انقلابیگری در هر عصر به یک‌سری اصالت‌ها ارجاع داده می‌شود که حالا در عصر ما، آن اصالت‌ها در نهضت امام خمینی مورد شناسایی قرار گرفته است.»

 

دکتر یامین‌پور پررنگ‌ترین و جدی‌ترین این اصالت‌ها را استقلال دانست و گفت: «مهم‌ترین شاخصه انقلابیگری در نهضت امام خمینی(ره) طبعا استقلال‌طلبی است که مقابله با نفوذ معنوی، نرم و نفوذ سیاسی استکبار و همچنین نفوذ سخت آن را شامل می‌شود.

البته استکبارستیزی در معنای جهانی هم با همین ابعاد شناخته می‌شود، به این معنی که امام نهضت خود را در جغرافیای ایران محدود نکرده بلکه با هرگونه زیاده‌خواهی استکبار جهانی در هر کجای جهان اعلام مخالفت می‌کرد.»

 

دکتر یامین پور ، رئیس پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی با اشاره به سخنان امام خمینی(ره) درخصوص جهانی بودن آرمان‌های انقلاب گفت: «به همین دلیل است که امام می‌فرماید: «ما شریک غم همه مظلومان جهان هستیم»

یعنی آرمان‌های اساسی انقلاب اسلامی را به ایران یا به تشیع یا حتی به مسلمانان محدود نمی‌کنند، لذا این سخن یک معنای جهانی و فراملی و همچنین یک معنای تاریخی به انقلابیگری هم می‌دهد.»

 

این پژوهشگر عرصه فرهنگ انقلاب اسلامی «استقلال، عدالت، آزادی، مبارزه با استکبار و حمایت از مظلوم » را دیگر شاخصه‌های انقلابیگری برشمرد و گفت: «علاوه‌بر این مفاهیم دیگری مانند عدالت‌خواهی و عدالت‌طلبی و سایر مفاهیم نزدیک و پیرامون آن و همین‌طور مفهوم آزادی مرکزی‌ترین مفاهیمی هستند که منظومه فکری انقلابی حضرت امام(ره) حول آنها شکل گرفته و رهبر معظم انقلاب هم در تمام این سال‌ها انقلابیگری را به همین مفاهیم پایه ارجاع داده‌اند.»

 

دکتر یامین پور در ادامه بیان کرد: «اگر جمهوری اسلامی روح انقلابیگری خودش را از دست بدهد قطعا دوران استحاله و فروپاشی آن فرا می‌رسد، اما در هر دوره‌ای طبعا کسانی هستند که حامل روح انقلاب باشند و امروز هم رهبر معظم انقلاب در راس آنهاست. شخصیت رهبری انقلاب امروز خود به‌عنوان شاخص انقلابیگری و آرمان‌خواهی شناخته می‌شود.»

 

یامین‌پور معتقد است که «گاهی بر اساس شرایط محدودیت‌هایی ایجاد شده است اما از ابتدای انقلاب تاکنون هیچ‌گاه انقلابیگری به محاق نرفته» و بیان می‌کند: «رهبر معظم انقلاب معمولا اشاره به رویش‌های انقلاب اسلامی دارند که این رویش‌ها حامل روح انقلابیگری هستند.

بنابراین ما هم‌اکنون اقشاری از جوانان فرهیخته و نخبه داریم که حامل روح انقلابیگری هستند و همین جوانانند که در بزنگاه‌ها گره‌گشایی می‌کنند و نظام را از بن‌بست‌ها و انسدادهایی که بعضا با آنها مواجه می‌شود، رها می‌کنند.»

 

پژوهشگر عرصه فرهنگ انقلاب اسلامی با اشاره به این نکته که انقلابیگری یک اتفاق نخبگانی است، گفت: «انقلابیگری نیاز به یک شعور متعالی و مترقی دارد لذا هرکسی نمی‌تواند صرفا حرف زدن و سخن گفتن انقلابی باشد.

انقلابی بودن نیاز به نوعی نخبگی دارد و در حال حاضر مهم‌ترین قشری که واجد ویژگی‌های یک فرد انقلابی هستند و این روزها به‌عنوان حاملان روح انقلاب شناخته می‌شوند جوانانی هستند که در سال‌های اخیر رشد یافته و از رویش‌های انقلاب شده‌اند.

این نخبگان هم از شرایط روز درک متعالی دارند و هم از افق‌های پیش‌رو لذا می‌توانند در آینده انقلاب گشایش ایجاد کنند.»

انقلابی بودن از نگاه دکتر وحید یامین پور
انقلابی بودن از نگاه دکتر وحید یامین پور

 مدرس دانشگاه امام صادق(ع) در ادامه گفت‌وگوی خود ایجاد و حفظ روحیه انقلابیگری در جوانان را ملزم به داشتن برخی ویژگی‌های مهم دانست و گفت: «در شرایط فعلی انقلابیگری به چند چیز نیازمند است اول هوش اجتماعی و سیاسی بالا، دوم بصیرت و قوت تشخیص و تمیز مسائل و سوم تعهد نسبت به بنیادها و آرمان‌های انقلاب.

اینها حداقل نیازهای فکری و اعتقادی جریان انقلابی است و از دیدگاه بنده همین‌ها در واقع نشانه‌های نخبگانی این جریان هم هستند.»

 

این دانش‌آموخته حقوق دانشگاه امام صادق(ع) در ادامه توضیحات خود، به بررسی ارتباط مصلحت‌اندیشی و آرمانگرایی با انقلابیگری پرداخت و گفت: «از مصلحت‌اندیشی ممکن است تلقی‌های منفی یا مثبتی وجود داشته باشد، به این معنا که اگر منظور از مصلحت‌اندیشی محافظه‌کاری است که باعث شود یک فرد آرمان‌های خود را فدا کند یا در مورد آنها دست به معامله بزند این مصلحت‌اندیشی با انقلابیگری متمایز و متضاد است،

ولی اگر مصلحت‌اندیشی به معنای ملاحظه همه جوانب و ملاحظه واقعیت‌های پیرامونی باشد، این خود جزئی از انقلابیگری است چراکه انقلابیگری مساوی با بی‌ملاحظگی و شتابزدگی نیست، بلکه واقع‌بینی و فهم مصلحت‌ها هم جزئی از انقلابیگری است.»

 

دکتر یامین‌پور در پایان در پاسخ به سوالی مبنی‌بر اینکه تکنوکرات‌ها چه نسبتی با انقلابیگری دارند، گفت: «تکنوکرات‌ها قشری هستند که در مواجهه با انقلاب از یک طرف و تحمیل‌هایی که از عالم غرب به ما می‌شود از طرف دیگر، اقتضائات اجرایی را مدنظر قرار داده و با این معیار ممکن است در مقابل فشارها انقلاب را مورد معامله قرار دهند.»

 

وی با اشاره به اینکه «این روزها زیاد شنیده شده که می‌گویند با پایبندی بر ارزش‌ها نمی‌شود جامعه را اداره کرد»، گفت: «این تفکر، تفکر تکنوکرات‌هاست. این جماعت فقط به دنبال اداره مسائل کشور بدون توجه به آرمان‌ها و مبانی هستند و تصور می‌کنند اگر از ارزش‌ها و آرمان‌ها عقب‌نشینی کنند مسیر ساده‌تر و سهل‌تری را می‌پیمایند.

به نظر بنده این یک خطاست به نوعی یک خطای محاسباتی است و خطای ناشی از درک شرایط است. تکنوکرات‌ها بار انقلاب را نمی‌توانند به دوش بکشند و ما را با مشکل مواجه خواهند کرد.

اینها بیشتر وقت ملت را تلف خواهند کرد و ممکن است ملت را به مسائلی سرگرم کنند که واقعی نیست، بلکه تحت فشار رسانه‌ای یا تحت فشار سیاسی القا می‌شود.» 

 

وب سایت پرس تی وی 12 هزار رتبه افزایش بازدید داشته است [بررسی وضعیت در مصاحبه با مدیر وبسایت پرس‌تی‌وی]

  امروزه با رشد و نفوذ اینترنت و شبکه‌های مجازی بر زندگی مردم، مسوولیت مدیران رسانه‌ها نسبت به گذشته دوچندان شده و برای رقابت با سایر شبکه‌ها و جذب مخاطب بیشتر، تولید محتوای خلاقانه از اهمیت بالایی برخوردار است. وب‌سایت شبکه انگلیسی پرس تی وی موفق شده‌است با بهره‌گیری از نیروهای جوان و خلاق، ضمن … ادامه خواندن “وب سایت پرس تی وی 12 هزار رتبه افزایش بازدید داشته است [بررسی وضعیت در مصاحبه با مدیر وبسایت پرس‌تی‌وی]”

وب سایت پرس تی وی
وب سایت پرس تی وی

 

امروزه با رشد و نفوذ اینترنت و شبکه‌های مجازی بر زندگی مردم، مسوولیت مدیران رسانه‌ها نسبت به گذشته دوچندان شده و برای رقابت با سایر شبکه‌ها و جذب مخاطب بیشتر، تولید محتوای خلاقانه از اهمیت بالایی برخوردار است.

وب‌سایت شبکه انگلیسی پرس تی وی موفق شده‌است با بهره‌گیری از نیروهای جوان و خلاق، ضمن اتخاذ سیاست‌های صحیح و راهکارهای نوین جایگاه خود را در میان سایر رسانه‌های مطرح تثبیت کند.

با آقای حبیب عبدالحسین، مدیر وب سایت شبکه پرس تی وی گفت‌وگو کردیم تا درباره گوشه‌ای از فعالیت‌های این بخش از مجموعه بزرگ سعادت‌آباد معاونت برون‌مرزی صداوسیما توضیح بدهد.

حبیب عبدالحسین حدود یک سال است که مدیریت وب‌سایت انگلیسی را بر عهده دارد. وی در این‌باره می‌گوید: امروزه اگر بخواهیم از رقابت با سایر شبکه‌های مطرح عقب نمانیم باید به استفاده از پتانسیل رسانه‌های اجتماعی بهای بیشتری دهیم.

عبدالحسین با توجه به آشنایی دیرینه با این مجموعه به‌واسطه آن که از بدو تأسیس پرس تی وی با این رسانه همکاری داشته‌است، می‌گوید: در فضای مجازی هم به سرعت عمل بالا نیازمند هستیم و هم به خلاقیت. با این حال با تمام محدودیت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری که ما با آن روبه‌رو بوده‌ایم، عوامل مجموعه وب‌سایت پرس تی‌وی با انگیزه و روحیه بالا توانسته‌اند از عهده این مسوولیت برآیند.

این در حالی است که شاید کوچک‌ترین رقبای ما با بودجه‌هایی چند برابر ما فعالیت می‌کنند. با این وجود ما با همین امکانات اندک توانسته‌ایم در خیلی از مواقع جریان‌ساز باشیم و واقعیت‌ها را آن‌طور که هستند، نشان دهیم.

عبدالحسین می‌گوید: انتشار سریع اخبار، انتخاب تصاویر جذاب و خلاقانه، تولید اینفوکلیپ، اینفوگرافی و ویدئوهای کوتاه، پخش زنده رویدادهای مهم خبری و خلق محتوای خبری، مخاطبان را در فضای مجازی جذب می‌کند.

او می‌گوید: به‌عنوان مثال ما در فیسبوک و توئیتر، در همین روزهای اخیر عکسی از نیکی هیلی؛ نماینده دائم آمریکا در سازمان ملل قبل و بعد از رأی گیری در مجمع عمومی سازمان ملل بر سر پایتخت رژیم صهیونیستی منتشر کردیم که با استقبال فوق‌العاده و واکنش گسترده مخاطبان مواجه شد.

یکی از مهم‌ترین مواردی که به افزایش شمار مخاطبان پرس تی وی در فضای مجازی کمک شایانی کرده‌است، هماهنگی و یکپارچگی پخش تلویزیونی، وب‌سایت و فضای مجازی با یکدیگر است. این هماهنگی باعث شده‌است شمار مخاطبان ما در فضای مجازی به‌ویژه در توئیتر به مرور طی یک سال گذشته در مقایسه با سال‌های پیش از آن افزایش چشمگیری داشته‌باشد.

او عنوان می‌کند که تجربه نشان داده است در بسیاری از موارد مانند مسائل مربوط به فلسطین، کاربران رسانه‌های اجتماعی به هشتگ تولیدی پرس تی‌وی پیوسته و مطالب این شبکه را در فضای مجازی به اشتراک گذاشته‌اند.

اگر بخواهم به چند مورد در این خصوص اشاره کنم، هشتگ #savealaqsa از مصداقی‌ترین و بهترین‌هاست. اواخر تیرماه ما درباره مبارزات فلسطینیان و اخبار مسجدالاقصی پیش‌بینی می‌کردیم که درگیری اتفاق بیافتد و یک هفته قبل از این جریان، این هشتگ را در فضای مجازی منتشر کردیم و بعد از این اتفاق، علاوه‌بر اینکه این هشتگ ترند جهانی شد، نام پرس تی وی نیز در صدر آن قرار گرفت.

مورد دیگری که وی بدان اشاره می‌کند به بعد از تصمیم دونالد ترامپ رییس جمهور ایالات متحده مبنی بر به‌رسمیت‌شناختن قدس به‌عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی است: رهبر معظم انقلاب با محکوم کردن اظهارات ترامپ، موضوع آزادی فلسطین را مطرح کردند و پرس‌تی‌وی بلافاصله هشتگ #freepalestine را در فضای مجازی منتشر کرد.

برای تبلیغ و جلب مخاطب بیشتر ما این هشتگ را در روی صفحه پخش تلویزیونی خود نیز قرار دادیم و خوشبختانه بعد از چند هفته از سخنان ترامپ هنوز این هشتگ در صدر شبکه‌های اجتماعی است.

عبدالحسین درباره رشد رنکینگ وب‌سایت و دلایل آن نیز این‌چنین شرح می‌دهد: طی ماه اخیر رنکینگ وب‌سایت پرس تی‌وی در الکسا ارتقای رتبه 12 هزاری داشت که علل و اسباب این رشد صعودی را می‌توان در چندین مورد خلاصه کرد؛ همسان ساختن دامنه ir و com ، حضور جدی‌تر در مقایسه با گذشته روی پلت‌فرم‌های شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه توییتر، ایجاد یکپارچگی میان بخش مجازی و پخش تلویزیونی و استفاده از تولیدات و محصولات هر دو بخش (پخش و وب سایت).

به‌علاوه به‌تازگی روی وب‌سایت ما بخشی تحت عنوان infoclip راه‌اندازی شده‌است که دست‌اندرکاران آن یک ایده و موضوع را با استفاده از تصاویر، متن‌های کوتاه و گرافیک جذاب در قالب ویدئوهای کوتاه یک دقیقه‌ای بارگذاری می‌کنند و همین موارد توانسته در جذب مخاطبان کمک زیادی کند. این مطالب تولیدی همزمان در سایر پلت‌فرم های رسانه‌های اجتماعی نیز منتشر می‌شوند.

عبدالحسین با اشاره به آمار بازدیدکنندگان شبکه‌های مجازی پرس تی‌وی در مقایسه با رقبای خود اضافه می‌کند: درحال‌حاضر طبق آخرین آمار بازدید از فضای مجازی پرس تی وی (آذرماه) 83 میلیون بازدید از فیسبوک، حدود 13 میلیون بازدید از توییتر و بیش از 4 میلیون و 700 هزار بازدید از یوتیوب پرس تی‌وی صورت‌گرفته‌است.

طبق آخرین آمار، در ماه گذشته بیش از 9 میلیون و 250 هزار کاربر از وب سایت پرس تی وی بازدید کرده‌اند. اگر بخواهم مقایسه‌ای بر مبنای تعداد دنبال‌کنندگان خود با شبکه‌های دیگر داشته باشم باید بگویم که فیسبوک ما در حال حاضر بیش از 3 میلیون و 600 هزار نفر فالوور دارد که در مقایسه با فرانس 24(3 میلیون)، دویچه‌وله انگلیسی(2 میلیون) و یورونیوز( 1میلیون و900 هزار) توانسته مخاطبان بیشتری را جذب کند و رقابت نزدیکی با RT انگلیسی با حدود 4 میلیون و 900 هزار فالوور دارد.

او می‌گوید: ما نباید انتظار داشته باشیم که با بضاعت کنونی، خود را با شبکه‌هایی مثل BBC، CNN مقایسه کنیم. باید توجه داشت که آنها خیلی قبل‌تر از ما شروع به فعالیت رسانه‌ای کرده و با صرف هزینه‌های بالا و به‌خصوص تبلیغات فراوان در فضای مجازی توانسته‌اند مخاطبان زیادی را جذب کنند.

مدیر وب‌سایت پرس تی‌وی در پایان خاطرنشان می‌کند: سرمایه اصلی پرس تی‌وی در این کارزار رسانه‌ای نیروی انسانی متعهد و باانگیزه است که در واقع برای ما مزیت رقابتی ایجاد می‌کند. همچنین مخاطبان ما نیز به‌نوبه خود با اشتراک گذاشتن موارد تولیدی، کمک شایانی به انتشار پیام پرس تی‌وی می‌کنند. افتخار ما این است که با بودجه بسیار کمتر از شبکه‌های مطرح، صدای بی‌صدایان را در سراسر جهان انعکاس می‌دهیم.

برای ورود به سایت پرس تی وی روی لینک http://www.presstv.com بزنید 

 

درباره علی زکریایی [برنامه خط خطی و تهدید به مرگ بخاطر آهنگ های سیاسی]

  عقلانیت جدید غربی پیوند بسیار استواری باسیاست پیداکرده است که این امر نیز از مظاهر مدرنیته است که سابقه چندانی در تاریخ بشر ندارد. سیاست در دوره مدرن به معنای چیرگی کامل نفس اماره انسانی بر کل وجود اعم از آفاق و انفس است. عقل غربی نیز این امر را توجیه کرده و حقیقت … ادامه خواندن “درباره علی زکریایی [برنامه خط خطی و تهدید به مرگ بخاطر آهنگ های سیاسی]”

علی زکریایی
علی زکریایی

 

عقلانیت جدید غربی پیوند بسیار استواری باسیاست پیداکرده است که این امر نیز از مظاهر مدرنیته است که سابقه چندانی در تاریخ بشر ندارد. سیاست در دوره مدرن به معنای چیرگی کامل نفس اماره انسانی بر کل وجود اعم از آفاق و انفس است. عقل غربی نیز این امر را توجیه کرده و حقیقت را استیلای بر طبیعت و انسان تلقی کرده است.

 

نکته دیگر آن است که هر چیزی که مانع این تصرف و استیلا شود، باید از سر راه برداشته شود. این امر از دو طریق قابل تحقق است؛ یا آن امر باید کلاً نابود شود یا طوری سازمان‌دهی شود که قابلیت استیلای بشری پیدا کند. بنابراین می‌توانیم این امر را درک کنیم که چرا در دوران مدرن سیاست، تا بدین حد در هنر دخالت کرده و آن را طوری سازمان داده است تا بتوان حقیقت آن را تصرف کرد و در خدمت گرفت.

 

پیش از دوران مدرن چیزی شبیه به مفاهیم «سیاست‌گذاری فرهنگی و هنری» یافت نمی‌شد و صرفاً کمک‌هایی برای تبلیغ دین و حمایت از دیانت مطرح بود. دلیل این امر آن بود که هنر از دیانت فاصله نداشت و حقیقت تفکر در دوران مسیحیت و اسلام، دین بود و باقی صور تمدنی مانند هنر، علم، سیاست و حاکمیت و غیره همگی با دین ارتباط ذاتی داشتند و هیچ‌گونه انفصالی بین آن‌ها نبود.

 

وارد شدن هنر در تعریف رسانه یکی از اصلی‌ترین اتفاقات تاریخی مدرن است که منجر به فنّاورانه شدن هر چه بیشتر هنر شده است و هنر به‌صرف یک وسیله رساننده پیام‌های از پیش طراحی‌شده تقلیل یافته است.

 

برای اینکه بیشتر بدانیم این نگاه  به سیاست و هنر در کشور ما چقدر نفوذ کرد و چقدر این کار درست است به  سراغ علی زکریایی  خوانند «جیبوتی کجایی؟ دقیقاً کجایی؟» رفتیم کسی که اکثر کارهایش در شبکه‌های مجازی ازجمله برنامه «خط و خطی» و آهنگ‌های کاور شده و غیر کاورش یک نگاه سیاسی دارد و آخرین کاری که از او در زمینه سیاسی منتشر شده است «لالا نیلوفرم لالا» با موضوع بچه‌های میانمار  است.

 

 

چرا کارهای شما این‌قدر سیاسی است؟

 

علی زکریایی :هنرمندان  دیگر چرا کار سیاسی انجام نمی‌دهند وقتی می‌داند نیاز  است وارد عرصه سیاست شوند؟ چرا سکوت کرده‌اند و کاری انجام نمی‌دهند؟ این سوال مثل این است به یک نفرکه گرسنه بگویید چرا غذا می‌خوری؟ من کار سیاسی انجام می‌دهم چون نیاز جامعه را در بیان واقعیت‌های جامعه دیده‌ام، که این واقعیت‌های از نظر بعضی‌ها سیاسی است، من براساس وظیفه کار می کنم  نه نتیجه.

 

 شاید کاری که من می‌کنم نتیجه خوبی نداشته باشد (مثل اینکه دیگر اجازه کار در رادیو خراسان رضوی ندارم) اما وظیفه محوری باعث شده من تمام مشکلاتش را به جان بخرم.

 

وقتی وظیفه ایجاب می‌کند در برابر ظلم تبعیض ظلم و دروغ و غیره حرف حق را بزنید، کجایش سیاسی بازی و سیاست زدگی است این عین وظیفه شرعی و دینی ماست اگر دیگران اینکار را انجام نمی‌دهند باید پرسید چرا اینکار را انجام نمی‌دهند؟

 

این موضوع مثل قضیه امر به معرف است اگر همه امر به معرف کنند وقتی  کسی  امربه‌معروف نمی‌کند بازخواست می‌شود. زمانی در جامعه  امربه‌معروف را انجام نمی‌شود به خاطر انجام امر به معرف بازخواست می‌شود به قولی در شهر نابینایان یک آدم بینا انگشت‌نماست.

 

 

چقدر با  این موضوع  می‌گویند سیاست نباید وارد هنر شود را قبول دارید؟

 

علی زکریایی : قبل از اینکه به سؤال شما پاسخ بدهم قبلش باید به یک تعریف مشترک از سیاست داشته باشیم. باید سیاست را شاخه ای از وظیفه بدانیم و آن را  از سیاست زدگی که بر محور منافع فرد اشخاص وگروه است، جدا کنیم چرا که فردی که سیاست زده است حتی اگر منافع شخص و یا گروه، با اسلام هم خوانی نداشته باشد باز هم پیروی می‌کند و حرف حق را به خاطر گروه  و شخص زیر پای می نهد.

 

اما  در وظیفه محوری خدا و پیغمبر و مردم و منافع ملی مهم است یعنی اگر آرمان و اهداف یک گروه با این نگاه تطابق داشته باشد ما از آن گروه دفاع می‌کنیم در واقعه ما آرمان و هدف  گروه  دفاع می کنیم نه خود گروه و فرد خاصی را، ولو اینکه برچسب اصول‌گرا یا اصلاح‌طلب داشته باشد.

 

هنری که به درد خدا و انقلاب نخورد ارزشی ندارد

 

اگر بر اساس وظیفه کارکنیم هر چیزی که خدا به ما داده باید در خدمت خود خدا باشد، یعنی همه‌چیز ما از شهرت محبوبیت و استعداد ما گرفته تا مال و اموالمان باید در خدمت خدا و انقلاب باشد اگر در خدمت خدا نباشد در آن دنیا بازخواست خواهیم شد آن زمان خدا از ما می‌پرسد بااین‌همه نعمتی که به تو دادیم چه کردی؟ آیا باید جواب بدهیم زمانی که همه دنبال عافیت‌طلبی بودند من هم دنبال عافیت بودم!  اصلاً به نظر شما هنری که به درد خدا و انقلاب نخورد ارزشی دارد.

 

خدا در قرآن چند تا «لا یَسْتَوی» دارد که  دو چیز را کنار هم می‌گذارد و می‌فرمایند آیا این با این برابر دارد؟  مثلاً کسی که می‌فهمد باکسی که نمی‌فهمد برابر است  اگر هنر به بغل کردن سگ، بدحجابی، حمایت از همجنسگرایان و دور شدن از خدا ختم شود آن هنر نیست بلکه  زباله است.

 

در یک دعایی داریم که «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِک مِنْ نَفْسٍ لَا تَشْبَعُ وَ مِنْ قَلْبٍ لَا یخْشَعُ وَ مِنْ عِلْمٍ لَا ینْفَعُ وَ مِنْ دُعَاءٍ لَا یسْمَع» خدایا پناه به تو می‌برم از نفسی که از دنیا سیری ندارد و از قلبی که خاشع نباشد و از علمی که نفع نبخشد و از نمازی که بالا نرود و از دعایی که به اجابت نرسد. در واقع هنر نیز همین است، هنری که نفع نرساند چه بسا در لبه پرتگاه ضرر رساند است.

 

 

هنر سیاسی وظیفه محور ما با هنر سیاسی غرب چه تفاوتی دارد؟

 

علی زکریایی : سینما سیاسی با سینما سیاست زده خیلی تفاوت دارد. وقتی فردی سینما سیاسی می‌سازد بر اساس وظیفه‌اش در دسته‌بندی اقتصادی اجتماعی نظامی  قرار می‌گیرد و این نوع فیلم الزاماً بد نیستند.

 

سیاست زدگی در همه جای دنیا منفور است اما در همه جای دنیا از این ابراز برای اغوا دنیا استفاده می‌شود. افراط‌وتفریط‌ها مانع استفاده درست ابزار هنر در کشور شده است. 

 

البته باید در نظر داشت این دسته‌بندی‌ها باهم مخلوط‌اند وقتی می‌خواهی درزمینه بیت‌المال  کار فرهنگی انجام بدهید یکی از این کارها دزدی نکردن از بیت المال است وقتی می‌خواهی این موضوع را بگویی نا خدا آگاه وارد بحث‌های سیاسی می‌شوید.

 

چقدر توانسته‌ایم اهداف و وظایف که بر دوش ماست را از ابزار هنر به دنیا معرفی کنیم؟

 

علی زکریایی : ما چند اشتباه  استراتژیک در اول انقلاب داشتیم اشتباهاتی که اتفاق افتاده است و باعث شده فضا ایران اسلامی دچار یک سری افراط وتفریط شود. ما خواستیم هنر از بازی‌های سیاسی دور بماند اما اتفاقی افتاد هنر ما را به‌کل از وظایفی که در یک کشوری اسلامی باید داشته باشد دورنگه داشت.

 

سوم اینکه ما فکر می‌کردیم  اهالی هنر مثل موتوری روشن  شدند که  خاموش نمی‌شود و خودشان مسیر خودشان را پیدا می‌کند چرا؟ چون داخل انقلاب‌اند  در حالی اگر امروز از نگاه دین به هنرمندان و فضای هنری نگاه کنیم، یکی از فاسدترین مکان‌ها، فضاهای هنری هستند.

 

من سال 83 در حوزه علمیه سه نمایش را نوشتم و کارگردانی کردم و هر سه آن سال جایزه گرفت اما وقتی وارد محیط‌های هنری شدم دیدم این فضا اصلاً با روحیات دینی سازگاری ندارد و تا همین امسال کار تئاتر را کنار گذاشتم

 

 این سه مقدمه را  کنار ضد فرهنگی که در جمع افراد نسبتاً هنردوست شکل‌گرفته و  آن  ترد کردن هنرمندانی که اعتقادات مذهبی و انقلابی شان  را به زبان می آورند(مثل الهام چرخنده که تبریکش عیدش به مقام معظم رهبری باعث شد کتک بخورد و حتی پسرش چند مدت به مدرسه نرود) بگذاریم علت این که نتوانسته از این ابزار به اهدافمان برسیم متوجه می شویم.

 

وقتی علت این موضع را بررسی کنیم متوجه می‌شویم بسیاری از هنرمندان دلشان با انقلاب است اما به دلیل اینکه می‌ترسند مخاطب خودش را از دست بدهند نمی توانند اعتقادات خود را بروز دهند و نکته بعد اینکه قدرت در دست افرادی است که می‌خواهد جامعه هنری در این همین فضا بماند باید مواظب باشیم  این ضد فرهنگ اقلیت جای ارزش‌ها نگیرید و جای ارزشها با ضد ارزش‌ها عوض نشود.

 

علی زکریایی
علی زکریایی

 

آیا تاکنون به دلیل کارهای سیاسی که انجام می‌دهید تهدید هم شدید؟

 

  علی زکریایی: بله خیلی زیاد به عنوان مثال به خاطر یکی از برنامه‌های خط خطی که برای انرژی هسته‌ای ساختم  یکی از مسئولان رده‌بالای کشوری به من زنگ زد و مرا تهدید به مرگ و دادگاه کرد و حتی به احمدی روشن فحاشی کرد.

 

یا به خاطر پخش تیزربرنامه خط‌خطی که در شبکه‌های مجازی از رادیو خراسان رضوی با من تماس گرفتند و از من خواستند تا تهیه‌کنندگی برنامه  «قند و عسل» را که در شبکه استانی سراسر کشور پخش می‌شد  تحویل بدهم  درحالی‌که تنها دو قسمت از این برنامه مانده بود تا قراردادم تمام شود ولی آن‌ها برنامه را از من گرفتند و دو قسمت آخر را یکی دیگر تهیه‌کنندگی‌اش را بر عهد گرفت. در  تیزر برنامه «خط‌خطی» عنوان کردیم تنها دنبال یک خط هستیم و آن خط، خط 57 است که اعصاب خیلی‌ها را خط‌خطی کرده است.

 

من در آن زمان مجری برنامه «بالا خیابان و پایین خیابان» بر عهده داشتم آن برنامه را هم از من گرفتند و وقتی علت را جویا شدم گفتند مجری نباید خط سیاسی‌اش مشخص باشد. وقتی گفتم این فقط برای جلو آنتن است خارج آنتن من می‌توانم خط سیاسی خود را بیان کنم قبول نکردند و مرا از برنامه برداشتند.

 

نکته جالبش اینجاست که من آن زمان در رادیو ایران «برنامه رادیو جمعه» برنامه  اجرا می‌کردم و موسیقی‌ها کاورهای طنز (استفاده از یک ملودی یا تنظیم با ترانه‌ای جدید) پخش می‌شد و حتی اگر تهران بودم با گروه علی رضاجاویدنیا برای اجرای نمایش رادیوی به رادیو دعوت می‌شدم و با رادیو سراسر  برنامه صبا همکاری می‌کردم و هنوز همکاری دارم.

 

علی زکریایی
علی زکریایی

 

با توجه به این شورای پنجم مشهد شعار و حرفهای جدید نسبت به فرهنگ و هنر می‌زند به نظرتان آینده هنری و فرهنگی مشهد به چه سمتی پیش خواهد رفت؟

 

 زکریائی: امیدوارم این‌ها تغییرات در راستای خط انقلاب باشد و امیدوارم حتی اگرقرار است در این مسیر نیروهای و هم‌گروهی‌های خودشان را بیاورد دو فاکتور تعهد و تخصص را داشته باشد ما با حضور افراد هم فکر آنها مشکل نداریم ما با ویژه خواری و رانت‌خواری مشکل‌داریم.

 

 

رانت می‌گویید که تو بخور بقیه نخورند حرف رانت اگر بهتر کار می‌کند باید او باشد. این طیف برای مردم و انقلاب کار کند ما از آن‌ها حمایت می‌کنیم حتی اگر در گروه آن‌ها من جای نداشته باشند ما همه در یک کشور و  تیمی  هستیم و اگر شورای شهر پنجم واقعاً دلسوز مردم باشند و ارزش‌ها دینی رعایت و آرامش و آسایش مردم را تأمین کنند من تمام قدت از آن‌ها دفاع می‌کنم.

 

فکر می‌کند شورای پنجم بتواند طبق قولی که دادند بتواند کنسرت را به مشهد بیاورند؟

 

زکریائی: برگزاری کنسرت در مشهد دست شخص یا گروه خاصی نیست. این چیزی که به اسم کنسرت سالار عقیلی از آن تبلیغ شد یک پلی بک (پخش آهنگ و لب زدند خوانده) بیشتر نبود که این نوع اجرا این خیلی وقت است در مشهد اجرا می شده و چیزی جدیدی نیست. اجرای زنده ساززدن هم کار جدیدی نیست ما خیلی برنامه‌ها موسیقی سنتی به‌صورت زنده برگزار کردیم چیزی که ممنوع است اختلاط زن مرد و فراهم شدن زمینه برای گناه است این موضوعی است که بیشتر بزرگان مشهد با آن مخالف هستند نه خود کنسرت.

 

در زمان احمدی‌نژاد 123 کنسرت در مشهد برگزار شد این آماری است که سید حمید طباطبائی رئیس اسبق فرهنگ و ارشاد خراسان رضوی اعلام کرد. کنسرتی که در حال حاضر در کشور اجرا می‌شود بیشتر زمینه‌سازی گناه را فراهم می‌کند و اگر کسی هم بخواهد موسیقی زنده گوش کند نمی‌تواند چون فضا مناسب گوش دادن موسیقی نیست اختلاط زن و مردم مشکل فقط شهر مشهد و ایران نیست حتی کشورهای خارجی برای اینکه به زنان تجاوز نشود، از اتلات زن و مرد جلو گیری می کنند.

 

تا زمانی که فضایی کنسرت‌های ما زمینه‌ساز گناه باشد امکان برگزاری در مشهد را نخواهد داشت البته باید این موضوع در شهرهای دیگر باید رعایت شود که نمی‌شود.

 

منبع گفت و گو : سایت راه دانا و سایت صبح توس

 

 

برای دانلود تولیدات صوتی و ویدیوی آقای علی زکریائی چند وب سایت و کانال در دسترس هست که در ادامه معرفی می شود 

اول : وب سایت رادیو مون : http://radiomoon.ir

دوم: کانال رادیومون در تلگرام @radiomoon (آهنگ ها) 

کانال رادیو مون در آی گپ  | کانال رادیو مون در بله  | کانال رادیو مون در ایتا  | کانال رادیو مون در سروش  | رادیو مون در برنامه گپ 

سوم : صفحه اینستاگرام آقای زکریایی alizakariaee 

چهارم : سایت رسانه خط 57  

پنجم : کانال تلگرام رسانه خط 57  @khat57 (دانلود برنامه طنز خط خطی) 

کانال خط 57 در گپ  | کانال خط 57 در سروش  | کانال خط 57 در ایتا 

 

 

گفت‌وگویی با استاد تقی دژاکام درباره روزنامه کیهان و سفر عتبات عالیات

  هر کس مشخصه‌ای برای استاد تقی دژاکام بیان می‌کند و او را با رفتاری خاص می‌شناسد، برخی به سفرهای مکررش به عتبات عالیات اشاره می‌کنند و عده‌ای او را به کتاب و کتاب‌خوانی می‌شناسند اما وجه اشتراک سخنان دوستان دور و نزدیک تقی دژاکام درباره او مربوط به “خنده‌های لاکچری”اش می‌شود، خود تقی دژاکام … ادامه خواندن “گفت‌وگویی با استاد تقی دژاکام درباره روزنامه کیهان و سفر عتبات عالیات”

استاد تقی دژاکام
استاد تقی دژاکام

 

هر کس مشخصه‌ای برای استاد تقی دژاکام بیان می‌کند و او را با رفتاری خاص می‌شناسد، برخی به سفرهای مکررش به عتبات عالیات اشاره می‌کنند و عده‌ای او را به کتاب و کتاب‌خوانی می‌شناسند اما وجه اشتراک سخنان دوستان دور و نزدیک تقی دژاکام درباره او مربوط به “خنده‌های لاکچری”اش می‌شود، خود تقی دژاکام هم به این موضوع معترف است و در قسمتی از گفت‌وگو می‌گوید: “هر کس ما را می‌شناسد با این خنده‌ها می‌شناسد” و همین خنده‌هاست که سبب می‌شود خبرنگار سابق کیهان که از حسین شریعتمداری هم در این رسانه با سابقه‌تر است به خندوانه دعوت شود، دعوتی که البته از سوی دژاکام پذیرفته نمی‌شود.

 

استاد تقی دژاکام کار رسانه را از سال 68 با روزنامه کیهان آغاز کرده و اکنون در 51 سالگی در خبرگزاری فارس مشغول است، معتقد است که فضای هیچ تحریریه‌ای آزادتر، مفرح‌تر و شادتر از روزنامه کیهان نیست و این روزنامه با تمام سلایق سیاسی که در آن مشغول هستند با سعه صدر برخورد می‌کند و در همین رابطه خاطره‌ای از ازدواج خبرنگار کیهان با خبرنگار روزنامه صبح امروز می‌گوید و نحوه برخورد با این دو خبرنگار در این دو رسانه.

 

استاد تقی دژاکام می‌گوید: زمانی در کیهان به مهدی محمدی می‌گفتیم “جوجه فیلسوف” و این جوجه فیلسوف امروز یکی از بهترین تحلیلگران فضای سیاسی کشور است و علت پیشرفت امثال مهدی محمدی و کامران نجف‌زاده این است که در کیهان به آن‌ها اجازه پروبال باز کردن و اجازه اشتباه کردن دادند و مطالب آن‌ها را به این بهانه هنوز “بچه‌سن” هستند پاره نکردند برخلاف روندی که پیش از حضور نیروهای انقلابی در کیهان مرسوم بود.

 

استاد تقی دژاکام جزو اولین گروهی است که پس از جنگ تحمیلی برای زیارت عتبات عالیات وارد عراق می‌شوند و پیش از برگزاری پرشور پیاده‌روی اربعین هم جزو اولین گروه‌هایی است که در مسیر پیاده‌روی گام برمی‌دارد، سالانه چند بار به زیارت عتبات عالیات می‌رود و این را نتیجه حاجتی می‌دادند که زیر قبه امام حسین(ع) مستجاب شده است؛ از توهین‌های اخیر به خبرنگاران متاسف است و دیکتاتوری دولت حسن روحانی در برخورد با رسانه‌ها را در طول تاریخ انقلاب بی‌سابقه می‌داند.

 

 

مشروح گفت‌وگو با استاد تقی دژاکام روزنامه‌نگار با سابقه را در ادامه بخوانید:

 

*جناب دژاکام سلام

 

سلام

 

* بفرمایید که چه سالی و در کجا متولد شدین؟

 

من متولد اردیبهشت 1345 هستم.

 

* در تهران متولد شدین؟

 

بله در تهران.

 

*اصالتا تهرانی هستین؟

 

بله تمام اقوام ما تهرانی هستند.

 

* از چه زمانی وارد کار خبر شدین؟

 

سال 68، درست از اوایل سال 68 وارد کار روزنامه شدم، البته قبلا چند مطلب از من در روزنامه چاپ شده بود، یک، دو بیتی برای شهیدی بود که به مرحوم حسن منتظر قائم، برادر شهید منتظر قائم ماجرای طبس که آن زمان مدیر کیهان فرهنگی بود دادم و در روزنامه چاپ شد.

 

یک گزارشی هم از راهپیمایی 22 بهمن نوشته بودم، یک روز 22 بهمنی بود که نزدیک تئاتر شدم تا در جشنواره فجر نمایش ببینم که آقای دعایی را دیدم، مطلب را همان جا مطالعه کرد و گفت عکس داری به ما بدهی گفتم بله، یک قطعه عکس دادم چند روز بعد دیدم اولین مطلب رسمی من در روزنامه اطلاعات با عکس و اسم خودم به چاپ رسیده است.

 

اولین مطلبی که از من چاپ شد مطلب کیهان فرهنگی بود اما اولین مطلبی که خودم دادم به روزنامه همان مطلبی بود که به آقای دعایی دادم و از سال 68 هم به طور رسمی با دعوت آقای مهدی نصیری وارد کیهان شدم.

 

* از همان ابتدا با کیهان شروع کردین؟

 

بله

 

*از همان اول هم با سرویس استان‌ها؟

 

نخیر، خیلی چرخیدم، آن ابتدا که وارد کیهان شدم سرویسی بود به اسم سرویس اندیشه‌ها که بعدها شد سرویس مقالات، در آن سرویس مشغول کار شدم، شش ماه بعد دبیر سرویس ما برای ادامهٔ تحصیل رفت خارج از کشور و من دبیر سرویس شدم و بعد هم در سرویس‌های مختلف مثل سرویس سیاسی  اجتماعی و شهرستان‌ها کار کردم.

 

 

*تصویری که از کیهان در ذهن مخاطلبان است، تصویر عده‌ای خشکه مقدس است که دور هم جمع شده‌اند، آیا فضای کیهان همین طور است؟

 

خیلی سوال خوبی بود، این تصور واقعا وجود دارد و بعضی‌ها وقتی من را می‌بینند یا در فضای اجتماعی ارتباط برقرار می‌کنند، می‌گویند، باور نمی‌کنیم تو یک کیهانی باشی یا کیهان چنین کسی را داشته باشد، واقعیت این است که تصوراتی که از کیهان، تحریریه کیهان و بچه‌های کیهان بین مردم و رسانه‌ها ساخته‌اند تصور کاملا غلطی است و عمدا هم این را القا می‌کنند.

 

من دراین حدود 25 سالی که در رسانه هستم، در خبرگزاری‌ها و رسانه‌های مختلف کار کردم، از رسانه‌های مختلف دوستان زیادی دارم و تقریبا به تحریریه همه رسانه‌ها سر زدم و امروز به ضِرس قاطع می‌گویم و ثابت می‌کنم که تحریریه روزنامه کیهان چه امروز، چه پنج سال قبل، چه ده سال قبل و چه بیست سال قبل یکی از آزادترین، مفرح‌ترین و شادترین تحریریه‌هایی است که من دیدم.

 

در تحریریه کیهان از طرفداران یاالثارت الحسین بودند تا طرفداران مجاهدین انقلاب، از طرفداران لیبرال و مهندس بازرگان داشتیم تا کسانی که حاج  منصور آن‌ها ترک نمی‌شود، حتی آن اوایل کسانی بودند که تمایلاتی به قبل از انقلاب داشتند ، اما با سعه صدر آن‌ها را حفظ کرده بودند تا بازنشستگی‌شان فرا برسد.

 

راحت‌تر بگویم آن سال‌ها همه جوره داشتیم، سلطنت‌طلب، حزب‌اللهی ناب، خط امامی، چپ اسلامی، راست سنتی، لیبرال؛ اما همه با هم خوب کار می‌کردند، با هم تفریح می‌کردند و اینطور نبود که چشم دیدن یکدیگر را نداشته باشند.

 

ما 12، 13 نفره با هم می‌رفتیم برای ناهار، سر میز با یکدیگر بحث می‌کردیم، می‌گفتیم و می‌خندیدیم، با هم نوشابه می‌خوردیم، فوتبال بازی می‌کردیم، سینما می‌رفتیم و من این فضا را در روزنامه‌های دیگر به این شدت و فراگیری ندیده بودم.

 

اجازه بدهید خاطره‌ای برای شما تعریف کنم تا ادعای کسانی که صحبت از سعه صدر، تحمل، مدارا و آزادی اندیشه می‌کنند کاملا مشخص شود؛ ایام اوج دوم خرداد بود، شاید چند ماهی از دوم خرداد گذشته بود، یکی از بچه‌های عکاس کیهان عاشق یک خانمی شد که در روزنامه صبح امروز آقای حجاریان کار می‌کرد، این خانم در بخش فرهنگی روزنامه صبح امروز کار می‌کرد و این دوست ما که امروز عکاس معتبری هم شده و آن موقع البته عکاس نبود و در تحریریه مشغول بود،عاشق خانم خبرنگار روزنامه صبح امروز شد.

 

نمی‌دانم از اینکه اسمش را بیاورم رضایت دارد یا نه، اما ما انقدر شوخی می‌کردیم و بگو بخند داشتیم که خودش تعجب می‌کرد و می‌گفت “من با دختری از طرفداران سعید حجاریان ازدواج کردما!” ما هم می‌گفتیم خب چه اشکالی دارد، بالاخره ازدواج کردی شیرینی بده، بستنی بده و این حرف‌ها، به طور کلی خیلی راحت برخورد می‌کردیم.

 

این‌ها ازدواج کردند و شاید به یک ماه نرسید که این خانم را از روزنامه صبح امروز آقای حجاریان اخراج کردند و گفتند با یک “کیهانی” ازدواج کردی، یعنی کیهان که اسمش این بود آدماهای بسته، منجمد، متحجر و متعصبی هستیم این‌طور با بگو، بخند و شادی و تبریک برخورد کردیم و آن‌ها در طی کمتر از یک ماه پس از عقد این دو نفر، آن خانم را اخراج کردند و این خروجی روزنامه‌ای بود که زیر لوگو آن نوشته بود ” دانستن حق مردم است”.

 

این را با کیهان مقایسه کنید، ببینید چه رفتاری داشتند، مواردی دیگری هم بود برای مثال آقای نوری‌زاد در کیهان ستون ثابتی داشت و البته هیچ وقت هم در کیهان حاضر نمی‌شد، همیشه مطالبش را فکس می‌کرد و دوستان هم در روزنامه منتشر می‌کردند، آقای نوری‌زاد پس از یک انتخاباتی که تا نزدیکی ابطال پیش رفت و مسئول آن هم آقای تاج‌زاده بود، مطلبی نوشت و در آن تعریزی کرده بود که شورای نگهبان و تاج‌زاده اشتباه کرده‌اند البته خیلی ملایم به این موضوع پرداخته بود، اما کیهان این مطلب را کار نکرد .

 

چرا که نوری زاد فقط شعار داده بود و هیچ سندی در آن مطلب نبود، نوری‌زاد این مطلب را برای روزنامه ایران فرستاد و در آن زمان مدیر مسئول این روزنامه از طرفداران مجاهدین انقلاب بود و مطلب هم چاپ شد؛ با وجود اینکه ابتدا به شورای نگهبان انتقاد شده بود و بعد به تاج‌زاده و مطلب هم خیلی ملایم بود اما فردای آن روز دستور دادند آن سه نفری که در انتشار این مطلب نقش داشتند را اخراج و به روزنامه ایران ممنوع‌الورود کنند، اتفاقی که هیچ‌گاه در روزنامه کیهان رخ نداد.

 

شاید مواردی بوده که مطلبی چاپ شود که خلاف مواضع کیهان باشد که دراین موارد به فرد گفته‌اند که این مطلب خلاف مواضع کیهان است اما هیچ کسی را اخراج یا ممنوع‌الورود نکردند، شاید داشتیم کسی که در خبری سوء استفاده مالی داشت و به محض اینکه کیهان فهمید، فرد خاطی را بدون توجه به گرایش سیاسی اخراج کرد.

 

و اتفاقا این فرد بلافاصله بعد از اخراج هم جذب مجموعه آقای احمدی‌نژاد شد، در کیهان این مسائلی که با هویت خبرنگار ارتباط داشت تحمل نمی‌شد اما مسائل سیاسی به شدت تحمل می‌شد؛ مثلا در همین اواخر کسی  را داشتیم که اصلا بشار اسد را قبول نداشت ولی با او همان رفتاری می‌شد که با برادرش که بچه حزب‌اللهی به اصطلاح تند هم بود همان برخورد انجام می‌شد.

سعه صدر کیهان، نشاط کیهان بگو،بخندی که در کیهان بود و تفریحاتی که بچه‌ها با هم داشتند را من در جای دیگری نه دیدم و نه شنیدم.

 

 

 

* به خندوانه دعوت شدین و نرفتید؛ چرا؟

 

به من آخر وقت اعلام کردند، قبل از روز خبرنگار دو سال پیش بود و به من گفتند تا نیم ساعت، یک ساعت دیگر به ما خبر بدهید، من هم تا آن زمان خندوانه را ندیده بودم، یکی، دوبار در میهمانی‌ها دیدم بودم و مثل امروز خیلی فراگیر و پربیننده نشده بود، سال 94 یا 93 بود به نظرم، گفتم نه، طرف مقابل گفت حیفه‌ها! شما خبرنگار با سابقه‌ای هستید و همه هم شما را با خنده‌هاتون می‌شناسند، یعنی هر کس ما را می‌شناسد با این خنده‌ها می‌شناسد، که گفتم نه چون با برنامه آشنایی ندارم نمی‌آیم، بعد از نیم ساعت همه گفتند برنامه شاد و مفرحی است و با خاطراتی که داری می‌توانی برنامه را مفرح کنی که زنگ زدم و گفتند دیگر دیر شده و شخص دیگری را جایگزین کردیم.

 

* جایگزین شما چه شخصی شد؟

 

جایگزین خبرنگار نیامد، با اینکه روز خبرنگار بود کسی را به عنوان خبرنگار نتوانستند انتخاب کنند و شخص دیگری جایگزین شد برای آن روز، چرا که دو سه روز قبل از پخش بود و باید برنامه را ضبط می‌کردند و به همین دلیل هم شخص دیگری را دعوت کردند.

 

 

*یک نسل خوبی از شما و دوستانتان و خیلی‌های دیگر در کیهان تربیت شد که همه به نحوی در کار رسانه گل کردند، پیشرفت این نسل حاصل چه چیزی بود؟

 

یک ویژگی مهمی که باعث شد این‌ها رشد کنند، اختیار تام دادن به این‌ها بود، شاید اولین یا دومین بچه‌حزب اللهی که وارد تحریریه کیهان شد من بودم، البته بقیه هم بچه مسلمان و متدین بودند ولی با عنوان نسل انقلاب آقای نصیری من را انتخاب کرد و به من گفت که اینجا هر کاری که دلت می‌خواهد انجام بده و همه کارها را یادبگیر، دست من را باز گذاشت.

 

من ستون جدید تاسیس می‌کردم و الان هم کانالش را در تلگرام با نام ” آب و آتش” دارم که گزیده کتاب می‌گذاشتم و تقریبا یک روز در میان هفت، هشت گزیده کتاب می‌گذاشتم و هر پیشنهادی که می‌دادم اگر عملی بود قبول می‌کردند؛ من در کار خبری اشتباه زیاد کردم و اشتباهات فاحشی هم داشتم ولی اجازه اشتباه کردن را به من دادند، اجازه پر و بال باز کردن را به نجف‌زاده و مهدی محمدی دادند؛

 

مهدی محمدی آن اویل که آمده بود ما به او می‌گفتیم “جوجه فیلسوف”، کوچک بود، بحث می‌کرد و ما هم تعجب می‌کردیم که بچه‌ای به این سن و سال  می‌آید انقدر جدی و محکم روی مباحث بحث می‌کند و همان “جوجه فیلسوف” الان یک تحلیلگر مسلط فضای سیاسی کشور است، به خاطر اینکه دستش را باز گذاشتند و از او استفاده کردند و اگر مطلبی می‌نوشت استفاده می‌کردند نه به این عنوان که تو بچه‌ای مطلبش را پاره کنند.

 

اوایل که آمدیم می‌گفتند دوره قبل از ما اگر کسی می‌آمد مطلب خوب هم می‌نوشت تا سه ماه مطالب او را پاره می‌کردند تا این فرد کم کم تلاش کند و خودش را بکشد بالا، این روشی بود که قبل از آمدن نیروهای انقلاب در تحریریه رایج بود، مثلا زمان آقای رضا تهرانی و شمس‌الواعظین اینطور بود، می‌گفتند تا سه ماه هر چه نوشت پاره کنید تا آدم قوی شود.

 

اما در دوره آقای نصیری و صفارهرندی که این بچه‌ها رشد کردند، طوری بود که اجازه می‌دادند هر کس هر مطلب خوبی که داشت حتی اگر اولین مطلبش بهترین مطلب او هم بود منتشر می‌شد، این بچه‌ها معمولا از صفحه مدرسه شروع کردند و آمدند صفحه نسل سوم که صفحه جوانانه کیهان بود و کیهان با همین صفحه نسل سوم، نسلی را تربیت کرد که خیلی از آن‌ها امروز در روزنامه‌های مختلف فعالیت می‌کنند و در هر روزنامه‌ای که بروید عده‌ای را از بچه‌های صفحه نسل سوم کیهان می‌بینید که امروز در آن روزنامه‌ها به عنوان یک نقش‌آفرین اصلی حضور دارند و فعالیت می‌کنند.

 

*عتبات زیاد می‌روید و صفحه شخصی شما کلا به دو بخش عمده تقسیم می‌شد، یا عکس غذا بود یا عکس زیارت و جایی هم گفتید که هزینه سفر شما از مشهد کمتر می‌شود، چطور هزینه‌های شما کم می‌شود؟

 

عکس غذا خیلی کم است در صفحات من، شاید بین یک هزار و 400 پستی که من در اینستاگرام منتشر کردم سه یا چهار پست عکس غذا باشد اما عتبات زیاد است؛ ما برای اولین بار زمان صدام مشرف شدیم کربلا، یعنی اولین گروهی که رسما با ویزای عراق، بعد از جنگ وارد عراق شد یک گروه 15 نفره‌ای از خبرنگاران بود که برای پوشش انتخابات ریاست جمهوری صدام اعزام شده بود و من هم بین آن‌ها بودم؛

 

بعد از این سفر اولین باری که با گروه 110 نفره وبلاگ‌نویسان مشرف شدیم، یک نفر توصیه‌ای به ما کرد، از این مدیر کاروان‌ها؛ گفت توصیه می‌کنم چون حاجت زیر قبه امام حسین مستجاب است این حاجت را مسئله‌ای قرار دهید که فزاینده باشد و حاجت خود را این قرار دهید که خدا مرتب زیارت عتبات را نصیب شما کند تا هربار که می‌آیید یک حاجت مستجاب داشته باشید.

 

من همین‌کار را کردم یعنی به محض اینکه رسیدم زیر قبه امام حسین، خواستم خدا توفیق زیارت مکرر را نصیب من کند و آقا هم لطف کردند و دعای ما را مستجاب کردند و به توفیق دعایی که امام حسین مستجاب کرد، دوستان خوبی که همسفران خوبی هم هستند نصیب ما کرد، ما همواره با دوستان گروه “چله” در مناسبت‌های مختلف مثل اربعین و عرفه مشرف می‌شویم و البته در طول سال هم یک بار با خانواده مشرف می‌شویم.

 

*هزینه‌های شما چطور کمتر از مشهد می‌شود؟

 

ما در مناسبات‌هایی می‌رویم که بلیط‌های چارتری ارزان است و شده که با 50 هزار تومان یا 70 هزار تومان هم بلیط پیدا کرده‌ایم و رفته‌ایم، هزینه رفت  و برگشت ما چیزی حدود 200 یا 300 هزار تومان می‌شود، در عراق هم شبی حدود 10 تا 15 دینار پول مسافرخانه می‌دهیم و غذا هم فلافلی می‌خوریم، یا گاهی مهمان حضرات می‌شویم و…؛

 

این خیلی برای ما ارزان‌تر از مشهد یا کاروان‌های عتبات می‌شود، امروز کاروان‌ها چیزی حول و حوش دو میلیون 400 هزار تومان می‌گیرند و اگر بخواهیم همین سفر را به مشهد برویم یک هتل متوسط بگیریم و پول هواپیما بدهیم شاید یک و نیم برابر این هزینه عتبات ما می‌شود.

 

* هزینه هر سفر شما چقدر می‌شود؟

 

معمولا حدود 700 هزار تومان

 

*چند روز می‌مانید؟

 

حدود 4 شب

 

*ماجرای “چله” چیست؟ ماجرای “پیوند برادری زیر ایوان نجف”، در این گروه “چله” همه مدل سلیقه سیاسی هم دیده می‌شود.

 

بله، همه زیر پرچم امام حسین جمع شدیم؛ ما یک‌سال با دو تن از دوستان ،در اربعین سال 90 مشرف شدیم کربلا، آن زمان پیاده‌روی اربعین هنوز چنین شوری نداشت، ما آوازی شنیده بودیم که در اربعین چنین مراسمی است، رفتیم و در مسیر همه کشورها بودند از بحرین و کشورهای حاشیه خلیج فارس تا کشورهای اروپایی و آمریکایی همه می‌آمدند، ایرانی خیلی کم دیدیم فقط یک گروهی که آقای پناهیان از دانشجویان آورده بود را دیدیم.

 

ما مهمان بخش فرهنگی حرم حضرت عباس(ع) بودیم و آن‌ها گله کردند که چرا ایرانی‌ها در مسیر راهپیمایی نیستند، این یک خروش عمومی و مهمی است که جای ایرانی ها در آن خالی است؛ گفتند ما هزینه‌اش را قبول می‌کنیم شما سال آینده 40 نفر از کسانی که رسانه‌ای هستند، مثلا نویسنده، روزنامه نگار، عکاس، فیلمبردار، رمان نویس و فعالان مجازی برجسته را بیاورید اینجا تا اخباری تهیه کنند و این مسیر را به ایرانی‌ها معرفی کنند.

 

ما با دوستان برگشتیم و جلسه گذاشتیم، از حوزه‌های مختلف چند اسم را ریختیم وسط، از مستندسازان اقای سهیل کریمی،از روحانیون آقای زائری را من گفتم، چند عکاس خوب را مقایسه کردیم، به رضا امیر خانی گفتم که گفت خیلی دوست دارم بیام ولی روحیه‌ام اینطور است که اگر تنها باشم و مطلبی بنویسم بیشتر اثرگذار می‌شود و الزامات کار گروهی شاید دست و پای مرا بگیرد.

 

چند شاعر خوب داشتیم مثل آقای حامد حجتی، نویسنده و داستان نویس هم در جمع بود، خودم سفرنامه نوشتم و به طور کلی یک گروه چهل نفره‌ای شد که از همان جا آن را با اسم “چله” پایه گذاری کردیم، “چله” به این دلیل که هم چهل نفر بودیم و هم “چله” به معنای اربعین که دو منظوره شد اسم گروه.

 

گروه از آن زمان شکل گرفته و تا امروز هم پایدار است البته محبت‌های دوستان روز به روز بیشتر می‌شود تقاضای ورود به این گروه زیاد است ولی دوستان سخت‌گیری می‌کنند و می‌گویند بیشتر از 40 نفر نشویم، البته ایام اربعین الان حدود 120 نفر می‌رویم ولی مابقی روزها که اگر جلسه‌ای داشته باشیم خود 40 نفر بچه ها هستند.

 

 

*در این چند وقت از خانم بازیگر تا وزیر و حراست سازمان حج به خبرنگاران توهین می‌کنند، نظر شما در خصوص این توهین‌های اخیر چیست؟

 

خیلی تاسف بار است، مسئله‌ای که وجود دارد این است که هر چه به زمان حال حاضر نزدیک می‌شویم، توهین‌ها گسترش پیدا می‌کند و هر چه به عقب برمی‌گردیم شأن خبرنگار بیشتر رعایت می‌شد، یعنی اگر جایی به اسم خبرنگار وارد می‌شدی به احترامت بلند می‌شدند یا امکانات را فراهم می‌کردند تا خبر و گزارش خوبی منتشر شود.

 

در دو سه سال اخیر هم از سوی دولت و وزرا و هم از سوی سلبریتی‌ها به خبرنگاران توهین می‌شود و این میزان توهین به خبرنگاران بی‌سابقه است، نمی‌دانم این توهین‌ها با همین شدت قرار است ادامه داشته باشد یا خیر و آیا این فضای بسته‌ای که برای خبرنگاران ایجاد شده آیا باز هم ادامه پیدا خواهد کرد یا نه.اما این اتفاقات جای تاسف دارد.

 

شاید در بخشی از قضیه هم خود خبرنگاران مقصر باشند، مقصر از این جهت که به این افراد میدان دادند و محاکمه‌شان نکردند، در همین قضیه خبرنگار صدا و سیما که به او توهین شد، خود صدا و سیما یک هفته سکوت کرد، به چه حقی صدا و سیما به خبرنگارش توهین شده این طور رفتار می‌کند؟!

 

دوره ای که ما خبرنگار بودیم اگر وزیر نیم ساعت تاخیر می‌کرد حتی اگر وزیر مهمی هم بود همه از جلسه می‌رفتیم بیرون دفعه بعد وزیر سر ساعت حاضر می‌شد؛ ما خبرنگاران هم مقصریم، به این افراد میدان می‌دهیم، اجازه می‌دهیم که هرکاری دلشان می‌خواهد بکنند و سازمان‌های مربوطه مثل صدا و سیما به خاطر منافعشان که به دست دولت است سکوت می‌کنند.

 

در همین دولت آقای روحانی برنامه صرفا جهت اطلاع را تعطیل کردند و صدای هیچکس در نیامد و من خبر قطعی دارم که می‌خواستند برنامه 20:30 را تعطیل کنند و آخر کار به تعطیل شدن صرفا جهت اطلاع راضی شدند. چقدر برنامه‌هایی که مثل ثریا تعطیل شدند.

 

 آقای قاضی‌زاده هم اخیرا به خاطر تعطیل شدن “در حاشیه‌های پزشکی” تشکر کرد.

 

بله، کلا صدا و سیما به وزرا امتیازات خوبی می‌دهد، هر وزیری به هر شبکه‌ای دعوت می‌شود یک طرفه صحبت می‌کند و این دیکتاتوری رسانه‌ای دولت یازدهم بعد از انقلاب بی‌سابقه است، آقای هاشمی که بدترین دوره ما قبل از روحانی بود، در زمان خودش 16 جلسه با کیهان پای گفت‌وگو نشست و به همه سوالات جواب داد.

 

درست است که بعضی پاسخ‌ها منتشر نشد اما همین که راضی شد مقابل کیهان بنشیند و پاسخ دهد خیلی ارزش داشت، حتی دوره اصلاحات هم فضای مناسب نقد دولت را داشتیم و دوره احمدی نژاد فضا کاملا باز بود و از نقد به فحش، مسخره و متلک کشیده شده بود.

 

 اما این میزان فشاری که در دولت آقای روحانی به خبرنگاران و به فضای باز اطلاع رسانی وارد می‌شود، در هیچ کدام از سال‌های بعد از انقلاب به این شدت نبوده است.

 

 

*اشاره‌ای به “آب و آتش” داشتید که در ابتدا ستونی در کیهان بود و بعد اسم وبلاگ شما شد و الان هم کانال تگرامی است.

 

نه؛ اول وبلاگ بود، آب و آتش اسم وبلاگم بود، ستون که شما می‌گویید اسمش “گزیده اندیشه‌ها” بود که هربار هشت پاراگراف در ستون قرار می‌گرفت که 8 گزیده کتاب متنوع بود همین کاری که در کانال انجام می‌دهیم، بعد که خواستم وبلاگ تاسیس کنم اسمش را گذاشتم آب و آتش؛ در وبلاگ همه چیز بود البته بریده کتاب هم بود اما به طور مشخص کارش بریده کتاب نبود.

 

بعد که امکانات مجازی فراهم شد دوست داشتم گروه شعر تشکیل دهم، دیدم تعداد گروه‌های شعر زیاد و تنوع هم زیاد است احساس کردم کار زائدی انجام می‌دهم، دیدم اولا کار معطل مانده این است که توجه‌ها به کتاب کم است، دوما مطالبی که نقل می‌شود مستند نیست یعنی شما 30، 40 نقل قول از شریعتی داشتید که کلا 10تا از این‌ها درست بود، 60 نقل قول از پرفسور حسابی داشتید که هیچ کدام درست نبود، 40 نقل قول از آیت الله بهجت داشتید که سه الی چهارتا آن‌ها درست بود.

 

من دیدم سندیت این حرف‌ها اعتبار این بزرگان را هم مخدوش می‌کند به همین خاطر گروهی تاسیس کردم و تاکید کردم هر مطلبی می‌آید، نویسنده باید خوانده باشد، نه اینکه از اینترنت و گروه‌های وایبری و واتس آپی جمع کرده باشد، من تاکید کردم تا زمانی که خودشان مطلبی را نخواندند نام ناشر،نویسنده و شماره صحفه را پای مطلب ننوشتند حق انتشار آن را در گروه ندارند،

 

حدود صد نفر از دوستان در این گروه جمع شدند و خوشبختانه به مرور این کار جا افتاد،الان بچه‌ها مطالب را در گروه می‌گذارند و من انتخاب می‌کنم و در کانال منتشر می‌کنم.

 

التبه چند وقتی است که دستانم اذیت می‌شود و کمتر مطلب می‌گذارم ولی این‌هایی که جمع می‌شود را در کانال قرار می‌دهم.

 

 

* چند کتاب معرفی می‌کنید؟

 

در چه زمینه‌ای؟

 

* هر حوزه‌ای که خودتان دوست دارید، رمان، شعر، شهدا و…

 

من نفحات نفت و جانستان کابلستان رضا امیر خانی را دوست دارم البته نفحات نفت را بیشتر دوست دارم چرا که دردهای امروز ما را نشان می‌دهد؛ در حوزهٔ دلنوشته و نوشتهٔ ادبی کسی را به پای زنده یاد احمد عزیزی نمی‌دانم که رسیده باشد، چه در کتاب‌ها و نوشته‌ها، چه در شهرها و غزلیات و مثنوی‌ها و چه در نثرها که با عنوان شطحیات معروف است؛

 

در بانک واژگانی که در نوشته‌های احمد عزیزی وجود دارد کسی را به پای او نمی‌دانم؛ حدود 20 کتاب از او منتشر شده و سید مهدی شجاعی در سه جلد آن‌ها را مجلد و منتشر کرده است و توصیه‌ام این است که اگر شخصی می‌خواهد ذوق ادبی‌اش بشکفد کتاب‌های احمد عزیزی را بخواند.

 

خودم شخصا کتاب‌های علامه محمدرضا حکیمی، آقای صفایی حائری همان “عین صاد” معروف را دوست دارم به کتاب‌های شریعتی و از آن بیشتر جلال آل احمد دلبستگی دارم، جلال فوق العاده است، یعنی حرف‌هایی که جلال زده و صراحت‌هایی که در ادبیات، سیاست و فرهنگ داشته را کم نظیر می‌دانم و در حوزهٔ خاطرات جنگ هم آثار زیادی منتشر شده و رهبری هم بر آن‌ها تفریظ نوشته‌اند مثل کتاب‌های انتشارات سوره مهر و فاتحان که این‌ها هم کتاب‌های خوبی است.

 

اما توصیه من این است که دوستان رمان خوانی را در برنامه خود بگذارند چه رمان‌های ایرانی چه رمان‌های خوب خارجی که رهبری هم چندی باری تاکید کرده‌اند؛ مثلا بینوایان را توصیه می‌کنم هر کس یکبار مجموعه دوجلدی کاملش نه این خلاصه‌هایی را وجود دارد را بخواند، این را در قالب باید عرض کردم، رمان‌های مختلف دیگری هم وجود دارد ولی همین مقدار کافی است.

 

*ممنون از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید.

 

گفت‌وگویی از امیر نجفی ( منتشر شده در سایت دانا dana.ir )

 

 

درباره استاد تقی دژاکام 

دانش آموخته رشته علوم سیاسی از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

– ۲۵ سال حضور در تحریریه کیهان در سمتهای خبرنگار، نویسنده، گزاشگر، جانشنی دبیر سرویس سیاسی، دبیر سرویس شهرستانها، دبیر سرویس اجتماعی، عضو شورای سوژه، عضو شورای تیتر.

_ همکار چندین ناشر معتبر برای ویرایش کتابهای در آستانه چاپ.

– همکار اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مدت سه سال.

– دستیار مدیر مسئول، سردبیر در مجله پاسدار اسلام.

– مدیر نظارت و ارزشیابی خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) به مدت دو سال.

– مشاور اجرایی و مدیر منابع انسانی خبرگزاری برنا به مدت دو سال.

– مدیر کل ارتباطات اجتماعی خبرگزاری فارس از ابتدای سال ۹۲ تا کنون.

– مدیر وبلاگ آب و آتش. لینک : http://ab_o_atash.persianblog.ir

– فعال شبکه های مجازی اعم از فیس بوک، گوگل پلاس و اینستاگرام. ( کانال تلگرام : @tdejakam )

– مدرس دروس خبرنگاری اعم از خبر، مصاحبه، گزارش، مقاله نویسی، ویرایش، اخلاق خبرنگاری از حدود ۱۵ سال پیش در مراکز مختلف آموزشی و دانشگاهی تهران و شهرستانها.

– نویسنده بیش از دویست مقاله در موضوعات مختلف سیاسی، بین المللی، فرهنگی، ادبی، سینمایی، مذهبی در روزنامه های کیهان، اطلاعات، سلام، ایران و چندین مجله و ماهنامه.

متولد اردیبهشت ۱۳۴۵

منبع : سایت شبکه اعزام سخنران عمار