ترندهای قلدر [ وقتی که توییت میخوانیم ذائقه ما چه تغییری می‌کند؟]

ترندهای قلدر [شبکه‌های اجتماعی با ذائقه سازی اخبار خاصی را تحمیل می‌کنند]

این روزها متاسفانه کمتر کسی پیدا می‌شود که به عضویت شبکه‌های اجتماعی درنیامده باشد؛ از نوجوان ۱۴ ساله گرفته تا پیرمرد و پیرزن ۷۰ ساله که روزها و ماه‌ها تلاش کردند تا بالاخره بتوانند دست و پا شکسته روخوانی محتویات فضای مجازی را داشته باشند.

در این میان جوانان دایره ارتباطات مجازی خود را به روز و گسترده‌تر می‌کنند، تا جایی که بعد از تلگرام و فیس‌بوک،  توییتر هم به مثابه یکی از زنجیره‌های این ارتباطات قرار گرفته است. فضایی که به سرعت قابلیت ترند کردن یک موضوع خاص را در خود دارد و حامیان آن را در این زمینه فعال می‌کند.

اما آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید که چرا در کوتاه‌ترین زمان ممکن یک موضوع به بحث محتوایی اول شبکه‌های اجتماعی تبدیل می‌شود؟! در ادامه مطلب همراه بنیانا باشید

ادامه خواندن “ترندهای قلدر [ وقتی که توییت میخوانیم ذائقه ما چه تغییری می‌کند؟]”

درباره توییتر و هشتگ های بی تاثیر بر افکار عمومی و ترند کردن موضوعات

 اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ شمسی را شاید بتوان به صراحت دوران اوج روزنامه نگاری و فعالیت رسانه ای در ۳۰ سال گذشته دانست؛ دورانی که روزنامه های ۲ جریان  آن زمان یعنی «چپ و راست»  هر کدام به فراخور فعالیت خود، از لحاظ حرفه ای (و نه سیاسی) عملکرد چشمگیری داشتند.

ادامه خواندن “درباره توییتر و هشتگ های بی تاثیر بر افکار عمومی و ترند کردن موضوعات”

کار ویژه نفوذی ها در توییتر و رسانه چیست؟

نفوذی ها

متنی که در ادامه میخوانید ، یادداشتی کوتاه از مهندس سیداحسان اصنافی است که او در شبکه های اجتماعی در نقد فعالیت کاربران منتشر کرده است : 

نفوذی ها
نفوذی ها

کار ویژه نفوذی ها در توییتر و رسانه چیست؟

مخالفین همیشه همانقدر که در چه نمی خواهند متحد هستند در چه می خواهند متفرقند. برای شکستن کمر نظام اولین قدم انسجام بخشی به طیف متکثر مخالفین از طریق تنش و هیجان است.نباید اجازه فکر در مورد فردای اعتراض را داد

 

کشته سازی،درگیری،خبر دروغ و ..ساده ترین تکنیکهای ضدانقلاب است.اما بخش دوم تامین هیجان به عهده نفوذی/ساده لوح ها است که رنگ و ریش حزب الهی دارند

نان نفوذیها در تحقیر،توهین به تفاوتها و برجسته نمایی اختلاف است؛ آنها رسانه را از ابزار اقناع به بوق رو کم کنی و تیکه پراکنی تنزل میدهند

 

نفوذی ها اختلافات کوچک را چنان نمادین میکنند که برای طرفین ناموسی شود و کوتاه امدن از آن ممکن نباشد

نفوذی ها در درگیری هایی گفتمانی، منتقدین و مخالفین را تحقیر میکنند تا انسجام و خشم آنها فرو ننشیند

نفوذی ها هر مدارای نظام با تفاوت ها را نماد سرخوردگی جریان حزب الله میکنند

 

نفوذیها در درگیری میدانی خوراک رسانه ای برای هیجان بخشی را تامین میکنند

بزرگترین دشمن نفوذی ها آنها هستند که فضا را سیاه و سفید نشان نمیدهند. نفوذی ها به خون آنها که تلاش میکنند فرصت آمیختن حق و باطل را از ضدانقلاب بگیرند تشنه اند و برای خروجشان از قطار انقلاب برنامه ریزی میکنند

 

نفوذی به جای اینکه از دور شدن هر نیروی انقلابی از دایره انقلاب ناراحت شود و برای بازگرداندنش تلاش کند با ذره بین دنبال لغزشها است تا فریادش کند و هورا بکشد

نفوذیها تلاش میکنند خودشان مصداق تام و تمام انقلابی به نمایش بگذارند

آنها خوب میدانند عملکردشان چه آبرویی از نظام می برد 

منبع: توییت(+)

 

دروغ ، سریع تر از واقعیت در توییتر پخش می‌شود [نتایج بررسی آماری ۱۲۶ هزار داستان خبری]

نتیجه و نظر کارشناسان MIT درباره اخبار جعلی در توییتر : «اطلاعات تازه ارزشمندتر از اطلاعات اضافی به نظر می‌رسد. کسانی که اطلاعات تازه منتشر می‌کنند موقعیت اجتماعی بهتری کسب می‌کنند چون دیگران فکر می‌کنند آنها افراد مطلعی هستند یا اطلاعات مخفیانه‌ای دارند.»

 

نتایج پژوهشی تازه توسط محققین دانشگاه MIT نشان می‌دهد که در توییتر اخبار دروغین سریعتر از اخبار واقعی همه‌گیر می‌شوند. بنا به نوشته نشریه «ساینس» (دانش) پژوهشگران پخش شدن اخبار مختلف را از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۷ به یاری ۶ سازمان تحلیلگر خبر بررسی کرده‌اند.

 

این پژوهش نشان می‌دهد اخبار سیاسی و فرهنگی جعلی سریعتر از دیگر اخبار، نظیر فجایع طبیعی یا تروریسم فراگیر می‌شوند. باید افزود که پژوهشگران ترجیح می‌دهند از عبارت «اخبار نادرست» به جای «اخبار جعلی» استفاده کنند؛ چراکه عبارت دوم به گمان آنها سیاست‌زده است.

 

گرچه حسابهای توییتری که اخبار واقعی منتشر می‌کنند نسبت به حسابهایی که اخبار نادرست منتشر می‌کنند، پیروان بیشتری دارند اما همچنان اخبار نادرست سریعتر از اخبار درست بازنشر می‌شوند؛ چون این خبرها تازه‌تر به نظر می‌رسند.

 

این نهادهای تحلیلگر اخبار، نخست منبع اصلی توییت‌کننده را یافته و آنگاه بازنشر آن را نیز بررسی کرده‌اند. بازه آماری آنها شامل ۱۲۶ هزار داستان خبری است که از سوی ۳ میلیون نفر بیش از ۵/۴ میلیون بار توییت شده است.

 

این پژوهش نشان می‌دهد اخبار واقعی به زحمت از سوی ۱۰۰۰ نفر بازنشر شده است حال آنکه فقط یک درصد از مهمترین اخبار نادرست را ۱۰۰ هزار نفر بازنشر کرده‌اند.

 

سینان آرال،‌ استاد دانشگاه ام‌آی‌تی که دراین پژوهش شرکت داشته می‌گوید: «اطلاعات تازه ارزشمندتر از اطلاعات اضافی به نظر می‌رسد. کسانی که اطلاعات تازه منتشر می‌کنند موقعیت اجتماعی بهتری کسب می‌کنند چون دیگران فکر می‌کنند آنها افراد مطلعی هستند یا اطلاعات مخفیانه‌ای دارند.»

 

محققان همچنین روی سوژه‌های انسانی و رباتهای منتشرکننده اخبار نیز آزمایش کرده‌اند و دریافته اند که رباتها نقشی در انتشار بیشتر اخبار دروغین ندارند و کاربران مسئول این امر هستند.

 

پژوهشگران همچنان تصمیم داشته‌اند درک عمیقتری از چگونگی انتشار بیشتر اخبار نادرست کسب کنند تا بتوانند راه‌حل‌هایی را برای تصحیح این امر ارائه دهند.

 

یکی از راه‌حل‌های پیشنهادی، امتیاز دادن به منابع خبری براساس قابل اعتماد بودن آنهاست. راه‌حل دیگر نیز به گفته این محققان می‌تواند این باشد که شبکه‌های اجتماعی نظیر فیس‌بوک یا توییتر الگوریتم‌ها و سامانه‌هایی را فراهم کنند که افراد را از نشر اخبار نادرست منصرف یا آن ها را جریمه کند.

منبع : euronews

 

چگونه از جوگیری در اینستاگرام و توییتر و تلگرام دوری کنیم ؟

جوگیری در اینستاگرام
جوگیری در اینستاگرام

نقد حال و هوای افراطی برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی

جوگرفتگی از برق‌گرفتگی خطرناک‌تر است!

 

آیا تا به حال جوگیر شده‌اید؟ یا با افرادی که خیلی زود جوگیر می‌شوند برخورد داشته‌اید؟ حتماً هم این جمله « ما چقدر جوگیر هستیم» را هم زیاد شنیده‌اید. آدمی را می‌شناختم که بسیار تحت تأثیر شرایط محیط خود قرار می‌گرفت و کارهایی را انجام می‌داد که برایم بسیار عجیب بود. یادم است در مجلس مهمانی که با هم حضور داشتیم طبق روال همه مهمانی‌های امروزی، بحث داغی بین مهمانان به راه افتاد که این دوست ما هم در این بحث و گفت‌وگو به شدت شرکت کرده بود.

 

با گذشت چند دقیقه بحث به اوج خود رسید و مهمان‌ها به دو گروه موافق و مخالف تقسیم شدند. ناگهان این دوست ما با چهره برافروخته از جای خود بلند شد و شروع کرد با حرکات تند دست‌هایش، نظر و عقیده‌اش را به دیگران القا کردن. به قدری تحت تأثیر افرادی که با او هم‌عقیده بودند قرار گرفته و جوگیر شده بود که دیگر کنترل رفتار و گفتارش را نداشت و حرکاتی از خود نشان می‌داد که من به شدت نگرانش شدم، تا جایی که به سمتش رفتم و او را به آرامش دعوت کردم.

 

بعد از مهمانی با خنده به او گفتم: « آدم رو برق بگیره ولی جو نگیره! دوست عزیز این چه کاری بود تو کردی؟ هم به خودت هیجان بیش از حد وارد کردی هم مجلس مهمانی را به هم ریختی! » بنده خدا بعد از اینکه هیجانش خوابید خودش هم از دست خودش شاکی و عصبانی شده بود و می‌گفت این یک ضعف بزرگ من است که نمی‌توانم رفتار و گفتار خودم را تحت کنترل داشته باشم و همیشه این جوزدگی برایم مشکل‌ساز شده است.

 

 

جوگیری مردم با شبکه‌های مجازی

اینکه ما از چه زمانی مردمان جوگیری بودیم مشخص نیست ولی به یمن حضور گسترده شبکه‌های اجتماعی، چند سالی است که به کرات شاهد جوگیر شدن مردم جامعه در موقعیت‌های مختلف هستیم. فرقی هم ندارد در چه گروه سنی یا  اجتماعی هستیم. از هر قشر و صنفی که باشیم خیلی زود نسبت به موضوعات مختلف واکنش هیجانی نشان می‌دهیم که مبادا از قافله عقب بمانیم!

 

شاید اگر مسابقه جوگیری در سطح دنیا برگزار می‌شد ما مقام اول را کسب می‌کردیم و جام را به خانه می‌آوردیم! آنقدر سریع نسبت به وقایع واکنش نشان می‌دهیم که ناگفتنی است! خوب یا بد، درست یا غلط، این جوگیری مهم نیست. مهم این است که همه مردم دنیا با خبر می‌شوند و جوزدگی‌های یک ملت را در رأس خبرهایشان می‌نشانند.

 

از حمله یکهویی ایرانی‌ها در شبکه‌های اجتماعی به صفحه شخصی فلان فوتبالیست یا فلان مجری و… گرفته تا شادی و خوشحالی مردم در خیابان‌ها بعد از برد تیم ملی!

یا  تمام مدت منتظریم یک کسی در یک جایی حتی در فلات دور، حرکتی را انجام دهد تا ما هم پیرو او همان کار را انجام دهیم یا  یک چهره معروف وطنی و غیروطنی مرتکب خطا و اشتباهی سهوی یا  عمدی شود که ما آن را سریع به یک سوژه تبدیل کنیم و به قولی روزمان را بسازیم. از مرگ هنرمندان و نوابغ ایران و جهان بگیر تا بادهای سوئیس و سلفی سیاستمداران و غیره که این روزها بدجوری شبکه‌های اجتماعی را به خود مشغول کرده است.

 

کلاً مردم جوگیری هستیم! حتماً شما هم جریانات مختلفی را که در حاشیه فوت هنرمند و کارگردان بزرگ کشورمان رخ داد، می‌دانید. از دست دادن این کارگردان فقید، شوک بزرگی برای جامعه هنری و غیرهنری کشورمان بود درست! ولی بعضی از هنرمندان و افراد عادی جامعه واکنش‌هایی نسبت به این خبر از خود نشان دادند که بسیار حیرت‌آور بود.

 

از طومارنویسی هنرمند و غیرهنرمند علیه جامعه پزشکی بگیرید تا درخواست اشد مجازات برای دکتر معالج بیچاره و غیره. در آن روزها هر کدام از شبکه‌های اجتماعی را که باز می‌کردیم با پست‌ها و کامنت‌هایی مواجهه می‌شدیم که کاملاً معلوم بود این افراد جوزده برای اینکه از این قافله عقب نمانند آتش به هیزم این جریان می‌انداختند که این جوزدگی فقط باعث شد جامعه هنری و پزشکی ما رودرروی هم قرار بگیرند.

 

ما حتی در کمک کردن هم جوزده هستیم. آنقدر سریع درگیر جو و فضای کمک‌های خیریه قرار می‌گیریم که بدون هیچ گونه تحقیق و بررسی‌ای درباره مراکز خیریه مربوطه و اینکه بدانیم این خیریه برای کی و کجاست سریع و شتاب‌زده کمک می‌کنیم تا فقط به همه نشان بدهیم که ما خیلی خیر هستیم.

 

در بسیاری از گروه‌های تلگرامی پیام‌هایی حاوی یک شماره حساب و کلی التماس و خواهش برای کمک به یک نیازمند منتشر می‌شود که گاهی از صحت و سقم این پیام آگاه نیستیم و کاملاً هم مشخص است که دست به دست چرخیده تا به ما رسیده و چون از طرف یکی از دوستان ما منتشر شده است سریع برای کمک اعلام آمادگی می‌کنیم.

 

در این میان قطعاً افراد سودجویی هستند که از این معرکه جوزدگی افراد، سوءاستفاده می‌کنند و کلاهبرداری‌هایی را انجام می‌دهند. نوع دیگری از جوزدگی مردم ما شرکت در حرکات نمایشی در حمایت از بیماری‌های خاص است، مثل چالش سطل یخ که خیلی از افراد جوزده فقط برای جلب توجه، یک سطل یخ روی سر خود می‌ریختند و در اینستاگرام به اشتراک می‌گذاشتند که این چالش با این جوزدگی مردم از هدف اصلی خود خارج شد.

 

یا مورد اخیر جوزدگی افراد در شبکه‌های اجتماعی، خبر شهادت یکی از مدافعان حرم بود که چه واکنش‌های شتاب‌زده‌ای را در این مورد شاهد بودیم. چه سخنانی را از بعضی از افراد و بعضا چهره‌های معروف مردمی خواندیم و شنیدم که هیچ ربطی به آرمان‌های والای این شهید بزرگوار نداشت و فقط تعجب و حیرت همگان را نسبت به این موضع‌گیری‌های شتاب‌زده برانگیخت.

 

اما باید این را بدانیم که این دست به دست شدن‌ها و یک کلاغ چهل کلاغ شدن‌های اخبار و رویدادها تنها باعث می‌شود که واقعیت جریان در زیر لایه‌های جوزدگی گم شود و آنچه پیام اصلی این جریان است نادیده گرفته شود. مثل برخی از اتفاقات که جرقه آنها در فضاهای اجتماعی‌زده شده و در یک حرکت هیجانی، موضوعی که فقط در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شد به فضای واقعی کشیده می‌شود و گاهی جریانات دیگری را هم به همراه دارد.

 

در ماجرای گم شدن و مرگ آنیتای هشت ماهه، آنقدر جوزدگی در آن بالا بود که در مراسم ترحیم این کودک شاهد رفتارهای عجیب و غریبی از سوی برخی افراد بودیم، خانواده‌هایی که فرزندان خردسال خود را برای همدردی یا به دلایل دیگری به آغوش این پدر داغ‌دیده می‌سپردند که باعث داغ‌دیدگی بیشتر او می‌شد و در نهایت جوزدگی، این جریان را با خبر فوت پدر آنیتا تمام کردند! که در واقع یک شایعه بیش نبود.

 

انبوه خلق و جوزدگی

در جامعه امروزی افرادی که جوگیر یا  جوزده هستند یا  به عبارتی خیلی سریع دچار هیجان می‌شوند کم نیستند. تمام این افراد تحت تأثیر شرایط محیط پیرامون خود جوگیر یا  دچار هیجان شده و رفتاهای نابهنجاری را بروز می‌دهند. از نظر رفتارشناسی «جوگیر شدن» به معنای اسیر عوامل محیطی و تسلیم فشارهای محیط شدن و تن دادن به خواسته‌های اطرافیان اعم از دوستان یا همراهان است.

 

«جوگیر شدن» به تعبیری به حالتی اطلاق می‌شود که فرد هنگامی که تحت فشار رفتارهای محیطی قرار می‌گیرد، برای همرنگ شدن با آن دست به کارهایی می‌زند که در شرایط عادی امکان ندارد به انجام آن حرکت‌ها اقدام کند. رفتارهایی همچون استفاده از مواد مخدر، کشیدن سیگار یا سایر هنجارشکنی‌هایی که مغایر با اصول اخلاقی و رفتاری است و همه و همه ناشی از جوگیر شدن بعضی از افراد است.

 

بعضی از حرکت‌های سیاسی یا اجتماعی که در جامعه شاهد آن هستیم نیز ریشه در جوگیر شدن افراد دارد. جوگیری بیشتر در سنین بین ۱۱ سال تا ۲۵ بیشتر دیده می‌شود و «جوگیر شدن» در این سن و سال موجب گرفتار شدن جوانان و نوجوانان در آسیب‌های اجتماعی و رفتاری می‌شود و خطر انحراف و ناهنجاری‌های ناشی از «جوگیر شدن» در این سنین بیشتر است.

 

گوستاو لوبون جامعه‌شناس فرانسوی در حوزه روانشناسی اجتماعی نظریه انبوه خلق را مطرح می‌کند. انبوه خلق به عده‌ای از افراد گفته می‌شود که در عمل مشخصی یا بروز حادثه‌ای گرد هم می‌آیند و دارای ویژگی‌هایی چون وجود احساسات و هیجانات آنی، نداشتن تشکل و انسجام، به وجود ارتباط موقت و ناپایدار میان افراد، از دست دادن حس تشخیص و پیوستن به گروه و در نهایت نبود هدف قبلی و اندیشیده می‌باشند.

 

همین آشوب‌های خیابانی سال ۸۸ نمونه بارز این نظریه است، بسیاری از جوانان و نوجوانان اسیر جو موجود شدند و برای خودنمایی در مقابل هم سن و سال‌ها یا جنس مخالف اقدام به برخی کارها کردند. شاید ۷۰درصد از جوانان و نوجوانان برای اینکه به اصطلاح از قافله عقب نمانند و با جو موجود همرنگ شوند در برخی از آشوب‌ها حضور داشتند وگرنه در شرایط عادی محال بود دست به چنین کارهایی بزنند.

 

امروزه نیز شاهد این انبوه خلق‌ها یا  جوزدگی‌های جمعی افراد هستیم. انبوه خلق‌هایی در قالب شبکه‌های اجتماعی که در بعضی موارد از قاب گوشی های موبایل و تبلت‌ها خارج شده و شکل ظاهری به خود می‌گیرد. انبوه خلقی که با جوزدگی فراوان بعد از برد تیمشان برای خوشحالی و پایکوبی به خیابان‌ها آمده و نظم شهر را به هم می‌زنند یا  برعکس بعد از باخت تیم مورد علاقه‌شان دست به تخریب وسایل نقلیه عمومی یا  هتاکی و فحاشی به داور و مربی و بازیکن تیم مورد نظر می‌زنند.

 

   نه گفتن، درمان جوزدگی

همانطور که گفته شد جوگیری در سنین نوجوانی و جوانی بیشتر بروز پیدا می‌کند، بنابراین جوگیری به عنوان یک ناهنجاری رفتاری ممکن است منجر به سقوط آنها به اعتیاد یا دچار شدن به افسردگی یا آسیب‌هایی همچون فرار از خانه، ترک تحصیل، خرابکاری‌های سیاسی و حتی خودکشی شود. اما با آموزش مهارت‌های زندگی و واقع‌گرایی به جوانان می‌توان از این حس «جوگیر» شدنشان در مسیر درست و سازنده‌ای استفاده کرد.

 

امروزه شبکه‌های اجتماعی بستری برای بروز این ناهنجاری رفتاری است و برای اینکه نوجوان و جوان ما دچار جوزدگی در هیچ زمان و مکانی نشوند بهتر است به آنها نه گفتن را آموزش دهیم. از نگاه آسیب‌شناسی رفتاری، آموزش‌های مهارت‌های زندگی به‌ویژه مهارت گفتن «نه» اصلی‌ترین واکسن برای جلوگیری از گرفتاری در این بیماری رفتاری است.

 

ترسیدن از تمسخر یا تبرئه کردن خود از اتهام ترسو بودن و امثال آن سبب می‌شود تا جوانان قدرت «نه» گفتن به دعوت‌ها و خواسته‌های نامعقول و ضداخلاقی و مخالفت با ارزش‌ها را از دست بدهند و این مسئله زیربنای اصلی جوگیری آنان است.

 

جوگیر شدن ریشه رفتاری دارد و به خاطر خلأ رفتارهای سالم و پیشگیری‌کننده به‌وجود می‌آید. الگوهای رفتاری سالم باید در خانواده و مدرسه ارائه شود. جوانانی که مهارت‌های زندگی را آموخته‌اند یا در خانواده‌های اصیل و ارزشی تربیت شده‌اند هرگز اسیر جوزدگی نمی‌شوند.

 

یادداشتی از خانم مریم ترابی در روزنامه جوان

گزارشی از مسدود شدن موج‌های رباتی #freeomid و #BreakHasr در توییتر

شرح اتفاقی که در رسانه‌های انقلابی گم شد و در رسانه‌های ضدانقلابی سانسور

«تقلب بزرگ» در توئیتر

قرار بود روز ۲۵ بهمن‌ماه ۹۵ با همکاری بعضی جریان‌های رسانه‌ای معاند، هشتگ شکست حصر سران فتنه به یکی از هشتگ‌های برتر شبکه اجتماعی توئیتر تبدیل شود. با این حال بررسی و تأمل بر رویدادی که اتفاق افتاد نشان می‌دهد بخش اعظمی از عملیات «هشتگ‌سازی» توسط ربات‌ها انجام گرفته است.

 

قرار بود صبح ۲۵ بهمن‌ماه ۱۳۹۵ ساعت ۱۰، یک اتفاق مهم را در توئیتر رقم بزنند. برای همین اتفاق مهم هم از چند روز قبل در هر کانال و حساب کاربری که داشتند اطلاع‌رسانی کرده بودند و هدفشان این بود که‌ترند اول جهانی توئیتر را کسب کنند. احتمالاً برای همین هم صبح را انتخاب کردند، که جهانیان خواب باشند و وقتی بیدار می‌شوند، ترند یک آن‌ها جلوی چشمشان باشد. این نخستین حرکتی نبود که جریان معاند انقلاب اسلامی در توئیتر آغاز می‌کرد و پیش از این فتوحاتی هم در برجسته کردن چند زندانی امنیتی مانند «امید کوکبی» داشت.

 

چرا ترند در توئیتر این همه مهم است؟

توئیتر از معدود شبکه‌های اجتماعی بین‌المللی است که کارکرد خبری و اطلاع رسانی دارد و محل حضور خبرنگاران، سیاسیون، علاقه‌مندان به جریان‌های خبری و فعالان اجتماعی و سیاسی مستقل است.  به همین دلیل، ترندهای روزانه این شبکه اجتماعی برای کاربران توئیتر و حتی ناظران بیرونی آن، دارای اهمیت است و خیلی‌ها سر و دست می‌شکنند  تا بتوانند ترند یک منطقه جغرافیایی یا جهانی را به موضوع مورد علاقه خود اختصاص بدهند.

 

از طرف دیگر عدم حضور جدی ایرانیان در توئیتر به دلیل فیلتر بودن و فعالیت کاملاً نظام‌مند و سازماندهی شده جریان معاند انقلاب اسلامی باعث شده است ضد انقلاب عرصه خوبی برای فضاسازی علیه مردم و کشور ایران بیابد و تلاش کند از این عرصه -حداقل در ۶ ماه گذشته- حداکثر استفاده را ببرد.

 

خیز نخست: وقتی امید کوکبی مهم شد

انتشار یک تصویر از زندانی امنیتی «امید کوکبی» که در بیمارستان در حال مداوا بود، باعث شد این موضوع مورد توجه کاربران فارسی‌زبان و بعداً انگلیسی زبان توئیتر قرار بگیرد و موضوع برای جامعه مجازی توئیتر آن‌قدر مهم شود که هشتگ #FreeOmid به ترند نخست جهانی برسد. اتفاقی که توجه خیلی از خبرنگاران، رسانه‌ها و ناظران سیاسی را به خود جلب کرد.

این اتفاق باعث شد اوضاع برای جریانی که دل خوشی از انقلاب اسلامی ندارند، مساعد شود و احساس کند که توئیتر می‌تواند برایش یک رسانه مهم باشد.

 

خیز دوم: وقتی آرش صادقی حذف می‌شود!

برجسته‌ترین و هماهنگ‌ترین اتفاق بعد از موفقیت درترند کردن هشتگ امید کوکبی، تلاش برای مطرح کردن آرش صادقی، دیگر زندانی امنیتی ایرانی بود. زندانی که به گفته منابع غیر رسمی جزو گروهک‌های مسلح بود.

 

آغاز تلاش برای ترند کردن هشتگ FreeArash# باعث شد آرش صادقی به یکی از ترندهای مهم جهانی تبدیل شود و برای ساعاتی هم ترند اول جهان بشود. اما پس از گذشت چند ساعت، هشتگ آزاد کردن صادقی به صورت ناگهانی از ترندهای توئیتر کلاً حذف شد. اتفاقی که به گفته کارشناسان به دلیل استفاده بیش از اندازه از ربات‌های توئیتری و حساب‌های کاربری جعلی (Fake) رخ داده است.

 

حذف این هشتگ برای چند ساعت کاربران فعال در این کمپین را کاملاً ساکت کرد و باعث شد بی‌خیال آرش صادقی بشوند و برای آزادی «علی شریعتی»، دیگر زندانی امنیتی هشتگ‌زنی کنند.

 

گرچه هیچ رسانه‌ای به حذف ناگهانی‌ترند جهانی آرش صادقی نپرداخت و بی‌صدا از کنارش عبور کرد، اما کاربران توئیتر به خوبی فهمیدند که این هشتگ‌ها با کمک ربات‌هایی که غالباً از سوی گروهک منافقین حمایت می‌شوند به ترند جهانی تبدیل شده و نمی‌توان خیلی به این ترندها تکیه‌ای کرد.

 

خیز سوم: حصر را بشکنید

چند روز قبل از ۲۵ بهمن‌ماه، کانال‌های اصلی جریان معاند انقلاب اسلامی در تلگرام و حساب‌های کاربری پردنبال‌کننده‌شان در توئیتر، قرار صبح ۲۵ بهمن‌ماه ساعت ۱۰ را اعلام کردند و گفتند قصد دارند هشتگ BreakHasr#  را به ترند اول جهانی تبدیل کنند.

 

با تلاش بسیار، هشتگ رفع حصر توئیتری‌ها حدود ساعت ۱۴ به ترند دهم جهانی رسید؛ اما حذف ناگهانی هشتگ این جماعت، دوباره بازی ربات‌های منافقین را خراب کرد. چند ساعت بعد از آن، کانال‌های ضد انقلاب بنا را گذاشتند بر تغییر هشتگ و تلاش کردند روی هشتگ دیگری بازی را ادامه بدهند. هشتگی که به‌رغم حمایت از سوی برخی حساب‌های کاربری مانند دویچه‌وله و بی.بی.سی فارسی، هیچ‌گاه نتوانست حتی در حد ترندهای منطقه‌ای ایران خودش را به نمایش بگذارد.

 

تشت رسوایی ربات‌های منافقین برای حمایت از عوامل اصلی فتنه پس از انتخابات سال ۸۸ با صدای بلندی به زمین خورد که البته جریان معاند انقلاب اصلاً به روی خودش نیاورد و متأسفانه از چشم رسانه‌های انقلابی هم دور ماند. تقلبی که قرار بود در یک شبکه اجتماعی رخ بدهد و احتمالاً پازل فشار به حاکمیت برای پذیرش «آشتی ملی» را تکمیل کند.

 

ربات‌های توئیتری چه هستند؟

ربات‌ها در توئیتر می‌توانند بر حسب وظیفه‌ای که برنامه‌نویس‌شان به آنها محول می‌کند، رفتارهای متفاوتی داشته باشند؛ اما عموماً برای استفاده‌های تبلیغاتی و پروپاگاندا مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند. توئیتر استفاده از این ربات‌ها را تا حدود مشخصی مجاز می‌داند و فعالیت آن‌ها را می‌تواند تحمل کند؛ اما بیش از اندازه معین به صورت خودکار آن‌ها را جزو ربات‌های مخرب یا تبلیغاتی یا اصطلاحاً SPAM شناسایی می‌کند یا جلوی فعالیتشان را می‌گیرد یا هشتگ فعال شده توسط آنان را از ترندهای جهانی یا منطقه‌ای حذف می‌کند.

 

ربات‌های متعلق به منافقین در توئیتر، پیش از ورود جدی به عرصه ترندسازی در ۶ ماه گذشته، به صورت منظم تلاش می‌کردند در روزهایی که موضوع خاصی برای پرداخت و فعالیت ندارند، برای این‌که بیکارنباشند، به ترند کردن هشتگ‌هایی چون MaryamRajavi # یا #مجاهدین_خلق بپردازند و سرشان را به این شکل گرم کنند!

 

برای همین اگر ترندهای هر روز ایران را در توئیتر چک می‌کردید، منظم به هشتگ‌های ترند شده توسط منافقین می‌رسیدید؛ اما به صورت ناگهانی در چند ماه گذشته این ربات‌ها به حمایت از زندانیان امنیتی و البته حمایت از «محمدعلی طاهری» رییس عرفان انحرافی حلقه پرداختند. به نحوی که هشتگ #محمدعلی_طاهری در روزهای زیادی که هیچ خبری از او در فضای بیرونی و حتی در دیگر شبکه‌های اجتماعی نبود، جزو ۵ ترند اول ایران در توئیتر بود!

 

سوزنی هم به خودمان بزنیم!

قوه قضاییه به سبب توجه به زندانیانی که توسط این دستگاه محکوم شده‌اند، در چند ماه گذشته سیبل اصلی توئیتری‌ها بوده که البته همراهی ربات‌ها هم در این زمینه، این هجمه را پررنگ‌تر کرده است. به نظر می‌رسد تلاش جریان معاند انقلاب اسلامی، با اندکی تدبیر و برنامه‌ریزی رسانه‌ای توسط این قوه قابل مدیریت، پاسخ دادن و مقابله است. اتفاقی که چندین ماه است دلسوزان رسانه‌ای مردم و انقلاب بارها به آن اشاره کرده‌اند، اما پاسخ قابل توجهی دریافت نکرده‌اند.

 

دستگاه قضایی کشور باید به این نتیجه برسد که مدل «نشست خبری سخنگوی قوه قضاییه» برای پاسخ به شبهات وارده به این قوه، گرچه لازم است، اما کافی نیست و نیاز است یک تیم هوشمند رسانه‌ای، ضمن رصد دقیق و لحظه‌ای وقایع، قابلیت واکنش سریع و مستند را در قبال اتفاقات داشته باشد.

 

نویسنده : حسن میثمی 

 روزنامه صبح نو ( شماره ۱۹۰ )