به روزرسانی‌های کلبه کرامت را صرفاً از انتشارات اندیشکده یقین دریافت کنید

با توجه به بروزرسانی های مداوم و مستمر و انتشار ویدیوهای جدید از سخنرانی های استاد حسن عباسی و تغییرات سایت کلبه کرامت در ماه های اخیر ، سایت اندیشکده یقین اطلاعیه ای منتشر کرده است که در ادامه میخوانیم »

ادامه خواندن “به روزرسانی‌های کلبه کرامت را صرفاً از انتشارات اندیشکده یقین دریافت کنید”

نظر استاد حسن عباسی درباره احزاب سیاسی و نظام آموزشی ایران

 

 هرچند استاد حسن عباسی را معمولاً از پشت تریبون دانشگاه‌ها می‌شناسیم اما او به شدت به وضعیت امروز دانشگاه‌ها حمله می‌کند و معتقد است که در آینده نسل چهارم دانشگاه با مدلی شبیه به اندیشکده یقین شکل خواهند گرفت. عباسی در این گفت‌وگو درباره سیاست و اعتقادش به مرگ اصلاح‌طلبی و اصولگرایی هم سخن می‌گوید. علاوه بر اینها این گفت و گو فرصتی بود تا کمی هم به انتقاداتی که علیه او مطرح است بپردازیم. در ادامه متن کامل این گفت‌وگو تقدیم می‌شود : 

 

سوال : آقای عباسی، شما را دکتر صدا بزنیم؟

 

نه به من دکتر نگویید. به چند دلیل از این صفت برای من استفاده نکنید. اولین نکته این است که در دین ما اعتباریات به شرط و شروطی معتبر است به علاوه اینکه در روز قیامت اولین چیزی که باطل می‌شود اعتباریات است.

 

نکته مهمتر در حوزه تمدن‌سازی است. تمدن با شاخص‌ها ساخته می‌شود. الآن غرب در آموزش و پرورش شاخصی دارد به نام ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان یا در دانشگاه لیسانس، فوق لیسانس و دکترا، حالا کی گفته باید ۱۳۶ واحد پاس کنی تا لیسانس بگیرید کسی نمی‌داند. هرکس این شاخص‌ها را وارد نظامش کند تمدن غربی را پذیرفته است.

 

وقتی مناسبات اجتماعی شکل می‌گیرد شما سنجه نیاز دارید. برخی از سنجه‌های مادی هستند مانند سنجه‌های متریک و اینچ و پوند برخی هم غیر مادی هستند؛ مانند سنجه‌های آموزش، سنجه‌های نظامی و غیره. وقتی ما مدعی تمدن نوین اسلامی هستیم باید تکلیف خودمان را با این سنجه‌ها مشخص کنیم. ناکارآمدی این سنجه‌ها در جامعه امروز بیش از پیش خودش را نشان داده است.

 

شما می‌دانید از سال ۷۹ که مسئله کرسی نظریه‌پردازی مطرح شد، حکومت التماس کرده که اندیشمندان بیایند کرسی نظریه‌پردازی راه بیاندازند اما بر اساس آماری که مسئول این بخش در شورای عالی انقلاب فرهنگی داد در ۱۵ سال گذشته یک نفر هم نتوانسته کرسی نظریه‌پردازی برگزار کند. ۷۰ هزار استاد دانشگاه داریم. اگر از هر هزار نفر یک نفر کرسی نظریه‌پردازی برگزار می‌کرد الآن ۷۰ کرسی نظریه‌پردازی داشتیم. این دلیل بی‌اعتبار شدن مفهوم دکترا در ایران است.

 

شگل دیگری از بی‌اعتباری مدرک در ایران، مصاحبه چند روز پیش معاون وزیر علوم بود که اعلام کرد چند هزار دکترای بی‌کار در کشور است. یک سنجه غلط وارد کشور ما شد که هرکس مدرک دکترا Phd داشته باشد دیگر حکیم است.  Phd  یعنی در آن علم مورد نظر فیلسوف است. این امروز دیگر معتبر نیست. امروز استفاده از واژه بی‌اعتبار و بی‌آبرویی مثل دکتر برای افرادی که واجد تفکر و علم هستند، نقض غرض است. ما به هیچ وجه نباید از سنجه‌های تمدن غربی برای جامعه اسلامی استفاده کنیم.

 

نظام دانشگاهی ما آبرویش با گزارش مجله ساینس و نشریات دیگر رفت. جلوی دانشگاه تهران تز دکترا و فوق لیسانس را با چند میلیون تومان می‌خرند. ما در اندیشکده سالی ۳۰۰ الی ۴۰۰ مورد پروژه را باید به دانشگاه‌های اصلی کمک کنیم تا موضوعاتی که کارشناس برایش ندارند را انجام دهند. نظام دانشگاهی ما بی‌اعتبارتر از آن است که مدرکش برای کسی ارزش بیاورد.

 

جامعه ما در دوره جدید با سنجه‌های جدیدی در عرصه اقتصاد، علم، مسائل نظامی و غیره آشنا خواهد شد. ما دفاع مقدس را بدون مدارج معمول نظامی طی کردیم. من به عنوان کسی که تنها کرسی نظریه‌پردازی تهران را در ۱۵ سال گذشته با ۶ الی ۷ هزار دانشجو برگزار کردم، موجب شرمندگی می‌دانم که واژه دکتر را برای خودم یا شاگردانم استفاده شود. آنهایی که آدم‌های کوچکی هستند، بگذارید سرگرم این واژه‌ها باشند.

 

یک روزی کلمه تیمسار آبرویی در ایران داشت. مقام معظم رهبری تذکر دادند که این واژه معنی بدی دارد. عوضش کردند جایش امیر گذاشتند حالا امیدوارم تا کسی به اینها نگفته است واژه دیپلم معنی بدی دارد خودشان عوضش کنند. اینها امروز مد است.

 

من معتقدم شاخص مهم برای دانش افراد این است که فرد بتواند کرسی نظریه‌پردازی داشته باشد. یک دوره‌ای گفتند اعتبار به مقالات است. خب امروز همه می‌دانیم این بی‌اعتبار شده است. امروز در جهان شاخص دانش این است که شما کرسی داشته باشید و حرف بزنید. وقتی اساتید نمی‌توانند مثل شریعتی در حسینه ارشاد حرف جدید بزند و هر ترم می‌رود سر کلاس درس‌های تکراری می‌دهد خب بساط تحصیلات تکمیلی را جمع کنید.

 

 

سوال : شما گفته بودید ما باید یک جریان سیاسی با عنوان تحول‌گرایان در برابر اصولگرایان و اصلاح‌ طلبان ایجاد کنیم. به اعتقاد شما سنجه‌های این جریان سیاسی چه چیزهایی است؟

 

 من معتقدم اصولگرایی و اصلاح‌طلبی مرده است. اصلاح‌طلبان آمدند واژه رفرمیست را از غرب گرفتند. اصلاح در قرآن مقابل افساد قرار دارد. این با مفهوم رفرم تفاوت دارد. تغییر فرم و شکل لزوما ارزشمند نیست. ممکن است یک فرم مصلحانه را مفسدانه کنید. رفرمیست‌ها در ایران از واژه اصلاح‌طلب استفاده کردند. امروز احزاب، وزرا و دانشگاهیانشان صراحتاً می‌گویند ما لیبرال هستیم. حرکت از نظام اسلامی به لیرالیسم، اصلاح نیست. از این نظر ما جناح لیبرال داریم نه اصلاح‌طلب. این چیزی است که خودشان به صراحت می‌گویند. خدا پدرشان هم بیامرزد که اینگونه صریح حرف می‌زنند.

 

حالا می‌ماند اصولگرایان. وقتی می‌گوییم کسی به اصولی پایبند است باید مشخص باشد که چه اصولی. بالاترین حد این موضوع این است که ما بر اصول توحید پایبند هستیم. وقتی به این اصول و معارف نگاه می‌کنید می‌بینید این مسائل صفر و یکی است. حق و باطل، نور و ظلمت و امثال این. حد وسطی ندارد.

 

صفر را باید بزنی، یک را اقامه کنی. کسی که اصولگرا است باید به این صفر و یک‌ها پایبند باشد. تجربه نشان داد برخی اصولگرایان حساسیتی روی این مسائل ندارند. صفر و یک برای آنها علی‌السویه است. بسیاری از اصولگرایان در اوایل انقلاب بودند و می‌دانند امام چه موضعی در برابر لیبرال‌ها داشت. ایدوئولوژی لیبرال منحوس است لذا لیبرال‌ها نجس هستند و نباید وارد سازوکار نظام شوند.

 

ما در بین اصولگرایانی افرادی را می‌بینیم که خط قرمزی با لیبرال‌ها ندارند. قاطبه اینها افرادی هستند که بین اسلام و لیبرالیسم نمی‌توانند تفاوت قائل شوند. همه سنجه‌های تمدن غرب را می‌پذیرند. فرزندانشان در آمریکا درس می‌خوانند بعد اصولگرا هستند. خودشان وسط مرگ بر آمریکا گفتن می‌روند آمریکا یا انگلیس دکترا می‌گیرند.

 

شاخص ما برای اینکه اصولگرایان مرده‌اند این است که اگر از عمده این گروه‌ها بپرسیم فلان فرد یا گروه رسماً می‌گوید ما لیبرال هستیم؛ موضع شما چیست؟ می‌گویند چه اشکالی دارد؟ مشکل بعدی آنها این است که مدارک دانشگاه‌های غربی را گرفتند و تفکرشان لیبرال شده‌است. معتقدند باید اصول آنها را در اقتصاد پیاده کنیم.

 

لذا امروز معتقدم اینها مرده‌اند. چند وقت پیش تشبیه قشنگی دیدم. می‌گفتند اصلاح‌طلبان یک فولکس قدیمی هستند و به زور راه می‌روند. اعتدال‌گرایان هم مثل ژیان از کار افتاده هستند. اصولگرایان هم مانند یک پیکان لهیده هستند اما جریان انقلابی یک بی‌ام‌دبیلیو تندرو است. بله بی‌ام‌دبیلیو تند می‌رود.

 

اما فولکس و ژیان و پیکان که راه نمی‌روند. اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان حرف جدیدی ندارند. در عرصه فرهنگ کل تلاششان آزاد گذاشتن کنسرت و پهنای باند اینترنت است. در عرصه اقتصاد ذوب شدن در اقتصاد جهانی و در سیاست هم دنبال پذیرش هژمونی ایالات متحده هستند. کسی بین اینها هست که بتواند حرف جدیدی بزند؟ اصولگرایان هم همینطور.

 

یک اصولگرا داریم که کرسی نظریه‌پردازی داشته باشد؟ وقتی می‌پرسیم ایدئولوگ شما کیست می‌گویند مبانی نظر ما نظرات امام و مقام و معظم رهبری است. چرا دروغ می‌گویید؟ کجا مبانی نظری شما نظرات امام و رهبری است؟ تکلیف خودتان را مشخص کنید. مدل شما برای اقتصاد و فرهنگ جامعه چیست؟

 

اصولگرایان و اصلاح‌طلبان فقط از نفی یکدیگر قدرت می‌گیرند. این می‌گوید او خورد و برد بهتر است من بیایم. آن یکی هم همینطور. پا روی دوش هم می‌گذارند و جلو می‌آیند. تحولگرایی اصطلاح مقام معظم رهبری است. انقلابی هم اصطلاح ایشان است. انقلابی بودنی که ایشان مطرح کرد در برابر جریانی بود که در مجمع تشخیص مصلحت نظام معتقد بود انقلاب اسلامی تمام شده است و ما الآن باید به فکر جمهوری اسلامی باشیم.

 

رهبری فرمودند نخیر انقلاب تمام نشده و من انقلابیم. سال ۸۵ رهبر انقلاب به دستگاه‌های مختلف گفتند که طرح تحول آماده کنند. تحول صداوسیما، ساختارهای نظامی، آموزش و پرورش و غیره. کارهایی انجام شد ولی بیشتر آنها زمین ماند. لذا مسئله تحول‌خواهی بحث جدیدی نیست. یک پرچم بر زمین مانده‌ای است که جریان انقلابی باید آن را از زمین بردارد.

 

پس مبحث تحول‌خواهی گفتمان جریان انقلابی است که در ۱۰ سال گذشته ادبیات آن را رهبری ساخته‌اند. از این رو معتقدم رویش سوم انقلاب جریانی جوانانی است که پیگیر این صحبت‌های تحولگرایانه هستند. این نسل گفتمان دارد اما اصولگرایان و اصلاح‌طلبان حرف جدیدی ندارند و تنها کاری که می‌کنند، این است که جلوی حرف زدن دیگران را بگیرند.

 

 

 

سوال : یکی از سوالاتی که همیشه درباره شما مطرح شده، این است که چرا در همه موضوعات اظهارنظر می‌کنید؟ یک روز داور جشنواره فجر هستید. یک روز درباره سیاست، یک روز درباره اقتصاد. مگر می‌شود یک نفر متخصص همه چیز باشد؟

 

 افراد کوچک و حقیر با ذهن‌های میکرو وقتی وارد دبیرستان می‌شوند یک رشته جزئی انتخاب می‌کنند. هرچه هم رو به جلو می‌روند همینطور جزئی‌تر می‌شوند. این شیوه آموزش استقرایی است که مختص غربی‌ها است. می‌شود نگاه دیگری هم داشت. شما در دامنه حکمت وقتی به قاعدت القواعد مجهز شوید، به همان سادگی که در فرهنگ می‌توانید نظر بدهید، در سیاست و اقتصاد و صنعت هم می‌توانید نظر بدهید.

 

پس مولفه اول غلط بودن نگاه غربی است. این مخالف حکیم پروری است. جهت‌گیری در نظام چهارم آموزشی حکمت بنیانی است. دانشگاه نسل اول آموزش بنیان بود. نسل دوم پژوهش بنیان، نسل سوم کارآفرین اما نسل چهارم دانشگاه‌ها حکمت بنیان خواهد بود. رسیدن به دانشگاه حکمت بنیان با جزئی‌نگری تناقض دارد. نمی‌شود حکیمی باشد که در طب فقط چشم را بلد باشد. یا فقط قلب بلد باشید.

 

الآن از دید شما شاید این عجیب باشد اما نگاه غربی‌ها غلط است. می‌گویند زمان بوعلی سینا دانش بشری اینقدر زیاد نبود. مگر ما تا امروز توانستیم شاخه‌های جدیدی ایجادی کنیم؟ همان قبلی‌ها را جزئی‌تر کرده‌ایم. هرچه دانش کسی بیشتر می‌شود باید کل‌نگرتر شوند. در غرب فقط علوم استراتژیک چیزی شبیه نگاه حکمی دارد که از سطح تکنیک بالاتر می‌آید.

 

در اندیشکده، مسئله اصلی ما جامعه‌سازی و هرم جامعه است. یک نظام اجتماعی به صورت عمومی ۱۴۰ زیرنظام دارد که هر کدام ده زیر نظام دارند و می‌شود هزار و ۴۰۰ زیرنظام جزئی‌تر. شما می‌توانید تنها به یک زیرنظام‌ها مسلط باشید و جامعه‌سازی کنید؟ یعنی درباره نظام آموزش و پرورش صحبت کنید در حالی که چیزی از نظام کشاورزی و رسانه و غیره ندانید؟ اجزاء یک سیستم باید با هم در ارتباط باشند تا کار کنند.

 

این نهادهای گوناگون باید در ارتباط با هم خدمات ارائه کنند. شما نمی‌توانید استراتژیست بپرورانید اما آنها بر این ۱۴۰ حوزه اشراف نداشته باشند. شما مجبورید همان اندازه که سیاست‌گذاری امنیت ملی را آموزش می‌دهد، درباره سیاستگذاری کشاورزی و آموزش و پرورش و غیره هم بیاموزید.

 

لذا در جواب سوال شما دو نکته وجود دارد. اولی اشتباه بودن نگاه غربی است. دومی هم هرم جامعه مهدوی با ۱۴۰ زیرنظام قرآنی است که در اندیشکده برای هر کدام از آنها هم یک پایان‌نامه انجام شده است. این پایان‌نامه‌ها در همین دانشگاه‌های مطرح کشور مثل تهران و شریف و امیرکبیر دفاع می‌شوند.

 

دانشجویانی که ۱۰ سال در این دانشگاه‌ها و موسسه ما آموزش دیده‌اند در دوره دکترا هم زمانی که روی همه این حوزه‌ها اشراف دارند روی یکی از آنها کار می‌کنند و پایان‌نامه می‌دهند. شما می‌دانید برای هر پایان‌نامه ۳ استاد راهنما، مشاور و ممتحن وجود دارد. لذا یک جمع دانشگاهی تأیید می‌کنند که این حرف‌ها منطقی و صحیح است.

مسئله سر این است که آیا نظراتی که اندیشکده می‌دهد آیا کسی می‌تواند آن را رد کنند. آیا نظراتی که ما تا کنون ارائه دادیم غلط بوده است؟ یعنی چی «چرا شما در همه چیز نظر می‌دهید؟» مگر حرف غلط زده‌ایم؟ هرجا مشکل دارد بگویید.

 

امروز از دید برخی افراد کوچک و حقیر این مسائل عیب است اما شما وقتی فیلسوفان بزرگ را نگاه می‌کنید می‌بینید واجد دستگاه فکری هستند. فردی مثل هگل فلسفه، حق دارد، سیاست دارد، اجتماع دارد. درباره ملاصدرا و کانت و افلاطون و ارسطو هم همینطور هستند. اتفاقاً این نقطه قوت اندیشکده است. ادبیات اندیشکده، رو است. ما نرفتیم پشت درهای بسته صحبت کنیم. نظرات ما در دسترس است خب بیایند نقد کنند. هیچکس تا کنون صحبت‌های ما را رد نکرده است.

 

سوال : چند ماه پیش وقتی یاشار سلطانی به اتهام انتشار اسناد محرمانه زندانی شد، شما با خانواده ایشان دیدار کردید. خیلی‌ها از شما انتقاد کردند که این کار ولو اینکه با انگیزه مبارزه با فساد باشد، تقویت یک رویه غلط است. الآن تصور نمی‌کنید آن کار اشتباه بود؟

 

مسئله من یک نکته بود. در نظام ما ممکن است جایی مثل شهرداری مسائلی داشته باشد. بخش دیگر حکومت ما سازمان بازرسی کل کشور بود که باید روی آن اسناد، مهر طبقه‌بندی می‌زند اما نزده بود. مشکل سوم مربوط به بخش دیگری از حکومت بود به نام شورای شهر تهران که برخی اعضای آن اسناد را به این خبرنگار داده بودند.

 

در این میان قوه قضائیه ما باید برود با آخرین نفر که حالا به قول شما او هم تخلفی انجام داده است، برخورد کند؟ ما هم موافقیم با هرکس که تخلفی انجام داده است برخورد شود اما از آن گردن کلفته شروع شود. ظاهراً در کشور ما باب شده همیشه ضعیف‌ها را می‌گیرند، قوی‌ها قسر در می‌روند. پیام آن کار ما به نظام و نیروهای انقلاب این بود که در باب برخورد با فساد دارد فضایی به وجود می‌آید که دانه درشت‌ها فرار می‌کنند و ضعیف‌ها گیر می‌افتند.

 

بعد از من آقای سعید زیباکلام و بچه‌های تشکل‌های دانشجویی رفتند. مهم‌ترین دست‌آورد آن هم این بود که رسانه‌های ضد انقلاب نتوانستند از این موضوع سوءاستفاده کنند. در این ماجرا وکیل پرونده و تشکل‌های دانشجویی خیلی هوشمندانه عمل کردند اما جناح‌های سیاسی ناراحت شدند. اصلاح‌طلبان می‌خواستند از این ماجرا استفاده کنند، دیدند نشد. جناح اصولگرا هم تصور می‌کردند این کار ما علیه شهرداری است.

 

ما اصلاً با این بازی‌های سیاسی کاری نداریم. ما وظیفه داریم بر اساس تکلیف دینی‌مان برای عدالت قیام کنیم. در ۱۵ سال گذشته همه شاهد بودند در مسائلی که دیگران وجودش را نداشتند ما ورود کردیم و انشاءالله در آینده هم همین خواهد بود. نظام باید برخورد با تخلفات را از دانه درشت‌ها شروع کنند. مسئله ما اقامه قسط است. اقامه قسط کارکرد دین است. اگر این محقق نشود مثل این است که اصلاً هیچ دینی وجود ندارد.

 

سوال : شما در سخنرانی‌هایتان زیاد عصبانی می‌شوید. تا حالا شده در این حالت حرفی بزنید که بعداً پشیمان شوید؟

 

بله من در سخنرانی‌ها خیلی عصبانی می‌شوم و داد می‌زنم اما این کنترل شده است. بالآخره یکی از تخصص‌های من عملیات روانی است و بلدم در هر سخنرانی به راحتی ۲۹ لایه عملیات روانی اجرا کنم. به هر حال در سخنرانی ما فقط نباید اطلاعات بدهیم. ما باید غیر از نکات علمی حس منتقل کنیم. برای انتقال احساساتی مانند شجاعت، تردید و غیره نیازمند این هستید که گاهی طنز بگویید، گاهی شعر بخوانید، گاهی هم نیاز است داد بزنید. ایجاد روحیه حماسی یکی از دغدغه‌های نیروهای انقلاب است. جریان لیبرال به مسائلی مثل شهدای مدافع حرم که اعتقادی ندارد. خب برای روحیه حماسی باید داد زد.

الآن مورد خاصی در ذهنم نیست که پشیمان شده باشم اما ممکن است مواردی بوده باشد. مگر اینکه در دانشگاه‌ها با این جوان‌ها کل کلی کرده باشم آن هم معمولاً در پایان سخنرانی‌ها از آنها عذرخواهی می‌کنم. 

 

منبع : مصاحبه آقای سها صالح در فروردین ۹۶ (SNN.IR)

 

دانلود کتاب تماس از دکتر حسن عباسی

دانلود کتاب تماس
دانلود کتاب تماس
دانلود کتاب تماس

 

کتاب تماس  نوشته دکتر حسن عباسی  جواز انتشار دریافت نکرد. لینک دانلود این کتاب با فرمت pdf  در پایان مطالب  ذکر شده است.

 

گزارش انعکاس خبر مذاکره در هتل پاریسی

پایگاه اینترنتی یدیعوت آحارانوت (به عبری: ידיעות אחרונות  به معنای «آخرین اخبار» ) :

۲۰۱۳/۰۶/۲۶ میلادی – ۱۳۹۲/۰۴/۰۵ هجری شمسی

در ۳۰ آگوست ۱۹۸۶ یک جلسه محرمانه در پاریس بین آمیرام نیر ، مشاور ضد تروریسم نخست وزیر اسرائیل و دکتر حسن روحانی نایب رئیس مجلس ایران و دبیر کمیسیون امنیت ملی ، برگزار شد.

۸ سال بعد ، کارشناس نظامی یدیعوت آحارانوت ،  متن گفت و گویی را منتشر کرد که به طرز عجیبی با انتخاب روحانی به عنوان ریاست جمهوری ایران همخوانی دارد. این نشان می دهد رئیس جمهور منتخب …

 

دانلود کتاب تماس  از دکتر حسن عباسی  | لینک اصلی | لینک کمکی

فرمت : PDF

حجم : ۱۲ MB

 

مصاحبه دکتر حسن عباسی بعد از ماجرای بازداشت با برنامه آرمانگرام +ویدیو

photo_2مصاحبه دکتر حسن عباسی بعد از ماجرای بازداشت با برنامه آرمانگرام
مصاحبه دکتر حسن عباسی بعد از ماجرای بازداشت با برنامه آرمانگرام

برنامه «آرمانگرام»؛ مجموعه برنامه‌ای گفتگو محور است که سوژه‌های آن از میان چهره‌های نخبه و موفق انقلابی و آرمان‌گرا انتخاب‌شده‌اند.

 

?در این برنامه که قرار است به‌صورت هفتگی در فضای مجازی و رسانه‌های اجتماعی منتشر شود، به وجه دیگری از زندگی فردی و کاری چهره‌های شاخص جبهه انقلاب اسلامی در حوزه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی – هنری و اجتماعی پرداخته خواهد شد و شخصیت‌هایی که عمدتاً در موقعیت‌هایی ثابت و تکراری دیده‌شده‌اند، در این برنامه در یک فضای صریح و صمیمی در یک گفتگو شرکت خواهند کرد و از زندگی خصوصی و تجربیات خود خواهند گفت.

 

?در همین راستا استاد حسن عباسی در اولین قسمت آرمانگرام که سه‌شنبه ۲ شهریور ۹۵ منتشر شد، روبروی مجریان این برنامه حاضرشده و به سؤالات آن‌ها پاسخ داده است.

?آرمانگرام به تهیه‌کنندگی تلویزیون اینترنتی آرمان، هر هفته سه‌شنبه‌ها در فضای منتشر خواهد شد:

 

مصاحبه دکتر حسن عباسی بعد از ماجرای بازداشت با برنامه آرمانگرام
مصاحبه دکتر حسن عباسی بعد از ماجرای بازداشت با برنامه آرمانگرام

 

پرده اول: حسن عباسی حدود ۱۵ ماه پیش در یک سخنرانی ادعایی از رسانه‌های صهیونیستی مطرح کرد مبنی بر اینکه حسن روحانی در شهریور ۶۵ با آمیرام نیر اسرائیلی در هتل پاریزین پاریس مذاکره محرمانه داشته و در آن مذاکره حرف‌هایی علیه امام زده. عباسی از رئیس جمهور خواست که این ادعای صهیونیست‌ها رو رسماً تکذیب کند

 

۲⃣ پرده دوم: دولت نه‌تنها تکذیب نکرد بلکه از حسن عباسی به خاطر طرح این موضوع شکایت کرد. در طی این ۱۵ ماه سه بار دادگاه تشکیل شد و هر سه بار برای متهم (عباسی) منع تعقیب صادر شد (یعنی شکایت اصلاً وارد نیست)

 

۳⃣ پرده سوم: ظهر یکشنبه ۳ مرداد ۹۵ آخرین جلسه دادگاه عباسی و ختم این پرونده بود. رفع اتهام از عباسی به معنی این بود که او توانسته با مدارک خودش ادعایش رو توی دادگاه ثابت کنه.

طبیعتاً خیلی‌ها منتظر نتیجهٔ این دادگاه و مشخص شدن سرنوشت این نقطهٔ مبهم تاریخ بودن. و شاید خیلی‌ها منتظر بودن عباسی بعدازاین دادگاه محکم‌تر و با تلاش بیشتری به پیگیری این موضوع بپردازد

چند ساعت بعد از پایان دادگاه در حوالی ساعت ۳ ونیم بعدازظهر کلیپی یک‌دقیقه‌ای از یک سخنرانی از عباسی مربوط به ۶ سال پیش، ابتدا در یک کانال تلگرامی سلطنت‌طلب و سپس به‌صورت گسترده در کانال‌ها و رسانه‌های حامی دولت و اصلاح‌طلب منتشر و بازنشر می‌شود و جو عجیب‌وغریبی حول آن شکل می‌گیرد تا جایی که کار به بازداشت ۳ روزهٔ عباسی منجر می‌شود…

 

۴⃣پرده چهارم: چند روز بعد از آزادی دکتر حسن عباسی و فروکش کردن فضای رسانه‌ای، ما به سراغ ایشان رفتیم تادر مصاحبه دکتر حسن عباسی , پیچ‌وخم این اتفاقات را از ایشان بشنویم.

 

✅ مصاحبه دکتر حسن عباسی را در اولین قسمت از مجموعه برنامه آرمانگرام، در ادامه مطلب دانلود کنید .همراه بنیانا باشید

.

.

ویدیو : ارتباط شکایت رئیس جمهور از حسن عباسی با ماجرای بازداشت اخیر

تماشا در روشنگری | بخش اول  | بخش دوم 

دانلود کیفیت عالی (۳۲۱ مگابایت) |دانلود از سرور ایران |دانلود سرور آلمان

کیفیت متوسط(۲۳۲مگابایت) |دانلود از سرور ایران |دانلود سرور آلمان

 

نامه حسن عباسی به جوانان فعال در ماجرای بازداشت ۱۳مرداد

نامه حسن عباسی
نامه حسن عباسی

به گزارش بنیانا استاد حسن عباسی گران قدر ساعتی پس از آزادی نامه ای به جوانان فعال در فضای سایبری نوشتند ؛ مشروح نامه حسن عباسی در ادامه مطلب بخوانید

 

✅نامه‌ی تقدیر استاد حسن عباسی به جوانانِ انقلابی فعال در فضای سایبر در ماجرای بازداشتِ ۱۳ مرداد ۱۳۹۵

هوالحکیم

جوانان عزیز مؤمن انقلابی؛
همّت ستودنی شما، مبیّن اراده نیروهای ولایی است. در این جنگ اراده‌ها، یک‌بار دیگر توانستید و باز هم ثابت کردید که می‌توانید؛ چه، این‌که در قاموس انقلابیون ناتوانی تعریف‌نشده است. اقدام حق‌طلبانه‌ی شما در سراسر کشور، جلوه‌ی دیگری از قابلیت نیروهای انقلابی در مواجهه با توطئه‌ی دشمن در ایجاد انحراف در افکار عمومی از مسائل اساسی جامعه بود.

 

تلاش برای القاء انشقاق در صف متحد و بنیان‌المرصوص نیروهای مسلح با همّت شما و به خواست خدا به شکست انجامید. دشمن خارجی و لیبرال‌های داخلی تعادل روانی خود را در اثر واکنش حرفه‌ای شما ازدست‌داده‌اند.

 

شما نشان دادید که ارتش بخشی از ناموس ملی است؛ چون کلمه‌ی طیّبه است و به‌یقین، ارتش امروز انقلابی‌تر از هر زمان دیگری است.

 

آرایش کلاسیک جنگ حق و باطل، همواره می‌تواند مانند آرایش جنگ صفین باشد، که در آن علی (ع) به دلیل نبود عمار یاسر، مجبور به بازگرداندن مالک اشتر در واپسین لحظات پایانی منازعه شد. اکنون در کارزارهای شبه صفین کنونی، «حضرت سیدعلی» مالک اشترهای خود را در ارتش و سپاه، پاک‌پور و پوردستان در زمین، شاه‌صفی و حاجی‌زاده و اسماعیلی در هوا، سیاری و فدوی در دریا، حاج قاسم در پهنه‌ی جهان اسلام را به‌عقب فراخوان نخواهد کرد؛ زیرا عمارهای او اجازه‌ی ایجاد انشقاق در عرصه‌ی عمومی را به دشمن نمی‌دهد.

 

جهاد هوشمند با تلفیق جهاد کبیر و جهاد صغیر، چهره‌ی نوین اقدام نامتقارن در عرصه‌ی دفاع همه‌جانبه و امنیت پایدار است که ترکیب عمل عمار و مالک محسوب می‌شود؛ و شما جوانان مؤمن انقلابی در فضای سایبر جلوه‌ای از این جهاد هوشمند را به نمایش گزاردید.

 

اکنون، که ترفند دشمن نافرجام ماند و طرح او خنثی شد، مجدداً به مسائل کشور بازمی‌گردیم:
جنبش نرم‌افزاری، زدودن علوم غیرتوحیدی، حذف ربا از نظام مالی کشور، پیگیری عملیاتی اقتصاد مقاومتی، مراقبت از عدم شکل‌گیری خط خیانت‌آمیز پیگیری برجام‌های دو، سه و چهار، ممانعت از فراموشی فیش‌های دریافتی نجومی، مبارزه با اشرافی‌گری و بورژوازی نقاب‌دار، پیگیری چندوچون مذاکرات مشکوک ۱۳۶۵ پاریس، چاره‌جویی برای اشتغال جوانان، رصد دولت‌سازی و ملت‌سازی در سوریه و عراق و یمن، پیگیری قسط شهروندی در سطح کشور و افشای خیانت و خباثت آمریکا در پسابرجام بخشی از مسائل اساسی است که در جهاد هوشمند باید به آن‌ها پرداخته شود.

 

همّت خود را در این خیزش انقلابی، به این مسائل اساسی معطوف کنید و روحیه‌ی توأمان عماری و مالکی را در خود تعمیق نمایید که راه روشن و البته درازی در پیش دارید؛ که «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ».

#حسن_عباسی
۱۶ مرداد ۱۳۹۵

 

منبع : سایت اندیشکده یقین 

نامه سرگشاده حسن عباسی خطاب به فرماندۀ ارتش جمهوری اسلامی

دکتر حسن عباسی
نامه سرگشاده حسن عباسی
نامه سرگشاده حسن عباسی

نامه سرگشاده حسن عباسی خطاب به فرماندهٔ ارتش جمهوری اسلامی

 

کارشناس مسایل سیاسی در پیامی نسبت به محتوای کلیپی که اخیرا در فضای مجازی منتشر شده است، عذرخواهی نمود.

به گزارش بنیانا ، حسن عباسی بعد از انتشار کلیپی تقطیع شده از سخنانش در فضای مجازی، در پیامی از ارتش عذرخواهی نمود. نامه سرگشاده حسن عباسی بدین شرح است:

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

امیر سرلشکر سید عطاءالله صالحی

فرمانده محترم کل ارتش جمهوری اسلامی ایران

 

سلام علیکم

با تقدیم احترام

مستحضرید که تقطیعی یک دقیقه‌ای از یک جلسه از سلسله جلسات دروس تخصصی دانش دکترینولوژی در دانشگاه تهران منتشر گردیده که شنیده‌ام موجب رنجش دوستان من در ارتش جمهوری اسلامی شده است. مایل بودم در روزهای قبل مصدع اوقات شوم و مراتب عذرخواهی قلبی خود را به جای آورم تا جناب‌عالی به جامعه ارتش انقلابی اسلام تقدیم بفرمایید، اما در تماسی که با استاد ارجمندم امیر دریادار کوچکی داشتم، ترجیح بر این شد تا پس از رفتن من به دادسرای نظامی باشد که شائبهٔ تأثیر بر دادگاه پیش نیاید؛ از این‌رو پس از حضور در دادسرای نظامی، امروز فرصتی حاصل شد که با تأخیر چند روزه، مراتب عذرخواهی خود را به جناب‌عالی به عنوان فرماندهٔ برادران غیور ارتشی تقدیم نمایم. اما برای شفافیت موضوع، چند نکته را به استحضار جناب‌عالی می‌رسانم:

 

  1. ۱ـ تقطیع مطالب علمی، فلسفی، روایی، و قرآنی در تاریخ همواره به عنوان یک اقدام رذیلانه مطرح بوده است؛ مانند آن‌که مشرکی، آیهٔ قرآن را تقطیع می‌کرد که «لاتقربوا الصلوه» و نتیجه می‌گرفت که به نماز نزدیک نشوید؛ حال آن‌که این آیه قبل و بعد دارد و فهم و استنباط از آن، نیازمند در نظر داشتن همهٔ آیه است.

 

  1. ۲ـ به تبع، تقطیع «یک دقیقه‌ای» از جلسهٔ ۲۳۰ دورهٔ طرح‌ریزی استراتژیک در افق ۱۴۱۴ در دانشگاه تهران، به تاریخ ۱۳۸۹/۰۴/۳ موسوم به کلبه کرامت نیز مصداق همان رفتار است. دورهٔ طرح‌ریزی استراتژیک در افق ۱۴۱۴، مبتنی بر کلیات دانش دکترینولوژی است که در تنها کرسی نظریه‌پردازی مستمر علوم انسانی در سطح تهران است که از ۱۳۸۵ تاکنون در یک بازهٔ زمانی ده ساله استمرار داشته و به توفیق الهی، اکنون به جلسهٔ ۶۵۰ رسیده است.

 

  • الف‌ـ مباحث علوم اقتدارآفرین که در این سلسله جلسات مطرح شده‌اند، طیف وسیعی از موضوعات را در بر دارد که نه تنها شامل مباحث سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، فلسفی، جامعه‌شناسی، ژئوپلتیک، ژئواستراتژیک، و ژئوکالچر است، که حوزه‌های روان‌شناسی، کلام، ارتباطات، هنر، منطق، حقوق اساسی، تاریخ، امنیت، و علوم قرآنی را در بر می‌گیرد. اندیشه‌جویان این کلاس‌ها تاکنون ۲۸۴ پایان‌نامهٔ دکتری و کارشناسی ارشد را در موضوعات مذکور دفاع کرده‌اند.

 

  • ب‌ـ تعدادی از افسران جوان ارتش نیز در جمع دانشجویان این دوره‌ها هستند که موفق به اخذ گواهی فارغ‌التحصیلی شده‌اند. هم‌چنین تعدادی از فرماندهان ارتش، سپاه، و نیروی انتظامی نیز به صورت غیرحضوری از این مباحث استفاده می‌کنند که امیر سرافراز ارتش اسلام سرتیپ پوردستان از آن جمله هستند که همواره در طول سالیان ـ از ۱۳۸۹ به این سو ـ پیگیر دریافت فیلم کلاس‌ها بوده و از طریق دفترشان، کتباً ما را مورد محبت و لطف خود قرار داده‌اند.

 

  • ج‌ـ در طول جلسات متعدد از ۶۵۰ جلسهٔ برگزارشده در این دوره، به دفعات به ابعاد گوناگون نقش استراتژیک ارتش جمهوری اسلامی ایران در چهارچوب قدرت ملی پرداخته شده است؛ برای نمونه در جلسهٔ ۲۰۵ که در ۱۳۸۸/۱۲/۰۶ در دانشگاه تهران برگزار شد، با توجه به عملیاتی شدن پروژهٔ ساخت ناو جماران، به طور مبسوط به موضوع ضرورت اجرایی شدن قابلیت استراتژیک نیروی دریایی ارتش در قالب نیروی دریایی راهبردی پرداخته شد. البته ـ و احتمالاً ـ مستحضرید که ایدهٔ نیروی دریایی استراتژیک، در جلسات دکترین مشترک نیروی دریایی ارتش و سپاه در ۱۳۷۴ مطرح شد. آن جلسات که در دفتر فرماندهی وقت نیروی دریایی برگزار می‌گردید توسط خود آقای شمخانی مدیریت می‌شد، و برادرانی چون سردار فدوی، یا بزرگانی هم‌چون دریادار شهید رودکی و مرحوم تیمسار دانه‌کار در مباحث درگیر بودند. ماحصل آن مباحث را در سال ۱۳۷۵ در قالب ‹دکترین دست دراز› نگاشتم که نخستین متن استراتژیک نیروی دریایی شد و اکنون پس از بیست سال به‌مرور، اهداف پیدایش نیروی دریایی استراتژیک بیش‌ازپیش نمایان می‌شود.

 

  • دـ در سخن از دورهٔ خدمت در نیروی دریایی، خالی از لطف نیست که از مأموریت‌های بازرسی مشترک در سطح نیروهای مسلح نیز یاد کنم که اوج هم‌دلی ارتش و سپاه بود؛ چه در بازرسی‌های عملیاتی که همراه با تیمسار یگانه‌فر به نمایندگی از ارتش و سپاه می‌رفتیم و از ایشان بسیار آموختم، و چه در بازرسی‌های اعزامی از ستاد کل نیروهای مسلح در بازهٔ ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۵ تحت فرمان شهید صیاد شیرازی که در گروه عملیات زیر نظر تیمسار شاهین‌راد توفیق خدمت داشتم و در کنار تیمسار پیرایش که ارشد تفنگداران دریایی ارتش بود بازرسی از نیروهای تکاور و تفنگدار ارتش و سپاه را بر عهده داشتیم. در ماجرای تشویق جناب آقای حبیب سیاری  در جریان بازرسی سراسری سال ۷۵-۱۳۷۴، پس از بازدید از جزیرهٔ ابوموسی، و ارزیابی از تیپ تفنگداران و تکاوران دریاییِ تحت امر ایشان، همان شب در ناو خارک در جلسهٔ نهایی بازرسی، با توجه به حسن فعالیت ناخدا سیاری، به اتفاق تیمسار پیرایش، درخواست تشویقی در سطح ارتقاء وی را با ارزیابی کیفی مثبت از مدیریت ایشان تقدیم کردیم که مورد تأیید شهید صیاد واقع شد.

 

۳ ـ تقطیع یک قطعهٔ یک دقیقه‌ای از جلسهٔ ۲۳۰ دورهٔ کلبهٔ کرامت از سوی جریان ضدانقلاب، اجرا و ابتدا در یکی از صفحات شبکه‌های اجتماعی مربوط به عناصر سلطنت‌طلب باستان‌گرا نشر یافت و سپس در سایر صفحات ضدانقلابیون  و همچنین فتنه‌گران بازنشر داشت.

 

۴‌ ـ در مجموع ۹۱% از این فضاسازی، در شبکه‌های اجتماعی از سوی ضدانقلاب خارج‌نشین و لیبرال‌های وطنی و عناصر فتنهٔ سبز، و ۹% آن از سوی رسانه‌های رسمی انعکاس داشته است. عصر امروز ۱۳۹۵/۰۵/۱۱ مقرر است که در جلسه‌ای در سازمان حفاظت اطلاعات، مستندات این فضاسازی ضدانقلابیون و لیبرال‌ها در فضای سایبر تحویل شود که حاوی نکات حیرت‌انگیزی از ترفندهای فتنه‌گران است؛ البته مجلد مستندات به محضر جناب‌عالی تقدیم خواهد شد.

 

۵ ـ نکتهٔ مهم این است که تلاش لیبرال‌ها و ضدانقلاب از این فضاسازی عمدتاً برای منحرف کردن اذهان عمومی از اهم مسائلی مانند اقامهٔ قسط به‌ویژه در حوزهٔ فیش‌های نجومی، رکود فراگیر اقتصادی، خیانت آمریکا در پسابرجام، مذاکرات شهریور ۱۳۶۵ پاریس، انتشار ابعاد محرمانهٔ مذاکرات اتمی در رسانه‌های غربی، ناامنی‌ها و تروریسم منطقه‌ای، رجزخوانی عربستان برای ایران، و عدم پیگیری جنبش مردمی مقاومت اقتصادی در کشور بوده است.

 

از این رو، جناب‌عالی و جامعهٔ معظم ارتش جمهوری اسلامی، مطمئن باشید که پاسخ ما در حوزهٔ جنگ نرم و جهاد کبیر، علیه پاشنه‌های آشیل لیبرال‌های فتنه‌گر، سهمگین‌تر از پیش خواهد بود، چراکه فرمود «و قاتلواهم حتی لاتکون فتنه» ان‌شاءالله.

 

حسن عباسی

رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال

 

منبع : سایت اندیشکده یقین 

ماجرای فیلم تقطیع شده حسن عباسی چیست؟

افسادطلبان فتنه‌گر که در ماه‌های اخیر، شکست‌های سنگینی در انتخابات مجلس و خبرگان رهبری خورده‌اند و با به حاشیه رفتن جریان دوم خرداد از بدنه سیاسی و اجتماعی کشور، دست از عرصه واقعی سیاست کشیده‌اند و پا در شبکه‌های مجازی نهاده‌اند و در سوگ چنین عزیمت عظمایی لب به عقده‌گشایی باز کرده‌اند.

 

اخیراً در راستای اهداف غرض‌ورزانه خود با همان سبک و سیاق گذشته، اقدام به «بریدن یک دقیقه» از فیلم جلسه ۲۳۰ کلبه کرامت -از سلسله‌ جلسات کرسی نظریه‌پردازی استاد عباسی- کرده‌اند. جالب آن‌که مدرنیست‌های فتنه‌گر که خود را دایه‌دار روشن‌فکری و نوگرایی می‌دانند در عرصه‌ی فتنه‌گری و تخریب، از روش‌های نخ‌نما شده‌ی ماقبل تاریخ استفاده می‌کنند.

 

لذا پیشنهاد می‌کنیم در همان حالی که سخنان استاد عباسی را تکه تکه و سانسور می‌کنند، کمی در سخنان ایشان تعمق بیشتری کنند تا هم با دانش دکترینولوژی -که علم پایه‌ی جامعه‌سازی و حکومت‌داری است- آشنا شوند و هم‌چون تئوریسین‌های جریان خود، بر اثر ضعف تفکر استراتژیک به حاشیه‌نشینی دچار نشوند.

Artesh

دانلود تصویر برای انتشار در اینستاگرام و شبکه های اجتماعی

اما در جلسه ۲۳۰ کلبه کرامت استاد حسن عباسی چه اسنادی رو شد که فتنه‌گران و حامیان دولت برآشفته شدند؟!

در این جلسه به بررسی اسناد دکترین نیروهای مسلح ایالات متحده پرداخته شده است؛ با این محوریت که اساساً سازمان‌ها و نهادهای بین المللی مانند سازمان ملل و نظیر آن در مسائل اقتصادی، سیاسی، پزشکی، اینترنت و… بر مبنای دکترین‌های جامع ارتش آمریکا تشکیل شده‌اند و برخلاف باور مردم، این سازمان‌ها عمومی نبوده و زیر نظر نیروهای نظامی ایالات متحده اداره می‌شوند.

 

در دوره‌ای که سران افسادات و دولت فعلی در پروژه‌ی نرمالیزاسیون رابطه با آمریکا در پسا برجام به سر می‌برند؛ از طرح چنین سخنان روشن‌گرایانه از جانب استاد عباسی وحشت دارند و می‌کوشند تا با برهم‌زدن فضا از ضریب نفوذ این سخنرانی‌ها در جامعه جلوگیری کنند.

 

در ادامه جلسه استاد عباسی با ذکر دستاوردهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تجهیز منابع و بسیج نیروهای خود در خدمت‌رسانی به مردم و رشد و سازندگی کشور در مسائل هسته‌ای، صنعتی، موشکی و عمرانی، از اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی با هم‌کاری فتنه سبز در داخل در تحریم همه‌جانبه علیه ایران پرده برداشته است.

 

استاد عباسی در ادامه به اقدامات خراب‌کارانه‌ی فتنه سبز با همکاری آمریکا و رژیم صهیونیستی در سال ۸۸ اشاره می‌کند و با بیان این‌که حضور سلحشورانه سپاه پاسداران و بسیجیان انقلاب در قائله فتنه ۸۸ باعث شد، تا از طرح براندازی نهاد ولایت و انقلاب اسلامی جلوگیری شود؛ که این امر، موجب به وجود آمدن کینه‌ها و عقده‌‌گشایی‌هایی علیه سپاه و نیروهای انقلابی در بین فتنه‌گران داخلی و خارجی شده است.

 

آن چیزی که فتنه‌گران و حامیان دولت را در این چند روزه برآشفته کرده، امتداد حضور سپاه در صیانت از انقلاب اسلامی و افشاگری‌های استاد عباسی علیه آمریکا و جریانات داخلی است. ورود سپاه به ماجرای فساد مالی دولت و افشاشدن اعتدال‌گرایان، این دو جریان را برآن‌داشته تا با طرح پروژه اربابان انگلیسی خود –که «تفرقه بیانداز و حکومت کن»- فضای اذهان عمومی را از خیانت‌های سران افسادات و فسادهای مالی، به سمت و سوی دیگری سوق دهند.

 

از آن‌جایی که این جلسه‌ی سانسور شده توسط فتنه‌گران دارای نکات کلیدی و اسناد مهمی است، لذا مخاطبان و اندیشه‌جویان را به بازبینی جلسه ۲۳۰ کلبه کرامت دعوت می‌کنیم.

 

مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز درباره عفاف و حجاب

مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز
مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز

حجاب و عفاف یکی از ارزش‌های اسلامی است که طی سال‌های اخیر زیر سؤال بردن آن به عنوان یکی از هدف‌های جنگ نرم دشمن تعیین شده است. از سویی هر دولتی بر اساس سیاست‌های خود با این مقوله اسلامی و ایرانی مواجه شده است.

 

برای بررسی ریشه‌های برخی بد پوششی‌ها، شل حجابی و بی‌حجابی‌ها و چرایی معضلات امروز در این موضوع به سراغ استاد حسن عباسی، کارشناس مسائل استراتژیک رفتیم. و ایشان در مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز به بیان مسائلی پرداختند

وی معتقد است که اگر موضوع انقلاب جنسی در شاخص گذاری‌ها، دیده نشود، رونمای جامعه مطالعه می‌شود ولی زیربنای آن نه. عباسی تأکید می‌کند: می بایستاز نگاه سنتی به مسئله عفاف و حجاب فاصله گرفت چون اتفاقاتی در طی این چند دهه اخیر افتاده است که بسیار با انتظارات سنتی ما متفاوت بوده است. مشروح گفتگو با استاد حسن عباسی را در ادامه می‌خوانید:

 

جهان نیوز: در ابتدا می‌خواستیم بخشی از سیر تطور حجاب و پوشش را در ایران مورد بررسی قرار دهیم. اینکه در طول تاریخ این سرزمین چه جریان‌ها و نقاط عطفی در فضای حجاب و پوشش زیست کرده‌اند؟

 

اصولاً در پیشینه تاریخی قبل از اسلام، جامعه و فرهنگ عمومی ایران به شدت پوشیده و با حجاب است. این در حالی است که اگر شما به تاریخ یونان نگاه کنید، مجسمه‌های برهنه به وفور می‌بینید و بعد از ورود مسیحیت نیز هم این برهنه تراشی به نوعی دیگر مثلاً در مجسمه‌های فرشتگان ادامه پیدا می‌کند.

 

اما در تاریخ قبل از اسلام، آنچه که در دیواره تراشی و نقش برجسته‌ها شما مشاهده می‌کند، آن است که اولاً ما مجسمه نداریم و هویت مستقلی که برگرفته از روحی اومانیسمی است را در این مسیر نمی‌بینیم، ثانیاً تمامی مردان و زنان این آثار از مچ پا تا زیر گردنشان پوشیده است و حتی مردان عموماً محاسن دارند.

 

بنابراین وقتی اسلام به ایران وارد می‌شود، بستر اجتماعی و فرهنگی برای پذیرش پوشش و حجاب اسلامی آماده بوده است و پوشش با انگاره‌های عفت و حیای برگرفته از دین اسلام تقویت می‌شود.

 

بنابراین سیر تطور لباس و پوشش در کل تاریخ ایران -به جز دوره پهلوی اول و دوم- به گونه ای بوده است که ما به ندرت شاهد برهنگی در کل تاریخ ایران هستیم. البته بین تطور لباس با حیا و عفت باید تفاوت قائل شد.

 

photo_2015-09-08_12-25-33

بعد از انقلاب اسلامی چه اتفاقاتی در این مسأله به وجود آمد؟ به عبارت دیگر درست است که انقلاب ما بر مبنای فرهنگ اسلامی شکل گرفته بود ولی در تصاویری که از آن زمان هست، افراد بی‌حجاب هم در راهیپیمایی‌ها و … حضور داشتند؛ چه شد که مردم به راحتی با این مسأله کنار آمدند؟

 

یک نقطه عطف ویژه در مسیر تطور تاریخی حجاب در ایران وجود دارد که آن هم سال ۱۳۶۰ است. در حوالی سال ۱۳۶۰ و در دوره آقای بنی صدر، هم در اداره‌ها بی‌حجابی بود و هم اطرافیان ایشان بی‌حجاب بودند و طیف عمده ای که حجاب را رعایت می‌کردند مذهبیون بودند. در سال ۱۳۶۰ با توجه به اتفاقات و زد و خوردهای داخلی و اشغال بخشی از کشور توسط عراق و شهدایی که پیکر مطهرشان به شهرها برمی گشتند و همچنین ترورهای مسئولین و … همه و همه دست به دست هم داد و یک فضای معنوی ویژه را بر کشور حاکم کرد.

 

اینکه بگویید حجاب داشته باشید و یا حکمت آن را برای مخاطبان غیر پایبند شرح دهید تغییری را رقم نمی زند. اما استفاده از جدال احسن می تواند اتفاقات تازه ای رقم بزند

 

من خودم یادم می‌آید شهریور ۱۳۶۰ در بلوار کشاورز تهران با خانواده در حال تردد بودیم، تقریباً تعداد بسیاری از خانم‌ها بی حجاب بودند. اما آرام آرام از پاییز و زمستان نه تحت فشار حکومت، بلکه به شکل خودجوش با زدوده شدن لیبرال‌ها از فضای ادارات و عزل بنی صدر و به محاق رفتن و پناهنده شدن چپ‌ها به اروپا، مقداری فضای زد و خوردهای داخل تعدیل شد و فضا به سمت دفاع مقدس معطوف شد و فضای عمومی مردم به سمت معنویت سوق پیدا کرد و کمتر تحت تأثیر الزامات انتظامی و حکومتی بود.

 

در سال ۱۳۶۱ موفقیت‌های پی در پی در دفاع مقدس و برخورد با ضدانقلاب در شهرهای مختلف، حقانیت راه و مسیر انقلاب برجسته شد و خود به خود همراهی با آرمان‌های انقلاب و اسلام برای خانم‌ها در اولویت قرار گرفت و پوشش آن‌ها به سمت تکامل حرکت کرد. البته در آن موقع هجمه‌های رسانه ای و فرهنگی هم در کشور بسیار کم بود و بطور کل عوامل تشدید کننده بروز بدحجابی به شدت محدود بود.

 

و نتیجتاً آنچه که الان به عنوان حجاب رسمی در زنان متدین ما دیده می‌شود و خاص انقلاب اسلامی است را ما تا قبل از سال ۱۳۶۰ کمتر می‌دیدیم. حتی جالب است بدانید پاسداران زن هنگام رژه در سال ۱۳۵۹ مانتویی بودند.

 

این سیر تطور حتی در پوشش و آرایش آقایان نیز قابل بررسی است. مدل ریش‌هایی که منتسب به خواننده‌های خاص آن دوران بود و پیراهن‌های آستین کوتاهی که حتی بسیاری از انقلابیون درجه یک ما نیز بر تن داشتند نیز به مرور دچار تطور و تغییر شد.

 

مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز
مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز

طی سالهای اخیر فعالیت‌هایی نظیر رصدنمای ملی “ع” با مأموریت رصد، ارزیابی و حمایت از آثار و محصولات حوزه عفاف و حجاب شکل گرفته است. یکی از خروجی‌های مهم این قبیل فعالیت‌ها مشخص شدن نقاط قوت و ضعف تولیدات این عرصه و خوشه بندی محصولات بر اساس گونه شناسی مخاطبان است. مورد دیگر بوجود آمدن ابر برند و استانداردی برای رده بندی آثار و محصولات فاخر این حوزه است که در برای مردم و مسئولان می‌تواند تسهیل کننده فرایند انتخاب و خرید باشد. ارزیابی راهبردی شما از این حرکت چیست؟

 

نکته اول آنست که کار رصدنمای ع یک بخشی از امر به معروف در مهندسی فرهنگی است. یعنی شما به واسطه گونه‌شناسی، تحلیل و ارزیابی و به تبع آن شاخص سازی و معرفی آثار برتر و تاثیرگذار، مخاطبان را در انتخاب هدفمند و بهینه آثار و محصولات عفاف و حجاب کمک می‌کنید و این یعنی امر به معروف در این فضا.

 

اما نکته مهمی که من می‌خواهم به آن اشاره کنم آنست که اول می‌بایست حق را در جامعه معروف کرد بعد اقدام به امر کرد. وقتی هنوز حق در جامعه معروف نیست، چطور می‌توانیم امر به معروف داشته باشیم و همینطور وقتی باطل در جامعه منکر نیست شما چطور می‌توانید نهی از منکر کنید.

 

واقعیت آنست که در نظام تمدنی ما با توجه به اصل وارونگی، باطل در جامعه معروف شده است و حق، منکر شده است. مثلاً در جامعه سینمایی ما، امروز در بین خانم‌ها، هنرپیشه بودن با آن مختصات ویژه موجود در سبک زندگی آن‌ها، ارزش شده است و مادر شدن و داشتن حیا، یک ضدارزش و عقب افتادگی است. بنابراین همانطور که می‌بینید یک باطلی تبدیل به حق در جامعه شده

است و هر شب در تلویزیون و رسانه‌ها نیز تبلیغ می‌شود

 

یک فرد با حجاب می تواند هر سه گزینه حفظ بصر، ستر زینت و عدم تبرج را نداشته باشد ولی یک فرد کم حجاب می تواند یک یا چند مورد از این شاخص‌های قرآنی را داشته باشد

 

از این موارد و زنجیره تبدیل حق‌ها به باطل‌ها، می‌توانید در مابقی فضاها نیز به وفور مشاهده کنید. در بانکداری و نظام مالی ما، در ورزش حرفه ای ما و پدیده ای به نام فوتبال و …

 

در واقع مؤلفه‌های حق در جامعه ما یکی یکی در حال تبدیل شدن به باطل است و این همان اتفاقی است که کار را به جایی می‌رساند که تنها راه برون رفت از آن، آن می‌شود که شخصی مثل حسین (ع) برود به کربلا و شهید شود تا خون وی فضا را تکان بدهد و فرجی را به ارمغان آورد.

 

photo_2015-09-08_12-25-41

نکته دوم استفاده از جدال احسن علاوه بر امر به معروف است. اینکه بگویید حجاب داشته باشید و یا حکمت آن را برای مخاطبان غیر پایبند شرح دهید تغییری را رقم نمی‌زند. اما استفاده از جدال احسن یعنی از دل باورها و نظام ارزشی خود برای هر یک از اقشار مخاطبان، چیزی را بیرون آوریم و همان را مبنایی برای انذار و دعوت قرار دهیم، می‌تواند اتفاقات تازه ای رقم بزند.

 

در واقع در این فرایند می‌بایست این موضوع را در ارتباط بین محصولات و مخاطبان هدف مد نظر قرار داد که آیا محصولات یا آثار بررسی شده با روش جدال احسن به سراغ مخاطبان هدف خود رفته است یا خیر؟ و این موضوع باید در ارزیابی‌ها و امتیازدهی مورد توجه ویژه قرار گیرد.

 

و نکته سوم پرداختن به شاخصه‌های زیربنایی و ریشه ای علاوه بر شاخص‌های روبنایی در تحلیل و ارزیابی‌هاست.

 

شما وقوع انقلاب جنسی در آمریکا در دهه ۱۹۵۰ و سرریز آن به دیگر کشورها، من جمله ایران را باید به شدت مد نظر قرار دهید. ما چندین سال است این انقلاب را در ایران رصد کرده‌ایم و به این نتیجه رسیدیم که این انقلاب جنسی تا چند سال تمام می‌شود و تثبیت می‌شود.

 

با این اوصاف چه باید کرد که جامعه ما از هجوم این حملات در امان باشد؟ آیا معضلات دیگری از جمله بالارفتن سن ازدواج هم در این رابطه قابل تحلیل است؟

 

این انقلاب از آنجا برای فرایند ارزیابی شما اهمیت پیدا می‌کند که شاخص‌های زیربنایی مهمی دارد. در صورتیکه در شاخص‌های فعلی ارزیابی محصولات این موضوع لحاظ نشده است.

 

شما مثلاً وقتی آقا یا خانمی را به عنوان قشر متدین و مذهبی تحلیل می‌کنید و می گویید فلان محصولات برای این قشر مناسب است یا مناسب نیست، از شاخصه‌هایی که در فضای انقلاب جنسی این فرد را تحت تأثیر قرار دادید که بسیار هم جدی است و البته رو هم نیست غافل مانده‌اید.

 

در واقع آقایان و خانم‌هایی که دیر ازدواج می‌کنند، در رسانه‌های داخلی و خارجی بطور مداوم پیام‌های تحریک کننده جنسی دریافت می‌کند و یا در جامعه تعاملات بی پروایانه با جنس مخالف در محل کار یا تحصیل خود دارند، اتفاقاتی در آن‌ها رخ می‌دهد که شما نمی‌توانید فقط با شاخصه‌های روبنایی واضح آن‌ها را به عنوان مخاطب دسته بندی و قشربندی کنید.

 

photo_2015-09-08_12-25-47

می‌خواهم به شما بگویم شاخصه‌هایی که شما در حال حاضر می‌خواهید منطبق با آن مخاطبان خود را دسته بندی کنید باید متفاوت باشد از شاخصه‌هایی که مثلاً اگر کسی می‌خواست این فعالیت را در سال ۱۳۷۰ انجام دهد. اگر قبول داشته باشیم که انقلاب جنسی در حال تثبیت و تاثیرگذاری بر افراد جامعه امروز ما است، آن وقت خیلی از شاخص گذاری‌های روبنایی ما، شاخص گذاری‌های صوری خواهند شد. مثلاً شما می گویید فلان خانم چون چادر بر سر کرده یا مثلاً در فلان محل فرهنگی یا مذهبی فعالیت دارد، می‌شود در قشر مخاطب متدین یا خوش حجاب آن را دسته بندی کرد، غافل از آنکه انقلاب جنسی می‌تواند با حفظ ظاهر، انسان‌ها را از درون

و زیربنا تحت تأثیر قرار دهد. شما نمی‌توانید بفهمید آیا این خانم یا آقا مبتلا به بیماری زنای ذهنی یا سکس فانتزی که از شاخص‌های این انقلاب است، شده است یا خیر؟

 

کافیست یک تحقیق در مورد دخترهای مورد نظر پسرهای متدین انجام دهید، مشاهده خواهید کرد در بیشتر موارد به نتایجی می رسید که برایتان شگفت انگیز است و متفاوت است از تحلیل اولیه شما

 

یعنی برخی از مخاطبان شما گر چه از نظر ظاهر و فرم در یک دسته بندی خاصی از مخاطبان قرار می‌گیرند، اما در باطن و اصل ماجرا خارج از چهارچوب‌ها و دسته بندی‌های شما هستند!

 

بنابراین به نظر من لازم است علاوه بر شاخصه‌های فرمی و ظاهری، یک مسیر نیز برای شاخصه‌های درونی و کیفی منطبق بر نقشه انسان طراحی شود. مثلاً بگویید فلان منطقه یا فلان دسته مخاطبی اگر در معرض انقلاب جنسی قرار گرفته باشد چه محصولات و آثار برایشان مناسب است و اگر در معرض این انقلاب نباشد چه؟

 

به عنوان مثال کافیست یک تحقیق در مورد دخترهای مورد نظر پسرهای متدین انجام دهید، مشاهده خواهید کرد در بیشتر موارد به نتایجی می‌رسید که برایتان شگفت انگیز است و متفاوت است از تحلیل اولیه شما. این موارد نشان می‌دهد، این افراد تحت تأثیر رسانه‌ها الگوهای ذهنیشان و دخترهای ایده آلشان دستخوش تغییرات بنیادی شده است. می‌خواهم بگویم در بیشتر موارد حجاب و عفاف به نوعی عنصر هویتی برای بسیاری از اقشار شده است و نه یک باور دینی.

 

photo_2015-09-08_12-25-52

با توجه به آنچه فرمودید، پیامدهای تأخیر در ازدواج جوانان چیست و چه تاثیری در آینده کشور خواهد داشت؟

 

زنای ذهنی، همجنس گرایی، حیازدایی، ازدواج سفید، ارتباطات جنسی ضربدری، زنا زادگی و تک والدی، تجرد، سوپر استارهای جنسی و انگاره‌های فمینیستی از شاخصه‌های انقلاب جنسی است و باید به طور ویژه به آن پرداخته شود.

بنابراین ظاهر قضیه در حوزه عفاف و پوشش چیزی است که با باطن آن بسیار متفاوت است و می‌بینید مثلاً فردی به خاطر حفظ آبرو و معذوری‌ات اجتماعی پوشش ویژه ای دارد در حالی که از درون فرو ریخته است و ممکن است در جایی این فروپاشی به لایه ظاهری فرد هم برسد. شما نمی‌توانید قضاوت کنید که اگر کسی محجبه است، حتماً عفیف هم است. شاخصه حجاب ظاهری می‌تواند در برخی از قضاوت‌ها و ارزیابی‌ها گمراه کننده باشد.

 

بنابراین اگر موضوع انقلاب جنسی در شاخص گذاری شما، دیده نشود، رونمای جامعه مطالعه می‌شود ولی زیربنای آن نه. این دست کارها نیاز به عمق بخشی دارد و می‌بایست از نگاه سنتی به مسئله عفاف و حجاب فاصله گرفت چون اتفاقاتی در طی این چند دهه اخیر افتاده است که بسیار با انتظارات سنتی ما متفاوت بوده است.

 

ما اولین باری که در صدا و سیما مسئله زنای ذهنی را مطرح کردیم، خدا می دانید چقدر نامه و تماس از مسیر صدا و سیما دریافت کردیم. جالب اینکه ۹۹% این افراد متدین‌ها نبودند، چون متدین‌ها خجالت می‌کشیدند این مباحث را مطرح کنند و این افرادی که شاید اسمشان شل حجاب یا بد حجاب باشند دنبال ما می‌گشتند تا بگویند ما این مشکل را داریم و شما چه راه حلی دارید.

 

و نکته آخر اینکه علاوه بر شاخصه‌های انقلاب جنسی، شاخص‌های کیفی قرآنی نیز برای این مسائل وجود دارد که باید برجسته شوند و به زبان ساده و قابل فهم برای محصولات و آثار و به تبع آن مخاطبان شاخص گذاری شوند. در این فضا می‌توان به سه گزینه حفظ بصر، ستر زینت و عدم تبرج اشاره کرد.

به عنوان مثال یک فرد با حجاب می‌تواند هر سه گزینه حفظ بصر، ستر زینت و عدم تبرج را نداشته باشد ولی یک فرد کم حجاب می‌تواند یک یا چند مورد از این شاخص‌های قرآنی را داشته باشد. بنابراین شاید لحاظ کردن شاخص‌های کیفی یاد شده علاوه بر شاخص‌های موجود شما بتواند در گونه شناسی محصولات و مخاطبان تأثیر ویژه‌ای داشته باشد.

 

 منبع : جهان نیوز