تهدید مراکز حیاتی اسرائیل توسط حزب الله لبنان [ویدیوی جدید با سخنان حجت الاسلام نصرالله ]

به گزارش بنیانا ؛ حزب‌الله لبنان، عصر جمعه ۹ آذر ۹۷ با انتشار فایلی ویدئویی، رژیم صهیونیستی را تهدید کرد.

حزب‌الله در این فایل ویدئویی یک دقیقه و ۱۳ ثانیه، که با عنوان «أیها الصهاینة… إن تجرأتم ستندمون» (ای صهیونیست‌ها… اگر گستاخی کنید پشیمان خواهید شد» به‌زبان عبری منتشر کرده، تصاویری ماهواره‌ای از اهداف نظامی در عمق اراضی اشغالی را به‌نمایش گذاشته است.

در این فایل ویدئویی همچنین بخش‌هایی از سخنان « حجت الاسلام سیدحسن نصرالله» دبیرکل حزب‌الله آورده شده که به صهیونیست‌ها در مورد تجاوز به لبنان هشدار داده و گفته است: «به هرگونه تجاوز به لبنان، هر بمباران هوایی یا هر شلیک زمینی قطعاً پاسخ خواهیم داد».

ادامه خواندن “تهدید مراکز حیاتی اسرائیل توسط حزب الله لبنان [ویدیوی جدید با سخنان حجت الاسلام نصرالله ]”

نقش شیاطین زن موساد در طرح‌های تل‌آویو و عادی‌‌سازی روابط با اعراب چیست ؟

گزارش تکان‌دهنده از نقش شیاطین زن موساد در طرح‌های تل‌آویو و عادی‌‌سازی روابط با اعراب

یک پژوهشگر و تحلیلگر مطرح مصری در گزارشی افشاگرانه در اشاره به روند پرشتاب عادی‌سازی روابط میان رژیم‌های عربی و رژیم صهیونیستی از نقش تکان‌دهنده زنان سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) در این روند و نیز مأموریت‌های ترور آن پرده برداشته است.در ادامه این گزارش را می خوانیم . همراه بنیانا باشید

ادامه خواندن “نقش شیاطین زن موساد در طرح‌های تل‌آویو و عادی‌‌سازی روابط با اعراب چیست ؟”

شیطان بنیامین نتانیاهو و ۲۶ سال جعل واقعیت درباره ایران [بررسی دروغگویی‌های شیطان]

شیطان نتانیاهو

نتانیاهو و ۲۶ سال جعل واقعیت درباره ایران

دروغگویی‌های نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی با دروغ‌پردازی شب گذشته او درباره ایران ۲۶ ساله شد.

شیطان «بنیامین نتانیاهو»، نخست وزیر رژیم صهیونیستی  با راه‌اندازی یک نمایش تبلیغاتی ایران را به داشتن تاسیسات هسته‌ای مخفی متهم کرد.

 

اما نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی این بار برای اثبات صحت مدعاهایش درباره برنامه هسته‌ای ایران (و یا شاید هر موضوع دیگر) بیش از هر بار دیگر با چالش مواجه است، زیرا ادعاهایی که او قبلا درباره ایران مطرح کرده، هر بار نادرست از آب در آمده‌اند.

ادامه خواندن “شیطان بنیامین نتانیاهو و ۲۶ سال جعل واقعیت درباره ایران [بررسی دروغگویی‌های شیطان]”

طرح منطقی جمهوری اسلامی برای نابودی رژیم صهیونیستی [ویدیو]

بیانات امام خامنه ای درباره طرح منطقی جمهوری اسلامی برای نابودی رژیم صهیونیستی که در شماره ۱۳۸ نشریه خط حزب الله منتشر شده است را در ادامه میخوانیم

۱. مشکل رژیم صهیونیستی اساس عدم مشروعیت این رژیم است. رژیم صهیونیستی نامشروع است؛ تشکیل این رژیم بر یک اساس باطل انجام گرفته است.(۱۳۹۷/۰۳/۲۵)

ادامه خواندن “طرح منطقی جمهوری اسلامی برای نابودی رژیم صهیونیستی [ویدیو]”

نژاد پرستی صهیونیست ها با اخراج یهودیان رنگین پوست ادامه دارد [حقیقت ماجرا چیست؟]

نژاد پرستی صهیونیست ها
نژاد پرستی صهیونیست ها

صهیونیستها در حالی تصمیم به اخراج یهودیان آفریقایی تبار دارند که سالها برای کوچاندن آنها به فلسطین اشغالی به آنها وعده های رؤیایی می دادند.

 

یکی از ویژگی های بارز صهیونیست ها، نژاد پرستی آنها است که همواره از اقدامات و عملکرد آنها قابل دریافت بوده است.

این نژاد پرستی صهیونیست ها در یکی از جدیدترین اقدامات رژیم صهیونیستی آشکار شده است و موجب ایجاد موجی علیه این رژیم غاصب نژاد پرست شده است اما نکته مهم اینجا است که آنها به رغم این موج مخالفت های دامنه دار، با آمارسازی های دروغین، درصدد اجرای تصمیم نژاد پرستانه خود هستند.

 

کوچاندن یهودیان به فلسطین

 

از زمان اشغال فلسطین در سال ۱۹۴۸، صهیونیست ها با به کارگیری آژانس یهود تلاش کردند به منظور غلبه جمعیتی، یهودیان کشورهای مختلف را به فلسطین اشغالی مهاجرت دهند.

در همین راستا تعداد زیادی از یهودیان کشورهای مختلف با وعده زمین، مسکن و کار به فلسطین اشغال شده فرا خوانده شدند. با کشتارهای وسیع روستاها و شهرهای مختلف از فلسطینیان به زور ستانده شد و اخراج یا کوچ اجباری آنها، یهودیان را در این مکان های اشغال شده سکونت دادند.

موج های جمعیتی مختلفی طی ۶۹ سال گذشته به فلسطین اشغالی آورده شدند. برخی از این یهودیان با عملیات هایی که موساد در کشورهای اصلی به وجود آورد با ایجاد رعب و وحشت به فلسطین فرار کردند. اما جمعی از این یهودیان از کشورهای آفریقایی به فلسطین اشغالی مهاجرت کردند.

 

صهیونیست ها برای مهاجرت دادن یهودیان در دهه های ۶۰، ۷۰ و ۸۰ دست به هر کار می زدند.

در بسیاری از موارد به دلیل مخالفت کشورها مبدأ با خروج جمعیت، مهاجرت یهودیان طی عملیات اطلاعاتی با همکاری موساد و دیگر دستگاه های امنیتی ونظامی رژیم صهیونیستی صورت می گرفت تا به هرقیمتی شده، جمعیت یهودیان فلسطین اشغالی را افزایش دهند.

حال در اواخر دهه دوم قرن ۲۱ صهیونیست ها در تلاش اند مهاجران یهودی آفریقایی تبار را از سرزمین های اشغالی اخراج کند. این در حالی است که براساس آمارهای موجود تعداد این مهاجران آفریقایی تبار به همراه فرزندان و خانواده هایشان قریب ۲۵۰ هزار نفر برآورد می شود.

 

دروغ پردازی حرفه ای صهیونیست ها

با وجود آنکه مهاجران آفریقایی تبار براساس اسنادی که تا کنون ارائه کرده اند با وعده، به سرزمین های اشغالی قدم گذاشته اند اما صهیونیست ها ادعا کرده اند که این مهاجران آفریقایی تبار، مهاجران غیرقانونی اند که بدون مجوز به فلسطین اشغالی قدم گذاشته اند. به همین دلیل باید از فلسطین اشغالی اخراج شوند.

تحریف آمار

به گفته رادیو پیام اسرائیل اداره مهاجرت رژیم صهیونیستی تعداد این یهودیان مهاجر آفریقایی تبار را ۳۸ هزار نفر است که ۱۵ هزار نفر از آنان درخواست پناهندگی داده اند.

نکته مضحک این است که به گفته همین منبع اداره مهاجرت رژیم صهیونیستی تا کنون به ۶ هزار و ۵۰۰ پرونده درخواست، رسیدگی کرده که تنها ۱۱ درخواست را مورد تأیید قرار داده است.

 

نکته قابل این است که خود صهیونیست ها باوجود آنکه آمار موجود در خصوص این مهاجران به شدت تحریف می کنند اما به نکته ای در مدعایشان اشاره می کنند که دروغ بودن این ادعای را نشان می دهد.

صهیونیست ها آماری را که ارائه می دهند مجموعه ای از مهاجران آفریقایی تبار به اضافه فرزندانشان معرفی می کنند. سؤال اینجا است که مهاجر غیرقانونی نمی تواند به اندازه ای در یک کشور به شکل غیرقانونی ادامه حیات دهد که دارای فرزند و نوه و نتیجه باشد.

نژاد پرستی بی پرده رئیس رژیم صهیونیستی

در همین راستا رئیس رژیم صهیونیستی، رئووین ریولین طی اظهاراتی اعلام کرد: « با پناهجویان آفریقایی همدردی می کنم اما دنیا بداند اسرائیل کشوری کوچک و دارای امکانات محدود است و در درجه نخست باید به براداران یهودی خود برسد که از کشورهای جهان به اسرائیل مهاجرت کرده و می کنند.»

 

این سخن ریولین چند نکته مهم در بر دارد:

نخست؛ آنکه مقامات رژیم صهیونیستی به فکر ساختن یک سرزمین برای یک قوم خاص هستند و دیگر انسان ها را در محاسبات خود به حساب نمی آورند.

 

دوم؛ آنکه ریولین در سخنان خود رسما مهاجران یهودی آفریقایی تبار را که با کمک دستگاه های امنیتی به فلسطین اشغالی دعوت کرده اند غیر یهودی و مهاجر غیر قانونی خواند.

 

سوم؛ صهیونیست ها به دنبال تصفیه نژادی در فلسطین اشغالی و بین یهودیان هستند.

حقیقت ماجرا

ریشه این مشکل به زمانی باز می گردد که آژانس یهود در کشورهای دنیا به دنبال مهاجرت دادن یهودیان بود. در آن ایام برخی از سیاهپوستان آفریقایی (به ویژه از اتیوپی) نیز اعلام کردند، یهودی شده اند و قصد مهاجرت به فلسطین اشغالی را دارند.

این تعداد با تعدادی از سیاهپوستان که از زمانهای قبل یهودی بودند به فلسطین اشغالی مهاجرت کردند. زمانی که این مهاجران به فلسطین اشغالی رسیدند، اختلافات بر سر این مهاجران رنگین پوست آغاز شد.

یهودیان غربی تبار حاضر به پذیرش این مهاجران رنگین پوست نبودند. شورای خاخام ها حاضر نشد این مهاجران رنگین پوست را به اضافه عده دیگری که از آمریکا آمده بودند یهودی بداند.

لذا به آنها حق شهروندی و اقامت داده نشد. برخی از این رنگین پوستان دهه های متمادی در فلاکت بار ترین شرایط در حال ادامه زندگی هستند و مورد ظلم های فراوان قرار گرفته اند.

حال آنها را مهاجران غیر قانونی می نامند تا بتوانند با این نام آنها را به راحتی اخراج کنند. مهاجرانی که روزی برای کوچاندنشان به آنها وعده های توخالی دادند.

 

رواندا مقصد نهایی

دولت نتانیاهو تصمیم گرفته است تا با اقدامی، به یکباره برای همیشه از این مهاجران رنگین پوست که تعدادشان در حال افزایش است خلاص شود. مقصدی که صهیونیست ها این بار در نظر دارند، کشور رواندا در مرکز آفریقا است.

این کشورهای از اواسط دهه نود دچار جنگ داخلی شد و قریب ۸۰۰ هزار نفر در این درگیری ها کشته شدند. در حال حاضر نیز حکومتی دیکتاتور به دست نشاندگی آمریکا در آنجا حکومت می کند.

صهیونیست ها می خواهند مهاجرانی را که زمانی برای حضورشان در فلسطین اشغالی به آنها التماس می کردند به این منطقه نا امن و پرخطر بفرستند.

 

مواضع مخالف

در محافل داخلی رژیم صهیونیستی بسیاری از مهاجران شرقی تبار و کسانی که مدعی اند بازماندگان هولوکاست هستند با این کار دولت مخالف اند.

بسیاری از کشورهای آفریقایی که در فلسطین اشغالی سفارتخانه دارند با این اقدام مخالفت کرده اند. اما به نظر می رسد صهیونیست ها این بار عزم خود را جزم کرده اند که آفریقایی تبار ها را اخراج کنند.

یهود مردم خیانت پیشه‌ای هستند؛سخنرانی استاد مطهری درباره فلسطین [صوت]

یهود مردم خیانت پیشه‌ای هستند؛سخنرانی استاد مطهری درباره فلسطین [صوت]
یهود مردم خیانت پیشه‌ای هستند؛سخنرانی استاد مطهری درباره فلسطین [صوت]
یهود مردم خیانت پیشه‌ای هستند؛سخنرانی استاد مطهری درباره فلسطین 

نطق تاریخی استاد مطهری در دفاع از مظلومیت مردم فلسطین + صوت

 

واللَّهِ و باللَّهِ ما در برابر این قضیه مسئولیم. به خدا قسم مسئولیت داریم. به خدا قسم ما غافل هستیم. واللَّهِ قضیه‌ای که دل پیغمبر اکرم را امروز خون کرده است، این قضیه است. داستانی که دل حسین بن علی را خون کرده، این قضیه است.

سخنرانی زیر در روز عاشورای سال ۱۳۴۸ شمسی در حسینیه ارشاد توسط استاد مطهری ایراد شده است.

 | دانلود فایل  | لینک مدیا فایر 

 

اگر پیغمبر اسلام زنده می بود، امروز چه می کرد؟ درباره چه مسأله‌ای می اندیشید؟ واللَّهِ و باللَّهِ قسم می‌خورم که پیغمبر اکرم در قبر مقدسش امروز از یهود می‌لرزد. این یک مسأله دودوتا چهارتاست. اگر کسی نگوید، گناه کرده است.من اگر نگویم واللَّهِ مرتکب گناه شده‌ام، و هر خطیب و واعظی اگر نگوید مرتکب گناه شده است.

 

گذشته از جنبه اسلامی، فلسطین چه تاریخچه‌ای دارد؟ قضیه فلسطین مربوط به دولتی از دولتهای اسلامی هم نیست؛ مربوط به یک ملت است، ملتی که او را به زور از خانه‌اش بیرون کرده‌اند. تاریخچه فلسطین چیست؟ مدعی هستند که در سه هزار سال پیش دو نفر از ما (داود و سلیمان) برای مدت موقتی در آنجا سلطنت کرده‌اند. تاریخ را بخوانید؛ در تمام این مدت دو سه هزار ساله، کی بوده است که سرزمین فلسطین به یهود تعلق داشته است؟ کی بوده است که بیشتر سرزمین فلسطین مال ملت یهود باشد؟

 

آیا بیشتر سرزمین فلسطین از آنِ ملت یهود است؟ قبل از اسلام هم مال آنها نبود، بعد از اسلام هم مال آنها نبود. روزی که مسلمین فلسطین را فتح کردند، فلسطین دراختیار مسیحیها بود نه در اختیار یهود یها.

و اتفاقاً مسیحیها که با مسلمین صلح کردند، یکی از مواردی که در صلحنامه گنجاندند این بود که شما یهود را در اینجا راه ندهید. گفتند: ما با شما زندگی می‌کنیم ولی با یهود زندگی نمی‌کنیم. چطور شد که یکدفعه نام وطن یهود به خود گرفت؟ یکی از قضایایی که کارنامه قرن ما را تاریک می‌کند (این قرنی که به دروغ نام حقوق بشر، نام آزادی، نام انسانیت بر آن گذاشته‌اند) همین قضیه است.

 

یهود یهای دنیا بعد از اینکه از ملتهای غیرمسلمان زجر و شکنجه و آزار می‌بینند (در روسیه، آلمان و بسیاری از نقاط دنیا)، بزرگانشان می‌نشینند می‌گویند تا وقتی که ما در اطراف دنیا متفرّق هستیم، در هر جا اقلیتی هستیم، سرنوشت ما همین است. ما باید مرکزی را انتخاب کنیم و همه‌مان آنجا جمع شویم، اتباع مذهب یهود آنجا جمع شوند. اول هم جایی را که فکر نمی‌کنند، فلسطین است؛ جاهای دیگر را فکر می‌کنند.

 

بعد، جنگ بین الملل اول پیش می‌آید. (البته من خلاصه‌اش را عرض می‌کنم.

 

می‌توانید کتابهایی را که در این زمینه نوشته شده است بخوانید.) متفقین با عثمانیها می‌جنگند. (من نمی‌خواهم از عثمانیها دفاع کنم ولی هرچه بود، حکومت واحدی بود؛ اگر ظالم هم بود، بالأخره واحد بود.) اعراب ساده لوح که از حکومت عثمانی به ستوه آمده بودند تحریک متفقین را پذیرفتند. از داخل، علیه حکومت عثمانی جنگیدند به وعده اینکه به خود آنها در مقابل عثمانیها استقلال بدهند.

 

انگلیسها به اینها قول قطعی دادند که ما به شما استقلال می‌دهیم به شرط اینکه به نفع ما با عثمانیها بجنگید. این بیچاره‌ها جنگیدند. در خلالی که این بدبختهای نادان ناآگاه داشتند با دولتِ تاحدودی اسلامی خودشان می‌جنگیدند، انگلستان قول و قرار خودش را با حزب صهیونیسم- که تازه تشکیل شده بود- محکم کرد که فلسطین را به شما می‌دهیم در قلب کشورهای اسلامی.

 

جامعه ملل به وجود می‌آید (عدالت را ببینید!) و تصویب می‌کند که در دنیا ملتهایی هستند (مخصوصاً ملتهایی که از عثمانی جدا شده‌اند) که چون رشد ندارند، ما باید برایشان سرپرست معین کنیم تا اینها را اداره کنند. درواقع می‌خواستند ارثیه عثمانیها را تقسیم کنند. قسمتی از آنها را دادند به فرانسه، قسمتی را دادند به انگلستان و … از جمله جاهایی که انگلستان گرفت فلسطین بود. گفت من قیم و سرپرست شما هستم؛ رسماً شد کفیل. بعد به صهیونیستها وعده داد (وعده معروف بالفور) که من اینجا را به شما می‌سپارم.

 

«صهیونیستها» یعنی یهود یانی که دهها قرن بود که در گوشه‌های دیگر دنیا زندگی می‌کردند و از نژادهای دیگر بودند. من خودم فکر می‌کردم که یهودیان موجود، همه از نسل اسرائیلند. حالا می‌بینم تاریخ تشکیک می‌کند، می‌گوید این حرف دروغ است.

 

بسیاری از یهودیها اصلًا از نسل اسرائیل نیستند؛ جامع مشترکشان فقط مذهب است و بس. حتی نژادشان هم خالص نمانده است. یهودیانی که در اطراف و اکناف دنیا زندگی می‌کردند، فقط به دلیل اینکه فرنگیها به اینها زجر داده‌اند و اینها دنبال نقطه‌ای می‌گردند که آنجا جمع شوند، و به دلیل اینکه مردم خیانت پیشه‌ای هستند، و به دلیل اینکه کتاب مقدسشان به آنها اجازه داده که اگر به سرزمینی رفتید، رحم نباید در شما وجود داشته باشد و از هیچ وسیله‌ای برای پیشبرد هدفتان امتناع نکنید،

 

بعد که انگلستان وسیله مهاجرتشان را فراهم کرد، به این سرزمین مهاجرت کردند و زمینها را خریدند درحالی که یهود بومی در فلسطین بیش از پنجاه هزار نفر نیست که الآن هم آن بیچاره‌ها در بدبختی فوق العاده‌ای زندگی می‌کنند؛ یعنی یهودیان اروپایی و آمریکایی که آمدند، از جمله بدبختیهایی که به وجود آورده‌اند این است که سربارِ یهودیان اصیلی هستند که حق دارند در آنجا زندگی کنند.

 

یک عده روشنفکر در میان اعراب بود؛ قیام کردند، انقلاب کردند. اینها را کشتند، اعدام کردند، به‌دار کشیدند. مرتب یهودیها را فرستادند. همینکه عده زیاد شد، اسلحه زیادی هم در میانشان پخش کردند. بعد اینها افتادند به جان مسلمانان بومی؛ کشتند و زدند و بعد هم آواره کردند. پشت سر یکدیگر، از کشورهای اروپایی مهاجرت می‌شد.

 

آمدند و آمدند. این یهودیانی که شما امروز اسمشان را می‌شنوید: موشه دایان، زلی اشکول، گلدا مایر، زهرمار! آخر ببینید اینها از کجای دنیا آمده‌اند؟! مدعی هستند که این سرزمین، سرزمین ماست. امروز در حدود سه میلیون نفر مسلمان، آواره از خانه و زندگی‌شان هستند. هدف مگر تنها همین است که یک دولت کوچک در آنجا تشکیل شود؟ خیلی اشتباه کرده‌اید، خیلی همه اشتباه می‌کنیم.

 

او می‌داند که یک دولت کوچک، بالأخره نمی‌تواند آنجا زندگی کند؛ یک اسرائیل بزرگ که دامنه‌اش از این طرف شاید تا ایران خودمان هم کشیده شود. به قول عبدالرحمن فرامرزی این اسرائیلی که من می‌شناسم، فردا ادعای شیراز را هم می‌کند، می‌گوید شاعرهای خود شما همیشه در اشعارشان اسم شیراز را گذاشته‌اند مُلک سلیمان! هرچه بگویی آقا! آن تشبیه است، می‌گوید سند از این بهتر می‌خواهید؟! مگر ادعای خیبر را که نزدیک مدینه است، ندارند؟ مگر روزولت به پادشاه وقت عربستان سعودی پیشنهاد نداد که شما بیایید این شهر را به اینها بفروشید؟ مگر اینها ادعای عراق و سرزمینهای مقدس شما را ندارند؟.

 

واللَّهِ و باللَّهِ ما در برابر این قضیه مسؤولیم. به خدا قسم مسؤولیت داریم. به خدا قسم ما غافل هستیم. واللَّهِ قضیه‌ای که دل پیغمبر اکرم را امروز خون کرده است، این قضیه است. داستانی که دل حسین بن علی را خون کرده، این قضیه است. اگر می‌خواهیم به خودمان ارزش بدهیم، اگر می‌خواهیم به عزاداری حسین بن علی ارزش بدهیم، باید فکر کنیم که اگر حسین بن علی امروز بود و خودش می‌گفت برای من عزاداری کنید، می‌گفت چه شعاری بدهید؟

 

آیا می‌گفت بخوانید: «نوجوان اکبر من» یا می‌گفت بگویید: «زینب مضطرّم الوداع، الوداع»؟! چیزهایی که من (امام حسین) در عمرم هرگز به این‌جور شعارهای پست کثیف ذلّت‌آور تن ندادم و یک کلمه از این حرفها را نگفتم. اگر حسین بن علی بود می‌گفت: اگر می‌خواهی برای من عزاداری کنی، برای من سینه و زنجیر بزنی، شعار امروز «۱» تو باید فلسطین باشد.

 

شمرِ امروز موشه دایان «۲» است. شمرِ هزار و سیصد سال پیش مُرد، شمرِ امروز را بشناس. امروز باید در و دیوار این شهر با شعار فلسطین تکان می‌خورد. مرتّب دروغ در مغز ما کردند که این یک مسأله داخلی است، مربوط به عرب و اسرائیل است. باز به قول عبدالرحمن فرامرزی اگر مربوط به اینهاست و مذهبی نیست، چرا یهودیان دیگر دنیا مرتب برای اینها پول می‌فرستند؟.

 

ما چه جوابی در مقابل اسلام و پیغمبر خدا داریم؟ آیا چند روز پیش در روزنامه نخواندید که در سال گذشته یهودیان سایر نقاط دنیا، نه یهودیانی که فعلًا شناسنامه اسرائیلی دارند، پانصد میلیون دلار برای اینها فرستادند که با این پولها فانتوم بخرند و بر سر مسلمانان بمب بریزند؟! شنیده‌ام یهودیان ایران خودمان در سال گذشته معادل پول دو فانتوم فرستادند. سی و شش میلیون دلار پول از یهودیان ایران خودمان برای آنها به عنوان کمک رفت.

 

و من آن یهود یها را به عنوان اینکه یهودی هستند ملامت نمی‌کنم، ما خودمان را باید ملامت کنیم. او به همکیشش کمک کرده است؛ با کمال افتخار پول می‌فرستد، رسیدش هم از موشه دایان می‌آید و آن را در بازار هم نشان می‌دهد، می‌گوید بیا رسیدش را ببین. مگر همین دو سه شب پیش ننوشتند (من بریده‌اش را از «اطلاعات» دارم) که الآن فقط یهودیان مقیم امریکا روزی یک میلیون دلار به اسرائیل کمک می‌کنند؟! آنوقت تلاش ما مسلمین در این زمینه چه بوده است؟

 

به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانیم، خودمان را شیعه علی بن ابیطالب بخوانیم. اصلًا من باید بگویم بعد از این، داستانی را که ما از علی بن ابیطالب نقل می‌کنیم، حرام است که دیگر در منابر نقل کنیم که روزی علی بن ابیطالب شنید دشمن به کشور اسلامی حمله کرده است: «وَ هذا أخوغامِدٍ وَ قَدْ وَرَدَتْ خَیلُهُ الْانْبارَ».

 

بعد فرمود: شنیده‌ام زینت یک زن مسلمان را یا زنی که در حمایت مسلمانان است گرفته‌اند؛ شنیده‌ام دشمنْ سرزمین مسلمین را غارت کرده است، مردانشان را کشته یا اسیر کرده است، متعرّض زنان آنها شده است، زیورها را از گوش و دست زنها جدا کرده است. بعد همین علی بن ابیطالب- که ما اظهار تشیع او را می‌کنیم و نسبت به او حساسیتهای بی‌معنی و دروغین نشان می‌دهیم- گفت: «فَلَوْ انَّ امْرَأً مُسْلِماً ماتَ مِنْ بَعْدِ هذا اسَفاً ما کانَ بِهِ مَلوماً بَلْ کانَ بِهِ عِنْدی جَدیراً» «۳» اگر یک مرد مسلمان با شنیدن این خبر دق کند و بمیرد، سزاوار است و مورد ملامت نیست.

 

آیا ما وظیفه نداریم که کمک مالی به آنها بکنیم؟ آیا اینها مسلمان نیستند، عزیزان ندارند؟ آیا اینها برای حق مشروع بشری قیام نمی‌کنند؟ کیست که امروز منکر شود که فلسطینیهای آواره حق بازگشت به وطن خود را ندارند؟ من در سفر مکه بعضی از اینها را دیدم، یک جوانهایی! فقط می‌گفتند: «دِماءُ الشُّهَداء» ما امیدمان فقط به خون شهدایمان است. افرادی در میان آنها هستند که واللَّه برای لباسشان محتاجند و برهنه می‌جنگند.

 

اگر هفتصد میلیون جمعیت مسلمان دنیا، هر فرد روزی یک ریال بدهد، در سال نزدیک به سیصد میلیارد دلار می‌شود. اگر فقط مردم ایران- که بیست و پنج میلیون نفر هستیم و نود و هشت درصد ما مسلمان است- هر فرد روزی یک ریال به فلسطینیها کمک کند، در سال حدود نود میلیون تومان می‌شود. اگر یک عُشر مسلمانان هم هرکس روزی یک ریال کمک کند، در سال نه میلیون تومان می‌شود.

 

«فَضَّلَ اللَّهُ الُمجاهِدینَ بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ» «۴». «الَّذینَ امَنوا وَ هاجَروا وَ جاهَدوا فی سَبیلِ اللَّهِ بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ» «۵». به وسیله مال که می‌توانیم کمک کنیم. واللَّهِ این انفاق واجب است، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن واجب است. اولین سؤالی که بعد از مردن از ما می‌کنند همین است که در زمینه همبستگی اسلامی چه کردید؟ پیغمبر فرمود: «مَنْ سَمِعَ مُسْلِماً ینادی یا لَلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یجِبْهُ فَلَیسَ بِمُسْلِمٍ» «۶» هرکس بشنود صدای مسلمانی را که فریاد می‌کند: «یا لَلْمُسْلِمینَ» مسلمانان به فریاد من برسید، و او را کمک نکند، دیگر مسلمان نیست، من او را مسلمان نمی‌دانم.

 

چه مانعی دارد که ما برای اینها حساب باز کنیم؟ چه مانعی دارد که مقدار کمی از درآمد خودمان را اختصاص به اینها بدهیم؟ چرا یهودیان دنیا حتی یهودیان ایران کمک بکنند و ملتهای دیگر آنها را تحسین کنند، بارک اللَّه بگویند، ملتِ بیدار بگویند، ولی ما نکنیم؟ مردم بیدار آن مردمی هستند که فرصت شناس باشند، دردشناس باشند، حقایق شناس باشند.

 

من وظیفه خودم را عمل کردم. وظیفه من فقط گفتن بود و خدا می‌داند جز تحت فشار وجدان و وظیفه خودم چیز دیگری نبود. این کمک مالی را وظیفه شما می‌دانم، و وظیفه خودم و هر خطیب و واعظی می‌دانم که این را بگوید؛ من بر هر خطیب و واعظی واجب می‌دانم که چنین حرفی را بزند. مراجع تقلید بزرگی مثل آیت اللَّه حکیم و دیگران رسماً فتوا داده‌اند که کسی که در آنجا کشته می‌شود، اگر نماز هم نخواند شهید در راه خداست.

 

پس بیاییم به خودمان ارزش بدهیم، به کار و فکر خودمان ارزش بدهیم، به کتابهای خودمان ارزش بدهیم، به پولهای خودمان ارزش بدهیم، خودمان را در میان ملل دنیا آبرومند کنیم. علت اینکه دولتهای بزرگ جهان چندان درباره سرنوشت ما نمی‌اندیشند، این است که معتقدند مسلمان غیرت ندارد.

 

آمریکا را فقط همین یکی جری کرده است؛ می‌گوید مسلمان جماعت غیرت ندارد، همبستگی و همدردی ندارد. می‌گوید یهودی که برای پول می‌میرد، جز پول چیزی را نمی‌شناسد، خدایش پول است، زندگی‌اش پول است، حیات و مماتش پول است، به یک چنین مسأله حساسی که می‌رسد روزی یک میلیون دلار به همکیشانش کمک می‌کند ولی هفتصد میلیون مسلمان دنیا کوچکترین کمکی به همکیش خود نمی‌کنند!

 

منبع: کتاب حماسه حسینی، ص ۲۷۰-۲۷۶.

پی نوشت ها:

(۱). [این سخنرانی در روز عاشورا ایراد شده است.]

(۲). [نخست وزیر وقت اسرائیل.]

 (۳). نهج البلاغه، خطبه ۲۷.

(۴). نساء/ ۹۵.

(۵). توبه/ ۲۰.

(۶). اصول کافی، ج ۲/ ص ۱۶۴ (به جای مسلماً، رجلًا آمده است). 

منبع صوت : سایت استاد مطهری

آیا فلسطینی ها زمین هایشان را فروخته‌اند ؟ +موشن گرافیک زخم زیتون

آیا فلسطینی ها زمین هایشان را فروخته‌اند
آیا فلسطینی ها زمین هایشان را فروخته‌اند

⭕️ آیا فلسطینی ها زمین هایشان را فروخته‌اند ؟

 

✅ « فلسطینی ها زمین هایشان را فروخته‌اند »؛ در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی زمانی که خبر درگیری‌های اعراب و اسرائیل به ایران می‌رسید تبلیغات رسمی و غیررسمی رژیم این جواب را آماده کرده بود اما منطقه‌ای که رژیم صهیونیستی مدعی حکومت برآن است ۲۰هزار کیلومترمربع مساحت دارد. آیا آنها تمام این زمین‌ها را تکه‌تکه از کشاورزان عرب خریده‌اند؟

 

هنوز هم گاهی این استدلال شنیده می‌شود ولی اگر از یکی از کسانی که فکر می‌کند فلسطینی‌ها زمین‌هایشان را به اسرائیلی‌ها فروخته‌اند، سؤال کنید: چقدر زمین فروخته شده است؟ مطمئن باشید که جوابی ندارد زیرا کسانی که خیال می‌کنند صهیونیست‌ها تمام فلسطین را خریده‌اند از داستان خرید و فروش زمین در سرزمین‌های مقدس باستانی خبر ندارند.

 

ماجرای یهودی‌هایی که در فلسطین زمین خریدند از ۲۰۰سال قبل شروع شد. اواخر قرن ۱۹ زمانی که یهودستیزی در اروپا گسترش پیدا کرده بود آنها تلاش کردند درنقاط دیگر جهان برای خود جایی پیدا کنند. ایالات متحده، آمریکای‌جنوبی و فلسطین مقصد یهودیان ثروتمندی بود که می‌خواستند سرمایه خود را در محلی دور از دسترس نژادپرستان اروپایی مخفی کنند.

 

اتفاقا خریدن زمین در فلسطین کار مشکلی بود. در قرن ۱۹میلادی این منطقه قسمتی از امپراتوری عثمانی محسوب می‌شد و فروختن زمین به خارجی‌ها ممنوع بود. در اواخر این قرن، عثمانی از روسیه شکست خورده و ضعیف‌شده بود بنابراین به یهودیان روس اجازه داد که در هرجایی به جز فلسطین و مخصوصا در چند شهر مقدس زمین بخرند.

 

در آخر قرن ۱۹، فروش زمین به یهودیان، حتی اگر رعیت عثمانی بودند، ممنوع شد. با این حال صهیونیست‌ها به روش‌های مختلف و از طریق سازمان‌های بین‌المللی که ثبت کرده بودند شروع به خرید زمین از ارباب‌های بزرگ محلی کردند، درحالی‌که روستاییان چیزی نمی‌دانستند. بخشی از زمین‌های دره اردن، مرج ابن عامر و الجلیل با این روش معامله شدند.

 

در سال ۱۹۲۰ امپراتوری عثمانی در حال تجزیه بود و فلسطین در اختیار انگلیس قرار گرفت. حالا راه به توبره کشیدن خاک فلسطین چنان باز شده بود که صهیونیست‌ها حتی صندوق‌های جمع‌آوری پول برای خرید زمین در اروپا ایجاد کردند تا پس‌انداز یهودیان فقیر را هم برای رسیدن به هدف خود جمع کنند.

 

با وجود همه این حیله‌ها تا سال ۱۹۴۸ حداکثر فقط ۶درصد از مساحت کشور فلسطین فروخته شده بود که قسمت زیادی از آن بایر و بی‌استفاده بود. گروه‌های مقاومت فلسطینی هم شروع به فعالیت کرده بودند و نمی‌گذاشتند کسی زمینی را بفروشد. اینجا بود که دولت اسرائیل اعلام موجودیت کرد و کاری که نتوانسته بود با پول انجام دهد به زور سرنیزه و تانک و گلوله انجام داد.

 

⬅️ صهیونیست‌ها در سال‌های بعد از ۱۹۴۸ هر ۱۰سال با یک لشکرکشی مرزهای خود را جلوتر بردند و با فریب دولت‌های ضعیف و عقب‌مانده اطراف، جای چکمه خود را روی سرزمین‌های مقدس محکم‌تر کردند. زمانی که مصر به‌عنوان سردمدار کشورهای عربی، موجودیت این رژیم را به رسمیت شناخت ملت‌های منطقه متوجه موقعیت ناگواری شدند.

صهیونیست‌هایی که یک قرن پیش برای خرید تکه زمین کشاورزی آنها تلاش می‌کردند حالا مسلح و جنگ‌طلب، بخش مهمی در میانه خاورمیانه را اشغال کرده بودند.

 

 

به قلم ?  «محمد سرابی»

 

در ادامه موشن گرافیک زخم زیتون که درباره نحوه شکل گیری رژیم کثیف اسرائیل است را تماشا کنید ؛ همراه بنیانا باشید

 

ویدیو : زخم زیتون 

دانلود نماهنگ زخم زیتون درباره رژیم اسرائیل

کیفیت عالی (۸۹مگابایت) | سرویس دهنده ایران | سرویس دهنده آلمان

کیفیت متوسط (۳۲مگابایت) | سرویس دهنده ایران

نتانیاهو در سازمان ملل کدام کتاب ایرانی را معرفی کرد؟

3633075_664

نخست وزیر رژیم غاصب اسراییل، بنیامین نتانیاهو امسال در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل به جای نقاشی‌هایی که سال‌های گذشته همراه خودش می‌آورد؛ کتابی را به همراه داشت تا نگاه ایران را نسبت به فلسطین نشان دهد.

ریشه وحشت صهیونیست‌ها از ایران و دست و پا زدن آنها برای دشمن‌تراشی و ایران هراسی در نگاه ناب مقام معظم رهبری مدّظلّه العالی نسبت به مسئله فلسطین نهفته است که در کتابی که نتانیاهو معرفی کرده به وضوح مشخص است.

نتانیاهو کتاب «فلسطین از منظر آیت‌الله ‌العظمی سیّدعلی خامنه‌ای مدّظلّه العالی» که شامل مرور بیانات مقام معظّم رهبری در هشت بخش کلیّات، شکست‌ها و پیروزی‌ها، مسؤولیّت‌ها، جنایات، راه حل‌ها، قهرمانان، روشنگری و آینده‌ی روشن است را به همراه داشت، تا به دنیا بقبولاند ایران درصدد نابودی اسراییل است.

بر هيچ‌‌كس پوشيده ‌نيست كه انقلاب اسلامی ايران بر پايه‌‌‌ی مبانی دين مبين اسلام به ‌وجود آمده است. بر همين اساس حمايت از منافع جهان اسلام و بالاخص ملت‌های مظلوم مسلمان از اولين شعارهایی بود كه توسط بنيانگذار مقدس جمهوری اسلامی قدّس‌سره مطرح ‌شده است.

اين در حالي‌ بود كه رژيم منحوس پهلوی جزو اولين دولتهای اسلامی بود كه اسرائيل اين دولت جعلی را به رسميت شناخته بود. آرمان امام‌ خميني قدّس‌سره جان تازه‌‌ای به پيكر انتفاضه دميد و ابتكار تعيين جمعه‌‌ی آخر ماه مبارک رمضان به عنوان «روز جهانی قدس» عامل ماندگاری مسأله‌‌ی فلسطين گرديد.

پس از ارتحال آن حكيم الهی، عَلَم اين آرمان‌خواهی بر دوش خلف صالح او يعنی حضرت آيت‌‌الله خامنه‌‌ای دام‌ظلّه‌العالی قرار گرفت. گستره‌‌ی اطلاعات معظّمٌ‌له و اشراف ايشان بر مبانی فقهی، تاريخی و سياسی مسأله‌‌ی فلسطين، هر محقق و شيفته‌‌ی علم را به پای سخن ايشان می‌كشاند.

این کتاب به کوشش سعید صلح‌میرزایی به صورت فارسی و لاتین (انگیلسی) در ۴۱۶ صفحه توسط انتشارات انقلاب اسلامی چاپ و تولید شد. در بخش «درباره کتاب» این کتاب آمده است:

“مسأله‌‌ى فلسطين، مهمترين مسأله‌ى دنياى اسلام است. هيچ مسأله‌‌ى بين‌‌المللى‌‌اى در دنياى اسلام از اين بالاتر نيست؛ چون تسلّط غاصبانِ سرزمين فلسطين و قدس بر اين بخش از پيكر امّت اسلامى، منشأ بسيارى از ضعفها و دشواريها در دنياى اسلام است.

3633009_290 (1)

اميدواريم خداى متعال بركات و فضل خود را بر ملت فلسطين و بر دنياى اسلام نازل كند و آنها را مشمول لطف و نصرت خود قرار دهد. ما آفاق را روشن مى‌بينيم. ما با ايستادگى، آينده‌ي خوبى را براى دنياى اسلام و فلسطين پيش‌بينى مى‌كنيم. ما معتقديم كه مرگ دنياى اسلام و ذلّت و تحقير نهايى او روزى است كه در مقابل فزون‌‌طلبى استكبار و صهيونيسم عقب بنشيند و تسليم آن شود. اميدواريم خداوند چنين روز و چنين وضعيّتى را هرگز براى دنياى اسلام پيش نياورد.

ما يقين داريم با ادامه‌‌ى مبارزات مردم مسلمان فلسطين و حمايت جهان اسلام، فلسطين به فضل الهى آزاد مى‌شود و بيت‌‌المقدّس و مسجدالاقصى و ساير نقاط آن سرزمين اسلامى به آغوش جهان اسلام باز ‌شاءالله. والله غالب على امره.”

تاریخچه بهائیت در ایران ,تلاش برای تزلزل پایه‌های اعتقادی مذهب

تلاش استعمارگران برای تزلزل پایه‌ های اعتقادی مذهب

استعمارگران با تجربه ای که از جنبش های ضد استعماری در ایران به دست آوردند تصمیم گرفتند تا پایه های اعتقادی مذهب را مورد تردید و تزلزل قرار دهند،مشکل اصلی آنان با ملت متحد ایران بود. عنصر اساسی اتحاد مردم که رهبری ،تشکیلات و اقتدار سیاسی هم داشت مذهب “شیعه” بود.بنابراین در ایران مرامی را بدعت گذاشتند که بعدها به نام بهائیت مشهور شد.

بهائیت در ایران

 

بعد از جنگهای ایران و روس،دولت ایران عمدتاً در دست روسیه بود و انگلستان نیز اعمال نفوذ در آنداشت.از دوره ی ناصرالدین شاه به بعد هم انگلیسی ها به صف حامیان جدی این فرقه های تقسیم کننده ی ملت به گروه ها و اعتقادات گسسته ،پیوستند.

اولین جرقه های بهائی گری در ایران

بهائی گری به عنوان یک جنبش اجتماعی در قرن۱۳ هجری (۱۹ میلادی) در ایران به وجود آمد.بهائیت فرقه ای منشعب از بابی گری است.بنیانگذار فرقه بهائیت میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله است.

او فرزند میرزا عباس نوری است و در سال ۱۲۳۳ قمری در تهران به دنیا آمد.بعد از اعدام باب،میرزا حسینعلی “بهاءالله” با زیرکی و شگردهای فریبکارانه زمام کارها را در دست گرفت.

او پساز رسیدن به عکا در فلسطین به صورت کامل و علنی دست از ادعای نائب باب بودن برداشت و رسما خود را پیامبر نامید و فرقه ی بهائیت را بنیان گذاشت که فوراً از جانب دولت روسیه به رسمیت شناخته شد.دولت استعماری روسیه پس از به رسمیت شناختن فرقه ی ضاله ی بهائیت به عنوان یک دین،همه گونه امکانات در اختیار آنها گذاشت.

جانشینی عباس افندی بعد از مرگ میرزا حسینعلی

مرگ میرزا حسینعلی و بحران جانشینی،اختلافات و درگیری های زیادی را در میان فرزندانش به دنبال داشت. عباس افندی پسر ارشد او که بعدها عبدالبهاء لقب گرفت،جانشین وی شد.عباس افندی در سال ۱۹۱۱ میلادی به اروپا و آمریکا مسافرت کرد و این سفر بر نگرش و عقاید عبدالبهاء تأثیر عمیقی بر جای گذاشت.

 

او در جریان جنگ جهانی اول خدمات زیادی برای انگلستان انجام داد و پس از پایان یافتن جنگ،به پاس این خدمات،طی مراسمی لقب “سِر” و نشان “نایت هود” که بزرگترین نشان خدمتگزاری به انگلیس است،به وی اعطا شد.

بدین صورت بهائی گری به عنوان ستون پنجم و یکی از ابزارهای سیاست استعماری انگلیس و نیز آمریکا مبدل شد.پس از عبدالبهاء ، شوقی افندی ملقب به شوقی ربانی فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بنا به وصیت عبدالبهاء جانشین وی گردید.شوقی در زمان حیاتش از تأسیس دولت صهیونیستی حمایت و مراتب دوستی بهائیان را نسبت به اسرائیل ابلاغ کرد.

اسناد و مدارک تاریخی نشان می دهد که محفل بهائیت در ایران مدتها پیش از کودتای انگلیسی سوم اسفند۱۲۹۹،توسط حبیب الله عین الملک(پدر هویدا)به وجود آمد.آغاز حکومت رضاخان با ابتدای رهبری “شوقی افندی” همراه بود.

 گسترش بهائیت در ایران

نفوذ بهائیان در دولت اگرچه در دوره ی حکومت رضاخان آغاز شد،اما در حکومت پهلوی دومبه اوج خود رسید به طوری که اکثر وزرا و کارکنان حکومت از بهائیان بودند.در واقع این دوران را باید یکی از مناسبترین ادوار برای رشد و گسترش سریع “بهائیت” در ایران نامید.
آنها با آزادی هایی که داشتند مهم ترین مناصب حکومت همچون : وزارت فرهنگ،آموزش و پرورش و… را به دست گرفتند و بدین ترتیب شریان های حیاتی حکومت در دستان آنان قرار گرفت.

 

با روی کار آمدن “حسنعلی منصور” برای نخستین بار پای بهائیان به کابینه ی وزیران ایران باز شد.یکی از نخستین بهائیانی که با برنامه ریزی قبلی در حوزه ی فرهنگ و هدایت افکار عمومی ایران در دوره ی پهلوی فعال شد،”فرخ دین پارسای” بود.

او از اوایل حکومت رضاخان تا سالهای پایانی عمر خود در اواسط سلطنت محمدرضا پهلوی نقشی درجه اول و کلیدی در کار اداره ی مطبوعات و سمت و سو دادن به فعالیت زنان و رواج ابتذال و ولنگاری در بین آنان داشت.

 

او یکی از چهره های مرموز مطبوعات دوران پهلوی بود و به عنوان نماینده ی حضیره القدس بهائیان،در بیشتر حوادث و فعل و انفعالات مربوط به حوزه ی زنان نقش داشته است.مهم ترین بهائی شاغل در دستگاه سلطنت محمدرضا پهلوی، امیرعباس هویدا بود که حدود ۱۵ سال در منصب وزارت بود.در یکی از گزارش های ساواک به بهائی بودن او اشاره می شود.

بهائیان یک فرقه ضاله و ضد اسلام 

قبل از انقلاب تلقی مردم ایران از بهائیان تلقی یک فرقه ی ضاله ی ضد اسلام و ضد ملیت بود،این طرز تلقی بعد از انقلاب نیز نه تنها تغییر نکرد بلکه شدت یافت.

 

تا سال ۱۳۶۲ بهائیت به طور مخفیانه به فعالیتهای تشکیلاتی خود ادامه داد. در این سال دادستانی کل کشور با انتشار نامه ی رسمی هر گونه فعالیت تشکیلاتی بهائیت در ایران را ممنوع اعلام کرد.مشاغل حساس و غیر حساس دولتی و بعضاً غیر دولتی ،که در رژیم پهلوی به فراوانی در اختیار آنان قرار داده شده بود از آنان پس گرفته شد و از کلیه ی مراکز نظامی ،فرهنگی و هنری اخراج شدند.

امروزه این فرقه با مرکزیت اسرائیل و بیشترین طرفدار در آمریکا در سطح جهان دارای سه شاخه ی اصلی است و مورد حمایت کشورهای سلطه گر می باشد.به نظر می رسد علت حمایت کشورهای فوق از آنان این باشد که نشر عقاید بهائیت یکی از وسایل مهم برای مقابله با حرکتهای اسلامی به خصوص در منطقه ی خاورمیانه باشد.

نویسنده : @parvaz77 
منبع : #نشریه_افسران ( بهائیت در ایران ) ، ص ۲۲

مقاومت؛ دشمن پیچیده اسرائیل از جنگ ۳۳روزه تا به امروز

جنگ ۳۳روزه

لبنان یک کشور کوچک در غرب آسیا و خاورمیانه‌ و کنار ساحل شرقی دریای مدیترانه است، پایتخت آن شهر بندری بیروت است، کشوری که از شمال و شرق با کشور سوریه، از جنوب با فلسطین اشغالی و از غرب با دریای مدیترانه‌ همسایه است.

لبنان را به‌عنوان یکی از کوچک‌ترین کشورهای دنیا می‌شناسیم، که مساحتش فقط حدود ۱۰۴۵۲ کیلومتر مربع است… نمونه‌ای از طمع‌کاری بی‌حدوحصر رژیم اشغالگری که به آنچه تا کنون با خونریزی و قتل عام به دست آورده است قانع نبوده و نیست، و چیزی که او را چون شغالی عصبانی، زمینگیر کرده است، قدرت مقاومتی است که تا به حال با هیچ وسیله‌ای یارای مقابله با آن را نیافته است.

قدرت لبنان در جهان به نام گروه‌های مقاومت رقم خورده است

لبنان به اهمیت بالای استراتژیکش در منطقه برای به زمین نشاندن ارتش رژیم صهیونیستی از پیشروی‌های طمعکارانه‌اش شناخته می‌شود.

با خون‌های ریخته شده در صبرا و شتیلا و ستمی که بر مردم این مناطق روا شده است، همان فاجعه‌ای که با محاصره اردوگاه‌های صبرا و شتیلا توسط تانک‌های‌ اسرائیلی‌ در تاریخ نقش بست.

لبنان با آن ۱۷، ۱۸ طایفه و مذهب شناخته می‌شود که در عرصه مقاومت و دفاع، شیعیان در آن خوش درخشیدند، با مجلس اعلای شیعیانش و با آن ۴۰ درصد مردم شیعه‌ای که هیچ‌گاه صاحبان قدرت در کشورشان نبوده‌اند اما قدرت لبنان در جهان به نام گروه‌های مقاومت آن‌ها رقم می‌خورد.

لبنان با تاریخ “جنبش امل” (افواح ــ مقاومه ــ لبنان) و فرماندهی “شهید چمران” شناخته می‌شود، همان جنبشی را که امام موسی صدر تأسیسش کرد و در اداره آن از چمران کمک گرفت و به عنوان شاخه‌ نظامی جنبش‌های شیعیان در لبنان تقویت نظامی‌اش کرد.

نام لبنان با نام “امام موسی صدر” گره خورده است، مرجع دینی و سیاسی شیعه ایرانی و متفکر و فیلسوف اسلامی بزرگ فرهیخته‌ای که به‌فرمان امام به لبنان رفت و برای تقویت قدرت اتحاد و مقاومت شیعیان به انجام وظیفه پرداخت.

او همان کسی است که درست چهار ماه قبل از انقلاب اسلامی ایران در لیبی ربوده شد، تا قدرت شیعیان لبنان به مخاطره بیفتد، زیرا آن‌ها دانسته بودند محوریت قدرت شیعیان لبنان، در اجرای فرامین رهبری گروه و ولایت پذیری‌شان است.

امروزه لبنان با اسم “حزب‌الله” می‌درخشد

همه‌ این‌ها به‌جای خود در شناسنامه‌ای که در ذهنمان درباره‌ لبنان ساخته‌ایم نوشته شده است، اما آن‌چیزی که لبنان را به یکی از قدرت‌هایی تبدیل کرد که می‌تواند در معادلات جهانی نقش به‌سزایی داشته باشد و ما را بر آن دارد که میان ملل رنگارنگ دنیا، امروز بنشینیم و از کشور کوچک و جنگ‌زده‌ای مثل لبنان سخن بگوییم، قوی‌ترین گروه مقاومت شیعی لبنان یعنی “حزب‌الله لبنان” است.

امروزه دیگر ما لبنان را با “حزب‌الله لبنان” می‌شناسیم، همان گروه مقاومتی که با موفقیت چشم‌گیر در جنگ ۳۳روزه، شهره دنیا شد. امروزه لبنان با اسم “حزب‌الله” می‌درخشد، نیروی چریکی که توانست چهارمین ارتش مجهز دنیا یعنی ارتش اسرائیل را در جنگ زمینگیر کند.

جنگی که هدف رژیم صهیونیستی برای برپا کردن آن از بین بردن حزب‌الله لبنان بود و بعد از چند روز که درگیر قدرت غافلگیر کننده شیعیان مبارز شد، هدف را روی خلع سلاح حزب‌الله نشاند و چند روز بعد فقط سعی‌اش را در کشتن “سید حسن نصرالله” رهبری آن به کار بست تا به این وسیله جنگ را به پایان برساند.

مقاومت؛ دشمن پیچیده اسرائیل/ جنگ ۳۳روزه طعم شکستی برای اسرائیل شد

رژیم صهیونیستی وقتی هرروز و هرساعت به ضعف تجهیزات خود در مقابل رده‌بندی‌های پیچیده‌ اطلاعاتی در حزب‌الله بیشتر پی می‌برد، بیشتر عقب می‌نشست و اهداف جنگ خود را از عقب‌نشینی حزب‌الله به کیلومتر کیلومتر کاهش داد و بعد از ۳۳ روز در پی هدف نابودی حزب‌الله فقط توانست طعم شکست را بچشد.

حزب‌الله، همان  شجره ‌ طیبه‌ای که عرصه را آن‌قدر بر فرزندان غاصب و صهیونیست تنگ کرد که برای شناخت این دشمن پیچیده‌شان، مجبور شدند اولین «کنفرانس شیعه شناسی» را در سال ۱۹۸۴ در دانشگاه تل‌آویو و با حضور ۴۰۰ تن از برجسته‌ترین شیعه شناسان و اسلام شناسان اسرائیل و غرب برگزار کنند تا به رازهایی پی ببرند که برایشان شکست ناپذیر شده و می‌دانستند که برخاسته از عقیده‌های منحصر به فردشان است.

نام‌گذاری ۲۳ مردادماه سالروز پیروزی حزب‌الله در جنگ ۳۳روزه از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی کشورمان به‌مناسبت پیروزی جنبش حزب‌الله لبنان، بیش و پیش از هرچیزی، تجلیل از واژه “مقاومت” است، آن چیزی که رژیم صهیونیستی را در اشغالگری‌هایش زمینگیر کرده است و از جنگ ۳۳روزه تا به امروز و مقاومت میان مردم غزه، به بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین دشمنش تبدیل شده است.

اما این عنصر حذف‌ناشدنی سیاست جهانی، یعنی حزب‌الله لبنان را متأثر از چه شخص یا واژه‌ای می‌دانیم؟ حزب‌الله را با عقیده‌ ناگسستنی‌اش به ولایت فقیه و عنصر فراموش نشدنی رهبری در مقاومت‌های شیعی می‌شناسیم.

همان قدرت محکمی که امتیاز ویژه است برای تمام طوایف لبنان، و شیعیان آن را از حیث قدرت و عقیده، از تمامی شیعیان دنیا از حیث ارتباط با ایران و جنس ارتباط با ولایت فقیه متمایز می‌کند. و اگر این قدرت رهبری را در خود حفظ نمی‌کرد، امروزه، شاید می‌بایست کنار فلسطین، اشغالگری را تجربه کند.

حزب‌الله را درآمیخته و زاده‌شده از فرهنگ جهاد و شهادت می‌دانیم که این فرهنگ خود زاده‌ خون پاک شهدای مقاومی است که با دست خالی هم مقابل دشمن ایستادند و لحظه‌ای عقب ننشستند.

برآمده از قدرت نام غیورمرد بزرگی چون “سید حسن نصرالله” می‌دانیم، سید بزرگی که پس از ترور شدن سید عباس موسوی به دست نیروهای نظامی صهیونیستی، در سال ۱۹۹۲ میلادی، به مقام دبیرکلی حزب‌الله لبنان رسید.

بزرگ‌مردی که امروزیان رژیم اشغالگر قدس، آرزوی نابودی‌اش را در سر می‌پرورانند، چرا که پی برده‌اند که رهبری یعنی اصلی‌ترین عنصر مقاومت حزب‌الله، اما حتی سیاست‌مداری سازمان موساد به‌عنوان یکی از مجهزترین سازمان‌های اطلاعاتی جهان هم نتوانسته با قدرت اطلاعاتی حزب‌الله برابری کند.

و سالهاست در پی نقشه‌ای برای از بین بردن این قدرت رهبری در لبنان است. و اگر در تاریخ پیدایشش به پیشتر رجوع کنیم می‌بینیم حزب‌الله نشئت گرفته از قوای مدیریتی شهید “سید عباس موسوی”  است، همان جوان ۲۶ ساله شیعه‌ای که فرماندهی مقاومین شیعیان بیروت را در نخستین حمله اسرائیل به‌عهده داشت و چندی بعد هسته‌ اولیه‌ حزب‌الله لبنان را شکل داد و فرماندهی کرد.

حزب‌الله لبنان نهال کاشته‌شده حاج احمد متوسلیان، فاتح فتح المبین و بیت المقدس

و پیشتر از آن حزب‌الله لبنان را نهالی کاشته‌شده از مدیریت عملیات‌های فتح المبین و بیت المقدس ایران، همراه با نام فرمانده تیپ ۲۷ محمد رسول الله(ص)، “حاج احمد متوسلیان” عنوان می‌شود، همان تیپی که سال ۶۱ شمسی در پی حمله اسرائیل به لبنان و سوریه برای جنگ با رژیم صهیونیستی به سوریه اعزام شد
و با تشکیل گروه‌های مقاومت در جای جای لبنان به‌کمک نیروهای شیعه‌ لبنانی، آموزش‌های اطلاعاتی و نظامی برپا کرد تا مقاومت نظامی، قوی‌تر از قبل پا بگیرد و در شهر کوچک بعلبک، پیشنهاد نام‌گذاری‌اش را به حزب‌الله عنوان کرد. و البته چند روز بعد از آن جلسه‌ تاریخی بود که نزدیک بیروت اسیر شد.

نجمه السادات مولایی


 یادآور – جنگ ۳۳ روزه لبنان

دریافت ویدئو 

یادآور پیروزی حزب الله لبنان در جنگ سی و سه روزه

دریافت ویدئو 

این نوشته را با دوستان خود به اشتراک بگذارید