مهمانخانه ماه نو تشکیل شده از خود تحقیری هویتی و ملی [ ۲ نکته مهم درباره فیلمساز]

۰

فیلمساز به هیچ وجه فیلم ساختن مسئله‌اش نبوده و قصد داشته فیلمی ضد‌ایرانی بسازد و تأسف‌بار اینکه در رسیدن به این مقصود از مشاورانی با هویت ایرانی سود برده‌است!

مهمانخانه ماه نو

فیلم مهمانخانه ماه نو محصول مشترک ایران و ژاپن چهارمین فیلمی است که بدون اکران در سینما‌ها ، اکران آنلاین شده‌است.

این فیلم را تاکفومی تسوتسویی، فیلمساز ژاپنی ساخته که البته سوابق این فیلمساز در هیچ جا ثبت نشده و برای همین نمی‌دانیم این فیلم چندمین اثر اوست، مهمانخانه ماه نو اثری سطحی و خام است.

فیلمی که حتی نمی‌تواند تلویزیونی باشد و چه خوب که در اکران آنلاین نمایش داده‌شد؛ چراکه چارچوب و مختصات ساختاری این اثر ربطی به قاب سینما ندارد، در خبر‌ها آمده که تسوتسویی به دلیل علاقه‌اش به فرهنگ ایران این فیلم را ساخته است! کدام فرهنگ ایرانی؟

فیلم مهمانخانه ماه نو کاملاً ضدفرهنگ است و تأسف‌انگیز است که سازمان سینمایی ارشاد اجازه می‌دهد، یک فیلمساز ژاپنی با ساختن فیلم، فرهنگ یک مملکت را زیر سؤال ببرد. البته شاید اگر این فیلمساز بدون مشاور ایرانی فیلم مهمانخانه ماه نو را می‌ساخت تا این حد تلخ و مشمئز کننده از کار در نمی‌آمد؛ چراکه طیفی از سینماگران ایرانی بیش از همه به سیاه نشان دادن جامعه ایران تمایل نشان می‌دهند.

فیلم مهمانخانه ماه نو ، مشاور فیلمنامه و کارگردانی ایرانی داشته‌است، اما انگار مشاوران هم نتوانستند فرهنگ مملکت‌شان را به فیلمساز خارجی تفهیم کنند، اثری که ضداخلاقی و ضدایرانی است از جایی شروع می‌شود که مونا دختر ۲۰ ساله در اداره منکرات است و مادرش نوشین او را آزاد می‌کند، چرا؟ نمی‌دانیم!

در ادامه موضوع کیست زنانه نوشین مطرح می‌شود که معلوم نیست چه کارکردی دارد، شوخی‌های نوشین و مونا در ماشین به عنوان یک مادر و دختر به شدت زننده است، داستان از جای اشتباهی شکل می‌گیرد چرا نوشین باید نصف شب به آن هتل به دیدن آقای تاناکا برود؟ که مونا به این رفت و آمد شک کند؟

نگاه فیلمساز به خانواده و هویت انسانی به شدت ضد‌اخلاقی است، مونا دوست پسر خود را در نبود مادرش به خانه می‌آورد و او را در کمد پنهان می‌کند، مونا و سهند می‌خواهند از ایران بروند و دوباره یک سکانس طولانی از مونا و سهند در خانه می‌بینیم.

فیلمساز چه اصراری به نمایش این خرده روایت‌ها دارد، به نظر می‌رسد سینمایی مهمانخانه ماه نو می‌توانست در ۱۰ دقیقه به مقصد نهایی اش برسد، اما آن قدر کش آمده که خط روایی گم شده است، از جایی که مونا موضوع مرد ژاپنی را می‌فهمد مخاطب دچار کلافگی می‌شود، رفتن مونا به خانه مادر بزرگش و خانه رؤیا نکته‌ای به فیلم اضافه نمی‌کند

فیلمساز سعی دارد موضوع فیلم را حساس جلوه بدهد، اما موضوع آنچنان هم جدی نیست که مخاطب در تعلیق قرار بگیرد این تعلیق که آن مرد ژاپنی چه رابطه‌ای با نوشین دارد، اساساً برای یکی دو دهه پیش است، موضوع پیش آمده آنقدر ناچیز است که اگر نوشین حقیقت را به مونا می‌گفت هیچ اتفاقی پیش نمی‌آمد، در هر حال هم اتفاق عجیبی رخ نمی‌دهد، جز اینکه کشور ژاپن خواسته است فیلمی محصول مشترک بسازد و در آن ایران را بکوبد.

زنی باردار از سوی شوهرش رها می‌شود و برای کارگری به ژاپن پناه می‌برد و در آنجا مردی کارخانه‌دار از زن نگهداری می‌کند و به زن پول می‌دهد که بچه تازه متولد شده‌اش را نگهداری کند! چه ننگی بالاتر از این!

در چند سکانس نوشین و مرد ژاپنی را در فلاش بک کنار هم می‌بینیم. مرد ژاپنی پولدار و کارخانه‌دار است، اما آدم‌های ایرانی فیلم منفعل و بی‌هویت‌اند، نوشین انگار معلم مدرسه است، اما او را در حال تدریس نمی‌بینیم، مونا و سهند دانشجوی دانشگاه سراسری علامه طباطبایی هستند، اما آن‌ها را به عنوان یک دانشجو سر کلاس نمی‌بینیم و قصد دارند که به کانادا بروند، سهند چگونه توانسته وارد دانشگاه سراسری بشود؟

جوانی با این تیپ و شخصیت ناهنجار چگونه می‌تواند دانشجوی یک دانشگاه مهم باشد او بیشتر به لات‌ها شباهت دارد، اواخر فیلم که گم می‌شود دیگر حرفی از او نیست و چه جالب که در انتهای فیلم نوشین و مونا در مسافرخانه باهم آشتی می‌کنند و نوشین هم کیستش را عمل می‌کند، به نظر می‌آید فیلم مهمانخانه ماه نو یک شوخی بی‌مزه با ایران است.

فیلمساز چگونه به خودش جرئت داده فیلمی بسازد که در آن شخصیت ایرانی را خرد کند؟ و در آخر ما هیچ چیزی از پدر واقعی مونا نمی‌شنویم، احتمال دارد که داستان تعریف شده برای مونا دروغ باشد فیلمساز می‌توانست با فلاش بک پدر واقعی مونا را نشان بدهد، این راه درستی برای متقاعد کردن مخاطب بود، اما در شرایط فیلم نمی‌توانیم درک درستی از حرف‌های مرد ژاپنی داشته‌باشیم. اینکه در این همه سال مونا نخواسته از گذشته پدرش چیزی بداند هم از مسائل تعجب‌آور است.

مهمانخانه ماه‌نو از نظر محتوا با آسیب‌های جدی مواجه است به طوری که نمی‌شود ابعاد و چارچوب ساختاری آن را درک کنیم. موضوعی که برای فیلم در نظر گرفته شده به شدت سطحی به نظر می‌رسد فیلمساز به هیچ وجه فیلم ساختن مسئله‌اش نبوده و همانطور که گفته شد قصد داشته فیلمی ضد‌ایرانی بسازد.

توجه به گریم نوشین در زمان حال و گذشته (۲۰ سال) هیچ نوع تغییری در چهره او رقم نمی‌زند. کشدار و کند بودن فیلم مهمانخانه ماه نو هم با تدوین سامان نگرفته است، بازی‌ها به‌شدت بد است به خصوص مهناز افشار در ایجاد احساس خود در مقابل دخترش، این بدترین تجربه بازی برای افشار محسوب می‌شود و این اثر بدترین تجربه همکاری ایران و ژاپن در فیلمسازی است؛

چراکه اگر این فیلم را یک فیلمساز ایرانی ساخته بود، می‌توانستیم بگوییم این اثر یک ملودرام اجتماعی است، اما زمانی که یک فیلمساز خارجی به خودش اجازه می‌دهد فرهنگ و شرف ایرانی را زیر سؤال ببرد، جای تعجب دارد که چرا چنین فیلمی باید ساخته شود. این سؤالی است که مدام پرسیده می‌شود و گوش شنوایی از سازمان سینمایی برای آن وجود ندارد.

این یادداشت به قلم آقای افشین علیار در بخش فرهنگ و هنر روزنامه جوان در تاریخ سیزده خرداد ۹۹ منتشر شده است.

در ادامه بخوانید »

فیلم ضدایرانی، مورد علاقه مدیر تلگرام

بررسی فیلم عرق سرد [ جولان فمنیست ها در جشنواره فجر ایران ]

درباره سینمایی شبی که ماه کامل شد [نکات مهمی که باید بدانیم]

۰

گرگ‌انسان‌های شهادت‌طلب | نکات مهمی که درباره سینمایی ” شبی که ماه کامل شد ” باید بدانیم

ادامه خواندن “درباره سینمایی شبی که ماه کامل شد [نکات مهمی که باید بدانیم]”

درباره محمد امامی و دست‌های آلوده روی سر سینمای بی‌صاحب ایران

۰ سازمان سینمایی در مقابل خواسته عمومی مبارزه با پولشویی در سینما ساکت نباشد *** دو سال بعد از دستگیری محمد امامی با پیش کشیده شدن نتایج تحقیق و تفحص از صندوق ذخیره فرهنگیان، بار دیگر پای این سرمایه‌گذار جنجالی و حاشیه‌دار سینما به رسانه‌ها باز شد. *** نام محمد امامی مالک موسسه «تصویر گستر … ادامه خواندن “درباره محمد امامی و دست‌های آلوده روی سر سینمای بی‌صاحب ایران”

۰

سازمان سینمایی در مقابل خواسته عمومی مبارزه با پولشویی در سینما ساکت نباشد

***

دو سال بعد از دستگیری محمد امامی با پیش کشیده شدن نتایج تحقیق و تفحص از صندوق ذخیره فرهنگیان، بار دیگر پای این سرمایه‌گذار جنجالی و حاشیه‌دار سینما به رسانه‌ها باز شد.

***

نام محمد امامی مالک موسسه «تصویر گستر پاسارگاد» همزمان با تولید سریال «شهرزاد» بر سر زبان‌ها افتاد؛ جوان کم‌سن و سالی که در عکس‌های منتشر شده همیشه لبخند به لب داشت و چهره‌اش شبیه تصاویر کتاب‌های موفقیت مالی بود، یعنی دقیقاً شبیه همه آن‌هایی که قرار بود یک شبه میلیاردر شوند.

محمد امامی خیلی سریع در سینما شروع به سرمایه گذاری کرد، اما خیلی زودتر از آنکه بخواهد نان شهرت عکس داشتن با سلبریتی‌های سینما را بخورد، قضیه فساد مالی در صندوق ذخیره ارزی فرهنگیان رو شد.

ادامه خواندن “درباره محمد امامی و دست‌های آلوده روی سر سینمای بی‌صاحب ایران”

سلبریتی ها و بازیگران در حق مردم کرمانشاه ظلم کردند

۰ نماینده مردم سرپل‌ذهاب و قصرشیرین با انتقاد از عملکرد برخی چهره‌ها در نحوه امدادرسانی به مردم زلزله‌زده کرمانشاه گفت: سلبریتی‌ها در حق مردم کرمانشاه ظلم کردند. فرهاد تجری نماینده مردم سرپل‌ذهاب و قصرشیرین در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم، با اشاره به آخرین وضعیت کمک‌رسانی به مردم زلزله‌زده حوزه … ادامه خواندن “سلبریتی ها و بازیگران در حق مردم کرمانشاه ظلم کردند”

۰

نماینده مردم سرپل‌ذهاب و قصرشیرین با انتقاد از عملکرد برخی چهره‌ها در نحوه امدادرسانی به مردم زلزله‌زده کرمانشاه گفت: سلبریتی‌ها در حق مردم کرمانشاه ظلم کردند.

فرهاد تجری نماینده مردم سرپل‌ذهاب و قصرشیرین در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم، با اشاره به آخرین وضعیت کمک‌رسانی به مردم زلزله‌زده حوزه انتخابیه خود گفت: به دلیل اینکه در زلزله کرمانشاه وسعت منطقه و عمق فاجعه زیاد بود، امدادرسانی و بازسازی مناطق زلزله زده قدری به طول انجامیده است.

ادامه خواندن “سلبریتی ها و بازیگران در حق مردم کرمانشاه ظلم کردند”

فیلم تگزاس کلیشه‌ای پوچ برای سینمای ایران [کدام سیاست مدیران جیب سینما را پر می‌کند؟]

۰ کدام سیاست مدیران جیب سینما را پر می‌کند؟ تهیه‌کنندگان و دست اندرکاران تولیدات سینمایی در ایران، مانند هر پیشه و هر صنف دیگر، هنگام تصمیم گیری هایشان بر تاریخ و گذشتهٔ حرفهٔ خود سوار می‌شوند، مانند دیگر نقاط دنیا. یک نویسنده برای شروع نوشتن فیلم نامه، قطعا نمونه های نزدیک به ایدهٔ خود را … ادامه خواندن “فیلم تگزاس کلیشه‌ای پوچ برای سینمای ایران [کدام سیاست مدیران جیب سینما را پر می‌کند؟]”

۰

تگزاس
تگزاس

کدام سیاست مدیران جیب سینما را پر می‌کند؟

تهیه‌کنندگان و دست اندرکاران تولیدات سینمایی در ایران، مانند هر پیشه و هر صنف دیگر، هنگام تصمیم گیری هایشان بر تاریخ و گذشتهٔ حرفهٔ خود سوار می‌شوند، مانند دیگر نقاط دنیا.

یک نویسنده برای شروع نوشتن فیلم نامه، قطعا نمونه های نزدیک به ایدهٔ خود را بررسی می‌کند، مانند تهیه کننده ای که هنگام سبک-سنگین کردن پیشنهاد های خود، نمونه های مشابه را بررسی می‌کند تا میزان برگشت مالی و فروش گیشه را حدس بزند.

مدیریت چند سال اخیر سینمای ایران برای کارگردان و سینماگری که صرفاً به سود مالی خود می اندیشد، یک الگو روی میز می گذارد که سود بالا را برای جیب آن ها تضمین می‌کند؛ با تابوها بازی کن.

ادامه خواندن “فیلم تگزاس کلیشه‌ای پوچ برای سینمای ایران [کدام سیاست مدیران جیب سینما را پر می‌کند؟]”

فیلم لاتاری ، مسئله درست اما راه حل اشتباه [ تحلیل و بررسی ]

۰ سومین فیلم سینمایی محمدحسین مهدویان این بار دیگر ارجاعات تاریخی ندارد. داستان می‌گوید و از استنادات فاصله گرفته. اما در همان قالب مستندنمایی روایت می‌شود و تقریباً تمام مؤلفه‌های فیلم‌های سابقش را دارد؛ از کلیت سخنی که می‌گوید و مهره‌هایی که می‌چیند تا نوع زوایای دوربین و سایر عناصر ساختاری. فیلمی شلوغ، پرهیاهو و … ادامه خواندن “فیلم لاتاری ، مسئله درست اما راه حل اشتباه [ تحلیل و بررسی ]”

۰

فیلم لاتاری
فیلم لاتاری

سومین فیلم سینمایی محمدحسین مهدویان این بار دیگر ارجاعات تاریخی ندارد. داستان می‌گوید و از استنادات فاصله گرفته. اما در همان قالب مستندنمایی روایت می‌شود و تقریباً تمام مؤلفه‌های فیلم‌های سابقش را دارد؛ از کلیت سخنی که می‌گوید و مهره‌هایی که می‌چیند تا نوع زوایای دوربین و سایر عناصر ساختاری.

فیلمی شلوغ، پرهیاهو و مملو از جلوه‌های بصری زیبا. در نگاه اول روایتی از عشقی نوجوانانه است و گره به مسائل حاکمیتی و نمایاندن دو طیف به اصطلاح افراطی و معتدل در جریان انقلاب اسلامی می‌خورد.

شیرینی‌های موقعیتی و بازی کم ولی مؤثر بازیگران طنزآفرین، مسلماً چاشنی جذابیتی است که در کنار موضوع و پرداخت فیلم، احتمالاً آن را در گیشه نیز موفق خواهد کرد.

 

در نگاه دینی، حراست از حدود دین و حفظ ناموس، از جملهٔ کارهای تحسین شده و حتی بایدهای تأکیدی است. حتماً خطبهٔ جهاد حضرت امیر در خاطرمان هست که ایشان از باز شدن خلخال از پای زنی یهودی در مرزهای اسلامی به‌شدت ملهوف‌اند و مردی را که در داغ شنیدن چنین حادثه‌ای جان خود را از دست بدهد شایسته ملامت نمی‌دانند.

کم‌رنگ شدن و تقبیح تدریجی عنصر اساسی غیرت و حفظ ناموس در سینمای ایران با مقایسه‌ای ساده از روند سال‌های پیش سینما به دست می‌آید. فیلم لاتاری با طرح درست این مسئله، نیمی از راه را خوب پیش می‌رود.

ولی در جهانی که مهدویان آ ن را به روی پرده می‌برد، راه حل‌ها محدود و اغلب منتج به فاجعه است. کارگردان صحنه‌ای را می‌چیند که به تراژدی پهلو می‌زند و هر انتخابی در این بازی نیستی می‌آفریند.

 

ایرانِ لاتاری در مسائلش به بن‌بست خورده و فرار تنها مجال ممکن برای طالبان قرار است. وگرنه، در همین خرابه بمانند و با وضع موجود سرکنند. در خانواده‌اش مادری نیست، برادر ورشکسته و زندانی است، پدر دست‌فروشی می‌کند و فرزند دور از خانواده جان می‌کند برای وصالی که با تنگناهای اقتصادی هرگز میسرش نمی‌شود.

در اجتماعش افراطی‌های خشن برای خودشان هیئت و علم و کتلی دارند، در صف اول جماعت، با رعایت حلال و حرام، شعار مرگ بر امریکا و انگلیس و اسرائیل سرمی‌دهند و با نبود مجرای قانونی احقاق حق، برای عقده‌گشایی‌های اجتماعی فاجعه‌آفرینی می‌کنند.

در سیاستش دعوای پوچ عرب و عجمی رهایش نمی‌کند و اعتدال‌گرایان مظلوم و تنهایش با مصلحت‌جویی‌هایشان مدام اشتباهات تندروها را پوشش می‌دهند و وضع موجود را حفظ می‌کنند. یک گریزگاه مانده به نام لاتاری که آن نیز از بیرون بسته می‌شود.

 

اینجا دیگر ما تماشاگر فیلم هندی‌های معمول سینمای بدنه نیستیم. سیمایی که از جریان دینی داخلی می‌بینیم، در جهان بین‌الملل نام داعش را یدک می‌کشد؛ چهره‌ای تندرو، بی‌منطق و تروریست.

منطق حذف جبههٔ مقابل با بدترین شکل، برای الغای خشونت و رعب. اما چرا بینندهٔ ایرانیِ چنین فاجعه‌ای، با تماشای همین خشونت مذموم به وجد می‌آید؟ اینجاست که خشونت نهفته در طیف غالب مردمان جامعهٔ ایرانی خود را بروز می‌دهد و برای چندمین بار زنگ خطر را به صدا درمی‌آورد.

همراهی مخاطب ایرانی با این تهور خشک‌مغزانه برای صاحبان فرهنگ و متولیان جامعه باید محل درنگ و تأمل باشد. با چنین وصفی، هواداری نیروهای انقلابی از این گونهٔ سینما جای شگفتی است. یا خبر از استحاله‌ای در جبههٔ انقلاب می‌دهد یا از رندی کارگردان و درنیافتن مقصود فیلم توسط انقلابی‌ها پرده برمی‌دارد.

پرسش اینجاست که اگر شعار بد است، چرا هر دو طرف دعوای فیلم شعار می‌دهند و اگر شعار خوب است، چرا برچسب شعارزدگی هنوز هم از بدترین انگ‌هاست.

به نظر می‌رسد مهدویان با شلوغ‌کاری‌های حرفه‌ای‌اش، امر را بر مخاطبانش مشتبه کرده و با قلقلک نقاط حساس بدنهٔ جامعه، حرف ناصواب خود را در پوششی جذاب به دیگران پذیرانده است.

 

اگر بی‌نسبتی عجیب زوایای دوربین برای فیلمی داستانی و بازی ضعیف نوشین را کنار بگذاریم، فیلم لاتاری در ساحت فنی نمرهٔ قبولی می‌گیرد. قصه در مقام بازی و اجرا خوب پرداخت شده. موسیقی متن مؤثر و کاربردی است.

طراحی صحنه‌ها بر جذابیت فیلم افزوده است. ضرباهنگ پرکشش فیلم تدوین را نیز موفق نشان می‌دهد. تعدد لوکیشن‌های چنین فیلمنامه‌ای قوت فنی کارگردانی را به نمایش می‌گذارد.

نباید از روند صعودی جواد عزتی در این فیلم غفلت کرد که کم ولی موفق ظاهر شد. فیلم لاتاری با چهره‌ای آراسته، برای مسئله‌ای درست، راه حلی نامناسب معرفی می‌کند و با ژستی بی‌طرفانه قضاوت خود را به مخاطب القا می‌کند.

منبع : فیلم بهتر 

***

در یک مقایسه ساده میان فیلم‌های لاتاری و پول و پورن، می‌بینیم موضوع مشترکی دارند: تجارت جنسی با دختران ایرانی. اما..
در یک مقایسه ساده میان فیلم‌های لاتاری و پول و پورن، می‌بینیم موضوع مشترکی دارند: تجارت جنسی با دختران ایرانی. اما..

 

سینمایی به وقت شام از نگاه پروفسور تونی هال استاد دانشگاه لت بریج کانادا

۰ متنی که در ادامه می خوانید یادداشت پروفسور تونی هال استاد دانشگاه لت بریج کانادا درباره سینمایی به وقت شام است که در تاریخ APRIL 10 ,2018 در وب سایت ahtribune.com منتشر شده است :   سینمایی به وقت شام ؛ اولین فیلم درام با موضوع داعش در سوریه   سینمایی به وقت شام فیلم جدید … ادامه خواندن “سینمایی به وقت شام از نگاه پروفسور تونی هال استاد دانشگاه لت بریج کانادا”

۰

متنی که در ادامه می خوانید یادداشت پروفسور تونی هال استاد دانشگاه لت بریج کانادا درباره سینمایی به وقت شام است که در تاریخ APRIL 10 ,2018 در وب سایت ahtribune.com منتشر شده است :

 

سینمایی به وقت شام ؛ اولین فیلم درام با موضوع داعش در سوریه

 

سینمایی به وقت شام فیلم جدید و پرهیاهویی که جنگ مقابل آنچه موسوم به”دولت اسلامی” است را نشان می دهد، شایسته مخاطب جهانی است.

 

کارگردان به وقت شام، ابراهیم حاتمی کیا، دوربینش را به سوی رویارویی جنجالی شخصیت ها، باورها و نیروهای نظامی نشانه می گیرد.

 

باتوجه به این که فیلم به وقت شام در یک موسسه فیلمسازی پرکار در ایران تولید شده است، جای تعجب ندارد که دو تن از جذاب ترین شخصیت های فیلم، یک پدر و پسر ایرانی باشند.

 

بابک حمیدیان با حسی از شجاعت و آرامش در نقش علی، پسری که در نیمه راه بازگشت به خانه، پشیمان شده و به صحنه نبرد بازمی گردد، به ایفای نقش می پردازد.

 

بحران به دلیل شکست پالمیرا در سوریه شرقی مقابل دولت اسلامی به وجود آمده است.

 

دولت اسلامی» اغلب با عنوان ISIL  یا ISIS شناخته می شود.  داعش واژه ای فارسی و عربی برای شناساندن این سازمان بدنام است. از این رو، در نوشتار پیش رو من از واژه داعش استفاده خواهم کرد.

 

علی و پدرش یونس، برای فراردادن گروهی سوری تبار از پالمیرا، تیم پروازی تشکیل می دهند. این پرواز باید از مسیر تروریست ها عبور کند. ستاره این سکانس یک فرد یا یک شخصیت خاص نیست، بلکه یک پروداکشن با تکنولوژی پیشرفته است. این تکنولوژی امکانی را فراهم ساخته که در آن بخش اعظم نبرد آغاز می‌شود.

 

من تاکنون یک نمایش سینمایی،به قوت آن تصاویری که با یک هواپیمای غول پیکر در به وقت شام به تصویر درآمده است، ندیده‌ام.

 

به وقت شام اولین فیلم درام با موضوع داعش است که من دیده ام. در این فیلم، داعش که در بخشی از جهان، مبدل به نیروی مهمی در حوزه ژئوپولتیک شده، نمایش داده می شود.

 

به نظر من ابراهیم حاتمی کیا به داعش به عنوان باقی مانده افراط و انحطاط غربی می نگرد. اساسا بعضی از اعضای داعش غربی هایی هستند که با هدف تبلیغاتی به ظاهر اسلامی درآمده اند. حاتمی کیا برخی از آن ها را به عنوان نماینده رفتار فاسد اسلامی نشان می دهد.

 

سینمایی به وقت شام  به مسائل خاص شرق مرکزی مربوط است و همچنین مشکلاتی که به شکل گسترده ای در زندگی بشری رایج است را مطرح می سازد.

 

به عنوان مثال، علی با مادرهمسرش در چالشی است تا توضیح دهد که چگونه میان کمک به دیگران در سرزمینی دور و مسئولیت در قبال خانواده خودش در فشار قرار گرفته است.

 

در سینمایی به وقت شام جذابیت های بسیاری برای مخاطبان غیر ایرانی و علاقه مندان به ظهور دوباره ایران به عنوان محرک و اثرگذار در ژئوپولتیک جهانی وجود دارد.

 

ورود “به وقت شام” در صحنه جهانی بخشی از جریانی است که در آن ایران را در جایگاه حقیقی اش در بین مولدین اصلی فرهنگ در دهکده جهانی قرار می دهد.

منبع : ahtribune.com

 

ویدیو : تیزر جدید به وقت شام

دریافت ویدیو  (۲مگابایت)

 

به وقت شام از نگاه مجله آمریکایی Counterpunch [امیدوارم این فیلم در ایالات متحده دیده شود]

۰ متنی که در ادامه میخوانید به قلم رابرت فانتینا ( در تاریخ APRIL 20, 2018 ) در سایت مجله Counterpunch منتشر شده است :    ” به وقت شام ” حکایتی فوق العاده است که در سوریۀ ویران شده از جنگ اتفاق می‌افتد. یک پرواز انسان‌دوستانه به خلبانی یک ایرانی، مردم محاصره شده در پالمیرا را … ادامه خواندن “به وقت شام از نگاه مجله آمریکایی Counterpunch [امیدوارم این فیلم در ایالات متحده دیده شود]”

۰

به وقت شام
به وقت شام

متنی که در ادامه میخوانید به قلم رابرت فانتینا ( در تاریخ APRIL 20, 2018 ) در سایت مجله Counterpunch منتشر شده است : 

 

” به وقت شام ” حکایتی فوق العاده است که در سوریۀ ویران شده از جنگ اتفاق می‌افتد. یک پرواز انسان‌دوستانه به خلبانی یک ایرانی، مردم محاصره شده در پالمیرا را به دمشق می‌برد اما هواپیما به دست زندانیان داعشی حاضر در پرواز، ربوده می‌شود…

 

این داستان بسیار فراتر از یک داستان جنگی است و سطوح متعددی دارد که برای دنیای امروز کاملاً به جا و به موقع است. مقولاتی مثل رابطۀ گاهاً پیچیده بین پدران و پسران، نیاز قلبی به ادای وظیفه و مفهوم قربانی شدن برای اهداف والا، همگی با تار و پود داستان در هم آمیخته است.

 

بیننده تعصب اعضای داعش را می‌بیند که اعتقاد دارند خدا آنها را فرستاده تا جامعه‌ای بر مبنای برداشت انحرافی‌شان از اسلام شکل دهند. در بیشتر فیلم نگرش غیرمنطقی آنها به تمامی نمایش داده می‌شود.

 

مرگ‌های خشونت‌بار و درماندگی، همۀ چیزهایی است که بیننده را به واقعیت جنگ می برد… فراتر از همه، به تصویر کشیدن دلاوری‌هایی است که محوریت این فیلم است؛ هر از چند گاهی مردمی عادی نشان داده می‌شوند که به دعوت برای انجام کارهایی خارق العاده لبیک می‌گویند.

 

به وقت شام ” نشان می‌دهد آمریکا چه ساخته است. مردان و زنان و کودکان بی‌گناه به خاطر اهداف ژئوپولتیکِ ایالات متحده، رنج می‌کشند و می‌میرند و به نظر می‌رسد هیچ امیدی به توقف پشتیبانی مالی آمریکا از چنین تروریست‌هایی وجود ندارد.

 

بیننده به سرعت در فیلم غرق می‌شود و نگران شخصیت‌های اصلی فیلم می‌شود و بهترین‌ها را برایشان می‌خواهد… اما شخصیت اصلی فیلم یعنی خلبان ایرانی بیش از همه بیننده را به خود جلب می کند. او یک شوهر وفادار است که در انتظار پدر شدن است، به همسرش متعهد است ولی به کمک به مردم رنجدیده سوریه هم تعهد دارد.

 

امیدوارم که آکادمی اسکار متوجه فوق‌العادگی و شگرفی این فیلم بشوند و بالاترین افتخار یعنی جایزه اسکار بهترین فیلم را به آن بدهند. البته به این بستگی دارد که در زمان انتخاب نامزدهای اسکار باد سیاسی از کدام جهت بوزد. اما این فیلم برای مدتی طولانی با من خواهد ماند و امیدوارم که این فیلم خصوصاً در ایالات متحده به شکل گسترده دیده شود./ هفت راه

منبع : Counterpunch  (+)

ویدیو : نظر سيروس مقدم كارگردان سريال پايتخت درباره فیلم « به وقت شام »

دریافت ویدیو (۲مگابایت)

آیا سینمای مستقل در ایران وجود دارد ؟ پول سینما از کجا می آید ؟

۰ هزینه‌های تولید فیلم یکی از مهم‌ترین مسائل مورد بحث سینمای ایران بوده و هست و مدعای غالب فیلمسازان است که دخل و خرج‌شان یکی نیست. در شرایطی که متوسط دستمزد سوپراستارهای سینمایی بین ۳۵۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان است، طبیعی است که رقم تولید یک اثر سینمایی، میلیاردی خواهد شد. حالا در این وضعیت … ادامه خواندن “آیا سینمای مستقل در ایران وجود دارد ؟ پول سینما از کجا می آید ؟”

۰

آیا سینمای مستقل در ایران وجود دارد
آیا سینمای مستقل در ایران وجود دارد

هزینه‌های تولید فیلم یکی از مهم‌ترین مسائل مورد بحث سینمای ایران بوده و هست و مدعای غالب فیلمسازان است که دخل و خرج‌شان یکی نیست.

در شرایطی که متوسط دستمزد سوپراستارهای سینمایی بین ۳۵۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان است، طبیعی است که رقم تولید یک اثر سینمایی، میلیاردی خواهد شد. حالا در این وضعیت هستند فیلمسازانی که می‌گویند در شرایط مستقل فیلم می‌سازند.

 

 بهرام توکلی امسال با فیلم موفق «تنگه ابوقریب» در سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت.

کارگردان «تنگه ابوقریب» در نشست خبری و در پاسخ به سوالی درمورد سینمای مستقل و حمایت‌های دولتی از فیلمش گفت: «سینمای مستقل در ایران وجود ندارد. این مساله دلایل پنهانی دارد که مشخص نیست. چرایی دارد که مفصل است اما در ایران سینمای مستقل نداریم.»

 اظهارنظری که با واکنش برخی فیلمسازان که مدعای سینمای مستقل دارند، مواجه شد.

ابراهیم حاتمی‌کیا، کارگردان «به وقت شام» هم در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر و در اعتراض نسبت به برخی واژه‌سازی‌ها در فضای رسانه‌ای، جمله مشهور این روزها را بیان کرد و گفت «من فیلمساز وابسته‌ام» و با اشاره به مجری برنامه «هفت» تاکید کرد: «متاسفم که می‌شنوم برخی از همکاران ازجمله ایشان واژه‌سازی می‌کنند و به فیلم‌ها ارگانی و نهادی و سازمانی می‌گویند.»

 

طرح بحث‌های اینچنینی، مختص این روزهای سینمای ایران نیست و پیش از جشنواره فیلم فجر، در فضای رسانه‌ای کلیدواژه‌های سینمای مستقل و وابسته، قوت گرفتند و آثاری همچون «تنگه ابوقریب» و «به وقت شام» که با حمایت موسسه اوج تولید شدند، در حصار واژه فیلم وابسته قرار گرفتند؛

 

اما سایر آثار جشنواره فیلم فجر با چه سرمایه‌ای و سرمایه‌گذاری تولید شدند. فارغ از جدل‌هایی که در تمام این سال‌ها درمورد چرایی عدم امکان تحقق سینمای مستقل در ایران وجود دارد، می‌توان درمورد مدعای سینمای مستقل در جشنواره فیلم فجر بحث کرد.

اگرچه مجرای تزریق سرمایه در سینمای ایران وضعیت شفافی ندارد و به غیر از بنیاد سینمایی فارابی که به‌خاطر ارائه بیلان کاری خود لیست فیلم‌های حمایتی‌اش را معرفی می‌کند، سایر آثار، سرمایه‌گذاران‌شان را بنا به دلایلی که ذکر خواهد شد، اعلام نمی‌کنند.

 

بنیاد سینمایی فارابی به‌عنوان بازوی اجرایی معاونت سینمایی در طرح و اجرای سیاست‌های هدایتی و حمایتی در دوره‌های مختلف فراز و فرودهایی در تولید داشته است.

در سال‌های اخیر این نهاد دولتی کم‌رمق‌تر از گذشته در حمایت از آثار سینمایی ورود کرده و شاید همین مساله باعث ورود اشخاص و سازمان‌های خصوصی به حوزه فیلمسازی شده است.

 امسال بنیاد سینمایی فارابی تنها با ۶ فیلم «امپراطور جهنم»، «سرو زیر آب»، «شعله‌ور»، «فیلشاه»، «کار کثیف» و «ماهورا» در سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت.

با جدایی بخش‌های دولتی از سرمایه‌گذاری در فیلم، نئوسرمایه‌گذاران وارد سینمای ایران شدند. شاید در میان اینها تنها نمونه معروف این سال‌ها در سرمایه‌گذاری سینمایی، سیدمحمد امامی است.

 

او با تهیه‌کنندگی سریال‌های «شاه‌گوش» و «شهرزاد» و سرمایه‌گذاری در تولید آثار سینمایی همچون «تابو»، «خوب بد جلف» و «ابد و یک روز» بین سینماگران مطرح شد اما خبر دستگیری و بازداشت او و اتهام دخالت در فساد مالی صندوق فرهنگیان باعث شهرت بیشتر او در فضای رسانه‌ای و مردم شد.

سیدمحمد امامی امسال با چهار فیلم سینمایی در جشنواره فیلم فجر حضور داشت.

نکته جالب اینکه نام او فقط در انتهای فیلم «مصادره» عنوان شد در حالی که شنیده می‌شود فیلم‌هایی همچون «بمب: یک عاشقانه» به کارگردانی پیمان معادی و تهیه‌کنندگی مانی حقیقی و «مغزهای کوچک زنگ زده» به کارگردانی هومن سیدی و تهیه‌کنندگی سعید سعدی هم با سرمایه‌گذاری سیدمحمد امامی تولید شده‌اند.

البته امامی چهار فیلم اصطلاحا بفروش و کمدی هم در نوبت اکران عمومی دارد و فیلم «خوک» از مانی حقیقی که در جشنواره برلین رونمایی می‌شود هم با سرمایه‌گذاری او تولید شده است.

 البته پیش از امامی نام بابک زنجانی هم به‌عنوان یکی دیگر از متهمان فساد مالی که این روزها در زندان به‌سر می‌برد به‌عنوان سرمایه‌گذار سینمایی مطرح شده بود. فیلم‌هایی همچون «نقش نگار» از علی عطشانی و «سیزده» به کارگردانی هومن سیدی ازجمله موارد سرمایه‌گذاری بابک زنجانی هستند.

 البته هومن سیدی سال پیش در گفت‌وگویی در موضوع سینمای مستقل از فساد اقتصادی بابک زنجانی اظهار بی‌اطلاعی کرده بود ولی نکته جالب و عجیب همین گفت‌وگو، تاکید سیدی بر «مستقل بودن» در حالی است که سرمایه فیلم «سیزده» را از کسی گرفته بود که از قِبَل فروش نفت و منابع دولتی، سرمایه‌دار شده بود. حال باید پرسید سینمای ایرانا فاسد تر است یا هالیوود ؟

 

شکل دیگر مرسوم سرمایه‌گذاری برای فیلم‌ها توسط موسسات و بانک‌ها صورت می‌گیرد که به‌خاطر مجموعه فعالیت‌هایی که در فرآیند تولید یک اثر سینمایی انجام می‌دهند، می‌توانند از قوانین مشمول معافیت مالیاتی بهره ببرند.

برای همین در جشنواره فیلم فجر شاهد آثاری بودیم که با سرمایه‌گذاری بانک‌ها و موسسات مالی تولید شده بودند. پس اگر فیلمسازی در نشست خبری از عدم استفاده از رانت صحبت می‌کند با نگاهی به تیتراژ فیلمش متوجه سرمایه‌گذاران بانکی فیلم او خواهید شد.

بین اهالی سینمای ایران مشهور است که بخش عمده‌ای از سرمایه فیلم باید حین تولید و حتی پیش از تولید تامین شود چون وضعیت اکران نمی‌تواند تضمینی برای تامین هزینه‌ها باشد.

نمونه دیگری از جذب سرمایه حین تولید فیلم، نقش‌فروشی در سینمای ایران است. سرمایه‌دارانی که به عشق بازیگر شدن، پول‌های هنگفتی خرج می‌کنند و تهیه‌کنندگانی که برای تامین بخشی از هزینه‌هایشان، عشق‌فیلم‌ها را به کارگردان تحمیل می‌کنند.

وضعیت آشفته در سرمایه‌گذاری سینمایی و عدم شفافیت در اعلام سرمایه‌گذاران، باعث شده سیکل معیوبی در فرآیند تولید تا اکران در سینمای ایران شکل بگیرد.

نویسنده : معین احمدیان 

بررسی فیلم عرق سرد [ جولان فمنیست ها در جشنواره فجر ایران ]

۰ نمایش فیلمی کاملاً فمنیستی و ضد خانواده در جشنواره فیلم فجر که شعار آن جشن سینمای اخلاقمدار ایران است، باعث شد تا عرق سرد بر تن جشنواره‌ای باشد که متاسفانه به بهانه بزرگداشت ارزش‌های انقلاب افتتاحیه چند صد میلیونی برگزار می‌شود و خود را نمادی از فرهنگ انقلاب اسلامی معرفی می‌کند! فیلم سینمایی « … ادامه خواندن “بررسی فیلم عرق سرد [ جولان فمنیست ها در جشنواره فجر ایران ]”

۰

نمایش فیلمی کاملاً فمنیستی و ضد خانواده در جشنواره فیلم فجر که شعار آن جشن سینمای اخلاقمدار ایران است، باعث شد تا عرق سرد بر تن جشنواره‌ای باشد که متاسفانه به بهانه بزرگداشت ارزش‌های انقلاب افتتاحیه چند صد میلیونی برگزار می‌شود و خود را نمادی از فرهنگ انقلاب اسلامی معرفی می‌کند!

فیلم سینمایی « عرق سرد » دومین ساخته سهیل بیرقی بعد از فیلم «من» سه شنبه شب در پردیس سینمایی ملت رونمایی شد؛

فیلمی که به رغم تکذیب سازندگانش، شباهت انکارناپذیری با یک داستان واقعی دارد، البته داستانی نه با رنگ و بوی فمنیستی و ضدخانواده‌ای که در « فیلم عرق سرد » شاهد آن هستیم. در این فیلم فیلمساز تلاش کرده است در قامت یک فمنیست ظاهر شود؛ فمنیستی مذکر!

 

یک داستان واقعی در فیلم عرق سرد 

نیلوفر اردلان بازیکن و کاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان ایران، زمانی که تیم ایران برای مسابقات قهرمانی آسیا به مالزی می‌رفت، از سوی همسرش مهدی توتونچی، ممنوع‌الخروج می‌شود.

توتونچی مجری شبکه ورزش است و علت عدم رضایت وی برای خروج همسرش، زندگی مشترکشان و رادان فرزند هفت ساله‌شان عنوان می‌شود که آن روزها باید به کلاس اول ابتدایی می‌رفت.

خانم اردلان، آن روزها اعتراض‌های متعددی می‌کند، با برنامه «نود» مصاحبه می‌کند و در شبکه‌های مجازی کمپین‌های حمایتی از وی به راه می‌افتد.

خبر در شبکه‌های ماهواره‌ای می‌پیچد و داستان پیچیده می‌شود. دو سال بعد فیلمی در جشنواره فجر رونمایی می‌شود که حتی در جزئیات داستان با اتفاقات زندگی شخصی نیلوفر اردلان مشابهت دارد، اما تفاوت‌های زیادی نیز دارد.

منتقدان می‌گویند علت این تفاوت‌ها این است که فیلمساز می‌خواهد فمنیستی به ماجرا نگاه کند و از آب گل آلود مشکلات ورزشکاران زن، معجونی بسازد؛ فیلمی که در لابی پردیس سینمایی ملت بر سر اینکه فیلم مهمی نیست و در نهایت به درد جشنواره‌های درجه ۲ خارجی می‌خورد، بحث می‌شد.

  

از اردلان تا اردستانی

در عرق سرد ، نام شخصیت اصلی داستان «افروزاردستانی» است که باران کوثری بازیگر نقش آن است. همسر افروز اردستانی نیز در اینجا شخصیتی به نام یاسر شاه حسینی است که از قضای روزگار مجری برنامه تلویزیونی است و از این نظر شباهت زیادی به مهدی توتونچی دارد.

یاسر شاه حسینی در تلویزیون برنامه پرمخاطب «یادش بخیر» را دارد و کاملاً ریاکار و متظاهر است. افروز و یاسر بیش از یک سال است که باهم زندگی نمی‌کنند و در این مدت افروز با هم‌تیمی‌اش در یک آپارتمان جداگانه زندگی می‌کند.

افروز وکیلی دارد به نام «پانته آ آل‌داوود» که می‌خواهد با ایجاد کمپین و گفت‌وگو با شبکه‌های ماهواره‌ای از جمله صدای امریکا، فضاسازی کند تا مقدمات خروج افروز از کشور فراهم شود.

افروز و هم‌تیمی‌اش به طور پنهانی با یک تیم اسپانیایی مذاکره کرده‌اند و قرار است حین مسابقات قهرمانی آسیا در مالزی با این تیم قرارداد ببندند و دیگر به ایران باز نگردند.

ممنوع الخروج شدن افروز آغاز ماجراها می‌شود و در این بین «مهرانه نوری» سرپرست تیم فوتسال بانوان، با بازی «سحر دولتشاهی» نیز که حجاب چادر دارد و تظاهر می‌کند به دینداری، تلاش می‌کند به جای اینکه گره کار افروز را باز کند، سنگ‌های متعددی را بر سر راه وی قرار دهد.

 افروز تلاش می‌کند یک تنه با قوانین اسلامی مربوط به حدود اختیارات همسر بجنگد و کارگردان تلاش کرده است روند داستان را به گونه‌ای پیش ببرد که بیننده هرچه بیشتر از سیستم و قوانینی که مانع رفتن افروز می‌شود، متنفر شود. 

در حاشیه جشنواره شایعاتی درباره احتمال شکایت مهدی توتونچی از فیلم « عرق سرد » مطرح شده البته این مجری تلویزیون تصمیم درباره این کار را منوط به تماشای فیلم کرده است.

فمنیست بودن یا نبودن!

سهیل بیرقی در نشست رسانه‌ای بعداز اکران فیلم، داشتن افکار فمنیستی را انکار نکرد. مهر تأکید بر پیروی از مکتب فکری فمنیستی، در حالی است که در سال‌های اخیر تأکید شده بود وزارت ارشاد حسن روحانی اجازه حضور فیلم‌های فمنیستی را نخواهد داد
و اکنون پارادوکس بزرگی به وجود آمده است که اگر « عرق سرد » فمنیستی است پس چطور به جشنواره راه یافته!

این را هم باید افزود که در فیلم اشاره‌هایی مبنی بر رابطه میان افروز و هم‌تیمی‌اش وجود دارد که قاعدتاً با توجه به ممیزی‌های کارگران حتی اگر می‌خواسته نمی‌توانسته موضوع را چندان باز کند اما بیرقی بدون اینکه مسئله را بیان کند در ابتدا و انتهای فیلم از چند ورزشکار زن می‌گوید که ممنوع الخروج شده‌اند.

با یک جست‌وجوی ساده متوجه می‌شویم این بازیکن‌ها به دلیل مسائل غیراخلاقی از تیم کنار گذاشته شده‌اند.

سازندگان فیلم هیچ توجیهی درباره موضع ضدخانواده « عرق سرد » ارائه نداده‌اند، قهرمان فیلم به شدت از زندگی مشترکش متنفر است و حتی حضورش در کنار همسرش را با نمایش عصبی مسواک زدن به تصویر می‌کشد.

نمایش شوهر پست فطرت و زن مظلوم که جزء جدانشدنی از فیلم‌های فمنیستی است چه کمکی می‌تواند به زندگی خانواده‌های ایرانی بکند که هر ساله آمار طلاق در آنها بالاتر از قبل می‌شود و خیلی از زوج‌های جوان در همان سال‌های ابتدایی زندگی ترجیح می‌دهند دیگر زیر یک سقف با هم زندگی نکنند.

تفکر ریاکارانه صدا و سیما در فیلم عرق سرد 

کارگردان فیلم عرق سرد در بخش نشست خبری بعد از اکران فیلم، هدفش از نشان دادن یک مجری ظاهراً مذهبی را نمایش ریاکاری صداوسیما عنوان کرد. این عنوان البته با اعتراض‌هایی در سالن همراه بود.

بیرقی گفت: قطعاً می‌دانیم در تلویزیون انسان‌های با آبرویی کار می‌کنند، خیلی وقت‌ها برنامه‌های این تلویزیون شهر خلوت کن بوده و من تماشاگرش بوده‌ام اما تفکر حاکم بر این سازمان ریاکارانه است.

 

همه چیز بوی تبلیغ می‌دهد

در مقایسه با فیلم‌های شاخص فمنیستی در سینمای ایران، عرق سرد حداکثر یک فیلم درجه ۲ است که نمی‌تواند ماندگاری زیادی در سینما داشته باشد. در عوض به جای توجه به ماندگاری، سازندگان این فیلم سراغ مسائل مالی رفته‌اند تا اسپانسرهای متعدد خارجی و داخلی را به خدمت بگیرند.

از «نوری پیکچرز» شرکت ایرانی پخش فیلم گرفته تا «فیلمیران» و چند برند مالی تجاری دیگر لیست بلندی از اسپانسرهای این فیلم را تشکیل می‌دهند. 

 

نویسنده : محمد صادق عابدینی