آیا عربستان آماده جنگ با ایران می شود؟ [بررسی سناریوی جنگ عربستان با حزب الله و ایران]

عربستان و جنگ با ایران
عربستان و جنگ با ایران
عربستان و جنگ با ایران

 

تحولات چند روز اخیر منطقه به خصوص استعفای سعد حریری، نخست وزیر لبنان و حمله وی به ایران و حزب الله لبنان و نیز شلیک موشک توسط انصارالله یمن به ریاض، سبب شده که برخی جنگ بین عربستان و حزب الله لبنان و حتی بین عربستان و ایران را نزدیک قلمداد کنند.

اما آیا واقعاً عربستان خود را برای جنگ آماده می کند؟ برای فهم درست ماجرا می بایست سناریوی جنگ بین عربستان با حزب الله و یا ایران را لااقل در سه سطح؛ منطق سناریو، محیط سناریو و بازیگران سناریو مورد بررسی قرار داد:

 

۱- منطق سناریو:

 

عربستان انگیزه زیادی برای تضعیف ایران و نابودی حزب الله لبنان دارد. به خصوص که تمام تلاش ها و برنامه های این کشور در منطقه با نقش آفرینی این قدرت ها نقش بر آب شده است.

 

از طرفی جنگ قدرت در عربستان و کودتای محمدبن سلمان در کنار زدن سایر شاهزاده ها، نیاز مبرم این کشور به یک مسأله بحرانی مرتبط با امنیت ملی را دوچندان می کند تا در سایه آن محمدبن سلمان بتواند رقبا را کنار زده و قدرت خود را تحکیم کند.

 

از طرفی رژیم صهیونیستی نیز به دلیل افزایش قدرت جبهه مقاومت و کامل شدن کریدور مقاومت از انگیزه بالایی برای ضربه زدن به این محور برخوردار است.

 

۲- محیط سناریو:

 

سال ها تلاش جریانات تکفیری با حمایت گسترده حامیانش بی ثمر بوده و محور مقاومت توانسته معادلات منطقه را متحول نماید. این جنگ سبب شده که محور مقاومت با تشکیل گروه های متعدد مقاومت به گسترش خود پرداخته و یکپارچگی جغرافیایی به دست آورد.

 

از طرفی عربستان در مقابله با انصارالله در یمن، شکست خفت باری خورده و به لحاظ جغرافیایی از شمال و جنوب توسط دو قدرت نوظهور مقاومت (حشدالشعبی و انصارالله) احاطه شده است.

 

از سوی دیگر حضور قدرتمند روس ها در منطقه و مشارکت آنها در ائتلاف راهبردی با محور مقاومت، انجام اقدامات یک‌جانبه متحدین آمریکا را با دشواری بیشتری مواجه کرده است.

 

۳- بازیگران سناریو:

 

رژیم صهیونیستی به عنوان دشمن اصلی محور مقاومت و پشت پرده قدرت یابی و حمایت از جریانات تکفیری، عملاً بزرگترین بازنده تحولات منطقه شده است.

 

از سویی حزب الله لبنان در بهترین وضعیت از زمان شکل گیری تاکنون به سر می برد، به طوری که علاوه بر ارتقاء توان نظامی و  موشکی، از هزاران نیروی نخبه نظامی که جنگ در شرایط واقعی و سخت را تجربه کرده اند، بهره می برد و در بعد داخلی نیز در سطح ملی، اجماع خوبی در حمایت از آن وجود دارد.

 

عربستان در وضعیت آشوبناکی به سر می برد. این کشور با میلیاردها دلار درآمد نفتی نتوانسته در برابر کشور فقیری چون یمن، کاری از پیش ببرد و عملاً جنگ را باخته است.

 

از طرفی در عرصه منطقه ای نیز به عنوان کشوری مداخله گر و شرور شناخته شده که با تکیه بر دلارهای نفتی، در امور دیگران دخالت می کند. وضعیت روابط این کشور با قطر، ترکیه، عمان و حتی پاکستان و مصر نشان دهنده این واقعیت است.

 

ایران نیز به عنوان کلیدی ترین بازیگر این سناریو، در قدرتمندترین وضعیت منطقه ای و بین المللی قرار داشته و نقش تعیین کننده را در ترتیبات امنیتی منطقه بر عهده دارد.

 

ضمن اینکه کیفیت توان نظامی و عملیاتی ایران به عنوان یک معمای ترسناک جلوه گر است، به خصوص که عملکرد بخش ناچیزی از آن در موضوع سوریه و عراق توانسته معادلات منطقه را تغییر دهد.

 

آمریکا نیز به خصوص در دوره اخیر نشان داده که دوشیدن اقتصاد کشوری چون عربستان اولویت اصلی آن است نه هزینه دادن برای متوهمی چون بن سلمان!

 

نتیجه:

 

بررسی محیط سناریوی فوق نشان می دهد که عربستان برای شروع یک جنگ مستقیم با محدودیت های جدی مواجه بوده و کمیت، کیفیت و آرایش نظامی مخالفین این کشور امکان تحرک نظامی مؤثر را به آن نخواهد داد.

 

بررسی بازیگران این سناریو نیز نشان می دهد که متحدین عربستان برای حمایت از این کشور در جنگ احتمالی از توان لازم برخوردار نیستند و از طرفی مشروعیت داخلی و بین المللی عربستان رو به زوال است. ضمن اینکه مخالفین این کشور در وضعیت نظامی،سیاسی و ژئوپلتیک برتری قرار دارند.

 

هرچند سناریوی فوق از منظر منطق انگیزشی عربستان از توجیه قابل توجهی برخوردار است، اما بررسی محیط و بازیگران سناریو نشان می دهد که عربستان در وضعیتی نیست که بتواند آغازگر یک جنگ جدید با بازیگرانی قدرتمند باشد.

 

محدودیت های متعدد این کشور و نیز توان بالای رقیب، احتمال وقوع جنگ را تقریباً صفر می نماید.

 

از این رو اقدامات اخیر رخ داده در عربستان (استعفای حریری، بازداشت شاهزاده ها و …) را نباید چیزی فراتر از یک پاکسازی داخلی برای تثبیت قدرت بن سلمان و نیز نمایشی برای انجام بهتر آن به شمار آورد که توسط کشورهای اقماری تحت سلطه در منطقه نیز تکمیل می شود!

 

یادداشتی از حمید رضا شاه نظری @shahnazari_ir

 

نقش یمن در قدرت راهبردی جهان اسلام

یمن
یمن

قدرت راهبردی جهان اسلام و نقش یمن

چرا به یمن حمله شد؟!

در سده‌های ابتدایی ظهور اسلام، ایران یکی از ۲ امپراتوری عصر، به دلیل ضعف در ساختارهای داخلی و فسادهای مذهبی، اقتصادی و سیاسی در سلسله‌نبردهایی مقهور سپاه مسلمانان شده و فرومی‌پاشد. پس از نابودی امپراتوری ایران، امپراتوری روم نیز در پی شکست‌هایی از مسلمانان بخش‌هایی از قلمرو خود را از دست می‌دهد و منطقه شامات که نقطه تلاقی همیشگی ۲ امپراتوری ایران و روم بوده، به تسخیر مسلمانان درمی‌آید.

 

در آن زمان منطقه شامات منطقه‌ای راهبردی بوده چراکه دروازه ورود به اروپا و آفریقا محسوب می‌شده است. تسخیر شامات موجب نفوذ بیش از پیش اسلام به قاره آفریقا می‌شود و حتی در برهه‌ای از زمان، مسلمانان از شمال آفریقا تا جنوب اروپا یعنی اسپانیا پیش رفته و سرزمین‌های اسلامی را گسترش می‌دهند. روند گسترش اسلام ادامه یافته و از شرق تا جنوب‌شرقی آسیا و شمال‌غربی چین نیز پیش می‌رود.

 

پس از فروپاشی حکومت عثمانی در ابتدای قرن بیستم، دیگر شاهد حکومتی بزرگ و وسیع در سرزمین‌های اسلامی نیستیم و از قرن بیستم به بعد کشورهای اسلامی با رویکردهای ملی، نژادی و زبانی و با خط‌کشی جغرافیایی کشورهای غربی در قالب کشورهایی کوچک‌تر شکل می‌گیرند.

 

در چندصد سال گذشته به دلیل رشد علمی و تکنیکی اروپا روند مهاجرت به غرب تشدید شده و عده زیادی از مسلمانان به دلایل گوناگون به قاره‌های اروپا، آمریکا و اقیانوسیه مهاجرت کرده و موجب تشکیل اقلیتی تاثیرگذار در اروپا و آمریکا شده‌اند. آنچه امروز آمارها نشان می‌دهد پراکندگی مسلمانان در ۲ قاره آسیا و آفریقا و جمعیت بیش از یک و نیم میلیاردی آنهاست، به تعبیری مسلمانان یک پنجم جمعیت کره زمین را تشکیل می‌دهند.

 

آنچه گفته شد تعریضی کوتاه به ۲ شاخصه گستردگی سرزمینی و جمعیت مسلمانان بود اما وسعت، اهمیت سرزمینی و جمعیت به تنهایی نمی‌توانند شاخصه قدرت محسوب شوند، آنچه ما در این نگاشته در پی آن هستیم، شرح توانایی راهبردی نهفته در دنیای اسلام و نقش یمن در این قدرت برتر است.

 

نخستین عامل قدرت کشورهای منطقه خاورمیانه قرار گرفتن بخش عمده‌ای از ذخایر انرژی جهان یعنی نفت و گاز در آن است، هرچند معادن و ثروت‌های زیرزمینی فراوانی نیز در این منطقه موجود است. کشورهای مسلمان به صورت بالقوه ثروتمند و دارا هستند و مهم‌تر اینکه «انرژی» که لازمه توسعه و پیشرفت تکنیکی در دنیای کنونی است در اختیار آنهاست.

 

دومین عامل مهم قدرت اینکه منطقه خاورمیانه در واقع چهارراه قاره‌ای دنیاست. هر نوع انتقال و حمل‌ونقل زمینی و خطوط انتقال انرژی مانند نفت و گاز باید از این منطقه عبور کند. در گذشته این نقش بسیار حساس‌تر نیز بوده چراکه حمل‌ونقل دریایی به دلیل ضعف فناوری در ساخت کشتی‌های بزرگ هنوز به وسعت و اهمیت امروز نبوده و لاجرم هر کشوری که این منطقه را در دست داشته دارای قدرت فراوانی بوده است. 

 

اما سومین عامل اهمیت منطقه خاورمیانه و کل دنیای اسلام اینکه امروز بیش از ۸۰ درصد تجارت جهانی از مسیرهای دریایی صورت می‌گیرد که بیش از ۸۵ درصد این آمار از ۳ تنگه استراتژیک هرمز، مالاکا و باب‌المندب عبور می‌کند. تنگه هرمز در حوزه سرزمینی آب‌های ایران و امارات عربی متحده قرار گرفته که به دلیل عمق کم آب‌های خلیج‌فارس در طرف اماراتی، مسیر ایران مناسب‌تر است.

 

تنگه باب‌المندب در حوزه آبی یمن و جیبوتی و تنگه مالاکا نیز در حوزه سرزمینی کشورهای مالزی و سنگاپور قرار دارد. در عین حال کانال سوئز که کانالی مهم برای اتصال مسیر دریایی آسیا- اقیانوسیه به اروپا، شمال آفریقا و آمریکاست در اختیار مصر است. به روشنی مشخص است تمام این مسیرها در مرز کشورهای اسلامی قرار گرفته‌اند.

 

بخش عمده‌ای از انرژی مورد نیاز جهان از طریق کشورهای غرب آسیا مانند ایران، عربستان، کویت، بحرین و قطر استحصال و از طریق تنگه هرمز صادر می‌شود؛ سپس با عبور از تنگه مالاکا به شرق آسیا یا با عبور از خلیج عدن، تنگه باب‌المندب، دریای‌سرخ و آبراهه سوئز به اروپا و آمریکا صادر می‌شود.

 

از سوی دیگر تمام محصولات تکنولوژیک، غذایی، دارویی و صنعتی کشورهای شرق و غرب عالم از جمله چین، ژاپن، کره‌جنوبی، تایوان، سنگاپور و حتی کشورهای اروپایی و آمریکا همگی باید از طریق مرزهای زمینی یا دریایی کشورهای خاورمیانه جابه‌جا شود که تنگه مالاکا و باب‌المندب سهم بیشتری را به خود اختصاص می‌دهند.

 

به تعبیر دیگر، کشورهای مسلمان علاوه بر دارا بودن ذخایر فراوان انرژی، مهم‌ترین شاهراه‌های زمینی و دریایی بین‌المللی را نیز در اختیار دارند، شاهراه‌هایی که می‌توانند تعیین‌کننده جریان انتقال انرژی و تجارت بین‌المللی و به معنای دیگر تعیین‌کننده قدرت بلامنازع جهانی باشند. با آنچه عنوان شد کشورهای اسلامی به طور کلی و کشورهای خاورمیانه به طور خاص در صورت اتحاد به راحتی می‌توانند کل جریان تجارت و انرژی جهان را اداره کنند.

 

غرب پس از پایان دوران استعمار کهن و اشغال مستقیم کشورها، امروز سیاست وابستگی و نفوذ در ارکان حکومتی کشورهای دیگر را در دستور کار قرار داده و دوران استعمار جدید را آغاز کرده است و در همین راستا در پی تبدیل کشورهای بزرگ خاورمیانه به کشورهای کوچک‌تر است تا در صورت لزوم بتواند به راحتی با ایجاد تفرقه میان آنها یا حمله نظامی، مقاومت در برابر هژمونی غرب را در هم شکند.

 

در واقع طرح خاورمیانه جدید آمریکا را می‌توان طرحی در جهت مبارزه با خودآگاهی و قدرت‌گیری مسلمانان دانست. غرب دریافته در صورت بیداری مردم منطقه و حذف عوامل تفرقه، کشورها به زندگی مسالمت‌آمیز باهم پرداخته، قدرت خود را توسعه داده و دیگر نمی‌توان این قدرت را خنثی کرد. عامل این بیداری و خودباوری و تسریع روند آن نیز انقلاب اسلامی ایران است.

 

عامل بسیاری از درگیری‌های منطقه، سرسپردگی برخی حکام منطقه و ناآگاهی مردم از توطئه بزرگ غرب است؛ در همین حال غرب و پیروان منطقه‌ای آن با طرح موضوعاتی چون «توهم توطئه» نظریه‌پردازان و آگاهان به امور را به انزوا کشانده یا مورد تعقیب قرار می‌دهند؛ این انزوا توسط مردم متاثر از تبلیغات رسانه‌های غربی نیز بیشتر تشدید می‌شود.

 

سیاست اجازه به عربستان سعودی برای تبلیغ وهابیت و سلفی‌گری در تمام جهان و منطقه و جلوگیری از تبلیغ تشیع را نیز می‌توان در همین راستا تفسیر کرد چراکه تشیع مذهبی متفکر، سازگار و در پی صلح و بیداری است اما وهابیت در خود تخم تفرقه، کینه و درگیری را دارد، تفکری که به راحتی می‌توان از آن طالبان، النصره و داعش را متولد کرد.

 

در منطقه، اسرائیل نماد قدرت و هژمونی غرب است و چنانچه این نماد بشکند تمام دنیای غرب با افول قدرت روبه‌رو خواهد شد؛ اسرائیل دقیقا عاملی برای دوپاره شدن جغرافیای کشورهای اسلامی در منطقه شامات است. صرف وجود اسرائیل موجبات عدم اتحاد و واگرایی مسلمانان است و تلاش غرب برای برتری مطلق اسرائیل در حوزه فناوری، اقتصاد و سیاست به همین دلیل است.

 

کشورهای مسلمان در حوزه اندیشه و تفکر دچار خلأ بزرگی هستند که اجازه نداده پایه‌های طرح‌ریزی نظام اقتصادی و سیاسی درونزا در آنها شکل بگیرد؛ استفاده از نرم‌افزار فکری غربی نیز در نهایت منتهی به هژمونی و قدرت همیشگی غرب شده است. فرقه‌گرایی، نژادپرستی و تکیه بر اختلافات مذهبی، کشورهای منطقه را در حالت اجتماعی ویژه‌ای قرار داده که روند پیشرفت و توسعه درونزا را متوقف کرده است.

 

در این میان مقاومت سیاسی، اقتصادی و نظامی و همچنین فکری و اجتماعی ایران، برافراشته کردن پرچم اتحاد و برادری میان شیعه و سنی و کمک به جریان‌های مقاومت شیعه و سنی منطقه، خطری بزرگ برای هژمونی غرب و اسرائیل شده است.

 

در این اثنا ایران طرحی برای انتقال انرژی از طریق لوله‌های زمینی به عراق، سوریه و ترکیه و سپس به اروپا مطرح می‌کند و همچنین مسیری نیز از طریق پاکستان و افغانستان برای انتقال انرژی به هند، چین و شرق آسیا گشوده می‌شود.

این طرح انتقال انرژی، بسیاری از کشورها را از انرژی ایران برخوردار کرده و علاوه بر آن کشورهایی را که خط لوله از آنها عبور می‌کند با بهره‌گیری از انرژی ارزان در مسیر پیشرفت قرار می‌دهد؛ همچنین کشورهایی را که انرژی از آنها ترانزیت می‌شود صاحب عایدات ارزی ترانزیت انرژی خواهد کرد.

این طرح برای غرب بویژه آمریکا قابل قبول نیست و قدرت بیش از پیش ایران را در پی خواهد داشت به همین علت غرب بویژه آمریکا برای نابودی این طرح، کل منطقه را درگیر جنگ کرده است.

 

هر چند ایران تفکری سلطه‌گر ندارد اما عدالت چیزی نیست که مورد قبول غرب باشد، بنیاد سرمایه‌داری و صهیونیسم جهانی بر ویژه‌خواری استوار است و دلیل کودتا، جنگ و تلاش برای استحاله حکومت ایران، همین است. ایجاد محور مقاومت هر روز منطقه را به سویی پیش می‌برد که مورد پذیرش غرب نیست.

آنچه روشن است اینکه اگر ایران بتواند روند بیداری در منطقه را تسریع و راهی برای همگرایی بیشتر کشورهای مسلمان بیابد به آرامی شاهد افول قدرت غرب، آرامش در منطقه و قدرت روزافزون مسلمانان خواهیم بود.

نقش یمن در این میان چیست؟

یمن کشوری در جنوب خاورمیانه است که بر تنگه باب‌المندب و دریای سرخ اشراف کامل دارد. این کشور دارای ۲۳ میلیون نفر جمعیت است که از این رقم حدود ۴۰ درصد یعنی ۹ میلیون نفر را شیعیان تشکیل می‌دهند، همچنین این کشور۵۲۷ هزار کیلومتر مربع وسعت داشته و به اقیانوس هند و خلیج عدن نیز دسترسی دارد.

 

عمده شیعیان یمن در مناطق کوهستانی شمال یمن برای سال‌ها در محاصره، سختی و فقر به سر برده و صاحب نفوذ کافی در ارکان تصمیم‌گیری نبوده‌اند. اما با شکل‌گیری انقلاب اسلامی ایران به سرعت تفکرات امام خمینی(ره) به این کشور وارد می‌شود و رهبران حوثی یمن روند رشد فکری شیعیان را آغاز می‌کنند.

 

در چند سال گذشته شیعیان یمن تلاش کرده‌اند با مشارکت بیشتر در قدرت، دست اجانب را از کشور خود کوتاه و به استقلال برسند. جریان بیداری مردم یمن به تأسی از انقلاب مردم ایران آغاز شده است، روندی که گمان نمی‌رود به این راحتی متوقف یا به انحراف کشیده شود.

 

غرب پی برده در صورت پیروزی جنبش مردمی یمن و نفوذ تفکر انقلاب اسلامی در ارکان حکومتی، یمن و ایران ارتباط قوی‌تری باهم برقرار کرده و این مساله به معنای قدرت بیشتر این دو در اداره ۲ تنگه مهم بین‌المللی است. به این شکل سیطره تفکر عدالت و استقلال از یک تنگه به ۲ تنگه افزایش یافته و توازن قدرت به نفع ایران و مسلمانان تغییر خواهد کرد و غرب شاهد تنگنای بیشتر خود و اسرائیل در منطقه خواهد بود.

 

سکوت سازمان ملل و غرب در حمله موسوم به «توفان اراده» به سرکردگی عربستان به کشور یمن و رضایت به بحران در عراق و سوریه را می‌توان بخشی از سیاست غرب برای اداره و کنترل دنیا و جریان‌های موثر قدرت دانست.

 

وجود کشورهای مستقل و قدرتمند در منطقه برای قدرت و هژمونی غرب تهدید محسوب می‌شود و لاجرم غرب به هر طرحی که چنین تهدیدی را به چالش بکشد روی خوش نشان خواهد داد. علت تاکید فراوان عربستان و غرب به حاکمیت دولتی باب نظر آنها در یمن همین امر است چراکه دولتی بیدار، با هویت مستقل و همراه ایران به‌راحتی می‌تواند منافع نامشروع آنها را با خطر روبه‌رو کند.

 

اکنون دلیل دشمنی محورهای عربی- غربی با ایران و یمن آشکار است، این ۲ کشور نباید به محوری یکپارچه به مانند ایران و حزب‌الله لبنان یا عراق کنونی تبدیل شوند چراکه خطری بزرگ کیان قدرت غرب را تهدید خواهد کرد.

یمن کشوری بسیار مهم است هر چند دارای فقر نسبی در دیگر شاخصه‌های قدرت مانند منابع زیرزمینی و روزمینی، جمعیت و کشاورزی است اما اهمیت جغرافیایی و دریایی آن بسیار حائز توجه است.

در نظر غرب یمن به هیچ‌وجه نباید از حیطه اختیار و قدرت عربستان که دست منطقه‌ای آمریکاست خارج شود. توان و تلاش آنها محصور کردن انصارالله و جنبش مردمی یمن در کوه‌های شمال یمن است تا از نفوذ آنها به دریای سرخ و تنگه باب‌المندب جلوگیری کنند.

 

نویسنده : احسان  کرمی (روزنامه وطن امروز ۲۸ تیر۹۵

یک ماه کسر حقوق در عربستان بخاطر اذان شیعه!

photo_2015-11-06_15-38-31

به گزارش مصاف، اداره کل امور بهداشتی منطقه الشرقیه عربستان حقوق کامل یک ماه یکی از کارمندان شیعه بیمارستان زنان و زایمان شهر الدمام را به خاطر پخش صدای اذان شیعه از تلفن همراهش کسر کرد.

 

به گفته فعالان، داستان از این قرار بود که تقریباً یک ماه قبل، صدای اذان از تلفن همراه “ابرار العساف” در سر کار پخش شد و همین امر باعث شد تا یکی از همکارانش عصبانی شده و از او شکایت کند زیرا “اذان شیعه” از تلفن همراهش پخش شده بود. با شکایت این فرد، دستور کسر حقوق یک ماهه این کارمند داده شد.

 

درپی درز جزئیات خبر همراه با تصویر دستور کسر حقوق در یکم نوامبر جاری، این خبر در شبکه‌های اجتماعی در اینترنت بازنشر یافت و کاربران این رفتار را محکوم کردند.

 

یکی از فعالان گفت: منبع درز تصویر دستور کسر حقوق، یکی از کارمندان بخش امور بهداشتی است زیرا خود قربانی، به خاطر ترس از دست دادن شغل خود، این دستور را با اکراه پذیرفته بود.

 

منبع: العالم

استفاده عربستان از بمب های خوشه ای در تجاوز به یمن

بمب خوشه ای

به گزارش بنیانا به نقل از مصاف، سازمان عفو بین‌المللی اعلام کرد که نیروهای ائتلاف عربی به سرکردگی عربستان سعودی، در بمباران «صعده» در هفته‌ای که گذشت از بمب‌های خوشه‌ای استفاده کرده‌اند.

 

بر اساس این گزارش، عربستان سعودی بار دیگر در بمباران یمن از بمب‌های خوشه‌ای استفاده کرده است.

 

شبکه تلویزیونی المسیرة یمن نیز جمعه (دیروز) اعلام کرده بود که متجاوزان سعودی- آمریکایی به حملات موشکی علیه مردم استان صعده در یمن اکتفا نکرده‌اند بلکه جنگنده‌های متجاوز، مقادیر زیادی بمب خوشه ای بر سر مردم این کشور در منازل و کشتزارهای آنها در منطقه «سحار» ریختند.

 

بر اساس این گزارش، ده‌ها کیلومتر مربع از مناطق مسکونی و کشتزارهای مردم در صعده به میدان مین بزرگی تبدیل شده است.اعضای واحد مهندسی می کوشند با خنثی کردن و جمع آوری این بمب‌ها از مناطق مسکونی و زمینهای کشاورزی زندگی عادی را به مردم این مناطق بازگردانند اما تعداد زیاد این بمبها که در همه جا پراکنده شده‌اند دستیابی به این هدف را تقریبا غیرممکن کرده است.

 

تحلیل‌گران بر این باورند که ممکن است پاکسازی این مناطق از بمب‌های خوشه‌ای سالها به طول انجامد به ویژه که مناطق مختلف صعده هنوز از بقایای جنگ های گذشته پاکسازی نشده است.

 

در اواخر مهر گذشته نیز جنگنده‌های سعودی با بمب‌های خوشه‌ای روستای «مران» در استان صعده را هدف قرار دادند. واحد تبلیغات جنگ یمن فیلمی را نیز از شلیک صدها بمب خوشه‌ای در این روستا منتشر کرد. در این بمبارانها مکان های مسکونی منطقه هدف قرار گرفتند و ده‌ها شهروند یمنی مجروح و منازل آن ها متحمل خسارتهای سنگین شد.

استفاده از بمب های خوشه ای بر اساس قوانین بین المللی ممنوع است.

 

منبع: فارس