خانه » مقاله » قاری نیمه شب قرآن و جهنم!!

قاری نیمه شب قرآن و جهنم!!

امام علی (علیه السلام) شنید، مردی از خوارج «حَروُریّه» (منسوب به حروراء نزدیک نهروان) نماز شب خوانده و قرآن تلاوت می‌کند، فرمود: «نومٌ علی یقینٍ خیرٌ من صلاه فی شکِّ؛ خواب همراه یقین و ایمان، بهتر از نماز با شک است».

 

در اینجا چرا امام معصوم (علیه السلام) خواب این فرد را بهتر از نماز او دانسته‌اند؟ مگر در نمازش چه اشکالی وجود دارد؟ مگر شک و ظنش به چه بر می‌گردد که موجب شده امام راجع به او چنین فرمایند؟ برای روشن شدن مطلب بهتر است به داستانی پیرامون این موضوع اشاره کنیم:

photo_2016-03-30_12-55-07

قاری جهنمی

یک چهارم از شب گذشته بود که امیر مومنان علی (علیه السلام) از مسجد کوفه بیرون آمد و به سوی منزل رهسپار گردید. کمیل بن زیاد که از اصحاب خاص و مخلص آن حضرت بود، همراه آن حضرت حرکت می‌کرد، در راه به در خانه مردی رسیدند، صدای قرآن از خانه وی شنیدند.

او نیمه شب برخاسته بود و قرآن می‌خواند، علی (علیه السلام) و کمیل شنیدند او این آیه را با صدای دلنشین و پرسوز می‌خواند: «امّن هو قانت آناء اللّیل ساجداً و قائماً یحذر الاخره و یرجو رحمه ربّه…؛ آیا کسی که در دل شب به اطاعت خدا و سجده و قیام به سر برد و از آخرت ترسان و به رحمت خدا امیدوار است، با کسی که با گناه و کفر زندگی می‌کند یکسان می‌باشد؟!» (۱)

 

کمیل در دل خود آهی کشید. صدای دلنشین قرآن، آن هم در دل شب و از لبان یک انسان شب زنده دار، او را به نشاط آورد، ولی چیزی نگفت. امام به کمیل توجه کرد و فرمود: «صدای دلنشین این شخص تو را نفریبد، این قاری قرآن، ازاهل جهنم است که به زودی راز این مطلب را به تو خبر خواهم داد».

 

کمیل در حیرت و تعجب فرو رفت، از این رو که امام (علیه السلام) از فکر و نیّت او آگاه گشته و گواهی می‌دهد که آن قاری قرآن از اهل دوزخ است!!

 

مدتی از این جریان گذشت، تا این که ماجرای خوارج نهروان پیش آمد و آن‌ها بر ضد علی (علیه السلام) اعلام جنگ کردند و در سرزمین نهروان، جنگ خونینی بین سپاه علی (علیه السلام) با سپاه خوارج درگرفت و همه خوارج ـ جز ۹ نفر فراری ـ کشته شدند.

 

کمیل در جبهه همراه علی (علیه السلام) بود، علی (علیه السلام) در حالی که از شمشیرش خون می‌چکید، به کمیل رو کرد و فرمود: با من بیا سپس هر دو نفر به اتفاق هم کنار کشته‌ها و سرهای بریده که به زمین افتاده بود رفتند، علی (علیه السلام) سرشمشیرش را بر سر کشته‌ها می‌نهاد، تا این که نوک شمشیر را بر سر همان قاری قرآن نهاد و فرمود: ای کمیل امّن هو قانت آناء اللّیل… این سر همان شخصی است که نیمه شب این آیه قرآن را می‌خواند و تو را مجذوب ساخته بود. کمیل امام را بوسید و از آرزوی جاهلانه خود استغفار کرد. (۲)

 

اینک به نهج البلاغه بنگریم:

امام علی (علیه السلام) شنید، مردی از خوارج «حَروُریّه» (منسوب به حروراء نزدیک نهروان) نماز شب خوانده و قرآن تلاوت می‌کند، فرمود: «نومٌ علی یقینٍ خیرٌ من صلاه فی شکِّ؛ خواب همراه یقین و ایمان، بهتر از نماز با شک است». (۳) احتمال دارد که این گفته مربوط به همان قاری باشد که در جنگ نهروان به هلاکت رسید.

 

مقصود امام علی (علیه السلام) از شک، آن شک و تردیدی است که خوارج در امامت امام وقت داشتند که خود اساس تعلیم عبادات و کیفیّت انجام آن‌ها است، که آگاهی بدان رکنی از ارکان دین می‌باشد و شک و تردید در آن باعث عدم استفاده از آن و شک در بسیاری از نیازمندی‌ها از قبیل علم توحید و اسرار عبادات و کیفیّت سلوک و اطاعت پروردگار است. (۴)

 

در اینجا گویا مقصود امام اینست که اگر این مرد به امامت من یقین داشت و در خواب بسر می‌برد بهتر از این بود که با شک در امامت من به نماز و قرآن بپردازد.

 

واقعیت زندگی امت گواه نیاز مبرم آن به کسی است که امور آن را بگرداند و مسائل مختلفی را که هوس‌ها و شهوات آن را ازدین دور کرده‌اند اصلاح کند و از هـمـیـن رو به کسی نیازمند است که در پرتو کتاب و سنت امور آن را سامان دهد و با شخصیت بـزرگـوار و رفـتـار بـدون نـقص خود الگویی برای ایشان ترسیم کند و این که در نفس پاک خود آمـادگی پرداختن به این وظایف را داشته باشد و چنین کسی جز از سوی خدا و تعیین او شناخته نمی‌شود تـا در میان امت، آشفتگی ایجاد نشود.

 

راههای رسیدن به یقین

یقین، علم ثابت و جزمی است که شک پذیر نباشد و مایه آرامش و قرار نفس آدمی گردد. برای رسیدن به یقین رعایت دو نکته بسیار کارساز است: ۱. عمل، ۲. تداوم عمل. لذا بزرگان گفته‌اند اگر عمل شایسته را هر چند اندک ولی پیوسته انجام دهید به نتایج بسیار مطلوب می‌رسید و امامان معصوم (علیهم السلام) به ما وعده داده‌اند که به آنچه می دانی عمل کن، از آنچه نمی‌دانی تو را کفایت می‌کنند «اعمل بما تعلم یکفیک مالم تعلم».

 

و درباره مهم‌ترین اعمال در زیارت امام حسین (علیه السلام) می‌خوانیم: «اشهد آنک قد اقمت الصلوه و اتیت الزکاه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر حتی اتیک الیقین» که با دقت در این فراز به روشنی به دست می‌آید که با نماز به عنوان ارتباط با خدا و پرداخت زکات به عنوان حل مشکل اقتصادی و انجام امر به معروف به عنوان حل مشکلات فرهنگی است که مسیر صراط مستقیم فردی و اجتماعی شکل می‌گیرد و همه این موارد در راستای پیروی از امام و ولی ای است که جزئیات انجام این اعمال را به ما آموزش دهند تا یقین حاصل شود.

 

کلام آخر:

امامت یکی از اصول دین است. درشناخت دستورات خدا بعد از شناخت و ایمان به خدا شناخت فرستادگان الهی لازم است زیرا بدون آن‌ها فهم دین مشکل است. بنابراین همانگونه که مسلمان باید به خداوند، عدل و معاد او ایمان و یقین داشته باشد باید به امامت امامان معصوم نیز یقین داشته باشد.

اول به صـفای دل ولـی را بشـناس

انگـاه مـــحمد و علی را بشــناس

کــن دیــده ز انــوار ولایــت روشــن

زیـن جـلوه خداوند جلی را بشـناس

 

 

پی نوشت ها:

۱ ـ سوره زمره/ ۹.

۲ ـ سفینه البحار، ج ۲، ص ۴۹۲ ـ ۴۹۳.

۳ ـ نهج البلاغه، حکمت ۹۷.

۴ ـ ترجمه شرح نهج البلاغه ابن میثم، ص ۴۹۱.

؛

گردآورنده : زهرا انصاری نسب

 

این نوشته را برای دوستان خود به اشتراک بگذارید
دانلود برنامه اندروید مجله بنیانا

درباره زهرا .

زهرا .
نویسنده جدید و پرکار سایت بنیانا هستم . . . | چه صبحی باشد آن صبحی که تو در قنوتت دعای " اللهم عجل لولیک الفرج " می خوانی و فرشته یک به یک آمین می گویند.... |اللهم أصلح کل فاسد من امور المسلمین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *