بررسی ماهیت سند ۲۰۳۰ و تصویت و اجرای آن به صورت پنهانی

بررسی ماهیت سند 2030 و تصویت و اجرای آن به صورت پنهانی
بررسی ماهیت سند 2030 و تصویت و اجرای آن به صورت پنهانی
بررسی ماهیت سند ۲۰۳۰ و تصویت و اجرای آن به صورت پنهانی

 

گزارشی از روند تصویب و ماهیت سند ۲۰۳۰ 

سند ۲۰۳۰ کجا را نشانه گرفته است؟

 

این سند ۲۰۳۰ سازمان ملل و یونسکو و این حرفها، اینها چیزهایی نیست که جمهوری اسلامی بتواند شانه‌اش را زیر بار اینها بدهد و تسلیم اینها بشود. به چه مناسبت یک مجموعهٔ به‌اصطلاح بین‌المللی‌ای -که قطعاً تحت نفوذ قدرت‌های بزرگ دنیا است- این حق را داشته باشد که برای کشورهای مختلف، برای ملّت‌های گوناگون، با تمدّن‌های مختلف، با سوابق تاریخی و فرهنگی گوناگون، تکلیف معیّن کند که شما باید این‌جوری عمل کنید؟ اصل کار، غلط است. (۱۳۹۶/۰۲/۱۷)

 

همان انگیزه‌هایی که به کشورهای اسلامی فشار می‌آورند تا موضوعات جهاد و شهادت را از کتاب‌های درسی حذف کنند در داخل نیز استمرار پیدا می‌کنند و خود را به‌صورت خرده‌سیاست‌های فرهنگی نشان می‌دهند.(۱۳۹۶/۰۳/۰۳)

 

صوت : از شورای عالی انقلاب فرهنگی گله‌مندم 

دانلود(یک مگابایت)

 

هفده اردیبهشت سال گذشته، رهبر انقلاب در دیدار با معلمان با اشاره به اینکه ما برای تربیت نسل آینده با حریفی به نام «نظام سلطهٔ بین‌المللی» مواجه هستیم فرمودند: «ممکن است برخی تعجب کنند که چه ارتباطی میان آموزش‌وپرورش و «نظام سلطهٔ بین‌المللی» وجود دارد، درحالی‌که واقعیت این است که نظام سلطه برای نسل جوانِ ملت‌ها به‌ویژه ملتِ ایران برنامه دارد.»

 

ایشان به این موضوع هم تأکید کردند: «نظام سلطه می‌خواهد نسل آیندهٔ کشورها، نسلی باشند که فکر، فرهنگ، نگاه و سلیقهٔ مورد نظر او را در مسائل جهانی داشته باشند و در نهایت نخبگان، سیاستمداران و افراد تأثیرگذار همان‌گونه فکر و عمل کنند که او تمایل دارد.» به‌همین دلیل، رهبر انقلاب موضوع آموزش و پرورش را طبق تصریح قانون اساسی، موضوعی «حاکمیتی» بیان فرمودند.

 

ماهیت سند ۲۰۳۰ یک پروژه‌ای جهانی

سند موسوم به ۲۰۳۰ سازمان یونسکو را می‌توان یکی از موارد طراحی نظام سلطهٔ بین‌المللی دانست. البته این سند تنها یکی از ۱۷ هدف پروژهٔ میلینیوم جهانی است. میلینیوم یا اعلامیهٔ هزارهٔ سازمان ملل متحد با هدف توسعهٔ پایدار، از مهم‌ترین طرح‌هایی است که توسط سازمان ملل به منظور جهانی‌سازی ملت‌ها و یکسان‌سازی فرهنگ‌ها سال‌ها در دستور کار نهادهای مرتبط با این سازمان قرار گرفته بود و سرانجام شکست خورد.

 

پس از شکست این پروژه، در سال ۲۰۱۵ برنامهٔ جدیدی از سوی سازمان ملل مطرح شد و در مجمع عمومی سازمان ملل با حضور روسای جمهور کشورهای عضو از جمله جمهوری اسلامی ایران به تصویب رسید. نکتهٔ حائز اهمیت این است که این برنامه به صورت without voting، یعنی بدون رای و نظر مخالف به تصویب رسیده است، در حالیکه اگر مخالفتی از سوی هیئت ایرانی حاضر صورت گرفته بود، این برنامه با «اجماع عمومی» تصویب نمی‌شد.

 

امری که انتظار می‌رفت با توجه به مغایرت‌ها و تضادهای واضح و مشخص این برنامه با فرهنگ و اسناد بالادستی کشورمان، با مخالفت هیئت جمهوری اسلامی به عنوان داعیه‌دار حکومت اسلامی قرار بگیرد.

 

پس از اجلاس عمومی سازمان ملل، اجلاس با حضور وزرای ۱۳۰ کشور از جمله ایران در اینچئون کرهٔ جنوبی برگزار می‌شود. سندی که از سال ۲۰۱۴ به عنوان برنامهٔ آموزشی در مسقط طراحی شده بود، در این اجلاس به تصویب و امضا می‌رسد. هرچند که تا به امروز هیچ خبر رسمی‌ای مبنی بر امضای وزیر وقت آموزش و پرورش بر این سند منتشر نشده است.

 

این تعهد در حالی صورت می‌گیرد که دو نهاد نظارتی مهم در این موضوع یعنی شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی و نهادهای فراقوه‌ای نظیر مجمع تشخیص مصلحت و شورای عالی امنیت ملی از پذیرفتن این سند بی‌اطلاع بوده‌اند.

 

 تصویب و اجرای پنهانی سند ۲۰۳۰

در جلسهٔ مورخ ۱۳۹۵/۰۶/۲۵ هیئت دولت، اجرای سند ۲۰۳۰ با تشکیل کارگروهی، الزامی می‌شود. این کارگروه موظف می‌شود که برنامه‌های اجرایی این سند را به سایر دستگاه‌های مربوطه ابلاغ کند و بر اجرای آن نظارت داشته باشد. نخستین واکنش رسمی به این مصوبهٔ هیئت دولت، چهار ماه پس از اجرایی شدن آن صورت می‌گیرد، زمانی که ستاد نقشهٔ جامع علمی کشور در جلسهٔ هشتاد و هشتم خود، با گلایه از عدم اطلاع رسانی دولت به شورای عالی انقلاب فرهنگی، نگرانی خود را از تصویب و اجرای این سند اعلام می‌کند.

 

با ادامه یافتن اجرای این سند و عدم پاسخگویی مسئولان مربوطه، این نگرانی به صحن عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسهٔ ۱۳۹۵/۱۱/۱۹ سرایت کرد و در حضور رئیس جمهور و وزرای مربوطه، نگرانی از تصویب و اجرای سند ۲۰۳۰ با صحبت چند تن از اعضای شورا به ریاست جمهوری منتقل شد. در حالیکه انتظار عمومی اعضای شورا بر این بود که با انتقال این دغدغه، روند رای‌گیری و در دستورکار قرار گرفتن توقف و اصلاح سند ۲۰۳۰ آغاز می‌شود اما رئیس‌جمهور این مسئله را به جلسهٔ بعدی موکول می‌کند. جلسه‌ای که تا به امروز تشکیل نشده است.

 

پس از این اتفاق، موضوع سند ۲۰۳۰، با حضور مدیر کل کمیسیون ملی یونسکو در دستور کار ستاد نقشهٔ جامع علمی کشور قرار می‌گیرد. محورهای این جلسه بدین شرح است:

– عدم مشارکت و اطلاع رسانی به شورای عالی انقلاب فرهنگی مورد انتقاد است.

– اسناد آموزشی بالادستی نظام، اسنادی مترقی هستند که کشور را بی‌نیاز از اسناد ابلاغی از سایر جوامع بیگانه می‌کند.

– روند ابلاغ و ترجمهٔ این سند متوقف شود، تا از تداخل و تعارض در نظام آموزشی کشور جلوگیری شود.

– در بسیاری از جملات بیانیهٔ اینچئون عباراتی وجود دارد که نشانگر الزام‌آور بودن بندهایی از این بیانیه می‌شود.

– سکولار بودن و ترویج بی‌دینی، آموزش معلمان به شیوهٔ غربی، اختلاط جنسی، حذف آیات جهاد و ممنوعیت ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و… از جمله موارد اختلافی و متضادی است که این سند با فرهنگ اسلامی ایرانی دارد.

– پذیرش نقش راهبری، نظارت و گزارش‌دهی به یونسکو محکوم می‌شود.

 

در حقیقت با پذیرش این سند علاوه‌بر تغییراتی که در نظام آموزشی کشور پدید می‌آید، این تعهد بوجود می‌آید که مهم‌ترین آمارها و اطلاعات که مربوط به نسل جوان و نوجوان کشور است به صورت گزارش‌های مداوم به نهادهای بیگانه اعلام شود. در پایان این جلسه که با حضور مدیر کل کمیسیون ملی یونسکو برگزار شد، مقرر شد تا اجرای این سند سریعا متوقف شود.

 

سخنان امام خامنه ای درباره 2030
سخنان امام خامنه ای درباره ۲۰۳۰

 

علی رغم این مصوبه بازهم دولت اجرای این سند را متوقف نمی‌کند و ماه‌های آینده هم اجرای آن ادامه می‌یابد تا زمانی که رهبر انقلاب در دیدار با معلمان به اجبار، شخصا به روند اجرای سند ورود می‌کنند و می‌فرمایند: «این سند ۲۰۳۰ سازمان ملل و یونسکو و این حرفها، اینها چیزهایی نیست که جمهوری اسلامی بتواند شانه‌اش را زیر بار اینها بدهد و تسلیم اینها بشود. به چه مناسبت یک مجموعهٔ به‌اصطلاح بین‌المللی‌ای -که قطعاً تحت نفوذ قدرت‌های بزرگ دنیا است- این حق را داشته باشد که برای کشورهای مختلف، برای ملّت‌های گوناگون، با تمدّن‌های مختلف، با سوابق تاریخی و فرهنگی گوناگون، تکلیف معیّن کند که شما باید این‌جوری عمل کنید؟ اصل کار، غلط است. اگرچنانچه با اصل کار شما نمی‌توانید مخالفت بکنید، حدّاقلّش این است که بِایستید بگویید جمهوری اسلامی خودش ممشیٰ دارد، خطّ‌وربط دارد، ما سندهای بالادستی داریم، ما می‌دانیم باید در زمینه‌های آموزش، پرورش، اخلاق، سبک زندگی چه‌کار کنیم؛ احتیاج به این سند وجود ندارد. اینکه ما برویم سند را امضا کنیم و بعد هم بیاییم شروع کنیم بی‌سروصدا اجرائی کردن، نخیر، این اصلاً مطلقاً مجاز نیست.»

 

با این بیانات بود که بلافاصله و به اجبار روند اجرای سند ۲۰۳۰ متوقف شد. از سوی دیگر سند ۲۰۳۰ تعارضات فراوانی با اسناد بالادستی نظام شامل، سند چشم انداز بیست ساله، نقشهٔ جامع علمی کشور، سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش و حتی اصول ۷۷و ۱۵۳ قانون اساسی دارد. 

 

* اختلاف در چیست؟

اما در روزهای اخیر، رسانه‌های معاند با انقلاب مبنای مخالفت با سند ۲۰۳۰ را برابری و یکسان‌سازی آموزشی و جلوگیری از رشد کیفی آموزش در سطح کشور بیان کرده‌اند، در حالی‌که ماجرا این نیست، کمااینکه در سند سیاست‌های کلی ایجاد تحول در آموزش و پرورش که رهبر انقلاب در سال ۱۳۹۲ ابلاغ کردند نیز ارتقاء جایگاه آموزش و پرورش به مثابه مهم‌ترین نهاد تربیت نیروی انسانی و مولّد سرمایهٔ اجتماعی در دستور کار قرار گرفته است.

 

به این دلیل که این برنامه بدون در نظر گرفتن مسائل و اقتضائات بومی، فرهنگی و همچنین آرمان‌های ایران اسلامی طراحی شده است. به همین دلیل  اجرا و تعهد به این سند، موجبات تغییر و تعارض فرهنگی و هویتی را در نسل‌های آینده سبب می‌سازد.

 

 آموزش بهانه است

سند ۲۰۳۰ را می‌توان مدخل ورودی برنامهٔ جامع سازمان ملل برای تسلط بر کشورها به بهانهٔ موهوم توسعهٔ پایدار دانست. این برنامه که در ادامهٔ پروژهٔ میلینیوم جهانی است، در چهارمین و مهم‌ترین هدف از اهداف ۱۷ گانهٔ این پروژه، قرار گرفته است. در حقیقت آغاز و نقطهٔ شروع این پروژه با تغییر نظام آموزشی کشورها صورت می‌گیرد، حال آنکه برای رسیدن به جامعهٔ جهانی یکپارچه و مقبول قدرت‌های جهانی، تنها لازم است تا نسل آینده با هویت ملی و مذهبی خود بیگانه شود.

 

در این میان نباید غافل شد که نهادها و سازمان‌های جهانی همواره در راستای هم‌افزایی اطلاعاتی و بازوهای اجرایی ایالات متحده امریکا و هم‌پیمانش در سطح بین‌الملل فعالیت می‌کنند. در حقیقت این برنامهٔ جهانی اهدافی مهم‌تر از صرف تغییر نظام آموزشی را در کشور را دنبال می‌کند و آن تغییر همه‌جانبه در اقتصاد، سیاست، قوانین مدنی و سبک زندگی است، به‌گونه‌ای که در نظام مرکز- پیرامونی جامعهٔ جهانی، ایران به کشوری پیرامونی و تابع جامعهٔ جهانی تبدیل شود.

 

کشوری که با قبول سرکردگی و هژمون یک دولت و فرهنگ خاص، خود را عرضه‌کنندهٔ مواد خام و تأمین‌کنندهٔ نیروی انسانی برای مناسبات جهانی بداند و حق تصمیم‌گیری در عرصهٔ داخلی و بین‌المللی را از خود سلب نماید. بیخود نیست که در این سند، از عبارت «شهروند جهانی» برای تعریف مردمان یک سرزمین استفاده شده است. موضوعی که به مرور، روح استقلال یک ملت را نیز نشانه گرفته و به خطر خواهد انداخت.

منبع : سایت khamenei.ir

 

 

 

غلامرضا قاسمیان : مؤمن باید به محرومان رسیدگی کند

 

غلامرضا قاسمیان
غلامرضا قاسمیان

در یک‌سال اخیر، رهبر انقلاب سه جلسهٔ چندین ساعته با مسئولین عالی‌رتبهٔ نظام پیرامون موضوع «آسیب‌های اجتماعی» برگزار کردند. تأکید بر لزوم توجه به معضلات اجتماعی و اهتمام برای حل آن‌ها از اصلی‌ترین توصیه‌های رهبر انقلاب به مسئولان کشور بوده است.

 

بر همین اساس ایشان در یکی از این جلسات، مردم را عائلهٔ مسئولان دانستند و پیرامون نحوهٔ برخورد با آسیب‌های اجتماعی فرمودند: «ما باید به این قضیه در سطح جامعه حساس باشیم و به فکر علاج باشیم… ما در واقع اهتمام‌مان به وضعیت مردم مثل اهتمام‌مان به داخل خانوادهٔ خودمان باشد.» به‌منظور آگاهی از چگونگی وضعیت مشکلات اجتماعی و نحوهٔ صحیح پاسخگویی به آن، با حجت‌الاسلام غلامرضا قاسمیان، مدیر حوزه علمیهٔ مشکات و مسئول قرارگاه جهادی امام رضا علیه‌السلام به گفت‌وگو نشستیم:

 

* هدف از خدمات اجتماعی چیست؟ سابقهٔ این حرکت در فرهنگ و تاریخ ما به چه نحوی است؟

هدف از خدمات اجتماعی این است که مردم وارد عرصه شوند و مشکلات مردم توسط خود مردم حل شود. برای مثال، در تاریخ ما، یک حرکت کاملاً مردمی وجود دارد که در طول سالیان متمادی همچنان مردمی مانده است و آن‌هم مراسم مذهبی محرم و جریان امام حسین علیه‌السلام است.

 

جریان محرم و صفر جریانی است که خود مردم آن را پیگیری، آماده‌سازی و اجرا می‌کنند. این حرکت آن اندازه گسترده و عظیم است که نهادهای حاکمیتی توان برگزاری یک روز آن را بدون مردم ندارند. حالا تصور کنید چیزی شبیه مراسم محرم برای نهضت خدمات‌رسانی اتفاق بیفتد؛ یعنی مردم بخواهند ورود جدی برای حل مشکلات اجتماعی داشته باشند. آن زمان همهٔ مشکلات اجتماعی حل‌شدنی خواهد بود، چون این حرکت یک جریان دو سر سود است؛ هم برای نیازمند و هم برای خدمت‌دهنده. هدف جریان خدمات اجتماعی، همین مشارکت مردمی در حل معضلات اجتماعی است.

 

متأسفانه پس از انقلاب تغییر شرایط به‌گونه‌ای بود که انگار همه‌چیز تمام است و تنها انقلاب و نهادهای حاکمیتی مسئول رسیدگی به همهٔ امور هستند. این شرایط تا جایی ادامه پیدا کرد که امروز شما وقتی یک فرد یتیم می‌بینید، احساس می‌کنید تا وقتی بهزیستی وجود دارد، من کاری نباید بکنم یا وقتی فقیری می‌بینید احساس می‌کنید وظیفهٔ اصلی با کمیتهٔ امداد است، نه شما. همچنین همهٔ واحدهای مردمی ابتدای انقلاب تبدیل به ارگان‌های رسمی شد. به‌همین دلیل آن احساس مشارکت ابتدای انقلاب در مردم کم‌رنگ شد و کاهش یافت.

 

احساس مشارکت مردمی هنگامی که وجود داشته باشد، علاوه بر اینکه مشکلات به بهترین شکل ممکن توسط خود مردم حل می‌شود، آثار فرهنگی بسیار مثبتی برای مردم دارد. به‌طور مثال، در اردوهای جهادی، غیر از خدماتی که جهادگر به محرومین می‌رساند، شخصیت فرد جهادگر رشد می‌کند و به کمال نزدیک می‌شود.

 

بنده زوجی را می‌شناسم که ابتدا تصور می‌کردند محرومیت اجتماعی به اندازه‌ای نیست که ما می‌گوییم. همین زوج یک بار برای پخش اقلام غذایی بین نیازمندان با گروه ما همراه شدند و پس از اینکه واقعیت زندگی محرومین را دیدند، دیگر زندگی و دغدغه‌هایشان تغییر کرد. مشارکت در حل مشکلات اجتماعی، خودش یک حرکت فرهنگی و خودسازی است.

غلامرضا قاسمیان
غلامرضا قاسمیان

* به چه علت جامعهٔ ما در امر خدمات اجتماعی ضعیف بوده است؟ راه‌حل پیشرفت در این حوزه چیست؟

در دین ما سفارش شده است که صدقه را خودتان به دست مستحق بدهید. در این سال‌ها، یکی از اشتباهاتی که در کشور و توسط نهادهای خیریه‌ای صورت گرفته، این است که بین فرد خیر و مستحق فاصله افتاده است. همهٔ مردم کمک‌های خود را به مجموعه‌ای می‌دهند و آن‌ها بدون اینکه به خیر اطلاعات کافی بدهند که این مبالغ به چه کیفیت و اندازه‌ای به دست کدام محروم رسیده است، کارها را انجام می‌دهند.

 

به‌عنوان مثال، اگر از شما بخواهند که به کودکان نیازمند آفریقا کمک مالی کنید، شاید انگیزهٔ شما خیلی کم باشد. اما اگر به شما عکس کودکی را نشان دهند و بگویند این کودک مسلمان است و نیاز به یک جفت کفش دارد، شما انگیزهٔ خیلی زیادتری برای پرداخت پول کفش مورد نیاز خواهید داشت و فقط باید مطمئن بشوید که آن کالا به دست آن کودک می‌رسد. بنابراین مردم به موارد جزئی کمک می‌کنند، نه موارد کلی. این قاعدهٔ سرمایه‌گذاری (Crowd funding) است.

 

برای اجرایی کردن این روش، نیاز است تا محله‌ها با تعریف اصیل خود دوباره احیا شوند؛ یعنی همان چیزی که دین از آن با عنوان نظام همسایگی یاد کرده است، باید احیا شود و همسایه از حال همسایه باخبر باشد. اتفاقاً بنده اخیراً صحبتی از حضرت آقا شنیدم که مربوط به سال‌های قبل بود. ایشان به‌شدت روی همین بحث همسایگی تأکید می‌کنند.

 

برای برپایی فرایند اخوت اسلامی، در ابتدا نیاز است تا روابط همسایگی احیا شود. این موضوع نیاز به یک شبکهٔ اجتماعی حقیقی دارد و طبیعتاً مساجد تعبیه شده‌اند برای همین کار. ما برای تحقق این موضوع، حدود ۷۱ هزار خانوادهٔ نیازمند را شناسایی و ثبت اطلاعات کرده‌ایم و برای آن‌ها حامی جذب کرده‌ایم. حدود ۳۵۰ دفتر را که در هر محله با مساجد اصلی محل ارتباط دارند نیز فعال کرده‌ایم. البته شاید طراحی و به سرانجام رسیدن این طرح‌ها طولانی باشد و یا برای همه امکان‌پذیر نباشد، اما به‌هرحال ما باید این حس همذات‌پنداری و تلاش برای رفع مشکلات و محرومیت‌ها را در خودمان زنده نگه داریم.

 

باید خدمت رساندن به مردم مخصوصا طبقات اجتماعی محروم همه‌گیر شود و مساجد و پایگاه‌های بسیج نیز به‌وسیلهٔ خود مردم این حرکت را آغاز کنند. همچنین باید دانشجویان هر دانشگاهی بیایند محرومین مجاور دانشگاه را شناسایی کنند و به فراخور تخصص دانشجویان، آن‌ها را حمایت درمانی، مالی و روحی و روانی کنند.

غلامرضا قاسمیان
غلامرضا قاسمیان

* جناح مؤمن فرهنگی و جریان حزب‌الله تا چه‌اندازه در این جریان خدمات اجتماعی ورود پیدا کرده است؟ چه توصیه‌ای برای پررنگ‌تر شدن حضور این قشر دارید؟

آسیب‌های اجتماعی شکل‌های متنوع و گسترده‌ای دارد که جنس و نحوهٔ مشارکت مردم در هرکدام از آن‌ها باید متفاوت باشد. ورود مردم به مقولهٔ فقر، آسان‌تر از ورود به مشکل اعتیاد است. همان‌طور که بین معضل فحشا و درمان بیماری، تفاوت بسیار است.

در حوزهٔ پهناور آسیب‌ها، مردم باید به شاخه‌هایی وارد شوند که برایشان قابل هضم و درک است و می‌توانند مشارکت معنی‌داری در آن انجام دهند. مثلاً در پدیدهٔ فحشا یا اعتیاد، شاید مقداری انگیزهٔ مردم کمتر باشد. پس باید در نحوه و موردی که مردم مشارکت می‌کنند، دقت شود.

 

به‌طور مثال، در امر ازدواج آسان، ورود مردم بسیار ضروری و راهگشاست. ما مدلی طراحی کرده‌ایم که با هزینهٔ دو و نیم میلیون تومانی می‌توان یک مراسم ازدواج کامل را برگزار کرد. این تنها نیاز به استفاده از ظرفیت‌های آزاد جامعه دارد. هتل‌ها، سالن‌ها و آشپزخانه‌هایی که در ایام غیرکاری خود می‌توانند با هزینهٔ بسیار پایین خدمات بدهند، در این طرح شناسایی و استفاده می‌شوند.

 

اگر یک زیرساخت الکترونیکی شکل بگیرد که این ظرفیت‌های خالی در سطح کشور شناسایی شود، تا حد زیادی می‌شود هزینهٔ ازدواج پایین بیاید. البته این حرکت در آغاز راه است و مسیری طولانی در پیش دارد و نیاز است تا مردم در این حرکت مشارکت کنند.

 

آسیب‌های اجتماعی مشکلاتی هستند که بی‌تردید در بسیاری از مواقع بر سیاست نیز ارجحیت دارند. پس انقلابی بودن نباید تنها در عالم سیاست معنی شود. جناح مؤمن انقلابی همواره باید نگران و دغدغه‌مند و عامل حل نارسایی‌های اجتماعی باشد.

 

همهٔ ما باید این احساس را داشته باشیم که در اموالمان حقی برای محرومان است. می‌فرماید: «وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ». این تفکر باید به وجود بیاید که من اگر مؤمن هستم، باید به محرومان رسیدگی کنم. اگر رسیدگی نمی‌کنم، پس چه مؤمنی هستم؟ این تفکر و روحیه باید در ما به وجود بیاید.

 

ما نیاز داریم تا حرکت خدمات اجتماعی به یک الگو تبدیل شود و هر کسی در هر حرفه‌ای به این حرکت بپیوندد. مثلاً آن‌طور که بنده شنیده‌ام، حدود سه هزار نفر در انتظار هستند تا جزء خدام حرم امام رضا علیه‌السلام شوند. من پیشنهاد می‌کنم این افرادی که دوست دارند خادم امام رضا علیه‌السلام شوند، هرکدام با هر حرفه و شغلی که دارند، بیایند در طول سال، مدت‌زمان محدودی رایگان به محرومین و آسیب‌دیدگان خدمت کنند.

اگر دندان‌پزشکی یک ماه در سال نیازمندان را رایگان به نیت خدمت به امام رضا درمان کند یا دکتر دیگری با تخصص دیگر چنین کند، می‌بینید که چه حرکت بزرگ و مفیدی آغاز خواهد شد. تصور کنید اگر این سه هزار نفر چنین حرکتی انجام دهند، چه گشایشی می‌شود.

 

* از تأکیدات همیشگی علما، توجه به مردم و گره‌گشایی از مشکلات آن‌ها بوده است. دربارهٔ مستندات روایی این توصیه توضیح بفرمایید.

ائمه دربارهٔ خدمات اجتماعی می‌فرمایند: «کذلک حببونا الی الناس». عرصهٔ خدمات اجتماعی، محبوبیت‌آفرین است و اتفاقاً ائمه سفارش کرده‌اند که با کار در این عرصه، آن‌ها را در جامعه محبوب‌تر کنیم. به‌طور مثال، در اردوهای جهادی شاهد هستیم که گروه جهادگری که برای کار وارد منطقهٔ محرومی می‌شود تا چه‌اندازه بین مردم آن منطقه محبوبیت پیدا می‌کند، زیرا مردم می‌فهمند و می‌بینند که عده‌ای بدون کوچک‌ترین چشمداشت و دریافت هزینه‌ای، حاضر می‌شوند به خودشان سختی دهند و در گرما یا سرما تن خود را به زحمت بیندازند تا محرومیتی از مردم کم کنند.

گذشته از این، مفهوم زکات که در دین ما به این اندازه سفارش شده، مفهومی مرتبط با خدمات اجتماعی است. در مقابل نماز که ارتباط با حق است، زکات ارتباط با خلق را برقرار می‌کند؛ یعنی هم در احکام دین و هم در سفارش‌های معصومین به مردم، حضور و دستگیری از مردم توصیه شده است.

غلامرضا قاسمیان
غلامرضا قاسمیان

* در یک سال اخیر، رهبر انقلاب توجه خاصی به موضوع آسیب‌های اجتماعی داشته‌اند. در یکی از جلسات هم خطاب به مسئولان فرموده‌اند مردم را مثل عیال خود بدانید. به نظر شما، چرا این موضوع برای ایشان تا این اندازه مهم است؟

اصلاً مشروعیت حاکم حکومت اسلامی به این موضوع وابسته است. حکومت اسلامی به‌واسطهٔ عناصری حکومت اسلامی است که در صورت نبود آن‌ها، این حکومت از اسلامی بودن خارج می‌شود. دقیقاً سفارشی که امیرالمؤمنین علیه‌السلام برای حاکمان اسلامی دارند، حل مسائل اجتماعی و مبارزه با فقر مردم است.

 

فقر عمده‌ترین زمینه‌ساز مشکلات اجتماعی است. این نکته خیلی قابل توجه است که چرا خارج از کشور برای بعضی از مردم تا این اندازه جذاب است؟ مهم‌ترین دلیل این امر، میزان خدمات اجتماعی است که در این کشورها به مردم داده می‌شود، وگرنه این کشورها نه دارای فرهنگ غنی و نه دارای ارزش‌های والای انسانی و معنوی هستند.

 

به همین دلیل در دینمان داریم که «کاد الفقر ان یکون کفرا». این معضل به‌اندازه‌ای حساس است که می‌تواند کشور را نه در امر داخلی، که در بحث روابط خارجی نیز به چالش بکشد. اگر انفاق مردم و احساس مشترک مردم به یکدیگر جاری نشود، آن زمان عده‌ای پیدا می‌شوند که برای حل معضلات داخلی، به خارجی‌ها و بیگانه‌ها دست نیاز دراز می‌کنند.

 

ارتباط انفاق با نظام اسلامی این‌گونه است. این دقیقاً محتوای سورهٔ مبارکهٔ حدید است. اگر ما نتوانیم این معضلات را حل کنیم، در ارتباط خارجی به مشکل جدی برمی‌خوریم. بنابراین از لحاظ انسانی، سیاسی و الهی، وظیفهٔ حکومت اسلامی است تا این معضلات را برطرف کند. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند: «الخلق عیال الله». این مردم که عیال خداوند هستند، امانتی در دست حکومت اسلامی محسوب می‌شوند. در حقیقت، حرفی که رهبر انقلاب زدند، مستندات دینی و روایی دارد.

 

 

من نکته‌ای را یادآور می‌شوم که در زندگی حضرت آقا دیدم. امیرالمؤمنین علیه‌السلام سفارشی دارند به حاکمان اسلامی و آن این است: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی فَرَضَ عَلَی أَئِمَّةِ [الْحَقِ] الْعَدْلِ أَنْ یُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ کَیْلَا یَتَبَیَّغَ بِالْفَقِیرِ فَقْرُه».  یعنی حاکم اسلامی خودش را باید با ضعفای مردم قیاس کند تا اینکه فقیر از شدت فقر از پا درنیاید. یعنی فقر، فقیر را زمانی از بین می‌برد که همدردی با او از بین برود.

 

همدردی به‌معنی گریه کردن با او نیست؛ یعنی اینکه اگر چیزی برای فقیر فراهم نیست، برای حاکم نیز نباشد. یعنی حاکم از حال فقرا باخبر باشد، نه به‌واسطهٔ گزارش، بلکه به‌واسطهٔ تجربه. یکی از مزایای حرکت‌های جهادی که حضرت آقا فرموده‌اند، همین درک عینی مشکلات است، اما متأسفانه می‌بینیم که برخی از مسئولین ما علی‌رغم تذکر و توصیهٔ حضرت آقا، در نقاط مرفه تهران ساکن هستند و درکشان از فقر و محرومیت، تنها به‌واسطهٔ گزارش‌هایی است که به آن‌ها می‌رسد. نکته‌ای که در امر سلامت اجتماعی جدی است، همین درک و احساس مشترک بین مردم و مسئولان است.

شهید بهشتی سفارشی داشتند که کسانی که نمی‌توانند مانند تودهٔ مردم زندگی کنند، نباید در جمهوری اسلامی مسئولیت بپذیرند. سال‌های پیش طرحی بود که محل زندگی حضرت آقا را تغییر دهند و ایشان را به محل خوش‌آب‌وهوایی در تهران ببرند، اما ایشان قبول نکردند و تأکید داشتند که در میان مردم باید زندگی کنند. این حرکت آقا به همهٔ مسئولین پیام می‌دهد که شما هم در بین مردم زندگی کنید و خودتان را تا این اندازه از مردم جدا نکنید. این فرهنگ غلطی است که باید اصلاح شود.

 

امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: «وَلَوْ شِئْتُ لاَهْتَدَیْتُ الطَّرِیقَ، إِلَی مُصَفَّی هذَا الْعَسَلِ، وَلُبَابِ هذَا الْقَمْحِ، وَنَسَائِجِ هذَا الْقَزِّ، وَلکِنْ هَیْهَاتَ أَنْ یَغْلِبَنِی هَوَایَ، وَیَقُودَنِی جَشَعِی إِلَی تَخَیُّرِ الاَْطْعِمَةِ ـ وَلَعَلَّ بِالْحِجَازِ أَوِ بِالْـیَمَامَةِ مَنْ لاَطَمَعَ لَهُ فِی الْقُرْصِ، وَلاَ عَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ ـ أَوْ أَبِیتَ مِبْطَاناً وَحَوْلِی بُطُونٌ غَرْثَیوَأَکْبَادٌ حَرَّی؟… أَأَقْنَعُ مِنْ نَفْسِی بِأَنْ یُقَالَ: أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ، وَلاَ أُشَارِکُهُمْ فِی مَکَارِهِ الدَّهْرِ، أَوْ أَکُونَ أُسْوَةً لَهُمْ فِی جُشُوبَةِ الْعَیْشِ»

 

اگر می‌خواستم، می‌توانستم به شهد ناب عسل و مغز گندم و بافتهٔ ابریشم دست یابم و از آن بهره گیرم. ولی هیهات چگونه ممکن است من اسیر هوس و تسلیم حرص نفس شوم و در خوردنی‌ها در جست‌وجوی غذای بهتر برآیم و انتخاب کنم، درحالی‌که در حجاز و یمامه کسی باشد که امیدی به قرص نانی ندارد و هیچ‌گاه طعم سیری را نچشیده است. و چگونه سزاوار است انسان‌هایی با شکم گرسنه و جگرسوزان شب‌ها را به بیداری صبح کنند؟ آیا تنها به این خرسند باشم که مسلمانان مرا امیرمؤمنان می‌خوانند، ولی در سختی‌های روزگار، همدرد و در تلخی‌های زندگی، سرمشق آنان نباشم؟

 

فرهنگ و سبک زندگی مسئولین ما باید این‌گونه باشد. مطمئن باشید اگر مسئولین در کنار مردم به میدان بیایند، مشکلات به‌راحتی حل می‌شوند. مسئولین باید از نزدیک مشکلات را ببینند. در آیهٔ ۲۴۹ سورهٔ بقره داستان طالوت روایت شده و تذکر داده است تنها آن‌هایی که در دنیا غرق نشده‌اند، توان استقامت در راه خدا را دارند. رفاه‌زدگی مقاومت مسئولین را می‌شکند. اگر مسئولین رفاه‌زده شوند آن‌وقت دیگر مقاومت ملت نیز می‌شکند.