روش‌های تفسیری در نهج البلاغه [روش ها را از استاد اصلی بیاموزیم ]


قرآن مجید یگانه کتاب آسمانی مصون‌مانده از تحریف است که جامع‌ترین و استوارترین آموزه‌های وحیانی را در اختیار بشر قرار می‌دهد. دستیابی صحیح و روشمند به آموزه‌های این کتاب بزرگ، به ویژه با توجه به بیان دقیق و خارق‌العاده آن، روش‌شناسی خاص خود را می‌طلبد و شناخت لغزشگاه‌ها و پیش‌گیری از تحریف معنوی و برداشت‌های سطحی از این کتاب گران‌سنگ، بستگی کامل به تعریف و تبیین دقیق و عمیق مبانی و روش فهم و تفسیر آن دارد.

ادامه خواندن “روش‌های تفسیری در نهج البلاغه [روش ها را از استاد اصلی بیاموزیم ]”

امام مهدی علیه السلام آرا و انديشه ‏هاى مردم را تابع قرآن مى ‏كند [ بررسی خطبه نهج البلاغه ]


خطبه یکصد نهج‌البلاغه درباره پيامبر(ص)و اهل بيت(ع) او است . امام علی(ع) در این خطبه می فرمایند: ستايش مخصوص خداوندى است كه فضل خويش را در مخلوقات منتشر ساخته و دست جود و سخايش را به سوى آنان گشوده، او را در تمام كارهايش مى‏ ستائيم و براى‏ مراعات حقوقش از او يارى مى‏ طلبيم.

ادامه خواندن “امام مهدی علیه السلام آرا و انديشه ‏هاى مردم را تابع قرآن مى ‏كند [ بررسی خطبه نهج البلاغه ]”

خطبه هشتاد و ششم نهج البلاغه : صراط مستقیم چیست


امام علی(ع) در خطبه هشتاد و ششم نهج البلاغه می‌فرمایند: اى بندگان خدا محبوب‏ترين بندگان نزد خداوند كسى است كه او را در راه پيروزى بر هوس‌های سركش نفس يارى كرده، آن کس كه جامه زيرينش اندوه در برابر مسئولیت‌ها و جامه روئينش ترس از خداست.

چراغ هدايت در قلبش روشن‌شده و وسایل لازم براى روزى كه در پيش دارد فراهم ‏ساخته دورها را براى خود نزديك و شداید را بر خود آسان نموده است.

ادامه خواندن “خطبه هشتاد و ششم نهج البلاغه : صراط مستقیم چیست”

دانلود رایگان کتاب نهج البلاغه با شیوه کم علامت (فایل ترجمه PDF)


در این صفحه لینک دانلود رایگان کتاب نهج البلاغه با شیوه کم علامت ( فایل ترجمه PDF ) قرار گرفته است. برای آشنایی با ویژگی های خاص این نسخه در ادمه مطلب همراه بنیانا باشید.

ادامه خواندن “دانلود رایگان کتاب نهج البلاغه با شیوه کم علامت (فایل ترجمه PDF)”

دوره رایگان آموزش نهج البلاغه در دفاتر استانی سازمان فضای مجازی سراج [+جزئیات مخصوص فعالین فضای مجازی]

دوره رایگان آموزش جامع نهج البلاغه – سطح مقدماتی (حکمت ها) – همراه با اعطای جوایز پایان دوره بدیهی است طراحی دوره های آموزش معارف دینی و اعتلای کیفیت برنامه های آموزشی در این حوزه از نیازهای جدی جامعه امروز میباشد، و میتواند در ایجاد جامعه ای مانوس، مرتبط و متمسک به قرآن و عترت … ادامه خواندن “دوره رایگان آموزش نهج البلاغه در دفاتر استانی سازمان فضای مجازی سراج [+جزئیات مخصوص فعالین فضای مجازی]”

دوره رایگان آموزش جامع نهج البلاغه – سطح مقدماتی (حکمت ها) – همراه با اعطای جوایز پایان دوره

بدیهی است طراحی دوره های آموزش معارف دینی و اعتلای کیفیت برنامه های آموزشی در این حوزه از نیازهای جدی جامعه امروز میباشد، و میتواند در ایجاد جامعه ای مانوس، مرتبط و متمسک به قرآن و عترت و پایه ریزی برای تحقق سبک زندگی اسلامی نقش به سزایی ایفا کند؛ از این رو طرح آموزشی ذیل بر اساس استانداردهای آموزشی، طراحی و تدوین شده است.

ادامه خواندن “دوره رایگان آموزش نهج البلاغه در دفاتر استانی سازمان فضای مجازی سراج [+جزئیات مخصوص فعالین فضای مجازی]”

دانلود نشریه خط حزب الله 127 | چرا جوان مومن و انقلابی باید نهج البلاغه بخواند؟

چندماه پیش، در حاشیهٔ یکی از دیدارهای رهبر انقلاب با اهالی فرهنگ و هنر، ایشان در پاسخ به سؤال یکی از حضار که “چه کتابی بخوانیم که با توجه به راهبرد ائمه بتوانیم در تشخیص اولویت‌ها دچار انحراف نشویم”، چنین فرمودند: «کتابی که – به قول شما- راهبرد ائمه را ‌ در هدایت مردم معین … ادامه خواندن “دانلود نشریه خط حزب الله 127 | چرا جوان مومن و انقلابی باید نهج البلاغه بخواند؟”

چندماه پیش، در حاشیهٔ یکی از دیدارهای رهبر انقلاب با اهالی فرهنگ و هنر، ایشان در پاسخ به سؤال یکی از حضار که “چه کتابی بخوانیم که با توجه به راهبرد ائمه بتوانیم در تشخیص اولویت‌ها دچار انحراف نشویم”، چنین فرمودند: «کتابی که – به قول شما- راهبرد ائمه را ‌ در هدایت مردم معین کرده باشد… من الان به ذهنم نمی‌رسد، منتها اگر شما می‌خواهید در این – باصطلاح- اولویت‌شناسی و اولویت‌یابی عمق پیدا کنید؛ با نهج‌البلاغه اُنس پیدا کنید، نهج‌البلاغه خیلی خوب است…

 

* متن بالا بخشی از سخن هفته صدوبیست‌وهفتمین شمارهٔ خط حزب‌الله با عنوان «باید با نهج‌البلاغه مأنوس شوید» است که به جدیدترین توصیه رهبر انقلاب برای شناخت اولویت‌ها می‌پردازد.

 

* با توجه به تحرکات اخیر بن سلمان، گزارش این هفته نیز با عنوان «بن سلمان مزدوری برای آمریکا» به باز تعریف نقش ریاض در راهبرد جدید منطقه‌ای واشنگتن می‌پردازد.

 

* دشمن از نسل جوان ما به شدت عصبانی است، چرا رهبر انقلاب برای هر سال شعار انتخاب می‌کنند؟، ماجرای آشنایی رهبر انقلاب با شهید آوینی، ولایت تنظیم کننده ارتباطات داخلی و خارجی امت اسلامی،   دو خصلتی که باید از خودمان دور کنیم، شرط به دست آوردن معیت الهی، آمده بودند به بنده اثبات کنند که ما نمی‌توانیم، تقوا در زبان که در عمل هم باید ظاهر شود، زن باید در محیط خانه آرامش داشنه باشد، جوان‌ها از قدرنشناسی‌ها دلسرد نشوند و… عناوین بخش‌های دیگر نشریه خط حزب‌الله است که مخاطبین گرامی می‌توانند با مراجعه به نشریه این مطالب را مورد مطالعه قرار دهند.

 

* صدوبیست‌وهفتمین شمارهٔ خط حزب‌الله به روح پرفتوح شهید محمدباقر محمدی تقدیم شده است.

 

[su_note note_color=”#A5D6A7″]

دریافت نسخه مطالعه وب و موبایل | دریافت نسخه چاپی رنگی | دریافت نسخه چاپی سیاه و سفید

نسخه های چاپی برای کاغذ اندازه A3 هستند و نسخه مطالعه برای موبایل و استفاده روی A4 است.

لینک وب سایت اصلی نشریه

سایز بزرگ برای تابلو اعلانات »» دریافت نسخه رنگی | دریافت نسخه سیاه و سفید

[/su_note]

[su_note note_color=”#FFEB3B”]

تکثیر و توزیع خط حزب‌الله به صورت داوطلبانه و خودجوش است. بدین نحو که برادران و خواهران گرامی فایل نشریه را دانلود کرده، و به تعدادی که امکان دارد تکثیر و در مکان‌هایی مانند مسجد، پایگاه بسیج، هیئت‌های مذهبی، دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه توزیع می‌کنند.

[/su_note]

شماره قبلی نشریه »» خط حزب الله ۱۲۶ | میدان دادن به حسن باقری‌های نسل سوم

سبک زندگی در نهج البلاغه همراه با استاد دلشاد تهرانی

  سیر در حالات و احوالات پیشوایان دین هرچه هم که تکرار شود، برای این عمق، انتهایی نیست و هر بار که به سراغ آن معصومان عزیز برویم، درسی جدید از آن‌ها می‌آموزیم. بماند که درس‌های ناشنیده از آن‌ها بسیار زیاد است و هنوز با شیعیان واقعی آن‌ها فرسنگ‌ها فاصله داریم. اما در میان آن … ادامه خواندن “سبک زندگی در نهج البلاغه همراه با استاد دلشاد تهرانی”

سبک زندگی در نهج البلاغه همراه با استاد دلشاد تهرانی
سبک زندگی در نهج البلاغه همراه با استاد دلشاد تهرانی

 

سیر در حالات و احوالات پیشوایان دین هرچه هم که تکرار شود، برای این عمق، انتهایی نیست و هر بار که به سراغ آن معصومان عزیز برویم، درسی جدید از آن‌ها می‌آموزیم.

بماند که درس‌های ناشنیده از آن‌ها بسیار زیاد است و هنوز با شیعیان واقعی آن‌ها فرسنگ‌ها فاصله داریم. اما در میان آن امامان عزیز جایگاه امیرالمؤمنین برای شیعیان و به‌خصوص ایرانیان چیز دیگری است و درس‌آموزی پندها و اعمال ایشان هر بیننده‌ای را به شگفتی وامی‌دارد. نهج‌البلاغه گنج مهجوری میان مسلمانان است که اعجازهای لفظی و معنوی آن هوش از سر هر دوستدار ادبیات می‌پراند و عمق مفاهیم آن نیز دل‌های تشنه را سیراب می‌کند.

 

با همه این نقاط برجسته، اگرچه قرن‌ها از ایراد آن سخنان می‌گذرد، غبار تاریخ نه‌تنها نتوانسته ارزش آن را بکاهد بلکه هر روز بر درخشش آن گوهر می‌افزاید و آن را لعابی دیگر می‌دهد. چیستی و چگونگی سبک زندگی علوی و به تعبیر استاد دلشاد تهرانی سبک زندگی «انسانی» همان چیزی است که در این مصاحبه سعی بر شناسایی بهتر آن داریم. با دکتر مصطفی دلشاد تهرانی (عضو هیأت علمی دانشکده علوم قرآن و حدیث) به گفت‌وگو نشسته‌ایم. آنچه در این نوشته می‌خوانید حاصل این گفت وگو است ؛ همراه بنیانا باشید 

در ابتدا اگربخواهیم تعریفی درست از سبک زندگی از نگاه دین داشته باشیم، این سبک دارای چه مختصاتی است؟

برای اینکه به یک تعریف درست برسیم ابتدا باید واژه‌ها را به‌صورت دقیق مورد بررسی قرار دهیم؛ به‌عبارت دیگر زمانی که می‌گوییم « سبک زندگی » واژه سبک به چه معناست و ترکیب آن با زندگی چه معنایی را می‌رساند. واژه سبک در عربی از «سبیکه» گرفته شده است که به‌معنای پاره فلز گداخته‌شده که در قالب ریخته شده و به‌صورت استوار شکل گرفته، اطلاق می‌شود.

در دوره‌های جدید هم واژه سبک را برای یک روش خاص عمدتاً در ادبیات به‌کار برده‌اند. برای مثال گفته‌اند فلان شاعر به فلان سبک شعر می‌سراید، منتها مانعی نداردکه استعمال واژه را گسترش دهیم و در سایر حوزه‌ها نیز از این واژه به همان معنای قالب‌های معین استفاده کنیم.

 

برای اینکه واژه سبک بهتر فهمیده شود نیز می‌بایست سراغ واژه‌هایی برویم که هم طیف آن به‌حساب می‌آیند. از این جهت نزدیک‌ترین واژه‌ای که در ادبیات دینی وجود دارد، واژه «سیره» است که دارای 2 معنای حقیقی و اصطلاحی است. اگرچه بسیاری معنای سیره را تاریخ درنظر می‌گیرند اما معنای حقیقی سیره در عربی همان سبک است.

 

در زبان عربی زمانی که یک واژه به وزن «فِعلَه» می‌رود بیانگر هیأت و حالت و سبک است و از این جهت نیز سیره دقیقاً حالت و سبک رفتار را نشان می‌دهد و نزدیک‌ترین معنا به سبک به‌حساب می‌آید. بنابراین سبک یا سیره یعنی آن قواعدی که به‌طور ثابت در یک حیطه حکومت می‌کند؛ برای مثال وقتی می‌گوییم فلان شاعر به فلان سبک شعر می‌گوید یعنی قواعد خاص آن سبک را رعایت می‌کند.

 

حال اگر همین را وارد زندگی کنیم سبک زندگی بدین معناست که ما در زندگی خود دارای روابط و اصول معین بوده و به آن‌ها پایبند باشیم. در اوایل دهه 70 کتابی نوشتم که عنوان آن «سیره نبوی یا منطق نبوی» بود و با این نگاه که راه و رسم پیامبر (ص) و سایر معصومین را استخراج کنم به سراغ آن کار رفتم. در آن کتاب معنایی را برای سیره و سبک زندگی ارائه کردم که سبک زندگی عبارت است از: مجموعه اصول کلی عملی ثابت حاکم بر زندگی.

 

چه شد که به این ترکیب، با این همه قید رسیدید؟

به این دلیل که مسلمانان از صدر اسلام 2 رویکرد به سبک زندگی یا سیره پیامبر (ص) داشتند که در امتداد آن نیز سیره سایر معصومین مورد بررسی قرار گرفته است. یکی از آن‌ها رویکرد جزئی نگر و دیگری رویکرد کلی نگر بوده است.

 

 

هر کدام از این رویکردها به چه نتایجی می‌رسد؟

رویکرد جزئی‌نگر به این معناست که ما بررسی کنیم که پیامبر اسلام در امور جزئی زندگی خود به چه ترتیبی عمل می‌کردند. برای مثال، اینکه پیامبر (ص) چگونه غذا می‌خوردند؟ چه غذایی می‌خوردند؟ چگونه می‌نشستند؟ چگونه برمی‌خاستند؟ چگونه لباس می‌پوشیدند؟ چگونه موهای خود را می‌آراستند؟ و…

 

رویکرد جزئی‌نگر به‌دنبال آن است که چنین مواردی را بیابد و براساس همان عمل کند. در میان مسلمانان عمدتاً در طول تاریخ این اتفاق افتاده و سیره پیامبر (ص) و معصومین با چنین رویکردی مورد بررسی قرار گرفته است. اما مشکل اینجاست که این رویکرد به روح حاکم بر اعمال و اهداف آن توجه کافی نمی‌کند و این در حالی است که در بسیاری از این نمونه‌ها تغییر روی می‌دهد و این‌ها نمی‌تواند ثابت بماند.

 

برای نمونه، پیامبر اسلام با انگشت غذا میل می‌کردند اما امروز چرا این کار را انجام نمی‌دهیم؟ یا معمول آن بوده است که موهای پیامبر (ص) تا شانه ایشان بلند بوده است. پیامبر (ص) برای عبور و مرور در شهر سوار چهارپا می‌شدند. همچنین مقید بودند که روی زمین بنشینند. حال آیا رعایت نکردن این موارد به‌معنای عدم‌تبعیت از پیامبر اسلام و خلاف سیره آن حضرت است؟

 

پاسخ اینجاست که همه این موارد قابل تغییر هستند و قرار نبوده است که تغییر نکند بلکه قرار بر این بوده است که روح حاکم بر این اعمال، درک و آن‌ها را بر رفتار خودمان حاکم کرده و به آن‌ها عمل کنیم؛ برای مثال شخصی خدمت امام علی (ع) رسید و جمله‌ای از پیامبر اسلام نقل کرد مبنی بر اینکه در زمان پیری ریش‌های خود را خضاب کنید و خود را مانند یهود مسازید پس چرا شما (خطاب به امیرمؤمنان (ع)) چنین کاری را انجام نمی‌دهید و مردم را به آن دعوت نمی‌کنید؟!

 

امیرمؤمنان (ع) در پاسخ به آن شخص مطلبی فرمودند که در حکمت 17 نهج البلاغه آمده است. فرمودند: «پیامبر (ص) آن کار را انجام دادند درحالی‌که دین دارای کسان کمی بود لیکن اکنون که دامنه آن گسترش یافته و پایه‌های آن استوار شده پس هر کس هرگونه خواست رفتار کند آزاد است». ددر واقع ایشان هم اشاره داشتند که این ظواهر تغییر می‌کنند و مهم آن است که روح حاکم بر اعمال را دریابیم و به آن مقید باشیم.

 

ایشان بیان دیگری در حکمت 105 نهج البلاغه دارند که نوعی دین شناسی و رویکرد دینی است. فرمودند: «بی‌گمان خداوند برعهده شما واجباتی نهاده پس آن‌ها را ضایع مکنید، و حدودی برایتان قرار داده، از آن‌ها عبور نکنید، و از چیزهایی بازتان داشته، حرمت آن‌ها را مشکنید». تا اینجای کار به بایدها و نبایدها و مرزهایی اشاره داشته‌اند که باید پاس داشته شوند.

 

در ادامه همین حکمت می‌فرمایند: «و در مورد چیزهایی سکوت کرده است. خداوند در این موارد دچار نسیان یا فراموشی نشده، پس در این موارد خود را به رنج نیندازید و چیزی به کسی تحمیل نکنید». به‌عبارت دیگر دین مرزها و حدودی دارد که باید آن‌ها را بشناسیم، در مواردی نیز خداوند سکوت کرده تا مردم میل و سلیقه خود را اعمال کنند.

 

روایت دیگری از امیرمومنان (ع) وجود دارد که شیخ صدوق در کتاب امالی خود ذکر کرده است و این موضوع را بهتر باز می‌کند. ایشان فرموده‌اند: «پیوسته خیر مردم در این است که متفاوت باشند و اگر مردم یکسان شوند هلاک می‌شوند».

پس نباید بگوییم که انسان‌ها در همه اعمال جزئی یکسان باشند چرا که در این صورت استعدادها از بین می‌رود و دین چنین هدفی ندارد. اما در رویکرد دوم (کلی‌نگر) این اتفاق می‌افتد که ما روح حاکم بر اعمال پیشوایان را دریابیم و آن را بر زندگی خود انطباق دهیم که با آموزه‌های دین نیز سازگارتر است.

 

کدام گزاره‌های دینی چنین نگاهی را تأیید می‌کند؟

برای نمونه، زمانی که قرآن کریم پیامبر اسلام را به‌عنوان الگوی نیکو مطرح می‌سازد به این معنا نیست که همه در جزئیات، کارهای ایشان را تکرار کنند؛ مثلاً همه مدل موی پیامبر اسلام را داشته باشند یا مانند ایشان لباس بپوشند چرا که سلیقه افراد متفاوت است. روایتی از امام صادق (ع) وجود دارد که می‌فرمایند: «بهترین لباس، لباس اهل زمان است». بنابر این نگاه دوم بیشتر قابل پذیرش است و بر همین اساس سبک زندگی عبارت است از مجموعه اصول کلی عملی حاکم بر زندگی که همه بتوانند از آن استفاده کنند.

 

یکی دیگر از جلوه‌های مهم سبک زندگی امیرمؤمنان (ع) به نوع رفتار ایشان در محیط خانه بازمی گردد. در روابط همسری و خانوادگی ایشان چه اصول لطیفی قابل بازشناسی است؟

با بررسی زندگی ایشان و سایر معصومان در می‌یابیم که زندگی خانوادگی آن‌ها دارای اصولی بود که رعایت آن توسط هر خانواده‌ای موجب استحکام و قوام آن می‌شود. این اصول عبارت‌اند از: مودت و رحمت، رفق و مدارا، حقوق مداری، تأمین نیازها، نیک رفتاری در هر شرایطی، تکریم، تفاهم و توافق، مدارا و سازگاری، نفی خشونت، بخشش و گذشت، صراحت و صداقت، شکیبایی و بردباری، تدبیر امور و استحکام خانواده. تمامی معصومان این اصول را رعایت کرده‌اند.

برای مثال اگر اصل همکاری در خانه مطرح است پیامبر اسلام در جامعه‌ای که خیلی مرسوم نبوده است، منزل را جارو می‌کردند و شیر می‌دوشیدند. همچنین نقل است که پیامبر خیاطی را بیشتر از هر کاری دوست داشتند و در خانه به کسی فرمان نمی‌دادند.

 

آیا اختلافی هم میان امیرمؤمنان (ع) و حضرت زهرا (س) به‌وجود آمده است؟

اصل تفاهم در زندگی خانوادگی ایشان چنان برقرار بوده است که کسی شاهد چنین چیزی نبوده است. اساساً اختلاف، زمانی پیش می‌آید که اختلاف نظری یا عملی وجود داشته باشد، این در حالی است که این دو شخص دارای بینش و اصول همانند بودند و چه در نگرش و چه در عمل مانند هم بودند و از این‌رو اختلاف میان آن‌ها نیز بی‌معناست.

 

معدود اخبار هم که در مورد اختلاف میان حضرت زهرا (س) و امام علی (ع) وجود دارد، آثار جعل از سر و روی آن‌ها می‌بارد و به هیچ عنوان اختلافی میان آن‌ها وجود نداشته است. اصراری هم که در آموزه‌های دینی مبنی بر «کفو» بودن در زمان ازدواج وجود دارد برای همین است که اختلاف و عدم‌تفاهم را به حداقل برساند.

 

آیا در تربیت دختر و پسر نیز تفاوت روشی قائل بودند؟
آیا در تربیت دختر و پسر نیز تفاوت روشی قائل بودند؟

آیا در تربیت دختر و پسر نیز تفاوت روشی قائل بودند؟

اصول تربیت برای دختر و پسر یکی است اما به تناسب افراد روش‌ها متغیر است. برای مثال روایتی از پیامبر اسلام وجود دارد که می‌گویند: «اگر قرار است به فرزندان خود هدیه دهید، اول به دختران خود دهید». همچنین در جامعه‌ای که دختران از اکرام زیادی برخوردار نبودند، پیامبر اسلام فرمودند که «اگر کسی 2 دختر را رشد دهد در بهشت با من محشور می‌شود». بنابراین تفاوت‌هایی میان روش تربیت دختر و پسر وجود دارد اما اصول مثلاً اصل عدالت نباید نقض شود.

 

به‌عنوان سؤال آخر آیا ایشان برنامه مدونی هم برای تربیت فرزندان خود داشته‌اند که ما بتوانیم امروز از آن استفاده کنیم؟

بله. اگر ما سیره ایشان را بررسی کنیم درمی‌یابیم که یک برنامه تربیتی خاص داشتند که نامه 31 نهج البلاغه خطاب به امام حسن مجتبی (ع) اوج آن است و با نگاه انداختن به آن می‌توانیم نکات فراوانی به‌دست آوریم.

 

….

10 فرمان امیرالمؤمنین برای رسیدن به سبک زندگی علوی ( سبک زندگی در نهج البلاغه ) 

اگر بخواهیم سبک زندگی مسلمانی و به تعبیر بهتر سبک زندگی انسانی را دریابیم ابتدا باید به سراغ قرآن کریم برویم که پیامبر اسلام (ص) و امام علی (ع) و سایر معصومان نیز براساس آن عمل کرده‌اند.

 

در مورد شخص امیرمؤمنان نیز کتب زیادی وجود دارد که می‌توان از طریق آن به سیره و سبک زندگی ایشان پی برد که نهج البلاغه بهترین آن‌ها به‌حساب می‌آید. باید تمام منابع حدیثی و تاریخی مرتبط با ایشان را به‌صورت علمی مورد بررسی قرار دهیم؛ بدین معنا که هم آن‌ها را درست فهم کنیم، هم درست ارزیابی و نقد کنیم.

 

ما برای هرچه بهتر انجام‌شدن این کار نیازمند علومی مانند «فقه‌الحدیث» و «فقه‌التاریخ» و پس از آن «نقدالحدیث» و «نقدالتاریخ» هستیم چرا که در منابع حدیثی و تاریخی ما تحریف‌ها به‌وقوع پیوسته است که نیاز به‌کار علمی و دقیق را دوچندان می‌کند.

 

براساس همین روش کلی‌نگر نیز یک مجموعه 10 جلدی در مورد سیره امیرمؤمنان تألیف کرده‌ام که عنوان آن «سبک زندگی در نهج‌البلاغه» است. در این مجموعه ده‌اصل را که حکم 10 فرمان را دارد از نهج‌البلاغه برای سبک زندگی استخراج کرده‌ام که این 10 اصل می‌تواند بیانگر همان سبک زندگی باشد که دیروز، امروز و فردای ما را پاسخگو باشد.

 

این 10 اصل عبارت‌اند از: 1- مرزبانی، حریم‌داری و پرواپیشگی 2- پایبندی به شیوه استفاده مناسب 3- اعتدال و میانه‌روی 4-پارسایی 5- تکریم 6- پاسداشت حقوق 7- رفق و مدارا 8- صراحت و صداقت 9- پایبندی به عهد وپیمان 10- عدالت.

 

این 10 اصل در همه عرصه‌های زندگی امیرمؤمنان اعم از شخصی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، حکومتی، مدیریتی، قضایی و نظامی حاکم بوده است و اگر ما نیز آن‌ها را مورد توجه قرار دهیم آن‌وقت می‌توانیم یک سبک زندگی علوی برای خود داشته باشیم و سایرین را نیز به آن دعوت کنیم.

 

برای مثال اگر همه انسان‌های جامعه اصل پاسداشت حقوق را رعایت می‌کردند شاید بسیاری از نابسامانی‌های امروز را شاهد نبودیم. تعبیر امیرمؤمنان گویا این است که اگر بخواهیم دین به درستی برپا شود راه آن برپایی حقوق همه‌جانبه است. حضرت بیانی دارند که در نهج البلاغه در خطبه 216 مطابق شماره‌گذاری دکتر صبحی‌صالح آمده است.

 

در این رابطه می‌فرمایند: «اگر مردم حقوق حکومت را رعایت کنند و حکومت حقوق مردم را پاس بدارد، حق میان آنان ارزشمند و استوار شود و راه‌های دین برپا و پدیدار شود، و نشانه‌های عدالت برجا و استوار شود، سنت و اخلاق به راحتی جریان یابد، پس زمانه بسامان شود و امید رود که دولت بماند و چشمداشت‌های دشمنان به ناامیدی انجامد».

 

آن وقت در ادامه در مورد عواقب عدم‌رعایت این اصل می‌فرمایند: «آنگاه که مردم بر حکومت چیره شوند و حقوق را رعایت نکنند یا حکومت به مردم خود ستم روا دارد، در اینجاست که اختلاف پدیدار شود، و نشانه‌های ستم آشکار شود و تباهی و ناراستی در دین بسیار شود و سنت و اخلاق ترک شود و از روی هوای نفس عمل کنند و احکام فروگذار شود و بیماری‌های روحی و روانی بسیار شود و بیمی نکنند که حقی بزرگ فرونهاده شود و یا باطلی بزرگ انجام شود. آنگاه است که نیکان خوار شوند و بدکاران بزرگ مقدار». از این بیان به خوبی می‌توان فهمید که پاسداشت حقوق یا عدم آن چه پیامدهایی دارد.

 

نظام تربیتی چهارحلقه‌ای امام علی ع

امیرمؤمنان (ع) یک نظام تربیتی ارائه کرده‌اند که از نهج‌البلاغه و خانواده حدیثی مرتبط با آن قابل استخراج است. به‌نظر می‌رسد که این نظام امروز نیز راهگشا باشد.

 

جالب است که امیرمؤمنان (ع) بیانی در خطبه 175 نهج‌البلاغه دارند که فرموده‌اند: «ای مردم، به خدا سوگند، من شما را به طاعتی برنمی‌انگیزم جز آنکه خود پیش از شما به گزاردن آن برمی‌خیزم و شما را از معصیتی باز نمی‌دارم جز آنکه خود پیش از شما آن را فرومی‌گذارم». بنابراین آموزه‌های ایشان در همه حوزه‌ها و ازجمله در عرصه تربیتی، آموزه‌هایی عملی است.

برخی تصور می‌کنند آموزه‌های ایشان یکسری مطالب نظری است که امکان عمل به آن‌ها وجود ندارد و این در حالی است که همه آن‌ها پیش از صدور اجرایی شده‌اند. امیرمؤمنان (ع) فرزندان خود را براساس همین نظام تربیت کرده‌اند که به‌نظرم یک نظام چهاربخشی است.

 

بخش اول این نظام شناخت موانع و مقتضیات تربیت است؛ یعنی چه چیزهایی کار تربیت را سخت می‌کند و چه چیزهایی برای آن بسترسازی می‌کند. موانع و مقتضیات نیز در نگاه ایشان شامل موارد فردی، اجتماعی، اقتصادی و… است که به تفصیل در روایات آمده است.

 

پس از آن باید به سراغ مبانی تربیت برویم. برای نمونه باید انسان و مراتب آن را بشناسیم و بدانیم در هر مرحله‌ای از مراحل رشد دارای چه نیازهایی است تا بتوانیم او را تربیت کنیم.

اصول تربیت، حلقه بعدی این نظام را تشکیل می‌دهد. تربیت باید تابع این اصول عملی باشد؛ مانند اصل اعتدال و میانه‌روی، اصل تدرج و تمکن، اصل تکریم و اصل عزت.

روش‌های تربیت نیز آخرین بخش نظام تربیتی را تشکیل می‌دهد که روش‌ها متغیر ولی تابع اصول است؛ مانند تشویق و تنبیه، عبرت، موعظه و روش الگویی.

بنابراین می‌توانیم یک نظام تربیتی از آموزه‌های ایشان استخراج کنیم که خودشان نیز به آن عمل می‌کرده‌اند.

 

تقسیم اوقات شبانه‌روز میان خود، خدا و مردم

راه و روش و سفارش پیامبر و سایر پیشوایان دین این بوده است که برای زندگی خود برنامه داشته باشید. شخص پیامبر اسلام به‌عنوان فردی شناخته می‌شود که اوقات خود را تقسیم می‌کرد و ساعاتی را برای جامعه، ساعاتی را به‌کار، ساعاتی را به خانواده و ساعاتی را به عبادت خدا اختصاص می‌داد.

 

ساعات حضور در منزل را هم تقسیم می‌کرد. برای مثال زمانی که سیره‌نویسان از همسران پیامبر در مورد احوالات ایشان در منزل می‌پرسیدند، همسران پیامبر اینگونه گفتند که ایشان در منزل اوقات خود را به 3 قسمت تقسیم می‌کرد: اوقاتی را به عبادت خدا، اوقاتی را به خانواده و اوقاتی را هم به‌خودش اختصاص می‌داد. آن‌وقت بخشی را هم که به‌خودش اختصاص می‌داد، میان خودش و مردم تقسیم می‌کرد. در روایات ما هم تأکید شده است که اوقات خود را تقسیم و برنامه‌ریزی کنید.

 

در روایتی از امام موسی کاظم (ع) نقل شده است که اوقات زندگی خود را به 4 بخش تقسیم کنید: بخشی را برای عبادت، بخشی را برای معاش، بخشی را برای روابط اجتماعی و بخشی هم برای لذت‌های حلال.

این کلیات در روایات آمده است اما اگر بخواهیم به سراغ جزءجزء ساعات زندگی امیرمؤمنان (ع) برویم اولاً چنین اطلاعاتی در دسترس ما نیست و ثانیاً به همان مشکل جزئی‌نگری می‌رسیم.

 

برای نمونه حدیثی از امام باقر (ع) داریم که در مورد برنامه زندگی امیرمؤمنان (ع) می‌فرمایند: حضرت پس از اقامه نماز صبح، تعقیبات را به جا می‌آوردند و پس از طلوع آفتاب نیز مردم نزد حضرت می‌آمدند و حضرت به ایشان درس می‌دادند. پس از آن به قضاوت می‌پرداختند و در ادامه آن هم به سایر امور مشغول می‌شدند.

 

طبیعی است که همه مردم مشغله‌های امیرمؤمنان (ع) را ندارند تا مانند ایشان برنامه‌ریزی کنند اما این قبیل روایات نشان می‌دهد که ایشان یک برنامه مشخص و منسجم برای خود داشتند و ما هم می‌توانیم این کار را برای خود انجام دهیم. امروز هم می‌توانیم اوقات زندگی خود را به چند بخش تقسیم کنیم و هر قسمت نیز متناسب با نیاز، به زیر مجموعه‌هایی تقسیم شود.

 

طبیعتاً تناسب برنامه‌ها در ادوار مختلف زندگی ایشان تغییر می‌کرد؛ برای مثال به‌صورت طبیعی انتظار می‌رود زمانی که امیرمؤمنان حکومت داری می‌کردند، بیشتر وقت خود را به کشورداری اختصاص بدهند اما این مشغله‌ها هم باعث نمی‌شد که از خانواده خود غافل شوند.

مشکلی هم که امروز داریم از این قرار است که زندگی‌ها آلوده به افراط و تفریط است حال آنکه ما باید اصل اعتدال را هم رعایت کنیم؛ برای مثال تصور می‌کنیم که اگر 20 ساعت در طول شبانه‌روز کار اقتصادی انجام دهیم کار خوبی است اما براساس آموزه‌های پیشوایان دین، کار مناسبی نیست مگر آنکه در وضعیت اضطراری باشیم. همانطور که پیامبر اسلام در اوج جنگ‌ها هیچ آسیبی به زندگی خانوادگی خود نزدند و آن را هم حفظ کردند.

 

منبع : همشهری دو

قاری نیمه شب قرآن و جهنم!!

[box type=”info” align=”” class=”” width=””] امام علی (علیه السلام) شنید، مردی از خوارج «حَروُریّه» (منسوب به حروراء نزدیک نهروان) نماز شب خوانده و قرآن تلاوت می‌کند، فرمود: «نومٌ علی یقینٍ خیرٌ من صلاه فی شکِّ؛ خواب همراه یقین و ایمان، بهتر از نماز با شک است».   در اینجا چرا امام معصوم (علیه السلام) خواب … ادامه خواندن “قاری نیمه شب قرآن و جهنم!!”

[box type=”info” align=”” class=”” width=””]

امام علی (علیه السلام) شنید، مردی از خوارج «حَروُریّه» (منسوب به حروراء نزدیک نهروان) نماز شب خوانده و قرآن تلاوت می‌کند، فرمود: «نومٌ علی یقینٍ خیرٌ من صلاه فی شکِّ؛ خواب همراه یقین و ایمان، بهتر از نماز با شک است».

 

در اینجا چرا امام معصوم (علیه السلام) خواب این فرد را بهتر از نماز او دانسته‌اند؟ مگر در نمازش چه اشکالی وجود دارد؟ مگر شک و ظنش به چه بر می‌گردد که موجب شده امام راجع به او چنین فرمایند؟ برای روشن شدن مطلب بهتر است به داستانی پیرامون این موضوع اشاره کنیم:

[/box]

photo_2016-03-30_12-55-07

قاری جهنمی

یک چهارم از شب گذشته بود که امیر مومنان علی (علیه السلام) از مسجد کوفه بیرون آمد و به سوی منزل رهسپار گردید. کمیل بن زیاد که از اصحاب خاص و مخلص آن حضرت بود، همراه آن حضرت حرکت می‌کرد، در راه به در خانه مردی رسیدند، صدای قرآن از خانه وی شنیدند.

او نیمه شب برخاسته بود و قرآن می‌خواند، علی (علیه السلام) و کمیل شنیدند او این آیه را با صدای دلنشین و پرسوز می‌خواند: «امّن هو قانت آناء اللّیل ساجداً و قائماً یحذر الاخره و یرجو رحمه ربّه…؛ آیا کسی که در دل شب به اطاعت خدا و سجده و قیام به سر برد و از آخرت ترسان و به رحمت خدا امیدوار است، با کسی که با گناه و کفر زندگی می‌کند یکسان می‌باشد؟!» (1)

 

کمیل در دل خود آهی کشید. صدای دلنشین قرآن، آن هم در دل شب و از لبان یک انسان شب زنده دار، او را به نشاط آورد، ولی چیزی نگفت. امام به کمیل توجه کرد و فرمود: «صدای دلنشین این شخص تو را نفریبد، این قاری قرآن، ازاهل جهنم است که به زودی راز این مطلب را به تو خبر خواهم داد».

 

کمیل در حیرت و تعجب فرو رفت، از این رو که امام (علیه السلام) از فکر و نیّت او آگاه گشته و گواهی می‌دهد که آن قاری قرآن از اهل دوزخ است!!

 

مدتی از این جریان گذشت، تا این که ماجرای خوارج نهروان پیش آمد و آن‌ها بر ضد علی (علیه السلام) اعلام جنگ کردند و در سرزمین نهروان، جنگ خونینی بین سپاه علی (علیه السلام) با سپاه خوارج درگرفت و همه خوارج ـ جز 9 نفر فراری ـ کشته شدند.

 

کمیل در جبهه همراه علی (علیه السلام) بود، علی (علیه السلام) در حالی که از شمشیرش خون می‌چکید، به کمیل رو کرد و فرمود: با من بیا سپس هر دو نفر به اتفاق هم کنار کشته‌ها و سرهای بریده که به زمین افتاده بود رفتند، علی (علیه السلام) سرشمشیرش را بر سر کشته‌ها می‌نهاد، تا این که نوک شمشیر را بر سر همان قاری قرآن نهاد و فرمود: ای کمیل امّن هو قانت آناء اللّیل… این سر همان شخصی است که نیمه شب این آیه قرآن را می‌خواند و تو را مجذوب ساخته بود. کمیل امام را بوسید و از آرزوی جاهلانه خود استغفار کرد. (2)

 

اینک به نهج البلاغه بنگریم:

امام علی (علیه السلام) شنید، مردی از خوارج «حَروُریّه» (منسوب به حروراء نزدیک نهروان) نماز شب خوانده و قرآن تلاوت می‌کند، فرمود: «نومٌ علی یقینٍ خیرٌ من صلاه فی شکِّ؛ خواب همراه یقین و ایمان، بهتر از نماز با شک است». (3) احتمال دارد که این گفته مربوط به همان قاری باشد که در جنگ نهروان به هلاکت رسید.

 

مقصود امام علی (علیه السلام) از شک، آن شک و تردیدی است که خوارج در امامت امام وقت داشتند که خود اساس تعلیم عبادات و کیفیّت انجام آن‌ها است، که آگاهی بدان رکنی از ارکان دین می‌باشد و شک و تردید در آن باعث عدم استفاده از آن و شک در بسیاری از نیازمندی‌ها از قبیل علم توحید و اسرار عبادات و کیفیّت سلوک و اطاعت پروردگار است. (4)

 

در اینجا گویا مقصود امام اینست که اگر این مرد به امامت من یقین داشت و در خواب بسر می‌برد بهتر از این بود که با شک در امامت من به نماز و قرآن بپردازد.

 

واقعیت زندگی امت گواه نیاز مبرم آن به کسی است که امور آن را بگرداند و مسائل مختلفی را که هوس‌ها و شهوات آن را ازدین دور کرده‌اند اصلاح کند و از هـمـیـن رو به کسی نیازمند است که در پرتو کتاب و سنت امور آن را سامان دهد و با شخصیت بـزرگـوار و رفـتـار بـدون نـقص خود الگویی برای ایشان ترسیم کند و این که در نفس پاک خود آمـادگی پرداختن به این وظایف را داشته باشد و چنین کسی جز از سوی خدا و تعیین او شناخته نمی‌شود تـا در میان امت، آشفتگی ایجاد نشود.

 

راههای رسیدن به یقین

یقین، علم ثابت و جزمی است که شک پذیر نباشد و مایه آرامش و قرار نفس آدمی گردد. برای رسیدن به یقین رعایت دو نکته بسیار کارساز است: 1. عمل، 2. تداوم عمل. لذا بزرگان گفته‌اند اگر عمل شایسته را هر چند اندک ولی پیوسته انجام دهید به نتایج بسیار مطلوب می‌رسید و امامان معصوم (علیهم السلام) به ما وعده داده‌اند که به آنچه می دانی عمل کن، از آنچه نمی‌دانی تو را کفایت می‌کنند «اعمل بما تعلم یکفیک مالم تعلم».

 

و درباره مهم‌ترین اعمال در زیارت امام حسین (علیه السلام) می‌خوانیم: «اشهد آنک قد اقمت الصلوه و اتیت الزکاه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر حتی اتیک الیقین» که با دقت در این فراز به روشنی به دست می‌آید که با نماز به عنوان ارتباط با خدا و پرداخت زکات به عنوان حل مشکل اقتصادی و انجام امر به معروف به عنوان حل مشکلات فرهنگی است که مسیر صراط مستقیم فردی و اجتماعی شکل می‌گیرد و همه این موارد در راستای پیروی از امام و ولی ای است که جزئیات انجام این اعمال را به ما آموزش دهند تا یقین حاصل شود.

 

کلام آخر:

امامت یکی از اصول دین است. درشناخت دستورات خدا بعد از شناخت و ایمان به خدا شناخت فرستادگان الهی لازم است زیرا بدون آن‌ها فهم دین مشکل است. بنابراین همانگونه که مسلمان باید به خداوند، عدل و معاد او ایمان و یقین داشته باشد باید به امامت امامان معصوم نیز یقین داشته باشد.

[box type=”success” align=”” class=”” width=””]

اول به صـفای دل ولـی را بشـناس

انگـاه مـــحمد و علی را بشــناس

کــن دیــده ز انــوار ولایــت روشــن

زیـن جـلوه خداوند جلی را بشـناس

[/box]

 

 

پی نوشت ها:

1 ـ سوره زمره/ 9.

2 ـ سفینه البحار، ج 2، ص 492 ـ 493.

3 ـ نهج البلاغه، حکمت 97.

4 ـ ترجمه شرح نهج البلاغه ابن میثم، ص 491.

؛

گردآورنده : زهرا انصاری نسب

 

برنامه جلسات اخلاقی و اعتقادی موسسه سرچشمه

مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی «سرچشمه» از جمله مراکزی است که حضور فعالی در برگزاری کلاس‌های اخلاقی،‌ اعتقادی، روانشناسی و … دارد. مجموعه فرهنگی سرچشمه در سال 94 نیز برنامه جلسات هفتگی خود را پی گرفته است و به صورت منظم این جلسات براساس برنامه زمان بندی برگزار می شود. جدول زمان‌بندی کلاس‌ها در سال … ادامه خواندن “برنامه جلسات اخلاقی و اعتقادی موسسه سرچشمه”

sarcheshmme

مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی «سرچشمه» از جمله مراکزی است که حضور فعالی در برگزاری کلاس‌های اخلاقی،‌ اعتقادی، روانشناسی و … دارد.

مجموعه فرهنگی سرچشمه در سال 94 نیز برنامه جلسات هفتگی خود را پی گرفته است و به صورت منظم این جلسات براساس برنامه زمان بندی برگزار می شود.

جدول زمان‌بندی کلاس‌ها در سال جاری به شرح زیر است:

1     شرح صحیفه سجادیه     حجت‌الاسلام حاج علی‌اکبری     دوشنبه‌ها
2     آشنایی با اصول کافی     حجت‌الاسلام محمدرضا زائری     سه شنبه‌ها
3     آشنایی با نهج‌البلاغه     محسن اسماعیلی     چهارشنبه‌ها

علاقه‌مندان می‌توانند در روزهای یادشده از ساعت 19 تا 20  برای حضور در این کلاس‌ها به نشانی: تهران، میدان بهارستان، نرسیده به چهارراه سرچشمه، انتهای خیابان صیرفی‌پور، مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی مراجعه کنند. کسب اطلاعات بیشتر در سایت سرچشمه : (سرچشمه)

چگونه فردی با انگیزه و شاد باشیم ؟

دیروز تو مترو نشسته بودم دیدم همه آدم هایی که اونجان چهره های محزون و گرفته ای دارند! با خودم گفتم چه اتفاق تلخی برای ما انسان ها افتاده که این طوری سرد و بی انگیزه شدیم. اون وقت بود که یاد پدر بزرگ خودم افتادم که با وجود اینکه الحمدلله 80 سالشونه همیشه شاد … ادامه خواندن “چگونه فردی با انگیزه و شاد باشیم ؟”

دیروز تو مترو نشسته بودم دیدم همه آدم هایی که اونجان چهره های محزون و گرفته ای دارند! با خودم گفتم چه اتفاق تلخی برای ما انسان ها افتاده که این طوری سرد و بی انگیزه شدیم.
اون وقت بود که یاد پدر بزرگ خودم افتادم که با وجود اینکه الحمدلله 80 سالشونه همیشه شاد و با انگیزه زندگی می کنند، شاید یکی از علت هایی که ما این طوری سرد شدیم فاصلمون از اهل بیت و همه سفارش هاشونه که درباره این دنیا بهمون کردن! بیاین باهم یه مرور روی سخنان امام شیعیان بندازیم بعد منصفانه با خودمون مرور کنیم که آیا این تفکرات همراهمون هست؟!

 

مقاومت در برابر سختی ها و رنج ها

حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«چشم از سختی خار و خاشاک و رنج ها فرو بند تا همواره خشنود باشی.»

علاوه بر صبر و پرهیزکاری، نهج البلاغه به طور کلی کنار آمدن و سازگاری با مسائل را توصیه می کند.
فردی که سر سختی بالایی دارد و مشکلات را چالش و فرصتی برای رشد می داند و نه تهدید، می تواند در برابر سختی ها و مشکلات مقاومت کند و به بهترین نحو با آنها مقابله کند و در نتیجه، کمتر دچار حزن و اندوه می شود.

به اعتقاد آرجایل (2001) میزان خشنودی ذهنی فرد به شیوه تفکر او درباره مسائل بستگی دارد و علاوه بر این خشنودی تحت تأثیر حالت های هیجانی آنی قرار می گیرد؛
وقتی انسان مجبور می شود با موقعیت ها سازگار شده و به شیوه متفاوتی به رویدادها نگاه کند، خشنودی او افزایش می یابد. طبق نظر تایلور و براون (1988) اعتقاد به این که وقایع تصادفی نیستند و پس از وقایع منفی نیز امکان رشد شخصی وجود دارد، می تواند به وقایع معنی بدهد.

بسیاری افراد از جمله بعضی از معلولان در بررسی خشنودی از زندگی درحد 70 درصد از حد اکثر قرار می گیرند.

بنابراین، غیر از عوامل عینی مسائل دیگری نیز آشکارا در میزان خشنودی دخالت دارند. در واقع این یافته ها با سازگاری این افراد رابطه دارد؛ آنها از اشکال متنوع راهبردهای مقابله ای استفاده کرده زندگی خود را به شکل متفاوتی ارائه داده و یا به شیوه متفاوتی به مسائل می نگرند(آرجایل، 2001).

حضرت علی علیه السلام در عین توصیه به کوچک انگاشتن سختی ها و مصائب و پرهیز از بزرگ نمایی آن، گروهی از مردم را توصیف می کند (پرهیزگاران) که بر عکس اهل دنیا که مرگ بدن ها را بزرگ می شمارند، مرگ دل های زندگان را بزرگتر می داند.
به عبارت دیگر، افراد به یک رویداد واکنش یکسان نشان نمی دهند و برخی از آنها نگاه ژرف تری به مسائل دارند و چیزهایی را مصیبت می دانند که دیگران نمی دانند.

 این همان تنگه ای است که مصیبت را به بینش و بصیرت نزدیک می کند. حضرت علی علیه السلام خطاب به شعث می گوید:

 

«ای شعث! پسرت تو را شاد می کرد و برای تو گرفتاری و آزمایش بود و مرگ او تو را اندوهگین کرد درحالی که برای تو پاداش و رحمت است ».

رضایت دادن به قضای الهی

حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«کسی که از دنیا اندوهناک باشد، از قضای الهی خشمناک است…».

از این سخن حضرت علی علیه السلام چنین برمی آید که هر کسی که به قضای الهی تن در می دهد و از آن شاکی نیست، از غم و اندوه دنیا به دور است. دلیل این امر نیز روشن است، چون کسی که به قضای الهی رضایت می دهد معتقد است که هر چه برای او پیش می آید، اراده و خواست خداوند در آن دخیل است و حکمتی در آن نهفته است و در نهایت به خیر و صلاح اوست، بنابراین هر مسأله و اتفاقی هر قدر هم که به ظاهر ناگوار باشد، او را پریشان نمی سازد.

شادی و خوشحالی انگیزه

 

جایگاه واقعی شادی ها و انگیزه

حضرت علی علیه السلام در نامه ای به ابن عباس (فرماندار مصر) فرمودند: (نامه 22)

«همانا انسان گاهی خشنود می شود به چیزی كه هرگز از دستش نمی رود و ناراحت می شود برای از دست دادن چیزی كه هرگز به آن نخواهد رسید.

ابن عباس خوشحالی تو از چیزی باشد كه در آخرت برای تو مفید است و اندوه تو برای از دست دادن چیزی از آخرت باشد: آنچه از دنیا به دست می آوری تو را خشنود نسازد. آنچه در دنیا از دست می دهی زاری كنان تأسف مخور و همت خویش را به دنیای پس از مرگ وامگذار.

(در نامة 66) «همانا انسان از به دست آوردن چیزی خوشحال می شود كه هرگز آن را از دست نخواهد داد و برای چیزی اندوهناك و غمگین است كه هرگز به دست نخواهد آورد.

پس بهترین چیز نزد تو در دنیا رسیدن به لذت ها، یا انتقام گرفتن نباشد، بلكه هدف تو خاموش كردن باطل یا زنده كردن حق باشد. تنها به توشه ای كه از پیش فرستاده ای خوشحال باش و بر آنچه به جای می گذاری حسرت مخور. (صص 177-176)

 مرگ حدیث

یاد مرگ

حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«آن کس که فراوان به یاد مرگ باشد در دنیا به اندک چیزی خشنود است.»

یاد مرگ باعث می شود که انسان به موقت و زودگذر بودن زندگی دنیا توجه داشته باشد و بنابراین حسرت آنچه را ندارد نخورد و از آرزوها و خواسته های بزرگ بپرهیزد و قدر نعمت هایی را که دارد بداند؛
یاد مرگ همچنین باعث می شود که فرد مشکلات و سختی ها را بزرگ نمایی نکند و بنابراین در برابر آنها قدرت تحمل بالایی داشته باشد.

این عوامل موجب می شود که فرد کمتر دغدغه خاطر مسائل زندگی دنیا را داشته و در مقایسه با کسی که کمتر به یاد مرگ می افتد، خشنود تر باشد. به نظر آرجایل (2000) اعتقاد به زندگی پس از مرگ برای سلامت روانی مفید است، بخصوص در مورد کسانی که سالخورده و بیمارند یا در معرض جنگ قرار دارند.

باید خاطر نشان ساخت که بسیاری از روش های فوق الذکر ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند و به عبارتی لازم و ملزوم یکدیگرند، برای مثال، توجه به پاداش های اخروی تلخ کامی های دنیا و یا یاد مرگ، مقاومت در برابر سختی ها و رنج ها را تسهیل می نماید، توجه به فنا پذیری و دگرگونی حالات دنیا، به عشق نورزیدن به دنیای حرام و دل کندن از آن کمک می کند و…

 پرهیزکاری و اطمینان به وعده های الهی

حضرت علی علیه السلام در نامه خود به محمد ابن ابی بکر می فرماید:

«پرهیزکاران در بهترین خانه های دنیا سکونت کردند و بهترین خوراکی های دنیا را خوردند و همان لذت هایی را چشیدند که دنیا داران چشیده بودند… لذت پارسایی در ترک حرام دنیا را چشیدند و یقین داشتند که روز قیامت از همسایگان خدایند، جایگاهی که هر چه درخواست کنند داده می شود و هر گونه لذتی در اختیارشان قرار دارد.»

پرداختن به حرام دنیا گر چه ممکن است خوشی آنی و لذت کاذبی ایجاد کند، اما از آن جا که با فطرت و طبیعت انسان ناسازگار است، در کوتاه مدت یا دراز مدت بر روح و جسم انسان و بر زندگی فردی و اجتماعی او اثرات نامطلوب و گاه جبران ناپذیری باقی می گذارد و غم و اندوه و حسرت به دنبال دارد.

 

بنابراین کسی که از کارهای حرام اجتناب می کند، دچار این غم و اندوه و حسرت نمی شود و در عین حال از لذت های حلال و آن چه دارد بیشتر و بهتر بهره مند می شود. علاوه بر این اطمینان به وعده های الهی در مورد پاداش های اخروی پرهیزکاری و تجسم این پاداش ها، موجب شادی فرد پرهیزکار می شود.

فرآوری: فاطمه زین الدینی(+)