چگونه آب کمتری مصرف کنیم ؟

کمبود آب شیرین بحرانی است که اکثر کشورها را با مشکلات جدی روبه‌رو کرده است به‌طوری که عده‌ای معتقدند جنگ جهانی سوم بر سر آب اتفاق می‌افتد. با افزایش دمای هوا و نزدیکی به فصل تابستان، بحران کمبود آب بیشتر احساس می‌شود. به‌طوری که ممکن است برخی شهرها در فصل تابستان با مشکل قطعی یا … ادامه خواندن “چگونه آب کمتری مصرف کنیم ؟”

کمبود آب شیرین بحرانی است که اکثر کشورها را با مشکلات جدی روبه‌رو کرده است به‌طوری که عده‌ای معتقدند جنگ جهانی سوم بر سر آب اتفاق می‌افتد. با افزایش دمای هوا و نزدیکی به فصل تابستان، بحران کمبود آب بیشتر احساس می‌شود.

به‌طوری که ممکن است برخی شهرها در فصل تابستان با مشکل قطعی یا افت شدید فشار آب مواجه و روستاهای کوچک در مناطق خشک و کویری کشور با مشکل بزرگ‌تری مثل بی‌آبی روبه‌رو شوند. آب هم مثل نفت یک سرمایه ملی محسوب می‌شود و باید از آن نگهداری و در مصرف آن صرفه‌جویی کنیم.

فرا رسیدن فصل گرما بهانه‌ای شد که سراغ آمار و ارقام میزان استاندارد مصرف خانگی آب برویم. علاوه بر این آمار و ارقام، این صفحه شما را با مهارت‌های صرفه‌جویی در آب آشنا می‌کند. خانم زهرا کاظمی، مدیر روابط عمومی شرکت آب و فاضلاب منطقه ۵شهر تهران به‌عنوان کارشناس در این بخش ما را همراهی می‌کند. در ادامه مطلب همراه بنیانا باشید

 

چقدر بیشتر مصرف می‌کنیم؟

به‌طور استاندارد میزان مصرف آب جهانی برای هر نفر، روزانه ۱۵۰لیتر است که متأسفانه این آمار در شهر تهران به‌طور میانگین روزانه برای هر نفر ۲۴۰ لیتر تخمین زده می‌شود؛ یعنی شهروندان تهرانی روزانه حدود ۶۰درصد بیشتر از استاندارد جهانی، آب مصرف می‌کنند. شاید یکی از دلایل این مصرف بی‌رویه، قیمت بسیار کم آب در کشور ما باشد. قیمت تمام‌شده برای هر مترمکعب آب در فرایند تصفیه، انتقال و توزیع، هزار تومان است که البته در این میزان هزینه سرمایه‌گذاری صورت گرفته برای تأسیسات سد و تصفیه خانه درنظر گرفته نشده است. با وجود همه این موارد قیمت فروش هرمترمکعب آب کمتر از یک سوم هزینه تمام‌شده برای سازمان آب است.

 

چطور مصرف آب را کاهش دهیم؟

میزان مصرف آب در بخش‌های مختلف خانه، ما را با آمار و ارقامی عجیب روبه‌رو کرده است. شاید باورش سخت باشد که برای رفع نیازهای روزمره، ما آب فراوانی هدرمی‌دهیم. با رعایت نکاتی ساده می‌توانیم در مصرف آب بسیار صرفه‌جویی کنیم. این بخش شما را با راهکارهایی ساده برای صرفه‌جویی آب در بخش‌های مختلف خانگی آشنا می‌کند.

صرف جویی در آب
صرف جویی در آب

استحمام

با توجه به گرم شدن هوا و تعرق بدن، استحمام یکی از نیازهای روزمره محسوب می‌شود اما ما در هر بار استحمام چقدر آب هدر می‌دهیم؟ هر فرد در هر ۱۵دقیقه استحمام چیزی حدود ۱۸۰بطری یک و نیم لیتری آب مصرف می‌کند. یعنی فردی که هر روز به حمام می‌رود فقط آب مصرفی او در حمام ۳۰ لیتر بیشتر از میانگین آب مصرفی روزانه در شهر تهران است. یکی از راهکارهای ساده صرفه جویی آب در حمام این است که هنگام شست و شوی بدن آب را ببندید. اگر به‌طور میانگین شما در هر استحمام ۱۵دقیقه‌ای ۵دقیقه آب را ببندید چیزی حدود ۹۰لیتر آب صرفه جویی کرده‌اید.

شست و شوی ظرف ها
شست و شوی ظرف ها

شست و شوی ظروف

شست و شوی ظروف به‌طور میانگین در طول روز ۲۰دقیقه طول می‌کشد و اگر آب در این ۲۰دقیقه باز باشد چیزی حدود ۱۶۰بطری یک و نیم لیتری آب مصرف می‌شود. ما هم قبول داریم که در تمام مراحل شست و شوی ظرف‌ها به آب نیاز است، اما اگر فقط ۲دقیقه، آن هم هنگام اسکاچ کشیدن ظرف‌ها، آب را ببندید بیش از ۱۸ لیتر در مصرف آب صرفه‌جویی کرده‌اید. حال اگر در ابتدا ظروف را اسکاچ بکشید و سپس مرحله آبکشی را انجام دهید در این فاصله می‌توانید حداقل ۵دقیقه آب را ببندید که می‌شود چیزی حدود ۴۵ لیتر صرفه‌جویی.

 

مسواک‌زدن

اگر به‌طور میانگین مسواک زدن هر فرد ۵دقیقه طول بکشد چیزی حدود ۴۰ بطری یک‌ونیم لیتری آب مصرف می‌شود. این در حالی است که خیلی راحت می‌توانید با یک لیوان آب مسواک بزنید. به این ترتیب شما چیزی حدود ۶۰ لیتر در مصرف آب صرفه‌جویی کرده‌اید.

کولر آبی
کولر آبی

کولر آبی

بد نیست بدانید که در طول روز هر کولر آبی چیزی حدود ۲۰۰ لیتر آب مصرف می‌کند. مسلما همه ما در ساعاتی که هوا خنک می‌شود کولرها را خاموش می‌کنیم و کسی هم از شما توقع ندارد در ساعات اوج گرما کولرهای خود را خاموش کنید تا در مصرف آب صرفه‌جویی شود. پس چگونه در مصرف آب کولر صرفه جویی کنیم؟ خیلی راحت می‌توانیم با نصب یک سایه‌بان روی کولر خود از بخار شدن حجم عظیمی از آب جلوگیری کنیم و به این ترتیب میزان قابل توجهی در مصرف آب صرفه‌جویی کرده‌ایم.

 

روشویی

شستن دست و صورت از مواردی است که در طول روز زیاد با آن سروکار داریم. هر یک دقیقه کاهش زمان استفاده از شیر روشویی باعث می‌شود ۱۲لیتر آب صرفه‌جویی کنیم. می‌شود هنگام زدن مایع دستشویی یا صابون به دست‌ها، یک دقیقه‌های زیادی در مصرف آب صرفه‌جویی کرد.

 

دست به آچار شوید

به کارگیری تجهیزات کاهنده به‌طور میانگین در روز باعث ۴۰تا ۵۰لیتر صرفه‌جویی در مصرف آب می‌شود. علاوه بر آن، این بخش چند راهکار ساده دیگر برای صرفه‌جویی در آب را معرفی می‌کند.

اگر شیر آلات شما چکه می‌کند روزانه چیزی قریب به ۳لیتر آب از هر شیر هدر می‌رود. خیلی راحت می‌توانید با یک آچارکشی ساده شیر آلات این مشکل را برطرف کنید.

جدیدا فیلترهایی وارد بازار شده که مصرف آب را به‌شدت کاهش می‌دهد. این فیلترها خیلی راحت بر سر شیرآلات نصب می‌شوند.

شیرآلات اهرمی گزینه‌ای مناسب برای صرفه جویی در آب محسوب می‌شوند؛ چرا که خیلی راحت باز و بسته می‌شوند و با آنها می‌شود در مصرف آب بسیار صرفه‌جویی کرد. شاید در ابتدای امر این شیرآلات کمی هزینه بر به‌نظر برسند، اما با کاهش هزینه‌های آب از نظر اقتصادی هم به صرفه خواهند بود.

قرار دادن یک بطری پر از آب در مخزن فلاش تانک ساختمان باعث می‌شود ۲۴لیتر آب در طول روز صرفه جویی کنید.

 

صرفا جهت اطلاع

از مجموع کل آب‌های جهان، ۹۷/۴ درصد آن را آب شور دریاها و اقیانوس‌ها تشکیل می‌دهد که به‌دلیل شوری قابل‌استفاده نیستند. به این ترتیب از مجموع منابع آبی جهان، ذخایر آب شیرین تنها ۲/۶ درصد کل حجم ذخایر آب‌های سطح زمین را شامل می‌شود که بخش اعظم آن به‌صورت یخ در قطب‌های کره‌زمین، یخچال‌های طبیعی و آب‌های زیرزمینی وجود دارند که در دسترس نیستند. بد نیست بدانید از مجموع آب‌های کره زمین تنها ۰/۰۱۴ آن قابل استفاده است.

 

به بهانه تشییع پیکر ۱۷۵ شهید غواص ؛فرشته‌های دست بسته

گفتم: دستان بسته فرشته‌ها، یادم افتاد، فرشته‌ها دست ندارند. وجه تمایز فرشته و آدمی، غیر فطرت و اختیار، دو بال است. بال‌هایی که آن روز قرار شد با دستان بسته، مریدان خمینی (ره) را به عرش برسانند. همه آن‌هایی که در ماه‌های آذر و دی در جنوب بوده‌اند، می‌دانند که چه سرمای استخوان‌سوزی دارد؛ چه … ادامه خواندن “به بهانه تشییع پیکر ۱۷۵ شهید غواص ؛فرشته‌های دست بسته”

175 شهید غواص
۱۷۵ شهید غواص

گفتم: دستان بسته فرشته‌ها،

یادم افتاد، فرشته‌ها دست ندارند.

وجه تمایز فرشته و آدمی، غیر فطرت و اختیار، دو بال است. بال‌هایی که آن روز قرار شد با دستان بسته، مریدان خمینی (ره) را به عرش برسانند.

همه آن‌هایی که در ماه‌های آذر و دی در جنوب بوده‌اند، می‌دانند که چه سرمای استخوان‌سوزی دارد؛ چه برسد به آموزش غواصی و شنا در آن.

می‌گویند غوغا، در عمق اروند است. شنیده‌ام جریان اروند، جریان صاف و آرام است، اما در عمق آن غوغایی به پاست و خروش و طغیان واقعی رودخانه زیر آب است. به طوری که اگر لنگر کشتی که در اروند لنگر می‌اندازد ضعیف باشد جریان رود، کشتی یا یدک‌کش را از لنگر جدا می‌کند و با خود می‌برد.

اینجاست که می‌فهمم چرا غواصان کارکشته زمان جنگ با شنیدن نام اروند، هوایی می‌شدند و تمام سختی عبور از این رودخانه را که حتی عراقی‌ها تصور نمی‌کردند کسی بتواند از آن عبور کند، به جان می‌خریدند. برای آن‌ها جنگ دوجانبه بود؛ جنگ با آب و جنگ با دشمن…

[one_half]

توسل، این کلیدواژه کاربردی در عموم عملیات‌ها و نفوذهای شناسایی، در میان غواصان معنای ویژه‌ای داشت. با استناد به برخی روایات شفاهی بازماندگان آن فرشتگان زمینی، غواصانی که می‌خواستند از آب‌های مواج اروند عبور کنند، به وسیله یک رشته سیم تلفن خود را به همدیگر وصل می‌کردند تا جریان آب آن‌ها را نبرد و گم نشوند. نفر اولی که در جلوی صف حضور داشت و سیم را به دور خودش می‌بست، چند متری سیم اضافه با سر آزاد در جلوی او قرار داشت که وقتی می‌پرسیدند این سیم‌های اضافه در جلوی شما برای چیست؟ پاسخ می‌داد که این چند متر سیمی که در جلوی من می‌بینید، اضافه نیست؛ بلکه سر آن به دست حضرت زهرا (س) است که ما را هدایت می‌کنند که به کدام جهت برویم…

 

[/one_half][one_half_last]

مظلومیت غواص در نبرد، زمانی مشخص می‌شود که به عنوان یک غواص بدانی پس از کسب مهارت‌های لازم شنا در اعماق آب با تجهیزات و ادوات انفرادی، سکوتت باید ورد زبانت باشد! جان‌پناهی جز امواج سهمگین نداری و دائم در مرز زنده بودن نفس می‌کشی. همچنین مانند سایر یگان‌های رزمی، مشایعت امدادگر با یگان هم در کار نیست. وقتی پذیرفتی، باید پای اعتقاد و ایمانت مردانه دل به دریا بزنی و به سفارش اهل ذکر، انا فتحنا … و وجعلنا بخوانی. یادت باشد، اگر از سر قضا یا به آتش بی‌هدف دشمن تیری هم خوردی، حق نداری سکوت آب و هور را بشکنی. تو انتخاب کردی صیاد بحر معرفت باشی. در آن لحظات آخر هم باید صبر را برای آب معنا کنی اما باز هم بی‌صدا… دست آخر به رسم موسی و نیل، با دستان خودت پیکرت را به آب بسپری که او خود رسم بنده‌پروری داند …

 

[/one_half_last]

غواصانی که در سردترین فصل سال ۶۵، در آب‌های استخوان‌سوز کارون و با تحمل مشقات فراوان، کمترین امکانات، تحمل سختی‌ها، بی‌خوابی‌ها و مریضی‌ها، تمرین کرده و آموزش غواصی دیده بودند، حالا باید تمام آن زحمات را به نتیجه می‌رساندند و خود را مهیای بزرگ‌ترین عملیات تاریخ جنگ تا آن روز، می‌نمودند.

عملیاتی که در میان عوام‌الناس به عملیات سرنوشت جنگ مشهور شده بود. درست است؛ «عملیات سرنوشت جنگ». مدت ۱۰ ماه تقریباً تمام امکانات اقتصادی، صنعتی، رفاهی، نظامی و… کشور برای تدارک این عملیات بسیج شد. تمام وزارتخانه‌ها و ارگان‌های دولتی در تکاپوی تأمین این عملیات بودند. تقریباً تمام مردم ایران.

عملیات کربلای ۴ با یک طرح‌ریزی بسیار گسترده و وسیع انجام گرفت و بر اساس پیش‌بینی‌های به عمل آمده قرار بود هزار و ۵۰۰ گردان بسیجی این عملیات را انجام دهند (حدوداً چهل و پنج هزار نفر) ولی تأمین این نیرو در حد مقدرات کشور نبود.

بنابراین سپاه یکصد هزار نفری محمد (ص) در قالب ۳۰۰ گردان برای عملیات کربلای ۴ تدارک دیده شد. این سپاه در استادیوم یکصد هزار نفری آزادی تهران تجمع باشکوهی انجام داده و برای انجام عملیات به منطقه مورد نظر اعزام شد.

منطقه شرق بصره از مناطقی است که تلاش قابل توجهی از ایران را در طول جنگ به خود معطوف داشته و غالباً در تصرف هدف‌های زمینی نیز به موفقیت نرسیده بود. تلاش سپاه پاسداران جهت انجام عملیات کربلای ۴ در چهار قرارگاه نوح، کربلا، قدس و نجف با رمز محمد رسول‌الله (ص) صورت پذیرفت و یگان‌های متعددی از نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در خطوط مقدم و نیروی هوایی ارتش در پشتیبانی به پای کار آمدند.

با تبلیغات به عمل آمده، سال ۱۳۶۵، سال سرنوشت برای جنگ منظور شده بود. ولی متاسفانه دشمن با آگاهی از عملیات و پی بردن به طرح و معابر اصلی حمله نیروهای خودی در دو طرف معبر کم‌عرض آبی «ام الرصاص» که از آن به نام «تنگه عملیات» یاد می‌شد این معبر را مسدود ساخت.

هر چند عملیات منجر به شکسته شدن خطوط پدافندی مستحکم دشمن شد ولی اجرای انبوه آتش عراق روی نقاط خاص و حساس اروند، سازمان غواص‌های خط‌شکن و قایق‌سواران را که در مراحل دوم و سوم قرار بود به پای کار بیایند بر هم زد و عملیات را مختل نمود.

نیروهای خط شکن از تنگه عملیات گذشته و در جزیره بلجانیه پیاده شدند. حتی قسمتی از جزایر سهیل و ام الرصاص نیز به تصرف درآمد. ولی ادامه عملیات به دلیل ذکر شده میسر نشد و نیروهای خودی جهت حفظ قوا و جلوگیری از تلفات بیشتر از ادامه نبرد صرف‌نظر نمودند تا فرصت مناسب‌تری برای طراحی مجدد به دست بیاید. در این عملیات نیروی زمینی به کار گرفته شده خودی حدوداً به سه برابر نیروی زمینی دشمن بالغ بود.

عملیاتی آبی – خاکی، در مواجهه با دشمنی که از ۹ مانع طبیعی و مصنوعی بهره می‌برد. حوالی نخلستان‌های اطراف اروند، حدفاصل جزیره بلجانیه تا بصره، به منظور تهدید شهر بصره، تصرف ام الرصاص و ابوخضیب و در نهایت تصرف شهر بصره که به فرماندهی و هدایت سپاه پاسداران و مشارکت گردان‌های بسیج، در سومین روز از دی سال ۶۵ صورت پذیرفت.

… و عملیات این گونه آغاز شد

شلمچه! اروندرود! جزیره ماهی! جزیره بوارین! پرده سیاه شب کشیده شده بود. آخرین نماز جماعت بود، خیلی‌ها تا ساعتی دیگر به سفر ابدی می‌رفتند، این را فقط خودشان می‌دانستند و فرشته‌هایی که در انتظارشان بودند. همه زار می‌زدند، گریه عذر تقصیر، عفو و بخشش به درگاه خدا، گریه شوق از توفیق جهاد.

در نزدیکی خط دشمن، غواصان پناه گرفته بودند، آماده دستور و فرمان حمله؛ لحظات سختی بود، همه چشمشان به عقربه‌های فسفری پرنور ساعت‌های غواصی که هر کدامشان به دست داشتند بود؛ لباس‌های سیاه غواصی به تن، سلاح‌ها حمایل، نارنجک‌ها و خشاب‌ها بسته به فانوسقه‌ها، کوله‌های موشک‌های آرپی‌جی به پشت، ماسک‌ها به صورت، اشنوگرها به دهان، فین‌ها به پا، بندهای آن محکم، چاقوهای غواصی به ساق پا بسته، سیم خاردار قطع‌کن، سیم‌چین، چراغ قوه با انواع شیشه‌های رنگی برای اعلام خبر، کاتر و فندک؛ هر کدام را به جای خود محکم بسته بودند و آماده حرکت.

سکوت بر شلمچه و اروند حاکم بود؛ فقط صدای خش‌خش نیزارها و امواج به گوش می‌رسید. هوا سرد بود، غواصان از سرما می‌لرزیدند، انگار از انقباض عضلات، لباس‌های غواصی هم گشاد شده بودند. اما گریزی نبود، باید بی‌سر و صدا در ساحل اروند، داخل باتلاق‌ها و لای نیزارها مخفی می‌ماندند تا دستور برسد.

بچه‌ها به حکم دل، به سطح آب اروند که با بازتاب نور ماه، نوربالاها را، هوایی می‌کرد چشم دوخته بودند و با عقل سر، به مواضع هدف که در عمق چند کیلومتری از ساحل خودی بود فکر می‌کردند.

دلایل شکست عملیات

فارغ از تحلیل استعداد و آرایش دشمن و علل عدم موفقیت در سپاه اسلام در این عملیات، ظاهراً نیروهای بعثی از زمان عملیات آگاه شده و عملیات لو می‌رود. اما نه به دست منافقین یا ماهواره‌ها و آواکس‌های آمریکایی، که این‌ها فقط محل تجمع نیروهای ایرانی را می‌توانستند کشف کنند و نه محور عملیات و طرح و برنامه آن را.

دشمن می‌دانست که بعد از شکسته شدن خطوط پدافندی‌اش به دست غواص‌ها، نیروهای پیاده با قایق به آن سوی اروند منتقل خواهند شد. و چون از روحیه رزمندگان ما باخبر بود شکسته شدن خط خود را امری اجتناب‌ناپذیر می‌دانست، اما این را هم می‌دانست که نیروهای خط‌شکن فقط به صورت موضعی می‌توانند در خطوط نفوذ کنند و بعد از تحلیل نیروی جسمی و تمام شدن مهمات، دیگر کاری از آن‌ها بر نخواهد آمد.

پس به فکر سد کردن نیروهای پشتیبانی افتاد که به طبع اهداف سهل‌الوصول‌تری بودند، چون هم بر سطح آب حرکت می‌کردند و قابل رویت بودند و هم قایق نسبت به نفر در مقابل آتش انبوه آسیب‌پذیرتر است. توپ‌های چهارلول پدافند هوایی در ساحل اروند مستقر شدند و آماده بودند برای شکار قایق‌های رزمندگان.

گرای تنگه گرفته شده بود و حجم انبوه توپ و خمپاره زمانی سطح آب را پوشش داد. دشمن با تمام تمهیداتی که اندیشیده بود باز هم در هول و هراس بود. رادیو بغداد در پیامی اعلام کرد: «ما می‌دانیم که شما آماده عملیات هستید، خود را به کشتن ندهید و …»

دقایقی نگذشت؛ به یکباره سکوت مرگبار اروند با سفیر گلوله‌ها در هم شکست. سراسر خط، دشمن از تمام سنگرها سطح آب را زیر آتش گرفت؛ گلوله بود که می‌آمد، از موشک آرپی‌جی گرفته تا تیرهای کالیبر ۵۰، تیربارهای گرینوف و کلاش؛ همه فقط سطح آب را می‌زدند. آنقدر تیرها به هم پیوسته و پرحجم بود که خط آتش تشکیل شده بود؛ حتی با ضدهوایی چهارلول به طرف غواصانی که در آب، بدون هیچ جان‌پناهی بودند، شلیک می‌شد.

تیرهای رسام، مثل میلگردهای مذابی که از کوره کارخانه ذوب آهن خارج می‌شود، به هم وصل بود. اصلاً امکان عبور از لابلای گلوله‌ها نبود؛ گرچه خیلی از تیراندازهای دشمن سطح آب را کور می‌زدند، اما به یکباره هواپیماها در آسمان پیدا شدند و صدها گلوله منور از روی بصره، دهانه خلیج فارس تا روی خرمشهر ریختند. آسمان پر از منور شد. در طول جنگ، چنین عملیات نورافشانی ندیده بودم. منطقه مثل روز روشن شد. حالا وقتی بود تا تیراندازها، غواصان مظلوم را یکی یکی شکار کنند.

نورافشانی یک عملیات، اینچنین نوبر بود

منطقه مثل روز روشن شد و لحظه سماء مستانه بچه‌ها در اروند فرا رسید…

اما انگار، آب و خاک و باد و آتش، با توپ‌های چهارلول و سلاح‌های منحنی‌زن، یکدله و هم‌قسم شده بودند تا آزمون نهایی عاشقی را از فرزندان دل به دریازده خمینی (ره) بگیرند.

در آن اوقات سهمگین، دشمن با گراهای گرفته شده از تنگه‌ها، با توپ و خمپاره، قایق‌های رزمندگان را و با دوشکا و تیربار، غواصان مظلوم را یک یک شکار می‌کرد.

عملیات لغو شد. هیچ‌گونه تماسی با غواصان برقرار نبود. چه بر سرشان گذشت، خدا می‌داند و بس. بچه‌ها در عمق و سطح اروند قتل عام می‌شدند و هیچ کاری از سایر همرزمان ساخته نبود. دشمن دیوانه‌وار منطقه را زیر آتش توپخانه و خمپاره‌اندازها گرفته بود. صدای غرش توپ‌ها لحظه‌ای قطع نمی‌شد، دشمن می‌خواست از نیروهایی که برای عملیات پای کار آمده بودند، کسی سالم از منطقه خارج نشود.

تا اینکه دستور آمد که هر کس، هر طور و با هر چیزی که می‌تواند از منطقه خارج شود، وعده ما، مقر گردان در خرمشهر.

مرور تاریخچه کربلای ۴ و لو رفتن این عملیات مملو است از انتقادهایی از محورهای مدنظر تهاجم، حجم نیروهای مؤثر عملیاتی و برآورد نامناسب از پتانسیل دفاعی دشمن، همچنین چگونگی مدیریت فرماندهان سپاه وقت و تصمیمات صحیح یا ناصحیح ایشان، همه و همه حواشی واقعه سوم دی ۶۵ است.

مژده‌ای رسید

اما فارغ از این اوصاف، ۲۸ اردیبهشت جاری مژده‌ای رسید؛

پیکر ۲۷۵ شهید از جمله شهدای عامل در عملیات کربلای ۴، از مرز شلمچه وارد ایران شد.

نویدی که دهان به دهان و گوش به گوش، مادران گمنام را به معراج‌های شهدا می‌کشاند.

این خبر، ادامه تلخی نیز داشت، در میان این شهدا، ۱۷۵ شهید غواصاز غواصان کربلای ۴، با دستان بسته و بدون هیچ جراحتی، در گور دسته جمعی، که نه، گلزار دسته جمعی یافت شده‌اند.

و کسی کی درک خواهد کرد گلایه‌ها که نه، خلوص نجواهای عاشقانه انت المولی و انا العبد ایشان را.

به جرات، هیچ کس تا آن وقت فکرش را هم نمی‌کرده که، کی و کجا قرار است از میان دو انگشت مولایش، خیلی جاها را ببیند و هم اینکه، کربلای او کجا قرار گرفته است! و یا اینکه حتی قرار است صورت به صورت با خاک، با این طینت وجودی، «عادت آخر» خود را ترک دهد!

اینجا، لفظ جان کندن نامأنوس‌ترین واژه است. آخر، آدمِ شهید در حیاتش هم ترک عادت را سرلوحه عاداتش قرار داده!

اما این عادت آخری، عجیب دلبسته است به جان آدمیزاد، خودش را می‌خواهد خفه کند، آدم را نه! عقل می‌گوید هنوز زنده‌ای، بارقه امیدی هست، شاید از راهی که آمده‌ای به سلامت تن برگردی. اما دل، سکوت اختیار کرده، حیا می‌کند از اعتذار و ذلت که او عقل معاشش را سه طلاقه نموده است.

این نقل که شهدا در عین وصال، در درجات متفاوت‌اند سخن گزافی نیست. غواصی که می‌بایست هم با آب می‌جنگید هم با دشمن، مقدر شد به شوق دلدار، با دستان بسته و نفسی که هنوز در تن او جاری است، مرگ را به سخره بگیرد. حافظ کجاست که از شمع و گل و پروانه بگوید …

با خود فکر می‌کنم، این دم آخری، عادت دست و پاگیر تنفس، عجیب خودش را به در و دیوار تن می‌کوبد، که هان! جان داری و جان شیرین خوش است.

تا به وسوسه دو، سه روزی خور و خواب و شهوت، از مرید ۱۸ ساله خمینی (ره) پرده‌دری کند!

که حفظ جان را اهم واجبات بشمرد! و پشیمان شود از کرده خود، که خاک بر دهانم الموت لخم… بگوید! شاید به جوانی‌اش رحم شود.

قدری صبر کن!

آیه‌ای از خاطرم گذشت،

[box type=”note” align=”” class=”” width=””]

…وَتُکلِّمُنَا أَیدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا کانُوا یکسِبُونَ (۱) …دست‌هایشان با ما سخن گوید و پاهایشان به آنچه کرده‌اند گواهی دهد.

[/box]

به مصداق این آیه، حالا که قرار است شهادت دهند دست‌ها و پاها،

دست‌ها و پاهایی که به قبول زحمت کابل، سیم، بند پوتین و هرچه دم دست بوده، حالا به ظاهر ساکت‌اند …

نه، دیگر برای شک دیر است.

به قول عزیزی، آدم از خودش خجالت بکشد بهتر از این است که از دیگران خجالت بکشد.

حالا که فرشته‌ها، چشم به رفت و برگشت نفس‌هایمان دارند و قرار است خوب‌ترها را جاهای خوب‌تر ببرند، کسی به دیگری هم نگاه نمی‌کند، اگرچه چشم‌ها بسته است. هرکس به سهم خود قانع است، تیر، تیغ، آب، شایدم … خاک.

آقا این دقایق آخر، از همه آن ۱۷-۱۸ سال عمرش دیرتر می‌گذرد، مثل همین چند خط!

انگار این حرمله‌های بعثی پایشان را روی عقربه‌های ساعت گذاشته‌اند، نه می‌گذرد، نه نمی‌گذرد. این وقت‌ها که سر شیطان، برای القای یأس در دل بچه‌ها شلوغ می‌شود، فقط ایمان به کار آدم می‌آید. دیگر، فکر کردن به چشم‌های منتظر مادرانه‌ای که چشم به راه برگشتت دارند یا حتی، آدرنالینی که از شدت ترشح در خون، می‌رود از گوش‌هایت فواره کند، خیلی مهم نیست.

یک حدیث: حُسنُ ظَنَ باللهِ ان لاتَرِجو الا الله…(۲) گمان نیک به خداوند آن است که جز به او امیدوار نباشی…

برای امیدوار به رحمتت، که قرار است چشمش به هنگام مرگ به جمال آل کساء (علیهم السلام) روشن شود و همین طور که خاک بر سر و صورتش می‌ریزند، همانند بوییدن گلی خوشبوی به لقایت برسد، مرگ آنقدرها هم ترسناک نیست.

شهید عزیز؛ هنوز هم به اطمینان می‌دانم که نام تو در هیچ یادواره و بزرگداشتی نمی‌گنجد و هم هیچ کتابی. تو را باید با خودت شناخت، تو را باید با خود خود گمنامی شناخت. شاید هم با اروند و نهرخین! که صبر را برایشان معنا کردی. آری برای از تو نوشتن غیر از کاغذ و قلم، نظر رحمتتان لازم است که فقط کاغذ سیاه نشود.

کربلای بی‌منتهای ۴ گذشت و کربلای ۱۷۵ غواص بحر عرفان خمینی (ره) نه در اروند و دجله، که امروز بر سر دستان من و شما رقم خواهد خورد.

آری اعتراف می‌کنم غواص شهید، که دست دلم سوخت از روایت شب‌های ظلمانی کربلای ۴. اگرچه نام تو در میان نیست اما ولاتحسبن الذین قتلوا…، که زنده‌تر از منی.

 

برای دیدن تصاویر در اندازه بزرگ روی آن‌ها کلیک کنید 

منبع : یادداشت مهدی آذرسرا عزیز در روزنامه کیهان 

____________

[box type=”info” align=”” class=”” width=””]پی‌نوشت‌ها:

۱- سوره یس آیه ۶۵

۲- اصول کافی- ج ۲- ص ۷۲

منبع روایی: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس

منبع خاطرات: علیرضا دلبریان[/box]

 

عزادارى اباعبدالله حسین (ع) ضامن احیاى اسلام

فلسفه و حکمت عزادارى در فطرت و نهاد انسان‌هاست‌ که به اسطوره‌هاى خود احترام گذاشته و یاد آن‌ها را گرامى‌ مى‌دارند. افزون بر این، عزادارى بر سیدالشهدا(ع) مى‌تواند ثمره‌هاى فراوانى داشته باشد و سبب زنده‌ماندن راه حسین(ع) که ضامن حیات همیشگى دین اسلام است، مى‌گردد (همچنان‌که رسولخدا(ص)فرمود: حسین منى و انا من حسین)، زیرا امام … ادامه خواندن “عزادارى اباعبدالله حسین (ع) ضامن احیاى اسلام”

فلسفه و حکمت عزادارى در فطرت و نهاد انسان‌هاست‌ که به اسطوره‌هاى خود احترام گذاشته و یاد آن‌ها را گرامى‌ مى‌دارند.

افزون بر این، عزادارى بر سیدالشهدا(ع) مى‌تواند ثمره‌هاى فراوانى داشته باشد و سبب زنده‌ماندن راه حسین(ع) که ضامن حیات همیشگى دین اسلام است، مى‌گردد (همچنان‌که رسولخدا(ص)فرمود: حسین منى و انا من حسین)، زیرا امام تنها دین را در مقطع خاصى زنده نکرد بلکه راهى که او پیمود، الگویى براى همیشه تاریخ در عرضه سبب تداوم دین خدا شد.

اباعبدالله حسین
از سوى دیگر گریه بر امام حسین(ع) ریشه در تاریخ دارد؛ به‌گونه‌اى‌که پیامبران الهى و امامان همه براى آن‌حضرت گریه کرده‌اند که این علاوه بر پاداش، سبب تأکید بر مشروعیت‌بخشى قیام عاشورا و بیان حقانیتِ امام حسین(ع) مى‌گردد تا در طول تاریخ، دشمنان حقانیت این قیام را نپوشانند

از آن‌جایى که همه اولیاى الهى بر آن امام همام اشک ریخته‌اند، دیگر کسى پیروان ایشان را نمى‌تواند براى گریه و ناله بر آن‌حضرت سرزنش کند و یا عزادارى بر اهل‌بیت را بدعت و شرک بداند چراکه آیات الهى نیز گریه بر عزیزان را نقل نموده‌ است.

چرا باید حادثه عاشورا را گرامى بداریم؟
چرا باید بعد از گذشت نزدیک به چهارده قرن، یاد آن حماسة غم‌انگیز را زنده نگه‌داریم و مراسمى براى آن برپا کنیم؟
هر انسانى به‌سادگى در مى‌یابد که حوادث گذشتة هرجامعه و آیینى مى‌تواند درسرنوشت و آینده آن آثار عظیمى‌داشته باشد. بسیارى از حوادث که در جاى خود داراى‌آثار و برکاتى غیر قابل انکار بوده‌اند، مى‌توانند با بازنگرى و بازسازى مراتب و اهداف آن‌را دوباره در جامعه بیابند.

در همة جوامع بشرى مرسوم است که از حوادث گذشتة خود یاد مى‌کنند و به آن‌ها احترام مى‌گذارند، بلکه عقلاى‌ عالم براى بزرگداشت دانشمندان و مخترعان و قهرمانان ‌ملى و دینى خود آیین‌هاى بزرگداشتى منظور مى‌نمایند، این‌کار بر اساس یکى از مقدس‌ترین خواسته‌هاى فطرى که از آن به حسّ حق‌شناسى تعبیر مى‌شود، رخ مى‌دهد.

افزون بر این، گاهى یاد آن خاطره‌ها، همانند تجدید واقعى آن‌ها سبب تأثیرى‌ همانند وقوع آن، مى‌شود، بنابراین هدف از عزادارى‌ها و مراسم حماسة عاشورا، احیاى ‌فلسفة عاشورا و استمرار بخشیدن به قیام خونین امام حسین(ع) است. در نتیجه، گرامى‌داشتن عاشورا و عزادارى در طول تاریخ، داراى اثرهاى مفید و ارزشمندى بوده است ازجمله:
۱ – احیا و زنده‌داشتن نهضت عاشورا موجب زنده نگه داشتن وترویج دائمى‌مکتب قیام و انقلاب در برابر طاغوت‌هاست وتربیت‌کننده و پرورش‌دهندة روح حماسه ‌و ایثار است

ashura-1  ۲ – عزادارى نوعى پیوند محکم عاطفى با مظلوم انقلاب‌گر و اعتراض به ستمگر است و به تعبیر استاد شهید مطهرى: «گریه بر شهید، شرکت در حماسة اوست.» و از این طریق روح حماسى و مبارزه و جهاد در جامعه زنده مى‌ماند.

۳ – زنده نگه داشتن عاشورا سبب مى‌شود فاصله زمانى نتواند میان پیوند روحى‌ جامعه و مکتب، جدایى ایجاد نماید و سبب مى‌شود، امت اسلام از تأثیرات و انحرافات ‌دشمنان در امان باشند و مکتب را در پیچ و خم روزگار از تصرف‌ها و بدعت‌ها محافظت‌ نماید و از همین‌رو است که استعمارگران براى نابودى ملت‌هاى اسلامى مى‌کوشند تا رابطه آنان را با تاریخ پر افتخار صدر اسلام قطع نمایند تا با ایجاد خلا، زمینه القاى‌ فرهنگ خود را فراهم آورند.

این عزادارى‌ها آثار سازنده وتربیتى بسیارى دارد که برخى از آن‌ها عبارتند از:
۱ – الهام روح انقلاب، آزادگى، شهادت‌طلبى، ایثار و حقیقت‌جویى؛
۲ – پیوند عمیق عاطفى بین امت و الگوهاى راستین؛
۳ – آشنایى توده‌هاى مردم با معارف دینى؛
۴ – پالایش روح و تزکیه نفس؛
۵ – تقویت وحدت و انسجام دینى و ملى‌.
ضرورت برگزارى مجالس حسینى‌

در سخنان نورانى امامان معصوم تأکید زیادى براى تشکیل مجالس دینى‌شده است، پیامبر(ص) مى‌فرماید: «علیکم بمجالس الذکر.» بر شما لازم است که‌ مجالس دینى را تشکیل دهید و در آن‌ها شرکت کنید و در جاى دیگر مى‌فرماید: «ارتعوا ریاض الجنة قالوا: یا رسول الله ما ریاض الجنّة قال: مجالس الذکر.» هرگاه به‌ باغ‌هاى بهشت برخورد کردید، در آن حاضر شوید. سؤال کردند که باغ‌هاى بهشت‌ چیست؟ فرمود: مجالس ذکر و اجتماعاتى که در آن‌ها یاد خدا و اهل‌بیت و امام حسین(ع) ‌زنده شود.
امام رضا(ع) نیز فرمودند: «من جلس مجلسا یحیى فیه امرنا لم‌یمت قلبه یوم‌یموت القلوب.» هر کسى‌که در مجلسى شرکت کند که امر ما در آن زنده مى‌شود، دلش‌در آن روزى که دل‌ها مرده است، نمى‌میرد.

امام خمینى در این باره مى‌فرماید: «الان هزار و چهارصد سال است که این منبرها، با این روضه‌ها و با این‌ مصیبت‌ها و با این سینه‌زنى‌ها ما را حفظ کرده‌اند.»
با توجه به آنچه بیان شد، ضرورت برگزارى مجالس سوگوارى روشن است. آنچه باید مورد دقت قرا بگیرد، برخى فواید این مجالس است که همواره کم و زیاد مورد توجه بوده و لازم است بیشتر مورد عنایت قرار گیرد:

 

الف) هدایت مردم‌
رسالت تمامى پیامبران الهى هدایت مردم است. هدایت با حرکت دادن انسان ازظلمات به‌سوى نور و از جهل به علم انجام مى‌پذیرد. از سوى دیگر عقل انسان به‌تنهایى نمى‌تواند هدایتگر او باشد. عقل مى‌تواند نگرش انسان را قوى‌سازد، اما جهت وسوى نگرش و بسیارى از مسائل دینى و حقیقى جهان اگرچه مخالف عقل نیست، درحیطه و حوزة ادراک عقلى نیز نیست. این سوى و جهت نگرش و هم‌چنین تأکید بر ادراکات عقلى توسط پیامبران الهى صورت مى‌پذیرد.

قیام امام حسین(ع) به‌منظور جهت‌دادن به مردم صورت گرفت، زیرا وقتى‌ مشاهده کرد که مردم در هیاهوى‌ تبلیغاتى دشمنان و حاکمان فاسق دچار سرگردانى‌ شده‌اند، حاضر شد خون خود را در راه خدا بدهد تا مردم از حیرت ضلالت و گمراهى به‌سوى حقیقت نور هدایت شوند.

مجالس عزادارى امام حسین(ع) نیز همین رسالت را دارا هستند که در جهانى‌که نظام‌هاى سرمایه‌دارى، با ترویج فرهنگ خویش دست و پاى انسان‌ها را با غل و زنجیرِ شهوت و هواهاى نفسانى بسته است و سبب خلا معنویت در زندگى امروز انسان‌ شده، مجالس حسینى باعث بیدارى و رهایى انسان از قید شهوت‌ها گردد. آنچه در این ‌مجالس رخ مى‌دهد، چیزى جز هدایتى همه‌جانبه که در کنار ابعاد سیاسى- اجتماعى موجب معنویت و جلادادن به روح‌هاى خسته مى‌شود، نیست.
آنچه بیشتر در مجالس حسینى یاد مى‌شود اوصاف و صفات و اهداف قیام آن‌حضرت است. از این‌رو مخاطب این مجالس در مى‌یابد که حسین انسان کامل و وارسته‌اى است که نه به ‌سبب هواى نفس و یا از روى لهو و لعب، بلکه براى اصلاح امت و انسانیت، جان خود را در طبق اخلاص گذاشت. بدین‌سان یادآورى آن‌حضرت و یارانش‌ سبب الگوسازى براى انسان‌هایى مى‌شود که سرگذشت او را مى‌شنوند.

اگر مجالس عزادارى به‌صورت صحیح برگزار شود، سبب مى‌گردد که الگوهاى‌ ناب از الگوهاى بى‌ارزش شناخته شود و به‌گونه‌اى موجب استحکام ارزش‌هاى الهى در جامعه گردد، بنابراین خاطرة امام و یاوران با وفایش تکرار تاریخ را متذکر مى‌شود و وفادارى و شناخت و الگو قرار دادن انسان کامل، پیامد این مجالس است.

ج) ایجاد معنویت در جامعه‌
یکى از مهم‌ترین آثارى که بر برگزارى مجالس عزادارى مترتب است، این است که جامعه‌ انسانى که در پى مشکلات خویش از معنویت و صفاى باطن دور گشته است، حال و هواى دیگرى بیابد و شیعیان در مدتى از زمان در جوى از معنویت و صفا قرار مى‌گیرند و سبب زنده‌سازى و احیاى دل و تقویت‌ ترس و امید به رحمت الهى مى‌گردد تا در پى آن‌جامعه به‌سوى اصلاح و سازندگى معنوى و مادى ناب به پیش رود. بنابراین‌ آنان که به‌درستى و با خلوص نیت به عزادارى مى‌پردازند، پس از گذشت و تکرار این ‌معنویات، شخصیتى خدایى پیدا مى‌کنند و بینش و معنویت آنان رشدى غیر قابل انکار، پیدا خواهد کرد.

ابعاد مختلف آثار عزادارى بر امام حسین(ع)

کنجکاوى جوانان و نوجوانان درباره برگزارى این مراسم و دریافتن آنان، دلیل ‌برگزارى مراسم سوگوارى و در نتیجه رسیدن به اهداف امام حسین(ع) و شناخت‌ شخصیت آن‌حضرت، بدون اراده، تأثیرى عمیق در دل خواهد گذاشت.
در نظر روان‌شناختى به انسان، خواهیم دید دو عامل عمده در رفتار آگاهانة ما مؤثرند:
۱ – عامل شناخت و معرفت: وقتى انسان مطلبى را بفهمد و بپذیرد، قطعاً شناخت‌در رفتار او تأثیر بسزایى خواهد گذاشت و عملى ماندگار خواهد بود که مبتنى بر شناخت‌حقیقى باشد.
۲ – عامل احساسات و تمایلات: شاید عامل دیگرى که در رفتار ما بیشتر از شناخت تأثیر دارد، عامل‌ انگیزه و به تعبیر دیگر احساسات، تمایلات، گرایش‌ها و میل‌ها باشد.

هرگاه رفتار انسان‌ها را تحلیل مى‌کنیم در مى‌یابیم که عامل اصلى‌اى که در برانگیختن انسان نقش اساسى داشته است عامل ‌انگیزه و تمایل و احساسات است. بعد از شناختِ حرکتِ سید الشهداء(ع) و نقش مهم آن در سعادت انسان‌ها، متوجه مى‌شویم‌که تنها شناخت، حرکت‌آفرین نیست، اما به یاد آوردن آن خاطره در مراسم سوگوارى ما را به پیمودن راه آنان و الگو قرار دادن آنان وا مى‌دارد.

ashura-2
براى روشن شدن اثر تجسمى که در جلسات عزادارى از کربلا و عاشورا مى‌شود، مناسب است به این نکته دقت کنیم: وقتى خداوند به ‌موسى فرمان داد: (و واعدنا موسى ثلاثین لیلة) اراده و وعدة خدا این بود که موسى سى‌شب در کوه طور با خدا مناجات کند ولى دوباره با جملة (و اتممناها بعشر)، ده روز دیگر به آن افزوده شد. مردم از این ده روز خبر نداشتند و سامرى از این فرصت استفاده کرد و آن گوساله را ساخت و مردم را به پرستش آن دعوت کرد و گفت: (هذا الهکم و اله موسى) این خداى شما و موسى است، بسیارى از بنى اسرائیل به حرف‌هاى‌ هارون‌گوش نکرده و در مقابل گوساله سجده نمودند.

خداوند به موسى وحى کرد که در میان قومت چنین واقعه‌اى رخ داده است. بعد از گذشت ده روز موسى برگشت و تا دید مردم گوساله مى‌پرستند، عصبانى شد. به‌گونه‌اى‌که الواح را به کنارى پرتاب کرد: (و القى الالواح و اخذ برأس اخیه یجره الیه) الواح را به کنارى انداخت و سر برادرش -هارون – را گرفت و با عصبانیت به‌سوى خود کشید و او را بازخواست کرد: چرا اجازه دادى مردم گمراه شوند؟»

ملاحظه مى‌کنیم که وقتى وحى آمد که‌ اى موسى قومت گوساله‌پرست‌ شده‌اند، آثار غصب در او ظاهر نشد، اما زمانى که بازگشت و دید که آنان گوساله ‌مى‌پرستند، برآشفت و نتوانست تحمل نماید.

مراسم سوگوارى سبب گریستن و باعث تحریکِ احساسات مى‌شود، به‌گونه‌اى‌که‌دانستن و خواندن چنان اثرى‌ ندارد. بنابراین تنها بحث و بررسى عالمانة واقعة عاشورا نمى‌تواند، نقش عزادارى را ایفا کند، بلکه باید در اجتماع صحنه‌هایى به‌وجود آید که ‌احساسات مردم را تحریک نماید.

د) ایجاد وحدت‌
اگر مراسم پر شکوه حج، گردآورنده مسلمانان از فرقه‌ها و ملل مختلف جهان ‌است، مراسم عزادارى سبب مى‌شود که پیروان امام که از نژادهاى مختلف و با بینش‌هاى‌ متفاوت هستند، یک دل شوند.
مجالس عزادارى همچون شبکه‌اى گسترده و کار‌آمد، کارکردى بى‌مانند در تقویت وحدت و انسجام دینى – و در کشورى مانند کشور ما- ملى دارد.

ه‍) عبرت‌گیرى‌
وقتى در یادآورى واقعة کربلا، ظلم‌ها، انحرافات و منکرات آن روزگار تبیین‌ مى‌شود، ذهن شنوندگان به جامعة خویش معطوف مى‌گردد و آن‌را مورد توجه قرار مى‌دهد و با مقایسة عصر خود با آن روزگار در صدد برمى‌آید که اگر حکومتى ‌حسینى دارد، در حفظ آن بکوشد و اگر حاکمى ظالم بر مَسند نشسته، در برابر آن بایستد.
مردم عزادار عبرت مى‌گیرند که اگر یارِ پیشواى خویش و تابع امر ولایت نباشند، چه بر سر جامعه و مبانى دینى ‌خواهد آمد و درس آموزندة دیگر این‌که چگونه در مقابل باطل و فساد بایستند و از مبارزه با طاغوت نهراسند و بدانند آنچه باقى مى‌ماند، حماسه‌اى در پرتو رنگ الهى است‌.

و) احیاى اهداف امام حسین در جوامع‌
حرکت در مسیر اصلاح امت اسلام و امر به معروف و نهى از منکر و مبارزه با ظلم و فساد در حاکمیت و برگرداندن آن به سیره و روش پیامبر و على، از یک‌سو و آمادگى ایثار و فداکارى در راه تحقق این آرمانها، از سوى دیگر، از آثار و اهداف مهم این عزادارى‌ها در طول تاریخ بوده و خواهد بود.
تذکر
آنچه گفته شد و بسیار بیشتر هم قابل بیان در آثار این عزادارى‌هاست، منوط به هوشیارى در استفاده صحیح از این ظرفیت بى‌بدیل است و بدیهى است که در صورت بى‌توجهى و عدم مقابله با آفات و آسیبهاى احتمالى، مى‌تواند به‌جاى همه این برکات، زمینه‌اى براى انحراف و تخدیر و تضییع سرمایه‌هاى اجتماعى و مذهبى فراهم سازد.

 

عالَم، انگشت به دهان از صبر زینبی

در بین آموزه‌های دینی مسئله صبر از جمله مسائل چالش‌برانگیز می‌باشد. در روایات، صبر نسبت به ایمان به منزله سر نسبت به سائر جسد شمرده شده است، گویا كسی كه صبر ندارد ایمان ندارد و اساس خداوند بندگانش را با صبر می آزماید. صبر بر ناملایمات، صبر بر انجام واجبات و صبر بر ترك گناهان. … ادامه خواندن “عالَم، انگشت به دهان از صبر زینبی”

در بین آموزه‌های دینی مسئله صبر از جمله مسائل چالش‌برانگیز می‌باشد. در روایات، صبر نسبت به ایمان به منزله سر نسبت به سائر جسد شمرده شده است، گویا كسی كه صبر ندارد ایمان ندارد و اساس خداوند بندگانش را با صبر می آزماید. صبر بر ناملایمات، صبر بر انجام واجبات و صبر بر ترك گناهان. و در این بین صبر بر ناملایمات در بین اولیاء خدا بالاترین و بیشترین موارد را به خود اختصاص داده است. به طور یك قاعده كلی و سنت جاریه الهی خداوند اولیائش را و حتی رسولان را و حتی رسولان اولوا العزم را با همین مسئله صبر آزموده و آنان را به درجات رفیعه رسانده است.

ادامه خواندن “عالَم، انگشت به دهان از صبر زینبی”

سِرّ نى در نینوا مى‏‌ماند اگر زینب نبود

آن هنگام که خبر ولادت حضرت زینب(س) را به پیامبر(ص) دادند، آن حضرت فرمود: «نوزاد را نزدم بیاورید»، وقتى که زینب(س) را به نزد او بردند، فرمود: به حاضران و غایبان وصیت و سفارش مى‏‌کنم که احترام این دختر را پاس دارند، همانا این دختر شبیه حضرت خدیجه(س) است. در این تشبیه اسرارى عمیق نهفته … ادامه خواندن “سِرّ نى در نینوا مى‏‌ماند اگر زینب نبود”

آن هنگام که خبر ولادت حضرت زینب(س) را به پیامبر(ص) دادند، آن حضرت فرمود: «نوزاد را نزدم بیاورید»، وقتى که زینب(س) را به نزد او بردند، فرمود: به حاضران و غایبان وصیت و سفارش مى‏‌کنم که احترام این دختر را پاس دارند، همانا این دختر شبیه حضرت خدیجه(س) است.

در این تشبیه اسرارى عمیق نهفته است و بیان‌‏کننده آن است که همان‏‌گونه که وجود پربرکت حضرت خدیجه(س) براى پیشرفت اسلام داراى آثار بسیار مبارک و کارساز بود و هم‏چون مادرى، اسلام را پرورش داد و همه امکانات خود را براى پیشرفت اسلام با کمال ایثار نثار کرد، زینب(س) نیز این‏‌گونه به جا پاى جده‏‌اش خدیجه(س) پا نهاد و از اسلام حمایت کرد و نهضت عاشورا را که حادثه‌‏اى عظیم براى نجات اسلام از دستبرد ناپاکان بود، پروراند و همه امکاناتش را در این ‏راه نثار نمود.

ادامه خواندن “سِرّ نى در نینوا مى‏‌ماند اگر زینب نبود”

امام علی (ع) مولود كعبه، و فضلیتی به درخشندگی خورشید

یكی از فضائل بسیار مهم و عجیب مولی الموحدین امیر المۆمنین علی علیه السلام كه از كنار آن به راحتی نمی‌توان گذشت، ولادت آن حضرت در كعبه شریف است آن هم به آن نحو معروف كه همه می دانیم. اما آنچه در این نوشتار به دنبال آن هستیم این است كه سری به منابع اهل تسنن بزنیم تا ببینیم … ادامه خواندن “امام علی (ع) مولود كعبه، و فضلیتی به درخشندگی خورشید”

یكی از فضائل بسیار مهم و عجیب مولی الموحدین امیر المۆمنین علی علیه السلام كه از كنار آن به راحتی نمی‌توان گذشت، ولادت آن حضرت در كعبه شریف است آن هم به آن نحو معروف كه همه می دانیم. اما آنچه در این نوشتار به دنبال آن هستیم این است كه سری به منابع اهل تسنن بزنیم تا ببینیم آنها نیز آیا به این واقعه عظیم اعترافی نموده اند یا نه؟!

ادامه خواندن “امام علی (ع) مولود كعبه، و فضلیتی به درخشندگی خورشید”

ماه رجب ؛ شست‌وشویى کن و آنگه به خرابات خرام…

لازم میدانم برادران و خواهران عزیز را، مخصوصاً جوانها را توجه بدهم به اهمیت ماه رجب. از این مناسبتها و از این خصوصیاتِ مربوط به ایام و شهور نمیشود به‌آسانى صرفنظر کرد. بزرگان و اهل معنا و اهل  سلوک، ماه رجب را مقدمه‌ى ماه رمضان دانسته‌اند. ماه رجب، ماه شعبان، یک آمادگاهى است براى اینکه انسان در ماه مبارک … ادامه خواندن “ماه رجب ؛ شست‌وشویى کن و آنگه به خرابات خرام…”

ماه رجب

لازم میدانم برادران و خواهران عزیز را، مخصوصاً جوانها را توجه بدهم به اهمیت ماه رجب. از این مناسبتها و از این خصوصیاتِ مربوط به ایام و شهور نمیشود به‌آسانى صرفنظر کرد. بزرگان و اهل معنا و اهل  سلوک، ماه رجب را مقدمه‌ى ماه رمضان دانسته‌اند. ماه رجب، ماه شعبان، یک آمادگاهى است براى اینکه انسان در ماه مبارک رمضان – که ماه ضیافت الهى است – بتواند با آمادگى وارد شود. آمادگى به چیست؟
در درجه‌ى اول، آمادگى به توجه و حضور قلب است؛ خود را در محضر علم الهى دانستن، در محضر خدا دانستن – «سبحان من احصى کلّ شى‌ء علمه»(۱) – همه‌ى حالات خود را، حرکات خود را، نیّات خود را، خطورات قلبى خود را در معرض و محضر علم الهى دانستن؛
در درجه‌ى اول، این مهم است؛ و اگر این حاصل شد، آن وقت توجه ما به کارهایمان، به حرفهایمان، به رفت‌وآمدهایمان، به سکوتمان، به گفتنمان، بیشتر خواهد شد؛ توجه میکنیم که چه میگوئیم، کجا میرویم، چه اقدامى میکنیم، علیه چه‌کسى حرف میزنیم، به نفع چه‌کسى حرف میزنیم. وقتى انسان خود را در محضر الهى دانست، بیشتر متوجه کارها و حرکات و رفتار خود میشود. عمده‌ى اشکالات ما به خاطر غفلتى است که از رفتار و اعمالِ خودمان میکنیم.
وقتى انسان از حال غفلت خارج شود، توجه کند که دارد دیده میشود، محاسبه میشود – «انّا کنّا نستنسخ ما کنتم تعملون»(۲) – همه‌ى حرکات او، کارهاى او در محضر پروردگار است، طبعاً مراعات میکند. با این حالت، با یک طهارتى، با یک نزاهت و پاکیزگى‌اى، انسان وارد ماه رمضان شود – «شستشوئى کن و آنگه به خرابات خرام»؛ شستشوکرده وارد ماه رمضان شود – آن وقت در محضر ضیافت الهى حداکثر بهره را خواهد برد. ماهرجب را با این چشم نگاه کنید.
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در آستانه فرا رسیدن ماه رجب توصیه‌های رهبر انقلاب اسلامی برای استفاده بیشتر از فرصت معنوی این ماه را در قالب کلیپ صوتی «شست‌وشویی کن و آنگه به خرابات خرام…» منتشر می‌کند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در این صوت می‌شنوید: 

ماه رجب :شست‌وشویى کن و آنگه به خرابات خرام…

اعمال ماه مبارک رجب

فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت‌شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در این ماه … ادامه خواندن “اعمال ماه مبارک رجب”

خدا رجب

فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت‌شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور می‌گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت‌شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می‌گردد.

ادامه خواندن “اعمال ماه مبارک رجب”

روش‌های تفسیری در نهج البلاغه [روش ها را از استاد اصلی بیاموزیم ]

دانلود کتاب شریف نهج البلاغه با شیوه کم علامت قرآن مجید یگانه کتاب آسمانی مصون‌مانده از تحریف است که جامع‌ترین و استوارترین آموزه‌های وحیانی را در اختیار بشر قرار می‌دهد. دستیابی صحیح و روشمند به آموزه‌های این کتاب بزرگ، به ویژه با توجه به بیان دقیق و خارق‌العاده آن، روش‌شناسی خاص خود را می‌طلبد و … ادامه خواندن “روش‌های تفسیری در نهج البلاغه [روش ها را از استاد اصلی بیاموزیم ]”

دانلود کتاب شریف نهج البلاغه با شیوه کم علامت

قرآن مجید یگانه کتاب آسمانی مصون‌مانده از تحریف است که جامع‌ترین و استوارترین آموزه‌های وحیانی را در اختیار بشر قرار می‌دهد. دستیابی صحیح و روشمند به آموزه‌های این کتاب بزرگ، به ویژه با توجه به بیان دقیق و خارق‌العاده آن، روش‌شناسی خاص خود را می‌طلبد و شناخت لغزشگاه‌ها و پیش‌گیری از تحریف معنوی و برداشت‌های سطحی از این کتاب گران‌سنگ، بستگی کامل به تعریف و تبیین دقیق و عمیق مبانی و روش فهم و تفسیر آن دارد.

 قرآن کریم طبق اوصافی که خود برای خویش ذکر کرده، بیان و تبیان و کتاب مبین، به زبان عربی آشکار و برای پند گرفتن سهل و آسان است، ولی هر اندیشمند بینایی که با قرآن و معارف آن آشنایی داشته باشد، به خوبی درمی‌یابد که علوم و معارف نهفته در قرآن دارای سطح‌ها و مراتب گوناگون است و دلالت آیات کریمه بر آن معارف، یکسان نیست. در نتیجه در برخورد با این کتاب باید از روش‌های خاص خود بهره گرفت. امام علی (علیه‌السلام) در سخنان خویش برخی از این روش‌ها را معرفی کرده و یا به کار برده‌اند.

ادامه خواندن “روش‌های تفسیری در نهج البلاغه [روش ها را از استاد اصلی بیاموزیم ]”

از همکاری پرز در حمله به طبس تا اشک‌های کارتر در کاخ سفید

‌دانلود ویدیو  بدون شک ماجرایى که در طبس اتفاق افتاد و با شکست نیروهاى آمریکایی مواجه شد یکى از بزرگ‌ترین معجزات قرن است؛ چرا که آن‌ها با برخوردارى از دقیق‌ترین و پیچیده‌ترین امکانات نظامى و با تدارک همه‌جانبه و هماهنگى کلیه عوامل داخلى و خارجى به بهانه آزادسازى جاسوسان خود اما در حقیقت به قصد … ادامه خواندن “از همکاری پرز در حمله به طبس تا اشک‌های کارتر در کاخ سفید”

طبس

دانلود ویدیو 

بدون شک ماجرایى که در طبس اتفاق افتاد و با شکست نیروهاى آمریکایی مواجه شد یکى از بزرگ‌ترین معجزات قرن است؛ چرا که آن‌ها با برخوردارى از دقیق‌ترین و پیچیده‌ترین امکانات نظامى و با تدارک همه‌جانبه و هماهنگى کلیه عوامل داخلى و خارجى به بهانه آزادسازى جاسوسان خود اما در حقیقت به قصد نابود ساختن نظام اسلامى تهاجم خود را آغاز کردند.

 سران کاخ سفید و مقامات پنتاگون از موفقیت این عملیات اطمینان کامل داشتند اما از آنجایى که خداوند همواره حافظ این ملت و انقلاب بوده است، در طبس نیز امدادهاى غیبى خداوند عینیت یافت تا بار دیگر بر طاغوتیان زمان ثابت شود که اراده الهى بر هر چیز که تعلق بگیرد شدنى است. ما به ارزیابى حرکت‌های امریکا در قبال انقلاب اسلامى پرداخته و جریان حمله ۵ اردیبهشت را با استفاده از اسناد به دست آمده از لانه جاسوسى و نیز با بهره‌گیری از صحبت‌های کارتر که به صورت خاطره جداگانه‌ای به چاپ رسیده، بررسى می‌کنیم.

ادامه خواندن “از همکاری پرز در حمله به طبس تا اشک‌های کارتر در کاخ سفید”