چگونه آب کمتری مصرف کنیم ؟

کمبود آب شیرین بحرانی است که اکثر کشورها را با مشکلات جدی روبه‌رو کرده است به‌طوری که عده‌ای معتقدند جنگ جهانی سوم بر سر آب اتفاق می‌افتد. با افزایش دمای هوا و نزدیکی به فصل تابستان، بحران کمبود آب بیشتر احساس می‌شود.

به‌طوری که ممکن است برخی شهرها در فصل تابستان با مشکل قطعی یا افت شدید فشار آب مواجه و روستاهای کوچک در مناطق خشک و کویری کشور با مشکل بزرگ‌تری مثل بی‌آبی روبه‌رو شوند. آب هم مثل نفت یک سرمایه ملی محسوب می‌شود و باید از آن نگهداری و در مصرف آن صرفه‌جویی کنیم.

فرا رسیدن فصل گرما بهانه‌ای شد که سراغ آمار و ارقام میزان استاندارد مصرف خانگی آب برویم. علاوه بر این آمار و ارقام، این صفحه شما را با مهارت‌های صرفه‌جویی در آب آشنا می‌کند. خانم زهرا کاظمی، مدیر روابط عمومی شرکت آب و فاضلاب منطقه ۵شهر تهران به‌عنوان کارشناس در این بخش ما را همراهی می‌کند. در ادامه مطلب همراه بنیانا باشید

 

چقدر بیشتر مصرف می‌کنیم؟

به‌طور استاندارد میزان مصرف آب جهانی برای هر نفر، روزانه ۱۵۰لیتر است که متأسفانه این آمار در شهر تهران به‌طور میانگین روزانه برای هر نفر ۲۴۰ لیتر تخمین زده می‌شود؛ یعنی شهروندان تهرانی روزانه حدود ۶۰درصد بیشتر از استاندارد جهانی، آب مصرف می‌کنند. شاید یکی از دلایل این مصرف بی‌رویه، قیمت بسیار کم آب در کشور ما باشد. قیمت تمام‌شده برای هر مترمکعب آب در فرایند تصفیه، انتقال و توزیع، هزار تومان است که البته در این میزان هزینه سرمایه‌گذاری صورت گرفته برای تأسیسات سد و تصفیه خانه درنظر گرفته نشده است. با وجود همه این موارد قیمت فروش هرمترمکعب آب کمتر از یک سوم هزینه تمام‌شده برای سازمان آب است.

 

چطور مصرف آب را کاهش دهیم؟

میزان مصرف آب در بخش‌های مختلف خانه، ما را با آمار و ارقامی عجیب روبه‌رو کرده است. شاید باورش سخت باشد که برای رفع نیازهای روزمره، ما آب فراوانی هدرمی‌دهیم. با رعایت نکاتی ساده می‌توانیم در مصرف آب بسیار صرفه‌جویی کنیم. این بخش شما را با راهکارهایی ساده برای صرفه‌جویی آب در بخش‌های مختلف خانگی آشنا می‌کند.

صرف جویی در آب
صرف جویی در آب

استحمام

با توجه به گرم شدن هوا و تعرق بدن، استحمام یکی از نیازهای روزمره محسوب می‌شود اما ما در هر بار استحمام چقدر آب هدر می‌دهیم؟ هر فرد در هر ۱۵دقیقه استحمام چیزی حدود ۱۸۰بطری یک و نیم لیتری آب مصرف می‌کند. یعنی فردی که هر روز به حمام می‌رود فقط آب مصرفی او در حمام ۳۰ لیتر بیشتر از میانگین آب مصرفی روزانه در شهر تهران است. یکی از راهکارهای ساده صرفه جویی آب در حمام این است که هنگام شست و شوی بدن آب را ببندید. اگر به‌طور میانگین شما در هر استحمام ۱۵دقیقه‌ای ۵دقیقه آب را ببندید چیزی حدود ۹۰لیتر آب صرفه جویی کرده‌اید.

شست و شوی ظرف ها
شست و شوی ظرف ها

شست و شوی ظروف

شست و شوی ظروف به‌طور میانگین در طول روز ۲۰دقیقه طول می‌کشد و اگر آب در این ۲۰دقیقه باز باشد چیزی حدود ۱۶۰بطری یک و نیم لیتری آب مصرف می‌شود. ما هم قبول داریم که در تمام مراحل شست و شوی ظرف‌ها به آب نیاز است، اما اگر فقط ۲دقیقه، آن هم هنگام اسکاچ کشیدن ظرف‌ها، آب را ببندید بیش از ۱۸ لیتر در مصرف آب صرفه‌جویی کرده‌اید. حال اگر در ابتدا ظروف را اسکاچ بکشید و سپس مرحله آبکشی را انجام دهید در این فاصله می‌توانید حداقل ۵دقیقه آب را ببندید که می‌شود چیزی حدود ۴۵ لیتر صرفه‌جویی.

 

مسواک‌زدن

اگر به‌طور میانگین مسواک زدن هر فرد ۵دقیقه طول بکشد چیزی حدود ۴۰ بطری یک‌ونیم لیتری آب مصرف می‌شود. این در حالی است که خیلی راحت می‌توانید با یک لیوان آب مسواک بزنید. به این ترتیب شما چیزی حدود ۶۰ لیتر در مصرف آب صرفه‌جویی کرده‌اید.

کولر آبی
کولر آبی

کولر آبی

بد نیست بدانید که در طول روز هر کولر آبی چیزی حدود ۲۰۰ لیتر آب مصرف می‌کند. مسلما همه ما در ساعاتی که هوا خنک می‌شود کولرها را خاموش می‌کنیم و کسی هم از شما توقع ندارد در ساعات اوج گرما کولرهای خود را خاموش کنید تا در مصرف آب صرفه‌جویی شود. پس چگونه در مصرف آب کولر صرفه جویی کنیم؟ خیلی راحت می‌توانیم با نصب یک سایه‌بان روی کولر خود از بخار شدن حجم عظیمی از آب جلوگیری کنیم و به این ترتیب میزان قابل توجهی در مصرف آب صرفه‌جویی کرده‌ایم.

 

روشویی

شستن دست و صورت از مواردی است که در طول روز زیاد با آن سروکار داریم. هر یک دقیقه کاهش زمان استفاده از شیر روشویی باعث می‌شود ۱۲لیتر آب صرفه‌جویی کنیم. می‌شود هنگام زدن مایع دستشویی یا صابون به دست‌ها، یک دقیقه‌های زیادی در مصرف آب صرفه‌جویی کرد.

 

دست به آچار شوید

به کارگیری تجهیزات کاهنده به‌طور میانگین در روز باعث ۴۰تا ۵۰لیتر صرفه‌جویی در مصرف آب می‌شود. علاوه بر آن، این بخش چند راهکار ساده دیگر برای صرفه‌جویی در آب را معرفی می‌کند.

اگر شیر آلات شما چکه می‌کند روزانه چیزی قریب به ۳لیتر آب از هر شیر هدر می‌رود. خیلی راحت می‌توانید با یک آچارکشی ساده شیر آلات این مشکل را برطرف کنید.

جدیدا فیلترهایی وارد بازار شده که مصرف آب را به‌شدت کاهش می‌دهد. این فیلترها خیلی راحت بر سر شیرآلات نصب می‌شوند.

شیرآلات اهرمی گزینه‌ای مناسب برای صرفه جویی در آب محسوب می‌شوند؛ چرا که خیلی راحت باز و بسته می‌شوند و با آنها می‌شود در مصرف آب بسیار صرفه‌جویی کرد. شاید در ابتدای امر این شیرآلات کمی هزینه بر به‌نظر برسند، اما با کاهش هزینه‌های آب از نظر اقتصادی هم به صرفه خواهند بود.

قرار دادن یک بطری پر از آب در مخزن فلاش تانک ساختمان باعث می‌شود ۲۴لیتر آب در طول روز صرفه جویی کنید.

 

صرفا جهت اطلاع

از مجموع کل آب‌های جهان، ۹۷/۴ درصد آن را آب شور دریاها و اقیانوس‌ها تشکیل می‌دهد که به‌دلیل شوری قابل‌استفاده نیستند. به این ترتیب از مجموع منابع آبی جهان، ذخایر آب شیرین تنها ۲/۶ درصد کل حجم ذخایر آب‌های سطح زمین را شامل می‌شود که بخش اعظم آن به‌صورت یخ در قطب‌های کره‌زمین، یخچال‌های طبیعی و آب‌های زیرزمینی وجود دارند که در دسترس نیستند. بد نیست بدانید از مجموع آب‌های کره زمین تنها ۰/۰۱۴ آن قابل استفاده است.

 

به بهانه تشییع پیکر ۱۷۵ شهید غواص ؛فرشته‌های دست بسته

175 شهید غواص
۱۷۵ شهید غواص

گفتم: دستان بسته فرشته‌ها،

یادم افتاد، فرشته‌ها دست ندارند.

وجه تمایز فرشته و آدمی، غیر فطرت و اختیار، دو بال است. بال‌هایی که آن روز قرار شد با دستان بسته، مریدان خمینی (ره) را به عرش برسانند.

همه آن‌هایی که در ماه‌های آذر و دی در جنوب بوده‌اند، می‌دانند که چه سرمای استخوان‌سوزی دارد؛ چه برسد به آموزش غواصی و شنا در آن.

می‌گویند غوغا، در عمق اروند است. شنیده‌ام جریان اروند، جریان صاف و آرام است، اما در عمق آن غوغایی به پاست و خروش و طغیان واقعی رودخانه زیر آب است. به طوری که اگر لنگر کشتی که در اروند لنگر می‌اندازد ضعیف باشد جریان رود، کشتی یا یدک‌کش را از لنگر جدا می‌کند و با خود می‌برد.

اینجاست که می‌فهمم چرا غواصان کارکشته زمان جنگ با شنیدن نام اروند، هوایی می‌شدند و تمام سختی عبور از این رودخانه را که حتی عراقی‌ها تصور نمی‌کردند کسی بتواند از آن عبور کند، به جان می‌خریدند. برای آن‌ها جنگ دوجانبه بود؛ جنگ با آب و جنگ با دشمن…

توسل، این کلیدواژه کاربردی در عموم عملیات‌ها و نفوذهای شناسایی، در میان غواصان معنای ویژه‌ای داشت. با استناد به برخی روایات شفاهی بازماندگان آن فرشتگان زمینی، غواصانی که می‌خواستند از آب‌های مواج اروند عبور کنند، به وسیله یک رشته سیم تلفن خود را به همدیگر وصل می‌کردند تا جریان آب آن‌ها را نبرد و گم نشوند. نفر اولی که در جلوی صف حضور داشت و سیم را به دور خودش می‌بست، چند متری سیم اضافه با سر آزاد در جلوی او قرار داشت که وقتی می‌پرسیدند این سیم‌های اضافه در جلوی شما برای چیست؟ پاسخ می‌داد که این چند متر سیمی که در جلوی من می‌بینید، اضافه نیست؛ بلکه سر آن به دست حضرت زهرا (س) است که ما را هدایت می‌کنند که به کدام جهت برویم…

 

مظلومیت غواص در نبرد، زمانی مشخص می‌شود که به عنوان یک غواص بدانی پس از کسب مهارت‌های لازم شنا در اعماق آب با تجهیزات و ادوات انفرادی، سکوتت باید ورد زبانت باشد! جان‌پناهی جز امواج سهمگین نداری و دائم در مرز زنده بودن نفس می‌کشی. همچنین مانند سایر یگان‌های رزمی، مشایعت امدادگر با یگان هم در کار نیست. وقتی پذیرفتی، باید پای اعتقاد و ایمانت مردانه دل به دریا بزنی و به سفارش اهل ذکر، انا فتحنا … و وجعلنا بخوانی. یادت باشد، اگر از سر قضا یا به آتش بی‌هدف دشمن تیری هم خوردی، حق نداری سکوت آب و هور را بشکنی. تو انتخاب کردی صیاد بحر معرفت باشی. در آن لحظات آخر هم باید صبر را برای آب معنا کنی اما باز هم بی‌صدا… دست آخر به رسم موسی و نیل، با دستان خودت پیکرت را به آب بسپری که او خود رسم بنده‌پروری داند …

 

غواصانی که در سردترین فصل سال ۶۵، در آب‌های استخوان‌سوز کارون و با تحمل مشقات فراوان، کمترین امکانات، تحمل سختی‌ها، بی‌خوابی‌ها و مریضی‌ها، تمرین کرده و آموزش غواصی دیده بودند، حالا باید تمام آن زحمات را به نتیجه می‌رساندند و خود را مهیای بزرگ‌ترین عملیات تاریخ جنگ تا آن روز، می‌نمودند.

عملیاتی که در میان عوام‌الناس به عملیات سرنوشت جنگ مشهور شده بود. درست است؛ «عملیات سرنوشت جنگ». مدت ۱۰ ماه تقریباً تمام امکانات اقتصادی، صنعتی، رفاهی، نظامی و… کشور برای تدارک این عملیات بسیج شد. تمام وزارتخانه‌ها و ارگان‌های دولتی در تکاپوی تأمین این عملیات بودند. تقریباً تمام مردم ایران.

عملیات کربلای ۴ با یک طرح‌ریزی بسیار گسترده و وسیع انجام گرفت و بر اساس پیش‌بینی‌های به عمل آمده قرار بود هزار و ۵۰۰ گردان بسیجی این عملیات را انجام دهند (حدوداً چهل و پنج هزار نفر) ولی تأمین این نیرو در حد مقدرات کشور نبود.

بنابراین سپاه یکصد هزار نفری محمد (ص) در قالب ۳۰۰ گردان برای عملیات کربلای ۴ تدارک دیده شد. این سپاه در استادیوم یکصد هزار نفری آزادی تهران تجمع باشکوهی انجام داده و برای انجام عملیات به منطقه مورد نظر اعزام شد.

منطقه شرق بصره از مناطقی است که تلاش قابل توجهی از ایران را در طول جنگ به خود معطوف داشته و غالباً در تصرف هدف‌های زمینی نیز به موفقیت نرسیده بود. تلاش سپاه پاسداران جهت انجام عملیات کربلای ۴ در چهار قرارگاه نوح، کربلا، قدس و نجف با رمز محمد رسول‌الله (ص) صورت پذیرفت و یگان‌های متعددی از نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در خطوط مقدم و نیروی هوایی ارتش در پشتیبانی به پای کار آمدند.

با تبلیغات به عمل آمده، سال ۱۳۶۵، سال سرنوشت برای جنگ منظور شده بود. ولی متاسفانه دشمن با آگاهی از عملیات و پی بردن به طرح و معابر اصلی حمله نیروهای خودی در دو طرف معبر کم‌عرض آبی «ام الرصاص» که از آن به نام «تنگه عملیات» یاد می‌شد این معبر را مسدود ساخت.

هر چند عملیات منجر به شکسته شدن خطوط پدافندی مستحکم دشمن شد ولی اجرای انبوه آتش عراق روی نقاط خاص و حساس اروند، سازمان غواص‌های خط‌شکن و قایق‌سواران را که در مراحل دوم و سوم قرار بود به پای کار بیایند بر هم زد و عملیات را مختل نمود.

نیروهای خط شکن از تنگه عملیات گذشته و در جزیره بلجانیه پیاده شدند. حتی قسمتی از جزایر سهیل و ام الرصاص نیز به تصرف درآمد. ولی ادامه عملیات به دلیل ذکر شده میسر نشد و نیروهای خودی جهت حفظ قوا و جلوگیری از تلفات بیشتر از ادامه نبرد صرف‌نظر نمودند تا فرصت مناسب‌تری برای طراحی مجدد به دست بیاید. در این عملیات نیروی زمینی به کار گرفته شده خودی حدوداً به سه برابر نیروی زمینی دشمن بالغ بود.

عملیاتی آبی – خاکی، در مواجهه با دشمنی که از ۹ مانع طبیعی و مصنوعی بهره می‌برد. حوالی نخلستان‌های اطراف اروند، حدفاصل جزیره بلجانیه تا بصره، به منظور تهدید شهر بصره، تصرف ام الرصاص و ابوخضیب و در نهایت تصرف شهر بصره که به فرماندهی و هدایت سپاه پاسداران و مشارکت گردان‌های بسیج، در سومین روز از دی سال ۶۵ صورت پذیرفت.

… و عملیات این گونه آغاز شد

شلمچه! اروندرود! جزیره ماهی! جزیره بوارین! پرده سیاه شب کشیده شده بود. آخرین نماز جماعت بود، خیلی‌ها تا ساعتی دیگر به سفر ابدی می‌رفتند، این را فقط خودشان می‌دانستند و فرشته‌هایی که در انتظارشان بودند. همه زار می‌زدند، گریه عذر تقصیر، عفو و بخشش به درگاه خدا، گریه شوق از توفیق جهاد.

در نزدیکی خط دشمن، غواصان پناه گرفته بودند، آماده دستور و فرمان حمله؛ لحظات سختی بود، همه چشمشان به عقربه‌های فسفری پرنور ساعت‌های غواصی که هر کدامشان به دست داشتند بود؛ لباس‌های سیاه غواصی به تن، سلاح‌ها حمایل، نارنجک‌ها و خشاب‌ها بسته به فانوسقه‌ها، کوله‌های موشک‌های آرپی‌جی به پشت، ماسک‌ها به صورت، اشنوگرها به دهان، فین‌ها به پا، بندهای آن محکم، چاقوهای غواصی به ساق پا بسته، سیم خاردار قطع‌کن، سیم‌چین، چراغ قوه با انواع شیشه‌های رنگی برای اعلام خبر، کاتر و فندک؛ هر کدام را به جای خود محکم بسته بودند و آماده حرکت.

سکوت بر شلمچه و اروند حاکم بود؛ فقط صدای خش‌خش نیزارها و امواج به گوش می‌رسید. هوا سرد بود، غواصان از سرما می‌لرزیدند، انگار از انقباض عضلات، لباس‌های غواصی هم گشاد شده بودند. اما گریزی نبود، باید بی‌سر و صدا در ساحل اروند، داخل باتلاق‌ها و لای نیزارها مخفی می‌ماندند تا دستور برسد.

بچه‌ها به حکم دل، به سطح آب اروند که با بازتاب نور ماه، نوربالاها را، هوایی می‌کرد چشم دوخته بودند و با عقل سر، به مواضع هدف که در عمق چند کیلومتری از ساحل خودی بود فکر می‌کردند.

دلایل شکست عملیات

فارغ از تحلیل استعداد و آرایش دشمن و علل عدم موفقیت در سپاه اسلام در این عملیات، ظاهراً نیروهای بعثی از زمان عملیات آگاه شده و عملیات لو می‌رود. اما نه به دست منافقین یا ماهواره‌ها و آواکس‌های آمریکایی، که این‌ها فقط محل تجمع نیروهای ایرانی را می‌توانستند کشف کنند و نه محور عملیات و طرح و برنامه آن را.

دشمن می‌دانست که بعد از شکسته شدن خطوط پدافندی‌اش به دست غواص‌ها، نیروهای پیاده با قایق به آن سوی اروند منتقل خواهند شد. و چون از روحیه رزمندگان ما باخبر بود شکسته شدن خط خود را امری اجتناب‌ناپذیر می‌دانست، اما این را هم می‌دانست که نیروهای خط‌شکن فقط به صورت موضعی می‌توانند در خطوط نفوذ کنند و بعد از تحلیل نیروی جسمی و تمام شدن مهمات، دیگر کاری از آن‌ها بر نخواهد آمد.

پس به فکر سد کردن نیروهای پشتیبانی افتاد که به طبع اهداف سهل‌الوصول‌تری بودند، چون هم بر سطح آب حرکت می‌کردند و قابل رویت بودند و هم قایق نسبت به نفر در مقابل آتش انبوه آسیب‌پذیرتر است. توپ‌های چهارلول پدافند هوایی در ساحل اروند مستقر شدند و آماده بودند برای شکار قایق‌های رزمندگان.

گرای تنگه گرفته شده بود و حجم انبوه توپ و خمپاره زمانی سطح آب را پوشش داد. دشمن با تمام تمهیداتی که اندیشیده بود باز هم در هول و هراس بود. رادیو بغداد در پیامی اعلام کرد: «ما می‌دانیم که شما آماده عملیات هستید، خود را به کشتن ندهید و …»

دقایقی نگذشت؛ به یکباره سکوت مرگبار اروند با سفیر گلوله‌ها در هم شکست. سراسر خط، دشمن از تمام سنگرها سطح آب را زیر آتش گرفت؛ گلوله بود که می‌آمد، از موشک آرپی‌جی گرفته تا تیرهای کالیبر ۵۰، تیربارهای گرینوف و کلاش؛ همه فقط سطح آب را می‌زدند. آنقدر تیرها به هم پیوسته و پرحجم بود که خط آتش تشکیل شده بود؛ حتی با ضدهوایی چهارلول به طرف غواصانی که در آب، بدون هیچ جان‌پناهی بودند، شلیک می‌شد.

تیرهای رسام، مثل میلگردهای مذابی که از کوره کارخانه ذوب آهن خارج می‌شود، به هم وصل بود. اصلاً امکان عبور از لابلای گلوله‌ها نبود؛ گرچه خیلی از تیراندازهای دشمن سطح آب را کور می‌زدند، اما به یکباره هواپیماها در آسمان پیدا شدند و صدها گلوله منور از روی بصره، دهانه خلیج فارس تا روی خرمشهر ریختند. آسمان پر از منور شد. در طول جنگ، چنین عملیات نورافشانی ندیده بودم. منطقه مثل روز روشن شد. حالا وقتی بود تا تیراندازها، غواصان مظلوم را یکی یکی شکار کنند.

نورافشانی یک عملیات، اینچنین نوبر بود

منطقه مثل روز روشن شد و لحظه سماء مستانه بچه‌ها در اروند فرا رسید…

اما انگار، آب و خاک و باد و آتش، با توپ‌های چهارلول و سلاح‌های منحنی‌زن، یکدله و هم‌قسم شده بودند تا آزمون نهایی عاشقی را از فرزندان دل به دریازده خمینی (ره) بگیرند.

در آن اوقات سهمگین، دشمن با گراهای گرفته شده از تنگه‌ها، با توپ و خمپاره، قایق‌های رزمندگان را و با دوشکا و تیربار، غواصان مظلوم را یک یک شکار می‌کرد.

عملیات لغو شد. هیچ‌گونه تماسی با غواصان برقرار نبود. چه بر سرشان گذشت، خدا می‌داند و بس. بچه‌ها در عمق و سطح اروند قتل عام می‌شدند و هیچ کاری از سایر همرزمان ساخته نبود. دشمن دیوانه‌وار منطقه را زیر آتش توپخانه و خمپاره‌اندازها گرفته بود. صدای غرش توپ‌ها لحظه‌ای قطع نمی‌شد، دشمن می‌خواست از نیروهایی که برای عملیات پای کار آمده بودند، کسی سالم از منطقه خارج نشود.

تا اینکه دستور آمد که هر کس، هر طور و با هر چیزی که می‌تواند از منطقه خارج شود، وعده ما، مقر گردان در خرمشهر.

مرور تاریخچه کربلای ۴ و لو رفتن این عملیات مملو است از انتقادهایی از محورهای مدنظر تهاجم، حجم نیروهای مؤثر عملیاتی و برآورد نامناسب از پتانسیل دفاعی دشمن، همچنین چگونگی مدیریت فرماندهان سپاه وقت و تصمیمات صحیح یا ناصحیح ایشان، همه و همه حواشی واقعه سوم دی ۶۵ است.

مژده‌ای رسید

اما فارغ از این اوصاف، ۲۸ اردیبهشت جاری مژده‌ای رسید؛

پیکر ۲۷۵ شهید از جمله شهدای عامل در عملیات کربلای ۴، از مرز شلمچه وارد ایران شد.

نویدی که دهان به دهان و گوش به گوش، مادران گمنام را به معراج‌های شهدا می‌کشاند.

این خبر، ادامه تلخی نیز داشت، در میان این شهدا، ۱۷۵ شهید غواصاز غواصان کربلای ۴، با دستان بسته و بدون هیچ جراحتی، در گور دسته جمعی، که نه، گلزار دسته جمعی یافت شده‌اند.

و کسی کی درک خواهد کرد گلایه‌ها که نه، خلوص نجواهای عاشقانه انت المولی و انا العبد ایشان را.

به جرات، هیچ کس تا آن وقت فکرش را هم نمی‌کرده که، کی و کجا قرار است از میان دو انگشت مولایش، خیلی جاها را ببیند و هم اینکه، کربلای او کجا قرار گرفته است! و یا اینکه حتی قرار است صورت به صورت با خاک، با این طینت وجودی، «عادت آخر» خود را ترک دهد!

اینجا، لفظ جان کندن نامأنوس‌ترین واژه است. آخر، آدمِ شهید در حیاتش هم ترک عادت را سرلوحه عاداتش قرار داده!

اما این عادت آخری، عجیب دلبسته است به جان آدمیزاد، خودش را می‌خواهد خفه کند، آدم را نه! عقل می‌گوید هنوز زنده‌ای، بارقه امیدی هست، شاید از راهی که آمده‌ای به سلامت تن برگردی. اما دل، سکوت اختیار کرده، حیا می‌کند از اعتذار و ذلت که او عقل معاشش را سه طلاقه نموده است.

این نقل که شهدا در عین وصال، در درجات متفاوت‌اند سخن گزافی نیست. غواصی که می‌بایست هم با آب می‌جنگید هم با دشمن، مقدر شد به شوق دلدار، با دستان بسته و نفسی که هنوز در تن او جاری است، مرگ را به سخره بگیرد. حافظ کجاست که از شمع و گل و پروانه بگوید …

با خود فکر می‌کنم، این دم آخری، عادت دست و پاگیر تنفس، عجیب خودش را به در و دیوار تن می‌کوبد، که هان! جان داری و جان شیرین خوش است.

تا به وسوسه دو، سه روزی خور و خواب و شهوت، از مرید ۱۸ ساله خمینی (ره) پرده‌دری کند!

که حفظ جان را اهم واجبات بشمرد! و پشیمان شود از کرده خود، که خاک بر دهانم الموت لخم… بگوید! شاید به جوانی‌اش رحم شود.

قدری صبر کن!

آیه‌ای از خاطرم گذشت،

…وَتُکلِّمُنَا أَیدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا کانُوا یکسِبُونَ (۱) …دست‌هایشان با ما سخن گوید و پاهایشان به آنچه کرده‌اند گواهی دهد.

به مصداق این آیه، حالا که قرار است شهادت دهند دست‌ها و پاها،

دست‌ها و پاهایی که به قبول زحمت کابل، سیم، بند پوتین و هرچه دم دست بوده، حالا به ظاهر ساکت‌اند …

نه، دیگر برای شک دیر است.

به قول عزیزی، آدم از خودش خجالت بکشد بهتر از این است که از دیگران خجالت بکشد.

حالا که فرشته‌ها، چشم به رفت و برگشت نفس‌هایمان دارند و قرار است خوب‌ترها را جاهای خوب‌تر ببرند، کسی به دیگری هم نگاه نمی‌کند، اگرچه چشم‌ها بسته است. هرکس به سهم خود قانع است، تیر، تیغ، آب، شایدم … خاک.

آقا این دقایق آخر، از همه آن ۱۷-۱۸ سال عمرش دیرتر می‌گذرد، مثل همین چند خط!

انگار این حرمله‌های بعثی پایشان را روی عقربه‌های ساعت گذاشته‌اند، نه می‌گذرد، نه نمی‌گذرد. این وقت‌ها که سر شیطان، برای القای یأس در دل بچه‌ها شلوغ می‌شود، فقط ایمان به کار آدم می‌آید. دیگر، فکر کردن به چشم‌های منتظر مادرانه‌ای که چشم به راه برگشتت دارند یا حتی، آدرنالینی که از شدت ترشح در خون، می‌رود از گوش‌هایت فواره کند، خیلی مهم نیست.

یک حدیث: حُسنُ ظَنَ باللهِ ان لاتَرِجو الا الله…(۲) گمان نیک به خداوند آن است که جز به او امیدوار نباشی…

برای امیدوار به رحمتت، که قرار است چشمش به هنگام مرگ به جمال آل کساء (علیهم السلام) روشن شود و همین طور که خاک بر سر و صورتش می‌ریزند، همانند بوییدن گلی خوشبوی به لقایت برسد، مرگ آنقدرها هم ترسناک نیست.

شهید عزیز؛ هنوز هم به اطمینان می‌دانم که نام تو در هیچ یادواره و بزرگداشتی نمی‌گنجد و هم هیچ کتابی. تو را باید با خودت شناخت، تو را باید با خود خود گمنامی شناخت. شاید هم با اروند و نهرخین! که صبر را برایشان معنا کردی. آری برای از تو نوشتن غیر از کاغذ و قلم، نظر رحمتتان لازم است که فقط کاغذ سیاه نشود.

کربلای بی‌منتهای ۴ گذشت و کربلای ۱۷۵ غواص بحر عرفان خمینی (ره) نه در اروند و دجله، که امروز بر سر دستان من و شما رقم خواهد خورد.

آری اعتراف می‌کنم غواص شهید، که دست دلم سوخت از روایت شب‌های ظلمانی کربلای ۴. اگرچه نام تو در میان نیست اما ولاتحسبن الذین قتلوا…، که زنده‌تر از منی.

 

برای دیدن تصاویر در اندازه بزرگ روی آن‌ها کلیک کنید 

منبع : یادداشت مهدی آذرسرا عزیز در روزنامه کیهان 

____________

پی‌نوشت‌ها:

۱- سوره یس آیه ۶۵

۲- اصول کافی- ج ۲- ص ۷۲

منبع روایی: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس

منبع خاطرات: علیرضا دلبریان

 

عزادارى اباعبدالله حسین (ع) ضامن احیاى اسلام

فلسفه و حکمت عزادارى در فطرت و نهاد انسان‌هاست‌ که به اسطوره‌هاى خود احترام گذاشته و یاد آن‌ها را گرامى‌ مى‌دارند.

افزون بر این، عزادارى بر سیدالشهدا(ع) مى‌تواند ثمره‌هاى فراوانى داشته باشد و سبب زنده‌ماندن راه حسین(ع) که ضامن حیات همیشگى دین اسلام است، مى‌گردد (همچنان‌که رسولخدا(ص)فرمود: حسین منى و انا من حسین)، زیرا امام تنها دین را در مقطع خاصى زنده نکرد بلکه راهى که او پیمود، الگویى براى همیشه تاریخ در عرضه سبب تداوم دین خدا شد.

اباعبدالله حسین
از سوى دیگر گریه بر امام حسین(ع) ریشه در تاریخ دارد؛ به‌گونه‌اى‌که پیامبران الهى و امامان همه براى آن‌حضرت گریه کرده‌اند که این علاوه بر پاداش، سبب تأکید بر مشروعیت‌بخشى قیام عاشورا و بیان حقانیتِ امام حسین(ع) مى‌گردد تا در طول تاریخ، دشمنان حقانیت این قیام را نپوشانند

از آن‌جایى که همه اولیاى الهى بر آن امام همام اشک ریخته‌اند، دیگر کسى پیروان ایشان را نمى‌تواند براى گریه و ناله بر آن‌حضرت سرزنش کند و یا عزادارى بر اهل‌بیت را بدعت و شرک بداند چراکه آیات الهى نیز گریه بر عزیزان را نقل نموده‌ است.

چرا باید حادثه عاشورا را گرامى بداریم؟
چرا باید بعد از گذشت نزدیک به چهارده قرن، یاد آن حماسة غم‌انگیز را زنده نگه‌داریم و مراسمى براى آن برپا کنیم؟
هر انسانى به‌سادگى در مى‌یابد که حوادث گذشتة هرجامعه و آیینى مى‌تواند درسرنوشت و آینده آن آثار عظیمى‌داشته باشد. بسیارى از حوادث که در جاى خود داراى‌آثار و برکاتى غیر قابل انکار بوده‌اند، مى‌توانند با بازنگرى و بازسازى مراتب و اهداف آن‌را دوباره در جامعه بیابند.

در همة جوامع بشرى مرسوم است که از حوادث گذشتة خود یاد مى‌کنند و به آن‌ها احترام مى‌گذارند، بلکه عقلاى‌ عالم براى بزرگداشت دانشمندان و مخترعان و قهرمانان ‌ملى و دینى خود آیین‌هاى بزرگداشتى منظور مى‌نمایند، این‌کار بر اساس یکى از مقدس‌ترین خواسته‌هاى فطرى که از آن به حسّ حق‌شناسى تعبیر مى‌شود، رخ مى‌دهد.

افزون بر این، گاهى یاد آن خاطره‌ها، همانند تجدید واقعى آن‌ها سبب تأثیرى‌ همانند وقوع آن، مى‌شود، بنابراین هدف از عزادارى‌ها و مراسم حماسة عاشورا، احیاى ‌فلسفة عاشورا و استمرار بخشیدن به قیام خونین امام حسین(ع) است. در نتیجه، گرامى‌داشتن عاشورا و عزادارى در طول تاریخ، داراى اثرهاى مفید و ارزشمندى بوده است ازجمله:
۱ – احیا و زنده‌داشتن نهضت عاشورا موجب زنده نگه داشتن وترویج دائمى‌مکتب قیام و انقلاب در برابر طاغوت‌هاست وتربیت‌کننده و پرورش‌دهندة روح حماسه ‌و ایثار است

ashura-1  ۲ – عزادارى نوعى پیوند محکم عاطفى با مظلوم انقلاب‌گر و اعتراض به ستمگر است و به تعبیر استاد شهید مطهرى: «گریه بر شهید، شرکت در حماسة اوست.» و از این طریق روح حماسى و مبارزه و جهاد در جامعه زنده مى‌ماند.

۳ – زنده نگه داشتن عاشورا سبب مى‌شود فاصله زمانى نتواند میان پیوند روحى‌ جامعه و مکتب، جدایى ایجاد نماید و سبب مى‌شود، امت اسلام از تأثیرات و انحرافات ‌دشمنان در امان باشند و مکتب را در پیچ و خم روزگار از تصرف‌ها و بدعت‌ها محافظت‌ نماید و از همین‌رو است که استعمارگران براى نابودى ملت‌هاى اسلامى مى‌کوشند تا رابطه آنان را با تاریخ پر افتخار صدر اسلام قطع نمایند تا با ایجاد خلا، زمینه القاى‌ فرهنگ خود را فراهم آورند.

این عزادارى‌ها آثار سازنده وتربیتى بسیارى دارد که برخى از آن‌ها عبارتند از:
۱ – الهام روح انقلاب، آزادگى، شهادت‌طلبى، ایثار و حقیقت‌جویى؛
۲ – پیوند عمیق عاطفى بین امت و الگوهاى راستین؛
۳ – آشنایى توده‌هاى مردم با معارف دینى؛
۴ – پالایش روح و تزکیه نفس؛
۵ – تقویت وحدت و انسجام دینى و ملى‌.
ضرورت برگزارى مجالس حسینى‌

در سخنان نورانى امامان معصوم تأکید زیادى براى تشکیل مجالس دینى‌شده است، پیامبر(ص) مى‌فرماید: «علیکم بمجالس الذکر.» بر شما لازم است که‌ مجالس دینى را تشکیل دهید و در آن‌ها شرکت کنید و در جاى دیگر مى‌فرماید: «ارتعوا ریاض الجنة قالوا: یا رسول الله ما ریاض الجنّة قال: مجالس الذکر.» هرگاه به‌ باغ‌هاى بهشت برخورد کردید، در آن حاضر شوید. سؤال کردند که باغ‌هاى بهشت‌ چیست؟ فرمود: مجالس ذکر و اجتماعاتى که در آن‌ها یاد خدا و اهل‌بیت و امام حسین(ع) ‌زنده شود.
امام رضا(ع) نیز فرمودند: «من جلس مجلسا یحیى فیه امرنا لم‌یمت قلبه یوم‌یموت القلوب.» هر کسى‌که در مجلسى شرکت کند که امر ما در آن زنده مى‌شود، دلش‌در آن روزى که دل‌ها مرده است، نمى‌میرد.

امام خمینى در این باره مى‌فرماید: «الان هزار و چهارصد سال است که این منبرها، با این روضه‌ها و با این‌ مصیبت‌ها و با این سینه‌زنى‌ها ما را حفظ کرده‌اند.»
با توجه به آنچه بیان شد، ضرورت برگزارى مجالس سوگوارى روشن است. آنچه باید مورد دقت قرا بگیرد، برخى فواید این مجالس است که همواره کم و زیاد مورد توجه بوده و لازم است بیشتر مورد عنایت قرار گیرد:

 

الف) هدایت مردم‌
رسالت تمامى پیامبران الهى هدایت مردم است. هدایت با حرکت دادن انسان ازظلمات به‌سوى نور و از جهل به علم انجام مى‌پذیرد. از سوى دیگر عقل انسان به‌تنهایى نمى‌تواند هدایتگر او باشد. عقل مى‌تواند نگرش انسان را قوى‌سازد، اما جهت وسوى نگرش و بسیارى از مسائل دینى و حقیقى جهان اگرچه مخالف عقل نیست، درحیطه و حوزة ادراک عقلى نیز نیست. این سوى و جهت نگرش و هم‌چنین تأکید بر ادراکات عقلى توسط پیامبران الهى صورت مى‌پذیرد.

قیام امام حسین(ع) به‌منظور جهت‌دادن به مردم صورت گرفت، زیرا وقتى‌ مشاهده کرد که مردم در هیاهوى‌ تبلیغاتى دشمنان و حاکمان فاسق دچار سرگردانى‌ شده‌اند، حاضر شد خون خود را در راه خدا بدهد تا مردم از حیرت ضلالت و گمراهى به‌سوى حقیقت نور هدایت شوند.

مجالس عزادارى امام حسین(ع) نیز همین رسالت را دارا هستند که در جهانى‌که نظام‌هاى سرمایه‌دارى، با ترویج فرهنگ خویش دست و پاى انسان‌ها را با غل و زنجیرِ شهوت و هواهاى نفسانى بسته است و سبب خلا معنویت در زندگى امروز انسان‌ شده، مجالس حسینى باعث بیدارى و رهایى انسان از قید شهوت‌ها گردد. آنچه در این ‌مجالس رخ مى‌دهد، چیزى جز هدایتى همه‌جانبه که در کنار ابعاد سیاسى- اجتماعى موجب معنویت و جلادادن به روح‌هاى خسته مى‌شود، نیست.
آنچه بیشتر در مجالس حسینى یاد مى‌شود اوصاف و صفات و اهداف قیام آن‌حضرت است. از این‌رو مخاطب این مجالس در مى‌یابد که حسین انسان کامل و وارسته‌اى است که نه به ‌سبب هواى نفس و یا از روى لهو و لعب، بلکه براى اصلاح امت و انسانیت، جان خود را در طبق اخلاص گذاشت. بدین‌سان یادآورى آن‌حضرت و یارانش‌ سبب الگوسازى براى انسان‌هایى مى‌شود که سرگذشت او را مى‌شنوند.

اگر مجالس عزادارى به‌صورت صحیح برگزار شود، سبب مى‌گردد که الگوهاى‌ ناب از الگوهاى بى‌ارزش شناخته شود و به‌گونه‌اى موجب استحکام ارزش‌هاى الهى در جامعه گردد، بنابراین خاطرة امام و یاوران با وفایش تکرار تاریخ را متذکر مى‌شود و وفادارى و شناخت و الگو قرار دادن انسان کامل، پیامد این مجالس است.

ج) ایجاد معنویت در جامعه‌
یکى از مهم‌ترین آثارى که بر برگزارى مجالس عزادارى مترتب است، این است که جامعه‌ انسانى که در پى مشکلات خویش از معنویت و صفاى باطن دور گشته است، حال و هواى دیگرى بیابد و شیعیان در مدتى از زمان در جوى از معنویت و صفا قرار مى‌گیرند و سبب زنده‌سازى و احیاى دل و تقویت‌ ترس و امید به رحمت الهى مى‌گردد تا در پى آن‌جامعه به‌سوى اصلاح و سازندگى معنوى و مادى ناب به پیش رود. بنابراین‌ آنان که به‌درستى و با خلوص نیت به عزادارى مى‌پردازند، پس از گذشت و تکرار این ‌معنویات، شخصیتى خدایى پیدا مى‌کنند و بینش و معنویت آنان رشدى غیر قابل انکار، پیدا خواهد کرد.

ابعاد مختلف آثار عزادارى بر امام حسین(ع)

کنجکاوى جوانان و نوجوانان درباره برگزارى این مراسم و دریافتن آنان، دلیل ‌برگزارى مراسم سوگوارى و در نتیجه رسیدن به اهداف امام حسین(ع) و شناخت‌ شخصیت آن‌حضرت، بدون اراده، تأثیرى عمیق در دل خواهد گذاشت.
در نظر روان‌شناختى به انسان، خواهیم دید دو عامل عمده در رفتار آگاهانة ما مؤثرند:
۱ – عامل شناخت و معرفت: وقتى انسان مطلبى را بفهمد و بپذیرد، قطعاً شناخت‌در رفتار او تأثیر بسزایى خواهد گذاشت و عملى ماندگار خواهد بود که مبتنى بر شناخت‌حقیقى باشد.
۲ – عامل احساسات و تمایلات: شاید عامل دیگرى که در رفتار ما بیشتر از شناخت تأثیر دارد، عامل‌ انگیزه و به تعبیر دیگر احساسات، تمایلات، گرایش‌ها و میل‌ها باشد.

هرگاه رفتار انسان‌ها را تحلیل مى‌کنیم در مى‌یابیم که عامل اصلى‌اى که در برانگیختن انسان نقش اساسى داشته است عامل ‌انگیزه و تمایل و احساسات است. بعد از شناختِ حرکتِ سید الشهداء(ع) و نقش مهم آن در سعادت انسان‌ها، متوجه مى‌شویم‌که تنها شناخت، حرکت‌آفرین نیست، اما به یاد آوردن آن خاطره در مراسم سوگوارى ما را به پیمودن راه آنان و الگو قرار دادن آنان وا مى‌دارد.

ashura-2
براى روشن شدن اثر تجسمى که در جلسات عزادارى از کربلا و عاشورا مى‌شود، مناسب است به این نکته دقت کنیم: وقتى خداوند به ‌موسى فرمان داد: (و واعدنا موسى ثلاثین لیلة) اراده و وعدة خدا این بود که موسى سى‌شب در کوه طور با خدا مناجات کند ولى دوباره با جملة (و اتممناها بعشر)، ده روز دیگر به آن افزوده شد. مردم از این ده روز خبر نداشتند و سامرى از این فرصت استفاده کرد و آن گوساله را ساخت و مردم را به پرستش آن دعوت کرد و گفت: (هذا الهکم و اله موسى) این خداى شما و موسى است، بسیارى از بنى اسرائیل به حرف‌هاى‌ هارون‌گوش نکرده و در مقابل گوساله سجده نمودند.

خداوند به موسى وحى کرد که در میان قومت چنین واقعه‌اى رخ داده است. بعد از گذشت ده روز موسى برگشت و تا دید مردم گوساله مى‌پرستند، عصبانى شد. به‌گونه‌اى‌که الواح را به کنارى پرتاب کرد: (و القى الالواح و اخذ برأس اخیه یجره الیه) الواح را به کنارى انداخت و سر برادرش -هارون – را گرفت و با عصبانیت به‌سوى خود کشید و او را بازخواست کرد: چرا اجازه دادى مردم گمراه شوند؟»

ملاحظه مى‌کنیم که وقتى وحى آمد که‌ اى موسى قومت گوساله‌پرست‌ شده‌اند، آثار غصب در او ظاهر نشد، اما زمانى که بازگشت و دید که آنان گوساله ‌مى‌پرستند، برآشفت و نتوانست تحمل نماید.

مراسم سوگوارى سبب گریستن و باعث تحریکِ احساسات مى‌شود، به‌گونه‌اى‌که‌دانستن و خواندن چنان اثرى‌ ندارد. بنابراین تنها بحث و بررسى عالمانة واقعة عاشورا نمى‌تواند، نقش عزادارى را ایفا کند، بلکه باید در اجتماع صحنه‌هایى به‌وجود آید که ‌احساسات مردم را تحریک نماید.

د) ایجاد وحدت‌
اگر مراسم پر شکوه حج، گردآورنده مسلمانان از فرقه‌ها و ملل مختلف جهان ‌است، مراسم عزادارى سبب مى‌شود که پیروان امام که از نژادهاى مختلف و با بینش‌هاى‌ متفاوت هستند، یک دل شوند.
مجالس عزادارى همچون شبکه‌اى گسترده و کار‌آمد، کارکردى بى‌مانند در تقویت وحدت و انسجام دینى – و در کشورى مانند کشور ما- ملى دارد.

ه‍) عبرت‌گیرى‌
وقتى در یادآورى واقعة کربلا، ظلم‌ها، انحرافات و منکرات آن روزگار تبیین‌ مى‌شود، ذهن شنوندگان به جامعة خویش معطوف مى‌گردد و آن‌را مورد توجه قرار مى‌دهد و با مقایسة عصر خود با آن روزگار در صدد برمى‌آید که اگر حکومتى ‌حسینى دارد، در حفظ آن بکوشد و اگر حاکمى ظالم بر مَسند نشسته، در برابر آن بایستد.
مردم عزادار عبرت مى‌گیرند که اگر یارِ پیشواى خویش و تابع امر ولایت نباشند، چه بر سر جامعه و مبانى دینى ‌خواهد آمد و درس آموزندة دیگر این‌که چگونه در مقابل باطل و فساد بایستند و از مبارزه با طاغوت نهراسند و بدانند آنچه باقى مى‌ماند، حماسه‌اى در پرتو رنگ الهى است‌.

و) احیاى اهداف امام حسین در جوامع‌
حرکت در مسیر اصلاح امت اسلام و امر به معروف و نهى از منکر و مبارزه با ظلم و فساد در حاکمیت و برگرداندن آن به سیره و روش پیامبر و على، از یک‌سو و آمادگى ایثار و فداکارى در راه تحقق این آرمانها، از سوى دیگر، از آثار و اهداف مهم این عزادارى‌ها در طول تاریخ بوده و خواهد بود.
تذکر
آنچه گفته شد و بسیار بیشتر هم قابل بیان در آثار این عزادارى‌هاست، منوط به هوشیارى در استفاده صحیح از این ظرفیت بى‌بدیل است و بدیهى است که در صورت بى‌توجهى و عدم مقابله با آفات و آسیبهاى احتمالى، مى‌تواند به‌جاى همه این برکات، زمینه‌اى براى انحراف و تخدیر و تضییع سرمایه‌هاى اجتماعى و مذهبى فراهم سازد.

 

عالَم، انگشت به دهان از صبر زینبی

در بین آموزه‌های دینی مسئله صبر از جمله مسائل چالش‌برانگیز می‌باشد. در روایات، صبر نسبت به ایمان به منزله سر نسبت به سائر جسد شمرده شده است، گویا كسی كه صبر ندارد ایمان ندارد و اساس خداوند بندگانش را با صبر می آزماید. صبر بر ناملایمات، صبر بر انجام واجبات و صبر بر ترك گناهان. و در این بین صبر بر ناملایمات در بین اولیاء خدا بالاترین و بیشترین موارد را به خود اختصاص داده است. به طور یك قاعده كلی و سنت جاریه الهی خداوند اولیائش را و حتی رسولان را و حتی رسولان اولوا العزم را با همین مسئله صبر آزموده و آنان را به درجات رفیعه رسانده است.

صبر یا زینب کبری 7

« فَاصبِر كَمَا صَبَرَ أُولُوا العَزمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لاَتَسْتَعْجِل لَهُمْ » (۱)

یعنی: ای پیامبر همانگونه كه رسولان اولوا العزم صبر نمودند تو نیز صبور باش چرا كه از آنان هستی .

و همچنین:

« وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَی مَا كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّی أَتَاهُمْ نَصْرُنَا » (۲)

یعنی:ای پیامبر اگر تو را تكذیب می‌نمایند ناامید و ناراحت نباش رسولان قبل از تو نیز مورد تكذیب واقع شدند اما صبر نمودند و اذیت شدند تا اینكه یاری ما به سراغشان آمد .

داستان موسی و خضر را در سوره مباركه “كهف” همگی با آن آشنا هستیم. از اول تا به آخر موسی در این داستان امتحان صبر داد و دائما جناب خضر به موسی بن عمران می‌فرمود: « و كیف تصبر »، یعنی: چگونه صبر خواهی نمود؟!! و همانطور كه می‌دانیم ظاهرا جناب موسی از این امتحانات چند مرحله‌ای صبر، پیروز بیرون نیامد و این باعث شد كه خضر از او جدا شود .(۳)

و همچنین خداوند در مورد جناب ایوب پیامبر می‌فرماید:

« إنّا وَجَدْناه صابراً نِعْمَ العبدُ إنّه أوّاب » .(۴)

یعنی: ما ایوب را بنده‌ای صابر یافتیم و او نیك بنده‌ای بود و بسیار توبه‌کننده !!

و می‌توان ادعا نمود كه از بین اولیاء خدا هر كدام كه صبر بیشتری داشتند از مقام بالاتری برخوردار بوده‌اند و شاید علت برتری پیامبر بزرگوار اسلام نسبت به سائر انبیاء در همین مسئله صبر خلاصه شود چرا كه از آن حضرت منقول است كه فرمودند : « ما أوذی نبی مثل ما أوذیت » (۵)

به جرأت می‌توان گفت كه در بین اهل‌بیت علیه‌ام اسلام نیز هیچ كس به اندازه زینب كبری سلام‌الله علیها در این دنیای پست مصیبت نكشید و به حق و شایستگی بود كه او را « أم المصائب » نامیدند !!

و فرموده‌اند : « البلاء للولاء » (۶)

هر كه در این بزم مقرب تر است                   جام بلا بیشترش می‌دهند

 

با قطع نظر از این همه آیات و روایات كه ما به گوشه‌ای از آن اشاره كردیم در زندگی روزمره و عادی خودمان هم دائما در حال تجربه این مسئله هستیم كه هر كس صبورتر و خود نگه دار تر است انسان موفق تری به نظر می‌رسد و اساس صبر جلوی بسیاری از حوادث را می‌گیرد و بسیاری از ناملایمات زندگی از عجول بودن و نداشتن صبر انسان ناشی می‌شود و انسان‌هایی كه موفقیت‌های بزرگ در همین زندگی مادی نیز بدست می‌آورند در اثر صبر و استقامت است و چه بسا بتوان گفت كه یك علت جهنمی شدن اهل دوزخ عجله آنان بوده است چرا كه وقتی صبر نداشتند دست به دزدی و تجاوز به حقوق دیگران دست می‌یازیدند .

نکته‌ای دیگر كه در خور توجهمی‌باشد این است كه اگر كسی از آینده خیر و خوش یك بلا و مصیبت باخبر باشد صبر كردن برای او آسان خواهد بود اما صبر آن وقت سخت می‌شود كه انسان در حین سختی كشیدن نداند كه عاقبت امر چه می‌شود به همین خاطر در روایات داریم كه شیعیان ما از ما صبورترند چرا كه ما بر چیزی كه می‌دانیم صبر می‌نماییم اما شیعیان ما بر چیزی كه نمی‌دانند صبر می‌کنند :‌ « نحن صبر و شیعتنا أصبر منا » . (۷)

حال بعد از این مقدمه وارد اصل بحث شویم و آن اینكه چه كسی می‌تواند مقام صبر زینب کبری سلام‌الله علیها را درك كند ؟؟!! بانویی كه در یك روز آن همه بلا و مصیبت را تحمل نمود و بلكه قبل از حادثه عاشورا مصیبت مادرش حضرت زهرا سلام‌الله علیها و پدرش امام علی سلام‌الله علیه و برادرش امام حسن سلام‌الله علیه را درك نمود و بعد از عاشورا نیز مصیبت اسیری اهل‌البیت علیه‌ام اسلام را تحمل كرد و از همه این امتحانات سر بلند بیرون آمد.

صبر یا زینب کبری 8

اگر كسی از آینده خیر و خوش یك بلا و مصیبت باخبر باشد صبر كردن برای او آسان خواهد بود اما صبر آن وقت سخت می‌شود كه انسان در حین سختی كشیدن نداند كه عاقبت امر چه می‌شود

 كدام یك از انبیاء الهی این قدر مصیبت تحمل نموده‌اند كه زینب كبری سلام‌الله علیها تحمل نمود به گونه‌ای كه در تصور هم نمی‌گنجد. حتی به جرأت می‌توان گفت كه در بین اهل‌بیت علیه‌ام اسلام نیز هیچ كس به اندازه زینب كبری سلام‌الله علیها در این دنیای پست مصیبت نكشید و به حق و شایستگی بود كه او را « أم المصائب » نامیدند !!

چگونه می‌توان تصور نمود كه یك زن آن هم زن كه به طور طبیعی تاب و توان كمتری از مردان دارد، بزرگ‌ترین قافله مصیبت عالم در طول تاریخ را راهبری نماید و خم به ابرو نیاورد !! و بعد از توهین آشكار ابن زیاد ملعون كه می‌گوید “ندیدی كه خدا با برادرت چه كرد؟!” خود را نبازد و زیباتریت جمله عالم را بر زبان جاری سازد و بگوید : « ما رأیتُ إلّا جمیلاً » .

واقعا كدام زن را در تمام عالم سراغ داریم كه بزرگ‌ترین و تلخ ترین مصائب عالم در ذائقه او تلخ نیاید و آن را زیبا ببیند؟! این جمع بین مقام صبر و مقام توحید افعالی است كه در نادر از اولیاء خدا اتفاق می افتاده و حتی بسیاری از انبیاء نیز از عهده آن به درستی بیرون نمی‌آمدند!!

پی نوشت ها:

۱- احقاف /۳۵ .

۲- انعام /۳۴ .

۳- كهف / ۶۷،۶۸،۷۲،۷۵،۷۸،۸۲ .

۴- ص /۴۴ .

۵- مناقب ج۲ص۴۲ و بحار ج۳۹ص۵۶ .

۶- میزان الحكمة ج۱ص۵۲۰ .

۷- بحار ج۲۴ص۲۱۶ .


دانلود کلیپ تنظیم شده با عنوان ای دل در رثای حضرت زینب کبری(س) با نوای حاج محمود کریمی

دانلود

نوای دیجیتالی برای حضرت زینب با صدای محمد علی رجبی در هیأت دوطفلان مسلم شهرستان ورامین

دانلود

سِرّ نى در نینوا مى‏‌ماند اگر زینب نبود

آن هنگام که خبر ولادت حضرت زینب(س) را به پیامبر(ص) دادند، آن حضرت فرمود: «نوزاد را نزدم بیاورید»، وقتى که زینب(س) را به نزد او بردند، فرمود: به حاضران و غایبان وصیت و سفارش مى‏‌کنم که احترام این دختر را پاس دارند، همانا این دختر شبیه حضرت خدیجه(س) است.

در این تشبیه اسرارى عمیق نهفته است و بیان‌‏کننده آن است که همان‏‌گونه که وجود پربرکت حضرت خدیجه(س) براى پیشرفت اسلام داراى آثار بسیار مبارک و کارساز بود و هم‏چون مادرى، اسلام را پرورش داد و همه امکانات خود را براى پیشرفت اسلام با کمال ایثار نثار کرد، زینب(س) نیز این‏‌گونه به جا پاى جده‏‌اش خدیجه(س) پا نهاد و از اسلام حمایت کرد و نهضت عاشورا را که حادثه‌‏اى عظیم براى نجات اسلام از دستبرد ناپاکان بود، پروراند و همه امکاناتش را در این ‏راه نثار نمود.

زینب کبری
زینب(س) شخصیتى است که پیامبر(ص) صبر کرد که نامگذارى او از جانب خداوند بزرگ صورت گیرد، جبرئیل نزد پیامبر(ص) آمد و عرض کرد: «خداوند به تو سلام مى‌‏رساند و مى‌‏فرماید: «نام این دختر را زینب بگذار، چراکه این نام را در لوح محفوظ نوشته‌‏ایم.» واژه «زینب» از دو کلمه زین و اب، ترکیب یافته که به‏‌معناى زینت پدر است، این نام براى حضرت زینب(س) نشان‏‌دهنده آن است که روش و منش او، مایه زینت و سرافرازى پدرش حضرت على (ع ) خواهد بود، در این مقایسه زیبا نیز به عظمت زینب(س) پى مى‏‌بریم، چراکه وجود پربرکت حضرت على(ع) یعنى یگانه حامى پیامبر(ص)، نخستین ایمان‌‏آورنده به اسلام و بزرگ‏ترین فداکار دین اسلام، در حدى که گفتند: اسلام در آغاز به اخلاق پیامبر(ص) و شمشیر على(ع) و اموال انفاق شده خدیجه(س) پیشرفت نمود، بنابراین زینب(س) به قدرى به حضرت على(ع) نزدیک بود، که راهکارهاى زندگى‌‏اش، روش و منش امیرمؤمنان على(ع) را مى‌‏آراست و موجب سرافرازى و سربلندى على(ع) بود.
حضرت زینب(س) در ۱۵ رجب سال ۶۲ هجرى قمرى از دنیا رفت. بانوى قهرمانى که پس از شهادت امام حسین، ارائه نهضت عاشورا را به دوش کشید و پرچمدار این قیام بود، در ضمن سفرى که به همراه همسر گرامى‏‌شان عبدالله‏‌بن جعفر به شام داشتند، به لقاءالله پیوستند و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همان‏جا دفن گردید.

ولادت، همسر و فرزندان‏
حضرت زینب کبرى(س) در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد شدند. نام مبارک آن‏ بزرگوار زینب و کنیه گرامى‏‌شان، ام‌‏الحسن و ام‌‏کلثوم و القاب آن‏‌حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الکبرى، شریکة الحسین(ع) و عالمه غیر معلّمه، فاضله، کامله و…
پدر بزرگوار آن‏‌حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على‏بن ابیطالب(ع) و مادر گرامى آ‌ن‌‏بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا(س) مى‌‏باشد. همسر گرامى آن‌‏حضرت، عبداللّه فرزند جعفربن ابیطالب بود. در کتاب اعلام الورى براى آن بانوى بزرگوار سه پسر به نام‌‏هاى على، عون و جعفر و یک دختر به نام کلثوم ذکر شده است.

هوش و ذکاوت بى‌‏نظیر
صاحب کتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذکاوت آن بانوى بزرگوار چنین مى‏‌نویسد: در اهمیت هوش و ذکاوت آن بانوى بزرگوار همین بس که خطبه طولانى و بلندى را که حضرت صدیقه کبرى فاطمه زهرا(س) در دفاع از حق امیرالمؤمنین(ع) و غصب فدک در حضور اصحاب پیغمبر اکرم(ص) ایراد فرمودند، حضرت زینب(س) روایت فرموده است.
و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن‌‏حضرت روایت نموده و از آن‏‌حضرت به عقیله تعبیر مى‏‌کند. چنان‏چه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل مى‏‌نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه(س) را از حضرت زینب(س) روایت کرده و مى‏‌گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على(ع)..» دقت کنیم که حضرت زینب(س) با این‏که دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا کمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء که محتوى معارف اسلامى و فسلفه احکام و مطالب زیادى است را با یک‏‌مرتبه شنیدن حفظ کرده و خود یکى از راویان این خطبه بلیغه و غراء مى‌‏باشد.

علاقه ویژه زینب به امام حسین(ع)

علامه جزایرى در کتاب (الخصائص الزینبیه) مى‌‏نویسد: وقتى‏که حضرت زینب(س) شیرخوار و در گهواره بود، هرگاه برادرش حسین(ع) از نظر او غایب مى‏‌شد، گریه مى‌‏کرد و بى‏‌قرارى مى‌‏نمود. هنگامى‏‌که دیده‏‌اش به جمال دل‏آ‌‌‌راى حسین(ع) مى‏‌افتاد، خوشحال و خندان مى‏‌شد. وقتى‏‌که بزرگ شد، هنگام نماز قبل از اقامه، نخست به چهره حسین(ع) نگاه مى‏‌کرد و بعد نماز مى‏‌خواند.

با حسین بودن شرط ازدواج زینب(س) با عبدالله‏
گفته‌‏اند: حضرت امیرالمؤمنین(ع) هنگامى‏‌که زینب(س) را به پسر برادرش عبدالله‌‏بن جعفر تزویج کرد، در ضمن عقد، شرط نمود هر گاه زینب خواست با برادرش حضرت امام حسین(ع) سفر رود، او را از آن منع نکرده و باز ندارد و چون عبدالله‌‏بن جعفر خواست حضرت امام حسین(ع) را از سفر عراق باز دارد و حضرت آن‌‏را نپذیرفت و عبدالله مأیوس و نومید گردید، دو فرزندش عون و محمد را فرمان داد که به همراه آن‌‏بزرگوار به عراق روند و در برابر آن‌‏حضرت جهاد و کارزار نمایند.

شجاعتى نظیر حسین(ع)
درباره آن بانوى بى‏‌نظیر بیشتر راجع به حضور ایشان در کربلا و همراهى برادر بزرگوارشان و هم‏چنین سرپرستى اسراى کربلا و ابلاغ پیام عاشورا سخن گفته شده است. شجاعت حسین(ع) در خواهرش زینب(س) هم بود؛ زینب(س) هم در مقام شجاعت قطع نظر از جهت امامت، چیزى کم از حسین(ع) ندارد قوت قلبش به برکت اتصالش به مبداء تعالى راستى محیرالعقول است. شیخ شوشترى مى‏گوید: اگر حسین(ع) در صحنه کربلا یک میدان داشت، مجلله زینب(س) دو میدان نبرد داشت: میدان نبرد اولش مجلس ابن زیاد و دومى مجلس یزید پلید.

زینب و گذشتن از راحتى دنیا
او در خانه شوهرش از کمال وسایل موجود به بهترین وجهى برخوردار است، غلام‏ها و کنیزها و وسایل راحتى؛ غرض زینب در چنین خانه‌‏اى زندگى مى‏‌کند که هیچ کسرى ندارد، ناگهان مى‌‏بیند حسین(ع) مى‌‏خواهد حرکت کند، تمام خوشى‏ها و راحتى‌‏ها را رها مى‏‌کند و خود را در دریاى ناراحتى‏‌ها و ناملایمات مى‌‏افکند.

زینب از حسین(ع) جدا نمى‏‌شود
ابن عباس گفت: یا حسین! اگر خود مجبور به رفتن هستى، زنان را با خود همراه مبر. زینب(س) چون این سخن را شنید، سر از کجاوه بیرون کرد و گفت: ابن عباس! مى‏‌خواهى مرا از برادرم حسین جدا کنى؟! من و جدایى از حسین؟! هرگز.

اسارت افتخار زینب و رمز ماندگارى قیام عاشورا
پس از حادثه کربلا حضرت زینب(س)، حدود یک سال و شش ماه زندگى کرد. حضرت در کاروان اسیران، همراه دیگر بازماندگان قافله کربلا به کوفه و سپس به شام برده شد. اگرچه رهبرى بازماندگان بر عهده امام سجاد(ع) بود، زینب کبرى(س) نیز سرپرستى را برعهده داشت.  سخنرانى قهرمانانه زینب(س) در کوفه، موجب دگرگونى افکار عمومى شد. وى در برابر نعره مستانه عبیدالله‏‌بن زیاد، آن‏گاه که به پیروزى‌‏اش مى‌‏نازید و مى‌‏گفت: «کار خدا را با خاندانت چگونه دیدى؟!» با شهامت و شجاعت وصف‏‌ناپذیرى گفت: جز زیبایى چیزى ندیده‌‏ام. شهادت براى آنان مقدر شده بود.

آنان به‌‏سوى قربانگاه خویش رفتند، به‌‏زودى خداوند آنان و تو را مى‌‏آورد تا در پیشگاه خویش داورى کند». آن‏گاه که ابن زیاد دستور قتل امام سجاد را صادر کرد، زینب(س) با شهامت تمام، برادرزاده‌‏اش را در آغوش گرفت و گفت: اگر خواستى او را بکشى مرا هم بکش. به‏‌دنبال اعتراض زینب(س)، ابن زیاد از کشتن امام پشیمان شد.
کاروان آزادگان به دمشق رفت. در شام نیز زینب(س) توانست افکار عمومى را دگرگون نماید. یزید جلسه‌‏اى به‌‏عنوان پیروزى ترتیب داده بود و در حضور بازماندگان واقعه کربلا، سر بریده حسین(ع) را در تشت نهاد و با چوب‏دستى به صورتش مى‏‌زد، زینب کبرى(س) با سخنرانى خویش غرور یزید را در هم کوفت و او را از کرده خویش پشیمان کرد.

سرانجام یزید مجبور شد کاروان را با احترام به مدینه برگرداند.  در مدینه نیز زینب(س)، پیام‌‏آور شهیدان، ساکت ننشست. او با فریادش مردم مدینه را بر ضد حکومت یزید شوراند. حاکم مدینه در پى تبعید حضرت زینب(س) برآمد. به نوشته برخى، حضرت به شام سفر نمود و در همان‏جا درگذشت. برخى دیگر گفته‌‏اند: حضرت به مصر هجرت نمود و در تاریخ پانزدهم رجب سال ۶۲ هجرى درگذشت.
اگر جهاد حسین‌‏بن على(ع) خوب جنگیدن و خوب شهید شدن بود، جهاد خواهرش خوب تبلیغ کردن و خوب سخن گفتن و ابلاغ پیام شهیدان بوده است. اسیران اهل بیت(ع) خصوصاً زینب کبرى(س) در مسیر کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام و دیگر نقاط، زمینه‌‏هاى انقلاب و تحولى عظیم را ایجاد کردند: افشاگری‌ها، پیا‌م‌‏رسانی‌ها، بیدارکردن مردم از خواب غفلت و بیان حقایق، ازجمله کارهایى بود که اسرا خصوصاً زینب(س) توانستند انجام دهند. از میان تمامى اسیران، اقدامات و عملکرد زینب(س) تأثیر به‏‌سزایى داشت و تحولات عظیمى به‌‏وجود آورد؛ چراکه این مخدره، از امتیازاتى برخوردار بود که او را در کارهایش موفق مى‏‌کرد؛ امتیازاتى از قبیل: وقت‌‏شناسى، عقل و تدبیر، فصاحت و بلاغت، شجاعت و شهامت و…
زینب کبرى(س) همچون مادر گرامى‏‌اش فاطمه زهرا(س) داراى فضایل و مناقب بسیارى بود. چنان‏چه به دیده دقت و تعمق در القاب ایشان نگریسته شود، معلوم مى‏‌شود که این مخدره چه شأن و مرتبه‌‏اى داشته است. زینب را عقیله بنى‏‌هاشم، عالمه غیر معلمه، معصومه صغرى، امینه الله و فهیمه غیر مفهمه، ولیده الفصاحه، رضیعه الولایه، الفصیحه، الکامله و… لقب داده‌‏اند و این القاب و بسیارى از القاب دیگر، همه حکایت از فضیلتها و منقبتهاى بى‌‏شمار این مخدره مظلومه دارد. آرى! یکى از نکات مهم که تاریخ به آن گواهى مى‏‌دهد،

نقش حقیقت‏‌مدارانه و روشنگرانه حضرت زینب(س) پس از جریان کربلا و شهادت سیدالشهدا(ع) است که آن‏‌حضرت در حقیقت مسیر انقلاب عاشورا را در دل انحرافها هدایت کردند. پیروزى نهضت عظیم حسینى مرهون زحمات و تلاشهاى بى‏‌وقفه زینب کبرى(س) است. ولایتمدارى و دفاع از حجت خدا تا پاى جان در سراسر لحظات اسارت این بانوى بزرگوار، موجب شد نهضت کربلا جاوید و ماندگار مانده و به سرمنزل مقصود برسد.

منبع: تسنیم


نوحه معروف و ماندگار”زینب زینب” با نوای حاج سلیم موذن زاده +صوت

یکی از آثار ماندگار استاد حاج سلیم موذن زاده نوحه “زینب زینب” به زبان ترکی آذری است که در سالروز وفات حضرت زینب سلام الله علیه خوانده شده است.

فایل صوتی این مداحی را در ادامه می توانید دریافت کنید.

دانلود

امام علی (ع) مولود كعبه، و فضلیتی به درخشندگی خورشید

 امام علی (ع)

یكی از فضائل بسیار مهم و عجیب مولی الموحدین امیر المۆمنین علی علیه السلام كه از كنار آن به راحتی نمی‌توان گذشت، ولادت آن حضرت در كعبه شریف است آن هم به آن نحو معروف كه همه می دانیم. اما آنچه در این نوشتار به دنبال آن هستیم این است كه سری به منابع اهل تسنن بزنیم تا ببینیم آنها نیز آیا به این واقعه عظیم اعترافی نموده اند یا نه؟!

حاكم در مستدرك ج۳ ص۴۳۸ می گوید:

« اخبار به حد تواتر رسیده است كه فاطمه بنت اسد، امیر المومنین علی بن ابی طالب ( كرّم الله وجهه ) را در دل كعبه به دنیا آورد ».

و همچنین حافظ گنجی كه شافعی مسلك بوده است در كتاب كفایه خود از طریق ابن نجار از حاكم نیشابوری نقل می نماید كه وی گفته است:

« امیر المومنین علی بن ابی طالب در مكه در درون بیت‌الله الحرام به دنیا آمد در شب جمعه سیزده رجب سال سی ام از عام الفیل و قبل از علی و نه بعد از او هیچ كس در بیت‌الله الحرام به دنیا نیامد و در واقع خداوند با این كار او را اكرام ویژه نمود و او را اجلال نمود به دلیل عظمتی كه داشت ! ».

به دنبال این دو نفر احمد بن عبد الرحیم دهلوی معروف به “شاه ولی الله” پدر عبد العزیز دهلوی صاحب كتاب « تحفه های دوازده گانه در ردّ تشیع » در كتاب دیگر خود به اسم « إزالة الخفاء » می گوید:

« به تواتر ثابت شده است كه فاطمه بنت اسد امیر المومنین علی را در دل كعبه بدنیا آورد و همانا او در روز جمعه سیزده رجب سال سی بعد از عام الفیل در كعبه به دنیا آمد و قبل و بعد از او هیچ كس در درون كعبه به دنیا نیامد »

ناگفته نماند كه این دو نقل با یكدیگر تعارضی ندارند اگر چه در یكی آمده كه آن حضرت در روز جمعه به دنیا آمد و در دیگری شب جمعه به دنیا آمد، چرا كه چرا كه سحر جمعه كه بخشی از شب جمعه است بامداد روز جمعه محسوب می شود و ائمه علیهم السلام نوعا در هنگام سحر به دنیا می آمده اند!

 

و همچنین آلوسی متعصب و معروف كه اسمش سید محمود است و صاحب تفسیر نیز هست در كتاب شرح قصیده عینیه در شرح این بیت عربی:

                            أنت العلی فوق العلی رفعا                           ببطن مكة عند البیت إذ وضعا

(تو علی هستی در حالی كه بر بالای علو و بلندی رفعت شأن داده شدی ؛ در آن هنگام كه در مكه در درون خانه كعبه به دنیا آمدی )

می گوید:

« ولادت امیر ( كرّم الله وجهه ) امری است مشهور در دنیا و در كتب شیعه و سنی ذكر شده است … »

تا اینكه می گوید:

« و در مورد شخص دیگری چنین قضیه ای شهرت ندارد و اگر هم در مورد كس دیگری گفته شده باشد اختلافی خواهد بود » .

ذیل كلام این شخص اشاره به دروغی است كه طائفه زبیریه از روی بغضی كه به امیر المومنین علیه السلام داشته‌اند این قضیه را برای حكیم بن حزام جعل نموده اند و گفته اند كه غیر از او كس دیگری در كعبه به دنیا نیامده است !!!

باز همین شخص در صفحه ۷۵ از این كتاب در ذیل این شعر:

                             و أنت أنت الذی حطت له قدم                       فی موضع یده الرحمن قد وضعا

و تو همان كسی هستی كه پای خود را در جایی نهادی كه دست خداوند رحمن در آن جا قرار گرفته بود ( یعنی شانه مبارك پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله هنگامی كه امیر المومنین علیه السلام پا بر آن نهاد و بر بالای بام مكه رفت تا این كه بتها را بشكند )

می گوید:

« برخی می گویند او علیه الصلاة و السلام دوست داشته است كه با كعبه هم آوردی كند كه در درون آن به دنیا آمده » .

مرحوم علامه بزرگوار امینی در كتاب الغدیر جلد ۶ صفحه ۲۳ بعد از نقل مطالب فوق، ۱۶ كتاب از اهل تسنن را آدرس می دهند كه همگی به این واقعیت و فضیلت اعتراف نموده اند كه ما برخی از آن را ذكر می نماییم :

مروج الذهب جلد ۲ صفحه ۲ تألیف مسعودی ، تذكرة الخواص صفحه ۷ تألیف سبط بن الجوزی ، الفصول المهمة صفحه ۱۴ تألیف ابن صباغ مالكی ، السیرة النبویة جلد ۱ صفحه ۱۵۰ تألیف نور الدین شافعی …….

 

حال باید توجه داشت كه این یكی از کوچک‌ترین فضائل آن حضرت هست كه در مورد هیچ یك از امت پیامبر صلی‌الله علیه و آله و بلكه امم قبلی رخ نداده است و نخواهد داد اما در دل همین فضیلت به ظاهر كوچك البته در مقابل سائر فضائل آن حضرت نكات مهمی نهفته است كه اشاره بدان خالی از لطف نیست :

كیفیت ورود فاطمه بنت اسد به داخل خانه كعبه و شكاف دیوار آن كه هنوز نیز باقی است یكی از معجزات جاودان دین خاتم هست.

خداوند از قبل از تولد آن حضرت بنابراین داشته‌اند كه مقام و جایگاه آن حضرت برای عالمیان هویدا شود.

رخ ندادن این حادثه برای هیچ كس دیگر حاكی از تفاوت فاحش این مولود با سائر موالید هست تا جائیكه وقتی مریم دختر عمران عیسی روح‌الله را در دل داشت به او دستور داده شد از بیت‌المقدس به مكانی دور نقل‌مکان نماید و در آن جا وضع حمل كند !

از حرمت تنجیس بیت‌الله الحرام می‌توان فهمید كه این مولود و مادر مکرمه‌اش از هر گونه آلودگی حتی آلودگی‌های ظاهری و متعارف نیز مبرّا و مطهر بوده‌اند.

ولادت در خانه خدا و شهادت در خانه خدا، همه حاكی از ارتباط و قرب ویژه این عبد صالح خدا باخداست …..

حمید حاج علی
مدرس حوزه علمیه
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


مولودی خوانی حاج محمود کریمی در جشن میلاد امام علی علیه السلام در شب ۱۳ رجب.

ماه رجب ;شست‌وشویى کن و آنگه به خرابات خرام…

ماه رجب

لازم میدانم برادران و خواهران عزیز را، مخصوصاً جوانها را توجه بدهم به اهمیت ماه رجب. از این مناسبتها و از این خصوصیاتِ مربوط به ایام و شهور نمیشود به‌آسانى صرفنظر کرد. بزرگان و اهل معنا و اهل  سلوک، ماه رجب را مقدمه‌ى ماه رمضان دانسته‌اند. ماه رجب، ماه شعبان، یک آمادگاهى است براى اینکه انسان در ماه مبارک رمضان – که ماه ضیافت الهى است – بتواند با آمادگى وارد شود. آمادگى به چیست؟ در درجه‌ى اول، آمادگى به توجه و حضور قلب است؛ خود را در محضر علم الهى دانستن، در محضر خدا دانستن – «سبحان من احصى کلّ شى‌ء علمه»(۱) – همه‌ى حالات خود را، حرکات خود را، نیّات خود را، خطورات قلبى خود را در معرض و محضر علم الهى دانستن؛ در درجه‌ى اول، این مهم است؛ و اگر این حاصل شد، آن وقت توجه ما به کارهایمان، به حرفهایمان، به رفت‌وآمدهایمان، به سکوتمان، به گفتنمان، بیشتر خواهد شد؛ توجه میکنیم که چه میگوئیم، کجا میرویم، چه اقدامى میکنیم، علیه چه‌کسى حرف میزنیم، به نفع چه‌کسى حرف میزنیم. وقتى انسان خود را در محضر الهى دانست، بیشتر متوجه کارها و حرکات و رفتار خود میشود. عمده‌ى اشکالات ما به خاطر غفلتى است که از رفتار و اعمالِ خودمان میکنیم. وقتى انسان از حال غفلت خارج شود، توجه کند که دارد دیده میشود، محاسبه میشود – «انّا کنّا نستنسخ ما کنتم تعملون»(۲) – همه‌ى حرکات او، کارهاى او در محضر پروردگار است، طبعاً مراعات میکند. با این حالت، با یک طهارتى، با یک نزاهت و پاکیزگى‌اى، انسان وارد ماه رمضان شود – «شستشوئى کن و آنگه به خرابات خرام»؛ شستشوکرده وارد ماه رمضان شود – آن وقت در محضر ضیافت الهى حداکثر بهره را خواهد برد. ماهرجب را با این چشم نگاه کنید.
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در آستانه فرا رسیدن ماه رجب توصیه‌های رهبر انقلاب اسلامی برای استفاده بیشتر از فرصت معنوی این ماه را در قالب کلیپ صوتی «شست‌وشویی کن و آنگه به خرابات خرام…» منتشر می‌کند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در این صوت می‌شنوید: 

ماه رجب :شست‌وشویى کن و آنگه به خرابات خرام…

اعمال ماه مبارک رجب

خدا رجب

فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت‌شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور می‌گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت‌شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می‌گردد.

و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.

از امام صادق(علیه‌السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را “أصب” مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

ابن بابویه از سالم روایت كرده است كه گفت: در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه‌السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر از خدا كسى نمى‏داند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه‌دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.

پس گفتم یابن رسول‌الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر كس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت‌شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .

اعمال مشترك ماه مبارک رجب

اینها اعمالی است كه انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به‌روز معینی ندارد و آن چند مورد است :

۱- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت‌شده امام زین‌العابدین(علیه‌السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:

یَا مَنْ یَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ .”

۲- دعایی را كه از امام صادق(علیه‌السلام) روایت‌شده، خوانده شود:

«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ

۳- از امام صادق (علیه‌السلام) روایت‌شده كه در ماه رجب این خوانده شود:

«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِینَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْكَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که می‌توانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .

۴- از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت‌شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.

۵- از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه “لا إِلَهَ إِلا اللهُ” بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .

۶- روایت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید: “أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ” و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند كند و بگوید: “اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ” اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند .

۷- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد .

۸- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند.

۹- سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد یك مرتبه و آیة الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و  سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى كه این نماز را گزارده تا روزى كه بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیه‌ای كه خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود .

۱۰- سه روز از این ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا كه روایت‌شده هر كس در یكى از ماه‌هاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد.

۱۱- از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت‌شده است كه: هر كس در یك شب از شب‌هاى ماه رجب ده ركعت نماز به این نحو که در هر ركعت حمد و قل یا ایها الكافرون یك مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را می‌آمرزد.

اعمال شب و روز اول ماه رجب

شب اول

این شب، شب شریفى است و در آن چند عمل وارد شده است .

۱- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگوید:

اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّكَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه چون هلال رجب را مى‏دید مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.

۲- غسل.

حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر كس ماه رجب را درك كند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می‌شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

۳- زیارت امام حسین علیه‌السلام .

۴- بعد از نماز مغرب بیست ركعت، یعنی ۱۰ تا دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.

۵- بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز گزارده شود بدین نحو:

در ركعت اول حمد و ألم نشرح یك مرتبه و توحید سه مرتبه و در ركعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

روز اول رجب

این روز، روز شریفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است:

۱- روزه .

روایت‌شده كه حضرت نوح (علیه‌السلام) در این روز به كشتى سوار شد و به كسانى كه همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر كس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال از او دور شود .

۲- غسل .

۳- زیارت امام حسین علیه‌السلام.

از امام جعفر صادق(علیه‌السلام) روایت‌شده است که: هر كس امام حسین (علیه‌السلام) را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است ان شاء الله.

اعمال شب و روز مبعث

 التماس دعا                                                                                                                     

برگرفته از مفاتیح الجنان

 بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

روش ها را از استاد اصلی بیاموزیم

 امام علی (ع) روش

دانلود کتاب شریف نهج البلاغه با شیوه کم علامت

قرآن مجید یگانه کتاب آسمانی مصون‌مانده از تحریف است که جامع‌ترین و استوارترین آموزه‌های وحیانی را در اختیار بشر قرار می‌دهد. دستیابی صحیح و روشمند به آموزه‌های این کتاب بزرگ، به ویژه با توجه به بیان دقیق و خارق‌العاده آن، روش‌شناسی خاص خود را می‌طلبد و شناخت لغزشگاه‌ها و پیش‌گیری از تحریف معنوی و برداشت‌های سطحی از این کتاب گران‌سنگ، بستگی کامل به تعریف و تبیین دقیق و عمیق مبانی و روش فهم و تفسیر آن دارد.

 قرآن کریم طبق اوصافی که خود برای خویش ذکر کرده، بیان و تبیان و کتاب مبین، به زبان عربی آشکار و برای پند گرفتن سهل و آسان است، ولی هر اندیشمند بینایی که با قرآن و معارف آن آشنایی داشته باشد، به خوبی درمی‌یابد که علوم و معارف نهفته در قرآن دارای سطح‌ها و مراتب گوناگون است و دلالت آیات کریمه بر آن معارف، یکسان نیست. در نتیجه در برخورد با این کتاب باید از روش‌های خاص خود بهره گرفت. امام علی (علیه‌السلام) در سخنان خویش برخی از این روش‌ها را معرفی کرده و یا به کار برده‌اند.

روش‌های تفسیری در نهج البلاغهروش

مهم‌ترین گونه‌ها و روش‌های تفسیری امیر المۆمنین (علیه‌السلام) در نهج البلاغه عبارت‌اند از:

۱ـ تفسیر قرآن به قرآن: یکی از بهترین و استوارترین روش‌های تفسیر قرآن، روش تفسیر قرآن به قرآن است. در این روش، مفسر با رجوع به کتاب خدا، ملاک و محور بیانات خود را قرآن قرار داده و از روشن‌گری‌ها و اشارات قرآن در فهم آیات آن بهره و مدد می‌گیرد. امام علی (علیه‌السلام) این روش را تأیید کرده و می‌فرمایند: “قرآن کتابی است که بعضی از آن به وسیله بعضی دیگر به سخن درمی‌آید و برخی بر برخی دیگر گواهی می‌دهد”. (دشتی، ص ۱۷۸(

ایشان خود از این روش در تفسیر بعضی از آیات قرآن بهره برده‌اند. به عنوان نمونه در مورد آیه ۲۱ سوره ق “وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهید”؛ “و هر كسى مى‏آید [درحالی‌که] با او سوق‏دهنده و گواهی دهنده‌ای است” ‏می‌فرمایند: “سائق‏ یسوقها إلى محشرها و شاهد یشهد علیها بعملها”؛ “و هر نفسی را راننده‌ای همراه است که او را تا محشری می‌راند، و گواهی که بر کرده او گواهی می‌دهد، و آنچه کرده است می‌داند”. (نهج البلاغه، ص ۱۱۶(

درباره مصداق آیه میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد. گفته‌شده است که شاهد از “ملائکه و یا اعضا و جوارح بدن انسان” و یا “عمل انسان” است و یا حتی گفته‌شده پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است. اما سیاق کلام حضرت به گونه‌ای است که از میان آرای بالا فقط نظری که “شاهد” را “اعضا و جوارح” معرفی می‌کند سازگار است. از جمله آیاتی که منبع تفسیری امام برای این آیه هستند نور/۲۴، یس/۶۵ و فصلت/۲۰ است.

ای علی! امت من پس از من به زودی دچار فتنه می‌گردند … ای علی! پس از من مردم به مال‌های خود فریفته شوند و به دین خویش بر خدا منت نهند؛ رحمت پروردگار آرزو کنند، و از سطوت او ایمن زیند؛ حرام خدا را حلال شمارند؛ یا شبهه‌های دروغ و هوس‌هایی که به غفلت درسردارند. می را نبیذ گویند و حلال پندارند؛ حرام را هدایت خوانند و ربا را معامله دانند”

 

۲ـ تفسیر قرآن به سنت:

 یکی از موارد تفسیر قرآن در نهج البلاغه، خطبه ۱۵۶ است. امام (علیه‌السلام) در این خطبه که پس از پیروزی در جنگ جمل برای مردم بصره ایراد فرمودند، به بیان مباحثی در مورد فتنه‌انگیزی اصحاب جمل پرداختند و در پایان فردی از ایشان پرسید: “ای امیر المۆمنین ما را از فتنه آگاه کن. آیا نسبت به فتنه، از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) سۆالی نکرده‌ای؟” امام در جواب به تفسیر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از دو آیه ابتدایی سوره عنکبوت اشاره فرمودند: “چون خدا این آیت را فرستاد پرسیدم: ای رسول خدا! این فتنه‌ای که خدا تو را از آن خبر داده چیست؟

فرمود: ای علی! امت من پس از من به زودی دچار فتنه می‌گردند … ای علی! پس از من مردم به مال‌های خود فریفته شوند و به دین خویش بر خدا منت نهند؛ رحمت پروردگار آرزو کنند، و از سطوت او ایمن زیند؛ حرام خدا را حلال شمارند؛ یا شبهه‌های دروغ و هوس‌هایی که به غفلت درسردارند. می را نبیذ گویند و حلال پندارند؛ حرام را هدایت خوانند و ربا را معامله دانند”. (خطبه ۱۵۶(

۳ـ ادبیات عرب، زبان‌شناسی و مفهوم واژگان:

 برای فهم و تبیین مفاد آیات کریمه قرآن، افزون بر دانستن مفاهیم عرفی ماده واژه‌ها، شناخت معانی و نکته‌هایی که در ساخت و قالب‌های ترکیبی و موقعیت ویژه کلمات و جملات آیات بر آن‌ها دلالت دارند نیز لازم و ضروری است و تبیین مفاد آیات کریمه بدون شناخت امور یادشده غیرممکن و ناقص خواهد بود. در نتیجه آشنایی عمیق و دقیق با زبان عربی آن‌چنان ضرورت دارد که بی‌آن نه اجازه تفسیر دارد و نه توانایی آن را. این موضوع در نهج البلاغه، مورد نظر امام علی (علیه‌السلام) واقع شده است. به عنوان مثال تفسیر آیه ۳۴ سوره بقره را می‌توان بررسی نمود: “وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیس‏ … “.

درباره چگونگی وقوع سجده برای موجودی جز خداوند و اینکه این سجده از چه نوعی می‌تواند باشد، نظریات مختلفی مطرح شده است. آنچه در غالب این توضیحات مشترک است، آن است که سجده جز برای خداوند صحیح نیست و درباره آیاتی که در آن‌ها سجده برای موجودی جز خداوند مطرح می‌شود، گفته‌اند که این نوع سجده، سجده بزرگداشت بوده است و نه سجده عبادت. امام علی (علیه‌السلام) در خطبه اول به توضیح این امر پرداخته و می‌فرمایند: “خداوند از فرشتگان خواست تا آنچه در عهده‌دارند، ادا کنند و عهدی را که پذیرفته‌اند، وفا کنند، سجده او را از بن دندان بپذیرند؛ خود را خوار و او را بزرگ گیرند و فرمود اسْجُدُوا لِآدَمَ … “.

بررسی زبان‌شناختی درباره واژه “سجد” نشان می‌دهد که معنای محوری این واژه “سرنگون شدن و خم شدن” است که در بسیاری از کاربردهای خود در این معنا برای یک چیز عمود و ایستاده به کار می‌رود. این مفهوم فیزیکی در مسیر تحول خود برخی مفاهیم معنوی را هم در پی داشته است که عبارت‌اند از خشوع، فرمانبرداری و پرستش.

قرآن کریم طبق اوصافی که خود برای خویش ذکر کرده، بیان و تبیان و کتاب مبین، به زبان عربی آشکار و برای پند گرفتن سهل و آسان است، ولی هر اندیشمند بینایی که با قرآن و معارف آن آشنایی داشته باشد، به خوبی درمی‌یابد که علوم و معارف نهفته در قرآن دارای سطح‌ها و مراتب گوناگون است و دلالت آیات کریمه بر آن معارف، یکسان نیست. در نتیجه در برخورد با این کتاب باید از روش‌های خاص خود بهره گرفت. امام علی (علیه‌السلام) در سخنان خویش برخی از این روش‌ها را معرفی کرده و یا به کار برده‌اند

 

۴ـ روشتعقل و اجتهاد: بدیهیات عقلی و برهان‌های قطعی برگرفته از آن‌ها از قرائن متصل آیات به شمار می‌آیند. عقل، این قرائن را در اختیار قرار می‌دهد و از این رو از منابع تفسیر به شمار می‌آید. علی (علیه‌السلام) اقیانوس علم بود. استدلال او قوی و استنباط او صحیح و بی‌نقص بود. این نیرو نزد ایشان در فهم متون جایگاه ویژه‌ای داشت: “چون حدیثی را شنیدید، آن را فهم و رعایت کنید، نه بشنوید و روایت کنید که راویان علم بسیارند و به کاربندان آن اندک‌شمار”. (حکمت ۹۸(

نتیجه

امام علی (علیه‌السلام) به عنوان عالی‌ترین مفسر قرآن، روش‌هایی را برای تفسیر این کتاب آسمانی به کار برده‌اند که از میان آن‌ها می‌توان تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر قرآن به سنت، ادبیات عرب، زبان‌شناسی و مفهوم واژگان، تعقل و اجتهاد اشاره نمود. نگاهی به متن نهج البلاغه از زاویه ارتباط با قرآن در حد همین چند نمونه تفسیری پرده از این حقیقت برمی‌دارد که پیوند میان این دو متن، آنچنان ناگسستی است که کلمات حضرت امیر (علیه‌السلام) در جای‌جای نهج البلاغه بازتابی از مبانی و اصول نظری موجود در قرآن است و هیچ نقطه از کلام ایشان را نمی‌توان یافت از این معنا خالی باشد.

فرآوری: زینب مجلسی راد

بخش نهج البلاغه تبیان   

منابع:

روش تفسیر قرآن، محمود رجبی، ص ۳، ۲۴ و ۲۵.

مقاله “انطباق برخی نمونه‌های تفسیری در نهج البلاغه با روش‌های تفسیری”، محمود مکوند.

مقاله “گونه‌شناسی تفسیر قرآن کریم در نهج البلاغه”، سید علی اکبر ربیع نتاج، محمد صادق حیدری.

 منبع:تبیان

از همکاری پرز در حمله به طبس تا اشک‌های کارتر در کاخ سفید

طبس

‌بدون شک ماجرایى که در طبس اتفاق افتاد و با شکست نیروهاى آمریکایی مواجه شد یکى از بزرگ‌ترین معجزات قرن است؛ چرا که آن‌ها با برخوردارى از دقیق‌ترین و پیچیده‌ترین امکانات نظامى و با تدارک همه‌جانبه و هماهنگى کلیه عوامل داخلى و خارجى به بهانه آزادسازى جاسوسان خود اما در حقیقت به قصد نابود ساختن نظام اسلامى تهاجم خود را آغاز کردند.

 سران کاخ سفید و مقامات پنتاگون از موفقیت این عملیات اطمینان کامل داشتند اما از آنجایى که خداوند همواره حافظ این ملت و انقلاب بوده است، در طبس نیز امدادهاى غیبى خداوند عینیت یافت تا بار دیگر بر طاغوتیان زمان ثابت شود که اراده الهى بر هر چیز که تعلق بگیرد شدنى است. ما به ارزیابى حرکت‌های امریکا در قبال انقلاب اسلامى پرداخته و جریان حمله ۵ اردیبهشت را با استفاده از اسناد به دست آمده از لانه جاسوسى و نیز با بهره‌گیری از صحبت‌های کارتر که به صورت خاطره جداگانه‌ای به چاپ رسیده، بررسى می‌کنیم.

**شیوه امریکا در قبال انقلاب اسلامى قبل از حمله نظامى

تردیدى نیست که نخستین ضربات مهلک و کارى انقلاب اسلامى بر پیکر امپریالیسم امریکا وارد آمد. شاه که هم پیمان دیرینه و نوکر امریکا در منطقه بود به شکل ذلت بارى از کشور بیرون رانده شد و تمام نهادهایى که باعث امیداورى امریکا و غرب بود سرنگون شدند. انقلاب، منطقه خاورمیانه را به شدت دگرگون ساخت و امریکا و رژیم‌های مرتجع را وحشت‌زده ساخت. اما امریکا که صبر کرده بود و پیروزى مردم را ناباورانه دیده بود به دلایل گوناگونى از جمله حاکمیت دولت موقت پس از انقلاب و عدم وجود چهره‌های مکتبى در این حاکمیت امیدهاى فراوانى به روند انقلاب پیدا کرد.

این حالت ادامه داشت تا اینکه تسخیر قهرمانانه لانه جاسوسى این خواب خوش طلایى را بر هم ریخت و تمام آنچه را که امریکا می‌خواست از بین برد. تسخیر لانه جاسوسى پیامدهاى بسیارى به دنبال داشت. بهتر است این لحظات را از زبان کارتر، از ۴۴۴ روز رنج و اضطرابش بخوانیم:

«۴ نوامبر ۱۹۷۹ تاریخى است که من هرگز فراموش نخواهم کرد. صبح زود برژینسکى اطلاع داد که سفارت ما در تهران توسط حدود ۳ هزار  مبارز اشغال شده و ۵۰ الى ۶۰ تن از کارکنان آمریکایی به گروگان گرفته‌شده‌اند. من و ونس بلافاصله اطمینان خاطرى را که دولت ایران به ما داده بود، بررسى کردیم. بازرگان سعى کرده به وعده خود مبنى بر حفاظت از دیپلمات ها عمل کند اما چند ساعتى از واقعه گذشت بدون اینکه عمل قاطعى انجام گیرد. ما دچار نگرانى فزاینده اى شدیم و ما با مقامات کابینه بازرگان و شوراى انقلاب تماس گرفتیم. تمام کوشش‌های ما بى نتیجه ماند. مبارزین یک شبه به قهرمان تبدیل شدند (امام) خمینى از آنان تقدیر به عمل آورد. هیچ یک از مقامات دولتى حاضر نبود با آن‌ها مخالفت کند.»

به هر حال تسخیر لانه جاسوسی، خواب خوش طلایى امپریالیسم را بر هم زد و روند انقلاب را تغییر داد و امیدهایى را که امریکا در مورد بازگشت انقلاب ایران به دامان غرب داشت به هم ریخت. تلاش‌های پى در پى و به دنبال هم امریکا براى خاتمه دادن به قضیه و نیز اقدامات احتیاطى براى تنبیه ایران یکى پس از دیگرى اجرا شدند. شیوه‌های گوناگونى در این رابطه از سوى امریکا به کار گرفته شد.

نخستین اقدام امریکا مذاکره رویارو و نیز ارسال نماینده براى ملاقات با امام (ره) و شوراى انقلاب بود که قاطعانه با حکم امام مجبور به بازگشت شدند. تلاش‌های بعدى امریکا که باید آن را گام‌های تهدیدآمیز خواند شامل محاصره اقتصادى و حملات تبلیغاتى سیاسى می‌شود.

خاطرات کارتر در این زمینه چنین می‌گوید:

«روز ۶ نوامبر در کتابچه یادداشت روزانه‌ام نوشتم: «ما بررسى اقدامات تنبیهى را شروع کردیم.» ۵۷۰ آمریکایی در ایران داشتیم. من به شرکت هایى که آن‌ها را در استخدام داشتند، دستور دادم امریکاییان را از ایران خارج کنند. من همچنین از الجزایر، ترک ها، پاکستانى ها، لیبیائى ها و سازمان آزادى بخش فلسطین خواستم بین ما وساطت کنند. هفته اول نوامبر ۱۹۷۹ آغازگر مشکل ترین دوره زندگى من بود. سلامت گروگان‌های آمریکایی مهمترین مساله بود. صبح زود در کاخ سفید قدم می‌زدیم و شب ها تا دیر وقت بیدار مانده، سعى می‌کردم درباره اقداماتى که می‌توانست به آزادى آن‌ها منجر شود، فکر کنم. من به تمام پیشنهادها از تحویل شاه تا انداختن بمب اتمى بر روى تهران گوش می‌کردم. من از پاپ خواستم مستقیما با (امام) خمینى تماس بگیرد و او نیز موافقت کرد. براى آماده کردن امکانات عمل نظامى دستور دادم عکس هاى ماهواره اى از محل استقرار هواپیما و سایر نیروهاى مسلح ایران تهیه شود.»

**انگیزه‌ها و زمینه‌های تجاوز امریکا

۱- پس از فتح لانه جاسوسى (که به تعبیر حضرت امام خمینى انقلاب دوم نام گرفت) و شکست توطئه‌های مزدوران امریکا در نفوذ و رسوخ و نهایتا مسخ انقلاب اسلامى از درون و افشاى دست‌های خیانت بار همساز با شیطان بزرگ و به اسارت گرفتن آن‌ها، تهدیدات نظامى و تحریم اقتصادى از ابتدایی‌ترین اقدامات جهت غلبه بر این پیروزى بزرگ و شکست این نصر الهى بود. همه همپالگى هاى شیطان بزرگ در این توطئه‌ها با امریکا همدلى و همکارى داشتند.

 تبلیغات در جهت این دو توطئه ابتدا بر روى مداخله نظامى تمرکز یافت و به اوج خود رسید و چون دشمن از این توطئه نتیجه‌ای نگرفت، به تشدید تبلیغات بر مساله تحریم اقتصادى و بسط آن در تمامى کشورهاى هم پیمانش پرداخت و این به دو علت بود: اول آن که آخرین حیله دشمن بود، دوم انحراف اذهان و افکار عمومى از احتمال حمله نظامى، تا این که زمینه ذهنى مردم از مساله منحرف و دشمن خارجى فراموش گردد و به مشکلات داخلى و مسایل اقتصادى معطوف شود.

۲- از اهم زمینه‌هایی که موجبات این هجوم را فراهم ساخت باید به شکست کوشش‌های دیپلماتی و طرح‌های امریکا جهت آزادسازى جاسوسان خود اشاره کرد. (ماموریت افرادى چون رمزى کلارک، هانس، حبیب شطى، بنی‌صدر و قطب‌زاده)

۳- در خلال تلاش‌های دشمن، عوامل و ایادى امریکا یعنى گروهک‌های چپ و راست و منافق، این بار نیز به بهانه حفظ سنگر دانشگاه و مخالف با تعطیل شدن آن و تقابل با انقلاب فرهنگى، با به راه انداختن هیاهوى بسیار به جنگ و جدال و خون‌ریزی و سنگربندى مشغول شدند و آن چنان ماهرانه جو را آماده ساختند که گویى این بخش نیز جزیى از طرح کلى تجاوز نظامى بوده است.

۴- آتش‌افروزی هاى رژیم بعث عراق در مرزهاى خود با ایران و غائله کردستان. شگفتى ماجراى تجاوز وقتى روشن می‌شود که بدانیم دولت تجاوزگر امریکا در خصوص چنین مأموریتی متجاوز از ۵ ماه تمام در صحراى آریزونا (جایى که تقریباً شرایط کویر ایران را داراست) تعلیمات پیچیده و فشرده‌ای را به تکاوره‌ای خود داده بود و از پیچیده‌ترین تکنیک‌های نظامى اعم از تسلیحات نظامى و دفاعى تا صنایع مدرن هواپیمایى استفاده کرده و بودجه نامحدودى را براى این عملیات اختصاص داده بود.

 سازمان هواشناسى امریکا وضع جوى ایران بخصوص منطقه فرود در صحراى طبس را کاملاً مورد پیش‌بینی عملى قرار داده بود و به علت این که هواى آن شب مهتابى بود، ورود هر نوع هواى غیر مطلوب و وقوع طوفان بعید به نظر مى رسیده است.
قبل از انجام عملیات، ارسال نامه یکى از عوامل وابسته به سازمان‌های جاسوسى به شوراى انقلاب و اعلان خطر در مورد حمله نظامى صورت پذیرفته بود. وى در این نامه می‌نویسد:

553766_545

«هدف از این نامه افشاى اهداف و نقشه‌های بی‌شرمانه دولت امریکا و اسراییل علیه ایران است. لازم به یادآورى است که من این مطلب را از یک افسر اطلاعات ارتش اسراییل دریافت کرده‌ام.

شوراى امنیت ملى امریکا سرگرم طرح نقشه‌ای نظامى به منظور آزادى گروگان‌های سفارت امریکا در تهران می‌باشد. بر طبق این نقشه که قسمتى از آن در خارج و بخشى از آن در ایران قرار است انجام گیرد، گروه ویژه مشترکى با همکارى سازمان جاسوسى اسراییل به وجود آمده است. در ۲۲ نوامبر ۱۹۷۹ در جلسه مشترکى با شرکت غرروایزمن وزیر دفاع اسراییل، سفیر امریکا در تل آویو و وابسته نظامى امریکا جزییات همکارى اسراییل در این عملیات روشن گردید. در این جلسه تصمیم گرفته شد که از افسران و طراحان برنامه حمله به فرودگاه «انتبه» در اوگاندا از جمله «شیمون پرز» نیز استفاده شود.

افراد این گروه ویژه، ۸۲ تن از لشکر ویژه هوا- زمین امریکا می‌باشند که هم اکنون در پایگاه فورت براگ تحت آموزش می‌باشند و به زودى از طریق آلمان غربى به پایگاه آکروتینى در قبرس و سپس به اسراییل اعزام خواهند گردید. یک دولت همسایه ایران نیز موافقت نمود که ایالات‌متحده از پایگاه‌های نظامى خود و یک پایگاه نظامى به منظور جمع‌آوری و تهیه اطلاعات استفاده نمایند.

در کنار این گروه یک دسته شامل افسران سابق ارتش و ساواک ایران نیز به تهران اعزام شده‌اند تا مکان دقیقى براى گروگان‌ها پیدا کنند. چندروز پس از اعزام این گروه، گروه دومى به تهران اعزام می‌گردند، تا حمله شبانه به سفارت را براى آزادى گروگان‌ها رهبرى نمایند

در دنباله همین نامه در مورد تلاش‌های ضد انقلابى امریکا می‌خوانیم:

«طرحى نیز به منظور ساقط نمودن حکومت آیت الله خمینى که شامل تضعیف موقعیت ایران و بى اعتبار کردن آیت الله می‌باشد به دستور شخص کارتر تحت بررسى است. بدین منظور به سرویس هاى اطلاعاتى امریکا در خاورمیانه دستور داده شده که عملیات و حملات تروریستى را بر علیه ایران آغاز نمایند

با توجه به این اظهارات می‌توان به راحتى درک کرد که کودتاى تیرماه ۵۹ در دنباله طرح حمله نظامى ناموفق به ایران بوده است.

553763_474

**چگونگى اجراى توطئه 

در شامگاه چهارم اردیبهشت‌ماه (ساعت ۱۱ شب) ۸ فروند بالگرد سیکیورسکى از ناو هواپیمابر به پرواز درآمدند و به دنبال آن ۶ فروند هواپیماى سى-۱۳۰ از عمان برخاسته وارد حریم هوایى ایران شدند.

این هواپیماها بدون کوچک‌ترین اشکالى مرزهاى جنوبى ایران را پشت سر گذاشته و وارد حریم هوایى ایران شدند. یک پاسگاه مرزى عبور آن‌ها را گزارش می‌دهد ولى به درستى معلوم نشد که چرا به گزارش وى ترتیب اثر داده نمی‌شود. در همین جا اضافه می‌کنیم در زمان اجراى عملیات حمله، ارتش ایران در آماده‌باش کامل نظامى به سر می‌برد. هواپیماهاى غول‌پیکر که قبلا در خاک مصر و عمان مستقر بودند

پس از طى مسافتى بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر در فضاى هوایى ایران و بدون کوچک‌ترین مانعى، براى سوخت‌گیری و احتمالاً هماهنگى براى شروع عملیات، در یک فروگاه متروکه که در جنگ جهانى دوم در نزدیک‌ترین رباط خان طبس توسط قواى متفقین ساخته شده بود فرود می‌آیند. توطئه گران مجهز به کلیه تجهیزات بوده‌اند، زمان فرود اندکى پس از نیمه شب بوده است. یک اتوبوس مسافربرى از کوره راه نزدیک محل عبور می‌کند و مزدوران مهاجم از بیم آن که نقشه پلیدشان فاش شود همه مسافران را بازداشت کرده و تصمیم گرفتند با خود به گروگان ببرند.

هنگامى که قصد راه‌اندازی هواپیما را داشتند به روایت شاهدان عینى (مسافران اتوبوس گروگان گرفته‌شده) دو هواپیما آتش‌گرفته و دچار انفجار می‌شود به دنبال اختلالات پدید آمده و به خصوص حوادثى که در طى مسیر حرکت براى بالگرد به وجود می‌آید عملیات به دستور ستاد فرماندهى متوقف می‌شود. تعدادى از بالگردها دچار طوفان شن می‌شوند و قادر به پرواز نمی‌گردند و ۸ نفر یا تعداد بیشترى از مزدوران که سرنشینان دو هواپیماى منفجرشده بودند، جان خود را از دست مى دهند و بالاخره ساعت ۵/۴ صبح مهاجمین از خاک ایران خارج می‌شوند و مسافران را به حال خود رها می‌کنند.

طرح عملیات گسترده نظامى دچار نواقص دیگرى می‌شود که با یارى خدا و الطاف بیکران او سرانجام منجر به شکست کامل آن می‌گردد. ما در اینجا براى مزید اطلاع، خاطرات کارتر را که در همین زمینه لحظات تاسف بارش را توصیف می‌کند می‌آوریم«ساعت ۲۵/۱۰ بامداد به وقت واشنگتن، هواپیماها طبق برنامه برخاستند. ساعت ۱۲ بعدازظهر: نخستین مطلب این بود که دو بالگرد قبل از رسیدن به محل ممکن است مجبور به فرود شوند.

اگر چه پیش‌بینی وضع هوا خوب بوده است بالگردها دچار طوفان شن شده‌اند، یک بالگرد به ناو برگشته و دیگرى در صحراى جنوبى رها شده است. ما این مطلب را زمانى باخبر شدیم که خدمه این هواپیما نجات پیدا کردند. پست ایرانى متوجه شده است دو هواپیما در ارتفاع کم بدون چراغ پرواز می‌کند. بخش جاسوسى ما بی‌سیم‌های ایران را کنترل می‌کرد.

ساعت ۱۵/۳ بعدازظهر دو بالگرد بر زمین نشستند. نیروى دریایى، فکر می‌کند هلی‌کوپترهاى دیگر بر زمین نشسته و خدمه‌های آن‌ها را با خود برده‌اند. بنابراین شش بالگرد در راه است. بالگردها تا نیم ساعت دیگر به صحراى یک می‌رسند. هیچ اعلام خطرى از سوى ژاندارمرى صورت نگرفته است.

همه هواپیماهاى سى-۱۳۰ به زمین نشستند. سه خودرو مشاهده شدند، این بدبیارى غیرقابل‌پیش‌بینی بود. ما چندین هفته این محل را زیر نظر داشتیم و تردد در آن نادر بود. تقریبا بلافاصله پس از فرود هواپیماها یک اتوبوس پر از مسافر و سپس یک تانکر حامل سوخت و بعدا یک وانت‌بار به آن نقطه می‌رسند.

 من دستور دادم مسافرین اتوبوس را با هواپیما تا پایان عملیات به مصر ببرند. ساعت ۱۰/۴ بعدازظهر: دو بالگرد در حال سوخت‌گیری هستند.

ساعت ۴۵/۴ دقیقه: براون اطلاع داد به نظر من باید عملیات را متوقف کنیم. یکى از بالگردها در صحراى یک دچار مشکلى در سیستم هیدرولیکى شده است. بنابراین تعداد هلی‌کوپترهاى مورد لزوم از شش فروند کمتر است. به دنبال این مساله درخواست تعلیق عملیات داده می‌شود. پس از آن به بکویت و وات که فرماندهان عملیات نظامى هستند پیشنهاد تعلیق عملیات را به این علت که دست کم به شش بالگرد نیازمند است، ارایه می‌دهد.

ساعت ۵۷/۴ بعدازظهر پیشنهاد مورد قبول واقع و عملیات متوقف می‌شود.

ساعت ۵۸/۵ بعدازظهر گزارشى دریافت می‌شود مبنى بر اینکه یک بالگرد به یک هواپیماى سى-۱۳۰ برخورد کرده است و تعدادى تلفات به جاى گذاشته است.

«من حالت بیمار گونه‌ای داشتم. هر ثانیه براى من ساعت‌ها می‌گذشت.

برژینسکى حالت کارتر را پس از صدور دستور توقف عملیات و عقب‌نشینی و آتش گرفتن هواپیما و بالگرد امریکا چنین توصیف کرده است:

553767_608

«وى بعدا سرش را میان دو دستش گرفت و به مدت چند ثانیه روى میز گذاشت. من فوق العاده دلم براى او سوخت. همینطور براى کشورم. ساعت ۱۵/۵ بود که کارتر خبر دیگرى مبنى بر برخورد یک بالگرد با هواپیماى سى-۱۳۰ و آتش گرفتن آن‌ها از ژنرال جونز دریافت کرد. این برخورد همراه با تلفات جانى بوده است. کارتر با شنیدن این خبر به مانند مار زخمى به خود پیچید و آثار درد و نگرانى بر تمامى صورت او آشکار شد.

**معجزه طبس، از زبان مقامات آمریکایی 

«در تمام طول راه بازگشت (از طبس) احساس پوچى و پژمردگى می‌کردم. آه. آه. یاس بر وجودم سایه افکنده بود. گریه‌ام گرفت. این موقعى بود که نشستم و با تمام وجودم گفتم: یا عیسى مسیح، تو می‌دانی که چه گندى به بار آمده است.

ما واقعاً باعث شرمسارى کشور بزرگمان (امریکا) شدیم. خودم را بسیار حقیر احساس می‌کردم. نمی‌خواستم صحبت کنم، یا هیچ کار دیگرى انجام دهم؛ فقط احساس می‌کردم که دیگر آبرویى باقى نمانده بود.»

مطلب فوق عین مطلبى است که چارلى بکویت، فرمانده عملیات نافرجام طبس، در کتاب خود به نام «نیروى دلتا» در مورد احساسش هنگام بازگشت از طبس به رشته تحریر درآورده است.

هامیلتون جردن رییس کارکنان کاخ سفید در کتاب خود به نام «بحران» در رابطه با آنچه در لحظه دریافت خبر برخورد بالگرد و هواپیما در طبس در کاخ سفید گذشت، می‌نویسد: کارتر گوشى را برداشت و گفت: «دیوید (جونز) چه خبر؟»

ما حرف‌های جونز را نمی‌شنیدیم. ولى حالت چهره کارتر و پریدگى رنگ او نشان می‌داد که خبرهاى بدى مى شنود. کارتر لحظه‌ای چشمانش را بست و درحالی‌که به زحمت آب دهانش را قورت می‌داد پرسید: «آیا کسى هم مرده است؟»…

همه ما به دهان او زل زده بودیم. چند ثانیه بعد گفت: «مى فهمم… مى فهمم» و گوشى تلفن را گذاشت، هیچ‌کس سوال نکرد تا اینکه خودکارتر پس از چند ثانیه سکوت گفت: «مصیبت تازه اى پیش آمده. یکى از بالگردها به یک هواپیماى سى-۱۳۰ خورده و آتش‌گرفته و احتمالا چند نفرى هم کشته شده‌اند…»

هامیلتون جوردن در ادامه می‌نویسد:

«تصور اینکه گروهى از داوطلبان نجات گروگان‌ها، خود جان باخته و در یک بیابان دور در آن سوى دنیا به خاک هلاکت افتاده اند، چون کابوسى بر فکر و روح من سنگینى می‌کرد. از اطاق کابینه بیرون آمدم تا کمى در هواى آزاد قسمت جنوبى کاخ قدم بزنم و افکار خودم را منظم کنم، ولى هواى خفه و مرطوب بیرون بیشتر ناراحتم کرد. با حال تهوع به داخل کاخ برگشتم و به دستشویى خصوصى رییس‌جمهور رفتم.»

کارتر در مورد لحظه دیدار با سرهنگ بکویت و گریه هر دو می‌گوید: «او با چشمان اشک‌آلود شروع به صحبت کرد و گفت: آقاى رییس‌جمهور من می‌خواهم از طرف خود و اعضاى گروه دلتا به مناسبت عدم موفقیت و انجام این

ماموریت از شما عذرخواهى کنم. من با شنیدن این حرف به گریه افتادم.»

ماجراى اشغال لانه جاسوسى و حوادث مربوط به آن آنچنان تاثیر به سزایى داشت که کارتر در این ارتباط می‌گوید:

«عجیب است که سرنوشت انتخابات ریاست جمهورى این کشور بزرگ، نه در شیکاگو یا نیویورک، بلکه در تهران تعیین می‌شود!»

به اذن خداوند، حشرات هم به تکلیف خود عمل کردند:

نکاتى دیگر از عملیات طبس، از کتاب نیروى دلتا که نویسنده آن فرمانده عملیات طبس است، نقل می‌گردد:

آن‌ها در مسیر حرکت به سمت ایران در مصر و عمان توقف داشتند و قرار بود شب را در مصر به استراحت بپردازند. اما در مصر با آنچنان هجومى از سوى مگس‌ها مواجه می‌گردند که خواب را از آن‌ها می‌ربایند و این امر موجب خسته و خواب‌آلود بودن نیروهاى عملیاتى دلتا هنگام عملیات در طبس می‌گردد.

بکویت در این رابطه می‌نویسد: «بیرون پایگها منظره اى دلگیر و بى پایان در گرماى آسمان بى ابر محو می‌شد. مگس‌ها همه جا بودند و روى هر جنبده اى و هر چیزى مى نشستند و همه سعى می‌کردند بخوابند؛ اما با وجود هواى داغ و سوزان و با هیجان ناشى از ماموریت، عده زیادى نتوانستند استراحت کنند.»

هجوم مگس‌ها به حدى بود که بکویت در مورد ترک مصر می‌نویسد:

«کسى از ترک مصر ناراحت نبود. مگس‌ها و کثافت با پرواز توسط دو فروند سى ۱۴۱ پشت سر گذارده شد.»

در مورد خواب‌آلودگى نیروهاى عملیاتى دلتا در طبس، یعنى زمانى که باید همه در اوج بیدارى باشند، بکویت در مورد یک عضو عملیات که در داخل هواپیماى سى-۱۳۰ بود می‌نویسد: «لحظاتى قبل از برخورد بالگرد به آن (هواپیما) چرت می‌زد. هنگام انفجار، وى چرتش پاره شد و به صفى از افرادى که در حال خروجى از یکى از دریچه‌های هواپیما بودند پیوست. دود و آتش همه جا را فرا گرفته بود. موتورها هنوز کار می‌کردند. موتور بالگرد هنوز کار می‌کرد و همچنان بدنه هواپیما را می‌شکافت و به داخل آن رخنه می‌کرد و هواپیما را به شدت تکان می‌داد. عضو مزبور ناگهان فکر کرده بود که هنگام چرت زدن وى، (هواپیماى) سى-۱۳۰ به پرواز درآمده است و اکنون وقت عملیات پرش با چتر است. وقتى نوبت او براى ترک هواپیما رسید، به طور خودکار وضعیت پرش با چتر را به خود گرفت و اقدام به سقوط آزاد کرد و مثل تپه روى زمین پهن شد بعد از آن، هم‌قطارش از او پرسیده بود که وقتى پرید، بدون چتر چکار می‌خواست بکند؟ او جواب داده بود: «نمى دانم. من در آن لحظه فقط فکر می‌کردم که باید بپرم.»

553765_857

گزارش هواشناسى در روز عملیات، مساعد بودن هوا را گزارش می‌کرد و بکویت که با هواپیما وارد ایران شده بود، در طبس شاهد هواى صاف بود به طورى که می‌نویسد:

«هوا خنک و صاف بود و ستاره ها به سادگى قابل رویت بودند. نور ماه براى دیدن افرادى که سى چهل یارد دورتر ایستاده بودند، کافى بود.»

آن‌ها منتظر بالگرد بودند که باید یک ربع بعد از آن‌ها وارد طبس می‌شدند. ولى از آن‌ها خبرى نمی‌شود. آن‌ها در حقیقت در مسیر حرکت از عمان به ایران دچار طوفان شن عظیمی‌شده بودند. قرار بود ۸ بالگرد به طبس بیایند. ولى در نهایت فقط ۶ بالگرد به طبس رسیدند و دو تاى آن‌ها بر اثر شدت طوفان از میانه راه به عمان بازگشته بودند.

بکویت درارتباط با گفت و گویش با اولین خلبان هلی‌کوپترى که وارد طبس شده بود، می‌نویسد:

«چیزهایى که مى گفت به قدرى تاثرآور بود که اگر می‌توانستیم، بالگرد را در بیابان مى گذاشتیم و با سى-۱۳۰ ها با خانه برمى گشتیم.»

بکویت در رابطه با خلبان دومین بالگرد که در طبس فرود آمده بود نوشته است:

«او از بالگرد دور شد، زیاد و تند صحبت می‌کرد و چیزهاى وحشتناکى مى گفت.»

بکویت از قول او نقل می‌کند که:

«من نمى دانم چه کسى در سطح من کارها را اداره می‌کند؛ اما اینقدر می‌توانم بگویم که براى لغو این عملیات باید همه چیز به دقت مدنظر قرار گیرد. نمى دانید بر من چه گذشته است. با بدترین طوفان شنى که تاکنون دیده بودم مواجه شدیم. بسیار دشوار بود. پیش خود فکر کردم مطمئن نیستم که بتوانیم عملیات را انجام دهیم. واقعا مطمئن نیستم که بتوانیم آن را انجام دهیم.»

در حالى ۸ که بالگرد براى عملیات پیش‌بینی شده بود، فقط ۶ بالگرد به طبس رسیده بودند و این تعداد حداقل هلی‌کوپترهاى مورد نیاز براى موفقیت در عملیات نجات گروگان‌ها بود. اما یکى از بالگردها نیز اعلام می‌کند که قادر به ترک طبس نیست. ماموریت با ۵ بالگرد ممکن نبود و براساس برنامه‌های از پیش تعیین‌شده در چنین صورتى چاره اى جز توقف عملیات نداشتند.

 آن‌ها باید بالگرد را جا می‌گذاشتند و ایران را به سرعت ترک می‌کردند. دستور لغو عملیات توسط کارتر صادر می‌شود. طوفان شن کار خود را کرده و عملیات با شکست مواجه شده بود ولى این افتضاح براى امریکا کافى نبود و اراده خداوند متعال در حفاظت از انقلابى که حضرت امام (ره) رهبرى آن را بر عهده داشت، رسوایى بیشترى را براى امریکا مقرر کرده بود.

خداوند با معجزه «طوفان شن» به یارى حکومت اسلامى آمده بود. شاید «مگس‌ها» در مصر نیز ماموریت خود را انجام داده و استراحت را از نیروهاى دلتا ربوده بودند. این دفعه نوبت «تندباد» بود که ماموریت الهى خویش را انجام دهد. نیروهاى دلتا عملیات فرار را آغاز می‌کنند. بکویت با تاکید بر اینکه «وقتى براى گریه نداشتند» در ارتباط با حادثه بعدى می‌نویسد: «در میان تندباد، یکى از بالگردها را دیدم که از زمین بلند شد و به سمت چپ کج شد و به آرامى به عقب خزید. سپس صداى مهیبى بلند شد. صداى انفجار بمب نبود. صداى شکستن نبود، صداى چیزى بود که با یک ضربه متلاشى شود. یک انفجار بنزین. گلوله آتشین آبى رنگى مثل بالون به هوا رفت. ظاهرا بالگرد سرگرد شافى به سى-۱۳۰ که در شمالى ترین قسمت ایستاده بود و عنصر آبى را تازه سوار کرده بود، برخورد کرد… شعله هاى آتش تا ارتفاع سیصد، چهارصد پایى مى رسید. هوا مثل روز روشن بود… در میان آتش، بالگرد را مى دیدم که به سمت چپ هواپیما برخورد کرده است. موش هاى ردى منفجر می‌شدند. گردونه هاى آتش در آسمان مى چرخیدند. مثل این بود که افراد درون گوى آتش حرکت می‌کردند.»

حتى مرور کوتاهى بر واقعه طبس و طرح آن و نیز نگاهى به شکست عبرت‌آموز متجاوزان می‌تواند الهى بودن این انقلاب را به جهانیان نشان دهد، ما در این رابطه بیشتر نمی‌گوییم، فقط متذکر می‌شویم که امریکا و ایادی‌اش پس از این طرح از پا ننشستند و دست به حرکت‌های انتقام‌جویانه زدند که حاصل آن کشتار تعدادى از مردم بی‌گناه کشورمان بود و حتى طرح ضد انقلابى کودتا را پى ریزى کردند که به لطف خدا در نطفه خفه شد. این اقدام با اینکه از نظر نظامى و عملیاتى بسیار حایز اهمیت بود و در صورت موفقیت یکى از اقدامات بزرگ وتاریخى امپریالیسم تلقى می‌شد ولى پس از شکست از سوى رسانه‌های امپریالیستى به گونه‌ای وانمود شد که از اهمیت آن بکاهد، زیرا اگر در آن زمان مردم جهان و مردم امریکا پى به جزییات طرح می‌بردند و می‌فهمیدند کارتر که مزدوران هدم از حقوق بشر مى زند در حالت صلح به کشورى حمله کرده و به قصد آزادسازى ۵۲ نفر می‌خواهد ده‌ها نفر حداقل افراد مستقر در سفارت امریکا را قتل‌عام بکند، دیگر آبرویى براى آن‌ها باقى نمی‌ماند.

در این جا از فرصت استفاده کرده و یاد پاسدار شهید محمد منتظر قائم، فرمانده سپاه یزد که تنها شهید عملیات تروریستى نظامى امریکا بود را گرامى می‌داریم و شکست توطئه‌های ناجوانمردانه امریکا را از خداوند بزرگ خواستاریم.