چگونه در محرم هیئت و عزاداری برگزار کنیم ؟ [ده توصیه مهم]

پسران در ماه محرم
پسران در ماه محرم

مراسم عزاداری سید و سالار شهیدان که هر سال باشکوه تر از سال‌های گذشته برگزار می‌شود، دچار آفت‌ها و تحریفاتی نیز شده است. همین چند وقت پیش بود که کلیپی از آقای قرائتی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شد که ایشان در آن ویدئو از به استقبال رفتن ماه محرم گلایه کرده بودند.

آنچه مشخص است، این است که باید با آداب عزاداری برای سیدالشهدا علیه‌السلام آشنا باشیم و با عزاداری نامناسب به روح حماسی این واقعه عظیم آسیب نزنیم. در این یادداشت نگاهی خواهیم داشتیم به آداب عزاداری و اینکه چگونه باید در ماه محرم عزاداری کنیم ؛ در ادامه مطلب همراه و خواننده بنیانا باشید

ادامه خواندن “چگونه در محرم هیئت و عزاداری برگزار کنیم ؟ [ده توصیه مهم]”

کار فرهنگی در دانشگاه برای ماه محرم و هیئت عزاداری امام حسین علیه السلام

کار فرهنگی در دانشگاه برای ماه محرم و هیئت عزاداری امام حسین علیه السلام

با نزدیک شدن به ماه محرم که با آغاز ترم جدید تحصیلی نیز همزمان است، طی روزهای اخیر فعالان فرهنگی با دعوت از دانشجویان، مراسم سیاه‌پوش کردن مساجد دانشگاه‌ها را آغاز کرده‌اند. دانشگاه‌های شریف، امیرکبیر، تهران و چند واحد دانشگاه آزاد اسلامی ازجمله مراکزی بودند که در اطلاعیه‌هایی این دعوت از دانشجویان را رسانه‌ای کرده بودند.

اما جدای از همزمانی آغاز سال تحصیلی با ماه محرم، هفته دفاع مقدس نیز در راه است و خیلی از تشکل‌های دانشجویی به دنبال ایده‌هایی خلاقانه به‌منظور ترکیب این ایام برای هیات‌ها هستند. در ادامه مطلب همراه بنیانا باشید»

ادامه خواندن “کار فرهنگی در دانشگاه برای ماه محرم و هیئت عزاداری امام حسین علیه السلام”

سایت خیمه گاه ؛ شبکه اجتماعی محافل مذهبی ایران [تحقق مجازی خیمه‌های حقیقی]

سایت خیمه گاه ، به عنوان اولین و بزرگترین شبکه اجتماعی و پرتال اختصاصی محافل و هیئات مذهبی کشور با امکانات منحصر به فرد در ایران و جهان تشیع مدت کوتاهی است که وارد عرصهٔ خدمت رسانی مجازی به محافل مذهبی کشور شده است.

در ابتدای مشاهدهٔ این شبکهٔ اجتماعی، این سوال به ذهن می رسد که چرا باید خیمه گاه را به عنوان بستری برای معرفی هیئت خود برگزید ؟

 

با اوج گرفتن استفاده های عمومی از اینترنت و بعد از آن بالا رفتن تب حضور در شبکه های اجتماعی با تلفن های همراه هوشمند، آسیب های زیادی دامنگیر این بستر بزرگ و گاها خطرناک شد. این آسیب ها توانست امنیت اعتقادی مردم جهان را نیز به خطر بیاندازد. آسیب هایی که، وقتی اهمیت می یابند که بخواهند ضرباتی به اندیشه های ناب تشیع و بنیان فکری استوار دین مبین اسلام وارد کنند. شاید یکی از راه های اولیه و کم خردانهٔ مقابله با این هجمه ها، برخورد و جلوگیری استفادهٔ مردم از این خدمات مجازی باشد اما راه چاره، آن است که ما در مقابله با این هجمهٔ دشمنان تشیع به تولید محتوای مذهبی و اشاعهٔ اندیشه های شیعه در اینگونه فضاها بپردازیم.

در ادامه مطلب همراه بنیانا باشید … 

ادامه خواندن “سایت خیمه گاه ؛ شبکه اجتماعی محافل مذهبی ایران [تحقق مجازی خیمه‌های حقیقی]”

گزیده کتاب شریف «کتاب آه» جناب یاسین حجازی درباره حضرت مسلم (س)

 

جناب یاسین حجازی در کتاب شریف «کتاب آه» (که بازنویسی است از نفس المهموم شیخ عباس قمی) در باب شهادت حضرت مسلم(ع)  در صفحات ۱۳۶ الی ۱۵۱، چنین نگاشته (عبارات داخل پرانتز از بنده و باقی عین متن کتاب است):

 

(بعد از اینکه حضرت مسلم سلام الله علیه مبارزه جانانه ای فرمودند و پس از اینکه مورد هجوم و حمله بسیاری از نامردان قرار گرفتند)

 

محمد اشعث بانگ زد: «ای مسلم! تو را امان است.»

 

(حضرت مسلم سلام الله علیه  نپذیرفته به مبارزه ادامه می­دهد تا آنکه:)

 

بکیر، دهان مسلم را بشمشیر زد و لب بالای او را ببرید و به لب زیرین رسید… کسی از پشت، نیزه ای بر مسلم فرو برد.

 

…محمد اشعث نزدیک او شد و گفت «تو را امان است.»

 

مسلم گفت«آیا من ایمنم». همه مردم گفتند آری، مگر عبیدالله ابن عباسِ سلمی.

 

ابن عقیل گفت «سو گند به خدا که اگر امان شما نبود، دست در دست شما نمی نهادم.»

 

(حضرت مسلم سلام الله علیه  به محمد اشعث می­گوید می توانی کار نیکی انجام دهی و به حسین پیغام ببری و ماجرای مرا به او برسانی؟ ابن اشعث می­گوید:)

 

«سوگند به خدا که این کار کنم.»

 

(حضرت مسلم سلام الله علیه را بر استری نشانده و به قصر ابن زیاد می­برند، حضرت مسلم سلام الله علیه همان اول می­فرمایند که میدانم به عهد خود وفا نکرده و مرا می­کشید! حضرت به ابن زیاد می­فرمایند:)

 

«بگذار تا وصیت کنم به یکی از خویشان خود.»

 

گفت «وصیت کن.»

 

پس مسلم رو به عمر سعد آورده، گفت «میان من و تو خویشی است و حاجتی به تو دارم که در پنهانی بگویم.»

 

عمر سعد نپذیرفت. ابن زیاد گفت«از حاجت پسر عمّت امتناع مکن.»

 

ابن سعد برخاست و با مسلم به جای نشست که عبیدالله آنها را می­دید.

 

مسلم گفت «در کوفه قرضی دارم: هفتصد درهم که آن را در نفقه خود صرف کردم. آن دِین را ادا کن از مالی که در مدینه دارم. و جُثّهٔ مرا از ابن زیاد بخواه تا به تو بخشند و آن را به خاک سپاری. و کسی سوی حسین فرست تا او را بازگرداند.»

 

…و بعضی گویند عمر با ابن زیاد گفت«می­دانی با من چه گفت؟»

 

عبیدالله گفت «سرِّ ابن عمِّ خویش را مستور دار.»

 

عمر گفت«کار بزرگتر از این است.»

 

گفت «چیست؟»

 

…محمد اشعث ایاس ابن عتل طائی را از بنی مالک… و او را گفت «به ملاقات حسین بیرون رو و این نامه به او برسان.» و آنچه مسلم ابن عقیل گفته بود، در آن نامه بنوشت…

 

***

 

چه آدمهای خوبی! عهدشان را وفا میکنند حتی اگر به دشمن قول داده باشند. و چه امیر خوبی دارند! آنها را به رازداری فرامیخواند حتی اگر رازِ دشمنش باشد که قصد برانداختن امارتش داشته است!

 

وفای به عهد, رازداری و فاش نکردن راز, ادای حق خویشاوندی و… چند خصوصیتی است که در رفتار اشقیای دشت کربلا در این نقلها به چشم میخورد. خصوصیاتی که هر کسی را میتواند نسبت به متشرع بودن صاحبانشان مطمئن کند.

اما همین افراد چند روز بعد در صحرای کربلا آن میکنند و خوشحال اند از کشتن شیرخواره و غارت گوشواره و جسارت به حرم رسول الله صلی الله علیه و آله…

 

حسین علیه السلام با خون شیرخواره و جوان و برادر و یارانش و به قیمت اسارت اهل بیتش به همه ما ثابت کرد کسی که ولایت ندارد هر کاری ممکن است بکند. گول رازداری امانت داری و خوش اخلاقی و این اواخر عدالت خواهی شان را نخوریم اگر اهل تبعیت از ولایت نیستند…

 

 

منبع : کانال ماهبندان | نوشته‌های محمدرضا شهبازی  @mahbandan

 

مطالب و محتوای سایت بنیانا درباره ماه محرم و عزاداری امام حسین علیه السلام را در صفحه اختصاصی « تکیه بنیانا » بخوانید

 

چرا عزاداری امام حسین(ع) از اول محرم شروع می‌شود و در دهه اول ادامه دارد؟

 

یادداشت حجت‌الاسلام پناهیان:” چرا عزاداری امام حسین(ع) از اول محرم شروع می‌شود؟”

 

حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در یادداشتی مبنی بر اینکه چرا عزاداری حضرت سیدالشهدا علیه السلام از ابتدای ماه محرم آغاز می شود، پاسخ دادند که مشروح آن در ادامه آمده است: 

 

اینکه چرا مراسم عزاداری برای اباعبدالله(ع) از اول دههٔ محرم آغاز می‌شود، دلائل مختلفی می‌تواند داشته باشد:

 

شاید به اعتبار فرمایش امام رضا(ع) است که می‌فرماید از اول دههٔ محرم حزن و اندوه در چهرهٔ پدرم دیده می‌شد و حالت عزادار به خود می‌گرفتند. در روایت آمده است که امام رضا(ع) فرمودند: هنگامی که ماه محرم شروع می‌شد، دیگر کسی پدرم را خندان نمی‌دید و هر روز ناراحتی او بیشتر می‌شد تا روز دهم محرم. پس وقتی روز دهم می‌رسید، آن روز روز مصیبت و اندوه و گریهٔ او بود. (کَانَ أَبِی ع إِذَا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ… امالی صدوق/۱۲۸)

 

در روایت مشهور دیگری وقتی پسر شبیب در اول محرم بر امام رضا(ع) وارد شد، حضرت برای او ذکر مصیبت شهادت و اسارت اهل بیت(ع) را کردند. (دَخَلْتُ عَلَی الرِّضَا ع فِی أَوَّلِ یَوْمٍ مِنَ الْمُحَرَّمِ.. امالی صدوق/۱۳۰)

 

شاید به این دلیل باشد که عزاداران قبل از عاشورا با ده شب عزاداری بتوانند خود را برای حضور در غم بزرگ عاشورا آماده کنند. چرا که پس از یک هفته عزاداری، حضور در ذکر مصیبت هولناک عاشورا قابل تحمل‌تر خواهد بود. تمام عزاداران می‌دانند که اگر عزاداری از روز عاشورا شروع می‌شد چقدر ذکر مصیبت‌ها در عاشورا دردناک‌تر و غیرقابل تحمل‌تر می‌شد.

 

اینکه پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً»(مستدرک الوسائل/۱۰/۳۱۸) این حرارت را هر کسی حس کرده باشد، می‌داند بی‌مقدمه وارد روز عاشورا شدن بسیار دشوار است.

 

از طرف دیگر ممکن است یک دهه عزاداری قبل از عاشورا برای بعضی‌ها کسب توجه و آمادگی برای ایجاد سوز در روز دهم باشد. کسانی که دل غافلی دارند یا در اثر توجه به تعلقات دنیا احساس محبتشان به امام حسین(ع) کم شده باشد ده روز فرصت دارند تا در محافل عزاداری با شنیدن مواعظ و معارف دینی آمادگی لازم را کسب نمایند تا مبادا در روز مصیبت بزرگ اباعبدالله الحسین(ع) بی‌احساس و بی‌توجه حضور پیدا کنند.

 

و شاید حکمت آن این باشد که در واقع این عزاداری دههٔ اول محرم یک نوع اعلام آمادگی برای نصرت است تا صرف سوگواری، و گویی عزاداران به قصد یاری اباعبدالله الحسین(ع) از همان ابتدای محرم به خیمهٔ اباعبدالله الحسین(ع) می‌روند که مولایشان را غریب نگذارند. به همین دلیل عزاداری دههٔ عاشورا رنگ و بوی حماسی دارد و دسته‌های عزا با علائم دسته‌های رزمی در میادین دیده می‌شوند.

 

در حالی که عزاداری از عصر عاشورا و شام غریبان به بعد تنها رنگ و بوی غم به خود می‌گیرد و حتی رسم شده است از ظهر عاشورا به بعد بیرق‌ها را به علامت شهادت اباعبدالله الحسین(ع) می‌خوابانند و دیگر برافراشته نگه نمی‌دارند.

 

استاد علیرضا پناهیان-۹۴/۷/۲۰ | منبع: سایت بیان معنوی 

 

.

مطالب و محتوای سایت بنیانا درباره ماه محرم و عزاداری امام حسین علیه السلام را در صفحه اختصاصی « تکیه بنیانا » بخوانید 

 

عزاداری محرم برای کودکان [چگونه وقایع محرم را برای کودکم تعریف کنم؟]

چگونه وقایع محرم را برای کودکم تعریف کنم؟

از بیان جزئیاتی که دل نازک کودکان را به درد می‌آورد پرهیز کنید و …

 

«برادرم که فقط دو سال از من بزرگ‌تر بود می‌گفت «عزاداری واسه مرد است نه واسه دخترا!» بعد با غرور مردانه‌اش زنجیر کوچکش را برمی داشت و در انتهای دسته زنجیر می‌زد. من و مادرم اما، در حسینیه می‌ماندیم، من دنبال دخترکان هم سن و سال خودم می‌گشتم تا در آن چند شب همبازی پیدا کرده باشم و مادرم بیشتر دعا می‌خواند یا مثل بقیه عزاداری می‌کرد، هر وقت هم سؤالی می‌پرسیدم سعی می‌کرد با جملات ساده بگوید چرا دعا می‌خواند یا گریه می‌کند.

 

روزهای عاشورا و تاسوعا تعزیه داشتیم، دایی خودم هم جزو تعزیه خوان‌ها بود، فهمیدن معنای اشعار تعزیه برای من کمی سخت بود، اما باز هم مادرم برایم می‌گفت داستان کدامیک از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله روایت می‌شود و تعزیه چه می‌گوید. اکنون سال‌ها گذشته است، شکل و صورت عزاداری‌های من با دیروزها کمی فرق کرده است، اما خوب می‌دانم که آنچه از دین و مذهب می‌دانم ریشه در همان روزهایم دارد.»

کم کم به ماه محرم نزدیک می شویم ، این روزها برگزاری مراسم مهمی همچون عزاداری‌های محرم به کودکان نشان می‌دهد اتفاقاتی در هستی می‌افتد که روزمره زندگی انسان‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اتفاقاتی که شکوه یک واقعه را نشان می‌دهد و شوری حماسی در تار و پود جامعه می‌اندازد تا جایی که این شور و حماسه شامل حال کودکی مانند او نیز می‌شود، زیرا ترانه های شاد برنامه های کودکش کمتر می‌شود، مهد و مدرسه‌اش تعطیل می‌شوند و دیگر خبری از جشن تولد و دیگر مراسم شاد نیست.

 

باید توجه کنیم آشنایی کودکان با دین و عقاید اسلامی در متن همین روزها اتفاق می‌افتد و در واقع روزهای خاص مذهبی زمینه تفکرات دینی و بستری مناسب برای تربیت دینی آنان را فراهم می‌آورد. فراموش نکنیم خود ما نیز اگر عشقی در دل نسبت به خاندان اهل بیت علیهم السلام داریم ریشه‌اش را باید در خاطرات همین روزها جستجو کنیم.

«مامان چرا گریه می‌کنی؟»، «بابا چرا ناراحتی؟» این پرسش‌هایی است که معمولاً کودکان بعد از دیدن چهره اشک آلود یا اندوهگین والدینشان می‌پرسند و این بهترین زمان برای توضیح دلیل عزاداری‌هاست، اما باید توجه داشته باشید که توضیح دادن این وقایع نباید به گونه ای باشد که کودکان احساس وحشت و ترس کنند، بنابراین از بیان جزئیاتی که دل نازک کودکان را به درد می‌آورد پرهیز کنید و سعی کنید وقایع کربلا را با زبانی کودکانه برایشان روایت کنید؛

 

روایتی که بتواند در دل کودک بنشیند تا جایی که اصولی همچون مبارزه با ظلم، عشق به همنوعان، کمک به ضعیفان، حق طلبی، راستگویی و… را در ذهن کودک حک کند.

 

فراموش نکنید شما در دوره ای زندگی می‌کنید که کودکان بیش از این که با اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله مأنوس باشند , متاسفانه با شخصیت‌های تخیلی کارتون‌هایشان مأنوس شده‌اند.

 

 

 

با توجه به این که برنامه های کودک در این ایام فضایی آرام‌تر و محزون‌تر دارند و کوچه و محله هم نشانه های زیادی از حضور عزاداری مذهبی دارند، سعی کنید رنگ و بوی خانه را هم با این فضا هماهنگ کنید، بسیاری از خانواده‌ها در این روزها خودشان مراسم عزاداری برپا می‌کنند یا نذری می‌دهند، اما در خانه‌هایی که چنین مراسمی برپا نیست والدین به خصوص مادر، بهتر است تغییراتی در فضای خانه ایجاد کند که نشان‌دهنده هم سویی با عزاداری‌ها باشد؛

 

قرار نیست حتماً با پخش مداحی یا نوحه سرایی چنین فضایی آماده شود، می‌توان با تغییر رنگ لباس در روزهای تاسوعا و عاشورا، خواندن قرآن و دعا یا با آویزان کردن یک پرچم سیاه در خانه، هم سویی با عزاداران را به کودک نشان داد تا او گمان نکند این مراسم مربوط به آدم‌های بیرون از خانه است.

باید توجه داشت برنامه های کودک در این ایام تغییرات نسبتاً زیادی پیدا می‌کنند؛ ترانه های شاد پخش نمی‌شود و فضای برنامه‌ها در سکوت بیشتری قرار دارد، مجری‌ها معمولاً لباس‌های تیره تر می‌پوشند و خنده و شادی کمتری از خود نشان می‌دهند، بنابراین سعی کنید برای کودک برنامه های جایگزینی که متناسب با این فضاست قرار دهید.

 

 

 

دیدن تعزیه، دسته های عزاداری، نمایشگاه‌هایی که معمولاً به مناسبت این ایام برگزار می‌شود گزینه های مناسبی است. اگر کودک را به دیدن مراسم تعزیه بردید، با زبان ساده ای روایت تعزیه را به کودک بگویید، بسیاری از کودکان به دلیل این که از داستان تعزیه سر در نمی‌آورند کلافه و خسته می‌شوند.

بد نیست سری هم به کتاب‌فروشی‌ها بزنید و کتاب‌های داستانی را تهیه کنید که برای گروه سنی کودکان است و وقایع کربلا را با زبانی کودکانه و به صورت مصور نشان می‌دهد.

 

یک راه دیگر هم استفاده از اشعار کودکانه است، اگر کتابی در این زمینه پیدا نکردید با یک جستجوی اینترنتی می‌توانید گلچینی از این اشعار را تهیه کنید و برای کودکان بخوانید. همچنین می‌توانید کودکان را در کمک کردن به مراسم مختلف مذهبی شریک کنید، آن‌ها می‌توانند در پخش کردن غذاهای نذری کمک کنند، به عزاداران خرما یا شیر تعارف کنند و خود را جزئی از عزاداران امام حسین علیه‌السلام ببینند.

نکته دیگری که قابل ذکر است نقد برنامه های عزاداری در مقابل کودکان است. به خاطر داشته باشید کودکان با توجه به سنشان یک داستان کلی را از محرم یاد می‌گیرند و نقد جزئی شما می‌تواند بر این کلیت یادگیری شده، اثر بگذارد. بنابراین اگر به اشعار برخی مداحان یا کیفیت یک عزاداری ایرادی وارد است این را در جمع بزرگ‌ترها بیان کنید نه در حضور کودکان.

 

شما خودتان هم این هویت مذهبی را در کودکی کسب کرده‌اید و با مطالعه و تعمق بیشتر در طول سال‌های متوالی، توانایی تشخیص درست و غلط را به دست آورده‌اید پس اجازه دهید هویت مذهبی کودک شکل بگیرد و در سنین نوجوانی که پرسش‌های اساسی‌تری برایش ایجاد می‌شود با تفکر و تعمق خودش به این جزئیات بپردازد.  

منبع : سایت islamiclife.ir و سایت تبیان 

چگونه به زائران اربعین خدمت کنیم؟ چه وسائلی همراه ببریم ؟

چگونه به زائران اربعین خدمت کنیم
چگونه به زائران اربعین خدمت کنیم

کسانی که در مراسم پیاده‌روی اربعین شرکت کرده‌اند، یکی از زیبایی‌های این سفر را همدلی و رسیدگی به زائران اربعین ذکر می‌کنند.

زائران اربعین بین راه با انواع غذاها، نوشیدنی‌ها و لوازم مورد نیاز پذیرایی می‌شوند. ولی گاهی لوازم کوچکی ممکن است لازم شود که در موکب‌ها توزیع نمی‌شود یا زائران فراموش کرده‌اند همراه خود ببرند، اینجاست که اگر کسی چنین وسایلی را همراه داشته باشد کمک بزرگی به بقیه می‌کند.

 

سعی کردیم فهرستی از لوازم کاربردی در این سفر که حجم و وزن زیادی هم ندارند تهیه کنیم تا زائرین ایرانی نیز با تهیه و پخش این نذری‌ها، سهمی در خدمت‌رسانی به زائران اربعین داشته باشند. اگر هم به هر دلیل امسال قسمت‌تان نشده که به سفر اربعین بروید ولی دوست دارید سهمی در این گردهمایی بزرگ داشته باشید، می‌توانید یکی از چیزهایی که در این صفحه فهرست کرده‌ایم را تهیه کنید و از دوست یا آشنایی که به این سفر می‌رود، بخواهید آنجا بین زوار پخش کند.

 

بعضی از هیئت‌های ایرانی که در عراق موکب زده‌اند، پول و نذورات برای خدمت‌رسانی به زوار قبول می‌کنند. می‌توانید از طریق این هیئت‌ها نیز در ثواب خدمت به زوار حسین(ع) سهیم شوید. فقط حواستان باشد به هر هیئت یا هر پیام اینترنتی‌ای که ادعای فعالیت در عراق را داشت، اعتماد نکنید و نذرتان را به مکان‌های معتبر بسپارید. در ادامه همراه بنیانا باشید 

 

نذری‌های کوچک پرکاربرد برای زائران اربعین 

یکی از وسایل کاربردی و کم‌حجم، زیارت عاشورا و اربعین و ادعیه دیگر در برگه‌های کوچک تک ورقی است. می‌توانید تعدادی از این ادعیه تهیه کنید و هنگام نماز یا هر زمان مناسب دیگر، بین زوار تقسیم کنید. صلوات‌شمار و تسبیح نیز وسیله‌های پرکاربردی برای این سفر است.

هردوی این وسیله‌ها را می‌توانید هم از شهر خودتان به‌صورت عمده تهیه کنید و ببرید و هم می‌توانید در شهر نجف تهیه کنید. البته پیشنهاد ما این است که وقت‌تان در نجف را صرف بازارگردی و پیداکردن اجناس خاص نکنید و حتما از کشور خودمان خریدهایتان را بکنید.

 

سربند یکی از وسایلی است که سال‌های گذشته بین زائران اربعین بسیار طرفدار داشت؛ مخصوصا نوجوانان عراقی علاقه خاصی به زدن سربند با شعارهایی حماسی دارند. اگر می‌خواهید سربند بین زوار پخش کنید حتما از ایران تهیه کنید چون در عراق پیدا نمی‌کنید. سربندهایی با شعارهایی حماسی و غیراختلاف‌افکنانه تهیه کنید.

 

تعدادی کیسه فریزر همراه داشته باشید، هم به درد خودتان می‌خورد، هم در مواقع مختلفی می‌توانید به باقی زائران اربعین  بدهید. مثلا زمان توزیع میوه‌ای که بعدا می‌خواهید بخورید یا برای گذاشتن لباس‌های کثیف. دستکش پلاستیکی یکبار مصرف هم در زمان خوردن غذا و میوه که امکان شستن دست‌ها وجود ندارد، یا برای ماساژ یا زدن پماد و موارد بهداشتی، حتما به‌کار زائران می‌آید.

 

خیلی از زائران اربعین ، چه ایرانی و چه غیرایرانی، با یک مهر نماز می‌خوانند. می‌توانید تعدادی جانماز کوچک و جیبی تهیه کنید و هنگام نماز، به زائرانی که سجاده و جانماز ندارند، بدهید.

 

هدبند و کلاه بیشتر به‌کار آقایان می‌آید و می‌تواند سرشان را از سرما محافظت کند. می‌توانید تعدادی هدبند و کلاه به همراه خود ببرید و صبح‌ها بین مردم تقسیم کنید. حواستان به این نکته باشد که اگر زمانی که اکثر زائران اربعین  به وسیله‌ای احتیاج دارند، آن را توزیع کنید، خیلی بهتر کاربرد آن شیء مشخص می‌شود و زمان سنجی شما نیز کمک بیشتری به زائران می‌کند.

 

چگونه به زائران اربعین خدمت کنیم
چگونه به زائران اربعین خدمت کنیم

لوازم بهداشتی برای زائرین اربعین 

در مسافت پیاده‌روی دستمال کاغذی به وفور دیده می‌شود ولی لوازم بهداشتی دیگر، کمتر پیدا می‌شود. رعایت مسائل بهداشتی در این سفر کمی سخت‌تر از سفرهای دیگر است. شما می‌توانید یکسری محصولات بهداشتی کوچک تهیه کنید و به زوار بدهید.

 

در سرویس‌های بهداشتی، صابون و مایع دستشویی کم است؛ می‌توانید صابون‌های کوچک تهیه کنید و در سرویس‌های بهداشتی قرار دهید یا صابون تیوپی همراه خود ببرید و موقع استفاده خودتان، به بقیه زواری که اطراف‌تان هستند هم بدهید. صابون‌های کاغذی هم گزینه مناسبی برای پخش بین زوار است و قطعا استقبال خوبی می‌شود.

 

دستمال کاغذی نیز با اینکه در موکب‌ها و بین راه توزیع می‌شود، در سرویس‌های بهداشتی وجود ندارد. می‌توانید از دستفروش‌های کنار جاده دستمال بخرید و در سرویس‌های بهداشتی قرار دهید یا توزیع کنید.

 

دستمال مرطوب علاوه بر اینکه نیاز خودتان است، می‌تواند به بهداشت زائران اربعین دیگر مخصوصا قبل و بعد از خوردن غذا یا میوه، کمک کند.

 

چند عدد شامپوی کوچک که اکثرا در هتل‌ها استفاده می‌شوند با خود داشته باشید تا هم برای استحمام خود استفاده کنید و هم اگر کسی شامپو همراه نیاورده بود، به او ببخشید.چند عدد خمیردندان کوچک هم می‌توانید مانند شامپو به همراه داشته باشید و برای استفاده به باقی زوار بدهید یا می‌توانید چند خمیر دندان بزرگ با خود ببرید و روی آنها بنویسید «برای استفاده عموم»، «وقف عام» و در دستشویی‌ها قرار دهید.

 

ماسک نیز قطعا در این سفر چه برای جلوگیری از شیوع سرماخوردگی، چه برای گردوخاک مورد استفاده زائران اربعین قرار می‌گیرد. تعدادی ماسک بهداشتی (اگر تهویه‌دار باشند بهتر است) از داروخانه تهیه کنید و بین زوار تقسیم کنید.

 

گزینه مورد استفاده دیگر این است که چند پماد پیروکسیکام که برای درد پا بر اثر راه رفتن زیاد استفاده می‌شود، تهیه کنید، تعدادی قوطی پلاستیکی کوچک که برخی داروخانه‌ها یا پلاستیک فروشی‌ها دارند هم با خود داشته باشید و هر پمادی را داخل چهار، پنج عدد از قوطی‌ها تقسیم کنید.

 

شب‌ها که زوار در موکب‌ها در حال استراحت هستند، می‌توانید آنها را توزیع کنید. این نکته یادتان باشد که اسم دارو را به انگلیسی و عربی روی کاغذی بنویسید و روی قوطی بچسبانید تا اگر به زوار غیرفارسی زبان دادید و نتوانستید برایشان توضیح دهید چه چیزی است، از اسم آن متوجه شوند.

 

زائران کوچک در حماسه اربعین 

کودکان زیادی به همراه والدینشان به این سفر می‌آیند. می‌توانید با هدایایی کوچک، دل بچه‌ها را شاد کنید. اگر فرصت دارید و می‌توانید، عروسک‌های کوچک نمدی درست کنید؛ عروسک‌هایی اندازه کف دست یا عروسک‌های انگشتی… . می‌توانید شب‌ها در موکب محل استراحت‌تان برای بچه‌ها یک نمایش کوتاه اجرا کنید و بعد عروسک‌ها را به آنها اهدا کنید.

 

برای پسربچه‌ها می‌توانید ماشین‌بازی‌های کوچک تهیه کنید و همراه خود داشته باشید. بادکنک هم از آن وسیله‌هایی است که بچه‌ها را خیلی خوشحال می‌کند. فقط برای توزیعش حواستان باشد یا باد نکرده به بچه‌ها بدهید و یا ابتدا در جای خلوتی بنشینید و آنها را باد کنید و بعد بین بچه‌ها توزیع کنید تا موقع باد کردن، بچه‌ها معطل نشوند. حواستان باشد دل بچه‌ای هنگام توزیع نشکند؛ مثلا اگر در مکانی هستید که تعداد بچه‌ها خیلی بیشتر از هدیه‌های شماست، آنجا توزیع نکنید و جایی بروید که نذری شما به همه بچه‌ها برسد.

 

مداد و لوازم التحریر ریز و کوچک هم وسایل مناسبی برای هدیه دادن هستند. می‌توانید تعدادی برگه نقاشی همراه جعبه‌های کوچک شش‌تایی مداد رنگی یا مداد شمعی با خودتان ببرید. زمان استراحت، کودکان مستقر در موکب را جمع و برگه‌ها و مدادها را بینشان تقسیم کنید و از آنها بخواهید اگر دوست دارند همانجا در کنار همدیگر نقاشی بکشند.

 

غیراز سرگرم شدن بچه‌ها و لذتی که می‌برند، قطعا مادرانشان هم برایتان دعا می‌کنند که ساعتی فرزندشان مشغول فعالیت است و آنها می‌توانند استراحت کنند یا به کارهای شخصی‌شان برسند. فقط مواظب اختلاف و دعواهایی که ممکن است بین بچه‌ها پیش بیاید، باشید!

 

برای دختربچه‌ها می‌توانید تعدادی گل‌سر، تل، دستبند و گوشواره تزئینی و دست‌ساز تهیه کنید؛ هم سبک و کوچک هستند و به راحتی می‌توانید با خودتان حملشان کنید و هم برایتان روضه‌ای مجسم می‌شود؛ یادآوری دختران کوچک کاروان حسینی.

 

برای زوار غیرایرانی حاضر در پیاده روی اربعین چه کنیم ؟ 

در این سفر به غیر از زوار کشورهای عربی که بیشترین جمعیت را دارند، شیعیان زیادی از کشورهای پاکستان، هند، آذربایجان و کشورهای اروپایی می‌بینید. خیلی از این شیعیان تابه‌حال نتوانسته‌اند به زیارت امام رضا(ع) بیایند و نذری‌های مرتبط با مشهد و حرم برایشان بسیار شیرین است.

 

اگر مشهدی هستید یا قبل از سفر به عراق، به زیارت امام‌رضا(ع) می‌روید، می‌توانید به معاونت اماکن متبرکه مراجعه کنید و بسته‌بندی‌های نمک یا نبات تبرک برای توزیع در مسیر پیاده‌روی بگیرید. این بسته‌بندی‌ها سال‌های قبل به‌شدت مورد توجه و علاقه زائران اربعین کشورهای دیگر بود.

 

می‌توانید پیکسل‌ها یا مگنت‌هایی با عکس ضریح یا حرم امام رضا(ع) تهیه و بین زائران اربعین ، مخصوصا نوجوانان پخش کنید. پوستر و عکس‌های کوچک از حرم نیز می‌تواند سوغات و هدیه مناسبی از طرف زائران ایرانی به شیعیان کشورهای دیگر باشد.

 

رهبر معظم انقلاب، در سال‌های گذشته دو نامه به جوانان کشورهای غربی نوشته‌اند. متن این دو نامه به زبان‌های انگلیسی، عربی، اردو، فرانسوی، اسپانیایی، ترکی، روسی، ژاپنی و سواحیلی در اینترنت و سایت خامنه‌ای‌دات‌آی‌آر موجود است. می‌توانید متن نامه‌ها را کپی کنید یا از هرکدام تعدادی پرینت بگیرید و طی مسیر بین زائران مختلف، با توجه به زبان و ملیتشان توزیع کنید. زائران اربعین عرب‌زبان، انگلیسی زبان و اردو زبان بیشتر هستند.

 

کارهای مخصوص خانم ها در پیاده روی اربعین 

خانم‌ها چه زائران اربعین ایرانی و چه غیرایرانی، حضور چشمگیری در اربعین دارند و وسایلی که مورد نیاز آنهاست، بیشتر از مردان است. گیره روسری، گزینه بسیار خوبی است برای هدیه و نذری دادن به خانم‌ها، چون وسیله کوچکی است و خیلی‌وقت‌ها گم می‌شود و بستن روسری و حفظ حجاب بدون آن، برای خانم‌ها سخت است.

 

زنان عرب اکثرا از گیره‌هایی شبیه سوزن ته‌گرد استفاده می‌کنند، می‌توانید تعدادی از این سوزن‌ها تهیه و بین آنها توزیع کنید. زنان ایرانی، از گیره‌های کوچک یو شکل یا کیلیپس‌های بند انگشتی برای نگه‌داشتن روسری‌هایشان استفاده می‌کنند. یادتان باشد پیدا کردن این وسیله‌ها و خرید تعداد بالا، در شهر خودتان آسان‌تر از گشتن و تهیه کردنشان در عراق و شهر نجف است، پس اگر از این ایده خوشتان آمده، حتما از همین ایران آن را تهیه کنید و با خودتان ببرید.

 

جوراب هم گزینه خوبی برای پخش کردن بین خانم‌هاست؛ مخصوصا صبح‌های زود که زائران اربعین می‌خواهند شروع به پیاده‌روی کنند و بعضی‌هایشان به‌خاطر خستگی شب قبلش جوراب‌هایشان را نشسته‌اند و جوراب تمیز هم ندارند، حتما از یک جوراب نو و تمیز استقبال می‌کنند. این نکته را فراموش نکنید که زنان عرب اکثرا جوراب مشکی می‌پوشند.

 

حواستان به نازک نبودن جوراب و دیده نشدن پا درون آن هم باشد تا به‌خاطر ثواب نذری دادن، گناهی به گردنتان نیفتد. دستکش پارچه‌ای هم برای رعایت بهداشت یا جلوگیری از خشکی دست، به‌کار زائران می‌آید و ممکن است خیلی‌ها فراموش کرده باشند همراه خود ببرند، شما می‌توانید با هدیه دادن دستکش، نیاز عده‌ای از زائران اربعین به این وسیله را برطرف کنید.

 

همانطور که گفتیم رعایت مسائل بهداشتی در این سفر، کمی سخت‌تر از سفرهای معمولی است. در سرویس‌های بهداشتی با پخش لوازم بهداشتی مثل دستمال کاغذی، پد روزانه مخصوص بانوان و صابون می‌توانید دعای خیر خیلی از زوار را برای خودتان جمع کنید.

 

nazr.ir
nazr.ir
انواع خوراکی ها در پیاده روی اربعین 

درست است که در کشور عراق و در مسیر پیاده‌روی اربعین از نظر مواد غذایی هیچ مشکلی وجود ندارد و تمام مایحتاج زوار توسط موکب‌ها برطرف می‌شود ولی برخی خوراکی‌های ریز و مقوی که در عراق هم کم پیدا می‌شود، می‌تواند گزینه خوبی برای نذری دادن باشد؛ مثلا چند عدد از مغزهای خوراکی مثل پسته، بادام و گردو را در کیسه‌های کوچک بسته‌بندی کنید و بین راه به زوار بدهید.

 

مویز هم برای تجدیدقوا گزینه بسیار مناسبی است و می‌توانید در بسته‌هایتان آن را اضافه کنید. فقط یادتان باشد از قبل سفر آنها را تهیه و آماده کنید. شکلات هم مخصوصا بین بچه‌ها طرفدار زیادی دارد. اگر حمل بار از ایران برایتان سخت است، می‌توانید شکلات را از شهر نجف تهیه کنید. لیموترش از موادی است که توصیه می‌کنند مقداری با خودتان در این سفر همراه ببرید و با غذاهایتان بخورید، می‌توانید مقدار بیشتری با خودتان ببرید و هنگام غذا به افرادی که در کنارتان نشسته‌اند هم تعارف کنید.

 

گردآوری : سیده فاطمه مطهری (همشهری دو)

موکب های مستقر در مسیر پیاده روی اربعین چگونه اداره می‌شوند؟

موکب های مستقر در مسیر پیاده روی اربعین
موکب های مستقر در مسیر پیاده روی اربعین

 

موکب های مستقر در مسیر پیاده روی اربعین چگونه اداره می‌شوند؟

رقابت برای مدال خدمت 

علی و خانواده‌اش از سنی‌های شمال غربی عراق بوده‌اند که پس از چندی جذب فرهنگ تشیع و سید و سالار شهیدان شده و به این مذهب روی آورده‌اند.

حالا اما او در کنار پدر و باقی اعضای خانواده‌اش یکی از موکب های مستقر در مسیر پیاده روی اربعین  بین نجف و کربلا را اداره کرده و به زائران امام‌حسین(ع) خدمت می‌کنند. در این گفت‌وگو با او همراه شده‌ایم تا کمی از خدمت در موکب‌های زائران امام‌حسین(ع) برایمان بگوید. همراه بنیانا باشید 

 

خود را معرفی کنید. چند سال دارید و چند سال است که در موکب‌ها به خدمت‌رسانی می‌پردازید؟

من علی باسم ترکی ۲۵ساله از اهالی رمادی و عشیره دلیم یکی از بزرگ‌ترین عشایر غرب عراق هستم. هم‌اکنون به همراه خانواده در بغداد زندگی می‌کنیم. پدرم چند سال است که به همراه اقوام و دوستان موکبی را دایر کرده و من تا سال گذشته توفیق خدمت‌رسانی در آن را داشتم. ما سعی می‌کنیم که همه‌چیز برای زائران پیاده مولایمان ابا عبدالله‌الحسین علیه‌السلام آماده و مهیا باشد و بدون هیچ دغدغه‌ای به زیارت ایشان مشرف شوند.

 

چه شد که این راه را انتخاب کرده‌اید؟ اصولا چرا مردم عراق چنین کاری را انجام می‌دهند؟

مولایمان حسین(ع) به گردن همه مسلمانان و حتی همه بشریت حق دارند. همه مخلوقات عالم وام‌دار امام حسین(ع) هستند. ما هم قطره‌ای از این دریا هستیم. در آداب و رسوم عربی و به‌ویژه در میان ساختار عشایری عراق هم خدمت به میهمان و میهمان‌نوازی یک رسم بزرگ است که بحمدالله با آموزه‌های دینی هم درآمیخته و در خدمت‌رسانی به زائران پیاده اربعین حسینی به شکل یک حرکت پویا، بزرگ وجهانی نمود پیدا کرده است.

 

 روزی چند ساعت این خدمت‌رسانی ادامه پیدا می‌کند؟ این شور و اشتیاق و حتی رقابت بین موکب‌های مختلف برای جذب زائر چه دلیلی دارد؟ تفسیر آن چیست؟

رقابت بر سر مدال افتخاری خدمت و نوکری حضرت اباعبدالله‌الحسین است. فکر نمی‌کنم خادمی باشد که بگوید در طول خدمت به زائران مولایم متوجه گذر زمان شده باشم. ما همچون دیگر خادمان آنچنان غرق در این دریای عشق و شوق و شور و حماسه می‌شویم که زمان برایمان معنایی ندارد.

شور و شعور حسینی باعث می‌شود که شب را به شوق خدمت‌رسانی به صبح برسانیم و ساعات پایانی شب هم آرزو کنیم که‌ای کاش خواب، جبر نبود و می‌توانستیم در طول این مدت ۲۴ساعته خدمت کنیم و از این دریای رحمت چیزی را هم عاید خود و زندگی دنیوی واخروی خود کنیم.

 

 به‌طور معمول چند نفر به‌طور دائم در موکب‌ها فعالیت می‌کنند؟

بستگی به بزرگی و کوچکی موکب و نوع خدمت‌رسانی آن دارد. اما به‌طور میانگین در هر موکب بین ۲۰ تا ۲۵نفر به‌طور دائم فعالیت می‌کنند که البته شماری از اهالی و دوستان نیز به شکل موقت برای چند ساعت یا چند روز به آنها اضافه می‌شوند.گاهی برخی از زائران نیز وارد گود شده و به ما در امر خدمت‌رسانی کمک می‌کنند.

 

گفته می‌شود علاوه بر موکب‌های عراقی موکب‌هایی از کشورهای مختلف نیز در این مسیر فعالیت می‌کنند. شناختی از این موکب‌ها دارید؟

اکثر موکب‌ها عراقی هستند اما طی چند سال اخیر موکب‌های ایرانی، عربستانی، بحرینی و چند کشور دیگر هم فعالیت می‌کنند و خدا را شکر روزبه‌روز هم بر تعداد آنها افزوده می‌شود.

 

وقتی طی کار خسته می‌شوید چه می‌کنید؟

لحظاتی خواب یا همان قیلوله می‌تواند بسیار راهگشا باشد. بچه‌ها در این موکب‌ها همیشه هوای همدیگر را دارند به همدیگر روحیه می‌دهند و باعث می‌شوند کسی احساس خستگی نکند. علاوه بر آنکه به‌طور داوطلبانه به زائران خدمت می‌کنیم به‌طور معمول جویای احوال همدیگر هم هستیم و اگر کسی خسته شده به‌طور حتم با کمی ماساژ، بار دیگر توان را به وی باز می‌گردانیم.

 

درسی که از این خدمت گرفته‌اید چیست؟

ما در کتب و روایات خوانده‌ایم زمانی که حضرت بقیه‌الله الاعظم ارواحنا له الفداء ظهور کنند دیگر پول و امور مادی برای مردم ارزش خود را از دست می‌دهد، سال‌ها بود که این مسئله ذهنم را به‌خود مشغول کرده بود که مگر می‌شود زمانی برسد که پول و مادیات در این دنیای مادی ارزشی نداشته باشد.

تا آنکه در این راهپیمایی عظیم و بزرگ اربعین حضور پیدا کردم و به چشم خود دیدم چگونه زائران مولایمان بدون هیچ چشمداشت مادی به‌دنبال کمک به دیگری برای رسیدن به این مقصود هستند، همه دوست دارند به هم کمک کنند و صرف‌نظر از قومیت، نژاد، ملیت، سن و جنس هر چه در توان دارند به همدیگر کمک می‌کنند.

 

توصیف شما از راهپیمایی اربعین از منظر یک خادم در موکب‌های خدمت‌رسانی چیست؟

راهپیمایی اربعین یعنی ندا دادن به آقایمان اباصالح‌المهدی که همه یک‌صدا و همگام با زبان دل فریاد می‌زنیم که ای مولا و سرور ما، بعد از ۱۴۰۰سال، صدای هل من ناصر ینصرنی جدت حسین را لبیک گفته‌ایم و عهد می‌بندیم که ما صرفا به ظاهر مسلمان نشدیم، ما مسلمان ظاهر نیستیم که راه بر امام‌مان ببندیم.

با راهپیمایی اربعین از خدایمان طلب می‌کنیم که امام‌مان را به ما نشان بدهد. ما قسم می‌خوریم که تا پای جان در کنارش باشیم. این حضور یعنی صف آرایی سربازانی که آرزوی حضور در رکاب مولایشان را دارند و با پای دل تمامی سختی‌ها را به جان می‌خرند تا این سربازی را به اثبات برسانند.

 

منبع : همشهری دو

تحریم لوازم آرایشی در محرم برای کمک به فقرا

به اواسط ماه محرم نزدیک میشیم وقت آن است یبار دیگه باک های دلمون رو توی جایگاه محرم با اشک بر سید و سالار شهیدان پر کنیم.

 

اما متأسفانه چندسالی هست که شاهدیم در این ماه عزا، مصرف لوازم آرایشی چند برابر میشه و خیلی از دخترخانم ها موقعی که هیئت ها توی خیابون ها میان، خودشون رو به شکل های مختلفی بزک می کنند.

 

طبق آمار ها ایران در بین کشور های مصرف کننده لوازم آرایشی رتبه هفتم رو داره و یکی از پرمصرف ترین کشورهایی هست که سالیانه میلیارد ها تومن رو بخاطر لوازم آرایشی به جیب بیگانگان میریزه.

به طور میانگین هزینه آرایش زنان و دختران ایرانی در ماه بین ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار تومان است که اگر این هزینه تنها در یک ماه به فقرا اختصاص یابد مبلغ قابل توجهی خواهد شد.

 

پس دخترخانم های گرامی بیایید برای حفظ حرمت ماه محرم و عزاداری برای آقا امام حسین (ع) و کمک به فقرا و شاد کردن اون ها، هزینه یک ماه از آرایش خودتون رو در این ماه هدیه کنید به نیازمندان.

 

پ,ن: برای ترویج این فرهنگ تا می توانید این پوستر را در وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی منتشر کنید.

منبع:  معبر سایبری فندرسک 

 

 

مطالب و محتوای سایت بنیانا درباره ماه محرم و عزاداری امام حسین علیه السلام را در صفحه اختصاصی « تکیه بنیانا » بخوانید

 

شدم مداح هیئت نوجوانان عاشورا . . . [تکیه بنیانا]

شدم مداح هیئت نوجوانان عاشورا
شدم مداح هیئت نوجوانان عاشورا

 

ده دوازده سال بیشتر نداشتم. کنار باغچه نشسته بودم و مثل همیشه، وقت بیکاری می‌زدم زیر آواز. حالا نخون کی بخون. بیشتر از شعرهای کتاب فارسی می‌خوندم. علاقه ام  به خوندن فطری بود بدون اینکه آموزشی ببینم. ذوق خوندن باعث شده بود که اکثر اوقات از خواننده‌های رادیو وتلویزیون به خوبی تقلید کنم.

 

اقوام و خویشان هم می‌دانستند به همین خاطر گاهی در مهمانی‌ها صدایم می‌زدند و می‌خواستند آواز یکی از خوانندگان را تقلید کنم. اون روز هم داشتم به تقلید یک خواننده از اشعار حافظ می‌خوندم: نفس باد صبا مشک فشا… که مادرم صدا زد:«عباس، بسه دیگه سرم رفت بیا ببین کیه در میزنه؟» با صدای مادرم دویدم به سمت در. وقتی در را باز کردم محسن را دیدم. بچه محلمون بود.

 

محسن بی‌مقدمه گفت:«یک هفته تا ماه محرم مونده با بچه‌های محله تصمیم گرفتیم یک هیئت عزاداری مخصوص بچه‌ها راه بندازیم به اسم «هیئت نوجوانان عاشورا» زیر نظر حاج آقا امامی روحانی مسجد. هر کی از بچه‌ها یه قسمت از کار هیئت رو به عهده داره خودمون هم همه وسایل هیئت رو جفت‌وجور می‌کنیم تو میخوای تو هیئتمون کار کنی؟ دوست داری چه‌کار کنی؟»

 

و بعد بدون اینکه منتظر جوابم باشه گفت:«فکراتو بکن فردا بعد از مدرسه تو مسجد محل جلسه داریم بیا اونجا و بگو چه‌کاری میتونی انجام بدی. این هیئت باید رو دوش خودمون بچرخه.»

 

در مسجد، محسن یکی یکی بچه‌ها را به اسم صدا زد و به هر کدام یک کار در هیئت رو پیشنهاد می‌داد و بعد از موافقت، وظیفه انجام کار در هیئت و اسم آن وسیله مورد نیاز رو در دفتر می‌نوشت. مثلاً اگر قرار بود کسی سقای هیئت باشه و آب به عزاداران بده  وظیفه داشت کوزه‌اش را یا خودش یا از خیرین محل تهیه کنه.

 

محسن به من که رسید گفت:«عباس فکرت را کردی؟ می‌خواهی در هیئت چه‌کار کنی؟» من که منتظر بودم تا نوبتم برسد گفتم:«من دلم می‌خواد طبل بزنم. دوست دارم در وسط هیئت کار طبل زدن به عهده من باشه. خودم هم طبلش رو تهیه می‌کنم.

 

 محسن گفت:«نمیشه قبل از تو طبل زدن رو اسماعیل برعهده گرفته ضمناً پدرش برای هیئت محله بالا طبل جدید خریده و طبل قدیمی هیئت رو به اسماعیل داده تا در هیئت ما طبل بزنه. تو فکر کن کار دیگه‌ای در هیئت به عهده بگیر.»

 

حرف محسن که به اینجا رسید خیلی از اسماعیل لجم گرفت. چرا من نباید طبل‌زن هیئت باشم. من از بچگی علاقه‌مند به این کار بودم. دوباره پرسیدم:«میشه منم طبل بیارم تو هیئت؟ چه اشکالی داره دو تا طبل باشه.»

 

محسن گفت:«نه، ناهماهنگی پیش میاد. حالا خوب فکر کن و کارای دیگه هیئت روانتخاب کن.»

 گفتم:«پس سنج میزنم. » محسن گفت:«سنج رو هم اکبر قبول کرده.» گفتم:«شیپور چی؟ اونم کسی برداشته؟» گفت:«نه، ولی شیپور زدن نفس زیادی میخواد کار من و تو نیست. کار بزرگ‌ترهاست یه کار دیگه‌ای فکر کن.» گفتم:«کار دیگه‌ای نیست.»

 

محسن گفت:«چرا هست میخوای کنار دست مداح باشی یه وقت کاری داشت براش انجام بدی مثلاً پیغامی به مسئول هیئت برسونی یا اگر آبی‌خواست برای مداح بیاری و از این کارا.»

 

گفتم:«باشه چاره‌ای نیست انگار قسمتم اینه. میگی پادویی کنم ! ولی من دلم میخواست طبل بزنم. آرزو داشتم تو هیئت کاره‌ای باشم.»

 

محسن گفت: «این چه حرفیه، چرا ناراحتی؟ پا دویی هیئت عزاداری کم کاری نیست. خیلیا آرزوشو دارند. ناراحت نباش‌تو این‌دستگاه هرکی هرجور کارکنه آقا مزدشو میده.» گفتم: «باشه»و محسن همونطورکه تو دفتر هیئت می‌نوشت بلند خواند:«عباس مددی پیک هیئت».

 

***

شب‌های محرم موقع عزاداری وقتی هیئت در کوچه و خیابون به راه می‌افتاد من  پشت سر مداح سایه به سایه حرکت می‌کردم. هرشب توی هیئت کار من همین بود و از اینکه می‌دیدم بچه‌های طبل‌زن و سنج‌زن چطور مورد توجه قرار می‌گیرند دلخور بودم.

 

دلم می‌خواست من هم کار مهمی در هیئت انجام بدم. حس می‌کردم پشت سر مداح هیئت نوجوانان الکی راه رفتن کار کم‌ارزشی است و احساس بیهودگی می‌کردم. دلم می‌خواست واقعاً برای رضای امام(ع) کار مهمی انجام بدم.

 

***

روز عاشورا، نزدیکی‌های ظهر، مسیر کوچه و خیابون‌ها پر شده بود از هیئت‌های عزاداری. دسته عزاداری هیئت ما هم که متشکل شده بود از حاج آقا امامی روحانی مسجد، حسن آقای معینی مرد میانسالی‌که سال‌ها در مسجد محله اذان و تکبیر  نماز می‌گفت و گاهی هم به مناسبت نوحه‌خوانی می‌کرد به همراه ۴۰ – ۳۰ کودک و نوجوان اهل محل.

 

هیئت در راه برگشت به طرف مسجد محله بود. حاج‌آقا معینی‌خیلی‌خسته به نظر می‌رسید.تابستون بود و هوا گرم.نوحه‌خون شورداشت و از اول‌صبح یک تنه وبا شور و هیجان‌اشعار رو از روی‌دفترمداحی‌می‌خوندو همه تکرا رمی‌کرد ند . من هم  نوحه رو هماهنگ  با  اون می خوندم.

 

هیئت در حال سینه زدن بودن که یک لحظه صدای مداح از بلندگو قطع شد و آقای معینی از شدت فشار و خستگی زیاد بی حال شد و بی‌اختیار روی زمین نشست. با اینکه صدا قطع شده بود اما سینه زنی بچه ها همینطور ادامه داشت.

 

حاج آقا و محسن در کنار مداح نشستند. بعد محسن با دستپاچگی رو کرد به من و گفت:«عباس چرا وایسادی یه کاری کن.» من برای لحظه‌ای فکر کردم منظورش ادامه نوحه‌سرایی است نمی‌دونستم طلب آب می‌کنه. به همین خاطر دفترچه نوحه‌خونی مداح رو برداشتم و شروع به خوندن ادامه نوحه کردم.

 

بچه‌های هیئت هم که غافلگیر شده بودند با خوندن من همراهی کردند. حاج آقا امامی در حالی که کنار آقای معینی  نشسته بود با خوشحالی به من نگاه کرد و با اشاره سر منو تشویق کرد.

 

خیلی هیجان‌زده شده بودم. هم ترس داشتم و هم احساس غرور می‌کردم. استعداد خوانندگی اینجا به‌دردم خورد.

از اون به بعد من شدم مداح هیئت نوجوانان عاشورا؛  با شور و همنوا می خوندم:

 

 «السلام ای شه کرب‌بلا؛»

بچه‌ها هم جواب می دادند:«السلام ای سر از تن جدا…»

 

.

نویسنده : حسین کشتکار ( روزنامه جوان ۱۶ مهر ۹۵ )

عکس : سایت فرهنگ سرای فردوس