جورج بوش پدر به جهنم رفت [بررسی کارهای بوش پدر علیه بشریت و قتل ۶۶ کودک ایرانی]

جورج بوش پدر

خبر مرگ «جورج هربرت واکر بوش » معروف به « جورج بوش پدر»، ۱۰ آذر ۹۷ مخابره شد.

این فرد جمهوریخواه، چهل و یکمین رئیس‌جمهور آمریکا بود که در بین سال‌های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۳ عهده‌دار تصدی ریاست کاخ سفید بود.

اما شهرت بیشتر « جورج بوش پدر» بواسطه دورانی است که وی معاون اول «رونالد ریگان» بود. او از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۹ به مدت حدود ۸ سال، در مقام معاون اول ریاست جمهوری آمریکا فعالیت می‌کرد.

در این مقطع، رژیم صدام با چراغ سبز آمریکایی‌ها و حمایت‌های تسلیحاتی و شیمیایی و مالی واشنگتن، حملات ناجوانمردانه‌ای را علیه مردم ایران ترتیب داد.

البته در این مقطع، رژیم آمریکا در اقدامات ضدایرانی‌اش، تنها به حمایت از صدام متجاوز بسنده نکرد، بلکه مستقیما علیه مواضع ایران و مردم ایران دست به اقدامات جنایتکارانه زد که مهم‌ترین آن‌ها حمله ددمنشانه ناوگان دریایی آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران در ۱۲ تیر ۱۳۶۷ و به شهادت رساندن۲۹۰ مسافر بود.

در ادامه مطلب همراه بنیانا باشید

ادامه خواندن “جورج بوش پدر به جهنم رفت [بررسی کارهای بوش پدر علیه بشریت و قتل ۶۶ کودک ایرانی]”

درباره فراماسونری | ترجمه همزمان زبان عربی سخنرانی استاد رائفی پور

دانلودسخنرانی استاد رائفی پور با ترجمه همزمان به زبان  عربی « موضوع : درباره فراماسونری »

شما مهدوی یاوران گرامی میتوانید این سخنرانی را بر روی DVD تکثیر کنید و در ایام مختلف مثل سفر حج یا سفر به زیارت گاه های شیعیان در سوریه و عراق یا مسیر پیاده روی #اربعین به دوستان عربی زبان هدیه دهید

ادامه خواندن “درباره فراماسونری | ترجمه همزمان زبان عربی سخنرانی استاد رائفی پور”

هدف آمریکا از طرح «انتشار فهرست دارایی‌های رهبر انقلاب» چیست ؟

چرا آمریکا «عمود خیمه» انقلاب را نشانه رفته است؟
چرا آمریکا «عمود خیمه» انقلاب را نشانه رفته است؟
چرا آمریکا «عمود خیمه» انقلاب را نشانه رفته است؟

به بهانه عملیات روانی جدید کنگره ایالات متحده

چرا آمریکا «عمود خیمه» انقلاب را نشانه رفته است؟

کنگرهٔ آمریکا چند روز قبل، در ادامهٔ طرح عملیات روانی خود علیه ایران، طرح موسوم به دارایی رهبران ایران را تصویب کرد که به موجب آن، وزارت خزانه‌داری آمریکا باید فهرست دارایی رهبران ایران از جمله رهبر انقلاب اسلامی را منتشر کند.

در یکی از بندهای این طرح آمده است: “ایران به حمایت از گروه‌های تروریستی در سراسر جهان، به‌ویژه از طریق نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادامه داده است.

این گروه‌ها، شامل حزب‌الله لبنان، چندین گروه شبه‌نظامی شیعهٔ عراقی، حماس و جهاد اسلامی فلسطینی هستند. ایران، حزب‌الله و دیگر شبه‌نظامیان شیعه به فراهم ساختن حمایت از رژیم اسد ادامه دادند، که به گونه‌ای چشمگیر موجب تقویت توانائی‌های رژیم، طولانی شدن جنگ داخلی سوریه و وخیم‌تر شدن وضعیت حقوق بشر، و بحران آوارگان در آنجا منجر شده است.”

واضح است که بهانهٔ کنگرهٔ آمریکا از انجام این طرح، آنچنان که در جملات بالا مشهود است، وحشت از نفوذ منطقه‌ای ایران در سال‌های اخیر، تحت راهبردهای کلان رهبر انقلاب است.

 

البته پیش از این نیز رسانه‌های غربی گزارش‌هایی در همین‌باره منتشر کرده بودند.

به‌عنوان نمونه خبرگزاری انگلیسی رویترز دو سال قبل در گزارشی به این موضوع پرداخت و به‌طور مشخص ستاد اجرایی فرمان امام رحمت‌الله‌علیه، که وظیفهٔ خدمت‌رسانی به مناطق محروم را برعهده دارد، هدف قرار داده بود.

با این حال، به نظر می‌رسد وارد کردن این موضوع از تبلیغات به قانونگذاری در کنگره و اقداماتی از این دست، یقیناً ریشه در تحولات اخیر دارد.

 

وعده صادق چند روز بعد از توافق هسته‌ای

برای فهم تحولات مزبور لازم است حدود دو سال به عقب بازگردیم؛ جایی‌که آمریکایی‌ها امیدوار بودند توافق هسته‌ای گام اول در مهار جمهوری اسلامی ایران و تضعیف آن خواهد بود و به سرعت خواهند توانست گام‌های بعدی را با تضعیف برنامهٔ موشکی و سپس محدود کردن حضور و نفوذ منطقه‌ای ایران بردارند تا در نهایت بتوانند امنیت ملت ایران را تضعیف کنند.

البته رهبر انقلاب اسلامی در همان روزهای اول پس از انجام توافق هسته‌ای وعده‌ای صادق دادند و در خطبه‌های نماز عید سعید فطر گفتند: «چه این متن تصویب بشود و چه نشود، به حول و قوّهٔ الهی، اجازهٔ هیچ‌گونه سوءاستفاده‌ای از آن داده نخواهد شد؛ اجازهٔ خدشهٔ در اصول اساسی نظام اسلامی به کسی داده نخواهد شد؛ قابلیت‌های دفاعی و حریم امنیت کشور، به فضل الهی حفظ خواهد شد… ما از حمایت دوستانمان در منطقه دست نخواهیم کشید.»(۱۳۹۴/۰۴/۲۷)

 

رهبر انقلاب آن‌روز در حالی این سخنان را گفتند که داعش بخش‌های مهمی از عراق و سوریه را در اشغال داشت و عربستان تصور می‌کرد با داشتن دست بالا در تهاجم نظامی علیه مردم بی‌پناه یمن، به سرعت خواهد توانست مهرهٔ خود را به این کشور بازگرداند و در ادامه مناطق مهمی همچون لبنان را درگیر بن‌بست و بحران سازد؛

اما حالا دو سال پس از آن روزها که حتی برخی دلسوزان را نیز نگران کرده بود، با وجود آنکه یک هم‌پیمانی کامل از سوی آمریکا و برخی دولت‌های مرتجع منطقه برای باقی‌ماندن یک داعشِ تحت کنترل وجود داشت، با فداکاری سربازان جبههٔ مقاومت، سیطرهٔ شجره خبیثه داعش پایان یافته است، مردم یمن پس از هزار روز مقاومت، همچنان سرافراز ایستاده‌اند.

و ایستادگی، توان نظامی و سرعت و مهارت آنان در دفع فتنهٔ سعودی علی‌عبدالله‌صالح حیرت‌آور است، و در لبنان نیز فتنهٔ سعودی برای ایجاد بحران سیاسی و به‌دنبال آن جنگ داخلی، با کیاست و درایت جبهه مقاومت ماند.

 

 عصبانیت آمریکا از چارچوب پرقدرت ولایت‌فقیه

صحنهٔ امروز منطقه و پیشرفت جبههٔ مقاومت، دقیقاً در نقطهٔ مقابل انتظار آمریکایی‌هاست که خیال می‌کردند توافق هسته‌ای و اقدامات دیگر قرار است ایران و جریان مقاومت را ضعیف کند. رئیس‌جمهور آمریکا در نطق دو ماه قبل خود علیه کشورمان به‌وضوح عصبانیت خود را از این واقعیت که توافق هسته‌ای نتوانسته پیشروندگی ایران را مهار کند، بیان کرد.

 

اما موفقیت‌های خیره‌کنندهٔ جبهه مقاومت در ذیل یک چارچوب پرقدرت به‌نام “ولایت‌فقیه” رخ داده است که از آن می‌توان به “عمود خیمه” انقلاب و کشور تعبیر کرد؛ به برکت این چارچوب پرقدرت فکری و عملی است که سیدحسن نصرالله، سردار رشید جبههٔ مقاومت با افتخار اعلام می‌کند: “آمریکا برده‌هایی دارد. اشغالگران نفت و پول و گاز با برده‌ها تعامل می‌کنند. ما ولی‌فقیه داریم و با ولایت فقیه آقایی می‌کنیم.”

 

در مقابل، برنامهٔ ثابت دشمن در سال‌های پس از انقلاب، ضربه‌زدن به چارچوب ولایت‌فقیه و جایگزین‌کردن چارچوب‌های القایی و دروغین با هدف تزریق وابسته‌گرایی و لطمه زدن به امنیت و استقلال کشور بوده است. طرح اخیر کنگرهٔ آمریکا تنها نمونهٔ کوچکی از هزاران توطئه علیه نظام اسلامی در طول این سال‌هاست. 

منبع : شماره ۱۱۳ نشریه خط حزب الله 

اعتماد به آمریکا و طرفدارانش بدبختی ,فروپاشی و تحریم دارد

صداقت آمریکایی
یکی از بنرهای معروف صداقت آمزیکایی
یکی از بنرهای معروف صداقت آمزیکایی

 

وجه اشتراک مشخص گورباچف و ادوارد شوادنادزه تا محمد مرسی و محمدمصدق « اعتماد به آمریکا » است و همگی این افراد نتیجه خوش‌بینی به ایالات متحده امریکا را در طول زمان مدیریت خود دریافتند و همین عامل منجر به سقوط این افراد شد.

 

بسیاری عامل مؤثر در فروپاشی شوروی را عملکرد دستگاه سیاست خارجی این کشور می‌دانند که رفتار و اقدامات خود در روابط بین‌الملل را بر پایه اعتماد به امریکایی‌ها گذاشت و شیوه مذاکرات دوطرفه با نمایندگان امریکایی را برد- برد و اعتمادسازی قرار داد و در مقابل امتیازات ارائه داده به غرب به افتتاح شعبه‌ای از رستوران‌های مک دونالد در مسکو قناعت کرد.

 

صف‌های طولانی در مقابل شعبه‌های مک‌دونالد در شوروی برای سیب‌زمینی سرخ‌کرده، تنها خروجی‌اش احساس خودکوچک‌بینی در جامعه آن روز شوروی شد؛ صف‌هایی که مشابهت فراوانی با سلفی‌های مرسوم امروز با صادرات کشورهای غربی به کشورمان دارد. دولت ریگان در آن مقطع زمانی تلاش می‌کرد سبک مذاکرات جدیدی را با شوروی به نمایش بگذارد، به این معنا زبان تهدید را در میز مذاکره به کار نگیرد و با اتخاذ ژست انسان‌دوستی امریکا را حامی صلح و امنیت تعریف کند.

 

همانطورکه اشاره شد بسیاری از تحولات منطقه نظیر آنچه در فروپاشی شوروی گذشت، مشابهت‌هایی با آنچه در مصر پس از دوران بیداری اسلامی و حتی ایران دوران محمد مصدق دارد.

عکسی از خدمات رایگان سربازان آمریکا به مردم دنیا
عکسی از خدمات رایگان سربازان آمریکا به مردم دنیا

از گورباچف تا مرسی

محمد مرسی نیز به عنوان رهبر حزب آزادی و عدالت، وابسته به اخوان‌المسلمین، پس از انقلاب مردمی سال ۸۹ مصر به عنوان اولین رئیس‌جمهور منتخب این کشور پس از سرنگونی حسنی مبارک، برگزیده شد و در ادامه به جای انتخاب عقلانیت در عرصه سیاست خارجه رویه اعتماد به آمریکا را در پیش گرفت و همین اشتباه استراتژیک منجر به سقوط وی از قدرت شد.

 

نتیجه این اعتماد کودتای ارتش به فرماندهی ژنرال سیسی در ژوئیه(تیرماه) ۲۰۱۳ میلادی شد؛ کودتایی که مرسی را رهسپار زندان کرد با پنج عنوان اتهامی: وادی نطرون، جاسوسی برای حماس و بیگانگان، حوادث کاخ الاتحادیه و همچنین وی در پرونده‌های اهانت به دستگاه قضایی و جاسوسی برای قطر تحت محاکمه قرار گرفت.

 

در تمام مدتی که محمد مرسی در زندان به سر برد، امریکایی‌ها کمترین تلاشی برای رهایی وی از زندان و برکناری سیسی صورت ندادند و ترجیح دادند با دولت جدید مصر وارد تعامل شوند؛ مسئله‌ای که مشابه آن نیز در مورد دیکتاتور عراق صدام حسین قابل تعمیم است.

 

سبک مذاکراتی امریکا در دوران ریگان با شوروی اعتمادسازی در دولتمردان ارشد این کشور بود و چنین رویه‌ای را درباره دولت محمد مرسی نیز انجام داد و دولت محمد مصدق هم قبل از گورباچف و مرسی به امریکایی‌ها اعتماد و بلافاصله پاسخ چنین اعتمادی را دریافت کرد.

 

تبلور اعتماد به آمریکا در اظهارات مصدق

سطح اعتماد محمد مصدق به امریکایی‌ها را می‌توان از اظهارات وی در دیدار با ترومن دریافت؛ آنجایی که وی بیان می‌کند: «بین ملت ما و امریکا همواره روابط دوستانه برقرار بوده. یقین دارم دولت‌های آزاد خصوصاً دولت دوست ما، امریکا در این موضوع مهم از معاضدت آمال ایران خودداری نخواهد کرد.»

 

بیان قیدها در گفته‌های مصدق مبنی بر «امریکا دولت آزاد»، «دولت دوست ما امریکا»، «همواره رابطه دوستانه میان ایران و امریکا بوده» و«امریکا از معاضدت آمال ایران خودداری نخواهد کرد» نشان‌دهنده این مسئله است که محمد مصدق دیدگاهی مثبت نسبت به سیاست‌های دولتمردان امریکا درباره ایران داشته و شکل‌گیری چنین دیدگاهی دفعتاً صورت نگرفته و به‌راحتی قابل تقلیل نبوده است.

 

محمد مصدق همچنین اینگونه از شاه حمایت و وی را فردی رئوف و مهربان می‌داند: «اینجانب صلاح نمی‌دانم… بین شاه و ملت جدایی بیندازیم، آن هم چنین یاد شاه رئوف و مهربانی که نمی‌خواهد خود را از مردم جدا کند.»

 

سخنان مصدق از مذاکرات مجلس شورای ملی در ۳۰ مهر ۱۳۰۶ شماره ۱۲۴ مبنی بر«… شما نوشته‌جات ملکم را بخوانید، ببینید اگر ناصرالدین شاه یک نفر آدم عاقلی بود می‌بایستی تمام اختیارات خودش را به ملکم واگذار کند. چون آنچه او گفت به خیر مملکت و به خیر ناصرالدین‌شاه بود ولی چون نکرد و چون یک دسته‌هایی بودند که در واقع مخالف با عقیده ملکم بودند آنها می‌رفتند ملکم را بد می‌کردند…» چنین برمی‌آید که وی با عرض ارادت به ملکم خان قسم وفاداری مادام‌العمر به این گروه فراماسونی یاد می‌کند.

اعتماد به آمریکا
اعتماد به آمریکا

تلاش برای تکرار مصدق

جریان غربگرای داخلی در فرایند مذاکرات هسته‌ای ایران با ۱+۵ نیز بدون توجه به تجربیات گذشته کشور و هزینه برآمده از اعتماد به آمریکا و همچنین سرگذشت گورباچف و مرسی و دهها نمونه بین‌المللی دیگر این باور را در افکار عمومی گسترش دهند که امریکای امروز با امریکای گذشته تفاوت‌های بسیاری دارد و مقامات دولت اوباما اراده‌ای برای احیای دشمنی‌های گذشته نداشتند و باید در مذاکرات با این کشور اصل را بر اعتماد به آمریکا گذاشت.

 

و بر همین اساس انجام تعهدات زودهنگام و یک‌طرفه در فرایند اجرای برجام و بر پایه اصلی تصنعی به نام «اعتماد مطلق» به غرب را به دولت تحمیل می‌کردند؛ اعتمادی که یکی از نمونه‌های بارز آن در تاریخ معاصر «مصدق» است .

 

رهبر معظم انقلاب هم درباره تکیه و اعتماد وی به امریکایی‌ها بیان می‌کنند: «مصدق برای مقابله با انگلیس به امریکا تکیه کرد و همین خوش‌بینی و ساده‌اندیشی و غفلت، زمینه‌ساز موفقیت کودتایی امریکایی شد؛ کودتایی که همه زحمات ملت را در ملی کردن نفت به هدر داد» یا در جای دیگری در همین باره می‌فرمایند: «مبارزه با استکبار یک حرکت معقول، منطقی، خردمندانه، دارای پشتوانه علمی و متکی به تجربه ملت ایران است. اشتباه مصدق پس از ملی شدن صنعت نفت تکیه و اعتماد و امید به امریکا بود، امریکایی‌ها از این خوش‌بینی و ساده‌اندیشی استفاده کردند و کودتا را به راه انداختند.»

 

رهبری همچنین در هنگامه‌ای که جریان غربگرا و غرب‌باور داخلی مذاکره مستقیم با امریکا آن هم بر پایه اعتماد را راهکار اساسی برای رهایی کشور از مشکلات می‌دانستند نیز به مقامات دستگاه سیاست خارجه تأکید می‌کردند که چنین اعتمادی هزینه‌زاست و می‌تواند مشکلات کشور را چند برابر افزایش دهد.

 

به عنوان نمونه ایشان در یکی از سخنرانی‌های خود می‌فرمایند: «عمده این است که ما به خودمان اتکا کنیم، اساس کار این است. ما باید به خودمان اتکا کنیم، به دیگران نمی‌شود اتکا کرد، به بیگانگان نمی‌شود اتکا کرد، نمی‌شود اعتماد کرد. من مکرر در دوران همین مذاکرات هسته‌ای – شاید چهار پنج مرتبه یا بیشتر- گفتم به امریکایی‌ها نمی‌شود اعتماد کرد. حالا هم ملاحظه می‌کنید و می‌بینید، حرف‌هایی که می‌زنند، اظهاراتی که می‌کنند و عملکردی که نشان می‌دهند، کاملاً امضای آن حرفی است که بنده آن‌وقت می‌زدم، یعنی واقعاً نمی‌شود به اینها اعتماد کرد.»

 

ایشان در خردادماه امسال نیز عامل نقض برجام و عدم‌اجرای تعهدات این کشور را اعتماد به آمریکایی ها در فرایند مذاکرات هسته‌ای عنوان می‌کنند: «می‌توانستیم به دشمن اعتماد نکنیم اما در جاهایی به علت‌هایی مثلاً برای گرفتن بهانه از دست امریکایی‌ها کوتاه آمدیم که البته بهانه گرفته نشد و ضربه هم خوردیم. هر جا عرصه کار با بیگانگان است باید با دقت، وسواس و احتیاط کامل وارد شد و در لحن و بیان هم به‌گونه‌ای سخن گفت که اعتماد به دشمن در آن احساس نشود، زیرا هم در داخل و هم نزد بیگانگان تأثیر منفی خواهد داشت.»

 

 

آیا فلسطینی ها زمین هایشان را فروخته‌اند ؟ +موشن گرافیک زخم زیتون

آیا فلسطینی ها زمین هایشان را فروخته‌اند
آیا فلسطینی ها زمین هایشان را فروخته‌اند

⭕️ آیا فلسطینی ها زمین هایشان را فروخته‌اند ؟

 

✅ « فلسطینی ها زمین هایشان را فروخته‌اند »؛ در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی زمانی که خبر درگیری‌های اعراب و اسرائیل به ایران می‌رسید تبلیغات رسمی و غیررسمی رژیم این جواب را آماده کرده بود اما منطقه‌ای که رژیم صهیونیستی مدعی حکومت برآن است ۲۰هزار کیلومترمربع مساحت دارد. آیا آنها تمام این زمین‌ها را تکه‌تکه از کشاورزان عرب خریده‌اند؟

 

هنوز هم گاهی این استدلال شنیده می‌شود ولی اگر از یکی از کسانی که فکر می‌کند فلسطینی‌ها زمین‌هایشان را به اسرائیلی‌ها فروخته‌اند، سؤال کنید: چقدر زمین فروخته شده است؟ مطمئن باشید که جوابی ندارد زیرا کسانی که خیال می‌کنند صهیونیست‌ها تمام فلسطین را خریده‌اند از داستان خرید و فروش زمین در سرزمین‌های مقدس باستانی خبر ندارند.

 

ماجرای یهودی‌هایی که در فلسطین زمین خریدند از ۲۰۰سال قبل شروع شد. اواخر قرن ۱۹ زمانی که یهودستیزی در اروپا گسترش پیدا کرده بود آنها تلاش کردند درنقاط دیگر جهان برای خود جایی پیدا کنند. ایالات متحده، آمریکای‌جنوبی و فلسطین مقصد یهودیان ثروتمندی بود که می‌خواستند سرمایه خود را در محلی دور از دسترس نژادپرستان اروپایی مخفی کنند.

 

اتفاقا خریدن زمین در فلسطین کار مشکلی بود. در قرن ۱۹میلادی این منطقه قسمتی از امپراتوری عثمانی محسوب می‌شد و فروختن زمین به خارجی‌ها ممنوع بود. در اواخر این قرن، عثمانی از روسیه شکست خورده و ضعیف‌شده بود بنابراین به یهودیان روس اجازه داد که در هرجایی به جز فلسطین و مخصوصا در چند شهر مقدس زمین بخرند.

 

در آخر قرن ۱۹، فروش زمین به یهودیان، حتی اگر رعیت عثمانی بودند، ممنوع شد. با این حال صهیونیست‌ها به روش‌های مختلف و از طریق سازمان‌های بین‌المللی که ثبت کرده بودند شروع به خرید زمین از ارباب‌های بزرگ محلی کردند، درحالی‌که روستاییان چیزی نمی‌دانستند. بخشی از زمین‌های دره اردن، مرج ابن عامر و الجلیل با این روش معامله شدند.

 

در سال ۱۹۲۰ امپراتوری عثمانی در حال تجزیه بود و فلسطین در اختیار انگلیس قرار گرفت. حالا راه به توبره کشیدن خاک فلسطین چنان باز شده بود که صهیونیست‌ها حتی صندوق‌های جمع‌آوری پول برای خرید زمین در اروپا ایجاد کردند تا پس‌انداز یهودیان فقیر را هم برای رسیدن به هدف خود جمع کنند.

 

با وجود همه این حیله‌ها تا سال ۱۹۴۸ حداکثر فقط ۶درصد از مساحت کشور فلسطین فروخته شده بود که قسمت زیادی از آن بایر و بی‌استفاده بود. گروه‌های مقاومت فلسطینی هم شروع به فعالیت کرده بودند و نمی‌گذاشتند کسی زمینی را بفروشد. اینجا بود که دولت اسرائیل اعلام موجودیت کرد و کاری که نتوانسته بود با پول انجام دهد به زور سرنیزه و تانک و گلوله انجام داد.

 

⬅️ صهیونیست‌ها در سال‌های بعد از ۱۹۴۸ هر ۱۰سال با یک لشکرکشی مرزهای خود را جلوتر بردند و با فریب دولت‌های ضعیف و عقب‌مانده اطراف، جای چکمه خود را روی سرزمین‌های مقدس محکم‌تر کردند. زمانی که مصر به‌عنوان سردمدار کشورهای عربی، موجودیت این رژیم را به رسمیت شناخت ملت‌های منطقه متوجه موقعیت ناگواری شدند.

صهیونیست‌هایی که یک قرن پیش برای خرید تکه زمین کشاورزی آنها تلاش می‌کردند حالا مسلح و جنگ‌طلب، بخش مهمی در میانه خاورمیانه را اشغال کرده بودند.

 

 

به قلم ?  «محمد سرابی»

 

در ادامه موشن گرافیک زخم زیتون که درباره نحوه شکل گیری رژیم کثیف اسرائیل است را تماشا کنید ؛ همراه بنیانا باشید

 

ویدیو : زخم زیتون 

دانلود نماهنگ زخم زیتون درباره رژیم اسرائیل

کیفیت عالی (۸۹مگابایت) | سرویس دهنده ایران | سرویس دهنده آلمان

کیفیت متوسط (۳۲مگابایت) | سرویس دهنده ایران

آمریکای امروز حتی به ارزش‌های آمریکایی هم عمل نمی‌کند

از این پس در این مجموعه از مطالب بنیانا به بررسی و انتشار «روایت حضرت امام خامنه ای از وقایع تاریخی » می پردازیم . انتشار تصاویر و فیلم های مربوط به وقایع مهم تاریخ ایران و جهان و همچنین برگ هایی از زندگی نامه امام خامنه ای محتوای این مجموعه مطالب را تشکیل می دهد . شما می توانید با پیگیری برچسب « روایت امام خامنه ای از وقایع تاریخی » مطالب رو دنبال کنید و بخوانید

آمریکای امروز ؛ تصویری از مرگ جورج واشینگتن، نخستین رییس جمهور آمریکا
آمریکای امروز ؛ تصویری از مرگ جورج واشینگتن، نخستین رییس جمهور آمریکا

** آمریکای امروز حتی به ارزش‌های آمریکایی هم عمل نمی‌کند**

۲۳ آذر ۱۱۷۷، ۱۴ دسامبر ۱۷۹۹ م: مرگ جورج واشینگتن، نخستین رییس جمهور و از بنیانگذاران آمریکا

 

رهبر انقلاب:

«امروز یک چیزی به نام ارزش آمریکایی وجود دارد… بنیان‌گذاران آمریکای مستقل، در قرن هجدهم که آمریکا از استعمار انگلیس خارج شد و به‌عنوان یک کشوری در آن‌طرف دنیا خودش را معرّفی کرد -همان کسانی که آن‌وقت بودند، جرج  واشنگتن و دوروبری‌هایش و جانشینانش- ارزش‌هایی را گذاشتند؛ اسم این‌ها ارزش‌های آمریکایی است.

خود آن ارزش‌ها در مقام ارزیابی، خیلی‌هایش چیزهای مشکل‌داری است؛ همان چیزهایی است که منتهی می‌شود به این وضعیّت جهان‌خوارگی امروزِ نظام سلطه؛ لکن همان ارزش‌ها -همان چیزهایی‌اش هم که مثبت است، همان چیزهایی‌اش هم که خوب است- امروز در جامعهٔ آمریکایی نظام سیاسیِ آمریکای امروز ، به فراموشی سپرده شده.

بنده یک‌وقتی چندسال پیش، یک مطالعه‌ای می‌کردم بر روی حرفهای همین حضراتی که از دویست‌سال پیش، دویست و خرده‌ای سال پیش، به‌اصطلاح بنیان‌گذارانِ آمریکایند -حرف‌هایی که آن‌ها زدند و منشوری که آن‌ها تدوین کردند به‌عنوان منشور آمریکایی و ارزش‌های آمریکایی- و تطبیق می‌کردم با رفتارهای حضرات امروز، دیدم خیلی‌هایش نقض شده است.»

 

 بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان، ۱۳۹۴/۰۴/۲۰