معرفی قنداب ؛ سایتی برای زمینه سازی تشکیل خانواده و حفظ آن

معرفی قنداب
معرفی قنداب

با توجه به اینکه آسان‌سازی ازدواج، نیاز اصلی جامعه امروزی است و عدم اگاهی و فراموشی ارزش های اسلامی باعث به وجود امدن مشکلات و موانعی در این زمینه شده و همچنین باعث از هم گسیختگی ساختار بنیادی ترین بخش جامعه ،یعنی خانواده شده است، موسسه فرهنگی مصاف (تحت نظر استاد رائفی پور ) اقدام به راه اندازی سایتی با عنوان قنداب در راستای ترویج  فرهنگ درست ازدواج و اهمیت حفظ خانواده کرده است.

 

 سایت قنداب با هدف زمینه سازی برای تشکیل نهاد مقدس خانواده و حفظ آن با تمرکز بر ترویج سبک زندگی اسلامی، قصد دارد میزان آگاهی جوانان در حوزه مسائل قبل از ازدواج حین ازدواج و مسائل پس از ازدواج را بالا ببرد.

 

 برخی از ویژگی های متمایز سایت قنداب نسبت به سایر سایت ها شامل موارد زیر است :

 

۱- سایتی با بیش از ۲۰۰۰ فایل مختلف درباره ازدواج , طلاق , فرزند آوری , رابطه زناشویی و … 

۲- بکارگیری سخنرانی های ده ها سخنران برتر کشور و کارشناسان فرهنگی حوزه ازدواج

۳- بخش ارتباط با دفاتر مراجع و ارتباطات مردمی قوه قضاییه برای آسانی پرسش و پاسخ و ارتباط با دفاتر پاسخگویی سوالات دینی 

۴- پاسخگویی به سوالات مطرح شده نوجوانان و جوانان در سایت توسط روحانیون و کارشناسان

 

 بخش های دیگر سایت که به زودی در دسترس عموم قرار خواهد گرفت » 

 

۵- معرفی کتب مرتبط با ازدواج

۶- معرفی موسسات و سازمان های همسان گزینی

۷- معرفی مراکز ترک اعتیاد

۸- ارائه مقاله های  علمی و پژوهشی

۹- معرفی موسسات برگزار کننده جشن های عروسی

۱۰- بخش جهیزیه ایرانی

 

بی‌شک  همراهی و مشارکت شما عزیزان و بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و توانایی‌های موجود، میتواند برای ترویج فرهنگ تشکیل نهاد مقدس خانواده با تمرکز بر اصل “سبک زندگی اسلامی” برای خانواده های نوپا در فضای مجازی یاری ده و راهگشا باشد.

 

لینک ورود به سایت قنداب http://ghandab.ir

کانال قندآب در سروش : http://sapp.ir/ghandab

کانال قنداب در ایتا : http://eitaa.com/ghandab

کانال قنداب در آی گپ :  http://iGap.net/ghandab

کانال قنداب در تلگرام :  https://t.me/ghandaab

پیشنهاد می کنیم مطالب قدیمی کانال ها را نیز مطالعه بفرمایید …

 

عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر

مراسم ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر بعد از ظهر روز سه شنبه ۱۳ بهمن با حضور ۱۶۵ زوج دانشجو در دانشگاه امیر کبیر برگزار شد .

عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر
عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر

عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر
عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر

عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر
عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر

عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر
عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر

عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر
عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر

عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر
عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر

 

 

عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر
عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر

عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر
عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر

عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر
عکس های ازدواج دانشجویی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر

دریافت تمام عکس ها

نامه جوانان به آیت الله سیستانی و پاسخ‌های خواندنی ایشان

نامه جوانان به آیت الله سیستانی
نامه جوانان به آیت الله سیستانی
نامه جوانان به آیت الله سیستانی

حضرت آیت الله العظمی سیستانی مرجع تقلید شیعیان جهان در پاسخ به نامه جوانان به آیت الله سیستانی ، توصیه هایی را به ایشان سفارش کردند.

 

به گزارش بنیانا ، نامه جوانان به آیت الله سیستانی و پاسخ این مرجع تقلید شیعیان جهان که از عربی به فارسی ترجمه شده به قرار زیر است: 

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام و احترام محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی سید علی سیستانی (دام ظله الوارف)

ما به عنوان جمعی از جوانان دانشگاهی و فعالان حوزه های اجتماعی از شما تقاضا داریم توصیه ها و نصایحی را که در چنین روزهایی برای ما مفید می باشد و نقش جوانان و وظیفه آنها را تشریح می کند و همینطور دیگر نصایحی که از دیدگاه شما برای ایشان مفید است، بیان فرمایید.

نامه جوانان به آیت الله سیستانی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین والصلاه والسلام علی محمدٍ وآله الطاهرین السلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

این جوانان عزیز را که همانند جان و خانواده ام برای من اهمیت دارند، به هشت چیز توصیه می کنم؛ توصیه هایی که تمام سعادت دنیا و آخرت در آنها نهفه است و چکیده پیام های خداوند سبحانه تعالی به بندگانش و همینطور پند و موعظه بندگان حکیم و نیکوکارش است و تجارب و علم من به آن منتهی شده است.

 

۱- اعتقاد حقیقی به خداوند متعال و سرای آخرت

اول: لزوم اعتقاد حقیقی و واقعی به خداوند سبحانه تعالی و سرای آخرت است؛ هیچ یک از شما هرگز در این اعتقاد که دارای دلایل محکم است و اسلام واقعی به آن حکم کرده، کوتاهی نکند، چرا که هر موجود زنده ای در این دنیا ساخته بدیعی است که بر سازنده توانا و آفریدگار بزرگ دلالت می کند.

 

خداوند متعال پیام هایش را از طریق پیام آورانش پیاپی و به هدف یادآوری فرستاده است و در آنها روشن کرده است که حقیقت این دنیا- آنگونه که او ترسیم کرده است- میدانی است که بندگانش را در آن می آزماید تا ببیند کدام یک ازآنها نیکوکارترند پس آنکه وجود خداوند و سرای آخرت را انکار کند، معنا، افق ها و غایت زندگی از او پوشیده گردیده و راه را گم کند.

 

هر کدام از شما حافظ اعتقاد خود باشد و آن را عزیزترین و مهمترین دارایی خود قرار دهد و تلاش کند تا یقین و اطمینانش به ان بیشتر شود و همواره متوجه آن باشد و با بصیرت و نگاهی نافذ به آن بنگرد که با تحمل سختی و دشواری می توان امید رستگاری داشت.

 

اگر انسان در آغاز جوانی از خود ضعف در دین نشان دهد مثلا نسبت به فریضه ای تنبلی کند و یا سرگرم لذت ها شود، هرگز ارتباطش را با خداوند سبحانه و تعالی قطع نکند و در راه بازگشت، به خود سختی دهد و بداند که اگر انسان در حال قدرت و عافیت مغرور شود و امر خداوند را انکار کند، در حال ضعف و پیری، به ناچار به او باز میگردد پس باید در آغاز جوانی اش- که از مدتی محدود تجاوز نمی کند- در آنچه که در مراحل ناتوانی، سستی، بیماری و پیری به او روی می آورد، بیاندیشد.

 

انسان باید از تردید در اصول ثابت دین پرهیز کند، تحت تاثیر شبهات، افکار ناپخته، لذات دنیوی و تحت تاثیر کسانی که از دین برای منافع شخصی خود بهره می برند، به دنبال شرعیت دادن به اعمال و رفتار خود نباشد که حق با انسان ها قیاس نمی شود بلکه انسان با حق سنجیده می شود.

 

۲- آراستگی به اخلاق نیکو و فضایل اخلاقی

دومین سفارش من به شما، آراستگی به اخلاق نیکو است؛ چرا که اخلاق نیکو فضایل بسیاری از قبیل حکمت ، بردباری، مدارا، تواضع، تدبیر و صبر و … را در انسان جمع می کند و از مهمترین دلایل سعادت دنیوی و اخروی است و نزدیک ترین مردم به خداوند متعال و سنگین ترین آنها از نظر عمل در روز قیامت، نیکوترین انها از نظر اخلاق است پس باید هریک از شما با پدر و مادر، خانواده، دوستان و عموم مردم خوش اخلاق باشد.

 

اگر در این زمینه در خود کوتاهی دید، خود را واننهد بلکه خویش را مجازات کند و اگر مانعی از ان یافت، ناامید نشود بلکه به خلق نیکو خود را مکلف کند چرا که هرکس خود را به قومی شبیه سازد، رفته رفته از آنها می شود.

 

۳- اتخاذ شغل و کسب تخصص

سومین توصیه من به شما، تلاش برای یادگیری شغل، حرفه و کسب تخصص و تلاش و کوشش زیاد در آن است؛ چرا که در شغل و حرفه برکات زیادی وجود دارد. هریک از شما بخشی از وقت را در آن صرف می کند، هزینه خود و خانواده اش را تامین می کند، به جامعه اش سود می رساند، به انجام خیرات و کارهای خیر کمک می کند و با آن تجاربی کسب می کند که عقلش را جلا می دهد و بر مهارتش می افزاید و مالش را پاک می گرداند.

 

هر چه در کسب مال رنج و مشقت بیشتر باشد، گواراتر است و برکت بیشتری هم دارد همچنانکه خداوند متعال انسان تلاشگری را که برای کسب و کار به خود زحمت می دهد، دوست دارد و از فرد بیکار، تنبل، سربار دیگران و فردی که اوقاتش را به بطالت و لهو لعب بگذراند، بیزار است. مراقب باشید جوانی هیچ یک از شما بدون شغل یا تخصص سپری نشود. خداوند متعال در جوانان، نیروهایی روانی و جسمی قرار داده است تا از طریق آنها سرمایه زندگی خود باشند و آن را به بطالت و لهو لعب سپری نکنند.

 

باید هریک از شما به شغل و تخصص خود اهتمام ورزد تا در آن به مهارت کامل دست یابد. پس کسی از شما بدون آگاهی سخن نگوید و بدون مهارت کار نکند و بهانه نیاورد که نمی توانم یا نمی دانم و به اهل خبره و داناتر از خود رجوع کند که آنها داناتر و باتجربه تر هستند.

هریک از شما باید وظیفه خود را با پشتکار و اهتمام و علاقه انجام دهدو و تمام تلاشش، تنها جمع آوری مال از هر راه ممکن نباشد چرا که در مال حرام برکت وجود ندارد هرکس که مال نابجا و حرامی را جمع کند، چه بسا این احتمال وجود دارد که خداوند بلایی را بر او بگشاید که مجبور باشد آن مال در بلایی که بر سرش آمده، با رنج و بلای بیشتر هزینه کندو چنین مالی هرگز انسان را در دنیا بی نیاز نخواهد کرد و وبال او در آخرت خواهد بود.

 

هرکدام از شما باید خود و وجدانش را بین خود و دیگران میزان قرار دهد و عمل و کارش برای دیگران همانند عمل و کاری باشد که دوست دارد دیگران برای او انجام دهند. همانطوری که دوست دارد به او نیکی کنند، او نیز به دیگران نیکی کند و اخلاق حرفه ای و موازین اخلاقی را رعایت کند و به راههای پستی نرود که از آشکار کردن ان شرم داشته باشدو باید بداند که کارگر و متخصص در کارش مورد اعتماد کسانی است که برایشان کار می کنند، پس باید ناصح او باشد و در جایی که نمی داند از خیانت بپرهیزد که خداوند متعال ناظر او و کار اوست و دیر یا زود او را مورد مواخذه قرار خواهد داد و خیانت و فریبکاری، زشتترین اعمال در نزد خداوند است و خطرناک ترین اعمال از حیث عواقب و پیامدها است.

 

پزشکان باید بین افراد متخصص، بیشتر از دیگران به این نصیحت ها توجه داشته باشند، زیرا انها با جان مردم و جسم آنها سرو کار دارند لذا انها باید بسیار مراقب باشند که اشتباهی مرتکب نشوند که عاقبت ناگواری برای آنها در پی داشته باشد که فردا نزدیک است.

 

خداوند سبحانه و تعالی فرموده است: «[وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ (۱) الَّذِینَ إِذَا اکْتَالُوا عَلَی النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ (۲) وَإِذَا کَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ (۳) أَلَا یَظُنُّ أُولَئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ». و از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که فرمودند: خداوند متعال دوست دارد هریک از شما که کاری را انجام می دهید، به بهترین شکل و با مهارت ان را انجام دهید».

 

باید دانشجویان و اساتید در تخصص مربوط به خود احاطه کامل داشته باشند بویژه پزشکان هشیار باشند که علم و روش مداوای انها به روز باشد.

آنها وظیفه دارند از طریق مقالات علمی سودمند، و اکتشافات جدید به توسعه علوم اهتمام وزرند و در مراکز علمی به رقابت بپردازند و هرگز این اجازه را به خود ندهند که تا ابد شاگرد دیگران و مصرف کننده ابزار و تجهیزات دیگران باقی بمانند بلکه باید خود انها در تولید علم سهم داشته باشند همانطور که پدران آنها نیز پیشگامان علم در گذشته بوده اند

و هیچ امتی از شما به علم و دانش سزاوارتر نیست پس استعدادهای نهفته در جوانان و نوجوانان را درک کنید و اگر چنین افرادی از افراد ضعیف جامعه باشند، همانند فرزندان خود به آنها کمک کنید تا اینکه انها هم به درجه های علمی متعالی و علوم دست یابند و شما نیز از پاداش علم و تخصص های انها بهرمند شوید.

photo_2016-01-24_09-07-48

۴- تعهد به اخلاق پسندیده و دوری از اعمال ناشایست

چهارمین توصیه من به شما جوانان مومن، تعهد به اعمال و اخلاق پسندیده و دوری از اعمال ناشایست است؛ اصل و مبنای سعادت و خیر، فضیلت و اصل و ریشه شقاومت و شر – غیراز آنچه خداوند با آن بندگانش را آزمایش می کند- رذیلت است؛ خداوند در این باره فرموده است: « وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ»

و از ویژگی ها و اخلاق پسنیده است: محاسبه نفس، پاکدامنی و عفاف در ظاهر و رفتار، راست گویی در گفتار، صله رحم، امانت داری، وفای به عهد و تعهدات، دور اندیشی در حق، دوری از رفتارهای پست و ناشایست.

و از جمله رفتارها و اخلاق ناشایست است: تعصبات کشنده و بیجا، احساسات و هیجانات شتابزده، لهو و لعب، ریاکاری، اسراف در هنگام بی نیازی، از حد گذشتن در هنگام فقر و نداری، نارضایتی در هنگام بلا، اهانت به دیگران بویژه افراد ضعیف، هدر دادن اموال، کفران نعمت، افتخار به گناه، کمک کردن به ظلم و تجاوز و اینکه انسان دوست بدارد نسبت به اینکه در کاری که نکرده، مورد ستایش قرار گیرد.

 

به دختران تاکید می کنم که پاکدامن و عفیف باشند؛ چرا که زنان به خاطر ظرافتی که دارند، بیشتر از دیگران نسبت به ناگواری های ناشی از بی احتیاطی در معرض آزار و اذیت و زیان قرار دارند.

پس مراقب باشند فریب عواطف و احساسات جعلی را نخورند و در وابستگی های گذرایی که لذت های ان می گذرد و پیامدها و تبعات منفی آن باقی می ماند، گرفتار نشوند. برای دختران شایسته نیست جز اینکه به یک زندگی پایدار که دارای پایه های صلاح و سعادت است، بیندیشند و و چه باوقار است که زنان، متانت و سنگینی خود را در ظاهر و رفتار و در امور روزمره و تحصیل خود حفظ کنند .

 

۵- تشکیل خانواده و ازدواج

پنجمین توصیه من به این جوانان، اهتمام به تشکیل خانواده از طریق ازدواج و بچه دار شدن بدون تاخیر است؛ چرا که این موضوع باعث انس و لذت برای انسان است و باعث می شود در کار خود جدیت به خرج دهد و موجب وقار، سنگینی و احساس مسئولیت و استفاده از نیروها برای روز مبادا می شود و انسان را از بسیاری از امور ممنوعه و ناشایست دور می کند به طوری که در روایات آمده است هر کس که ازدواج کند، نیمی از دینش را به دست آورده است. در کنار همه اینها ازدواج و تشکیل خانواده و بچه دار شدن، از سنت های فطری و لازم انسان است و دوری از آن، باعث تنبلی و سستی می شود.

 

علاوه بر این کسی نباید در ازدواج از فقر بترسد زیرا خداوند متعال ازدواج را یکی از اسباب کسب روزی قرار داده است که انسان در ابتدای کار، آن را حساب نمی کند. هنگام ازدواج به دین، اخلاق و اصل طرف مقابل، توجه کنید و در زیبایی و ظاهر مبالغه نکنید که به زودی و در جریان زندگی روزمره پوشش از ان برداشته خواهد شد و به آن پی خواهید برد . در احادیث نسبت به ازدواج با زن فقط به خاطر زیبایی نهی شده است و و مرد باید بداند که اگر با زن دیندار و خوش اخلاق ازدواج کند، آن زن باعث برکت خواهد شد.

 

دختران و والدین آنها نباید شغل را بر تشکیل خانواده و اهتمام به آن ترجیح دهند. چرا که ازدواج یک سنت ثابت در زندگی است و شغل به مستحبات بیشتر شبیه است و ترک آن از حکمت به دور است. و هرکس از این موضوع در آغاز جوانی اش غفلت کند، به زودی پشیمان خواهد شد و ان زمان است که دیگر پشیمانی سودی ندارد و تجربه های زندگی گواه بر این است.

 

برای والدین جایز نیست که مانع ازدواج دخترانشان شوند و یا با آداب و رسومی مانند مهریه های سنگین و انتظار برای خواستگاران سید و یا عمو زاده که خداوند نسبت به آنها ملزم نکرده، مانع ازدواج انها شوند که این موضوع مفاسد بزرگی دارد که از آن اطلاع ندارند.

مرد باید بداند که خداوند ولایت دختران رابه پدران آنها سپرده است تا آنها را نصیحت کنند ونسبت به خیر و صلاح انها اصرار داشته باشند. هرکس زنی را که صلاح آن زن نباشد، حبس کند، مرتکب گناه دائمی شده که از آثار این کار خود ضررخواهد برد و دری از درهای جهنم به روی خود گشوده است.

photo_2016-01-24_09-07-50

۶- تلاش در اعمال خیر و سودرسانی به مردم

ششم، تلاش در اعمال خیر و سودرساندن به مردم بویژه امور مربوط به ایتام، بیوه ها و محرومین و مراعات منافع عمومی است چرا که چنین اعمالی باعث تقویت ایمان، تهذیب نفس و زکات نعمتی است که انسان از ان بهره مند شده است.

این کار نوعی قدم برداشتن برای فضائل، همکاری در راه نیکی و تقوا و امر به معرف و و نهی از منکر بی کلام و موجب کمک به مسئولان در راستای حفظ نظام جامعه و مراعات منافع عمومی و همچنین باعث بهتر شدن اوضاع جامعه می شود و موجب برکت در دنیا و امتیاز در آخرت است و خداوند سبحانه و تعالی جامعه همیارو همبسته را که در ان انسان ها به برادران خود اهتمام می ورزند، دوست دارد.

 

خداوند متعال فرموده است: « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ». و همچنین فرموده است: إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ ]،

و پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) نیز فرمودند: (لا یؤمن أحدکم حتّی یحبّ لأخیه ما یحبّ لنفسه ویکره لأخیه ما یکره لنفسه): «ایمان هیچ یک کامل نیست مگر اینکه آنچه برای خودش دوست دارد برای برادرش دوست بدارد و انچه برای خودش نمی پسندد برای برادرش نیز نپسندد».

 

و ایشان همچنین فرمودند: (من سنّ سنه حسنه فله أجرها وأجر من عمل بها). هرکس سنت نیکی را بنا نهد، از پاداش کار خود و کسانی که به آن سنت عمل کنند، بهره مند می شود.

 

۷- مسئولیت پذیر بودن

هفتم اینکه هرکس مسئولیتی که عهده دار می شود، به درستی انجام دهد، حالا این مسئولیت چه در خانواده و چه در جامعه باشد. پدران باید به مسئولیت خود در برابر فرزندان و همسر به خوبی اقدام کننند و از خشونت و سنگ دلی دوری کنند.

حتی درجایی که باید قاطع باشند، از خشونت پرهیز کند تامنافع خانواده و جامعه حفظ شود؛ روش های برخورد قاطع به آزار و اذیت جسمی و یا الفاظ زشت منحصر نمی شود بلکه ابزاری های تربیتی دیگری نیز وجود دارد که می توان با مشاوره با افراد متخصص در این زمینه، بهره برد و روش های نامناسب و خشونت بار معمولا نتیجه عکس می دهد و موجب می شود آن رفتار منفی ریشه ای گردد و شخصیتش شکسته می شود پس قاطعیتی که همراه ظلم باشد خیری در ان وجود ندارد و نمی توان یک خطا را با خطایی دیگری اصلاح کرد.

 

کسی که یکی از امور جامعه را به دست گرفته است باید نسبت به آن اهتمام ورزود و در آن ناصح و خیرخواه مردم باشد. و در آن امر به مردم خیانت نکند و از موقعیت خود برای تشکیل گروه و حزب در جهت منافع شخصی و جمع اموال مشکوک و مشتبه استفاده نکند و با حزب و گروه خود زمینه محرومیت افراد شایسته از منصب های اجتماعی را فراهم نسازد بلکه باید برای همه مردم به صورت یکسان کار کند

و از کار خود به عنوان ابزاری برای دستیابی به منابع یا نزدیک شدن به افراد استفاده نکند؛ چرا که دست یابی به حقوق خاص از طریق کاری که وظیفه انسان است جایز نیست و اگر هم انسان مجبور بود میان مراجعان خود یکی را ترجیح دهد باید فرد ضعیفتر را ترجیح دهد، چون آن فرد چاره و حامی دیگری جز خداوند متعال برای رسیدن به حق خود ندارد.

 

همچنین سزاورا نیست کسی برای توجیه کار خود از دین و مذهب سوء استفاده کند؛ چرا که همین دین و مذهب از ما می خواهند در کارهای خود حق و انصاف و عدالت را رعایت کنیم و خداوند متعال فرموده است: « لقد أرسلنا رسلنا بالبینات وأنزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط».امام علیه السلام فرمود: « إنّی سمعت رسول الله (صلّی الله علیه وآله) یقول فی غیر موطن : لنْ تُقَدَّسَ أُمَّهٌ لا یُؤْخَذُ لِلضَّعِیفِ فِیهَا حَقَّهُ مِنَ الْقَوِیِّ غَیْرَ مُتَعْتِعٍ »(در جاهای متعدد از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: امتی پاکیزه نمی شود مگر اینکه حق ضعیف بدون لکنت زبان و ترس از قوی گرفته شود).

و هرکس جز این رفتار کند دچار خیال پردازی شده و نزدیک ترین مردم به پیشوایان عدالت همچون پیامبر(ص) و امام علی (ع) و امام حسین(ع) کسانی هستند که بیشتر به سخنان این پیشوایان عمل کنند و از سیره آنها پیروی کنند.

 

مسئول امور مردم باید به نامه امام علی(ع) به مالک اشتر را مطالعه کند که آن حضرت چگونه در این نامه مبانی عدالت و امانت داری را برای مالک برمی شمارد و از این رو این نامه برای مسئولان مفید است و هرکس متناسب با مسئولیت خود می تواند از آن بهره ببرد و هرچقدر که دایره مسئولیت کسی بزرگتر باشد رعایت دستورات این نامه برای او واجب تر است.

 

۸- متصف به روحیه یادیگری و افزایش معرفت

توصیه هشتم اینکه انسان به روحیه یادگیری آراسته شود و به دنبال افزایش حکمت و معرفت در تمامی مراحل زندگی و حالات مختلف آن باشد. در اعمال و رفتارها و آثار آنها تامل کند و در حوادثی که پیرامونش رخ می دهدو نتایج آن درنگ کند. تا هر روز بر معرفت، تجربه و فضلش افزون شود.

چراکه این زندگی مدرسه ای است که دارای ابعاد مختلف است و عمق زیادی نیز دارد و انسان هیچ گاه از یادگیری و معرفت بی نیاز نیست و در هر اتفاقی که رخ می دهد پند و عبرتی نهفته و در هر واقعه و اتفاقی پیامی موجود است که برای کسی که تامل و دقت کند روشن خواهد شد، پس انسان در زندگی خود هیچ گاه از علم آموزی و تجربه اندوزی بی نیاز نخواهد بود تا اینکه به لقا اللله بپیوندد و هرچقدر که انسان بصیرت و دانش و معرفت بیشتری داشته باشد می تواند تجارب و حقایق افزون تری را کشف کند.

خداوند متعال در هیمن زمینه می فرماید: « وَمَن یُؤْتَ الحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً »: (کسی که به او حکمت داده شود از خیر زیادی بهره مند شود) و به پیامبر خود فرمود: «وقل رب زدنی علما»: (بگو خداوندا دانش مرا افزون کن).

 

سه کتابی که انسان باید با انها انس بگیرد

شایسته است انسان به سه کتاب انس بگیردو با تامل و اندیشه از آن سه کتاب توشه برگیرد. اولین و برترین این کتاب ها، قرآن کریم است. قرآن کریم آخرین پیام از سوی خداوند سبحانه و تعالی به سوی بندگانش است.

آن را به سوی بندگانش فرستاد تا گنجینه های عقول را برانگیزاند و چشمه های حکمت را بشکافد و قساوت قلب را با ان تلطیف دهد که رویدادها را در آن با ضرب المثل تبیین کرده است لذا انسان هرگز نباید تلاوت این کتاب را ترک کند و هنگام تلاوت قرآن احساس کند که گویی به سخن خدا گوش می دهد؛ چرا که قرآن کریم پیام خداوند به سوی تمام بندگان است.

 

دومین کتاب، کتاب نهج البلاغه است؛ این کتاب عموما مضامین قرآن و اشارت های آن را با روشی شیوا و بلیغ تشریح می کند که در انسان روحیه تامل و تفکر و عبرت گرفتن و حکمت را تحریک می کند. پس سزاوار نیست که انسان اگر فرصتی برایش پیش بیاید، مطالعه آن را ترک کند و علاوه بر این در هنگام مطالعه آن احساس کند که در بین کسانی است که امیرالمومنین امام علی(ع) برایشان سخنرانی می کند و در این زمینه خوب است در نامه امام علی به فرزندش امام حسین(ع) بیندیشد.

 

سومین کتاب نیز صحیفه سجادیه است؛ این کتاب حاوی دعاهای بلیغ و شیوایی است که مضامین انها از قرآن کریم گرفته شده است و در مورد آنچه برای انسان اهمیت دارد و باید در مورد آن بداند، در ان آموزش داده شده و چگونگی محاسبه و انتقاد از خویشتن و کشف جوانب پنهان و راز و رمز های نفس در آن توضیح داده شده به وِیژه اینکه درهای اخلاق پسندیده نیز در آن شرح داده شده است.

 

این هشت وصیت در واقع اصول استقادمت و پایداری در زندگی و ارکان آن است و وچیزی جز تذکر و یادآوری نیست؛ بنابراین انسان در آنها، حق و حقیقت، صفای باطن، شواهد عقل و تجارب زندگی را در آنها می یابد و می بیند که پیام های الهی و موعظه های افراد بصیر نیز ما را نسبت به آن یادآوری کرده است.

پس شایسته است هر انسانی به سوی عمل کردن به ان تلاش کند بویژه جوانانی که در اوایل نیرو، قدرت جسمی و روانی قرار دارند اینها سرماه انسان در زندگی است. و اگر بخشی از این سرمایه را از دست داده اند، باید بدانند که بهره اندک بهتر از ترک تمام این سرمایه است که خداوند متعال نیز فرمودند: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ * وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ).

 

از خداوند می خواهم که شما را در آنچه موجب سعادت و استقامت در آخرت و دنیا است، توفیق عطا فرماید که او سرپرست توفیق است

۲۸/ ربیع الأول / ۱۴۳۷ هـ

منبع نامه جوانان به آیت الله سیستانی  : شفقنا

ویژه نامه «حلال منفور»درباره رواج طلاق ۱۰آبان منتشر می‌شود

به گزارش جوان آنلاین، ویژه نامه “حلال منفور” با موضوع طلاق منتشر می شود.

 

دراین ویژه نامه ۱۲۰ صفحه ای به بررسی پدیده رواج طلاق در جامعه پرداخته شده است.

 

این ویژه نامه روز یکشنبه دهم آبانماه بعنوان ضمیمه روزنامه جوان در اختیار مخاطبان قرار می گیرد.

1

منبع : جوان آنلاین

ملاک های انتخاب همسر مناسب به عنوان اولین گام ازدواج

معیارهای انتخاب همسر

کفویّت زمینه و بستری است که در زندگی مشترک، جایگاه‌ها را حفظ می‌کند. اوّلین گام در تربیت فرزندان این است که وقتی دختر و پسر می‌خواهند همسر انتخاب کنند، باید به تربیت فرزندشان هم توجّه داشته باشند.

دختر و پسرهایی که می‌خواهند با هم ازدواج کنند باید بدانند که آن‌ها قرار است، پدر و مادرهای فرزندان آینده باشند؛ بنابراین باید با آگاهی و دقت نظر این انتخاب خود را انجام دهند.

در عرصة تربیت کودکان، آن تربیت‌هایی موفّق هستند که مرد و زن در جایگاه خود بر اساس همان نگرش دینی و اسلامی قرار گرفته‌اند و در نتیجه بچّه‌ها هم در جایگاه خود قرار دارند. ملاک های انتخاب همسر مناسب و به اصطلاح «هم‌کفو» به عنوان اولین گام تربیت فرزندان موضوع این پرونده است.

 

 

ملاک های انتخاب همسر
ملاک های انتخاب همسر
دینداری در ازدواج

دینداری در اعمال، گفتار، اخلاق و رفتار انسان تأثیر می‌گذارد. زن و مردی که دیندار باشند می‌توانند محیط تربیتی مناسبی را برای فرزندانشان فراهم کنند. معمولاً کار امروز فرزند، نتیجةگناهان گذشتة پدر و مادر است.

در تاریخ آمده است که روزی مردم شهر به در خانهٔ یک پدر آگاه و دانشمند، شکایتی بردند و گفتند: پسر تو با سوزن‌های بزرگ لحاف دوزی مشک‌های ما را سوراخ کرده است. وقتی این پدر فکر کرد متوجّه شد که مادر این فرزند در دوران بارداری با سوزنی به انار مردم زده است؛ و کار امروز کودک، نتیجهٔ گناه آن روز مادر بوده است.

 

در روایت آمده است که همسر نادان انتخاب نکنید؛ چراکه انسان‌های نادان، انسان‌های کم اندیش هستند و خوب تفکّر نمی‌کنند. ملاک دانایی انسان‌ها، به این است که بتوانند از فکرشان در مسیر زندگی به خوبی استفاده کنند.

 

 

انتخاب همسر
انتخاب همسر

اخلاق در ازدواج

پیامبر گرامی اسلام تاکید بر اخلاق انسان ها دارند؛ چراکه اخلاق فرایندی است که در زندگی می‌تواند محیط سالمی را فراهم کند. آدم هایی که بد اخلاق هستند؛ البته نه به معنای تند خو بلکه بد اخلاقی به معنای عام؛ یعنی کسی که لجبازی می‌کند، تندی می‌کند یا دروغ می گوید؛ شایستگی همسری را ندارد.

 

اگر افراد در انتخاب دختر و پسر، به سلامت اخلاقیِ طرف مقابل توجّه نداشته باشند، بستری آلوده برای تربیت فرزندانشان فراهم می‌کنند که در آن بستر نمی‌توانند فرزندان را خوب تربیت کنند..

 

معیارهای انتخاب همسر
معیارهای انتخاب همسر

دانایی (ملاک های انتخاب همسر)

 

در روایت آمده است که همسر نادان انتخاب نکنید؛ چراکه انسان‌های نادان، انسان‌های کم اندیش هستند و خوب تفکّر نمی‌کنند. ملاک دانایی انسان‌ها، به این است که بتوانند از فکرشان در مسیر زندگی به خوبی استفاده کنند. اگر دختر و پسر در مسیر انتخاب خود به این ملاک توجّه نداشته باشند، منجر می‌شود که آن بستر تربیتی ایجاد نشود.

دانایی و عاقل بودن انسان در توانایی حل مسائل است؛ که به آن هوش می گویند. اگر این هوشمندی با پیشینهٔ دینداری و اخلاق باشد؛ قدرت حلّ مسئله در زندگی زیاد خواهد شد. به عنوان مثال اگر کودکی در محیط خانه پرخاشگری کند، پدر و مادر نادان، با تنبیه بدنی این پرخاشگری فرزند را حل می‌کنند؛ ولی انسان هوشمند و متفکّر می‌اندیشد که علّت این پرخاشگری فرزندش چیست و به حل کردن دلایل پرخاشگری می‌پردازد.

 

هوشمندی پدر و مادر در زندگی، که از آن تعبیر به قدرت حل مسئله می‌شود، می‌تواند خیلی از مسائل مربوط به تربیت فرزندان را در مسیر ایده آلی قرار دهد؛ مثلاً پدر به جای این که به فرزند خود تندی کند، تفکّر می‌کند که عامل این رفتار فرزند چه بوده است.

 

لازم به ذکر است که اختلافِ هوش و توانایی‌های حلّ مسئله در زن و مرد نباید خیلی زیاد باشد؛ یعنی مردان یا زنانی که از لحاظ توانایی ذهنی خیلی بالا هستند و قدرت حلّ مسئلهٔ بالایی دارند، با پایین تر از حدّ خود ازدواج نکنند و تناسب بین زن و مرد حفظ شود. عدم یکسان بودن هوش در زندگی به زن و مرد آسیب می‌رساند، به خصوص در تربیت فرزندان.

 

 

فرهنگ (معیارهای انتخاب همسر)
معیارهای انتخاب همسر

تناسب فرهنگی ( معیارهای انتخاب همسر )

 

نکتة بعدی در انتخاب همسر، تناسب فرهنگی والدین است. ما در سرزمینی زندگی می‌کنیم که اقوام مختلف در آن وجود دارد. فرهنگ‌های مختلف و آداب و رسوم خاصّی نیز در آن حاکم است و در هر منطقه خرده فرهنگ‌هایی وجود دارد که نمی‌توانیم نسبت به آن‌ها بی‌توجّه باشیم.

 

گاهی اوقات اگر این فرهنگ‌ها یا خرده فرهنگ‌های متضاد در محیط یک خانواده جمع شود، ممکن است منجر به این شود که بستر لازم و مناسب برای فرزندان فراهم نشود؛ زیرا این اختلاف فرهنگ‌ها باعث درگیری ذهنی بین والدین می‌شود.

 

 امروزه ما در مراکز مشاوره می‌بینیم که گاهی اوقات این اختلاف فرهنگ‌ها سالیان سال ذهن پدر و مادرها را در زندگی به خود درگیر کرده است؛ مثلاً پدر می‌خواهد آداب و رسوم مادر را تغییر بدهد و او هم می‌خواهد در رفتار همسرش تغییر ایجاد کند.

 

البته منظور ما این نیست که حتماً باید با غیر هم فرهنگ مان ازدواج کنیم؛ بلکه آن چیزی که مدّ نظر است این است که باید با شناخت کامل این اتّفاق بیفتد؛ چراکه اصل در ازدواج، شناخت زوجین نسبت به یکدیگر است.

 

اگر جوانان به این نکته توجّه نکنند، به فرزندان خود در آینده آسیب وارد کرده‌اند. بنابراین، این امربه عنوان یکی از ملاک‌های مهمّی است که باید در هنگام ازدواج به آن توجّه کرد.

امروزه ما در مراکز مشاوره می بینیم که گاهی اوقات این اختلاف فرهنگ ها سالیان سال ذهن پدر و مادرها را در زندگی به خود درگیر کرده است؛ مثلاً پدر می خواهد آداب و رسوم مادر را تغییر بدهد و او هم می خواهد در رفتار همسرش تغییر ایجاد کند.

 

 

معیارهای انتخاب همسر
معیارهای انتخاب همسر

تناسب سن (ملاک های انتخاب همسر )

 

یکی دیگر از این ملاک‌ها، تناسب سنّ دختر و پسری است که می‌خواهند با هم ازدواج کنند. منظور ما از تناسب سنّ طرفین، اختلاف سنّی آن‌ها نیست؛ بلکه منظور ما تناسب از لحاظ درک و فهم آن‌ها می‌باشد.

 

می‌دانید که تجربیات انسان‌ها اندوخته‌های بزرگی است که به واسطهٔ سن ایجاد می‌شود. سن گاهی اوقات عامل رشد شخصیت افراد و عامل رشد عقلانیت انسان است. لذا وقتی در انتخاب همسر، این تناسب بین سن دو طرف رعایت نمی‌شود، یک سری مشکلات را در زندگی به وجود می‌آورد.

 

آن چیزی که کارشناسان در قالب پیشنهاد مطرح می‌کنند، که لزوماً هم وحی منزل نیست، این است که حدوداً بین ۳ تا ۵ سال مرد باید بزرگ‌تر از زن باشد. دلیل آن هم این است که معمولاً در دختر خانم‌ها، بلوغ فکری، اجتماعی وعاطفی زودتر اتّفاق می‌افتد و در واقع این مسئله با تفاوت سن جبران می‌شود.

 

بعضی از کارشناسان معتقدند که در بالای ۲۷ سال، لزوماً نیازی به رعایت این نکته نیست. یعنی اگر این اختلاف سن کم شد یا زن و مرد هم سن بودند، خیلی مهم نیست. چون در آن سن، زن و مرد تقریباً به رشد لازم رسیده‌اند و تناسب عقلی برقرار می‌شود. البته در اینجا نیز آسیب‌ها و مشکلات دیگری ممکن است بوجود آید.

 

درست است که یکی از ویژگی‌های انتخاب همسر، زیبایی است؛ ولی انسان باید در نگاه خود، یک دیدگاه الهی نیز داشته باشد. همهٔ انسان‌ها زیبا هستند؛ لذا افراد باید در انتخاب خود مقداری، دریچهٔ چشمشان را به طرف مقابل، الهی کند

 

 

زیبایی در انتخاب همسر
زیبایی در انتخاب همسر

زیبایی ظاهری ( انتخاب همسر )

 

ویژگی بعدی که اهمیّتی در تربیت فرزند ندارد، امّا امروزه به عنوان محورِ انتخاب همسر در جوانان، قرار گرفته است؛ زیبایی ظاهری می‌باشد. خدا همهٔ انسان‌ها را زیبا آفریده است و این دریچهٔ چشم ماست که ممکن است بعضی از افراد را نازیبا ببیند.

 

درست است که یکی از ویژگی‌های انتخاب همسر، زیبایی است؛ ولی انسان باید در نگاه خود، یک دیدگاه الهی نیز داشته باشد. همهٔ انسان‌ها زیبا هستند؛ لذا افراد باید در انتخاب خود مقداری، دریچهٔ چشمشان را به طرف مقابل، الهی کند.

 

روزی به مجنون گفتند که لیلی خیلی زشت است، چطور عاشق چنین کسی شدی؟! مجنون گفت: «اگر از دریچهٔ چشم من نگاه کنید می‌فهمید که او چقدر زیباست». زیبایی یک ملاک ترجیهی است. کارشناسان معتقدند که نهایت بُرد زیبایی در زندگیِ مشترک، حداکثر ۱۷ ماه وحداقل کمتر از ۶ الی ۷ ماه است.

انسان‌ها با اخلاق، رفتار و اندیشهٔ همدیگر زندگی می‌کنند؛ لذا نکتهٔ مهم تر از زیبایی، خصوصیّات رفتاریِ طرف مقابل می‌باشد. اکثر درخواست‌های طلاق در دادگاه خانواده، به خاطر تفاوت‌های اخلاقی، فرهنگی و اعتقادی زوجین می‌باشد و کمتر طلاقی به دلیل زشت بودن افراد شکل می‌گیرد.

 

امروزه جوانان با دیدن قیافهٔ طرف مقابل و بدون شناخت باطنی، به اصطلاح عاشق می‌شوند و زیبایی ظاهر را به زیبایی عقل و درک ترجیح می‌دهند. چهره می‌تواند برای انتخاب همسر یک ملاک ترجیهی باشد؛ لذا نباید به عنوان یک ملاک اصلی روی آن خیلی حساب باز کرد.

 

البته زیبایی در روح و روان طرف مقابل و همچنین فرزندان بی ثأثیر نیست و جوانان در شرایط اخلاقی و دینیِ برابر، باید فرد زیباتر را به عنوان همسر برگزینند. زیبایی شرط استحقاقی است و اگر دختر یا پسری در کنار کمالات دیگر زیبایی هم داشته باشد، باید برای انتخاب در اولویّت قرار گیرد.

 

 

سواد در انتخاب همسر
سواد در انتخاب همسر
تحصیلات متناسب در انتخاب همسر

یکی دیگر از ملاک های انتخاب همسر تحصیلات متناسب بین زن و مرد است؛ البته منظور ما تحصیلات دانشگاهی نیست؛ هرچند اگر اختلاف تحصیلات والدین خیلی زیاد باشد، مثلاً یکی دیپلم داشته باشد و دیگری دکترا گرفته باشد، در مسئله ای مثل تربیتی بی تأثیر نیست؛ ولی آن نکته ای که برای ما خیلی حائز اهمیّت است، این است که لزوماً تحصیلات نمی‌تواند اثر خوب تربیتی را فراهم کند.

یعنی اگر پدر و مادری هر دو تحصیلاتشان مثلاً فوق لیسانس باشد، نمی‌توانیم بگوییم دیگر خیالمان باید راحت باشد و این‌ها قطعاً می‌توانند بستر مناسب تربیتی را در محیط خانه فراهم کنند.

 

آن چیزی که برای فراهم کردن بستر مناسب تربیتی لازم و مهم است، آگاهی‌های والدین نسبت به زندگی، مهارت‌های زندگی، مهارت‌های همسرداری و مهارت‌های فرزند پروری است. گاهی اوقات می‌بینیم که پدر و مادری با این که سواد زیادی ندارند، ولی آگاهی‌شان نسبت به تربیت، بالاست.

لذا این‌ها می‌توانند بستر خیلی خوبی برای تربیت فرزندان فراهم کنند. در نقطهٔ مقابل این مورد گاهی اوقات پدر و مادرهای تحصیل کرده، آگاهی لازم را ندارند. البته منظور ما این نیست که عموماً آدم‌های تحصیل کرده این گونه‌اند؛ ولی گاهی اوقات ممکن است تحصیلات منجر به این نشود که والدین بتوانند بستر خوب تربیتی را در خانه فراهم کنند.

 

در یکی از مراجعات، موردی داشتیم که مادری با وجود اینکه تحصیلاتش بالا و در حدّ کارشناسی ارشد بود، امّا وقتی من رفتار او را نسبت به فرزندش دیدم، تعجب کردم. به عنوان مثال این مادر می‌گفت: فرزند من در خانه خیلی جنب و جوش و شیطنت دارد؛ به همین دلیل من طنابی ۲ متری تهیّه کرده‌ام و یک سر آن را به پای فرزندم بسته‌ام و سر دیگر را هم به ستون خانه، تا او بیشتر از این شعاع نتواند حرکت کند!

 

بنابراین آن چیزی که در انتخاب همسراهمّیت دارد این است که زن و مرد نسبت به زندگی ومهارت های زندگی، آگاهی خوبی داشته باشند و بدانند که اصلاً نحوهٔ برخوردشان با یکدیگر چه طور باید باشد تا این بستر برای تربیت بهتر فرزندان فراهم شود و وقتی که خداوند به آن‌ها فرزندی هدیه کرد، با فرزندشان چگونه باید رفتار کنند.

 

پس در ملاک های انتخاب همسر یکی از نکات مهم این است که زن مرد تحصیلات هماهنگی داشته باشند که مرتبط با تربیت فرزندان وبه معنای آگاهی‌های لازم برای تربیت باشد، نه صرفاً عنوان مدرک تحصیلی.

 

والدین آگاه می‌توانند فرزندان خوبی تربیت کنند و منظور از والدین آگاه، والدین دارای مدرک تحصیلی و یا والدینی بی سواد نیست؛ بلکه مراد والدینی است که نسبت به آموزه‌های تربیتی آگاه هستند و می‌توانند تربیت خوبی را برای فرزندانشان به ارمغان بیاورند.

 

آخرین ملاک در انتخاب همسر، تناسب اقتصادی بین دو خانواده است؛ اگر دختر از لحاظ اقتصادی وضعیت بهتری نسبت به پسر داشته باشد، بعد ها ممکن است که این مسئله، آسیب تربیتی برای فرزندان ایجاد کند.

 

ملاک های انتخاب همسر
ملاک های انتخاب همسر

تناسب اقتصادی ( ملاک های انتخاب همسر)

 

آخرین مورد از ملاک های انتخاب همسر، تناسب اقتصادی بین دو خانواده است؛ اگر دختر از لحاظ اقتصادی وضعیت بهتری نسبت به پسر داشته باشد، بعدها ممکن است که این مسئله، آسیب تربیتی برای فرزندان ایجاد کند.

 

اگر مرد از لحاظ بنیة اقتصادی، نسبت به خانوادة همسرش خیلی ضعیف‌تر باشد، جایگاه و مقبولیّت خود را پیش همسرش از دست خواهد داد و ممکن است در آینده آسیب تربیتی برای فرزندان ایجاد شود؛ زیرا یکی از ابزارهای حفظ جایگاه مرد، اقتدار مالی است.

 

دانلود اینفوگرافی (داده نما) ملاک های انتخاب همسر (اندازه بزرگ) حجم ۱/۵ مگابایت

منبع : سایت متن زندگی 

من برای حجاب همسرم چه کرده ام ؟

نوشته زیر تنها بازنشری از مطلب وبلاگ صبر ریحانه است . موج وبلاگی صبر ریحانه در دو بخش ادبی و گرافیک برگزار شد . در ادامه همراه بنیانا باشید


 

IMG09431662
من برای حجاب همسرم چه کرده ام

 

این نوشته بعد از اولین موج وبلاگی صبر ریحانه ها به دست ما رسید و خودش آنقدر غنای مطلب داشت که زمینه یک موضوع جدید را برای موج به وجود آورد.

من برای حجاب همسرم چه کرده ام ؟ 

تابستان امسال به بهانه‌ی موج وبلاگی «صبر ریحانه‌ها» این نوشته را روی کاغذ نوشتم و مدت‌ها طول کشید تا پاکنویس شد.

آن موج وبلاگی آمد و رفت و تمام شد و من وقت نکردم این مطلب مفصل را برایشان ارسال کنم.
البته حالا هم خیلی دیر نشده. در ابتدای زمستان به استقبال تابستان آینده می‌رویم. هر چند که این موضوع در چهار فصل سال تازه است و مهم.
اگر حوصله‌ی خواندن یک نوشته‌ی طولانی و عجیب را دارید بسم‌الله:

***


هر چند که من را بیش تر از گرما، سرما اذیت می کند و به قول عزیز «سرمایی» هستم، اما حسِ زیرِ مقنعه و چادر بودن، همین‌جا که روی صندلی و زیرِ بادِ کولر نشسته‌ام، عرقم را در می‌آورد. اما همسر من وظیفه دارد و باید در حضور نامحرم حتی داخل خانه محجبه باشد و سر و بدن خود را با پارچه‌هایی بپوشاند که اولین نتیجه‌ی آن احساس گرمای شدید و بعد کلافگی و خستگی و … خواهد بود.

 

در این‌جا نمی‌خواهم از این حرف بزنم که نیت او از چادری بودن چیست و آیا حق دارد شکایتی بکند یا باید رضایت داشته باشد یا … . این‌ها به نفس او و رابطه‌اش با خدای خودش مربوط است. او انتخابی کرده که من نه می‌توانم و نه مایلم در آن دخالتی بکنم. آن‌چه به من مربوط می‌شود مدیریت امور خانه و خانواده دونفره‌مان است به نحوی که هر دو طرف با کمترین مشقت، بیش‌ترین سعادت را کسب کنیم. لذا این‌ها که می‌گویم برخلاف بقیه‌ی نوشته‌هایی از این دست،‌ مستقیماً به مرد خانواده مربوط می‌شود، نه زن.
*


تعریف من از حجابِ بانو، نه فقط پوشیده‌بودن سر و بدن او مطابق موازین فقهی، بلکه محفوظ بودنِ جان او از اختلاط با بیگانه است. حذف هرگونه ارتباطِ حضوری یا کلامی غیرضروری با نامحرم، حدِ عالیِ حجابِ بانوی مسلمان است که از گذشته‌ای نه‌چندان دور به «حبس زنان در خانه» و «حذف زن از عرصه‌های اجتماعی» ترجمه شده است؛ بی‌آن‌که مترجمانِ مقلّدِ غرب لحظه‌ای بیاندیشند که آیا می‌توان بدرفتاری عده‌ای از مسلمانان را نشانه‌ی ضدانسانی بودن تعالیم اسلام دانست یا نه؟

 
البته اگر مرد خانواده باید غیرت داشته باشد، درایت نیز لازمه‌ی آن است و اگر اندکی در احوال گذشتگانِ خود در این سرزمین تدبّر کنیم، رگه‌هایی از این درایت مبتنی بر غیرت را در روش زندگی اجتماعی و سبک زندگی خانوادگی آن‌ها شاهدیم.
*

 
مواردی که در ادامه ذکر می‌کنم حقیقی‌ست و ما در زندگی خانوادگی به آن‌ها عمل کرده‌ایم و عمل می‌کنیم. این‌ها ریزه‌کاری‌هایی است که در رفتار دونفره‌مان وجود دارد و از ابتدای ازدواج تا امروز کم‌کم بهینه شده و ارتقا پیدا کرده. من هدف اصلی این بهینه‌سازی را آسودگی بانو در حفظ حجاب (با تعریف بالا) قرار داده‌ام.
برای برادران جوان‌تر خودم تعریف می‌کنم که بدانند این‌گونه هم می‌شود.
*

 
چون می‌دانم محجبه بودن در فضای بیرون خانه سخت است، برنامه‌ریزی‌هایم به گونه‌ای است که بانو نیازی به بیرون رفتن از خانه نداشته باشد. این نیاز، ارتباطی با تمایل او ندارد. او اگر شخصاً متمایل است که برای انجام هر امری چادر به سر به خیابان برود مختار است. هر چند که خودش هم فهمیده که این‌طوری راحت‌تر و محجبه‌تر است.
مثلاً خیلی‌وقت است که خریدهای روزانه‌ی منزل ما از طریق فهرست کاغذی یا دیجیتال (پیامک!) اتفاق می‌افتد. بانو فکر می‌کند و می‌نویسد و من می‌گردم و پیدا می‌کنم و می‌خرم و می‌آورم. چرا همه‌ی خانم‌ها این‌کار را نمی‌کنند؟ چون «خانم‌ها خودشان خرید کردن را دوست دارند» یا «شوهرشان فرصت نمی‌کند» یا «شوهرشان خریدکردن بلد نیست».

 

 

مورد اول و دوم را که توضیح دادم در خانواده‌ی ما حل شده‌است. در مورد سوم اما من در این چند سال سعی کرده‌ام متخصص بشوم. یعنی از دانستن اندازه‌ی مناسب فلفل دلمه‌ای و کنترل آفت نداشتن کاهو و شناخت انواع سبزیجات گرفته تا آشنایی با برندهای مناسب ماکارونی و پنیر و … و حتی برندهای جایگزین هر یک، با طی کردن چند جلسه کارگاه عملی از بانو «گواهی‌نامه‌ی تخصصی خرید» گرفته‌ام و به بیان دیگر به «زبان مشترک» رسیده‌ایم.

 
بانو فهمیده‌است که به جای این‌که خودش مستقیماً محصولی را انتخاب کند،‌ در نیازهای روزمره زحمت توضیح دادن به من را بکشد و بدون دردسر مایحتاجش را در خانه داشته باشد. این روش آن‌قدر موفقیت‌آمیز بوده که در چند سال اخیر به یاد ندارم بانو خودش به تنهایی برای خرید بیرون رفته باشد.
این افتخار من است که از این راه به محجبه بودن او کمک کرده‌ام. هر چند مردم تعبیرات دیگری داشته باشند.
*

 
هنگامی که به اجبار برای خریدهای زنانه (مثلا کفش و مانتو و …) باید بیرون برود، تا جایی که بتوانم همراهی‌اش می‌کنم و خنک‌ترین ساعت‌ها و خلوت‌ترین مسیرها را پیشنهاد می‌دهم که کمتر معطل بشود و کمتر تنه بخورد و کمتر عرق بریزد.

 
در مغازه‌هایی که فروشنده مرد است، قانون نانوشته‌ی «ابتدا خانم‌ها» را نقض می‌کنم و من ابتدا وارد مغازه می‌شوم. به تجربه دریافته‌ام که آقایان مغازه‌دار فهم اجتماعی خوبی از این مسأله دارند که وقتی زن و شوهری با تقدم مرد وارد مغازه می‌شوند یعنی حریم این خانم محترم‌تر است و لذا کمتر بانو را مستقیم خطاب می‌کنند و او کمتر مجبور است صورت به صورت فروشنده حرف بزند.

 
هرگز در چنین مغازه‌هایی بانو فرایند خرید را انجام نمی‌دهد. او فقط انتخاب می‌کند و کناری می‌ایستد و مراحل چانه‌زنی، محاسبه و پرداخت وجه و تحویل کالا را من انجام می‌دهم. این ارتباط کمتر او با فروشنده رضایت بیش‌تر او را به همراه دارد.
*

 

ترددهای ضروری بانو در شهر اگر انفرادی باشد به انتخاب خودش اکثراً با اتوبوس یا متروست که مکان ویژه‌ی بانوان در آن وجود دارد. در غیر این‌صورت پرداخت هزینه‌ی آژانس بانوان را پذیرفته‌ام. چون می‌دانم او این‌طور محجبه‌تر است.
*


در بیش‌تر ترددهایی که با هم هستیم با وسیله‌ی نقلیه‌ی شخصی یا عمومی، ساعت مناسب و مسیر خلوتی را انتخاب می‌کنم که گرمای هوا و مدت چادر به سر داشتن به حداقل برسد.

با این حساب بی‌آن‌که برنامه‌ریزی خاصی کرده‌باشیم در فصول سردِ سال بیش‌تر با هم بیرون می‌رویم و بیش‌تر خرید می‌کنیم و این مسأله خودش را در کسری بودجه‌ی هر ساله‌ی فصول سرد نشان می‌دهد!
در خیابان هم ابایی ندارم اگر کیف زنانه‌ی بانو را دست بگیرم؛ وقتی می‌دانم این کار به او کمک می‌کند که چادرش را با زحمت کم‌تری بر سر نگه‌دارد.

 

من برای حجاب همسرم چه کرده ام
من برای حجاب همسرم چه کرده ام

*
اگر با هم به یک مرکز تفریحی یا رستوران می‌رویم، ساعت و روزی را انتخاب می‌کنم که خلوت‌تر باشد و در محل با حوصله دنبال صندلی یا میزی می‌گردم که دنج‌تر باشد و نامحرم کمتری در اطراف آن نشسته باشد. بانو صندلی خودش را معمولاً پشت به بقیه‌ی میزهای رستوران انتخاب می‌کند که در هنگام خوردن غذا، صورت به صورت غریبه ننشیند. این انتخاب اوست و چون موجب راحتی او در حفظ حجابش است به آن احترام می‌گذارم.
*

 
به خودم قبولانده‌ام که «زن داشتن» وسیله‌ای برای فخر فروختن به رفقا و همکارانِ مجرد و حتی متأهلم نیست. لذا اصراری ندارم که بانو را با خودم به تمامی مجالس دوستانه و مهمانی‌های کاری بی‌ربط ببرم. برای او توضیح داده‌ام و خودش پذیرفته که هر جا راحت باشد بیاید و هر جا نیاید من ناراحت نمی‌شوم.
او حضور در مجالس مختلط عامه‌ی متشرعین را به رعایت موازین شرعی ترجیح نمی‌دهد.
*

 
هر چند استفاده از چادر مشکی متعارف بانوان (که پارچه‌ای یک‌پارچه و صرفا دوردوزی شده است) میان خانم‌های سنتی «باکلاس» به نظر برسد و نشانه‌ی متانت و کمال باشد، اما بانو خودش به این نتیجه رسیده که بالا نگه‌داشتن دائمی یک دست و به هم چسباندن دو لبه‌ی جلویی چادر کار به صرفه‌ای نیست. پس در اکثر مواقع از مدل چادری استفاده می‌کند که راحت‌تر باشد.

 
در خانواده‌ی ما دو نوع چادر جایگزین وجود دارد که کمتر در جامعه‌ی بانوان چادری رایج است. هر دوی این مدل‌ها ریشه‌ای عربی دارد و در عین حال بسیار محفوظ و راحت است.
[نمی‌دانم چرا به جای این دو مدل، یک پوشش زننده و ناقص به نام چادر ملی (دانشجویی؟) رواج دارد که نه تنها حجاب نیست؛ بلکه کارکردهای اولیه‌ی یک مانتوی مناسب را هم ندارد. من در این زمینه تحقیق زیادی نکرده‌ام. اما فکر می‌کنم جماعت خیاط را تقلیدشان بر باد داد. یک نفر روز اول کاری کرده و بقیه بدون این‌که از خودشان بپرسند چه می‌دوزند به کپی‌کاری مشغول شده‌اند. الله اعلم]

 
نوع اول «چادر دامنی-عبایی» است که قسمت پایینی آن به کمر بسته می‌شود و قسمت بالایی مثل کیسه‌ای از بالا انداخته می‌شود و با کش دور سر حفظ می‌شود. مدل آن بیش‌تر پسندِ خانم‌های پابه‌سن‌گذاشته است و داشتن آستینی که زیر شنل بالایی (عبا) مخفی می‌شود، آزادی عمل آن را زیاد می‌کند.

 
نوع دوم که جوان‌پسند‌تر است معروف به «چادر لبنانی» است که آن هم حالت کیسه‌ای دارد که در جلو با یک زیپ مخفی یا دکمه‌های ریز بسته می‌شود و آستین‌هایش (بر خلاف چادر ملی که بازو دارد) فقط شامل ساعد می‌شود و با سرآستین‌های کش‌دار آزادی عمل را کامل می‌کند.
از دیگر برتری‌های این دو نوع چادر نسبت به چادر ملی این است که در بعضی شرایط بدون روسری و مقنعه قابل استفاده و طبیعتاً در فصل گرم سال خنک‌تر است. علاوه بر این که قابلیت افزودن نقاب (روبنده؟ پوشیه؟ برقع؟) را هم دارد.
*

 
از نظر فقهی پوشاندن گردی صورت آرایش‌نکرده‌ی خانم‌ها الزامی نیست. اما اگر لازم شد که با آرایش از جایی به جای دیگر بروند، چه باید کرد؟
شاید برای خیلی از مردها در جامعه‌ی امروز ایران سخت باشد؛ اما به خودم قبولانده‌ام که همسر من در برخی مواقع با استفاده از «نقاب» راحت‌تر است و آسوده‌تر تردد می‌کند. پذیرفته‌ام که در خیابان دست همسرم را درحالی بگیرم که کاملاً صورتش را پوشانده است و از نگاه‌های اطرافیان خجالت نکشم. البته الحمدلله این رفتار در شهر قم چندان سخت نیست. اما در تهران هم آن‌جا که بانو تمایل داشته باشد برایم آسان شده است.

 
بانو کم‌کم فهمیده چقدر «دیدن و دیده نشدن» به کمک نقاب برایش آرامش ذهنی ایجاد می‌کند و خودش مشتاق است زمان‌ها بیشتری از این مکمل خردمندانه‌ی چادر استفاده کند.
*
مهمانی‌های خانگی که برای خوش گذراندن و خندیدن و تقویت انس و الفت خانوادگی برپا می‌شود -اگر به دور از گناه باشد- مصداق صله‌ی ارحام و در حکم عبادت است. اما محجبه بودن در خانه شاید سخت‌تر از بیرون باشد. اشتغال معمول خانم‌ها در مهمانی به تدارک پذیرایی و آشپزی به اندازه‌ی کافی مشقت دارد. باید تا حدی که می‌شود زحمت چادر به سر بودن را از دوش‌شان برداشت.
لذا برای فاصله‌داشتن محیط حضور آقایان از خانم‌ها حداکثر تلاشم را می‌کنم و الحمدلله سایر بستگان نیز آگاهانه همراهی می‌کنند. گاهی جدا کردن اتاق مردها یا پرده کشیدن میان اتاق، هزینه‌های اولیه‌ای دارد که البته به خنده و خوشحالی بی‌دغدغه‌ی بانو می‌ارزد.
*

 
وقت غذا اگر نامحرم حضور داشته باشد (برادر من یا هم‌دامادها یا …) همواره سفره‌ها جداست و در عین حال -و در کمال ناباوری شما- لزوماً مردانه-زنانه نیست! تلاش می‌کنیم بیش‌ترین تعداد محارم بر یک سفره بنشینند و نامحرم‌ها با کمال میل می‌پذیرند که برای راحتی دیگران، در محل محفوظ‌تری آزادانه به شکم‌شان برسند. البته جا انداختن این روشِ مهمان‌داری در حضور اقوام درجه دو و دورتر کمی زمان‌ می‌بَرد. اما تلاش برای رسیدن به این مرحله، به آسایش و راحتی بعدش می‌ارزد.
*

 
آن‌چه در بالا گفتم سبک زندگیِ خانواده‌ی ماست. ما بخاطر انتخابِ این روشِ خاص، منّتی بر گردن کسی نداریم و خود را از دیگران برتر نمی‌بینیم. آدم‌های زیادی دور و بر ما هستند که هیچ یک از جزییاتی که گفتم در زندگی‌هایشان رعایت نمی‌کنند. این چیزی از خوب بودن آن‌ها کم نمی‌کند. اما من حق دارم برای روشی که در پیش گرفته‌ایم تبلیغ کنم و -در کمال احترام به دیگران- از مزایای آن بگویم.
شما هم از روش‌های خودتان بگویید. بگویید برای حجاب همسرتان چه کرده‌اید؟

 

منبع : صبر ریحانه

فرزندان خانواده های مومن باهوش ترند

ازدواج

یکی از بحث‌های داغی كه این روزها نقل بعضی از محافل شده و نسبت به آن اظهارنظرهای متفاوتی می‌شود، محدوده سنی ازدواج جوانان است.از پیشنهاد ازدواج برای دختر دبیرستانی ها گرفته تا ازدواج بالای ۳۰-۴۰ سال.

اما سئوال اینجاست آیا ازدواج همه دخترهای دبیرستانی زودهنگام و همه ۳۰-۴۰ ساله ها دیر هنگام است؟سن واقعی ازدواج را چگونه باید تشخیص داد؟ آیا تنها با رسیدن به بلوغ جسمانی، می‌توان از عوامل دیگری که در شروع یک زندگی مشترک نقش دارند چشم‌پوشی کرد؟

ازدواج
ازدواج

در همین زمینه بسیاری از کارشناسان و روانشناسان معتقدند “سن ازدواج “باید مبتنی بر سه اصل بلوغ جسمانی، بلوغ روانی و بلوغ اجتماعی باشد. منظور از بلوغ جسمانی دوران توانمندی فرد از نظر تولید مثل است كه برای دختران از حدود سنین ۱۲ تا ۱۴ سالگی و در پسران از حدود ۱۴ تا ۱۶ سالگی شروع می‌شود.

بلوغ روانی، عنوانی است كه روان‌پزشكان از آن تحت عنوان رشد شخصیت نام می‌برند. از لحاظ حقوقی نیز بلوغ روانی با عنوان رشد شناخته می‌شود.

اما اختلافی که روانشناسان با حقوقدانان در این زمینه دارند این است که حقوقدان‌ها به حداقل كفایت می‌كنند و معتقدند فقط كافی است فرد توان تشخیص مصالح خود را داشته باشد، ولی عقیده روان‌پزشكان و اصولا مكاتب روان‌شناختی بر این است كه فرد باید از لحاظ شخصیتی، توانمندی، پختگی و رشد به مرحله‌ای برسد كه نه تنها نسبت به خود شناخت كافی پیدا ‌کند و بتواند مصالح خود را تشخیص بدهد بلكه نسبت به فردی كه در نظر دارد با او ازدواج كند نیز شناخت كافی به‌دست آورد.

منظور از بلوغ اجتماعی چیست؟

بلوغ اجتماعی به معنی توانمندی لازم برای اداره امور خانواده، همسر و فرزندان است. این امر، مستلزم برآورده‌شدن نیازهای اقتصادی، بهداشتی،‌ علمی، آموزشی و… برای گذراندن زندگی است تا فرد بتواند با آن، مسكن و حداقل نیازهای خانواده را تامین كند.اما این خصوصیات معمولا در چه سنی به‌دست می‌آید؟

 پاسخ این است که بستگی به فرد دارد. یك فرد ممكن است در سن ۲۰ سالگی زمینه‌های فوق را یكجا و كامل پیدا كند. در حالی كه فردی دیگر در سنین بالاتر هم نتواند به آنها دست یابد.

در مورد خانم‌ها هم به همین شكل است. یك دختر جوان ممكن است در سن ۱۴ تا ۱۵ سالگی به رشد كامل جسمانی رسیده باشد، اما رشد روانی و شخصیتی او کامل نشده و توانایی ایجاد یك رابطه درست با همسر، فرزند، اطرافیان خود و از جمله خانواده جدیدی كه با او پیوند می‌خورد یعنی خانواده شوهر را نداشته باشد.

در این صورت تبعات آن نه تنها به فرد و خانواده بلكه به جامعه هم كشیده می‌شود. جامعه‌ای كه نیازمند افراد فعال، آگاه، پخته و توانمند است. بنابراین ما فقط سن شناسنامه را ملاك اولیه و اصلی برای تشكیل خانواده یا ازدواج قرار نمی‌دهیم.بلکه باید سن عقلی و درکی طرف را هم مورد ارزیابی قرار دهیم.

البته به این نكته هم باید اشاره کرد كه خرده‌گیری و سخت‌گیری و اینكه افراد فكر كنند ابتدا باید همه امكانات را فراهم و تمام دوره‌های تحصیل را طی كنند، شغل پردرآمدی داشته باشند و بعد ازدواج كنند را تایید نمی‌كنیم. صحبت در مورد حداقل‌هاست. اگر فرد بتواند به توانمندی‌های شخصیتی، اجتماعی، اقتصادی و… برسد، می‌تواند ازدواج كند كه این اتفاق می‌تواند در هر سنی باشد.

بهترین سن ازدواج برای دختر و پسر

ازدواج برای دختر و پسر امری است غریزی و فطری. هر زمان این غریزه و فطرت و رشد سنی و عقلی و اجتماعی بیدار شود و دختر و پسر نیاز به ازدواج در درونشان بیدار شود؛ این زمان، زمان ازدواج آن شخص است.

این نیاز به ازدواج اکثراً بعد از سنّ بلوغ شرعی دختر و پسر است. امّا زمان ظهور این نیاز در افراد متفاوت است. اگر جوانی به «بلوغ جسمی» و «بلوغ عقلی» رسیده باشد، آماده ازدواج است. در افراد مؤمن و باهوش، این بلوغ جسمی و عقلی زودتر حاصل می شود. پس سنّ ازدواج چیزی است نسبی که در افراد مختلف، جوامع مختلف متفاوت است.

ما در اینجا شرایطی را که یک شخص را به سنّ ازدواج می رساند مطرح می کنیم که این شرایط باید در هر دختر و پسری باشد تا یک ازدواج موفّق داشته باشد. همچنین باید گفت که تعیین کردن سنّ برای ازدواج و یک نسخه پیچیدن برای همه افراد امری است اشتباه چون هر کسی در سنّی خاص این شرایط را دارا است.

ازدواج
ازدواج

شرایط لازم برای رسیدن به سنّ ازدواج:

۱) رشد جسمانی:

دختر و پسر باید از لحاظ جسمی به بلوغ برسند. یعنی دختر و پسر توانایی جنسی داشته باشند. تحقیقات نشان می دهد دختران در سن ۱۳ تا ۱۴ سالگی اکثراً بلوغ جنسی پیدا می کنند و تمام دختران تا سنّ ۱۷ سالگی بالغ می شوند.و در پسران نیز از سنّ ۱۴ الی ۱۷ سالگی تماماً بلوغ جنسی پیدا می کنند.

اولین شرط برای ازدواج همین بلوغ جنسی است که عموماً در دختران در ۱۵ سالگی و در پسران در ۱۶ سالگی حاصل می شود. منظور از بلوغ جنسی این است که اندامهای جنسی دختر و پسر آمادگی مسائل زناشویی داشته باشد. به عبارت دیگر بلوغ جنسی عبارتست از خواسته های فیزیولوژیکی و غریزی یک فرد و ازدواج جوابی است به خواسته ها و هر چه بین این دو سؤال و جواب فاصله بیشتر باشد عقده های روانی بیشتر است.

۲) رشد عقلی:

به یقین زمانی که فردی رشد فکری لازم جهت انتخاب همسر را نیافته است، نمی تواند اقدام به تصمیم برای ازدواج خود بنماید و چه بسا قدرت تشخیص مصلحت یا مفسده در ازدواج با فرد مورد نظر را ندارد.

رشد فکری پس از بلوغ جسمانی رو به تکامل می رود. پس از بحران های بلوغ، فرد استعدادها، توانائیها و امکانات محیطی خود را بهتر می شناسد و نسبت به شخصیّت خود بیشتر آگاهی می یابد. در نتیجه تصمیماتش بیشتر از عقل نشأت می گیرد تا احساسات.

۳) رشد عاطفی:

رشد عاطفی و احساسی از شرایط لازم برای ازدواج است و دارای محاسن و مزایای زیادی است. از جمله اینکه قدرت محرکه انسان است، عامل اتصال و پیوستگی و تلطیف انسانها و جوامع است، از مهمترین عوامل موفقیّت در زندگی زناشویی است.

فرد برخوردار از رشد عاطفی، مهار احساسات منفی و مثبت خود را در دست دارد. او در ابراز خشم و ترس، گریه و شادی، محبّت و غیره در محدوده مورد قبول جامعه عمل می کند، نه همانند یک کودک. رشد عاطفی نیز مانند رشد عقلی به سنّ تقویمی نیست، بلکه به میزان یادگیری، تجارب فرد و از همه مهمتر تعامل عاطفی کودک با والدین و دیگر بزرگسالان آموخته می شود.

۴) رشد اجتماعی:

رشد اجتماعی رابطه نزدیکی با رشد عقلی و رشد عاطفی دارد. انسان دارای چهار دنیای اجتماعی است: خانواده، مدرسه، شغل و دوستان که فرد را باید از نظر اجتماعی در آنها مورد ارزیابی و بررسی قرار داد. فردی که از رشد اجتماعی برخوردار است روابط اجتماعی (از جمله رابطه بین زن و شوهر) را بهتر درک می کند، به دیگران احترام می گذارد، حقوق دیگران را محترم می شمارد، نقش، وظایف و مسئولیتهای مربوط به خویش را به نحو أحسن انجام می دهد.

۵) رشد اخلاقی:

روابط زناشویی همانند هر ارتباط اجتماعی دیگر بین انسانها با در نظر گرفتن ارزشهای اخلاقی و معنوی زن و مرد است که منجر به سعادت و معنویت زندگی آنان می گردد.

بسیاری از امور و مسائل زندگی زناشویی در چهارچوب اخلاق و فضایل اخلاقی قابل حلّ است و هر اندازه زن و شوهر متخلّق به اخلاق و رفتار پسندیده مانند صداقت و گذشت، درستی و فداکاری و… باشند زندگی شان از سلامت و آرامش بیشتری برخوردار خواهد بود.

اگر دختر و پسر این شرایط را دارا بودند می توانند ازدواج نمایند. البته باید دانست مناطق، محیط ها، جامعه ها، نسلها، نژادها، قبیله ها، خانواده ها و افراد (تفاوتهای فردی)، در این زمینه یکسان نیستند، بلکه تفاوت هایی با هم دارند، مثلاً در سرزمینهای «گرمسیر» بلوغ جنسی زودتر فرا می رسد تا مناطق «سردسیر»؛

و در محیطهای باز و شلوغ که برخورد زن و مرد و دختر و پسر بیشتر است، و در محیطهای غیرمذهبی و بی بند و بار که مسائل محرم و نامحرم و حجاب و عفّت کمتر رعایت می شود، بلوغ جنسی زودتر فرا می رسد تا در محیطهای مذهبی و پاک و با عفّت و پایبند به قوانین شرعی؛

و در خانواده های غیرمؤدب و بی فرهنگ که رعایت حفظ مسائل جنسی را نمی کنند و احیاناً بچه ها شاهد مسائل جنسی (کلامی و غیرکلامی) پدر و مادر خود هستند، بلوغ جنسی زودتر فرا می رسد تا خانواده هایی که این مسائل را رعایت می کنند. کمیّت و کیفیّت خوراک و غذا نیز در این موضوع تأثیر دارد؛ آنهایی که غذای بیشتر و قوی تر می خورند، بلوغ جنسی شان سریعتر است.

آنچه که آمار و تحقیقات نشان می دهد، حاکی از آن است که بهترین سن ازدواج برای پسران ۱۹ سال و برای دختران ۱۶ سال است. البته این سن متوسط است ممکن است پسر یا دختری زودتر از این نیاز به همسر داشته باشد، که باید اقدام شود. در مسأله ازدواج نباید بیشتر به مسائل اقتصادی توجه کرد و ازدواج را به تأخیر انداخت که اگر به تأخیر بیفتد باید شاهد فساد و فحشاء در جامعه بود.

جوان اگر هنگام ازدواج نتواند ازدواج نماید تحت فشارهای جنسی و روانی از راههای غیرصحیح خود را ارضاء خواهد کرد. تحقیقات نشان می دهد که اگر جوانان خوب آموزش ببینند هم زندگی لذّت بخشی بعد از ازدواج خواهند داشت و هم فرزندانِ کسانی که در سنین گفته شده ازدواج کنند سالم تر و باهوش تر خواهند بود و در آینده با فاصله سنی کم ارتباط بهتری با فرزندان خود خواهند داشت.

گروه اجتماعی فرهنگ نیوزعلی ستوده نیا

لیست جهاز حضرت فاطمه سلام الله علیها

میزان مهریه و جهیزیه اینروزها به یکی از مشکلات خانوادگی و اجتماعی تبدیل شده و کم نیستند کسانی که این موارد برای آنها به یک معضل تبدیل شده، یکی از نمونه‌ها آماری است که به طور مرتب از زندانیان مهریه اعلام می‌شود.

حضرت زهرا(س) به حق الگوی شایسته و برازنده زنان است و به همین دلیل نیز ابعاد مختلف زندگی آن حضرت، درسهای بزرگی برای انسانهای طالب کمال و سعادت دارد.

یکی از مواردی که می توان از حضرت فاطمه زهرا(س) درست گرفت مهریه و در پی آن جهیزیه سبک ایشان است . این موضوع برای زندگی امروز که تجملات و چشم و همچشمیها در آن هر روز افزایش یافته و دردسرساز می شود، بسیار سازنده است.

لیست جهاز حضرت فاطمه سلام الله علیها 131356لیست جهاز حضرت فاطمه سلام الله علیها

مهریه سرور زنان عالم، دختر گرامی پیامبر اکرم، زنی که از مقام عصمت برخوردار بود عبارت است از:

– یک زره

– یک دست لباس کتان یمنى

– یک پوست گوسفند دباغى نشده

جهزیه حضرت زهرا(س)

رسول خدا به حضرت على(ع) فرمود: هم اکنون برخیز زره‎اى را که برای مهر زهرا قرار دادی، بفروش و بهایش را نزد من حاضر کن تا براى شما جهیزیه و اسباب خانه تهیه نمایم.

على بن ابى طالب(ع) زره را به بازار برد و فروخت. در روایت مختلف، بهاى آن بین چهارصد و چهارصد و هشتاد و پانصد درهم عنوان شده است. بنا بر بعضى روایات، زره را عثمان خریدارى و بعدا به على اهدا کرد.

حضرت على(ع) پول زره را گرفت و خدمت پیغمبر(ص) ‌تقدیم کرد. رسول خدا، ابوبکر و سلمان فارسى و بلال را احضار کرد. مقدارى از پولها را به آنان داد و فرمود: با مقدارى از این پول‎ اسباب و لوازم زندگى براى فاطمه(س) خریدارى کنید. قدرى از آن هم را به اسماء داد و فرمود: براى دخترم عطر و بوى خوش تهیه کن و بقیه را به ام سلمه سپرد.

ابوبکر مى‎گوید: وقتى پول‎ها را شمردم دیدم شصت و سه درهم است و به وسیله آن اسباب و لوازمی خریدارى کردم:

– یک پیراهن سفید

– یک روسرى بزرگ

– یک حوله

– یک سریر عربی(تخت) که از پوست خرما بافته شده بود

– دو تشک کتانى که یکى از پشم گوسفند و دیگرى از لیف خرما پر شده بود

– چهار بالش از پوست میش

– یک قطعه حصیر هجرى(منطقه ای در یمن)

– یک آسیاى دستى

– یک کاسه مسى

– یک مشک چرمى براى آبکشى

– یک طشت لباسشویى

– یک کاسه براى شیر

– یک ظرف آبخورى

– یک پرده پشمى

– یک سبوى گلى

– یک پوست براى فرش

– دو کوزه سفالین

– یک عبا

هنگامى که جهیزیه حضرت زهرا(س) را خدمت پیغمبر اسلام(ص) آوردند اشک از دیدگان آن حضرت جارى شد و سر را به جانب آسمان بلند کرد و گفت: خدایا این عروسى را براى کسانى که ظرف‎هایشان گلى است مبارک گردان.

(+)

ازدواج سفید یا همباشی سیاه ؛ چگونه رابطه نامشروع اسم جدید گرفت؟

ازدواج سفید یا همباشی سیاه
ازدواج سفید یا همباشی سیاه

اخیرا شاهد مطالبی هستیم که دم از ” ازدواج سفید ” می زنند. تجزیه کلمات زیباست؛ “ازدواج” و “سپید”. برای کسی که معنی ترکیبش را نداند جذاب است و یک ازدواج ساده، صمیمی و زیبا را به ذهن متبادر می کند و مخاطبِ ناآگاه با خواندن تیترهای پیرامون آن دچار یک تناقض می شود “هشدار برای رواج ازدواج سفید “!.

اما سراغ مفهوم که می روی دلالت بر یک رابطه نامشروع، غیرقانونی و دور از شان یک مسلمان وایرانی با فرهنگ و آداب و رسوم دیرینه خود دارد. رابطه ای که نه شرع قبولش دارد و نه قانون.

 

رابطه ای که اصلا ازدواج نیست و خارج از تعهدات یک ازدواج است. جالب اینجاست که برخی دم از رواج این گونه رابطه می زنند دور از اینکه اصلا آمار صحیح و قابل استنادی از آن داشته باشند.

به اصل کلمه که می پردازی (white marriage) معادلی برای آن در فرهنگ آکسفورد نمی یابی اما در فرانسه به ازدواجی”قانونی و بدون روابط جنسی” معنی شده است (A marriage without sexual relations) و این باز تعجب بیشتر را بر می انگیزد که معنای غربی آن کاملا متفاوت است و به ازدواجهایی دلالت دارد که با انجام مراسم قانونی برای دور زدن قانون مهاجرت یا مسائل دیگر از آن استفاده می شود.

 

اما چیزی که از آن به زندگی مشترک زن و مرد به همراه روابط جنسی بدون ازدواج یاد می شود در فرهنگ آکسفورد “cohabitation” یعنی “همباشی” آمده است، یعنی حتی فرهنگ غرب نیز این رابطه را ازدواج نمی داند و “همباشی” تعریف می کند.

( Live together and have a sexual relationship without being married)

همچنین واژه “White wedding” به ازدواجی رسمی در کلیسا که در آن عروس لباس سفید می پوشد گفته می شود.

(A traditional church wedding at which the bride wears a formal white dress)

اما چطور شده لغت “همباشی” فرنگی به فرهنگ ایران که آمده “ازدواج سفید” نام گرفته است؟!

 

بی شک او و گروهش شما را از جایی می بینند که شما آنها را نمی بینید (سوره اعراف آیه 27)
بی شک او و گروهش
شما را از جایی می بینند که
شما آنها را نمی بینید
(سوره اعراف آیه ۲۷)

 

ریشه کلمه ” ازدواج سفید ” را که جستجو می کنی اولین بار توسط رسانه های بیگانه، معاند و ضد دین از آن استفاده شده و خبر از رواج آن داده اند و معلوم نیست از آن سر دنیا از کجا فهمیده اند این گونه ازدواج در ایران رواج یافته! دلیل آن نیز مشخص است؛ تابو شکنی و حرمت زدایی از جامعه و رواج و عادی سازی نوعی رابطه نامشروع و نامتناست با فرهنگ ایران.

 

بعد از آن نیز متاسفانه رسانه های داخلی از روی غفلت برای اینکه از قافله عقب نمانند و به آسیب شناسی آن بپردازند و یا برای فروش خود یا کلیک مخاطبان خود خوراک تهیه کنند از این واژه استفاده کرده اند و متاسفانه برخی کارشناسان، روانشناسان و مسئولان نیز با استفاده از آن به فراگیری واژه دامن زده اند.

اما در این راستا چند نکته به نظر می رسد:

۱- استفاده از واژه “ازدواج سفید” برای زندگی مشترک زن و مرد به همراه روابط جنسی بدون ازدواج مناسب نیست و استفاده از آن ناصحیح و نامناسب و پیگیری خط رسانه های ضد دین به نظر می رسد. رخداد نامناسبی که غرب آن را “همباشی” می داند دلیلی ندارد از سوی کشوری مسلمان و مبادی آداب و رسوم دیرینه اجتماعی “ازدواج سفید” نام گذاری شود.

 

باید دقت کرد اینکه رسانه ها گزارش و مصاحبه بگیرند و بدون آگاهی از چند و چون و مقدار آن خبر از رواج “ازدواج سفید” یا “سپید” دهند خود نوعی تبلیغ و عادی سازی این نوع رابطه نامشروع خواهد بود. رابطه ای که در دین، فرهنگ و اجتماع تعریف نشده و تابوست. ضمن اینکه واژه زیبای “ازدواج سفید” برای مفهوم نازیبای آن بسیار نادرست و قابل تامل است و نوعی زیبا جلوه دادن یک تابوی اجتماعی و حرام شرعی و دینی است.

 

۲- افزایش زندگی مجردی جوانان در شهرهای بزرگ ایران، مخصوصا تهران که در سالهای اخیر به علت مهاجرت برای تحصیل و کار و یا افزایش سن ازدواج و تمکن مالی برخی قبل از ازدواج پیش آمده، دلیل بر رواج این نوع “همباشی” نیست.

 

همچنین ممکن است افراد بسیار معدودی که تقیدات دینی و اخلاقی ندارند به قصد ایجاد رابطه جنسی نامشروع مدت محدودی با هم زیر یک سقف باشند اما این را نمی توان یک نوع زندگی مشترک و “همباشی” با قواعد غربی آن نامید بلکه فقط یک رابطه نامشروع و غیر عرف است.

۳- در اینکه سالهای اخیر با تهاجم فرهنگی برخی منکرات تاحدی رشد داشته شکی نیست اما اینکه “رواج” پیدا کرده مساله ای نیست که با حدس و گمان یک خبرنگار یا روانشناس یا جامعه شناس به آن رسید بلکه احتیاج به آمار رسمی دارد و شایعه رواج آن نیز سر در آخور رسانه های بیگانه به دلایل عنوان شده دارد. حداقل شاهد این مطلب مشاهده خود اصحاب رسانه می تواند باشد که از این همه جوان مجرد تاکنون چند زوج را دیده اند که اینگونه بدون طی مراسم قانونی و عرفی و شرعی با هم زیر یک سقف شروع به زندگی مشترک کرده اند؟

۴- جنجال سازی برای رخداد منکراتی که در جامعه رواج نیافته و فراگیر نشده، خود نوعی اشاعه فحشا، تابو شکنی، دامن زدن و تشدید آن خواهد بود. به همین دلیل در اسلام خواسته شده از عادی سازی و بیان اینگونه مسائل مخفی و غیر علنی پرهیز شود و حتی بازگو کردن فحشای مخفی را برابر با انجام آن دانسته اند.

 

در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «من اذاع فاحشة کان کمبتدئها»؛ هرکسی کار زشتی را که در خفا انجام شده فاش و منتشر کند مثل این است که خود آن گناه را انجام داده است.( الکافی، ج۲، ص۳۵۶)

۵- واژه سازی برای این مسائل همت مضاعف فرهنگسرای زبان و ادب پارسی را می طلبد. باید توجه داشت کار اصلی این سازمان در درجه اول واژه یابی مناسب و “قابل استفاده” برای این لغات است که همراه خود بار سنگینی از تهاجم فرهنگی و تابو شکنی را نیز یدک می کشند.

 

۶- به رسانه هایی که قصد پرداختن به آسیب ها یا پیشگری از این مساله را دارند پیشنهاد می شود به جای استفاده از واژه نابجا و نامناسب “ازدواج سفید” از “همباشی سیاه” استفاده کنند تا در صف رواج دهندگان بیگانه و ضد دین آن قرار نگیرند.

منبع:تسنیم 

 

امکان شرعی خواستگاری برای دختران ؛برداشت از یک آیه قرآن+فیلم

همزمان با ایام ماه مبارک رمضان، ماه ضیافت الهی و بهار قرآن هر روز یک آیه از کلام الله مجید را توسط «حجت‌الاسلام والمسلمین سید ابراهیم راد» در برداشتی کوتاه و آزاد با محوریت مسائل اجتماعی و موضوعات مهم سبک زندگی با عنوان «آیه‌های زندگی» منتشر می‌شود.

در ادامه بخش هجدهم آیه‌های زندگی شرح آیه ۲۷ سوره مبارکه قصص با موضوع «مراسم خواستگاری» را می‌خوانید:

«قَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنکِحَکَ إِحْدَی ابْنَتَیَّ هَاتَیْنِ عَلَی أَن تَأْجُرَنِی ثَمَانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِکَ وَمَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ سَتَجِدُنِی إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ»

«گفت: من می‌خواهم یکی از این دو دختر خود را به نکاح تو در آورم، به شرط آن که هشت سال اجیر من شوی و اگر ده سال را تمام کنی اختیارش با تو است و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم و ان شاءاللّه مرا از صالحان خواهی یافت».

از مهم‌ترین امور و اصول زندگی هر انسانی امر ازدواج است. چگونگی ازدواج از ابتدا تا قیامت یک فرد اثر گذار است و مهم‌تر ازخود ازدواج، بحث انتخاب همسر و نوع خواستگاری است.

امکان شرعی خواستگاری برای دختران 2

ببینیم خواستگاری امروز چه وضعیتی دارد. آنچه امروز متعارف است این است که آقایی از طریق خانواده یا ضوابط متعارف به خواستگاری دختری می‌رود. این خیلی هم خوب است اما یک سوالی مطرح می‌شود که آیا حتماً و فقط آقایان می‌توانند و می‌بایست از دختران خواستگاری کنند؟

آیا این براساس وحی و فطرت و عقل و شریعت است؟ آیاخواستگاری‌ها می‌تواند دو طرفه باشد و خانم‌ها هم بتوانند براساس ضوابط و اصول به خواستگاری آقایان بروند؟ اگر این اتفاق بیافتد خلاف کدام آیه قرآن و خلاف کدام یک از شرایع از آسمانی، کدام وحی و فطرت و وجدان اتفاق می‌افتد؟

در مراجعه به قرآن با آیه ۲۶ سوره مبارکه قصص مواجه می‌شویم که حضرت شعیب نبی از حضرت موسی دختر خود را خواستگاری می‌کند. قضیه از این قرار بود که جناب شعیب دو دختر داشت.

ایشان خطاب به حضرت موسی فرمود من می‌خواهم یکی از دخترانم را به ازدواج تو دربیاورم. یعنی خواستگاری از طریق خانواده دختر انجام شده است. جناب شعیب نبی‌الله و معصوم و متصل به وحی بود و از خودش حرفی نمی‌زد. آیا شعیب خلاف فطرت و شرع و وحی و قرآن انجام داده است؟

از اینجا معلوم می‌شود اگر خانم‌ها از آقایان خواستگاری کنند هیچ خلافی در شریعت و فطرت و وحی صورت نمی‌گیرد، البته فرهنگ ما الان اینگونه نیست.

برخی اشکال می‌کنند و می‌گویند این کار امکان شرعی دارد اما در فرهنگ ما مذموم است. در جواب باید گفت آیا فرهنگ مخالف با قرآن و وحی کارا است یا ناکارا؟ ما ناکارایی این فرهنگ را در بالا رفتن سن ازدواج و میزان طلاق در کشورمان می‌بینیم. یک فرهنگ غلط که خلاف آیه قرآن است با چه دلیلی به آن عمل کنیم؟

به عنوان مثال فرض کنیم خانمی با کمالات، اهل علم، مؤمن و خانواده دار است. افرادی که به خواستگاری او می‌آیند به دلیلی، واقعاً شایسته آن خانم نباشند و موردی که شایسته او باشد نیامده است.
لذا دو راه پیش روی این خانم است. اول ازدواج با فردی که علاقه‌مند به او نیست و تشکیل کانون خانواده در حالی که آغاز آن از سر اجبار و تلخی است. به نظر شما آیا  این خانواده کانون آرامی خواهد بود و فرزندان متعالی خواهد داشت؟ آیا این راه یک راه اسلامی و انسانی است؟ راه دوم این است که تا آخر عمرش مجرد بماند. این مجرد ماندن هم اسلامی و انسانی است. پس چه باید بکند؟

اگر خانمی سنش بالا رفت و خواستگار نیامد چیکار باید بکند؟ آیا همان فرهنگ غلطی که از آن دفاع می‌کنند، پاسخگو است؟ این مفاسد و گناهان غیر قابل محاسبه را کدام فرهنگ گردن می‌گیرد؟
فرض کنید برای خانمی با کمالات در طی سالیان  شش تا خواستگار بیاید. چطور برای یک دختر خانم شش خواستگار بیاید ولی یک پسر با همان اوصاف بلکه پایین تر بتواند شصت جا خواستگاری برود. آیا این عدالت است؟ اسلام و شرع، وحی و فطرت این را گفته‌اند؟

برخی می‌گویند نقص در خود آن خانم است. اگر زیبا بود و تحصیلات داشت و… باید گفت اولاً؛ خیلی از این نقایص که دست ما نیست ثانیاً؛ ما آقایان خودمان را بهتر می‌شناسیم. اگر نقصی در خانم‌هاست در آقایان هم هست. اما در شرایط مساوی چرا به آن خانم می‌گوییم برو نقصت را برطرف کن اما به آقا می‌گوییم برو آنقدر خواستگاری تا یکی را پیدا کنی. آن خانم چه باید کند؟

گناه مجرد ماندن یک خانم یا یک زندگی اجباری را چه کسی و کدام فرهنگ‌ساز متقبل می‌شود؟ در حالی که خیلی خوب است خانم‌ها با رعایت اصول و ضوابط خانواده‌ها به خواستگاری آقایان بروند.

این کار برکات فراوانی دارد. چقدر به خاطر خوب نبودن خواستگارها سن ازدواج بالا می‌آید، این ازدواج اجباری است که منجر به طلاق می‌شود. بنابراین اینگونه می‌شود ازدواج دلخواه و مناسب و به تبع آن یک زندگی بالنده داشت و خود به خود آمار طلاق پایین می‌آید.

الان براثر این فرهنگ غلط در برخی از مناطق برای دخترخانم‌ها یک فاجعه عظیم انسانی صورت می‌گیرد البته نامرئی و خاموش. خدا توفیق دهد با مراجعه به قرآن و اهل بیت (ع) از این فرهنگ‌های غلط فاصله بگیریم.


روزهای گذشته دیگر بخش‌های این سری برنامه‌های حاج‌آقا سید ابراهیم راد نیز منتشر شد که از طریق لینک‌های زیر در دسترس هستند

اولویت انفاق ؛یک برداشت کوتاه از یک آیه قرآن +فیلم

سلام کردن ؛یک برداشت کوتاه از یک آیه قرآن +فیلم

صفات هم‌نشینان پیامبر ؛برداشت کوتاه از یک آیه قرآن+ فیلم

خیانت چشم؛ یک برداشت کوتاه از یک آیه قرآن+ فیلم


همچنین اگر سرعت اینترنت شما پایین است میتوانید این ویدئو را در دو بخش کم حجم تماشا کنید

یک آیه قرآن؛ امکان شرعی خواستگاری برای دختران .بخش اول : http://www.aparat.com/v/E6KFV

یک آیه قرآن؛ امکان شرعی خواستگاری برای دختران .بخش دوم : http://www.aparat.com/v/XoBJY

 یک برداشت کوتاه از یک آیه قرآن؛ امکان شرعی خواستگاری برای دختران

دریافت ویدئو از آپارات | دریافت ویدئو از تسنیم ( کیفیت عالی)