درباره انتخابات از زبان علامه مصباح یزدی [هشتمین گفت‌وگو با هفته نامه نه دی]

هفته نامه نه دی گفت و گوی اختصاصی با علامه مصباح یزدی درباره انتخابات و وحدت و مسئولیت پذیری را در شماره ۳۸۸ هفته نامه منتشر کرده است که در ادامه می خوانیم. این هشتمین مصاحبه اختصاصی این نشریه با علامه مصباح است…

درباره انتخابات از زبان علامه مصباح یزدی
درباره انتخابات از زبان علامه مصباح یزدی

باید حب و بغض ها را کنار بگذاریم

در این مسائل (انتخابات و فعالیتهای سیاسی) اگر ما انتظار داریم که همه معصوم باشند و همه حسن نیت و اخلاص داشته باشند، انتظار بجایی نیست. نه بنده معصوم هستم و نه شما، نه من صددرصد کارم برای خداست، و احتمالا بقیه هم همدرد من هستند. خب با این وضعیت چه باید بکنیم؟

باید سعی کنیم در هر امری اظهار نظر می کنیم – چه به عنوان انتخاب نماینده، چه انتخاب رئیس جمهور، چه خودمان می خواهیم رأی بدهیم، چه به دیگران توصیه کنیم یا لیست بدهیم – به قدر آگاهی مان نظر بدهیم؛ به اندازه ای که می دانیم و می توانیم پیش خدا اثبات کنیم که من تشخیص ام این بوده، ورود کنیم.

اول باید در یک موضوع قدرت تشخیص کافی داشته باشیم؛ اگر نداریم باید برویم و تشخیص پیدا کنیم. اگر می خواهیم کسی را معرفی کنیم، به کسی رأی بدهیم، از کسی حرف شنوی داشته باشیم و بواسطه معرفی او انتخاب کنیم، باید برویم اطلاعات کافی به دست بیاوریم، و ببینیم آیا برای این کار صلاحیت دارد؛ و آیا این فرد برای این کار اصلح است؟

متاسفانه عملاً در بسیاری از موارد اینطور نیست. مسئله رفاقت بازی هاست، و هدف منفعت بردن از قِبَل به قدرت رساندن این و آنی است که به ما نزدیکند. دنبال این هستیم که چه کسی کار ما را راه می اندازد، و به ما نفع می رساند.

وقتی من اینطور باشم، و شما و دیگران اینطور باشید، وضع همین می شود که می بینیم. اگر می خواهیم اینطور نشود، باید اول خودمان را بسازیم. باید وقتی می خواهیم درباره چیزی اظهار نظر کنیم، پیش خدا حجت داشته باشیم و یقین داشته باشیم که این کار، همان چیزی است که او می خواهد.

باید حب و بغض ها را بگذاریم کنار. واقعا بررسی کنیم که اگر قرار باشد این پست به این فرد داده شود، کس دیگری بهتر از او هست یا نه؟ اگر هست، باید او را معرفی کنیم، باید به او رای بدهیم.

حالا رفیق حزبی مان باشد یا نباشد، همشهری من باشد یا نباشد. آیا روحیه مان اینطور است، یا می گوییم اول گروه خودمان، حزب خودمان، همشهری خودمان، و دسته خودمان؟!

تا این مسائل از نظر شناخت، از نظر نیت و انگیزه درست نشود، و خودسازی نکنیم، کارمان تا قیامت لنگ می زند.

بخش دوم

راهکار رسیدن به وحدت؛ انعطاف در محدوده خطوط قرمز

در فعالیت های اجتماعی طبعا کارها به صورت دسته جمعی به نتیجه می رسد در حالی که می دانیم اختلاف نظرها، اختلاف سلیقه ها و گرایش ها هست. در این مواقع شما باید یک چارچوبی را تعیین کنید.

خطوط قرمزی را باید تعیین کنید و باید با هم هماهنگ کنید که این چارچوب ها و خطوط قرمز نباید دست بخورد.

در این موارد، مرزبندی لازم است. در درون این چارچوب و مرزهای تعیین شده، باید قابل انعطاف باشید، و الا هیچ کار جمعی را نمی توانید پیش ببرید.

این چارچوب ها و مرزهایی که تعیین می شود، باید منطبق بر اصول باشد، بر مطالبات رهبر انقلاب به عنوان حجت شرعی امروز ما منطبق باشد؛ خطوط قرمز باید خداپسندانه باشد.

باید برای تعیین آن حجت داشته باشید، والا اگر این چارچوب های تعیین شده و مرزبندی صورت گرفته بر اساس باندبازی و جناح بازی بود، این ائتلاف سست خواهد شد و شکست خواهید خورد.

اگر این بود، آن وقت می گویید خدایا تو گفتی «و اعتصمو بحبل الله جمیعاً و لا تفرّقوا»، و برای اینکه اختلاف نشود ما این چارچوب را میزان قرار دادیم.

در درون این چارچوب اصولی، اختلافات قابل پذیرفتن است. در درون این چارچوب و پس از رعایت این خطوط قرمز، البته باید مدارا کرد، انصاف باید داشت، همفکری باید داشت، و گذشت باید کرد تا کار جمعی محقق شود.

تا جایی که می توانید خطوط قرمز خودتان را رعایت کنید، با دیگران همراهی کنید. اگر شما در زمان امیرالمؤمنین بودید، بعد از اینکه گروه شش نفری تعیین شدند، چه کار می کردید؟

آیا علی (ع) نمی دانست نتیجه این گروه شش نفره چه خواهد شد؟ حضرت برای اتمام حجت تا روز آخر هم رفت اما از چارچوب خارج نشد.

ما باید اول خودمان رعایت کنیم. در هر شرایطی باید موازین الهی را بر انگیزه های شخصی و حزبی و گروهی ترجیح بدهیم.

اگر واقعا انگیزه ام این بود، تلاش هم کردم، معلومات کافی این کار را کسب هم کردم، پیش خدا حجت دارم و در صورت اشتباه هم معذورم. اما اگر در تشخیص کوتاهی کردم یا در انگیزه مصالحه کردم، دنبال منافع خودم بودم، دنبال بده و بستان بودم، امروز من به شما رای می دهم تا رییس شوید به شرطی که فردا شما من را رییس کنید، اینجا من از شما حمایت می کنم تا شما در جای دیگر از من حمایت کنید که به قدرت برسم، و کاری به صلاحیت و توانایی و شرایط این افراد نداشته باشم، طبعاً نتیجه همین می شود که می بینیم.

بخش سوم

تعیین چارچوبها بر اساس مطالبات نایب امام زمان

مدل دوایر متحدالمرکز برای وحدت

اگر ما وظیفه مان این شد که ببینیم خدا در اینجا از من چه می خواهد و من به آن عمل کردم، آن وقت می توانیم از دیگری هم بخواهیم که این طور باش، اما وقتی خودم کج هستم، چه توقعی دارم دیگران راست باشند؟

پس سه نکته مهم است؛ فهم صحیح موضوع، کسب معلومات لازم برای آن کار، و انگیزه صحیح برای انجام دادنش. اگر اینها بود، هیچ وقت پشیمان نمی شویم، چون حجت داریم.

اگر در جلسه ای هم شرکت کردم و مورد سئوال قرار گرفتم، پاسخم این است که من رفتم برای اتمام حجت. همان کاری که علی (ع) کرد. وقتی عالم مال خداست، هر چه هم بخواهد خودش تدبیر می کند.

من باید ببینم او از من چه می خواهد. آیا از من خواسته که با هم اتحاد کنیم؟ اتحاد در همه چیز که اساسا امکان ندارد. شما حتی یک خانواده را پیدا نمی کنید که اعضای آن در همه چیز اتفاق نظر داشته باشند. آدم اینطور خلق شده است.

اگر بپرسید که پس «واعتصموا بحبل الله و لاتفرقوا» یعنی چه؟ یعنی همین که شما متفاوتید و لازم است «حبل الله» داشته باشید؛ یعنی همه باید چارچوب تعیین شده را بپذیرند. این خط قرمز و چارچوب نباید بشکند.

بله مراتب مختلف است، مثل دایره هایی که دور یک نقطه هستند. دوایری که به محور نزدیک تر است کوچک تر است و دوایر دورتر بزرگتر می شود، ولی همه باید دور محور واحد باشند. نه اینکه من دور این محور باشم و شما دور محور دیگری؛ اینجا وحدت درست نمیشود.

طبعا این چارچوب باید بر اساس مطالبات نایب امام زمان شکل بگیرد؛ بر اساس آنچه رهبر انقلاب تعیین کردند، چون این حجت ماست.

در این صورت خیالمان راحت است، شب هم راحت می خوابیم؛ اما اگر این نبود، دائما اضطراب دارید و حتی نمی توانید بخوابید چون به این فکر می کنید که فردا با فلان گروه چه طور برخورد کنم، چطور این را به قدرت برسانم، یا چه طور سهم بگیرم.

بخش چهارم و پایانی

در دیدار با ائتلاف و جبهه پایداری هم همین حرفها را گفته‌ام

مطمئن باشید که غیر از همین حرف هایی که اینجا زدم، (در دیدارهایی که دیگرانی مثل جبهه پایداری یا حزب موتلفه آمده اند) چیز دیگری نبوده.

بنده همیشه تاکیدم بر این امور بوده است. طبیعی است وقتی کسی درخواست می کند و می خواهد بیاید اینجا و پیگیری می کند، نمیتوانم بگویم نیایید! چون فردا می گوید من سئوالی داشتم و شما به من وقت ندادید. در آن صورت، حجتی پیش خدا ندارم.

اما وقتی اصرار کرد و گفت حتما حرفی دارم که می خواهم بیایم بگویم، تا جایی که وقت داشته باشم، می پذیرم؛ اما این بدان معنا نیست که ما با یکدیگر هم نظریم، یا هر چه من می گویم شما قبول دارید و برعکس. ما حرفمان را می زنیم، و حرف ما همینهاست. هر کس دیگری هم بیاید، همین را خدمت شان می گوییم.

منبع : هفته نامه نه دی – شماره ۳۸۸ – [خرید آنلاین این شماره]

برگرفته از کانال هفته نامه | لینک کانال در ایتا | کانال در تلگرام

برگرفته از کانال مدیر مسئول نه دی | لینک کانال ایتا | کانال تلگرام


در ادامه تماشا کنید »

https://bonyana.com/7792/1395/02/18/%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%85%d8%b5%d8%a8%d8%a7%d8%ad/
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش همه نظرات