ایران سوریه

خراسان به پای‌تختی کابل

می‌گویند: نگویید افغانی. درست می‌گویند، چه افغان‌های  پشتون سنی تنها یکی از قومیت‌های ساکن در آن کشور هستند؛ درست مانند این که ما ایران را فارس بخوانیم، یا شیعه‌های یزد تا زابل را بلوچ [سنی] خطاب کنیم.

افغانستانی خواندن هم‌سایه‌های شرقی اما جاگزین به‌تری برای افغان نیست. جدای چالاک نبودن این ترکیب در استفاده‌ی شفاهی تا ادبی، معنای آن نیز چنگی به دل نمی‌زند: هزاره، تاجیک یا قزل‌باش‌های ساکن سرزمین افغان‌‌ها، پشتونستان.

در سوریه به راحتی می‌گفتیم: فاطمی؛ یعنی رزمنده‌های سپاه فاطمیون. پرچم زدن در میان ایرانی‌ها رائج نبود اما بچه‌های فاطمیون مانند سوری‌ها یا روس‌ها از پرچم ملی‌شان در منطقه استفاده می‌کردند و البته نه به شدت آن‌ها.

همه اما می‌دانستیم که عنوان فاطمیون دست بالا نام یک یکان رزم است و نمی‌توان همه‌ی شئون ملی یک کشور را به آن نسبت داد؛ درست مثل زینبیون پاکستانی، حیدریون عراقی یا فاتحین ایرانی.

ما در عراق یکانی مردمی به نام خراسانی داشتیم: سرايا الخراساني. عجیب آن بود که به فکر خراسانی نامیدن رزمنده‌هایی که از #افغانستان آمده بودند نیفتادیم و این فرصت تمدنی به راحتی از دست رفت.

تجربه‌ی آذربای‌جان به ما می‌گوید که می‌توانیم در قلم‌روی تمدنی آذربای‌جان تمدنی و تاریخی، کشور آذربای‌جان را در کنار استان آذربای‌جان داشته باشیم.

راه حل هویتی هم‌سایه‌ی شرقی ما نیز بیش از آن که مسکن‌هایی چون افغانی نخواندن و افغانستانی خواندن باشد پذیرفتن عنوان کشور #خراسان در شرق استان(های) خراسان در ایران است.

عجیب آن بود که مسلحین سلفی خیلی زود متفطن به این نکته‌ی کلیدی شده بودند و از هم‌آن ابتدای فتنه‌ی شام آن چه ما کج‌ دار و مریز افغانستان می‌نامیدیم را به راحتی و درستی خراسان می‌خواندند…

#مهاجران #امت


نویسنده : مدرسه وتر ؛ شناسه توییتر » vvatr_ir

هم چنین در تلگرام کانال vvatr_ir و در پیامرسان بله هم کانال vvatr_ir را دنبال کنید…


جهت انتشار ایران مطلب در شبکه های اجتماعی عکس محور از عکس نوشته هایی که در ادامه آمده است استفاده کنید

ادامه »خراسان به پای‌تختی کابل

درباره سوریه [ریز و درشت شهرهای سوریه در سفرنامه دکتر عبدالله گنجی]

سفرنامه سوریه

سفرنامه سوریه

شاید بتوان کشور سوریه را از جهت فرهنگی و سبک زندگی جزو مدرن‌ترین کشورهای عربی محسوب نمود. اگرچه فرهنگ و دین اکثریت مطلق مردم سوریه اسلام و ظرفیت‌های تاریخی- مذهبی آن بسیار زیاد است، اما دقت در زیرساخت‌های شهرسازی و معماری و حتی قبرسازی آنان نشان می‌دهد هنوز از دو اندیشه رومی و سوسیالیستی عبور نکرده‌اند.

معماری با سنگ به‌سبک ستون‌ها و بناهای مسیحی روم باستان و واتیکان کاملاً در طراحی شهرسازی مشهود است و حتی سنگ قبور نیز به سبک مسیحیان تعبیه می‌شود.

فرهنگ شهرسازی نیز با تمرکز بر آپارتمان‌نشینی و دور از فرهنگ ویلایی و برج‌سازی، نشان از اندیشه سوسیالیستی است که بعد از جنگ سرد همچون شبح بر شئونات این کشور سایه انداخته بود.

ادامه »درباره سوریه [ریز و درشت شهرهای سوریه در سفرنامه دکتر عبدالله گنجی]