شهادت سردار و جنگ روایت ها

۰

سردار سلیمانی از کره خاکی پر کشید؛ حال ما مانده‌ایم و روایتی که باید از او و راهش به افکار عمومی ارائه کنیم. او مجاهدانه و مالک اشتروار به ماموریت خود عمل کرد؛ حال نوبت ماست که به ماموریتمان عمل کنیم. ماموریت ما پس از او: «روایت صحیح اندیشه و راه او».

در روزگاری که رسانه‌ها و تصاویر شناخت‌ها را شکل می‌دهند و آنچه پس از فروکش کردن هیجانات و التهاب‌ها پایدار می‌ماند، «روایت برتر» از هر موضوع است، باید کوشید شهید سلیمانی را درست روایت کرد. نسل‌های بعد او را بر اساس روایت غالب ما خواهند شناخت. روایت ما از ترور سردار نباید «روایت شکست» باشد.

شهید حقیقت زنده‌ای است که در این عالم حضور و اثرگذاری دارد. شهادت در مکتب اسلام شکست نیست؛ عین پیروزی است. هرگونه روایتی که ایران و سردار را در موضع ضعف روایت کند، وفاناداری به آرمان شهید است. سردار را باید مقتدر و پیروز روایت کرد؛ چون حقیقت حیات و شهادت او یکسره پیروزی بود.

شهید سلیمانی دینش را به تک تک ما ایرانی‌ها و تک تک مسلمانان حقیقی عالم ادا کرد؛ حال نوبت ماست دینش را ادا کنیم.

به قلم محسن احمدی

برای نشر این مطلب در فضای مجازی می توانید از عکس نوشته های زیر استفاده کنید…

خراسان به پای‌تختی کابل

۰

می‌گویند: نگویید افغانی. درست می‌گویند، چه افغان‌های  پشتون سنی تنها یکی از قومیت‌های ساکن در آن کشور هستند؛ درست مانند این که ما ایران را فارس بخوانیم، یا شیعه‌های یزد تا زابل را بلوچ [سنی] خطاب کنیم.

افغانستانی خواندن هم‌سایه‌های شرقی اما جاگزین به‌تری برای افغان نیست. جدای چالاک نبودن این ترکیب در استفاده‌ی شفاهی تا ادبی، معنای آن نیز چنگی به دل نمی‌زند: هزاره، تاجیک یا قزل‌باش‌های ساکن سرزمین افغان‌‌ها، پشتونستان.

در سوریه به راحتی می‌گفتیم: فاطمی؛ یعنی رزمنده‌های سپاه فاطمیون. پرچم زدن در میان ایرانی‌ها رائج نبود اما بچه‌های فاطمیون مانند سوری‌ها یا روس‌ها از پرچم ملی‌شان در منطقه استفاده می‌کردند و البته نه به شدت آن‌ها.

همه اما می‌دانستیم که عنوان فاطمیون دست بالا نام یک یکان رزم است و نمی‌توان همه‌ی شئون ملی یک کشور را به آن نسبت داد؛ درست مثل زینبیون پاکستانی، حیدریون عراقی یا فاتحین ایرانی.

ما در عراق یکانی مردمی به نام خراسانی داشتیم: سرايا الخراساني. عجیب آن بود که به فکر خراسانی نامیدن رزمنده‌هایی که از #افغانستان آمده بودند نیفتادیم و این فرصت تمدنی به راحتی از دست رفت.

تجربه‌ی آذربای‌جان به ما می‌گوید که می‌توانیم در قلم‌روی تمدنی آذربای‌جان تمدنی و تاریخی، کشور آذربای‌جان را در کنار استان آذربای‌جان داشته باشیم.

راه حل هویتی هم‌سایه‌ی شرقی ما نیز بیش از آن که مسکن‌هایی چون افغانی نخواندن و افغانستانی خواندن باشد پذیرفتن عنوان کشور #خراسان در شرق استان(های) خراسان در ایران است.

عجیب آن بود که مسلحین سلفی خیلی زود متفطن به این نکته‌ی کلیدی شده بودند و از هم‌آن ابتدای فتنه‌ی شام آن چه ما کج‌ دار و مریز افغانستان می‌نامیدیم را به راحتی و درستی خراسان می‌خواندند…

#مهاجران #امت


نویسنده : مدرسه وتر ؛ شناسه توییتر » vvatr_ir

هم چنین در تلگرام کانال vvatr_ir و در پیامرسان بله هم کانال vvatr_ir را دنبال کنید…


جهت انتشار ایران مطلب در شبکه های اجتماعی عکس محور از عکس نوشته هایی که در ادامه آمده است استفاده کنید

ادامه خواندن “خراسان به پای‌تختی کابل”

امان از مغزهای کوچک زنگ زده ! [یادداشتی از استاد پناهیان]

۰

یادداشتی از

حجت الاسلام علیرضا پناهیان

۹۸/۰۵/۰۷

مبارزه مردم فرانسه با نظام سرمایه داری ادامه دارد؛ با صدها کتک خورده، مجروح و زندانی. آبرو برای طرفداران غرب در شرق باقی نمانده است. کسانی که اخبار آخرالزمانی یمن و شام را پیگیری می‌کنند از قلب اروپا و فروپاشی تمدن غرب غافل نشوند.

یکی از مقدمات ظهور، شکست تمام تئوری‌های مدعی برای اداره حیات بشر است. لیبرال دموکراسی دیگر راه نجات حیات بشر نیست. این را به گوش روشنفکرهای خودباخته و متحجر برسانید. این یک امدادرسانی است که ثوابش از هر صدقه‌ای بیشتر است.

جهت‌گیری مبارزه مردم فرانسه با نظام سرمایه‌داری شبیه مبارزۀ انقلابیون ایران با اشرافی‌گری است.فرق ما با آنها این است که ما میتوانیم از ظرفیت‌های قانونی برای سقوط پس‌مانده‌های اشرافی‌گری و لیبرالیسم استفاده کنیم ولی آنها هیچ امیدی به ظرفیت‌های قانونی ندارند که به خیابانها میریزند.

اینجا تازه موتور قوه قضائیه گرم شده و رهبری هم طرفدار مردم و ضد لیبرالیسم است و روشنگری موثر جوانان انقلابی غوغا کرده. مشکل فقط فریب‌های انتخاباتی است که با شعارهای مردمی و عملکرد لیبرالی کشور را عقب نگه داشته اند. امان از مغزهای کوچک زنگ زده.

چرا مبارزه با نظام سرمایه‌داری و لیبرالیسم در ایران طول کشیده و در جهان به نتیجه نرسیده است؟ چون جهانیان نظام جایگزینی نمی‌شناسند و در ایران نظام جایگزین به خوبی تئوریزه نشده است. مثلا بنا بود حوزه و دانشگاه با عبور از متحجرین و التقاطیون به روش درست برای ادارۀ حیات بشر برسند.

اگرچه تئوریزه کردن نظامی پیشرفته جایگزین نظام ارتجاعی لیبرالی کاری تدریجی است اما اگر نمایندگان مجلس منفعل و یا غرب‌زده نباشند، تحول سرعت خواهد گرفت و حوزه و دانشگاه هم فعال خواهند شد. درصد انفعال در طول این سال‌ها در میان نوع نمایندگان بسیار بالا بوده است، دولت که چه عرض کنم.


ادامه خواندن “امان از مغزهای کوچک زنگ زده ! [یادداشتی از استاد پناهیان]”

هر وقت دیدید کسانی از صلح دم می‌زنند به دنبال کاسه زیر نیم کاسه باشید [یادداشت استاد پناهیان]

۰

یادداشتی از

حجت الاسلام علیرضا پناهیان

۹۸/۰۵/۰۵


طوفان ویرانگری در منطقه آغاز شده که در حال نابودی قدرت زورگویان غرب است؛ آنوقت سرمقاله نویس گاردین می‌گوید جلوی این طوفان را با خردمندی بگیرید! که چه بشود؟ تا بتوانند سلطه خود را مانند گذشته در فضای صلح ادامه بدهند؟ مشخص نیست طرف کدام طرفی است!

بعضی از سرمقاله نویس‌های گاردین طوری از تنش‌زا بودن ترامپ انتقاد می‌کنند که انگار با سیاست تنش‌زدا و مذاکره‌جوی اوباما حاضرند کنار بیایند! ولو داعشی‌ها و سربریدن‌ها را در منطقه راه بیندازند.

ادامه خواندن “هر وقت دیدید کسانی از صلح دم می‌زنند به دنبال کاسه زیر نیم کاسه باشید [یادداشت استاد پناهیان]”

یادداشت دکتر غلامرضا جلالی فراهانی درباره شبکه های اجتماعی ایرانی

۰ دکتر غلامرضا جلالی فراهانی استاد دانشگاه عالی دفاع ملی هستند . ایشان در سال ۹۴ با حکم امام خامنه ای به ریاست سازمان مهم پدافند غیر عامل منصوب شدند . ایشان مقالات زیادی درباره روش های جلوگیری از حملات رسانه ای آمریکا دارند . سابقه ایشان در همکاری با بخش مختلف قوای سه گانه … ادامه خواندن “یادداشت دکتر غلامرضا جلالی فراهانی درباره شبکه های اجتماعی ایرانی”

۰

دکتر غلامرضا جلالی فراهانی استاد دانشگاه عالی دفاع ملی هستند . ایشان در سال ۹۴ با حکم امام خامنه ای به ریاست سازمان مهم پدافند غیر عامل منصوب شدند . ایشان مقالات زیادی درباره روش های جلوگیری از حملات رسانه ای آمریکا دارند . سابقه ایشان در همکاری با بخش مختلف قوای سه گانه در سال های اخیر مورد توجه بوده است . امروز یک یادداشت کوتاه از دکتر جلالی در کانال شخصی @drjalalifarahani منتشر شده که باهم میخوانیم : 

ادامه خواندن “یادداشت دکتر غلامرضا جلالی فراهانی درباره شبکه های اجتماعی ایرانی”

دولتمرد قاجاری نمرده است ؛ به عقیده او کشوری که نفت دارد ، اورانیوم می‌خواهد چه‌کار !

۰ ۱۵۰ سال بعد از شکل‌گیری اولین هستهٔ جریان منورالفکری در ایران، جلال آل‌احمد در کتاب «در خدمت و خیانت روشنفکران»، بیماری این طبقه از افراد را چنین معرفی می‌کند: «اگر روشنفکر خود را تنها یک محصول غربی بداند، ناچار در هر کجای دنیا که افتاده باشد، توجهش فقط به متروپل است؛ به کعبه‌ای که … ادامه خواندن “دولتمرد قاجاری نمرده است ؛ به عقیده او کشوری که نفت دارد ، اورانیوم می‌خواهد چه‌کار !”

۰

۱۵۰ سال بعد از شکل‌گیری اولین هستهٔ جریان منورالفکری در ایران، جلال آل‌احمد در کتاب «در خدمت و خیانت روشنفکران»، بیماری این طبقه از افراد را چنین معرفی می‌کند: «اگر روشنفکر خود را تنها یک محصول غربی بداند، ناچار در هر کجای دنیا که افتاده باشد، توجهش فقط به متروپل است؛ به کعبه‌ای که در آن و با ملاک‌های آن پرورده شده و چون ماهی‌ای است که فقط در آب متروپل می‌تواند شنا کند.

کوشش دارد که محیط‌های بومی‌را نیز به چنان آبی بدل کند، اما متروپل از محیط‌های بومی‌جز مواد خام معدنی و مواد پخته و رسیدهٔ آدمی‌چه می‌خواهد؟»

 

ارتجاع روشنفکری

۳۰ سال بعد از نگارش این کتاب جلال، رهبر انقلاب در جمع دانشجویان دانشگاه تهران در تاریخ بیست‌ودوم اردیبهشت‌ماه ۱۳۷۷، در سخنرانی‌ای که آن را «ارتجاع روشنفکری» نام نهادند، از این کتاب نام برده و خصوصیات جریان روشنفکری در ایران را مبتنی بر کتاب جلال، چنین برشمردند: « این خصوصیات سه تاست: اوّل، مخالفت با مذهب و دین – یعنی روشنفکر لزوماً بایستی با دین مخالف باشد! – دوم، علاقه‌مندی به سنن غربی و اروپارفتگی و این‌طور چیزها؛ سوم هم درس‌خواندگی…»

این تفکر در طول تاریخ دویست‌سالهٔ اخیر ایران، و در رخدادهای مهم سیاسی- اجتماعی آن قابل ملاحظه است.

رد پای تفکر دولتمرد قاجاری را در ماجرای ملی شدن صنعت نفت و نخست‌وزیری «سپهبد رزم‌آرا» هم می‌توان ردیـابـی کـــرد.

آن‌جــا که برای نشـان دادن سرسـپردگی خـود به انگلـیــس، دسـت به تحقـیر هویت ایـرانـی زد و گفـت ملتـی کــه لیـاقـت لولهنگ‌سازی ندارد، چگونه می‌تواند صنعت نفت را اداره کند! رزم‌آرا حتی گفت ملی‌شدن صنعت نفت، بزرگ‌ترین خیانت به ایران است!

 

دولتمرد قاجاری نمرده است!

تفکر دولتمرد قاجاری البته بعد از پیروزی انقلاب اسلامی‌نیز ادامه یافته و هرگاه مردم این سرزمین خواسته‌اند روی پای خود بایستند و بدون کمک دیگران، راه پیشرفت را طی کنند، عده‌ای از روشنفکرنماها قلم به دست گرفته و نوشتند که یا ما توانایی انجام این کار را نداریم، و یا اینکه اصلا ما را با این موضوعات چه کار!

دستیابی به «فناوری هسته‌ای» و پیشرفت ایران در این صنعت نیز از جمله مسائلی است که در سال‌های اخیر، تفکر روشنفکری، آن را تقبیح کرده و اساسا ضرورت دستیابی به آن را منکر شده است.

به عقیدهٔ اینان، فناوری هسته‌ای همان مادهٔ بدبو و عفنی است که به کار ما نمی‌آید و همان بهتر که آن را به دیگران واگذاریم و اصلا مملکتی که «نفت» دارد، «اورانیوم» می‌خواهد چه کار!  گویی هنوز دولتمرد قاجاری زنده است و قصد ندارد تاریخ و هویت ایرانی را رها کند.