چگونه برنامه طنز بسازیم ؟ [ریز و درشت ساخت برنامه طنز از نظر امام خامنه ای]

از نظر رهبر انقلاب «زندگی باید شادمانه باشد و شادمانه بگذرد» (۷۱/۱۰/۱) و بر اساس این دیدگاه است که تأمین شادی برای مردم را از وظایف حکومت اسلامی می‌دانند. ایشان این نکته را در دیدار با مسئولان صدا و سیما و برنامه سازان رادیویی و تلویزیونی فرمودند: «شادی لازم است و باید آن را برای … ادامه خواندن “چگونه برنامه طنز بسازیم ؟ [ریز و درشت ساخت برنامه طنز از نظر امام خامنه ای]”

از نظر رهبر انقلاب «زندگی باید شادمانه باشد و شادمانه بگذرد» (۷۱/۱۰/۱) و بر اساس این دیدگاه است که تأمین شادی برای مردم را از وظایف حکومت اسلامی می‌دانند.

ایشان این نکته را در دیدار با مسئولان صدا و سیما و برنامه سازان رادیویی و تلویزیونی فرمودند: «شادی لازم است و باید آن را برای مردم تأمین کرد» (۸۳/۹/۱۱).

اما ایشان در مورد برنامه‌سازی طنز در جمهوری اسلامی قواعد و جهت‌گیری‌هایی نیز بیان داشته اند که در ادامه مطلب به مرور آنها می‌پردازیم. همراه بنیانا باشید

ادامه خواندن “چگونه برنامه طنز بسازیم ؟ [ریز و درشت ساخت برنامه طنز از نظر امام خامنه ای]”

توچال تا بازار تهران و اعتراضات خرمشهر | دکتر سلام ۱۶۸

قسمت اول مجموعه طنز دکترسلام در اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ منتشر شد . این مجموعه بلافاصله جایگاه ویژه‌ای در میان دانشجویان و خانواده‌ها پیدا کرد و با استقبال شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای روبرو شد. قسمت ۱۶۸ دکتر سلام ، ۱۲ تیر ۹۷ منتشر شد

قسمت اول مجموعه طنز دکترسلام در اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ منتشر شد . این مجموعه بلافاصله جایگاه ویژه‌ای در میان دانشجویان و خانواده‌ها پیدا کرد و با استقبال شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای روبرو شد. قسمت ۱۶۸ دکتر سلام ، ۱۲ تیر ۹۷ منتشر شد

ادامه خواندن “توچال تا بازار تهران و اعتراضات خرمشهر | دکتر سلام ۱۶۸”

رئیس بانک مرکزی استعفا میده یا نه؟ [ دکتر سلام ۱۶۷ ]

قسمت اول مجموعه طنز دکترسلام در اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ منتشر شد . این مجموعه بلافاصله جایگاه ویژه‌ای در میان دانشجویان و خانواده‌ها پیدا کرد و با استقبال شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای روبرو شد. قسمت ۱۶۷ دکتر سلام ، ۴ تیر ۹۷ منتشر شد   تماشا ویدیو در دیدستان دریافت نسخه ۱۸۹ مگابایتی  دریافت نسخه … ادامه خواندن “رئیس بانک مرکزی استعفا میده یا نه؟ [ دکتر سلام ۱۶۷ ]”

دکتر سلام 167
دکتر سلام ۱۶۷

قسمت اول مجموعه طنز دکترسلام در اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ منتشر شد . این مجموعه بلافاصله جایگاه ویژه‌ای در میان دانشجویان و خانواده‌ها پیدا کرد و با استقبال شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای روبرو شد. قسمت ۱۶۷ دکتر سلام ، ۴ تیر ۹۷ منتشر شد

 

تماشا ویدیو در دیدستان

دریافت نسخه ۱۸۹ مگابایتی 

دریافت نسخه ۱۰۱ مگابایتی

دریافت نسخه ۶۵ مگابایتی

دریافت نسخه ۵۶ مگابایتی

 

کانال های دکتر سلام در پیام رسان ها | دکتر سلام در سروش | گپ | ایتا  و در پیام رسان بله 

طنز همواره همزاد سیاست و شوخی با سیاست و حکومت یکی از عام‌ترین رفتارهای اجتماعی بوده است. اهل سیاست اما به فراخور زمان و اقتضائات زمانه‌گاه حوصله شنیدن این شوخی‌ها را داشته‌اند و گاه کمتر آنها را تحمل کرده‌اند.در دوران کنونی هم ماجرا به همین منوال پیش می‌رود. اهل سیاست هر از گاهی شوخی‌های طنازان با سیاست را برنمی‌تابند.

در این میان شاید بتوان مجموعه طنز «دکتر سلام» را در میان مجموعه‌هایی دسته‌بندی کرد که گذشت زمان از کیفیت‌شان نکاسته است. اهل فن می‌دانند که حوزه طنز یکی از سخت‌ترین حوزه‌های فعالیت است بویژه آنجا که قرار است با «سیاست» دست و پنجه نرم کند.

«دکترسلام» اما در میان همه برنامه‌هایی که با محتوای طنز ساخته می‌شوند، بخوبی توانسته مخاطب را جذب و مدیریت کند و با شوخی‌های عامیانه مردم با دولت و سیاست همراه شود . برنامه دکتر سلام توسط سایت خبرگزاری دانشجو SNN.IR منتشر میشود .

قسمت قبلی دکتر سلام »» دکتر سلام ۱۶۶ ، همه اتفاقات خنده دار جام جهانی! [ویدیو]

دکتر سلام ۱۶۶ ، همه اتفاقات خنده دار جام جهانی! [ویدیو]

قسمت اول مجموعه طنز دکترسلام در اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ منتشر شد . این مجموعه بلافاصله جایگاه ویژه‌ای در میان دانشجویان و خانواده‌ها پیدا کرد و با استقبال شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای روبرو شد. قسمت ۱۶۶ دکتر سلام ، ۲۹ خرداد ۹۷ منتشر شد فیلم طنز « #دکترسلام ۱۶۶» منتشر شد! این قسمت: همه اتفاقات … ادامه خواندن “دکتر سلام ۱۶۶ ، همه اتفاقات خنده دار جام جهانی! [ویدیو]”

قسمت اول مجموعه طنز دکترسلام در اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ منتشر شد . این مجموعه بلافاصله جایگاه ویژه‌ای در میان دانشجویان و خانواده‌ها پیدا کرد و با استقبال شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای روبرو شد. قسمت ۱۶۶ دکتر سلام ، ۲۹ خرداد ۹۷ منتشر شد

فیلم طنز « #دکترسلام ۱۶۶» منتشر شد!

این قسمت: همه اتفاقات خنده دار جام جهانی!

تماشا ویدیو در دیدستان 

دانلود کیفیت ۱۰۵ مگابایتی 

دریافت نسخه ۸۵ مگابایتی

دریافت نسخه ۴۰ مگابایتی

 

کانال های دکتر سلام در پیام رسان ها | دکتر سلام در سروش | گپ | ایتا  و در پیام رسان بله 

 

طنز همواره همزاد سیاست و شوخی با سیاست و حکومت یکی از عام‌ترین رفتارهای اجتماعی بوده است. اهل سیاست اما به فراخور زمان و اقتضائات زمانه‌گاه حوصله شنیدن این شوخی‌ها را داشته‌اند و گاه کمتر آنها را تحمل کرده‌اند.در دوران کنونی هم ماجرا به همین منوال پیش می‌رود. اهل سیاست هر از گاهی شوخی‌های طنازان با سیاست را برنمی‌تابند.

در این میان شاید بتوان مجموعه طنز «دکتر سلام» را در میان مجموعه‌هایی دسته‌بندی کرد که گذشت زمان از کیفیت‌شان نکاسته است. اهل فن می‌دانند که حوزه طنز یکی از سخت‌ترین حوزه‌های فعالیت است بویژه آنجا که قرار است با «سیاست» دست و پنجه نرم کند.

«دکترسلام» اما در میان همه برنامه‌هایی که با محتوای طنز ساخته می‌شوند، بخوبی توانسته مخاطب را جذب و مدیریت کند و با شوخی‌های عامیانه مردم با دولت و سیاست همراه شود . برنامه دکتر سلام توسط سایت خبرگزاری دانشجو SNN.IR منتشر میشود .

دکتر سلام ۱۶۵ منتشر شد [دوران پسا زِه پراید] و معرفی علی‌اکبر ولایتی به عنوان دکتر ترین دکتر هفته

قسمت اول مجموعه طنز دکترسلام در اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ منتشر شد . این مجموعه بلافاصله جایگاه ویژه‌ای در میان دانشجویان و خانواده‌ها پیدا کرد و با استقبال شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای روبرو شد. قسمت ۱۶۵ دکتر سلام ، ۲۱ خرداد ۹۷ منتشر شد . فیلم طنز « #دکترسلام ۱۶۵» این قسمت: دوران پسا زِه … ادامه خواندن “دکتر سلام ۱۶۵ منتشر شد [دوران پسا زِه پراید] و معرفی علی‌اکبر ولایتی به عنوان دکتر ترین دکتر هفته”

قسمت اول مجموعه طنز دکترسلام در اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ منتشر شد . این مجموعه بلافاصله جایگاه ویژه‌ای در میان دانشجویان و خانواده‌ها پیدا کرد و با استقبال شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای روبرو شد. قسمت ۱۶۵ دکتر سلام ، ۲۱ خرداد ۹۷ منتشر شد .

فیلم طنز « #دکترسلام ۱۶۵»

این قسمت: دوران پسا زِه پراید!!!

《با معرفی علی‌اکبر ولایتی به عنوان دکتر ترین دکتر هفته》

تماشای آنلاین در دیدستان 

تماشا در آپارات 

دانلود کیفیت ۸۸ مگابایتی 

دریافت کیفیت ۷۶ مگابایتی

دریافت کیفیت ۶۲ مگابایتی

 

کانال های دکتر سلام در پیام رسان ها | دکتر سلام در سروش | گپ | ایتا  و در پیام رسان بله 

طنز همواره همزاد سیاست و شوخی با سیاست و حکومت یکی از عام‌ترین رفتارهای اجتماعی بوده است. اهل سیاست اما به فراخور زمان و اقتضائات زمانه‌گاه حوصله شنیدن این شوخی‌ها را داشته‌اند و گاه کمتر آنها را تحمل کرده‌اند.در دوران کنونی هم ماجرا به همین منوال پیش می‌رود. اهل سیاست هر از گاهی شوخی‌های طنازان با سیاست را برنمی‌تابند.

در این میان شاید بتوان مجموعه طنز «دکتر سلام» را در میان مجموعه‌هایی دسته‌بندی کرد که گذشت زمان از کیفیت‌شان نکاسته است. اهل فن می‌دانند که حوزه طنز یکی از سخت‌ترین حوزه‌های فعالیت است بویژه آنجا که قرار است با «سیاست» دست و پنجه نرم کند.

«دکترسلام» اما در میان همه برنامه‌هایی که با محتوای طنز ساخته می‌شوند، بخوبی توانسته مخاطب را جذب و مدیریت کند و با شوخی‌های عامیانه مردم با دولت و سیاست همراه شود . برنامه دکتر سلام توسط سایت خبرگزاری دانشجو SNN.IR منتشر میشود .

قسمت قبلی برنامه »» مردم میدونن الان شهردار تهران کیه ؟! [ دکترسلام ۱۶۴ ]

داستان : روزی که رفتم سر کار برای پست مدیریت شرکت [نوجوانان]

  در ایستگاه مترو منتظر بودم تا قطار برسد. چیزی طول نکشید که قطار رسید و مسافران با عجله وارد واگن شدند. به محض ورود دنبال صندلی خالی گشتم که بنشینم اما جای خالی گیرم نیامد و ایستادم. فروشنده جوانی یک جعبه آدامس دستش بود و از مسافران تقاضای خریدن بسته آدامس می‌کرد؛ موقع باز … ادامه خواندن “داستان : روزی که رفتم سر کار برای پست مدیریت شرکت [نوجوانان]”

 

در ایستگاه مترو منتظر بودم تا قطار برسد. چیزی طول نکشید که قطار رسید و مسافران با عجله وارد واگن شدند. به محض ورود دنبال صندلی خالی گشتم که بنشینم اما جای خالی گیرم نیامد و ایستادم.

فروشنده جوانی یک جعبه آدامس دستش بود و از مسافران تقاضای خریدن بسته آدامس می‌کرد؛ موقع باز کردن بسته آدامس تکه کوچک کاغذی توجهم را جلب کرد که روی آن شماره تلفن بود.

زیر شماره تلفن نوشته شده بود: «اگر جویای کار پردرآمد هستید با این شماره تماس بگیرید. روزانه دو ساعت کار با مزدی برابر یک ماه حقوق یک کارمند.»

حس کنجکاوی مرا واداشت تا از این موضوع سر در بیاورم. با خودم گفتم بد نیست تماس بگیرم و بدانم این چه کاری است که روزانه با دو ساعت کار اندازه یک ماه حقوق دریافت می‌شود. این میزان مبلغ برای من که یک نوجوان ۱۶ ساله بودم خیلی وسوسه‌کننده بود.

بعدازظهر تلفن را برداشتم و با شماره‌ای که روی کاغذ نوشته شده بود، تماس گرفتم. خانم جوانی از پشت تلفن جواب داد: «بفرمایید؛ می‌دانم که دنبال کار می‌گردید شما را به‌خاطر این انتخاب تحسین میکنم. راه موفقیت را درست آمده‌اید. شما از همین حالا به عنوان کارمند شرکت ما انتخاب شده‌اید. این خوش‌شانسی را به شما تبریک میگم. یک شغل پردرآمد و ماندگار.»

گفتم: «ممنونم از شما اما من چطور اعتماد کنم؟ لطفاً بگویید همکاری من چطوریه و اصلاً میشه توضیح بدین این کار چیه؟» خانم گفت: «شما مطمئن باشید وقتی با شرکت ما آشنا شدید حتماً خوشحال خواهید بودو نه تنها از اعتمادتون پشیمون نخواهید شد بلکه دیگر دوستانتان رو هم با ما همراه می‌کنید.»

گفتم: «خب حالا این چه کاری هست؟» خانم گفت: «شما اول مبلغ ۲۰ هزار تومان به شماره حسابی که به شما میدیم بپردازید بعد اطلاعات تکمیلی را در اختیار شما می‌گذاریم.»

گفتم: «چرا باید ۲۰ هزار تومان برای کاری که هنوز هیچ اطلاعی ازش ندارم بپردازم؟» خانم گفت: «کسی شما رو مجبور نکرده. این ۲۰ تومن ناقابل بهای شانس پولدار شدن شماست.اگه نمیخوای مجبور نیستی .»

و خواست قطع کند که من با عجله گفتم:«باشه قبوله، اما نگفتین برای یک نوجوان ۱۶- ۱۵ ساله چه کاری هست؟» گفت: «وقتی آمدی شرکت ، محل و نوع کار را دیدی متوجه خواهی شد. این ۲۰ تومانی که واریز می‌کنید برای این است که ما مطمئن بشیم شما واقعاً قصد همکاری دارید.»

با خودم فکر کردم وگفتم خب این ۲۰ هزار تومان برای من چیزی نیست، به ریسکش می‌ارزد. صبح روز بعد قبل از رفتن به مدرسه ۲۰ هزار تومان را به حساب خانم واریز کردم و دوباره تماس گرفتم.

همان خانم جواب داد: «از اعتماد شما ممنون هستیم. به شما مژده بدهم که شرکت به خاطر اینکه حس نیتتون رو نشون دادین  تصمیم گرفته در بخش مدیریت مؤسسه شما را به عنوان رئیس بخش صادرات مشغول به کار کند. می‌تونید از همین فردا به شرکت بیایید و مشغول کار شوید.»

گفتم: «من محصلم توی ساعتی که مدرسه میرم نمی‌تونم حضور داشته باشم.» خانم گفت: «مهم نیست. پست شما مدیریتی است. اصلاً ممکن است حضور فیزیکی لازم نباشد. یادتون باشه شما پست مهمی در بخش مدیریت یک مؤسسه اقتصادی، تجاری، صنعتی   دارید. فردا شما فقط برای هماهنگی اولیه می‌آیید و در روزهای بعد آزاد هستید هر ساعت که خواستید رفت‌وآمد کنید.»

از این خبرخیلی خوشحال شدم. در پوست خودم نمی‌گنجیدم. گفتم: «خوبه؛ آدرستون رو بفرمایید. کجا باید بیایم؟» گفت: «شما آدرس منزل بدهید ما خودمان ماشین میفرستیم در منزلتون.» گفتم: «خوبه، پس شرکت هر روز سرویس خصوصی هم برام میفرسته؟»

خانم گفت: «نه؛ شرکت به‌خاطر هزینه زیاد راننده و ماشین و… سرویس حمل و نقل برای کارمندانش ندارد.» گفتم: «پس چطوری بیام؟ من فقط یک دوچرخه دارم. زشت نیست رئیس یک شرکت با دوچرخه بیاد سرکار؟» خانم گفت: «نه؛ ما مشکل شما را حل کردیم.» گفتم: «چطوری؟» گفت: «ما با یک آژانس قرارداد داریم هر روز براتون ماشین میفرستیم. فقط باید هزینه رو خودتون بدین.»

گفتم: «آخه…» خانم حرفم ر ا قطع کرد و گفت: «آقای رئیس چونه نزنین؛ ماشاءالله شما از این به بعد مدیر یک مؤسسه اقتصادی، تجاری، صنعتی هستید. فقط یادتون باشد فردا با لباس رسمی و متشخص وارد شوید.»

گفتم: «خب حالا چند باید برای آژانس بدم؟» خانم با لحن خاصی گفت: «آقای رئیس۲۵ هزار تومان ناقابل.» با شنیدن مبلغ کرایه عرق کردم. گفتم: «۲۵ هزار تومان؟ مگه چه خبره؟»خانم گفت: «نگران نباشید .فقط همین دفعه هزینه آژانس رو پرداخت می‌کنین و تا زمانی که در شرکت کار می‌کنید دیگه لازم نیست پول آژانس بدین چون هر ماه از حقوقتون کم میشه.»

علی رغم میل درونیم قبول کردم و آدرس خانه را دادم و مبلغ درخواستی را دوباره واریز کردم. فردا صبح موقع خارج شدن از خانه مادرم پرسید: «فرشاد کجا به این زودی؟ هنوز که وقت مدرسه رفتنت نشده.» گفتم: «مامان من از امروز میرم سر کار. یک کار مدیریتی پیدا کردم. یک کار کم‌دردسر با حقوق عالی.»

دیگر منتظر جواب مادر نشدم. فوراً رفتم بیرون از خانه و جلوی در منتظر آژانس شدم. یک ساعت بعد خسته و عصبانی وقتی دیدم از آژانس خبری نشد چند بار شماره تلفن را گرفتم و هر بار تلفن پیام صوتی می‌داد: «مشترک مورد نظر خاموش می‌باشد، لطفاً بعداً تماس بگیرید.»

بالاخره بعد از چند بار شماره گرفتن، در دسترس نبودن مشترک مورد نظر آخرین پیامی بود که متوجه شدم  کار و مدیریتی در کار نیست.

وقتی برگشتم خانه مامان گفت: «فرشاد کجا بودی؟ چرا حالا اومدی؟ مگه نرفتی مدرسه ؟» با تلخی گفتم :«مدرسه نه رفته بودم سرکار!» 

 

نویسنده: حسین کشتکار

درباره اعتصاب غذا ؛بررسی عوامل فشار , غذای خانگی و مبطلات [طنز]

  چند روز پیش در رسانه‌ها خواندم یک بابایی اعتصاب غذا کرده است. بعضی‌ها هم برایش هشتگ زده‌اند و بیانیه داده‌اند و قربان صدقه رفته‌اند. بی‌بی‌سی هم ابتدا نوشت او کسی نیست که اعتصاب غذایش را به این سادگی بشکند و تا پای جان ایستاده است اما چند ساعت بعد که اعتصاب شکسته شد، پست … ادامه خواندن “درباره اعتصاب غذا ؛بررسی عوامل فشار , غذای خانگی و مبطلات [طنز]”

اعتصاب غذا
اعتصاب غذا

 

چند روز پیش در رسانه‌ها خواندم یک بابایی اعتصاب غذا کرده است. بعضی‌ها هم برایش هشتگ زده‌اند و بیانیه داده‌اند و قربان صدقه رفته‌اند. بی‌بی‌سی هم ابتدا نوشت او کسی نیست که اعتصاب غذایش را به این سادگی بشکند و تا پای جان ایستاده است اما چند ساعت بعد که اعتصاب شکسته شد، پست قبلی را حذف کرد!

 

این‌هایی که از دیدن یک اعتصاب غذا این همه به جوش و خروش می‌آیند، کجا بودند آن زمان که بنده در اعتصاب بودم؟! یک اعتصاب ساده که این همه سر و صدا ندارد. حالا برایتان کمی در باب اعتصاب غذا افاضه می‌کنم تا مطلع شوید.

 

موفقیت عوامل فشار درونی!

اینجانب از بچگی علاقه خاصی به اعتصاب غذا داشتم. وقتی به دنیا آمدم شیر مادرم خشک شد و از همانجا بود که اعتصاب خشک را شروع کردم. با خوراندن شیر خشک من را مجبور کردند که اعتصاب را بشکنم. البته چون شیر خشک بود و من هم اعتصاب غذای خشک کرده بودم، اعتصاب نشکست.

 

چند سال که بزرگتر شدم در هر فرصتی دست به اعتصاب می‌زدم. ولی بابایم می‌گفت: «ولش کنید، خودش گشنه‌ش می‌شه میاد می‌شینه سر سفره!» و عجیب اینکه سیاست‌های خصمانه و عوامل فشار همیشه موفق می‌شدند و با اینکه من تمام تلاشم را می‌کردم، اما آخرسر همانی که باباجانم می‌گفت به وقوع می‌پیوست!

 

 

اعتصاب غذای خانگی

ولی هر چقدر که می‌گذشت مصمم‌تر می‌شدم که مقاومت کنم و بتوانم اعتصاب‌کنِ خوبی بشوم تا از این راه خدمتی به وطنم کرده باشم. در نوجوانی به این نتیجه رسیدم که باید پله‌پله مراتب را طی کنم. بنابراین تصمیم گرفتم اعتصاب غذای خانگی کنم. این شد که معمولاً در بیرون از خانه خودم را با کیک و نوشابه (که بعدها جای خودش را به فلافل داد!) سیر می‌کردم تا در منزل بتوانم به اعتصاب غذای خود ادامه دهم.

 

آرزوهای شکم

اعتصاباتِ من ادامه داشت و به هر بهانه‌ای اعتصاب می‌کردم، اما آن طوری که باید و شاید مرا تحویل نمی‌گرفتند و اهمیت کارم را درک نمی‌کردند. مدت‌ها کارم شده بود همین که پرونده سوابق اعتصابی خود را بزنم زیر بغل و از این حزب به آن تشکل، از این شبکه خارجی به آن پدرخوانده سیاسی مراجعه کنم و درخواست کمی توجه یا پست و مقام بکنم. اما نشد که نشد. یعنی شد ولی آن چیزی که دلم می خواست نشد. دلم آرزوهای بزرگی در سر داشت!

 

اعتصاب خشک شکننده

حالا با کوله‌باری از تجربه اعتصاباتی، می‌توانم یک دوره تدریس اعتصاب بگذارم. اعتصاب غذا چند نوع است:

اعتصاب خشک که در آن نفس کشیدن خیلی سخت است.

اعتصاب بخار که چشم‌ها را از کار می‌اندازد و شخص اعتصاب‌کننده جایی را نمی‌بیند.

اعتصاب جکوزی که اولش جگر آدم را می‌سوزاند ولی آدم کم‌کم عادت می‌کند و آخرش شل و بی‌حال می‌شود.

اما در بین این‌ها اعتصاب خشک راحت‌تر از بقیه می‌شکند!

 

تحریم خاویار

چند نوع اعتصاب پیشرفته هم داریم، مثلاً «اعتصاب میان‌وعده». در این نوع اعتصاب، فرد می‌تواند با خیال راحت سه وعده غذای کامل در روز بخورد، اما میان‌وعده را تحریم می‌کند. نمونه دیگرش «اعتصاب خاویار» است. خود بنده از اول عمر تا الان در اعتصاب غذای خاویار به سر می‌برم، یعنی اصلاً خاویار نمی‌خورم!

 

ویدیو : اسرار اعتصاب غذای خشک 

دریافت

 

یک آب هم روش

کسانی که بعضی از پول‌ها را می‌خورند یک آب هم رویش، موقع اعتصاب غذای خشک خیلی بیشتر اذیت می‌شوند. چون پول‌های مردم را (مثلاً اگر سیصد میلیون باشد و از یک مفسد نشان‌دار گرفته باشید) خیلی سخت است که خشک خشک بخورید، باید لزوماً یک آب هم رویش خورده شود.

 

به‌خاطر همین از قدیم گفته‌اند که فلانی «پول مردم را خورد یک آب هم روش»، یعنی از همان موقع توصیه حکیمان بوده که روی پول مردم باید حداقل یک لیوان آب خورد. بعد حالا تصور کنید همین آدم بخواهد اعتصاب غذا کند. خب اگر خشک باشد خیلی برایش سخت‌تر است.

 

اعتصاب و قرمه‌سبزی!

بعضی از غذاها به طور کلی از حیطه اعتصاب غذا خارج هستند. یعنی شأن و منزلتشان در حدی است که در اعتصاب نمی‌گنجد. حتی اگر خود گاندی و بابی سندز هم در اوج اعتصاب غذا، مثلاً با یک ظرف قرمه‌سبزی جاافتاده مواجه می‌شدند، مطمئناً نمی‌توانستند مقاومت کنند. بنابراین همه توافق کرده‌اند که قرمه‌سبزی و امثال آن از دایره مبطلات اعتصاب خارج است.

 

مثلاً خود بنده در این اعتصاب اخیری که کردم و رسانه‌ای شد، طی ۲۴ ساعت دو وعده قرمه‌سبزی دستپخت مادرم را خوردم.

 

انگیزه اعتصاب، دستپخت همسرم بود!

اما بگذارید ماجرای اعتصاب اخیرم که منجر به بستری شدن من شد را بازگو کنم. راستش را بخواهید من از وقتی ازدواج کردم قضیه اعتصاب برایم خیلی جدی‌تر شد. چون دستپخت همسرم واقعاً افتضاح بود و من اگر غذایش را می‌خوردم بیشتر عذاب می‌کشیدم تا اینکه اعتصاب کنم!

 

چند سالی این مسئله را تحمل کردم، ولی بالاخره تصمیم گرفتم موضوع را در یک فضای منطقی با همسرم در میان بگذارم. این شد که بر اثر اصابت ماهیتابه با جمجمه بنده، راهی بیمارستان شدم. اما وقتی دوستان و آشنایان که نگران حال من بودند بر سر بالینم حاضر شدند و علت را جویا شدند، من فقط می‌توانستم یک کلمه را به سختی بگویم که آن هم «غذا» بود.

 

ولی خبر این طور پیچید که فلانی اعتصاب غذا کرده است. همسرم که از دستم حسابی شاکی شده بود در آن مدت بستری شدنم، اصلاً هیچ غذا و خوراکی برایم نفرستاد که به شایعات دامن زد. من هم از زور گرسنگی دست به دامن مادرم شدم که برایم قرمه‌سبزی بپزد که هم مورد علاقه‌ام بود و همانطور که گفتم اعتصاب را خراب نمی‌کرد!

این شد که دوستان لطف کردند و هشتگ زدند و حمایت کردند که از همینجا از تک‌تکشان تشکر می‌کنم.

 

به خواسته‌ام رسیدم، اعتصاب شکست

برای بعضی از دوستان سؤال پیش آمده بود که چرا من چهار ساعت بعد از اعلام اعتصاب به بیمارستان منتقل شدم؟ می‌گفتند چه اعتصابی بوده که به این زودی من را زمین زده است! خب این دوستان از اصل ماجرا و قضیه ماهیتابه بی‌خبر بودند، بنابراین به اشتباه افتادند!

 

بعضی خدانشناس‌ها هم تمسخر می‌کردند که ببینید فلانی در حالت عادی چقدر می‌خورده که تا چهار ساعت اعتصاب کرد حالش بد شد! ولی خب به هر حال مهم این بود که شبکه‌های خارجی و سایت‌های حامی ما برداشت خودشان را از این مسئله کردند و من هم توانستم در مدتی که با همسرم قهر بودم، کاری برای وطنم کرده باشم.

 

در این رابطه باید بگویم که دست همه حامیان خودم و کسانی را که به من رأی داده بودند و همچنین کسانی را که به کاندیدای رقیبم، یعنی آرای باطله، رأی داده بودند، به گرمی می‌فشارم و اعلام می‌کنم اعتصاب پایان یافته است و تا اطلاع ثانوی با همسر عزیزم توافق کرده‌ایم که ناهارها را منزل مادرم این‌ها صرف کنم و شام در منزل فقط سالاد بخوریم!

 

منبع : روزنامه جوان ؛ چهار شهریور ۹۶ 

بیژن زنگنه :قرارداد توتال اسلام را تقویت می‌کند؛ به اموات فیض می‌رساند[طنز]

  وزیر محترم نفت، در یک سخنرانی به تحلیل شرایط گازی در زمان «هوخشتره» پرداختند و با مقایسه دستاوردهای دولت یازدهم با اقداماتی که از زمان هوخشتره تا قبل از این دولت انجام شده، تلویحاً کلهم اجمعین را به کم‌کاری (یا شاید خودشان را به پرکاری!) متهم کردند. آقای بیژن زنگنه فرمودند: «از زمان هوخشتره … ادامه خواندن “بیژن زنگنه :قرارداد توتال اسلام را تقویت می‌کند؛ به اموات فیض می‌رساند[طنز]”

بیژن نامدار زنگنه
بیژن زنگنه

 

وزیر محترم نفت، در یک سخنرانی به تحلیل شرایط گازی در زمان «هوخشتره» پرداختند و با مقایسه دستاوردهای دولت یازدهم با اقداماتی که از زمان هوخشتره تا قبل از این دولت انجام شده، تلویحاً کلهم اجمعین را به کم‌کاری (یا شاید خودشان را به پرکاری!) متهم کردند.

آقای بیژن زنگنه فرمودند: «از زمان هوخشتره تا شروع دولت یازدهم به ۱۴ هزار روستا گازرسانی شده بود. در سه سال اخیر به ۹۰۰۰ روستای دیگر گازرسانی شد.»

 

بیژن زنگنه، نقطه عطف تاریخ

البته ایشان احتمالاً شکسته نفسی کرده‌اند و خواسته‌اند ریا نشود، وگرنه حتماً می‌گفتند که از آن ۱۴ هزار مورد، سیزده هزار و نهصدتایش هم در شش دوره وزارت قبلی خودشان انجام شده است. حالا درست است که بعضی از وزارتخانه‌هایی که قبلاً وزیرش بوده‌اند ربطی به موضوع نداشته، اما همین نفس حضور ایشان در کابینه، انرژی مثبت به دولت می‌داده و به یُمن حضور ایشان کارها پیش می‌رفته!

در حقیقت با این نظریه ایشان، تاریخ ایران به دو دوره تقسیم می‌شود: دوره قبل از آقای بیژن زنگنه ، دوره بعد از آقای زنگنه! یک همچین پدیده‌ای هستند ایشان.

 

واژه وزیر را بایگانی کنیم

به اعتقاد بنده وزارت همه وزیرها تا قبل از بیژن زنگنه ، سوءتفاهم بود! بعد از ایشان هم (که انشالله ۱۲۰ دوره‌ای بشوند) باید به احترام این اَبَرمرد، یا بهتر بگویم: «اَبَروزیر»، واژه وزیر را بایگانی کنیم و دیگر به کسی وزیر نگوییم. البته یکی دو نفر در همین دولت به رکورد آقای زنگنه نزدیک شدند، اما در نهایت هیچکس به رتبه ایشان نرسید و نخواهد رسید!

 

قبل از هوخشتره وضع خوب بود

حالا اینکه چرا ایشان به هوخشتره اشاره کرده و قبل از او را نادیده گرفته‌اند، شاید به این علت بوده که قبل از هوخشتره اوضاع چندان هم بد نبود و در حد بضاعت برای مردم کار می‌کردند. اما هوخشتره که آمد اوضاع عوض شد و مسئولان به جای خدمت‌رسانی، به کارهای دیگری مثل تفریح و شکار و اختلاس و کاسبی مشغول شدند. بعضاً برای خودشان حقوق و مزایای آنچنانی تعیین می‌کردند و از بیت‌المال خرج اوقات فراغت و خوشگذرانی بچه‌هایشان می‌کردند.

 

قبل از هوخشتره با وجود مشکلات، مردم احساس همبستگی با مسئولان داشتند و به نوعی با شرایط کنار می‌آمدند، اما بعد از روی کار آمدن هوخشتره، هنگامی که سوءاستفاده‌های بعضی از مسئولان را دیدند و از آن بدتر حمایت و همراهی نزدیکان هوخشتره را مشاهده کردند، تحمل شرایط برایشان سخت شد و اوضاع به هم ریخت و هرج و مرج به وجود آمد.

 

حالا هرچه هوخشتره قسم می‌خورد و تلاش می‌کرد تا وضع را برگرداند دیگر امکان نداشت و مردم می‌گفتند تو که بار اولت نیست قسم می‌خوری و ما قبلاً به تو اعتماد کردیم، اما به جای کار و خدمت، سرت گرم درگیری‌های بی‌فایده خودت با این و آن بود و ندیدی دور و بری‌هایت خون مردم را توی شیشه کرده‌اند!

 

خلاصه این شد که وضع مملکت از آن زمان خراب شد و کاری برای مردم نشد تا همین اواخر که آقای بیژن زنگنه ظاهر شد و ورق را برگرداند. دستش درد نکند.

بخاطر همین آقای زنگنه از هوخشتره تا شروع وزارت خودش در دولت یازدهم را یک دوره به حساب آورده و بعد از خودش را یک دوره مجزا.

 

قراردادهای ننگین هوخشتره

شاید بعضی‌ها بپرسند مگر در زمان هوخشتره، «گاز» وجود داشت که آن مادرمُرده به روستاها برساند؟ باید در جواب بگوییم: بله، البته که وجود داشت. در حقیقت گاز طبیعی از اول، یعنی از زمان دایناسورها وجود داشت. اما یکی از اقدامات غلط هوخشتره همین بود که قرارداد ننگینی با خارجی‌ها بست و گاز را مفت و مجانی تقدیم آن‌ها کرد.

 

البته به خاطر اینکه هوخشتره لزومی نمی‌دید به کسی جواب پس بدهد، قرارداد را محرمانه امضا کرد. بنابراین کسی اعتراض نکرد و هوخشتره که زمینه را مساعد می‌دید، چندین قرارداد ننگین دیگر هم بست. دیگر کارش شده بود که قرارداد ننگین پشت قرارداد ننگین ببندد تا جایی که در تاریخ معروف شد به قراردادننگین‌بند! اینطوری بود که فشار گاز کم شد و دیگر به روستاها نرسید. این وضع ادامه داشت تا وقتی که دوره آقای بیژن زنگنه شروع شد.

 

زنگنه آفت اقتصاد کشور را ریشه‌کن می‌کند

یکی از کارهای مهمی که زنگنه کرد این است که قرارداد مهمی را با شرکت معتبر «کلش‌واس‌ماست» بست که در اسرع وقت، تتمه نفت و گاز و سایر مواد بدبو و کثیف را از کشور خارج کنند. او می‌خواهد نفت و گاز را که به گفته کارشناسان، آفت اصلی اقتصاد ایران است، به کلی از صحنه حذف کند تا اقتصاد ایران شکوفا شود! جالب اینکه خارجی‌ها در ازای این خدمت بزرگ و کار طاقت‌فرسا، هیچ پولی هم از ما نمی‌خواهند! این یکی از معجزاتی است که جناب مهندس بیژن زنگنه با اتکا به اعتبار خود و توان مدیریتی و تجربه شخصی‌اش به سرانجام رسانده که از آن به عنوان برجامِ گازی و برجام نفتی هم نام می‌برند.

 

نیت روحانیِ وزیر نفت

البته خود جناب بیژن زنگنه ، که انسان وارسته‌ای هستند، هدف غایی‌شان از این اقدام، به مسائل دنیوی محدود نمی‌شد. بلکه می‌خواستند با این کار خدمت بزرگی به اسلام و مسلمین بکنند. خودشان رسماً اظهار داشتند: «قرارداد توتال اسلام را تقویت می‌کند.» بنابراین ایشان که از مهم‌ترین وزرای تاریخ اسلام هستند، اینجا هم نقش خودشان را به خوبی ایفا نموده و قراردادی منعقد کردند که تا قیام قیامت موجبات تقویت امت را فراهم می‌کند.

 

به طوریکه هرگاه آیندگان به آنچه که به موجب این قرارداد بر کشور رفت نگاه کنند، درس‌های بزرگی بگیرند. بالاخره یک روز می‌رسد که دانش‌آموزان مجبور نخواهند بود درس‌های سخت و تحقیرآمیز قرارداد گلستان و ترکمانچای و هوخشتره را بخوانند، بلکه می‌توانند قراردادهای توتال (یا همان کلش‌واس‌ماست) و کرسنت را بخوانند و افتخار کنند… که در آن دوره نبوده‌اند!

 

از طرف دیگر خارجی‌ها که منابع طبیعی ما را می‌برند، بالاخره یک فاتحه‌ای، خدابیامرزی چیزی نثار اموات ملت می‌کنند که خودش موجب تقویت ارواح مؤمنان در آن دنیاست. اگر هم فاتحه نفرستند، لااقل یک دقیقه سکوت می‌کنند. با این خیرات، ارواح درگذشتگان ملت شاد می‌شود و اسلام و مسلمین تقویت می‌شوند. چی از این بهتر؟!

 

منبع: ضمیمه کدخدا روزنامه جوان(۳۰مرداد۹۵)

تماشای خندوانه برای زیر ۱۸ سال ممنوع ! [ طنز ]

  روز اول از مرحله دوم «خنداننده شو» که سه شنبه شب از شبکه نسیم پخش شد با حاشیه های فراوانی همراه بود؛ جایی که اکثر ۴ شرکت کننده در این شب سعی کردن با شوخی های نامتعارف برای خود کسب رای کنند. در این میان شوخی هایی که کمدین! زن در این شب انجام … ادامه خواندن “تماشای خندوانه برای زیر ۱۸ سال ممنوع ! [ طنز ]”

خندوانه
خندوانه

 

روز اول از مرحله دوم «خنداننده شو» که سه شنبه شب از شبکه نسیم پخش شد با حاشیه های فراوانی همراه بود؛ جایی که اکثر ۴ شرکت کننده در این شب سعی کردن با شوخی های نامتعارف برای خود کسب رای کنند. در این میان شوخی هایی که کمدین! زن در این شب انجام داد با آن که مشخص بود بخش هایی از آن سانسور شده بیشتر از همه به ذوق زد.

 

برنامه خندوانه صدای اعتراض بسیاری را در آورد و این نکته را گوش زد کرد که آیا ناظر پخش در این شبکه وجود ندارد یا مرزهای خطوط قرمز شبکه نسیم در حال جابجایی است.

 

آن چه که در فضای مجازی هم می گذرد موید این نکته است که اساسا کسی با برنامه شاد و مفرح خندوانه که (البته با خروج جناب خان بخش عظیمی از محبوبیتش کاسته شده) مشکلی ندارد بلکه ایراد اصلی خنداندن مردم به هر قیمت وبا هر حرکاتی است.

 

در ادامه گلچینی از نظرات کاربران فضای مجازی را درباره برنامه خندوانه مشاهده می کنید:

 

یاسر اجلالی در توئیترش نوشت: خندوانه بسیاری از ویژگی‌های یک برنامه حرفه‌ای را دارد. هشدار وجود شوخی‌های خاص نامتناسب با سن مخاطب به ویژه کودکان نیز از اصول حرفه‌ای است.

 

ساسان نوشت: خندوانه کلا خط قرمز شوخی‌ها رو فرسنگ‌ها جابجا کرد!

 

رضا احسان پور هم نوشت: ادب مرد به ز «شوخی» اوست.

 

مهدیار در اعتراض به برنامه سه شنبه نوشت: خندوانه همون تا ده بشمره ما الکی می‌خندیم. نیاز نیست برای خندوندن شوخی‌های جنسی و رکیک و تمسخر اسم و فامیلی کنه.

 

پارسا نظر متفاوتی دارد: شوخی‌های بدی که در خنداننده شو میشه نتیجه مستقیم وضع فکری جامعه است. علاوه بر اصلاح خندوانه به فکر اصلاح فرهنگ رایج در جامعه هم بیفتیم.

 

مزیت خندوانه خنده حلال و پاک بود. حیف است اگر همه خاطرات خوب چندساله با محتوای مهوع برخی از استندآپ‌های ناپخته از بین برود.

 

حمزه ناجیان نیز نوشت: خندوانه تو تیتراژ یه ۱۸+ بذاره نشینیم با خانواده نگاه کنیم.

 

عابرپیاده نیز این توئیت را باز نشر داد: من خودم طنزنویسم و اصول یک متن طنز رو می‌دونم. این وقاحت وعریانی متن اسمش طنز نبود.

 

کاربر دیگری نوشت: وقتی اصل بر خندیدن شد، به هر قیمتی باید بخندانند.

 

سرباز توئیت کرد: امیدوارم تلویزیون به سمتی نکشه که پدر و مادرها نذارن بچه هاشون ببینن.

 

صفحه « جوالدوز» نوشت: کمدی تو کشور ما از جایی تراژیک می‌شه که فکر می‌کنیم برای خندیدن تنها دستاویزمون شوخی‌های اروتیکه.

 

میلاد این مطلب را باز نشر کرد: شوخی به قیمت زیر پا گذاشتن «اخلاق» و «حیاء» اون هم تو رسانه ملی جای تأسف داشت!

 

هدی صانعی در مطلبی نوشت: من باخندیدن به هرقیمتی مخالفم.  سه شنبه شب خندوانه مرز وحریم ادب واخلاق رو شکست.

 

کاربری به نام « آبادان» توئیت کرد: چجوری به این چرت و پرت‌ها میگن استند آپ کمدی بعد بهشونم می‌خندن آیا؟

 

یکی دیگر از کاربران تلگرامی نوشت :  افسانه چهره‌آزاد در برنامه خندوانه میگه : ۳۵ساله باهمسرم زندگی میکنم ؛؛ رامبدجوان پرسید :خسته کننده نشده؟هنوزجذابیت هست؟ ؛؛ خودش خیلی مشغول زن گرفتنه، فکرمیکنه همه زودخسته میشن

 

یکی از کاربران فضای مجازی نیز نوشت: الان جدیدا مد شده طرف با مسخره کردن خودش فکر کنه دیگران می‌خندن!

 

احسان اشرفی معتقد است: این میزان ابتذال در خندوانه و شوخی‌های سخیف مایه تاسف است. با این وضع در صداوسیما حق انتقاد از گشت۲ و ۵۰کیلو آلبالو را نداریم.

 

ناصر جوادی چنین نوشت:ما که از وسطاش زدیم شبکه جم!

 

مهدی سلیمان نژاد این توئیت را بازنشر کرد: داعش در بیانیه ای خطاب به صدا و سیما ایران گفت: ناموسا دیگه مسولیت همه چی رو گردن بگیرم، مسولیت افتضاح خنداننده شو رو هرگز بر عهده نمی گیرم!

 

سید قربانی هم با انتقاد از برنامه مذکور نوشت: بابام می‌خواد روی شبکه نسیم قفل بذاره. 

 

فرید ابراهیمی نوشت : خندوانه داره از یک برنامه صاحب سبک و تولیدگر در حوزه طنز، تبدیل میشه به بارانداز جفنگیات تقلیدی. جناب خان کجایی که رامبد گند زد به همه چی!

 

یکی دیگر از کاربران تلگرامی نوشت : دختره اومده برنامه خندوانه میگه: قبلاً فامیلی رو از روی شغل پدربزرگ انتخاب میکردن. مثلا آهنگر بود فامیلی میشد آهنگری. قناد بود میشد قنادی. حالا به نظرتون پدربزرگ سوشا مکانی چکاره بوده؟!

دکترعسکری خودش خانواده نداره؟ 

 

خانم کبری آسوپار نوشت : ارزش خندوانه به خندیدن‌های پاک و سالم بود؛ حالا که به لودگی‌های جنسی و تمسخر فامیلی افراد رسیده، ارزش که هیچ؛ باید جلوی بی‌اخلاقی اش ایستاد.

 

 

 

نامه کوروش بزرگ به ملت شریف ایران در قرن جدید [طنز]

  نامه کوروش بزرگ به ملت شریف ایران در قرن جدید   اینجانب کوروش هخامنشی فرزند کمبوجیه یکم اولین پادشاه خاندان هخامنشیان هستم و اکنون سال‌های سال است که با اجازه شما دوستان فوت کرده‌ام. گرچه میدانم از این قضیه ناراحت هستید و صد البته اگر ۲۰۰ سال هم عمر می‌کردم شما عزیزان را نمی‌دیدم! … ادامه خواندن “نامه کوروش بزرگ به ملت شریف ایران در قرن جدید [طنز]”

نامه کوروش بزرگ به ملت شریف ایران در قرن جدید
نامه کوروش بزرگ به ملت شریف ایران در قرن جدید

 

نامه کوروش بزرگ به ملت شریف ایران در قرن جدید

 

اینجانب کوروش هخامنشی فرزند کمبوجیه یکم اولین پادشاه خاندان هخامنشیان هستم و اکنون سال‌های سال است که با اجازه شما دوستان فوت کرده‌ام. گرچه میدانم از این قضیه ناراحت هستید و صد البته اگر ۲۰۰ سال هم عمر می‌کردم شما عزیزان را نمی‌دیدم!

 

اینکه شما عزیزان بنده را مورد لطف و عنایت قرار می‌دهید برای بنده بسیار ارزشمند است، منتها در راستای مورد لطف قرار دادن بنده چند نکته را لازم میدانم که مورد توجه قرار دهید:

 

نکته اول:

تنها سندی که از صحبت‌های من برای شما عزیزان باقی مانده است یک استوانه گلی به طول ۲۲٫۵ سانتیمتر است که بسیاری از قسمت‌های آن نیز مخدوش شده است. حالا چطور عده‌ای اینقدر از حکومت ما اطلاع دقیق دارند، معماییست عجیب. ضمناً دوستان تصور نکنند که زبان نوشته شده روی منشور فینگلیش یا فارسی است! آن زمان ما خطی میخی داشتیم و شکلک هم می‌کشیدیم.

 

نکته دوم:

دوستان لطف داشته‌اند مطالب زیادی را از قول بنده منتشر کرده‌اند که بنده به بطور قاطع تکذیب می‌کنم.

 

تاکنون جملات زیادی از امامان، پیغمبران، آلبرت اینشتین، مارتین لوتر کینگ، باب مارلی، رجب طیب اردوغان، حامد کرزای، سر آلکس فرگوسن، هادی عامل، جواد خیابانی و… را به بنده منتسب دانسته‌اند که هیچ کدام سندیت نداشته است.

 

اساساً در آن زمان ما اینقدر حرف نمی‌زدیم، بیشتر عمل می‌کردیم.

صد البته بنده از دوستداران جناب شریعتی هستم منتها بالاترین آمار تلفیق نام بنده با جملات قصار از آن ایشان بوده است.

 

نکته سوم:

اگر کمی دقت کنید بسیاری از دوستان، از همین ۱۰۰ سال پیش خودتان درست و حسابی آگاهی ندارید! نمی‌دانم چطور می‌شود یکهو از زمان ما اینقدر با جزئیات ماجراها را نقل می‌کنید. یکجوری دم از ما و حکومت ما می‌زنند آدم فکر می‌کند این‌ها آن زمان در کنار ما بودند!!!

 

اگر می‌خواهید رجوع تاریخی بیاورید، از زمانی بیاورید که کمی به شما نزدیک‌تر است و اطلاعات کافی دارید.

 

با خواندن تاریخ سه هزار سال پیش‌تر نمی‌شود برای قرن بیست و یکم نسخه درمان پیچید.

شما از یکسال پیش خود آگاه باشید کافیست! اصلاً من خودم آنقدر که شما میگویید یادم نیست چه می‌کردیم آن زمان‌ها!

 

نکته چهارم:

عدهای از شما دوستان افسوس این را می‌خورید که در زمان بنده نبودید. شاید خیلی تصوری از زمان ما ندارید.

اینکه برق، آب، گاز، تلفن و از همه مهم‌تر وسایل ارتباط جمعی نبود چطور می‌خواستید زندگی کنید؟

 

فیسبوک تان را چه می‌کردید؟

_ وایبر نداشتید ها!

باید اسب چاپار می‌گرفتید و در نامه‌تان یک شب بخیر می‌نوشتید و می‌فرستادید برای مخاطب خاصتان!

اونوقتچطور می‌خواستید بدون تگ، روی مخ هم راه بروید؟

تازه از سِلفی مِلفی و همین الان یهوئی هم خبری نبود!

 

نکته پنجم:

اینطور نبود که بنده نشسته باشم و صبح تا شب به افق نگاه کنم و لبخند بزنم و بعدش همه چیز روبه راه باشد. ما هم لشکرکشی می‌کردیم و می‌جنگیدیم.

 

لشکرکشیمان هم واقعی بود، مجازی نبود. مثلاً اینطور نبود که چند تا فحش بنویسیم بار اسب کنیم چاپار را بفرستیم و بعدش طرف که آمد در برویم.

 

نکته ششم:

جان ما و فرزندان ما، اگر می‌خواهید حرفهای بی سر و ته و بی ریشه خود را به کرسی بنشانید، از اینجانب مایه نگذارید تا شأن و مقام ما زائل نگردد!!

 

باور کنید برای اثبات اینکه روشنفکر هستید نیاز به بزرگنمایی و تحریف تاریخ اینجانب نیست، ضمناً این‌ها روشنفکری نیست، کج‌فکریست ‌(ما بهش میگیم کژ اندیشگان).

 

لازم به توضیح است هر صفحه فیسبوک یا کانال تلگرامی منتسب به اینجانب دروغین بوده و با ادمینش از طریق گارد جاویدان برخورد قانونی خواهد شد.

 

مواظب خودتان باشید

قربان شما کوروش کبیر

؛