شهید اغتراب کیست ؟

شهید اغتراب
شهید اغتراب

شهید اغتراب کلمه ای برای لبنانی هایی است که در خارج کشور کشته می شوند.

مغترب از آنجا آمده است که عده ای از لبنانی ها در دوره های تاریخی مختلف مثل جنگ داخلی و دیگر مراحل سخت و مصیبت بار لبنان به غرب رفتند و زندگی خود را در آنجا ادامه دادند.

ادامه خواندن “شهید اغتراب کیست ؟”

جوان حزب اللهی ،فاصله بیست ساله را ظرف یک سال و نیم طی می‌کند

در بهمن ماه سال ۹۲، رهبر انقلاب با جمعی از اصناف پشتیبان دفاع مقدس دیدار داشتند. به‌مناسبت هفتهٔ دفاع مقدس، بخش‌هایی از سخنان امام خامنه ای در آن مراسم برای اولین بارتقدیم مخاطبین محترم میشود »»

جنگ این حُسن بزرگ را هم برای ما داشت که فهمیدیم اگر چنانچه استعدادها را به کار بگیریم، چگونه این استعدادها بُروز پیدا می‌کند؛ مثل یک چشم‌ه‏ای می‌جوشد.

گفته‌ام من به جماعتی از دوستان که اینجا بودند؛   یک جوانی اوّل جنگ در سال ۵۹ نمی‌داند آرپی‏جی چیست، تفنگ دست نگرفته، یعنی این‏قدر از جنگ بیگانه است، در عملیات فتح‌المبین، یعنی آخر سال ۶۰ و به فاصلهٔ یک‌سال و نیم، فرماندهٔ یک محور در فتح‌المبین است که به پیروزی منتهی می‌شود.

در ادامه مطلب همراه سایت بنیانا باشید »

ادامه خواندن “جوان حزب اللهی ،فاصله بیست ساله را ظرف یک سال و نیم طی می‌کند”

زندگی شهید سیدعلی اندرزگو و مبارزات ایشان را در گفت‌وگو با یار نزدیکشان بشناسیم

شهید سیدعلی اندرزگو
شهید سیدعلی اندرزگو

روزهایی که بر ما می‌گذرد، تداعی‌گر یاد و خاطره یکی از اساطیر مبارزات انقلاب اسلامی است. شهید سیدعلی اندرزگو که زندگی درویشی و استغناء از خلق را با تلاش وتحرک همه جانبه برای اعلای کلمه حق درآمیخته بود، طی ۱۴سال مبارزه بی‌امان خویش با ساواک، توانست آنان را به رغم تمامی ادعاها به زانو درآورد و ناتوانی طاغوت را برهمگان عیان سازد.

درگفت‌وشنودی که پیش‌روی دارید، حجت‌الاسلام والمسلمین حسین غفاریان از یاران آن مجاهد دیرین، به بیان ناگفته‌های خویش از منش دوست صمیمی خویش پرداخته است. در ادامه مطلب همراه سایت بنیانا باشید

ادامه خواندن “زندگی شهید سیدعلی اندرزگو و مبارزات ایشان را در گفت‌وگو با یار نزدیکشان بشناسیم”

بهترین مانیفست شخصی چیست ؟ [ ۳۱ توصیه زیبا و انسان ساز برای زندگی بهتر ]

مانیفست شخصی
مانیفست شخصی

حسین روح اللهی، معلم شهید بابلی است که توصیه نامه ای زیبا و انسان ساز را از خود به یادگار گذاشته است و می تواند به عنوان مانیفست شخصی مورد استفاده قرار گیرد .
 مطالعه این توصیه ها و عمل به آن، گمگشتگان راه هدایت و رستگاری را بی تردید به سرمنزل مقصود، رهنمون خواهد ساخت. این متن بدون هیچ تغییر و اصلاح نوشتاری به محضر خوانندگان عزیز وبلاگ تقدیم می شود:

ادامه خواندن “بهترین مانیفست شخصی چیست ؟ [ ۳۱ توصیه زیبا و انسان ساز برای زندگی بهتر ]”

شهید حسین طباخی : باندبازی نکنید ! [مرور بخشی از وصیت نامه شهید]

شهید طباخی ۳۹/۱/۱۷ به دنیا آمد و در تاریخ ۱۰/۲۲/ ۶۵ در منطقه شلمچه به شهادت رسید. او دانشجو رشته تربیت بدنی دانشگاه گیلان و طلبه بود.

بخشی از وصیت نامه شهید طباخی چنین است:

 

پیامی دارم برای امت مسلمان ایران، برادران و خواهران مسلمان همه بدانید که روند تداوم بخشیدن به انقلاب اسلامی و گسترش آن به سراسر جهان تنها و تنها روحانیت اصیل و انقلابی پرهیزگار و خدمتگزار می باشد،  با اجتماع در  اطراف این بزرگان و اطاعت از فرامین آنها سند تضمین انقلاب اسلامی را امضا نمایید.

و از گروه گرایی به هر عنوان پرهیز کنید اگر می خواهید به تشکیلاتی جهت پاسداری از دستاوردهای انقلاب بپیوندید به بسیج مستضعفین بروید و آن را تقویت کنید و بدانید که به این سادگی افرادی نمی توانند تشکیلات ایجاد کنند. بر اساس تهذیب و اخلاص تقوای و عدم باند بازی حتماً سعی کنید که انقلاب را تقویت کنید و روحانیت هم سعی کند به جای هر تشکیلاتی، تشکیلات سیاسی نظامی و عقیدتی را تقویت کند.

 

***

 

سرکار خانم زهرا طباخی، فرزند شهید حسین طباخی اکنون به عنوان جستجوگر و داده پرداز، تحلیلگر حوزه امنیت و سایبر، مدرس اوسینت و دکتر داروساز در حال خدمت به جامعه است. برای دنبال کردن نوشته های ایشان کانال @jostejougar1  در تلگرام یا اکانت @jostejougar1 در توییتر را دنبال کنید 

 

داستان تکان‌دهنده شهید نوجوان درباره کارهای شیطانی دخترخاله‎اش

 

شهید امیر یکی از شهدای دفاع مقدس بود که در تاریخ ۵/۱۰/۶۵ در عملیات کربلای ۴ به شهادت رسیده اند. وی در ارتباط با مقابله با رفتارهای شیطانی دختر خاله خود نامه‌های به مجله زن روز نوشته است که در ادامه این نامه‌های و جواب مجله زن روز را با هم مرور می‌کنیم.

 

نامه اول «شهید امیر» به مجله زن روز در تاریخ ۳/۹/۱۳۶۵

 

بنام خداوند بخشنده و مهربان

 

خدمت خواهران عزیز و گرامیم در مجله مفید و پر بار زن روز:

 

سلام من را از این فاصله دور پذیرا باشید؛ آرزو میکنم که در تمام مراحل زندگیتان موفق و موید باشید. قبل از هر چیز لازم است که از زحمات شما بخاطر فراهم آوردن این مجله مفید تشکر کنم.اما دلیل اینکه امروز در این هوای بارانی، این برادر کوچکتان تصمیم گرفت با شما درد دل کند مشکل بزرگی است که بر سر راهش قرار گرفته است جریان را برایتان بازگو می کنم:

 

من پسری ۱۷ ساله هستم و در خانواده ای مرفه و ثروتمند زندگی می کنم اما چه ثروتی که می خواهم سر به تنش نباشد. پدر و مادر من هر دو پزشک هستند و از صبح زود تا پاسی از شب را در خارج از منزل سپری می کنند تازه وقتی هم به خانه می آیند از بس خسته و کوفته هستند که زود می روند و می خوابند.

 

اصلا در طول روز یکبار از خود سوال نمی کنند که پسرمان (یعنی من) کجاست؟ حالا چه کار می کند؟ با چه کسی رفت و آمد می کند؟ اما خوشبختانه به حول و قوه الهی من پسری نیستم که از این موقعیتها سوء استفاده کنم و خودم را به منجلاب فساد بکشانم.البته این مشکل اصلی من نیست چون من دیگر به این بی توجهی ها عادت کرده ام واز اینکه اصلا به من کاری ندارند که کجا می روم و چه می پوشم و با کی می گردم تعجب نمی کنم بلکه مشکل اصلی من از حدود یکسال پیش شروع شد.

 

پدر و مادرم بدلیل اینکه من تنها بچه خانواده هستم و ضمنا وضع مادیشان هم خوب است دختر خاله ام را که در خانواده ای متوسط زندگی می کند به فرزندی که چه عرض کنم به سرپرستی قبول کردند (البته لازم به تذکر است که دختر خاله ام هم سن خود من است) بله از آن تاریخ به بعد مشکل من شروع شد و خانه آرام و ساکت ما که در طول روز کسی جز من در آن زندگی نمیکرد تبدیل به زندگی پسری شد که سعی در دور کردن هوای نفس دارد با دختری که به مراتب از شیطان پست تر و گناهکارتر و حرفه ای تر است .

 

تنها کارهای دختر خاله ام را در یک جمله خلاصه می کنم: “درخواست از من برای انجام بزرگترین گناه کبیره” می دانم که منظور من را حتما فهمیده اید و لازم به توضیحات اضافی نیست. همانطور که گفتم پدر و مادرم حدود ۱۷ ساعت از روز را در بیرون از منزل بسر می برند یعنی از ساعت ۶ صبح تا ۱۱ شب ؛ من هم از ساعت ۷ صبح تا ۱ بعد از ظهر مشغول تحصیل هستم یعنی حدود ۱۰ ساعت از روز را با دختر خاله ام در خانه تنها هستم و همانطور که گفتم دختر خاله ام یک لحظه من را تنها نمی گذارد،دائما در سرم فکر گناه را می اندازد.

 

بارها در طول روز از من درخواست گناه می کند. البته من پسری نیستم که تسلیم خواهش و حرفهای او شوم ، همیشه سعی می کنم از او خودم را دور کنم ولی او مانند شیطان است که سر راه هر انسان ظاهر شود او را درون قعر جهنم پرتاب می کند و برای همین است که من از او احتراز می کنم ولی او دست از سرم برنمی دارد تو را به خدا کمکم کنید چطور جواب حرفهای چرب و نرم او را بدهم؟ من بعضی وقتها فکر می کنم که او شیطان است که از آسمان به زمین آمده تا تمام عبادات چندین ساله من را دود و نابود کند و سپس به آسمان برگردد.

 

خواهران عزیز کمکم کنید من چطور می توانم او را سر راه بیاورم؟ هر چه به او می گویم دست از سرم بردار گوشش بدهکار نیست هر چه به او می گویم شخصیت زن این نیست که تو داری انجام می دهی اصلا گوش نمی کند. می ترسم آخر عاقبت کاری دست من بدهد. دوست ندارم که تسلیم او بشوم. باور کنید حتی بعضی وقتها من را تهدید هم می کند و می گوید…………………………………………………

 

البته فکر می کنم همه این بدبختیها بخاطر این است که من یک مقدار زیبا هستم فکر می کنم اگر این موهای طلایی و پوست روشن را نداشتم حتما این مشکل سرم نمی آمد. روزی هزار بار از خداوند در خواست می کنم که این زیبایی را از من بگیرد. دوست داشتم در خانواده ای فقیر زندگی می کردم و زشت ترین پسر روی زمین بودم ولی گیر این دختر خاله شیطان صفت نمی افتادم که نمی گذارد تا قبل از ازدواج پاک بمانم. البته تا حالا که من تسلیم خواهشهای او نشده ام ولی می ترسم که بالاخره من را وادار به تسلیم کند.

 

خواهران خوبم کمکم کنید نگذارید این برادرتان پاکی خود را از دست بدهد. بگویید به او چه بگویم و چطور او را ارشاد کنم تا دست از هوای نفس خود بردارد و من را هم اینهمه آزار ندهد؟ چطور او را مانند یک دختر مسلمان کنم و چطور می توانم طرز فکر و رفتار و عقیده اش را تغییر دهم ؟ ضمنا فکر نمی کنم که در میان گذاشتن این مسئله با پدر و مادرم فایده ای داشته باشد چون آنها نه وقت و نه حوصله فکر کردن به این مسائل را دارند،تازه اگر هم داشته باشند هیچ عکس العملی نشان نمی دهند. چون رفتار آنها هم در بیرون از خانه دست کمی از رفتار دختر خاله ام در خانه ندارد. امیدوارم که هر چه زود تر من را کمک کنید. خواهران گرامی جواب نامه ام را به این آدرس به صورت کتبی بدهید که قبلا تشکر و سپاسگزاری می کنم.

با تشکر برادرتان امیر….

 

۳/۹/۶۵-ساعت ۵/۳ بعد از ظهر

 

 

نامه دوم شهید امیر به مجله زن روز در تاریخ ۱/۱۰/۱۳۶۵ در آستانه اعزام به جبهه و۴ روز قبل از شهادتش در عملیات کربلای چهار.

 

 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

خدمت خواهران عزیز و گرامی ام در مجله زن روز:

 

سلامی به گرمای آفتاب خوزستان و به لطافت نسیم بهاری از این راه دور برای شما می فرستم . مدتهاست که منتظر نامه شما هستم ولی تا حالا که عازم دانشگاه اصلی هستم جوابی از شما دریافت نکرده ام. البته مطمئن هستم که شما نامه ام را جواب خواهید داد. ولی وقتی شما جواب بدهید من امیدوارم در این دنیای فانی نباشم.

 

حدود یک هفته بعد از اینکه برای شما نامه ای نوشتم و گفتم خواهر خوانده ام من را ترغیب به گناه کبیره زنا می کند ، شبی در خواب دیدم که مردی با کت و شلوار سبز در خیابان من را دیده است و به من گفت: امیر برو به دانشگاه اصلی، وقتت را تلف نکن . من این خواب را از روحانی مسجدمان سوال کردم و ایشان گفتند که دانشگاه اصلی یعنی جبهه. من هم از اینکه خدا دست نیاز من را گرفته بود و راهی به روی من گشوده بود خوشحال شدم و حال عازم جبهه نور علیه تاریکی هستم.

 

البته این نامه را به کادر دبیرستان می دهم تا اگر خوشبختانه شهید شدم و بعد از شهادت من نامه شما آمد این نامه را برایتان پست کنند تا از خبر شهادت من آگاه شوید. البته من نمی دانم حالا که این نامه من را مطالعه می کنید اصلا یادتان هست که در نامه قبلی چه نوشته ام یا اینکه کثرت نامه های رسیده شما موضوع نامه من را در خاطر شما پاک کرده است. بهر شکل همانطور که در نامه قبلی هم نوشته بودم پدر و مادر من آدمهای درستی نیستند و رفتار و گفتار و کردارشان غربی است و خواهر خوانده ام هم که این موضوع را بعد از آمدن به منزل ما دید فکر کرد منهم زود تسلیم می شوم ولی او کور خوانده است .

 

من مدتها با شیطان مبارزه کرده ام و خودم را از آلودگی حفظ کرده ام ولی فکر می کنید که تا کی می توانستم در مقابل این شیطان دختر نما مقاومت کنم و برای همین و با توجه به خوابی که دیده بودم تصمیم گرفتم که خودم را به صف عاشقان حقیقی خدا پیوند بزنم و از این دام شیطان که در جلوی پایم قرار دارد خلاصی پیدا کنم.

 

من می روم اما بگذار این دختره فاسد بماند من فقط خوشحالم که حال که عازم جبهه هستم هیچ گناه کبیره ای ندارم و برای گناهان ریز و درشت دیگرم از خداوند طلب مغفرت می کنم. من می روم ولی بگذار پدر و مادرم که هر دو دکتر هستند و ادعای تمدن می کنند بمانند و به افکار غربزده خود ادامه دهند. امیدوارم که به زودی از خواب غفلت بیدار شوند.

 

من تا حالا به جبهه نرفته ام و نمی دانم حال و هوای آنجا چگونه است ولی امیدوارم که خداوند ما بندگان سراپا تقصیر را هم مورد لطف خودش قرار دهد و از شربت غرور انگیز و مست کننده شهادت هم به ما بنوشاند. این تنها آرزوی من است. پدر و مادرم هیچ وقت برای من پدر و مادر درست و حسابی نبودند. همیشه بیرون از خانه بودند و از صبح زود تا نیمه های شب در حال کار در بیمارستان و یا مطب خصوصی و یا در مجلس های فساد انگیزی بودند که من از رفتن به آنها همیشه تنفر داشته ام.

 

هیچ وقت من محبت واقعی پدر و مادرم را احساس نکردم چون اصلا آنها را درست و حسابی ندیده ام. بعد هم که این دختر را پیش ما آوردند که زندگی آرام و بدون دغدغه من را تبدیل به طوفان مبارزه با گناه کردند با این همه همانطور که گفتم خوشحالم که به گناهی که خواهر خوانده ام من را به آن تشوق می کرد آلوده نشدم.

 

ضمنا از طرف من خواهش می کنم به روانشناس مجله بگوئید که در نوشته هایتان حتما این موضوع را به پدر و مادرها تذکر دهند که پدر و مادری فقط این نیست که بچه درست کنید و آنوقت به امید خدا رها کنید بلکه به آنها بگوئید پدر و مادری یعنی محبت و توجه به فرزند. امیدوارم من آخرین پسری باشم که از این اتفاقات برایم می افتد. البته من نمی دانم که این موضوع را خانم روانشناس باید بگوید یا کس دیگری.

 

بهر صورت خودتان این پیام من را به هر کسی که مناسب می دانید برسانید تا او در مجله چاپ کند. قلبم با شنیدن کلمه شهادت تندتر می زند و عطش پایان ناپذیری در رسیدن به این کمال در وجودم شعله می کشد. همانطور که گفتم اگر خداوند ما را پذیرفت و شهید شدیم که این نامه را از طرف رئیس دبیرستان برایتان می فرستند و اگر لایق و شایسته رسیدن به این مقام رفیع ندید و برگشتیم، من اگر نامه ای از شما دریافت کرده بودم حتما جوابش را می دهم.

 

البته امیدوارم برنگردم چون آنوقت همان آش و همان کاسه است. بیشتر از این وقت شما را نمی گیرم . برای من دعا کنید. سلامتی و موفقیت همه شما خواهران گرامی را از خداوند متعال خواستارم و در پایان آرزو می کنم که همه انسانهای خفته مخصوصا پدر و مادر و خواهر خوانده ام از خواب غفلت بیدار شوند و رو بسوی اسلام بیاورند. عرض دیگری نیست. خداحافظ و التماس دعاوالسلام علی عبادا…صالحین

 

برادرتان امیر ۱/۱۰/۶۵

 

 

پاسخ مجله زن روز به نامه اول شهید امیر در تاریخ ۱۴/۱۰/۱۳۶۵ بدون اینکه از شهادت وی مطلع باشد:

 

 

«بسمه تعالی»  برادر گرامی ، سلام علیکم

 

حتما موضوع را با خانواده خود در میان بگذارید. زیرا آگاهی خانواده تان می تواند برای شما موثر باشد.

موفق باشید

 

نامه رئیس دبیرستان در تاریخ ۱۶/۱۰/۱۳۶۵ به مجله زن روز و اعلام خبر شهادت ایشان:

 

 

«بسمه تعالی» مجله محترم زن روز:

 

با سلام ، برادر امیر……..در تاریخ ۵/۱۰/۶۵ در عملیات کربلای ۴ به شهادت رسیده اند.

نامه شهید ضمیمه میشود.

با تشکر………………….

رئیس دبیرستان شهید……….

۱۶/۱۰/۶۵

 

 

پنج فریب شیطان
پنج فریب شیطان

 

شهید مرتضی آوینی ,هنرمندی که انقلاب اسلامی را فهم کرد

شهید مرتضی آوینی
شهید مرتضی آوینی , هنرمندی که انقلاب را فهم کرد
شهید مرتضی آوینی , هنرمندی که انقلاب را فهم کرد

 

شهید مرتضی آوینی میان مردم بیشتر به عنوان یک هنرمند، فیلمساز و منتقد ادبی شناخته شده است. این وجه از فعالیت‌های آوینی البته به دلیل شاخص بودن و تراز مبنایی در کار هنر انقلاب، طبیعی است بیشتر برجسته شده باشد؛ اما راز آنچه آوینی را نماد هنر انقلاب کرده است، بیش از آن که در قاب دوربین و فریم فیلم‌هایش قابل جست و جو باشد، در اندیشه آوینی مستتر است.

 

نگاه آوینی در دهه ۶۰ نسبت به پدیده انقلاب اسلامی و مواجهه آن با تمدن غرب و مظاهر آن، او را به شخصیتی بدل ساخته که به زعم بسیاری، حداقل دو دهه از زمان خود فراتر رفته و در معرفی انقلاب اسلامی و فلسفه وجودی و غایت آن بسیار قابل تأمل سخن می‌گوید. بازخوانی بعضی نوشته‌های آوینی در خصوص مختصات انقلاب اسلامی، به ما نشان می‌دهد که چرا می‌توانیم از او به عنوان اولین روشنفکر انقلابی پس از ۵۷، نام ببریم.

 

غایت انقلاب اسلامی از نگاه شهید مرتضی آوینی 

شهید مرتضی آوینی در تحلیل غایت انقلاب، پیش از هرچیز میان هویت انقلاب اسلامی و همه تحرکات سیاسی ما قبل آن تفاوت قائل می‌شود. اساساً از نگاه آوینی انقلاب اسلامی مرحله‌ای ویژه در مسیر تکامل نوع بشر است.

شهید مرتضی آوینی موجد این تفاوت انقلاب، با همه مدل‌های رایج سیاسی را در «مدل حاکمیت ولایت» می‌داند و معتقد است: «اگر علت موجد انقلاب اسلامی ایران هیچ یک از علت‌هایی نبوده است که انسان این دوره را به تحرک سیاسی و شکل‌دهی به انقلاب کشانده است، آیا قابل انتظار است که ثمره پیروزی انقلاب اسلامی یکی از حکومت‌های رایج دنیای مدرن باشد؟ طبیعتاً مرجع ما برای تشکیل حکومت هیچ یک از تجربیات تاریخی بشر، جز حکومت مدینه در صدر تاریخ هجری باشد چراکه ایجادکننده انقلاب اسلامی از حیث نظری، نظریه ولایت فقیه بود که بنیانگذار جمهوری اسلامی آن را در کتاب ولایت فقیه طرح و تفسیر کرده است.»

 

او با اشاره به سیطره تفکر غرب بر مناسبات جهان مادی، دنیا را در آستانه یک توبه تاریخی می‌داند که باید از لجنزار غرب رجعت کند و مجدداً به اصالت خویشتن بازگردد: «انقلاب اسلامی، رستاخیز تاریخی انسان است که بعد قرن‌ها هبوط اتفاق افتاد. انقلاب اسلامی توبه‌ای تاریخی است و غایت آن هرگز اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نیست. انقلاب اسلامی یک انقلاب فرهنگی است آن هم در جهانی که به صورت یک دهکده جهانی آن هم با فرهنگی واحد (همان فرهنگ غرب)، درآمده است. فرهنگ غرب یعنی فرهنگ غربت انسان از حقیقت.»

 

انقلاب اسلامی؛ نه سکولار، نه دموکراتیک

شهید مرتضی آوینی اولین گام برهم زننده نظم نوین جهانی را، محو انحصار اندیشه سکولاریته از مدل‌های رایج حکومتی می‌داند. او تأسیس حکومت ذیل پرچم اسلام را ذاتاً با عرفی‌گرایی معارض می‌داند و پیوند دو عنصر سیاست و معنویت را در انقلاب اسلامی متجلی می‌داند:

«پذیرش شریعت اسلام، چه بدانند یا ندانند، ملازم با قبول این حکم است که شریعت اسلامی می‌تواند به تأسیس حکومت بپردازد. شریعت همچنان که دارای حیثیتی عبادی است، حیثیتی سیاسی نیز دارد. و این دو وجه خواه، ناخواه ملازم با یکدیگر و انفکاک‌ناپذیرند.»

 

شهید مرتضی آوینی «ولایت فقیه» را مدل حکومتی بدیع می‌داند که سکولاریته را زیر پا می‌گذارد و به فطرت بشر نزدیک می‌شود. اساساً شکل حکومتی ولی فقیه از نظر آوینی مدلی است که تصورش موجب تصدیق است: «ولایت فقیه تنها صورتی است که حکومت اسلامی به خود می‌گیرد و این از حقایقی است که تصورش موجب تصدیق است. این ولایت تا قبل از مرحله تأسیس حکومت، خود به خود فعلیت و تحقق دارد و بحث تقلید در احکام شرع، کاملاً فطری است. در تأسیس حکومت هم، خواه ناخواه، موجبیت‌های فعلی و ضرورت‌های عقلی ما را ناگریز می‌کند که ولایت فقیه را در مقام ثبوت از گزند تکثر و تفرقی که به آن دچار است خارج کنیم و به آن صورتی واقعی و قابل حصول بدهیم.»

 

شهید مرتضی آوینی با تأثیرپذیری از نظریه ولایت فقیه امام خمینی، در خصوص اصل نقش مردم در حاکمیت نظر ویژه‌ای دارد که با نظر بسیاری از روشنفکران هم‌دوره‌اش متعارض است. بحثی که همین حالا نیز مورد مناقشه روشنفکران و تئوری‌پردازان نظریه ولایت فقیه است.

 

شهید مرتضی آوینی نقش مردم را مؤید تشکیل حکومت و نه مشروعیت‌بخش به آن می‌داند: «بیعت یا انتخاب مردمی اگرچه شرط لازم و مطلق احراز مقام ولایت نیست، اما شرطی است که ولایت یا حاکمیت را به فعلیت می‌رساند، چنان که تجربه تاریخی خلافت امیرالمؤمنین (ع) به آن اشاره دارد. بیعت مردم با او بعد از مرگ عثمان ولایتی را فعلیت بخشید که پیش از این، در غدیر خم و از جانب خدا و به دست رسول انتصاب یافته بود. یعنی احراز صلاحیت برای ولایت گرچه با بیعت یا انتخاب مردم به اثبات نمی‌رسد اما، این هست که تا اتفاق مردم جمهور نباشد، ولایت صورتی بالفعل نمی‌یابد.»

شهید مرتضی آوینی
شهید مرتضی آوینی

جمهوری اسلامی به معنای دموکراسی نیست

این برداشت آوینی از نقش مردم در شکل‌دهی به انقلاب، دقیقاً مقابل انگاشت دموکراتیک از ماهیت نقش مردم در حکومت قرار دارد. از این جانب آوینی، میان روشنفکران متهم به گریز از اصول دموکراسی است که البته آوینی از این مسئله استقبال می‌کند.

او بین دموکراسی در آرا و نظریات غربی با آن چه در واقعیت تحقق یافته، تفاوت قائل است و دموکراسی محقق شده در جهان مدرن را همچون «علامه طباطبایی» مدلی از حکومت‌داری می‌داند که صرفاً کلاهی بر سر دیکتاتوری و توتالیتریسم گذاشته و غایت آن را با روش‌های تازه‌تر و با همان شدت بلکه بیشتر ادامه می‌دهد.

 

شهید مرتضی آوینی می‌نویسد: «حقیقت دموکراسی به صورتی که اکنون در غرب، تحقق یافته است، مقابل توتالیتریسم قرار ندارد بلکه صورت پیچیده‌تری از همان است که خود را بر توهمی از خواست همگانی استوار نموده است. انتخاب آزاد توهمی بیش نیست! بین این دو راه که آرای مردم را تحت سیطره یک اتمسفر رسانه‌ای به سمت مؤلفه‌های خاصی جهت دهند و این راه که با زور تهدید و تطمیع مردم را به جهت مطلوب خود برانند، تفاوتی نیست، جز اینکه مسیر اول فریبکارانه‌تر است. دموکراسی غربی گونه‌ای پیچیده از نظام‌های توتالیتر است… اگر دیکتاتورها با این استدلال که مردم خود قدرت تشخیص نیازهای واقعی خویش را ندارند، وجود خود را توجیه کرده‌اند، دموکراسی غربی نیز عرش دیکتاتوری خود را بر بنیان سخیف‌ترین نیازهای بشر امروز بنا کرده است.»

 

نرم‌افزار حاکم بر تمدن اسلامی

زمانی که آوینی ولایت فقیه را به عنوان رکن محوری تمدن‌سازی اسلامی برجسته می‌کند، در واقع نه فقط مدل سیاسی حکومت‌های رایج را نفی می‌کند، بلکه چندگام جلوتر از این می‌ایستد و به سراغ مبانی فلسفی آنان رفته و آن را به مبارزه می‌طلبد.

از نظر آوینی، نرم‌افزار بنیادینی که حکومت اسلامی و مدل ولایت فقیه بر پایه آن بنا نهاده می‌شود، نمی‌تواند «علم» به معنی رایج و غربی باشد: «بدون تردید ولایت علمی، ملازم با نفی ولایت فقهی است. ولایت علمی فقط به آن معنا نیست که متخصصان علوم تجربی بر سرکار باشند، بلکه به این معناست که غایات را نیز دربر بگیرد که چنین حکومتی به هیچ وجه اسلامی نخواهد بود. اگر شمولیت مدیریت علمی تعیین غایات را دربربگیرد، حکومت اسلامی و ولایت فقیه به صورت کامل نقض خواهد شد و نتیجه دولتی است تکنولوژیک که در آن مالکان کارخانجات و تکنوکرات‌ها حاکمیت مطلق خواهند داشت.»

 

شهید مرتضی آوینی  در تعریف معرفت، آن را به دو قسم دینی و غیردینی تقسیم می‌کند و معتقد است معرفت غیردینی با ابزار علوم تجربی هرگز نمی‌تواند ما را به حقیقت معرفت برساند: «معرفت دینی، معرفتی متافیزیکی است و کلی و مطلق، اما قوانین علمی غیرقابل تعمیم و اطلاق، اثبات‌ناپذیر و در عین حال ابطال‌پذیر، غیربرهانی و غیریقینی هستند.

نباید انتظار داشت که علم بتواند ما را به معرفت حقیقت برساند و معرفت دینی در تقرب به حقیقت هرگز نیازمند به علوم تجربی یا انسانی نیست. این حکم البته با این واقعیت که حکومت اسلامی در حل مسائل جدید نیازمند به انسان هایی صاحب مهارت علمی است منافاتی ندارد.»

 

شهید مرتضی آوینی این نرم‌افزار را نه فقط به عنوان خوراک مصرفی حکومت اسلامی می‌داند، بلکه آن را ابزاری برای تحول دنیا و پیشنهاد یک تمدن جدید به بشریت مناسب می‌داند.

تمدنی که در آن بار دیگر توجه بشر را که پس از موج مدرنیته به زمین دوخته شده، به آسمان متوجه خواهد ساخت: «انقلاب اسلامی ظرفیت ایجاد تحول در دنیا را دارد. یعنی می‌تواند بر مبنای فلسفه سیاسی خودش نرم‌افزار و سخت‌افزار جدید تولید کند که راه را برای یک تمدن و توسعه جدید پیش روی بشریت قرار بدهد… عالم درگیر حوادث عظیمی است که همه چیز را دگرگون می‌سازد. و این تحول خلاف دو قرن گذشته، نه از درون تکنولوژی که از عمق روح مجرد انسان برخاسته است. استمرار این تحول هرگز موکول به آن نیست که تجربه تشکیل نظام حکومتی اسلام در ایران به توفیق کامل بینجامد؛ این امری است که به مرزها محدود نمی‌ماند و اگر رنسانس توجه بشر را از آسمان به زمین برگرداند، این تحول بار دیگر بشر را متوجه آسمان خواهد نمود. چه بخواهیم و چه نخواهیم، لائیسم و اومانیسم محکوم به شکست هستند.»

 

روش درست تقابل تاریخی با غرب

بسیاری از معاصران شهید مرتضی آوینی و حتی روشنفکران کنونی، از غرب هیولایی دست نایافتنی ساخته‌اند که نفوذ به آن ناشدنی است و از تأثیرپذیری از مؤلفه‌های هژمون آن گریزی نیست چراکه به زعم آنان حتی اگر حرف ما درست و موجه باشد، اما قدرت رسانه‌ای و توان استیلا در جهان مدرن به گونه‌ای است که توان رویارویی با آن در انقلاب نوپای اسلامی وجود ندارد.

 

اما شهید مرتضی آوینی این تقابل تاریخی را نقطه عطفی می‌داند که از قضا سبب رد تفکر دینی و کسب تجربه‌ای تاریخی باشد. او معتقد است: «این تقابل که میان فرهنگ انقلاب اسلامی و فرهنگ غرب وجود دارد، در شرایط طبیعی می‌تواند اسباب شکوفایی و کمال تفکر دینی را فراهم آورد و عرصه‌ای باشد برای یک تجربه تاریخی که بعد از ۱۴ قرن، یک‌بار دیگر- بعد از حکومت ده ساله مدینه- تکرار شود. مسلم است که علوم جدید نمی‌توانند ایجاباً به کمال معرفت دینی مددی برسانند اما این تقابل که از آن سخن رفت می‌تواند زمینه‌ای برای فعلیت یافتن و ظهور تام و تمام حقیقت دین فراهم کند. آن سان که شب در برابر ستارگان. این تقابل ما را ورزیده می‌کند و حقیقت دین را، چه در مقام نظر و چه در مقام عمل، به منصه ظهور نزول در عالم تفصیل می‌کشاند و نردبان تعالی فرهنگ اسلام واقع می‌شود.»

 

شهید مرتضی آوینی
شهید مرتضی آوینی

 

اصل نباید بر ممانعت باشد

اما شهید مرتضی آوینی مدلی که برای این تقابل تاریخی بیان می‌کند، مواجهه سلبی نیست. او هرچند همه حیثیت و مبانی غرب را به چالشی عظیم مقابل انقلاب اسلامی فرامی‌خواند، اما برای این چالش به دنبال ابزار و استدلال و بیان است؛ او برخورد سلبی نسبت به مظاهر تمدن غرب را صرفاً سبب افزایش آسیب‌پذیری در جامعه می‌داند: «برای مواجهه با این پدیدار اصل را نباید بر ممانعت گذاشت چراکه اصلاً وجود این لوازم و گسترش آن‌ها در سراسر دنیا امری است به مقتضای تاریخ و خارج از اختیار. به عنوان مثال ممانعت از ویدئو خواستاران آن را حریص‌تر و ما را آسیب‌پذیرتر خواهد کرد.»

 

مدل آوینی در این تقابل تاریخی، هجوم و خط‌شکنی است. آثار هنری آوینی نیز به خوبی منعکس‌کننده این تقابل تاریخی هستند. او از روشنفکران می‌خواهد به جای عافیت‌طلبی، پا در گریزگاه پرخطر این تقابل گذاشته و خود را مسلح به ابزار مناسب برای این رویارویی عظیم نمایند: «ما عادت کرده‌ایم برای دور ماندن ازخطرات، اصل را بر پرهیز بگذاریم.

این واکنش تا آن جا کارساز است که بتوان از منطقه خطر فاصله گرفت. وقتی طوری در محاصره خطر واقع شویم که دیگر امکان فرار وجود نداشته باشد باید جنگید و محاصره را شکست.

از همان ابتدا جامعه دیندار در برابر غرب و مظاهر آن همواره چاره را در آن می‌یافته که پیله‌ای امن برای خود دست و پا کند و به درون آن بخزد. در حالی که این مواجهه توفیقی است اجباری که به انکشاف حقیقت دین مدد خواهد رساند و نه فقط مددرسانی، که اصلاً در عالمی که حقایق به اضدادشان شناخته می‌شوند، این تنها راه ظهور و انکشاف حقیقت دین است.

نیچه خطاب به فیلسوفان می‌گوید خانه هایتان را بر دامنه کوه‌های آتشفشان بنا کنید و من همه کسانی را که طالب حقیقت‌اند، مخاطب این سخن می‌یابم.»

 

فرجام سخن

سیدمرتضی آوینی غرب را خوانده است، آن را فهمیده است و بالاتر از همه، آن را زندگی کرده است. در روزگاری پیش از انقلاب، او با سبک زندگی غرب همساز بوده است و به واسطه علاقه‌اش به فلسفه غرب، تسلطی نسبی بر ابعاد جامعه‌شناسی مدرنیسم دارد. لذا آنچه آوینی می‌گوید یا می‌نویسد، فراتر از تکرار سخنان پایه گذاران انقلاب یا حتی سلسله جلسات و سخنرانی‌های احمدفردید است.

 

شهید مرتضی آوینی نفی غرب را از فردید توشه گرفته و انقلاب را با خمینی شناخته است. اما آنچه می‌نویسد، نهایتاً از یک عمق اعتقادی و شناخت عمیق نسبت به ماهیت انقلاب اسلامی برخاسته است که در نتیجه همین مجاورت او با مظاهر فرهنگ غرب (از رمان‌های غربی تا آثار نمایشی آن و…) بوده است. برای همین شنیدن چارچوب اندیشه اسلامی از نگاه آوینی که تربیت‌کننده نسل دوم و سوم هنرمندان انقلاب است بسیار قابل تأمل است.

 

شایسته آن است هنرمندانی که دم از آوینی و پیشگامی او و ارادت به وی می‌زنند، این چارچوب فکری را یک‌بار مرور کنند و هم به بازشناسی نظرات او در خصوص غرب (که در مبانی توسعه تمدن غرب به تفصیل تشریح نموده) و هم به وجوه اثباتی و اندیشه سیاسی او از تمدن اسلامی بپردازند چراکه این وجه آوینی (آوینی متفکر) حتی چه بسا از «آوینی هنرمند» یا «آوینی منتقد» بسیار مهم‌تر و پرمایه‌تر باشد.

 

یادداشت از محمد حسن صادق پور 

منبع : جوان آنلاین (کد ۸۴۶۲۵۷)

جزئیات تشییع شهدا در ایام فاطمیه ۹۵ + آدرس‌های سراسر کشور

پیکر ۲۲۴ شهید دوران دفاع مقدس همزمان با ایام شهادت حضرت زهرای مرضیه(س) در ۳۱ استان کشور و در ۱۱۲ نقطه تشییع و به خاک سپرده خواهد شد.

 

به گزارش سایت بنیانا به نقل از خبرگزاری تسنیم ، همزمان با ایام عزاداری فاطمیه دوم و سالگرد شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)؛ ۳۱ استان کشور میزبان پیکر مطهر ۲۲۴ شهید دفاع مقدس خواهند بود که هویت ۳۰ تن از این شهیدان گرانقدر شناسایی شده و ۱۹۴ پیکر به‌صورت گمنام در مراسمی باشکوه در ۱۱۲ نقطه کشور تشییع و خاکسپاری خواهند شد.

 

این شهیدان در استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، تهران، البرز، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، خراسان شمالی، خوزستان، سمنان، گلستان، فارس، کهگیلویه و بویراحمد، هرمزگان، بوشهر، قزوین، قم، کرمان، سیستان و بلوچستان، گیلان، لرستان، مازندران، مرکزی، کرمانشاه، ایلام، کردستان، همدان و استان یزد تشییع و به خاک سپرده خواهند شد.

 

جزئیات تشییع و خاکسپاری به این شرح است:

 

آذربایجان شرقی

پادگان نزاجا عجب‌شیر روز ۱۲ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

شهر خسروشاه شهرستان تبریز روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهر ترکمانچای شهرستان میانه روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهر گوگان شهرستان آذرشهر روز ۱۱ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

مرکز آموزش حضرت ولی عصر(عج) ناجا روز ۱۱ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

شهرک شهید برادران روز ۱۱ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

 

اردبیل:

دانشکده فنی و حرفه‌ای برادران اردبیل روز ۱۱ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

دانشگاه آزاد پارس‌آباد روز ۱۲ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

 

زنجان:

شهر زرین‌رود شهرستان خدابنده روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

 

اصفهان:

دانشکده فنی و حرفه‌ای برادران کاشان روز ۸ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهر خورزوق شهرستان برخوار روز ۱۳ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

پادگان توپخانه ارتش (شهر رضا) روز ۱۳ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

 

چهارمحال و بختیاری:

شهر گندمان شهرستان بروجن  روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهر فرادنبه شهرستان بروجن  روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهر دستنا شهرستان شلمزار  روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

دانشکده فنی و حرفه‌ای برادران شهرکرد روز ۱۱ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

 

تهران:

بوستان امید (منطقه ۱۵) روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس  روز ۹ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

بوستان ۲۲ بهمن (منطقه ۱۹ تهران) روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهرک مهرآباد (منطقه ۹ تهران) روز ۱۱ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

دانشگاه جامع امام حسین(ع) روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

حوزه علمیه معیر (منطقه ۱۲تهران) روز ۱۲ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

پادگان توحید قرچک (لشکر عملیاتی خاتم الانبیاء(ص)) میزبان یک شهید گمنام

دانشگاه علوم پزشکی بقیة الله(عج) میزبان دو شهید گمنام

دانشگاه آزاد اسلامی دماوند روز ۱۱ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

صنایع حدید ودجا میزبان دو شهید گمنام

 

البرز:

دانشکده فنی و حرفه‌ای خواهران کرج  روز ۱۰ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

 

خراسان جنوبی:

دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

دانشگاه آزاد اسلامی فردوس روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

دانشگاه صنعتی بیرجند روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

 

خراسان رضوی:

شهرستان خلیل‌آباد روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهر انابد شهرستان بردسکن روز ۱۳ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

حوزه علمیه امام محمد باقر(ع) میزبان یک شهید گمنام

 

خراسان شمالی:

شهر درق شهرستان جاجرم روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

ستاد ناجای استان روز ۱۲ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

 

خوزستان:

تیپ حضرت مهدی(عج) سپاه استان روز ۱۱ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

پادگان آموزشی شهید باکری دزفول روز ۱۲ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

صالح‌شهر شهرستان گتوندروز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهر شرافت شهرستان شوشتر روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهرک نفت اهواز روز ۱۱ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

بخش رغیوه شهرستان هفتکل روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

 

سمنان:

شهر بیارجمند شهرستان میامی روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهر مهدی‌شهر روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

دانشکده فنی و حرفه‌ای خواهران شاهرود روز ۱۰ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

 

گلستان:

دانشکده فنی و حرفه‌ای مائده گرگان روز ۱۱ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

شهر سرخنکلاته گرگان روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

دانشکده فنی و حرفه‌ای علی‌آباد کتول روز ۱۱ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

شهر مزرعه علی‌آباد کتول روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

اردوگاه سپاه نینوا (شیرآباد) روز ۱۱ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

 

 فارس:

شهر زرقان روز ۱۲ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

دانشکده فنی و حرفه‌ای باهنر شیراز روز ۱۱ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

پادگان امام جواد(ع) شیراز روز ۱۱ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

شهر مادر سلیمان پاسارگاد روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

 

کهگیلویه و بویراحمد:

دانشگاه آزاد یاسوج روز ۱۱ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

 

هرمزگان:

منطقه چهواز پارسیان روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهر سردشت (مرکز شهرستان بشاگرد) روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهر فین شهرستان بندرعباس روز ۱۳ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

والی‌شهر (منطقه کشپیری) روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهر شمیل شهرستان بندرعباس روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهر تخت شهرستان بندرعباس  روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهر تازیان شهرستان بندرعباس روز ۱۱ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهرک المهدی منطقه پنجم ندسا روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

بندر مقام شهرستان بندر لنگه روز ۱۱ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

 

بوشهر:

منطقه چهارم دریایی سپاه روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهر بردستان شهرستان بندر دیر روز ۱۲ اسفند ماه میزبان سه شهید گمنام

شهرستان جم روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

 

قزوین:

شهر شریف‌آباد شهرستان قزوین روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

 

قم:

شهر جعفریه شهرستان قم روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

شهرک پردیسان قم روز ۱۲ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

دانشگاه حضرت معصومه(س) قم روز ۱۴ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

 

کرمان:

تشییع ۷ شهید گمنام در دانشگاه‌های استان کرمان در روز چهارشنبه ۱۱ اسفند ماه و تشییع ۱۰ شهید گمنام و یک شهید تازه شناسایی شده در روز پنج‌شنبه ۱۲ اسفندماه ۹۵ انجام خواهد شد:

خواجه‌شهر شهرستان سیرجان در روز پنج‌شنبه ۱۲ اسفندماه میزبان دو شهید گمنام

امین‌شهر شهرستان انار در روز پنج‌شنبه ۱۲ اسفندماه میزبان دو شهید گمنام

شهر هنزا شهرستان رابر در روز پنج‌شنبه ۱۲ اسفندماه میزبان دو شهید گمنام

دانشگاه جیرفت در روز چهارشنبه ۱۱ اسفندماه میزبان دو شهید گمنام

دانشگاه آزاد کهنوج در روز چهارشنبه ۱۱ اسفندماه میزبان دو شهید گمنام

شهر جبال‌بارز جیرفت در روز پنجشنبه ۱۲ اسفندماه میزبان یک شهید گمنام

دانشگاه پیام نور کرمان در روز چهارشنبه ۱۱ اسفندماه میزبان دو شهید گمنام

دانشگاه صنعتی شهرستان سیرجان در روز چهارشنبه ۱۱ اسفندماه میزبان یک شهید گمنام

شهر بلورد شهرستان سیرجان در روز پنجشنبه ۱۲ اسفندماه میزبان دو شهید گمنام

شهر انار در روز پنجشنبه ۱۲ اسفندماه میزبان یک شهید گمنام

 

سیستان و بلوچستان:

شهر بزمان روز ۱۲ اسفند ماه میزبان سه شهید گمنام

شهر قصر قند روز ۱۲ اسفند ماه میزبان سه شهید گمنام

شهر راسک روز ۱۲ اسفند ماه میزبان سه شهید گمنام 

شهر بمپور روز ۱۲ اسفند ماه میزبان سه شهید گمنام

شهر چابهار (منطقه آزاد) روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

پایگاه دریایی چابهار سپاه روز ۱۲ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

شهر زاهدان پادگان سلمان روز ۱۲ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

 

گیلان:

بازار جمعه شهرستان صومعه‌سرا روز ۱۱ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

مسکن مهر رشت روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

 

لرستان:

دانشگاه آیت الله بروجردی شهر بروجرد در روز ۱۰ اسفندماه میزبان دو شهید گمنام

شهر سراب دوره (مرکز شهرستان چگنی) روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام 

دانشگاه آزاد اسلامی درود روز ۱۰ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

 

مازندران:

دانشگاه آزاد اسلامی نور روز ۱۰ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

دانشگاه علوم و فناوری بهشهر روز ۱۰ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

دانشگاه علوم قرآنی آمل روز ۱۰ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

دانشگاه فرهنگیان دخترانه ساری روز ۱۰ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

دانشگاه فرهنگیان پسرانه ساری روز ۱۰ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

 

مرکزی:

دانشگاه آزاد اسلامی خمین روز ۱۰ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

دانشگاه آزاد اسلامی محلات روز ۱۱ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

 

کرمانشاه:

قرارگاه نجف کرمانشاه روز ۱۱ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

شهرستان قصر شیرین روز ۱۲ اسفند ماه میزبان سه شهید گمنام

 

ایلام:

شهر مورموری شهرستان آبدانان روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

دانشگاه علوم پزشکی ایلام روز ۱۴ اسفند ماه میربان دو شهید گمنام

شهر چوار شهرستان ایلام روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

 

کردستان:

شهر دلبران شهرستان قروه روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام

دانشگاه آزاد اسلامی قروه روز ۱۲ اسفند ماه  میزبان دو شهید گمنام

لشکر بیت المقدس سنندج روز ۱۱ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

 

یزد:

دانشگاه آیت الله حائری میبد روز ۱۱ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

دانشکده فنی و حرفه‌ای برادران تفت روز ۱۰ اسفند ماه میزبان یک شهید گمنام

شهر مروست روز ۱۲ اسفند ماه میزبان دو شهید گمنام.

 

 

کتاب رسول مولتان درباره بزرگ مردی در غربت و زیر تیغ وهابیت ملعون

کتاب رسول مولتان
کتاب رسول مولتان
کتاب رسول مولتان

کتاب رسول مولتان روایت واقع گرایانهٔ زندگی شهید سید محمد علی رحیمی است از زبان همسرش.

روایتی از روزهایی که در غربت، زیر تیغ وهابیت گذراند ولی میدان را خالی نکرد.

میدان را خالی نکرد تا حرف امام (ره) زمین نماند و ندای انقلاب اسلامی را به گوش هر شنوا و تشنهٔ حقیقتی برساند.

عرصهٔ فرهنگ شد میدان مبارزه‌اش و قلمش سلاحش.

رسول مولتان تنها گوشه‌ای از جهاد خستگی ناپذیرش است، که در هفت فصل گنجانده شده است.

و اندک تلاشی است در نشان دادن گوشه‌ای از چهرهٔ فرزندان خلف وهابیت و اسرائیل که ریختن خون شهید سید محمد علی رحیمی و امثال او تنها یکی از جرایمشان است و جهد عاجزشان.

چرا که بر کسی پوشیده نیست، وی و همرزمان شهیدش که خونشان در راه استحکام و صدور انقلاب ریخته شد، رضایتمندانه از جنت اعلی می‌نگرند و می‌شنوند: «مفاهیم انقلاب و مفاهیم اسلام، عطر گل‌های بهاری است. هیچ کس نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد. پخش می‌شود. همه جا می‌رود. نسیم روح‌افزا و روان‌بخشی است که همه جا را به خودی خود می‌گیرد. حالا جنجال کنند، داد و بیداد کنند، رفته. صادر شده…»

رسول مولتان، روایت زندگی شهید سید محمد علی رحیمی، رایزن فرهنگی ایران در کشور هند و شهر مولتان پاکستان است. در این کتاب، تمام داستان زندگی شهید، از زاویه دید همسر شهید روایت شده است.

 

توجه ویژه نویسنده در توصیف‌های جزئی از محیط خانه و کارهای خانه، رتق و فتق کارهای فرزندان، رسیدگی به درس و تربیت ایشان در شرایط دشوار غربت دهه شصت و نیمه اول هفتاد، شرح دقیق حالات روحی و تاثیر و تأثرها در رفتارهای راوی در محیط زندگی جدید غربت، رسول مولتان را در ذهن و باور مخاطب باور پذیر و خواستنی ساخته است.

 

نکته بعدی،‌ ادبیات زنانه و وجود حس زنانگی در داستان، اثر را از شمار آثار مشابه زندگینامه‌های داستانی رایج متمایز ساخته است.

 

عدم خود سانسوری راوی در روایت صادقانه وقایع زندگی و از سویی پرهیز از اغراق در پرداخت شخصیت شهید،‌ و روایتی ملموس، واقعی از چهره و زندگی شهید، از دیگر امتیازات رسول مولتان محسوب می‌گردد که داستان را هر چه بیشتر باور پذیر و خواندنی نموده است و اینها از جمله نقاط قوت رسول مولتان به شمار می‌آید.

 

داستان زندگی شهید، به صورت خطی و از زاویه اول شخص من راوی روایت می‌شود، اما در کتاب، روایت ممتد و طولانی راوی از وقایع زندگی، به نوعی به پرگویی ملال‌آور می‌انجامد. از این جهت نویسنده از تمهیدات عناصر داستانی، مانند صحنه، نیم صحنه، گفتگوها، فضاسازی، تعلیق غافل مانده است و فواید به شدت تاثیر گذار آن در نگارش اثر را مورد نظر قرار نداده است. 

 

البته شاید باید چنین گفت که چنین رخدادی، در عرصه زندگینامه نویسی داستانی، اتفاق تازه‌ای نیست.  تا به اکنون، بیشترین ضعف نویسندگان جوان، در نگارش زندگینامه‌های داستانی به همین منوال بوده است. بدین جهت، رسول مولتان بیشتر اثری روایی است، نه داستانی.

 

گزیده کتاب رسول مولتان | قسمت ۱۶

‏ به همکاران دیگر هم تذکر می‌دادم که همسرانتان را به تحصیل تشویق کنید. به نظرم، انقلاب به نیروهای متخصص مذهبی احتیاج داشت. مذهبی‌ها نباید این‌قدر غرق کار شوند که از درس بمانند. برایشان استدلال می‌آوردم که فردا همین نیروهای غیرمذهبی زودتر از همه تحصیلاتشان کامل می‌شود و برمی‌گردند ایران و در رأس امور قرار می‌گیرند. آن‌وقت افرادی که دلسوز انقلاب‌اند، جایگاهی ندارند و باید در انزوا به سر ببرند. به این مسئله به چشم یک آفت بزرگ برای انقلاب، نگاه می‌کردم.

 

چگونه کتاب رسول مولتان را بخریم

نام کتاب: رسول مولتان | انتشارات: سوره مهر | تاریخ نشر: اردیبهشت ۱۳۹۴

تعداد صفحات: ۲۱۵ | قطع: رقعی | شابک: ۹۷۸-۶۰۰-۰۳-۰۱۴۲-۲

نوبت چاپ: اول | قیمت: ۱۱۰,۰۰۰ ریال | شمارگان: ۲۵۰۰

خرید تلفنی:

با تلفن ۶۶۴۶۰۹۹۳ تماس بگیرید. (ارسال رایگان)

خرید اینترنتی:

به لینک http://sooremehr.ir/fa/book/2256 مراجعه نمایید. (فروشگاه اینترنتی سوره مهر) 

یا آنکه از فروشگاه پاتوق کتاب فردا اقدام کنید ؛ لینک 

به لینک 

خرید حضوری:

تهران – گلزار شهدای بهشت زهرا (س) – جنب خانه شهید | مدیریت: آقای عامری | تلفن: ۰۹۱۲۴۰۷۱۸۹۵

 

ویدیو : معرفی کتاب رسول مولتان در شبکه افق سیما

دانلود فیلم (۴۰مگابایت) 

شهید محمد علی رحیمی , سردار فرهنگی ایران در هند و پاکستان

شهید محمد علی رحیمی
شهید محمد علی رحیمی
شهید محمد علی رحیمی

درباره زندگی شهید محمد علی رحیمی 

شهید سید محمد علی رحیمی در ۱۹ تیرماه ۱۳۳۶ در شهر اهواز متولد شد. در همان سنین کودکی به دلیل شغل پدر ساکن تهران شد.

 

از نوجوانی فعالیت‌های فرهنگی-انقلابی خود را آغاز نمود و پس از انقلاب در مراکزی مانند کمیته انقلاب اسلامی، کانون بعثت، وزارت ارشاد و سپاه فعالیت نمود و نهایتاً در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به عنوان کارمند رسمی شروع به کار کرد.

 

شهید رحیمی در طی فعالیت خود در سازمان، ماموریت‌های مختلفی به کشورهای آسیایی و آفریقایی از جمله هندوستان، پاکستان، افغانستان و نیجریه، جهت بررسی اوضاع مسلمانان، به خصوص شیعیان، داشت.

 

و آخرین مأموریتش سال ۱۳۷۴ به کشور پاکستان به عنوان رایزن فرهنگی و مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران بود که پس از گذشت یک سال و شش ماه از مأموریت، در دفتر کارش به دست گروهک وهابی ‘جهنگوی’ به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

در ادامه مطلب خلاصه از زندگی این شهید بزرگوار و سخنان دوستانش درباره او را میخوانیم ؛ همراه بنیانا باشید  

 

شهید محمد علی رحیمی در کلام همسر ایشان 

بارزترین ویژگی که شهید رحیمی داشتند تفاوت روزهایشان بود. هیچ وقت اجازه نمی دادند امروزشان مانند دیروزشان بگذرد. همیشه حتی شده بسیار ناچیز و کم سعی می‌کردند اعمال و کارهایشان با روز قبل تفاوت داشته باشد. و حتما بهتر و مفیدتر از روز قبل باشند. حتی شده یک آیه بیشتر تلاوت قرآن از روز قبل.

 

نه تنها در امور مذهبی و اداری بلکه در امور کاری و انجام وظایفشان چنین بودند. در ۱۶ سال زندگی مشترکی که کنار ایشان داشتم، ندیدم دو روز از عمرشان را مثل هم بگذرانند. این تغییرات جزیی کم کم بزرگتر می شد و پله های رشد اخلاقی و عبادی را می‌دیدم که ایشان شتابان طی می کردند. لوح وجودشان به مرور زمان از کاستی‌ها و عیب‌ها پاک شد و به درجه شهادت رسیدند.

 

در کنار ایشان حس کردم و دیدم که نیازی به رفتن دنبال کارهای بزرگ نیست. اگر انسان همان کارهای در ظاهر کوچک را درست انجام دهد خود به خود کارهای بزرگ در مسیرش قرار می‌گیرد و توفیق انجام دادنشان را پیدا می‌کند و پله پله رشد می‌کند. مثل شهید رحیمی. در بهمن ماه سال ۷۵ ایشان وظیفه داشتند مثل سایر رایزن‌ها در خانه فرهنگ ملتان که تحت مدیرتشان بود مراسمی برای سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بگیرند.

 

شب بعد ایشان باید گزارش مراسم را به ایران ارسال می کردند و برای ترجمه بعضی مطالب روزنامه‌های اردو زبان به کمک من نیاز داشتند. من هم به خاطر بعضی جریانات اداری قبول نمی‌کردم. از ایشان اصرار و از من انکار. دست آخر دلم برایش سوخت. با مظلومیت خاصی گردنش را کمی خم کرد.

–  حالا به خاطر من انجام بده.

در مقابل این حالتش چاره‌ای جز تسلیم نداشتم. دلم نیامد نه بگویم، و متن‌ها را برایش ترجمه کردم. ولی نه به خاطر خدا بلکه به خاطر ایشان. شاید همین بود که علی راه سعادت را به سرعت رفت و من به گرد پایش هم نرسیدم.

 

همه کارهایش همین بود. همه وظایفش را بدون هیچ چشم داشتی فقط برای رضای خدا انجام می‌داد. حتی سفر به ملتان را هم بر حسب تکلیف و انجام وظیفه قبول کرده بود. این را وقتی در مراسم معارفه ملتان سخنرانی کرد فهمیدم. استخاره‌ای که گرفته بود را درسخنرانی‌اش بازگو کرد.

 

– من قبل از آمدن استخاره کردم. جواب آمد که در راه قرآن و خدا قدم می‌گذاری. من هم مصمم آمده‌ام و برای کار کردن به یاری شما احتیاج دارم.

یک سال و نیم بعد. در غباری از غربت و خستگی بعد از آن همه کار روی دست یارانش تشییع شد.

….

photo_2016-12-13_12-16-28

شهید محمد علی رحیمی در نگاه یاران و دوستان 

شهید رحیمی بسیار متعهد و مسئول بود. در همه امور ایشان در بین همکاران به این ویژگی شناخته شده بودند. چه امور مذهبی چه امور اداری، که مسئولیت انجامشان را داشتند. سال‌هایی که در هند خدمت و تحصیل می کردند و زمانی که در ملتان بودند همه دغدغه‌شان خدمت به مسلمین و ترویج فرهنگ شیعه و برقراری وحدت بین مسلمین بود.

 

کاری نبود که به ایشان محول شود و در پایان تحسین همگان برانگیخته نشود. کار فرهنگی و تبلیغ فرهنگ شیعه در خون ایشان بود. خصوصا با خصلت‌های رفتاری که داشتند و انسان دوستی و محبت به مستضعفین سرآمد همه فعالیت‌هایشان بود.ویژگی دیگری که ایشان بین همکاران به آن شناخته شده بودند کم خوابی بود.

 

وقتی همه کارهای روزانه را انجام می دادند تازه نوبت به خدمت های خارج از وظایفشان و امور اداری می‌رسید، و راه حلی که برای کمبود وقت پیدا می‌کردند کم کردن ساعات خواب و استراحتشان بود.  هیچ وقت کار را کنار نمی گذاشتند. شده بود تا صبح نخوابند، نمی خوابیدند ولی کار را به نحو احسن انجام داده و به پایان می‌رساندند.

 

 به خاطر فرمانبرداری محضشان از امر ولی فقیه‌شان و محبت بسیاری که به رهبر داشتند فرمایش ایشان در باب ترویج فرهنگ ناب محمدی در داخل و خارج کشور سرلوحه همه کارها و فعالیت‌های شهید رحیمی قرار داشت. و در این قضیه اهالی تسنن و تشیع برایش یکسان بودند و فقط به وحدت اسلامی می‌اندیشید. تئوری منحصر به فردی درباره تقریب مذاهب داشتند که:

 

« منظور از وحدت مسلمین و تقریب مذاهب اسلامی این است که علما و دانشمندان و مردم متعلق به گروه‌های اسلامی باید علم و درک پیدا کنند به همه مذاهب اسلامی. وقتی علم پیدا کردند و رسیدن به این نتیجه که رابطه اختلافات و اشتراکات ما ۹۰ درصد، به ۱۰ درصد است و در اصولی مثل خدا و قبله و کعبه با هم مشترکیم، می‌بینیم که فروع آنقدر مهم نیست که جنجال به پا شود. اگر خونی هم ریخته شود و جنجالی به پا شود قطعا دست شیاطین بیگانه در کار است.»

 

مسلمانان ملتان چه شیعه چه سنی این دیدگاه و فعالیتهای ایشان، و از دل و جان کار کردن برای وحدت را از ایشان دیده بودند که گلوله‌ای را که بر پیکر ایشان نشسته بود را گلوله اصابت کرده به وحدت اسلامی می‌دانستند و شهادت ایشان را بزرگ‌ترین مصیبت مشترک بین ایرانی‌ها و پاکستانی‌ها دانسته و خون ایشان را ادامه خون ابا عبدالله الحسین علیه السلام.

 

 

ابوذر و ربذه (فرازهایی از نامه شهید رحیمی به دوستانشان) 

بسم الله الرحمن الرحیم

برای من حقیر تا کنون “ابوذر” فقط یک نام بوده و “ربذه” فقط یک مکان. و اینک آرام آرام ذره ای فهیمده ام که ابوذر تنها یک نام نیست بلکه روحی است به بلندای همه غریبان و بیکسان، و ربذه تنها یک مکان محدود نیست بلکه فضایی است برای تمام غریبان. و حقیقتاً چه عالمی است، این عالم ابوذر و ربذه که هم یک بیابان بی کسی است و هم بارش عطر کرامت.

 

…گفتنی بسیار است اما نمیدانم از چه بگویم و از کجا؟ همینقدر بگویم که از ایران پا به بیرون میگذاری غریبی شیعه و غربت شیعیان را با تمام وجودت حس میکنی و کلاً مسلمانان را گونه ای دیگر می بینی، بریده از محتوای اسلام و چسبیده به بعضی از ظواهر….

 

سید محمد علی رحیمی 

(منبع : سایت شهید رحیمی)

 

آشنایی با وب سایت رسمی شهید محمد علی رحیمی  

لینک سایت : http://shahidrahimi.com

آنچه در این سایت می‌خوانید و می‌بینید گوشه‌هایی از یک قصه واقعی است. قصه زندگی سردار فرهنگی شهید سید محمد علی رحیمی. رایزن فرهنگی ایران در ملتان پاکستان.

خونش را اشقیای زمان ریختند. گروهک تروریستی جهنگوی. فرزند خلف وهابیت.

شاید نامش را کمتر شنیده باشید ولی هستند و هر روز تیغ تیزشان را گستاخانه تر از قبل به روی شیعه می‌کشند.

 

بر آنیم تا همگان بدانند آنچه وهابیت را خوش نمی‌آمد ندای وحدت شهید رحیمی بین شیعه و سنی بود. خستگی ناپذیر می‌دوید تا شکافی را که دست بیگانه میانشان عمق بخشیده بود با دست خودشان پر کند. و سرانجام روح از تن خسته‌اش در دفتر کارش که خانه امید شیعیان پاکستان بود پر کشید و خونش بر زمین ریخت تا مثل همیشه و به فرموده امام(ره) بیدارتر شویم.

 

این سایت به همت خانواده و جمعی از دوستان شهید محمد علی رحیمی ، در اسفند ۹۲ مصادف با هفدهمین سالگرد شهادتش، شروع به کار کرد تا گامی باشد هر چند کوچک در بیداری بیشتر شیعیان و معرفی این مبارز غریب. امید که با بازگو کردن خاطرات و نمایش فیلم‌ها و عکس‌ها، میسر شود آنچه در ذهن داریم و ادا شود گوشه‌ای از دِینی که بر گردن داریم. ان‌شاءالله.

 

ویدیو :  سخنان یارمحمدی(فعال فرهنگی افغنستان) پیرامون شهید رحیمی 

دانلود ویدیو (۱۵مگابایت)
بزودی معرفی کتاب رسول مولتان که درباره زندگی شهید رحیمی است را در بنیانا بخوانید