نان در گرو لیسانس نیست

نان در گرو لیسانس نیست

 

در سراسر زندگی خود، کتبی و شفاهی متذکر شده‌ام «العدل اساس الاحکام» و «بالعدل قامت السماوات والارض…» و اما دیر، بسی دیر فهمیده‌ام که پوستین بنا به قضای غیرمرضی حق وارونه شده است و حوالت قوم ایرانی نمی‌تواند از دیگر مسلمانان جدا باشد. دیگر اینکه طلب عدل ظاهر و در روزگار غیبت محال‌اندیشی است.

 

دیگر اینکه عبیدالدنیا چه یک نان داشته باشند چه یک نانوایی، چه صاحب بزرگ‌ترین مجتمع‌های صنعتی باشند که لاوک الکتریکی و فرهای باگت‌پزی تولید می‌کند، مدام از فقدان دو چیز می‌نالند: پول و عدالت! مولا علی(علیه‌السلام) می‌فرماید «الدنیا جیفه و طالب‌ها کلاب» چهل سال بیشتر اندوه بی‌جیفه ماندن کلاب را خوردم، درحالی‌که هنوز هم اگر داروندارم را بفروشم با کتاب‌هایم، پول رهن یک آپارتمان یک اتاقه هم نمی‌شود.

 

 به لطف روح‌القدس بود که فهمیدم هرکسی در این جهان درحال غرامت دادن است، چه کارهای قبل از تولد، چه کارهای بعد از تولد، این‌همه گناه و اشتباه و دروغ و غیبت و غفلت و غرور و مداخله درامور دیگران و کاهلی و نامهربانی و بداخلاقی و اتلاف وقت و دلبستگی به سراب دنیا و از این بدتر به وهم عقبی در پوست و پوستین دیگران افتادن  وخود را ذی‌حق دانستن در اختلاس وارتشاء و زدوبند و با دو رکعت نماز، ربا را کارمزد نامیدن و… .

 

روح‌القدس، مادر مقدس متعال روحی فداءلها، به بنده ابدی خود نشان داد که «ولا تزر وازره وزر اخری.» مردمی که بت‌هایشان فوتبالیست‌های داخلی و خارجی یا خواننده‌های ایرانی و خارجی یا هنرپیشه‌های حتی سریال‌های ترکیه‌ای باشد و صبح تا شام کارش اهانت به اسماء باشد، اگر هزاران غمخوار از اولیا داشته باشد، کارش کار نخواهد شد و بارش بار.

 

 جوان ایرانی حاضر نیست برود در نانوایی نان برای خانواده بخرد اما توقع دارد دولت برای او کار تهیه کند، یعنی میزی به او بسپارد و حقوق ماهیانه‌ای بپردازد. اینکه دولت‌های بی‌رمق و بی‌برنامه و درچفتی جهان سوم چنین وظیفه‌ای دارند یا نه، مسأله دیگری است اما در همین کشور فلان جوان روستایی که تن به کار می‌دهد خیلی سریع به نان‌وخانمان می‌رسد. چرا ایرانی‌ها فکر می‌کنند نان درگرو لیسانس و فوق‌لیسانس است، آن هم فقط داشتن مدرک و نه هیچ تخصصی. درمان این توقع که نشان فقدان هویت است به عهده کیست؟

 

اگر به کتاب خدا رجوع کنیم خواهیم دید ما غم «اولئک کالانعام بل هم اضل» را می‌خوریم. آن هم غم بهره کم یا زیاد آنها را از جیفه دنیا. اینکه چه خواهد شد نگرانی هیچ درویشی نیست. چون درویش جز به مرگ و رسیدن به دیدار آنکه فرمود«فمن یمت یرنی» فکر و ذکری ندارد.

 

چرا باید درویش غم دنیایی را بخورد که دوست داشتن آن سرآغاز هر خطایی است «حب الدنیا رأس کل خطیئه» و خدا سراپای آن را چنین وصف می‌کند «لعب و لهو و زینت و تفاخر و تکاثر در اموال و اولاد» که سوسیالیسم هم علاج تنوع‌طلبی آدمیزاد نمی‌شود. در این روزگار هرکس به تنگ آمد راه اروپا وآمریکا را در پیش می‌گیرد.

 

جیفه در آنجا بهتر تقسیم می‌شود! می‌توان تمام تقصیرات را به گردن قدرتمندان انداخت اما بسنده است در احوال موجودات دوپای پیرامون خود تأمل کنیم بدون فاصله و بدون حجاب علم و فضل تا عیان شود که از انعام فروتر چیست. گفتا درویشی که نباید پروای قیامت داشته باشد باید بنشیند و غصه بخورد که چرا… گذشت روزگار بوالحسن که اگر پای کسی در همه عالم به سنگی خوردی درد آن، از آن دل بوالحسن بودی. کسی نیست. جز همج رعاع نمانده است و اندوه این خیل دنیاپرست با درویشی نسبتی ندارد مگر اینکه سالک متون و عبارات را نه ظل حقایق بلکه عین حقایق شمرده باشد.

بشوی اوراق اگر همدرس مایی

که علم عشق در دفتر نباشد.

 

 

به قلم یوسفعلی میرشکاک

کارکردهای اجتماعی حجاب از نگاه قرآن کریم

حجاب، در میان موضوعاتی قرار می‌گیرد که از مدت‌ها پیش، از جمله دغدغه‌های اصلی نظام جمهوری اسلامی بوده و در محافل اجتماعی و فرهنگی مورد توجه زیادی قرار گرفته است.
برای پرداختن به مسأله حجاب و عفاف، لازم است به موضوع مهم تنظیم روابط جنسی زن و مرد در جامعه توجه کرد، زیرا اساساً مسأله حجاب و عفاف زیر مجموعه این موضوع مهم قرار می‌گیرد. بنابراین لازم است محدوده روابط زن و مرد در جامعه، از منظر دین مبنی اسلام، مشخص شود.
برخی این شبهه را طرح می‌کنند که اسلام در خصوص واجبات دیگری مانند نماز و روزه نیز اخلاقیات هم سفارش‌های مؤکدی دارد و لازم نیست در خصوص مسأله حجاب و عفاف، تاکید زیادی داشت. اما این شبهه از اساس مردود است؛ زیرا اولاً اگر روابط جنسی در جامعه نابسامان شود، جامعه دچار بحران و به هم ریختگی می‌شود و آسیب‌های فراوانی در اجتماع حادث خواهد شد.

به عبارت دیگر، انحرافات جنسی، زمینه مساعدی را جهت بروز انحرافات دیگر فراهم می‌آورد و از این حیث با جامعه ای منحرف و بیمار مواجه خواهیم شد. ثانیاً مسأله تنظیم صحیح روابط جنسی در جامعه اسلامی و نیز عدم اختلاط زن و مرد در جامعه از جمله شاخص‌های اصلی جامعه اسلامی است. از این رو، جامعه اسلامی باید جامعه ای باشد که ظواهر و مشخصه‌های دینی در آن نمود مشخص داشته و روابط و برخوردهای افراد در چارچوب‌های دینی و مذهبی باشد.

 

بنابراین رساله حجاب همانند مشخصه‌هایی مانند نماز جماعت و اذان از جمله مشخصه‌های اصلی جامعه اسلامی است و رعایت آن از جمله ویژگی‌های اصلی جامعه خواهد بود. با توجه به دلایل برشمرده شده، امروز مسأله حجاب به موضوعی مهم برای جامعه دین مداران بدل شده است و از این جهت مؤمنان، نسبت به عدم رعایت ضوابط شرعی، حساسیت دارند.

 

هیچ کس منکر این مسأله نیست که نوعی کشش و تمایل جنسی بین زن و مرد وجود دارد. این مسأله همواره در تاریخ بشر وجود داشته است؛ اما پرسش این است که با این مسأله مهم چگونه باید برخورد کرد و نوع تعامل با این مسأله چگونه باید باشد. در این راستا، مرحوم شهید مطهری در کتاب «اخلاق جنسی در اسلام و غرب» به این موضوع مهم اشاره کرده است. یکی از دیدگاه‌ها در این رابطه، دیدگاه بودیسم است.

 

این مکتب، غریزه جنسی را امری پلید می‌داند و از این جهت ازدواج را امری مذموم تلقی می‌کند. از نگاه بودیسم، تجرد و تنهایی امری مطلوب است و انسان برای دستیابی به کمال و سعادت باید با غریزه جنسی مقابله کند و از آن فاصله بگیرد. در مقابل چنین دیدگاهی، دیدگاه دیگری معتقد است که غریزه جنسی، همه وجود انسان است. به عقیده راسل، همه عقده‌های بشر ناشی از عقده‌های جنسی است.

 

هر چند دیدگاه بودیسم در ایران طرفدار چندانی ندارد؛ اما دیدگاه دوم در کشور، هوادارانی دارد. برخی از این افراد معتقدند که هویت جنسی، هویت اصلی انسان را تشکیل می‌دهد و اگر این هویت تنظیم شود، شخصیت انسان تنظیم خواهد شد.

 

دیدگاه‌های برشمرده در تقابل کامل با دیدگاه اسلامی قرار دارد. از منظر اسلام، غریزه جنسی یکی از غرایز بشر است و برای تنظیم آن دستورات مشخصی بیان شده است. در قرآن کریم، وقتی از روابط زن و شوهری سخن رانده می‌شود، از تعبیر سکونت و آرامش استفاده می‌شود. از این جهت در قرآن آمده است: «وَ مِن آیاتِهِ اَن خَلَقَ لَکُم مِن انفُسِکُم اَزواَجاً لِتَسکُنُوا الی‌ها وَ جَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّهً وَ رَحمَهً»(۱)
ارتباط جنسی زن و شوهر در بستر محبت و آرامش معنا می‌یابد.

از این جهت، نگاه اسلام تفاوت اساسی با رویکرد غرب به مسأله روابط جنسی دارد. از این رو، طبق دیدگاه اسلام، زن و شوهر نوعی نیاز روحی و معنوی به یکدیگر دارند و بدون شک غریزه‌های های مهم تر از غریزه جنسی در وجود انسان است که تأمین آن‌ها بسیار مهم است. پیوند و ازدواج می‌تواند عاملی مهم در جهت تأمین آن غرایز باشد. بنابراین از نگاه اسلام، ازدواج تنها در ارتباط جنسی خلاصه نخواهد شد.
از نگاه اسلام، غریزه جنسی امری پلید نیست و چون جزو مخلوقات خداوند است باید در مسیر صحیح قرار گیرد. بنابراین از آنجا که غریزه جنسی، عاملی مهم جهت تداوم حیات نسل بشر است، نباید به هیچ عنوان سرکوب شود.

همچنین از نگاه اسلامی، غریزه جنسی باید مدیریت مناسب شود. از این رو می‌توان بر این رأی تأکید ورزید که جامعه نباید بر مبنای خصال و ویژگی‌های جنسی استوار شود و جامعه مورد نظر اسلام، جامعه ای است که غرایز جنسی در آن در مسیری صحیح و سالم قرار گیرد و سامان دهی مشخصی در این جهت انجام شود.



بحث دیگر در خصوص غرایز جنسی، چگونگی تنظیم این غرایز در جامعه است. امروزه در میان اندیشمندان و روانشناسان این مسأله پذیرفته شده است که جامعه، در برخی از سطوح، با مشکلات جنسی همراه است و برخی جوانان جامعه با معضلات فراوانی در این راستا مواجه هستند.

از این رو باید به دین مبین اسلام رجوع کرد و پاسخ‌های مناسبی را در این راستا استخراج کرد. به نظر می‌رسد نخستین و مهم‌ترین راهکار در جهت تنظیم روابط جنسی و جلوگیری از انحرافات جنسی در جامعه، تأمین صحیح و به اندازه نیازهای جنسی جامعه در زمان مناسب با رعایت شؤون و معیارهای اسلامی است.

 

در خصوص تأمین غرایز جنسی باید به تفاوت‌های جوامع اسلامی و غربی توجه خاص کرد. در جوامع غربی نوعی برهنگی و اختلاط کامل در جامعه وجود دارد و بسیاری از ارتباطات زن و مرد در چارچوب‌های ازدواج وجود ندارد.

در جوامع اسلامی و جامعه ایرانی وضعیت فوق وجود ندارد و عدم وجود فضای آزادی در خصوص روابط جنسی و تعاملات زن و مرد، مسائل را به گونه ای متفاوت کرده است.
در جامعه اسلامی، به دلیل حاکمیت ارزش‌ها و احکام اسلامی، نمی‌توان از الگوهای غربی تبعیت و نسخه‌های حاکم بر آن جوامع را اجرایی کرد.
این در حالی است که در شرایط کنونی، بسیاری از جوانان به دلیل بالارفتن سن ازدواج با مشکلات فراوانی در زمینه تأمین نیازهای جنسی خود مواجه هستند.
بهترین روش جهت حل مشکلات جنسی جامعه، تأمین نیازهای جنسی از طریق صحیح و اسلامی است تا در جامعه اسلامی نوعی اشباع جنسی به وجود آید.

یکی از راهکاری حل مشکلات فوق، کاهش سن تأمین غرایز جنسی است. از این جهت می‌توان با برنامه‌های کوتاه مدت و درازمدت اقدام به برنامه ریزی جهت رفع موانع اجتماعی و فرهنگی در راستای ازدواج جوانان کرد.

 

باید تلاش شود تا سن ازدواج جوانان کاهش یابد و به سن بلوغ نزدیک شود. از این رو، لازم است است بسیاری از آموزش‌هایی که برای تشکیل زندگی به جوانان داده می‌شود، در سنین پایین تر به آن‌ها ارائه شود تا آنان زودتر به تجربه و دانش لازم جهت اداره زندگی برسند. این سخن که جوانان در سنین پایین، فاقد پختگی و عقلانیت لازم جهت تشکیل خانواده هستند، سخن گزاف و مهملی است.

جهت رسیدن به هدف فوق، می‌توان راهکارهای عملیاتی مشخص تری را طرح کرد. یکی از این راهکارها، اجرای طرح زندگی نیمه مستقل در دوران دانشگاه است. در این طرح، دختر و پسر دانشجو در دوران عقد بسر خواهد برد و در این دوره با حمایت خانواد ها، زندگی مشترک خاصی را خواهند داشت که این زندگی نیاز به هزینه زیادی ندارد.
در چارچوب این زندگی، با حمایت خانواده و دولت، نیازهای جنسی دختر و پسر مرتفع خواهد شد و زمینه مساعدی برای زندگی کاملاً مستقل آن‌ها فراهم خواهد آمد.



یکی دیگر از راهکارها که البته محل بحث است، مسأله ازدواج موقت است. رواج ازدواج موقت عوارضی را در جامعه به دنبال خواهد داشت و حتی می‌تواند باعث آسیب دیدن ازدواج دائم شود. با مسأله ازدواج موقت باید به گونه ای تأمل آمیز برخورد کرد.

از این جهت، بهترین راهکار برای مسؤولین باید برنامه ریزی جهت ترویج ازدواج دائم باشد و از ازدواج موقت برای حل مشکلات مقطعی و موضعی بهره گرفت. ترویج ازدواج دائم باعث از بین رفتن ناهنجاری‌های اجتماعی می‌شود و همچنین باعث ارتقای وضعیت حجاب و عفاف جامعه خواهد شد.



دین مبین اسلام جهت ترغیب جامعه به سمت ازدواج و تشکیل خانواده، روابط نامشروع را کاملاً مردود دانسته و مجازات‌های سختی برای آن در نظر گرفته است. با این توضیح، جامعه اسلامی، روابط جنسی خارج از ازدواج را امری مطرود و ناپسند می‌داند و به شدت با آن مقابله می‌کند. البته از نظر اسلام، بهترین روش و راهکار از بین بردن چنین روابطی، ترویج روابط ضابطه مند و قانونی در چارچوب ازدواج است که باعث از میان رفتن ناهنجاری‌ها خواهد شد.



یکی دیگر از راهکارهای اسلام در راستای از میان رفتن ناهنجاری‌های جنسی در جامعه، مطرح نشدن رفتارها و تمایلات جنسی به صورت آشکار است. از نظر اسلام، زن و مرد باید تمایلات جنسی را تنها در فضای خانواده بروز دهند و حریم جامعه و حوزه عمومی را نگه دارند. همچنین در حوزه اجتماع نیز نباید شرایط به گونه ای باشد که احساسات جنسی افراد تحریک شود.

 

این در حالی است که متأسفانه در جوامع غربی چنین وضعیتی مشاهده نمی‌شود و این شرایط در حال سرایت به جامعه اسلامی نیز هست. همچنین از نگاه اسلام، بدن و اندام افراد در جامعه باید پوشیده باشد تا زمینه ای جهت تأمین نیاز جنسی در خارج از خانواده به وجود نیاید.

 

به همین دلیل از منظر اسلام، مسأله حجاب و عفاف دارای اهمیتی دو چندان است. حجاب و عفاف باعث خواهد شد تا حریم‌ها در جامعه حفظ شود و نگاه‌های افراد حالتی انسانی به خود گیرد در قرآن و روایات نیز مسائل جنسی به صورتی پوشیده و مختصر بیان شده است که در این راستا می‌توان به داستان حضرت یوسف (ع) در قرآن اشاره کرد.

حجاب برتر چادر

اسلام در زمینه آداب نگاه کردن در جامعه سفارش‌های خاصی دارد. از این منظر، چشم ورودی بسیاری از گناهان است و لازم است که قواعد مشخصی برای کنترل آن وضع شود. اسلام در تنظیم روابط جنسی جامعه به مسأله نگاه کردن توجهی خاص دارد. در سوره مبارکه نور خطاب به مردان آمده است: «قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهمان الله خبیر بما یصنعون» (۲) همچنین خدای متعال در ادامه سوره خطاب به زنان می‌فرماید: «و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها»(۳)

 

این آیات نشان می‌دهد که مردان و زنان مؤمن باید نگاه‌های خود را حفظ کنند و از چشم چرانی و نگاه‌های غیرشرعی و حرام پرهیز کنند تا بنیان خانواده و اساس اجتماع محفوظ بماند.

همچنین زنان و مردان باید در تمام رفتارهای خود مانند حرف زدن، لبخندزدن، راه رفتن و آرایش و پوشش، جهات شرعی را رعایت کنند تا مفسده ای در جامعه به وجود نیاید.

حفظ حجاب و عفاف زنان و مردان از جمله راهکارهای اصلی سلامت روانی و روحی جامعه است و می‌تواند باعث صلاح و فلاح جامعه شود.

نکته پایانی در خصوص تنظیم روابط جنسی در جامعه، به حداقل رساندن اختلاط زن و مرد و زمینه‌های آن در جامعه است. بنابراین باید کوشش کرد تا محیط‌های اداری و آموزشی، اختلاط زن و مرد کاهش پیدا کند تا تحریکات جنسی کمتر شود و خانواده‌ها آرامش بیشتری داشته باشند و حریم آن‌ها حفظ شود.

پی نوشت ها:

  1. سوره مبارکه روم، آیه ۲۱.
    ۲. سوره مبارکه نور، آیه ۳۰.
    ۳. همان، آیه ۳۱.
    منبع: نشریه خردنامه هشمهری، شماره ۸۷.

پیام انیمیشنی غرب، به جامعه سرگشته امروز

 هم اکنون ایالت متحده آمریکا به عنوان دارنده قوی‌ترین سیستم رسانه‌ای با تولید سالانه هزاران قطعه موسیقی، انیمیشن، سریال و آثار سینمایی، در تئوریزه کردن اندیشه خود یکه‌تاز است.

این آثار رسانه‌ای به عنوان یکی از اثرگذارترین ابزار آلات فرهنگی در گستراندن اهداف ایالت متحده نقش پر رنگی را ایفا می‌کند، در این راستا انیمیشن به عنوان ابزاری سرگرم‌کننده و پرطرفدار که مخاطبان زیادی را به خود جذب کرده است از بالاترین ظرفیت برای شکل دادن به فرهنگ عمومی یک جامعه برخوردار است.

از این حیث، سالانه کمپانی‌های نامی و مشهور آمریکایی با ساخت تعداد قابل‌توجهی انیمیشن در راستای اجرای رسالت جهانی‌سازی گام مهمی را بر می‌دارند.

استودیوهای انیمیشن پیکسار (Pixar Animation Studios) را می‌توان یکی از پیش‌قراولان انیمیشن‌سازی دانست که در سال ۱۹۸۶ میلادی توسط استیو جابز وادوین کتمول تأسیس شد.

این کمپانی در ابتدا با مشارکت در ساخت انیمیشن داستان اسباب‌بازی (Toy Story) خود را به شهرت رساند؛ در سال ۲۰۰۶ میلادی نیز والت دیزنی (The Walt Disney Company) یکی از بزرگ‌ترین کمپانی‌های رسانه‌ای و سرگرمی جهان به قیمت ۷.۴ میلیارد دلار پیکسار را از آن خود کرد و آن را به زیرمجموعه شرکت خود تبدیل کرد.

این کمپانی در سال ۲۰۰۹ میلادی با ساخت و پخش انیمیشن آپ (UP)، یکی از موفقت ترین انیمیشن‌های تاریخ سینما را رقم زده و موفق به دریافت جایزه اسکار شد.

انیمیشن آپ به عنوان یکی از بهترین و خوش‌ساخت‌ترین آثار سینمایی به کارگردانی و نویسندگی پیت داکتر و کمک کارگردانی باب پیترسون ساخته شده است.

از آثار گذشته پیت داکتر می‌توان به کارگردانی و همکاری در ساخت انیمیشن‌های داستان اسباب‌بازی (Toy Story)، شرکت هیولاها (Monsters,Inc) و وال- ای (WALL·E) اشاره کرد.

انیمیشن آپ در حوزه تکنیک و سبک طراحی، شخصیت‌پردازی و روند داستان از ماهرانه‌ترین انیمیشن‌های پیکسار محسوب می‌شود؛ آپ را می‌توان در ژانر ماجرا جویی تلقی کرد و آن را انیمیشنی طنز که به تقابل و رابطه دو نسل متفاوت می‌پردازد مورد بررسی قرار داد.

طراحی چهره مربع گونه کارل فردریکسن (Carl Fredricksen) با صدای ادوارد آسنر (Edward Asner) و چهره دایره‌ای و شرقی راسل (Russell) با صدای بازیگر خردسال، جوردن ناگای (Jordan Nagai) فضایی نشاط آوری را برای مخاطب مهیا کرده است.

داستان آپ در ارتباط با پیرمردی به نام کارل فردریکسن می‌باشد که دارای طبعی خشک و چهره‌ای عبوس گونه می‌باشد اما گذشته وی که داستان فیلم را رقم می‌زد مربوط به دوران کودکی او می‌باشد.

در آغاز داستان، کارل کودکی ماجراجو و مجذوب خلبانی کاوشگر به نام چارلز مانتز (Charles Muntz) می‌باشد که مدعی کشف پرنده‌ای ماقبل تاریخ در سرزمینی گمشده واقع در آمریکای لاتین است، کارل پس از دیدن فیلم قهرمان محبوب خود در مسیر بازگشت به خانه با دختر بچه‌ای به نام اِلی آشنا می‌شود که او نیز همانند کارل، طرفدار چارلز می‌باشد و هر دو هم قسم می‌شوند تا روزی به آبشار بهشت (Paradise Falls) در سرزمین گمشده سفر کنند.

به مرور زمان و حرکت آرام و موزیکال انیمیشن، زندگی مشترک آن‌ها تا هنگام مرگ اِلی به پیش می رود و هیچ‌گاه کارل و اِلی به آرزوی خود نمی‌رسند.

کارل که یک فروشنده بادکنک است به تنهایی در خانه‌ای که تمامی خاطراتش با اِلی در آن است زندگی می‌کند، خانه‌ای که در تمامی اطراف آن ساخت‌وساز در حال صورت گرفتن است اما کارل تصمیم به تخلیه خانه خود ندارد.

در روزی پسربچه‌ای به نام راسل با آمدن به خانه فردریکسن خود را کاشف سرزمین‌های دور می‌نامد و تصمیم دارد برای به دست آوردن مدال به فردی سالخورده کمک کند تا بتواند به آخرین مدال دست یابد اما کارل او را نادیده گرفته و راسل را به بهانه‌ای از درب منزل خود رد می‌کند.

در این بین کارل نیز به دلیل کهولت سن از طرف خانه سالمندان موظف به ترک خانه خود است به این جهت او تصمیم می‌گیرد با تعداد زیادی از بادکنک‌های باد شده خانه خود را به سمت آرزوهای دوران کودکی خود و الی ببرد.

اما وی بعد از موفق شدن در به پرواز آوردن خانه خود متوجه حضور راسل می‌شود و از اینجا به بعد ماجراجویی آن دو آغاز می‌شود.

کارل بعد از رسیدن به جزیره گم شده،در عین ناباوری با قهرمان دوران کودیکیش مواجه می‌شود که برای به دست آوردن پرنده‌ای که در گذشته وعده‌اش را داده بود دست به هر عملی می‌زند.

چارلز توسط سگ‌های سخن گو خود که خدم و حشم وی محسوب می‌شوند تصمیم به گرفتن پرنده دارد اما او با مقاومت راسل که به طور اتفاقی با پرنده دوست شده مواجه می‌شود و کارل نیز که صرفاً تصمیم دارد به آبشار بهشت برود اهمیتی به نظر راسل نمی‌دهد و پرنده به دست چارلز می‌افتد.

کارل بعد از رسیدن به مکان آرزوهای خود پی به بی‌ارزش بودن این محل برده و تصمیم می‌گیرد تابه کمک راسل برود و در نهایت آنکه چارلز را شکست داده و موفق به نجات پرنده می‌شوند.

روند ذکرشده داستان در لایه‌های رویین آن نشان‌دهنده داستانی خوش تعلیق و سرگرم‌کننده می‌باشد اما این روند جذاب علیرغم شکل ظاهری دارای بار عمیق فلسفی و استراتژیک می‌باشد.

مطرح‌شدن سرزمین گمشده و یا سرزمین رویاها تحت عنوان آبشار بهشت که سفر به آنجا آرزوی دیرینه کارل و اِلی می‌باشد، در حوزه فلسفه تحت عنوان ناکجا آباد و یا آرمان‌شهر از چند هزار سال پیش تاکنون مطرح بوده و در میان اهل فلسفه نامی آشنا محسوب می‌شود.

در بررسی تطبیقی موضوع سرزمین گمشده و یا همان آرمان ‌شهر با انیمیشن آپ به نتایج قابل‌توجه و بعضاً متضاد با واقعیت اندیشه غربی مواجه می‌شویم.

در انیمیشن آپ، رسیدن به آبشار بهشت برای اِلی و کارل رویای دوران کودکی تا پیری آن دو محسوب می‌شود که در تمامی عمر برای رسیدن به آن تلاش می‌کردند؛اِلی از دوران کودکی با داشتن کتابی که به ماجراجویی های خود اختصاص داشت به نوشتن داستان‌های روی‌داده زندگی خود می‌پرداخت و تصمیم بر این داشت تا بخشی از کتاب را به اتفاقات پس از رسیدن به آبشار بهشت اختصاص دهد.

 

اما کارل نیز که هنوز بر هدف خود مصمم است و تصمیم به برآورده کردن ارزوی اِلی دارد در نهایت تصمیم خود را گرفته و با به پرواز درآوردن خانه خود به سوی سرزمین رویایی به آرزوی خود دست می‌یابد و خانه خود را در کنار آبشار بهشت قرار داده و به آرامی بر صندلی راحتی خود تکیه می‌ِزد و سپس کتاب خاطرات ماجراجویی اِلی را بر می‌دارد تا ادامه آن را کامل کند اما در کمال ناباوری ادامه کتاب را از قبل پر شده می‌بیند و متوجه می‌شود که اِلی ادامه زندگی مشترک خود با کارل را در صفحات مخصوص به ماجراجویی در آبشار بهشت پر کرده است؛ کارل بعد از دیدن این صفحات شوکه شده و با عوض کردن نظر خود تصمیم می‌گیرد تا به کمک راسل بشتابد.

اگر نگاهی هوشمندانه به سکانس ذکرشده داشته باشیم نباید از فروریزی یک‌باره رویای رسیدن به سرزمین گمشده غفلت کرد، بدون شک اوج القای استراتژیک فیلم و پیام غیر مستقیم در نفی آرمان‌گرایی در این سکانس از انیمیشن ارائه شده است.

سازندگان فیلم به یک باره تمامی آمال و آرزوهای حضور در آبشار بهشت و زندگی در آنجا را نفی کرده و با تقبیح اتوپیاگرایی و ایدئالیسم این پیام را به مخاطب می‌رساند که زندگی در اتوپیا رویایی بیش نبوده و واقعیت زندگی همان رویدادهای روزمره و حوادث روزگار زندگی می‌باشد که خوشی‌ها و ناخوشی‌ها در آن رقم خورده است.

اصلی‌ترین القای استراتژیک فیلم به مخاطبان جهانی این انیمشن و بلاخص تمدن شرق که به نمایندگی از راسل در انیمیشن آپ حضور دارند موضوع عدم توجه به اتوپیاگرایی است، اما با کمی تعمق و بررسی در روند تاریخ فلسفه غرب با رویکردی معکوس مواجه خواهیم شد.

بزرگترین فیلسوف تاریخ تمدن غرب، ملقب به افلاطون یا پلاتون (Πλάτων)‏ در قرن چهارم پیش از میلاد به عنوان معمار ایده‌آلیست، آرمان‌شهر با نوشتن کتاب جمهور به شرح جامعه‌ای رویایی پرداخت و با معرفی کردن انسان به عنوان منشأ همه‌ی چیزها پایه تمدن غرب امروزی را بنا کرد.

در توصیف جمهور نوشته‌اند:

با همه‌ی اهمیت خود، نه تحقیقی علمی است و نه گزارشی تاریخی، بلکه شرح جامعه‌ای رویایی است؛ درعین‌حال کسانی به دیده موافقت به جمهور نگاه کرده و گفته‌اند: جمهور محصول کوششی است برای تبیین طبع انسانی از راه روانشناسی می‌باشد و سراسر جمهور بر این استوار است که همه‌ی نهادهای جامعه مانند سازمان طبقه‌ای، قانون، دین، هنر و جز این‌ها از نفس انسان‌ها نشأت گرفته‌اند.

به واقع جمهور با به تصویر کشیدن جامعه رویایی و مشخص کردن آرمان خود توانست در طی زمان بخشی از خاستگاه های فعلی جهان امروز را رقم بزند.

اما ارائه جامعه‌ای آرمانی محدود به جمهور افلاطون نمی‌شود بلکه پس از دوره میانی افرادی نظیر سر توماس مور یا قدیس توماس مور، با ارائه کتاب ناکجا آبادبین سال‌های ۱۵۱۵-۱۵۱۶ میلادی و ظاهرا تحت تاثیر جمهور افلاطون به شرح کشوری فرضی به نام آبراکسا پرداخته و جامعه مورد نظر خود را در آنجا ارائه کرده است.

و یا فرد دیگری به نام جیووانی دومینیکو توماسو کامپانلا، در سال ۱۶۰۲ میلادی نیز با ارایه شهر خورشید و با اعتقاد به ستاره‌شناسی به عنوان بنیاد علم، جامعه آرمانی خود را ارائه کرد.

در سال ۱۶۲۷ میلادی نیز فرانسیس بیکن، سیاست‌مدار و فیلسوف انگلیسی و بانی انقلاب علمی با ارائه آتلانتیس نو به شرح جامعه آرمانی خود پرداخته است.

این جامعه بر خلاف ناکجا آباد توماس مور که سیاسی بود، جامعه‌ای علمی است، چرا که بیکن معتقد بود راز بهروزی انسان در شناخت و تغییر طبیعت است. در این کتاب، اجتماعی تصویر شده است که در آن علم مقام حقیقی خود را یافته و بر همه‌ی چیزها حاکم شده است.

نکته قابل‌توجه در حوزه آرمان‌گرایی محل جغرافیای این جامعه است؛ افلاطون در تیمائوس، داستان کهنی از سرزمین آتلانتیس نقل کرده بود که در اعماق دریاهای غربی فرو رفته بود و بیکن آمریکای کشف‌ شده را با این آتلانتیس یکسان گرفت و آتلانتیس نویی در نظر آورد، او آتلانتیس نو را در اقیانوس آرام تعیین کرد و آن را جزیره‌ای سبز و خرم با مردمانی که لباس‌های تمیز و عالی پوشیده‌اند توصیف کرد.

در انیمیشن آپ نیز جزیره گمشده در آمریکای جنوبی به عنوان مکانی رویایی در نظر گرفته شده است حال آنکه سازندگان فیلم بر خلاف مشی اندیشه غرب این بار به نفی آرمان‌گرایی پرداخته و زندگی عادی و روزانه را به عنوان واقعیتی غیرقابل انکار که جایگزین ایدئالیسم شده است معرفی می‌کند.

حال سؤال مطرح آن است که چرا سازندگان این انیمیشن به عنوان بخشی از سیستم هالیوود در پی نفی آرمان‌گرایی به مخاطبان جهانی خود می‌باشند.

تمدن غرب و در رأس آن ایالت متحده آمریکا، به عنوان قطب اصلی فعلی جهان و داعیه‌دار لیبرالیسم به عنوان یکته تاز در میان تمامی ایدئولوژی‌های مطرح جهان آن آخرین مکتب فکری دانسته و تمامی قرائت‌هایی که در تضاد با اصول فلسفه لیبرالیسم باشد نفی می‌کند.

به گفته یوشی‌هیرو فرانسیس فوکویاما، متفکر آمریکایی ژاپنی‌الاصل، از آرمان دموکراسی لیبرال نمی‌توان به چیز بهتری دست یافت و غیر از مدل سرمایه‌داری دموکرات لیبرال کمتر نسخه‌ای از تجدد وجود دارد که ظاهر موفقی داشته باشد.

جاری بودن تفکر فوکویاما در تمامی لایه‌های سیستم ایالت متحده موجب شده چنین تمدنی خود را همان جامعه آرمانی بداند و هیچ‌گاه جز خود را نپذیرد و از دشمنی و جنگ با دیگر تفکرات کوتاهی نکند.

حال دستگاه رسانه‌ای این تمدن با نفی اتوپیاگرایی، علیرغم آنکه خود این مسیر را در طول سه هزار سال قبل طی کرده است سعی دارد با رساندن پیام نفی آرمانگرایی به جهانیان و پذیراندن واقعیت فعلی در قالب آن، همچنان با ایدئولوژی لیبرالیسم بتازد.

از این حیث انیمیشن ۱۷۰ میلیارد دلاری آپ را، نه صرفاً یک سرگرمی کوتاه مدت بلکه یک داستان فلسفی در جهت آرمان لیبرالیسم می‌توان توصیف کرد.