هدیه ماشین لکسوس پدری به دخترش به مناسبت قبول شدن دختر در دانشگاه

 از دیروز در فضای مجازی عکسی دست به دست میشود از هدیه ماشین لکسوس پدری به دخترش به مناسبت قبول شدن دختر در دانشگاه.

 

در کشوری که حقوق پایهٔ نزدیک به بیست میلیون کارگر ایرانی ماهی هفتصد هزار تومان است. و در کشوری که بسیاری چون کارگران آذراب و هپکو ماه هاست همان حقوق  را هم نگرفته‌اند.

وبسیاری دیگر چون معدنچیان یورت و آق دره همین چند ماه پیش برای همین ماهی هفتصد هزار تومان زنده به گور شدند. و کولبران کرد برای کمتر از این کشته میشوند.

 

با اینحال مساله من اینجا فرهنگ اشرافیگری و نابرابریهای اقتصادی به تنهایی نیست. از دوبی و بمبئی و شانگهای تا لندن، از تهران و مشهد تا نیویورک پر از کسانی است که اغلب از طریق غارت توام با  فساد و رانت ثروتمند شده‌اند. 

پیچ و مهره‌های سیستم ناعادلانه سرمایه‌داری، آنهم در شکل بیرحمانه و بدون افسار متاخرش در تاریخ، یعنی نئولیبرالیسم.

 

مساله من اینجا حتی شکل غلو شده نمایش دادن بدون ظرافت  این ثروت حاصل از  غارت هم نیست. نمایش و تفاخری که حداقل در لندنی که من هستم سه یا چهار دهه پیش در لفافه بیشتری انجام میشد.

ولی امروزه با یکه تاز شدن سیستم سرمایه‌داری و از بین رفتن عدالت اجتماعی در ذهن افراد،   بدون شرم و حیا و ترس از خشم ندارها، به عنوان حقی طبیعی بر سر قربانیان همین غارتها کوفته میشود.

 

مساله من بازخوردها و واکنشها به این عکس بود. واکنش فقیرترها و ندارهای فضای مجازی یکسره حسرت بود و یا دست انداختن ناتوانی اقتصادی خانواده خود. هیچ کس برخلاف واکنش غالب دهه شصتی که من در آن بزرگ شدم نپرسید از کجا آورده اید. 

هیچ کس حتی اشاره ای هم نکرد  که چنین نابرابری تحمل ناپذیر و غیرانسانی  است. هیچ کس نگفت کاخی برپا نمیشود مگر صدها کوخ ویران شوند.

 

واکنشها زوال ارزشهای انقلابی  فراموش شده بود. جامعه ای که نابرابری اقتصادی وطبقاتی را امری طبیعی میداند و تنها دردش این است که چرا خودش در جایی بالاتر در این سیستم ناعادلانه قرار نگرفته است. 

 

به یاد خبطه معروف مرحوم هاشمی رفسنجانی در پایان دهه شصت افتادم. خطبه ای که تجمیع ثروت را نه تنها  با اسلام  مخالف ندانست بلکه ادعا کرد اسلام آن را تشویق کرده است. خطبه‌ای که  عدالت را که شعار اصلی انقلاب بود، به تبعید و زندانی فرستاد که هنوز ادامه دارد.

 

یادداشتی از علی علیزاده 
منبع : کانال : @enqelab_street 

 

پویش معیار برای انتخاب‌های درست و رسیدن به آرامش

نمونه ای پوسترهای منتشر شده توسط پویش معیار
نمونه ای پوسترهای منتشر شده توسط پویش معیار

یکی از آفت های مهمی که جامعه اسلامی ما را تهدید می کند، تجمل گرایی و رفاه زدگی و گرایش افراطی به ظواهر دنیوی است که غفلت از آراستگی های درونی و معنوی را به دنبال دارد.

 

قرآن کریم از تجمل گرایی و ناز پروردگی به عنوان اتراف یاد می کند و در آیات مختلف آن را موردنکوهش قرار می دهد.

خداوند متعال نازپروردگی و رفاه زدگی را یکی از عوامل انحطاط جوامع بشری معرفی می کند که هلاکت و نابودی سرزمین و اهل آن را به دنبال خواهد داشت:

 

وَ إِذَآ أَرَدْنَآ أَن نُّهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَـهَا تَدْمِیرا؛ و هرگاه بخواهیم مردم سرزمینی را هلاک کنیم، رفاه طلبان و خوش گذرانانشان را وادار به فساد می کنیم و وقتی در آن به فسق و انحراف پرداختند و سزاوار عذاب گردیدند، آن گاه آنجا را زیر و زبر می کنیم و به شدت نابودشان می سازیم.

 

بنابر آیه فوق، رفاه زدگان در معرض فسق و بی بند و باری قرار دارند که جامعه خود را به انحطاط و زوال خواهد کشاند.

 

با مروری اجمالی به تاریخ گذشتگان و بررسی عوامل انحطاط آنان این حقیقت قرآنی به خوبی آشکار می گردد که چه بسیار تمدن ها و جوامعی که بر اثر رفاه زدگی و نازپروردگی به گناه و معصیت گرفتار آمدند و بنیاد بقایشان زایل گشت.

;هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان        ;ایوان مداین را آئینه عبرت دان

;کسرا و ترنج زر، پرویزوبِهِ زرین       ;بر باد شده یکسر، با خاک شده یکسان

….

 

 

 

عیاشان مانع ترقی جامعه هستند 

یکی از نکاتی که قرآن کریم به آن پرداخته است، نقش منفی مرفهین بی درد و عیّاشان یک جامعه در روند تکامل و پیشرفت آن است.

 

از دیرباز اولین قشری که دعوت انبیای الهی را لبیک گفتند مستضعفین و درد کشیدگانی بودند که بار مرفهین و عیاشان اجتماع را بر دوش می کشیدند و اولین گروهی که در برابر پیامبران مقاومت می کردند، نازپروردگان و دنیازدگانی بودند که منافع و موقعیت خود را با هیچ چیزی معاوضه نمی کردند. قرآن کریم درباره آنان فرموده است: «هیچ پیامبر هشدار دهنده ای را در جامعه ای نفرستادیم مگر آنکه اشراف و خوش گذرانان آن جامعه گفتند: ما به آنچه شما مأمورش شده اید، کافریم، و گفتند: ما از جهت اموال و فرزندان، بیشتر و برتریم و عذاب نخواهیم شد».

 

این دسته از انسان ها هنگامی که وقت شکفتن و گاه رشد جامعه ای فرا می رسد گرفتار ارتجاع و سنت گرایی و گذشته پرستی بی جا می گردند و مانع حرکت تکاملی اجتماع می شوند به تعبیر قرآن کریم: و «بدین گونه در هیچ شهری پیش از تو هشداردهنده ای نفرستادیم مگر آنکه خوش گذرانان آن گفتند: ما پدران خود را بر آئین و راهی یافتیم و از پی ایشان رهسپاریم».

 

تجمل گریزی ویژگی انقلاب اسلامی

یکی از ویژگی های انقلاب اسلامی آن بود که مبارزه شدید و بنیان کنی را با پدیده زشت رفاه زدگی و نازپروردگی آغاز کرد و کاخ نشینی که به یک هنجار اجتماعی تبدیل شده بود را به امری ناپسند، کریه و مورد نفرت همگان مبدّل نمود. امام خمینی رحمه الله که جان و روحش با قرآن عجین بود و از خرمن پاک معصومان خوشه می چید به عنوان سکان دار انقلاب، زندگی ساده و بی آلایش خود را به دور از هرگونه تجمل گرایی و رفاه زدگی، بنیان نهاد و از آغاز دوران طلبگی تا اوج رهبری و عزت جهانی ـ این سادگی را حفظ کرد.

 

نمونه ای پوسترهای منتشر شده توسط پویش معیار
نمونه ای پوسترهای منتشر شده توسط پویش معیار

رفاه زدگی عصر ما

پیامبر گرامی اسلام ضمن اخبار غیبی خویش ـ که خبر از آینده و آیندگان می دهد ـ به گرایش افراطی به سمت تجمل گرایی و رفاه زدگی در دوران آخرالزمان اشاره می کنند و عوارض نامطلوب آن را چنین برمی شمارند:

 

«به زودی پس از من مردمانی می آیند که غذاهای لذیذ و رنگارنگ می خوردند و بر مرکب های مختلف سوار می شوند و همانند زنی که خود را برای همسرش زینت می کند خود را آرایش می کنند و مانند زنان خودآرایی و جلوه گری می نمایند و نحوه زندگی آنان همانند زندگی پادشاهان متکبّر و گردنکش است، آنان منافقان این امت در عصر آخرالزمان هستند… قبله گاهشان زنانشان است و شرافت و شخصیتشان، پول و ثروت.

 

توجه به وضعیت عمومی جامعه اسلامی در این زمان، نشانگر آن است که تجمل گرایی و رفاه زدگی نسبت به اوایل پیروزی انقلاب رشد چشم گیری داشته است و عده ای از مردم از ارزش های اسلامی و ساده زیستی فاصله گرفته اند. نتایج یک تحقیق نشان می دهد که ۲/۷۵ درصد از پاسخگویان معتقد بودند که مردم در سال ۱۳۶۵ ـ در اوج جنگ تحمیلی ـ ساده زندگی می کردند و در سال ۱۳۷۱ از نظر تجملات رشد فزاینده ای داشته اند.

 

در تحقیق دیگری که در زمینه توجه به تجملات و تشریفات در جامعه صورت گرفته است، پاسخ دهندگان به این پرسش، بر این نظرند که توجه به تجملات و تشریفات در سال های اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی به شدت کاهش یافته بود، ولی در مقایسه وضع فعلی با قبل از انقلاب تغییر مثبتی را نمی بینند. این گونه آمارها زنگ خطری برای جامعه اسلامی، محسوب می گردد که لازم است مردم و مسئولین به فکر چاره ای باشند؛ زیرا دولت و ملتی که راه تجمل و رفاه زدگی را پیشه خود سازد به فسق دست می آلاید و آن گاه که فاسق گردند، بنابر قانون خلقت و آیه صریح قرآن کریم نابود می شوند و به هلاکت می رسند.

 

photo_2016-08-30_14-39-48

معرفی پویش معیار

«پویش مردمی معیار» نام گروهی از دانشجویان است که با توجه به تاکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی مبتنی بر موضوع فرهنگ و اقتصاد و اهمیت تقبیح تجمل گرایی به انتشار کاریکاتورهایی در فضای مجازی می پردازند.

 

 

عضو فعال پویش معیار با بیان ضرورت توجه به مسئله اشرافیگری گفت: تجمل گرایی عامل سقوط جوامع مدینه و کوفه و بویژه تنها ماندن امام حسین(ع)بوده است و ما روی این موضوع کار می کنیم تا جامعه اسلامی مان به سرنوشت آن جوامع دچار نشود.

 

به گزارش بنیانا ؛ علی حسینی یکی از اعضای فعال پویش مردمی معیار در گفت و گو با خبرنگار اشراق۲۴ اظهار کرد: ما یک گروه بسیجی دانشجویی ۱۵ نفره هستیم که  در تهران و اصفهان و قم پویش مردمی معیار را به صورت تخصصی در زمینه کاریکاتور راه اندازی کرده ایم.

 

وی با بیان درخواست از حضور فعال جوانان استان زنجان بویژه شهرستان خدابنده در این پویش مردمی افزود: طی جلساتی که با استاد حوزه علمیه قم در خصوص تجمل گرایی داشتیم به این نتیجه رسیدیم که تجمل گرایی و اشرافی گری یکی از موضوعات مهمی است که باید در آن ورود پیدا کنیم و علت آن تاکیدات رهبر انقلاب بر موضوع فرهنگ و اقتصاد و اهمیت بحث تجمل گرایی در سخنان ایشان است اذا به صرت تخصصی روی این موضوع کار می کنیم.

 

عضو فعال پویش مردمی معیار ادامه داد: تجمل گرایی عامل سقوط جوامع مدینه و کوفه و بویژه تنها ماندن امام حسین(ع)بوده است و ما این مورد را کار می کنیم تا جامعه اسلامی مان به سرنوشت آن جوامع دچار نشود و علی دوران در میانه میدان تنها نماند.

 

وی افزود: اگر بچه های بسیجی فعال در حوزه رسانه ای و کار فرهنگی در قالب گروههای چریکی ۱۰ الی ۱۵ نفره،هر کدام به صورت تخصصی به یک مطلب بپردازند می توان تغییذاتی در جامعه ایجاد کرد.

 

حسینی ادامه داد: ما درصدد هستیم که سنگر تجمل گرایی را حفظ کنیم و امیدوارم کسانی هم پیدا بشوند که در سنگرهای حجاب و ولایت و غیره ما را یاری رسانند و کمک کار ما باشند.

 

وی افزود: تجمل گرایی و اشرافی گری مهمترین خطری است که در حال حاضر ما  را تهدید می کند و قطعا همه جریاناتی که دم از ارتباط با آمریکا می زنند یک موافه دارند و آن هم کم توجهی به اقشار کم درآمد و آسیب پذیر مردم و اشاعه راحت طلبی و اشرافیگری در جامعه است.

 

پویش معیار 

ویدیوهای پویش معیار در آپارات http://www.aparat.com/me_yar94 

کانال پویش مردمی معیار 

وب سایت پویش مردمی معیار 

 

اشراف متصدی کشور شوند مردم را به حساب نمی‌آورند/فیلم صبح ۱۴ خردادماه ۶۸

حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی از جمله شخصیت‌های کم‌نظیر تاریخ است که با انقلاب اسلامی ایران تحولی شگرف و عمیق را در تاریخ بنا نهاد که ابعاد آن شاید همچنان برای برخی ناشناخته باشد.

در یک نمونه از اعترافات صاحب‌نظران شهیر و بزرگ در جهان به تاثیرات عمیق و گسترده انقلاب اسلامی ایران به رهبری روح‌الله کبیر، پیتر برگر از  بزرگ‌ترین جامعه‌شناسان و از مهم‌ترین نمایندگان پیش‌بینی کننده سکولاریزم در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی و پیش از انقلاب اسلامی که سکولاریزم را به عنوان روند قطعی و حتمی جهان می‌دانست،

 

 تاکید می‌کند با حرکت [امام] خمینی، روحانی ایرانی، دیگر تز “آخرین خاکریز” خود مبنی بر سرنوشت محتوم سکولاریزه شدن جهان را غیرقابل قبول و ناتوان از قانع‌کنندگی می‌داند.  وی همچنین تاکید می‌کند که این حرکت بزرگ انقلاب اسلامی در ایران حتی می‌تواند روند جهان را  معکوس کرده و حرکت‌های دینی را به جوامعی مانند آمریکا نیز بکشاند.

 

هابرماس، فیلسوف مشهور معاصر نیز بعد از انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی تاکید می‌کند: “سنت‌های مذهبی و اجتماعات دینی از اهمیت سیاسی تازه‌ای که تاکنون بی سابقه بوده برخوردار شده‌اند. این حقیقت دست کم برای آن دسته از ما که از منطق عرفی رایج در جریان اصلی علوم اجتماعی پیروی می‌کرده‌اند و بر این باور بودند که تجدد با سکولاریزه شدن، با کم شدن عقاید و روش‌های مذهبی و نفوذ آن‌ها در عرصه سیاست و در زمینه کلی اجتماع، ملازمه تام دارد، کاملاً دور از انتظار است.”

 

با این حال تقریباً کمتر کسی است که بر این امر اذعان نداشته باشد که اندیشه و مکتب امام خمینی (ره)، اندیشه‌ای نیست که صرفاً مربوط به یک تاریخ و زمان گذشته بوده و برای امروز جامعه و کشورمان بی‌ثمر باشد.

آنچه در ذیل می‌آید، گزارشی درباره نظرات و سخنان امام درباره مسئله اشرافیت است:
حضرت امام خمینی (ره) در سال‌های ابتدایی انقلاب و سقوط حکومت طاغوت  تا روزهایی پایانی عمر با برکتشان  بارها به تبیین دلایل سرنگونی حکومت طاغوت و علت نابودی آن‌ها اشاره می‌کردند و در سخنان گوهر بارشان به دفعات بر این موضوع تاکید داشتند که اشرافیت و ثروت اندوزی مسئولین سبب انحطاط و نابودی حکومت پهلوی شده است.

صحبت های امام درباره اشراف

ایشان مال اندوزی را آفت خطرناکی برای جامعه می‌دانستند زیرا وقتی که اشراف متصدی امور یک کشور شدند، این‌ها مردم را به حساب نمی‌آورند. اشراف، افکارشان تماماً متوجه به این مسائل است که باید مدام بر ثروت خود بی‌افزایند و این دغدغه، سبب جدا شدن اشراف از مردم و کسب ثروت از هر طریقی می‌شود. امام در سخنان خود به مسئولین تذکر می‌دهند که در دوران طاغوت، مسئولین تمام ارزش‌ها را به قدرت مالی شخص می‌دانستند، درمقابل قدرت بالاتر از خودشان خاضع و عَبد بودند و در مقابل ضعفایی که قدرت نداشتند، فرمانروا و مسلط می‌شدند.

 

شما اگر توجه کنید به حکومت‌هائی که در تاریخ بوده است و خصوصاً در این پنجاه سال، ملاحظه می‌کنید که آن‌هایی که در رأس امور بودند، آن‌ها از این «مُلک» ها و «سلطنه» ها و ـ عرض می‌کنم که

ـ از این سنخ مردم و ـ به اصطلاح ـ از اشراف بودند.

 

وقتی که اشراف ـ به قول خودشان ـ و اعیان و متمکنین و یال و کوپالدارها متصدی امور یک کشور شدند، قهراً این‌ها مردم را به حساب نمی‌آورند. این یک امر قهری است و در مقابل یک قدرتمند بزرگ‌تر، از خودشان خاضع‌اند و در مقابل ضعفا و ملت خودشان، جابر وستمگر. (صحیفه امام خمینی (ره) جلد ۱۸)”

 

اشرافیت و اشرافی‌گری به عنوان یکی از آفات بسیار مضر برای جامعه عنوان می‌شود که اگر مسئولین جامعه دچار آن شوند نوع زندگی و مرامشان بر مردم تأثیر مستقیم خواهد گذاشت و جامعه با یک مشکل و معظل بزرگ رو به رو خواهد شد. مال اندوزی مسئولان و فاصله گرفتن از بدنه اصلی مردم سبب انحراف و ایجاد شکاف عظیمی در صفوف منسجم ملت می‌شود و این زمان، زمانی است که دشمن برای تصاحب آن جامعه  دندان طمع، تیز می‌کنند.

 

از ویژگی‌های اعیانیت و اشرافیت و به اصطلاح رفاه این است که چون یک مسئول همیشه خوف این را دارد که مبادا از این مقام، پایین بیایم و مبادا یک لطمه‌ای به اشرافیت من بخورد، این خوف، سبب می‌شود که نسبت به زیر دست‌ها ظالم و نسبت به بالا دست‌ها توسری خور باشد. “

 

خاصیت اعیانیت و اشرافیت به اصطلاح و رفاه این است که چون همیشه خوف این مطلب که نبادا از این مقام، پایین بیایم و نبادا یک لطمه‌ای به اشرافیت من بخورد، این خوف، اسباب این می‌شد که نسبت به زیر دست‌ها ظالم و نسبت به بالا دست‌ها توسری خور باشد. (صحیفه امام جلد ۱۸)”
یا در جایی دیگر امام (ره) می‌فرماید: سرچشمهٔ همهٔ مصیبت‌هایی که ملت‌ها می‌کشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفه و از اشراف و اعیان ـ به اصطلاح خودشان ـ از آن‌ها باشد. و آن‌ها این طور هستند، اشراف و اعیان این طور هستند که تمام ارزش‌ها را به این می‌دانند که آنجایی که زندگی می‌کنند بهتر از دیگران باشد،

 

آن رفتاری که مردم با آن‌ها می‌کنند، رفتار عبید با موالی باشد؛ تمام افکارشان متوجه به این مسائل است. باید حتماً چند تا پارک داشته باشد، چند تا باغ داشته باشد در شمیران، در تهران، در کجا، تا اینکه بشود یک نفر آدم ـ عرض می‌کنم که ـ نخست وزیر یا یک نفر آدم وزیر کذا. و این‌ها وضع روحیشان، به حسب نوع، وضع روحیشان این طور بود که چون قدرت را، تمام ارزش‌ها را به قدرت می‌دانستند، تمام ارزش‌ها را به قدرت مالی می‌دانستند، به قدرت‌های دیگر می‌دانستند،

در مقابل قدرت بالاتر از خودشان خاضع و عَبد بودند، در مقابل ضعفایی که قدرت ندارند، فرمانفرما و حکومت بودند. (۰۷/۰۶/۱۳۶۱)”

 

امام خمینی (ره) اشرافی‌گری را ریشه ظلم بر مردم می‌داند و اگر مسئولین یک جامعه دچار اشرافی‌گری شوند ظلم آن‌ها بر مردم روا خواهد شد و طبق سخنان امام علی (ع) حکومت با ظلم، دوام نخواهد آورد.

 

حضرت امام (ره) بارها به مسئولین جمهوری اسلامی ایران توصیه کرده‌اند: همه شما باید کوشش کنید، هر کس در هر وزارتخانه هست باید کوشش کند که اجزای این وزارتخانه، افرادی که در آن وزارتخانه هستند، وضع روحی‌اش جوری باشد که با مردم بسازد. مردم باز احساس نکنند که در این وزارتخانه وقتی ما بخواهیم کارمان را به وزیر بدهیم، باید یک مدتی دم در بایستیم، این وضع اگر یک وقت ـ خدای نخواسته ـ دیدید دارد این طور می‌شود، بدانید که دارید رو به تباهی می‌روید. اگر بین مردم فرق می‌گذارید و یک ثروتمند و یک بقال سر محله برای شما فرق می‌کند آن روز، روز حرکت به سمت تباهی است. (صحیفه امام خمینی (ره) جلد ۱۸)”

 

یکی از نقاط برجسته در کلام امام خمینی (ره)‌ این است که صاحبین واقعی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را پابرهنگان می‌دانند و مدام بر این اصل تاکید دارند ایشان طی سخنانی که در دیدار مسئولین نظام در تاریخ ۷/۶/ ۶۱ داشته‌اند، می‌فرمایند:
برای حیثیت خودتان، برای حیثیت کشورتان، باید این سر و پا برهنه‌ها را نگهشان دارید؛. اگر یک وقت سر خورده بشوند از دولت و خیال کنند که دولت دارد برای خودش یک کارهایی انجام می‌دهد و برای ما نیست و چطور، آن وقت هست که شما هر کدامتان ـ خدای نخواسته ـ از بین بروید، یک کسی برایتان فاتحه نمی‌خواند. ۷/۶/ ۶۱

این نکته حائز اهمیت است که مسئولین نظام در هر زمان باید بر این اصل تاکید داشته باشند که به مرز اشرافی گری نزدیک نشوند وگرنه از جانب مردم طرد خواهند شد. هدف اساسی، خدمت به مردم است و وقف مردم شدن و اگر یک مسئول به ظواهر دنیایی و اشرافی گیری روی آورد و مشغول آن باشد از خدمت به مردم غافل شده و به انحراف رفته است.

ملت عدالت می‌خواهد، اتاق بزرگ نمی‌خواهد. ملت وزارتخانه می‌خواهد، وزارتخانهٔ اسلامی، نه آن وزارتخانهٔ کاخ دادگستری، کاخ نخست‌وزیری، کاخ وزارتِ مالی، هی کاخ! کاخ مال ملت است. این تزییناتی که الآن در این کاخ‌ها موجود است، علاوه بر اینکه بسیاری‌اش یا بعضی‌اش از محرّمات است و حتماً باید دولت توجه کند به آن، دولتی که می‌گوید دولت اسلامی است ـ و هستند ـ نباید تحت تأثیر واقع بشود و هر طوری سابق بوده همان طوری که در زمان محمدرضاشاه خان بوده است حالا هم همان فرم باشد. پس شما چکاره‌اید! تو که می‌گویی من مسلمان هستم، چکاره هستی؟ ما یکی یکی باید بگوییم؟ دانه‌دانه باید بسپاریم؟ این‌ها باید اصلاح بشود و شماها ـ من می‌دانم ـ مسلمانید ـ من همهٔ افراد این‌ها را بعضی‌شان را می‌شناسم، بعضی‌شان را هم معرفی کرده‌اند به من ـ این‌ها همه متعهدند، همه مسلمان‌اند، لکن ضعیف‌النفس‌اند! می‌ترسند که مبادا یک وقت میهمانی از اجانب بیاید در کاخ دادگستری یا در کاخ نخست‌وزیری و آنجا ببیند که یک [محیط] محقری است؛ باید حتماً به فرم غرب باشد؟!(۱۵/۱۲/۱۳۵۷)

 

امام خمینی (ره) در ابتدای سال ۶۲ انسان‌های بزرگ را در تاریخ از طبقه مردم عامی می‌دانند بر این اصل تاکید دارند که با کاخ نشینی نمی‌توان برای مردم گره‌ای از مشکلات را باز کرد. طبع قضیهٔ کاخ‌نشینی، توجه به عیش و عشرت و توجه به دنیا و توجه به مال و منال است و نمی‌تواند شهوت و شکم، این طبقه را مهلت بدهد که در یک امر تفکری وارد بشوند و فکر بکنند.

 

آن‌هایی که اختراع کرده‌اند، آن‌هایی که زحمت کشیده‌اند و کتاب‌های ارزنده تحویل جامعه داده‌اند در هر رشته‌ای، این کوخ‌نشینان بوده‌اند. طبع کاخ‌نشینی منافات دارد با تربیت صحیح، منافات دارد با اختراع و تصنیف و تألیف و زحمت.
ما وقتی که ملاحظه می‌کنیم و سعادت‌ها را سنجش می‌کنیم، می‌بینیم که سعادتمندهاآن‌هایی بودند که در کوخ‌ها بودند. آن‌هایی که در کاخ‌ها هستند سعادتمند نیستند. آن مقداری که برکات از کوخ‌ها در دنیا منتشر شده است هیچ در کاخ‌ها پیدا نمی‌شود.
طبع قضیهٔکاخ‌نشینی، توجه به عیش و عشرت و توجه به دنیا و توجه به مال و منال است و نمی‌تواند شهوت و شکم، این طبقه را مهلت بدهد که در یک امر تفکری وارد بشوند و فکر بکنند. آن‌هایی که اختراع کرده‌اند، آن‌هایی که زحمت کشیده‌اند و کتاب‌های ارزنده تحویل جامعه داده‌اند در هر رشته‌ای، این کوخ‌نشینانبوده‌اند. طبع کاخ‌نشینی منافات دارد با تربیت صحیح، منافات دارد با اختراع و تصنیف و تألیف و زحمت. (۰۱/۰۱/۱۳۶۲)

 

امام خمینی (ره) از میان بردن اخلاق کاخ نشینی را از واجبات و بسیار مهم برای جامعه می‌دانند که باید برای آن بسیار تلاش شود. ایشان بر این موضوع بارها تاکید داشته‌اند و بارها اشاره کرده‌اند که ما باید کوشش کنیم که اخلاق کاخ‌نشینی را از این ملت بزداییم.

 

اگر بخواهید ملت شما جاوید بماند و اسلام را به آن طوری که خدای تبارک و تعالی می‌خواهد، در جامعهٔ ما تحقق پیدا کند، مردم را از آن خوی کاخ‌نشینی به پایین بکشید. توجه کنید که این ملتی که الآن کوخ‌نشینانش مشغول فعالیت هستند و مشغول به زحمت هستند در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها، این کوخ‌نشینان را زحمت بکشید که به همین حال خوی کوخ‌نشینی و خوی اینکه توجه به کاخ‌ها نداشته باشند نگه دارید تا بتوانید ادامه بدهید زندگی صحیح اسلامی را. آن خوی کاخ‌نشینی مضر است، خودش مضر نیست، خُویَش مضر است، لکن خود او، این خوی را دنباله‌های بسیار  دارد. امام خمینی (ره) رئیس جمهور کاخ نشین را به انحطاط رفته می‌داند و اعتقاد دارد که خود او و اطرافیانش به انحطاط رفته‌اند.

 

 

ما باید کوشش کنیم که اخلاق کاخ‌نشینی را از این ملت بزداییم. اگر بخواهید ملت شما جاوید بماند و اسلام را به آن طوری که خدای تبارک و تعالی می‌خواهد، در جامعهٔ ما تحقق پیدا کند، مردم را از آن خوی کاخ‌نشینی به پایین بکشید، خود کاخ‌نشینی این خوی را می‌آورد، ممکن است که در بین آن‌ها هم کسی پیدا بشود لکن نادر است.

 

 توجه کنید که این ملتی که الآن کوخ‌نشینانش مشغول فعالیت هستند و مشغول به زحمت هستند در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها، این کوخ‌نشینان را زحمت بکشید که به همین حال خوی کوخ‌نشینی و خوی اینکه توجه به کاخ‌ها نداشته باشند نگه دارید تا بتوانید ادامه بدهید زندگی صحیح اسلامی را. آن خوی کاخ‌نشینی مضر است، خودش مضر نیست، خُویَش مضر است، لکن خود او، این خوی را دنبال دارد. (۰۱/۰۱/۱۳۶)

اشاره به خوی کاخ نشینی و نه وجه عملی کاخ نشینی نکته بسیار ظریفی است که حضرت امام (ره) بر آن تاکید دارد. اگر یک مسئول دچار این خوی شود حتی اگر تا آخر عمر کاخ نشین نشود باز با داشتن این خوی سبب آسیب به جامعه اسلامی می‌شود.
آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحهٔ دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ‌نشینی بیرون برود و به کاخ‌نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می‌شود.

آن روزی که مجلسیان خوی کاخ‌نشینی پیدا کنند خدای نخواسته، و از این خوی ارزندهٔ کوخ‌نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم.

 

آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحهٔ دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ‌نشینی بیرون برود و به کاخ‌نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می‌شود. آن روزی که مجلسیان خوی کاخ‌نشینی پیدا کنند خدای نخواسته، و از این خوی ارزندهٔکوخ‌نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم. (۰۱/۰۱/۱۳۶۲)

 

امام خمینی (ره) در منشور روحانیت نیز به این اصل اشاره دارد که یکی از وظایف روحانیت مقابله با سرمایه داران زالو صفت است و روحانیت باید مانند همیشه در صف اول مبارزه با خوی اشرافیت به پا خیزد. امام خمینی (ره) می‌فرماید: روحانیت متعهد، به خون سرمایه‌داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتی نداشته و نخواهد داشت.

 

روحانیت متعهد، به خون سرمایه‌داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتی نداشته و نخواهد داشت. آن‌ها با زهد و تقوا و ریاضت درس خوانده‌اند و پس از کسب مقامات علمی و معنوی نیز به همان شیوهٔ زاهدانه و با فقر و تهیدستی و عدم تعلق به تجملات دنیا زندگی کرده‌اند و هرگز زیر بار منت و ذلت نرفته‌اند.

 

دقت و مطالعه در زندگی علمای سلف، حکایت از فقر و نهایتاً روح پرفتوت آنان برای کسب معارف می‌کند که چگونه در پرتو نور شمع و شعاع قمر تحصیل کرده‌اند و با قناعت و بزرگواری زیستند. (منشور روحانیت)

منبع: تسنیم


صبح ۱۴ خردادماه ۶۸ بود. حال امام خمینی(ره) بسیار وخیم بود. به ایشان تنفس مصنوعی می‌دادند. دکترها کاملا نا امید بودند و می‌گفتند کاری از دست ما بر نمی‌آمد. همه خودشان را برای حادثه‌ای ناگوار آماده می‌کردند. سران سه قوه تصمیم گرفتند فعلا  این خبر را به مردم ندهند و …

موسسه سفیر فیلم به مناسبت فرارسیدن سالروز ارتحال امام خمینی(ره) ویدئویی را که مربوط به این حوادث است را در سایت خود منتشر کرد. شما می‌توانید این ویدئو را در ادامه ببینید.

دانلود