برگزاری دوباره رفراندوم در جمهوری اسلامی همانند اول انقلاب [بررسی شبهه]

برگزاری دوباره رفراندوم در جمهوری اسلامی همانند اول انقلاب
برگزاری دوباره رفراندوم در جمهوری اسلامی همانند اول انقلاب

برگزاری دوباره رفراندوم در جمهوری اسلامی همانند اول انقلاب

چرا دوباره رفراندوم برگزار نمی‌شود؟/ «پدران ما» و حق تعیین سرنوشت «نسل امروز»

 

حق تعیین سرنوشت و انتخاب نوع ساختار حکومت، حق همه نسل‌ها و حتی نسل‌های امروزی است اما اگر «پدران ما» با رفراندوم جمهوری اسلامی، براساس تفکر خود ساختار این حکومت را انتخاب کرده‌اند اما نسل‌های امروزی در مقاطع مختلف و در زمان‌های متعدد بر حقانیت و پذیرش این نوع ساختار مهر تأییدی زده‌اند؛ راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن و روز قدس، انتخابات‌ها و راهپیمایی سراسری ۹ دی تنها چند نمونه رفراندم برای پذیرش جمهوری اسلامی توسط نسل امروزی بوده است.

 

۱) امام خمینی (رحمه الله علیه) در دوران نهضت مبارزه با رژیم پهلوی و در نفی و غیرقانونی بودن سلطنت محمدرضا پهلوی، بارها خطاب به ملت ایران این استدلال را مطرح کرده بودند که به فرض، «پدران ما» در گذشته برای تعیین سرنوشت خود کسی را انتخاب کرده باشند اما در حال حاضر نسل امروز، ملت ایران محسوب می‌شوند و پدران ما نه وکیل ما بودند و نه ولی ما؛ پس اکنون اختیار انتخاب تعیین سرنوشت با خود نسل حاضر است.

 

۲) براساس استدلال امام خمینی (رحمه الله علیه) که اگر نسل‌های گذشته فرد و نوع حکومتی را انتخاب کرده باشند، پس نسل حاضر این حق را دارد که ملزم به پذیرش آن نباشد و یا حداقل اختیار انتخاب داشته باشد؛ بنابراین در حال حاضر این سؤال مطرح می‌شود اگر نسل اول انقلاب (پدران ما) در رفراندوم جمهوری اسلامی، رأی آری داده‌اند، ما ( نسل‌های بعد و امروزی) این حق را داریم که خود ساختار حکومت‌مان را تعیین و انتخاب کنیم؛ سپس این شبهه شکل می‌گیرد که چرا نظام همانند اول انقلاب دوباره رفراندوم برگزار نمی‌کند؟!

 

۳) پاسخ به سؤال بالا (حق تعیین سرنوشت مستقل توسط نسل‌های امروزی) کاملاً روشن و واضح است؛ همگان همواره حق تعیین سرنوشت خود را در هر لحظه و مکان دارند و بی‌شک نه تنها انتخاب دیگران، حق را از دیگری سلب نمی‌کند بلکه هر فردی مسئول دنیوی و اخروی انتخاب سرنوشت خود است و باید در این راه تلاش کند و نمی‌تواند صرف اینکه دیگران سرنوشت وی را انتخاب کرده‌اند از تغییر یا تثبیت سرنوشت خود شانه‌خالی کند؛ پس انتخاب «پدران ما» نه تنها حقی را از «نسل امروزی» برای تعیین نوع حکومت خود سلب می‌کند، بلکه حتی آنان را بی‌مسئولیت که نمی‌کند هیچ، بلکه موظف به تعیین حکومت هم می‌کند!

 

۴) با توجه با بند فوق و اینکه حق تعیین سرنوشت و تعیین نوع ساختار سیاسی و حکومتی کشور برای نسل امروزی هم محفوظ است این شبهه ظاهراً منطقی به نظر می‌رسد که چرا جمهوری اسلامی مجدداً رفراندوم برگزار نمی‌شود؟ برای پاسخ به این پرسش نکات زیر قابل تأمل است:

 

 

الف) هیچ نظام سیاسی در هیچ کجای دنیا، اصل و شالوده حکومتی خود را پس از انتخاب به رفراندوم مجدد نمی‌گذارد. پس منطقی نیست که جمهوری اسلامی نیز نوع حکومت خود را مجدداً به همه پرسی بگذارد.

از سوی دیگر جمهوری اسلامی که مشروعیت آن الهی و مقبولیت آن در حضور مردم نهفته است، خلاف شریعت دینی است که صرفاً به بهانه‌های واهی، احتمالات ضعیف و نارضایتی مردمی، مشروعیت خود را به نظرسنجی بگذارد؛ چرا که نظام اسلامی مشروعیتش را از مردم نمی‌گیرد تا با منتفی شدن آن مشروعیتش از بین برود.

 

ب) پدران ما برای تعیین سرنوشت خود و تعیین ساختار سیاسی کشورشان، مجاهدت‌ها به خرج دادند و سال‌ها با رژیم پهلوی مبارزه کردند و عواقب آن را (زندان، شکنجه، تبعید، محرومیت، تبعید، اعدام) با جان و دل پذیرفتند و پس از ساقط کردن رژیم سابق، رفراندوم برگزار کردند؛ به عبارت دیگر تغییر ساختار سیاسی کشورها یا با انقلاب صورت می‌گیرد یا با کودتا که هریک برای مجریان آن عواقب دارد؛ از قدیم گفته‌اند هرکه طاووس خواهد جور هندوستان کشد.

 

به عبارت دیگر اگر هستند کسانی که با نظام سیاسی جمهوری اسلامی و نظام دینی ولایت مطلقه فقیه مخالف هستند و از انتخاب پدران خود ناراضی و معتقد به تغییر هستند باید عواقب مبارزه با نظام مستقر فعلی را تا رسیدن به مطلوب خود بپذیرند چرا که نظام اسلامی قطعاً حق دفاع از میثاق ملی و انتخاب گذشتگان و همراهی نسل‌های امروزی را برای خود همواره محفوظ می‌داند.

 

ج) برای تغییر ساختار سیاسی کشورها به عوامل متعددی نیاز است؛

۱) اثبات عدم کارآمدی نظام فعلی

۲) پیشنهاد ساختار سیاسی جدید و کارآمدتر

۳) اجماع عمومی در بی‌کفایتی نظام فعلی و مطلوبیت نظام پیشنهادی جدید

۴) وجود رهبری محبوب و کارآمد

۵) آمادگی و تحمل جامعه برای پذیرش عواقب و مبارزه با نظام فعلی

۶) وجود انگیزه و اهداف مشخص دینی یا سیاسی یا اقتصادی یا همه‌موارد.

پس اگر کسانی می‌خواهند جمهوری اسلامی را تغییر دهند باید ضمن دعوت مردم به همراهی و در عین حال متهم نشدن به آشوبگری، افکار عمومی را نیز در عدم حقانیت جمهوری اسلامی اقناع کنند.

 

د) هیچ‌شکی وجود ندارد که مردم در برخی از امور از دولت ناراضی‌اند اما قطعاً این نارضایتی با ساختار اصلی سیاسی و دینی حکومت نیست و این صرفاً یک خلط مبحث و توطئه ضدانقلاب و مخالفین جمهوری اسلامی است که نارضایتی مردمی را با درخواست رفراندوم مجدد جمهوری اسلامی یکی می‌دانند درحالیکه راه‌های فراوانی در قانون اساسی برای اعلام نارضایتی مردمی و حق سرنوشت برای ملت در نظر گرفته شده است؛ از برگزاری انتخابات‌های متعدد تا حق برگزاری تجمع و راهپیمایی‌های مسالمت‌آمیز و اعتراضی.

 

باتوجه به آنچه در بالا ذکر شد، حق تعیین سرنوشت و انتخاب نوع ساختار حکومت، حق همه نسل‌ها و حتی نسل‌های امروزی است اما اگر «پدران ما» با رفراندوم جمهوری اسلامی، براساس تفکر خود ساختار این حکومت را انتخاب کرده‌اند اما نسل‌های امروزی در مقاطع مختلف و در زمان‌های متعدد بر حقانیت و پذیرش این نوع ساختار مهر تأییدی زده‌اند؛ راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن و روز قدس، انتخابات‌ها و راهپیمایی سراسری ۹ دی تنها چند نمونه رفراندم برای پذیرش جمهوری اسلامی توسط نسل امروزی بوده است.

 

منبع متن : سایت فردانیوز

…………..

ویدیو :  پاسخ رهبرانقلاب به این شبهه که مردم در رفراندوم سال ۵۸ نمیدانستند که چه میخواهند

۷۹/۲/۲۳

دانلود 

 

 چرا امام خمینی(ره) مخالفِ افزودن لفظ دموکراتیک در عنوان نظام سیاسی کشور بود؟
 پرسش و پاسخ تاریخی از رهبرانقلاب (۴۳)

اوّلِ انقلاب، کلمات دمکراسی و دمکراتیک و امثال آن، در زبان همه خیلی تکرار می‌شد. حاج احمدآقا پیغام آورد که امام می‌گویند این کلمات را نگویید‌.

 

 قبل از آمدن امام گاهی گفته شده بود «جمهوری دمکراتیک اسلامی»؛ اما امام روی همان «جمهوری اسلامی» تأکید داشتند. شاید بعضیها تعجّب می‌کردند که کلمه دمکراتیک این‌قدر حسّاسیت ندارد.

 

ولی این حسّاسیت، درست و بجا بود؛ به خاطر این‌که نفس کلمه بیگانه با خودش یک ‌بار فرهنگی می‌آورد؛ نشان‌دهنده یک احساس است و آن احساس در انسان بتدریج تقویت می‌شود.۱۳۷۸/۱۱/۰۴

 

 میخواستند رای مردم را تقسیم و کم کنند
خاطره آیت‌الله خامنه‌ای از اعتراضات یه نحوه رای‌گیری در رفراندوم سال ۵۸

خاطره‌ای که اشاره می‌کنم مخالفتهایی است که با رأی‌گیری وجود داشت. روشنفکرهای #چپ و نیمه چپ و لیبرال و التقاطی، اینها که #مطبوعات آن روز را اطلاعات، کیهان آن روز را توی مشت داشتند رفته بودند نظر خواسته بودند که به نظر شما آری یا نه درست است؟ یا بیائید چندجور حکومت را مطرح کنیم و رأی بگیریم.

 

مقصودشان هم این بود که مردم را از آن یکپارچگی خارج کنند، اگرچه فرقی هم نمی‌کرد یعنی تأثیری هم نداشت. به خصوص بعداز آنی که امام آنجور صریح فرمودند جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم، نه یک زیاد،

 

لکن آنها کار خودشان را می‌کردند به امید این‌که شاید بتوانند شکاف بیندازند این رأی زیاد مردم را کم کنند، رأی را تقسیم کنند. و اوضاعی داشتیم ما در شورای انقلاب با آن جناح لیبرال و به اصطلاح #ملی‌گرا که بیشترین خصوصیتشان مخالفت با خط اصیل انقلاب بود که این شیوه‌ای را که بعد هم انجام گرفت این شیوه را [به آنها] اثبات کنیم که این شیوه‌ی درستی است. ۱۳۶۴/۱/۱۰

 ۱۲ فروردین: روز جمهوری اسلامی

 

صوت : سخنان امام خمینی درباره رفراندوم جمهوری اسلامی
مردم آزادند بگویند ما رژیم سلطنتی میخواهیم (خنده مردم)
نظر امام درباره کسانی که «جمهوری ایرانی» میخواهند

دانلود 

 

پدر دکتر حداد عادل که بود ؟ زندگینامه حاج رضا حداد عادل

پدر دکتر حداد عادل که بود ؟ زندگینامه حاج رضا حداد عادل
پدر دکتر حداد عادل که بود ؟ زندگینامه حاج رضا حداد عادل

 

 

تا به آن روز آن همه آدم را در تشییع جنازه ی یک آدم عادی ندیده بودم. فوج فوج ‌آدم هایی که به پهنه صورت اشک می ریختند و به دل سوگ وار بودند. جمعیت از حسینیه بنی فاطمه در خیابان سرچشمه تهران تا مولوی و میدان بهارستان رفته بود .

 

قرار بود پیکر مردی را در حسینیه بنی فاطمه غسل دهند که مظهر فتوت و حریت و جوانمردی بود . رادمردی که تا آخرین نفس به پیر غلامی اهل بیت افتخار می کرد .

 

خیلی ها هم برای بدرقه ی پدر شهیدی می آمدند که پس از سیزده سال قرار بود فرزند شهیدش را ملاقات کند. خیلی چیزها درباره ی او بعد از درگذشتش شنیدم که نشان می داد فهم و بصیرت لزوما‌ً ملازمه ای با تحصیلات عالیه ندارد.

 

از اینکه موسس بنیاد پوشاک فجر بود و به شیوه ای آبرومندانه به خانواده های نیازمند بن های خرید فروشگاه ارائه می کرد تا البسه مورد نیاز شب عید خود را تهیه کنند و  نیز ده ها و حتی صدها یتیمی که سرپرستی کرده بود و آنها هم حس می کردند دوباره یتیم شده اند و سراسیمه آمده بودند.

 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی هر جا که احساس کرده بود ذره ای شاید می تواند موثر باشد سینه سپر کرده بود. از صندوق حمایت از زندانیان کشور تا بازرسی ویژه ی نخست وزیر در صنعت حمل و نقل که بواسطه ی سال ها تجربه او در این صنعت و اعتماد و اتکایی که صنف حمل و نقل به او داشت بسیار راهگشا بود .

 

حتی در اوایل انقلاب که فعالیت گمرکى در مرز بازرگان  متوقف شده بود با یک فراخوان و بسیج مردمی مرز را در کمترین زمان ممکن گشوده بود و فعالیت گمرک به حالت عادی بازگشته بود.

پدر دکتر حداد عادل که بود ؟ زندگینامه حاج رضا حداد عادل
پدر دکتر حداد عادل که بود ؟ زندگینامه حاج رضا حداد عادل

 

اما این مشغله ها باعث نمیشد تا یادش برود که نوکر ابا عبد الله الحسین (ع) است. بیش از پنجاه سال در هیات ابوالفضلی های تهران سینه زده بود و در منزلش و مسجد ابوالفضل  و دیگر حسینیه ها و تکایای معروف تهران  سفره دار عزای سید و سالار شهیدان بود  و صدای پر طنینش گرمابخش روضه ها .

روضه جابر بن عبد الله انصاری اش در روز اربعین هنوز در گوش شنوندگان آن می پیچد. او روضه می خواند و خود به پهنه ی صورت اشک می ریخت .

 

این عنایات را از مأنوس بودن با قرآن و ارادت قلبی به ائمه ی اطهار (ع) و سفر های مکرر و طولانی به مشهد مقدس و ابراز عشق به  امام رضا (ع)  و نیز نفس بزرگان ديگر بدست آورده بود.

 

حاج رضا حداد عادل پدر دکتر حداد عادل دست بخیر بود. محال بود کسی به او مراجعه کند و دست خالی برگردد . غمخوار مردم بود. دفتری در خیابان ایرانشهر داشت که مختص امور خیریه و محل تجمع جمعی از دوستان خیر مشترکمان چون مرحوم حاج آقای کرکی بود. گویی خودش را وقف خدمت به مردم کرده بود . با شهادت فرزندش ارادتش به انقلاب و شوق خدمت رسانی به جبهه ها بیش از پیش در او قوت گرفت.

 

پدر دکتر حداد عادل , دو پسر و یک دخترش طعم  زندان و شکنجه ی ساواک را چشیده بودند ولی دست از مبارزه با نظام ستمشاهی بر نداشته بودند.

حاج رضا حداد عادل  پدر دکتر حداد عادل ورزشکار بود و روحیه و منش پلوانی داشت

علاوه بر سمتی که به عنوان معاون ورزش های باستانی کشور داشت در تمام زورخانه ها صاحب زنگ بود و ارج و احترام و‌مقبولیتی ویژه داشت. بعضى وقت ها صاحبان زورخانه، براى اداره زورخانه هر ماه بدون آنكه كسى بداند،كمك دريافت مى كردند.

 

چند روز پیش وقتی که دیدم به بهانه ی کارزار انتخابات موجی از تخریب های نا روا را علیه فرزند آن مرحوم جناب آقای دکتر حدادعادل راه انداخته اند دلم به درد آمد . بغض گلویم را فشرد. دیدم نمیتوانم سکوت کنم و شاهد این تهمت ها و گزافه گویی هایی باشم که بدون ملاحظه حرمت خون شهیدان این مرز و بوم پدر شهیدی را که اسوه اخلاق و ایمان و شجاعت بوده بدنام مى كنند.

 

تعجب من از آن است كه يك روز ساواك موهای فرزندش شهید مهندس مجید حدادعادل  را زیر شکنجه با انبر دست مى كند و امروز نا جوانمردانه تیغ اصحاب فتنه می خواهد در جهت اغراض سیاسی چهره ی شریف این مرد بصیر و فرزندان او را مخدوش کند.

 

مرحوم حاج رضا حداد عادل ( مردی که بیش از نیم قرن می شناختم )، نیکنامی در خدمت به مردم و نوکری حسین بن علی (ع) یافت و شک ندارم فرزند خلف ایشان هم جز به همین طریق نمی اندیشد و قطعاً حتی اگر لازم باشد جان و مال و آبروی خود را هم در راه انقلاب و دفاع از حریم ولایت فدا خواهد کرد.

ان شا الله.

 

منبع : کانال رسمی دکتر حداد عادل در شبکه های اجتماعی ( به قلم یکی از هواداران) 

ماجرای برگزاری اولین نماز جماعت در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها

اولین نماز جماعت در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها
آیت الله مرعشی نجفی ؛؛ اولین نماز جماعت در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها

 

✅ قبول شدن تمام اعمال انسان وابسطه به قبول نمازاست است واین خود نشانگر عظمت صلاة نزد خالق یکتاست که درجه اعلای این عمل نیک به جماعت خواندن ان است و نظم، وحدت، عظمت و شکوه اسلام را نشان می دهد.

 

خداوند متعال در قرآن می فرماید:

وَأَقِیمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّکاةَ وَارْکعُواْ مَعَ الرَّاکعِینَ بقره/۴۳

و نماز را برپا دارید و زکات بپردازید و با رکوع‌کنندگان رکوع نمایید (با نمازگزاران نماز گزارید)

 

⭕️ اولین نماز جماعت در حرم حضرت معصومه  (س)

 

 

?  نماز جماعت،  از آن کارهایی است که بسیار مورد توجه علما و بزرگان بوده و آثار فراوانی برای آن بیان شده است. خاطرات زیادی هم از آنها در ارتباط با همین نمازها بیان شده که نشان‌دهنده اهمیت نماز جماعت نزد آنها بوده است. یکی از علمایی که بسیار به اول وقت خواندن فریضه نماز و همچنین به جماعت خواندن آن تأکید داشت آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی(ره) بود. یکی از ویژگی‌های ایشان اهتمام‌شان به اقامه نماز به‌ویژه نماز صبح در اول وقت بود و ایشان کسی است که نماز جماعت صبح درحرم حضرت معصومه(س) را بنیان گذاشت. 

 

? خود ایشان در یادداشتی اینگونه می‌فرماید: «هنگامی که در قم سکونت کردم (۱۳۴۳) صبح‌ها در حرم حضرت معصومه(س) اقامه نماز جماعت نمی‌شد و من تنها کسی بودم که این سنت را در آنجا رواج دادم و از۶۰سال پیش به این طرف صبح‌زود و پیش از بازشدن درهای حرم مطهر و زودتر از دیگران می‌رفتم و منتظر می‌ایستادم. در زمستان‌ها بیلچه‌ای کوچک به‌دست می‌گرفتم و راه خود را به طرف صحن باز می‌کردم تا خود را به حرم برسانم. در آغاز خود به تنهایی نماز می‌خواندم. تا پس از مدتی یک نفر به من اقتدا کرد و پس از آن افراد دیگر هم آمدند و به این ترتیب نماز جماعت را در حرم آغاز کردم. آهسته آهسته ظهرها و شب ها نیز اضافه شد و از آن پس روزی سه بار در مسجد بالا سر حضرت معصومه علیهاالسلام و صحن شریف نماز جماعت می خواندم»

 

? جماعت را نظر کن در صلاتش                       شکوه وحدت و نظم در نماز است 

 

 

? به هر حال نباید به هیچ بهانه‌ای از انجام این عمل پرخیر و برکت نمازجماعت غافل شد و اگر می‌خواهیم همچون علمای بزرگوار و وارسته شیعه مورد لطف و رحمت و عنایت خاص الهی قرار بگیریم باید همچون این علما هرگز از نمازجماعت غافل نشویم. 

 

 

منبع یادداشت کتاب شهاب شریعت ؛؛ بیت شعر از عباس پناه