صفر تا صد آنچه درباره پیاده روی اربعین نیاز دارید + پاسخ به سؤالات

صفر تا صد آنچه درباره پیاده روی اربعین نیاز دارید + پاسخ به سؤالات

در این مطلب به تمام سؤالات، ابهامات و موارد ضروری برای پیاده روی اربعین حسینی و مسیر پیاده‌روی زائران اربعین پاسخ داده شده است.

به گزارش بنیانا ؛ اربعین حسینی امسال مصادف با هشتم آبان ماه است و تمام زائران برای ثبت‌نام صرفاً باید از طریق سامانه سماح اقدام کنند.

ادامه خواندن “صفر تا صد آنچه درباره پیاده روی اربعین نیاز دارید + پاسخ به سؤالات”

داستان صوتی امروز عاشوراست [ یاران امام حسین علیه السلام در دهه ۸۰ شمسی ]

داستان صوتی امروز عاشوراست
داستان صوتی امروز عاشوراست

زمان می گذرد؛ روزها از پی روزها و سال ها از پی سال ها. اما حادثه کربلا همواره جلوه ای روشن تر و طراوتی روح بخش تر می یابد. هرچه زمین و زمان کهنه تر می شود، حماسه کربلا نوتر می گردد.

راستی رازش چیست و رمزش در کجا نهفته است؟ چرا این حادثه خون رنگ پدید آمد؟ چگونه شد که لاله های بوستان رسالت پرپر شدند؟ … کربلاماندگار است چون «حقّ» پایدار است محرم و عاشورا همیشه زنده است چون خون و حماسه در رگ های غیرتمندان الهی همواره جوشان است…

در دیدگاه حسین علیه السلام شهادت جلوه ای از حیات جاوید است. هرچند حیات شهید به ظاهر قطع می شود، لیکن زندگانی و جاودانگی اش در طول زمان در سایه مرگِ خون رنگش تضمین شده است. این است رمز و راز جاودانگی حسین علیه السلام و این است ریشه ماندگاری عاشورا.

 

… این که در میان تمامی روزهای قدسی، عاشورا نقطه عطف قرار گرفته است شاید به این دلیل باشد که عاشورا نمایشی عظیم بوده است از تمامی اصول و فروع اسلام.

هرچند لحظه لحظه زندگی و سلوک سالار شهیدان، اسلام بوده است، لیکن فشردن همه معارف و اصول و فروع در یک ماه، در یک هفته، یا یک روز را تنها مردی به صلابت حسین علیه السلام می تواند.

دیگران توانسته اند اسلام را در طول حیات خود خلاصه کنند و خدا را در زندگی خویش معنی، امّا کسی که بتواند این همه را در یک روز و نه در کلام و سخنرانی که در قالب هنرمندانه ترین و ظریف ترین حرکات و اعمال بنمایاند، تنها حسین است.

حسین علیه السلام حتی اگر در عاشورا سخنی از توحید نگفته باشد و اگر پرنده الهی «رضا برضاک»… از بام حنجره دردآلودش به سوی ملکوت اعلا پر نکشیده باشد، حضورش در عاشورا عرفان خالص و توحید محض است.

***

داستان صوتی امروز عاشوراست درباره یکی از خادمان امام حسین علیه السلام در دهه ۸۰ شمسی است . یاران امام حسین علیه السلام همیشه با فتنه ها مقابله می کنند :

قسمت اول داستان صوتی امروز عاشوراست

دریافت mp3

قسمت دوم داستان صوتی امروز عاشوراست

دریافت mp3

قسمت سوم داستان صوتی امروز عاشوراست

دریافت mp3

قسمت چهارم داستان صوتی امروز عاشوراست

دریافت mp3

قسمت پنجم داستان صوتی امروز عاشوراست

دریافت mp3

قسمت ششم داستان صوتی امروز عاشوراست

دریافت mp3

قسمت هفتم داستان صوتی امروز عاشوراست

دریافت mp3

قسمت هشتم داستان صوتی امروز عاشوراست

دریافت mp3

 

درباره صدای میقات

گروه اینترنتی صدای میقات که از دهه ۸۰ فعالیت خود را آغاز کرده است از پیشتازان عرصه تولید محتوای وب فارسی است. سایت صدای میقات به آدرس sedayemighat.com در سال های گذشته بارها مورد حمله اینترنتی توسط گروه های ضد ایران قرار گرفته است .

تولیدات این گروه بیشتر در قالب پادکست و رادیوی اینترنتی است.اما این گروه تولیدات ویدیویی نیز داشته است . از مجموعه برنامه های معروف این گروه پادکست هفتگی “زنگ بیداری” را می توان نام برد . و از مجموعه داستان های صوتی معروف این گروه دو نمونه “ من امام حسینی ام ” و “ کمی دیر تر ” را می توان نام برد .

کانال گروه صدای میقات در سروش :  http://sapp.ir/sedayemighat

دانلود داستان صوتی من امام حسینی ام ؛ داستان زندگی امروز همه ما [برگرفته از کتاب بزرگ نامیرا]

شبانگاه کربلا
دانلود داستان صوتی من امام حسینی ام
دانلود داستان صوتی من امام حسینی ام

واقعه کربلا یا واقعه عاشورا، نبرد و شهادت امام حسین علیه السلام در کربلا، به همراه یارانش در مقابل لشکری از کوفه در روز دهم محرم سال ۶۱ق که برای یزید دومین حاکم اموی می‌جنگیدند. واقعه کربلا دلخراش‌ترین فاجعه تاریخ اسلام نزد مسلمانان، به ویژه شیعیان است. شیعیان در سال‌روز آن، مراسم سوگواری بسیار گسترده‌ای برگزار می‌کنند.

 

این واقعه با مرگ معاویه (۱۵ رجب ۶۰ق) و شروع حاکمیت فرزندش یزید آغاز شد. حاکم مدینه تلاش کرد از امام حسین برای یزید بیعت بگیرد. حسین بن علی برای گریز از بیعت، شبانه از مدینه به طرف مکه حرکت کرد. در این سفر، خانواده امام، شماری از بنی هاشم و برخی از شیعیان همراه امام حسین (ع) بودند.

 

امام حسین(ع) حدود چهار ماه در مکه ماند. در این مدت دعوت‌نامه‌های اهالی کوفه به دست او می‌رسید. با توجه به احتمال کشته شدنش در مکه به دست عاملان یزید و نیز دعوت کوفیان، امام روز ۸ ذی‌الحجه راهی این شهر شد. پیش از رسیدن به کوفه، امام از پیمان‌شکنی کوفیان و شهادت مسلم – که وی را برای آگاهی از شرایط کوفه به آنجا فرستاده بود – باخبر شد، و پس از آنکه حر بن یزید راه را بر ایشان بست، به سمت کربلا رفت و در آنجا با لشکر عمر بن سعد روبه‌رو شد. عبیدالله بن زیاد عمربن سعد را به فرماندهی منصوب کرده بود.

 

دو سپاه در ۱۰ محرم معروف به روز عاشورا با هم جنگیدند. در این جنگ امام حسین علیه السلام ، برادرش عباس بن علی، فرزند شش ماهه‌اش علی اصغر و ۱۷ نفر از بنی‌هاشم و بیش از ۵۰ نفر از یارانش شهید شدند. برخی مقتل نویسان شمر بن ذی الجوشن را قاتل امام حسین دانسته اند. لشکریان عمر بن سعد، با اسب‌های خود بر بدن کشته‌شدگان تاختند.

 

عصر روز عاشورا سپاه یزید به خیمه‌های بازماندگان حمله کرد و خیمه‌ها را آتش زد. شیعیان این شب را شام غریبان می‌نامند. امام سجاد(ع) به علت بیماری درگیر جنگ نشد و زنده ماند و به همراه حضرت زینب و سایر زنان و بچه‌ها اسیر سپاه کوفه شد. سپاهیان عمر بن سعد سرهای شهیدان را به نیزه زدند و به همراه اسیران به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و از آنجا به شام نزد یزید بردند.  (منبع : ویکی شیعه )

***

تابلو نقاشی مشهور عصر عاشورا
تابلو نقاشی مشهور عصر عاشورا

دانستن اتفاقات قبل از روز عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام قدمی برای بصیرت و آگاهی بیشتر ما در برخورد با اتفاقاتی ست که ممکن است برای خود ما پیش بیاید . کتاب وزین نامیرا نوشته صادق کرمیار یکی از بهترین الگو ها برای درک اتفاقات عاشورا است .

داستان صوتی من امام حسینی ام از جمله محصولات گروه صدای میقات که سال ۹۶ منتشر شده است . این کتاب صوتی برگرفته از کتاب نامیرا است .

هرچند وقتی روی حقیقت ، اسم ” داستان” گذاشته میشود ، ممکن ست یک سوبرداشتی بشود . اما مجبوریم اسم نبرد همیشگی بین حق و باطل را داستان بگذاریم . داستانی که حتما تو زندگی همه ما جاریست که کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا 

در ادامه می توانید بیست قسمت ابتدای این داستان صوتی را دانلود کنید : 

 

داستان صوتی من امام حسینی ام | دریافت قسمت ۱ 

داستان صوتی من امام حسینی ام | دریافت قسمت ۲ 

داستان صوتی من امام حسینی ام | دریافت قسمت ۳ 

داستان صوتی من امام حسینی ام | دریافت قسمت ۴ 

داستان صوتی من امام حسینی ام | دریافت قسمت ۵ 

 

داستان صوتی من امام حسینی ام | دریافت قسمت ۶ 

داستان صوتی من امام حسینی ام | دریافت قسمت ۷

داستان صوتی من امام حسینی ام | دریافت قسمت ۸ 

داستان صوتی من امام حسینی ام | دریافت قسمت ۹ 

داستان صوتی من امام حسینی ام | دریافت قسمت ۱۰ 

داستان صوتی من امام حسینی ام | دریافت قسمت ۱۱ 

داستان صوتی من امام حسینی ام | دریافت قسمت ۱۲ 

داستان صوتی من امام حسینی ام | دریافت قسمت ۱۳ 

داستان صوتی من امام حسینی ام | دریافت قسمت ۱۴ 

 

 دریافت قسمت ۱۵ 

 دریافت قسمت ۱۶

  دریافت قسمت ۱۷

 دریافت قسمت ۱۸

 دریافت قسمت ۱۹ 

 دریافت قسمت ۲۰ 

 

قسمت ۲۱ داستان صوتی من امام حسینی ام 

قسمت ۲۲ داستان صوتی من امام حسینی ام 

قسمت ۲۳ داستان صوتی من امام حسینی ام 

قسمت ۲۴ داستان صوتی من امام حسینی ام 

قسمت ۲۵ داستان صوتی من امام حسینی ام 

 

دریافت قسمت ۲۶ داستان صوتی من امام حسینی ام 

دریافت قسمت ۲۷ داستان صوتی من امام حسینی ام 

دریافت قسمت ۲۸ (شانزده مگابایت) 

دریافت قسمت ۲۹ (دوازده مگابایت)

دریافت قسمت ۳۰ (پایانی) (۹مگابایت)

***

دانلود تمام ۳۰ قسمت یکجا (فایل .zip و حجم ۲۲۰ مگابایت) 

***

منبع اصلی : سایت صدای میقات

درباره صدای میقات

گروه اینترنتی صدای میقات که از دهه ۸۰ فعالیت خود را آغاز کرده است از پیشتازان عرصه تولید محتوای وب فارسی است . سایت صدای میقات به آدرس sedayemighat.com در سال های گذشته بارها مورد حمله اینترنتی توسط گروه های ضد ایران قرار گرفته است .

تولیدات این گروه بیشتر در قالب پادکست و رادیوی اینترنتی است.اما این گروه تولیدات ویدیویی نیز داشته است . از مجموعه برنامه های معروف این گروه پادکست هفتگی “زنگ بیداری” را می توان نام برد . و از مجموعه داستان های صوتی معروف این گروه دو نمونه “روز آخر ” و “شهر مه گرفته” را می توان نام برد .

کانال گروه صدای میقات :  @sedayemighat_channel

تجربیاتی از پیاده روی اربعین [راهنمای حضوری مفید و موثر در اربعین]

حضور حماسی در پیاده روی اربعین (عکس:کربلا)
حضور حماسی در پیاده روی اربعین (عکس:کربلا)

 

متن که در ادامه میخوانید از میان یادداشت های کانال شخصی حجت الاسلام حسن مرادی @hasanemoradi در تلگرام انتخاب شده است . این یادداشت که سال قبل (۹۵) منتشر شد بخش از از تجربیات ایشان از حضور در پیاده روی اربعین حسینی است »» 

 

تجربیات پیاده روی اربعین ۹۵

  1. روز سه شنبه ۲۵ آبان ساعت ۱۱:۳۰ از تهران، میدان جهاد به همراه آقای تورانلو به سمت مرز چذابه حرکت کردیم.

 

  1. ساعت ۲۱:۳۰ مرز چذابه بودیم و در ورودی پارکینگ چند کیلومتر ترافیک بود، و حدود دو ساعت در آن جا در ترافیک بودیم

 

  1. ساعت ۲:۳۰ تشریفات عبور از مرز تمام شد و ترمینال مسافری عراق بودیم

 

  1. مینی بوس نفری ۴۰ هزار تومان و تاکسی ون نفری ۶۰ هزار تومان کرایه تا نجف می گرفت

 

  1. رانندگان عراقی با هم هماهنگ هستند و همه یک کرایه را می گویند، لذا زیاد نباید دنبال ماشین ارزان تر گشت.

 

  1. ساعت ۳ از مرز با یک ماشین ون به ظرفیت ۱۱ نفر به سمت نجف حرکت کردیم و ساعت ۱۰:۳۰ نجف از ماشین پیاده شدیم

 

  1. در پایین حرم صافی صفا یک موکب خوبی بود که خلوت بود و ما برای استراحت به آن جا رفتیم.

 

  1. ساعت ۱۵ روز چهارشنبه ۲۶ آبان از نجف به سمت کربلا پیاده روی را آغاز کردیم.

 

  1. شروع حرکت را از راهی که از داخل وادی السلام می گذرد انتخاب کردیم و تا ساعت ۱۷ پیاده روی کردیم و بعد به اصرار یکی از اهالی حاشیه نجف به موکب آن ها رفتیم و استراحت کردیم.این که در روز اول و در آغاز حرکت فقط دو ساعت پیاده روی کردیم خیلی خوب بود چون باعث شد که بدن ما نسبت به پیاده روی اربعین آمادگی پیدا نماید.

 

  1. صبح بعد ازنماز صبح و صبحانه حدود ساعت ۶ به وقت عراق به سمت کربلا حرکت و تا تیر(عمود) ۴۱۳ حرکت کردیم و ساعت ۱۵ در تیر ۴۱۳ به یکی از موکب ها برای استراحت رفتیم. روز بعد ساعت ۴ بامداد بیدار شدیم و ساعت ۴:۳۰ به سمت کربلا حرکت و تا تیر ۱۰۳۰ رفتیم. روز سوم بعداز نماز صبح ساعت ۵:۳۰ حرکت و تا تیر ۱۴۲۰ یعنی نزدیک حرم رفتیم. ما نماز ظهر تیر ۱۳۰۰ یعنی داخل شهر کربلا بودیم.

 

  1. باید ساعت ۱۵ برای استراحت به داخل موکب ها رفت و الا به خاطر حجم جمعیت موکب ها پر می شود و محل استراحت به خصوص برای تعداد بالا به سختی هماهنگ می شود

 

  1. با توجه به تجربیات سال قبل یک و نیم کیلو برگه زردآلو از ایران آوردیم و روزی حدود ۵۰ گرم هر نفر قیصی می خوردیم که باعث شد که دل درد و یبوست نگیریم

 

  1. بهترین وسیله برای پیاده روی دمپائی طبی است، کتونی هر مقدار هم مناسب باشد باعث تاول زدن پا می شود

 

  1. باید در آوردن وسائل به حداقل ها اکتفا کرد، چون بار هر چه قدر هم کم باشد باعث خستگی می شود

 

  1. وسائل لازم برای سفر: مهر، قبله نما، تسبیح،یک دست لباس شخصی، قرص و دواء های ضروری شخص، پماد پیروکسیکام برای درد های موضعی، پماد کالاندولا برای جلوگیری و درمان عرق سوز شدن، دفترچه یادداشت برای خاطرات و…

 

  1. در کربلا مقابل کنسولگری ایران به یکی از کوچه ها رفتیم و یک موکب جهت اسکان هماهنگ کردیم، موکب ها جنب خیابان اصلی شلوغ است اما موکب ها داخل کوچه ها جا برای اسکان دارد

 

  1. حتی الامکان برای اسکان در مسیر و کربلا و نجف به موکب هایی که درون حسینه ها می باشد برویم بهتر است چون موکب هایی که با چادر برپا شده است شب ها سرد می شود

 

  1. یک شنبه ۳۰ آبان بعد از نماز صبح از کربلا به سمت کاظمین و سامرا حرکت کردیم، گاراژی که ماشین های کاظمین و سامرا در آن است در خیابان باب بغداد پشت حرم حضرت عباس علیه السلام قرار دارد. و برای رسیدن به گاراژ حدود ساعت ۶ حرکت کردیم و ساعت ۹ به گاراژ رسیدیم. حدود ۱۵ کیلومتر پیاده روی بود. امکان رفتن با ماشین هم نیست چون راه ها بسته است.

 

  1. آن جا یک مینی بوس نفری صد هزار تومان می گرفت و به سید محمد(برادر امام هادی و نزدیک سامرا) و سامرا می برد و از سامرا به کاظمین می برد و پیاده می کرد. ساعت ۹ حرکت کردیم، ساعت ۱۳:۳۰به شهر بلد و حرم سید محمد رسیدیم، ساعت ۱۵ از آن جا به سمت سامرا حرکت کردیم، ساعت ۱۶:۱۵ سامرا بودیم. ساعت ۱۹:۳۰ از سامرا به سمت کاظمین حرکت کردیم و ساعت ۱۰ کاظمین بودیم.

 

  1. هر هزار دینار عراقی معادل سه هزار تومان ما می باشد. پولی که همراه برده می شود باید نصف ایرانی و نصف عراقی باشد ، چون در بعضی از جاها صرفه با پول ایرانی است و در بعضی از جاها صرفه با پول عراقی است، مثلا همین مینی بوس سامرا به پول عراقی ۳۰هزار دینار می گرفت که می شد ۹۰ هزار تومان و ده هزار تومان کمتر از قیمتی بود که با پول ایرانی باید پرداخت می شد.

 

  1. وقتی که از کربلا به بغداد می رفتیم، مسیر پیاده روی بغداد به کربلا را دیدیم که بسیار زیبا و از بین نخلستان ها و همچنین نسبت به مسیر نجف به کربلا بسیار خلوت بود و تصمیم گرفتیم سال دیگر از این مسیر به کربلا ان شاالله مشرف شویم، البته کاظمین تا کربلا ۱۲۰کیلومتر است ولی نجف تا کربلا ۸۰ کیلومتر و لذا اگر مسیر بغداد را بخواهیم برویم تا شهر اسکندریه با ماشین می آییم و از آن جا تا کربلا پیاده که تقریبا مثل مسیر نجف تا کربلا می شود.و شاید تاثیر تبلیغی آن به خاطر حضور کم ایرانیان بیشتر باشد.

 

  1. ما یک شنبه شب بعد از زیارت کاظمین به طرف مهران حرکت کردیم، سه ساعت از کاظمین تا مهران در راه بودیم، نیم ساعت قبل از اذان صبح به مهران رسیدیم و عبور ما از مرز حدود نیم ساعت با پیاده روی هایش طول کشید، از آن جا با اتوبوس های واحد به ترمینال آماده شده برای اتوبوس ها رفتیم و با یک اتوبوس وی آی پی به مبلغ هشتاد هزار تومان به طرف تهران حرکت کردیم

 

  1. کل هزینه سفر ما به این شرح شد:چذابه تا نجف:۶۰هزارتومان، کربلاتاسامرا و کاظمین:۱۰۰هزارتومان،کاظمین تا مهران ۵۰هزارتومان، مهران تا تهران ۸۰هزار تومان به علاوه ۱۸۱هزارتومان پول بیمه و ویزا جمعا شد۴۷۱هزار تومان

 

  1. یکی از دوستان به من چند تا عطر و صلوات شمار داد که من آن ها را به موکب دارها هدیه می دادم،خیلی خوشحال می شدند، برای سال بعد حتما چند هدیه مختصر باخود می برم

 

 

ویدیو : مستند کوتاه «پیاده چه فایده؟ا ؛ اگر هدف زیارت است، چرا وقتمان را با پیاده‌روی تلف کنیم؟! تفاوت زیارت با «پای پیاده» و زیارت با «اتوبوس» چیه؟

دریافت mp4 -حجم ۸مگابایت

 

متنی که در ادامه میخوانید تجربیات حجت الاسلام علوی از حضورشان در پیاده روی اربعین حسینی (علیه السلام) است »» 

سال گذشته پیاده روی رو از بغداد آن هم داخل شهر شروع کردیم از همان اول کار من شروع کردم پخش کردن هدایایی که باخودم از ایران اورده بودم اغلب اونها رو به صاحبان موکبها و صاحبخونه هایی که شبها اونجا میموندیم دادم

اما هدایا

۱-تعداد ۱۰ عدد تسبیح ۵۰۰تومانی از مغازه درب۱ گرفتم و به ضریح حصرت فاطمه معصومه سلام الله علیها متبرک کردم خیلی عراقی ها از این هدیه خوشحال شدند یکی از موکب دارها وقتی شب رسیدیم موکبشون خیلی استقبال گرمی از ما کرد و بعد از شام یه نفر مامور کرد ما رو ببره خونشون شب اونجا بمونیم وقتی داشتیم میرفتیم من تسبیح بهش دادم و گفتم این تسبیح متبرک به ضریح حضرت معصومه سلام الله علیهاست تا تسبیح گرفت شروع کرد باذصدای بلند گریه کردن

 

۲-چند عدد جاکلیدی زیبا که یکطرف عکس رهبر و طرف دیگه حاج قاسم البته یکیشون آویزون کردم به کوله پشتیم و با وجود کوچیک بودنش جلب توجه میکرد تو مسیر که حرکت میکردیم دوتا خانم جوان پشت سرم باهم صحبت میکردن یکی شون به دوستش گفت این آقا ایرانیه بعد گفت این عکس قاسم سلیمانیه چرا ازش درخواست(از من) نمیکنی جاکلیدی رو به ما بده اون لحظه دوست داشتم دوتا از این جاکلیدیها رو از کوله در بیارم و بهشون بدم ولی

من جوون بودم و اونا هم دوتا خانم جوون نمشد عرف نبود ٬ البته سعی کردم وقتی به موکبهای بچه های کتائب حزب الله و عصائب جاکلیدی هارو به اونا بدم همین هم شد

امسال تصمیم دارم ان شاء الله متبرکات بیشتری با خودم ببرم

 

متنی که در ادامه میخوانید تجربیات حجت الاسلام کعبی از حضورشان در پیاده روی اربعین حسینی (علیه السلام) است »» 

 

سال گذشته در مسیر پیاده روی اربعین بعضی رفتارهای ناراحت کننده‌ای از بعضی زائرین ایرانی می‌دیدم.

 

خادم موکبی را دیدم که برای دعوت از زائرهای ایرانی برای غذا می‌گفت بجای غذاهای کثیف عربی بیایید قرمه سبزی خوشمزهٔ ایرانی بخورید.

 

یا موکبی دیدم که با بنر بزرگی اعلام کرده بود این موکب مخصوص زائران ایرانی است و…

 

چند نفر هم محل نزدیک ترین موکب ایرانی‌ها را می‌پرسیدند و از همسفره شدن با عرب‌ها پرهیز می‌کردند.

 

یکی از برکت‌های زیارت اربعین هرچه کمرنگ‌تر شدن رنگ‌ها و نژادها در دریای عظیم عشق اهل بیت است.

 

شنیدم سید حسن نصرالله امسال به زائران لبنانی توصیه کرده از حمل پرچم حزب الله و هر شعار علامت متمایز کننده ای پرهیز کنند و خودشان را بخشی از این جریان عظیم عقیدتی عاطفی جهادی فرهنگی ببینند.

 

برای دریافت بقیه مطالب به صفحه اختصاصی پیاده روی اربعین در سایت بنیانا مراجعه فرمایید یا عضو کانال تلگرام بنیانا شوید 

دل به عشقت بسته ام یا حسین علیه السلام

photo_2016-11-24_23-18-38

 

دلش هنوز از یادآوری خاطره آن روز می‌لرزد؛ همان روزی که تلفن زنگ خورد و او به کربلای معلی دعوت شد.

می‌گوید: نمی‌دانم از کجا برایتان تعریف کنم، از آن روزی که دلشکسته در حرم امام رضا(ع) قسمش دادم که زیارت کربلا را نصیبم کند یا آن روزی که از کاروان جا ماندم و مثل ابر بهار گریه کردم یا آن لحظه‌ای که صدایی از آن سوی خط گفت که زائر کربلایی و باید زودتر مدارکت را بیاوری.

 

پسری ۲۲ساله است که از هفت سالگی یتیم شده و با سختی کار می‌کند و درس می‌خواند. او که امسال به همت خیرین به کربلای معلی مشرف شده است در این‌باره می‌گوید: من عاشق امام‌حسین(ع) و حضرت عباس(ع) هستم. خیلی دلم می‌خواست برای یک‌بار هم که شده ضریح مبارکشان را زیارت کنم. سال پیش رئیس کاروان محله‌مان افراد را پیاده به کربلا برد.

 

من دیر متوجه شدم و نتوانستم به کاروان برسم. خیلی دلم شکست و مدام حسرت می‌خوردم تا اینکه برای ۲۸صفر به مشهد رفتم و در حرم امام‌رضا(ع) او را قسم دادم که مرا عازم کربلا کند تا جدش امام حسین(ع) را زیارت کنم. خودم هم نمی‌دانم چه حالی بود که داشتم فقط همین قدر می‌دانم که دلم برای حرم امام حسین(ع) پر می‌کشید.

 

خلاصه گذشت و من نتوانستم راهی کربلا شوم. امسال اوایل محرم بود که مادرم بیمار شد و من برای درمان، او را به مشهد بردم. بعد از اینکه از مطب دکتر بیرون آمدیم با هم به طرف حرم امام‌رضا(ع) رفتیم. در آنجا دوباره دست به دعا برداشتم و از آقا خواستم که راه کربلا برای من باز شود.

 

خیلی دلم شکسته بود و هر چه فکر می‌کردم می‌دیدم که با این وضعیتی که ما داریم حالا حالاها نمی‌شود به کربلا بروم اما دلم بدجوری هوایی شده بود. خلاصه چند روزی بود که از مشهد برگشته بودیم که از کمیته امداد با من تماس گرفتند و گفتند که اسمت برای کربلا در آمده و یکی از خیرین تقبل کرده هزینه سفر تو را به کربلا بدهد. زودتر بیا تا کارهایت را انجام دهی.

 

او درحالی‌که بغض و شادی را توامان به همراه دارد ادامه می‌دهد: نمی‌دانید از شنیدن این خبر چقدر خوشحال شدم، مثل پرنده‌ای بودم که روی ابرها بال می‌زند. همان‌جا نشستم و خدا را سجده کردم که آرزوی مرا برآورده کرده است. بالاخره من هم از طرف آقا امام حسین(ع) طلبیده شده و عازم کربلا بودم. موقع رفتن، مادرم را در آغوش گرفتم و گفتم از خودش می‌خواهم که زیارتش را قسمت‌ات کند.

 

این مددجو که ساکن یکی از روستاهای گرگان است در ادامه می‌گوید: پایم به نجف که رسید بی‌اختیار اشک می‌ریختم. حرم امام علی(ع) ابهتی دارد که وصف‌نشدنی است. وقتی داخل می‌روی و چشمت به ضریح می‌افتد از خود بی‌خود می‌شوی. بعد از زیارت در نجف، راهی کربلا شدیم و من بالاخره به آرزویم رسیدم.

 

به کربلا که وارد شدیم کیفم را به همراهم دادم تا به هتل ببرد و خودم راهی حرم شدم. دلم طاقت نمی‌آورد بدون دیدن ضریح امام‌حسین(ع) به هتل بروم و خستگی به در کنم. اول به زیارت حضرت ابوالفضل(ع) رفتم و بعد در بین‌الحرمین خودم را کشان کشان و با چشمانی اشکبار به حرم امام حسین(ع) رساندم. دیگر یادم نیست که چطور به گردش چرخیدم و زیارت کردم.

 

نخستین چیزی که از امام‌حسین(ع) خواستم شفای همه بیماران به‌خصوص شفای مادرم بود و اینکه قسمتش کند که در این مکان حضور پیدا کند. مادرم از روزی که به من زنگ زدند و گفتند که یک خیر هزینه سفر شما به کربلا را متقبل شده هر روز پای سجاده‌اش آن خیر را دعا می‌کند و از آن روز مرا «کربلایی» صدا می‌زند.

 

او که از هفت سالگی پدرش را از دست داده و با یتیمی بزرگ شده است درباره زندگی‌اش می‌گوید: پدرم که فوت کرد آه در بساط نداشتیم که حتی خرج کفن و دفن او بکنیم. یادم هست که مادرم گوشواره‌اش را فروخت تا هزینه دفن پدرم جور شود. بعد از آن برادرهایم که از من بزرگ‌تر بودند به کارگری و بنایی مشغول شدند تا امورات خانه را بچرخانند.

 

روزگار سختی بود با اینکه من بچه بودم اما همه‌چیز را خوب می‌فهمیدم و حس می‌کردم. بعد از مدتی با معرفی شدن به کمیته امداد توانستیم وام بگیریم و از این وام چند گاو و گوسفند بخریم تا زندگی ۱۰فرزند تأمین شود. خلاصه روزها گذشت و من که خیلی به درس علاقه داشتم با هر سختی‌ای که بود درسم را ادامه دادم و الان دانشجوی رشته عمران هستم.

 

این مددجو اضافه می‌کند: من تمام تلاشم را می‌کنم که با خوب درس‌خواندن به شغل مناسبی دست پیدا کنم و بعد مثل همان خیری که مرا به آرزویم رساند و خیرین دیگری که با کمک‌هایشان امثال من و خانواده مرا تحت حمایت خود قرار دادند بتوانم به دیگران کمک کنم. من یقین دارم که این بهترین عمل نزد خداست و خدا کسانی را که به بنده‌هایش کمک می‌کنند دوست دارد.

 

چگونه به زائران اربعین خدمت کنیم؟ چه وسائلی همراه ببریم ؟

چگونه به زائران اربعین خدمت کنیم
چگونه به زائران اربعین خدمت کنیم

کسانی که در مراسم پیاده‌روی اربعین شرکت کرده‌اند، یکی از زیبایی‌های این سفر را همدلی و رسیدگی به زائران اربعین ذکر می‌کنند.

زائران اربعین بین راه با انواع غذاها، نوشیدنی‌ها و لوازم مورد نیاز پذیرایی می‌شوند. ولی گاهی لوازم کوچکی ممکن است لازم شود که در موکب‌ها توزیع نمی‌شود یا زائران فراموش کرده‌اند همراه خود ببرند، اینجاست که اگر کسی چنین وسایلی را همراه داشته باشد کمک بزرگی به بقیه می‌کند.

 

سعی کردیم فهرستی از لوازم کاربردی در این سفر که حجم و وزن زیادی هم ندارند تهیه کنیم تا زائرین ایرانی نیز با تهیه و پخش این نذری‌ها، سهمی در خدمت‌رسانی به زائران اربعین داشته باشند. اگر هم به هر دلیل امسال قسمت‌تان نشده که به سفر اربعین بروید ولی دوست دارید سهمی در این گردهمایی بزرگ داشته باشید، می‌توانید یکی از چیزهایی که در این صفحه فهرست کرده‌ایم را تهیه کنید و از دوست یا آشنایی که به این سفر می‌رود، بخواهید آنجا بین زوار پخش کند.

 

بعضی از هیئت‌های ایرانی که در عراق موکب زده‌اند، پول و نذورات برای خدمت‌رسانی به زوار قبول می‌کنند. می‌توانید از طریق این هیئت‌ها نیز در ثواب خدمت به زوار حسین(ع) سهیم شوید. فقط حواستان باشد به هر هیئت یا هر پیام اینترنتی‌ای که ادعای فعالیت در عراق را داشت، اعتماد نکنید و نذرتان را به مکان‌های معتبر بسپارید. در ادامه همراه بنیانا باشید 

 

نذری‌های کوچک پرکاربرد برای زائران اربعین 

یکی از وسایل کاربردی و کم‌حجم، زیارت عاشورا و اربعین و ادعیه دیگر در برگه‌های کوچک تک ورقی است. می‌توانید تعدادی از این ادعیه تهیه کنید و هنگام نماز یا هر زمان مناسب دیگر، بین زوار تقسیم کنید. صلوات‌شمار و تسبیح نیز وسیله‌های پرکاربردی برای این سفر است.

هردوی این وسیله‌ها را می‌توانید هم از شهر خودتان به‌صورت عمده تهیه کنید و ببرید و هم می‌توانید در شهر نجف تهیه کنید. البته پیشنهاد ما این است که وقت‌تان در نجف را صرف بازارگردی و پیداکردن اجناس خاص نکنید و حتما از کشور خودمان خریدهایتان را بکنید.

 

سربند یکی از وسایلی است که سال‌های گذشته بین زائران اربعین بسیار طرفدار داشت؛ مخصوصا نوجوانان عراقی علاقه خاصی به زدن سربند با شعارهایی حماسی دارند. اگر می‌خواهید سربند بین زوار پخش کنید حتما از ایران تهیه کنید چون در عراق پیدا نمی‌کنید. سربندهایی با شعارهایی حماسی و غیراختلاف‌افکنانه تهیه کنید.

 

تعدادی کیسه فریزر همراه داشته باشید، هم به درد خودتان می‌خورد، هم در مواقع مختلفی می‌توانید به باقی زائران اربعین  بدهید. مثلا زمان توزیع میوه‌ای که بعدا می‌خواهید بخورید یا برای گذاشتن لباس‌های کثیف. دستکش پلاستیکی یکبار مصرف هم در زمان خوردن غذا و میوه که امکان شستن دست‌ها وجود ندارد، یا برای ماساژ یا زدن پماد و موارد بهداشتی، حتما به‌کار زائران می‌آید.

 

خیلی از زائران اربعین ، چه ایرانی و چه غیرایرانی، با یک مهر نماز می‌خوانند. می‌توانید تعدادی جانماز کوچک و جیبی تهیه کنید و هنگام نماز، به زائرانی که سجاده و جانماز ندارند، بدهید.

 

هدبند و کلاه بیشتر به‌کار آقایان می‌آید و می‌تواند سرشان را از سرما محافظت کند. می‌توانید تعدادی هدبند و کلاه به همراه خود ببرید و صبح‌ها بین مردم تقسیم کنید. حواستان به این نکته باشد که اگر زمانی که اکثر زائران اربعین  به وسیله‌ای احتیاج دارند، آن را توزیع کنید، خیلی بهتر کاربرد آن شیء مشخص می‌شود و زمان سنجی شما نیز کمک بیشتری به زائران می‌کند.

 

چگونه به زائران اربعین خدمت کنیم
چگونه به زائران اربعین خدمت کنیم

لوازم بهداشتی برای زائرین اربعین 

در مسافت پیاده‌روی دستمال کاغذی به وفور دیده می‌شود ولی لوازم بهداشتی دیگر، کمتر پیدا می‌شود. رعایت مسائل بهداشتی در این سفر کمی سخت‌تر از سفرهای دیگر است. شما می‌توانید یکسری محصولات بهداشتی کوچک تهیه کنید و به زوار بدهید.

 

در سرویس‌های بهداشتی، صابون و مایع دستشویی کم است؛ می‌توانید صابون‌های کوچک تهیه کنید و در سرویس‌های بهداشتی قرار دهید یا صابون تیوپی همراه خود ببرید و موقع استفاده خودتان، به بقیه زواری که اطراف‌تان هستند هم بدهید. صابون‌های کاغذی هم گزینه مناسبی برای پخش بین زوار است و قطعا استقبال خوبی می‌شود.

 

دستمال کاغذی نیز با اینکه در موکب‌ها و بین راه توزیع می‌شود، در سرویس‌های بهداشتی وجود ندارد. می‌توانید از دستفروش‌های کنار جاده دستمال بخرید و در سرویس‌های بهداشتی قرار دهید یا توزیع کنید.

 

دستمال مرطوب علاوه بر اینکه نیاز خودتان است، می‌تواند به بهداشت زائران اربعین دیگر مخصوصا قبل و بعد از خوردن غذا یا میوه، کمک کند.

 

چند عدد شامپوی کوچک که اکثرا در هتل‌ها استفاده می‌شوند با خود داشته باشید تا هم برای استحمام خود استفاده کنید و هم اگر کسی شامپو همراه نیاورده بود، به او ببخشید.چند عدد خمیردندان کوچک هم می‌توانید مانند شامپو به همراه داشته باشید و برای استفاده به باقی زوار بدهید یا می‌توانید چند خمیر دندان بزرگ با خود ببرید و روی آنها بنویسید «برای استفاده عموم»، «وقف عام» و در دستشویی‌ها قرار دهید.

 

ماسک نیز قطعا در این سفر چه برای جلوگیری از شیوع سرماخوردگی، چه برای گردوخاک مورد استفاده زائران اربعین قرار می‌گیرد. تعدادی ماسک بهداشتی (اگر تهویه‌دار باشند بهتر است) از داروخانه تهیه کنید و بین زوار تقسیم کنید.

 

گزینه مورد استفاده دیگر این است که چند پماد پیروکسیکام که برای درد پا بر اثر راه رفتن زیاد استفاده می‌شود، تهیه کنید، تعدادی قوطی پلاستیکی کوچک که برخی داروخانه‌ها یا پلاستیک فروشی‌ها دارند هم با خود داشته باشید و هر پمادی را داخل چهار، پنج عدد از قوطی‌ها تقسیم کنید.

 

شب‌ها که زوار در موکب‌ها در حال استراحت هستند، می‌توانید آنها را توزیع کنید. این نکته یادتان باشد که اسم دارو را به انگلیسی و عربی روی کاغذی بنویسید و روی قوطی بچسبانید تا اگر به زوار غیرفارسی زبان دادید و نتوانستید برایشان توضیح دهید چه چیزی است، از اسم آن متوجه شوند.

 

زائران کوچک در حماسه اربعین 

کودکان زیادی به همراه والدینشان به این سفر می‌آیند. می‌توانید با هدایایی کوچک، دل بچه‌ها را شاد کنید. اگر فرصت دارید و می‌توانید، عروسک‌های کوچک نمدی درست کنید؛ عروسک‌هایی اندازه کف دست یا عروسک‌های انگشتی… . می‌توانید شب‌ها در موکب محل استراحت‌تان برای بچه‌ها یک نمایش کوتاه اجرا کنید و بعد عروسک‌ها را به آنها اهدا کنید.

 

برای پسربچه‌ها می‌توانید ماشین‌بازی‌های کوچک تهیه کنید و همراه خود داشته باشید. بادکنک هم از آن وسیله‌هایی است که بچه‌ها را خیلی خوشحال می‌کند. فقط برای توزیعش حواستان باشد یا باد نکرده به بچه‌ها بدهید و یا ابتدا در جای خلوتی بنشینید و آنها را باد کنید و بعد بین بچه‌ها توزیع کنید تا موقع باد کردن، بچه‌ها معطل نشوند. حواستان باشد دل بچه‌ای هنگام توزیع نشکند؛ مثلا اگر در مکانی هستید که تعداد بچه‌ها خیلی بیشتر از هدیه‌های شماست، آنجا توزیع نکنید و جایی بروید که نذری شما به همه بچه‌ها برسد.

 

مداد و لوازم التحریر ریز و کوچک هم وسایل مناسبی برای هدیه دادن هستند. می‌توانید تعدادی برگه نقاشی همراه جعبه‌های کوچک شش‌تایی مداد رنگی یا مداد شمعی با خودتان ببرید. زمان استراحت، کودکان مستقر در موکب را جمع و برگه‌ها و مدادها را بینشان تقسیم کنید و از آنها بخواهید اگر دوست دارند همانجا در کنار همدیگر نقاشی بکشند.

 

غیراز سرگرم شدن بچه‌ها و لذتی که می‌برند، قطعا مادرانشان هم برایتان دعا می‌کنند که ساعتی فرزندشان مشغول فعالیت است و آنها می‌توانند استراحت کنند یا به کارهای شخصی‌شان برسند. فقط مواظب اختلاف و دعواهایی که ممکن است بین بچه‌ها پیش بیاید، باشید!

 

برای دختربچه‌ها می‌توانید تعدادی گل‌سر، تل، دستبند و گوشواره تزئینی و دست‌ساز تهیه کنید؛ هم سبک و کوچک هستند و به راحتی می‌توانید با خودتان حملشان کنید و هم برایتان روضه‌ای مجسم می‌شود؛ یادآوری دختران کوچک کاروان حسینی.

 

برای زوار غیرایرانی حاضر در پیاده روی اربعین چه کنیم ؟ 

در این سفر به غیر از زوار کشورهای عربی که بیشترین جمعیت را دارند، شیعیان زیادی از کشورهای پاکستان، هند، آذربایجان و کشورهای اروپایی می‌بینید. خیلی از این شیعیان تابه‌حال نتوانسته‌اند به زیارت امام رضا(ع) بیایند و نذری‌های مرتبط با مشهد و حرم برایشان بسیار شیرین است.

 

اگر مشهدی هستید یا قبل از سفر به عراق، به زیارت امام‌رضا(ع) می‌روید، می‌توانید به معاونت اماکن متبرکه مراجعه کنید و بسته‌بندی‌های نمک یا نبات تبرک برای توزیع در مسیر پیاده‌روی بگیرید. این بسته‌بندی‌ها سال‌های قبل به‌شدت مورد توجه و علاقه زائران اربعین کشورهای دیگر بود.

 

می‌توانید پیکسل‌ها یا مگنت‌هایی با عکس ضریح یا حرم امام رضا(ع) تهیه و بین زائران اربعین ، مخصوصا نوجوانان پخش کنید. پوستر و عکس‌های کوچک از حرم نیز می‌تواند سوغات و هدیه مناسبی از طرف زائران ایرانی به شیعیان کشورهای دیگر باشد.

 

رهبر معظم انقلاب، در سال‌های گذشته دو نامه به جوانان کشورهای غربی نوشته‌اند. متن این دو نامه به زبان‌های انگلیسی، عربی، اردو، فرانسوی، اسپانیایی، ترکی، روسی، ژاپنی و سواحیلی در اینترنت و سایت خامنه‌ای‌دات‌آی‌آر موجود است. می‌توانید متن نامه‌ها را کپی کنید یا از هرکدام تعدادی پرینت بگیرید و طی مسیر بین زائران مختلف، با توجه به زبان و ملیتشان توزیع کنید. زائران اربعین عرب‌زبان، انگلیسی زبان و اردو زبان بیشتر هستند.

 

کارهای مخصوص خانم ها در پیاده روی اربعین 

خانم‌ها چه زائران اربعین ایرانی و چه غیرایرانی، حضور چشمگیری در اربعین دارند و وسایلی که مورد نیاز آنهاست، بیشتر از مردان است. گیره روسری، گزینه بسیار خوبی است برای هدیه و نذری دادن به خانم‌ها، چون وسیله کوچکی است و خیلی‌وقت‌ها گم می‌شود و بستن روسری و حفظ حجاب بدون آن، برای خانم‌ها سخت است.

 

زنان عرب اکثرا از گیره‌هایی شبیه سوزن ته‌گرد استفاده می‌کنند، می‌توانید تعدادی از این سوزن‌ها تهیه و بین آنها توزیع کنید. زنان ایرانی، از گیره‌های کوچک یو شکل یا کیلیپس‌های بند انگشتی برای نگه‌داشتن روسری‌هایشان استفاده می‌کنند. یادتان باشد پیدا کردن این وسیله‌ها و خرید تعداد بالا، در شهر خودتان آسان‌تر از گشتن و تهیه کردنشان در عراق و شهر نجف است، پس اگر از این ایده خوشتان آمده، حتما از همین ایران آن را تهیه کنید و با خودتان ببرید.

 

جوراب هم گزینه خوبی برای پخش کردن بین خانم‌هاست؛ مخصوصا صبح‌های زود که زائران اربعین می‌خواهند شروع به پیاده‌روی کنند و بعضی‌هایشان به‌خاطر خستگی شب قبلش جوراب‌هایشان را نشسته‌اند و جوراب تمیز هم ندارند، حتما از یک جوراب نو و تمیز استقبال می‌کنند. این نکته را فراموش نکنید که زنان عرب اکثرا جوراب مشکی می‌پوشند.

 

حواستان به نازک نبودن جوراب و دیده نشدن پا درون آن هم باشد تا به‌خاطر ثواب نذری دادن، گناهی به گردنتان نیفتد. دستکش پارچه‌ای هم برای رعایت بهداشت یا جلوگیری از خشکی دست، به‌کار زائران می‌آید و ممکن است خیلی‌ها فراموش کرده باشند همراه خود ببرند، شما می‌توانید با هدیه دادن دستکش، نیاز عده‌ای از زائران اربعین به این وسیله را برطرف کنید.

 

همانطور که گفتیم رعایت مسائل بهداشتی در این سفر، کمی سخت‌تر از سفرهای معمولی است. در سرویس‌های بهداشتی با پخش لوازم بهداشتی مثل دستمال کاغذی، پد روزانه مخصوص بانوان و صابون می‌توانید دعای خیر خیلی از زوار را برای خودتان جمع کنید.

 

nazr.ir
nazr.ir
انواع خوراکی ها در پیاده روی اربعین 

درست است که در کشور عراق و در مسیر پیاده‌روی اربعین از نظر مواد غذایی هیچ مشکلی وجود ندارد و تمام مایحتاج زوار توسط موکب‌ها برطرف می‌شود ولی برخی خوراکی‌های ریز و مقوی که در عراق هم کم پیدا می‌شود، می‌تواند گزینه خوبی برای نذری دادن باشد؛ مثلا چند عدد از مغزهای خوراکی مثل پسته، بادام و گردو را در کیسه‌های کوچک بسته‌بندی کنید و بین راه به زوار بدهید.

 

مویز هم برای تجدیدقوا گزینه بسیار مناسبی است و می‌توانید در بسته‌هایتان آن را اضافه کنید. فقط یادتان باشد از قبل سفر آنها را تهیه و آماده کنید. شکلات هم مخصوصا بین بچه‌ها طرفدار زیادی دارد. اگر حمل بار از ایران برایتان سخت است، می‌توانید شکلات را از شهر نجف تهیه کنید. لیموترش از موادی است که توصیه می‌کنند مقداری با خودتان در این سفر همراه ببرید و با غذاهایتان بخورید، می‌توانید مقدار بیشتری با خودتان ببرید و هنگام غذا به افرادی که در کنارتان نشسته‌اند هم تعارف کنید.

 

گردآوری : سیده فاطمه مطهری (همشهری دو)

شبهه هایی درباره دوران امامت امام سجاد علیه السلام

َشبهه هایی درباره دوران امامت امام سجاد علیه السلام
َشبهه هایی درباره دوران امامت امام سجاد علیه السلام

 

پس از تمام شدن واقعه جانسوز عاشورا و شهادت امام حسین(ع) و یاران حقیقی آن حضرت در صحرای کربلا، اوضاع دینداری مردم دگرگون شده بود.

 یزید ملعون عده زیادی از مردم را فریب داده و دین‌شان را به بهای دنیا خریده بود. بعد از آن هم حکومت ظالم بنی‌امیه، شیعیان را در تنگنا قرار داده و آزار می‌داد تا دست از اعتقادات دینی خود بردارند. اوضاع به‌نحوی بود که در گوشه و کنار سرزمین‌اسلامی، شورش‌هایی علیه ظالمان به راه افتاد؛ اما هر یک از این شورش‌ها هدفی داشتند که به‌ندرت می‌شد دینداری و خونخواهی حق‌طلبانه حضرت سیدالشهدا(ع) را در میان ائمه پیدا کرد.

 

در چنین اوضاعی روی کار آمدن و سپرده شدن زمام امور شیعیان به دست امام، نیاز به انسجام میان مردم مسلمان داشت و امام‌سجاد(ع) مسئولیت این امر را بر عهده داشتند. به همین علت است که وقتی مفاهیم دعاها و مناجات‌های آن حضرت را بررسی می‌کنیم متوجه می‌شویم همه مطالب در جهت تبیین اسلام ناب محمدی(ص) عنوان شده‌اند تا جایگاه قرآن و امام را به‌عنوان دو ثقل دین به مردم بشناسانند.

 

حجت‌الاسلام محسن غیاثوند که درباره تاریخ اسلام پژوهش کرده و به‌عنوان استاد حوزه علمیه فعالیت می‌کند، در گفت‌وگو با ما به شبهه‌هایی درباره دوران دوران امامت امام سجاد (ع) پاسخ داده است.

 

می‌دانیم که امامت پس از امام‌حسین(ع) به امام زین‌العابدین(ع) منتقل شد. این در حالی بود که عده‌ای گمان می‌کردند محمد حنفیه امام چهارم است. آیا در زمان آغاز دوران امامت امام سجاد (ع) مشکل و شبهه‌ای ایجاد شد؟

 

محمد حنفیه از لحاظ سنی بزرگ‌تر از امام سجاد(ع) بود. از طرف دیگر مقام امامت بین امام دوم و سوم ما بین دو برادر منتقل شد، یعنی پس از امام حسن(ع)، امام حسین(ع) به امامت رسیدند. این شرایط شبهه‌ای برای محمد حنفیه و بعضی از مردم ایجاد کرده بود که احتمال می‌دادند پس از واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع)، محمد حنفیه که برادر ایشان بود به امامت می‌رسد.

 

به همین علت لازم بود که امام سجاد(ع) مسئله امامت را برای محمد حنفیه و کسانی که از مقام امامت و مسئولیت‌ها و کرامات آن بی‌اطلاع بودند، مشخص کنند. محمد حنفیه در ابتدا نمی‌توانست به راحتی قبول کند که امام سجاد(ع) امام چهارم شیعیان است تا اینکه آن حضرت کرامت‌هایی از مقام امامت را به او نشان دادند تا حقانیت مسئله امامت بر او روشن شود.

 

از آن زمان به بعد بود که محمد حنفیه به امامت امام سجاد(ع) پی برد و در این مسیر آنقدر پا برجا بود که امام، در شرایطی که امکان حضور در بعضی از اجتماع مردم را نداشتند، محمد حنفیه را تعیین می‌کردند تا به امور شیعیان رسیدگی کند.

 

پس از واقعه خونبار و جانسوز عاشورا و شهادت مظلومانه امام‌حسین(ع)، قیام‌های بسیاری به خونخواهی از آن حضرت اتفاق افتاد. در اینجا این پرسش مطرح می‌شود که چرا امام سجاد (ع) اقدام به قیام مسلحانه نکردند؟ 

این نکته واضح و مشخص است که امام سجاد(ع) در محرم سال ۶۱هجری همراه پدر بزرگوارشان، امام حسین(ع) بوده و وقایع آن روزها را به چشم خود مشاهده کردند. در واقع آن حضرت به خوبی شاهد بودند که مردم به‌شدت دچار انحطاط فکری و اعتقادی شده بودند و دین و آخرت خود را به بهای زندگی محدود دنیا فروخته بودند.

 

حتی آنقدر در دنیاپرستی و انحطاط فکری غرق شده بودند که با وجود اینکه بر حقانیت امام‌حسین(ع) اذعان داشتند، اما باز هم در برابر آن حضرت صف آرایی کرده و نیزه و شمشیر به‌دست گرفتند تا در نهایت غربت و مظلومیت ایشان را به شهادت رساندند. و همه اینها برای رسیدن به آسایش ظاهری در زندگی چند روزه دنیا بود.

 

از طرف دیگر ضعف فکری و اعتقادی مردم به جایی رسیده بود که همه با وجودی که می‌دانستند یزید ملعون، مردی هوسباز و شرابخوار بوده و احکام دین اسلام را به‌طور علنی نفی می‌کند، اما به‌دلیل بهره‌مندی او از ثروت دنیایی او را صاحب اختیار خود دانستند و از او تبعیت کردند. در چنین اوضاعی امام سجاد(ع) آگاه بودند که انحراف فکری مردم به‌دلیل آن است که نسبت به مقام امامت بی‌اطلاع هستند و عظمت و شأن امام خود را نمی‌دانند.

 

پس رسالت آن حضرت با قیام علنی و شمشیر به‌دست گرفتن ممکن نمی‌شد بلکه لازم بود پس از شهادت مظلومانه و هشداردهنده پدر خود، اسلام ناب محمدی(ص) را در قالب مفاهیم و عبارت‌های احساسی و عقلانی تبیین کرده و مردم را از این طریق آگاه کنند.

 

دوران امامت امام سجاد
دوران امامت امام سجاد

با این توضیحات، تبیین اسلام در دوران امامت امام سجاد (ع) از طریق قیام ممکن نمی‌شد و به همین علت بود که آن حضرت قالب دعا و مناجات را برای آگاه کردن و تعلیم معرفتی مردم انتخاب فرمودند.

 

درست است. امام سجاد(ع) می‌دانستند حتی درصورت قیام مسلحانه و در نهایت شهادت حین قیام خونخواهانه ایشان نیز مردم به آگاهی و درک از دین اسلام نخواهند رسید. پس ضرورت ایجاب می‌کرد که امام در میان مردم از ابزاری غیر از شمشیر و نیزه استفاده کنند تا مردم را هشیار کرده و اسلام را که در غربت به سر می‌برد، احیا کنند.

 

با وجود این در آن زمان چندین قیام برای مقابله با یزید ملعون اتفاق افتاد. رویکرد امام‌سجاد(ع) نسبت به چنین اقدام‌هایی چه بود؟

 

باید توجه داشت قیام‌ها و اقدام‌هایی که بعد از شهادت امام‌حسین(ع) در دوران امامت امام سجاد (ع) اتفاق افتادند دارای مواضع و اساس‌های گوناگون و گاهی متفاوت بودند. برخی از قیام‌ها تنها براساس شور و احساسات بی‌پایه اتفاق می‌افتاد و برخی از علم و شور دینی نشأت می‌گرفت. عده‌ای قیام می‌کردند تا یزید را مغلوب کرده و خودشان قدرت را دست بگیرند و برخی قیام می‌کردند تا انتقام خون شهدای کربلا و امام مظلوم خود را بگیرند.

 

بنابراین مشخص است که رویکرد امام سجاد(ع) برابر چنین قیام‌هایی که پایه و دلیل مختلفی داشته‌اند، متفاوت بود؛ چون اسلام، دین حقانیت است که هم احساسات در آن راه دارد و هم عقلانیت. اما این دو توأم و همراه یکدیگر هستند؛ یعنی احساسات دینی باید برگرفته از عقل و درایت باشد و عقلانیت هم باید با شور و احساس دینی همراه شود تا تأثیرگذار باشد.

 

امام سجاد علیه السلام کدام قیام‌ها را نفی کرده و با آنها مخالفت می‌کردند؟

 

یکی از قیام‌هایی که امام سجاد(ع) با آن مخالفت داشتند، قیامی بود که توسط شخصی به نام عبدالله بن حنظله اتفاق افتاد. او و مردمی که به همراهش بودند، قیامی داشتند که عقلانیت در آن راه نداشت و حتی رهبری و هدایت مشخصی نداشتند و طبیعی بود که در قیام خود موفق نخواهند شد. آنها افرادی بودند که در روز عاشورا امام‌حسین(ع) را تنها گذاشتند و بعد از شهادت آن حضرت دست به قیام زدند و حتی این بار هم درباره قیام‌شان از امام سجاد(ع) رهبری و تأییدی نخواستند.

 

امام سجاد(ع) به‌قدری نسبت به چنین اقدامی نگران بودند که بر خود لازم دانستند که برای هشدار دادن به آنها اقدام کنند. لذا از مدینه بیرون رفتند تا خود را به آنها برسانند و هشدار بدهند. نکته قابل توجه در چنین اوضاعی، موقعیت‌شناسی است. درواقع شیعه باید موقعیت‌شناس باشد و بداند که در هر زمانی به چه نحوی امام زمان خود را یاری کند. بعضی از مردمی که در واقعه کربلا امام حسین(ع) را تنها گذاشتند، پس از شهادت ایشان هم از اطاعت امام سجاد(ع) سر باززدند و حتی قیام علیه یزید زمان را هم بدون تأیید امام زمان خود راه می‌انداختند.

 

یکی دیگر از قیام‌هایی که بدون بصیرت اتفاق افتاد، قیام حره بود که مردم شورشگر مدینه به راه انداختند و معرفت در آن راه نداشت. به همین علت امام سجاد(ع) با آن مخالف بودند. در عین حال این افراد هم بدون اینکه با امام(ع) مشورت کنند، اقدام به قیام کردند.

 

در چنین شرایطی امام‌سجاد (ع) قالب دعا و مناجات را برای بیان معارف دینی انتخاب کردند. ضرورت این کار چه بود؟

 

همانطور که اشاره شد درصورتی که امام در آن دوران قیام مسلحانه می‌کردند به این دلیل که زمینه‌ای برای بیان معارف دینی وجود نداشت، شیعه دچار نابودی می‌شد. دلیل تأیید نکردن قیام مختار به‌طور علنی همین موضوع بود تا حکومت بنی‌امیه احساس کنند که این دو امر به هم مربوط نمی‌شود.

دوران امامت امام سجاد
دوران امامت امام سجاد

پس هدف نهایی امام زین‌العابدین (ع) هم تشکیل حکومت اسلامی بود اما مسیر تحقق این امر با ائمه دیگر ازجمله امام‌حسین (ع) متفاوت بود.

 

درست است. دلیل تفاوت مسیر هم این است که شرایط متفاوت بود و مردم درک‌های مختلفی داشتند. اما امام زین‌العابدین(ع) باید در وهله اول مقام امامت را تبیین می‌فرمودند تا مردم نسبت به ائمه شناخت پیدا کنند، به‌خصوص مردمی که روی امام سوم خود شمشیر کشیده بودند. از طرف دیگر باید حقانیت ائمه را درک می‌کردند و می‌فهمیدند که سعادت آنها جز از طریق هدایت توسط امام ممکن نمی‌شود.

 

اما به هر حال روی کار آمدن و گرفتن زمام امور شیعیان در دست امام، نیاز به انسجام میان مردم مسلمان داشت و امام سجاد(ع) مسئولیت این امر را بر عهده داشتند. به همین علت است که وقتی مفاهیم دعاها و مناجات‌های امام سجاد علیه السلام را بررسی می‌کنیم متوجه می‌شویم همه مطالب در جهت تبیین اسلام ناب‌محمدی(ص) عنوان شده تا جایگاه قرآن و امام را به‌عنوان دو ثقل دین به مردم بشناساند.

 

اما با توجه به خفقان دوران امامت امام سجاد (ع) آیا تشکیل حکومت اسلامی در آن دوران ممکن بود؟

نه. چنین امری عملا امکان نداشت و امام سجاد(ع) بر این مسئله واقف بودند اما می‌خواستند زمینه تشکیل حکومت اسلامی در آینده را فراهم کنند. دستورالعمل‌هایی که در قالب موعظه، مناجات، ذکر و دعا از آن حضرت رسیده همین هدف را دنبال می‌کرد که سطح درک و شعور دینی و معرفتی مردم را ارتقا بدهد تا زمینه و لیاقت پذیرش حکومت اسلامی را پیدا کنند.

 

 

امام‌سجاد علیه السلام ؛ یک مبارز قهرمان خستگی‌ناپذیر

 

شخصیت حقیقی امام چهارم در بیان مقام معظم رهبری

اگر بخواهیم شخصیت و چهره حقیقی هریک از ائمه اطهار علیهم‌السلام را بشناسیم، بهترین روش مراجعه به منابع معتبر شیعی و عالمان دینی است. در این میان، سخنان مقام معظم رهبری و تعبیر ایشان از شخصیت امام زین‌العابدین(ع) بسیار مهم و قابل‌درک است. از جمله کتاب «پژوهشی در زندگی امام‌سجاد(ع)» تألیف رهبر معظم انقلاب است که در آن، چهره و شخصیت والای دوران امامت امام سجاد (ع) به‌طور روشنگرانه‌ای تبیین شده است.

 

همچنین رهبر معظم انقلاب در بیان کوتاهی، امام‌سجاد(ع) را اینگونه معرفی کرده‌اند؛«آن چهره مظلوم بی‌صدای سربه‌زیر منفعلی که از امام‌سجاد درست کردند به کلی برخلاف واقع است؛ چهره حقیقی امام‌سجاد(ع) چهره یک مبارز قهرمان خستگی‌ناپذیر آشتی‌ناپذیر پیگیری است که با تدبیر تمام، با دقت کامل راه‌ها را می‌شناسد و انتخاب می‌کند و به سمت هدف‌ها این راه‌ها را می‌پیماید، خودش خسته نمی‌شود و دشمن را خسته می‌کند؛ و بالاخره دشمن وقتی هیچ کار دیگری نتوانست بکند، آن حضرت را مسموم کرد و این امام بزرگوار بعد از یک عمر پربرکت و پرمبارزه به رضوان الهی پرواز کرد. این خلاصه زندگی امام‌سجاد است.»

(خطبه‌های نمازجمعه تهران ۱۳۶۵/۷/۴)

 

دوران امامت امام سجاد
دوران امامت امام سجاد

علی اوسط یا علی‌اصغر؟

دکتر رجبی دوانی گران قدر درباره نامگذاری امام سجاد علی (ع) توضیح می‌دهد:

می‌دانیم که نام چند پسر امام حسین (ع) علی بوده است. اما آیا حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام که در روز عاشورا به شهادت رسیدند از امام سجاد(ع) بزرگ‌تر بودند؟

دکتر محمدحسین رجبی‌دوانی در این‌باره توضیح می‌دهد: «نام دو فرزند امام حسین(ع) علی بود که آنها را به نام‌های علی اکبر و علی‌اصغر(ع) می‌شناختند. بر این اساس می‌توان گفت حضرت علی‌اکبرعلیه‌السلام که در صحرای کربلا به شهادت رسیدند از امام سجاد(ع) بزرگ‌تر بوده‌اند و براساس این نقل، امام سجاد(ع) علی‌اصغر شناخته می‌شوند. طبق این نقل تاریخی می‌توان گفت که آن طفل شیرخواری که در روز عاشورا به شهادت رسید، عبدالله رضیع بوده است».

 

این کارشناس تاریخ اسلام درباره نامگذاری فرزندان امام حسین(ع) می‌گوید: «در آن دوران، دستگاه حکومت بنی‌امیه با حضرت امیرالمؤمنین امام علی(ع) دشمنی و عداوت زیادی داشت. به همین علت نامگذاری نوزادان به نام آن حضرت را ممنوع کرده بود. امام حسین(ع) در واکنش به این اقدام کینه‌توزانه و جاهلانه بنی‌امیه فرموده بودند که هر تعداد فرزند پسر داشته باشند، آنها را به نام علی می‌خوانند».

درصورتی که این روایت را به‌عنوان اساس نامگذاری فرزندان حضرت سیدالشهدا(ع) بدانیم، باید توجه داشته باشیم که هر ۳ پسر آن حضرت، علی نام داشتند و به این ترتیب امام سجاد(ع) علی اوسط نام داشتند و علی اصغر علیه‌السلام همان نوزاد شهید شده در روز عاشوراست».

 

مادر امام سجاد (ع) ایرانی بود

نحوه حضور امام سجاد(ع) در میدان کربلا یکی از شبهه‌ها در زندگی آن حضرت است. به‌عنوان مثال عده‌ای باور دارند که مادر آن حضرت در روز عاشورا در کربلا حاضر و مشغول پرستاری آن حضرت بوده و برخی این نظر را رد می‌کنند. حتی درباره نسب مادر امام سجاد(ع) که ایرانی بوده یا نه، شبهاتی وجود دارد.

 

دکتر حمیدرضا فلاح، کارشناس دینی و استاد حوزه و دانشگاه، در این‌باره توضیح می‌دهد: «نام مادر امام سجاد(ع) شهربانو بوده که این نام در بسیاری از منابع آمده است. در عین حال کتاب‌های مستند و معتبر تاریخی نشان می‌دهد که مادر امام سجاد(ع) ایرانی بودند و در خانواده‌ای معتبر و سرشناس زندگی می‌کردند که امام حسین(ع) با ایشان ازدواج کردند. در عین حال در بعضی از منابع تاریخی هم نوشته شده که ایشان در خانواده‌ای از اعراب متولد شده و زندگی می‌کردند».

 

اما درباره حضور این بانو در روز عاشورا یادآوری می‌کند: «باید به این نکته توجه شود که به‌احتمال نقل‌های زیادی که درباره زندگی ایشان وجود دارد، زندگی شهربانو در زمانی که امام سجاد(ع) به دنیا آمدند، خاتمه پیدا کرد و از دنیا رفت. پس براساس این نقل مشخص است که حضور او در میدان کربلا در سال ۶۱هجری نظر اشتباهی است».

 

چرا انقلابی؟ چرا آرام؟

در بخش‌هایی از کتاب « پژوهشی در زندگی امام‌سجاد(ع)» می‌خوانیم:

بیان و نگارش سیره امام‌سجاد(ع) بسی دشوار است زیرا برخی از نویسندگان و مورخان، ذهن مردم را آشفته کرده و چنین القاء کرده‌اند که آن امام بزرگوار(ع) در گوشه‌ای نشست و به عبادت پرداخت و کاری به سیاست نداشت!

 

این مطلب از القاب و تعبیراتی که درباره آن بزرگمرد الهی به‌کار می‌برند، پیداست؛ مثلا می‌گویند «امام زین‌العابدین بیمار» درحالی‌که ایشان هم- مثل هر انسان دیگری- چند روزی در مدت عمرش مریض شد و این بیماری در محرم سال۶۱ هجری واقع شد تا آن جناب در واقعه عاشورا وظیفه دفاع و جهاد نداشته باشد. با این تدبیر الهی، ۳۴یا ۳۵سال پس از شهادت امام‌حسین(ع) زنده ماند و سالم و پرنشاط مسئولیت امامت امت را برعهده گرفت و شیعه را در دشوارترین دوران هدایت کرد.

 

سیره امام زین‌العابدین(ع) چیست؟ اگر حوادث جزئی زندگی ایشان را گردآوری کنیم آیا می‌توانیم به سیره آن حضرت دست‌یابیم؟ نه! هرگز! سیره هرکسی به‌معنای واقعی کلمه آنگاه روشن می‌شود که جهت‌گیری کلی (استراتژی) او معلوم گردد. آن وقایع جزئی (تاکتیک‌ها) در پرتو جهت‌گیری کلی (استراتژی) معنا پیدا می‌کند و تحلیل می‌شود. بدون شناخت آن جهت‌گیری کلی، نه‌تنها سیره امام(ع) روشن نمی‌گردد بلکه حوادث جزئی نیز بی‌معنا یا دارای معنای نادرست می‌شود.

دوران امامت امام سجاد (ع) بعد از عاشورا را می‌توان به ۲بخش تقسیم کرد:

اول) دوره حماسه ساز اسارت،

دوم) دوره بعد از اسارت.

امام‌زین‌العابدین(ع) در دوره اول که دوره‌ای پرهیجان و عبرت‌انگیز بود، همانند قهرمانی بزرگ با گفتار و رفتارش حماسه‌آفرید و همچون یک انقلابی پرخروش، به دشمنان مقتدر خود، در برابر همه، پاسخ‌های دندان شکن و پرخاشگرانه داد. در کوفه در مقابل عبیدالله‌بن زیاد – آن وحشی خونخواری که از شمشیرش خون می‌ریخت و سرمست باده غرور بود- آنچنان سخن گفت که ابن‌زیاد دستور داد او را بکشید! و اگر دفاع جانانه حضرت‌زینب علیهاالسلام نبود و اینکه باید اینها را به‌عنوان اسیر به شام می‌بردند، به‌احتمال زیاد مرتکب قتل امام‌سجاد(ع) نیز می‌شدند.

 

دوره دوم (دوره بعد از اسارت) که بسیار طولانی (بیش از ۳۰سال) است، بنای امام‌سجاد(ع) بر تلاش‌های زیربنایی و ملایم و حساب شده و آرام بود. این پرسیدنی است که چرا امام‌سجاد(ع) در دوره اول، آنقدر انقلابی و پرخاشگرانه ظاهر شد و در دوره دوم، نرم و آرام و ملایم و با تقیه؟ پاسخ آن است که دوره بسیار کوتاه و سرنوشت‌ساز اول، فصلی استثنایی است که باید زمینه تلاش‌های آینده را برای حکومت الهی و اسلامی فراهم کند.

در کوفه و شام، امام‌سجاد(ع) باید آنچنان تند و برنده و تیز و صریح، مسائل را بیان کند که پیام اصلی «عاشورا» هرگز فراموش نشود و مردم بدانند که چرا امام‌حسین(ع) به شهادت رسید. نقش امام‌سجاد(ع) در این سفرها، مانند نقش حضرت‌زینب علیهاالسلام بود؛ یعنی پیام‌رسانی انقلاب حسینی(ع)

 

جمع آوری از مریم مرتضوی (همشهری دو ) 

 

تحریم لوازم آرایشی در محرم برای کمک به فقرا

به اواسط ماه محرم نزدیک میشیم وقت آن است یبار دیگه باک های دلمون رو توی جایگاه محرم با اشک بر سید و سالار شهیدان پر کنیم.

 

اما متأسفانه چندسالی هست که شاهدیم در این ماه عزا، مصرف لوازم آرایشی چند برابر میشه و خیلی از دخترخانم ها موقعی که هیئت ها توی خیابون ها میان، خودشون رو به شکل های مختلفی بزک می کنند.

 

طبق آمار ها ایران در بین کشور های مصرف کننده لوازم آرایشی رتبه هفتم رو داره و یکی از پرمصرف ترین کشورهایی هست که سالیانه میلیارد ها تومن رو بخاطر لوازم آرایشی به جیب بیگانگان میریزه.

به طور میانگین هزینه آرایش زنان و دختران ایرانی در ماه بین ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار تومان است که اگر این هزینه تنها در یک ماه به فقرا اختصاص یابد مبلغ قابل توجهی خواهد شد.

 

پس دخترخانم های گرامی بیایید برای حفظ حرمت ماه محرم و عزاداری برای آقا امام حسین (ع) و کمک به فقرا و شاد کردن اون ها، هزینه یک ماه از آرایش خودتون رو در این ماه هدیه کنید به نیازمندان.

 

پ,ن: برای ترویج این فرهنگ تا می توانید این پوستر را در وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی منتشر کنید.

منبع:  معبر سایبری فندرسک 

 

 

مطالب و محتوای سایت بنیانا درباره ماه محرم و عزاداری امام حسین علیه السلام را در صفحه اختصاصی « تکیه بنیانا » بخوانید

 

شدم مداح هیئت نوجوانان عاشورا . . . [تکیه بنیانا]

شدم مداح هیئت نوجوانان عاشورا
شدم مداح هیئت نوجوانان عاشورا

 

ده دوازده سال بیشتر نداشتم. کنار باغچه نشسته بودم و مثل همیشه، وقت بیکاری می‌زدم زیر آواز. حالا نخون کی بخون. بیشتر از شعرهای کتاب فارسی می‌خوندم. علاقه ام  به خوندن فطری بود بدون اینکه آموزشی ببینم. ذوق خوندن باعث شده بود که اکثر اوقات از خواننده‌های رادیو وتلویزیون به خوبی تقلید کنم.

 

اقوام و خویشان هم می‌دانستند به همین خاطر گاهی در مهمانی‌ها صدایم می‌زدند و می‌خواستند آواز یکی از خوانندگان را تقلید کنم. اون روز هم داشتم به تقلید یک خواننده از اشعار حافظ می‌خوندم: نفس باد صبا مشک فشا… که مادرم صدا زد:«عباس، بسه دیگه سرم رفت بیا ببین کیه در میزنه؟» با صدای مادرم دویدم به سمت در. وقتی در را باز کردم محسن را دیدم. بچه محلمون بود.

 

محسن بی‌مقدمه گفت:«یک هفته تا ماه محرم مونده با بچه‌های محله تصمیم گرفتیم یک هیئت عزاداری مخصوص بچه‌ها راه بندازیم به اسم «هیئت نوجوانان عاشورا» زیر نظر حاج آقا امامی روحانی مسجد. هر کی از بچه‌ها یه قسمت از کار هیئت رو به عهده داره خودمون هم همه وسایل هیئت رو جفت‌وجور می‌کنیم تو میخوای تو هیئتمون کار کنی؟ دوست داری چه‌کار کنی؟»

 

و بعد بدون اینکه منتظر جوابم باشه گفت:«فکراتو بکن فردا بعد از مدرسه تو مسجد محل جلسه داریم بیا اونجا و بگو چه‌کاری میتونی انجام بدی. این هیئت باید رو دوش خودمون بچرخه.»

 

در مسجد، محسن یکی یکی بچه‌ها را به اسم صدا زد و به هر کدام یک کار در هیئت رو پیشنهاد می‌داد و بعد از موافقت، وظیفه انجام کار در هیئت و اسم آن وسیله مورد نیاز رو در دفتر می‌نوشت. مثلاً اگر قرار بود کسی سقای هیئت باشه و آب به عزاداران بده  وظیفه داشت کوزه‌اش را یا خودش یا از خیرین محل تهیه کنه.

 

محسن به من که رسید گفت:«عباس فکرت را کردی؟ می‌خواهی در هیئت چه‌کار کنی؟» من که منتظر بودم تا نوبتم برسد گفتم:«من دلم می‌خواد طبل بزنم. دوست دارم در وسط هیئت کار طبل زدن به عهده من باشه. خودم هم طبلش رو تهیه می‌کنم.

 

 محسن گفت:«نمیشه قبل از تو طبل زدن رو اسماعیل برعهده گرفته ضمناً پدرش برای هیئت محله بالا طبل جدید خریده و طبل قدیمی هیئت رو به اسماعیل داده تا در هیئت ما طبل بزنه. تو فکر کن کار دیگه‌ای در هیئت به عهده بگیر.»

 

حرف محسن که به اینجا رسید خیلی از اسماعیل لجم گرفت. چرا من نباید طبل‌زن هیئت باشم. من از بچگی علاقه‌مند به این کار بودم. دوباره پرسیدم:«میشه منم طبل بیارم تو هیئت؟ چه اشکالی داره دو تا طبل باشه.»

 

محسن گفت:«نه، ناهماهنگی پیش میاد. حالا خوب فکر کن و کارای دیگه هیئت روانتخاب کن.»

 گفتم:«پس سنج میزنم. » محسن گفت:«سنج رو هم اکبر قبول کرده.» گفتم:«شیپور چی؟ اونم کسی برداشته؟» گفت:«نه، ولی شیپور زدن نفس زیادی میخواد کار من و تو نیست. کار بزرگ‌ترهاست یه کار دیگه‌ای فکر کن.» گفتم:«کار دیگه‌ای نیست.»

 

محسن گفت:«چرا هست میخوای کنار دست مداح باشی یه وقت کاری داشت براش انجام بدی مثلاً پیغامی به مسئول هیئت برسونی یا اگر آبی‌خواست برای مداح بیاری و از این کارا.»

 

گفتم:«باشه چاره‌ای نیست انگار قسمتم اینه. میگی پادویی کنم ! ولی من دلم میخواست طبل بزنم. آرزو داشتم تو هیئت کاره‌ای باشم.»

 

محسن گفت: «این چه حرفیه، چرا ناراحتی؟ پا دویی هیئت عزاداری کم کاری نیست. خیلیا آرزوشو دارند. ناراحت نباش‌تو این‌دستگاه هرکی هرجور کارکنه آقا مزدشو میده.» گفتم: «باشه»و محسن همونطورکه تو دفتر هیئت می‌نوشت بلند خواند:«عباس مددی پیک هیئت».

 

***

شب‌های محرم موقع عزاداری وقتی هیئت در کوچه و خیابون به راه می‌افتاد من  پشت سر مداح سایه به سایه حرکت می‌کردم. هرشب توی هیئت کار من همین بود و از اینکه می‌دیدم بچه‌های طبل‌زن و سنج‌زن چطور مورد توجه قرار می‌گیرند دلخور بودم.

 

دلم می‌خواست من هم کار مهمی در هیئت انجام بدم. حس می‌کردم پشت سر مداح هیئت نوجوانان الکی راه رفتن کار کم‌ارزشی است و احساس بیهودگی می‌کردم. دلم می‌خواست واقعاً برای رضای امام(ع) کار مهمی انجام بدم.

 

***

روز عاشورا، نزدیکی‌های ظهر، مسیر کوچه و خیابون‌ها پر شده بود از هیئت‌های عزاداری. دسته عزاداری هیئت ما هم که متشکل شده بود از حاج آقا امامی روحانی مسجد، حسن آقای معینی مرد میانسالی‌که سال‌ها در مسجد محله اذان و تکبیر  نماز می‌گفت و گاهی هم به مناسبت نوحه‌خوانی می‌کرد به همراه ۴۰ – ۳۰ کودک و نوجوان اهل محل.

 

هیئت در راه برگشت به طرف مسجد محله بود. حاج‌آقا معینی‌خیلی‌خسته به نظر می‌رسید.تابستون بود و هوا گرم.نوحه‌خون شورداشت و از اول‌صبح یک تنه وبا شور و هیجان‌اشعار رو از روی‌دفترمداحی‌می‌خوندو همه تکرا رمی‌کرد ند . من هم  نوحه رو هماهنگ  با  اون می خوندم.

 

هیئت در حال سینه زدن بودن که یک لحظه صدای مداح از بلندگو قطع شد و آقای معینی از شدت فشار و خستگی زیاد بی حال شد و بی‌اختیار روی زمین نشست. با اینکه صدا قطع شده بود اما سینه زنی بچه ها همینطور ادامه داشت.

 

حاج آقا و محسن در کنار مداح نشستند. بعد محسن با دستپاچگی رو کرد به من و گفت:«عباس چرا وایسادی یه کاری کن.» من برای لحظه‌ای فکر کردم منظورش ادامه نوحه‌سرایی است نمی‌دونستم طلب آب می‌کنه. به همین خاطر دفترچه نوحه‌خونی مداح رو برداشتم و شروع به خوندن ادامه نوحه کردم.

 

بچه‌های هیئت هم که غافلگیر شده بودند با خوندن من همراهی کردند. حاج آقا امامی در حالی که کنار آقای معینی  نشسته بود با خوشحالی به من نگاه کرد و با اشاره سر منو تشویق کرد.

 

خیلی هیجان‌زده شده بودم. هم ترس داشتم و هم احساس غرور می‌کردم. استعداد خوانندگی اینجا به‌دردم خورد.

از اون به بعد من شدم مداح هیئت نوجوانان عاشورا؛  با شور و همنوا می خوندم:

 

 «السلام ای شه کرب‌بلا؛»

بچه‌ها هم جواب می دادند:«السلام ای سر از تن جدا…»

 

.

نویسنده : حسین کشتکار ( روزنامه جوان ۱۶ مهر ۹۵ )

عکس : سایت فرهنگ سرای فردوس 

نماز ظهر عاشورا امام حسین علیه السلام چگونه بود [تکیه بنیانا]

نماز ظهر عاشورا
نماز ظهر عاشورا

.

در روز عاشورا شنیده اید و می‌دانید که کشتارها اغلب بعدازظهر صورت گرفت یعنی تا ظهر عاشورا غالب صحابه امام حسین(ع) و تمام بنی هاشم و خود اباعبدالله که بعد از همه شهید شدند، زنده بودند. فقط در حدود ۳۰ نفر از اصحاب ابا عبدالله در یک جریان تیر اندازی که به وسیله دشمن انجام شد، قبل از ظهر به خاک افتادند و شهید شدند والا باقی دیگر تا ظهر عاشورا را در قید حیات بودند.

 

مردی از اصحاب ابا عبدالله یکوقت متوجه شد که الان اول ظهر است، آمد عرض کرد یا اباعبدالله! وقت نماز است و ما دلمان می‌خواهد برای آخرین بار نماز جماعتی با شما بخوانیم. ابا عبدالله نگاهی کرد، تصدیق کرد که وقت نماز است.

 

می گویند این جمله را فرمود:  «ذکرت الصلوه جعلک الله من المصلین» نماز را یاد کردی، خدا تو را از نماز گزاران قرار بدهد. مردی که سر بر کف دست گذاشته است، یک چنین مجاهدی را امام دعا می کند که خدا تو را از نمازگزاران قرار بدهد.

 

ببینید نمازگزار واقعی چه مقامی دارد! فرمود: بله نماز می خوانیم. همان جا در میدان جنگ نماز ظهر عاشورا خواندند .

 

 نمازی که در اصطلاح فقه اسلامی نماز خوف نامیده می شود. نماز خوف مثل نماز مسافر دو رکعت است نه چهار رکعت، یعنی انسان اگر در وطن هم باشد باز باید دو رکعت بخواند، برای اینکه مجال نیست، در آنجا باید مخفف خواند.

 

ابا عبدالله چنین نماز خوفی خواند ولی وضع ابا عبدالله یک وضع خاصی بود زیرا چندان از دشمن دور نبودند. لهذا آن عده ای که می خواستند دفاع کنند نزدیک ابا عبدالله ایستاده بودند و دشمن بی حیا و بی شرم حتی در این لحظه هم آنها را راحت نگذاشت.

 

در حالی که اباعبدالله مشغول نماز ظهر عاشورا  بود، دشمن شروع به تیر اندازی کرد، دو نوع تیر اندازی، هم تیر زبان که یکی فریاد کرد: حسین! نماز نخوان، نماز تو فایده ای ندارد، تو بر پیشوای زمان خودت یزید، یاغی هستی، لذا نماز تو قبول نیست! و هم تیرهایی که از کمان‌هایشان پرتاب می کردند.

 

در هنگام نماز ظهر عاشورا یکی دو نفر از صحابه ابا عبدالله که خودشان را برای ایشان سپر قرار داده بودند، روی خاک افتادند. یکی از آنها سعیدبن عبدالله حنفی به حالی افتاد که وقتی نماز ابا عبدالله تمام شد، دیگر نزدیک جان دادنش بود. آقا خودشان را به بالین او رساندند. وقتی به بالین او رسیدند، او جمله عجیبی گفت.  عرض کرد: یا ابا عبدالله! اوفیت؟ آیا من حق وفا را بجا آوردم؟ مثل اینکه هنوز هم فکر می کرد که حق حسین آنقدر بزرگ و بالاست که این مقدار فداکاری هم شاید کافی نباشد. این بود نماز ابا عبدالله در صحرای کربلا.

 

ویدیو : نماز ظهر عاشورا در مختارنامه 

دانلود (۳۰مگابایت) | لینک دوم