شاخصه‌های اعتدال در مکتب امام(ره) چیست؟

شاخصه‌های اعتدال در مکتب امام(ره) چیست؟

علم سیاست علمی سرشار از مفاهیم انتزاعی و در عین حال بنیادین و اساسی در زندگی انسان‌هاست. مفاهیمی همچون آزادی، عدالت، قدرت، سیاست و… این مفاهیم از مناقشه‌برانگیزترین مفاهیم علم سیاست هستند که تاریخ مباحثه بر سر آن‌ها، سابقه‌ای به گستردگی تاریخ بشر دارد. از جملهٔ این مفاهیم می‌توان به مفهوم اعتدال اشاره کرد که از جمله مفاهیم انتزاعی به شمار می‌رود که در شرایط مختلف و نزد افراد مختلف، به صورت‌ها و اشکال گوناگونی تعریف می‌شود و معیارها و شاخصه‌های آن تغییر می‌کند.
اعتدال مصدر باب افتعال از ریشهٔ «ع‌دل» و در لغت به معنای حد میانه، میانه‌روی، [۱] اخلاط چهارگانه گفته می‌شود. [۲] این مفهوم در مقابل دو مفهوم افراط و تفریط قرار دارد. حد متوسط بین دو وضعیت دیگر [۳] است. مفهوم اعتدال در علوم و حوزه‌های مختلف دارای معانی و کاربردهای متفاوت است. برای نمونه، در علوم پزشکی، به حالت هماهنگی میان

خداوند در قرآن کریم مفهوم اعتدال و میانه‌روی را با واژگانی چون «قوام»[۴]، «وسط»[۵]، «قصد»[۶]، «سواء»[۷] و «حنیف»[۸] بیان کرده و از اهمیت و ارزش آن سخن گفته است. اهمیت این امر به اندازه‌ای است که خداوند اعتدال را مبنا و اساس آفرینش این جهان معرفی می‌نماید. لذا دین اسلام اعتدال را یک امر اساسی و فراگیر در همهٔ عرصه‌ها دانسته و رعایت آن را لازم و ضروری اعلام می‌نماید، زیرا رعایت اعتدال و عدم افراط و تفریط سبب حصول نتیجهٔ دقیق و صحیح می‌شود؛ به‌گونه‌ای که ما می‌بینیم پیام‌آور دین اسلام، حضرت محمد (ص)، می‌فرمایند: «خیر الامور اوسطها: بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آن‌هاست.»[۹] لذا دین مبین اسلام انسان را به رعایت اعتدال در همهٔ شئون زندگی توصیه می‌نماید، زیرا اعتدال رمز موفقیت، تعالی و کمال و خروج از آن سبب انحراف است.

امام خمینی (ره)

دین اسلام دینی است که به دنبال هدایت، تربیت و سعادت انسان کامل است و در این راستا، انسان را به حرکت در راه راست و صراط مستقیم دعوت می‌کند و این راه را راهی میانه و درست معرفی می‌کند، زیرا طی نمودن آن را شرط سعادت و کمال می‌داند. در همین راستاست که خداوند در قرآن کریم، امت حق یعنی مسلمانان را امت وسط و میانه معرفی می‌کند که دارای اعتدال و میانه‌روی است. [۱۰]
به‌طور کلی، بررسی همه‌جانبهٔ آموزه‌های دین مبین اسلام به‌خوبی نشان‌دهندهٔ این حقیقت است که اسلام، نظام عالم را که نظام اَحسن است، به‌عنوان نظامی اعتدالی معرفی می‌نماید و انسان را در تمامی ابعاد و عرصه‌های زندگی، به تعادل و اعتدال دعوت می‌کند و او را از افراط و تفریط بازمی‌دارد. بر این اساس می‌توان گفت که اسلام، مکتب اعتدال است.

در راستای تحقق اهداف والای اسلام، ائمه معصومین (ع) بر همهٔ ارزش‌های اسلامی تأکید کرده‌اند و در راستای تحقق عملی این ارزش‌ها قدم برداشته‌اند. اعتدال نیز به‌عنوان یک ارزش انسانی و دینی، همواره در گفتار و عمل معصومین قابل مشاهده است. امیرالمؤمنین امام علی (ع) در عهدنامهٔ مالک اشتر، زمانی که وی را برای حکومت مصر برگزید، محبوب‌ترین امر نزد وی را در حق میانه‌ترین [۱۱] آن معرفی کرد. ایشان همچنین در جای دیگری، ثمرهٔ اعتدال را عدالت معرفی می‌کند: «بر تو باد به میانه‌روی در کارها؛ هرکس از میانه‌روی روی گرداند، ستم می‌کند و هرکس به آن چنگ زند، عدالت ورزد.»[۱۲]

همان‌طور که بیان شد، رعایت اعتدال در همهٔ وجوه زندگی انسان ضرورت دارد. در حوزهٔ اقتصاد، فرهنگ، اجتماع، سیاست و… که از جمله مهم‌ترین و اصلی‌ترین وجه آن می‌توان به اعتدال در حکومت و در رفتار و اعمال سیاسی اشاره کرد.

امام خمینی (ره) به‌عنوان فقیه عالی‌قدر و بیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران، اساس کار خود را اسلام قرار داد و در همهٔ عرصه‌ها، بر موازین و اصول اسلام جامهٔ عمل پوشاند. یکی از برجسته‌ترین اصولی که ایشان در همهٔ عرصه‌ها، به‌ویژه سیاست و حکومت تحقق بخشید، اصل رعایت اعتدال بود.

ایشان در شرایط زمانی خویش، با داشتن روحیهٔ انقلابی و برپایی مبارزات گسترده علیه رژیم شاهنشاهی به نمونه‌ای کامل برای اعتدال و میانه‌روی تبدیل شد. در حقیقت ایشان با تحقق احکام و اصول اسلام، سعی در حاکم کردن اعتدال واقعی نمود. اعتدالی که ایشان برای حاکم کردن آن تلاش کرد، با اعتدالی که در عرف زمانه تعریف می‌شد، تفاوت فراوانی داشت. ایشان اعتدالی را احیا نمود که هماهنگ با هدف خلقت و جهان طبیعت بود.

شاخصه‌های اعتدال در مکتب امام(ره) چیست

اعتدال در تعریف و معنای بشری، همواره با نوعی تسامح، تساهل، انفعال و سازش همراه است و در این نوع اعتدال، اصول و عقاید به‌راحتی قابل تغییرند. در این نوع اعتدال، با همهٔ افکار و عقاید، تعاملی یکسان صورت می‌گیرد، اما در اعتدالی که دین مبین اسلام تعریف می‌نماید، اصل اساسی، تحقق احکام اسلام است، زیرا با تحقق این احکام که از سوی خالق این جهان نازل شده است، تمام اعمال و رفتار انسان به تعادل خواهد رسید. بنابراین در این اعتدال که برای احیای اسلام است، انفعال و سازش با دشمنان اسلام جایی ندارد و مبارزه با ظلم و فساد و اجرای حدود الهی جزء سیاست اعتدال اسلامی است.

حرکت و قیام امام خمینی (ره) علیه نظام شاهنشاهی نیز تبلور و عینیت اعتدال و میانه‌روی بود، زیرا ایشان از یک‌سو علیه عقاید متجددانه و غرب‌زده‌ای قیام کرد که با اقدامات خود در پی نابودی اسلام و گسترش اسلام آمریکایی بودند؛ آن‌هایی که در انزوای روحانیون و جدا کردن دین از سیاست سعی داشتند ثابت کنند که اسلام توانایی ادارهٔ جامعه را نداشته و اسلام را همچون مسیحیت مربوط به امور فردی و محصور در کلیسا و حوزهٔ علمیه نمایند.

از سویی دیگر نیز اعتدالی بودن این قیام زمانی آشکار می‌شود که ما می‌بینیم خاستگاه اجتماعی امام روحانیت بود. روحانیتی که بعضاً دیده می‌شد در آن زمان دچار انزوا و تحجر و تقدس‌نمایی شده بود. امام از میان روحانیونی برخاست که بعضاً دین را از سیاست جدا کرده بودند و در انزوای کامل به سر می‌بردند. ایشان مبارزات خود را از حوزه‌های علمیه آغاز کردند و در عملی پیامبرگونه، مساجد و حوزه‌ها را کانون قیام خود قرار دادند.

ایشان ابتدا هدف حملات و انتقادات خود را رژیم شاهنشاهی قرار داد که با شعار تجدد، درصدد غربی کردن جامعه و نابودی اسلام بود و از طرفی این خود سبب وابستگی به غرب می‌شد. ایشان ابتدا تجددگرایی و روشن‌فکران غرب‌گرا را مورد انتقاد قرار دادند. امام معتقد بود که متجددین غرب‌زده دارای وابستگی فکری و مغزی به غرب هستند و تنها راه‌حل پیشرفت را غربی شدن می‌دانند. [۱۳] کند و این بیگانگی جامعه و روشن‌فکران از دین را نقشهٔ استعمار معرفی می‌نماید. [۱۴] وی این وابستگی به غرب را عامل بدبختی کشور اعلام می‌کرد. امام خمینی (ره) از طرف دیگر نیز خطر مقدس‌مآبان و تحجرگرایان را عنوان می‌کند و آنان را کسانی می‌داند که تیشه به ریشهٔ اسلام می‌زنند و آنان را دشمن رسولالله معرفی می‌کنند. [۱۵]

این سخنان امام خمینی (ره) در حقیقت طرد و نفی افراط و تفریط در نگرش به اسلام است. امام مبارزهٔ خود را با دیدگاه‌های غرب‌گرا که اسلام را ناتوان از ادارهٔ جامعه می‌دانستند آغاز کرد، اما از خطر تحجرگرایان نیز آگاه بود و پیوسته آن را هشدار می‌داد. ایشان معتقد بود که علت عقب‌ماندگی مسلمانان و تسلط استعمارگران، معرفی نادرست اسلام است؛ اسلامی که جامع‌ترین دین است و برای همهٔ مراحل و حوزه‌های زندگی انسان (فردی و اجتماعی) برنامه دارد. [۱۶]

امام خمینی راهکار مقابله با این دو گروه را احیای اسلام ناب محمدی می‌دانست که حد میانه و وسط دو گروه فوق بود و در حقیقت صراط مستقیم و خط اعتدالی برای هدایت انسان‌ها محسوب می‌شود. در واقع امام می‌خواست با احیای اسلام ناب محمدی، انسان‌ها و در نهایت جامعه را به تعادل برساند.

این میانه روی ایشان در آغاز مبارزات، تا پایان عمر ایشان ادامه داشت و شرایط حساس انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی وی را از رعایت این اصل اساسی باز نداشت. بدین جهت که ما می‌بینیم حتی در سخت‌ترین و حساس‌ترین شرایط، مقابله با این گروه‌های انحرافی را رها نکرد و از سپردن این انقلاب به دست لیبرال‌ها و ملی‌گرایان، که نگاه حداقلی و تفریطی به اسلام داشتند، خودداری کرد و کسانی از آنان که به مناصبی رسیده بودند، زمانی که برخلاف اهداف انقلاب حرکت کردند، به‌وسیلهٔ نهادها و مردم برکنار گردیدند.

لیبرال‌ها و ملی‌گرایان گروه‌های غرب‌گرایی بودند که به‌وسیلهٔ روشن‌فکران و تحصیل‌کردگان غرب تشکیل شده بودند و راه پیشرفت و رشد جامعه را غربی شدن می‌دانستند. آن‌ها نگاهی حداقلی به اسلام داشتند و اسلام را دینی می‌دانستند که تنها برای امور فردی برنامه دارد. این گروه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به‌عنوان طیف میانه‌رو فعالیت داشته و در برهه‌ای از زمان، مناصب کلیدی را در اختیار داشتند، اما به دلیل رویکرد غرب‌گرایی که داشتند و اخلال‌هایی که در مسیر پیشبرد اهداف انقلاب ایجاد کردند، از صحنهٔ سیاست و مناصب سیاسی طرد شدند.

سیاست‌ها و استراتژی‌های این گروه‌ها بازگشت به قدرت‌های غرب بود که در حقیقت شکل دیگری از سیاست‌های دوره پهلوی به شمار می‌رفت. لذا از منظر امام، که به دنبال احیای اسلام در برابر اسلام آمریکایی و اثبات کارآمدی دین در ادارهٔ جامعه بود و این خط را تنها خط اعتدالی جامعه می‌دانست، استراتژی ملی‌گرایان و لیبرال‌ها قابل پذیرش نبود. در نتیجه با روشن شدن عقاید آنان و مشکلات ناشی از آن، به مقابله با آنان و آگاه‌سازی مردم پرداخت تا خط حرکتی جمهوری اسلامی را بر خط اعتدال قرار دهد. همین امر سبب حمایت همه‌جانبهٔ ایشان از حرکت ضداستعماری و ضدآمریکایی دانشجویان و دانش‌آموزان در تسخیر لانهٔ جاسوسی در زمان دولت‌های لیبرالی شد که این امر خود به عاملی برای طرد لیبرال‌ها از صحنهٔ سیاست جمهوری اسلامی بدل گردید.
امام خمینی (ره) در سخنانی روشنگرانه، محور قرار گرفتن ملی‌گرایی را برخلاف اصول اساسی اسلام و عامل تفرقه و نفاق میان امت مسلمان معرفی می‌کند. ایشان گروه‌گرایی و ملی‌گرایی را در جهت سیاست‌های استعماری دانسته که صدمات و لطمات جبران‌ناپذیری را به اسلام و مسلمین وارد می‌کند. [۱۷] کند. این اعتقاد امام خمینی، برای جلوگیری از افراطگری و قومیت‌گرایی مطرح می‌شود تا از منحرف کردن خط اعتدالی انقلاب جلوگیری شود. وی براساس ارزش‌های والای اسلام، اعتقاد به اسلام و مذهب را عامل و محور می‌داند و مرز و کشور را عامل نادرستی برای دسته‌بندی انسان‌ها عنوان میکنند

امام خمینی (ره) 2 مجله

به‌طور کلی می‌توان گفت امام در شرایطی که جامعه در اثر افراط‌ها و تفریط‌های اعتقادی و سیاسی دچار آشفتگی شده بود، قیام کرد تا با احیای اسلام ناب محمدی، در مقابل متجددین و متحجرین بایستد. ایشان در پی احیای صراط مستقیمی بود که شرط بازگشت اعتدال به جامعه بود، زیرا در سایهٔ اعتدال است که می‌توان به امور اساسی چون عدالت و پیشرفت دست پیدا کرد. اما وی این اعتدال را به معنای مسامحه و تساهل، به‌ویژه در مقابل استکبار و استبداد نمی‌دانست. ایشان احیای اسلام ناب محمدی را سرلوحهٔ کار خویش قرار داد تا ایستادگی و پایداری بر اصول، اعتقادات، حقوق و منافع مسلمانان را عین اعتدال معرفی نماید و جامعه را از انحرافاتی چون عدم اعتماد به نفس و وابستگی به قدرت‌های دنیایی برهاند. ایشان در حقیقت احیای اسلام ناب محمدی را از واجبات اساسی می‌دانست که نجات انسان‌ها و جامعه، جز با آن ممکن نیست.

از دیگر حوزه‌هایی که عملکرد امام خمینی (ره) مظهر و تبلور اعتدال است، عرصهٔ سیاست خارجی است که با توجه به شرایط کنونی جامعهٔ ایران نیز دارای اهمیت فراوانی است. ایشان در مقابل سیاست خارجی که رژیم پهلوی داشت و همچنین در مقابل سیاست مسامحه‌گرانه و ضعیفی که بعد از انقلاب بعضی از گروه‌ها معتقد به آن بودند، سیاست خارجی را سرلوحهٔ کار خویش قرار داد که عین اعتدال بود و منافع حداکثری را برای اسلام و مسلمین تأمین می‌نمود.

در این حوزه، همانند سایر حوزه‌های اجتماعی و سیاسی، امام اصل اساسی را اسلام قرار داد و گام‌های خود را طبق صراط مستقیمی برداشت که خداوند به‌عنوان خط اعتدال هدایت مردم فروفرستاده بود. ایشان عمل برطبق اسلام و ایستادگی و پایداری بر اصول اساسی آن را عین اعتدال می‌دانست.

نگرش امام خمینی (ره) در عرصهٔ سیاست خارجی نوعی آرمان‌گرایی واقع‌بینانه بود. رویکردی که در عین حفظ آرمان‌های انقلابی و عادلانه، تأمین منافع ملی را از اساسی‌ترین اصول برنامهٔ خویش می‌دانست. در چارچوب نگرش حضرت امام، اعتدال در سیاست خارجی، مترادف با سلطه‌پذیری و سلطه‌گری، ظلم‌پذیری و ستمگری نیست، بلکه این امور خود عین خروج از اعتدال است. ایشان با درکی صحیح از مناسبات ناعادلانهٔ بین‌المللی، سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری را دو مسیر افراط و تفریط می‌دانست و احترام به حقوق اساسی هر ملت را عادلانه‌ترین و مطلوب‌ترین استراتژی بین‌المللی معرفی نمود.

همان‌طور که بیان شد، امام خمینی (ره) اعتدال در سیاست خارجی را به معنای تسامح و کوتاه آمدن در مقابل دشمن نمی‌دانست، بلکه برعکس، آن را مترادف با ایستادگی بر اصول اسلام و منافع ملی عنوان کرد تا با احیای ارزش‌های انسانی و اسلامی، اعتماد به نفس و عزت مسلمانان را در جامعهٔ بین‌المللی بیفزاید. در این راستا، می‌توان برترین اصول سیاست خارجی امام خمینی را، که نمود اعتدال بود، این‌چنین برشمرد:

۱. استکبارستیزی
۲. عدم سلطه‌گری و سلطه‌پذیری
۳. عدم ستمگری و ستم‌کشی
۴. حمایت از مستضعفان جهان
۵. اتحاد و همبستگی مسلمانان
۶. پایداری و ایستادگی بر اصول در مقابل دشمنان
۷. تقویت اعتماد به نفس و اتکا به خود در مقابل قدرت‌های شرق و غرب

از منظر امام، راه میانه و اعتدال، داشتن روحیهٔ انقلابی برای ایستادن در برابر استعمار و استبداد و در عین حال، رعایت عدالت در منصب قدرت است. لذا مشی سیاست خارجی حضرت امام (س) را باید رویکردی اعتدال‌گرا دانست. رویکردی که در چارچوب اصول سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی متجلی و متبلور است.

در حقیقت امام خمینی به دنبال این بود که با احیای اسلام، اجرای دقیق احکام آن و رشد و پیشرفت در سایهٔ آن، اعتماد به نفس و عزت را به جامعهٔ مسلمان و ایرانیان بازگرداند و بتواند سیاست حقیقی را در مقابل سیاست ماکیاولیستی مطرح نماید و در جهان به‌عنوان الگوی والای کشورداری معرفی نماید.

نتیجه‌گیری

امام خمینی (ره) به‌عنوان معمار نظام جمهوری اسلامی برای نجات جامعهٔ بحران‌زدهٔ زمان خویش به پا خاست و راه نجات را در بازگشت به اسلام ناب محمدی یافت. اسلامی که با ارائهٔ برنامه برای تمام مراحل زندگی به دنبال ساختن انسان کامل است. اسلامی که خداوند از آن به‌عنوان راه میانه یاد کرده است. امام به دنبال رهایی جامعهٔ خویش از افراط و تفریط‌های گسترده‌ای بود که جامعه را به سمت انحطاط کشانده بود. لذا اسلام ناب محمدی (ص) به‌عنوان عصارهٔ اندیشهٔ دینی حضرت امام (ره)، این مصلح و احیاگر بزرگ قرن، را می‌توان به‌مثابهٔ مانیفست انقلاب اسلامی دانست. اندیشه‌ای که انسان‌ها را بر خط اعتدال قرار می‌داد و تنها راه ممکن برای پیشرفت و نجات انسان‌ها بود و درخت تنومند نظام جمهوری اسلامی را به بار آورده است.

از این رو، اگر مفهوم اعتدال در چارچوب اندیشهٔ اسلام ناب محمدی (ص)، که مقصود حضرت امام بوده است، معیار قرار گیرد، می‌توان گفت که اعتدال یکی از اجزا و عناصر اصلی هویت انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی است. عنصری که نه تنها بیگانه با هویت و مبانی نظام جمهوری اسلامی نیست، بلکه می‌تواند موجب پیشبرد و تکامل اهداف انقلاب اسلامی گردد.

بارزترین عرصهٔ تجلی و تبلور این اعتدال، عرصهٔ سیاست خارجی است که هرگونه افراط و تفریط در این حوزه، سبب وابستگی، عقب ماندن و انحطاط جامعهٔ انسانی می‌گردد. وابستگی به غرب، که در نتیجهٔ عدم اعتماد به اصول اسلام به وجود می‌آید، سبب تباهی ظرفیت‌ها و استعدادهای جامعهٔ اسلامی می‌گردد.

[۱]. فرهنگ لغت معین.
[۲]. لسان‌العرب، ج ‌۹، ص ‌۸۵.
[۳]. التوقیف، ج ‌۱، ص ‌۴۳۱.
[۴]. فرقان: ۶۷.
[۵]. بقره: ‌۱۴۳.
[۶]. فرقان: ۶۷.
[۷]. روم: ۱۰.
[۸]. انعام: ۷۹.
[۹]. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۳۸۳.
[۱۰]. بقره: ۱۴۳.
[۱۱]. دشتی، محمد (۱۳۸۷)، نهج‌البلاغه، مؤسسهٔ فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمنین، قم، ص ۴۰۵.
[۱۲]. تمیمی آمدی، عبدالولحد بن محمد (۱۳۶۶)، غررالحکم و دررالکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلام، ص ۳۵۴.
[۱۳]. صحیفهٔ امام، ج ۱۲، ص ۴.
[۱۴]. امام خمینی، حکومت اسلامی، ص ۵.
[۱۵]. صحیفهٔ امام، ج ۲۱، ص ۲۷۷ و ۲۷۸.
[۱۶]. امام خمینی، حکومت اسلامی، ص ۵.
[۱۷]. صحیفهٔ امام، ج ‌۱۲، ص ۳۳۴.
«ملی‌گرایی این است که بعضی از این دولت‌های عربی می‌گویند عربیت و نه غیر. ملی‌گرایی این پان‌ایرانیسم است، این پان‌عربیسم است، این برخلاف دستور خداست و برخلاف قرآن مجید است. ما که می‌گوییم که جمهوری اسلامی، مجلس شورای اسلامی، برای اینکه از آن امامزاده ما معجزی ندیدیم! پنجاه سال است، بیشتر، ما را عقب راندند، پنجاه سال بیشتر است.‌»

منبع: برهان

 

اشراف متصدی کشور شوند مردم را به حساب نمی‌آورند/فیلم صبح ۱۴ خردادماه ۶۸

حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی از جمله شخصیت‌های کم‌نظیر تاریخ است که با انقلاب اسلامی ایران تحولی شگرف و عمیق را در تاریخ بنا نهاد که ابعاد آن شاید همچنان برای برخی ناشناخته باشد.

در یک نمونه از اعترافات صاحب‌نظران شهیر و بزرگ در جهان به تاثیرات عمیق و گسترده انقلاب اسلامی ایران به رهبری روح‌الله کبیر، پیتر برگر از  بزرگ‌ترین جامعه‌شناسان و از مهم‌ترین نمایندگان پیش‌بینی کننده سکولاریزم در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی و پیش از انقلاب اسلامی که سکولاریزم را به عنوان روند قطعی و حتمی جهان می‌دانست،

 

 تاکید می‌کند با حرکت [امام] خمینی، روحانی ایرانی، دیگر تز “آخرین خاکریز” خود مبنی بر سرنوشت محتوم سکولاریزه شدن جهان را غیرقابل قبول و ناتوان از قانع‌کنندگی می‌داند.  وی همچنین تاکید می‌کند که این حرکت بزرگ انقلاب اسلامی در ایران حتی می‌تواند روند جهان را  معکوس کرده و حرکت‌های دینی را به جوامعی مانند آمریکا نیز بکشاند.

 

هابرماس، فیلسوف مشهور معاصر نیز بعد از انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی تاکید می‌کند: “سنت‌های مذهبی و اجتماعات دینی از اهمیت سیاسی تازه‌ای که تاکنون بی سابقه بوده برخوردار شده‌اند. این حقیقت دست کم برای آن دسته از ما که از منطق عرفی رایج در جریان اصلی علوم اجتماعی پیروی می‌کرده‌اند و بر این باور بودند که تجدد با سکولاریزه شدن، با کم شدن عقاید و روش‌های مذهبی و نفوذ آن‌ها در عرصه سیاست و در زمینه کلی اجتماع، ملازمه تام دارد، کاملاً دور از انتظار است.”

 

با این حال تقریباً کمتر کسی است که بر این امر اذعان نداشته باشد که اندیشه و مکتب امام خمینی (ره)، اندیشه‌ای نیست که صرفاً مربوط به یک تاریخ و زمان گذشته بوده و برای امروز جامعه و کشورمان بی‌ثمر باشد.

آنچه در ذیل می‌آید، گزارشی درباره نظرات و سخنان امام درباره مسئله اشرافیت است:
حضرت امام خمینی (ره) در سال‌های ابتدایی انقلاب و سقوط حکومت طاغوت  تا روزهایی پایانی عمر با برکتشان  بارها به تبیین دلایل سرنگونی حکومت طاغوت و علت نابودی آن‌ها اشاره می‌کردند و در سخنان گوهر بارشان به دفعات بر این موضوع تاکید داشتند که اشرافیت و ثروت اندوزی مسئولین سبب انحطاط و نابودی حکومت پهلوی شده است.

صحبت های امام درباره اشراف

ایشان مال اندوزی را آفت خطرناکی برای جامعه می‌دانستند زیرا وقتی که اشراف متصدی امور یک کشور شدند، این‌ها مردم را به حساب نمی‌آورند. اشراف، افکارشان تماماً متوجه به این مسائل است که باید مدام بر ثروت خود بی‌افزایند و این دغدغه، سبب جدا شدن اشراف از مردم و کسب ثروت از هر طریقی می‌شود. امام در سخنان خود به مسئولین تذکر می‌دهند که در دوران طاغوت، مسئولین تمام ارزش‌ها را به قدرت مالی شخص می‌دانستند، درمقابل قدرت بالاتر از خودشان خاضع و عَبد بودند و در مقابل ضعفایی که قدرت نداشتند، فرمانروا و مسلط می‌شدند.

 

شما اگر توجه کنید به حکومت‌هائی که در تاریخ بوده است و خصوصاً در این پنجاه سال، ملاحظه می‌کنید که آن‌هایی که در رأس امور بودند، آن‌ها از این «مُلک» ها و «سلطنه» ها و ـ عرض می‌کنم که

ـ از این سنخ مردم و ـ به اصطلاح ـ از اشراف بودند.

 

وقتی که اشراف ـ به قول خودشان ـ و اعیان و متمکنین و یال و کوپالدارها متصدی امور یک کشور شدند، قهراً این‌ها مردم را به حساب نمی‌آورند. این یک امر قهری است و در مقابل یک قدرتمند بزرگ‌تر، از خودشان خاضع‌اند و در مقابل ضعفا و ملت خودشان، جابر وستمگر. (صحیفه امام خمینی (ره) جلد ۱۸)”

 

اشرافیت و اشرافی‌گری به عنوان یکی از آفات بسیار مضر برای جامعه عنوان می‌شود که اگر مسئولین جامعه دچار آن شوند نوع زندگی و مرامشان بر مردم تأثیر مستقیم خواهد گذاشت و جامعه با یک مشکل و معظل بزرگ رو به رو خواهد شد. مال اندوزی مسئولان و فاصله گرفتن از بدنه اصلی مردم سبب انحراف و ایجاد شکاف عظیمی در صفوف منسجم ملت می‌شود و این زمان، زمانی است که دشمن برای تصاحب آن جامعه  دندان طمع، تیز می‌کنند.

 

از ویژگی‌های اعیانیت و اشرافیت و به اصطلاح رفاه این است که چون یک مسئول همیشه خوف این را دارد که مبادا از این مقام، پایین بیایم و مبادا یک لطمه‌ای به اشرافیت من بخورد، این خوف، سبب می‌شود که نسبت به زیر دست‌ها ظالم و نسبت به بالا دست‌ها توسری خور باشد. “

 

خاصیت اعیانیت و اشرافیت به اصطلاح و رفاه این است که چون همیشه خوف این مطلب که نبادا از این مقام، پایین بیایم و نبادا یک لطمه‌ای به اشرافیت من بخورد، این خوف، اسباب این می‌شد که نسبت به زیر دست‌ها ظالم و نسبت به بالا دست‌ها توسری خور باشد. (صحیفه امام جلد ۱۸)”
یا در جایی دیگر امام (ره) می‌فرماید: سرچشمهٔ همهٔ مصیبت‌هایی که ملت‌ها می‌کشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفه و از اشراف و اعیان ـ به اصطلاح خودشان ـ از آن‌ها باشد. و آن‌ها این طور هستند، اشراف و اعیان این طور هستند که تمام ارزش‌ها را به این می‌دانند که آنجایی که زندگی می‌کنند بهتر از دیگران باشد،

 

آن رفتاری که مردم با آن‌ها می‌کنند، رفتار عبید با موالی باشد؛ تمام افکارشان متوجه به این مسائل است. باید حتماً چند تا پارک داشته باشد، چند تا باغ داشته باشد در شمیران، در تهران، در کجا، تا اینکه بشود یک نفر آدم ـ عرض می‌کنم که ـ نخست وزیر یا یک نفر آدم وزیر کذا. و این‌ها وضع روحیشان، به حسب نوع، وضع روحیشان این طور بود که چون قدرت را، تمام ارزش‌ها را به قدرت می‌دانستند، تمام ارزش‌ها را به قدرت مالی می‌دانستند، به قدرت‌های دیگر می‌دانستند،

در مقابل قدرت بالاتر از خودشان خاضع و عَبد بودند، در مقابل ضعفایی که قدرت ندارند، فرمانفرما و حکومت بودند. (۰۷/۰۶/۱۳۶۱)”

 

امام خمینی (ره) اشرافی‌گری را ریشه ظلم بر مردم می‌داند و اگر مسئولین یک جامعه دچار اشرافی‌گری شوند ظلم آن‌ها بر مردم روا خواهد شد و طبق سخنان امام علی (ع) حکومت با ظلم، دوام نخواهد آورد.

 

حضرت امام (ره) بارها به مسئولین جمهوری اسلامی ایران توصیه کرده‌اند: همه شما باید کوشش کنید، هر کس در هر وزارتخانه هست باید کوشش کند که اجزای این وزارتخانه، افرادی که در آن وزارتخانه هستند، وضع روحی‌اش جوری باشد که با مردم بسازد. مردم باز احساس نکنند که در این وزارتخانه وقتی ما بخواهیم کارمان را به وزیر بدهیم، باید یک مدتی دم در بایستیم، این وضع اگر یک وقت ـ خدای نخواسته ـ دیدید دارد این طور می‌شود، بدانید که دارید رو به تباهی می‌روید. اگر بین مردم فرق می‌گذارید و یک ثروتمند و یک بقال سر محله برای شما فرق می‌کند آن روز، روز حرکت به سمت تباهی است. (صحیفه امام خمینی (ره) جلد ۱۸)”

 

یکی از نقاط برجسته در کلام امام خمینی (ره)‌ این است که صاحبین واقعی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را پابرهنگان می‌دانند و مدام بر این اصل تاکید دارند ایشان طی سخنانی که در دیدار مسئولین نظام در تاریخ ۷/۶/ ۶۱ داشته‌اند، می‌فرمایند:
برای حیثیت خودتان، برای حیثیت کشورتان، باید این سر و پا برهنه‌ها را نگهشان دارید؛. اگر یک وقت سر خورده بشوند از دولت و خیال کنند که دولت دارد برای خودش یک کارهایی انجام می‌دهد و برای ما نیست و چطور، آن وقت هست که شما هر کدامتان ـ خدای نخواسته ـ از بین بروید، یک کسی برایتان فاتحه نمی‌خواند. ۷/۶/ ۶۱

این نکته حائز اهمیت است که مسئولین نظام در هر زمان باید بر این اصل تاکید داشته باشند که به مرز اشرافی گری نزدیک نشوند وگرنه از جانب مردم طرد خواهند شد. هدف اساسی، خدمت به مردم است و وقف مردم شدن و اگر یک مسئول به ظواهر دنیایی و اشرافی گیری روی آورد و مشغول آن باشد از خدمت به مردم غافل شده و به انحراف رفته است.

ملت عدالت می‌خواهد، اتاق بزرگ نمی‌خواهد. ملت وزارتخانه می‌خواهد، وزارتخانهٔ اسلامی، نه آن وزارتخانهٔ کاخ دادگستری، کاخ نخست‌وزیری، کاخ وزارتِ مالی، هی کاخ! کاخ مال ملت است. این تزییناتی که الآن در این کاخ‌ها موجود است، علاوه بر اینکه بسیاری‌اش یا بعضی‌اش از محرّمات است و حتماً باید دولت توجه کند به آن، دولتی که می‌گوید دولت اسلامی است ـ و هستند ـ نباید تحت تأثیر واقع بشود و هر طوری سابق بوده همان طوری که در زمان محمدرضاشاه خان بوده است حالا هم همان فرم باشد. پس شما چکاره‌اید! تو که می‌گویی من مسلمان هستم، چکاره هستی؟ ما یکی یکی باید بگوییم؟ دانه‌دانه باید بسپاریم؟ این‌ها باید اصلاح بشود و شماها ـ من می‌دانم ـ مسلمانید ـ من همهٔ افراد این‌ها را بعضی‌شان را می‌شناسم، بعضی‌شان را هم معرفی کرده‌اند به من ـ این‌ها همه متعهدند، همه مسلمان‌اند، لکن ضعیف‌النفس‌اند! می‌ترسند که مبادا یک وقت میهمانی از اجانب بیاید در کاخ دادگستری یا در کاخ نخست‌وزیری و آنجا ببیند که یک [محیط] محقری است؛ باید حتماً به فرم غرب باشد؟!(۱۵/۱۲/۱۳۵۷)

 

امام خمینی (ره) در ابتدای سال ۶۲ انسان‌های بزرگ را در تاریخ از طبقه مردم عامی می‌دانند بر این اصل تاکید دارند که با کاخ نشینی نمی‌توان برای مردم گره‌ای از مشکلات را باز کرد. طبع قضیهٔ کاخ‌نشینی، توجه به عیش و عشرت و توجه به دنیا و توجه به مال و منال است و نمی‌تواند شهوت و شکم، این طبقه را مهلت بدهد که در یک امر تفکری وارد بشوند و فکر بکنند.

 

آن‌هایی که اختراع کرده‌اند، آن‌هایی که زحمت کشیده‌اند و کتاب‌های ارزنده تحویل جامعه داده‌اند در هر رشته‌ای، این کوخ‌نشینان بوده‌اند. طبع کاخ‌نشینی منافات دارد با تربیت صحیح، منافات دارد با اختراع و تصنیف و تألیف و زحمت.
ما وقتی که ملاحظه می‌کنیم و سعادت‌ها را سنجش می‌کنیم، می‌بینیم که سعادتمندهاآن‌هایی بودند که در کوخ‌ها بودند. آن‌هایی که در کاخ‌ها هستند سعادتمند نیستند. آن مقداری که برکات از کوخ‌ها در دنیا منتشر شده است هیچ در کاخ‌ها پیدا نمی‌شود.
طبع قضیهٔکاخ‌نشینی، توجه به عیش و عشرت و توجه به دنیا و توجه به مال و منال است و نمی‌تواند شهوت و شکم، این طبقه را مهلت بدهد که در یک امر تفکری وارد بشوند و فکر بکنند. آن‌هایی که اختراع کرده‌اند، آن‌هایی که زحمت کشیده‌اند و کتاب‌های ارزنده تحویل جامعه داده‌اند در هر رشته‌ای، این کوخ‌نشینانبوده‌اند. طبع کاخ‌نشینی منافات دارد با تربیت صحیح، منافات دارد با اختراع و تصنیف و تألیف و زحمت. (۰۱/۰۱/۱۳۶۲)

 

امام خمینی (ره) از میان بردن اخلاق کاخ نشینی را از واجبات و بسیار مهم برای جامعه می‌دانند که باید برای آن بسیار تلاش شود. ایشان بر این موضوع بارها تاکید داشته‌اند و بارها اشاره کرده‌اند که ما باید کوشش کنیم که اخلاق کاخ‌نشینی را از این ملت بزداییم.

 

اگر بخواهید ملت شما جاوید بماند و اسلام را به آن طوری که خدای تبارک و تعالی می‌خواهد، در جامعهٔ ما تحقق پیدا کند، مردم را از آن خوی کاخ‌نشینی به پایین بکشید. توجه کنید که این ملتی که الآن کوخ‌نشینانش مشغول فعالیت هستند و مشغول به زحمت هستند در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها، این کوخ‌نشینان را زحمت بکشید که به همین حال خوی کوخ‌نشینی و خوی اینکه توجه به کاخ‌ها نداشته باشند نگه دارید تا بتوانید ادامه بدهید زندگی صحیح اسلامی را. آن خوی کاخ‌نشینی مضر است، خودش مضر نیست، خُویَش مضر است، لکن خود او، این خوی را دنباله‌های بسیار  دارد. امام خمینی (ره) رئیس جمهور کاخ نشین را به انحطاط رفته می‌داند و اعتقاد دارد که خود او و اطرافیانش به انحطاط رفته‌اند.

 

 

ما باید کوشش کنیم که اخلاق کاخ‌نشینی را از این ملت بزداییم. اگر بخواهید ملت شما جاوید بماند و اسلام را به آن طوری که خدای تبارک و تعالی می‌خواهد، در جامعهٔ ما تحقق پیدا کند، مردم را از آن خوی کاخ‌نشینی به پایین بکشید، خود کاخ‌نشینی این خوی را می‌آورد، ممکن است که در بین آن‌ها هم کسی پیدا بشود لکن نادر است.

 

 توجه کنید که این ملتی که الآن کوخ‌نشینانش مشغول فعالیت هستند و مشغول به زحمت هستند در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها، این کوخ‌نشینان را زحمت بکشید که به همین حال خوی کوخ‌نشینی و خوی اینکه توجه به کاخ‌ها نداشته باشند نگه دارید تا بتوانید ادامه بدهید زندگی صحیح اسلامی را. آن خوی کاخ‌نشینی مضر است، خودش مضر نیست، خُویَش مضر است، لکن خود او، این خوی را دنبال دارد. (۰۱/۰۱/۱۳۶)

اشاره به خوی کاخ نشینی و نه وجه عملی کاخ نشینی نکته بسیار ظریفی است که حضرت امام (ره) بر آن تاکید دارد. اگر یک مسئول دچار این خوی شود حتی اگر تا آخر عمر کاخ نشین نشود باز با داشتن این خوی سبب آسیب به جامعه اسلامی می‌شود.
آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحهٔ دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ‌نشینی بیرون برود و به کاخ‌نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می‌شود.

آن روزی که مجلسیان خوی کاخ‌نشینی پیدا کنند خدای نخواسته، و از این خوی ارزندهٔ کوخ‌نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم.

 

آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحهٔ دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ‌نشینی بیرون برود و به کاخ‌نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می‌شود. آن روزی که مجلسیان خوی کاخ‌نشینی پیدا کنند خدای نخواسته، و از این خوی ارزندهٔکوخ‌نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم. (۰۱/۰۱/۱۳۶۲)

 

امام خمینی (ره) در منشور روحانیت نیز به این اصل اشاره دارد که یکی از وظایف روحانیت مقابله با سرمایه داران زالو صفت است و روحانیت باید مانند همیشه در صف اول مبارزه با خوی اشرافیت به پا خیزد. امام خمینی (ره) می‌فرماید: روحانیت متعهد، به خون سرمایه‌داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتی نداشته و نخواهد داشت.

 

روحانیت متعهد، به خون سرمایه‌داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتی نداشته و نخواهد داشت. آن‌ها با زهد و تقوا و ریاضت درس خوانده‌اند و پس از کسب مقامات علمی و معنوی نیز به همان شیوهٔ زاهدانه و با فقر و تهیدستی و عدم تعلق به تجملات دنیا زندگی کرده‌اند و هرگز زیر بار منت و ذلت نرفته‌اند.

 

دقت و مطالعه در زندگی علمای سلف، حکایت از فقر و نهایتاً روح پرفتوت آنان برای کسب معارف می‌کند که چگونه در پرتو نور شمع و شعاع قمر تحصیل کرده‌اند و با قناعت و بزرگواری زیستند. (منشور روحانیت)

منبع: تسنیم


صبح ۱۴ خردادماه ۶۸ بود. حال امام خمینی(ره) بسیار وخیم بود. به ایشان تنفس مصنوعی می‌دادند. دکترها کاملا نا امید بودند و می‌گفتند کاری از دست ما بر نمی‌آمد. همه خودشان را برای حادثه‌ای ناگوار آماده می‌کردند. سران سه قوه تصمیم گرفتند فعلا  این خبر را به مردم ندهند و …

موسسه سفیر فیلم به مناسبت فرارسیدن سالروز ارتحال امام خمینی(ره) ویدئویی را که مربوط به این حوادث است را در سایت خود منتشر کرد. شما می‌توانید این ویدئو را در ادامه ببینید.

دانلود