لیلا ارشد : خانه های فساد زمان پهلوی هم بهتر از وضع موجود بود! [سخنرانی در میان افسران جنگ نرم]

لیلا ارشد
درباره لیلا ارشد
درباره لیلا ارشد

 

سرکار خانم لیلا ارشد ، مددکار اجتماعی و موسس مرکز خانه خورشید و یکی از اصلاح طلبان نامزد شورای شهر تهران در جمع کاربران شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم (شهریور ۹۶ قم)  از «یک زخم کهنه» سخن گفتند. زخم کهنه ای که به آسیب های اجتماعی عمدتا مربوط به زنان اختصاص داشت.

تقاضای اول جلسه مجری مبنی بر خروج افراد زیر ۱۸ سال نوید حرف هایی نو می زد ؛ در ادامه مطلب سخنان خانم لیلا ارشد در این جلسه را می خوانیم :

 

ما با آسیب های بسیاری همچون فقر مالی و فرهنگی، بیکاری، خشکسالی، بیسوادی، مهاجرت اجباری، مشکلات محیط زیستی، حاشیه نشینی… دچار هستیم اما اطلاع و آموزشی برای حل مشکلات اجتماعی خود نداریم. در حالی که هیچکس نباید خود را از آسیب های اجتماعی و آثار آن مصون بداند.

 

اختلافات سیاسی باعث ناامیدی و ناکارآمدی در این حوزه و منجر به بی عدالتی و نابودی استعدادها می شود اما با هم افزایی می توان شرایط را بهتر کرد.

 

این هم افزایی در گذشته بیشتر وجود داشت مانند اینکه ۸ نفر از مددجویان قبل از انقلاب در درگیری ها شهید شدند و مددکاران هم با وجود ظاهر متفاوت خود با افتخار به مجروحین جنگ کمک می کردند.

 

 جلوگیری از افزایش آمار طلاق، تجاوز، خودکشی و … بجز با آموزش و دادن ابزار کنار آمدن با مسائل اجتماعی به افراد ممکن نیست این در حالی است که هیچ مجرایی برای رسیدن اطلاعات امن و صحیح به فرزندان وجود ندارد. این تصور اشتباه است که فرد اگر نداند، سالم می ماند. این فکر که تفکیک جنسیتی موجب سلامت جامعه می شود، غلط است.

 

سه سطح پیشگری از معضلات اجتماعی آموزش برای تمام مردم، مددکاری برای اقشار در معرض آسیب، و رسیدگی به افراد آسیب دیده باید وجود داشته باشد اما ما هنوز آمار و اطلاعات کافی از وضع موجود پدیده های اجتماعی خود نداریم و بهمین دلیل در سیاست گذاری ها اعمال نمی کنیم.

 

اوضاع سال به سال بدتر می شود. سن اعتیاد و تن فروشی پایین آمده و آمار آسیب دیده ها بیشتر شده است. اعتیاد از ژنده پوشان به همه اقشار تسری پیدا کرده است.

 

من نمیخواهم مسئول یا ارگانی را مقصر نشان دهم. من میخواهم با همه این سازمان ها برای حل مشکلات این زنان ارتباط برقرار کنم. ولی عیب مسئولین ما این است که وجود مشکل را انکار می کنند و از نزدیک در ارتباط مسائل نیستند تا برای آنها راهکار داشته باشند.

 

ما مشکل علمی و تجربیات بومی نداریم ولی از آنها استفاده نکرده ایم. کلیشه های فکری باعث شده که از تربیت جنسی فرزندانمان غافل شویم.  تربیت جنسی با آموزش جنسی متفاوت است. به کودکان و نوجوان ها تربیت جنسی می دهند که چقدر تن آنها مهم است و چقدر باید از آن محافظت کنند.

 

 برنامه ریزی ها برای هر قشر خاص باید متناسب باشد. نمی توان برای کل جامعه یک نسخه پیچید. وضعیت دختران مهاجران افغان و پاکستانی بسیار وخیم است. اکثر کودکان کار جزء این گروه هستند و نمیتوان این موضوع رو اعلام کرد چون باعث بدتر شدن وضعیت آنها می شود.

 

من در زمان پهلوی مخالف خانه های فساد بودم ولی آن سیستم به نسبت وضع موجود بهتر بود، چرا که آن زنان مورد حمایت و تحت مراقبت پزشکی بودند و به یکسری چارچوب های اخلاقی و دینی پایبندی داشتند. هرچند هنوز هم نمی توانم چنین سوءاستفاده ای از زن را قبول کنم و چنان روشی را توصیه کنم.

 

شما افسران جنگ نرم از ارتباط های خود با علما و مسئولین استفاده کنید و صدای این مشکلات را به گوش آنها برسانید. در فضای مجازی با ایجاد موج های اینترنتی شرایط بهتری را موجب شوید. در قالب انجیوها فعالیت کنید. در پست هایی که خواهید گرفت و در مجامع خیریه ذهنیت را به حمایت از زنان مبتلا به اعتیاد تغییر دهید.

 

ویدیو »» لیلا ارشد : به رحمانی فضلی گفتم اونور میز که شما نشستی هیچی کاری نداره، بیاین اینور میز تا ببینید چقدر کار داره

دریافت ویدیو (۵مگابایت)

منبع : کانال خیابان انقلاب

 

 

 

پانسیون های دخترانه تهران و وضعیت نابسامان در نبود نظارت

پانسیون های دخترانه تهران و وضعیت نابسامان در نبود نظارت
 پانسیون های دخترانه تهران و وضعیت نابسامان در نبود نظارت
پانسیون های دخترانه تهران و وضعیت نابسامان در نبود نظارت

حتی اگر در خیابان‌های مختلف تهران به‌کرات رفت‌وآمد کنید بعید است با نگاهی سرسری و اتفاقی بتوانید بفهمید که  پانسیون های دخترانه تهران به  فراوانی و بدون هیچ نشان و اسم خاصی در کوچه و خیابان‌های مختلف تهران وجود دارند.

 

پیدا کردن این  پانسیون های دخترانه البته تلاش زیادی نمی‌خواهد و می‌توان از طریق یک جست‌وجوی ساده در اینترنت و یا تهیه دفترچه نشانی‌های مورد نیاز، به فهرست بلندبالای آنها دسترسی پیدا کرد. معمولاً همه افرادی که برای کاری به‌جز تحصیل به تهران می‌آیند و مکانی برای ماندن ندارند یا به دلیل طولانی بودن مدت اقامتشان نمی‌خواهند در خانه اقوام بمانند، گزینه اولشان پانسیون‌های نسبتاً ارزانی است که در کوچه‌پس‌کوچه‌های تهران وجود دارد.

 

برای پرس‌وجو درباره شرایط زندگی در  پانسیون های دخترانه به منطقه هفت‌تیر و کریمخان رفتیم تا کمی بیشتر درباره وضعیت بهداشتی، رفاهی، اخلاقی و … این اتاق‌های تنگ و تاریک بدانیم. ترکیب افرادی که از این پانسیون‌ها خارج می‌شوند، معمولاً قشر خاصی از افرادی را شامل می‌شوند که پوشش مناسبی ندارند با این حال درباره همه آنها نمی‌توان چنین نظری داد.

 

یکی از خانم‌ها پس از خروج حاضر می‌شود درباره این پانسیون که در خیابان میرزای شیرازی قرار دارد با ما صحبت کند. کمی که جلوتر می‌رویم متوجه می‌شویم که پیش از این پانسیون‌های فراوانی را به خاطر سکونت امتحان کرده یا به آنها سر زده و در بین همه آنها، این پانسیون شرایط نسبتاً بهتری داشته است. او درباره شرایط پانسیون‌های پیشین می‌گوید:

«برایم فرقی نمی‌کرد که پانسیون در نقطه خاصی از تهران باشد ولی این محدوده را به این خاطر انتخاب کردم که نزدیک به مترو است و صبح‌ها مجبور نیستم برای رفتن به سر کار سوار ماشین‌های شخصی شوم. بعد از اینکه به خاطر کار به تهران آمدم چند روز نخست در به در دنبال پیدا کردن خانه‌ای در نزدیکی محل کارم بودم اما به دلیل جو آن منطقه از زندگی مجردی در یک واحد ۴۰-۵۰ متری می‌ترسیدم. به همین خاطر با برادرم که به تهران آمده بود برای پیدا کردن پانسیون و خوابگاه به این منطقه آمدیم. واقعیتش شاید نزدیک به ۱۰ پانسیون را دیدم اما همه‌شان یک مشکل بزرگ داشتند.

 

به نظر می‌رسد مکان‌یابی مناسب برای خوابگاه‌های خودگردان از مهم‌ترین شروط اعطای مجوز به پانسیون‌های مخصوص خانم‌هاست. دوری از وسایل حمل‌ونقل عمومی و یا قرار گرفتن در خیابان‌ها و کوچه‌های دورافتاده خود منشأ بسیاری از خطرات برای افرادی است که در این پانسیون‌ها زندگی می‌کنند.»

 

خانم مهدوی یکی از بزرگ‌ترین مشکلات برخی از  پانسیون های دخترانه تهران را مکان نامناسب آنها می‌داند و می‌گوید: «برخی از پانسیون‌ها که شرایط رفاهی بهتری داشتند، در کوچه‌پس‌کوچه بودند و یا از ایستگاه وسایل حمل‌ونقل عمومی فاصله زیادی داشتند. برای من که می‌خواستم صبح‌ها از پانسیون خارج شوم این نوع پانسیون اصلاً مناسب نبود چون در آن وقت صبح اصلاً احساس امنیت نمی‌کردم، اما برخی از پانسیون‌ها موقعیت مکانی‌شان خوب بود و به وسایل حمل‌ونقل عمومی هم دسترسی داشتند. با این وجود خیلی از مشکلاتی که در موارد قبلی نمی‌دیدم در اینجا مشاهده کردم.»

 

از صف طولانی حمام تا نظارت صفر!

از زهرا که مدتی اینجا زندگی می‌کند می‌خواهم وضعیت فرهنگی و رفاهی  پانسیون های دخترانه را که دیده است برایم شرح دهد. اینکه نظارت خاصی بر ساعات ورود و خروج وجود دارد یا امکانات حداقلی رفاهی برای ساکنان پانسیون فراهم می‌شود یا خیر.

 

او می‌گوید: «در چند مورد از پانسیون‌هایی که به آنها مراجعه کردم انواع و اقسام ناهنجاری را می‌توانستم در همان نگاه نخست ببینم. از وجود سگ در راهروها تا رفت‌وآمد آزادنه! گربه‌ها در راهرو و حیاط. در یکی از پانسیون‌ها درباره رفت‌وآمد سگ‌ها از مسوول پانسیون سؤال کردم اما تقریباً هیچ پاسخی نشنیدم. بالاخره بعد از مدت‌ها جست‌وجو این پانسیون را انتخاب کردم و در یکی از اتاق‌ها مستقر شدم.

 

اینجا یک اتاق مهمان دارد که وضعیت رفاهی بهتری دارد اما اتاق‌های مشترک اصلاً وضعیت خوبی ندارند. نبود نظارت به نوع افرادی که اینجا رفت‌وآمد می‌کنند باعث شده که هر نوع آدمی را در این پانسیون‌های ببینید. مثلاً یکی از شرایط سکونت در این پانسیون تحویل مدرکی دال بر تحصیل یا اشتغال است اما از خود من که شاغل هستم هیچ مدرکی درخواست نشد و خیلی عادی با دادن پول و مدرک شناسایی توانستم وارد شوم.

 

از طرفی اگرچه ساعت ورود و خروج خاصی برای پانسیون مقرر شده ولی بارها اتفاق افتاده که یکی از ساکنان پانسیون بسیار دیرتر برمی‌گردد و خیلی از سرپرست‌های مجموعه هم هیچ واکنشی نشان نمی‌دهند. همین مسأله علاوه بر مشکلات شخصی و فرهنگی، نظم خوابگاه را هم به هم می‌ریزد و شما هرلحظه از شب ممکن است با سروصدای ورود و خروج یک نفر از خواب بیدار شوید. وضعیت بهداشت پانسیون هم اصلاً مناسب نیست، علاوه بر کثیفی و نبود نظافت، شما برای یک حمام رفتن باید کلی از وقتتان بزنید و صفی مانند آنچه درباره پادگان‌های سربازی می‌گویند تجربه کنید!»

 

کریمی یکی دیگر از دختران حاضر در این پانسیون‌ها درباره وضعیت فرهنگی پانسیون‌ها نیز می‌گوید: «در همین پانسیونی که می‌بینید، هرچند شب یک بار ممکن است بدون توجه به آزار و اذیت برای دیگر ساکنان، مجلس رقص و آواز راه بیفتد و هیچ کس از مسوولان خوابگاه نیز تذکری برای جلوگیری از این مسأله نمی‌دهند.»

 

منبع : شماره ۶۲ روزنامه صبح نو