با یک محاسبه ساده چه نکاتی در مورد صنعت هسته ای دستگیرمان می شود؟ [نوجوانیا]

0

تجربه تاریخی

اوایل دهه هشتاد جمهوری اسلامی، توقف غنی سازی هسته ای را در مذاکره با اروپایی ها پذیرفت. البته آن زمان ها بحث سر دو سه سانتریفیوژ بود. با این توقف، دو سال عقب افتادیم! اما این ماجرا هم به نفع ما تمام شد چون فهمیدیم که « با تعلیق غنی‌سازی، امید همکاری از طرف شرکای غربی مطلقاً وجود ندارد.»۱

 

رسیدن به ناممکن ها

فعالیت های هسته ای ایران از سر گرفته شد و پیشرفت های کم نظیری در صنعت هسته ای اتفاق افتاد. پیشرفت هایی که حتی برخی دانشمندان صادق خودمان درباره آنها به رهبر نامه می نوشتند و به ایشان می گفتند این حرف ها را باور نکنید! این پیشرفت ها ممکن نیست. ولی ممکن شد! به فناوری تولید کیک زرد و غنی سازی بیست درصد رسیدیم و چندین نیروگاه و هزاران سانتریفیوژ به چرخه هسته ای ما اضافه شد.

 

همچنان پیمان شکن!

پس از پیشرفت های فراوان و شگرف ما، دشمن هم پا به پایمان دشمنی کرد و فشار آورد. در سالهای اخیر بار دیگر با وجود خوشبین نبودن رهبر انقلاب به نتیجه بخش بودن، مذاکرات جدیدی آغاز کردیم؛ برجام نتیجه مذاکرات سالهای اخیر بود. طرف غربی به خصوص کشور ایالات متحده بارها خلاف پیمان های امضاشده برجام عمل کرد در حالی که ایران طبق گزارش های آژانس هسته ای به تعهدات خود پایبند بود.

 

 

عبرت نزدیک

چندان اهمیتی ندارد که کشورهای پیمان شکن غربی در ماه های اخیر به همین برجام روی کاغذ پایبند بمانند یا نه ولی انچه دوباره به تجربه دریافتیم آن است که طرف غربی، نه تنها قابل اعتماد نیست که از هر فرصتی برای جلوگیری از پیشرفت ایران استفاده می کند. آن ها در سالهای گذشته به خوبی نشان داده اند که ایران را مستقل و آباد نمی خواهند.

 

دشمنی! بدون توقف

 روزی، حکومتی را می بردند و قلدری را می آوردند، روز دیگر قلدر را تبعید می کردند و پسرش را می آورند، چون زورشان می رسید کودتا می کردند و پسر را نجات می دادند؛ سفیرشان را می فرستادند تا نخست وزیر تعیین شده را به پسر ابلاغ کند. روز دیگری جیب های دشمن کشوری را که می خواست پیشرفت کند پر از سلاح می کردند تا هشت سال با آنها بجنگد و بعدها هم که زورشان کمتر شده بود، به فکر تحریم و تهدید افتادند!

 

یک معادله ساده

به قول قدیمی ها باد در قفس می کنند چون جمهوری اسلامی با وجود همه مشکلات ریز و درشت روز به روز پیشرفت کرده است! از کشوری که روزی پاتوق روس ها و انگلیسی ها بوده و مثل غذای سر سفره شان، شمال و جنوبش را بین خودشان تقسیم می کردند تا کشوری که اراده اش را علیرغم میل همه مستکبران در منطقه محقق می کند و برای پیشرفت هزینه می دهد تا هزینه بزرگتر وابستگی را به آن تحمیل نکنند؛ ایستادگی هزینه دارد! بله… ولی وابستگی قطعا هیچ فایده ای ندارد.

۱) ۱۳۹۲/۰۸/۱۲

 

ویدیو :  آیا شما هم مسائل کشور را درست تحلیل میکنید؟  آنچه در انتظار نسل جوان انقلاب است…

دریافت ویدیو ( ۶مگابایت) 

 

داستان : روزی که رفتم سر کار برای پست مدیریت شرکت [نوجوانان]

0

 

در ایستگاه مترو منتظر بودم تا قطار برسد. چیزی طول نکشید که قطار رسید و مسافران با عجله وارد واگن شدند. به محض ورود دنبال صندلی خالی گشتم که بنشینم اما جای خالی گیرم نیامد و ایستادم.

فروشنده جوانی یک جعبه آدامس دستش بود و از مسافران تقاضای خریدن بسته آدامس می‌کرد؛ موقع باز کردن بسته آدامس تکه کوچک کاغذی توجهم را جلب کرد که روی آن شماره تلفن بود.

زیر شماره تلفن نوشته شده بود: «اگر جویای کار پردرآمد هستید با این شماره تماس بگیرید. روزانه دو ساعت کار با مزدی برابر یک ماه حقوق یک کارمند.»

حس کنجکاوی مرا واداشت تا از این موضوع سر در بیاورم. با خودم گفتم بد نیست تماس بگیرم و بدانم این چه کاری است که روزانه با دو ساعت کار اندازه یک ماه حقوق دریافت می‌شود. این میزان مبلغ برای من که یک نوجوان ۱۶ ساله بودم خیلی وسوسه‌کننده بود.

بعدازظهر تلفن را برداشتم و با شماره‌ای که روی کاغذ نوشته شده بود، تماس گرفتم. خانم جوانی از پشت تلفن جواب داد: «بفرمایید؛ می‌دانم که دنبال کار می‌گردید شما را به‌خاطر این انتخاب تحسین میکنم. راه موفقیت را درست آمده‌اید. شما از همین حالا به عنوان کارمند شرکت ما انتخاب شده‌اید. این خوش‌شانسی را به شما تبریک میگم. یک شغل پردرآمد و ماندگار.»

گفتم: «ممنونم از شما اما من چطور اعتماد کنم؟ لطفاً بگویید همکاری من چطوریه و اصلاً میشه توضیح بدین این کار چیه؟» خانم گفت: «شما مطمئن باشید وقتی با شرکت ما آشنا شدید حتماً خوشحال خواهید بودو نه تنها از اعتمادتون پشیمون نخواهید شد بلکه دیگر دوستانتان رو هم با ما همراه می‌کنید.»

گفتم: «خب حالا این چه کاری هست؟» خانم گفت: «شما اول مبلغ ۲۰ هزار تومان به شماره حسابی که به شما میدیم بپردازید بعد اطلاعات تکمیلی را در اختیار شما می‌گذاریم.»

گفتم: «چرا باید ۲۰ هزار تومان برای کاری که هنوز هیچ اطلاعی ازش ندارم بپردازم؟» خانم گفت: «کسی شما رو مجبور نکرده. این ۲۰ تومن ناقابل بهای شانس پولدار شدن شماست.اگه نمیخوای مجبور نیستی .»

و خواست قطع کند که من با عجله گفتم:«باشه قبوله، اما نگفتین برای یک نوجوان ۱۶- ۱۵ ساله چه کاری هست؟» گفت: «وقتی آمدی شرکت ، محل و نوع کار را دیدی متوجه خواهی شد. این ۲۰ تومانی که واریز می‌کنید برای این است که ما مطمئن بشیم شما واقعاً قصد همکاری دارید.»

با خودم فکر کردم وگفتم خب این ۲۰ هزار تومان برای من چیزی نیست، به ریسکش می‌ارزد. صبح روز بعد قبل از رفتن به مدرسه ۲۰ هزار تومان را به حساب خانم واریز کردم و دوباره تماس گرفتم.

همان خانم جواب داد: «از اعتماد شما ممنون هستیم. به شما مژده بدهم که شرکت به خاطر اینکه حس نیتتون رو نشون دادین  تصمیم گرفته در بخش مدیریت مؤسسه شما را به عنوان رئیس بخش صادرات مشغول به کار کند. می‌تونید از همین فردا به شرکت بیایید و مشغول کار شوید.»

گفتم: «من محصلم توی ساعتی که مدرسه میرم نمی‌تونم حضور داشته باشم.» خانم گفت: «مهم نیست. پست شما مدیریتی است. اصلاً ممکن است حضور فیزیکی لازم نباشد. یادتون باشه شما پست مهمی در بخش مدیریت یک مؤسسه اقتصادی، تجاری، صنعتی   دارید. فردا شما فقط برای هماهنگی اولیه می‌آیید و در روزهای بعد آزاد هستید هر ساعت که خواستید رفت‌وآمد کنید.»

از این خبرخیلی خوشحال شدم. در پوست خودم نمی‌گنجیدم. گفتم: «خوبه؛ آدرستون رو بفرمایید. کجا باید بیایم؟» گفت: «شما آدرس منزل بدهید ما خودمان ماشین میفرستیم در منزلتون.» گفتم: «خوبه، پس شرکت هر روز سرویس خصوصی هم برام میفرسته؟»

خانم گفت: «نه؛ شرکت به‌خاطر هزینه زیاد راننده و ماشین و… سرویس حمل و نقل برای کارمندانش ندارد.» گفتم: «پس چطوری بیام؟ من فقط یک دوچرخه دارم. زشت نیست رئیس یک شرکت با دوچرخه بیاد سرکار؟» خانم گفت: «نه؛ ما مشکل شما را حل کردیم.» گفتم: «چطوری؟» گفت: «ما با یک آژانس قرارداد داریم هر روز براتون ماشین میفرستیم. فقط باید هزینه رو خودتون بدین.»

گفتم: «آخه…» خانم حرفم ر ا قطع کرد و گفت: «آقای رئیس چونه نزنین؛ ماشاءالله شما از این به بعد مدیر یک مؤسسه اقتصادی، تجاری، صنعتی هستید. فقط یادتون باشد فردا با لباس رسمی و متشخص وارد شوید.»

گفتم: «خب حالا چند باید برای آژانس بدم؟» خانم با لحن خاصی گفت: «آقای رئیس۲۵ هزار تومان ناقابل.» با شنیدن مبلغ کرایه عرق کردم. گفتم: «۲۵ هزار تومان؟ مگه چه خبره؟»خانم گفت: «نگران نباشید .فقط همین دفعه هزینه آژانس رو پرداخت می‌کنین و تا زمانی که در شرکت کار می‌کنید دیگه لازم نیست پول آژانس بدین چون هر ماه از حقوقتون کم میشه.»

علی رغم میل درونیم قبول کردم و آدرس خانه را دادم و مبلغ درخواستی را دوباره واریز کردم. فردا صبح موقع خارج شدن از خانه مادرم پرسید: «فرشاد کجا به این زودی؟ هنوز که وقت مدرسه رفتنت نشده.» گفتم: «مامان من از امروز میرم سر کار. یک کار مدیریتی پیدا کردم. یک کار کم‌دردسر با حقوق عالی.»

دیگر منتظر جواب مادر نشدم. فوراً رفتم بیرون از خانه و جلوی در منتظر آژانس شدم. یک ساعت بعد خسته و عصبانی وقتی دیدم از آژانس خبری نشد چند بار شماره تلفن را گرفتم و هر بار تلفن پیام صوتی می‌داد: «مشترک مورد نظر خاموش می‌باشد، لطفاً بعداً تماس بگیرید.»

بالاخره بعد از چند بار شماره گرفتن، در دسترس نبودن مشترک مورد نظر آخرین پیامی بود که متوجه شدم  کار و مدیریتی در کار نیست.

وقتی برگشتم خانه مامان گفت: «فرشاد کجا بودی؟ چرا حالا اومدی؟ مگه نرفتی مدرسه ؟» با تلخی گفتم :«مدرسه نه رفته بودم سرکار!» 

 

نویسنده: حسین کشتکار

موتورهای جستجو برای بچه‌ها و نوجوانان بدون مطالب غیراخلاقی

0

این روزها می توانید بگویید که فرزندان ما اطلاعات کافی از وب و اینترنت دارند و تا حدودی با ویژگی های این فضا آشنا هستند. با کمی کمک پدر و مادر ، آنها به راحتی می توانند اصول اولیه جستجو را درک کرده و بیاموزند.

 

موتورهای جستجوی معمول وب به کودکان کم سن و سال همچون بزرگسالان خدمات می دهند. اما حتی در موتورهای جستجویی که فیلترهای میانه رو اعمال می شود، برخی از مطالب و محتوا ممکن است مناسب برای این ذهن های راحت تاثیر پذیر مناسب نباشد.

 

مرور و نمایش محتوای مناسب و مطابق با اصول اخلاقی شاید اصلی ترین دلیل برای استفاده از موتور های جستجوی به طور خاص طراحی شده برای بچه ها باشد. دلیل بعدی استفاده از این موتور های جستجو شکل ظاهری آنهاست که بیشتر با روحیات کودکان یا نوجوانان مطابقت دارد.

 

بی شک اجازه دادن به بچه ها برای استفاده و اجرای نتایج جستجو در وب با استفاده از یک موتور جستجو ویژه بچه ها به کاهش بار نگرانی ذهنی پدر و مادر در مورد امنیت کودکان در فضای مجازی کمک شایانی می کنند.

 

البته ، هیچ تضمینی وجود ندارد که هر جستجویی برای کودک امن باشد، اما در وب سایت هایی که در زیر به معرفی آنها می پردازیم احتمال اینکه محتوای نمایش داده شده به کودک از مطالب ضد اخلاقی یا جاسوسی و هرزه نگاری دور تر باشد بیشتر است.

 

گذشته از این، شما می توانید با دستکاری تنظیمات هر موتور جستجو که هر ابزار جستجویی دارای آن است به این امر کمک بیشتری کنید. از طرف دیگر شما می توانید از منابع جستجوی این ۱۰ پایگاه برای آموزش بیشتر در مورد مسائل امنیتی گشت و گذار کودک در فضای مجازی استفاده نمایید. برای معرفی موتورهای جستجو برای بچه‌ها و نوجوانان بدون مطالب غیراخلاقی همراه ما باشید

 

سایت Boolify

                                              

کودکان و نوجوانان قرار نیست استفاده از عملگرهای بولی  (Boolean operators) در جستجو را بدانند. سایت Boolify با فراهم آوردن اپراتورها به شکل قطعات پازل مانند رنگارنگ این عمل جستجو را آسانتر کرده. همه کاری که کودک شما باید انجام دهد این است آنها را به مرکز صفحه بکشید و عبارت مورد جستجو را  با این قطعات بسازید.

 

به عنوان مثال ، کشیدن قطعه‘Word’   برای وارد کردن کلمه کلیدی جستجو ، و سپس اصلاح آن توسط کشیدن قطعات دیگر مثل ‘And’, ‘Or’, ‘Not’ و غیره به آن ترکیب جستجو را می سازد.

 

سایت Quintura for Kids

 

Quintura for Kids توسط یاهو پشتیبانی و اداره می گردد. این سایت، جستجوی تصویر جالبی را با استفاده از کلمه کلیدی به کاربر نمایش میدهد. کافیست کودک شما کار جستجو  را با وارد کردن کلمه کلیدی در جعبه متن شروع  کرده و سپس آن را با هر یک از کلمات کلیدی که موتور جستجو به او نمایش می دهد  تغییر یا اصلاح نماید.

 

Quintura  در هر صفحه ۵ نتیجه نمایش می دهد. ممکن است به این موضوع تاکنون توجه نکرده باشید اما کلیک کردن بر روی آیکون های اطراف، شما را به ۵ دسته جستجو از پیش تعیین شده هدایت می کند: موسیقی ، تاریخ ، حیوانات ، ورزشی ( تفریح و سرگرمی) و بازی.

 

سایت KidRex

موتورهای جستجو برای بچه‌ها و نوجوانان بدون مطالب غیراخلاقی
موتورهای جستجو برای بچه‌ها و نوجوانان بدون مطالب غیراخلاقی

وب سایتKidRex  در واقع موتور جستجوی سفارشی گوگل برای بچه ها است. محیط صفحه اصلی درست مثل نقاشی مداد رنگی یا مدادشمعی کودکانه است (با یک دایناسور محافظ!).این موتور جستجو از شیوه های جستجوی اخلاقی و امن استفاده می کند و سعی در نمایش حتی المقدور تمام نتایج به  شکلی فاقد مطالب نامناسب برای کودک می کند.

 

KidRex همچنین دارای یک پایگاه داده ویژه حاوی وب سایت های نامناسب و کلمات کلیدی هرزه است که به نمایش نتایج تمیز و عاری از آلودگی  بیشتر کمک می کند.

 

 

سایت Ask Kids

وب سایت Ask Kids یک موتور جستجو برای بچه ها و کاری از دیگر موتور جستجوی معروف یعنی Ask.com  که از منابع وب می باشد است.صفحه جستجو به دفتر چه مشق مدرسه شباهت دارد. جدای از کادر جستجو ، پنج رده جستجو از پیش تعیین شده تعبیه شده: مدرسه ، فیلم ، بازی ، فیلم ها و تصاویر ، که به کودکان در پژوهش تمام چیزهایی که با آن سر و کار دارند کمک می کند.

 

کودکان می توانند از نتایج متنی جستجو به نتایج تصویری پرش کنند، یا کلمه مورد جستجو را کوتاه تر کرده یا گسترش دهند ، نام های معروف در یک زمینه خاص و اطلاعات مرتبط دیگر را مشاهده کنند. این ویژگی ها ازخود سایت Ask.com و شیوه متداول جستجوی آن به عاریت گرفته شده است ، اما در این سایت آن ها را برای بچه ها ساده و آسان کرده اند.

 

سایت KidsClick

همانطور که در صفحه «درباره ما» موتور جستجویKidsClick به صراحت آمده  هدف از ایجاد این سایت فیلترینگ اینترنت نیست. این سایت تنها شاخه هایی از منابع خوب را (۶۰۰ و بیشتر لیست قوی از موضوعات متنوع) گرد آوری کرده که بچه ها می توانند برای کسب اطلاعات و یا انجام تحقیقات درسی از آن استفاده نمایند.

 

KidsClick هم متعلق به دانشکده علوم کتابداری و اطلاع رسانی (SLIS) در دانشگاه ایالتی کنت می باشد. همانطور که لینک های منابع وب این موتور جستجو از مجموعه ای جامع از محتوای خوب و سایت های پاک  تشکیل شده، رابط KidsClick هم بدون هیچ گونه تبلیغات بازرگانی می باشد.

 

سایت Yahoo Kids

یاهو کیدز راهرویی به دایرکتوری یاهو از وب سایت ها و آدرس های ارائه شده منحصرا برای بچه ها است. صفحه اصلی رنگین ، درگیرکننده ، و پر از چیزهای جذاب و جالب است که فرزند شما را تا مدت ها به خود  مشغول می کند. تا حدی که خیلی آسان جعبه جستجو در گوشه بالای صفحه را فراموش می کند. نتایج جستجو تحت سه بخش ارائه می شود: نتیجه در یاهو! کیدز ، نتیجه در دایرکتوری یاهو!  کیدز و  نتایج بر روی وب.

 

سایت Study Search

سایت Study Search در واقع از جمله موتور های جستجو سفارشی گوگل (با جستجوی پاک) برای مدارس استرالیا به شمار می رود. اما دلیل نمی شود بقیه جهان نخواهد  از آن استفاده کند. اطلاعات پایگاه داده سایت برای بر طرف کردن نیازهای جستجوی دانش آموزان مدارس ابتدایی و دبیرستان استرالیایی طراحی شده است. بانک اطلاعاتی حاوی لینک هایی از سراسر جهان وب این سایت به همت معلمان استرالیا ، کتابداران و داوطلبان سایت گرداوری شده است.

 

سایت Aga-Kids

سایت Aga-Kids یک موتور جستجو بصری برای کودکان و یکی از پر زرق و برق ترین های در این زمینه است. شما می توانید بین جستجو بصری و متنی یکی را انتخاب کنید. نتایج جستجو برای کودک به شکل عکسهای تعاملی و متحرک نمایش داده می شود.

 

نتایج جستجو ممکن است محدود باشد به این دلیل که موتور جستجوی تنها وب سایت هایی را جستجو و نمایش می دهد که برای کودکان ساخته شده است.

 

سایت Dib Dab Doo and Dilly Too

 

اگر یک نام دامنه در سراسر وب باشد که فریاد بزند که موتور جستجو برای بچه هاست ، همین سایت است! موتور جستجوی این سایت نیزبر اساس جستجوی سفارشی گوگل بنا نهاده شده و تلاش طراحان این بوده تا انجا که ممکن است محتوای کودکانه به کاربران خود ارائه دهند.

 

جستجوی سفارشی به کودک کمک می کند تا از بسیاری لینک های نامناسب دور شود ، اما قطعا  این امر صد درصد و در همه موارد نیست. بسیاری از موتورهای جستجو برای بچه ها نیز تبلیغاتی نمایش می دهند که بعضی از آنها نامطلوب و نامناسب و بعضا غیر اخلاقی است.

 

استفاده از نرم افزار های کنترل والدین در ترکیب با استفاده از موتورهای ویژه جستجوی کودکان می تواند به حفظ کودکان و در امان ماندن این ذهن های پاک از جنبه های بد وب کمک شایانی نماید. این یک نبرد دشوار است ، اما با این روش ها والدین می توانند کمی کمتر نگران باشند. این  موتورهای جستجو برای کودکان فقط ابزارهای جستجو برای در امان ماندن کودکان دلبندمان از  مشاهده وب سایت های غیر مرتبط می باشند و باید به دیگر جنبه های محافظت از کودک در فضای انلاین نیز توجه کافی نمود.

 

منبع: سایت پلیش فضای مجازی ایران

 

 

۳۰ کار که به جای دانشگاه رفتن یا مسافرکشی میتوان انجام داد[کتابچه]

0

هر سال نزدیک به یک میلیون نوجوان هجده ساله در کنکور یا همان آزمون ورودی دانشگاه ها شرکت می کنند. مغز آنها در طی سالها آموزش مادون متوسط شستشو داده شده است تا باور کنند دانشگاه رفتن تنها گزینه آنها در زندگی است. آنها باور کرده اند که اگر دانشگاه نروند زندگیشان تباه می شود و دیگر به درد هیچ کس و هیچ چیز نخواهند خورد.

 

بیست سال پیش یعنی زمانی که من در آزمون کنکور شرکت کردم و همه هم سن و سالهای من، بدون کوچکترین شکی باور داشتیم که دانشگاه رفتن تنها گزینه ممکن برای ماست. قانون نانوشته ای می گفت که اگر رتبه خوبی برای قبولی در دانشگاه بدست نیاوری، مجبوری سال بعد دوباره برای کنکور درس بخوانی. حتی اگر سال بعد هم قبول نشوی و پسر باشی و مجبور به سربازی رفتن، در حین خدمت سربازی باید برای کنکور بخوانی و کنکور بدهی. باز هم اگر قبول نشدی، بعد از خدمات سربازی. و اینقدر پشت کنکور بمانی و بمانی و بخوانی تا بالاخره قبول بشوی! چاره دیگری نیست!

 

درست مثل زوج ناباروری که تحت فشارهای اجتماعی و خانوادگی و احساسی باید بچه دار بشوند. اگر این دکتر نشد باید بروند پیش آن دکتر. اگر هم نشد نباید بی خیال بشوند و بروند سراغ زندگیشان. جراحی، رژیم غذایی، دعا، نذر، لقاح مصنوعی، حتی طلاق و تعویض همسر برای رسیدن به هدف، نه تنها جایز است بلکه توصیه هم می شود. کاری نمی شود کرد.

 

گزینه ای به جز بچه دار شدن وجود ندارد. کنکور و دانشگاه هم داستان مشابهی دارد. معلم خصوصی کنکور. آموزشگاه کنکور. کنکورهای آزمایشی. جزوات و کتابهای جور واجور کنکور. تعیین رشته با نرم افزار. مشاور برنامه ریزی کنکور. مهندسی معکوس سؤالات کنکور. هیپنوتیزم. سمینار ان. ال. پی. و خلاصه هر چیزی که کمک کند یک بچه در کنکور قبول بشود، جایز و متداول است. کار دیگری نمی شود کرد. گزینه ای به جز دانشگاه وجود ندارد.

 

من کتاب امکان را در رد این قانون نانوشته نوشته ام. کتاب امکان حاصل سالها تجربه شخصی خودم و همچنین سالها مطالعه و یادگیری از زندگی و آثار انسانهای بزرگی است که از هزاران سال پیش تا به امروز برای تحقق استعدادها و خلاقیت انسانها، فکر و تلاش کرده اند.

 

بیست سال پیش کسی نبود که به من و دوستانم راه دیگری به جز دانشگاه رفتن را نشان بدهد. بیست سال پیش دسترسی به اینترنت هم وجود نداشت. بیست سال پیش نطفه انقلاب اطلاعاتی تازه داشت بسته می شد. بیست سال پیش همه ما در یک دوران تاریخی متفاوتی زندگی می کردیم. دوران ماقبل اینترنت. خواهش می کنم این کتاب را برای هر کسی که فکر می کند به جز دانشگاه رفتن یا مسافرکشی گزینه دیگری در زندگی اش ندارد، بفرستید. هزینه ای ندارد.

 

سی ایده ای که در در این کتاب مطرح کرده ام، فقط برای نوجوانهای هجده ساله نیستند. هر کسی در هر مقطعی از زندگیش می تواند از این ایده ها و یا ایده های مشابه، بهره ببرد. مثلا کسی که با بحران میانسالی مواجه شده است. کسی که کارش را دوست ندارد. کسی که از زندگی کارمندی یا مجردی یا متاهلی خسته شده است.

کسی که تازه بازنشسته شده است و نمی داند با بقیه زندگیش چه کار باید بکند. کسی که خرش در گل زندگی گیر کرده است. مادری که تازه مسئولیت نگهداری بچه اش را به دانشگاه سپرده است و وقت آزاد زیادی دارد. نوجوانی که تازه وارد دبیرستان یا حتی دانشگاه شده است. همه آنهایی که توانایی یادگیری دارند می توانند از این ایده ها بهره ببرند.

 

متنی که خواندید برگرفته از وبلاگ آقای علی سخاوتی نویسنده این کتاب امکان ( سی کار که به جای دانشگاه رفتن یا مسافرکشی می توان انجام داد ) بود . 

 

دانلود کتاب امکان – سی کار که به جای دانشگاه رفتن یا مسافرکشی می توان انجام داد – حجم یک مگابایت 

 

رفاقت بوقلمونی ؛ حکایت بدگویی پشت سر دوستان [نوجوانان]

0

 

روی نیمکت پارک محله نشسته بودم که ارسلان پسر همسایه، آمد و کنار دستم نشست و بی‌مقدمه سر حرف را باز کرد. بحث به رضا رفیق قدیمی‌ام کشید.

ارسلان گفت:  «البته نباید پا رو حق گذاشت، واقعاً رضا آدم نازنینیه ولی… نمی‌دونم چطور بگم، مثل اینکه یه خورده خودخواهه، مگه نه؟ نه خیال کنی که دارم بدگوییش رو می‌کنم، اصلاً چنین منظوری ندارم ولی می‌دونی من از چی بدم میاد؟ از تظاهر. از اینکه آدم خودشو به خوش‌قلبی و مردونگی بزنه، اون‌وقت زیر زیرکی همش در فکر خودش باشه. ببین مسعود حرفامو بد تعبیر نکنی‌ها! من واقعاً قصد بدگویی از رضا رو ندارم، ولی نمی‌تونم با آدم ریاکار کنار بیام.»

 

 گفتم: «نمی‌دونم چند وقته که رضا رو می‌شناسی اما هر چی باشه من خیلی ساله که باهاش دوستم. اینطوری‌ها هم که میگی نیست. نکنه فکر کنی الکی میگم. الانم که اینجا نیست بگی داریم نون به هم قرض میدیم ولی من بر این باورم واقعاً از اونایی نیست که ظاهرش با درونش فرق داشته باشه.»

 

ارسلان گفت: «ببین مسعود، من که نمی‌خوام رضا رو خراب کنم ولی واقعیت رو که نمی‌شه منکر شد. می‌شه؟ ببین، نمی‌دونم چطوری بگم… ظاهرش خوبه اما باطنش یه چیز دیگه‌اس. نمی‌شه روش حساب کرد. عینهو بوقلمون رنگ عوض میکنه. رضا فقط به درد این می‌خوره که بشینی و باهاش گپ بزنی و خوش‌وبش کنی… آخه یکی نیست بهش بگه پسر خوب مردونگی هم خوب چیزیه!… گل گفتن و گل شنیدن به جای خود، اول آدم باید مرد باشه…»

 

گفتم: «نه ارسلان، تا اون جایی که من می‌دونم رضا آدم دست و دل بازیه… تا بخوای لوطیه… از این بابت واقعاً می‌شه گفت لنگه نداره.»

 

 ارسلان گفت: «مسعود تو خیلی خوبی اما یه عیب کوچولو داری، یه کم ساده‌لوحی. اینم از خوبی  توئه که فکر می‌کنی همه مثل خودت ساده و بی‌شیله پیله‌اند. ولی من واقعاً ایمان دارم تمام رفتارهای رضا به خاطر تظاهره.»

 

گفتم: «اما در خوب بودنش که شکی نیست. من که تا حالا بدی ازش ندیدم.» گفت: «درسته اما ندیدن دلیل خوبیش نمی‌شه. شاید تا حالا موقعیتش نرسیده که اون طوری که واقعاً هست خودشو نشون بده. آدما تو شرایط پیچیده دست‌شون رو میشه و اون وقته که واقعیت‌شون ظاهر می‌شه.» گفتم: «چطور؟»

 

 ارسلان گفت: «چطور نداره، مثلاً کافیه برای امتحان ازش بخواهی یه شب تبلتش رو امانت بگیری ببین بهت میده یا نه؟»

 

گفتم: «خب اینکه دلیل بر بد بودنش نمی‌شه، شاید واقعاً براش امکان نداشته باشه و خودش لازم داشته باشه.»

 

 

 گفت: «نه من تو شرایطی بهش گفتم تبلتت رو بده امانت که می‌تونست و نداد. بهش گفتم فقط یک شب پیشم باشه قبول نکرد. فهمیدم خیلی خسیسه. ببین اصلاً می‌دونی چیه؟ رک بگم من تا حالا تو این همه رفیقام هیچکی رو پیدا نکردم که مثه خودت واقعاً مرد باشه و اهل رفاقت. تو تکی مسعود، نظیر نداری. جدی میگم. یه دونه‌ای.»

 

گفتم: «لطف داری ارسلان شرمنده نکن. خوبی از خودته.» تو همین فاصله سر و کله رضا پیدا شد. بعد از سلام و احوال‌پرسی رضا رو کرد به ارسلان و گفت: «معلومه کجایی پسر؟ چرا تلفنت رو جواب نمی‌دی، از صبح هر چه تماس گرفتم و پیام دادم همه‌اش میگه خاموشی!» ارسلان فوراً از جیبش تلفن را درآورد، نگاهی کرد و گفت: «آره راست میگی. باتریش تموم شده. زنگ زدی مگه، کارم داشتی؟»

 

رضا به من گفت: «رفیق ما رو ببین!»

 

بعد رو کرد به ارسلان گفت: «مگه تو دیروز تبلتم رو امانت نمی‌خواستی؟» ارسلان گفت: «چرا ولی تو که ندادی.» ارسلان گفت: «آخه قول تبلتم رو به سهیل داده بودم، اگه بهت می‌گفتم شاید دلخور می‌شدی که چرا به سهیل دادم و به تو نمی‌دم. امروز صبح سهیل تبلتم رو آورد.»

بعد رضا از توی کیف تبلتش را درآورد و به ارسلان داد و گفت: «بیا اینم تبلت. یه وقت پیش خودت نگی من بی‌معرفتما.»

ارسلان فوراً برگشت رو به من و گفت: «مسعود نگفتم حقیقتاً این رضا آدم شریفیه. پسر نازنینیه. واقعاً تو رفیق‌بازی تکه؟ یه دونه است…»

 

نویسنده : حسین کشتکار 

 

سخنی از امام علی علیه السلام
سخنی از امام علی علیه السلام