دغدغه هایی که رهبری دارند اما حزب اللهی ها ندارند

۰   آنچه را که در ادامه می خوانید مجموعه ای از دغدغه هایی که رهبری دارد اما حزب اللهی ها ندارند . در ادامه همراه بنیانا باشید    ۱-بعد از بیست سال از انقلاب فرانسه، برای ناپلئون بناپارت هیچ افتار دیگری از لحاظ آرمان های انقلاب-آن حرف هایی که “ژان ژاک روسو” و “ولتر” و … ادامه خواندن “دغدغه هایی که رهبری دارند اما حزب اللهی ها ندارند”

۰

 

آنچه را که در ادامه می خوانید مجموعه ای از دغدغه هایی که رهبری دارد اما حزب اللهی ها ندارند . در ادامه همراه بنیانا باشید 

 

۱-بعد از بیست سال از انقلاب فرانسه، برای ناپلئون بناپارت هیچ افتار دیگری از لحاظ آرمان های انقلاب-آن حرف هایی که “ژان ژاک روسو” و “ولتر” و دیگران می گفتند- در حکومت فرانسه مطلقا وجود ندارد.

از کتاب”دغدغه های فرهنگی” – مجموعه بیانات رهبر انقلاب-انتشارات صهبا-صفحه ۲۸

 

۲- ماجرای بعد از انقلاب فرانسه واقعا رویدادهای عجیب و داستان های مهمی است. من افسوس می خورم که چرا بعضی از جوانان ما با این ماجراها آشنا نیستند.

از کتاب”دغدغه های فرهنگی” – مجموعه بیانات رهبر انقلاب-انتشارات صهبا-صفحه ۲۹

 

۳-من شنیده ام در قضایای جنگ جهانی دوم در روسیه، شور علی اف-اهنگ معروفی که البته من نه اهنگش را شنیده ام، نه درست می دانم چیست؛ آقایان می دانند- درتهییج مردم برای وارد شدن به میدان جنگ، بیشترین تاثیر را داشت؛ یعنی در خدمت اهداف مردمی قرار گرفت. به طور طبیعی این توقع از از هنرمند هر کشوری وجود دارد.

از کتاب”دغدغه های فرهنگی” – مجموعه بیانات رهبر انقلاب-انتشارات صهبا-صفحه ۴۳

 

۴-کسی که از تئاتر، نقاشی، عکس یا شعر چیزی نمی فهمد، راه های معرفت به رویش بسته است. ملتی که هر کدام از این ها را ندارد ، دریچه ای به روی او بسته است.

از کتاب”دغدغه های فرهنگی” – مجموعه بیانات رهبر انقلاب-انتشارات صهبا-صفحه ۴۹

 

۵- من در مقوله های سینمایی و هنرهای تجسمی و تصویری و امثال اینها ورود ندارم؛ یعنی یک مستمع عامی هستم. اما در مورد شعر و رمان نه، آدم عامی ای نیستم؛ از این آثاری که وجود دارد زیاد خوانده ام.

از کتاب ” من و کتاب” – مجموعه بیانات رهبری-انتشارات سوره – صفحه۲۲

 

۶-خلاصه انگلیسی کتاب های جین اوستین را، از جمله همین کتاب غرور و تعصب را من خواندم. برای کسانی که انگلیسی می آموزند، خلاصه ساده ای درست می کنند.

از کتاب ” من و کتاب” – مجموعه بیانات رهبری-انتشارات سوره – صفحه۳۶

 

۷-دن آرام یکی از بهترین رمان های دنیاست. البته جلد اولش بهتر است؛ جلدهای بعدی اش سطح رمان را متوسط می کند، کما اینکه کتاب بعدی اش، زمین نوآباد هم کتاب خوبی نیست.

از کتاب ” من و کتاب” – مجموعه بیانات رهبری-انتشارات سوره – صفحه۳۶

 

۸- ویکتورهوگو یک حکیم است. ویکتور هوگو یک نویسنده معمولی نیست. واقعاً به همان معنایی که ما مسلمانان «حکیم» را استعمال می‌کنیم و به‌کار می‌بریم ، یک حکیم است و بهترین حرفهایش را در «بینوایان» زده است. «بینوایان» هم یک کتاب حکمت است و به اعتقاد من، همه باید «بینوایان» را بخوانند.

بیانات در دیدار مسئولان برگزار کننده هفته دفاع مقدس در سال ۱۳۷۲

 

۹- من می‌گویم بینوایان یک معجزه است در عالم رمان‌نویسی، در عالم کتاب‌نویسی. واقعاً یک معجزه است.

 

۱۰ – من خاطرم هست که در بخش غربی ارتفاعات البرز، گروهی مشغول راه‌سازی بودند و خاک‌ها را از بالا ریخته بودند و به بخشی از درخت‌های کف دره آسیب زده بود. آقا فرمودند وقتی دیدم خاک، تنه‌ها و شاخه‌های درخت را گرفته است احساس خفگی به من هم دست داد چرا این موجود زنده را زیر خاک دفن می‌کنیم؟ به هر قیمتی باید جلوی این کار گرفته شود. حتی اگر این باغ شخصی است، در حال آسیب زدن به محیط‌زیست عمومی است و شما نباید اجازه بدهید، این اتفاق بیفتد. پس ایشان با این حساسیت موضوعات را دنبال می‌کنند.

 

خاطره آقای قالیباف از رهبر انقلاب /به نقل از سایت رسمی دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای

 

۱۱- قضیّهٔ خاک از قضیّهٔ آب مهم‌تر است؛ ما مشکل آب هم داریم، مشکل بزرگی هم هست، لکن برای تهیّهٔ آب راه‌های فراوانی وجود دارد؛ برای تهیّهٔ خاک حاصلخیز این راه‌ها دیگر وجود ندارد. یعنی بی‌توجّهی به مبانی حفظ محیط زیست، گاهی اوقات یک چنین مشکلاتی را به‌وجود می‌آورد؛ آسیبی که وارد می شود، آسیبی نیست که بشود [جبران کرد].

بیانات رهبری در دیدار فعالین محیط زیست در اسفند ۹۳

 

منبع : سایت افسران 

نظرات امام درباره زنان ؛محترم بودن زن در خانواده [بخش اول]

۰   در تقویم، یک روز برای گرامیداشت مقام مادر و زن تعیین شده است. امام خامنه‌ای همانند امام خمینی(ره)، هر سال در سالروز میلاد حضرت زهرا(س)، پس از تجلیل از آن یکتا بانوی هستی، به تبیین و تجلیل جایگاه «مادر» و «زن» می‌پردازند.   وقتی به سراغ پیام‌ها و کلماتشان می‌رویم، بسیاری از سخنانشان … ادامه خواندن “نظرات امام درباره زنان ؛محترم بودن زن در خانواده [بخش اول]”

۰
نظرات امام درباره زنان ؛محترم بودن زن در خانواده
نظرات امام درباره زنان ؛محترم بودن زن در خانواده

 

در تقویم، یک روز برای گرامیداشت مقام مادر و زن تعیین شده است. امام خامنه‌ای همانند امام خمینی(ره)، هر سال در سالروز میلاد حضرت زهرا(س)، پس از تجلیل از آن یکتا بانوی هستی، به تبیین و تجلیل جایگاه «مادر» و «زن» می‌پردازند.

 

وقتی به سراغ پیام‌ها و کلماتشان می‌رویم، بسیاری از سخنانشان هنوز با گوش‌های زن و مرد ما ناآشناست و گویی تاکنون نشنیده‌ایم و این نشان می‌دهد همت نخبگان، مبلغین و رسانه های ما در تبیین این جایگاه، هنوز از میزان اهتمام و دغدغهٔ این دو بزرگوار در تبیین جایگاه «زن» بسی فروتر است و نتوانسته حق فرمایشات ایشان را ادا کند.

 

امام راحل و مقام معظم رهبری به گونه‌ای جایگاه زن را-به طور عمیق و غیرشعاری-تبیین کرده‌اند، که آخرین نظریه‌های طرفدران به اصطلاح حقوق زن در دنیا نیز بعید است در تجلیل از زن به گرد این دیدگاه‌های مترقی رسیده باشند، اگر ما این فرمایشات را به زبان‌های زندهٔ دنیا ترجمه و معرفی کرده بودیم، زنان عالم را شیفتهٔ نگاه بلند امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای نسبت به جایگاه زن کرده بودیم و از نظر امام خمینی(ره) بزرگترین گام‌ها را برای صدور انقلاب  و زمینه‌سازی ظهور برداشته بودیم.

 

« نظرات امام درباره زنان » یک مجموعهٔ سه قسمتی شامل ناشنیده‌هایی از امام خمینی و امام خامنه‌ای دربارهٔ زن است که برای اولین بار منتشر و به نسل جوان و به ویژه بانوان ایرانی تقدیم می‌کند. در ادامه همراه بنیانا باشید 

 

قسمت اول مجموعه نظرات امام درباره زنان  را در ادامه می‌خوانید:

 

امام خمینی | شغل تربیت فرزند، از همه شغلها بالاتر است/تأثیر «مادر» بیشتر از پدر، معلم و استاد

 

شما خانمها به طوری که حالا خودتان می‌گویید معلم هستید؛ دو شغل شریف دارید. شما خانمها دو تا شغل بسیار شریف دارید. یکی شغل تربیت فرزند، که این از همه شغلها بالاتر است. یک فرزند خوب شما اگر به جامعه تحویل بدهید، برای شما بهتر است از همه عالَم. اگر یک انسان شما تربیت کنید، برای شما به قدری شرافت دارد که من نمی توانم بیان کنم. پس شما یک شغلتان این است که بچه‌های خوب تربیت کنید.

 

دامن مادرها دامنی است که «انسان» از آن باید درست بشود. یعنی اول مرتبه تربیت، تربیت بچه است در دامن مادر؛ و برای اینکه علاقه بچه به مادر بیشتر از همه علایق هست و هیچ علاقه‌ای بالاتر از علاقه مادری و فرزندی نیست. بچه‌ها از مادر بهتر [مسائل] را اخذ می‌کنند. آنقدری که تحت تأثیر مادر هستند، تحت تأثیر پدر نیستند، تحت تأثیر معلم نیستند، تحت تأثیر استاد نیستند.

 

از این جهت بچه هایتان [را] در دامنتان تربیت اسلامی، تربیت انسانی بکنید تا وقتی تحویل می‌دهید شما این بچه را به دبستان، یک بچه صحیح، اخلاق خوب، آداب خوب؛ آنطور تحویل بدهید. (صحیفه امام، ج۸، ص: ۹۰ |در جمع بانوان فرهنگی و معلم| ۲۱ خرداد ۱۳۵۸)

 

امام خمینی | دامن مادر مبدأ خیرات و شرور/ آن چیزی که در بچگی از مادر می‌شنود یا می‌بیند، آن نقش می‌بندد در قلبش؛ و تا آخر! همراهش هست!/ این یک مطلب بسیار بزرگی است که از مادرها می‏آید. و از کس دیگر نمی‏آید/آن‌قدری که بچه از مادر چیز می‌شنود از پدر نمی‌شنود

 

انبیا آمده‌اند که انسان درست کنند، انبیا مأمورند که افراد را- افرادی که بشر هستند و از همین با حیوانات فرق ندارند- آمده‌اند که اینها را انسان کنند؛ تزکیه کنند، مزکّی کنند؛ پاکیزه کنند. شغل انبیا همین است و باید شغل مادرها همین باشد نسبت به بچه هایی که در دامنشان هست. بچه‌ها را از آن اول که در دامنشان هست تزکیه کنند. آنها با اخلاق خوب، با اعمال خوب در آنجا بچه‌ها بهتر تربیت می‌شوند.

 

در دامن مادر، بچه‌ها بهتر تربیت می‌شوند تا در پیش استاد. آن علاقه‌ای که بچه به مادر دارد به هیچ کس ندارد. و آن چیزی که در بچگی از مادر می‌شنود یا می‌بیند، آن نقش می‌بندد در قلبش؛ و تا آخر همراهش هست. مادرها باید توجه به این معنا بکنند که این بچه‌ها را خوب تربیت کنند، مزکّی تربیت کنند؛ یک مدرسه علمی- ایمانی باشد دامنهایشان، و این یک مطلب بسیار بزرگی است که از مادرها می‌آید. و از کس دیگر نمی‌آید.

 

آنقدری که بچه از مادر چیز می شنود از پدر نمی‌شنود. آنقدری که اخلاق مادر تأثیر دارد در بچه کوچولوی نورس و به او منتقل می‌شود از دیگران نمی‌شود، مادرها مبدأ خیراتند و اگر خدای نخواسته مادری باشد که بچه را بد تربیت کند، مبدأ شرورند. (صحیفه امام، ج۹، ص۱۳۶ | ۲۶ تیر ۱۳۵۸)

 

امام خمینی | اگر در دامن مادر، که بالاترین محل تربیت است، بچه خوب از کار درآمد، این تا آخر به همان تربیت بچگی که شده باقی می‌ماند! -مگر یک عوامل بسیار قوی‌ای او را برگرداند/ زیرا علاقه‌ای که بچه به مادر دارد به هیچ کس ندارد و حرف مادر نقش می‌شود در مغزش

 

بچه در محیط خانوادگی، در دامن مادر و در محیط خانه مبدأ تربیت اصلی‌اش است، اگر در محیط خانه و در دامن مادر، که بالاترین محل تربیت است، بچه خوب از کار درآمد، این تا آخر- مگر یک عوامل بسیار قوی‌ای باشد که او را برگرداند- و الّا تا آخر به همان تربیت بچگی و کوچکی که شده است تا آخر به همان تربیت باقی می‌ماند.

 

از این جهت محیط خانوادگی یکی از جاهای بسیار مهم است برای تربیت اولاد. و دامن مادر هم یکی از جاهای بزرگ است برای تربیت. و بچه در دامن مادر و از مادر بیشتر از هرکس، بیشتر از معلم، بیشتر از رفقایی که بعدها پیدا می‌کند، بیشتر از اجتماع، در دامن مادر بیشتر قابل این است که قبول کند چیزها را. علاقه‌ای که اولاد و بچه به مادر دارد به هیچ کس ندارد. و حرف مادر را قبول می‌کند و نقش می‌شود در مغزش حرفهای مادر.  (صحیفه امام، ج۸، ص۳۶۳ | ۱۱ تیر ۱۳۵۸)

 

امام خمینی | تمام آرزوهای بچه خلاصه می‌شود در «مادر»، چون به هیچ‌کس آن علاقه را ندارد/بچه همه چیز را در «مادر» می‌بینید؛ «حرف»، «خُلق» و «عمل» مادر در بچه‌ها اثر دارد/ مسئول افعال و اعمال بچه‌ها هم شما هستید

 

شما خانمها شرف مادری دارید، که در این شرف از مردها جلو هستید؛ و مسئولیت تربیت بچه در دامن خودتان دارید. اول مدرسه‏ای که بچه دارد، دامن مادر است. مادرِ خوب، بچه خوب تربیت می‏کند؛ و خدای نخواسته، اگر مادر منحرف باشد، بچه از همان توی دامن مادر، منحرف بیرون می‏آید. و چون بچه‏ ها آن علاقه ‏ای که به مادر دارند به هیچ کس ندارند، و در دامن مادر که هستند تمام … آرزوهایی که دارند خلاصه می‏شود در مادر و همه چیز را در مادر می‏بینند، حرف مادر، خُلق مادر، عمل مادر، در بچه‏ها اثر دارد.

 

لامحاله یک بچه در دامن مادر- که اول کلاس است- این دامن اگر یک دامن طاهر پاکیزه مهذب باشد، بچه از همین اول که دارد رشد می‏کند، با آن اخلاق صحیح و با آن تهذیب نفس و با آن عمل خوب رشد می‏کند. بچه وقتی در دامن مادرش هست، می‏بیند مادر اخلاق خوش دارد، اعمال صحیح دارد، گفتار خوش دارد، این بچه از همان جا اعمالش و گفتارش به تقلید از مادر- که از همه تقلیدها بالاتر است- و به تزریق مادر- که از همه تزریقها مؤثرتر است- تربیت می‏شود.

شما این مسئولیت بزرگ را دارید که باید بچه‏های خودتان را که نوزاد هستند، و نفوسشان … تربیت را زود قبول می‏کند، خوب و بد را زود قبول می‏کند، شما از اول که این بچه‏ها در دامان شما بزرگ می‏شوند، مسئول افعال و اعمال آنها هم شما هستید.

 

همان طوری که اگر یک بچه خوب تربیت کنید ممکن است که سعادت یک ملت را همان یک بچه تأمین کند، اگر یک بچه بد هم- خدای نخواسته- در دامن شما بزرگ بشود، ممکن است که یک فساد در جامعه پیدا بشود. گمان نکنید که یک بچه است؛ یک بچه گاهی وقتها در جامعه، وقتی که وارد شد، در رأس جامعه واقع می‏شود، و محتمل است که بچه یک فقیر، یکوقت در رأس جامعه واقع بشود.

 

اگر این بچه‏ای که شما تربیت کردید یک تربیت صحیح باشد و آن وقت آن بچه در رأس جامعه واقع بشود، یک ملت را سعادتمند می کند؛ و آن شرفش مال شماست؛ یعنی شما این سعادت را برای یک ملت بیمه کردید. و اگر خدای نخواسته به عکس باشد: یک بچه‏ای در [دامن] مادر تربیتش تربیت اسلامی نباشد، تربیت انسانی نباشد، انحراف داشته باشد، این ممکن است که بعدها یک جامعه را به فساد بکشد.

خیال نکنید یک آدم است. گاهی یک آدم، یک ده را خراب می‏کند؛ گاهی یک آدم یک شهرستان را خراب می‏کند؛ گاهی یک مملکت را خراب می‏کند.  (صحیفه امام، ج۷، ص۲۸۴ | ۲۴ اردیبهشت ۱۳۵۸)

 

امام خمینی | بانوان محترم! مسئولید همه/ مادرها بیشتر مسئول هستند/ شرافت مادری از شرافت پدری بیشتر است/ تأثیر مادر هم در روحیه اطفال از تأثیر پدر بیشتر است

 

یَا أَیُّهَا النبِی حَسبُکَ اللَّهُ و مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ المُؤمِنیِنَ(انفال/۶۴). چه خطاب افتخارآمیزی است برای مؤمنین! چه خطاب مسئولیت آوری است برای مؤمنین! افتخارآمیز برای اینکه با اینکه خدا کافی است لکن همچو تشریفی را به مؤمنین- که مؤمنات هم داخل هستند- مرحمت فرموده است که خدا و مؤمنین، کسانی که از تو تبعیت کردند، از تو کفایت می‏کنند.

 

چقدر افتخارآمیز است برای ما، برای مؤمنین برای شما مخدرات، برای شما مؤمنات، که شما [را] در ردیف خدای تبارک و تعالی قرار داده است، و چقدر مسئولیت آور است این خطاب…خدای تبارک و تعالی در این آیه به ما فرموده‏اند که اهداف اسلام و خود نبی اکرم و هرچه مربوط به نبی اکرم است، شماها باید کفایت کنید.

ما مأموریم، مأموریم که حفاظت کنیم از دین خدا، حفاظت کنیم از اهداف الهی…. خداوند به ما این مرحمت را فرموده است که «شما» با «خدا» حفاظت کنید از اسلام و از دین اسلام؛ حَسبُکَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَک مِنَ المُؤمِنینَ…

 

بانوان محترم! مسئولید همه؛ مسئولیم همه. شما مسئول تربیت اولاد هستید؛ شما مسئولید که در دامنهای خودتان اولاد متقی بار بیاورید، تربیت کنید، به جامعه تحویل بدهید. همه مسئول هستیم که اولاد را تربیت کنیم؛ لکن در دامن شما بهتر تربیت می شوند. دامن مادر بهترین مکتبی است از برای اولاد.

 

مسئولیت دارید نسبت به فرزندان خود، مسئولیت دارید نسبت به کشور خودتان. و شما می‏توانید بچه هایی تربیت کنید که یک کشور را آباد کنند. شما می‏توانید بچه هایی را تربیت کنید که حفاظت از انبیا بکنند؛ حفاظت از آمال انبیا بکنند…آنها را تربیت کنید… توجه به سرنوشت اینها بر عهده پدران است و بر عهده مادرها.

مادرها بیشتر مسئول هستند؛ و مادرها اشرف هستند. شرافت مادری از شرافت پدری بیشتر است. تأثیر مادر هم در روحیه اطفال از تأثیر پدر بیشتر است.  (صحیفه امام، ج۷، ص۵۰۳ | صبح ۵ خرداد ۱۳۵۸)

 

امام خامنه‌ای | همه تحت تأثیر مادران هستند/ آنکه بهشتی می‌شود، پایهٔ بهشتی شدنش از مادر است؛ الجنة تحت اقدام الأمهات

 

مادر است که فرهنگ و معرفت و تمدن و ویژگی‌های اخلاقیِ یک قوم و جامعه را با جسم خود، با روح خود، با خُلق خود و با رفتارِ خود، دانسته و ندانسته به فرزند منتقل می‌کند. همه تحت تأثیر مادران هستند. آنکه بهشتی می‌شود، پایهٔ بهشتی شدنش از مادر است؛ که «الجنة تحت اقدام الأمهات». (بیانات در سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س)؛ ۵/ ۵/۱۳۸۴)

 

امام خامنه‌ای | باید کاری بکنیم که بچّه‌ها دست مادر را حتماً ببوسند؛ اسلام دنبال این است/در صورت محترم بودن زن در محیط خانواده، بخش مهمّی از مشکلات جامعه حل خواهد شد

 

زن اگر چنانچه در محیط خانواده، محترم و مکرّم شمرده بشود، بخش مهمّی از مشکلات جامعه حل خواهد شد. باید کاری بکنیم که بچّه‌ها دست مادر را حتماً ببوسند؛ اسلام دنبال این است…هیچ منافاتی ندارد این تکریمِ نسبت به مادر، با آن حالت عاطفی و خودمانی‌گریای که بین فرزند و مادر وجود دارد. (بیانات در دیدار جمعی از بانوان فرهیختهٔ حوزوی و دانشگاهی؛ ۱۳۹۲/۰۲/۲۱)

 

 

 

 

امام خمینی | مربی انسان‌ها زن است/زن مبدأ همه خیرات است/ ما نهضت خودمان را مرهون زنها می‌دانیم. مردها به تَبَع زنها در خیابان‌ها می‌ریختند/ زنها مردان را تشویق می‌کردند

 

مربی انسان‌ها زن است. سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است. زن با تربیت صحیح خودش انسان درست می‌کند؛ و با تربیت صحیح خودش کشور را آباد می‌کند. مبدأ همه سعادت‌ها از دامن زن بلند می‌شود. زن مبدأ همه سعادت‌ها باید باشد. و مع الأسف زن را به صورت یک لعبه در آوردند این پدر و پسر؛ و خصوصاً این پسر. آنقدر جنایات که به زن کردند به مردان نکردند. زن مبدأ همه خیرات است.

 

شما دیدید، ما دیدیم، که زن در این نهضت چه کرد… ما نهضت خودمان را مرهون زنها می‌دانیم. مردها به تَبَع زنها در خیابانها می‌ریختند. تشویق می‌کردند زنها مردان را. خودشان در صفهای جلو بودند. زن یک همچو موجودی است که می‌تواند یک قدرت شیطانی را بشکند… (صحیفه امام، ج۷، ص: ۳۳۸، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۵۸ ، پیام رادیو تلویزیونی به ملت ایران دربارهٔ مقام و منزلت حقیقی زن)

 

امام خمینی | در نهضت ما زن‌ها پیش‌قدم بودند/ارزش فعالیت زن‌ها بیشتر از مردها/ وقتی خواهرها مشت گره کردند و ..، اینها قدرت مردها را دوچندان کرد

 

در نهضتی که ملت ما کردند، همه‌تان ملاحظه کردید که زنها پیشقدم بودند. بلکه فعالیت زنها در این باب ارزشش بیشتر از فعالیت مردها بود؛ برای اینکه همین خواهرها که ریختند در خیابانها و در مقابل توپ و تانک تظاهر کردند و مشت گره کردند، اینها مردها را، قدرتشان را دوچندان کرد. وقتی مردها ببینند که خانمها آمدند در مقابل توپ و تانک، آنها بیشتر اقدام می‌کنند. و ما دیدیم که این خواهرها در این نهضت یک سهم بسیار بزرگ داشتند.

(صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۸۳ | ۸ مهر ۱۳۵۸)

 

امام خمینی | این خانمها بودند که وقتی به خیابانها ریختند و فریاد زدند، مردها را تشجیع کردند و قدرتهای آنها را چند مقابل کردند/ شما علاوه بر اینکه خودتان را قدرتمند کردید، دیگران را هم قدرتمند کردید

 

الآن این نهضتی که شما در پیش دارید، و باید تشکر کنیم از خانمها که در این نهضت یک قدم راسخی داشتند، و یک کمک بزرگی به ملت کردند. این خانمها بودند که وقتی که به خیابانها و کوچه‌ها ریختند و فریاد زدند، تشییع کردند، تشجیع کردند مردها را و قدرتهای آنها را چند مقابل کردند. و لهذا شما علاوه بر اینکه خودتان را قدرتمند کردید، دیگران را هم قدرتمند کردید. (صحیفه امام، ج۱۰، ص۲۴۴ | ۱۷ مهر ۱۳۵۸)

 

امام خمینی | ابرجنایتکاران فهمیدند زنان هستند که می‌توانند با قیام خود، مردان را به میدان بکشند

 

بدون شک آنچه در این پنجاه سال روزگار سیاه ایران به دست این رژیم سیه روی به ملت عزیز ایران بویژه بانوان مظلوم آن گذشت باطرح و نقشه از پیش حسابشده ابرجنایتکاران جهان بوده. ابرجنایتکاران دریافتند که تنها «قشر مذهبی» است که می‌تواند خار راهی در راه استعمار و استثمار آنان باشد.

 

و دیدند که حکم نیم سطری یک مرجع مذهبی مورد علاقه مردم دارای چنان قدرتی است که دولت انگلستان و دربار قدرتمند قاجار را به زانو در آورد؛ و نیز دریافتند که زنان در آن نهضت نقش اساسی را داشتند. و متوجه شدند که در مشروطه و پس از آن نیز زنان بویژه قشر متوسط محروم آنان هستند که می‌توانند با قیام خود، مردان را به میدان بکشند. و احساس کردند که تا این عوامل به قوت خود باقی هستند نقشه‌های آنان نقش بر آب است.

(صحیفه امام، ج۱۶، ص: ۱۹۲ | ۲۵ فروردین ۱۳۶۱)

 

امام خمینی | زنها هستند که ملت‌ها را تقویت و شجاع می‌کنند/ عنایت اسلام به بانوان بیش از مردان است

 

عنایتی که اسلام به بانوان دارد بیشتر از عنایتی است که بر مردان دارد. مردان بر ملتها حق دارند و زنها حق بیشتر دارند. زنها مردان شجاع را در دامن خود بزرگ می‌کنند. قرآن کریم انسان ساز است، و زنها نیز انسان ساز. وظیفه زنها انسان‌سازی است. اگر زنهای انسان‌ساز از ملتها گرفته بشود، ملتها شکست خواهند خورد، منحط خواهند شد. زنها هستند که ملتها را تقویت می‌کنند، شجاع می‌کنند … مقام زن مقام والاست؛ عالیرتبه هستند. بانوان در اسلام بلندپایه هستند. (صحیفه امام، ج۶، ص۲۹۹ | ۱۳ اسفند ۱۳۵۷)

 

امام خمینی | شما خواهران اسباب این شدید که برادرها هم جرأت پیدا بکنند

 

شما خواهران- بحمداللَّه- در این راه- در راه نهضت- سهم بسزایی دارید. شما اسباب این شدید که برادرها هم جرأت پیدا بکنند. (صحیفه امام، ج۸، ص: ۱۱۷ | ۲۳ خرداد ۱۳۵۸)

 

امام خمینی | بعضی از جوانها به من می‌گفتند که عکس العملِ این مادرهای جوان مرده ما را گرم نگه داشته و به ما شجاعت می‌دهند/ اینها هستند که ما را تشویق می‌کنند

 

مادرهای امروز نمونه است، خدا می‌داند. یعنی در طول تاریخ مثل این مادرها ما نداشتیم الّاکم، که فرزندانش کشته بشود و بعد بیاید بگوید که نه، من افتخار دارم. بعضی از جوانها به من می‌گفتند که این مادرها ما را گرم نگه داشته‌اند؛ این عکس العملِ این مادرهای جوان مرده، ما را زنده نگه داشته و گرم نگه داشته برای اینکه اینها هستند که به ما شجاعت می‌دهند، اینها هستند که ما را تشویق می‌کنند. (صحیفه امام، ج۴، ص۲۶۹ | ۱۱ آبان ۱۳۵۷)

 

امام خامنه‌ای | زنان نیمی از جمعیت کشورند؛ اما تأثیرشان در سرنوشت این کشور ، بیش از تأثیر نیمی از کل جمعیت است/ زن تنها خود به راهی نمی‌رود، مردها را در آن راه می‌برد

 

تنها مطلب این نیست که زنان نیمی از جمعیت کشورند؛ نباید به این قضیه به چشم کمّیت نگاه کرد. بله، زنان نیمی از جمعیت کشورند؛ اما تأثیر زن ـ تأثیر این نیم جمعیت ـ در سرنوشت این کشور، آن وقتی که بخواهند در سرنوشت دخالت کنند، بیش از تأثیر نیمی از کل جمعیت در سرنوشت است.

 

یک وقت است که ما مجموعه‌ای از انسان‌ها را در نظر می‌گیریم، نیمی از آن‌ها نقشی به قدر پنجاه درصد دارند، مسألة زن در جامعه این‌گونه نیست؛ بالاتر از این‌هاست.اگر زنان در یک جامعه، به فکری مؤمن بشوند و در راهی قدم بگذارند و علی‌رغم موانع آن راه را ادامه بدهند، تأثیر آن‌ها بر روی فرزندان، همسران، حتّی برادران و پدرانشان، یک تأثیر تعیین کننده و سازنده است.

 

آن که جوانان را تربیت می‌کند و در راه‌های گوناگون قرار می‌دهد ـ در درجة اول ـ مادر است. البته عوامل دیگر نقش دارند، نقش‌های زیادی هم دارند؛ اما نقش مادر از آن نقش‌ها کم‌تر نیست و در مواردی بیش‌تر است. زن تنها خود به راهی نمی‌رود، مردها را در آن راه می‌برد. اهمیت تفکر زنان در یک جامعه، در این است! (بیانات امام خامنه‌ای در دیدار بانوان هرمزگان، ۲۹/۱۱/۷۶ – نقش و رسالت زن، ج۵، ص۴۳، انتشارات انقلاب اسلامی)

 

امام خامنه‌ای | غالباً مادران شهدا را قوی‌تر از پدران شهدا دیده‌ام

 

من هرجا که با مادران شهدا مواجه شده‌ام، آن‌ها را حتّی از پدران شهدا هم قوی‌تر دیده‌ام. (بیانات در دیدار با خانواده‌های سرداران شهید استان تهران | ۱۷/ ۰۲/ ۱۳۷۶)

 

پایان بخش اول

منبع : بیان معنوی

پیام تشکر امام خامنه ای از کاروان ورزشی ایران در المپیک ۲۰۱۶ ریو

۰ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی از قهرمانان مدال‌آور و همهٔ ورزشکاران و مربیان پرتلاش کاروان ورزشی جمهوری اسلامی ایران در رقابت‌های المپیک ۲۰۱۶ ریو تشکر و قدردانی کردند.   متن پیام تشکر امام خامنه ای از کاروان ورزشی  به این شرح است: بسمه‌تعالی به کاروان ورزشی بازگشته از المپیک: قهرمانانی که با مدال‌آوری دل … ادامه خواندن “پیام تشکر امام خامنه ای از کاروان ورزشی ایران در المپیک ۲۰۱۶ ریو”

۰
پیام تشکر امام خامنه ای از کاروان ورزشی
پیام تشکر امام خامنه ای از کاروان ورزشی

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی از قهرمانان مدال‌آور و همهٔ ورزشکاران و مربیان پرتلاش کاروان ورزشی جمهوری اسلامی ایران در رقابت‌های المپیک ۲۰۱۶ ریو تشکر و قدردانی کردند.

 

متن پیام تشکر امام خامنه ای از کاروان ورزشی  به این شرح است:

بسمه‌تعالی

به کاروان ورزشی بازگشته از المپیک: قهرمانانی که با مدال‌آوری دل ملت را شاد کردند؛ به پهلوانانی که از حق خود بر اثر ناداوریها محروم شدند؛ به ورزشکارانی که عدم موفقیت آنان از ارزش تلاش و کوشش آنها نمی‌کاهد؛ به بانوان ورزشکاری که نشانهٔ افتخارآمیز پوشش زن ایرانی را به رخ همگان کشیدند، به بانوی شجاعی که با حجاب کامل در پیشانی کاروان درخشید، و به مربیان و پیش‌کسوتان ورزش کشور، خوشامد میگویم و از همهٔ شما سپاسگزاری میکنم. قدر شما را میدانیم.

سیّد علی خامنه‌ای

۲ شهریور ماه ۱۳۹۵

 

 

کاروان ورزشی جمهوری اسلامی ایران با کسب ۳ مدال طلا، ۱ نقره، ۴ برنز و با مجموع ۸ مدال، در رتبهٔ بیست‌وپنجم کشورهای شرکت‌کننده در المپیک ۲۰۱۶ ریو قرار گرفت. 

 

منبع : farsi.khamenei.ir

نماهنگ سخنان حضرت آقا درباره خانم های بدحجاب

۰   ‌لطفاً مطالعه کنید???ا . . زن جوان: آقا میشه یه سی دی بزارید،این رادیو اعصابمون رو خرد کرد.خسته شدیم از این همه گشت ارشاد؛همش تقصیره حکومته؛انگار برده گرفتن… راننده با کمی مکث گفت:اخبار دیگه! باید بدونیم چه خبره.. □زن جوان:ای بابا..فکر می کنید چه خبره؟…میخوان بگن ما جهنمی هستیم و خودشون بهشتی. راننده: … ادامه خواندن “نماهنگ سخنان حضرت آقا درباره خانم های بدحجاب”

۰
عکس از غرفه جنبش من حجاب را دوست دارم در نمایشگاه قرآن تهران94 ؛؛ سخنان حضرت آقا درباره خانم های بدحجاب
عکس از غرفه جنبش من حجاب را دوست دارم در نمایشگاه قرآن تهران۹۴ ؛؛ سخنان حضرت آقا درباره خانم های بدحجاب

 

‌لطفاً مطالعه کنید???ا
.
.
زن جوان: آقا میشه یه سی دی بزارید،این رادیو اعصابمون رو خرد کرد.خسته شدیم از این همه گشت ارشاد؛همش تقصیره حکومته؛انگار برده گرفتن…
راننده با کمی مکث گفت:اخبار دیگه! باید بدونیم چه خبره..
□زن جوان:ای بابا..فکر می کنید چه خبره؟…میخوان بگن ما جهنمی هستیم و خودشون بهشتی.
راننده: کیا این حرف رو میگن؟
□زن جوان: همین حکومت دیگه…
راننده:دخترم،فکر کنم برداشتت از حکومت اشتباهه.اگه منظورت از حکومت رهبره،که اشتباه میکنی.
ایشون اصلا این دیدگاه رو نداره.
□زن جوان: آقا بزار هیچی نگم؛همه این گشت ارشاد ها به دستور رهبره دیگه.
راننده: دیدی گفتم اشتباه می کنید.
اصلا می دونید نظر #رهبری راجع به خانم های #بدحجاب چیه؟
□زن جوان: آره میدونم.میخواد بگه همشون تو#جهنم هستند و تهاجم فرهنگی و…

.
راننده از داشبورد ماشینش سی دی رو داخل ضبط گذاشت و گفت: خوب گوش بدید لطفاً
ضبط ماشین صدای رهبر#انقلاب است که می گوید:
«خانمهائى بودند که در عرف معمولى به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ #اشک هم از چشمش دارد میریزد.
حالا چه کار کنیم؟ردش کنید؟مصلحت است؟ حق است؟
نه، دل، متعلق به این جبهه است؛
جان، دلباخته‌ى به این اهداف و آرمانهاست.
او یک نقصى دارد.مگر من نقص ندارم؟
نقص او ظاهر است،نقصهاى این حقیر باطن است؛نمى‌بینند.
«گفتا شیخا هر آنچه گوئى هستم/آیا تو چنان که مینمائى هستى؟»
ما هم یک نقص داریم،او هم یک نقص دارد.با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید.البته انسان نهى از منکر هم میکند؛نهى از منکر با #زبان_خوش، نه با ایجاد #نفرت.»
راننده سی دی را در آورد و گفت: دیدی خانم.
#رهبرانقلاب این حرف رو در دیدار با هزاران نفر از روحانیون تو خراسان شمالی میگه.دیگه از این واضح تر چی میخواید؟
□زن جوان با تعجبی گفت: جالبه!
پس چرا تلویزیون پخش نمی‌کنه.میدونید چیه، واقعیتش من خودم رهبر رو دوستشون دارم ولی خوب هر کسی یه چیزی میگه دیگه؛ از طرفی هم این گشت ارشادی ها طور دیگه برخورد میکنن.
البته قبول دارم بعضی از خانم ها انگار اومدن سالن عروسی،نباید اینطوری بشه.

.
راننده: نباید به حرف های بی سند توجهی کرد.این همه تو #ماهواره و #اینترنت و…هزینه داره میشه تا علیه جمهوری اسلامی تبلیغ کننن،برای اینکه این نظام رو بزنن.
پرچمدار این نظام هم رهبره.خب خیلی ها نمیخوان این صحبت های رهبر به گوش مردم برسه،چون به ضررشونه.بعدشم اگه مسئولین به حرف رهبری گوش می کردن که این مشکلات نبود.
تازه بعید میدونم صحبت های و توصیه های آقا رو راجع به موسیقی، هنر،ادبیات، سینما، فلسفه و سبک زندگی،زنان وکودکان و حتی سیاسی شنیده باشی..

.

.

.

,

ویدیو : «روی خوش» – سخنان حضرت آقا درباره خانم های بدحجاب 

[box type=”download” align=”” class=”” width=””]

تماشا ویدیو در روشنگری 

دانلود کلیپ روی خوش ؛کیفیت عالی حجم۹۵مگابایت | لینک سرور ایران | لینک سرور آلمان

دانلود کلیپ روی خوش ؛کیفیت موبایل حجم۱۱مگابایت | لینک سرور ایران | لینک سرور آلمان

این نماهنگ توسط موسسه مصاف تولید شده است

[/box]

رونمایی از تصاویر ماندگار حضور رهبر انقلاب در صنعت دفاعی

۰ مراسم افتتاحیه نمایشگاه موزه تبیین و ارائه اقدامات دولت در دوران دفاع مقدس ‌در محل نمایشگاه بین‌المللی تهران پیش از ظهر امروز با حضور حمید چیت‌چیان وزیر نیرو، امیر سرتیپ دکتر نصرالله عزتی معاون هماهنگ کننده وزارت دفاع، مرتضی بانک معاون کل سرپرست نهاد ریاست جمهوری، سردار قربانی رئیس سازمان موزه انقلاب اسلامی و … ادامه خواندن “رونمایی از تصاویر ماندگار حضور رهبر انقلاب در صنعت دفاعی”

۰

مراسم افتتاحیه نمایشگاه موزه تبیین و ارائه اقدامات دولت در دوران دفاع مقدس ‌در محل نمایشگاه بین‌المللی تهران پیش از ظهر امروز با حضور حمید چیت‌چیان وزیر نیرو، امیر سرتیپ دکتر نصرالله عزتی معاون هماهنگ کننده وزارت دفاع، مرتضی بانک معاون کل سرپرست نهاد ریاست جمهوری، سردار قربانی رئیس سازمان موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، امیر شیخ‌حسنی جانشین معاونت امور بسیج و فرهنگ دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح و جمعی از مسئولان لشکری و کشوری افتتاح شد.

‌وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح نیز با حضور در این نمایشگاه برخی از اسناد و تجهیزات صنعت دفاعی‌ دوران پرشکوه دفاع مقدس را در غرفه اختصاصی خود برای نخستین بار به نمایش گذاشته است.

در این نمایشگاه تصاویر زیبا و ماندگاری از ‌بازدید ‌فرمانده معظم کل قوا از برخی صنایع وزارت دفاع و سپاه ‌در دوران ریاست جمهوری و مسئولیت نمایندگی حضرت امام خمینی(ره) در شورای عالی دفاع‌برای نخستین بار به نمایش گذاشته شده است.‌

‌مرتضی بانک معاون کل سرپرست نهاد ریاست جمهوری، سردار قربانی رئیس سازمان موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و جمعی از مسئولان لشکری و کشوری پس از افتتاح این نمایشگاه، از غرفه وزارت دفاع بازدید کردند و مدیر غرفه وزارت دفاع توضیحات لازم را ارائه کرد.

مرتضی بانک در این بازدید‌ و در غرفه وزارت دفاع در جمع خبرنگاران با برشمردن اهمیت زنده نگه داشتن یاد و خاطره دوران دفاع مقدس گفت: مجموعه دولت برآن است تا با برپایی این نمایشگاه مقدمات حضور جدی و پرمحتوای عملکرد دولت در دفاع مقدس را در موزه تخصصی دفاع مقدس که به همت ستاد کل نیروهای مسلح در جوار مرقد مطهر حضرت امام(ره) در حال تاسیس است فراهم کند‌ و امیدواریم این موزه تخصصی حداکثر تا سه سال آیند به بهره‌برداری برسد.‌

‌سردار مرتضی قربانی رئیس سازمان موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نیز در حاشیه بازدید از غرفه وزارت دفاع در جمع خبرنگاران گفت:‌ موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس موزه‌ای فراملی و متعلق به ملت بزرگ ایران اسلامی است‌‌ و قرار شده تمامی اسناد دولت در زمینه دفاع مقدس در اختیار نمایشگاه قرار گیرد.

 

 

04

تصاویر منزل امام خامنه ای در دوران تبعید

۰ عکس: منزل رهبر انقلاب در دوران تبعید این بنا در سال ۱۳۷۰ توسط آقای پرویز فاضلی مالک بنا به عنوان یادبودی از دوران تبعید حضرت آیت الله خامنه ای به سازمان میراث فرهنگی اهدا گردید. این ساختمان در سال ۱۳۵۶ به مدت یک سال میزبان معظم له بوده و هم اکنون بعنوان موزه قرآن … ادامه خواندن “تصاویر منزل امام خامنه ای در دوران تبعید”

۰

عکس: منزل رهبر انقلاب در دوران تبعید
این بنا در سال ۱۳۷۰ توسط آقای پرویز فاضلی مالک بنا به عنوان یادبودی از دوران تبعید حضرت آیت الله خامنه ای به سازمان میراث فرهنگی اهدا گردید. این ساختمان در سال ۱۳۵۶ به مدت یک سال میزبان معظم له بوده و هم اکنون بعنوان موزه قرآن و عترت یادآور حضور ایشان میباشد. این بنا دارای ۴۳۱ متر وسعت است که با عمده مصالح بومی خشت و گل با معماری سنتی در خیابان ولایت ساخته شده است.

 
بنا دارای ۴ اتاق بوده که هر اتاق به وسیله دربی چوبی به حیاط راه دارد. حیاط مزبور دارای ۴باغچه و یک مطبخ در ظلع جنوبی است. براساس خاطرات آقای فاضلی نحوه استفاده رهبر از اتاق ها به این شکل بوده است که اتاق اول کتابخانه و اتاق دوم محل اقامت حاج آقا راشد یزدی در مقطعی از آن دوره و اتاق سوم محل اقامت مقام معظم رهبری بوده است. لوازم زندگی ایشان در دوران تبعید به شدت ساده و فقط برای رفع نیازهای ضروری ایشان بوده است به طوری که از یک پتوی سربازی بعنوان زیرانداز یک چهارپایه و چفیه برای مطالعه و قرائت قرآن و از عبا و عمامه و لوازم ابتدایی آشپزخانه استفاده شده است.

 
اتاق چهارم نیز بعنوان آشپزخانه استفاده شده است. همزمان با سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی موزه قرآن و عترت دراین مکان افتتاح گردید که شامل مجموعه اتاقهایی جهت بازگو کردن خاطرات دوران تبعید رهبر و نمایش نسخ خطی از قرآن کریم، تفاسیر، کتابهای دعا و اسناد و نامه های مربوط به انقلاب و… میباشد.

 

برای تماشای نسخه بزرگ تصاویر رو آن‌ها کلیک کنید

IMG_1108
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نگاه انقلاب اسلامی به مسئله زن ؛در اجتماع صد هزار نفری بانوان

۰ «ما در مسئله‌ی زن، از غرب طلبگاریم؛ ما مدعی غربیم؛ آنها هستند که دارند به زن ظلم میکنند، زن را تحقیر میکنند، جایگاه زن را پائین میآورند؛ به اسم آزادی، به اسم اشتغال، به اسم مسئولیت دادن، آنها را مورد فشارهای روحی، روانی، عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار میدهند؛ آنها باید جواب … ادامه خواندن “نگاه انقلاب اسلامی به مسئله زن ؛در اجتماع صد هزار نفری بانوان”

۰

«ما در مسئله‌ی زن، از غرب طلبگاریم؛ ما مدعی غربیم؛ آنها هستند که دارند به زن ظلم میکنند، زن را تحقیر میکنند، جایگاه زن را پائین میآورند؛ به اسم آزادی، به اسم اشتغال، به اسم مسئولیت دادن، آنها را مورد فشارهای روحی، روانی، عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار میدهند؛ آنها باید جواب بدهند.»

 

این سخنی است که تاکنون بارها از رهبر انقلاب اسلامی در رابطه با موضوع حقوق زنان شنیده شده است. از نظر ایشان این موضوع مانند بسیاری موضوعات دیگر همچون حقوق بشر، دموکراسی و آزادی، در زمره‌ی«مفاهیم شریف» است که مورد سوء استفاده سردمداران تمدن غرب قرار گرفته و با آنها برخوردی کاملاً دوگانه صورت می‌گیرد. از سوی دیگر نگاه جمهوری اسلامی به موضوع زن و الگویی که از زن مسلمان ایرانی ارائه می‌کند را باید در زمره سخنان نو جمهوری اسلامی دانست که به بشر سرخورده از فضای گفتمانی تمدن غرب ارائه می‌شود.

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR پیشخوان زیر را برای مطالعه‌ی بیشتر درباره‌ی « نگاه انقلاب اسلامی به مسئله زن » پیشنهاد می‌کند:


برای دریافت جزوه بیانات در قالب پی.دی. اف اینجا را کلیک کنید.


 

 

نگاه انقلاب اسلامی به مسئله زن
نگاه انقلاب اسلامی به مسئله زن

 

بیانات امام خامنه ای در دیدار جمعی از زنان

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
 
الحمدللَّه ربّ العالمین. والصّلاة والسّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین. الهداة المهدیّین.
 
ولادت باسعادت کوثر نور و معرفت، حضرت صدّیقه طاهره مرضیّه مطهّره، فاطمه زهرا سلام‌اللَّه علیها را به همه شما حضّار گرامی و به همه مردم مسلمان، بخصوص بانوان کشور اسلامی تبریک عرض میکنم. این ولادت بزرگ، یکی از بزرگترین عیدهای اسلامی است؛ چون فاطمه زهرا سلام‌اللَّه علیها یک شخصیت برجسته و بزرگ و طراز اوّل اسلامی است؛ در حقیقت یک شخصیت طراز اوّل در طول تاریخ بشر است.

همچنان که از قول نبىّ‌اکرم علیه‌وعلیآله‌الصّلاةوالسّلام گفته شده است که به فاطمه زهرا فرمودند: «اما ترضی عن تکونی سیّدة نساء العالمین» (۱)؛ تو سیّده و بانوی همه زنان جهان در طول تاریخ هستی. خودِ فاطمه زهرا سلام‌اللَّه علیها سؤال میکند: «فکیف مریم»؛ چگونه مریم سیّده نساء است، که در قرآن هم تصریح شده است؟ حضرت میفرمایند مریم سیّده زنان زمان خود بود و تو سیّده زنان همه تاریخ هستی.

[one_half]

اگر شخصیت فاطمه زهرا سلام‌اللَّه علیها برای ذهنهای ساده و چشمهای نزدیکبین ما آشکار میشد، ما هم تصدیق میکردیم که فاطمه زهرا سلام‌اللَّه‌علیها سرور همه زنان عالم است؛ بانویی که در سنین کم و در عمر کوتاه، به مقامات معنوی و علمی و معرفتی و به مرتبه‌ای برسد که برابر مرتبه انبیا و اولیاست. در واقع فاطمه زهرا فجر درخشانی است که از گریبان او، خورشید امامت و ولایت و نبوّت درخشیده است؛ آسمان بلند و رفیعی است که در آغوش آن، ستاره‌های فروزان ولایت قرار گرفته است. همه ائمّه علیهم‌السّلام برای مادر بزرگوار خود تکریم و تجلیلی قائل بودند که برای کمتر کسی این همه احترام و تجلیل را از آن بزرگواران میشود دید.[/one_half][one_half_last]

بنابراین، این یک عید اسلامی و یک عید بشری است و بخصوص برای مردم ما نکته اساسیتری دارد و آن این‌که زنان کشور ما، با آشنایی با زندگی فاطمه زهرا سلام‌اللَّه علیها و معرفت و مبارزات و سخنان حکمت‌آمیز آن بزرگوار، راهی را در مقابل خود ترسیم کرده‌اند، از آن راه حرکت کرده‌اند و بیشتر هم بایستی پیش بروند. لذا من امروز صحبتی که در این مجمع عظیم شما بانوان گرامی میخواهم عرض کنم، درباره مسائل بانوان و مسأله زن در کشور ما و در زمان ما و در منطق اسلام است.[/one_half_last]
 
 
 
البته از بعد از پیروزی انقلاب، درباره مسأله زن و تلاش برای دفاع از حقوق زنان، فعّالیتهای زیادی شده است. در حقیقت باید گفت که بعد از انقلاب، از زن ایرانی تجلیل شده است.

پیشقراول این تجلیل هم امام بزرگوار بود که با همه وجود برای زن ایرانىِ مسلمان ارزش و احترام قائل بود. همین بینش بود که موجب شد زنان کشور در انقلاب اسلامی سهم بزرگی را ایفا کردند؛ به طوری که اگر حضور زنان در نهضت انقلابی ملت ایران نمیبود، به احتمال زیاد این انقلاب به این شکل پیروز نمیشد؛ یا اصلاً پیروز نمیشد، یا مشکلات بزرگی در سر راه آن پدید میآمد.

 

بنابراین، حضور زنان مشکل‌گشا بود. در جنگ هم همین طور بود، در مسائل دیگر از اوّل انقلاب تا به‌حال هم همین‌گونه بوده است. بنابراین، تلاش زیادی شده است؛ لیکن در عین حال درباره مسأله‌ی زن، حقوق زن، رفع ستم از زنان و فراهم کردن زمینه‌های مناسب برای زنان کشورمان، لازم است کار فرهنگی بزرگی انجام گیرد. من امروز با این نیّت این بحث را میکنم که به ایجاد این فضای فرهنگی کمک شود.
 

[one_half]

اگر فضای فرهنگی جامعه در زمینه مسائل زن، شفّاف شود و احکام اسلامی و نظرات قرآنی در این زمینه روشن گردد، راه هموار خواهد شد، برای این که بانوان کشور ما بتوانند به آن نقطه‌ای که برای یک زن، آرمانی و غایت مطلوب است، برسند. اگر چه بحث است، سخن است، گفتن است، اما در واقع عمل است؛ زیرا این گفتن، فضای فرهنگی جامعه را شفّاف خواهد کرد و ذهنها را روشن خواهد نمود.[/one_half][one_half_last]

در این سالهای اخیر، در فضای فکری و فرهنگی کشور و در زمینه مسائل زنان، تلاش قابل تقدیری را مشاهده میکنیم؛ اما یک سؤال اساسی وجود دارد: ما که برای حقوق زنان یا برای فراهم کردن زمینه‌های تکامل و رفع ستم از زنان و درباره آنان صحبت میکنیم، هدفمان چیست؟ هدف از این تلاشها، از این نوشتنها و گفتنها و فعّالیتهای قانونی چیست؟ این یک سؤال است که حتماً باید به آن جواب داده شود.[/one_half_last]
 
 
سؤال دوم این است: برای این که در جامعه، زن به جایگاه حقیقی خود نائل شود، ما چه شعارهایی را میخواهیم مطرح کنیم و از چه وسایلی میخواهیم استفاده کنیم؟ چون امروز در کشورهای غربی و همچنین در کشورهایی که با فرهنگ غربی و در حال و هوای کشورهای غربی حرکت و زندگی میکنند، چیزی به نام نهضت حقوق زنان وجود دارد؛

آن جا هم زن‌گرایی، نهضت به اصطلاح فمینیسم و زن‌گرایی با نیّت و هدف دفاع از حقوق زنان امروز مطرح است. آیا آنچه ما امروز در ایران اسلامی مشاهده میکنیم، همان است؟ این شبیه آن است، یا با آن متفاوت است؟ باید سؤال جدّیای نسبت به این مسأله بشود و پاسخی جدّی نیز به آن داده شود. من امروز در این زمینه قدری صحبت میکنم و آنچه را که نظر اسلام در این باره است، به صورت خلاصه و مختصر عرض خواهم کرد.
 
برای تلاش فرهنگی و حقوقی در راه رسیدن زن به نقطه مطلوب، از لحاظ اجتماعی و از لحاظ فردی دو گونه هدف میشود تصویر کرد:
 [one_half]

یک هدف این است که ما برای رسیدن زن به کمال وجودی خود تلاش کنیم، به مبارزه بپردازیم و بنویسیم و بگوییم. یعنی زن در جامعه، اوّلاً به حقّ انسانی و حقیقی خود برسد؛ ثانیاً استعدادهای او شکوفا شود و رشد حقیقی و انسانی پیدا کند و در نهایت به تکامل انسانی نائل گردد. زن در جامعه به صورت انسان کامل در آید؛ انسانی که میتواند به پیشرفت بشریّت و جامعه خود کمک کند و در محدوده تواناییهای خود، دنیا را به بهشت برین و زیبایی مبدّل سازد.[/one_half][one_half_last]

یک نوع هدف دیگر این است که ما از این گفتن و تلاش کردن و احیاناً به مبارزه پرداختن بخواهیم یک نوع حالت تخاصم و جدایی و رقابت خصمانه میان دو جنس زن و مرد به وجود آوریم و دنیایی بر اساس رقابت بسازیم؛ کانّهُ در جامعه بشری، مردان یک طرف قرار دارند، زنان هم در طرف دیگر و اینها بر سر دستاوردی با هم نزاع میکنند و زن میخواهد در این قسمت بر مرد غالب و فائق شود! آیا هدف این است؟[/one_half_last]
 
 
پس، دو دیدگاه در مورد هدف این تلاش و این حرکت – یا اگر تعبیر کنیم این نهضت – میتواند ترسیم شود: هدف اوّل، هدف اسلامی است؛ هدف دوم، هدف کوته‌بینانه است، که در تلاشهایی که در کشورهای غربی میشود، ما ردّ پای هدف دوم را بیشتر مشاهده میکنیم. در خلال صحبت، توضیح بیشتری در این زمینه داده خواهد شد. این یک سؤال است که باید روشن شود؛ هدف از این تلاش برای زن یا برای حقوق زنان چیست؟
 
سؤال دوم – که آن هم به همین اندازه دارای اهمیت است – این است که ما وقتی به نام زن سخن میگوییم و به دفاع از زن میپردازیم، چه شعارهایی را مطرح میسازیم، چه چیزی را مطالبه میکنیم و برای چه چیزی تلاش مینماییم؟ این هم خیلی مهمّ است. در این‌جا هم روش اسلامی – یعنی آن چیزی که از مباحث اسلامی درباره زن و تعاریف اسلامی و معارف اسلامی میشود فهمید – با آن چیزی که امروز در غرب وجود دارد، متفاوت است.
 
آنچه در غرب با عنوان شعار وجود دارد، در درجه اوّل آزادی زن است. آزادی، معنای وسیعی را شامل میشود؛ هم شامل آزادی از اسارت است، هم شامل آزادی از اخلاق است – چون اخلاق هم یک قید و بند است – هم آزادی از نفوذ مبنی بر سوء استفاده کارفرمایی است که زن را با مزد کمتری به کارگاه میکشد و هم شامل آزادی از قوانینی است که زن را در مقابل شوهر، متعهّد میکند.

آزادی، به همه این معانی میتواند باشد. کمااین‌که در همین شعارهایی که نسبت به زن وجود دارد، طیف وسیعی از این مطالبات و درخواستها هست، که بعضی با یکدیگر به‌کلّی مناقضند. این آزادی معنایش چیست؟
 
متأسفانه در دنیای غرب، بیشتر متفاهم از این آزادی، آزادی به معنای نادرست و مضرّ آن است – یعنی آزادی از قید و بندهای خانوادگی، آزادی از نفوذ مطلق مرد، آزادی از حتّی قید ازدواج و تشکیل خانواده و پرورش فرزندان در آن‌جایی که هدف شهوانی زودگذری در مقابل قرار گیرد – نه آزادی به معنای صحیح آن.

لذا شما میبینید جزو حرفهایی که در دنیای غرب زده میشود، مسأله آزادی سقط جنین است، که این نکته بسیار مهمّی است و با این که ظاهرساده و کوچکی دارد، اما باطن بسیار خطرناک و سهمگینی در این سخن مضمر و مندرج است.

این، وسیله و شعار و مطالبه‌ای است که در غرب غالباً مطرح میشود؛ لذا میگویند نهضت آزادی زنان. در نظام صحیح، در یک مطالبه و مبارزه صحیح، هدف نمیتواند این معنای وسیعی باشد که یک بخش آن قطعاً مضرّ است؛ اگر چه ممکن است بخشهای مفیدی هم در آن باشد. باید به دنبال شعارهایی بهتر، مناسبتر، صحیحتر و گره گشاتر گشت.
 
نقطه اصلی سخنم به شما بانوان عزیز، مخصوصاً خانمهای جوان است که هم سالهای طولانیای را در این دنیا زندگی خواهید کرد و هم باید از امکاناتی که خداوند متعال در این عالم برای تکامل انسان به وجود آورده است، بهره ببرید؛ باید آن را درست بشناسید و راه آن را درست بدانید؛ پس احتیاج به فکر کردن دارید.

همچنین برای شما مسأله مبارزه جهت رفع ستم از زنان مطرح خواهد شد؛ لذا باید بدانید که آنچه مطرح میشود چیست؟ آنچه لازم است چیست؟ آنچه مضرّ است چیست؟ بنابراین این نکته برای شما مهمّ است.
 
در هر حرکت اجتماعی، آن وقتی حرکت درست خواهد بود و به نتایج درست خواهد رسید که مبنی بر خرد و تأمّل و تشخیص و مصلحت و مبتنی بر پایه‌های درست و عقلانی باشد.

در هر حرکتی که به قصد احقاق حقّ زنان انجام میگیرد، عیناً باید همین معنا ملاحظه شود؛ یعنی باید هر گونه حرکتی، بر اساس یک بینش خردمندانه، مبتنی بر حقایق هستی – شناسایی طبیعت و فطرت زن و طبیعت و فطرت مرد، مسؤولیتها و مشاغل اختصاصی زن، مسؤولیتها و مشاغل اختصاصی مرد و آنچه میتواند مشترک بین اینها باشد – انجام گیرد و از روی انفعال و تقلید نباشد. اگر حرکت، حرکتی از روی انفعال و تقلید و تصمیم کورکورانه و چشم بسته باشد، حتماً مضرّ خواهد بود.
 
اگر در کشور ما و جامعه ایرانی، کسانی نام زن و حقوق زن را از این جهت بیاورند که مجلّات غربی، یا گزارشهای غربی، یا سیاسیون غربی، ایران اسلامی را متّهم کرده‌اند به این که به حقوق زن نمیرسد، این غلط است. با این هدف نباید وارد این میدان شد؛ چون به انحراف و اشتباه خواهد انجامید.

 

اگر ما با این قصد، وارد این میدان دفاع از زن شویم که از غربیها عقب نیفتیم، اشتباه خواهیم کرد. اگر به این قصد وارد شویم که آنها به ما نظر بد و منفی نداشته باشند، اشتباه خواهیم کرد. اگر با این تصوّر و توهّم وارد این میدان شویم که خیال کنیم آنها در این زمینه راه صواب پیموده‌اند و راه درست را پیدا کرده‌اند، به‌شدّت اشتباه خواهیم کرد. با این هدفها و با این نیّتها وارد این میدان نباید شد؛ چون مبتنی بر اشتباه است.
 
متأسفانه امروز من میبینم بعضی از مقالاتی که به عنوان دفاع از زن نوشته میشود و بعضی از سخنانی که به عنوان احقاق حقوق بانوان بر زبان جاری میگردد، کاملاً از موضع انفعال است؛ چون غربیها این طور گفته‌اند، چون اروپاییها این گونه نوشته‌اند، چون به ما این طور نسبت داده‌اند.

اگر ما هم در مقام دفاع حرفی بزنیم و راهی را بپیماییم، این کاملاً منحرف کننده و اغواکننده است. ما باید ببینیم حقایقی که در عالم وجود دارد – که بیشترینِ این حقایق هم در تعالیم اسلامی نهفته است – چیست؟
 

[one_half]

اسلام طرفدار تکامل بشر است. برای اسلام، زن و مرد هیچ فرقی ندارد. برای اسلام، جنس زن یا جنس مرد مطرح نیست؛ تکامل انسانی مطرح است. یک جا سخن از مرد گفته میشود، یک جا سخن از زن. به یک مناسبت از زن تجلیل میشود، به یک مناسبت از مرد؛ چون دو حصّه پیکره بشرند، دو بخش وجود بشری هستند. از لحاظ جنبه‌ی بشری و جنبه الهی، هیچ تقاوتی با همدیگر ندارند. لذا در قرآن آن وقتی که میخواهد راجع به انسانهای خوب یا انسانهای بد مثل بزند، از زن مثل میآورد: «وضرب‌اللَّه مثلاً للذین کفروا امرأة نوح و امرأة لوط» (۲). در مورد کسانی هم که مؤمن هستند، مثال میزند؛ «امرأة فرعون» (۳). در هر دو جا، مثال و نمونه کامل راه خطا و راه صواب را از زن ذکر میکند؛ یک جا هم راجع به مردان سخن میگوید.[/one_half][one_half_last]

برای اسلام، جنس – زن بودن و مرد بودن – مطرح نیست؛ تعالی بشری مطرح است، اخلاق بشری مطرح است، بروز استعدادها مطرح است، انجام وظایفی که به هر کسی یا هر جنسی از جنسهای بشری متوجّه است، مطرح است، که برای این باید طبعاً طبیعتها را شناخت. اسلام، طبیعت زن و طبیعت مرد را هم به‌خوبی میشناسد. در اسلام آنچه که مطرح است، عبارت است از تعادل؛ یعنی رعایت عدالت محض میان افراد بشر، از جمله میان جنس زن و جنس مرد. برابری در حقوق مطرح است، اما در جایی ممکن است احکام زن با احکام مرد متفاوت باشد؛ همچنان که طبیعت زن با طبیعت مرد در بعضی از خصوصیات متفاوت است. بنابراین، بیشترین حقایق و بیشترین واقعیتهای فطرت و طینت‌بشری در مورد زن و مرد، در معارف اسلامی است.[/one_half_last]
 
 
اگر ما امروز بخواهیم برای زنان کشورمان، یک حرکت حقیقی و اساسی بکنیم، تا زنان بتوانند به وضع مطلوب خودشان برسند، باید به احکام اسلامی نظر داشته باشیم و از آن الهام بگیریم. برای ما، روش را احکام اسلام معیّن میکند. هر روش خردمندانه عقلایی را هم اسلام میپسندد و قبول دارد.

اگر تجربه‌ای در جایی باشد، مورد قبول است؛ اما تقلید نه. استفاده خردمندانه از تجربیّات دیگران درست؛ اما تقلید، غلط. لذا امروز کسانی که برای حقوق زن و برای رشد و شکوفایی استعدادهای زنان در کشور ما تلاش میکنند – که البته هم باید این تلاش انجام بگیرد – باید بدانند چه هدفی را دنبال میکنند و چه شعارهایی را باید مطرح نمایند.
 

نگاه انقلاب اسلامی به مسئله زن
نگاه انقلاب اسلامی به مسئله زن

اوّل من نکته‌ای را در مورد گرفتاریهای غربیان و فرهنگ غربی در این زمینه عرض کنم، بعد به نظر اسلام اشاره نمایم. غربیها در زمینه شناخت طبیعت زن و چگونگی برخورد با جنس زن، دچار افراط و تفریط بوده‌اند.

اساساً نگرش غربی نسبت به زن، یک نگرش مبنی بر عدم برابری و عدم تعادل است. شما به شعارهایی که در غرب داده میشود، نگاه نکنید؛ این شعارها پوچ است و حاکی از واقعیت نیست.

فرهنگ غربی را از این شعارها نمیشود فهمید. فرهنگ غربی را باید در ادبیّات غربی جستجو کرد. کسانی که با ادبیّات اروپایی، با شعر اروپایی، با رمان و داستان و نمایشنامه‌های اروپایی آشنا هستند، میدانند که در چشم فرهنگ اروپایی، از دوران قرون وسطی و بعد از آن تا اواسط قرن فعلی، زن موجود درجه دوم بوده است! هر چه بر خلاف این ادّعا کنند، خلاف میگویند.

 

شما به نمایشنامه‌های معروف شکسپیر انگلیسی نگاه کنید، ببینید با چه نفسی و با چه زبانی و با چه دیدی در این نمایشنامه‌ها و سایر ادبیّات غربی به زن نگاه میشود! مرد در ادبیات غربی، سرور و ارباب زن و اختیاردار اوست، که بعضی از نمونه‌های این فرهنگ و آثار آن، امروز هم باقی است.
 
امروز هم وقتی زنی با مردی ازدواج میکند و به خانه شوهر میرود، حتّی نام خانوادگی او عوض میشود و نام خانوادگی مرد را بر خود میگذارد. زن تا وقتی نام خانوادگی خود را دارد که شوهر نکرده است؛ وقتی شوهر کرد، نام خانوادگی زن به نام خانوادگی مرد تبدیل میشود. این رسم غربیهاست؛ در کشورما این طور نبوده، هنوز هم نیست. زن هویّت خانوادگی خودش را با خودش حفظ میکند؛ ولو بعد از ازدواج. آن، نشانه همان فرهنگ قدیمی غربی است که مرد سرور زن است.
 
در فرهنگ اروپایی، وقتی زن با همه موجودی و املاک خود ازدواج میکرد و به خانه شوهر میرفت، نه فقط جسم او در اختیار شوهر قرار میگرفت، بلکه تمام اموال و املاک و داراییهای او هم که از پدر و خانواده‌اش به او رسیده بود، متعلّق به شوهر میشد! این حقیقتی است که غربیها نمیتوانند آن را انکار کنند.

این در فرهنگ غربی بود. در فرهنگ غربی، زن وقتی به خانه شوهر میرفت، شوهر در واقع اختیار جان او را هم داشت! لذا شما در داستانهای غربی و در اشعار اروپایی بسیار میبینید که شوهر به خاطر یک اختلاف اخلاقی، همسر خود را میکشد و کسی هم او را ملامت نمیکند! دختر در خانه پدر هم حقّ هیچ گونه گزینشی را نداشت.
 
البته در همان زمان هم در میان غربیها معاشرتهای زن و مرد تا حدودی آزاد بود، ولی اختیار ازدواج و اختیار انتخاب شوهر، یکسره به دست پدر بود. در همان نمایشنامه‌هایی که اشاره کردم، آنچه که شما میبینید، همین است: دختری است که مجبور به ازدواج شده است؛ زنی است که از طرف شوهر خود به قتل رسیده است؛ خانواده‌ای است که زن در آن در نهایت فشار است. آنچه که هست، از همین قبیل است. این، ادبیّات غربی است. تا اواسط قرن فعلی، همین فرهنگ ادامه داشته؛ اگرچه از اواخر قرن نوزدهم میلادی، حرکتهایی به نام آزادی زنان شروع شده است.
 
بانوان گرامی؛ بخصوص زنان جوان که میخواهند در این زمینه‌ها فکر بیندیشند، درست توجّه کنند. نکته مهم این است که حتّی وقتی در اروپا برای زن حقّ مالکیت معیّن شد – طبق بررسی موشکافانه جامعه‌شناسان خودِ اروپا – به خاطر این بود که کارخانه‌ها که تازه بساط فناوری مدرن و صنعت در غرب را گسترده بودند، احتیاج به کارگر داشتند؛ اما کارگر کم بود و احتیاج به کارگرِ زیاد احساس میشد.

 

لذا برای این که زنان را به کارخانجات بکشانند و از نیروی کارشان استفاده کنند – که البته مزد کمتری هم همیشه به زنان میدادند – اعلان شد که زن دارای حقّ مالکیت است! در اوایل قرن بیستم بود که اروپاییان حقّ مالکیت را به زن دادند. این، آن نگرش افراطی و غلط و ظالمانه نسبت به زن در غرب و در اروپاست.
 
یک افراطِ این‌چنین، در مقابل تفریط هم دارد. وقتی نهضتی به نفع زنان در چنان فضایی به وجود می‌آید، طبعاً دچار تفریطهایی از طرف مقابل میشود. لذا شما میبینید در طول چند ده سال، آن‌چنان فساد و بیبند و باری در غرب به وسیله آزادی زنان به راه افتاد و رواج پیدا کرد که خود متفکّران غربی را دچار وحشت کرد! امروز دلسوزان و مصلحان، انسانهای خردمند و باانگیزه در کشورهای غربی، از آنچه پیش آمده است، متوحّش و ناراحتند و البته نمیتوانند هم جلوِ آن را بگیرند.

 

به عنوان این که میخواهند به زن خدمت کنند، بزرگترین ضربه را به زندگی او وارد آوردند. چرا؟ به‌خاطر این که با بیبندوباری، با اشاعه فساد و فحشا و با آزادی بیقید و شرطِ معاشرت زن و مرد، بنیان خانواده متلاشی شد. مردی که میتواند آزادانه در جامعه اطفای شهوت کند و زنی که میتواند بدون هیچ ایراد و اشکالی در جامعه با مردان گوناگون تماس داشته باشد، هرگز در خانواده، همسران خوب و شایسته‌ای نخواهند بود. لذا بساط خانواده متلاشی شد.
 
امروز یکی از بزرگترین بلاهایی که گریبان کشورهای غربی را به‌شدّت گرفته و آنها را به وضعیت نامطلوب شدیدی دچار کرده، مسأله خانواده است. لذا هر مردی که شعار خانواده بدهد، از نظر غربیها و بخصوص از نظر زنان در غرب، یک فرد مطلوب و یک مرد محبوب است. چرا؟ چون از تزلزل بنیاد خانواده رنج میبرند؛ به خاطر این که متأسفانه غرب، خانواده؛ یعنی کانونی را که برای مرد و زن و بخصوص برای زن محیط امن و آرامش است، از دست داده است.

 

بسیاری از خانواده‌ها متلاشی شده‌اند. بسیاری از زنان تا آخر عمر تنها زندگی میکنند. بسیاری از مردان، زنِ مورد علاقه و مورد نظر خود را نمییابند و بسیاری از ازدواجها در اوّلین سالهای پیدایش از بین میرود.
 
خانواده‌ها آن ریشه‌ها و پایه‌های عمیق را که در کشورهای ما وجود دارد، امروز کمتر در غرب دارند. آن خانواده‌ای که پدربزرگ، مادربزرگ، نوه‌ها، خویشاوندان، پسرعموها، دخترعموها و سایر شعبش با هم باشند، هم را بشناسند و با هم ارتباط داشته باشند، امروز در غرب بسیار بسیار کمیاب است. زن و شوهر هم با یکدیگر صمیمیّت لازم را ندارند. این بلایی است که با کارهای غلط، با حرکت افراطی از آن طرف که در مقابل افراطهای قبلی انجام گرفت، بر جامعه بشری نازل شد و بیشتر از همه بر سرِ زن غربی آمد.
 
در حقیقت، نهضت دفاع از زنان در غرب، یک حرکت دستپاچه، یک حرکت بیمنطق، یک حرکت مبتنی بر جهالت، بدون تکیه به سنّتهای الهی و بدون تکیه به فطرت و طینت زن و مرد بود که در نهایت به ضرر همه تمام شد؛ هم به ضرر زنان، هم به ضرر مردان، و بیشتر به ضرر زنان. این قابل تقلید نیست. این فرهنگی نیست که در کشور اسلامی کسی به آن نگاه کند و بخواهد از آن چیزی یاد بگیرد؛ این را باید طرد کرد.
 
آری؛ حرکت در جهت احقاق حقوق زنان در جوامع اسلامی و در جامعه ما حتماً باید انجام گیرد؛ منتها بر مبنای اسلامی و با هدف اسلامی. یک عدّه نگویند که این چه نهضتی است، این چه حرکتی است؛ مگر زن در جامعه ما چه کم دارد؟ متأسفانه ممکن است بعضی این‌گونه فکر کنند. این، ظاهربینی است. زن در همه جوامع – از جمله در جامعه ما – گرفتار ستم و دچار کمبودهایی است که بر او تحمیل میشود؛

 

اما این کمبود، کمبود آزادی به معنای بیبندوباری نیست؛ این کمبود، کمبود میدانها و فرصتها برای علم و معرفت و تربیت و اخلاق و پیشرفت و شکوفایی استعدادهاست. این را باید تأمین و جستجو کرد. این همان چیزی است که اسلام بر روی آن تکیه کرده است.

[one_third]

اگر جامعه اسلامی بتواند زنان را با الگوی اسلامی تربیت کند – یعنی الگوی زهرایی، الگوی زینبی، زنان بزرگ، زنان باعظمت، زنانی که میتوانند دنیا و تاریخی را تحت تأثیر خود قرار دهند – آن وقت زن به مقام شامخِ حقیقی خود نائل آمده است. اگر زن در جامعه بتواند به علم و معرفت و کمالات معنوی و اخلاقیای که خدای متعال و آیین الهی برای همه انسانها – چه مرد و چه زن – به طور یکسان در نظر گرفته است، برسد، تربیت فرزندان بهتر خواهد شد، محیط خانواده گرمتر و با صفاتر خواهد شد، جامعه پیشرفت بیشتری خواهد کرد و گره‌های زندگی آسانتر باز خواهد شد؛

 

[/one_third][one_third]

یعنی زن و مرد خوشبخت خواهند شد. برای این باید تلاش کرد؛ هدف این است. هدف، صف‌آرایی زن در مقابل مرد نیست. هدف، رقابت خصمانه زن و مرد نیست.

هدف این است که زنان و دختران بتوانند همان سیر و همان حرکتی را انجام دهند که وقتی مردان آن حرکت را انجام دهند، به صورت یک انسان بزرگ در خواهند آمد؛ زنان انسان بزرگ شوند. این ممکن است و در اسلام تجربه شده است.

[/one_third][one_third_last]

خواهران من! دختران من! بانوان کشور اسلامی! بدانید، در هر زمانی، در هر محیط کوچکی و در هر خانواده‌ای که زنی با این تربیت توانست رشد کند، همان عظمت را پیدا کرد.

مخصوصِ صدر اسلام نبود؛ حتّی در دوران اختناق، حتّی در دوران حاکمیت کفر هم این ممکن است. اگر خانواده‌ای توانستند دختر خودشان را درست تربیت کنند، این دختر یک انسان بزرگ شد.

 

[/one_third_last]

 

ما در ایران هم داشتیم، در زمان خودمان هم داشتیم، در خارج از ایران هم داشتیم. در همین زمان ما، یک زن جوانِ شجاعِ عالمِ متفکّرِ هنرمندی به نام خانم «بنت‌الهدی» – خواهر شهید صدر – توانست تاریخی را تحت تأثیر خود قرار دهد، توانست در عراقِ مظلوم نقش ایفا کند؛ البته به شهادت هم رسید. عظمت زنی مثل بنت‌الهدی، از هیچیک از مردان شجاع و بزرگ کمتر نیست. حرکت او، حرکتی زنانه بود؛ حرکت آن مردان، حرکتی مردانه است؛ اما هر دو حرکت، حرکت تکاملی و حاکی از عظمت شخصیت و درخشش جوهر و ذات انسان است. این‌گونه زنهایی را باید تربیت کرد و پرورش داد.
 
در جامعه خودمان هم از این قبیل زنان زیاد داشتیم. در دوران اختناق هم کم‌وبیش داشتیم. در دوران مبارزات، بعد در دوران نظام اسلامی، زنان بزرگ؛ این زنانی که توانستند شهیدانی را پرورش دهند؛ این زنانی که توانستند شوهران یا فرزندان خود را به صورت انسانهای فداکاری درآورند که بروند و از کشور و انقلاب دفاع کنند؛ از هستی ملت و از آبروی ملت دفاع کنند. اینها زنان بزرگی هستند. این زنان بودند که توانستند این کار بزرگ را بکنند، و من موارد متعدّدی را شاهد بود.
 
خیلی از کسانی که امروز به اصطلاح سنگ حقوق زن را به سینه میزنند، در واقع سنگ آزادی غربی و بیبندوباری را به سینه میزنند و از غربیها تقلید میکنند؛ همینهایی که گاهی چیزهایی هم مینویسند.

اینها از آن افتخارات سهمی نداشتند؛ از آن عظمتی که زن ایرانی در این هجده‌ساله بعد از پیروزی انقلاب نشان داده و آفریده است، سهمی نداشتند و کار بزرگی نکردند. خیلی از اینها به فکر جیب خود، درآمد خود، کیف خود و وسایل آرایش و زینت خود بودند. اینها هیچ عظمتی ندارند. آن نسخه، نسخه غلطی است. اگر نسخه غربی در مورد زن درست بود، غربیها مجبور نمیشدند دوباره بعد از هفتاد، هشتاد سال، صد سال، مجدّداً یک نهضت حقوق زنان راه بیندازند. مقصود، نهضتی است که سالهای اخیر به راه انداختند.
 
الان ده، بیست سال است که مجدّداً نهضتهای دیگری به عنوان نهضت دفاع از حقوق زن و دفاع از آزادی زن به راه انداخته‌اند. چرا؟ اگر آزادی غربی برنامه موفّقی بود، اگر دفاع از حقوق زن حقیقی بود، احتیاج به این نبود که بعد از صد سال دوباره عدّه‌ای بیایند نهضت به راه بیندازند و جنجال کنند. پس، آن نسخه غلط بود؛ نسخه فعلیشان هم غلط است و جز به بدبختی و مشکلتراشی برای زن و مرد – بخصوص برای زن – به چیزی نخواهد انجامید.
 
اما روش اسلامی این نیست. هدف اسلام در دفاع از حقوق زنان – همان‌طور که گفته شد – این است که زن تحت ستم نباشد و مردْ خود را حاکم بر زن نداند. در خانواده، حدود و حقوقی هست.

 

 

مرد حقوقی دارد، زن هم حقوقی دارد و این حقوق به‌شدّت عادلانه و متوازن ترتیب داده شده است. آنچه به نام اسلام است و غلط است، آنها را نمیگوییم و از آنها دفاع نمیکنیم. آنچه متعلّق به اسلام است، بیّنات اسلام و مسلّمات اسلام است. اینها چیزهایی است که میان حقوق زن و مرد در داخل خانواده توازن قائل است.
 
شما بینید این آیه‌ی شریفه در مورد زن و مرد – عمدتاً در داخل خانواده – چه میفرماید. «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا» (۴). یعنی از جمله‌ی نشانه‌های قدرت الهی یکی این است که برای شما انسانها، از نوع خودتان و از جنس خودتان همسرانی قرار داد؛ برای شما مردان، زنان را و برای شما زنان، مردان را.

از خودتان هستند؛ «من انفسکم»، جنس جداگانه‌ای نیستند، در دو رتبه جداگانه نیستند؛ همه یک حقیقتند، یک جوهر و یک ذاتند. البته در بعضی از خصوصیات، با هم تفاوتهایی دارند؛ چون وظایفشان دو تاست. بعد میفرماید: «لتسکنوا الیها» (۵). یعنی زوجیّت و دو جنسی در طبیعت بشر، برای هدف بزرگی است.

آن هدف، عبارت است از سکون و آرامش، تا شما در کنار جنس مخالف خودتان در درون خانواده – مرد در کنار زن، زن در کنار مرد – آرامش پیدا کنید. برای مرد هم آمدن به داخل خانه، یافتن محیط امن خانه، زن مهربان و دوستدار و امین در کنار او، وسیله آرامش است؛ برای زن هم داشتن مرد و تکیه‌گاهی که به او عشق بورزد و برای او مانند حصن مستحکمی باشد – چون مرد جسماً قویتر از زن است – یک خوشبختی است؛

مایه آرامش و سعادت است. خانواده این را برای هر دو تأمین میکند. مرد برای پیدا کردن آرامش، به زن در محیط خانواده احتیاج دارد؛ زن هم برای یافتن آرامش، به مرد در محیط خانواده نیازمند است – «لتسکنوا الیها» – هر دو برای سکون و آرامش، به هم احتیاج دارند.

13760730_0326451 (1) (1)
 
مهمترین چیزی که بشر به آن احتیاج دارد، آرامش است. سعادت انسان در این است که از تلاطم و اضطراب روحی در امان و آرامش روحی داشته باشد. این را خانواده به انسان میدهد؛ هم به زن و هم به مرد. جمله بعدی بسیار جالب و زیباست. میفرماید: «و جعل بینکم مودّة و رحمة» (۶).

رابطه درست زن و مرد این است: مودّت و رحمت، رابطه دوستی، رابطه مهربانی؛ هم یکدیگر را دوست بدارند و به هم عشق بورزند و هم با یکدیگر مهربان باشند. عشق ورزیدن همراه با خشونت مورد قبول نیست؛ مهربانی بدون محبّت هم مورد قبول نیست.
 
طبیعت الهىِ زن و مرد در محیط خانواده، طبیعتی است که برای زن و برای مرد رابطه‌ای فیمابین به وجود میآورد که آن رابطه، رابطه عشق و مهربانی است: «مودّة و رحمة». اگر این رابطه تغییر پیدا کرد، اگر مرد در خانه احساس مالکیت کرد، اگر به چشم استخدام و استثمار به زن نگاه کرد، این ظلم است، که متأسفانه خیلی از مردان این ظلم را میکنند.

 

 

در محیط بیرون خانواده نیز همین‌طور است. اگر زن محیط امن و توأم با امنیتی برای درس خواندن، برای کار کردن، برای احیاناً کسب درآمد و برای استراحت نداشته باشد، این ظلم و ستمکاری است. هر کس که موجب این ظلم شود، باید قانون و جامعه اسلامی با او مقابله کند.
 
چنانچه نگذارند زن به تحصیلات صحیح و به علم و معرفت دست پیدا کند، این ظلم است. اگر شرایط طوری باشد که زن فرصت پیدا نکند به خاطر زیادی کار و فشار کارهای گوناگون، به اخلاق خود، به دین خود و به معرفت خود برسد، این ظلم است. اگر زن امکان پیدا نکند که از مایملک خود به طور مستقل و با اراده خود استفاده کند، این ظلم است.

 

اگر به زن در هنگام ازدواج، شوهری تحمیل شود – یعنی خود او در انتخاب شوهر نقشی نداشته باشد و اراده و میل او مورد اعتنا قرار نگیرد – این ظلم است. اگر زن، چه آن وقتی که داخل خانه با خانواده زندگی میکند و چه در صورتی که از شوهر جدا میشود، نتواند از فرزند خود بهره عاطفی لازم را ببرد، این ظلم است. اگر زن استعدادی دارد – مثلاً استعداد علمی دارد، استعداد برای اختراعات و اکتشافات دارد، استعداد سیاسی دارد، استعداد کارهای اجتماعی دارد – اما نمیگذراند از این استعداد استفاده کند و این استعداد شکوفا شود، ظلم است.
 
ممکن است انواع ظلمها در جامعه وجود داشته باشد، که باید این ظلمها برداشته شود؛ اما درعین‌حال به مسؤولیت زن و مسؤولیت مرد که در قبال هم هر دو مسؤولیتی به عنوان تشکیل خانواده دارند، باید به چشم اهمیت نگریسته شود؛ چون خوشبختی زن و خوشبختی مرد در این است. بعضی خیال میکنند زن کمبودش این است که مشاغل بزرگ و سروصدادار ندارد! خیر؛ مشکل زن این نیست.

 

 

حتّی آن زنی هم که شغل بزرگی دارد، به محیط امنی در خانواده، به یک شوهر مهربانِ بامحبّت، به یک تکیه‌گاه مطمئن عاطفی و روحی – که شوهر و مرد اوست – نیازمند است. طبیعت و نیاز عاطفی و روحی زن این است؛ باید این نیاز برآورده شود.
 
مسأله شغل هم مسأله دیگری است؛ البته مسأله درجه اوّلی نیست. اگرچه اسلام مانع مشاغل و مسؤولیتهای زنان نیست – مگر در موارد استثنایی، که بعضی مورد اتّفاق بین فقهاست، بعضی هم مختلفٌ‌فیه است، و در این زمینه‌ها هم البته باید کار شود – لیکن مسأله اصلی زن این نیست که آیا شغلی دارد یا ندارد.

 

 

مسأله اصلی زن، آن مسأله اساسی است که امروز در غرب متأسفانه از بین رفته است، و آن همان احساس آرامش و احساس امنیت و احساس امکان بروز استعداد و مورد ستم قرار نگرفتن در جامعه و در خانواده و در خانه شوهر و در خانه پدر و امثال اینهاست. کسانی که در خصوص مسأله زن تلاش میکنند، باید در این زمینه‌ها تلاش کنند.
 
حال چند نکته اساسی را که باید مورد توجّه باشد، عرض میکنم:
 
اوّلاً فکر رشد زنان از لحاظ معنوی و اخلاقی، بایستی یک فکر رایج در میان خودِ زنان باشد. خودِ بانوان باید بیشتر به این مسأله بیندیشند. خودِ آنها به معارف، به معلومات، به مطالعه و به مسائل اساسی زندگی رو کنند. همان تربیت غلط غربی موجب شد که در دوران حکومت طاغوت در این کشور، زنان به آرایش، تجمّلات، زینتهای بیخودی، تبرّج و خودنمایی تمایل پیدا کنند، که این هم از نشانه‌های مردسالاری است.

یکی از نشانه‌های مردسالارىِ غربیها همین است که زن را برای مرد میخواهند؛ لذا میگویند زن آرایش کند، تا مرد التذاذ ببرد! این مردسالاری است، این آزادی زن نیست؛ این در حقیقت آزادی مرد است.

 

 

میخواهند مرد آزاد باشد، حتّی برای التذاذ بصری؛ لذا زن را به کشف حجاب و آرایش و تبرّج در مقابل مرد تشویق میکنند! البته این خودخواهی را بسیاری از مردان در جوامعی که از دین خدا بهره‌مند نبودند، از دورانهای قدیم هم داشتند، امروز هم دارند؛ غربیها هم مظهر اعلای این بودند. پس، این مسأله که زن به سمت معرفت، علم، مطالعه، آگاهی، کسب معلومات و معارف حرکت کند، باید در میان خودِ بانوان خیلی جدّی گرفته شود و به آن اهمیت بدهند.
 
دوم، اصلاح قوانین است. بعضی از قوانین در برخورد با زن و با مرد احتیاج به اصلاح دارد. باید کسانی که اهل این کارها هستند، مطالعه کنند، بررسی کنند و آن قوانین را درست کنند.
 
یک مسأله دیگر که باز از کارهای لازم است، این است که نظر اسلام در مورد حقوق زن و حقوق مرد باید تبیین شود. خودِ بانوان هم در این زمینه باید کار کنند؛ اما بیشتر باید کسانی که در معارف اسلامی آگاهی دارند، تلاش کنند و بتوانند نظر اسلام را در آن‌جاهایی که حقوق زن و مرد متفاوت است، درست تبیین نمایند، تا هر کسی تصدیق کند که این دقیقاً براساس طبیعت و فطرت انسانی زن و مرد و بر طبق مصالح جامعه است.

 

البته کارهای خوبی هم شده است؛ امروز هم باید با زبان امروز این کار بشود، والّا در گذشته هم در این زمینه کارهای خوبی انجام گرفته است و اگر کسی مطالعه و توجّه کند، به همین اذعان و تصدیق هم خواهد رسید.
 
نکته بعدی این است که از بحثهای انحرافی در این زمینه‌ها باید اجتناب شود. بعضی کسان به عنوان این که از زن دفاع میکنند، به بحثهای انحرافی کشانده میشوند و بعضی از مسائل از قبیل دیه و امثال اینها را مطرح میکنند؛ در حالی که اینها بحثهای انحرافی است. نظر اسلام در مورد زن و مرد واضح و روشن است.

 

 

همان‌طور که بیان شد، نظر اسلام در مورد خانواده کاملاً روشن است. این که کسی بیاید این‌طور مسائل را مطرح کند، جز دور کردن راه و منحرف کردن ذهنها هیچ فایده‌ای ندارد و کار صحیح و منطقی نیست. بحثهای انحرافی نباید مطرح شود. این به نفع حرکت صحیح دراین‌باره نیست.
 [one_third]

یک نکته دیگر که باید مورد توجّه باشد، دفاع اخلاقی و قانونی از زن، بخصوص در داخل خانواده است. دفاع قانونی با اصلاح قوانین – همان‌طور که گفته شد – و ایجاد قوانین لازم و دفاع اخلاقی با طرح این مسأله و مواجهه با کسانی که این را درست نمیفهمند و زن را در خانه، مستخدمِ مورد ستمِ مرد، بدون تمکّن از خودسازی معنوی تلقّی و این‌گونه هم عمل میکنند. باید با این فکر با قوّت و شدت مقابله شود؛ البته به شکل کاملاً منطقی و عقلانی.

[/one_third][one_third]

مسأله بعد، مسأله اهمیت دادن به عفاف در زن است. هر حرکتی که برای دفاع از زنان انجام میگیرد، باید رکن اصلی آن رعایت عفاف زن باشد. همان‌طور که عرض کردم، در غرب به خاطر این‌که به این نکته توجّه نشد – یعنی مسأله عفت زنان مورد اهتمام قرار نگرفت و به آن اعتنایی نکردند – کار به این بیبندو باریها کشید. نباید بگذارند عفّت زن – که مهمترین عنصر برای شخصیت زن است – مورد بیاعتنایی قرار گیرد. عفّت در زن، وسیله‌ای برای تعالی و تکریم شخصیت زن در چشم دیگران، حتّی در چشم خودِ مردان شهوتران و بیبندوبار است. عفّت زن، مایه احترام و شخصیت اوست.

 

[/one_third][one_third_last]

 این مسأله حجاب و مَحرم و نامَحرم و نگاه کردن و نگاه نکردن، همه به خاطر این است که قضیه عفاف در این بین سالم نگهداشته شود. اسلام به مسأله عفاف زن اهمیت میدهد. البته عفاف مرد هم مهمّ است. عفاف مخصوص زنان نیست؛ مردان هم باید عفیف باشند. منتها چون در جامعه، مرد به خاطر قدرت جسمانی و برتری جسمانی، میتواند به زن ظلم کند و برخلاف تمایل زن رفتار نماید، روی عفّت زن بیشتر تکیه و احتیاط شده است.

 

[/one_third_last] 

شما امروز هم که در دنیا نگاه کنید، میبینید یکی از مشکلات زنان در دنیای غرب، بخصوص در کشور ایالات متّحده امریکا، همین است که مردان با تکیه به زورمندی خودشان، به عفّت زن تعدّی و تجاوز میکنند. آمار منتشر شده از سوی مقامات رسمی خود امریکا را من دیدم که یکی مربوط به دادگستری امریکا و یکی هم مربوط به یک مقام دیگری بود.

آمارها واقعاً وحشت‌انگیز است. در هر شش ثانیه، یک تجاوز به عنف در کشور امریکا صورت میگیرد! ببینید چقدر مسأله عفّت مهمّ است و وقتی بیاعتنایی کردند، قضیه به کجا میرسد. هر شش ثانیه، یک تجاوز به عنف! برخلاف تمایل زن، مردِ زورگو، ظالم، بیبندوبار و بیعفّت بتواند به حریم عفّت زن تعدّی و تجاوز کند.

 

 

اسلام اینها را ملاحظه میکند. مسأله حجاب که این همه مورد توجّه اسلام است، به خاطر اینهاست. پس، مسأله حفظ عفاف و اهمیت دادن به حجاب و عفاف هم مسأله دیگری است.
 
یک مسأله هم مسأله تعلیم و تربیت بانوان است. من بر این همیشه تأکید کرده‌ام. خوشبختانه امروز در جامعه ما، تعلیم و تربیت زنان رایج است؛ اما در عین حال هنوز خانواده‌هایی هستند که دختران خودشان را از تحصیل منع میکنند.

اگر یک روز محیطهای تحصیلی، محیطهای ناسالمی بود، امروز بحمداللَّه در دوران اسلامی آن گونه نیست. باید اجازه بدهند که دختران درس بخوانند، مطالعه کنند، کتاب بخوانند، با معارف دینی و با معارف انسانی آشنا شوند و ذهن و مغزشان قوّت و قدرت پیدا کند. این، کارِ بسیار لازمی است که باید انجام گیرد.
 
نکته آخر این که جامعه، هم از لحاظ قانونی و هم از لحاظ اخلاقی، باید با کسانی که تعدّی به زن را حقّ خودشان میدانند، برخورد سخت بکند؛ قانون هم باید در این زمینه مجازاتهای سختی را پیش‌بینی کند. باز همین جا من عرض کنم، در کشورهای غربی علی رغم این همه شعاری که میدهند، هنوز نتوانسته‌اند این را تأمین کنند.

یعنی در داخل خانواده‌ها، زنانی که از دست شوهرانشان کتک میخورند و دخترانی که از دست پدرانشان صدمه میبینند و مجروح میشوند، فراوانند. آمارهای تکان‌دهنده و وحشت‌آوری هم در این زمینه وجود دارد. منتها در آن‌جا یک چیز دیگر هم هست و آن قتلِ نفس است. راحت خون میریزند، راحت میکُشند. کُشتن، آن قبحی را که در محیط اسلامی دارد، در آن محیطهایی که از معارف الهی بویی نبرده‌اند – متأسفانه – ندارد.

 

 

کشتن زنان، یکی از بلیّه‌های بسیار زشت و نفرت‌انگیزی است که در کشورهای غربی – به‌ویژه امریکا – رایج است. این کارها خوشبختانه در کشور ما به آن شدّت نیست و جز موارد استثنایی، دیده نمیشود؛ اما به هر حال هر گونه ستم و هرگونه تعدّی جسمانیای نسبت به زن، باید با برخورد بسیار سختی مواجه شود، تا در این زمینه جامعه اسلامی ما به آن سطحی که اسلام خواسته است، برسد.
 
اگر کشور بتواند جامعه زنان را با تکیه بر تعلیمات اسلامی، با همان معارفی که اسلام خواسته است، آشنا کند، من تردیدی ندارم که پیشرفت و ترقّی و تعالی کشور مضاعف و چند برابر خواهد شد. در هر میدانی که بانوان مسؤولانه وارد شوند، پیشرفت در آن میدان چند برابر خواهد شد.

 

خصوصیت حضور خانمها در میدانهای مختلف این است که وقتی زن خانواده وارد میدان میشود، یعنی همسر و فرزندان او هم واردند. حضور مرد به این معنا نیست، اما حضور زن به این معناست. در هر میدانی که زن وارد شود – زنی که خانم و کدبانوی یک خانه است – درحقیقت همه آن خانه را در آن میدان وارد میکند. حضور زنان در بخشهای مختلف بسیار مهمّ است.
 
امیدواریم که خداوند متعال به مسؤولان کشور، به قانونگذاران، به برنامه‌ریزان مسائل زنان و به کسانی که در زمینه مسائل زنان فعّالیت میکنند، کمک کند و توفیق دهد، تا بتوانند راه درست اسلامی و صحیح را بدون تمایل و انعطاف به روشهای غلطِ بیگانه و تحمیلی بیابند و ان‌شاءاللَّه در آن راه حرکت کنند، و بانوان کشور ما بتوانند به آن وضع و سطحی که اسلام برای آنها خواسته است – که شامل خوشبختی مادّی و معنوی و خوشبختی دنیا و آخرت است – برسند.
 
پروردگارا! تو را به فاطمه زهرا سلام‌اللَّه‌علیها و زینب کبری علیهاسلام و مکتب روحبخش فاطمی و زینبی سوگند میدهیم، بانوان کشور ما را به اهداف اسلامی و والایشان نائل فرما. پروردگارا! موانع رشد و تعالی بانوان را از سر راه بردار. پروردگارا! همه ما را مشمول ادعیه زاکیّه حضرت بقیةاللَّه‌الاعظم قرار بده. امیدواریم که خداوند متعال همه شما را موفق و به سلامت بدارد.
 
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌
 
۱) امالی شیخ صدوق، ص ۲۴۸
۲) تحریم: ۱۰
۳) تحریم: ۱۱
۴) روم: ۲۱
۵) روم: ۲۱
۶) روم: ۲۱

منبع : خامنه‌ای دات‌آی‌آر

 

خاطرات آیت الله خامنه ای از والده ی مکرمه شان

۰ خاطرات آیت الله خامنه ای از والده ی مکرمه شان ۱ پدر و مادرم، پدر و مادر خیلی خوبی بودند. مادرم یک خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارای ذوق شعری و هنری، حافظ شناس – البته حافظ شناس که می‌گویم، نه به معنای علمی و اینها، به معنای مأنوس بودن با دیوان حافظ – … ادامه خواندن “خاطرات آیت الله خامنه ای از والده ی مکرمه شان”

۰
خاطرات آیت الله خامنه ای از والده
خاطرات آیت الله خامنه ای از والده

خاطرات آیت الله خامنه ای از والده ی مکرمه شان

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif ۱
پدر و مادرم، پدر و مادر خیلی خوبی بودند. مادرم یک خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارای ذوق شعری و هنری، حافظ شناس – البته حافظ شناس که می‌گویم، نه به معنای علمی و اینها، به معنای مأنوس بودن با دیوان حافظ – و با قرآن کاملاً آشنا بود و صدای خوشی هم داشت.
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif ۲
وقتی بچه بودیم، همه می‌نشستیم و مادرم قرآن می‌خواند؛ خیلی هم قرآن را شیرین و قشنگ می‌خواند. ما بچه‌ها دورش جمع می‌شدیم و برایمان به مناسبت، آیه‌هایی را که در مورد زندگی پیامبران است، می‌گفت. من خودم اوّلین بار، زندگی حضرت موسی(ع)، زندگی حضرت ابراهیم(ع) و بعضی پیامبران دیگر را از مادرم – به این مناسبت – شنیدم. قرآن‌که می‌خواند، به آیاتی که نام پیامبران در آن است می‌رسید، بنا می‌کرد به شرح دادن.
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif ۳
بعضی از شعرهای حافظ که هنوز – بعد از سنین نزدیکِ شصت سالگی – یادم است، از شعرهایی است که آن وقت از مادرم شنیدم. از جمله، این دو بیت یادم است:
سحر چون خسرو خاور عَلَم در کوهساران زد   به دست مرحمت یارم در امّیدواران زد
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند   گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif ۴
(مادرم) خانمی بود خیلی مهربان، خیلی فهمیده و فرزندانش را هم – البته مثل همه‌ی مادران – دوست می‌داشت و رعایت آنها را می‌کرد. پدرم عالِم دینی و ملّای بزرگی بود. برخلاف مادرم که خیلی گیرا و حرّاف و خوش برخورد بود، پدرم مردی ساکت، آرام و کم حرف می‌نمود؛
که این تأثیرات دوران طولانی طلبگی و تنهایی در گوشه‌ی حجره بود. البته پدرم تُرک زبان بود – ما اصلاً تبریزی هستیم؛ یعنی پدرم اهل خامنه‌ی تبریز است – و مادرم فارس زبان. ما به این ترتیب از بچگی، هم با زبان فارسی و هم با زبان ترکی آشنا شدیم و محیط خانه محیط خوبی بود. البته محیط شلوغی بود؛ منزل ما هم منزل کوچکی بود. شرایط زندگی، شرایط باز و راحتی نبود و طبعاً اینها در وضع کار ما اثر می‌گذاشت.
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif۵
چیزی که حتماً می‌دانم برای شما جالب است، این است که من همان وقت، معمّم بودم؛ یعنی در بین سنین ده و سیزده سالگی – که ایشان سؤال کردند – من عمامه به سرم و قبا به تنم بود! قبل از آن هم همین‌طور. از اوایلی که به مدرسه رفتم، با قبا رفتم؛ منتها تابستانها با سرِ برهنه می‌رفتم، زمستان که می‌شد، مادرم عمامه به سرم می‌پیچید.

مادرم خودش دختر روحانی بود و برادران روحانی هم داشت، لذا عمامه پیچیدن را خوب بلد بود؛ سرِ ما عمامه می‌پیچید و به مدرسه می‌رفتیم. البته اسباب زحمت بود که جلوِ بچه‌ها، یکی با قبای بلند و لباس نوع دیگر باشد. طبعاً مقداری حالت انگشت‌نمایی و اینها بود؛ اما ما با بازی و رفاقت و شیطنت و این‌طور چیزها جبران می‌کردیم و نمی‌گذاشتیم که در این زمینه‌ها خیلی سخت بگذرد.

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif ۶
دورانهای کلاس اوّل و دوم و سوم را که اصلاً یادم نیست و الان هیچ نمی‌توانم قضاوتی بکنم که به چه درسهایی علاقه داشتم؛ لیکن در اواخر دوره‌ی دبستان – یعنی کلاس پنجم و ششم – به ریاضی و جغرافیا علاقه داشتم.

خیلی به تاریخ علاقه داشتم، به هندسه هم – بخصوص – علاقه داشتم. البته در درسهای دینی هم خیلی خوب بودم؛ قرآن را با صدای بلند می‌خواندم – قرآن‌خوانِ مدرسه بودم – یک کتاب دینی را آن وقت به ما درس می‌دادند – به نام تعلیمات دینی – برای آن وقتها کتاب خیلی خوبی بود؛ من تکّه‌هایی از آن کتاب را که فصل، فصل بود، حفظ می‌کردم.

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif ۷
به‌هرحال، گاهی انسان به فکر آینده می‌افتد؛ اما من از این‌که چه زمانی به فکر آینده افتادم، هیچ یادم نیست. این‌که در آینده‌ی زندگی خودم، بنا بود چه شغلی را انتخاب کنم، از اوّل برای خود من و برای خانواده‌ام معلوم بود. همه می‌دانستند که من بناست طلبه و روحانی شوم. این چیزی بود که پدرم می‌خواست و مادرم به شدّت دوست می‌داشت. خود من هم علاقه‌مند بودم؛ یعنی هیچ بی‌علاقه به این مسأله نبودم.

اما این‌که لباس ما را از اوّل، این لباس قرار دادند، به این نیّت نبود؛ به خاطر این بود که پدرم با هر کاری که رضاخان پهلوی کرده بود، مخالف بود – از جمله، اتّحاد شکل از لحاظ لباس – و دوست نمی‌داشت همان لباسی را که رضاخان به زور می‌گوید، بپوشیم. می‌دانید که رضاخان، لباس فعلی مردم را که آن زمان لباس فرنگی بود و از اروپا آمده بود، به زور بر مردم تحمیل کرد. ایرانیها لباس خاصی داشتند و همان لباس را می‌پوشیدند. او اجبار کرد که بایستی این‌طور لباس بپوشید؛ این کلاه را سرتان بگذارید!

پدرم این را دوست نمی‌داشت، از این جهت بود که لباس ما را همان لباس معمولی خودش که لباس طلبگی بود، قرار داده بود؛ اما نیّت طلبه شدن و روحانی شدن من در ذهنشان بود. هم پدرم می‌خواست، هم مادرم می‌خواست، خود من هم می‌خواستم. من دوست می‌داشتم و از کلاس پنجم دبستان، عملاً درس طلبگی را در داخل مدرسه شروع کردم.
گفت و شنود با جمعی از نوجوانان و جوانان ۷۶/۱۱/۱۴

 


پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR  روایت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از انجام اعمال روز عرفه در کنار خانواده در ایام نوجوانی‌شان را منتشر کرد. این خاطره در قالب کلیپ صوتی «عرفه‌ای در کنار مادرم» تهیه و تدوین شده است. رهبر انقلاب این خاطره را در جریان گفت‌وشنود با جمعی از جوانان و نوجوانان در تاریخ ۱۳۷۶/۱۱/۱۴ بیان کرده‌اند.

عرفه‌ای در کنار مادرم

دریافت صوت کیفیت عالی ۴ مگابایت

یادم است هنوز بالغ نبودم که اعمال روز عرفه را بجا آوردم. اعمال آن روز، طولانی هم هست – لابد آشنا هستید؛ خیلی از جوانان با آن اعمال آشنا هستند – چند ساعت طول میکشد. اعمال، از بعد از نماز ظهر و عصر شروع میشود و اگر انسان بخواهد به همه آن اعمال برسد، شاید تا نزدیک غروب – روزهای نه چندان بلند – به طول میانجامد.

آن وقت من یادم است که با مادرم – چون مادرم هم خیلی اهل دعا و توجّه و اعمال مستحبّی بود – میرفتیم یک گوشه حیاط که سایه بود – منزل ما حیاط کوچکی داشت – آن‌جا فرش پهن میکردیم – چون مستحب است که زیر آسمان باشد – هوا گرم بود؛ آن سالهایی که الان در ذهنم مانده، یا تابستان بود، یا شاید پاییز بود، روزها نسبتاً بلند بود. در آن سایه مینشستیم و ساعتهای متمادی، اعمال روز عرفه را انجام میدادیم. هم دعا داشت، هم ذکر و هم نماز. مادرم میخواند، من و بعضی از برادر و خواهرها هم بودند، میخواندیم. دوره جوانی و نوجوانی من این‌گونه بود؛ دوره اُنس با معنویات و با دعا و نیایش.

تصاویری از مقام معظم رهبری در سال ۶۵ ,مشهد مقدس

۰ سال ها پیش در چنین روزهایی، مشهد مقدس شاهد برگزاری کنگره جهانی امام رضا (ع) با پیام و حضور حضرت آیت الله خامنه ای ریاست جمهوری وقت بود. در این سفر ایشان ضمن حضور در این کنگره و ارائه بیاناتی در تحلیل زندگی علمی و سیاسی حضرت علی ابن موسی الرضا(ع)، از کتابخانه آستان … ادامه خواندن “تصاویری از مقام معظم رهبری در سال ۶۵ ,مشهد مقدس”

۰
سال ها پیش در چنین روزهایی، مشهد مقدس شاهد برگزاری کنگره جهانی امام رضا (ع) با پیام و حضور حضرت آیت الله خامنه ای ریاست جمهوری وقت بود. در این سفر ایشان ضمن حضور در این کنگره و ارائه بیاناتی در تحلیل زندگی علمی و سیاسی حضرت علی ابن موسی الرضا(ع)، از کتابخانه آستان قدس رضوی نیز بازدید و با علمای شهر نیز دیدار نمودند. آنچه پیش روی شماست تصاویری از این سفر تاریخی است.
توجه : با کلیک روی تصاویر , نسخه با کیفیت عکس را می‌بینید.

منیع: (+)

 

با آقای جنتی حرف زیاد داریم/ در عرصه فرهنگ اشکال جدی داریم

۰ به نقل از khamenei.ir، مهدی قزلی حاشیه‌ای بر جلسه دیدار رهبری با شعرا نوشته‌ که در ادامه می‌آید: مثل همیشه رمضان که به نیمه می‌رسد مثل یک رسم ریشه‌دار شعرا به جنب و جوش می‌افتند. حیاط حوزه هنری در بعدازظهر این روز گواه این شور و جنب‌وجوش است. جوان و پیر، خندان و بشاش … ادامه خواندن “با آقای جنتی حرف زیاد داریم/ در عرصه فرهنگ اشکال جدی داریم”

۰

به نقل از khamenei.ir، مهدی قزلی حاشیه‌ای بر جلسه دیدار رهبری با شعرا نوشته‌ که در ادامه می‌آید:

مثل همیشه رمضان که به نیمه می‌رسد مثل یک رسم ریشه‌دار شعرا به جنب و جوش می‌افتند. حیاط حوزه هنری در بعدازظهر این روز گواه این شور و جنب‌وجوش است. جوان و پیر، خندان و بشاش و خوش‌پوش جابه‌جا مشغول گفت و گپ می‌شوند و گهگاهی چشم به ساعت دارند که کی خواهند رفت.

کمی مانده تا غروب بالأخره با دو اتوبوس شرکت واحد از حوزه هنری سرازیر می‌شوند شعرا به سمت انتهای خیابان فلسطین، به سمت خانه واقعی شعر و شاعران. دیگر برای کسی جای شک نیست که این جلسات تأثیر وثیقی بر جریان شعر معاصر گذاشته است. یکی از گواه‌های این حرف هم سبقت شعرا برای شرکت و شعرخوانی در این مجلس است.

حاشیه‌نگاری مهدی قزلی از دیدار نیمه رمضان امسال شعرا با امام خامنه‌ای

جمع شاعران در بیت سرحالتر هستند. هرچند هوا گرم است و روزه ۱۶-۱۷ ساعتی مردافکن، ولی شادابی جمع به چشم می‌آید. در حیاط پردرخت بیت رهبری فرش پهن شده و شعرا می‌نشینند. یکی از مسئولین برنامه فاضل نظری و محمدمهدی سیار را صدا می‌زند بروند صف جلو. بعدتر هم سبزواری و مجتبی رحماندوست و حدادعادل و گرمارودی. حیاط بوی نم و آب‌خوردگی می‌دهد.

قزوه و مؤمنی محل رجوع و سؤال مجریان برنامه هستند. ‫پشت سرم محمدکاظم کاظمی و سعیدی راد نشسته‌اند به صحبت. کاظمی خاطره کتابی را می‌گوید که این کتاب یک جور رمان تاریخی از وضعیت ۵۰ سال اخیر افغانستان.

یک روز محمدحسین جعفریان اطلاع داد که آقا این کتاب را خوانده و نظراتی هم درباره‌اش دارند. من متعجب ماندم کتابی که پخش نشده چطور دست ایشان رسیده و چطور ایشان ۱۶۰۰ صفحه کتاب را با این سرعت خواندند. بعدتر متوجه شدیم یک نسخه از کتاب در نمایشگاه کتاب به ایشان هدیه شده و همان را خوانده‌اند.

توی دلم چند بار ۱۶۰۰ صفحه را تکرار کردم و در ذهنم ورق زدم. خیلی زیاد است! با خودم گفتم کاش آقا کتاب ۳۰۰ صفحه‌ای من را هم می‌خواندند.

خانم‌ها ایستاده صحبت می‌کنند. بچه‌های اجرایی می‌روند و می‌آیند. یک نفر دفترها و کتاب‌های میهمانان را با خودش می‌آورد. شعرا می‌روند سراغ کتاب و دفترشان و باز صف‌ها به هم می‌خورد. یک نفر شوخی می‌کند که: یکی خوبش را برای ما سوا کن.

همان که یک بغل کتاب با خودش آورده بود، این بار یک بغل نامه می‌آورد که باز جماعت برای پیدا کردن مال خودشان جاکن می‌شوند. نامه‌ها زیاد است و در این زیاد بودن سه نکته دم دستی: اول اینکه در خیلی موارد مشکلی هست که باید حل شود. دوم اینکه راه حل مشکل، در یک جایی مشکل دارد که به صورت معمول حل نمی‌شود و سوم اینکه این جماعت به خوانده شدن نامه‌هایشان اطمینان و امید فراوان دارند.

به امید روزی که در نامه به مسئولان، چیزی از جنس طرح مشکل نباشد.

چند نفر با سر و شکل غیرایرانی هم در جمع هستند. از همان حیاط حوزه هنری به چشم می‌آمدند. خارجی‌هایی که یک جوری به شعر فارسی ربط دارند. به آقای مؤمنی گفته بودم به این مهمان‌ها پیشنهاد دهد سفرنامه آمدنشان به ایران را بنویسند. حضور این فارسی‌زبان‌ها و تنفس‌شان در این مجلس برای جغرافیای تمدنی فارس‌ها مهم است، خیلی مهم.

سمت راستی‌­ام از کسی که سمت چپم نشسته سؤال می‌کند: فرزانه خجندی و همسرش را می‌توانم ببرم جایی؟ این‌ها که نام برد از مهمانان خارجی حوزه هنری بودند. ادامه که دادند حرف‌هایشان را، فهمیدم یک بار در خانه آن‌ها در تاجیکستان مهمان بوده و حالا می‌خواهد ببردشان خانه‌اش به میهمانی. سمت چپی گفت: همه‌شان را اگر می‌بری، کمکت کنم. سواکردنی نیست!

خورشید افق را نارنجی کرده و دیگر هوا گرفته شده است. این حدود ۱۰۰ نفر مهمان، صف‌هایشان به باغچه و چمن کشیده. هوا دم دارد. همین موقع‌هاست که آقا می‌آیند. شعرا بلند می‌شوند به احترام و آقا با لبخند جلو می‌آیند، به چشم‌های هر که می‌شود نگاه می‌کنند و سر تکان می‌دهند به سلام. با این حضور قبل از اذان عملاً دیدار شروع می‌شود. برعکس بیشتر دیدارهای ماه رمضان که با افطار تمام می‌شود، این برنامه تازه با افطار وارد بخش اصلی می‌شود.

بزرگترها که جلو نشسته‌اند سلام می‌کنند. قبل از همه پیرمرد پاکستانی قابی را به آقا هدیه می‌دهد که گویا شعری از خودش در آن خوشنویسی شده. قزوه تند تند توضیح می‌دهد که پیرمرد کیست و قاب چیست. پیرمرد چیزهایی می‌گوید که نمی‌شنوم ولی آقا تواضع می‌کنند و به پیرمرد می‌گویند: قابل این حرف‌ها نیستیم ما!

شاعرها اول کار آرامند و با همان آرامش ظاهری سعی می‌کنند پیشروی کنند سمت صندلی آقا ولی این حرکتِ ناخودآگاهِ عمومی کم‌کم سرعت می‌گیرد و مجریان جلسه و حتی محافظان غافلگیر می‌شوند.

سال قبل هم دیده بودم این ازدحام با ترکیب کت و شلوارهای پلوخوری جماعت، باعث عرق‌ریزان‌شان می‌شود. هوا دیگر گرگ و میش شده. یک روحانی چفیه آقا را می‌گیرد. انگار داستان علاقه این ملت به چفیه آقا تمام شدنی نیست! حلقه دور صندلی آقا تنگ‌تر می‌شود تا اینکه ایشان از جا بلند می‌شوند. جماعت قدمی عقب می‌گذارند بفهمند ماجرا چیست که آقا، حمید سبزواری را بغل می‌کنند. شاعری که روزی خانه‌اش پاتوق شعر انقلابی بوده و آقا هم آنجا رفت‌وآمد داشته. بعد از او فرید هم با آقا معانقه می‌کند.

آقا دوباره می‌نشینند. پیرمردی علایی‌نام، از بازماندگان واقعه پیشوای ورامین و کشتار ۱۵ خردادش با آقا سلام و علیک می‌کند و از پسر و داماد شهیدش می‌گوید و کتابی می‌دهد. جوانی بعد از او جلو می‌آید و در گوش آقا چیزی می‌گوید. مسئولین بلندش می‌کنند که طولانی نکند حرف خصوصی را. جواد شیخ الاسلامی می‌نشیند و می‌گوید شاعر میثم مطیعی (مداح) است و شعرهایش را می‌دهد. زود هم بلند می‌شود که ظلم به بقیه نباشد.

نوجوانی با یک بسته نامه می‌نشیند جلوی پای آقا. آقا با لبخند می‌پرسند: این همه نامه؟ پسر می‌گوید: مال من نیست. بچه‌های قم دادند بدم بهتان. بعدی که می‌نشیند فقط از حرف‌ها می‌فهمم از بندر دَیر آمده. ردیف دندان‌های سفیدش از پس لبخندش پیداست. جوان دیگری می‌نشیند که دانه‌های درشت عرق روی پیشانی اش مثل شبنم نشسته است. آقا با دست چپ دست می‌کشند به پیشانی پسر و پدرانه عرق‌ها را پاک می‌کنند.

با اینکه نزدیک آقا هستم ولی صدای صحبت‌ها را خوب نمی‌شنوم. یک نفر می‌نشیند و می‌گوید: … اردبیلدَن گلمیشم… و گزارشی می‌دهد به زبان ترکی. آقا هم جواب می‌دهند: سلام یتیر! حرف‌های جوان بعدی را نمی‌شنوم ولی متوجه می‌شوم آقا به او می‌گویند: خدا دلتان را گرم نگهدارد.

تمام تنمان عرق شده. چراغ‌ها هم روشن می‌شود. یک نفر جلو می‌آید صورت آقا را می‌بوسد و می‌گوید: دوستتون داریم، خیلی دوستتون داریم. منتظر عکس‌العمل ایشان هم نمی‌ماند و می‌رود.

بعدی هم می‌آید و می‌خواهد آقا دعا کند برای شهادتش. جوانی می‌گوید: فداتون بشم آقا. آقا دست روی صورت جوان می‌گذارند و جلو میکشندش که صدایش را خوب بشنوند. بعدی جوانی ترکه‌ای و تُرک است که فارسی حرف می‌زند: از تبریز آمدم، ۱۰ ساله منتظر این لحظه‌ام. خدا شما را برای ما نگه دارد. آقا بحث را عوض می‌کنند و جزو‌ه‌ای که دست پسر هست را می‌گیرند و می‌گویند: ببینم شعرت را!

روحانی جوانی می‌نشیند و می‌گوید: نوه شفیعی هستم، ابوی هم سلام رساندند و کتابی می‌دهد. آقا می‌گویند من شعرهای این کتاب را خواندم. دوتا اسم شفیعی توی کتاب هست. طلبه جا می‌خورد و تعجب می‌کند. می‌گوید: بله… چیزه… یکی من هستم، یکی هم پسرعمویم.

یک جوان افغان جلو می‌آید و سلام می‌کند. قزوه می‌گوید جوان از کابل آمده. آقا می‌گویند: اوضاع شعر در کابل خوب هست؟ جوان لبخند می‌زند و جزوه‌ای می‌گیرد سمت آقا و می‌گوید: این اولین مجموعه شعر عاشورایی افغانستان است که من جمع کردم. بعد جزوه دیگری می‌دهد و ادامه که: این هم اولین مجموعه شعر انتظار.

اگر کلمه «اولین» در جملات جوان دقیق نباشد، لااقل توصیف‌کننده وضع افغانستان هست. یعنی معلوم می‌شود مجموعه شعر با رنگ و بوی تشیع آنجا نیست یا کم است. جوان افغان که نشست فکر کردم به برکت انقلاب اسلامی، برای شیعه بودن و ابراز کردن آن دچار محدودیت و ناامنی نیستیم. و البته مثل ماهی داخل آب از نعمت آب غفلت داریم.

محمدکاظم کاظمی هم آمد به سلام کردن و آقا جمله‌ای تکراری به او گفتند: من شما را خیلی دوست می‌دارم. سال‌های قبل هم این را شنیده بودم. گویی نگاه و راه کاظمی را آقا خیلی می‌پسندند.

بعد از افغان یک نفر دست آقا را می‌گیرد و می‌گوید: بأبی و امی و نفسی. این جمله‌اش را دو سه بار تکرار می‌کند و همین وقت کسی گوشه حیاط اذان می‌گوید: الله اکبر… الله اکبر…

اذان تنها چیزی است که در این دیدار می‌تواند حلقه اطراف آقا را از هم بگسلد و صفوف نماز را مرتب کند.

وقتی می‌رسم سر سفره افطار، کنارم جواد زمانی را می‌بینم. خوش و بش می‌کنیم و نگاه می‌کنم به سفره. مثل قبل، افطاری ساده است و مثل قبل تعمد دارم بنویسم کمی سبزی و پنیر و خرما و شکر و حلوا و چای و آب و نان و نمک، افطار است و غذا هم یک نوع، مثل همیشه پلو مرغ! (البته یک زمانی که مرغ یکدفعه گران شد، غذای آقا هم شد فسنجان با گوشت چرخ کرده قلقلی!)

همه ماها اگر همین سفره را برای مهمانی‌ها و افطار پهن کنیم اوضاع چشم و هم چشمی درست می‌شود.

هنوز جاگیر نشده‌ایم که آقا می­‌رسند. همه بلند می‌شوند، ما هم. آقا به ما که می‌رسند، با زمانی سلام و علیک می‌کنند. بعد رو به من می‌کنند و سلام سریعم را جواب می‌دهند. عادت نداشتم از سلام به آقا در این جلسات، بیش از جواب سلام بگیرم.

اما ایشان می‌ایستند و با لبخند می‌گویند: شما آقای قزلی هستید نه؟ بله را با دست‌پاچگی می‌پرانم؛ ایشان ادامه می‌دهند: کتاب «پنجره‌های تشنه» شما را خواندم، الحمدلله خیلی کتاب خوبی از آب درآمده بود. می‌گویم: ببخشید، زحمت کشیدید. روبرمی‌گردانند به سمت جای خودشان و البته می‌گویند: نه، کتاب خواندن که زحمت نیست!

وقتی می‌نشینم متوجه می‌شوم تمام تنم عرق کرده، این بار نه از سرما. باید بگذارم به حساب عظمت و ابهت این مرد. یاد حرف‌های کاظمی افتادم و دلخواسته‌ام!

سر شام گاهی حدادعادل و محسن مؤمنی چیزهایی به آقا می‌گفتند. گاهی هم ایشان چیزی می‌پرسیدند. آقا از محسن مؤمنی درباره علی معلم سوال می‌کنند و غیبتش. مؤمنی هم از کسالت معلم می‌گوید و البته نمی‌گوید زیر سِرُم است تا شاید آقا را زیادی نگران نکند. آقا هم می‌گویند: از طرف من حال‌پُرسشان باشید.

این وسط یکی دو نفر هم می‌روند جلو صحبتی می‌کنند و گپی می‌زنند.

بعد از شام و افطار آقا می‌روند که به خانم‌ها هم سری بزنند. بیرون توی حیاط یک بار دیگر می‌بینم‌شان، به حرف‌های سیدعبدالله حسینی گوش می‌کنند. حسینی می‌گوید لباسی هست که امام در آن نماز خوانده‌­­اند و از آقا هم می‌خواهد در آن نماز بخوانند. آقا می‌گویند: وقتی لباس با بدن امام متبرک شده دیگر من چه کاره‌ام. حالا من هم برای تبرک گرفتن آن را می‌گیرم. این تواضع از جنس تصنع نبود، از جنس ارادت بود.

محمدحسین جعفریان به عادت همیشه در حیاط ایستاده تا آقا را ببیند. دیده‌بوسی می‌کند و کتاب و مجله می‌دهد و با هم می‌روند سمت حسینیه. در راه آقا درباره یک نویسنده افغان می‌پرسند و البته جواب جعفریان را نمی‌شنوم.

وقتی آقا وارد حسینیه می‌شوند، جمعیت به صلوات از روی صندلی‌ها بلند می‌شوند. آقا می‌روند بینشان و هر که سلام می‌کند، جوابش را می‌دهند. به شهرام شکیبا که می‌رسند، می‌ایستند و صحبتی می‌کنند. از اینکه برنامه تلویزیونی‌اش را می‌بینند و اینکه خوب است و چند نکته را یادآوری می‌کنند.

بعد می‌روند می‌نشینند در مرکز جلسه. رضا رفیع می‌رود پیش آقا و برمی‌گردد. هنوز قاری قرآن نخوانده که آقا، امیری اسفندقه را صدا می‌زنند. امیری می‌رود و می‌نشیند جلوی آقا، دست روی زانوی ایشان می‌گذارد و چند دقیقه صحبت می‌کنند. حضار بدشان نمی‌آید از حرفها سردربیاورند اما گویا نمی‌شود. آقا لبخندی می‌زنند و امیری بلند می‌شود سر جایش می‌نشیند.

ساعت حدود ۱۰ است که قاری قرآن خواند و جلسه با شعری از قزوه درباره رمضان شروع می‌شود.

قزوه می‌گوید به رسم مهمان‌نوازی از خارجی‌ها شروع می‌کند و به رسم ادب از سالخورده این جمع که همان استاد پاکستانی است: «ظهیر احمد صدیقی» که حافظ کل قرآن است و استاد همان دانشگاهی که علامه اقبال لاهوری در آن درس خوانده و درس داده. ظهیر احمد با لهجه‌ای بسیار سخت شعر می‌خواند:

ای عزیزان عجم! ای صاحبان دین و دل

دیدن خضر و مسیحا هست دیدار شما

شعرش خیلی خوب است. ایرانی‌ها و پاکستانی‌ها را خیلی نزدیک و برادر دیده در این شعر و همین باعث می‌شود آقا و البته حضار لابه‌لای شعرخوانی تشویقش کنند. آقا هم بعد از پایان شعر او را پروفسور خطاب می‌کنند و می‌گویند: شعر خوب و خوش‌مضمون و خوش‌لفظ و خوش‌جهتی بود.

ظهیر احمد هم تأکید می‌کند هر چه هست و هرچه دارد از ایران و ایرانی‌ها دارد.

بعد از او قزوه شاعری هندی و هندو را معرفی می‌کند. موقع نماز دیدمش که نشسته روی صندلی کنار محمدحسین جعفریان و هیچ دورخیزی برای نماز خواندن نداشت. حکمتش معلوم می‌شود! اسمش «بلرام شکلا» است و جالب اینکه شعرش درباره حضرت علی (علیه السلام) :

به من رساند نسیم سحر سلام علی

برهمن‌ام که شدم چون عجم غلام علی

شعرش را با لحنی شیوا می‌خواند. هر بیت که تمام می‌شود جمع تشویقش می‌کند و احسنت می‌گوید. آقا هم بعد از شعر تشویقش می‌کنند و می‌گویند: إن‌شاءالله مشمول کمک و عنایت آن بزرگ قرار بگیرید.

مؤمن قناعت به معرفی قزوه نام درخشان شعر تاجیکستان است که قرار می‌شود شعر بخواند. قزوه توضیح می‌دهد در زمان شوروی سابق، قناعت به عنوان وکیل تاجیکستان در پارلمان با گروهی از نمایندگان شوروی رفته به یکی از کشورهای خلیج برای میانجی‌گری در ماجرای جنگ. آنجا یکی از شیوخ خلیج به او اصرار می‌کند شعر بخواند و آقای قناعت شعری می‌خواند.

بعد خواهش می‌کند او همان شعر را اینجا بخواند. قزوه ۳-۴ بار خلیج فارس را خلیج می‌گوید و من منتظرم آقا چیزی به قزوه بگویند. اما قناعت شروع می‌کند:

از خلیج فارس می‌آید نسیم فارسی

ابر از شیراز می‌آید چو سیم فارسی

شعر قناعت هم خیلی مورد توجه آقا و حضار قرار می‌گیرد. بعد از هر بیت آفرین و احسنت از هر گوشه جلسه بلند می‌شود. آقا بعد از شعر تشویقش می‌کنند و می‌گویند: به یاد آقای قزوه هم آوردید که بگویند خلیج فارس نه خلیج.

نوبت رسید به «آنابرزینا»، بانوی اوکراینی که دکتری زبان فارسی را از دانشگاه تهران گرفته و در مسکو استاد دانشگاه است. فارسی را خیلی خوب صحبت می‌کند. شعر خواندنش هیچ لحن ندارد:

این خاک گهربار که ایران شده نامش

شیری است که در بین دو دریاست کنامش

آقا بعد از شعر گفتند: آفرین آفرین. طیب‌الله أنفاسکم. نفر بعد فرزانه خُجندی است که از بزرگان شعر تاجیکستان محسوب می‌شود. می‌گویند رئیس‌جمهور فقید تاجیکستان اسم دخترش را به خاطر این شاعر گذاشته فرزانه! قزوه هم تکمیل می‌کند که یک زمانی قیصر امین‌پور کتاب او را در انتشارات سروش چاپ کرده. فرزانه خجندی شعر می‌خواند و بعد از او نوبت می‌رسد به سیده تکتم حسینی که شاعره افغان و مهاجر است. او کاملاً مثل ما فارسی صحبت می‌کرد.

نشسته برف پیری روی مویت، دلم می‌خواست تا باران بگیرد

تنت از خستگی خرد و خمیر است، بیا تا خانه بوی نان بگیرد

آقا، خانم حسینی را هم خیلی تشویق می‌کنند و آفرین می‌گویند. بعد از پایان شعر هم این تکه شعر را زمزمه می‌کنند: برای برگ‌های زرد عمرم، بگو جنگل حنابندان بگیرد.

نفر بعد خانم غزاله شریفیان است:

بدون مقصد پایانه‌ها شبیه هم‌اند

همین که دور شوی خانه‌ها شبیه هم‌اند

بعد از او هم انسیه سادات هاشمی:

مزه عشق به این خوف و رجاهاست رفیق!

عاشقی بازی آزار و تسلاست رفیق!

هر دو شاعر شعرشان با آفرین‌های آقا تشویق می‌شود.

نوبت به آقایان می‌رسد و اول حسین عباسپور که شعری برای امام حسن (علیه‌السلام) می‌خواند:

بارها از سفره‌اش با این که نان برداشتند

روز تشییع تنش تیر و کمان برداشتند

 

رضاشیبانی، نفر بعدی است با شعری امام زمانی (عجل‌الله‌فرجه) :

طلوع می‌کنی آخر، به نور و نار قسم

به آسمان، به افق‌های بی‌سوار قسم

شیبانی در جایی از شعرش می‌خواند:

به خون نشسته دلم مثل قالی تبریز

به حلقه و گره و مرگ و چوب دار قسم

دلم شبیه گسل‌های شهر تبریز است

به این سکوت… به این صبر پایدار قسم

کجا روم که دمی شهریار خود باشم؟

نه شهر مانده… نه یاری… به شهریار قسم

همین ابیات بهانه می‌شود تا آقا بگویند: تبریزلی سن ها؟ از ترویج قالی تبریز در شعر معلوم است. شهریار هم مثل شما بوده در این سن و سال. من همیشه گفتم اینجا منزل اول شماهاست. منزل آخر نیست. تازه باید شروع کنید به بهتر بودن و بهتر شدن. إن‌شاءالله از شهریار هم جلو بزنید.

علی فردوسی، شاعر جوان بعدی است با شعری تقدیمی به مردم غزه:

ناگاه بی‌مقدمه آمد به حرف، سنگ

این گونه گفت و سخت مرا بیقرار کرد

تنها به یک جوان فلسطینی‌ام بده

با من ببین که می‌شود آنگه چه کار کرد!

آقا شعر و شاعر را تشویق می‌کنند و می‌گویند: آفرین خیلی خوب بود. مضمون و لفظ و جهت، همه خوب بود. کاربردهای مختلف سنگ را سروده بودید. کمی مکث کردند بعد زمزمه که:

هر سنگ که بر سینه زدم نقش تو بگرفت

آن هم صنمی بهر پرستیدن من شد

شاعر کرجی، علی قنبری، شعری درباره امام رضا (علیه‌السلام) می‌خواند:

هرچند که در شهر تو بازار زیاد است

باید برسم زود… خریدار زیاد است

من دربه‌در پنجره‌فولادم و دیری است

بین من و آن پنجره دیوار زیاد است

مصرع به مصرع و بیت به بیت آفرین و خیلی خوب نثار شعر این جوان می‌شود تا شعرش تمام شود.

وسط شعر وقتی قنبری می‌رسد به این بیت که:

گندم به کبوتر بدهم؟ شعر بگویم؟

آخر چه کنم در حرمت کار زیاد است

آقا بی‌درنگ گفتند: زیارت از همه بهتر است! جمع که با دقت داشتند گوش می‌کردند، همه خندیدند.

احمد بابایی جوان بعدی است که با توجه به اوضاع روز عراق شعری می‌خواند.

دیگر رهبر انقلاب نمی‌توانند شادی و شعفشان را از شعرهای خوب جوان‌ها پنهان کنند و می‌گویند: جوان‌ها امشب ماشاءالله غوغا کردند!

بعد از این نوبت به «علی سلیمانی» می‌رسد و پس از او به «محمدحسین ملکیان» که شعری با موضوع جنگ بخواند:

جنگ یک جدول تناسب بود، تا جوابش همیشه این باشد

پدرم ضربدر چهل درصد، حاصلش بخش بر زمین باشد

عده‌ای را ضریب منفی داد، عده‌ای را به هیچ قسمت کرد

تا هر آن کس که سوء نیت داشت، تا ابد زیر ذره‌بین باشد

شعر که تمام می‌شود آقا از ملکیان می‌پرسند: شما فرزند جانباز هستید؟ جواب مثبت او را که می‌گیرند ادامه می‌دهند: به ایشان سلام من را برسانید.

میثم داودی شعری درباره امام هادی (علیه‌السلام) می‌خواند و آقا حسابی تشویقش می‌کنند. هم او را و هم تعمیم می‌دهند به بقیه: آفرین به جوانها!

مهدی نظارتی هم قرار می‌شود شعری سپید بخواند برای مردم غزه. او که می‌خواند جو جلسه سنگین می‌شود. بین این همه کلاسیک‌خوان، سپید خواندن سخت است. آقا بعد از شعر او می‌گویند: خوب بود. با اینکه من با شعر سپید مأنوس نیستم ولی شعر شما را متوجه شدم. بعضی کنایه ظریف آقا به شعر سپید را درمی­‌یابند و لبخند می‌زنند.

سعید طلایی مسئولیت خواندن شعر طنز را در جلسه به عهده گرفته است. شعری درباره نماز خواندن آدم‌های سبک‌سر!

فکرم همه جا هست، ولی پیش خدا نیست

سجاده زردوز که محراب دعا نیست

از شدت اخلاص من عالم شده حیران

تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست!

از کمیت کار که هر روز سه وعده

از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست

یک ذره فقط کُندتر از سرعت نور است

هر رکعت من حائز عنوان جهانی است!

آقا اینجای شعر با لخند می‌گویند: باید در کتاب گینس ثبت کنید! و جمع می‌خندد.

این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟

چندی است که این حافظه در خدمت ما نیست

ای دلبر من! تا غم وام است و تورم

محراب به یاد خم ابروی شام نیست

هر سکه که دادند دو تا سکه گرفتند

گفتند که این بهره بانکی است، ربا نیست!

از بس که پی نیم وجب نان حلالیم

در سجده همان رونق اگر هست، صفا نیست

به‌به، چه نمازی است! همین است که گویند

راه شعرا دور ز راه عرفا نیست!

حضار جابه‌جا با لبخندهایشان شاعر و شعرش را تشویق می‌کنند. آقا هم می‌گویند: خوب بود، خدا این نماز را از شما قبول کند! و باز جمع می‌خندد.

بلال کمالی شعر ترکی می‌خواند و شریف‌صادقی شعری دیگر. آخرین کسی که قزوه معرفی می‌کند سیدعبدالله حسینی است. قزوه قبل از خواندن او توضیح می‌دهد: همه کسانی که شعر خواندند بار اولشان است.

حسینی می‌گوید اصل شعر ۵۰ بیت است که من خمسش را برای جلسه می‌خوانم. آقا می‌خندند و می‌گویند: سهم ساداتش برای خودتان، سهم امامش برای ما. جمع می‌خندد و حسینی شعر می‌خواند. بعد از شعر، آقا می‌گویند: شعر شما به «اهل عبایی» طعنه دارد که توجه به موضوع فلسطین و استکبار ندارند، البته باید توجه کنید آن کسانی که توجه لازم را دارند هم از همین اهل عبا و روحانیان هستند. خوب است نیمه پر لیوان را هم ببینید.

قزوه اعلام می‌کند جلسه به پایانش رسیده و عنان کار را می‌سپرد دست آقا. می‌خواهد اگر ایشان کسی مدنظرشان است نام ببرند برای شعر خواندن و اگر نه خودشان صحبت کنند. آقا به خنده و شوخی می‌گویند:

کاش امشب همگی شعر بخوانند اینجا

بعد از آن تا سحری جمله بمانند اینجا

همه می‌خندند و برایشان معلوم است که امکان ندارد. به هرحال آقا به زکریا اخلاقی و حدادعادل و امیری اسفندقه هم تعارف می‌کنند شعر بخوانند. بعد از اینها هم آقای محمدی گلپایگانی. آقای محمدی می‌گوید می‌داند احتمالاً آقا از شعرش راضی نباشند ولی می‌خواند. در شعر هم از آقا تعریف‌هایی می‌کند.

بعد از اتمام شعر آقا می‌گویند: شما گفتید من راضی نیستم و خواندید. بعضی خندیدند و البته بعضی جدیت آقا را متوجه شدند. آقای محمدی داشت توضیحی می‌داد که آقا گفتند: هر چه هم الآن بگویید همین معنا تقویت می‌شود.

یاد جلسه چند روز پیش افتادم که در تبیین این جلسه دکتر اسماعیل امینی گفته بود: فرق این جلسه با جلسه شعر حاکمان این است که آنها این جلسات را برگزار می‌کنند که دیگران از آنها تعریف کنند ولی آقا اگر بداند کسی می‌خواهد از ایشان به تعریف شعر بخواند اجازه نمی‌دهد. ناصر فیض هم به همین مضمون گفته بود در همان جلسه و این برخورد ایشان با شعر آقای محمدی هم شاهدش!

دیگر جمع منتظر می‌شوند صحبت‌های آقا را گوش کنند که یک نفر از خانمها می‌گوید: خانمها مظلوم هستند کمتر شعر خواندند. آقا سریع جواب می‌دهند: به نسبت تعداد خانمها و آقایان خیلی هم کم نخواندند خانمها. اسم آقایان بد دررفته ولی معمولاً بیشتر آقایان از بعضی خانمها مظلومتر هستند!

قزوه اصرار می‌کند آقا چند دقیقه‌ای صحبت کنند و جمع با صلواتی از او پشتیبانی می‌کند.

آقا شروع می‌کنند بعد از بسم‌الله. بعد از خوش‌آمدگویی و تشکر، درباب شعر چند نکته می‌گویند، اصالت داشتن دلتنگی‌ها و فردیت شاعر در شعر و به رسمیت شناختن آن. و فرع بودن همین موضوع مذکور در برابر تأثیری که شعر بر مخاطب و خلوت او می‌گذارد. آقا تأکید می‌کنند از بابت همین تأثیرگذاری، شاعر باید شعرش را غنا ببخشد مخصوصاً غنای معنوی.

توجه به وجه اجتماعی شعر هم محور دیگری از صحبت‌های ایشان است و محور این وجه اجتماعی هم عقلانیت ملازم با معنویت است. ایشان البته جریان شعر کشور را مثبت ارزیابی می‌کنند و در عین حال از شعرا می‌خواهند توجه بیش از پیش به فرهنگ و هویت ملی کشور داشته باشند و البته غنای هنری اشعارشان را هم فراموش نکنند.

صحبت‌های آقا که تمام می‌شود، شعرا صلوات می‌فرستند و باتجربه‌ها بلند می‌شوند برای خداحافظی آخر جلو می‌روند. ازدحام زیاد می‌شود. فیض و برقعی کتاب‌هایشان را می‌دهند به ایشان. آقا از کنار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که با تأخیر هم آمده بود می‌گذرند و می‌گویند: با آقای وزیر حرف زیاد داریم، در عرصه فرهنگ اشکال جدی داریم.

آقا آرام آرام می‌روند سمت دَر و شعرا آرام آرام قبول می‌کنند این سال هم شب قدر شعرش گذشت.