ملاک های انتخاب همسر مناسب به عنوان اولین گام ازدواج

معیارهای انتخاب همسر

کفویّت زمینه و بستری است که در زندگی مشترک، جایگاه‌ها را حفظ می‌کند. اوّلین گام در تربیت فرزندان این است که وقتی دختر و پسر می‌خواهند همسر انتخاب کنند، باید به تربیت فرزندشان هم توجّه داشته باشند.

دختر و پسرهایی که می‌خواهند با هم ازدواج کنند باید بدانند که آن‌ها قرار است، پدر و مادرهای فرزندان آینده باشند؛ بنابراین باید با آگاهی و دقت نظر این انتخاب خود را انجام دهند.

در عرصة تربیت کودکان، آن تربیت‌هایی موفّق هستند که مرد و زن در جایگاه خود بر اساس همان نگرش دینی و اسلامی قرار گرفته‌اند و در نتیجه بچّه‌ها هم در جایگاه خود قرار دارند. ملاک های انتخاب همسر مناسب و به اصطلاح «هم‌کفو» به عنوان اولین گام تربیت فرزندان موضوع این پرونده است.

 

 

ملاک های انتخاب همسر
ملاک های انتخاب همسر
دینداری در ازدواج

دینداری در اعمال، گفتار، اخلاق و رفتار انسان تأثیر می‌گذارد. زن و مردی که دیندار باشند می‌توانند محیط تربیتی مناسبی را برای فرزندانشان فراهم کنند. معمولاً کار امروز فرزند، نتیجةگناهان گذشتة پدر و مادر است.

در تاریخ آمده است که روزی مردم شهر به در خانهٔ یک پدر آگاه و دانشمند، شکایتی بردند و گفتند: پسر تو با سوزن‌های بزرگ لحاف دوزی مشک‌های ما را سوراخ کرده است. وقتی این پدر فکر کرد متوجّه شد که مادر این فرزند در دوران بارداری با سوزنی به انار مردم زده است؛ و کار امروز کودک، نتیجهٔ گناه آن روز مادر بوده است.

 

در روایت آمده است که همسر نادان انتخاب نکنید؛ چراکه انسان‌های نادان، انسان‌های کم اندیش هستند و خوب تفکّر نمی‌کنند. ملاک دانایی انسان‌ها، به این است که بتوانند از فکرشان در مسیر زندگی به خوبی استفاده کنند.

 

 

انتخاب همسر
انتخاب همسر

اخلاق در ازدواج

پیامبر گرامی اسلام تاکید بر اخلاق انسان ها دارند؛ چراکه اخلاق فرایندی است که در زندگی می‌تواند محیط سالمی را فراهم کند. آدم هایی که بد اخلاق هستند؛ البته نه به معنای تند خو بلکه بد اخلاقی به معنای عام؛ یعنی کسی که لجبازی می‌کند، تندی می‌کند یا دروغ می گوید؛ شایستگی همسری را ندارد.

 

اگر افراد در انتخاب دختر و پسر، به سلامت اخلاقیِ طرف مقابل توجّه نداشته باشند، بستری آلوده برای تربیت فرزندانشان فراهم می‌کنند که در آن بستر نمی‌توانند فرزندان را خوب تربیت کنند..

 

معیارهای انتخاب همسر
معیارهای انتخاب همسر

دانایی (ملاک های انتخاب همسر)

 

در روایت آمده است که همسر نادان انتخاب نکنید؛ چراکه انسان‌های نادان، انسان‌های کم اندیش هستند و خوب تفکّر نمی‌کنند. ملاک دانایی انسان‌ها، به این است که بتوانند از فکرشان در مسیر زندگی به خوبی استفاده کنند. اگر دختر و پسر در مسیر انتخاب خود به این ملاک توجّه نداشته باشند، منجر می‌شود که آن بستر تربیتی ایجاد نشود.

دانایی و عاقل بودن انسان در توانایی حل مسائل است؛ که به آن هوش می گویند. اگر این هوشمندی با پیشینهٔ دینداری و اخلاق باشد؛ قدرت حلّ مسئله در زندگی زیاد خواهد شد. به عنوان مثال اگر کودکی در محیط خانه پرخاشگری کند، پدر و مادر نادان، با تنبیه بدنی این پرخاشگری فرزند را حل می‌کنند؛ ولی انسان هوشمند و متفکّر می‌اندیشد که علّت این پرخاشگری فرزندش چیست و به حل کردن دلایل پرخاشگری می‌پردازد.

 

هوشمندی پدر و مادر در زندگی، که از آن تعبیر به قدرت حل مسئله می‌شود، می‌تواند خیلی از مسائل مربوط به تربیت فرزندان را در مسیر ایده آلی قرار دهد؛ مثلاً پدر به جای این که به فرزند خود تندی کند، تفکّر می‌کند که عامل این رفتار فرزند چه بوده است.

 

لازم به ذکر است که اختلافِ هوش و توانایی‌های حلّ مسئله در زن و مرد نباید خیلی زیاد باشد؛ یعنی مردان یا زنانی که از لحاظ توانایی ذهنی خیلی بالا هستند و قدرت حلّ مسئلهٔ بالایی دارند، با پایین تر از حدّ خود ازدواج نکنند و تناسب بین زن و مرد حفظ شود. عدم یکسان بودن هوش در زندگی به زن و مرد آسیب می‌رساند، به خصوص در تربیت فرزندان.

 

 

فرهنگ (معیارهای انتخاب همسر)
معیارهای انتخاب همسر

تناسب فرهنگی ( معیارهای انتخاب همسر )

 

نکتة بعدی در انتخاب همسر، تناسب فرهنگی والدین است. ما در سرزمینی زندگی می‌کنیم که اقوام مختلف در آن وجود دارد. فرهنگ‌های مختلف و آداب و رسوم خاصّی نیز در آن حاکم است و در هر منطقه خرده فرهنگ‌هایی وجود دارد که نمی‌توانیم نسبت به آن‌ها بی‌توجّه باشیم.

 

گاهی اوقات اگر این فرهنگ‌ها یا خرده فرهنگ‌های متضاد در محیط یک خانواده جمع شود، ممکن است منجر به این شود که بستر لازم و مناسب برای فرزندان فراهم نشود؛ زیرا این اختلاف فرهنگ‌ها باعث درگیری ذهنی بین والدین می‌شود.

 

 امروزه ما در مراکز مشاوره می‌بینیم که گاهی اوقات این اختلاف فرهنگ‌ها سالیان سال ذهن پدر و مادرها را در زندگی به خود درگیر کرده است؛ مثلاً پدر می‌خواهد آداب و رسوم مادر را تغییر بدهد و او هم می‌خواهد در رفتار همسرش تغییر ایجاد کند.

 

البته منظور ما این نیست که حتماً باید با غیر هم فرهنگ مان ازدواج کنیم؛ بلکه آن چیزی که مدّ نظر است این است که باید با شناخت کامل این اتّفاق بیفتد؛ چراکه اصل در ازدواج، شناخت زوجین نسبت به یکدیگر است.

 

اگر جوانان به این نکته توجّه نکنند، به فرزندان خود در آینده آسیب وارد کرده‌اند. بنابراین، این امربه عنوان یکی از ملاک‌های مهمّی است که باید در هنگام ازدواج به آن توجّه کرد.

امروزه ما در مراکز مشاوره می بینیم که گاهی اوقات این اختلاف فرهنگ ها سالیان سال ذهن پدر و مادرها را در زندگی به خود درگیر کرده است؛ مثلاً پدر می خواهد آداب و رسوم مادر را تغییر بدهد و او هم می خواهد در رفتار همسرش تغییر ایجاد کند.

 

 

معیارهای انتخاب همسر
معیارهای انتخاب همسر

تناسب سن (ملاک های انتخاب همسر )

 

یکی دیگر از این ملاک‌ها، تناسب سنّ دختر و پسری است که می‌خواهند با هم ازدواج کنند. منظور ما از تناسب سنّ طرفین، اختلاف سنّی آن‌ها نیست؛ بلکه منظور ما تناسب از لحاظ درک و فهم آن‌ها می‌باشد.

 

می‌دانید که تجربیات انسان‌ها اندوخته‌های بزرگی است که به واسطهٔ سن ایجاد می‌شود. سن گاهی اوقات عامل رشد شخصیت افراد و عامل رشد عقلانیت انسان است. لذا وقتی در انتخاب همسر، این تناسب بین سن دو طرف رعایت نمی‌شود، یک سری مشکلات را در زندگی به وجود می‌آورد.

 

آن چیزی که کارشناسان در قالب پیشنهاد مطرح می‌کنند، که لزوماً هم وحی منزل نیست، این است که حدوداً بین ۳ تا ۵ سال مرد باید بزرگ‌تر از زن باشد. دلیل آن هم این است که معمولاً در دختر خانم‌ها، بلوغ فکری، اجتماعی وعاطفی زودتر اتّفاق می‌افتد و در واقع این مسئله با تفاوت سن جبران می‌شود.

 

بعضی از کارشناسان معتقدند که در بالای ۲۷ سال، لزوماً نیازی به رعایت این نکته نیست. یعنی اگر این اختلاف سن کم شد یا زن و مرد هم سن بودند، خیلی مهم نیست. چون در آن سن، زن و مرد تقریباً به رشد لازم رسیده‌اند و تناسب عقلی برقرار می‌شود. البته در اینجا نیز آسیب‌ها و مشکلات دیگری ممکن است بوجود آید.

 

درست است که یکی از ویژگی‌های انتخاب همسر، زیبایی است؛ ولی انسان باید در نگاه خود، یک دیدگاه الهی نیز داشته باشد. همهٔ انسان‌ها زیبا هستند؛ لذا افراد باید در انتخاب خود مقداری، دریچهٔ چشمشان را به طرف مقابل، الهی کند

 

 

زیبایی در انتخاب همسر
زیبایی در انتخاب همسر

زیبایی ظاهری ( انتخاب همسر )

 

ویژگی بعدی که اهمیّتی در تربیت فرزند ندارد، امّا امروزه به عنوان محورِ انتخاب همسر در جوانان، قرار گرفته است؛ زیبایی ظاهری می‌باشد. خدا همهٔ انسان‌ها را زیبا آفریده است و این دریچهٔ چشم ماست که ممکن است بعضی از افراد را نازیبا ببیند.

 

درست است که یکی از ویژگی‌های انتخاب همسر، زیبایی است؛ ولی انسان باید در نگاه خود، یک دیدگاه الهی نیز داشته باشد. همهٔ انسان‌ها زیبا هستند؛ لذا افراد باید در انتخاب خود مقداری، دریچهٔ چشمشان را به طرف مقابل، الهی کند.

 

روزی به مجنون گفتند که لیلی خیلی زشت است، چطور عاشق چنین کسی شدی؟! مجنون گفت: «اگر از دریچهٔ چشم من نگاه کنید می‌فهمید که او چقدر زیباست». زیبایی یک ملاک ترجیهی است. کارشناسان معتقدند که نهایت بُرد زیبایی در زندگیِ مشترک، حداکثر ۱۷ ماه وحداقل کمتر از ۶ الی ۷ ماه است.

انسان‌ها با اخلاق، رفتار و اندیشهٔ همدیگر زندگی می‌کنند؛ لذا نکتهٔ مهم تر از زیبایی، خصوصیّات رفتاریِ طرف مقابل می‌باشد. اکثر درخواست‌های طلاق در دادگاه خانواده، به خاطر تفاوت‌های اخلاقی، فرهنگی و اعتقادی زوجین می‌باشد و کمتر طلاقی به دلیل زشت بودن افراد شکل می‌گیرد.

 

امروزه جوانان با دیدن قیافهٔ طرف مقابل و بدون شناخت باطنی، به اصطلاح عاشق می‌شوند و زیبایی ظاهر را به زیبایی عقل و درک ترجیح می‌دهند. چهره می‌تواند برای انتخاب همسر یک ملاک ترجیهی باشد؛ لذا نباید به عنوان یک ملاک اصلی روی آن خیلی حساب باز کرد.

 

البته زیبایی در روح و روان طرف مقابل و همچنین فرزندان بی ثأثیر نیست و جوانان در شرایط اخلاقی و دینیِ برابر، باید فرد زیباتر را به عنوان همسر برگزینند. زیبایی شرط استحقاقی است و اگر دختر یا پسری در کنار کمالات دیگر زیبایی هم داشته باشد، باید برای انتخاب در اولویّت قرار گیرد.

 

 

سواد در انتخاب همسر
سواد در انتخاب همسر
تحصیلات متناسب در انتخاب همسر

یکی دیگر از ملاک های انتخاب همسر تحصیلات متناسب بین زن و مرد است؛ البته منظور ما تحصیلات دانشگاهی نیست؛ هرچند اگر اختلاف تحصیلات والدین خیلی زیاد باشد، مثلاً یکی دیپلم داشته باشد و دیگری دکترا گرفته باشد، در مسئله ای مثل تربیتی بی تأثیر نیست؛ ولی آن نکته ای که برای ما خیلی حائز اهمیّت است، این است که لزوماً تحصیلات نمی‌تواند اثر خوب تربیتی را فراهم کند.

یعنی اگر پدر و مادری هر دو تحصیلاتشان مثلاً فوق لیسانس باشد، نمی‌توانیم بگوییم دیگر خیالمان باید راحت باشد و این‌ها قطعاً می‌توانند بستر مناسب تربیتی را در محیط خانه فراهم کنند.

 

آن چیزی که برای فراهم کردن بستر مناسب تربیتی لازم و مهم است، آگاهی‌های والدین نسبت به زندگی، مهارت‌های زندگی، مهارت‌های همسرداری و مهارت‌های فرزند پروری است. گاهی اوقات می‌بینیم که پدر و مادری با این که سواد زیادی ندارند، ولی آگاهی‌شان نسبت به تربیت، بالاست.

لذا این‌ها می‌توانند بستر خیلی خوبی برای تربیت فرزندان فراهم کنند. در نقطهٔ مقابل این مورد گاهی اوقات پدر و مادرهای تحصیل کرده، آگاهی لازم را ندارند. البته منظور ما این نیست که عموماً آدم‌های تحصیل کرده این گونه‌اند؛ ولی گاهی اوقات ممکن است تحصیلات منجر به این نشود که والدین بتوانند بستر خوب تربیتی را در خانه فراهم کنند.

 

در یکی از مراجعات، موردی داشتیم که مادری با وجود اینکه تحصیلاتش بالا و در حدّ کارشناسی ارشد بود، امّا وقتی من رفتار او را نسبت به فرزندش دیدم، تعجب کردم. به عنوان مثال این مادر می‌گفت: فرزند من در خانه خیلی جنب و جوش و شیطنت دارد؛ به همین دلیل من طنابی ۲ متری تهیّه کرده‌ام و یک سر آن را به پای فرزندم بسته‌ام و سر دیگر را هم به ستون خانه، تا او بیشتر از این شعاع نتواند حرکت کند!

 

بنابراین آن چیزی که در انتخاب همسراهمّیت دارد این است که زن و مرد نسبت به زندگی ومهارت های زندگی، آگاهی خوبی داشته باشند و بدانند که اصلاً نحوهٔ برخوردشان با یکدیگر چه طور باید باشد تا این بستر برای تربیت بهتر فرزندان فراهم شود و وقتی که خداوند به آن‌ها فرزندی هدیه کرد، با فرزندشان چگونه باید رفتار کنند.

 

پس در ملاک های انتخاب همسر یکی از نکات مهم این است که زن مرد تحصیلات هماهنگی داشته باشند که مرتبط با تربیت فرزندان وبه معنای آگاهی‌های لازم برای تربیت باشد، نه صرفاً عنوان مدرک تحصیلی.

 

والدین آگاه می‌توانند فرزندان خوبی تربیت کنند و منظور از والدین آگاه، والدین دارای مدرک تحصیلی و یا والدینی بی سواد نیست؛ بلکه مراد والدینی است که نسبت به آموزه‌های تربیتی آگاه هستند و می‌توانند تربیت خوبی را برای فرزندانشان به ارمغان بیاورند.

 

آخرین ملاک در انتخاب همسر، تناسب اقتصادی بین دو خانواده است؛ اگر دختر از لحاظ اقتصادی وضعیت بهتری نسبت به پسر داشته باشد، بعد ها ممکن است که این مسئله، آسیب تربیتی برای فرزندان ایجاد کند.

 

ملاک های انتخاب همسر
ملاک های انتخاب همسر

تناسب اقتصادی ( ملاک های انتخاب همسر)

 

آخرین مورد از ملاک های انتخاب همسر، تناسب اقتصادی بین دو خانواده است؛ اگر دختر از لحاظ اقتصادی وضعیت بهتری نسبت به پسر داشته باشد، بعدها ممکن است که این مسئله، آسیب تربیتی برای فرزندان ایجاد کند.

 

اگر مرد از لحاظ بنیة اقتصادی، نسبت به خانوادة همسرش خیلی ضعیف‌تر باشد، جایگاه و مقبولیّت خود را پیش همسرش از دست خواهد داد و ممکن است در آینده آسیب تربیتی برای فرزندان ایجاد شود؛ زیرا یکی از ابزارهای حفظ جایگاه مرد، اقتدار مالی است.

 

دانلود اینفوگرافی (داده نما) ملاک های انتخاب همسر (اندازه بزرگ) حجم ۱/۵ مگابایت

منبع : سایت متن زندگی 

مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز درباره عفاف و حجاب

مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز
مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز

حجاب و عفاف یکی از ارزش‌های اسلامی است که طی سال‌های اخیر زیر سؤال بردن آن به عنوان یکی از هدف‌های جنگ نرم دشمن تعیین شده است. از سویی هر دولتی بر اساس سیاست‌های خود با این مقوله اسلامی و ایرانی مواجه شده است.

 

برای بررسی ریشه‌های برخی بد پوششی‌ها، شل حجابی و بی‌حجابی‌ها و چرایی معضلات امروز در این موضوع به سراغ استاد حسن عباسی، کارشناس مسائل استراتژیک رفتیم. و ایشان در مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز به بیان مسائلی پرداختند

وی معتقد است که اگر موضوع انقلاب جنسی در شاخص گذاری‌ها، دیده نشود، رونمای جامعه مطالعه می‌شود ولی زیربنای آن نه. عباسی تأکید می‌کند: می بایستاز نگاه سنتی به مسئله عفاف و حجاب فاصله گرفت چون اتفاقاتی در طی این چند دهه اخیر افتاده است که بسیار با انتظارات سنتی ما متفاوت بوده است. مشروح گفتگو با استاد حسن عباسی را در ادامه می‌خوانید:

 

جهان نیوز: در ابتدا می‌خواستیم بخشی از سیر تطور حجاب و پوشش را در ایران مورد بررسی قرار دهیم. اینکه در طول تاریخ این سرزمین چه جریان‌ها و نقاط عطفی در فضای حجاب و پوشش زیست کرده‌اند؟

 

اصولاً در پیشینه تاریخی قبل از اسلام، جامعه و فرهنگ عمومی ایران به شدت پوشیده و با حجاب است. این در حالی است که اگر شما به تاریخ یونان نگاه کنید، مجسمه‌های برهنه به وفور می‌بینید و بعد از ورود مسیحیت نیز هم این برهنه تراشی به نوعی دیگر مثلاً در مجسمه‌های فرشتگان ادامه پیدا می‌کند.

 

اما در تاریخ قبل از اسلام، آنچه که در دیواره تراشی و نقش برجسته‌ها شما مشاهده می‌کند، آن است که اولاً ما مجسمه نداریم و هویت مستقلی که برگرفته از روحی اومانیسمی است را در این مسیر نمی‌بینیم، ثانیاً تمامی مردان و زنان این آثار از مچ پا تا زیر گردنشان پوشیده است و حتی مردان عموماً محاسن دارند.

 

بنابراین وقتی اسلام به ایران وارد می‌شود، بستر اجتماعی و فرهنگی برای پذیرش پوشش و حجاب اسلامی آماده بوده است و پوشش با انگاره‌های عفت و حیای برگرفته از دین اسلام تقویت می‌شود.

 

بنابراین سیر تطور لباس و پوشش در کل تاریخ ایران -به جز دوره پهلوی اول و دوم- به گونه ای بوده است که ما به ندرت شاهد برهنگی در کل تاریخ ایران هستیم. البته بین تطور لباس با حیا و عفت باید تفاوت قائل شد.

 

photo_2015-09-08_12-25-33

بعد از انقلاب اسلامی چه اتفاقاتی در این مسأله به وجود آمد؟ به عبارت دیگر درست است که انقلاب ما بر مبنای فرهنگ اسلامی شکل گرفته بود ولی در تصاویری که از آن زمان هست، افراد بی‌حجاب هم در راهیپیمایی‌ها و … حضور داشتند؛ چه شد که مردم به راحتی با این مسأله کنار آمدند؟

 

یک نقطه عطف ویژه در مسیر تطور تاریخی حجاب در ایران وجود دارد که آن هم سال ۱۳۶۰ است. در حوالی سال ۱۳۶۰ و در دوره آقای بنی صدر، هم در اداره‌ها بی‌حجابی بود و هم اطرافیان ایشان بی‌حجاب بودند و طیف عمده ای که حجاب را رعایت می‌کردند مذهبیون بودند. در سال ۱۳۶۰ با توجه به اتفاقات و زد و خوردهای داخلی و اشغال بخشی از کشور توسط عراق و شهدایی که پیکر مطهرشان به شهرها برمی گشتند و همچنین ترورهای مسئولین و … همه و همه دست به دست هم داد و یک فضای معنوی ویژه را بر کشور حاکم کرد.

 

اینکه بگویید حجاب داشته باشید و یا حکمت آن را برای مخاطبان غیر پایبند شرح دهید تغییری را رقم نمی زند. اما استفاده از جدال احسن می تواند اتفاقات تازه ای رقم بزند

 

من خودم یادم می‌آید شهریور ۱۳۶۰ در بلوار کشاورز تهران با خانواده در حال تردد بودیم، تقریباً تعداد بسیاری از خانم‌ها بی حجاب بودند. اما آرام آرام از پاییز و زمستان نه تحت فشار حکومت، بلکه به شکل خودجوش با زدوده شدن لیبرال‌ها از فضای ادارات و عزل بنی صدر و به محاق رفتن و پناهنده شدن چپ‌ها به اروپا، مقداری فضای زد و خوردهای داخل تعدیل شد و فضا به سمت دفاع مقدس معطوف شد و فضای عمومی مردم به سمت معنویت سوق پیدا کرد و کمتر تحت تأثیر الزامات انتظامی و حکومتی بود.

 

در سال ۱۳۶۱ موفقیت‌های پی در پی در دفاع مقدس و برخورد با ضدانقلاب در شهرهای مختلف، حقانیت راه و مسیر انقلاب برجسته شد و خود به خود همراهی با آرمان‌های انقلاب و اسلام برای خانم‌ها در اولویت قرار گرفت و پوشش آن‌ها به سمت تکامل حرکت کرد. البته در آن موقع هجمه‌های رسانه ای و فرهنگی هم در کشور بسیار کم بود و بطور کل عوامل تشدید کننده بروز بدحجابی به شدت محدود بود.

 

و نتیجتاً آنچه که الان به عنوان حجاب رسمی در زنان متدین ما دیده می‌شود و خاص انقلاب اسلامی است را ما تا قبل از سال ۱۳۶۰ کمتر می‌دیدیم. حتی جالب است بدانید پاسداران زن هنگام رژه در سال ۱۳۵۹ مانتویی بودند.

 

این سیر تطور حتی در پوشش و آرایش آقایان نیز قابل بررسی است. مدل ریش‌هایی که منتسب به خواننده‌های خاص آن دوران بود و پیراهن‌های آستین کوتاهی که حتی بسیاری از انقلابیون درجه یک ما نیز بر تن داشتند نیز به مرور دچار تطور و تغییر شد.

 

مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز
مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز

طی سالهای اخیر فعالیت‌هایی نظیر رصدنمای ملی “ع” با مأموریت رصد، ارزیابی و حمایت از آثار و محصولات حوزه عفاف و حجاب شکل گرفته است. یکی از خروجی‌های مهم این قبیل فعالیت‌ها مشخص شدن نقاط قوت و ضعف تولیدات این عرصه و خوشه بندی محصولات بر اساس گونه شناسی مخاطبان است. مورد دیگر بوجود آمدن ابر برند و استانداردی برای رده بندی آثار و محصولات فاخر این حوزه است که در برای مردم و مسئولان می‌تواند تسهیل کننده فرایند انتخاب و خرید باشد. ارزیابی راهبردی شما از این حرکت چیست؟

 

نکته اول آنست که کار رصدنمای ع یک بخشی از امر به معروف در مهندسی فرهنگی است. یعنی شما به واسطه گونه‌شناسی، تحلیل و ارزیابی و به تبع آن شاخص سازی و معرفی آثار برتر و تاثیرگذار، مخاطبان را در انتخاب هدفمند و بهینه آثار و محصولات عفاف و حجاب کمک می‌کنید و این یعنی امر به معروف در این فضا.

 

اما نکته مهمی که من می‌خواهم به آن اشاره کنم آنست که اول می‌بایست حق را در جامعه معروف کرد بعد اقدام به امر کرد. وقتی هنوز حق در جامعه معروف نیست، چطور می‌توانیم امر به معروف داشته باشیم و همینطور وقتی باطل در جامعه منکر نیست شما چطور می‌توانید نهی از منکر کنید.

 

واقعیت آنست که در نظام تمدنی ما با توجه به اصل وارونگی، باطل در جامعه معروف شده است و حق، منکر شده است. مثلاً در جامعه سینمایی ما، امروز در بین خانم‌ها، هنرپیشه بودن با آن مختصات ویژه موجود در سبک زندگی آن‌ها، ارزش شده است و مادر شدن و داشتن حیا، یک ضدارزش و عقب افتادگی است. بنابراین همانطور که می‌بینید یک باطلی تبدیل به حق در جامعه شده

است و هر شب در تلویزیون و رسانه‌ها نیز تبلیغ می‌شود

 

یک فرد با حجاب می تواند هر سه گزینه حفظ بصر، ستر زینت و عدم تبرج را نداشته باشد ولی یک فرد کم حجاب می تواند یک یا چند مورد از این شاخص‌های قرآنی را داشته باشد

 

از این موارد و زنجیره تبدیل حق‌ها به باطل‌ها، می‌توانید در مابقی فضاها نیز به وفور مشاهده کنید. در بانکداری و نظام مالی ما، در ورزش حرفه ای ما و پدیده ای به نام فوتبال و …

 

در واقع مؤلفه‌های حق در جامعه ما یکی یکی در حال تبدیل شدن به باطل است و این همان اتفاقی است که کار را به جایی می‌رساند که تنها راه برون رفت از آن، آن می‌شود که شخصی مثل حسین (ع) برود به کربلا و شهید شود تا خون وی فضا را تکان بدهد و فرجی را به ارمغان آورد.

 

photo_2015-09-08_12-25-41

نکته دوم استفاده از جدال احسن علاوه بر امر به معروف است. اینکه بگویید حجاب داشته باشید و یا حکمت آن را برای مخاطبان غیر پایبند شرح دهید تغییری را رقم نمی‌زند. اما استفاده از جدال احسن یعنی از دل باورها و نظام ارزشی خود برای هر یک از اقشار مخاطبان، چیزی را بیرون آوریم و همان را مبنایی برای انذار و دعوت قرار دهیم، می‌تواند اتفاقات تازه ای رقم بزند.

 

در واقع در این فرایند می‌بایست این موضوع را در ارتباط بین محصولات و مخاطبان هدف مد نظر قرار داد که آیا محصولات یا آثار بررسی شده با روش جدال احسن به سراغ مخاطبان هدف خود رفته است یا خیر؟ و این موضوع باید در ارزیابی‌ها و امتیازدهی مورد توجه ویژه قرار گیرد.

 

و نکته سوم پرداختن به شاخصه‌های زیربنایی و ریشه ای علاوه بر شاخص‌های روبنایی در تحلیل و ارزیابی‌هاست.

 

شما وقوع انقلاب جنسی در آمریکا در دهه ۱۹۵۰ و سرریز آن به دیگر کشورها، من جمله ایران را باید به شدت مد نظر قرار دهید. ما چندین سال است این انقلاب را در ایران رصد کرده‌ایم و به این نتیجه رسیدیم که این انقلاب جنسی تا چند سال تمام می‌شود و تثبیت می‌شود.

 

با این اوصاف چه باید کرد که جامعه ما از هجوم این حملات در امان باشد؟ آیا معضلات دیگری از جمله بالارفتن سن ازدواج هم در این رابطه قابل تحلیل است؟

 

این انقلاب از آنجا برای فرایند ارزیابی شما اهمیت پیدا می‌کند که شاخص‌های زیربنایی مهمی دارد. در صورتیکه در شاخص‌های فعلی ارزیابی محصولات این موضوع لحاظ نشده است.

 

شما مثلاً وقتی آقا یا خانمی را به عنوان قشر متدین و مذهبی تحلیل می‌کنید و می گویید فلان محصولات برای این قشر مناسب است یا مناسب نیست، از شاخصه‌هایی که در فضای انقلاب جنسی این فرد را تحت تأثیر قرار دادید که بسیار هم جدی است و البته رو هم نیست غافل مانده‌اید.

 

در واقع آقایان و خانم‌هایی که دیر ازدواج می‌کنند، در رسانه‌های داخلی و خارجی بطور مداوم پیام‌های تحریک کننده جنسی دریافت می‌کند و یا در جامعه تعاملات بی پروایانه با جنس مخالف در محل کار یا تحصیل خود دارند، اتفاقاتی در آن‌ها رخ می‌دهد که شما نمی‌توانید فقط با شاخصه‌های روبنایی واضح آن‌ها را به عنوان مخاطب دسته بندی و قشربندی کنید.

 

photo_2015-09-08_12-25-47

می‌خواهم به شما بگویم شاخصه‌هایی که شما در حال حاضر می‌خواهید منطبق با آن مخاطبان خود را دسته بندی کنید باید متفاوت باشد از شاخصه‌هایی که مثلاً اگر کسی می‌خواست این فعالیت را در سال ۱۳۷۰ انجام دهد. اگر قبول داشته باشیم که انقلاب جنسی در حال تثبیت و تاثیرگذاری بر افراد جامعه امروز ما است، آن وقت خیلی از شاخص گذاری‌های روبنایی ما، شاخص گذاری‌های صوری خواهند شد. مثلاً شما می گویید فلان خانم چون چادر بر سر کرده یا مثلاً در فلان محل فرهنگی یا مذهبی فعالیت دارد، می‌شود در قشر مخاطب متدین یا خوش حجاب آن را دسته بندی کرد، غافل از آنکه انقلاب جنسی می‌تواند با حفظ ظاهر، انسان‌ها را از درون

و زیربنا تحت تأثیر قرار دهد. شما نمی‌توانید بفهمید آیا این خانم یا آقا مبتلا به بیماری زنای ذهنی یا سکس فانتزی که از شاخص‌های این انقلاب است، شده است یا خیر؟

 

کافیست یک تحقیق در مورد دخترهای مورد نظر پسرهای متدین انجام دهید، مشاهده خواهید کرد در بیشتر موارد به نتایجی می رسید که برایتان شگفت انگیز است و متفاوت است از تحلیل اولیه شما

 

یعنی برخی از مخاطبان شما گر چه از نظر ظاهر و فرم در یک دسته بندی خاصی از مخاطبان قرار می‌گیرند، اما در باطن و اصل ماجرا خارج از چهارچوب‌ها و دسته بندی‌های شما هستند!

 

بنابراین به نظر من لازم است علاوه بر شاخصه‌های فرمی و ظاهری، یک مسیر نیز برای شاخصه‌های درونی و کیفی منطبق بر نقشه انسان طراحی شود. مثلاً بگویید فلان منطقه یا فلان دسته مخاطبی اگر در معرض انقلاب جنسی قرار گرفته باشد چه محصولات و آثار برایشان مناسب است و اگر در معرض این انقلاب نباشد چه؟

 

به عنوان مثال کافیست یک تحقیق در مورد دخترهای مورد نظر پسرهای متدین انجام دهید، مشاهده خواهید کرد در بیشتر موارد به نتایجی می‌رسید که برایتان شگفت انگیز است و متفاوت است از تحلیل اولیه شما. این موارد نشان می‌دهد، این افراد تحت تأثیر رسانه‌ها الگوهای ذهنیشان و دخترهای ایده آلشان دستخوش تغییرات بنیادی شده است. می‌خواهم بگویم در بیشتر موارد حجاب و عفاف به نوعی عنصر هویتی برای بسیاری از اقشار شده است و نه یک باور دینی.

 

photo_2015-09-08_12-25-52

با توجه به آنچه فرمودید، پیامدهای تأخیر در ازدواج جوانان چیست و چه تاثیری در آینده کشور خواهد داشت؟

 

زنای ذهنی، همجنس گرایی، حیازدایی، ازدواج سفید، ارتباطات جنسی ضربدری، زنا زادگی و تک والدی، تجرد، سوپر استارهای جنسی و انگاره‌های فمینیستی از شاخصه‌های انقلاب جنسی است و باید به طور ویژه به آن پرداخته شود.

بنابراین ظاهر قضیه در حوزه عفاف و پوشش چیزی است که با باطن آن بسیار متفاوت است و می‌بینید مثلاً فردی به خاطر حفظ آبرو و معذوری‌ات اجتماعی پوشش ویژه ای دارد در حالی که از درون فرو ریخته است و ممکن است در جایی این فروپاشی به لایه ظاهری فرد هم برسد. شما نمی‌توانید قضاوت کنید که اگر کسی محجبه است، حتماً عفیف هم است. شاخصه حجاب ظاهری می‌تواند در برخی از قضاوت‌ها و ارزیابی‌ها گمراه کننده باشد.

 

بنابراین اگر موضوع انقلاب جنسی در شاخص گذاری شما، دیده نشود، رونمای جامعه مطالعه می‌شود ولی زیربنای آن نه. این دست کارها نیاز به عمق بخشی دارد و می‌بایست از نگاه سنتی به مسئله عفاف و حجاب فاصله گرفت چون اتفاقاتی در طی این چند دهه اخیر افتاده است که بسیار با انتظارات سنتی ما متفاوت بوده است.

 

ما اولین باری که در صدا و سیما مسئله زنای ذهنی را مطرح کردیم، خدا می دانید چقدر نامه و تماس از مسیر صدا و سیما دریافت کردیم. جالب اینکه ۹۹% این افراد متدین‌ها نبودند، چون متدین‌ها خجالت می‌کشیدند این مباحث را مطرح کنند و این افرادی که شاید اسمشان شل حجاب یا بد حجاب باشند دنبال ما می‌گشتند تا بگویند ما این مشکل را داریم و شما چه راه حلی دارید.

 

و نکته آخر اینکه علاوه بر شاخصه‌های انقلاب جنسی، شاخص‌های کیفی قرآنی نیز برای این مسائل وجود دارد که باید برجسته شوند و به زبان ساده و قابل فهم برای محصولات و آثار و به تبع آن مخاطبان شاخص گذاری شوند. در این فضا می‌توان به سه گزینه حفظ بصر، ستر زینت و عدم تبرج اشاره کرد.

به عنوان مثال یک فرد با حجاب می‌تواند هر سه گزینه حفظ بصر، ستر زینت و عدم تبرج را نداشته باشد ولی یک فرد کم حجاب می‌تواند یک یا چند مورد از این شاخص‌های قرآنی را داشته باشد. بنابراین شاید لحاظ کردن شاخص‌های کیفی یاد شده علاوه بر شاخص‌های موجود شما بتواند در گونه شناسی محصولات و مخاطبان تأثیر ویژه‌ای داشته باشد.

 

 منبع : جهان نیوز

ازدواج باید دبیرستانی باشد ؛ازدواج دانشجویی غلط است

290193 gharaati

حجت‌الاسلام محسن قرائتی شب گذشته در افتتاح نوزدهمین کاروان زوجین دانشجو در هجدهمین دوره طرح ملی«همسفر تا بهشت» در حرم مطهر رضوی، با بیان این مطلب که باید خاک دانشگاه و آموزش وپرورش را عوض کرد، زیرا این‌ها میوه ناقص بار آورده‌اند، گفت: آموزش و پرورش سه میلیون پرسنل دارد که اگر بخواهد تمام آنان را بازنشسته کند و از بین دانشجویان لیسانس و فارغ التحصیل که حدود هفت میلیون نفر می‌باشند نیرو استخدام کنند، بازهم چهار میلیون فارغ التحصیل و لیسانس بیکار هستند.

 

وی افزود: آموزش و پرورش و دانشگاه باید افرادی تربیت کنند که هنری یاد داشته باشند که اگر در جایی استخدام نشدند، ازدواج آنان عقب نیفتد.

 

رئیس ستاد اقامه نماز کشور بیان داشت: ازدواج دانشجویی غلط است، باید در کشور ازدواج دبیرستانی باشد، پسرها باید در سن ۱۶ سالگی و دختران در ۱۳ سالگی ازدواج کنند.

 

حجت‌الاسلام قرائتی با بیان اینکه ما یک مقدار بت پرست شده ایم، گفت: بت پرستان با دست خود بت می‌تراشیدند و بعد آنرا می‌گذاشتند و گریه می‌کردند، ما با دست خود آداب و رسومی ایجاد کرده ایم که درآن مانده‌ایم.

 

وی در ادامه با تاکید بر این‌ مطلب که هر جوان در مملکت می‌تواند یکی از این نخ‌ها را پاره کند، اضافه کرد: هر دختر وپسر می‌تواند یک قیچی در دست بگیرد و آداب و رسومی که عقلانی نیست را، پاره کند.

 

رئیس ستاد اقامه نماز کشور با اضافه کردن این مطلب که در دنیا از همه‌ آخوندها موفق‌تر هستم به دلیل اینکه چند نخ را قیچی کردم، گفت: در بین آخوندا مرسوم بود که برای سخنرانی باید دعوت شوند؛ اما من بچه‌های داخل کوچه را جمع کردم و برایشان سخنرانی کردم، تبلیغ فقط در ماه محرم و صفر مرسوم بود، من گفتم در هر زمان می‌شود تبلیغ کرد، می‌گفتند سخنرانی روی منبر؛ اما من با تخته سیاه سخنرانی کردم.

 

حجت‌الاسلام قرائتی در خصوص بی‌حجابی بیان‌داشت: بی‌حجابی عاملی است که باعث می‌شود عشق شوهر جای دیگر برود، زمانی که خانم با بی‌حجابی دل مردی را جذب خود کند، مطمئن باشد که زن دیگری چشم شوهرش را جذب می‌کند.

 

 وی همچنین در خصوص به جا آوردن نماز اضافه کرد: خدا به ما نعمت‌های زیادی‌ داده که یک بار هم الحمدالله نمی‌گوییم، اگر خدا یکی از این نعمات را از ما بگیرد آنگاه باید چه خاکی بر سرمان کنیم؟

 

رئیس ستاد نماز کشور بیان اینکه ممکن است برخی سوال کنند که آیا خدا به نماز ما نیاز دارد؟ گفت: خدا به نماز ما نیازی ندارد؛ زمانی که بچه دستش در دست والدینش باشد شیر است؛ اگر تاریخ ایران را مطالعه کنید می‌بنید هر گاه در کشور جنگ شد یک قسمت از خاک ما جدا شد ولی از زمانی که دست در دست ولایت فقیه دادیم، این اتفاق نیفتاد.

 

 وی در خصوص حق وتو که فقط پج کشور از آن برخوردارند، گفت: دنیا باغ وحش است، تمدنی نیست؛ این حق وتو بالاترین ظلم است

 

 منبع : دانشجو

من برای حجاب همسرم چه کرده ام ؟

نوشته زیر تنها بازنشری از مطلب وبلاگ صبر ریحانه است . موج وبلاگی صبر ریحانه در دو بخش ادبی و گرافیک برگزار شد . در ادامه همراه بنیانا باشید


 

IMG09431662
من برای حجاب همسرم چه کرده ام

 

این نوشته بعد از اولین موج وبلاگی صبر ریحانه ها به دست ما رسید و خودش آنقدر غنای مطلب داشت که زمینه یک موضوع جدید را برای موج به وجود آورد.

من برای حجاب همسرم چه کرده ام ؟ 

تابستان امسال به بهانه‌ی موج وبلاگی «صبر ریحانه‌ها» این نوشته را روی کاغذ نوشتم و مدت‌ها طول کشید تا پاکنویس شد.

آن موج وبلاگی آمد و رفت و تمام شد و من وقت نکردم این مطلب مفصل را برایشان ارسال کنم.
البته حالا هم خیلی دیر نشده. در ابتدای زمستان به استقبال تابستان آینده می‌رویم. هر چند که این موضوع در چهار فصل سال تازه است و مهم.
اگر حوصله‌ی خواندن یک نوشته‌ی طولانی و عجیب را دارید بسم‌الله:

***


هر چند که من را بیش تر از گرما، سرما اذیت می کند و به قول عزیز «سرمایی» هستم، اما حسِ زیرِ مقنعه و چادر بودن، همین‌جا که روی صندلی و زیرِ بادِ کولر نشسته‌ام، عرقم را در می‌آورد. اما همسر من وظیفه دارد و باید در حضور نامحرم حتی داخل خانه محجبه باشد و سر و بدن خود را با پارچه‌هایی بپوشاند که اولین نتیجه‌ی آن احساس گرمای شدید و بعد کلافگی و خستگی و … خواهد بود.

 

در این‌جا نمی‌خواهم از این حرف بزنم که نیت او از چادری بودن چیست و آیا حق دارد شکایتی بکند یا باید رضایت داشته باشد یا … . این‌ها به نفس او و رابطه‌اش با خدای خودش مربوط است. او انتخابی کرده که من نه می‌توانم و نه مایلم در آن دخالتی بکنم. آن‌چه به من مربوط می‌شود مدیریت امور خانه و خانواده دونفره‌مان است به نحوی که هر دو طرف با کمترین مشقت، بیش‌ترین سعادت را کسب کنیم. لذا این‌ها که می‌گویم برخلاف بقیه‌ی نوشته‌هایی از این دست،‌ مستقیماً به مرد خانواده مربوط می‌شود، نه زن.
*


تعریف من از حجابِ بانو، نه فقط پوشیده‌بودن سر و بدن او مطابق موازین فقهی، بلکه محفوظ بودنِ جان او از اختلاط با بیگانه است. حذف هرگونه ارتباطِ حضوری یا کلامی غیرضروری با نامحرم، حدِ عالیِ حجابِ بانوی مسلمان است که از گذشته‌ای نه‌چندان دور به «حبس زنان در خانه» و «حذف زن از عرصه‌های اجتماعی» ترجمه شده است؛ بی‌آن‌که مترجمانِ مقلّدِ غرب لحظه‌ای بیاندیشند که آیا می‌توان بدرفتاری عده‌ای از مسلمانان را نشانه‌ی ضدانسانی بودن تعالیم اسلام دانست یا نه؟

 
البته اگر مرد خانواده باید غیرت داشته باشد، درایت نیز لازمه‌ی آن است و اگر اندکی در احوال گذشتگانِ خود در این سرزمین تدبّر کنیم، رگه‌هایی از این درایت مبتنی بر غیرت را در روش زندگی اجتماعی و سبک زندگی خانوادگی آن‌ها شاهدیم.
*

 
مواردی که در ادامه ذکر می‌کنم حقیقی‌ست و ما در زندگی خانوادگی به آن‌ها عمل کرده‌ایم و عمل می‌کنیم. این‌ها ریزه‌کاری‌هایی است که در رفتار دونفره‌مان وجود دارد و از ابتدای ازدواج تا امروز کم‌کم بهینه شده و ارتقا پیدا کرده. من هدف اصلی این بهینه‌سازی را آسودگی بانو در حفظ حجاب (با تعریف بالا) قرار داده‌ام.
برای برادران جوان‌تر خودم تعریف می‌کنم که بدانند این‌گونه هم می‌شود.
*

 
چون می‌دانم محجبه بودن در فضای بیرون خانه سخت است، برنامه‌ریزی‌هایم به گونه‌ای است که بانو نیازی به بیرون رفتن از خانه نداشته باشد. این نیاز، ارتباطی با تمایل او ندارد. او اگر شخصاً متمایل است که برای انجام هر امری چادر به سر به خیابان برود مختار است. هر چند که خودش هم فهمیده که این‌طوری راحت‌تر و محجبه‌تر است.
مثلاً خیلی‌وقت است که خریدهای روزانه‌ی منزل ما از طریق فهرست کاغذی یا دیجیتال (پیامک!) اتفاق می‌افتد. بانو فکر می‌کند و می‌نویسد و من می‌گردم و پیدا می‌کنم و می‌خرم و می‌آورم. چرا همه‌ی خانم‌ها این‌کار را نمی‌کنند؟ چون «خانم‌ها خودشان خرید کردن را دوست دارند» یا «شوهرشان فرصت نمی‌کند» یا «شوهرشان خریدکردن بلد نیست».

 

 

مورد اول و دوم را که توضیح دادم در خانواده‌ی ما حل شده‌است. در مورد سوم اما من در این چند سال سعی کرده‌ام متخصص بشوم. یعنی از دانستن اندازه‌ی مناسب فلفل دلمه‌ای و کنترل آفت نداشتن کاهو و شناخت انواع سبزیجات گرفته تا آشنایی با برندهای مناسب ماکارونی و پنیر و … و حتی برندهای جایگزین هر یک، با طی کردن چند جلسه کارگاه عملی از بانو «گواهی‌نامه‌ی تخصصی خرید» گرفته‌ام و به بیان دیگر به «زبان مشترک» رسیده‌ایم.

 
بانو فهمیده‌است که به جای این‌که خودش مستقیماً محصولی را انتخاب کند،‌ در نیازهای روزمره زحمت توضیح دادن به من را بکشد و بدون دردسر مایحتاجش را در خانه داشته باشد. این روش آن‌قدر موفقیت‌آمیز بوده که در چند سال اخیر به یاد ندارم بانو خودش به تنهایی برای خرید بیرون رفته باشد.
این افتخار من است که از این راه به محجبه بودن او کمک کرده‌ام. هر چند مردم تعبیرات دیگری داشته باشند.
*

 
هنگامی که به اجبار برای خریدهای زنانه (مثلا کفش و مانتو و …) باید بیرون برود، تا جایی که بتوانم همراهی‌اش می‌کنم و خنک‌ترین ساعت‌ها و خلوت‌ترین مسیرها را پیشنهاد می‌دهم که کمتر معطل بشود و کمتر تنه بخورد و کمتر عرق بریزد.

 
در مغازه‌هایی که فروشنده مرد است، قانون نانوشته‌ی «ابتدا خانم‌ها» را نقض می‌کنم و من ابتدا وارد مغازه می‌شوم. به تجربه دریافته‌ام که آقایان مغازه‌دار فهم اجتماعی خوبی از این مسأله دارند که وقتی زن و شوهری با تقدم مرد وارد مغازه می‌شوند یعنی حریم این خانم محترم‌تر است و لذا کمتر بانو را مستقیم خطاب می‌کنند و او کمتر مجبور است صورت به صورت فروشنده حرف بزند.

 
هرگز در چنین مغازه‌هایی بانو فرایند خرید را انجام نمی‌دهد. او فقط انتخاب می‌کند و کناری می‌ایستد و مراحل چانه‌زنی، محاسبه و پرداخت وجه و تحویل کالا را من انجام می‌دهم. این ارتباط کمتر او با فروشنده رضایت بیش‌تر او را به همراه دارد.
*

 

ترددهای ضروری بانو در شهر اگر انفرادی باشد به انتخاب خودش اکثراً با اتوبوس یا متروست که مکان ویژه‌ی بانوان در آن وجود دارد. در غیر این‌صورت پرداخت هزینه‌ی آژانس بانوان را پذیرفته‌ام. چون می‌دانم او این‌طور محجبه‌تر است.
*


در بیش‌تر ترددهایی که با هم هستیم با وسیله‌ی نقلیه‌ی شخصی یا عمومی، ساعت مناسب و مسیر خلوتی را انتخاب می‌کنم که گرمای هوا و مدت چادر به سر داشتن به حداقل برسد.

با این حساب بی‌آن‌که برنامه‌ریزی خاصی کرده‌باشیم در فصول سردِ سال بیش‌تر با هم بیرون می‌رویم و بیش‌تر خرید می‌کنیم و این مسأله خودش را در کسری بودجه‌ی هر ساله‌ی فصول سرد نشان می‌دهد!
در خیابان هم ابایی ندارم اگر کیف زنانه‌ی بانو را دست بگیرم؛ وقتی می‌دانم این کار به او کمک می‌کند که چادرش را با زحمت کم‌تری بر سر نگه‌دارد.

 

من برای حجاب همسرم چه کرده ام
من برای حجاب همسرم چه کرده ام

*
اگر با هم به یک مرکز تفریحی یا رستوران می‌رویم، ساعت و روزی را انتخاب می‌کنم که خلوت‌تر باشد و در محل با حوصله دنبال صندلی یا میزی می‌گردم که دنج‌تر باشد و نامحرم کمتری در اطراف آن نشسته باشد. بانو صندلی خودش را معمولاً پشت به بقیه‌ی میزهای رستوران انتخاب می‌کند که در هنگام خوردن غذا، صورت به صورت غریبه ننشیند. این انتخاب اوست و چون موجب راحتی او در حفظ حجابش است به آن احترام می‌گذارم.
*

 
به خودم قبولانده‌ام که «زن داشتن» وسیله‌ای برای فخر فروختن به رفقا و همکارانِ مجرد و حتی متأهلم نیست. لذا اصراری ندارم که بانو را با خودم به تمامی مجالس دوستانه و مهمانی‌های کاری بی‌ربط ببرم. برای او توضیح داده‌ام و خودش پذیرفته که هر جا راحت باشد بیاید و هر جا نیاید من ناراحت نمی‌شوم.
او حضور در مجالس مختلط عامه‌ی متشرعین را به رعایت موازین شرعی ترجیح نمی‌دهد.
*

 
هر چند استفاده از چادر مشکی متعارف بانوان (که پارچه‌ای یک‌پارچه و صرفا دوردوزی شده است) میان خانم‌های سنتی «باکلاس» به نظر برسد و نشانه‌ی متانت و کمال باشد، اما بانو خودش به این نتیجه رسیده که بالا نگه‌داشتن دائمی یک دست و به هم چسباندن دو لبه‌ی جلویی چادر کار به صرفه‌ای نیست. پس در اکثر مواقع از مدل چادری استفاده می‌کند که راحت‌تر باشد.

 
در خانواده‌ی ما دو نوع چادر جایگزین وجود دارد که کمتر در جامعه‌ی بانوان چادری رایج است. هر دوی این مدل‌ها ریشه‌ای عربی دارد و در عین حال بسیار محفوظ و راحت است.
[نمی‌دانم چرا به جای این دو مدل، یک پوشش زننده و ناقص به نام چادر ملی (دانشجویی؟) رواج دارد که نه تنها حجاب نیست؛ بلکه کارکردهای اولیه‌ی یک مانتوی مناسب را هم ندارد. من در این زمینه تحقیق زیادی نکرده‌ام. اما فکر می‌کنم جماعت خیاط را تقلیدشان بر باد داد. یک نفر روز اول کاری کرده و بقیه بدون این‌که از خودشان بپرسند چه می‌دوزند به کپی‌کاری مشغول شده‌اند. الله اعلم]

 
نوع اول «چادر دامنی-عبایی» است که قسمت پایینی آن به کمر بسته می‌شود و قسمت بالایی مثل کیسه‌ای از بالا انداخته می‌شود و با کش دور سر حفظ می‌شود. مدل آن بیش‌تر پسندِ خانم‌های پابه‌سن‌گذاشته است و داشتن آستینی که زیر شنل بالایی (عبا) مخفی می‌شود، آزادی عمل آن را زیاد می‌کند.

 
نوع دوم که جوان‌پسند‌تر است معروف به «چادر لبنانی» است که آن هم حالت کیسه‌ای دارد که در جلو با یک زیپ مخفی یا دکمه‌های ریز بسته می‌شود و آستین‌هایش (بر خلاف چادر ملی که بازو دارد) فقط شامل ساعد می‌شود و با سرآستین‌های کش‌دار آزادی عمل را کامل می‌کند.
از دیگر برتری‌های این دو نوع چادر نسبت به چادر ملی این است که در بعضی شرایط بدون روسری و مقنعه قابل استفاده و طبیعتاً در فصل گرم سال خنک‌تر است. علاوه بر این که قابلیت افزودن نقاب (روبنده؟ پوشیه؟ برقع؟) را هم دارد.
*

 
از نظر فقهی پوشاندن گردی صورت آرایش‌نکرده‌ی خانم‌ها الزامی نیست. اما اگر لازم شد که با آرایش از جایی به جای دیگر بروند، چه باید کرد؟
شاید برای خیلی از مردها در جامعه‌ی امروز ایران سخت باشد؛ اما به خودم قبولانده‌ام که همسر من در برخی مواقع با استفاده از «نقاب» راحت‌تر است و آسوده‌تر تردد می‌کند. پذیرفته‌ام که در خیابان دست همسرم را درحالی بگیرم که کاملاً صورتش را پوشانده است و از نگاه‌های اطرافیان خجالت نکشم. البته الحمدلله این رفتار در شهر قم چندان سخت نیست. اما در تهران هم آن‌جا که بانو تمایل داشته باشد برایم آسان شده است.

 
بانو کم‌کم فهمیده چقدر «دیدن و دیده نشدن» به کمک نقاب برایش آرامش ذهنی ایجاد می‌کند و خودش مشتاق است زمان‌ها بیشتری از این مکمل خردمندانه‌ی چادر استفاده کند.
*
مهمانی‌های خانگی که برای خوش گذراندن و خندیدن و تقویت انس و الفت خانوادگی برپا می‌شود -اگر به دور از گناه باشد- مصداق صله‌ی ارحام و در حکم عبادت است. اما محجبه بودن در خانه شاید سخت‌تر از بیرون باشد. اشتغال معمول خانم‌ها در مهمانی به تدارک پذیرایی و آشپزی به اندازه‌ی کافی مشقت دارد. باید تا حدی که می‌شود زحمت چادر به سر بودن را از دوش‌شان برداشت.
لذا برای فاصله‌داشتن محیط حضور آقایان از خانم‌ها حداکثر تلاشم را می‌کنم و الحمدلله سایر بستگان نیز آگاهانه همراهی می‌کنند. گاهی جدا کردن اتاق مردها یا پرده کشیدن میان اتاق، هزینه‌های اولیه‌ای دارد که البته به خنده و خوشحالی بی‌دغدغه‌ی بانو می‌ارزد.
*

 
وقت غذا اگر نامحرم حضور داشته باشد (برادر من یا هم‌دامادها یا …) همواره سفره‌ها جداست و در عین حال -و در کمال ناباوری شما- لزوماً مردانه-زنانه نیست! تلاش می‌کنیم بیش‌ترین تعداد محارم بر یک سفره بنشینند و نامحرم‌ها با کمال میل می‌پذیرند که برای راحتی دیگران، در محل محفوظ‌تری آزادانه به شکم‌شان برسند. البته جا انداختن این روشِ مهمان‌داری در حضور اقوام درجه دو و دورتر کمی زمان‌ می‌بَرد. اما تلاش برای رسیدن به این مرحله، به آسایش و راحتی بعدش می‌ارزد.
*

 
آن‌چه در بالا گفتم سبک زندگیِ خانواده‌ی ماست. ما بخاطر انتخابِ این روشِ خاص، منّتی بر گردن کسی نداریم و خود را از دیگران برتر نمی‌بینیم. آدم‌های زیادی دور و بر ما هستند که هیچ یک از جزییاتی که گفتم در زندگی‌هایشان رعایت نمی‌کنند. این چیزی از خوب بودن آن‌ها کم نمی‌کند. اما من حق دارم برای روشی که در پیش گرفته‌ایم تبلیغ کنم و -در کمال احترام به دیگران- از مزایای آن بگویم.
شما هم از روش‌های خودتان بگویید. بگویید برای حجاب همسرتان چه کرده‌اید؟

 

منبع : صبر ریحانه

فرزندان خانواده های مومن باهوش ترند

ازدواج

یکی از بحث‌های داغی كه این روزها نقل بعضی از محافل شده و نسبت به آن اظهارنظرهای متفاوتی می‌شود، محدوده سنی ازدواج جوانان است.از پیشنهاد ازدواج برای دختر دبیرستانی ها گرفته تا ازدواج بالای ۳۰-۴۰ سال.

اما سئوال اینجاست آیا ازدواج همه دخترهای دبیرستانی زودهنگام و همه ۳۰-۴۰ ساله ها دیر هنگام است؟سن واقعی ازدواج را چگونه باید تشخیص داد؟ آیا تنها با رسیدن به بلوغ جسمانی، می‌توان از عوامل دیگری که در شروع یک زندگی مشترک نقش دارند چشم‌پوشی کرد؟

ازدواج
ازدواج

در همین زمینه بسیاری از کارشناسان و روانشناسان معتقدند “سن ازدواج “باید مبتنی بر سه اصل بلوغ جسمانی، بلوغ روانی و بلوغ اجتماعی باشد. منظور از بلوغ جسمانی دوران توانمندی فرد از نظر تولید مثل است كه برای دختران از حدود سنین ۱۲ تا ۱۴ سالگی و در پسران از حدود ۱۴ تا ۱۶ سالگی شروع می‌شود.

بلوغ روانی، عنوانی است كه روان‌پزشكان از آن تحت عنوان رشد شخصیت نام می‌برند. از لحاظ حقوقی نیز بلوغ روانی با عنوان رشد شناخته می‌شود.

اما اختلافی که روانشناسان با حقوقدانان در این زمینه دارند این است که حقوقدان‌ها به حداقل كفایت می‌كنند و معتقدند فقط كافی است فرد توان تشخیص مصالح خود را داشته باشد، ولی عقیده روان‌پزشكان و اصولا مكاتب روان‌شناختی بر این است كه فرد باید از لحاظ شخصیتی، توانمندی، پختگی و رشد به مرحله‌ای برسد كه نه تنها نسبت به خود شناخت كافی پیدا ‌کند و بتواند مصالح خود را تشخیص بدهد بلكه نسبت به فردی كه در نظر دارد با او ازدواج كند نیز شناخت كافی به‌دست آورد.

منظور از بلوغ اجتماعی چیست؟

بلوغ اجتماعی به معنی توانمندی لازم برای اداره امور خانواده، همسر و فرزندان است. این امر، مستلزم برآورده‌شدن نیازهای اقتصادی، بهداشتی،‌ علمی، آموزشی و… برای گذراندن زندگی است تا فرد بتواند با آن، مسكن و حداقل نیازهای خانواده را تامین كند.اما این خصوصیات معمولا در چه سنی به‌دست می‌آید؟

 پاسخ این است که بستگی به فرد دارد. یك فرد ممكن است در سن ۲۰ سالگی زمینه‌های فوق را یكجا و كامل پیدا كند. در حالی كه فردی دیگر در سنین بالاتر هم نتواند به آنها دست یابد.

در مورد خانم‌ها هم به همین شكل است. یك دختر جوان ممكن است در سن ۱۴ تا ۱۵ سالگی به رشد كامل جسمانی رسیده باشد، اما رشد روانی و شخصیتی او کامل نشده و توانایی ایجاد یك رابطه درست با همسر، فرزند، اطرافیان خود و از جمله خانواده جدیدی كه با او پیوند می‌خورد یعنی خانواده شوهر را نداشته باشد.

در این صورت تبعات آن نه تنها به فرد و خانواده بلكه به جامعه هم كشیده می‌شود. جامعه‌ای كه نیازمند افراد فعال، آگاه، پخته و توانمند است. بنابراین ما فقط سن شناسنامه را ملاك اولیه و اصلی برای تشكیل خانواده یا ازدواج قرار نمی‌دهیم.بلکه باید سن عقلی و درکی طرف را هم مورد ارزیابی قرار دهیم.

البته به این نكته هم باید اشاره کرد كه خرده‌گیری و سخت‌گیری و اینكه افراد فكر كنند ابتدا باید همه امكانات را فراهم و تمام دوره‌های تحصیل را طی كنند، شغل پردرآمدی داشته باشند و بعد ازدواج كنند را تایید نمی‌كنیم. صحبت در مورد حداقل‌هاست. اگر فرد بتواند به توانمندی‌های شخصیتی، اجتماعی، اقتصادی و… برسد، می‌تواند ازدواج كند كه این اتفاق می‌تواند در هر سنی باشد.

بهترین سن ازدواج برای دختر و پسر

ازدواج برای دختر و پسر امری است غریزی و فطری. هر زمان این غریزه و فطرت و رشد سنی و عقلی و اجتماعی بیدار شود و دختر و پسر نیاز به ازدواج در درونشان بیدار شود؛ این زمان، زمان ازدواج آن شخص است.

این نیاز به ازدواج اکثراً بعد از سنّ بلوغ شرعی دختر و پسر است. امّا زمان ظهور این نیاز در افراد متفاوت است. اگر جوانی به «بلوغ جسمی» و «بلوغ عقلی» رسیده باشد، آماده ازدواج است. در افراد مؤمن و باهوش، این بلوغ جسمی و عقلی زودتر حاصل می شود. پس سنّ ازدواج چیزی است نسبی که در افراد مختلف، جوامع مختلف متفاوت است.

ما در اینجا شرایطی را که یک شخص را به سنّ ازدواج می رساند مطرح می کنیم که این شرایط باید در هر دختر و پسری باشد تا یک ازدواج موفّق داشته باشد. همچنین باید گفت که تعیین کردن سنّ برای ازدواج و یک نسخه پیچیدن برای همه افراد امری است اشتباه چون هر کسی در سنّی خاص این شرایط را دارا است.

ازدواج
ازدواج

شرایط لازم برای رسیدن به سنّ ازدواج:

۱) رشد جسمانی:

دختر و پسر باید از لحاظ جسمی به بلوغ برسند. یعنی دختر و پسر توانایی جنسی داشته باشند. تحقیقات نشان می دهد دختران در سن ۱۳ تا ۱۴ سالگی اکثراً بلوغ جنسی پیدا می کنند و تمام دختران تا سنّ ۱۷ سالگی بالغ می شوند.و در پسران نیز از سنّ ۱۴ الی ۱۷ سالگی تماماً بلوغ جنسی پیدا می کنند.

اولین شرط برای ازدواج همین بلوغ جنسی است که عموماً در دختران در ۱۵ سالگی و در پسران در ۱۶ سالگی حاصل می شود. منظور از بلوغ جنسی این است که اندامهای جنسی دختر و پسر آمادگی مسائل زناشویی داشته باشد. به عبارت دیگر بلوغ جنسی عبارتست از خواسته های فیزیولوژیکی و غریزی یک فرد و ازدواج جوابی است به خواسته ها و هر چه بین این دو سؤال و جواب فاصله بیشتر باشد عقده های روانی بیشتر است.

۲) رشد عقلی:

به یقین زمانی که فردی رشد فکری لازم جهت انتخاب همسر را نیافته است، نمی تواند اقدام به تصمیم برای ازدواج خود بنماید و چه بسا قدرت تشخیص مصلحت یا مفسده در ازدواج با فرد مورد نظر را ندارد.

رشد فکری پس از بلوغ جسمانی رو به تکامل می رود. پس از بحران های بلوغ، فرد استعدادها، توانائیها و امکانات محیطی خود را بهتر می شناسد و نسبت به شخصیّت خود بیشتر آگاهی می یابد. در نتیجه تصمیماتش بیشتر از عقل نشأت می گیرد تا احساسات.

۳) رشد عاطفی:

رشد عاطفی و احساسی از شرایط لازم برای ازدواج است و دارای محاسن و مزایای زیادی است. از جمله اینکه قدرت محرکه انسان است، عامل اتصال و پیوستگی و تلطیف انسانها و جوامع است، از مهمترین عوامل موفقیّت در زندگی زناشویی است.

فرد برخوردار از رشد عاطفی، مهار احساسات منفی و مثبت خود را در دست دارد. او در ابراز خشم و ترس، گریه و شادی، محبّت و غیره در محدوده مورد قبول جامعه عمل می کند، نه همانند یک کودک. رشد عاطفی نیز مانند رشد عقلی به سنّ تقویمی نیست، بلکه به میزان یادگیری، تجارب فرد و از همه مهمتر تعامل عاطفی کودک با والدین و دیگر بزرگسالان آموخته می شود.

۴) رشد اجتماعی:

رشد اجتماعی رابطه نزدیکی با رشد عقلی و رشد عاطفی دارد. انسان دارای چهار دنیای اجتماعی است: خانواده، مدرسه، شغل و دوستان که فرد را باید از نظر اجتماعی در آنها مورد ارزیابی و بررسی قرار داد. فردی که از رشد اجتماعی برخوردار است روابط اجتماعی (از جمله رابطه بین زن و شوهر) را بهتر درک می کند، به دیگران احترام می گذارد، حقوق دیگران را محترم می شمارد، نقش، وظایف و مسئولیتهای مربوط به خویش را به نحو أحسن انجام می دهد.

۵) رشد اخلاقی:

روابط زناشویی همانند هر ارتباط اجتماعی دیگر بین انسانها با در نظر گرفتن ارزشهای اخلاقی و معنوی زن و مرد است که منجر به سعادت و معنویت زندگی آنان می گردد.

بسیاری از امور و مسائل زندگی زناشویی در چهارچوب اخلاق و فضایل اخلاقی قابل حلّ است و هر اندازه زن و شوهر متخلّق به اخلاق و رفتار پسندیده مانند صداقت و گذشت، درستی و فداکاری و… باشند زندگی شان از سلامت و آرامش بیشتری برخوردار خواهد بود.

اگر دختر و پسر این شرایط را دارا بودند می توانند ازدواج نمایند. البته باید دانست مناطق، محیط ها، جامعه ها، نسلها، نژادها، قبیله ها، خانواده ها و افراد (تفاوتهای فردی)، در این زمینه یکسان نیستند، بلکه تفاوت هایی با هم دارند، مثلاً در سرزمینهای «گرمسیر» بلوغ جنسی زودتر فرا می رسد تا مناطق «سردسیر»؛

و در محیطهای باز و شلوغ که برخورد زن و مرد و دختر و پسر بیشتر است، و در محیطهای غیرمذهبی و بی بند و بار که مسائل محرم و نامحرم و حجاب و عفّت کمتر رعایت می شود، بلوغ جنسی زودتر فرا می رسد تا در محیطهای مذهبی و پاک و با عفّت و پایبند به قوانین شرعی؛

و در خانواده های غیرمؤدب و بی فرهنگ که رعایت حفظ مسائل جنسی را نمی کنند و احیاناً بچه ها شاهد مسائل جنسی (کلامی و غیرکلامی) پدر و مادر خود هستند، بلوغ جنسی زودتر فرا می رسد تا خانواده هایی که این مسائل را رعایت می کنند. کمیّت و کیفیّت خوراک و غذا نیز در این موضوع تأثیر دارد؛ آنهایی که غذای بیشتر و قوی تر می خورند، بلوغ جنسی شان سریعتر است.

آنچه که آمار و تحقیقات نشان می دهد، حاکی از آن است که بهترین سن ازدواج برای پسران ۱۹ سال و برای دختران ۱۶ سال است. البته این سن متوسط است ممکن است پسر یا دختری زودتر از این نیاز به همسر داشته باشد، که باید اقدام شود. در مسأله ازدواج نباید بیشتر به مسائل اقتصادی توجه کرد و ازدواج را به تأخیر انداخت که اگر به تأخیر بیفتد باید شاهد فساد و فحشاء در جامعه بود.

جوان اگر هنگام ازدواج نتواند ازدواج نماید تحت فشارهای جنسی و روانی از راههای غیرصحیح خود را ارضاء خواهد کرد. تحقیقات نشان می دهد که اگر جوانان خوب آموزش ببینند هم زندگی لذّت بخشی بعد از ازدواج خواهند داشت و هم فرزندانِ کسانی که در سنین گفته شده ازدواج کنند سالم تر و باهوش تر خواهند بود و در آینده با فاصله سنی کم ارتباط بهتری با فرزندان خود خواهند داشت.

گروه اجتماعی فرهنگ نیوزعلی ستوده نیا

زنگ بیداری ۱۴۹ ؛چرا مذهبی ها ازدواج نمی کنند؟

نفس حـق  (شیعه علی (ع) بودن مسئولیت دارد)

 سخنان شنیدنی و تکان دهندهٔ شهید دکتر علی شریعتی

*** جنگ خنده   (نمایش‌های طنز) کاری از گروه نمایش زنگ بیداری

* حکایـت   ( من جهنم را خریدم!!!) ، با اجرای آقای مسعود صفـری

دکتر عباسی

 

* تلنـــگر   (چرا مذهبی‌ها ازدواج نمی‌کنند؟!) صحبت‌های شنیدنی دکتر حسن عبــاسی

* گلهای یاس   (سربازان کوچک) به یاد یاران نوجوان شهید دکتر مصطفی چــمران

* حرف حساب   (راه نجات کودکان در دنیای امروز)

غدیــر در یـک کـلام


زنگ بیداری ۱۴۵ ؛آمانو:اطلاعات دانشمندان هسته‌ای را می خواهیم!!

زنگ بیداری ۱۴۴ ,فیلم قصه‌ها جایزه جشنواره ونیز گرفت!

برنامه زنگ بیداری اخبار دادگاه هاشمی تا اجاره ساعتی خانه‌ها

زنگ بیداری ۱۴۷ ؛دفاع خانم فرناندز از ایران،سوریه و لبنان


دانلود و پخش انلاین برنامه زنگ بیداری ۱۴۹ 

دانلود پادکست زنگ بیداری از : صدای میقات | مدیافایر

زنگ بیداری 149


مهم‌ترين هدف راديو صدای ميقات ارتقا و رشد اخلاق دينی و انقلابی در ميان فرزندان نسل سوم انقلاب هست
و هدف اصلي دشمنان اسلام از بين بردن همين اخلاق است ، که اگر اخلاق را ريشه کن کنند ، مراحل بعدی تخريب را خيلي سريع‌تر تمام می کنند

ان شا الله با صدای ميقات و صداهای ديگری که در آينده به اين راه خواهند پيوست ، هيچ‌گاه به هدف شومشان نخواهند رسيد


ازدواج سفید یا همباشی سیاه ؛ چگونه رابطه نامشروع اسم جدید گرفت؟

ازدواج سفید یا همباشی سیاه
ازدواج سفید یا همباشی سیاه

اخیرا شاهد مطالبی هستیم که دم از ” ازدواج سفید ” می زنند. تجزیه کلمات زیباست؛ “ازدواج” و “سپید”. برای کسی که معنی ترکیبش را نداند جذاب است و یک ازدواج ساده، صمیمی و زیبا را به ذهن متبادر می کند و مخاطبِ ناآگاه با خواندن تیترهای پیرامون آن دچار یک تناقض می شود “هشدار برای رواج ازدواج سفید “!.

اما سراغ مفهوم که می روی دلالت بر یک رابطه نامشروع، غیرقانونی و دور از شان یک مسلمان وایرانی با فرهنگ و آداب و رسوم دیرینه خود دارد. رابطه ای که نه شرع قبولش دارد و نه قانون.

 

رابطه ای که اصلا ازدواج نیست و خارج از تعهدات یک ازدواج است. جالب اینجاست که برخی دم از رواج این گونه رابطه می زنند دور از اینکه اصلا آمار صحیح و قابل استنادی از آن داشته باشند.

به اصل کلمه که می پردازی (white marriage) معادلی برای آن در فرهنگ آکسفورد نمی یابی اما در فرانسه به ازدواجی”قانونی و بدون روابط جنسی” معنی شده است (A marriage without sexual relations) و این باز تعجب بیشتر را بر می انگیزد که معنای غربی آن کاملا متفاوت است و به ازدواجهایی دلالت دارد که با انجام مراسم قانونی برای دور زدن قانون مهاجرت یا مسائل دیگر از آن استفاده می شود.

 

اما چیزی که از آن به زندگی مشترک زن و مرد به همراه روابط جنسی بدون ازدواج یاد می شود در فرهنگ آکسفورد “cohabitation” یعنی “همباشی” آمده است، یعنی حتی فرهنگ غرب نیز این رابطه را ازدواج نمی داند و “همباشی” تعریف می کند.

( Live together and have a sexual relationship without being married)

همچنین واژه “White wedding” به ازدواجی رسمی در کلیسا که در آن عروس لباس سفید می پوشد گفته می شود.

(A traditional church wedding at which the bride wears a formal white dress)

اما چطور شده لغت “همباشی” فرنگی به فرهنگ ایران که آمده “ازدواج سفید” نام گرفته است؟!

 

بی شک او و گروهش شما را از جایی می بینند که شما آنها را نمی بینید (سوره اعراف آیه 27)
بی شک او و گروهش
شما را از جایی می بینند که
شما آنها را نمی بینید
(سوره اعراف آیه ۲۷)

 

ریشه کلمه ” ازدواج سفید ” را که جستجو می کنی اولین بار توسط رسانه های بیگانه، معاند و ضد دین از آن استفاده شده و خبر از رواج آن داده اند و معلوم نیست از آن سر دنیا از کجا فهمیده اند این گونه ازدواج در ایران رواج یافته! دلیل آن نیز مشخص است؛ تابو شکنی و حرمت زدایی از جامعه و رواج و عادی سازی نوعی رابطه نامشروع و نامتناست با فرهنگ ایران.

 

بعد از آن نیز متاسفانه رسانه های داخلی از روی غفلت برای اینکه از قافله عقب نمانند و به آسیب شناسی آن بپردازند و یا برای فروش خود یا کلیک مخاطبان خود خوراک تهیه کنند از این واژه استفاده کرده اند و متاسفانه برخی کارشناسان، روانشناسان و مسئولان نیز با استفاده از آن به فراگیری واژه دامن زده اند.

اما در این راستا چند نکته به نظر می رسد:

۱- استفاده از واژه “ازدواج سفید” برای زندگی مشترک زن و مرد به همراه روابط جنسی بدون ازدواج مناسب نیست و استفاده از آن ناصحیح و نامناسب و پیگیری خط رسانه های ضد دین به نظر می رسد. رخداد نامناسبی که غرب آن را “همباشی” می داند دلیلی ندارد از سوی کشوری مسلمان و مبادی آداب و رسوم دیرینه اجتماعی “ازدواج سفید” نام گذاری شود.

 

باید دقت کرد اینکه رسانه ها گزارش و مصاحبه بگیرند و بدون آگاهی از چند و چون و مقدار آن خبر از رواج “ازدواج سفید” یا “سپید” دهند خود نوعی تبلیغ و عادی سازی این نوع رابطه نامشروع خواهد بود. رابطه ای که در دین، فرهنگ و اجتماع تعریف نشده و تابوست. ضمن اینکه واژه زیبای “ازدواج سفید” برای مفهوم نازیبای آن بسیار نادرست و قابل تامل است و نوعی زیبا جلوه دادن یک تابوی اجتماعی و حرام شرعی و دینی است.

 

۲- افزایش زندگی مجردی جوانان در شهرهای بزرگ ایران، مخصوصا تهران که در سالهای اخیر به علت مهاجرت برای تحصیل و کار و یا افزایش سن ازدواج و تمکن مالی برخی قبل از ازدواج پیش آمده، دلیل بر رواج این نوع “همباشی” نیست.

 

همچنین ممکن است افراد بسیار معدودی که تقیدات دینی و اخلاقی ندارند به قصد ایجاد رابطه جنسی نامشروع مدت محدودی با هم زیر یک سقف باشند اما این را نمی توان یک نوع زندگی مشترک و “همباشی” با قواعد غربی آن نامید بلکه فقط یک رابطه نامشروع و غیر عرف است.

۳- در اینکه سالهای اخیر با تهاجم فرهنگی برخی منکرات تاحدی رشد داشته شکی نیست اما اینکه “رواج” پیدا کرده مساله ای نیست که با حدس و گمان یک خبرنگار یا روانشناس یا جامعه شناس به آن رسید بلکه احتیاج به آمار رسمی دارد و شایعه رواج آن نیز سر در آخور رسانه های بیگانه به دلایل عنوان شده دارد. حداقل شاهد این مطلب مشاهده خود اصحاب رسانه می تواند باشد که از این همه جوان مجرد تاکنون چند زوج را دیده اند که اینگونه بدون طی مراسم قانونی و عرفی و شرعی با هم زیر یک سقف شروع به زندگی مشترک کرده اند؟

۴- جنجال سازی برای رخداد منکراتی که در جامعه رواج نیافته و فراگیر نشده، خود نوعی اشاعه فحشا، تابو شکنی، دامن زدن و تشدید آن خواهد بود. به همین دلیل در اسلام خواسته شده از عادی سازی و بیان اینگونه مسائل مخفی و غیر علنی پرهیز شود و حتی بازگو کردن فحشای مخفی را برابر با انجام آن دانسته اند.

 

در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «من اذاع فاحشة کان کمبتدئها»؛ هرکسی کار زشتی را که در خفا انجام شده فاش و منتشر کند مثل این است که خود آن گناه را انجام داده است.( الکافی، ج۲، ص۳۵۶)

۵- واژه سازی برای این مسائل همت مضاعف فرهنگسرای زبان و ادب پارسی را می طلبد. باید توجه داشت کار اصلی این سازمان در درجه اول واژه یابی مناسب و “قابل استفاده” برای این لغات است که همراه خود بار سنگینی از تهاجم فرهنگی و تابو شکنی را نیز یدک می کشند.

 

۶- به رسانه هایی که قصد پرداختن به آسیب ها یا پیشگری از این مساله را دارند پیشنهاد می شود به جای استفاده از واژه نابجا و نامناسب “ازدواج سفید” از “همباشی سیاه” استفاده کنند تا در صف رواج دهندگان بیگانه و ضد دین آن قرار نگیرند.

منبع:تسنیم 

 

امکان شرعی خواستگاری برای دختران ؛برداشت از یک آیه قرآن+فیلم

همزمان با ایام ماه مبارک رمضان، ماه ضیافت الهی و بهار قرآن هر روز یک آیه از کلام الله مجید را توسط «حجت‌الاسلام والمسلمین سید ابراهیم راد» در برداشتی کوتاه و آزاد با محوریت مسائل اجتماعی و موضوعات مهم سبک زندگی با عنوان «آیه‌های زندگی» منتشر می‌شود.

در ادامه بخش هجدهم آیه‌های زندگی شرح آیه ۲۷ سوره مبارکه قصص با موضوع «مراسم خواستگاری» را می‌خوانید:

«قَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنکِحَکَ إِحْدَی ابْنَتَیَّ هَاتَیْنِ عَلَی أَن تَأْجُرَنِی ثَمَانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِکَ وَمَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ سَتَجِدُنِی إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ»

«گفت: من می‌خواهم یکی از این دو دختر خود را به نکاح تو در آورم، به شرط آن که هشت سال اجیر من شوی و اگر ده سال را تمام کنی اختیارش با تو است و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم و ان شاءاللّه مرا از صالحان خواهی یافت».

از مهم‌ترین امور و اصول زندگی هر انسانی امر ازدواج است. چگونگی ازدواج از ابتدا تا قیامت یک فرد اثر گذار است و مهم‌تر ازخود ازدواج، بحث انتخاب همسر و نوع خواستگاری است.

امکان شرعی خواستگاری برای دختران 2

ببینیم خواستگاری امروز چه وضعیتی دارد. آنچه امروز متعارف است این است که آقایی از طریق خانواده یا ضوابط متعارف به خواستگاری دختری می‌رود. این خیلی هم خوب است اما یک سوالی مطرح می‌شود که آیا حتماً و فقط آقایان می‌توانند و می‌بایست از دختران خواستگاری کنند؟

آیا این براساس وحی و فطرت و عقل و شریعت است؟ آیاخواستگاری‌ها می‌تواند دو طرفه باشد و خانم‌ها هم بتوانند براساس ضوابط و اصول به خواستگاری آقایان بروند؟ اگر این اتفاق بیافتد خلاف کدام آیه قرآن و خلاف کدام یک از شرایع از آسمانی، کدام وحی و فطرت و وجدان اتفاق می‌افتد؟

در مراجعه به قرآن با آیه ۲۶ سوره مبارکه قصص مواجه می‌شویم که حضرت شعیب نبی از حضرت موسی دختر خود را خواستگاری می‌کند. قضیه از این قرار بود که جناب شعیب دو دختر داشت.

ایشان خطاب به حضرت موسی فرمود من می‌خواهم یکی از دخترانم را به ازدواج تو دربیاورم. یعنی خواستگاری از طریق خانواده دختر انجام شده است. جناب شعیب نبی‌الله و معصوم و متصل به وحی بود و از خودش حرفی نمی‌زد. آیا شعیب خلاف فطرت و شرع و وحی و قرآن انجام داده است؟

از اینجا معلوم می‌شود اگر خانم‌ها از آقایان خواستگاری کنند هیچ خلافی در شریعت و فطرت و وحی صورت نمی‌گیرد، البته فرهنگ ما الان اینگونه نیست.

برخی اشکال می‌کنند و می‌گویند این کار امکان شرعی دارد اما در فرهنگ ما مذموم است. در جواب باید گفت آیا فرهنگ مخالف با قرآن و وحی کارا است یا ناکارا؟ ما ناکارایی این فرهنگ را در بالا رفتن سن ازدواج و میزان طلاق در کشورمان می‌بینیم. یک فرهنگ غلط که خلاف آیه قرآن است با چه دلیلی به آن عمل کنیم؟

به عنوان مثال فرض کنیم خانمی با کمالات، اهل علم، مؤمن و خانواده دار است. افرادی که به خواستگاری او می‌آیند به دلیلی، واقعاً شایسته آن خانم نباشند و موردی که شایسته او باشد نیامده است.
لذا دو راه پیش روی این خانم است. اول ازدواج با فردی که علاقه‌مند به او نیست و تشکیل کانون خانواده در حالی که آغاز آن از سر اجبار و تلخی است. به نظر شما آیا  این خانواده کانون آرامی خواهد بود و فرزندان متعالی خواهد داشت؟ آیا این راه یک راه اسلامی و انسانی است؟ راه دوم این است که تا آخر عمرش مجرد بماند. این مجرد ماندن هم اسلامی و انسانی است. پس چه باید بکند؟

اگر خانمی سنش بالا رفت و خواستگار نیامد چیکار باید بکند؟ آیا همان فرهنگ غلطی که از آن دفاع می‌کنند، پاسخگو است؟ این مفاسد و گناهان غیر قابل محاسبه را کدام فرهنگ گردن می‌گیرد؟
فرض کنید برای خانمی با کمالات در طی سالیان  شش تا خواستگار بیاید. چطور برای یک دختر خانم شش خواستگار بیاید ولی یک پسر با همان اوصاف بلکه پایین تر بتواند شصت جا خواستگاری برود. آیا این عدالت است؟ اسلام و شرع، وحی و فطرت این را گفته‌اند؟

برخی می‌گویند نقص در خود آن خانم است. اگر زیبا بود و تحصیلات داشت و… باید گفت اولاً؛ خیلی از این نقایص که دست ما نیست ثانیاً؛ ما آقایان خودمان را بهتر می‌شناسیم. اگر نقصی در خانم‌هاست در آقایان هم هست. اما در شرایط مساوی چرا به آن خانم می‌گوییم برو نقصت را برطرف کن اما به آقا می‌گوییم برو آنقدر خواستگاری تا یکی را پیدا کنی. آن خانم چه باید کند؟

گناه مجرد ماندن یک خانم یا یک زندگی اجباری را چه کسی و کدام فرهنگ‌ساز متقبل می‌شود؟ در حالی که خیلی خوب است خانم‌ها با رعایت اصول و ضوابط خانواده‌ها به خواستگاری آقایان بروند.

این کار برکات فراوانی دارد. چقدر به خاطر خوب نبودن خواستگارها سن ازدواج بالا می‌آید، این ازدواج اجباری است که منجر به طلاق می‌شود. بنابراین اینگونه می‌شود ازدواج دلخواه و مناسب و به تبع آن یک زندگی بالنده داشت و خود به خود آمار طلاق پایین می‌آید.

الان براثر این فرهنگ غلط در برخی از مناطق برای دخترخانم‌ها یک فاجعه عظیم انسانی صورت می‌گیرد البته نامرئی و خاموش. خدا توفیق دهد با مراجعه به قرآن و اهل بیت (ع) از این فرهنگ‌های غلط فاصله بگیریم.


روزهای گذشته دیگر بخش‌های این سری برنامه‌های حاج‌آقا سید ابراهیم راد نیز منتشر شد که از طریق لینک‌های زیر در دسترس هستند

اولویت انفاق ؛یک برداشت کوتاه از یک آیه قرآن +فیلم

سلام کردن ؛یک برداشت کوتاه از یک آیه قرآن +فیلم

صفات هم‌نشینان پیامبر ؛برداشت کوتاه از یک آیه قرآن+ فیلم

خیانت چشم؛ یک برداشت کوتاه از یک آیه قرآن+ فیلم


همچنین اگر سرعت اینترنت شما پایین است میتوانید این ویدئو را در دو بخش کم حجم تماشا کنید

یک آیه قرآن؛ امکان شرعی خواستگاری برای دختران .بخش اول : http://www.aparat.com/v/E6KFV

یک آیه قرآن؛ امکان شرعی خواستگاری برای دختران .بخش دوم : http://www.aparat.com/v/XoBJY

 یک برداشت کوتاه از یک آیه قرآن؛ امکان شرعی خواستگاری برای دختران

دریافت ویدئو از آپارات | دریافت ویدئو از تسنیم ( کیفیت عالی)

دانلود رایگان کتاب جوشکاری ؛درباره ازداج آسان و به‌موقع

کتاب جوشکاری دو اثری از حجت‌الاسلام حسین عالمی پیرامون درباره ازدواج عاقلانه آسان و به‌موقع با تکیه‌بر ملاک‌های ایمانی است که به‌تازگی شماره دوم کتاب نیز منتشرشده است. امروز در بنیانا فایل PDF این دو کتاب را برای دانلود رایگان قراردادیم.

کتاب جوشکاری عنوانی از یک کتاب الکترونیکی است که توسط یکی از مبلغان دانشگاهی درباره ازدواج عاقلانه آسان و به هنگام نوشته‌شده است.

 

کتاب جوشکاری حاصل سؤال‌ها و جواب‌هایی است که جامعه دانشجویی دانشگاه‌های تهران – از دانشگاه صنعتی شریف و صنعتی امیرکبیر گرفته تا دانشگاه تهران- و دیگر دانشگاه‌های کشور جوشیده و البته حجت‌الاسلام حسین عالمی بابیانی شیوا درباره ازدواج و انتخاب همسر و سبک زندگی پس از ازدواج در کتاب جوشکاری به آنان پاسخ داده است.

 

کتاب جوشکاری دو که در ادامه روند کتاب جوشکاری یک و بر منوال پرسش و پاسخ نوشته‌شده است و دربردارنده ۱۰۰ سؤال جدید از سوی دانشجویان و ۱۰۰ پاسخ تفصیلی از سوی حجت‌الاسلام عالمی در ۳۱۲ صفحه است.

 

جلد دو کتاب در حقیقت در امتداد تبیین همان نظریه «کتاب جوشکاری  یک» و درعین‌حال پاسخگو به سؤالات فراوان دیگری است که در ذهن مخاطب کتاب جوشکاری  یک تولید و نگاشته شده و درنهایت به دست نویسنده رسیده است.

 

در کتاب الکترونیکی با طرح مطالب متنوعی روبرو می‌شویم، از دختری که در انتخاب همسر نزدیک بود تحت تأثیر عرفان کاذب قرار گیرد یا دختری که در محیط ناامن خانه‌شان تنها با توکل و توسل توانسته بود وجود خویش را حفظ کند و یا همسرانی که در ایجاد ارتباط عاطفی با یکدیگر مشکل‌دارند، نمونه‌ای از صدها مسئله‌ای است که در کتاب جوشکاری آمده است.

کتاب جوشکاری 22

کتاب جوشکاری دو که با عنوان ازدواج عاقلانه آسان و به‌موقع منتشرشده حاوی ۱۰۰ پرسش است

در مقدمه کتاب جوشکاری دو آقای عالمی اشاره می‌کنند که این کتاب برای همه دانشجویانی است که گوش شنوایی برای دردهایشان و جواب ساده‌ای برای سالشان نیافته‌اند

سؤال شماره ۱۰۱ در کتاب سؤال جوانی است که از بردن نام مسائل جنسی احساس بدی پیدا می‌کند و به دنبال راهی که احساساتش را کنترل کند

سؤال شماره ۱۰۹ در کتاب جوشکاری مربوط به فردی است که همسرش را بر اساس دین انتخاب کرده اما او پس‌اندازی ندارد و درعین‌حال خانواده فرد تقاضای جشنی مجلل دارند

شوال شماره ۱۱۹ کتاب جوشکاری در مورد مسئله شب زفاف است و نویسنده کتاب حاج‌آقا عالمی بابیانی شیوا به سؤال پاسخ داده‌اند

سؤال شماره ۲۰۰ در کتاب جوشکاری, سؤال جوانی است که بین ادامه تحصیل یا ازدواج مردد است و دنبال دلیل قانع‌کننده‌ای که ” اول ازدواج بعد دانشگاه “.

سوال شماره ۱۹۵  کتاب درباره دختری است که از زندگی کنار برادرانش احساس ترس و ناامنی می کند

سوال شماره ۱۱۸ در کتاب جوشکاری مربوط به جوانی است که علاقه دارد بداند ازدواج در سالهای ابتدایی تحصیل (سال دوم و سوم) چرا با عنوان ازدواج طلایی شناخته می شود.

سوال شماره ۱۸۱ در کتاب جوشکاری  به بیان معنای لباس بودن زن و شوهر برای یکدیگر پرداخته است

سوال شماره ۱۷۱ در کتاب جوشکاری درباره ازدواج با نخبه هاست.

 

کتاب جوشکاری از طراحی زیبایی برخوردار است و شما به‌طور حتم بعد از چند ساعت مطالعه کتاب جوشکاری از آن خسته نمی‌شوید در ستون سمت چپ کتاب جوشکاری از طرح‌های گرافیکی زیبایی استفاده‌شده است.

 

هم‌چنین در مواردی که نیاز بوده در مورد مسئله کامل‌تر توضیح داده بشه نویسنده کتاب در انتهای صفحه لینکی به صفحه وب موردنظر در وبلاگ گذاشته‌اند تا خوانندگان کتاب برای مطالعه دقیق‌تر و کسب اطلاعات بیشتر نیز به وبلاگ نویسنده کتاب جوشکاری مراجعه کنند

وبلاگ طلبه‌ای در عصر انتظار (حسین عالمی)

http://www.hosseinalemi.blogfa.com/

 

سؤالات زیادی ازجمله وسواس در انتخاب همسر

هنر استفاده از واسطه‌های عاقل

طرح مشکل با خانواده خواستگار

واسطه شدن برای بازسازی زندگی

ارتباط لمسی عاطفی

هنر انتخاب الفاظ خوب در زندگی

تفاهم فرهنگی در ازدواج

عیوب ظاهری و باطنی دخترها و پسرها

.

.

در کتاب مطرح‌شده‌اند

 

 

علاقه‌مندان می‌توانند برای مطالعه کتاب جلد یک و  کتاب جوشکاری  دو روی لینک های زیر کلیک کنند

 

دانلود کتاب جوشکاری جلد یک نویسنده :حسین عالمی  | دانلود | مطالعه آنلاین

دانلود کتاب جوشکاری جلد  دو  نویسنده :حسین عالمی | دانلود مطالعه آنلاین