مردم ایران به اروپایی‌ها اجازه تاسیس لانه جاسوسی جدید را نخواهند داد

آیت‌الله موحدی کرمانی

آیت‌الله موحدی کرمانی

تسنیم ، آیت‌الله موحدی کرمانی امام جمعه موقت تهران در خطبه‌های امروز نماز جمعه تهران در سخنانی ضمن تسلیت به مناسبت سالگرد رحلت آیت‌الله فاضل لنکرانی گفت: ۱۲ فروردین روز تثبیت جمهوری اسلامی و روز تثبیت عزت مردم و ذلت دشمن و نجات کشور از حلقوم آمریکا را نیز به شما تبریک می‌گویم.

وی افزود: شهادت آیت‌الله سید محمدباقر صدر و خواهر گران‌قدرش بنت‌الهدی را نیز تسلیت می‌گویم.

امام جمعه موقت تهران در ادامه سخنانش ضمن تجلیل از راهیان نور گفت: از راهیان نور تجلیل و تشکر می‌شود. این برنامه بسیار برنامه ارزنده‌ای است که امیدوارم مأجور باشید.

موحدی کرمانی در ادامه به بررسی لایحه امر به معروف و نهی از منکر در گروه فرهنگی مجلس شورای اسلامی اشاره و تاکید کرد: لایحه امر به معروف و نهی از منکر در گروه فرهنگی مجلس مطرح است که از این بابت خوشحال شدیم. امیدوارم این لایحه جامع و کامل شده و در صحن مجلس تصویب شود و ۲ فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر به برکت این تصویب به خوبی عمل شود.

وی به سفرهای تفریحی عید نوروز اشاره کرد و گفت: سفر خوب است و تفرج و تفریح است و اسلام نیز این تفریح‌های مباح را مجاز دانسته است، اما گاهی انسان می‌بیند که مشکلاتی در این سفرها ایجاد می‌شود.

امام جمعه موقت تهران در همین زمینه افزود: مجلس و دولت بررسی کنند و طوری این تعطیلات تنظیم شود که مشکلات ترافیک و رفت ‌و آمدها و برخورد با برف و باران کمتر پیش آید.

موحدی کرمانی در بخش دیگری از سخنانش به خطر تروریست‌ها در سوریه اشاره کرد و گفت: تروریست‌ها به لطف خدا در سوریه شکست می‌خورند و حکومت سوریه با این‌ها برخورد جدی و قاطع دارد. مطلع شدیم که ۴۵۰ تن از این تروریست‌ها تسلیم‌شده‌اند.

قوای سه‌گانه نام‌گذاری امسال را با قاطعیت پیگیری کنند

وی در ادامه اظهار داشت: در مورد نام‌گذاری امسال بهنام اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی از سوی رهبر معظم انقلاب سفارش می‌کنم که آنچه که رهبری ابلاغ کرده‌اند، قوای سه‌گانه با قاطعیت آن را عملی کنند و به نتیجه برسانند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، امام جمعه موقت تهران در بخش دیگری از سخنانش به قطعنامه ضد ایرانی اتحادیه اروپا اشاره کرد و گفت: این قطعنامه در کمیته روابط خارجی تصویب شده‌ است. اولاً باید به خود اروپایی‌ها تسلیت بگوییم که شما معلوم می‌شود کاملاً نوکر و سرسپرده آمریکا هستید. گویا خودتان استقلالی ندارید و هرچه اربابتان بگوید شما عمل می‌کنید.

موحدی کرمانی در ادامه تاکید کرد: خیلی شرم‌آور است. یعنی بی‌حیایی و بی‌شرمی را به حد اعلاء رسانده‌اند. چه توقعات و اتهامات عجیبی است! در ایران حقوق بشر مراعات نمی‌شود! به چه دلیل مراعات نمی‌شود؟! مثلاً در ایران اگر کسی قاتل بود و باید کشته شود، شما آن را خلاف حقوق بشر می‌دانید؟! یعنی می‌گویید که بگذارید انسان‌ها هرچه قدر می‌خواهند بکشند و کسی حق ندارد آن‌ها را مجازات کند.

وی در همین زمینه گفت: قرآن می‌گوید اگر می‌خواهید یک جامعه زنده داشته باشید باید قصاص در آنجا حاکم باشد. خوشبختانه از تلویزیون دیدم که در اتحادیه اروپا یکی از حاضرین گفت که چرا این قدر به ایران حمله‌ور می‌شوید، در آمریکا هم اعدام وجود دارد و آمریکا هم محکوم کرد.

امام جمعه موقت تهران در بخش دیگری از سخنانش به یکی دیگر از ادعاهای اتحادیه اروپا علیه جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و گفت: آن‌ها می‌گوید که انتخابات در جمهوری اسلامی ایران با استانداردهای بین‌المللی سازگاری ندارد. لطفاً بیان کنید که این استانداردها چه است؟ بگویید که ایران در کجا تخلف کرده است. کمتر زورگویی کنید.

موحدی کرمانی ادامه داد: آن‌ها توقع دارند و دستور می‌دهند که فتنه‌گران و به خصوص سران فتنه باید آزاد شوند. آن‌ها  برای سران فتنه که از قبل نیز آبرویی نداشتند، آبرویی نگذاشته‌اند.

امام جمعه موقت تهران با اشاره به مطرح‌شدن موضوع تأسیس دفتر مجلس اروپا در تهران افزود: مردم ایران اجازه تأسیس لانه جاسوسی جدید در ایران را نخواهد داد؛ از سرنوشت لانه جاسوسی آمریکا عبرت بگیرید.

وی در بخش دیگری از سخنانش به گزارش اخیر احمد شهید دیده‌بان حقوق بشر سازمان ملل اشاره کرد و افزود: آن‌ها با کمال پررویی دستور می‌دهند که احمد شهید این عنصر ضد ایرانی که بلندگوی استکبار است، باید اجازه داده شود که به ایران بیاید و فتنه کند. اگر قرار باشد ایران مجری این فرمان‌ها باشد، باید به او تبریک گفت.

امام جمعه موقت تهران تصریح کرد: اروپایی‌ها می‌گویند سفرهای هیئت‌های پارلمانی به ایران باید با اجازه ملاقات با فتنه‌گران و ضدانقلاب همراه باشد. چه توقعات زشتی! آن‌ها رسماً می‌گوید که می‌خواهیم فتنه و فساد کنیم و با حکومت بجنگیم و افرادی را شکل داده و برنامه‌ریزی کنیم.

موحدی کرمانی در ادامه سخنانش به درخواست اتحادیه اروپا برای تأسیس دفتر این اتحادیه در ایران اشاره کرد و گفت: آن‌ها باید از تعطیلی جاسوس خانه آمریکا پند بگیرند. همان طور که جاسوس‌های آمریکایی دست و چشمشان بسته بود، آن‌ها نیز باید از آن پند بگیرند. این مردم اجازه نمی‌دهند که جاسوس خانه دیگری در ایران به وجود آید.

وی تصریح کرد: البته دولت به این یاوه‌سرایی‌ها جواب داده و موضع گرفته است، اما توقع این است بیشتر موضع بگیرند. اما به اروپایی‌ها می‌خواهم بگویم که شما موضع دولت و مجلس را دیدید، اما موضع مردم را هم می‌خواهم نشان شما بدهم.

امام جمعه موقت تهران در ادامه با طرح این سؤال از نماز گذاران که “آقایان! این بدبخت‌ها انتظار دارند که ما اجازه دهیم هم‌جنس‌بازی در ایران رایج شود، شما هر نظری دارید نظرتان را بیان کنید” که در این زمان حاضران با تکبیر و سردادن شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل واکنش نشان دادند.

موحدی کرمانی تاکید کرد: این‌ها غفلت کرده‌اند. این ملت و مردم هزاران شهید داده‌اند تا استقلال را به دست آورده‌اند و استقلال در متن قانون اساسی آمده است و در دین هم مسئله استقلال مطرح است. آن‌ها با کمال پررویی می‌خواهند در امور داخلی کشور ما دخالت کنند. ما دین‌داریم و برای دینمان حرمت قائلیم، اما شماها دینتان ملعبه دستتان است اما شما کاری به دین ندارید و به دنبال هوسرانی و عیاشی هستید اما ما متدین هستیم و دین‌داریم و به شما اجازه نمی‌دهیم این دخالت‌های زشت را در کشور ما انجام دهید و این حرف‌های یاوه را بزنید.

دولت در مقابل زورگویان تکبر به خرج دهد

وی افزود: البته دلمان می‌خواهد که هیئت ایرانی و دولت محترم این موضع مردم را به اتحادیه اروپا منعکس کند. دولت باید بداند که تکبر در بعضی مواقع عبادت است. تکبر در مقابل متکبر و زورگو عبادت است. قرآن می‌گوید در مقابل کفار باید شدید بود و نفوذ‌ناپذیر بود.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، امام جمعه موقت تهران در ادامه اظهار داشت: مردم ما مردمی هستند که روی مواضعشان محکم ایستاده‌اند و برای این مواضع جان و شهید داده‌اند و گرفتاری دیده‌اند.

موحدی کرمانی در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: اوباما و خانم شرمن از این صحبت می‌کنند که ما به ایران اعتماد نداریم. عجیب است، جانا سخن از زبان ما می‌گویی! اگر شما به ایران اعتماد ندارید ملت، دولت و نظام ایران نیز هزاران مرتبه به شما بی‌اعتماد است.

وی در ادامه سخنانش به بخشی از توافقنامه ژنو بین ایران و ۱+۵ اشاره کرد و افزود: این توافقنامه به طوری که دیدیم پخش‌شده و در دست افراد قرار گرفته است اما بنده جمله‌ای در این توافقنامه دیدم که شایسته است وزارت خارجه و هیئت ایرانی بر روی این جمله دقت کنند. البته متن آن به زبان انگلیسی است، اما ترجمه فارسی آن این است که «تا در مورد همه چیز توافق نشود، در مورد هیچ چیز توافق نمی‌شود».

امام جمعه موقت تهران ادامه داد: با این زیاده‌خواهی‌های این‌ها یک‌بار حقوق بشر، موشک‌های بالستیک و بار دیگر حمایت از حزب‌الله را مطرح می‌کنند و هر روز بهانه‌ای می‌آورند و یک روز نیز ممکن است در این توافقنامه بگنجانند که ایران باید هم‌جنس‌بازی را نیز اجازه دهد.

موحدی کرمانی تاکید کرد: آن‌ها می‌گویند همه چیز حتی رفع تحریم‌ها نیز قابل‌برگشت است. شما هم بدانید که ما هرچه می‌گوییم، قابل‌برگشت است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، وی در خطبه‌های اول نماز جمعه امروز تهران در سخنانی گفت: بنده خودم و شما را به تقوای الهی دعوت می‌کنم. لازم است برای زندگی نیز همانند آخرت توشه‌ای داشته باشیم که این سرمایه و توشه برای زندگی دنیا به تعبیر قرآن، تقواست. ایجاب می‌کند که ما به مسئله تقوا دقت کرده و در مورد آن فکر کنیم و از خداوند مسئلت می‌کنم که همه ما را در این زمینه یاری کند.

موحدی کرمانی افزود: قرآن می‌فرماید « که به پیغمبر تأسی کنید» ولی این تأسی منحصر و محدود به پیغمبر نیست. امروز باید به حضرت صدیقه طاهره (س) تأسی کنیم، زیرا او روح و جان پیغمبر است.

امام جمعه موقت تهران در ادامه به جهاد حضرت فاطمه زهرا (س) در طول مدت زندگی‌شان اشاره کرد و گفت: قرآن می‌فرماید که حق جهاد در راه خدا را ادا کنید. خیلی باید در این زمینه تلاش و کوشش کنیم که حضرت زهرا (س) نیز همواره همین گونه بوده‌اند.

موحدی کرمانی تصریح کرد: در مورد تقوا هم خداوند در قرآن می‌فرماید که تقوای خدا را نیز در حد لازم و آن طور که بایسته است، مراعات کنیم و همواره از خدا برای انجام اعمالمان خجالت بکشیم.

وی ادامه داد: حضرت فاطمه زهرا (س) پس از رحلت رسول اکرم (ص) در شرایط بسیار سختی قرار گرفت به طوری که ولایت و امامتی که روح و اساس دین است را در خطر می‌دید. اگر امامت لحاظ نشود، رسالت نیز لحاظ نمی‌شود.

امام جمعه موقت تهران خاطرنشان کرد: با جایگاهی که حضرت فاطمه زهرا (س) دارد می‌خواهد مردم را آگاه و بیدار کند. او در آن زمان می‌خواست به مردم بگوید که موقعیت بسیار خطرناک و مهم است. بیدار کردن و آگاه کردن مردم مهم‌ترین هدف جهاد حضرت زهرا (س) بود.

موحدی کرمانی تاکید کرد: حضرت فاطمه (س) پیغمبر نبود اما روح و جان پیغمبر و قطعه‌ای از جگر پیغمبر بود. وحی به او نازل نمی‌شد، اما محدثه بود و فرشته‌های الهی او را دلداری می‌دادند. قرآن می‌گوید فرشته‌ها با مریم نیز سخن می‌گفتند.

وی تاکید کرد: حضرت صدیقه امام نبود، اما ام‌الائمه بود و برای ائمه حجت بود. حضرت فاطمه زهرا (س) در هنگام نماز به قدری می‌ایستاد که پاهایش متورم می‌شد. پیشانی ایشان نیز از کثرت سجده همواره متورم بود.

 

ملا باسم : مگر می‌توان به رهبر انقلاب که روحیه «حسینی» دارد اهانت کرد؟ + ویدیو

باسم

اواسط ماه محرم ۱۴۳۵ هجری قمری کلیپی کوتاه با عنوان اعتراض عزاداران حسینی به ملا باسم کربلایی در فضای مجازی منتشر شد. این کلیپ به سرعت با استقبال شبکه‌های ماهواره‌ای ای که گرایش‌ها صریح مذهبی و بعضاً سیاسی خاص داشتند مواجه شد و تردیدهای زیادی را میان دوستداران اهل‌بیت(ع) در سرتاسر جهان تشیع به وجود آورد،

کلیپی که برای چند ماه موضوع و سوژه اول شبکه‌های وهابی و جریان خاصی میان شیعیان شد، جریانی که روند تأمین بودجه آن از طریق حساب‌های بانکی مستقر در انگلستان همواره مورد تردید بزرگان و مراجع جهان تشیع  بوده است.

این جریان که چندی پیش به‌دلیل اهانت به همسران پیامبر و برخی از بزرگان اهل سنت مورد انتقاد شیعیان  قرار گرفته بود، این بار این کلیپ و تفسیر خاص از شعر مداح معروف در  جهان عرب، ملاباسم کربلایی را بهترین فرصت برای پاسخ غیرمنطقی و بازهم موهن به انتقادات دیده بود.

در بخشی از این کلیپ باسم کربلایی مشغول خواندن اشعاری می‌شود که با واکنش تند و اعتراض‌آمیز عزاداران مواجه می‌شود. طبق معمول با نگاهی خاص و ذوقزده برخی رسانه‌ها سعی در تعمیم شعر باسم کربلایی به شخصیت‌های برتر جهان تشییع داشتند.

 سؤال درمورد چرایی این اعتراضات منجر به گمانه‌زنی‌هایی که خیلی زود به‌روال همیشه مورد سوءاستفاده رسانه‌های پرتعداد فرصت‌طلب قرار گرفت.

ملاباسم کربلایی مداح معروف جهان عرب در ایران هم طرفدارانی دارد، طرفدارانی که با مشاهده این کلیپ و مهمتر از آن فضایی که رسانه‌های خاص به وجود آورده بودند دچار ابهامات فراوانی شده بودند.

 این ابهامات را هیچ‌کسی جز باسم کربلایی و توضیحات او نمی‌توانست برطرف کند، توضیحاتی که بعد از چند ماه از زبان باسم کربلایی منتشر شد.

بر پایه این گزارش، ملاباسم کربلایی در توضیحات خود گفت: نوحه‌ای که من در روز ۵ محرم خواندم به درخواست من از آقای ناظم الحاشی بود و از وی خواستم شعری بسراید که متفاوت با روش همیشگی باشد و طوری باشد که قبلاً به آن روش نخوانده باشم.

وی گفت: من در این نوحه هیچ نامی از مقام معظم رهبری آیت‌الله خامنه‌ای و یا هر فرد دیگری نیاوردم. خدا را گواه می‌گیرم که هرگز من قصد تعرض به شخصیت وی و یا فرد دیگری را نداشتم. فقط در بیت سوم یا چهارم بود که منظور من در این ابیات نواصب بود که با اهل‌بیت (علیهم السلام) کینه و دشمنی دارند که گفتم نماز و روزه این‌چنین اشخاصی قبول نمی‌شود.

باسم کربلایی در توضیحات خود تأکید کرد: آیا این گفتار را می‌توان متوجه مقام معظم رهبری دانست که همواره می‌فرمایند هرچه از خیر و برکت داریم از وجود امام حسین(ع) است؟ مگر مقام معظم رهبری همیشه اقامه مراسم عزاداری برای این امام همام برگزار نمی‌کنند؟

 مگر ایشان برای امام حسین گریه نمی‌کند؟ مگر ایشان برای امام حسین سینه‌زنی نمی‌کند؟ خوب، چطور من به ایشان این اهانت را داشته باشم؟! و بعد باید از آن آقایان پرسید چرا این مطلب را روز ۶ محرم مطرح نکردند و قضیه را روز ۱۱ گفتند؟ من از آن‌ها راضی نیستم و در قیامت شخص رسول اکرم(ص) خصم آن‌ها باشد که به من تهمتی را زدند که روحم از آن خبر ندارد.

گفتوگو با ملاباسم 

دریافت ویدیو  ۷مگابایت 

مقاومت «قدرتمند‌تر» از گذشته شده و محاسبات اسرائیل را به هم ریخته است

حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدحسن نصرالله
حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدحسن نصرالله
حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدحسن نصرالله

متن کامل سخنرانی حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید حسن نصرالله در مراسم افتتاح انجمن فرهنگی و ادبی جبل عامل منتشر شد.

اعوذبالله من الشیطان الرجیم.
بسم‌الله الرحمن الرحیم.
والحمدلله رب‌العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبیینا خاتم النبیین ابی القاسم محمد بن عبدالله و علی آله الطیبین و اصحابه المنتجبین و علی جمیع الانبیاء والمرسلین.

السلام علیکم جمیعا و رحمت الله و برکاته.

وظیفه‌ی بنده نیز هست که حضور همگی شما را در این دیدار مبارک و موعد عزیز تبریک بگویم. موعدی که -همچنان که برادران به صورت مستقیم و غیرمستقیم اشاره کردند. – از تابستان گذشته منتظر آن بودیم تا این که خداوند (سبحانه و تعالی) خواست امروز توفیق یافتیم این انجمن، سازمان و بنا را تأسیس کنیم تا متناسب با تخصص، نقش و ماهیتش به این کارنامه‌ی مسیر پیوسته‌ی بلنداقبال پیروز بپیوندد ان‌شاءالله.

بنده امروز می‌خواهم در دو بخش صحبت کنم. در بخش اول به برخی مبانی اشاره خواهم کرد و از آن جا وارد جبل عامل و سپس شعر و ادبیات جبل عامل خواهم شد. بعد از آن سراغ بخش دوم خواهم رفت و قصد دارم از برخی مسائل روز و مسئولیت‌های لازم صحبت کنم. البته برخاسته از بخش اول. در بخش دوم کمی از سیاست سخن خواهیم گفت اما بگذارید بخش اول را متناسب با این موعد تلقی کنیم و پلی برای رسیدن به شرایط روز قرار دهیم

خداوند (سبحانه و تعالی) انسان را در «نیکوترین ساختار (تین/۴)» جسمی و روحی آفرید و به او عقل عطا فرمود. کدام عقل؟ این مخلوق شریف که به انسان عطا شد از توانایی‌های عظیمی در کسب و ایجاد معرفت و علم برخوردار بود. یعنی عقل بشر تنها پذیرا نیست بلکه سازنده و صانع نیز هست. همچنین قدرت جولان در آفاق، زمین، آسمان‌ها، ملک و ملکوت و عبور از موانع و مرزها، رفع حجب و… را دارد.

 سپس خداوند متعال به انسان نعمت داد و به او قدرت بیان بخشید. همچنین توانایی‌های متعدد بیان، تبیین و ابراز تفکرات، باورها، اعتقادات، اندیشه‌ها، احساسات و عواطف درونی‌اش حتی خیالات و اوهام.

 انسان به توانایی ابراز هر آن چه می‌خواهد و انتقال این محتوای درونی به دیگرانی که عقل دارند، می‌شنوند و می‌فهمند مجهز شد. و این توانایی بیان و تبیین از مهم‌ترین دلایل تغییر و تحول زندگی بشری در همه‌ی زمینه‌ها و سطوح است.

 چون همه‌ی تفکرات، اطلاعات، استدلال‌ها، عبرت‌ها، درس‌ها و تجربه‌ها در میان مردم یک نسل و در میان نسل‌ها تا روز قیامت از طریق روش‌های بیان مختلف و متنوعی منتقل می‌شود. وقتی خداوند (سبحانه و تعالی) به انسان این قدرت را داد آن را در یک روش منحصر نساخت بلکه این روش‌ها را نیز تنوع و تکثر بخشید.

 به عنوان مثال، اولین و مهم‌ترین شاهد بر عدم انحصار این روش‌ها زبان‌ها و سخن‌ها هستند. -منظورم سخن گفتن نیست. – سخنانی که گاهی با زبان ابراز می‌شوند و گاهی به وسیله‌ی نوشتن. عبارت نوشتن به پیش از ماشین‌تحریر و قلم بر می‌گردد.

کمی بعد به این روش خواهم پرداخت اما یکی دیگر از روش‌ها نیز اشاره است. انسان می‌تواند درونیات، تفکرات و احساساتش را با اشاره و حرکات دست و بدن ابراز کند. یکی دیگر از این وسیله‌ها توانایی نگارگری و در نتیجه نقاشی‌ها هستند.

تراشیدن و موسیقی نیز همچنین. بعضی از جنبه‌های موسیقی نیز پنهان و احساس این انسان، شادی، غم، امید، یأس، غربت و تنهایی او را ظاهر می‌کند و چیزهای متفاوتی را نشان می‌دهد.

این نیروها همیشه، از گذشته تا امروز، موجود و مورد استفاده بوده‌اند. ولی در دوران کنونی با تکیه به این امکانات به ودیعت گذاشته‌شده در انسان، افق‌های وسیعی در برابر وظیفه‌ی بیان گشوده شد. از جمله سینما، تلویزیون، نمایش، اینترنت و وسایل ارتباطی مختلف که شاهد آن هستیم.

 ولی قدرتمندترین و مهم‌ترین این توانایی‌ها در طول تاریخ و تا قیام قیامت سخن و زبان بوده‌اند. یعنی کلمات و جملاتی که به معانی دلالت می‌کنند و انسان آن‌ها را برای بیان معانی مورد نظرش که می‌خواهد به دیگران منتقل کند به خدمت می‌گیرد. پس انسان به عقل و قدرت بیان مجهز می‌شود، باقدرت عقل خود معانی را مشخص می‌کند، جملات و عبارت‌هایی را که می‌خواهد از طریق آن‌ها آن معانی مشخص را افاده کند تنظیم می‌کند و با حلق و زبان خود آن‌ها را به صورت صدا در می‌آورد و با قلمش آن‌ها را می‌نویسد.

 یکی از آیات خداوند در میان آفریدگان، تنوع و تعدد زبان‌ها و لسان‌هاست. از آغاز تاریخ بشر تا امروز نه صدها بلکه هزاران زبان داشته‌ایم. بعضی از آن‌ها منقرض‌شده و پایان یافته‌اند، برخی از آن‌ها هنوز وجود دارند و تعدادی از آن‌ها در حال شکل‌گیری‌اند و تا روز قیامت همچنان زبان‌هایی ایجاد خواهند شد.

هر زبانی ویژگی‌ها، شاخصه‌ها و زیبایی‌های خود را دارد. زبان یکی از چیزهایی است که آیات جمال خداوند در آن متجلی می‌شود. البته آیات جمال در همه‌ی موجودات کائنات تجلی دارد و یکی از آن‌ها زبان بشری است. حال آن‌که زبان‌ها نیز در درون خود سطوح و درجاتی دارند که در قالب‌های مختلف نثر، شعر و… نیز بروز می‌یابد.

 اهالی هر زبان در به خدمت در آوردن آن و به کار گرفتن ظرفیت‌هایش برای رساندن تفکرات و تصویرهای مطلوب با یکدیگر تفاوت‌های درونی و شخصی دارند.

در این میان زبان عربی با توانایی‌ها، ظرفیت‌ها، گستردگی، نرمش، حلاوت، دل‌انگیزی، زیبایی و قدرت افاده‌ی کامل معنا و نوشدن، گل سر سبد زبان‌های بشری است.

این را به خاطر این که عرب هستیم نمی‌گوییم، غیر عرب‌ها نیز به این حقیقت ایمان دارند. و همین شرف و فخر بس که خداوند متعال زبان عربی را برای نازل کردن کتاب آسمانی جاودانه و خاتمش انتخاب نمود. همین به تنهایی کافی است و مسئله نیاز به استدلال ندارد.

البته در این انتخاب حکمت‌های بلند و رسایی هست که اکنون فرصت اشاره به آن‌ها وجود ندارد. عرب‌ها و حتی آنان که عربی را بعدها آموختند در طول تاریخ به بلاغت، فصاحت و گوناگونی قالب‌های ادبی و شعری شناخته شدند.

حتی می‌توان گفت شاخصه‌ی اصلی و صفت برجسته‌ی آن ملت‌ها بلاغت و فصاحت بود. ملت‌هایی که برجسته‌ترین نخبگانشان شاعران و خطیبان بودند. و مایه‌ی فخر هر قبیله، خاندان و قومی شاعر و خطیب آن بود. همچنین از ابتدا همچون امروز ادبیات و شعر گاهی کالایی برای خرید و فروش بوده است.

قصیده‌ برای کسانی سروده می‌شد که سخاوتمندانه یا احیاها بدون سخاوت پول بدهند. و گاهی برای تفاخرهای پوچ بر عصبیت‌های باطل بوده است. اما آنچه در این مناسبت برای من اهمیت دارد این است که بخش‌هایی از ادبیات در طول تاریخ در خدمت رسالت‌های آسمانی، ارزش‌های بشری، حق، عدل، مبارزه با طاغوت، دفاع از کرامت، وجود و مقدسات امت، مقاومت در برابر مهاجمان و اشغالگران، بیدار کردن ملت‌ها و برانگیختن احساسات و نیروی حماسه در آن‌ها بوده است.

این اولین، مهم‌ترین، بزرگ‌ترین و بشری‌ترین کارکرد ادبیات و شعر است. این دو باید بخشی از سلاح، توانایی‌ها، هویت، تمدن و آینده‌سازان امت باشند. تاریخ مملو از سرگذشت شعرا و ادیبانی است که به خاطر یک قصیده یا یک خطابه‌ی بلیغ با محتوایی ناخوشایند برای زندانبان و جلاد به زندان افکنده، به چوبه‌ی دار آویخته یا در میدان شهر حلق‌آویز شده‌اند.

این‌گونه از شعر و ادب همیشه در جبل عامل وجود داشته است و پیشینه‌ی صدها ساله دارد. این جبل به غنای علمی و فقهی و همچنین فقیهان و عالمانش مشهور است. فقیهان و عالمانی که در طول تاریخ در زمره‌ی پیشتازان جهان اسلام بوده‌اند. ولی ویژگی این جبل آن است که -برای احتیاط می‌گویم.

– اکثریت قاطع فقیهان و عالمانش شاعر و ادیب نیز بوده‌اند. این از ویژگی‌های فقها و علمای جبل عامل است. با بررسی اجمالی کتاب «أمل الآمل فی علماء جبل عامل» [اثر شیخ حر عاملی] در می‌یابیم وقتی اسامی علما را ذکر می‌کند معمولاً می‌گوید: وی فقیه، عالم، ادیب و شاعر بود.

و کم‌تر خواهید دید از عالم یا فقیهی نام ببرد بدون این که وی را ادیب و شاعر نیز بخواند. همچنان که قالب‌های مختلف شعر فصیح و عامی در میان نخبگان فرهنگی و مردم عادی پدیده‌ای به شدت شایع بوده است در زمینه‌ی علمی نیز شاهد هستیم این ظرفیت‌های ادبی فقیهان جبل عامل به طرز جالب‌توجهی حتی در نگارش متون علمی، فقهی و اصولی به کار گرفته‌شده و مسائل این علوم نیز به صورت شعرهای زیبا و جذاب به نظم در آمده‌اند و حفظ آن را آسان ساخته‌اند.

 به همین خاطر می‌بینیم کتاب‌ها و تألیفات فقیهان جبل عامل در کنار استحکام علمی و قدرت استدلال از سهولت، زیبایی و شیرینی بیان برخوردارند و این‌چنین در حوزه‌های علمیه، مراکز پژوهشی، زندگی علمی مسلمانان و مخصوصاً مسلمانان شیعه از بقا، جاودانگی، عنایت و توجه برخوردار شده‌اند.

شعر و همه‌ی تلاش‌های ادبی جبل عامل -درباره‌ی جبل عامل صحبت می‌کنم چون انجمن جبل عامل است. با حفظ احترام همه‌ی جبل‌ها و مناطق و میراث، تاریخ و نقششان متناسب با این مراسم صحبت می‌کنم. – همیشه منبر و گویای پایبندی ادبی، سیاسی، فرهنگی، جهادی و… اهالی، علما، فقها و نخبگان این خطه به مسائل کشور و امت بوده است. اگر به ابتدای قرن گذشته [ی میلادی] و مشخصات اندکی پیش و پس از جنگ جهانی اول نگاهی بی اندازیم مکرر شاهد این پایبندی خواهیم بود. البته چون وقت تنگ است بنده اسم و مثال ذکر نمی‌کنم و تنها به ذکر کلیات بسنده می‌کنم.

مسئله‌ی اول: دفاع از زبان عربی. یکی از دستاوردها و وظایف بزرگی که علما، شاعران و ادیبان جبل عامل در آن یا ادای آن مشارکت کردند محافظت و دفاع از زبان عربی بود. در برهه‌ای در مقابل ترکی‌سازی و پس از جنگ جهانی اول در مقابل غرب، فرانسوی‌سازی یا… . هر زبان برای هر ملت و امتی بخشی از هویت تمدنی آن است و نابودی آن زبان یعنی نابودی آن هویت تمدنی.

 زبان عربی برای ما و اهالی جبل عامل این‌چنین و بلکه بیش از این است. چون این زبان با عقاید، کتاب مقدس، سنت پیامبرمان (صلی الله علیه و آله و سلم)، تاریخ، ارزش‌ها، اخلاق، سرنوشت، آینده و روابطمان نیز درآمیخته. به همین خاطر سروران، دانشمندان و بزرگواران، امروز یکی از مسئولیت‌ها حفظ این زبان و دفاع از آن است.

 به نظر می‌رسد در آینده خود ما عرب‌ها هم باید تلاش کنیم عربی را بفهمیم و برخی از متون عربی نیاز به ترجمه، تفسیر و شرح خواهند داشت. امروز بدعت تازه‌ای در بسیاری مناطق جهان عرب رایج شده است که نیمی از سخنرانی را به عربی انجام می‌دهند و نیمی از آن را به زبان‌های خارجی. نمی‌گویم انگلیسی یا فرانسوی تا به زبان مشخصی حمله نکرده باشم.

 یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌ها دفاع از این زبان و حفظ آن است. در گذشته علمای جبل عامل حتی مدرسه‌ها، حوزه‌های علمیه و خانه‌ها را به مراکز آموزش زبان عربی و علوم و ادبیات زبان عربی تبدیل کرده بودند تا نسل‌ها بتوانند از این زبان در برابر بی‌سوادی و جهل رایج آن روز حراست کنند.

مسئله‌ی دوم: مقابله با استعمار بیگانگان. آن هم نه فقط استعمار لبنان. بلکه اهالی جبل عامل در زمینه‌ی همه‌ی مسائل امت موضع داشته‌اند. امروز این مقاومت و این پدیده نمود و امتداد اصیل آن تاریخ و آن نسل‌هاست. امروز بعضی از مردم خطاب به ما می‌گویند ما لبنانی هستیم و به اندازه‌ی کافی در لبنان مشکل‌داریم. به ما چه ربطی دارد درباره‌ی مسائل منطقه، خطراتی که امت را تهدید می‌کند و نبردهای روز منطقه -که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به ما مربوط می‌شود.

– موضع‌گیری کنیم؟ عالمان، ادیبان، شاعران، نخبگان و عموم مردم جبل عامل مانند اهالی بسیاری از مناطق لبنان در گذشته با وجود ظلم، محرومیت، انزوا و خشونتی که گرفتار آن بودند خود را کنار نکشیدند. به هیچ‌وجه خود را از آنچه امت را در سرتاسر جهان عرب و اسلام تهدید می‌کرد کنار نکشیدند. نه فقط در لبنان، فلسطین، سوریه، عراق، شام یا مصر -یعنی کشورهای نزدیک‌تر-. حتی در سال ۱۹۱۱ به مسائل لیبی واکنش نشان دادند.

وقتی ایتالیا لیبی را اشغال کرد یکی از فقیهان ادیب و شاعر جبل عامل که فرزند همین روستای مبارک، عیناثا، بود برای دعوت به مقابله با اشغال لیبی توسط ایتالیا بیانیه داد، سخنرانی کرد و شعر سرود. درباره‌ی یک کشور همسایه صحبت نمی‌کنیم. مواضع علما و فقهای جبل عامل موجود است و ثبت‌شده.

ان‌شاءالله یکی از وظایف این انجمن ارائه‌ی این تاریخ، مستندات و اسناد و معرفی آن برهه‌ی تاریخی و موضع‌گیری‌ها و رنج‌های آن برهه است.

مسئله‌ی سوم: موضع در برابر تهدیدات متوجه فلسطین و مقابله‌ی قاطعانه و زودهنگام با پروژه‌ی صهیونیسم و آزمندی‌های اسرائیل برای برپایی یک رژیم اشغالگر برای این پروژه در خاک فلسطین. این در موضع‌گیری‌ها، فتاوی، بیانیه‌ها، اشعار، ادبیات، انگیزش‌ها و تحرکاتشان موجود است. به همین خاطر وقتی به مقاومت برسم به این بخش بازمی‌گردم.

همچنین موضع علما، فقیهان، شاعران و ادیبان جبل عامل درباره‌ی دیگر مسائل امت، حفظ وحدت امت و رد پاره‌پاره کردن، تقسیم و تجزیه‌ی امت شناخته‌شده است. ولی وقتی موقعیت جدید شکل گرفت و بلاد جهان عرب و اسلام به کشورها و رژیم‌ها تقسیم شدند به این وطن ایمان آوردند، خود را برای آن خالص کردند و از آن دفاع نمودند.

13920701205324211225074

در این بخش نیز می‌توان به ادبیات، سخنان و اشعار ایشان که از لبنان با عنوان وطن یاد می‌کنند و از عشق و وابستگی به آن و آمادگی دفاع از آن سخن می‌گویند مراجعه کرد. موضع این جبل و اهالی و نخبگان آن همیشه همپای وحدت، همکاری، تکامل، رد و کناره‌گیری از فتنه‌ها و اولویت‌بندی صحیح بوده است. ما وارث آن بزرگان، نسل‌ها، فرهنگ، عقلانیت و درک هستیم.

اگر اهل جبل عامل می‌خواستند در موضع‌گیری‌هایشان در قبال فلسطین یا مسائل روز امت یا عدم تجزیه و تقسیم جهان عرب و اسلام به دردها، ظلم، ستم و محرومیتی که از جانب حاکمان عثمانی -که آن روز بهنام خلافت اسلامی حکومت می‌کردند. – به آن‌ها روا داشته شده بود نگاه کنند باید منزوی، طرفدار تقسیم و تجزیه و گوشه‌گیر می‌شدند و به سلامت خود، خانواده و جبل خود می‌اندیشیدند.

ولی این جبل از همان ابتدا در کنار همه‌ی درخشندگی ملی و نژادی‌اش در زمینه‌ی امت به دفاع از مقدسات، فلسطین و مقابله با پروژه‌ی صهیونیسم و مقابله با چند پارگی، تجزیه، تقسیم و فتنه‌ها برخاست.

امروز وابستگی ما به این تفکر و این مقاومت یک اندیشه‌ی وارداتی نیست. این اندیشه ریشه در کشور، محیط، جامعه و تاریخ ما دارد. اگر مانند آن‌ها نبودیم غریبه بودیم و چون می‌کوشیم مانند آن‌ها باشیم به حق به این خاک، تاریخ و ارزش‌ها تعلق داریم. -پیش از ورود به بخش دوم- توقع ما از انجمن فرهنگی و ادبی جبل عامل ان‌شاءالله بر دوش گرفتن، حفاظت، رشد دادن، معرفی و همکاری در عرضه‌ی میراث عظیم آن پدران به عزیزانمان در جبل و نسل‌های امروز و فرداست که حتی درباره‌ی گذشته‌ی نزدیک نیز چیز زیادی نمی‌دانند.

 متأسفانه نه تنها نسل جوان نمی‌دانند بلکه بسیاری از نخبگان سیاسی، رسانه‌ای و فرهنگی لبنان نیز چیز زیادی از گذشته‌ی نزدیک خود نمی‌دانند. هنگام صحبت درباره‌ی مقاومت شاهدش را ذکر خواهم کرد. امیدواریم ان‌شاءالله بتوانیم راهشان را ادامه بدهیم. مخصوصاً که در برابر چالش‌های فرهنگی، تمدنی، سیاسی و وجودی بسیار خطرناکی قرار داریم.

وارد بخش دوم می‌شوم. در بخش دوم می‌خواهم ذیل دو عنوان صحبت کنم. اولی مربوط به لبنان است و دیگری مربوط به سوریه. و با سخنی درباره‌ی لبنان سخنم را به پایان خواهم برد.

از اوایل قرن گذشته [ی میلادی] همیشه چالش و تهدید بزرگی بهنام پروژه‌ی صهیونیسم وجود داشته است. تا می‌رسیم به ۱۹۴۸ که دژ اشغالگر این پروژه بنا شد و این چالش همچنان وجود دارد. بعضی می‌کوشند خود را در برابر این تهدید به نادانی بزنند و آن را نادیده بگیرند.

 البته این یک اشتباه معمولی نیست، یک اشتباه بزرگ است. تنها گزینه‌ی موجود در گذشته و امروز در برابر ملت‌های منطقه‌مان و از جمله ملت لبنان، مقاومت است. مقاومت در همه‌ی ابعاد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و نظامی‌اش.

ژرفا، حقیقت، اصل و گوهر مقاومت، فرهنگ است. جهاد و کار نظامی مستقیم، ایستادگی اهالی یک زمین در سرزمین خود، پایداری، صبر بر پیامدها و قربانی دادن، نمود و تجسم این فرهنگ هستند. اگر این فرهنگ وجود نداشت هیچ‌کدام از این‌ها وجود نداشت.

همه‌ی گونه‌های مقاومت تجلیات فرهنگ مقاومت هستند. گوهر مقاومت از جنس فرهنگ است. در لبنان برخی درباره‌ی مقاومت بحث می‌کنند.

در جهان عرب هم بحث هست ولی بگذارید از لبنان صحبت کنیم. بحث درباره‌ی مقاومت ربطی به ورود به سوریه، ۲۰۰۶، ۸۲، اگر به عقب برگردیم. – ۷۸ یا اوایل دهه‌ی ۷۰ [میلادی] که گروه‌های مقاومت فلسطین به سوی ما مهاجرت کردند ندارد. نه، از ابتدای شکل‌گیری رژیم صهیونیستی در فلسطین درباره‌ی مقاومت بحث وجود داشت.

 همچنین بر سر تشخیص دشمن و گزینه‌های مقابله با آن اختلاف بود. این یک بحث جدید نیست و هیچ ربطی هم به یک حزب، جنبش، رئیس، شخص، رهبر، تشکیلات، فرقه، گروه و منطقه ندارد.

این بحث پیش از امام سید موسی صدر و پس از ایشان وجود داشت. پیش از مقاومت امل و حزب‌الله و پس از آن وجود داشت. وقتی نیروهای برجسته‌ی مقاومت نیروهای ملی‌گرای سکولار بودند هم این بحث و جدل وجود داشت.

 پس کسی مغالطه نکند و نگوید به دلیل رفتار مقاومت فعلی لبنان بر سر مسئله‌ی مقاومت بحث به وجود آمده است. به هیچ‌وجه. این بحث از ابتدا و از ۱۹۴۸ وجود داشته است.

به همین خاطر بنده همیشه به برخی از کسانی که در این زمینه‌ها در مقابل ما می‌ایستادند و می‌گفتند مقاومت اجماع ملی را از دست داد می‌گفتم: هیچ‌گاه در لبنان اجماع ملی بر سر مقاومت وجود نداشته است. حتی شب ۲۵ یا ۲۶ مه ۲۰۰۰ و اوج پیروزی درحالی‌که شما و مقاومت، پیروزی را از بنت جبیل به همه‌ی لبنانیان هدیه می‌کردید بر سر این مسئله اجماع ملی وجود نداشت!

 این حرف‌ها گمراه‌سازی است و درست نیست. امروز بعضی از مردم می‌گویند ما به این دلیل با مقاومت مشکل‌داریم که برچسب اسلامی دارد یا مقاومان شیعه هستند. مگر وقتی مقاومان از همه‌ی فرقه‌ها بودند شما در کنار مقاومت بودید؟ وقتی مقاومت از احزاب ملی‌گرا و سکولار بودند شما با مقاومت بودید؟ این یک مغالطه‌ی بسیار بزرگ است که امروز مطرح می‌شود.

ولی نسل جوانی که آن برهه را درک نکرده‌اند با این ادبیات فریب می‌خورند و می‌گویند رفتن شما به سوریه یا موضع سیاسی شما در فلان سال و فلان سال و فلان قضیه اجماع ملی پیرامون مقاومت را از میان برد. بنده می‌خواهم امروز خطاب به تمام کسانی که درباره‌ی گزینه‌ی مقاومت بحث کرده‌اند و می‌کنند -بعضی می‌دانند و بعضی نمی‌دانند.

 آن‌ها که می‌دانند خود را به ندانستن می‌زنند. – تأکید کنم مقاومت یک تشکیلات، حزب، جنبش، جریان، مجموعه یا فرقه‌ی معین نیست. مقاومت یک فرهنگ و یک خط فکری سیاسی است که می‌تواند چیزهای گوناگون و احیاها متناقضی به لحاظ عقیدتی و ایدئولوژیکی را در بر بگیرد. می‌تواند احساسات، فرقه‌ها، ملت‌ها و امت‌ها را در خود جای دهد. چون خاستگاه مقاومت فطرت بشری و هدف‌های آن منافع مشترک ملی و نژادی است.

بعضی از مردم نمی‌دانند از ۴۸ [میلادی] در لبنان مقاومت وجود داشته است. چون نمی‌دانند مقاومت یعنی چه. تاریخ آن را از اوایل دهه‌ی ۷۰ [میلادی]، ۷۸، ۸۲ یا پس از آن روایت می‌کنند. نه، مقاومت لبنان از ۱۹۴۸ و لحظه‌ی اول شکل‌گیری رژیم اشغالگر وجود داشته است. و از همان لحظه نیز مشروعیت خود را به دست آورد و در طلب حق خود برآمد. البته با ظرفیت‌های موجود آن روز. آنان نمی‌دانند در ۴۸ به جنوب تجاوز می‌شد.

 از جنایت‌هایی که در بسیاری روستاهای مرزی اتفاق افتاد بی‌خبرند. نمی‌دانند چه بر سر اهالی مناطق مرزی -با خاستگاه‌های مختلف فرقه‌ای- آمد. فقط درباره‌ی شیعیان صحبت نمی‌کنم. از آنچه بر سر ایستگاه‌های نیروهای امنیتی در مناطق مرزی می‌آمد و توهین‌هایی که به سازمان‌های دولتی و نیروهای امنیتی‌اش می‌شد هیچ اطلاعی ندارند.

از تجاوز به حریم‌های هوایی، زمینی و دریایی هیچ اطلاعی ندارند. یک روز حتی در پشت میز گفت و گوهای ملی وقتی همه در مجلس دور هم نشسته بودیم بعضی از حاضران و نه فقط یکی از آن‌ها گفتند پیش از آن‌که فلسطینیان به لبنان بیایند مشکلی وجود نداشت! اصلا مشکلی با اسرائیل نداشتیم! بنده به کسی اتهام نمی‌زنم. همه‌اش ضبط شده است و در مجلس هست. می‌گفتند مشکلی وجود نداشت. آنچه اسرائیل در اواخر دهه‌ی ۶۰ و اوایل دهه‌ی ۷۰ [میلادی] در لبنان انجام داد واکنش به مقاومت فلسطینی و تحرکات نظامی فلسطینیان بود!

چطور ممکن است کسی ادعا کند من یک رهبر سیاسی لبنانی‌ام و می‌خواهم در ساختن حال و آینده‌ی لبنانیان شریک باشم ولی از تاریخ چند سال پیش یک منطقه‌ی اصلی در لبنان بی‌اطلاع باشد!؟

خبر ندارند. به خاطر دارم یکی از برادران نماینده مجبور شد از جلسه بیرون برود و یک کتاب مستند بیاورد که یادم هست کار روزنامه‌ی السفیر بود و بیاید به آن‌ها بگوید این حرف‌ها نیست، از ۴۸ آغاز شده است. بعضی از آن‌ها شگفت‌زده شدند ولی با این حال فقط گفتند احتمالش هست، احتمالش هست.

 مستند تاریخی بود. دیگر چه می‌خواهید؟ برویم قبرستان و نسل پاکشان را بیاوریم شهادت بدهند!؟ این مقاومت آن گونه که ما به آن باور داریم و به آن می‌نگریم از همان لحظه و البته با امکانات موجود آغاز شد. یکی از روش‌های مقاومت این جبل همین بود که در سرزمین خود بمانند و ماندند، این بود که از زمین‌های کشاورزی خود دفاع کنند که کردند و این بود که زیر سقف خانه‌هایشان کشته شوند ولی خاکشان را ترک نکنند و کشته شدند.

 این آن مقاومتی است که آن زمان ممکن بود. مقاومت موضع‌گیری، مقاومت عدم پذیرش، مقاومت امام موسی صدری که خرید دارو توسط بیماران را از آن سوی دیوار به اصطلاح هم‌جواری حرام دانست، مقاومتی که مرگ و بیماری را بر سلامت، دوا و درمان به دست اسرائیل ترجیح داد. این مقاومت پیش از هر جنبش و حزبی وجود داشت. این مقاومت مردم است.

مقاومت یعنی تک‌تک خانه‌های این روستاها و مناطق مرزی و تمام جنوب، یعنی همه‌ی مساجد باقی‌مانده و تمام کلیساهای آباد، یعنی هر درخت زیتون و هر نهال توتون -گرچه نهال‌های آن مخصوص جناب بری بود ولی فعلاً کمی آن را قرض می‌گیریم! -، یعنی هر جنبنده‌ای که هنوز روی دوپایش راه می‌رود و هر قبری که هنوز اثری از آن باقی است، یعنی هر قصیده، سروده، اشک، لبخند، زخم، قطره‌ی خون، کلمه، گلوله، آه، مشت، صبر، ایستادگی و عزمی.

 مقاومت در جبل عامل یعنی هوا، آب، خاک، آسمان، تپه‌ها، دشت‌ها و مردمش که آن را ترک نگفتند و به اشغالگران نسپردند و ترک نیز نخواهند گفت. مقاومت یعنی این. مقاومتی که در لبنان تمام کسانی که به آن ایمان آوردند، از آن پشتیبانی و حمایت کردند، پای آن صبر کردند و برای آن خون دادند -مانند عزیزانمان در بقاع و همه‌ی مناطق لبنان- همراه آن هستند. اما حزب‌ها و نسل‌های مقاومت چیزی جز نمود ظاهری این حقیقت و گوهر نیستند.

139209091459513171642734

با وجود این که کابینه تشکیل شده است، باهم می‌نشینیم، یکدیگر را می‌بینیم و با وجود این که الحمدالله مجلس آغاز به کار کرده است، گروه‌های مشترک پارلمانی و گروه‌های فرعی تشکیل‌شده‌اند و نمایندگان همدیگر را می‌بینند و باهم شوخی و صحبت می‌کنند رسانه‌ها، روزنامه‌ها، شبکه‌های تلویزیونی و سخنرانان آن گروه به گونه‌ای هستند که گویی در مرحله‌ی قبل هستیم. روی مقاومت تمرکز کرده‌اند. با حزب مشکل‌دارید؟

بیایید درباره‌ی حزب صحبت کنیم. با جنبش مشکل‌دارید؟ بیایید درباره‌ی جنبش صحبت کنیم. با یک تشکیلات مشخص مشکل‌دارید؟ بیایید درباره‌ی آن تشکیلات صحبت کنیم. ولی مسئله‌ی مقاومت والاتر، بزرگ‌تر، پاک‌تر، وسیع‌تر و عمیق‌تر از اختلاف با یک حزب یا… است.

 البته بعضی می‌دانند کجا را می‌زنند و می‌خواهند به کجا بخورد. چون اصل مشکلشان با مقاومت است نه این حزب و آن تشکیلات. بلکه از آن‌ها برای طراحی استفاده می‌کنند. مقاومت همه‌ی این‌هاست.

 به همین خاطر هر ضربه‌ای به مقاومت یا توصیف زشتی از آن، ضربه و توهینی به همه‌ی کسان و چیزهایی است که مقاومت نام دارند، نه فقط ضربه و توهین به یک گروه مشخص. البته ارائه‌ی این تعریف از جانب ما پیامدهایی دارد که در روزهای آینده روشن خواهد شد!

اما صحبت درباره‌ی شکست معادله‌ی سه‌گانه. شاید برخی استدلال‌هایی بیاورند ولی شواهدتان چیست؟ ناظر به واقعیت صحبت کنید. معادله‌ی سه‌گانه کجا شکست خورده است؟ ما روی عبارات و جملات اصراری نداریم.

این از نقاط قوت زبان عربی است. زبان عربی بود که دولت لبنان را به وسیله‌ی بیانیه‌ی کابینه نجات داد. البته منظورمان قدرت، استحکام، شادابی و… زبان عربی است. ولی نهایتاً و گذشته از تعابیر و اصطلاحات بالأخره معادله‌ی سه‌گانه کجا شکست خورد؟ کجا پیروز شد؟

 و اجازه دهید بگویم: شما، شمایی که از شکست معادله‌ی سه‌گانه صحبت می‌کنید، کجا پیروز شدید؟ معادله‌ی سه‌گانه موفق به آزادسازی زمینی شد که همه -از جمله دیپلماسی و حکومت- در آزادسازی آن شکست خوردند. معادله موفق شد اسیران را بازگرداند. مقاومت در کنار ارتش و ملت تا امروز در حفظ کیان لبنان و حفاظت از جنوب، مرزها و روستاهای مرزی موفق بوده است.

 معادله‌ی سه‌گانه لبنان را به عنوان یک عنصر قدرتمند وارد معادلات منطقه‌ای کرد. هیچ کس نمی‌تواند وقتی به منطقه فکر می‌کند لبنان را نادیده بگیرد چون در لبنان پیش از نفت و گاز، طلایی هست. این دستاورد مخصوصاً و کاملاً مربوط به معادله‌ی سه‌گانه و ضلع مستحکم آن است که نشکست و به اذن خداوند (عز و جل) نخواهد شکست.

 این از دستاوردهای معادله. دستاوردهای شما کجاست؟ دیگر چیزی نمی‌گویم. فقط به همین سؤال بسنده می‌کنم. -می‌خواهیم آرامش درست کنیم دوباره می‌زنیم مشکل درست می‌کنیم! – ولی بگویید دستاوردهای شما در زمینه‌ی حکومت سازی، بدهی‌ها، پروژه‌ها و… چه بوده است؟

در همین زمینه می‌خواهم در این مناسبت و در پاسخ به همه‌ی چیزهایی که در هفته‌ها و ماه‌های گذشته در زمینه‌ی مقاومت، اسرائیل، جنگ، خطرات، تهدیدات، استفاده از فرصت‌ها و… مطرح شد، به شما تأکید کنم: این مقاومت مستحکم باقی خواهد ماند. امروز مستحکم است و مستحکم و سربلند باقی خواهد ماند، از کشور، ملت و اهالی‌اش دفاع خواهد کرد و از همه‌ی دستاوردهای گذشته‌اش محافظت خواهد نمود.

 از جمله قواعد درگیری شامل تفاهم آوریل ۱۹۹۶ تا دستاوردهای جنگ جولای. و به میمنت قدرت بازدارندگی روستاهایمان امن، زمین‌هایمان ثمرده و پرچم‌هایمان در اهتزاز خواهند بود. بنده به شما اطمینان می‌دهم از بابت این مسئله هیچ جای نگرانی نیست.

و اگر کسی تلاش می‌کند با توجه به نبردهای سوریه و این که بخشی از اهالی این خط در سوریه هستند و این مسائل فرصت تسویه حساب با لبنان را به اسرائیل می‌دهد، در کشور هراس ایجاد کند باید بگویم این‌ها محاسبات درستی نیست. اسرائیل برای آغاز جنگ مجموعه‌ای از محاسبات دارد که باید انجام دهد و امروز هیچ‌کدام از این محاسبات او را به گزینه‌ی جنگ نمی‌رسانند.

 یکی از مهم‌ترین این محاسبات این است که اسرائیل به خوبی بداند این مقاومت قدرتمند است و قدرتمندتر شده است. در ظاهر بعضی می‌گویند شما شهید داده‌اید و از شما خون رفته است. درحالی‌که مقاومت همیشه این‌گونه بوده است. مقاومت با گذشت زمان، فداکاری و بخشش قدرتمندتر می‌شود.

 این‌ها نقطه‌ضعف نیست. از بعضی لحاظ‌ها عامل قدرت است. امروز می‌خواهم از روستای عیناثا، نوار مرزی آزادشده و همسایگی فلسطین عزیز اشغالی به شما تأکید کنم مقاومت امروز نه تنها قدرتمند بلکه به نسبت جولای ۲۰۰۶ در تمام سطوح انسانی، مادی، نظامی، توان نبرد و آمادگی آفرینش پیروزی تواناتر و قدرتمندتر است.

 ما جنگ‌طلب و به دنبال جنگ نیستیم. راهبُرد ما در مقاومت، جنگ بدون مرز نیست. این مسئله علنی هم هست. ولی اگر هر کدام از این صهیونیست‌ها فکر کرده است اگر جنگی علیه لبنان به راه بیندازد در جایی، در عقلی، در قلبی، در خانه‌ای یا در روستایی اندکی نگرانی درباره‌ی سرنوشت جنگ وجود دارد بنده به شما می‌گویم این‌طور نیست.

 و متأسفانه دشمن از لبنانیان نسبت به میزان پیشرفت توانایی و قدرت مقاومت در سطوح مختلف آگاه‌تر است و این در محاسباتش وارد می‌شود. خب، این چیزی بود که می‌خواستیم رویش تأکید کنیم.

اما پیش از این که به بخش نهایی وارد شوم -مشکلی نیست. چون یک ماه و نیم است که سخنرانی نکرده‌ام. – می‌خواهم بگویم: طلا، طلا خواهد ماند. اگر طلایی در مقابل ما قرار داشته باشد ولی کسی نظرش را تغییر دهد و بگوید این قلع است طلا تبدیل به قلع می‌شود؟ بگوید این آهن است طلا تبدیل به آهن می‌شود؟

 بگوید این چوب است طلا تبدیل به چوب می‌شود؟ نه نمی‌شود. توصیف دیگران از چیزی حقیقت آن چیز را تغییر نمی‌دهد. این یک قاعده‌ی ثابت در وجود و فلسفه است. بلکه بیش از این، امروز و در این شرایط اقتصادی جهان اگر کسی پولی داشته باشد چه می‌کند؟ طلا می‌خرد. طلا در حال گران شدن است.

طلا هر روز گران‌تر می‌شود. آن روز یکی از کشورهای بسیار ثروتمند جهان که ارز مازاد بسیار زیادی هم دارد و شاید هیچ بدهی هم نداشته باشد رفت و میلیاردها دلار طلا خرید. اگر امروز کسی برای اسکناس و پول نقد همراهش پشتوانه بخواهد دیگر نه دلار، نه یورو و نه هیچ ارز دیگری پشتوانه‌اش نیست.

 امروز تنها پشتوانه‌ی حقیقی، طلاست. و در لبنان [معادله‌ی] طلایی هست که در جهان یافت نمی‌شود. چگونه بعضی از مردم به خودشان اجازه می‌دهند این طلا را رها کنند؟ و اما چوب. چوب چیزی است که لبنانیان با آن برای سربازان اشغالگری که عمودی وارد لبنان شدند و افقی خارج شدند، تابوت ساختند.

 و این چوب همچنان برای ساختن تابوت مهاجمان و اشغالگرانی که به این سرزمین پاک و پربرکت تعرض کنند وجود دارد. ما به هیچ‌وجه با چوب مشکلی نداریم. هر کدام ارزش، جایگاه، نقش و وظیفه‌ی خود را دارند.

 خب، آخرین چیزی که می‌خواهم با آن به این بخش پایان دهم -مزاحم شما هم شدم. – این است: این توصیف به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به موضع ما در زمینه‌ی حضور پای میز گفت و گوهای ملی در روز دوشنبه تأثیر خواهد گذاشت.

الآن بنده نمی‌خواهم یک موضع نهایی و قطعی اعلام کنم. ولی این درک، ذهنیت و اندیشه بسیار بر تصمیمی که حزب‌الله در زمینه‌ی مشارکت یا عدم مشارکت در گفت و گوهای ملی خواهد گرفت تأثیر خواهد داشت.

 و دیگر هم‌پیمانان، دوستان و عزیزانمان آزادی کامل دارند موضعی را که مناسبت می‌بینند اتخاذ کنند. یعنی موضع ما -هر چه باشد. – الزام‌آور و مایه‌ی زحمت کسی نیست. و طبیعی است که احیاها موضع‌ها درباره‌ی بعضی مسائل به واسطه‌ی اختلاف موقعیت‌ها و هدف‌ها متفاوت باشند.

آخرین موضوعی که می‌خواهم یادآور شوم و سخنانم را به پایان ببرم این است که امروز تمام هجمه علیه مقاومت لبنان بر یک نقطه‌ی اساسی متمرکز شده است و آن ورود به سوریه است. می‌گویند شما وارد سوریه شدید و اجماع ملی از بین رفت. که توضیحش را دادیم. وارد سوریه شدید و نقش سلاحتان تغییر کرد، دیگر سلاح مقاومت نیست.

گویی قبل از ورود ما به سوریه آن را به عنوان سلاح مقاومت قبول داشته‌اند! در هر صورت همه‌ی این حرف‌ها هست و این ورود و این موضع‌گیری آن اختلاف اصلی است که مدتی است به صورت مداوم و هر روز مطرح می‌شود.

چون این موضوع، کشور و همه‌ی ما را درگیر کرده است می‌خواهم در بخش پایانی صحبتم کمی به آن بپردازم. نگاه کنید، اختلاف طرف مقابل، دولت‌ها و نظام‌های جهان عرب و اسلام و دولت‌ها و نظام‌های جهان با ما در مسئله‌ی سوریه، بر سر موضع سیاسی‌مان است نه ورود نظامی‌مان. ورود نظامی ما بسیار دیر صورت گرفت. به قول معروف ما پس از این که همه وارد شدند، آمدند و جنگیدند وارد شدیم. ما بسیار دیر وارد شدیم.

مشکل موضع سیاسی ما بود. این که از روز اول گفتیم ما با این نبرد در سوریه موافق نیستیم، با سرنگونی نظام و حکومت موافق نیستیم، طرفدار اصلاحات، حل سیاسی، گفت و گوی ملی و تحقق و موفقیت مطالبات مشروع مردم هستیم ولی موافق نیستیم کسانی برای شکستن، سرنگون کردن، نابود و تخریب کردن و تحمیل گزینه‌های راهبُردی بزرگ وارد سوریه شوند. ولی موضوع همین بود.

 پیش از اصلاحات و مطالبات، مسئله، مسئله‌ی گزینه‌ی‌های راهبُردی بزرگ بود. خب، ما این موضع را در حالی اتخاذ کردیم که بقیه‌ی جهان موضع مخالف را پذیرفته بودند و از ما هم می‌خواستند با آن‌ها همراه شویم و بخشی از آن باشیم.

139110100002604

 و به خاطر این که بخشی از آن نبودیم جنگ علیه ما نیز آغاز شد. پس اصل مسئله موضع سیاسی است نه دخالت نظامی. گفتند دارد در منطقه اتفاق بزرگی می‌افتد و شما هم بفرمایید بخشی از آن باشید و اگر نه خود را آماده‌ی اعدام کنید. طوفانی بود که داشت به سوی منطقه می‌آمد.

 باید همه به زانو در می‌آمدیم، هماهنگ می‌شدیم و تعظیم می‌کردیم. کم‌ترینش این بود که در برابرش تعظیم کنیم. ما نه بخشی از آن شدیم، نه با آن همراه شدیم و نه در برابرش تعظیم کردیم. چون به نظرمان این طوفان تهدیدات راهبُردی و وجودی عظیمی برای سوریه، لبنان، فلسطین و منطقه در پی دارد.

 که پیش‌تر به اندازه‌ی کافی توضیح داده‌ایم و بازنمی‌گردیم. پس موضع سیاسی گرفتیم. بله، با گذشت زمان موضعمان تغییر کرد. وارد کارزار شدیم. -می‌خواهم چند دقیقه بیش‌تر وقتتان را بگیرم.

– خب، همه‌ی لبنانیان خبردارند. در رسانه‌ها اعلام کردیم. و برخی به شدت به خاطر همین مسئله‌ی کوچک به ما انتقاد کردند. اولین دخالت نظامی محدود ما که باده‌ها نفر از اعضای حزب‌الله صورت گرفت وقتی بود که برادران به باغ‌های غربی و منطقه‌ی سیده زینب (علیها السلام) رفتند. یعنی حدود یک سال و نیم پیش یا کمی بیش‌تر. زمانی بود که اکثر -نه تمام- باغ‌های غربی به دست گروه‌های مسلح افتاده بود و این گروه‌ها تنها صدها متر با مرقد حضرت زینب (علیها السلام) فاصله داشتند. تشخیص ما این بود که اولاً به واسطه‌ی اهمیت دینی این مرقد برای همه‌ی مسلمانان و ثانیاً به واسطه‌ی این که تخریب این مرقد موجب شعله‌ور شدن فتنه‌ی مذهبی در بسیاری از مناطق جهان می‌شد برویم کمک کنیم.

 ارتش سوریه، نیروهای دفاع ملی و اهالی و ساکنان منطقه در حال دفاع بودند و ما ده‌ها نفر فرستادیم تا در دفاع کمک کنند. همین مقدار. خب، به این موضع‌گیری انتقاد شد. امروز یک کشور بزرگ -که خودش را بزرگ می‌داند.

 – و عضو ناتوست و در حال مبارزه برای پیوستن به اتحادیه‌ی اروپاست و برخی آن را الگوی خود می‌دانند -یعنی ترکیه! حرف اول اسمش ترکیه است! – در سطح وزیران جلسه می‌گذارد و بحث می‌کند که یک قبر یا ضریح مربوط به جد بزرگ عثمانیان وجود دارد

 -که اگر همین الآن از همه‌ی ملت‌های مسلمان بپرسید اسمش چیست نمی‌دانند. بنده هم به خدا نمی‌دانم اسمش چیست. از شما چه پنهان خواندم یادم نماند. نتوانستم حفظ کنم. پی‌اش هم نرفتم پیدا کنم اسم را با خودم بیاورم. چه کسی در جهان اسلام او را می‌شناسد؟

 به مسلمانان چه ربطی دارد؟ به احساسات و عواطف مسلمانان شیعه و سنی چه ربطی دارد؟ ولی چه اشکالی دارد. این حق ترکیه است. – و ترکیه باید دخالت نظامی کند، حریم کشور سوریه را نقض کند و نقشه بکشد چون احتمال دارد داعش سراغ این ضریح برود و تخریبش کند. خب، صحبت از ادبیات، شعر و نحو است. «مگر خون شما از ما رنگین‌تر است؟»

 ما برای دفاع از مرقدی رفتیم که مورد احترام همه‌ی مسلمانان است، برای دفاع از شخصیتی رفتیم که نزد همه‌ی مسلمانان محترم و مقدس است. چون نوه‌ی پیامبر اسلام محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است. آن کسی که شما می‌خواهید به خاطر او جنگ منطقه‌ای راه بیندازید کیست؟

 دارید جنگ منطقه‌ای راه می‌اندازید. ضمن این که اینجا واقعاً خطر وجود داشت آنجا ندارد. و بیش‌تر از این: ما به حریم سوریه تجاوز نکردیم.

 خب، این جدید نیست. جناب بشار مدتی پیش این مسئله را بیان کرد. از او پرسیدند و گفت نه، مقاومت با موافقت دولت سوریه وارد سوریه شد. حالا یک نفر پیدا می‌شود می‌گوید شما به حریم لبنان تجاوز کرده‌اید، این جای بحث دارد!

 اما حد اقلش این است که ما به حریم سوریه تجاوز نکردیم. خب، امروز یک کشور عضو ناتو و کاندیدای پیوستن به اتحادیه‌ی اروپا در حال آماده شدن برای جنگ و دخالت مستقیم منطقه‌ای به سوریه است به بهانه‌ی این که ضریح جد اول عثمانیان از طرف داعش تهدید می‌شود. ممکن است حتی خودشان از داعش خواسته باشند مسئله‌ی تخریب آن را مطرح کند. الله اعلم.

خب، مسائل تا قصیر و پس از قصیر ادامه یافت. که همه خبردارید. تا رسیدیم به جایی که مشخص شد نبرد سوریه به جایی رسیده است که به واسطه‌ی حجم دخالت‌های بین‌المللی و منطقه‌ای و فراخوان نیرو از همه‌جای جهان به سوریه -این را پیش‌تر گفته‌ایم و می‌خواهم بار دیگر بگویم.

 – مسئله دیگر مسئله‌ی مرقد حضرت زینب یا لبنانیان ساکن خاک سوریه نیست. از آن لحظه موضوع تبدیل شد به موضوع مقاومت، خط مقاومت، آینده‌ی مقاومت و هویت سیاسی منطقه و این که داریم به کجا می‌رویم و…؟ که همه را گفتیم. چرا الآن تکرار می‌کنم؟ به خاطر سپری کردن زمان نمی‌گویم. به خاطر این که از سرانجام و نتایج آن صحبت کنیم. خب، امروز به کجا رسیده‌ایم؟ کجا واقع‌شده‌ایم؟ ما از ابتدا گفتیم: راه حل سیاسی. اتحادیه‌ی عرب جلسه گذاشت و می‌خواست کار را تمام و نظام را سرنگون کند!

گفت و گوی سیاسی را پیش از خروج جناب اسد و نظامش نمی‌پذیرفت. خب، بعد از سه سال تصمیمات نشست اخیر عرب را شاهد بودید. حتماً می‌خواستید این سه سال جنگ، قتل، کشتار، نابودی، ویرانی، فتنه‌ها و محنت‌ها واقع شود تا عرب‌ها همان حرفی را بزنند که لازم بود از ابتدا بزنند؟

 تا عرب‌ها آنجا را که لازم بود از ابتدا راه بیایند، راه بیایند؟ تازه می‌خواهید ببینید چطور باید به نظام سوریه و جناب بشار اسد فشار بیاورید که ما خواهان درمان سیاسی و گفت و گوی سیاسی جدی هستیم؟

 حالا که ژنو ۲ جواب نداد؟ درحالی‌که وقتی روزهای اول به شما گفته شد بیایید گفت و گو کنیم و سران سوریه حاضرند اصلاحات بنیادی و اساسی انجام دهند هیچ‌کدام از شما حاضر نبود روی درمان یا گفت و گوی سیاسی بحث کند. [چرا؟] بر این اساس که طی دو سه ماه همه چیز در سوریه و منطقه تغییر خواهد کرد.

 به شما گفتیم درمان سیاسی، رفتید سراغ راه حل نظامی. الآن رسیده‌اید به همان چیزی که از ابتدا به شما گفته می‌شد. البته این صحبت خطاب به عرب‌ها، گروه مقابل در لبنان و کشورهایی است که همچنان در این نبرد دست دارند.

همان ابتدا گفتیم حوادث سوریه همه‌ی منطقه را در معرض تروریسم و تکفیر قرار خواهد داد. ولی شما گفتید نه، این‌طور نیست. مسئله‌ی سوریه مسئله‌ی اصلاحات، تغییر، دموکراسی و حقوق بشر است. الآن آن واقعیت خارجی که خود شما پس از سه سال از آن سخن می‌گویید چیست؟

آن بخش‌هایی از خاک سوریه را که تحت سلطه‌ی گروه‌های مسلح است تهدیدی برای کشورهای منطقه و جهان می‌نامید. امروز و پس از سه سال از حمایت مالی و تسلیحاتی، تحریک به سمت راه‌حل‌های نظامی، جلوگیری از راه‌حل‌های سیاسی و حفاظت از گروه‌های مسلح آمده‌اید لیست سازمان‌های تروریستی تشکیل می‌دهید و اکثر همین گروه‌های مسلح را در آن جای می‌دهید.

 اصلاً دیگر چه کسی مانده است؟ فارغ از موضع ما درباره‌ی این لیست. وقتی از داعش، النصره و اخوان المسلمین در سوریه صحبت می‌کنید و آن‌ها را تروریست می‌نامید -با کمال صراحت- دیگر چه کسی مانده است؟

 آیا مسئله به سه سال وقت نیاز داشت تا منطقه و جهان به این نتیجه برسند؟ البته بعضی از لبنانیان هنوز به این نتیجه نرسیده‌اند. هنوز به این نتیجه نرسیده‌اند که آنچه در سوریه رخ می‌دهد تهدیدی علیه لبنان است. برادر، آمریکایی‌هایی که در آخر دنیا هستند، فرانسوی‌ها، اروپایی‌ها، برخی کشورهای خلیج و کشورهای شمال آفریقا سوریه‌ی تحت سلطه‌ی گروه‌های مسلح را خاستگاه تهدید علیه کشورها و امنیتشان می‌دانند. و واقعاً هم همین طور است.

 حتی در مکان‌های آرامی که حرفی از کشتار، درگیری و جهاد مقدس نبود امروز تحرکاتی آغاز شده است؛ الآن همین تونس. ولی متأسفانه می‌بینید یک نفر در لبنان پیدا می‌شود و می‌گوید: نه، آنچه در سوریه رخ می‌دهد لبنان را تهدید نمی‌کند.

از ابتدا به شما گفتیم حوادث سوریه از مرحله‌ی مطالبه‌ی اصلاحات و دموکراسی گذشته و به مرحله‌ی سلطه‌ی جریان تکفیری جنگ‌جویی رسیده که هیچ کس را حتی از داخل همان جریان کنار خود تحمل نمی‌کند.

 چه این که میان داعش و النصره درگیری رخ داد. داعش و النصره‌ای که به تفکر، مذهب، مکتب، رهبری، امیر و پروژه‌ی سیاسی یکسانی تعلق دارند. اختلافشان تشکیلاتی و مدیریتی است. همان اختلافاتی که در هر حزب و تشکیلاتی رخ می‌دهد. این که فلانی مسئول باشد یا دیگری. همه‌ی این جنگ برای این است که ابو محمد جولانی رهبر باشد یا ابوبکر بغدادی. چه کسی هزینه‌اش را پرداخت؟

هزاران قربانی، ویرانی وسیع، نبردهای سنگین، همه به خاطر یک اختلاف مدیریتی و تشکیلاتی. این‌ها با دیگر لبنانیان، دیگر سوری‌ها و کشورها و ملت‌های همسایه چطور رفتار خواهند کرد؟ اگر برادران، عزیزان و هم‌پیمانان شما -نمی‌گوییم سروران شما- پی برده‌اند که واقعیت این است، شما منتظر چه هستید؟

 خصومت [سیاسی] خوب است به شرطی که به ضرر لبنان و سرنوشت و آینده‌ی لبنان تمام نشود.

از یک سال و نیم پیش و حالا هم هر روز از جانب برخی فراکسیون‌ها و طرف‌های سیاسی، حزب‌الله را به خروج از سوریه دعوت می‌کنند. بنده نمی‌خواهم بنشینم دفاع کنم. بنده می‌خواهم امروز از شما خواهش کنم.

لطف کنید موضعتان را تغییر دهید. در موضعتان تجدیدنظر کنید. در موضعتان بازنگری کنید و خوانش جدیدی انجام دهید. نمی‌گویم بلند شوید بیایید در سوریه در کنار هم بجنگیم. این را نمی‌خواهیم. واقعاً گروه‌های لبنانی وابسته به فرقه‌های مختلف و متفاوتی هستند که به ما پیشنهاد دادند -شاید اولین بار است می‌گویم.

– بیایند در کنار ما بجنگند. ولی ما گفتیم نه، دلیلی ندارد. زیر این بار سیاسی و اجتماعی نروید. ما بار را برداشته‌ایم و داریم ادامه می‌دهیم. بنده به کسانی که هر روز اصرار دارند و می‌گویند مشکل لبنان این است که حزب‌الله به سوریه رفته است می‌گویم مشکل لبنان این است که حزب‌الله در رفتن به سوریه تأخیر کرد.

 و مشکل لبنان این است که شما هنوز در خانه‌هایتان نشسته‌اید و به سوریه نمی‌روید. البته اگر برخی از شما به جای اشتباه نرفته باشند. حالا به شما نمی‌گویم بروید در سوریه بجنگید یا در کنار ما بجنگید یا… . می‌گویم در این مسئله تجدیدنظر کنید.

درستی، سلامت و صحت گزینه‌های ما هر روز بیش‌تر ثابت می‌شود. و همچنین دوست دارم به همه‌ی لبنانیان و همه‌ی گروه‌ها و جریان‌های سیاسی، ۸، ۱۴ و میانه‌روها و راستی‌ها و چپی‌ها بگویم -شاید اولین بار با این صراحت- اگر تروریسم تکفیری در سوریه پیروز شود همه‌ی ما حذف خواهیم شد.

 فقط حزب‌الله و مقاومت نه، همه حذف و طرد خواهیم شد. آیا حوادث حلب، ادلب، رقه، دیر الزور، فلوجه و الانبار را نمی‌بینید؟ از سکولارها نه، از اسلام‌گراهای آن مناطق بپرسید چه بر سرشان آمد. اما اگر جریان تکفیری تروریستی در سوریه شکست بخورد بنده به شما می‌گویم: همه باقی خواهیم ماند.

اگر این خط در سوریه پیروز شود همه‌ی لبنانیان حفظ خواهند شد. این خط به دنبال انتقام نیست، به دنبال صلح، انسجام و قدرت است. اینجاست که چند گزینه‌ی بزرگ ملی به وجود می‌آید. به ما فرصت انتخاب بدهید.

بر اساس آنچه گذشت، ما و برادران هر کمکی از دستمان بر آمده انجام داده‌ایم. گرچه نادیده گرفته می‌شویم. مصاحبه‌های مطبوعاتی و تلویزیونی کمی اشاره کردند. برادران نیز در بسیاری از مناسبت‌ها سخنرانی می‌کنند ولی دوست دارند زیاد به این پرونده نپردازند. امروز لبنان از یک فرصت بهره‌مند است. این دولت فارغ از شرایط و طریقه‌ی شکل‌گیری‌اش بالأخره تشکیل‌شده و این یک فرصت است. ما خواستار فعال شدن دولت هستیم. رویکردمان مثبت خواهد بود و همکاری خواهیم کرد. در فعال شدن دولت، توجه به پرونده‌های مردم و وضعیت امنیتی -که در همه‌ی مناطق مخصوصاً در شمال و بقاع در اولویت قرار دارد.

– مشارکت خواهیم کرد. باید در درمان مشکلات امنیتی همکاری صورت بگیرد. البته درمان امنیتی کافی نیست. مشکلات امنیتی بسیاری از مناطق مخصوصاً طرابلس و بقاع شمالی باید در کنار روش امنیتی از طریق سیاست، جامعه، توسعه و اقتصاد پی‌گیری شود. بیایید همگی با جدیت و بدون اتهام زنی که فلان گروه یا فلان گروه به دنبال فقدان حکومت است، برای موفقیت موعد انتخاب رئیس‌جمهور تلاش کنیم.

همه‌مان، همه‌ی طرف‌های سیاسی لبنان -که حق طبیعی‌شان هم هست. – می‌خواهند موعد انتخاب رئیس‌جمهور به آمدن رئیس‌جمهوری از میان خودشان بینجامد و حق دارند بر این مبنا دست به تحرکات دموکراتیک قانونی بزنند. خب، این هم نیاز به تلاش و کوشش دارد.

امروز این فرصت وجود دارد. لبنان می‌تواند نسبت به حوادث سوریه بی‌طرفی مثبت اتخاذ کند. گروه مقابل دیگر نمی‌تواند در سوریه هیچ کاری بکند. یعنی خودشان را اذیت نکنند. دوران پتو و کارتن شیر و ارسال جنگ‌جو دیگر گذشته و بی‌فایده است. خودتان شاهد تغییرات شرایط داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی هستید.

پس بیایید ذیل این تغییرات، تحولات و شرایط جدید بنشینیم و سوریه را کنار بگذاریم -از خداوند (سبحانه و تعالی) برای همه‌ی سوری‌ها عافیت مسألت می‌کنیم. از خداوند (سبحانه و تعالی) می‌خواهیم خونریزی‌ها در سوریه پایان بپذیرد و سوریه به سمت درمان سیاسی برود.

– و ادبیات سخت، خشن، تهدید و فریاد را کم کنیم یا نداشته باشیم و دست به دست هم بدهیم. ما هیچ‌وقت طرفدار حذف کسی نبوده‌ایم؛ حتی در دولت جناب میقاتی. کسانی بودند که خودشان دوست داشتند نباشند. به ما ربطی نداشت که آن‌ها نبودند. ما دوست داشتیم باشند. هیچ کس در لبنان نمی‌تواند دیگری را حذف کند و براند. حد اقل تا آنجا که ما از گروه خودمان خبرداریم کسی نیت و هدف طرد و حذف ندارد. ما به وجود طرف مقابل اذعان داریم و خواستار همکاری آن‌ها هستیم.

 بله در زمینه‌ی مسائلی که به سرنوشت کشور ارتباط دارد اختلاف داریم و این طبیعی است. این فرصت اکنون در اختیار لبنانیان است که آرام باشند، نفسی تازه کنند، قصیده‌ی محترمانه‌ای در حقشان سروده شود، بنشینند روی مشکلات کشور فکر کنند و درمانشان کنند و منتظر شرایط منطقه نباشند.

 منتظر تغییرات و شرایط منطقه نباشید. بیایید مسائل فعلی‌مان را حل کنیم. منتظر فردا نباشید.

در زمینه‌ی موعد انتخاب ریاست جمهوری می‌خواهم به نکته‌ای اشاره‌کنم. ما بیش‌ترین اصرار را روی انجام این موعد داریم و اگر انتخابات ریاست جمهوری زودهنگام هم صورت بگیرد از آن حمایت می‌کنیم.

 ما در این زمینه به هیچ‌وجه برای خلأ سیاسی تلاش نمی‌کنیم. بلکه از فراخوان انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری حمایت می‌نماییم. اگر طرف‌های دیگر هم بتوانند موافقت کنند [که خوب است]. البته دیگر زودهنگام نیست چون وارد مهلت قانونی شده‌ایم ولی منظور در زودترین زمان ممکن است.

 تا مرحله‌ی جدیدی در لبنان آغاز شود. پس از آن می‌رویم سراغ ادامه‌ی گفت و گوها بر سر راهبُرد دفاعی و تلاش، کوشش و همکاری تا کشور را از این شرایط عبور دهیم.

موفق باشید، خداوند عافیتتان دهد.

و السلام علیکم جمیعا و رحمت الله و برکاته.

منبع:khamenei.ir

فاطمیه دوم به کدام هیئت برویم؟ ۵ شب

همزمان با فرارسیدن ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) مراسم عزاداری و نوحه‌خوانی و ذکر مصیبت آن حضرت در مساجد، حسینیه ها و تکایای مختلف شهر تهران برگزار می شود که در این مجال مروری بر برخی از مهمترین آنها خواهیم داشت.

حسینیه امام خمینی(ره)
با حضور رهبر معظم انقلاب
شب اول: حجت الاسلام رفیعی
شب اول: میثم مطیعی
شب دوم: حجت الاسلام صدیقی
شب دوم: محمدرضا طاهری
شب سوم: حجت الاسلام خاتمی
شب سوم: محمود کریمی
شب چهارم: حجت الاسلام عالی
چهارم: مرتضی طاهری
پیش منبر: مهدی سماواتی
شب پنجم: حجت الاسلام پناهیان
شب پنجم: سعید حدادیان
خیابان جمهوری، خیابان فلسطین جنوبی، حسینیه امام خمینی(ره)
از ۱۱ تا ۱۵ فروردین از اقامه نماز مغرب و عشاء
شب
بیت الزهرا(س)
حجت الاسلام عدالتی
منصور ارضی
خیابان ولیعصر(عج)، جنب مهدیه تهران، کوچه مهدیه
۱۴ فروردین از ساعت ۹:۳۰ صبح
 
حسینیه صنف لباس فروشها
حجت الاسلام علی ثمری
منصور ارضی
خیابان سعدی جنوبی، حسینیه صنف لباس فروشها
۱۲ لغایت ۱۷ فروردین از ساعت ۶ صبح
 
حسینیه صنف لباس فروشها
حجت الاسلام طباطبائی
علی انسانی
خیابان سعدی جنوبی، حسینیه صنف لباس فروشها
۱۴ فروردین از ساعت ۱۰ صبح
 
مهدیه تهران
آيت الله سيدمحمد امين
محمدرضا غلامرضازاده، رضاطاهری
خيابان ولي عصر(عج)، چهارراه گمرگ اميريه، مهديه تهران
پنج شنبه ۱۴ فروردين از ساعت ۹ صبح
 
حسینیه جلوه
حجت الاسلام سیدمحمدباقر علوی تهرانی
حسن خلج
خیابان وحدت اسلامی، روبروی پارک شهر، کوچه زهره کرمانی، حسینیه جلوه
جمعه از ساعت ۷ صبح
 
انصار العباس(ع)
سید محمد جوادی
خیابان قزوین، بعد از پل امامزاده معصوم، خیابان شهید حسنی(قلعه مرغی)، روبروی میدان تره بار، حسینیه انصار العباس(ع)
از دوشنبه ۱۱فروردین بمدت ۴شب از ساعت ۲۰
 
شهدای گمنام
حجت الاسلام کاشانی
میثم مطیعی
خیابان ولیعصر(عج)، نرسیده به میدان منیریه، کوچه فرهنگ، حسینیه شهدا قهرود
۱۳ و ۱۴ فروردین ساعت ۲۰
IMG01590447 (1)
دفتر مرحوم آیت الله العظمی مجتبی تهرانی
میثم مطیعی
خیابان مجاهدین اسلام، خیابان رحمانی پور، خیابان قائن
از سه شنبه ۱۲ تا ۱۶ فروردین ساعت ۱۸:۳۰
 
روضةالزهرا(س)
حجت الاسلام رضا خان بابائی
میثم نادی
خیابان خیام، امامزاده سیدناصر الدین
از ۱۰ تا ۱۴ فروردین از نماز مغرب
 
مهدی(عج) جان
حجت الاسلام ادیب یزدی
مهدی ارضی
خیابان ولیعصر(عج)، بالاتر از مهدیه تهران، خیابان بشیری، حسینیه قائم آل محمد(عج)
از ۱۵ تا ۱۷ فروردین از ساعت ۲۰
 
مسجد امام رضا(ع)
حجت الاسلام عباس سمیع زاده
سجاد محمدی و وحید منصوری
پایین تر از میدان حر، چهارراه لشکر، خیابان کمالی، جنب بیمارستان لقمان حکیم، مسجد امام رضا(ع)
۱۳ و ۱۴ فروردین از نماز مغرب
دسته عزاداری روز شهادت از مقابل مسجد ساعت ۹ صبح
 
حسینیه انصارالحسین(ع)
حجت الاسلام خازنی
امیر یعقوبی
بعد از میدان فردوسی، خیابان انقلاب، خیابان مولوی، کوچه فرصت
شب و شام شهادت از ساعت ۲۱
 
بین الحرمین
حجت الاسلام علی سعیدیان
کربلائی جواد مقدم
خیابان ناصر خسرو، روبروی وزارت دارائی، کوچه خراسانی ها، حسینیه امام صادق(ع)
از ۹ تا ۱۳ فروردین ساعت ۲۱
 
روضةالزهرا(س)
حجت الاسلام رضا خان بابائی
میثم نادی
خیابان خیام، امامزاده سیدناصر الدین(ع)
۱۴ فروردین صبح شهادت از ساعت ۱۰ صبح
 
شاهزاده علی اصغر(ع)
حجت الاسلام امیر یاری جانی
کربلایی مجید قناعت جو، کربلایی مهدی مینویی، کربلایی ناصر نیک نژاد
خیابان حافظ پایین تر از بورس تهران، کوچه امیری
از سه شنبه ۱۲ فروردین به مدت ۴ شب ساعت ۲۰
IMG14574271
مکتب الصادق(ع)
دریاپیما
حامد عالی
خوش، نرسیده به مالک اشتر، کوچه اصغرنژاد
۱۳ و ۱۴ فروردین از ساعت۲۰:۳۰
 
محبان الجواد(ع)
مهدی فرجی
ایران، خیابان شهیدگل محمدی، بیت الجواد(ع)
یکشنبه ۱۰فروردین ساعت ۲۰:۳۰
 
روضه الحسین(ع) متوسلین به کفیل الزینب(س)
حجت السلام علی عامری
وحید و نوید طاهری
خیابان هلال احمر، بعد از پل هلال احمر، کوچه شیخ محمد علی، حسینیه روضه الحسین(ع)
از سه شنبه ۱۲ فروردین الی پنجشنبه ۱۴فروردین از ساعت ۲۲
 
ثارالله(ع)
حجت الاسلام دکتر مرتضی آقاتهرانی، حجت الاسلام الهی و دکتر رجبی دوانی
محمد رضا طاهری، محمود کریمی، سیدمجید بنی فاطمه و روح الله بهمنی و حسین طاهری
مجیدیه شمالی، خیابان استاد حسن بنا، بالاتر از میدان ملت، کوچه شهید صباح غربی، مسجد الهادی (ع)
از دوشنبه ۴ فروردین به مدت ۱۰ شب از نماز مغرب و عشا
 
رایةالعباس(ع)
حجج اسلام مؤمنی و صفاری
محمود کریمی
چیذر، امامزاده علی اکبر(ع)
از ۱۳ فروردین به مدت ۳ روز ساعت ۱۷
 
 عبدالله بن الحسن(ع)
حجت الاسلام سیدابراهیم موسوی
حنیف طاهری
خیابان دولت، بعداز سه راه نشاط، خیابان نعمتی(کیکاووس)، نبش کوچه هفتم، پلاک پرچم
از یکشنبه ۱۰ فروردین به مدت ۵ شب از ساعت ۲۰
 
ریحانة النبی(س)
حجت الاسلام مصطفی کرمی
محمدحسین پویانفر
میدان تجریش، مسجد گیاهی
از شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۳ به مدت پنج شب ازساعت ۲۱
 
 حسینیه علاقبندیان
 حجت الاسلام غروی
 محسن اعتمادیان، سیدمحسن گرسویی
 اول ولنجک، نبش خیابان دوم، حسینیه علاقبندیان
از جمعه ۸ فروردین ساعت ۱۹
 
حسینیه بزرگ فرحزاد
حجت الاسلام بی آزار تهرانی
ذاکرین اهل بیت(ع)
فرحزاد، حسینیه بزرگ فرحزاد
شام شهادت از نماز مغرب
 
امیرالمؤمنین(ع)
ملامحمد شریف زاهدی
نریمان پناهی و علی الفت
میدان تجریش، خیابان دربند، حسینیه حرم مطهر امامزاده قاسم(ع)
۱۳ و ۱۴ و ۱۵ فروردین از ساعت ۲۰
IMG14573965
قاسمیون
حجت الاسلام محمود ریاضت
امیر یعقوبی
یوسف آباد، خیابان سیدجمال الدین اسدآبادی، میدان فرهنگ، خیابان فضل اللهی، پلاک ۳۰
از ۱۲ فروردین به مدت ۵ شب از ساعت ۲۱
 
عزاداری
حجت الاسلام سید عبدالحمید شهاب
حیدر خمسه
گیشا، خیابان دوم، پلاک ده، واحد اول جنوبی
۱۵ فروردین از ساعت ۱۱ صبح
 
مسجد جامع امام علی(ع)
حجت الاسلام علی سعیدیان
میدان پونک، مسجد جامع امام علی(ع)
از ۱۰ تا ۱۴ فروردین ساعت ۱۹:۳۰
 
 میثاق با شهدا
حجج اسلام میرباقری، پناهیان و فرحزاد
میثم مطیعی
بزرگراه چمران، پل مدیریت، دانشگاه امام صادق(ع)، مسجد دانشگاه
از شنبه ۱۶ فروردین به مدت ۳ شب از ساعت ۱۸
 
 عزاداری
 حجت الاسلام علی سعیدیان
علیرضا نهادی
خیابان دیباجی، بلوار کاوه، کاوه شمالی، کوچه لاله، علامت پرچم
از ۱۰ فروردین به مدت ۵ صبح از ساعت ۷ صبح
 
 حسینیه ثارالله(ع)
حجت الاسلام احسان بی آزار تهرانی
ذاکرین اهل بیت (ع)
میدان تجریش، سعدآّباد
روز شهادت قبل از ظهر
 
عشاق الرضا(ع) جوانان ونك
حجت الاسلام احمدي
محمدرضا و محمدحسين مجيدپور
خیابان شیخ بهایی، خیابان شهید کولیوند، کوچه شبنم، حسینیه بیت الزهرا (س)
۹ فروردين به مدت ۵ شب از ساعت ۲۰
 
مسجد حضرت مهدي(عج)
حجت الاسلام منصوريان دامغاني و محمود بيات
روز شهادت: حجت الاسلام سيد رضا عمادي و امير كاتوزيان
ستارخان، سه راه تهران ويلا، مسجد حضرت مهدي(عج)
۱۲ تا ۱۴ فروردین از ساعت ۲۰
روز شهادت از نماز ظهر
 
منتظرین حضرت مهدی(عج)
حجج اسلام علی سعیدیان و محمد شاهرخ
سعید توکلی
مینی سیتی، شهرک شهید محلاتی، میدان امام علی(ع)، خ ولایت، ولایت۵، برج نرگس۵
سه شنبه ۱۲ فروردین مدت ۵ شب ساعت ۲۰
 
تجمع عزاداران فاطمی در میدان فاطمی(جهاد)
هیئات فاطمی تهران و هیئت عشاق العباس(ع)
حجت الاسلام محمدکاظم صدیقی
مرتضی طاهری،  عبدالرضا هلالی، مهدی مختاری و  روح الله بهمنی
روز شهادت ۱۴ فروردین از ساعت ۱۳
 
حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع)
حجت الاسلام جان نثاری و ذاکرین اهل بیت(ع)
روز شهادت: حجت الاسلام خوش نما و رضوی
 شهرری، حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع)
از دوشنبه ۱۱ فروردین به مدت ۱۰ شب
 
مسجد جامع حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)
“دعای کمیل” توسط منصور ارضی
شهر ری، مسجد جامع حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)
هفتم فروردین دو ساعت مانده به اذان صبح
 
بیت النور
غلامرضا کریملو
حسین هوشیار، علیرضا نایب، مهدی آرزوجی
نازی آباد، چهاراه دخانیات، خیابان مدائن، حسینیه بیت النور (شهید کاشی)
چهارشنبه ساعت ۲۰
 
حسینیه محبان حضرت علی اکبر(ع)
حجت الاسلام محمد ادیب یزدی
مصطفی صادقی
خیابان وحدت اسلامی، خیابان مختاری شرقی، کوچه داوود فرس
از یکشنبه ۱۰ فروردین به مدت ۷ شب از نماز مغرب
 
 جنت العباس(ع)
شیخ محمد دغانلو
محمود استاد باقر
میدان شوش، خیابان شوش غربی، چهارراه شهید هرندی، جنب پمپ گاز، حسینیه مبارکه جنت العباس(ع)
سه شنبه ۱۹ فروردین از ساعت ۲۱
 
صاحب الزمان (عج)
حجت الاسلام مرادی
پژمان رضایی مرام
خزانه بخارایی، فلکه اول عباسی، ۲۰ متری شهید بادلو، کوچه شهید بستانچی، حسینیه مکتب الزهرا (س)
دوشنبه ۱۱ فروردین تا ۱۵ فروردین به مدت ۵ شب ساعت ۲۰
 
شهدای گمنام
حجج اسلام سیدحسین مومنی و حسن جعفر زاده
شب اول: کربلائی نریمان پناهی و ابراهیم رحیمی
شب دوم: محسن فیضی، حسن حسین خانی، سیدعلی مومنی
شب سوم: احد قدمی، محمدعلی بخشی
شب چهارم: حسین سیب سرخی و علی احمدپور
خانی آباد نو، شهرک شریعتی، خیابان ماهان، روبروی پارک شریعتی، مسجد صاحب الزمان(عج)
از ۱۴ تا ۱۷ فروردین ساعت ۲۱
 
ولایت عشق
عباس رحیمی
علی جباری، مجید قناعت جو، مهدی خلیلی، اکبر عبادی
انتهای اتوبان نواب،نعمت آباد،خ طالقانی، کوی ششم
۱۲ فروردین به مدت۳ شب ساعت ۲۱
 
ریحانة النبی(س)
شیخ مرتضی بابایی
حسن قلیزاده، ابراهیم جامع، سید فرزین علیزاده سیدحامدخلجی، علیرضاانصاری
خیابان قلعه مرغی، جنب پل سواره رو، مسجد موسی بن جعفر(ع)
از سه شنبه ۱۲ فروردین ماه ۹۳ الی پنجشنبه ۱۴ فروردین از ساعت ۲۰:۳۰
 
محبان الحسین(ع)
محمد مولاء
خیابان شهید رجایی میدان بهشت خیابان ابریشم ۱۸ متری تختی کوچه ۶
از چهارشنبه ۶ تا ۱۴ فروردین ساعت ۲۱
 
حسینیه هدایت
شیخ حسین انصاریان
میدان قیام، حسینیه هدایت
از ۲۲ تا ۳۱ فروردین ساعت ۷ صبح
 
بیت الرقیه(س)
حجت الاسلام سیدحسین هاشمی نژاد
خیابان پیروزی، انتهای خیابان پنجم نیروی هوائی
از ۱۱فروردین به مدت ۴ شب ساعت ۲۱
پنج شنبه ۱۴ فروردین از ساعت ۱۱ صبح تا اذان ظهر
 
 حسینیه فاطمه الزهرا(س)
دکتر حشمت الله قنبری
سعید حدادیان و محمد حسین حدادیان
خیابان فخرآباد، کوچه هفدهم
شنبه ۱۶ فروردین ساعت ۱۹
IMG17115712
هیئت الرضا(ع)
آیت الله محمدتقی واعظی
عبدالرضا هلالی
میدان خراسان، حسینیه امام موسی ابن جعفر (ع)
چهارشنبه ١٣ فروردین از ساعت ۲۰
 
هیئت الزهرا(س)
شیخ مهدی محب زاده
احد قدمی
خیابان ۱۷ شهریور، نرسیده به میدان خراسان، نبش کوچه شهید شجاعی، حسینیه امام خمینی (ره)
پنجشنبه ۷ فروردین از ساعت ۲۱
 
 مکتب المهدی(عج)
 حجت الاسلام قائم مقامی
محمد کمیل
میدان رسالت، پایین تر ازایستگاه متروی گلبرگ، خیابان۱۳۸غربی، فاطمیه ارشاد
از دوشنبه۱۱ فروردین به مدت پنج شب از ساعت ۲۰
 
جوانان انصارالله
حجج اسلام ماندگاری و معماریان
حمید نیکدل، محمد یونسی
اتوبان شهيد باقري، بعد ازبل هوايي، به طرف جنوب، دسترسي محلي، فلکه جايجي به طرف فلكه اطلاعات، خیابان باباطاهرشرقي، بلاك۱۳۶
از شنبه ۹ فروردین به مدت ۵ شب از ساعت ۲۰
 
محبان الحسین(ع)
حجت الاسلام علی سعیدیان
کربلایی جواد مقدم، کاظم غفارنژاد
خیابان ۳۰ متری نیروهوائی، خیابان شورا
از ۲۰ تا ۲۴ فروردین ساعت ۲۱
 
روضة الزهرا(س)
مجید مشهدی حسین، حجت الاسلام سیدحمزه روحبخش
سیدحسین ميرعمادى
پیروزی، ایستگاه چهارصد دستگاه، هیئت روضة الزهرا(س)
از سه شنبه به مدت ۵ شب ساعت ۲۰:۳۰
 
منتظران مهدی(عج)
شیخ مصطفی پیشکاری
مسعود مهرجو، محسن حیدرزاده، علی آزادی طلب، حمیدرضا اصغری
تهران پارس، شرق بلوار پروین، خیابان ۱۸۴ شرقی، بین خیابان ۱۳۳ و ۱۳۵
از ۹ فروردین تا ۱۵ فروردین
 
محبان علي ابن موسي(ع)
حجت الاسلام زكي
اميدطهماسبي، سيدمحمد مهديان، اميرنجفي
تهرانسر اصلي، پايين تر از چهارراه صدف، خیابان گلناز، كوچه شهيد خوانساري، پلاک۳۷
۱۳ و ۱۴ فرورودین ساعت ۲۱
 
هیئت الزهرا (س)
حجت الاسلام عظیمی نژاد
ابوالحسن مولایی و محمد گرمابدری
فلکه دوم تهرانپارس، پایین تر از چهارراه سیدالشهدا(ع)، کوچه شهید رئوفی فر، پلاک ۵
از چهارشنبه ۱۳ فروردین به مدت ۳ شب ساعت ۲۰:۳۰
 
مجموعه فرهنگی شهدا
مهدی اخگری
مصطفی تقی زاده
تهرانپارس، تقاطع رسالت و بلوار پروین، جنوب شرق تقاطع
از ۱۲ فروردین به مدت پنج شب از اذان مغرب
(مخصوص برادران) حجت الاسلام عبدوس
عباس پایانی، حاج رضا کرمانشاهی، اسماعیل داداش پور
فلکه چهارم تهرانپارس، خیابان توحید، کوچه ۱۸ شرقی
۱۲ تا ۱۴ فروردین از ساعت ۲۰
 
محبان فاطمه زهرا (س)، رزمندگان غرب تهران
حجت الاسلام حائری زاده
سعید حدادیان و محمدحسین حدادیان
خیابان آزادی، بعد از یادگار امام، مهدیه امام حسن مجتبی(ع)
از سه شنبه ۱۲ تا ۱۶ فروردین ساعت ۵:۳۰ صبح
 
ریحانة الحسین(ع)
حجت الاسلام موسوی مطلق
سید مجید بنی فاطمه
خیابان اشرفی اصفهانی، خیابان ۲۲ بهمن، باغ فیض، مجتمع فرهنگی مذهبی ریحانة الحسین(ع)
از ۱۱ تا ۱۵ فروردین، از نماز مغرب
 
هیئت الزهرا(س)
حجت الاسلام قاسمیان
احمد تقوایی، حسین رضائیان
خیابان آزادی، مسجد دانشگاه شریف
۱۰ تا ۱۴ فروردین از نماز عشا
 
محبین شهادت
حجت الاسلام نوری زاده
امیر عباسی
شهرک قدس(غرب)، نرسیده به چهارراه قدس، خیابان خوردین، خیابان توحید ۳، پلاک ۱۰
از  ۱۰ تا ۱۲ فروردین از ساعت ۲۰
 
یا زهرا(س)
حجت الاسلام سعید زند
حسن حسین خانی
مهرآباد جنوبی، خیابان امام محمدباقر(ع)، مسجد امام محمدباقر(ع)
از سه شنبه ۵ تا ۱۳ فروردین از ساعت ۲۱
 
مکتب الزهرا (س)
حجت الاسلام دکتر احمدی
محسن هژبری
خیابان آزادی، بین نواب و رودکی، کوچه طاهرنیا، بن بست آخر، پلاک ۸، بیت الرضا(ع)
از ۱۳ فروردین تا ۱۵ فروردین از ساعت ۱۷
 
یا ثارالله الحسین(ع)
حجت الاسلام فتحی
شب اول و دوم: محمدجواد فارسی
شب سوم: سیداحمد صالحی
شب چهارم: آقا فرحزادی
شب پنجم: مصطفی روحانی
دهکده المپیک، شهرک راه آهن، بلوار امیرکبیر، خیابان گلفام، نبش بنفشه چهارم، هنرستان ایران تکنیک
از سه شنبه ۱۲ فروردین به مدت پنج شب ساعت ۲۰
 
روضةالشهدا
حجت الاسلام مسعود تاج
حسین محمدی فام
همت غرب، سردار جنگل، بهار غربی، جنب میدان استاندارد، حسینیه موقت روضةالشهدا
از ۹ الی ۱۸ فروردین از نماز مغرب
 
تجمع بزرگ فاطمیون
حجت الاسلام بی آزار تهرانی
میثم مطیعی
سعادت آباد، میدان شهید تهرانی مقدم(کاج)
روز شهادت پنجشنبه ۱۴ فروردین از ساعت ۱۶:۳۰
 
مسجد دانشگاه صنعتی شریف
حجت الاسلام علی سعیدیان
 خیابان آزادی، مسجد دانشگاه صنعتی شریف
۱۶، ۱۷ و ۱۸ فروردین از نماز ظهر
بیشتر بخوانید »»
 

دیدار بسیار شنیدنی رهبر انقلاب با خانواده یک شهید ارمنی

شهید

شهید

دیدار رهبر معظم انقلاب با خانواده معظم شهدا از دورانی که ایشان در اوایل جنگ نماینده امام در وزارت دفاع بود، یعنی معاون شهید «چمران» بود، شروع شد، هم چنان هم ادامه دارد. در استان تهران، خانواده دو شهید به بالا نداریم که آقا خانه‌شان نرفته باشد. حدود شش، هفت سال بعضی روزهای نوبت کاری‌ام، مسئول تنظیم ملاقات خانواده معظم شهدا بودم. بعضی از خانواده شهدا با تقدیم چند شهید روحیه عجیبی دارند، به طور مثال خانواده شهید «خرسند»، در نازی‌آباد. خانواده خرسند چهار تا شهید داده است؛ پدر، دو فرزند و داماد خانواده. مادر این شهیدان این قدر قدرتمند و باصلابت با آقا صحبت می‌کرد که یکی دو بار آقا گریه کرد. این فقط اختصاص به شهیدان شیعه ندارد. چه شیعه، چه سنی، چه مسیحی و… .

صبح روز کریسمس یعنی عید پاک ارامنه، آقا فرمودند که خانه چند شهید ارمنی و عاشوری اگر برویم خوب است. ما مخاطب از ارامنه نداشتیم. سری به کلیساها زدیم که آن‌ها از ما بی‌خبرتر بودند! بنیاد شهید هم اطلاعی در این مورد نداشت! رفتیم گشتیم توی محله مجیدیه شمالی و دو سه تا خانواده پیدا کردیم. در منزلش ون را زدیم و با آن‌ها صحبت کردیم. توی خانواده مسلمان‌ها خود را هیئتی یا بسیجی معرفی می‌کردیم. بین ارمنی‌ها بگوییم که از بسیج آمدیم که نمی‌شود، کارت صدا و سیمانشان دادیم و گفتیم: از صدا و سیما هستیم و امشب شب کریسمس، می‌خواهیم فیلمی از شماها بگیریم و روی آنتن بفرستیم.

برای نماز مغرب‌ و عشا با یک تیم حفاظتی وارد مجیدیه شدیم. گفتیم اسکورت که حرکت کرد به ما ابلاغ می‌کند. اسکورت هم به‌هوای این‌که ما توی منطقه هستیم، برای اینکه مسیر لو نرود، با بی‌سیم زیاد صحبت نکرد . یک‌دفعه مرکز مرا صدا کرد: «مورد (آقا) سر پل سیدخندان!». پل سیدخندان تا مجیدیه کم‌تر از سه چهار دقیقه راه است. سریع از ماشین پیاده شدم. در خانه را زدم. خانمی بزک‌کرده در را باز کرد. با یا الله یا الله وارد شدیم . چند لحظه بعد، بی‌سیم اعلام کرد: ما سر مجیدیه هستیم. من هم برای اینکه آن خانم این جوری جلوی آقا نیاید،گفتم: «ببخشید! الآن مقام معظم رهبری دارند مشرف می‌شوند منزل شما».

گفت: «قدم روی چشم، تشریف بیاورد. گفتید کی؟!» من اسم حضرت آقا را دوباره گفتم . تا شنید، افتاد وسط زمین و غش کرد!! بیچاره شدیم! فکر کردیم بعد از بازرسی به او گفتیم که رهبر نظام آمده این جا، این‌ها چون بزرگ‌تری نداشتند، خواهش کردیم که شما هم تشریف بیاورید. او را داخل که بردیم اما وقتی آقا را که دید، غش کرد!

چه کنیم، داد و بیداد کردیم، دو تا دختر آمدند، پرسیدند: «چه شد؟» گفتم: «ببخشید! ما همان صدا و سیمای صبح هستیم که آمده بودیم. ولی الآن فهیمدیم که مقام معظم رهبری می‌آیند منزلتان، به مادرتان گفتیم غش کرد!».

دختران این خانم سعی کردند مادر را به حال آورند. بی‌سیم اعلام کرد که آقا پشت در است. من دویدم در خانه را باز کردم. کارهای حفاظتی‌مان را انجام دادیم. آقا از ماشین پیاده شدند و آمدند دم در و گفتند: «سلام علیکم».

گفتم: «بفرمایید!» گفتند: «شما؟!» نه این‌که ما را نشناسند، منظورشان این بود که تو اینجا چه‌کاره‌ای؟ گفتم: «صاحب‌خانه غش کرده.» گفتند: «کس دیگری نیست؟» گفتم: «آقا، شما بفرمایید داخل» گفتند: «بدون اذن صاحب‌خانه داخل نمی‌آیم.»

ضد حفاظت‌ترین شکل ممکن این است که مقام معظم رهبری توی خیابان اصلی توی چهارراه، با لباس روحانیت با آن عظمت رهبری خودشان بایستند، همه مردم هم ایشان را ببینند و ایشان بدون اذن وارد خانه کسی نشوند.

دویدم و رفتم به یکی از دخترها گفتم: «آقا دم در است، بیایید تعارف کنید بیایند داخل.» گفتند: «لباسمان را عوض کنیم، می‌آیم» به آقا گفتیم: رفته‌اند لباس مناسب بپوشند، شما بفرمایید داخل. گفتند: «نه می‌ایستم تا بیایند.» چند دقیقه‌ای دم در ایستادند، ما هم سعی کردیم بچه‌هایی را که قد بلند دارند بیاوریم، مثل نردبان دور ایشان بچینیم که ایشان پیدا نباشد. راه دیگری نداشتیم. چند دقیقه معطل شدیم. چون دانشجو بودند لباس دانشجویی مناسب داشتند. یکی از دخترها، دوید و آقا را دعوت کرد و آقا رفتند داخل اتاق. دختر خانم پیش آقا رفت و خوش‌آمد گفت و رفت بیرون.

آقا من را صدا کردند، گفتند: «این‌ها پدر ندارند؟» گفتم که نمی‌دانم چون صبح نپرسیده بودم. گفتند: «بزرگ‌تر یا برادر ندارند؟» رفتم ازشون پرسیدم. گفتند که پدرشان مرده و یک برادر داشتند که شهید شده و عمویشان در خانه بغلی است.

فکر کردیم بهترین کار این است که عمو را بیاوریم، حالا چه کلکی بزنیم عمو را از خانه بیرون بیاوریم؟! با این هیبت و این تیپ و قد و قواره و اسلحه. هرچه هم بخواهی بگویی من کسی نیستم، قیافه‌ات تابلو است، در خانه بغلی را زدیم، آقایی آمد دم در سلام کردم، گفتم :«ببخشید! امر خیری بود خدمت رسیدیم.» این بنده خدا نگاه کرد، یک مسلمان بسیجی، خانه یک ارمنی آمده، چه امر خیری؟! رفت لباس پوشید آمد. محترمانه باهاش پیچیدیم توی خانه برادر خودش. داخل خانه که شدیم، نگهبان او را بازرسی کرد. نگاه کرد، پیش خودش گفت، برای امر خیر مگر آدم را بازرسی می‌کنند؟!

بعد از بازرسی به او گفتیم: رهبر نظام آمده این جا، این‌ها چون بزرگ‌تری نداشتند، خواهش کردیم که شما هم تشریف بیاورید. او را داخل بردیم اما وقتی آقا را که دید، غش کرد ! او را بردیم نشاندیم روی صندلی کنار آقا. با مکافاتی بالاخره با آقا سلام و احوال‌پرسی کرد. رفتیم بالای سر مادر، مادر را هم راه انداختیم، لباس مناسب پوشید و آمد . وقتی وارد اتاق شد، آقا تعارفشان کردند کنار خودشان، کنار همان عمویی که نشسته بود. بعد هم گفتند: «مادر! ما آمده‌ایم که حرف شما را بشنویم؛ چون شما دچار مشکل شده بودید، دوستان عموی بچه‌ها را آوردند».

دخترها آمدند نشستند. آقا اولین سؤالشان این بود: شغل دخترها چیست؟ گفتند: دانشجو. آقا خیلی تحسینشان کرد و با آن‌ها کلی صحبت کردند، توی این حالت، یکی از دخترها سؤال کرد که آقا چیزی برای خوردن میل می‌کنند.

نمی‌دانستم چه بگویم، آقا خوراکی‌های آن‌ها را می‌خورند یا نه؟ رفتم کنار آقا، از ایشان سؤال کردم، آقا گفتند: «ما مهمانشان هستیم. از مهمان می‌پرسند چیزی بیاورند یا نیاورند؟ خُوب، اگر چیزی بیاورند ما می‌خوریم.» بعد رو به دختر گفتند: «بله، دخترم؛ اگر زحمت بکشید چایی یا آب‌میوه بیاورید.» آقا از همه چیزهایی که آورده بودند خوردند. مثل بقیه جاها، آقا فرمودند: «عکس شهیدتان را من نمی‌بینم. عکس شهید عزیزمان را بیاورید ببینم».

توی خانه مسلمان‌ها معمولاً چند تا عکس بزرگ شهید هست، دختر خانواده یک جُنگ عکس‌ آورد که مربوط به شب عروسی شهید بود! جُنگ را گذاشتند جلوی آقا. آقا همین‌جوری که نگاه می‌کردند، شروع کردند به صحبت کردن، صفحه‌ها را ورق ‌زدند تا تمام شد، بعد گفتند: «خُوب! عکس تکی شهید را ندارید؟» بالاخره یک عکس تکی از شهید پیدا کردند و گذاشتند جلوی آقا! آقا شروع کردند از شهید تعریف کردن و گفتند: «خُوب! نحوه اسارت، نحوه شهادت، اگر چیزی داشته به من بگویید».

نام این شهید بزرگوار، شهید «مانوکیان» بود، به اندازه شهیدان «بابایی»، «اردستانی» و «دوران» پرواز عملیاتی جنگی داشته است. هواپیمایش F14، بمب‌افکن رهگیر بوده و بالای صد سُرتی پرواز موفق در بغداد داشته. هواپیمایش را توی دژ آهنی بغداد می‌زنند. شهید، هواپیما را تا آن‌ها که ممکن است اوج می‌دهد. هواپیما در اوج تا نقطه صفر خودش، که اتمسفر است بالا می‌آید و بقیه‌اش را به سمت ایران سرازیر می‌شود. چهار تا موتور هواپیما منهدم می‌شود و چون دیگر سیستم برقی هواپیما کار نمی‌کرده‌، نتوانسته «ایجکت» کند و چتر نجات شهید کارنکرده … . او حتی حاضر نشد لاشه هواپیمای جمهوری اسلامی به دست عراقی‌ها بیفتد و کاری کرد تا توی خاک ایران سقوط کند.

مادر شهید گفت: «امروز فهمیدم که علی(ع) کیست، من می‌توانم جمله‌ای به شما عرض کنم؟» آقا گفتند: «بفرمایید، من آمدم این جا که حرف شماها را بشنوم».

گفت: «ما با شما از نظر فرهنگ دینی فاصله‌داریم، اما در روضه‌هایتان شرکت می‌کنیم و خیلی مواقع هم داخل نمی‌آییم. روز شهادت امام حسین(ع)، روز عاشورا و تاسوعا به دسته‌های سینه‌زنی امام حسین(ع) شربت می‌دهیم. می‌آییم توی دسته‌هایتان می‌نشینیم و بعضی از حرف‌ها را می‌شنویم. من تا الآن نمی‌فهمیدم بعضی چیزها را. می‌گفتند، در دین شما بانویی ــ که دختر پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) است ــ را بین در و دیوار گذاشته‌اند، میخ به سینه‌اش خورده. نمی‌فهمیدم یعنی چی. می‌گفتند مسلمان‌ها یک رهبری داشتند به‌نام علی(ع). دستش را بستند و در سه دوره ۲۵ساله، حکومتش را غصب کردند. نمی‌فهمیدم یعنی چی. گفتند، در ۲۵ سالی که حکومتش غصب شده بود، شغلش این بود، آخر شب نان و خرما می‌گذاشت روی کولش می‌رفت خانه یتیم‌هایش. این را هم نمی‌فهمیدم. ولی امروز فهمیدم که علی(ع) کیست.

امروز با آمدن شمابه منزلمان، با وجود این همه گرفتاری‌ای که دارید، من فهمیدم علی(ع) که خانه یتیم‌ها می‌رفت چقدر بزرگ است، شما رهبر مسلمین‌ جهان هستید، وقت گذاشتید و به خانه منِ غیر دین خودتان تشریف آوردید و این در حالی است که اُسقُف ما، کشیش محله ما هنوز به خانه ما نیامده !!».

پس از خروج از منزل ایشان آقا بچه‌ها را صدا کردند و گفتند: «این کار چه بود که شما کردید؟ ما مهمان این خانواده بودیم. وقتی خانه‌شان رفتیم چرا غذای‌شان را نخوردید؟ این اهانت به این‌ها محسوب می‌شود. نمی‌خواستید، داخل نمی‌آمدید».

منبع: جهان نیوز

 

فرهنگ از اقتصاد هم مهمتر است/سخنرانی مشهد مقدس

فرهنگ از اقتصاد هم مهمتر است
فرهنگ از اقتصاد هم مهمتر است

مشهد مقدس، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب دقایقی پیش در فرمایشات آغاز سال ۱۳۹۳ در رواق امام خمینی(ره) حرم حضرت ثامن‌الحجج(ع) اظهار کردند: خداوند متعال را شاکر و سپاس گذارم که تفضل فرمود، عمر داد تا بتوانیم یک بار دیگر و یک سال دیگر در جوار این مرقد منور و آسمانی در این جمع پرشور شما برادران و خواهران عزیز گفت‌وگو کنیم.

رهبر معظم انقلاب افزودند: لازم است اولاً نوروز و حلول سال نو را بار دیگر به همه برادران و خواهرانی که سخنان ما را می‌شنوند و به همه ملت ایران تبریک عرض کنیم و از خداوند متعال برای ملت ایران و همه مسلمانان جهان سال پربرکت و زندگی همراه باسعادت را مسئله می‌نماییم.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: امیدواریم خداوند متعال تفضل بفرمایند و سالی که از امروز آغاز شد سالی باشد در شأن ملت بزرگ ایران، سالی پرفیض و برکت و پر از توجهات الهی.

  ادامه خواندن “فرهنگ از اقتصاد هم مهمتر است/سخنرانی مشهد مقدس”

کسانی که به فرهنگ عمومی دست‌اندازی می‌کنند یا جاهلند یا مزدور بیگانه‌

کسانی که به فرهنگ عمومی دست‌اندازی می‌کنند یا جاهلند یا مزدور بیگانه‌
کسانی که به فرهنگ عمومی دست‌اندازی می‌کنند یا جاهلند یا مزدور بیگانه‌
کسانی که به فرهنگ عمومی دست‌اندازی می‌کنند یا جاهلند یا مزدور بیگانه‌

 

حجت‌الاسلام کاظم صدیقی خطیب موقت اولین نماز جمعه تهران در سال ۹۳، با اشاره نام‌گذاری سال ۹۳ به نام «سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی»، گفت: رهبر گران قدر انقلاب اسلامی طی بیانات مبسوطی ضرورت‌های اقتصاد مقاومتی را اعلام کردند و قاعدتاً مردم عزیز با دقت بیانات ایشان را که از شبکه‌های مختلف پخش می‌شود را گوش دهند.

وی افزود: توصیه‌ام این است همه مردمی که دستشان به دامن امام زمان (عج) نمی‌رسد و نایب امام زمان را مؤید به عندالله می‌دانند و این ۳۵ سال مدیریت ولایت‌فقیه و سلامت و حفاظت انقلاب نشانه این است که دستی بالای سر سنگر نشین ادامه‌دهنده راه انبیاء وجود دارد.

دقت کنند و برای خدا به پا خیزند تا این کشور را با اقتصاد مقاومتی و توجه درست به فرهنگ عمومی، اسلامی و ملی در برابر خطرات، وحشی گری‌ها و عناد غیرقابل خاموشی دنیای استکبار، غرب و آمریکای فریبکار و خیانت‌کار بیمه کنند و زمینه ظهور امام زمان (عج) را فراهم کنند.

امام جمعه موقت تهران سهیم کردن مردم در فعالیت‌های اقتصادی، تأمین معیشت مردم در چارچوب شأن انور و بیرون کردن اقتصاد از انحصار دولتی را از اصول اقتصاد مقاومتی عنوان کرد، گفت: ۸ سال دفاع مقدس تجربه خوبی برای مردم بود و مردم در همه صحنه‌ها در ۸ سال دفاع مقدس حضور داشتند و یک معجزه ‌آشکار اتفاق افتاد و ملتی تنها با ایمان به خدا بر همه دنیا با همه سلاح‌ها پیچیده‌شان پیروز شدند.

به گفته صدیقی مردم در آشوب‌های داخلی نیز حضور مثبتی داشتند و سفره فتنه ۸۸ را نیز مردم چیدند و هر جا حضور مردم باشد، دست خدا نیز در آنجا است.

وی با بیان اینکه اقتصاد را باید به دست مردم داد و در این میان سازمان‌های مردم نهاد باید یکی از ارکان اصلی اقتصاد مقاومتی باشند، گفت: دانش بنیان‌ بودن اقتصاد نیز مهم است.

البته کار بدون هدایت و نظارت به سامان نمی‌رسد و باید مبنای علمی داشته باشد. مبنای علمی نه از این باب که حتماً تحصیلات دانشگاهی داشته باشد، بلکه تکیه بر مهارت‌هایی است که از درون سرچشمه بگیرد که در دوران جنگ نیز از این ظرفیت به نحو احسن استفاده کردیم.

امام جمعه موقت تهران ادامه داد: حسن باقری یک سرباز بود و آموزش‌های نظامی خاصی را نیز ندیده بود، اما وقتی با نظارت به آن عزیز میدان دادند، یک استراتژیست بسیار قوی در دفاع مقدس شد.

صدیقی تصریح کرد: اقتصاد مقاومتی مقطعی نیست و باید کاری کنیم که با تکیه بر امکانات داخلی و درعین‌حال برون‌نگر بودن و دنیای دیگران را نادیده نگرفتن به گونه‌ای خود را بسازیم که اگر قدرت‌های بزرگ ما را تحریم کردند زیر بار ذلت نرویم.

وی به موضوع فرهنگ اشاره کرد و گفت: فرهنگ ریشه اقتصاد، عزت، استقلال و همه امور است. مسئله فرهنگ اختصاص به وزارت ارشاد و دولت ندارد و دولت تنها مسئولیت بالایی دارد.

«مثل فرهنگ، مثل آب و هواست. همان‌گونه که اگر آب نباشد انسان زنده نیست و اگر هم باشد و مسموم باشد انسان نمی‌تواند زندگی کند و همان‌گونه که اگر هوا نباشد، انسان خفه می‌شود و اگر باشد و شیمیایی شود انسان دوام نمی‌آورد.

نقش فرهنگ نیز مانند آب و هواست. لذا کسانی که به فرهنگ عمومی دست‌اندازی می‌کنند و روحیه و باور اسلامی و فرهنگ ملی‌ را خرد می‌کنند و ایرانی و جنس ایرانی را تحقیر می‌کنند یا جاهل‌اند یا مزدور بیگانه‌اند.

امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه کسانی که ادعا می‌کنند تحمل خارجی‌ها بیشتر است، دروغ می‌گویند، گفت: غرب اجازه نمی‌دهد زنان و دختران باحجاب‌ به مدرسه بروند و روز روشن فردی را به دلیل مسلمان بودن آتش می‌زنند و کسی صدایش بلند نمی‌شود و شاهد بودید که سال گذشته در دادگاه آلمان برای آن بانوی محجبه چه اتفاقی افتاد.

می‌بینید که جای‌جای دنیای اروپا چه ظلم و خفقانی علیه مسلمانان شده و چه وحشی گری‌های زیادی را در میان خودشان دارند.

صدیقی افزود: این ایران اسلامی است که در طول ۳۰ سال بدون کمک خارجی صنعت هسته‌ای خود را بومی کرد و این استعداد و شایستگی و تلاش ما را در هسته‌ای بومی کرد.

در داخل دانشگاه‌ها، اعتکاف‌ها با آهنگ و سوز معنوی، هم در بُعد معنویت و ارتباط الهی و هم در بعد هسته‌ای، نانو و صنعت ما را به پیشرفت‌هایی رسانده و این پیشرفتی که ما کرده‌ایم هیچ کشوری به این سرعت و بدون کمک به خارج نکرده است.

وی به موضوع تحمل در برابر نقد اشاره و با بیان اینکه مسئولان فرهنگی هوای روزنامه‌ها را داشته باشند و آزادی بدون ضابطه در هیچ کجای دنیا آزادی نیست بلکه هرج‌ومرج و هنجارشکنی است، تصریح کرد: من از بعضی از عزیزان و مسئولان گله‌دارم چرا روزنامه‌هایی که به آیات قرآن اهانت می‌کنند و تا مرز ارتداد پیش می‌روند

و به مقدسات و فرهنگ ما دست‌اندازی می‌کنند نسبت به بسته شدن آن‌ها اعتراض می‌کنند، اما از آن طرف سعه‌صدر کم است. انتقاد را نمی‌پذیرند و روزنامه‌هایی که به مقدسات کاری ندارند اما انتقاد می‌کنند را می‌بندند.

«دولت محترم اگر سعه‌صدر نشان دهد در مردم هم تأثیر دارد. همدیگر را تحمل کنیم. انتقادها را قبول کنیم و آن‌ها را حمل بر قرض نکنیم و از انتقادگران هم با اخلاص درخواست می‌کنم که همه را خودی بدانند. این برنامه نمونه و شعار دین ماست.

انتقاد دلیل بر محبت است و دولت، دولت خودمان است و اگر نواقص آن گفته نشود کارهایش ناقص می‌ماند.

امام جمعه موقت تهران در پایان تصریح کرد: باید سعه‌صدرها را بالا ببریم و کارهای مسئولان رصد شود و نقطه‌ضعف‌ها با دلسوزی بیان شود و آن‌ها نیز سعه‌صدر از خود نشان دهند.

حجت‌الاسلام صدیقی در خطبه اول‌ نماز جمعه با بیان اینکه شما نمازگزاران و بندگان خوب خدا و نفس ضعیفه خود را به رعایت تقوای الهی، پرهیز از گناه، التزام به واجبات و امر مراقبه و رعایت رضای خدا در همه شئون زندگی دعوت می‌کنم، گفت: خداوند متعال تقوا را هم موجب رفع بن‌بست‌ها معرفی کردند و هم موجب سهولت آسانی در امر زندگی معرفی کردند.

وی افزود: هرکس تقوای الهی را رعایت کند و کار حرام نکند خدای متعال برای او خروج گاه قرار می‌دهد و قفل‌هایی که کلید نداشته را برای او باز می‌کند.

خطیب موقت نماز جمعه تهران به‌به موضوع خیر‌العمل اشاره و نماز را بهترین عبادت و دانشگاه و کانون تربیتی و جبهه مقاومت دانست و اظهار داشت: نماز در صراط مستقیم است و آدرسی که خدا از شیطان نقل کرده این است که من(شیطان)کنار صراط مستقیم در کمین نشسته‌ام.

لذا با اندک غفلتی انسان را از راه به دور می‌کند و حمله خود را آغاز می‌کند و او را به بیراهه می‌کشد و از رسیدن به مقصد بازمی‌دارد.

صدیقی ادامه داد: نمازگزاری که در خط درست قرا بگیرد باید پناه به خدا ببرد. شیطان دل، قلب و نفس ما را می‌تواند مورد جولانگاه خود قرار دهد. او کمین کرده تا کارهای ما را به فساد بکشد.

وی بر استفاده از عبارت بسم‌الله الرحمن الرحیم در همه کارها تاکید کرد و گفت که همه انبیاء در کارهایشان بسم‌الله الرحمن الرحیم زمزمه کلامشان بوده است.