کدام مجله مورد توجه خاص امام(ره) بود؟

به یاد دارم پشت جلد مجله هایی که شامل یک تابلوی رنگی از سخنان معصومین (علیهم السلام) بود، برای ایشان جالب توجه‌تر بود. چنان که آن را با سایر گزارش‌ها، برای بررسی‌ و مطالعه بیشتر به اندرونی می‌بردند.

 عظمت و شخصیت حضرت امام(ره) به سان کوهی بود بسیار بزرگ که قله رفیعش در ورای ابرهای طبیعت سر به آسمان معنویت و عبودیت حق ساییده و با پیوند سرچشمه لایزال هستی،‌ وجودش از زلال معرفت سیراب گردیده بود و از گستره پیرامونش،‌ چشمه سارهای حکمت، جاری شده بود و تشنه کامان آب حیات را سرمست شوق وصال می‌نمود.

امام خمینی (ره) 2 مجله

 

عظمت شخصیت امام(ره) و عمق و گستردگی آن حتی برای نزدیک ترین افراد و برجسته ترین شاگردان ایشان قابل دسترسی و شناخت دقیق نبود و کسی را هم یارای چنین ادعایی نیست، با این همه هر کس متناسب با درک و ظرفیت خویش و از بعد ظاهری و اثباتی،‌ قطره ای از دریای حکمت و فرزانگی امام(ره) را چشیده است و با جمع آوری این قطره‌هاست که جویبارهایی از آن دریای فضیلت برای تشنه کامان تاریخ و نسل‌های آینده، جاری می‌شود.

“محمد حسین رحیمیان” نویسنده کتاب “یادها و یادداشت‌هایی از زندگی امام خمینی قدس سره” می‌نویسد: این بنده ناچیز بیش از نیمی از عمرم را به سان خاری،‌ در کنار گل بی خار وجودش سر کردم، ولی به دلیل قابلیت، کمتر از طراوت و زیبایی ملکوتیش بهره مند شدم و بی گمان آنچه از او نصیبم شد، قطره ای بود از دریا و در عین حال آنچه از درک احساسم با قلم شکسته در قالب الفاظ ناقص می‌آید باز هم قطره ای است از دریا!

آنچه در زیر می‌آید هرگز نمی‌تواند معرف شخصیت والای حضرت امام(ره) باشد، بلکه فقط گوشه‌ای است از داستان آشنایی “محمد حسن رحیمیان” و خاطراتی چند از آنچه مستقیما شاهد و مرتبط با آن بوده است و البته در چند موردی که نقل صدها خاطره‌ای است که از دیگران شنیده است.

علاقه مندان به خواندن خاطرات می‌توانند هر روز راس ساعت ۶ صبح با مراجعه به سایت باشگاه خبرنگاران، ‌چند مورد از این خاطرات را مطالعه کنند و البته روند نقل این خاطرات در رسانه مذکور تا زمان رحلت جانگداز بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ادامه خواهد داشت.

پاسدار اسلام در خدمت امام (ره)

معمولا هر یک از ناشران مجله‌ها چند نسخه از مجله شان را برای دفتر می‌فرستادند. ما هم از هر یک از آنها نسخه‌ای را خدمت امام(ره) می‌بردیم. یک روز حضرت امام(ره) فرمودند:

من که مجال مطالعه این همه مجله را ندارم. اینها را (اشاره به مجله‌ها) برای من نیاورید. 

اینجانب،‌ موقع را مناسب دیده و اجازه گرفتم که مجله پاسدار اسلام برای تبرک به محضرشان تقدیم شود. بدین ترتیب تا شماره اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۸ یعنی آخرین شماره‌ای که حضرت امام(ره) در قید حیات بودند، به طور مرتب، تقدیم محضرشان می‌شد. ایشان معمولا مجله را تصفح و عناوین مطالب را مرور می‌کردند. توجه امام(ره) به پاسدار اسلام تا همین حد هم برای اینجانب و دیگر برادران دست‌اندرکار مجله، باعث کمال خوش وقتی بود و این اطمینان قلب را به ما عطا می‌کرد که اگر خدای ناکرده اعوجاجی در مجله وجود داشته باشد، امام(ره) ما بینش الهیشان آن را خواهند یافت و به اینجانب گوشزد خواهند کرد. به همین دلیل، به طور معمول یک نسخه از اولین مجله‌هایی را که از صحافی خارج می‌شد در اولین فرصت به محضر امام(ره) تقدیم می‌کردم. ایشان نیز در اثنای تشرف،‌ ضمن سایر کارهایشان به تصفّح و مشاهده رو و پشت جلد مجله می‌پرداختند.

به یاد دارم پشت جلد شماره‌هایی که شامل یک تابلوی رنگی از سخنان معصومین (علیهم السلام) بود، برای ایشان جالب توجه‌تر بود. چنان که آن را با سایر گزارش‌ها، برای بررسی‌ و مطالعه بیشتر به اندرونی می‌بردند.

مورد دیگر اینکه در زمانی که مسئله توطئه آیات شیطانی و «سلمان رشدی» نویسنده مرتد آن مطرح بود،‌ مجله پاسدار اسلام از برخورد نامناسب بعضی از وزارتخانه‌ها در قبال این توطئه و مرکز آن، یعنی انگلیس،‌ به طور نسبتا شدیدی انتقاد کرده بود. متعاقب آن، از سوی وزیر محترم مربوطه به محضر امام(ره) از اینجانب شکوه و گلایه شده بود. از آن روز و آن شکایت،‌ روزها و هفته‌ها گذشت و تا آخر هم حضرت امام(ره) علی‌رغم اینکه هر روز به حضور ایشان می‌رسیدم، هیچ گونه عکس‌العملی در ارتباط با آن انتقاد و این شکایت نشان ندادند. این نمونه‌ای بود از جمع بین حمایت شدید از مسئولان نظام اسلامی و اجازه انتقاد سازنده در مورد عملکرد آنها به نشریه‌های حامی انقلاب و نظام.

شما این کار را نکنید 

بعد از عزل «آقای منتظری» در اوایل فروردین ۱۳۶۸ در جلسه هیئت تحریریه ماهنامه پاسدار اسلام در مورد ادامه یا عدم ادامه درسهای نهج‌البلاغه آقای منتظری در مجله بحث شد. برخی از دوستان به استناد نامه ۸/۱/۶۸ امام(ره) موافق ادامه بودند و بعضی هم مخالف، اینجانب به نظرم رسید که موضوع را مستقیما از خود امام(ره) سوال کنم و روز بعد که خدمت امام(ره) رسیدم، ضمن اشاره به مضمون نامه ۸/۱/۶۸ که می‌توانست مجوزی برای ادامه بحث علمی آقای منتظری باشد و با یادآوری این نکته که بحث نهج‌البلاغه ایشان از آغاز شکل گیری مجله پاسدار اسلام در مجله چاپ شده است، برای ادامه آن کسب تکلیف کردم حضرت امام(ره) با لحنی قاطع فرمودند:

شما این کار را نکنید.

کلمه «عید» را حذف کنید 

در اواسط فروردین ۱۳۶۲ متنی از سوی دفتر، به منظور پاسخ و تشکر از تمام کسانی که به مناسبت نوروز و یوم‌الله دوازدهم فروردین برای حضرت امام(ره) تلگراف و پیام تبریک فرستاده بودند، تهیه شده بود. متن مزبور جهت تصویب، خدمت حضرت امام(ره) قرائت شد. در متن، کلمه «عید» نوروز آمده بود. حضرت امام(ره) فرمودند:

عید را حذف کنید.


امام خمینی (ره) و اجازه استخاره یک مبارز فلسطینی

امام خمینی (ره) و اجازه استخاره یک مبارز فلسطینی

اجازه استخاره یک مبارز فلسطینی از امام خمینی (ره)

عظمت و شخصیت حضرت امام(ره) به سان کوهی بود بسیار بزرگ که قله رفیعش در ورای ابرهای طبیعت سر به آسمان معنویت و عبودیت حق ساییده و با پیوند سرچشمه لایزال هستی،‌ وجودش از زلال معرفت سیراب گردیده بود و از گستره پیرامونش،‌ چشمه سارهای حکمت، جاری شده بود و تشنه کامان آب حیات را سرمست شوق وصال می‌نمود.

عظمت شخصیت امام(ره) و عمق و گستردگی آن حتی برای نزدیک ترین افراد و برجسته ترین شاگردان ایشان قابل دسترسی و شناخت دقیق نبود و کسی را هم یارای چنین ادعایی نیست، با این همه هر کس متناسب با درک و ظرفیت خویش و از بعد ظاهری و اثباتی،‌ قطره ای از دریای حکمت و فرزانگی امام(ره) را چشیده است و با جمع آوری این قطره‌هاست که جویبارهایی از آن دریای فضیلت برای تشنه کامان تاریخ و نسل‌های آینده، جاری می‌شود.

امام خمینی (ره)
“محمد حسین رحیمیان” نویسنده کتاب “یادها و یادداشت‌هایی از زندگی امام خمینی قدس سره” می‌نویسد: این بنده ناچیز بیش از نیمی از عمرم را به سان خاری،‌ در کنار گل بی خار وجودش سر کردم، ولی به دلیل قابلیت، کمتر از طراوت و زیبایی ملکوتیش بهره مند شدم و بی گمان آنچه از او نصیبم شد، قطره ای بود از دریا و در عین حال آنچه از درک احساسم با قلم شکسته در قالب الفاظ ناقص می‌آید باز هم قطره ای است از دریا!

آنچه در زیر می‌آید هرگز نمی‌تواند معرف شخصیت والای حضرت امام(ره) باشد، بلکه فقط گوشه‌ای است از داستان آشنایی “محمد حسن رحیمیان” و خاطراتی چند از آنچه مستقیما شاهد و مرتبط با آن بوده است و البته در چند موردی که نقل صدها خاطره‌ای است که از دیگران شنیده است.

امانتی که بعد از رحلت…

در موارد زیادی اتفاق می‌افتاد که حضرت امام(ره) به مناسبت و حتی بی‌مناسبت و ابتدا به ساکن، از افرادی سراغ می‌گرفتند که با توجه به تراکم کارها و گرفتاری‌ها و مسئولیت‌های سنگین آن حضرت به ویژه در اوج بحران‌ها و فشارهای روحی و ضعف جسمانی، حالتی غیرمنتظره و غیرعادی به نظر می‌آمد، به ویژه اگر مورد،‌ فردی فراموش شده و مغفول‌عنه در سطح جامعه بود.

از باب نمونه، چندی قبل از رحلت جانکاهشان،‌ یک روز، سراغ یکی از شخصیت‌های علمی حوزه علمیه قم را گرفتند – که هرچند در سطح خواص از چهره‌های علمی و اخلاقی و معنوی بزرگ به شمار می‌آمد، ولی در سطح عموم ناشناخته و فراموش شده بود- سپس دستور فرمودند برای ایشان مبلغی پول فرستاده شود.

قرار شد حقیر در قم، خدمت ایشان برسم و وجه را تقدیم کنم، ماه رمضان و مشکل سفر برای قصد اقامت، موجب تاخیر شد. بیماری امام(ره) شدت گرفت و به بیمارستان منتقل شدند و در پی آن به ملکوت اعلی پیوستند و باز هم توفیق رساندن امانت دست نداد. برای صفر کردن حسابها و تحویل وجوه به مدیریت حوزه علمیه قم- برحسب وصیت حضرت امام(ره)- حواله مزبور را تبدیل به چک بانکی کردیم و بالاخره بعد از چند ماه ایشان را یافتم. نخست تلفن زدم، گفتم فلانی‌ام. به لحاظ لطف دیرینه ایشان به حقیر و ارادتم از سال ۱۳۴۲ به ایشان، خوشحال شد. وقتی گفتم امانتی از امام(ره) برای شما دارم انگار که اشتباه شنیده باشد، فهمیدم که ایشان مطلب را متوجه نشده است.

دوباره تکرار کردم که امانتی از امام(ره) برای شما دارم و عذرخواهی کردم که تاخیر شده است. با آنکه ایشان زبانی طلق و بیانی فصیح دارد با تکلف و لکنت گفت:«از امام؟ امام.. چه امانتی.. » بغض گلویش را گرفت و گریه مجال سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران نداد.

طبق قرار با مقداری تاخیر، به طرف خانه ایشان حرکت کردم. وقتی رسیدم، دیدم در کوچه به انتظار ایستاده نگران است. به خانه محقر ایشان وارد و در اتاقک پذیرایی مستقر شدیم. ساعت حدود سه بعدازظهر بود. در تابستان گرم قم، پنکه دست خراب و کوچک ایشان نمی‌توانست از گرمای سوزان هوا و گرمی صمیمیت آن فضا بکاهد. او هنوز نتوانسته بود باور کند که من از طرف امام(ره) نزدشان رفته‌ام. هنوز باور نکرده بود که بعد از سه ماه از رحلت امام(ره)، باید امانتی از امام(ره) به دستش برسد و هنوز نمی‌دانست امانت چیست. گریه جای احوال پرسی را گرفته بود. به هر ترتیبی، شکسته بسته ماجرا راتعریف کردم. او به شدت می‌گریست. احساس کردم این گریه غیرعادی است و باید نکته خاصی هم در آن باشد. بالاخره ایشان کم‌کم توانست صحبت کند.

معلوم شد که ایشان بیمار است و تابستان را در مشهد بوده و تازه از گرد راه رسیده است. از اینکه امام(ره) بدون اینکه به ظاهر دلیلی داشته باشد، به فکر ایشان افتاده است، شدیدا تخت تاثیر قرار گرفته و داغ دلش در فقدان امام(ره) تازه شده بود. لطف امام(ره) یک طرف قضیه بود، اینکه دستور داده بودند فلان مبلغ برای ایشان ارسال شود و تاخیر آن تا بعد از رحلت و نبودن ایشان در قم و بالاخره وصول امانت در آن روز که اواخر ماه بود و در آن ساعت، طرف دیگر قضیه بود.

به گونه‌ای ظریف معلومم شد که در آن روز، نان شب را نداشتند و گویی دستور امام(ره) همراه با زنجیره علل و اسباب بعدی، آن روز و آن لحظه را و تامین نیاز این مرد الهی را هدف قرار داده بود. گویی هیچ چیز اتفاقی نبوده و این مشیت الهی بوده که به وسیله بنده شایسته‌اش به کرسی عمل نشسته است.

اجازه استخاره

یکی از علمای مبارز و انقلابی فلسطینی که به جمهوری اسلامی سفر کرده بود، همراه با هیئتی به دفتر آمده بود – آن هم در زمانی که ملاقات‌های امام(ره) تعطیل بود – یک جلد کلام‌الله مجید را به منظور امضای حضرت امام(ره) به اینجانب داد. در ضمن، به طور موکد درخواست کرد که از حضرت امام(ره) برای ایشان اجازه استخاره بگیریم. در مورد امضا مشکلی نبود، ولی در مورد اجازه، عذر خواستم و گفتم نمی‌شود. روحانی برجسته فلسطینی در حالی که به کنایه و محترمانه سعی داشت به ما بگوید که شما هنوز امام(ره) را نشناخته‌اید و به عظمت آن حضرت پی نبرده‌اید، گفت:«شما به چه دلیل می‌گویید نمی‌شود؟ چون تا به حال چنین مطلبی را خدمت امام(ره) طرح نکرده‌اید؟ یا آنکه مطرح شده ومعظم له نفی کرده‌اند؟» گفتم:« تا به حال در این مورد، چیزی از امام(ره) نشنیده‌ام» گفت:«پس شما اطلاع ندارید. خواهش من این است که شما سلام مرا به امام(ره) برسانید و این درخواست را به عرض آن حضرت تقدیم کنید. امام(ره) خود می‌دانند و می‌فهمند که چه خواسته‌ام و چه جواب بدهند.»

روز بعد ۱۷/۱۱/۶۷ که مشرف شدیم، ضمن انجام دادن کارها با دوستان، به طورنجوا مشورت کردیم. آنها هم نظر منفی داشتند، ولی بالاخره درخواست مذکور به عرض حضرت امام(ره) رسید و آن حضرت فرمودند:

مجازند

و ما از آنچه تا آن روز اطلاع نداشتیم و برای اولین بار متوجه شدیم تعجب کردیم.

منبع:باشگاه خبرنگاران(+)

حجاب یکی از منطقی ترین و استوارترین مسائلی است که در دین اسلام وجود دارد

در اول بحث به تاریخچه ی حجاب در دوران قبل از اسلام می پردازیم. بعد از ان به دلایل وجوب حجاب که از سه شیوه قابل اثبات است، اشاره می کنیم:

۱) قرآن: خداوند متعال در قرآن کریم دو بار دستور صریح به حفظ حجاب و پوشش داده است. یکی در سوره نور آیه ۳۱ و دیگری در آیه ۵۹ سوره احزاب.

۲) روایات: در روایاتی که از اهل بیت(علیهم السلام) نقل شده، بسیار به حفظ حجاب و پوشش تأکید شده و در برخی از روایات عاقبت افراد بی حجاب آمده است که به آنها خواهیم پرداخت.

۳) عقل و منطق: این بخش شامل دلایل عقلی برای اثبات حجاب است که آن دلایل عبارتند از: ارزش والای زن، آرامش زن، تحکیم خانواده و عامل استواری جامعه. در بخش دیگری به برخی از شبهات رایج در مورد حجاب پاسخ داده می شود.

 

در بخش عفاف هم بعد از تعریف آن، به آیاتی که در آن شده از عفاف بحث است می پردازیم که آن آیات عبارتند از: آیه ۲۷۳ سوره بقره و آیه ۳۳ سوره نور. و بعد از آن به روایات ائمه معصومین(علیهم السلام) اشاره می شود. و در آخر این بحث به کلام مقام معظم رهبری اشاره خواهد شد.

 

در بخش حیا نیز به آیه ای از قرآن که در آن از حیا بحث شده است، پرداخته می شود و آن آیه، آیه ی ۲۵ سوره قصص می باشد. بعد از آن به روایاتی که در این بحث آمده، اشاره و بعد از آن به کلام اندیشمندان مسلمان و غیر مسلمان در رابطه با حیا، می پردازیم.


دیگر  مطالب مرتبط با این نوشته

رخ عیان نکن دختر نجیب…


مقدمه

بیشترین انحرافات و کج روی ها در نسل جوان دیده می شود و ریشه ی همه ی این کج روی ها را باید در نوع بینش و عقاید آنها نسبت به مسائل دینی، مشاهده کرد.

یکی از مسائلی که دشمنان اسلام روی آن بسیار سرمایه گذاری کرده اند، رواج بی حجابی و برداشتن چادر و یا روسری از سر خانم ها است. دشمنان با استفاده از دلایل پوچ و بی ارزش، این پوشش الهی را زیر سوال می برند و آن را نوعی زندانی کردن زن می دانند.

دلایل آنها شاید در نگاه اول شیرین و جالب به نظر آید ولی انسان متفکر و با بصیرت، با اندکی تأمل و تحقیق در می یابد که کسانی که مخالف حجاب هستند به دنبال چه چیزی می گردند و چرا اینقدر بر این مسئله تأکید دارند.

 

یکی از مهمترین و شاید اصلی ترین چیزی که غربی ها و مخالفان حجاب به دنبال آن هستند، مسئله ی ((آزادی زن)) است. و مسلم است کسانی که در پی سود جویی از زنان هستند، بیشتر به حجاب و دلایل آن خُرده می گیرند.

 

مسئله ای ککه به عنوان آزادی زن مطرح می شود، در واقع آزادی زن نیست بلکه آزادی مرد است. آزادی مرد در اینکه خیلی راحت به هر زنی خواست نگاه کند و یا اینکه با هر زنی خواست ارتباط برقرار کند و او را وسیله ی التذاذ خود گرداند.
زن باید آرایش کند تا مرد لذت ببرد، زن باید بدن و صورت خود را از بین ببرد تا مرد سود آن را ببرد. همیشه با خود می گویم یعنی یک زن اینقدر ارزش خود را پایین می داند که حاضر است، ساعت ها روی چهره و اندام خود کار کند تا مثلاً یک مرد به او علاقه نشان دهد و آن هم چه علاقه ای. علاقه ای که با ارضا شدن مرد از بین می رود و در آخر هم این زن است که ضرر و زیان دیده است نه مرد.

من حجاب را دوست دارم

غربی ها که امروز دم از دفاع از حقوق زنان می زدند، تا چند سال پیش زن را مانند یک کسی می دانستند که فقط به درد التذاذ مرد می خورد.

اصلاً زمزمه ی آزادی زن از سوی غربی ها، از قرن نوزدهم شروع شد. در آن موقع مدیران کارخانه ها به دنبال نیروی کاری می گشتند که ارزان قیمت، کم درد سر، کم توقع و… باشد و از همان جا مسئله ی آزادی زنان را سر دادند و زنان را از خانه هایشان به سوی کارخانه ها کشیدند و با این کار از ارزش و کرامت زن کاستند و بر پولهای خود افزودند.

 

در اینجا با استفاده از کلام شیوای مقام معظم رهبری، یک نمونه از نگاه های غرب نسبت به زن و مقایسه ی آن با دین اسلام را مطرح می کنیم. حضرت آیت الله خامنه ای(قدس سرة) می فرمایند: « در همین کشور‌های غربی، تا چند سال قبل از این – نه خیلی زیاد – زنانی که در مراکز آموزش عالی تحصیل می‏کردند، حق نداشتند مدرک کتبی تحصیلات عالی خودشان را بگیرند!

در همین اواخر، در بعضی از کشور‌های غربی – از جمله در انگلستان – یکی از مجلاتّ یکی از کشور‌های غربی – که نمی‏خواهم از آن کشور و از آن مجلّه اسم بیاورم – پیرزنی را معرفی کرده بود که در سال ۱۹۱۷ – یعنی تقریباً هفتاد سال قبل – در حدّ دکترا تحصیلات عالیه کرده است؛ لیکن به او مدرک تحصیل نداده‏اند! بعد سؤال می‏کند، چرا مدرک تحصیل نداده‏اند؟ می‏گوید که چون تا سال ۱۹۴۷ در انگلستان، به زنانی که تحصیل می‏کردند، مدرک تحصیلی نمی‏دادند و می‏گفتند که زن نباید مدرک تحصیلی بگیرد!

این‌ها امروز آمده‏اند و در مقابل جمهوری اسلامی، مدّعی حقوق زن شده‏اند! در همان سالهایی که چنین حقارتهایی در فرهنگ غربی مشاهد می‏شد، در ایران اسلامی، «بانوی اصفهانی» اجازه اجتهاد از مجتهدان درجه اوّلِ آن روز اسلام داشت و در اصفهان، حوزه تدریس فلسفه و فقهش دایر بود! اسلام، این است.» (۱)

 


در دین اسلام برای زن ارزش و اهمیت بسیاری قائل شده است که برخی از آنها در بین مباحث اشاره می کنیم.

تاریخچه ی حجاب

یکی از مسائلی که مخالفان حجاب روی آن بسیار تاکید دارند این است که می گویند؛ در زمان های قدیم زنان یونان و یا ایران باستان و پیروان یهود وظیفه ای نسبت به حفظ حجاب نداشته اند و با آمدن اسلام حجاب به عنوان یک تکلیف برای زنان مطرح شد.

شواهد تاریخی حاکی از آن است که در اکثر اقوام و آیین های جهان، حجاب در بین زنان وجود داشته است. هر چند در بعضی از دوره ها، توسط حکام و پادشاهان این مسئله کم رنگ شده ولی هیچ گاه به طور کامل از بین نرفته است.

 

با این توضیحات، نگاهی به دوران های مختلف می اندازیم:

۱- پوشش زن در یونان و روم باستان

دایرة المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان می گوید: ((زنان یونانی در دوره های گذشته، صورت و اندامشان را تا روی پا می پو شاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر کورس و امرجوس و دیگر جزایر ساخته می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند)).

 

در « اسپارته » دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را ازچشم مردان می پوشاندند. نقش هایی که برجای مانده ، حکایت می کند که زنان سررا می پوشانده، ولی صورت هایشان بازبوده است، ووقتی به بازار می رفتند، برآنان واجب بوده است که صورت هایشان را بپوشانند، خواه باکره و خواه دارای همسر باشند.

حجاب در بین زنان سیبری وساکنان آسیای صغیر وزنان شهرماد ( وفارس وعرب) نیزوجود داشته است. زنان رومانی ازحجاب شدیدتری برخوردار بوده اند، به طوری که وقتی ازخانه خارج می شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می پوشاندند وچیزی ازبرآمدگی های بدن مشخص نمی شد. (۲)

 

ویل دورانت نویسنده مشهور غربی در کتاب خود با نام تاریخ تمدن درباره ی «الهه عفت» که یکی ازخدایان یونان باستان است، می گوید :«آرتمیس» ،الهه عفت است و عالی ترین نمونه (والگو برای) دختران جوان به شمار می آید که دارای بدنی نیرومند و ورزیده وچابک وبه زیور عفت وتقوا آراسته است. (۳)

 

همچنین درباره مردم یکی ازقبائلی که نهصد سال قبل ازمیلاد زندگی می کرده اند، آمده است: ((بالاتر از ارمینان ودرکنار دریای سیاه، «سکاها» بیابانگردی می کردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند که در ارابه به سر می بردند وزنان خود راسخت در پرده نگاه می داشتند)). (۴)

همچنین این مورخ در جای دیگری می نویسد: ((زنان فقط درصورتی می توانند خویشان ودوستان خود راملاقات کنند ودرجشن های مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند که کاملا درحجاب باشند)). (۵)

 

۲- پوشش زن در ایران باستان:

در مورد پوشش زنان ایران باستان مطالب زیادی وجود دارد که به آنها اشاره خواهیم کرد. ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان و این که حجاب بسیار سختی دربین آنان رایج بوده است، می گوید : (( زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز درتخت روان روپوش دار ازخانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان اختلاط کنند.
زنان شوهردارحق نداشتند هیچ مردی را ،ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش هایی که درایران باستان برجای مانده ، هیچ صورت زن دیده نمی شود ونامی از ایشان به نظر نمی رسد)). (۶)

 

همچنین درتفسیر اثنی عشری آمده است: ((تاریخ نشان می دهد که حجاب در فرس قدیم وجود داشته است)).(۷)

درکتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده : ((اصلی که باید درنظر داشت ، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه های ماقبل میلاد، پوشاک زنان آن دوره (مادها) ازلحاظ شکل (باکمی تفاوت) با پوشاک مردان یکسان است)). (۸)

بعد از مادها، هخامنشیان نیز ازنظر لباس همانند مادها بودند. درمورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: ((ازروی برخی نقوش مانده از آن زمان ، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند.

پیراهن آنان پوششی ساده وبلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است . به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که ازپهلو به اسب سوارند . اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افکنده ودر زیر آن ، یک پیراهن با دامن بلند ودر زیر آن نیز ،پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است)). (۹)

 

در دوره اشکانیان نیز هماهنند گذشته، حجاب زنان ایرانی کامل بوده است. دراین باره چنین می خوانیم : ((لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است. پیراهن دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند وقد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمنا یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن چادری سر می کردند)). (۱۰)

 

زنان در دوره ساسانیان که احکام دینی زرتشتیان درکشور اعمال می شده است، همچنان دارای حجاب کامل بودند. درمورد پوشاک زنان چنین آمده است : ((چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است ، دراین دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است)). (۱۱)

 

۳- پوشش زن در ادیان بزرگ الهی

حجاب درآیین یهود:

دراصول اخلاقی «تلمود» که یکی از کتاب های مهم دینی و درحقیقت فقه مدوّن و آیین نامه زندگی یهودیان است، آمده : ((اگرزنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانچه مثلا بی آنکه چیزی برسر داشت به میان مردم می رفت ویا در شارع عام نخ می رشت یا با هرسنخی ازمردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون درخانه اش تکلم می نمود ، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند ، درآن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد)). (۱۲)

 

حجاب درآیین مسحیت:

در کتاب انجیل آمده است : پولس دررساله خود به قرنتیان تصریح می کند :

«اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد ، مسیح است و سر زن ، مرد و سر مسیح ، خدا. هر مردی که سر پوشیده دعا یا نبوت کند سر خود را رسوا می نماید . اما هرزنی که سر برهنه دعا کند ، سر خود را رسوا می سازد ؛ زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی پوشد ، موی را نیز ببرد واگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است ، باید بپوشد ؛ زیرا که مرد اززن نیست ، بلکه زن از مرد است و نیز مرد به جهت زن آفریده نشده ، بلکه زن برای مرد. ازاین جهت زن می باید عزتی بر سر داشته باشد به سبب فرشتگان … دردل خود انصاف دهید آیا شایسته است که زن نا پوشیده نزد خدا دعا کند.» (۱۳)

 

ونیز درانجیل ، دررساله پولس ، به تیمو ثیوس می گوید : « و همچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیا و پرهیز، نه به زلف ها وطلا و مروارید ورخت گران بها ، بلکه چنان که زنانی را می شاید که دعوای دینداری می کنند به اعمال صالحه». (۱۴)

 


دلایل وجوب حجاب

 

اثبات حجاب و پوشش برای بانوان از چند راه امکان پذیر است، که عبارتند از:

قرآن ، روایات معصومین(علیهم السلام) و عقل و منطق.

هر کدام از این موارد به تنهایی برای اثبات ضرورت حجاب بانوان کافی است. ما به یاری خدا همه آنها را به تفصیل بیان خواهیم کرد.

 

۱) قرآن

«حجاب اسلامی»

یکی از مهمترین دلایل وجوب حجاب آیه ۳۱ سوره نور است که خداوند تبارک و تعالی می فرماید:

«وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»

 

«و به زنان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را- جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم‏کیششان، یا بردگانشان (کنیزانشان‏)، یا افراد سفیه که تمایلى به زن ندارند، یا کودکانى که از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود و همگى بسوى خدا بازگردید اى مؤمنان، تا رستگار شوید»

 

از این آیه شریفه چند نکته استفاده می شود که عبارتند از: 

۱) پرهیز از نگاه هوس آلود.

۲) پوشاندن عورت از دیگران (این حکم برای هر مرد و زن مسلمان واجب است).

۳) پنهان کردن زینتها (به غیر از مواردی که آشکار است).

۴) پوشاندن سر و گردن.

۵) جواز آشکار نمودن زینتها و بدن در برابر محارم و یا افراد خاص.

 من حجاب را دوست دارم

الف) سَتر عورت 

 

دستور دومی که خداوند متعال فرموده است، حفظ فرج است. منظور از این دستور، پوشانیدن از نگاه دیگران است چنانکه حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) می فرمایند: «کل شئ فی القرآن من حفظ الفرج فهو من الزنا إلا هذه الآیة فإنها من النظر» (هر آیه ای که در قرآن سخن از حفظ فروج می گوید، منظور حفظ کردن از زنا است، جز این آیه که منظور از آن، حفظ کردن از نگاه دیگران است). (۱۵)

 

یکی از مسائلی که با آمدن اسلام در میان اعراب واجب شد، مسئله ی پوشاندن عورت از دیگران است. متأسفانه در دنیای متمدن کنونی نیز عده ای از غربیها این مسئله را انکار می کنند.

به طور مثال راسل در یکى از کتابهایش به نام (در تربیت) یکى از چیزهایى که از جمله اخلاق بى منطق و به اصطلاح «اخلاق تابو» مى‏شمارد همین مسأله پوشانیدن عورت است.

وى مى‏گوید چرا پدران و مادران اصرار مى‏ورزند که عورت خود را از بچه بپوشانند؟ این اصرار خود سبب تحریک حس کنجکاوى بچه‏ها مى‏گردد. اگر کوشش والدین براى کتمان عضو تناسلى نباشد چنین کنجکاوى کاذبى وجود پیدا نخواهد کرد. باید والدین عورت خود را به بچه‏ها نشان بدهند تا آنها هرچه که وجود دارد از اول بشناسند.

بعد اضافه مى‏کند: لااقل گاهى اوقات- مثلًا هفته‏اى یک بار- در صحرا یا حمام برهنه شوند و عورت خود را در معرض دید بچه‏ها قرار دهند.

راسل مسأله مخفى کردن عورت را یک «تابو» مى‏داند. «تابو» از موضوعات بحث جامعه شناسى است و به تحریمهاى ترس‏آور و بى‏منطق گفته مى‏شود که در میان ملل وحشى وجود داشته و دارد. به عقیده امثال راسل اخلاق رایج در جهان متمدن امروز نیز پر از «تابو» است.

عجیب است که بعضی از افراد به نام تمدن و یا از بین بردن حس کنجکاوی، می خواهند به بدترین و زشت ترین زندگی ها برگردند.

خداوند متعال، ستر عورت را برای مردان هم واجب دانسته و در آیه ۳۰ سوره نور می فرماید: « قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ…» (به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و عفاف خود را حفظ کنند) و در ادامه فلسفه و منطق این مسئله را بیان می فرماید: «ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ» (این برایشان پاکیزه‏تر است)‏ و این جمله در واقع پاسخی برای جاهلان قدیم و جدید است که این ممنوعیتها را بی منطق می دانند.

 

ب) زینت

دستور بعدی خداوند پوشاندن زینت است. درباره ی زینتهایی که زن باید آنرا بپوشاند، نظرات زیادی آمده ولی آنچه که مشهور است این است که: عده ای آنرا به معنی، «زینت آلات» گرفته اند منتها در حالی که روی بدن قرار گرفته و طبیعی است که آشکار کردن چنین زینتی توأم با آشکار کردن اندامی است که زینت بر آن قرار دارد. (۱۶) به این ترتیب زنان حق ندارند زینت هایی را که معمولا پنهان است را آشکار سازند.

آشکار کردن زینتها در آیه ای دیگر از قرآن مجید مورد نهی قرار گرفته است. در آیه ۳۳ سوره احزاب خطاب به همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمده است: «وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى…» (و در خانه‏هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینتهاى خود را آشکار مکنید).

 

درباره جمله ی استثناء « إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» هم تفاسیر و روایات بسیاری وجود دارد که ما به بعضی از روایات اشاره می کنیم:

۱. «عَنْ زُرارَةَ عَنْ ابى عَبْدِاللَّهِ عَلَیْهِ السَّلامُ فى قَوْلِهِ تَعالى‏: «الّا ما ظَهَرَ مِنْها» قالَ: الزّینَةُ الظّاهِرَةُ الْکُحْلُ وَالْخاتَمُ» (از امام صادق سؤال شد که مقصود از زینت آشکار که پوشیدنش براى زن واجب نیست چیست؟ فرمود زینت آشکار عبارت است از سرمه و انگشتر). (۱۷)

 

۲. «و الْقُمّىِّ عَنْ الباقر علیه السلام فى هذِهِ الْایَةِ، قالَ: هِىَ الثِّیابُ وَالْکُحْلُ وَ الْخاتَمُ وَ خِضابُ الْکَفِّ وَ السِّوارُ. وَالزّینَةُ ثَلاثٌ: زینَةٌ لِلنّاسِ وَ زینَةٌ لِلْمَحْرَمِ وَ زینَةٌ لِلزَّوْجِ، فَامّا زینَةُ النّاسِ فَقَدْ ذَکَرْناها، وَ امّا زینَةُ الَمحْرَمِ فَمَوْضِعُ الْقِلادَةِ فَما فَوْقَها وَ الدُّمْلُجُ وَ مادونَهُ وَالْخَلْخالُ وَ ما اسْفَلُ مِنْهُ، وَ امّا زینَةُ الزَّوْجِ فَالْجَسَدُ کُلُّهُ».

 

(امام باقر علیه السلام فرمود: زینت ظاهر عبارت است از جامه، سرمه، انگشتر، خضاب دستها، النگو. سپس فرمود زینت سه نوع است: یکى براى همه مردم است و آن همین است که گفتیم. دوم براى محرمهاست و آن جاى گردنبند به بالاتر و جاى بازوبند به پایین و خلخال به پایین است. سوم زینتى است که اختصاص به شوهر دارد و آن تمام بدن زن است). (۱۸)

 

۳. «عَنْ ابى بَصیرٍ عَنْ ابى عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: «وَلایُبْدینَ زینَتَهُنَّ الّا ما ظَهَرَ مِنْها». قالَ: الْخاتَمُ وَالْمَسَکَةُ وَ هِىَ الْقُلْبُ». (ابوبصیر مى‏گوید از امام صادق علیه السلام تفسیر «الّا ما ظَهَرَ» را خواستم، فرمود عبارت است از انگشتر و دستبند). (۱۹)

 

۴. «عَنْ بَعْضِ اصْحابِنا عَنْ ابى عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قال: قُلْتُ لَهُ: ما یَحِلُّ لِلرَّجُلِ مِنَ الْمَرْأَةِ انْ یَرى‏ اذا لَمْ یَکُنْ مَحْرَماً؟ قالَ: الْوَجْهُ وَ الْکَفّانِ وَ الْقَدَمانِ». (راوى که یک شیعه است مى‏گوید: از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم که براى مرد نگاه کردن به چه قسمت از بدن زن جایز است درصورتى که محرم او نباشد؟ فرمود چهره و دو کف دست و دو قدم). (۲۰)

این روایت متضمّن حکم جواز نظر بر وجه و کفّین است نه حکم عدم وجوب پوشیدن آنها، و اینها دو مسأله جداگانه مى‏باشند.

۵. «اسماء» دختر ابوبکر- که خواهر عایشه بود- به خانه پیغمبر اکرم آمد درحالى که جامه‏هاى نازک و بدن نما پوشیده بود. رسول اکرم روى خویش را از او برگرداند و فرمود: «یا اسْماءُ انَّ الْمَرْأَةَ اذا بَلَغَتِ الْمَحیضَ لَمْ تَصْلُحْ انْ یُرى‏ مِنْها الّا هذا و هذا- وَ اشارَالى‏ کَفِّهِ وَ وَجْهِهِ». (اى اسماء! همینکه زن به حد بلوغ رسید سزاوار نیست چیزى از بدن او دیده شود مگر این و این- اشاره فرمود به چهره و قسمت مچ به پایین دست خودش-). (۲۱)

 

ج) حدود پوشش

بعد از این استثنا این جمله آمده است: «وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیوِبِهِنَّ» (روسرى خود را بر روى سینه و گریبان خویش قرار دهند). البته مقصود از این آیه پوشیدن سر و گردن و گریبان است.

در تفسیر کشّاف، در ذیل همین آیه آمده که؛ زنان عرب معمولًا پیراهنهایى مى‏پوشیدند که گریبانهایشان باز بود و دور گردن و سینه را نمى‏پوشانید. روسریهایى هم که روى سر خود مى‏انداختند از پشت سر مى‏آویختند و به این صورت گوشها و بناگوشها و گوشواره‏ها و جلو سینه و گردن نمایان مى‏شد. این آیه دستور مى‏دهد که باید قسمت آویخته همان روسریها را از دو طرف روى سینه و گریبان خود بیفکنند تا قسمتهاى یاد شده پوشیده گردد.

ابن عباس در تفسیر این جمله گفته است: «تُغَطّى شَعْرَها وَصَدْرَها و تَرائِبَها وَ سَوالِفَها» (یعنى زن مو و سینه و دور گردن و زیر گلوى خود را بپوشاند). (۲۲)

 

این آیه حدود پوشش را مشخص مى‏کند.

در ذیل این آیه شیعه و سنّى روایت کرده‏اند که:

روزى در هواى گرم مدینه زنى جوان و زیبا درحالى که طبق معمول روسرى خود را به پشت گردن انداختهو دور گردن و بناگوشش پیدا بود از کوچه عبور مى‏کرد. مردى از اصحاب رسول خدا از طرف مقابل مى‏آمد. آن منظره زیبا سخت نظر او را جلب کرد و چنان غرق تماشاى آن زیبا شد که از خودش و اطرافش غافل گشت و جلو خودش را نگاه نمى‏کرد. آن زن وارد کوچه‏اى شد و جوان با چشم خود او را دنبال مى‏کرد. همان‏طور که مى‏رفت ناگهان استخوان یا شیشه‏اى که از دیوار بیرون آمده بود به صورتش اصابت کرد و صورتش را مجروح ساخت. وقتى به خود آمد که خون از سر و صورتش جارى شده بود. با همین حال به حضور رسول اکرم رفت و ماجرا را به عرض رساند. اینجا بود که آیه مبارکه نازل شد: «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضّوا مِنْ ابْصارِهِمْ »الى آخر. (۲۳)

 

د) محارم

استثناء دومی که برای پوشش زینتها وجود دارد، محارم هستند، همچنانکه قرآن می فرماید: «وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ…»الی آخر.

در استثنای اول فقط آزاد گذاشتن زینت هایی را که نمایان بود را جایز می دانست ولی افراد وسیع تری(عموم مردم) را شامل می شد و در استثناء دوم مواضع بیشتری را جایز می داند که آشکار باشد ولی افراد کمتری را شامل می شود.


افرادی که در آیه از آنها نام برده شده همان محارم در اصطلاح فقه ما هستند که عبارتند از:

۱) لِبُعُولَتِهِنَّ (شوهران)

۲) أَوْ آبَائِهِنَّ (پدرانشان)

۳) أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ (پدران شوهرانشان)

۴) أَوْ أَبْنَائِهِنَّ (پسرانشان)

۵) أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ (پسران شوهرانشان)

۶) أَوْ إِخْوَانِهِنَّ (برادرانشان)

۷) أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ (پسران برادرانشان)

۸) أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ (پسران خواهرانشان)

۹) أَوْ نِسَائِهِنَّ (زنان)

۱۰) أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ (کنیزانشان)

۱۱) أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ (خدمتکاران مرد که [از زن] بى‏نیازند)

۱۲) أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء (کودکانى که بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نکرده‏اند)


ذکر این نکته نیز لازم است که اگر آرایش و یا برهنگی زن در جلوی دید محارم، سبب تحریک شدن یکی از محارم شود، بر زن لازم است که خود را بپوشاند. پس سزاوار است که زن در برابر محارم خود (به استثنای شوهر) تقوا و متانت جنسی را نیز رعایت کند.

و در نهایت خداوند همه را به بازگشت به سوی خود می خواند و می فرماید: «وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (و همگى بسوى خدا بازگردید اى مؤمنان، تا رستگار شوید) شیوه و منش قرآن کریم این است که در آخر دستورها، مردم را به خدا متوجه می سازد تا در به کار بستن فرمانهای او سهل انگاری نکنند.

« حجاب برتر »

یکی دیگر از آیات حجاب، آیه ی ۵۹ سوره احزاب است:

«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا»

(اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها (روسرى‏هاى بلند) خود را بر خویش فروافکنند، این کار براى اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است ، (و اگر تا کنون خطا و کوتاهى از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است‏).

در این آیه دو سوال مطرح می شود. یکی اینکه«جلباب» به چه معنی است؟ و دوم اینکه طبق آیه هدف از انداختن جلباب این است که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند. این موضوع به چه معناست؟

در اینکه کلمه«جلباب» به چه معنا است، اقوال مختلف است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

در تفسیر کشاف در ذیل این آیه از قول ابن عباس آمده: «الرداء الذی یستر من فوق إلى أسفل» (جلباب ردائی است که سراسر بدن از بالا تا پایین را می پوشاند). (۲۴)

در لسان العرب در ذیل کمه جلباب آمده: «الجِلْبابُ ثوب أَوسَعُ من الخِمار دون الرِّداءِ تُغَطِّی به المرأَةُ رأْسَها وصَدْرَها» (جلباب جامه ای است از چارقد بزرگتر و از عبا کوچکتر. زن به وسیله ی آن سر و سینه ی خود را می پوشاند)

در قاموس المحیط آمده: «الجِلْبَابُ، کَسِرْدابٍ وسِنِمَّارٍ: القَمیصُ، وثَوْبٌ واسِعٌ للْمَرأَةِ دونَ المِلْحَفَةِ، أو ما تُغَطِّی به ثِیابَها من فَوْقُ کالمِلْحَفَةِ، أو هو الخِمارُ» (جلباب عبارتست از پیراهن و یک جامه ی گشاد و بزرگ، کوچکتر از ملحفه و یا خود ملحفه(چادر مانند) که زن به وسیله ی آن تمام جامه های خویش را می پوشد، یا چارقد) (۲۵)

و همچنین در مجمع البیان، در ذیل همین آیه و در قسمت معنی لغات آمده: «الجلباب خمار المرأة الذی یغطی رأسها و وجهها إذا خرجت لحاجة» (جلباب عبارت است از روسری ای که در موقع خروج از منزل به کار برده می شود و سر و صورت را با آن می پوشانند). (۲۶)

همانگونه که مشخص است در بین اربابان لغت هم نظرات مختلفی وجود دارد ولی آنچه که مشخص است این است که«جلباب» به پوششی می گویند که وسیع و بزرگ است و تمام بدن را می پوشاند. ضمنا گفتن این نکته هم لازم است که در بین زنان دو نوع پوشش وجود داشته: یکی«خِمار» که روسری داخل خانه بود و دیگری«جلباب» که برای بیرون خانه استفاده می شد.

مطلب دوم بحث در مورد علت پوشش است که طبق آیه برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، گفته شده است. در مورد تفسیر این آیه دو نظر وجود دارد:

اولی اینکه برخی گفته اند که در زمان پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) عده ای از اراذل و اوباش در شب مزاحم کنیزان و یا زنان آزاده می شدند و بعد از اینکه مورد بازخواست قرار می گرفتند می گفتند که ما نمی دانستیم که آن زن آزاده است و گمان می کردیم که کنیز است.و لذا به زنان آزاده دستور داده شد که بدون جلباب بیرون نروند تا از کنیزان تشخیص داده شوند و مورد اذیت و آزار قرار نگیرند.

دوم اینکه برخی از مفسران معتقدند این آیه برای همگی زنان آمده و دستور داده که بدون پوشش کامل از خانه خارج نشوند تا به وسیله پوشش و عفافی که دارند مورد آزار قرار نگیرند.

برداشت اول از این آیه مورد اشکال است. زیرا با این تفسیر یعنی اینکه اسلام اجازه آزار و اذیت کنیزان را داده و فقط در مورد زنان آزاده پوشش را واجب کرده است. اگر چه پوشاندن موی سر بر کنیزان واجب نبوده و شاید رمز این مسئله هم این بوده که چهره و وضع کنیزان زیاد جالب نبوده و مورد توجه کسی واقع نمی شده ولی به هر صورت مزاحمت برای کنیزان هم گناه محسوب می شود. و این برداشت درست به نظر نمی رسد. ولی تفسیر دوم بیشتر با آیه منطبق است و می توان آنرا برای تفسیر این قسمت از آیه در نظر گرفت.

نکته قابل ذکر این است که طبق آنچه در این آیه شریفه آمده، زنان مسلمان هنگامی که در میان مردم ظاهر می شوند باید وقار و سنگینی و همچنین حجاب و حیا خود را حفظ کنند تا مورد هجوم افراد بیمار دل و متعرض قرار نگیرند. اگر زن حجاب خود را به شکل صحیح حفظ کند، مانند یک سپر محافظ تیرها و نگاه های شیطانی مردم را از خود دور می کند.

۲) روایات

علاوه بر احادیثی که در بخش آیات آوردیم در اینجا هم به چند حدیث اشاره می کنیم:

حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: «إیّاکَ أن تَتَزَیَّنَ لِلنّاس و تُبارِزُ اللهَ بالمَعاصی» (بپرهیز از این که برای دیگران خود را بیارایی و به وسیله ی انجام گناه با خدا به ستیز برخیزی). (۲۷)

أمیر المؤمنین، علی(علیه السلام) فرموده اند: «عَلَیکُم بِالصَّفیقِ مِن الثیاب، فَاِنَّ مَن رَقَّ ثوبَهُ رَقَّ دینَهُ» (لباس ضخیم بپوشید؛ زیرا هر کس لباسش نازک و بدن نما باشد، نشانه ی سستی و ضعف دین اوست). (۲۸)

در کتاب بحار الانوار حدیثی زیبا به نقل از حضرت علی(علیه السلام) آمده که ما فقط به ذکر ترجمه ی آن می پردازیم: آن حضرت می فر مایند: «روزی ما نزد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نشسته بودیم. پیامبر فرمود: به من خبر دهید، بهترین چیز برای زنان چیست؟ همه ی ما ماندیم که چگونه سوال پیامبر را پاسخ دهیم تا اینکه از محضر آن حضرت پراکنده شدیم.

من به سوی فاطمه(سلام الله علیها) رفتم و سوال پیامبر(صلی الله علیه و آله) را برای آن حضرت بازگو کردم و گفتم که همه ی ما در برابر سوال پیامبر نتوانستیم جواب دهیم.

حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: من جواب این سوال را می دانم و آن اینکه: بهترین چیز برای زنان این است که تا می توانند نه آنها مرد نامحرمی را ببینند و نه مردان نامحرم آنان را.

پس من به سوی پیامبر برگشتم و سوال آن حضرت را مطرح نموده و در جواب گفتم: همانا بهترین چیز برای زنان این است که تا می توانند نه آنها مرد نامحرمی را ببینند و نه مردان نامحرم آنان را.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: قبلاً تو که نزد من بودی جواب آن را نمی دانستی، آیا تو در نزد دخترم فاطمه بودی؟ حضرت شگفت زده شد و فرمود: به درستی که فاطمه، پاره ی تن من است». (۲۹)

۳) عقل و منطق

فلسفه حجاب از مسائلی است که در همه اعصار مورد سوال واقع می شود. آگاهی از فلسفه پوشش می تواند بهترین راه برای تحقق فرهنگ پوشش اسلامی باشد. امید است که بتوانیم با تبیین درست و صحیح این موضوع زنان و دخترانمان را از بند بی حجابی که گریبان گیر جامعه ما شده است، به در آوریم.

حجاب دختر خردسال

الف) ارزش والای زن

در دین اسلام برای زن اهمیت فوق العاده ای قرار داده شده است. زن مظهر ظرافت و جمال آفرینش است. دامن زن مدرسه بشر است. اصلاح جامعه در گرو تقوای اوست و محیط خانواده مجلس درس و تربیت اوست. زن می تواند با تربیت صحیح فرزندان، امتی را از وجود آن فرزند بهره مند گرداند.

ولی فرهنگ غرب سعی دارد زن را به عنوان یک کالای تجاری و سودمند در دست افراد مختلف قرار دهد و آنقدر شخصیت او را پایین می آورد که به او می گوید به درون جامعه برو و خود را در معرض دید افراد مختلف قرار بده و وسیله سودجویی آنها قرا بگیر. نظریه ای که با عنوان فمینیسم(آزادی زنان) از سوی غربی ها مطرح شده، حقوق ابتدایی هر زنی را لگد مال می کند و وقتی که زنان غربی بخواهند از حق خود دفاع کنند، صدای آنها را خفه می کنند و آنها را به گوشه ای می اندازند.

در دین اسلام برای زن که مظهر ظرافت و جمال است، حجاب و پوشش را پیشنهاد کرده تا ارزشهای وجودی او محفوظ بماند. همانطور که در آیه ۵۹ سوره احزاب که اشاره شد آمده: «ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ» (این کار براى اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است).

خانم «هنولا ناکاتا» یک نویسنده ژاپنی است که اسلام آورده است. او درباره ی احساس خود از داشتن حجاب می‏گوید: ((با داشتن حجاب بود که من انسانیت و ارزش زنانگی خود را احساس کردم. حجاب به من می‏آموزد که از دسترس بیگانگان دور بمانم. امروزه به‏ ویژه در بین جوانان، گرایش روز افزون به حجاب دیده می‏شود که نشانه رشد اسلام نیز می‏باشد. تا من زنده هستم، برای اسلام و حجاب تبلیغ خواهم کرد، چون حجاب مایه آرامش و آسایش در جامعه می‏باشد)). (۳۰)

آقای«لوی» که یک فرد یهودی است و به تازگی دخترانش با حجاب شده اند در مورد حجاب دخترانش می گوید: ((حجاب یکی از دستورات قرآن است که ارزش اخلاقی زن در جامعه را تعیین می‏نماید. حجاب نشانگر پاکیزه بودن، رستگاری و آلوده نبودن زن است)). (۳۱)

مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای(قدس سره) درباره ارزش و احترام زن می فرمایند:

«زن‌های مؤمن در جامعه‌ی ما سعی کنند قدر زن ایرانی مسلمان را بدانند. ارزش زن اسلامی و مسلمان را بدانید. زنی که در اختلاط و معاشرت، با مرد قاطی نمی‌شود و خود را وسیله یی برای جلب چشم مرد نمی‌داند و خود را بالاتر از این می‌داند. زنی که شأنش را عزیزتر از این می‌شمارد که خود را عریان کند و با صورت و موی و بدن خود، چشم روندگان را به سمت خویش جلب کند و هوس آن‌ها را اشباع نماید. زنی که خود را در دامنه‌ی قله یی می‌داند که در اوج آن، فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) – بزرگترین زن تاریخ بشر – قرار دارد. آن زن، زن مسلمان ایرانی است. این زن باید دیگر از این بازیچه‌های فراهم آمده‌ی تمدن غربی و روش‌های توطئه آمیز آن، رو بگرداند و به آن بی اعتنایی کند». (۳۲)

 

ب) آرامش زن

در همه کارها آرامش و امنیت روانی یکی از مهمترین مسائلی است که سبب می شود آن کار به خوبی انجام بپذیرد.

ارائه زیباییها و مواضع بدن به میل و خـواسته ی مـردان دامن می زند و در نهایت، موجب می شود که امنیت و

آرامش خود زن به هم بخورد. عشوه گری زن در جامعه نه تنها باعث از بین بردن آرامش روانـی خـود می شود بلکه مردان مخصوصاً جوانان را در تحریکی دائم قرار می‌دهد؛ تحریکی که سبب کوفتگی اعصاب می شود و در نهایت موجب ایجاد هیجانهای بیمارگونه عصبی می‌شود.

آنچه می تواند موجب آرامش و امنیت زنان شود، حجاب است. حجاب در ظاهر اگر چه سخت است ولی نوعی امنیت خاطر و مانع برای زن به شما می آید و در واقع حجاب حریم شخصیتی فرد را بیان می کند.

خانم «ایوان ردلی» نویسنده و خبرنگار معروف انگلیسی که اسلام آورده و محجبه شده است، می‏گوید: ((حجاب در زندگی من و حفظ امنیت من نقش بسیار بزرگی را ایفا نمود و من با پناه آوردن به حجاب، خود را در امنیت احساس می‏کنم)). (۳۳)

حجاب از طرفی هم نوعی آرامش معنوی را برای شخص فراهم می کند. حجاب باعث می‌شود که زن کمتر دچار لغزش و گناه شود و به دنبال آن زن و بطور کلی جامعه بیشتر می‌توانند مراتب معنوی را طی نمایند و به طهارت قلب و روح برسند. قرآن کریم حجاب را یک عامل طهارت قلب (هم برای مردان و هم برای زنان) می داند و در سوره احزاب آیه ۵۳ می فرماید: «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ» (و هنگامى که چیزى از وسایل زندگى را (بعنوان عاریت) از آنان (همسران پیامبر) مى‏خواهید از پشت پرده بخواهید این کار براى پاکى دلهاى شما و آنها بهتر است‏)

 

ج) تحکیم خانواده

خانواده پایگاهی برای انسان سازی است. خانواده براساس محبت، صفا، همدلی، صمیمیت و وحدت استوار می شود و از طرفی دیگر هم محیطی است برای محدود کردن نیازهای جنسی زن و شوهر در چارچوب قانونی و شرعی. یکی از مهمترین علت هائی که ممکن است یک خانواده را بهم بزند، حضور تحریک آمیز و شهوت آلود زنان و دختران جامعه است که نگاه هر مردی را (چه متأهل و چه مجرد) به خود جلب می کند.

اگر کسی که شاهد و ناظر این گونه حرکات از سوی زنـان اسـت، مـتأهل بـاشد با تـوجه به حس تنوع طلبی وزیبایی خواهی که دارد، بخشی از توجه و افکار خود را متوجه آن زن می کند و در نتیجه گرایش به همسرش کاهش پیدا می کند. در بسیاری از اوقات می شود که آن زن بی حجاب، زیبایی همسر مرد را ندارد ولی حس تنوع طلبی و تازگی، زشت بودن چهره را به طور کلی محو می کند.

وقتی که چشمان مرد از دیدن صحنه های بی حجابی زنان و دختران جامعه، کامیاب می شود به طبع آن علاقه مرد به همسرش نیز کم می شود، زیرا یکی از بخش های مهم علاقه مرد نسبت به زن از ناحیه نیازهای جنسی می باشد.

در نتیجه ی این گونه رفتارها شاهد بد خلقی، بی میلی و بهانه گیری مرد نسبت به زن هستیم و دیگر کار به جایی می کشد که می بینیم مرد، زن را مانع رسیدن به خواسته های نفسانی خود می داند و از او متنفر می شود.

حال اگر بیننده ی مناظر زنان بی حجاب، مجرد باشد تأثیری شاید بدتر از اولی دارد. بیننده ی مجرد با دیدن صحنه های زنان و دختران بی حجاب، و ارتباط با آنها به اندازه کافی التذاذ می یابد و دیگر تن به هزینه های سنگین ازدواج نمی دهد.

آن جوان در اصل ازدواج را یک حصار برای خود فرض می کند زیرا با ازدواج دیگر نمی تواند خارج از چارچوب شرعی و قانونی خود قدم بردارد و با زنان دیگر ارتباط برقرار کند. و شاید هم بعضی از مردان و یا زنان، همسر خود را مانند یک زندان بان فرض می کنند که آنها را در یک فضا مبحوس کرده و نمی گذارد با دنیای بیرون ارتباط داشته باشد.

زیرا قبل از ازدواج راحت بوده اند، به هرکجا که می خواسته اند می رفتند و با هر کسی که می خواستند ارتباط داشته اند و هیچ کس هم با آنان جرأت برخورد را نداشته ولی بعد از ازدواج دیگر این مسائل کمتر و یا از بین رفته است.

مطئناً تأخیر در ازدواج جوانان تنها به علت مشکلات اقتصادی و یا تحصیلی نیست، بی تقوایی جنسی و لجام گسیختگی زنان و دختران بدحجاب در جامعه هم باعث به تأخیر افتادن ازدواج است و بی شک مضرات و آثار سوء این گونه رفتارها از سوی بی حجابها، روزی دامن خودشان را هم می گیرد.

دین اسلام برای آنکه این چنین مشکلاتی برای خانواده ها پیش نیاید، حجاب را پیشنهاد کرده تا هم از آفات و بلاهایی که خانواده را تهدید می کند، جلو گیری نماید و هم از به وجود آمدن بی رغبتی و سستی در تشکیل خانواده از سوی جوانان، پیشگیری کند.

 

د) عامل استواری جامعه

به طور یقین کشیدن خواسته های جنسی از محیط خانه به اجتماع، جامعه را رو به زوال می برد و باعث رکود فعالیتها می شود. شهید مطهری(رحمة الله علیه) در کتاب حجاب خود این گونه می نویسد: برعکسِ آنچه که مخالفین حجاب خرده گیرى کرده ‏اند و گفته‏ اند: ((حجاب موجب فلج کردن نیروى نیمى از افراد اجتماع است)) ، بى حجابى و ترویج روابط آزاد جنسى موجب فلج کردن نیروى اجتماع است. (۳۴)

دین اسلام هیچ گاه با فعالیت و کار کردن زن در محیط بیرون از خانه و یا با درس خواندن و رشد علمی زن مخالف نبوده بلکه اجازه هر نوع فعالیت اقتصادی، سیاسی و یا فرهنگی را داده است البته به شرط اینکه به کار اصلی او یعنی خانه داری و تربیت فرزندان لطمه ای وارد نشود.

حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین این مسئله می فرمایند: ((اسلام با کار کردن زن موافق است. نه فقط موافق است، بلکه کار را تا آن جا که مزاحم با شغل اساسی و مهمترین شغل او، یعنی تربیت فرزند و حفظ خانواده نباشد، شاید لازم هم می‌داند. یک کشور که نمی‌تواند از نیروی کار زنان در عرصه‌های مختلف بی نیاز باشد! اما این کار نباید با کرامت و ارزش معنوی و انسانی زن منافات داشته باشد)). (۳۵)

آنچه که موجب رکود فعالیتها می شود بی حجابی است. فرض کنید در یک مدرسه که دختران و پسران با هم درس می خوانند، در یک کلاس همه دختران با حجاب کامل و بدون آرایش حضور دارند.

و در کلاسی دیگر همه دختران به صورت بی حجاب و با آرایش کامل و لباس های نا مناسب و بدن نما حضور دارند. در کدام کلاس ها افراد بیشتر درس می خوانند و فکر می کنند و به حرف استاد گوش می دهند؟

بسیار واضح و آشکار است که در کلاسی که دختران محجبه حضور دارند، بازده بیشتری عائد و واصل می شود. و همین طور در ادارات و یا جاهای دیگر.

به طور کلی در جامعه ای که زنان محجبه باشند و خود را در معرض دیگران قرار ندهند مطمئناً جامعه ی با نشاط و موفقی خواهد شد و می تواند در همه عرصه ها پیشرفت داشته باشد.

از طرفی دیگر هم بد حجابی و تحریکات جنسی بر روی سیستم تولید نسل نقش تخریب کننده ای را دارد.

دانشمندان معتقدند تحریکانی که در چشم بوجود می آید بر غده ی هیپوفیز که غده ی کوچکی در زیر مغز است اثر می گذارد. این غده شش هورمون تولید می کند که سه نوع آن بر روی سیستم تولید نسل تأثیر دارد. نگاه به زنان بد حجاب و فیلمهای محرک که چنین اثری را بهمراه دارد در نهایت به تأثیر منفی در فرزندان و اختلالات وراثتی منتهی می شود.

در تفسیر نور الثقلین آمده: هنگامی که موقع جفت گیری گوسفندان حضرت شعیب(علیه السلام) شد، حضرت موسی(علیه السلام) (که حدود هشت یا ده سال به حضرت شعیب خدمت می کردند) به میان گوسفندان رفت و پوست بخشی از عصای خود را کند و قسمتهایی را به حال خود واگذارد و آن را در وسط آغل گوسفندان انداخت و بر آن پارچه ای سیاه و سفید انداخت و سپس گوسفندان نر را به سراغ ماده فرستاد. گوسفندان نر به این چوب سیاه و سفید نگاه می کردند و جفت گیری می کردند و در نتیجه نوزاد آنها جملگی سیاه و سفید زاییده شدند. (۳۶)


یک آزمایش علمی دیگر

ژان روستان فرانسوی آزمایشی را در کتاب ((لاوی)) مطرح کرده است. این آزمایش که بر تعدادی اردک نر و ماده انجام گرفته است؛نتایج علمی مفیدی را به اثبات رسانده است.

ژان روستان وهـمکارانش تـعدادی اردکـهای نـر و مـاده را در سالن آزمایش قرار دادند و قبل از شروع آزمایش هورمونهای تناسلی اردکها را نیز مورد بررسی قرار دادند. پس از چندی که اردکها با یکدیگر بودند مورد آزمایش هورمونی قرار گرفتند که در نتیجه هورمونهای آنها زیاد شده بود. اردکهای نر و ماده را از یکدیگر جدا کردند و پس از مدتی که آنها را مورد آزمایش قرار دادند هورمونها به حال طبیعی بازگشته بودند.

برای آنکه اثبات شود این تحولات هورمونی از راه چشم وبینایی آنها صورت گرفته است آزمایش دیگری را انجام دادند. بدن اردکهای نر را با پارچه سیاهی پوشاندند تا نوری از راه پوست آنها به درون بدن راه نیابد وچشم آنها را باز گذاشتند تا بتوانند یکدیگر را ببینند.

در این آزمایش نیز مشاهده گردید که هورمونهای آنها زیاد شده است و در نتیجه اثبات گردید که نگاه اردکهای نر به ماده عامل تحولات هورمون آنها بوده است. درآزمایشی دیگر چشم اردکهای نر را بسته وآنها رادرمیان ماده ها رها کردند. این بار ازدیاد هورمون مشاهده نشد. (۳۷)


داستان قبلی و همچنین این آزمایش اثبات می کند که زنانی که خود را در معرض دید مردان نامحرم قرار میدهند چه آثار زیانباری بر جامعه و نسل انسانها می گذارند. در حالی که خودشان هم از این آثار آگاهی ندارند.
فلسفه حجاب دینی پیشگیری از چنین آثاری است.

پی نوشت ها :
۱- بیانات معظم له در مرقد امام خمینی(رحمة الله علیه)، ۱۴/۳/۱۳۷۶
۲- به نقل ازدایره المعارف القرن العشرین ، ۱۹۲۳

۳- ویل دورانت ، تاریخ تمدن ، ص ۵۲۰
۴- همان، ص ۳۳۶
۵- همان، ص ۳۴۰
۶- همان، ص ۴۳۴
۷- تفسیر اثنی عشری، ج ۱۰، ص ۴۹۰
۸- پوشاک باستانی ایرانیان از کهن ترین زمان، جلیل ضیاء پور، ص ۵۱
۹- همان ، ص ۵۶
۱۰- پوشاک زنان ایرانی، جلیل ضیاء پور، ص ۱۹۴
۱۱- همان ، ص ۱۱۴
۱۲- تاریخ تمدن، ج ۴ ص ۴۶۱
۱۳- باب ۱۱ ،آیه ۳ تا ۱۴
۱۴- کتاب مقدس، انجیل، چاپ ۱۸۵۶ م، باب دوم ، آیه ۹ تا ۱۱
۱۵- اصول کافی ، ج ۲ ،ص ۳۶
۱۶- تفسیر نمونه، ذیل آیه ۳۱ سوره نور
۱۷- کافی ، ج ۵ ، ص ۵۲۱
۱۸- تفسیر الصافی ، ج ۳ ، ص ۴۳۰ ، ذیل آیه ۳۱ سوره نور
۱۹- کافی ، ج ۵ ، ص ۵۲۱
۲۰- همان
۲۱- سنن ابو داود ، ج ۲ ، ص ۲۷۰ ، ح ۴۱۰۴
۲۲- مجمع البیان فى تفسیر القرآن‏ ، ج ۷ ، ص ۲۱۷ ، ذیل آیه ۳۱ سوره نور
۲۳- کافی ج ۵، ص ۵۲۱
۲۴- الکشاف ،‏ ج ۳ ، ص ۵۵۹ ، ذیل آیه ۵۹ سوره احزاب
۲۵- القاموس المحیط ، باب الهمزة، ذیل کلمه الجلباب
۲۶- مجمع البیان فى تفسیر القرآن‏، ج ۸، ص ۵۷۸
۲۷- بحار الانوار ج ۶۸ ص ۳۶۴
۲۸- بحار الأنوار ج ۸۰ ص ۱۸۴
۲۹- بحارالانوار ج ۴۳ ص ۵۴
۳۰- سایت ابنا
۳۱- همان
۳۲- سخنرانی در دیدار جمع کثیری از بانوان کشور ۲۶/۱۰/۱۳۶۸
۳۳-سایت ابنا
۳۴- مسئله حجاب، ص ۸۴
۳۵- دیدار گروهی از زنان، به مناسبت فرخنده میلاد حضرت زهرا (س) ۱۳۷۱/۰۹/۲۵
۳۶- تفسیر نور الثقلین، ج ۴ ، ص ۱۲۶
۳۷- برگرفته از کتاب بهداشت ازدواج از نظر اسلام نوشته ی دکتر صفدر صانعی
منبع: افکار ناب

ماجرای شیعه شدن یک جوان وهابی ;برنامه شب آسمانی /دانلود ویدئو

حمید شیرانی، وهابی شیعه شده در برنامه شب آسمانی شبکه قرآن و معارف سیما در رابطه با چگونه شیعه شدن با امیر مهرداد خسروی مجری این برنامه به گفتگو نشست و گفت: وهابیت معتقد است تا زمانی که شیعه در اسلام است یک ناپاکی بر روی اسلام قرار دارد، آن‌ها زاویه دید ما را نسبت به بحث امامت، زیارت قبور ائمه و شهادت تغییر می‌دادند و با روش‌های روانشناسی خود به ما مسلط می‌شدند. اکثر وهابی‌ها سطح سوادشان پایین است اما آن‌ها که تحصیل‌کرده هستند و مطالعه‌ای می‌کنند متوجه می‌شوند که در اطرافشان چه خبر است.

وی تأکید کرد: هدف وهابیت این است که جمعیت را به سمت خودشان بکشند و بیشتر افراد مستعدی که به سمت وهابیت کشیده می‌شوند اهل سنت هستند برای همین است که وهابیون اهل سنت را به‌ظاهر برادر خود می‌دانند تا جمعیت عظیمی را با خود متحد کنند درحالی‌که در باطن نسبت به اهل سنت کینهٔ زیادی دارند و خون آن‌ها را مباح می‌دانند، حتی وهابیت زن‌های اهل سنت را حلال می‌دانستند.

وهابی

وی ادامه داد: آن‌ها معتقدند که می‌خواهیم اسلام را مانند نانی پاک به جهان عرضه کنیم اما در حقیقت وهابیت قسمت ناپاک اسلام است. وهابی‌ها نیز چون نان باکیفیت و اسلام ناب ندیده‌اند وقتی وهابیت را می‌بینند می‌پذیرند و چون شیعه در ذهن آن‌ها بد ترسیم‌شده می‌ترسند به سمت عقاید شیعه بروند زیرا آن‌ها اسلام ناب را ندیده‌اند.

این جوان تازه شیعه شده جریان ایمان آوردنش به مکتب تشیع را این‌چنین بیان کرد: به منطقه کرمان سفری داشتم یک شیعه در محل کارش چند روایت به نقل از کتاب وهابیت نوشته و در بالای سرش چسبانده بود یکی از این احادیث به نقل از رسول‌الله بود که فرموده بود اگر کسی بمیرد و امام زمانش را نشناسد مرگش با جهالت است و یکی دیگر حدیث ثقلین بود. وقتی این‌ها راخواندم با خودم گفتم شیعه‌ها دروغ می‌گویند. چه کسی می‌آید کتاب وهابیت را ورق بزند و درستی این احادیث را پیگیر شود.

شیرانی افزود: بعدازآن مصمم شدم تا ببینم این احادیث واقعاً در کتب اهل سنت و وهابی هم هست یا نه؟ به سراغ منابع وهابیت و اهل سنت رفتم و دیدم واقعاً چنین احادیثی وجود دارد و دریافتم تنها شیعیان هستند که به این احادیث چنگ می‌زنند تا گمراه نشوند. بعدازاین دائماً در شک به سر می‌بردم و سر نماز با خودم می‌گفتم نکند که من اشتباه می‌کنم که به شکل وهابی‌ها نماز می‌خوانم  بنابراین به خود جرئت دادم که به سمت کتاب‌های شیعه بروم و با گروه تبلیغی شیعه شروع به مطالعه کردم. آن‌ها ابتدا در مورد اختلافات با من صحبت نکردند بلکه بحث عقل و امامت را با من مطرح نمودند.

وی تأکید کرد: کتاب‌هایی که در شیعه شدنم بسیار مؤثر بودند کتاب الغدیر علامه امینی رحمة الله علیه، نهج‌البلاغه، کتاب دکتر تیجانی و شب‌های پیشاور بود. ابتدا کتاب الغدیر را که خواندم آن‌قدر ناراحت شدم که کتاب را محکم به دیوار کوبیدم و تصمیم گرفتم تا نقدی بر آن بنویسم و نام کتاب را دروغ‌گوی بزرگ علامه امینی بگذارم زیرا در رابطه با بعضی اصحاب پیامبر مطالبی بود که مرا ناراحت می‌کرد درنهایت با تصمیم بر این‌که بر کتاب علامه نقد بنویسم پیگیر روایت‌ها شدم متوجه شدم تمام روایت‌ها درست است و همهٔ ادلهٔ آن از کتاب‌های وهابیت و اهل سنت نقل‌شده است اما همچنان در تردید بودم.

شیرانی اضافه کرد: یک‌شب که داشتم دعای سی و سوم صحیفه سجادیه را می‌خواندم خوابم برد این دعا مضمونش این است که خدایا پای مرا به سمت خوبی‌ها ببر. صبح روز بعد خواب دیدم در شهر شیعه‌نشینی هستم فردی به نام علی مرا بیدار کرد و گفت حمید بلند شو وضو بگیر و نماز بخوان. پس‌ازآن که بلند شدم تا وضو بگیرم در خواب دیدم دو تن از دوستانم در حال مشاجره هستند پس‌ازآن دیدم که نماز جماعت شیعه برپاست. می‌خواستم به شکل وهابی‌ها نماز بخوانم که فردی به من گفت دیگر نیازی نیست و مثل شیعیان نماز بخوان. آنجا ایستادم و مثل شیعیان نماز خواندم. آنجا در تشویش به سر می‌بردم. دیدم که یک روحانی شیعه به من نگاه کرد و لبخند زد و این لبخند مانند آبی بر روی آتش بود. جالب اینجاست که دقیقاً آن لحظه با صدای دوستم از خواب بیدار شدم و تمامی اتفاقاتی که در خواب برایم افتاده بود یک‌به‌یک اتفاق افتاد.

وی اظهار داشت: بعدازاین جریان به دنبال کتاب تعبیر خواب رفتم اما چون صبح زود بود هیچ کتابخانه‌ای باز نبود. یک روحانی شیعه را دیدم و به او گفتم آیا شما تعبیر خواب بلدید؟ او پیشنهاد کرد به دارالقرآن برویم. در آنجا جمعی از روحانیون حضور داشتند.  خوابم را آنجا تعریف کنم. وقتی خواب را برایشان تعریف کردم گفتند خواب شما تعبیر ندارد و مفهومی است. خودت باید بفهمی دنبال چه منظوری بوده‌ای. همان لحظه بلند شدم و در کمال تعجب همگان به شهادت آقا امیر المومنین (ع) ایمان آوردم از هم آنجا بود که تازه فهمیدم که رسالت بزرگی بر دوش من است و کار من آغازشده است.

وی بابیان این مطلب که بعد از شیعه شدنش بسیار مورد آزار وهابی‌ها قرارگرفته گفت: پس از شیعه شدنم وهابی‌ها با کتک زدن و تهدید کردن من و خانواده‌ام را تحت‌فشار گذاشتند اما بعدازاینکه متوجه شدند تهدید کارساز نیست به من پیشنهاد پول دادند و گفتند هرچه قدر شیعه‌ها به تو پول داده‌اند ما دو برابر آن را به تو می‌دهیم تا از این بازی‌ها دست‌برداری. من گفتم این بازی نیست حقیقت است.

شیرانی افزود: هرچند خانواده‌ام مدتی مرا ترک کردند اما بسیار نگران من بودند و می‌ترسیدند که وهابی‌ها مرا بکشند. درنهایت پدرم و مادرم پیشنهاد دادند که مهاجرت کنم. من شرایط خوبی برای مهاجرت نداشتم اما حکم پیغمبر این بود. درنهایت از این شهر به آن شهر دنبال انتقالی بودم اما یک روز که از قم می‌گذشتم برای زیارت وارد شهر شدم رفتم حرم حضرت معصومه دیدم همه مردم ازبی‌بی حاجت می‌خواهند هم آنجا دست به دامان بی‌بی شدم و در کمال حیرت وقتی از حرم بیرون آمدم مردی بلوچی با من آشنا شد و وقتی جریان من را فهمید با یک تماس تلفنی مشکل انتقالی مرا از بیمارستان حل کرد و من در جوار حضرت معصومه قرار گرفتم.

این جوان شیعه شده بیان داشت: نداشتن اسکان و سرپناه مشکل اصلی دیگر من بود. به دلیل نداشتن خانه نمی‌توانستم همسرم را از سیستان و بلوچستان به قم بیاورم بازهم به حرم رفتم و گفتم بی‌بی من قرار بود از شما تنها یک حاجت بخواهم اما بازهم حاجتی دارم. در حرم دعا کردم بار دیگر از حرم که بیرون آمدم مردی به دلیل لهجه‌ام توجه اش به سمت من جلب شد و با اصرار از من پرسید که در قم چه می‌کنی؟ بعد از شنیدن ماجرای من، مرا به یک برنامه تلویزیونی دعوت کرد دقیقاً بعد از برنامه تلویزیونی بود که مردی با اصرار خواسته بود تا مرا ببیند. وقتی مرا دید با خواهش از من خواست که تا در خانهٔ او اسکان پیدا کنم و این‌گونه بود که بعد از ایمان آوردنم مشکلاتم با عنایت ائمه به‌راحتی حل شد.

وی تصریح کرد: در حال حاضر عشق به ولایت و ائمه مثل عسل شیرین است الآن به اهل‌بیت عشقی پیداکرده‌ام که به خاطر آن خدا را شکرگزارم خصوصاً حضرت زهرا که اصلاً نه در زندگی من کمرنگ، که اصلاً وجود نداشت. من از خدا خواستم که مرا به راه راست هدایت کند. در ابتدا هم می‌دانستم که شیعه حق است اما در آن زمان طنابی از تعصب به دور گردن من قرارگرفته بود.

وی اظهار داشت: به تک‌تک شیعیان به‌خصوص جوانان شیعه می‌گویم که دعاهای شیعیان به‌خصوص دعای کمیل نعمت بزرگی است که در دست شیعیان است و وهابی‌ها هیچ بهره‌ای از آن‌ها نمی‌برند، حتی از دعای کمیل که مضمونی زیبا و عارفانه دارد و مطلبی در رابطه با حقانیت شیعه در آن نیست.

وی تأکید کرد: زمانی که من شیعه شدم هرچند وهابی‌ها اهل سنت منطقه را بر ضد من تحریک می‌کردند اما از برادران اهل سنت بلوچستان تشکر می‌کنم زیرا تحت تأثیر بازی آن‌ها قرار نمی‌گرفتند و همه دوستان و همکاران اهل سنتم از من حمایت می‌کردند و این باعث دلگرمی من می‌شد.

این جوان شیعه شده در پایان گفت: دعا می‌کنم که همه به شهادت ولایت امام زمان (عج) و امام علی (ع) شهادت دهند و امیدوارم روزی برسد که بدون وجود فرقه‌ای ضاله همه انسان‌ها درراه حقیقت گام بردارند.


ماجرای شیعه شدن یک جوان وهابی ;برنامه شب آسمانی /دانلود ویدئو

بخش اول

دانلود


بخش دوم

دانلود


بخش سوم

دانلود

بخش پنجم

دانلود

بخش ششم

دانلود

رادیو مسیر ۴۲ /بشنوید دانلود کنید

رادیو مسیر ۴۲

رادیو مسیر ۴۲ * ویژه برنامه جلباب به مناسبت شهادت امام هادی علیه السلام با آیتم های (صحبتهای امام خامنه ای درباره حجاب بانوان/ راهکارهای ترویج حجاب(سومین راهکار:فعالیت های علمی و فرهنگی)/یک نکته از هزاران(تعریف فعالانه و جدید از حجاب از زبان استاد پناهیان با موضوع: خداوند در رابطه ی زن و مرد مدیریت رو به کی داده؟/خاطرات چادری شدن)

رادیو مسیر ۴۲ * یادشهدا به یاد شهید عصمت پورانوری. شهیدی که با حجاب می خوابید!!!!

رادیو مسیر ۴۲ * ویژه برنامه قرص معنوی به مناسبت حلول ماه رجب و نزدیک شدن به ایام اعتکاف

رادیو مسیر ۴۲ * پادکست صوتی استاد پناهیان درباره مظلومیت امام هادی علیه السلام

رادیو مسیر ۴۲ * داستان راستان  با موضوع جمع کردن هیزم از صحرا

رادیو مسیر ۴۲ * برگی از دفتر دوست نامه ۵۳ درباره مذمت غرور و خودپسندی

 


رادیو مسیر یرنامه شماره ۴۰

رادیو مسیر برنامه شماره ۳۹

رادیو مسیر برنامه شماره ۴۱

رادیو مسیر برنامه شماره ۳۸

رادیو مسیر ۴۲ تشکر ویژه از دوستانی که توی مسابقه ماه دهم شرکت کردن و آثار خودشون رو به ایمیل رادیو ارسال کردن

لینک پادکست ها و پوسترهایی که دوستان زحمت کشیدن و به رادیو فرستادن:

http://mehrizhiani.persiangig.com/audio/mahe_dahom/

رادیو مسیر ۴۲ برچسب های اسم امام هادی علیه السلام برای سرچ گوگل:

#امام-نقی

#امام-علی-النقی

#امام-هادی-علی-النقی

#نقی

#علی-النقی

#نقی-الهادی

#imam-naghi

#naghi

#ya-naghi

#imamnaghi

#imam-naghi

#alinaghi

#yanaghi

ایمیل رادیو مسیر : [email protected]

عکس برنامه کار آقای علی رابط که برای مسابقه ماه دهم ارسال کرده بودن

دانلود از صدای میقات | دانلود از مدیافایر

رادیومسیر42

نقیnaghi رادیو مسیر 42


مهم‌ترين هدف راديو صداي ميقات ارتقا و رشد اخلاق ديني و انقلابي در ميان فرزندان نسل سوم انقلاب هست
و هدف اصلي دشمنان اسلام از بين بردن همين اخلاق است ، که اگر اخلاق را ريشه کن کنند ، مراحل بعدي تخريب را خيلي سريع‌تر تمام مي‌کنند

انشا الله با صداي ميقات و صداهاي ديگري که در آينده به اين راه خواهند پيوست ، هيچ‌گاه به هدف شومشان نخواهند رسيد


منبع : صدای میقات

زنگ بیداری ۱۳۰ ( ویژه برنامه) دانلود کنید

زنگ بیداری ۱۳۰

زنگ بیداری ۱۳۰ جنگ خنده: (نمایش‌های طنز) – کاری از گروه نمایش زنگ بیداری

زنگ بیداری ۱۳۰ نفس حق: (این فیلسوف، قاضی، واعظ، اندرزگو، زاهد، و عارف علی (ع) است.) – سخنان شنیدنیه استاد و معلم بزرگوار شهید مرتضی مطهری

زنگ بیداری ۱۳۰ بسته خبری!!! عرضه کتاب شعر خواننده هتاک به امام هادی (ع) در نمایشگاه کتاب!!!: (// برگزاری جشن در روز شهادت امام هادی (ع) در دانشگاه صنعتی بابل!!!: (// علی یونسی دستیار ویژه رییس‌جمهور: نماد شیر و خورشید سلطنتی نیست و باید جایگزین آرم هلال‌احمر شود!!!:۰ // دفاع دولت از حضور خاتمی در دانشگاه شهید بهشتی…:۰ // برچسبی‌ها: چماق‌دار ۱۳۵۷، سهمیه‌ای ۱۳۶۴، موجی ۱۳۷۰، لباس شخصی ۱۳۷۶، طالبان ۱۳۸۴، بی‌سواد ۱۳۹۲…: (// آمریکا: هرکس به ایران کمک کند تنبیه می‌شود…وزارت خارجه آمریکا ایران را به حمایت از تروریست محکوم کرد!!!:۰

زنگ بیداری ۱۳۰ گیر بازار: (چه جوری توی این ساپورت جا می‌شوی؟!) طرح تابستان امسال: حذف مانتو و روسری!!! – با اجرای مسعود (با تشکر از بچه‌های خبرگزاری دانشجو)

زنگ بیداری ۱۳۰ ویژه‌برنامه گلهای یاس: داستان صوتی (با دست‌های خالی) به یاد فرماندهٔ فدائیان اسلام شهید سید مجتبی هاشمی به همراه صحبت‌های شهید مفقودالاثر شاهرخ ضرغام

زنگ بیداری ۱۳۰ حرف حساب: (کلاس‌های متفاوت…)

 دانلود از صدای میقات | دانلود از مدیافایر

زنگ بیداری 130سوم

امام علی (ع) زنگ بیداری 130


مهم‌ترين هدف راديو صداي ميقات ارتقا و رشد اخلاق ديني و انقلابي در ميان فرزندان نسل سوم انقلاب هست
و هدف اصلي دشمنان اسلام از بين بردن همين اخلاق است ، که اگر اخلاق را ريشه کن کنند ، مراحل بعدي تخريب را خيلي سريع‌تر تمام مي‌کنند

انشا الله با صداي ميقات و صداهاي ديگري که در آينده به اين راه خواهند پيوست ، هيچ‌گاه به هدف شومشان نخواهند رسيد


منبع: صدای میقات 

حجامت چیست ; توصیه امام رضا(ع)؛ در این فصل حجامت کن

در بین روایات اسلامی شاید چیزی به اندازه حجامت مورد تأکید قرار نگرفته باشد. پیامبر اکرم (ص) و سایر ائمه (ع) به بیانات مختلفی این موضوع را سفارش کرده اند. پیامبر اکرم (ص) آن را شفای دردها دانسته و سایر ائمه (ع) هم از این عمل به نیکی یاد کرده اند. در این زمینه امام رضا علیه السلام به نقل از پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرمایند: « إن یکن فی شیء شفاء ففی شرطه الحجّام ٲو فی شربت العسل». اگر در چیزی شفا وجود داشته باشد ، در تیغ حجّام یا در شربت عسل است .(۱)

بهترین زمان حجامت

باید توجه داشت که حجامت مانند هر عمل دیگری شرایط و مقتضیات خود را دارد. یکی از این شرایط، زمان حجامت است. در روایات، بهترین فرصتها برای حجامت تعیین و ذکر شده است. مطابق این توصیه ها فصل بهار به دلیل اعتدال در مزاج انسانها برترین فصل‌ها برای حجامت معرفی شده است. امام رضا علیه‌‌ السلام هم فصل بهار را بهترین زمان برای انجام عمل حجامت دانسته و می فرماید: « أمّا فَصْلُ الرَّبیعِ فَإنّهُ روُحُ الأزْمانِ ….». فصل بهار روح زمان هاست و در این فصل خون به هیجان در می آید. لذا از فصد و حجامت در این فصل استفاده کن. (۲)

در میان روزهای هفته، پنجشنبه و سه شنبه به عنوان روز مناسبی برای حجامت دانسته شده و باعث شفا و کنده شدن بیماری از بدن معرفی شده و حجامت در ظهر روز جمعه بسیار زیان‌آور بر شمرده شده است و طبق حدیثی که از امام رضا(ع) نقل شده، حجامت در روزهای ۱۲ تا ۱۵ ماه قمری تأثیر بیشتری دارد.

یکی دیگر از اموری که درباره زمان حجامت باید رعایت شود حجامت پس از غذا و پرهیز از حجامت با شکم خالی است. امام رضا (ع) در این زمینه فرموده اند: «باید حجامت کردن بعد از خوردن غذا صورت گیرد ، چونکه وقتی انسان سیر شد و بعد حجامت کرد، خون جمع شده و بیماری خارج می گردد و اگر با شکم گرسنه کسی حجامت کند، خون خارج می شود ولی بیماری (در بدن) باقی می ماند.»

حجامت 4

مطابق توصیه های امام رضا (ع) بهترین اوقات حجامت زمانی است که هوا معتدل باشد و باید روزى را براى خون گرفتن اختیار کرد که هوا صاف و روشن باشد و باد و طوفانى در کار نباشد و از خون بمقدارى خارج شود که وصفش تغییر کند.

قبل و بعد از حجامت

امام رضا علیه السلام خواندن این دعا پیش از حجامت را توصیه می کنند: «اَعوذ بِالّلهِ الکَریم فى حِجامَتى مِنَ العَین فِى الدَّم وَ مِن کُلّ سوءِ وَ الاَعلالِ وَ الاَسقام وَ الاَوجاع وَ الاَمراض وَ اَسئَلُکَ العافِیةَ وَ المُعافاة وَ الشِّفاءِ مِن کُلّ داء.» یعنى: « در حجامت خود به خداوند کریم پناه مى‏برم از خونریزى و از هر ناراحتی ، علت ، سختى‏ و درد و مرضی و از تو عافیت و اسباب عافیت و شفاى از هر بیمارى‏ را طلب مى‏کنم.»

و درباره پس از حجامت ضمن پرهیز از رفتن به حمام می فرمایند: پس از استحمام باید موضع فصد و حجامت را به وسیله‏ى پارچه‏ى کرکى یا ابریشمى یا دستمال نخى که لطیف و نرم باشد، بپوشانید. و در بیانی دیگر می فرماید: سفارش مى‏کنم که پس از حجامت یا فصد، آب انار را با مکیدن آن بنوشید. مکیدن آب انار خون را زنده و تن را با نشاط خواهد ساخت و همچنین می فرماید: هر کس می‌خواهد که در موقع حجامت کردن درد کبد نگیرد بعد از حجامت ‌کاسنی با سرکه تناول کند.(۴)

منبع: باشگاه خبرنگاران

 

 

بایدها و نبایدهای حجامت

حجامت 3

 

حجامت یک روش پیشگیری و درمان بیماریها با ایجاد مکش در روی پوست است که می تواند همراه با تیغ زدن و خونگیری ( حجامت مع الشرط) و یا بدون آن ( حجامت بلا شرط) انجام شود.گذاشتن بادکش می تواند با استفاده از آتش و ایجاد خلأ ناشی از مصرف اکسیژن داخل لیوان و یا بوسیله مکش از انتهای محجمه و ایجاد خلأ  توسط دستگاه ساکشن باشد.

در خصوص حجامت و اثرات آن با یوسف اصغری کارشناس سطح عالی حوزه  و پژوهشگر طب اسلامی داشته که گفت و گوی را به شرح زیل بخوانید.

در بحث حجامت روایات زیادی داریم وجود دارد؛ به طورکلی حجامت به دو دسته حجامت پیشگیرانه و حجامت های درمانی تقسیم می شود. حجامت از لفظ حجم گرفته شده است یعنی ایجاد حجم کردن و بحث خون گیری هم به صورت عارضی بر آن تحمیل می شود و به دلیل اینکه حالتی است که حجم در ناحیه ای ایجاد می شود و از این جهت حجامت یک حالت انقباض و انبساط در عضلات ایجاد می کند که همان ورزش, حرکت و سکون از این جهت هم مورد تایید و استفاده قرار می گیرد و به صورت کلی در بسیاری از روایات همین انقباض و انبساط یا ایجاد حجم کردن در ماهیچه است که اثرات مختلفی دارد که روایات مختلفی در این زمینه وجود دارد.

در المیزان ذکر شده است که در شب معراج پیامبر به آسمان هفتم رفت و خداوند فرمود که تمام امتت را به حجامت وابدار که مطمئنا بیشترین مطلبی که اینجا است لغت حجامت است که همان بادکش است.

در اینجا قرینه ای وجود نداردکه حجامت برابر با خونگیری باشد و به صورت عمومی می توانند از این روش جهت پیشگیری از بیماری ها استفاده شود و اثرات درمانی هم دارد که می توانند برای درمان بیماری ها هم استفاده کنند  و بحث مفصلی دارد.

حجامت اثرات کلی آن به چهار قسمت تقسیم شود. ولی بادکش اثراتش شش مورد است, یکی از زیر شاخه های بادکش خروج مواد زائد از ناحیه محل بادکش است که بر اثر بادکش یک سری مواد را از ناحیه ای خارج می شود که همان حجامتی است که امروزه مرسوم است و صورت می گیرد.

البته روایاتی هم داریم که قرینه وجود دارد که حجامت هایی که ذکر شده همراه خون گیری هم بوده مثلا امام رضا (ع) رفتند پیش حجام (کسی که حجامت انجام می دهد) و حجامتش کرده و بعد ذکر شده که حجام می گوید من خون امام را به این شکل دیدم. اینجا دلالت می کند که حجامت از نوع خون گیری بوده و برخی از روایات که حجامت به صورت مطلق بیان شده اند بنابر ظواهر دلالت می کنند که بیشتر بادکش مدنظر است و خون ریزی نداشته باشند.

حجامت که خون گیری صورت می گیرد باید با احتیاط عمل شود و شخصی که علامت های امتلاء خون را داشته باشد و مبتلا به پرخونی و غلظت خون باشد باشد و می تواند حجامت با خونگیری داشته باشد و با شرایط خاص قبل و بعد حجامت را انجام دهد.

 

در حجامت همانند ماساژ جریان خون را به خصوص در سطح مویرگ ها افزایش پیدا می کند بخواهیم بدهیم مواد زائد تجمع پیدا کند بخواهند خارج شوند خروج را از طریق پوست بدن نگیریم روی پوست دیده می شود یا از طریق کلیه یا سیستم های دیگر بدن دفع می شود.

در واقع واکنش فیزیکی را ایجاد کنیم در واقع منجر به جریان خون یا آب میان بافتی بهتری شود و نهایتا این فعالیت منجر به خروج مواد زائد از اندام های دفعی بدن می شود ولی بیشتر به بخش خون گیری حجامت توجه می شود و معنی دیگری از آن برداشت نمی شود  و در واقع باید یک بازنگری در ذهن ها صورت گیرد که حجامت فقط به معنای خونگیری نیست بلکه حجامت خشک یا یادکش مدنظر است.

خیلی از روایات در مورد بحث بادکش است به صورت کلی می گوید علیکم بالحجامه یعنی حجامت انجام بدهید نه اینکه خون هم بگیرید اگر شرایط خون گیری هم وجود داشت مثل فصل بهار که جوشش خون زیلد است یا نیمه دوم ماه قمری می توان حجامت با خونگیری را انجام دهند و قبل از حجامت تخم مرغ, غذاهای خیلی ترش, خیلی شور, ماهی, غذاهای غلیظ مصرف نشود همچنین افراد گرسنه نباشند همچنین کسانیکه امتلاء مزاج داشته باشند می تواند حجامت کند و خون بافت خارج می شود و حکما معتقدند که خون سنگین و غلیظ از طریق حجامت خارج نمی شود و اینکه برای غلظت خون حجامت مفید است زیر سوال است حکما قائلند که فصد برای این جریان مفید است حجامت خون را یک مقدار کاهش می دهد و از طریق بافت خارج می کند و این خون حامل قوا و ماده مفید بدن نیست باعث ضعف آنچنانی به آن فرد وارد نمی کند بچه کودک و یا پیر مرد را به جای فصد حجامت کنند چون فصد مواد خیلی مفید را خارج می کند مثلا شخصی که ضعیف فصد کند مشکل برایشان ایجاد می کند از پا می افتد لذا باید حجامت انجام دهد .

 

در روایت در مورد حجامت بچه ها داریم که با نظرات طب سنتی در تعارض است که در کتاب های سنتی گفته شده که کودکان زیر ۲ سال نباید حجامت شود چون حجامت و خونگیری در هر ناحیه ای انجام گیرد آن ناحیه ضعیف می شود یعنی اگر شخصی حجامت کبد انجام دهد ناحیه کبد حجامت انجام دهد ناحیه کبد ضعیف می شود دلیلش اینکه خون آن ناحیه را خارج کردیم و خون مایع حیات است گرمی و تری همراهش است و چون گرمی و تری را از بین رفته سرد و خشکی جایگزین می شود.

یکی از دلایلی که در روایات ذکر شده که حجامت نقره ممنوع یا مکروه است در طب سنتی از آن به عنوان ناحیه حافظه یاد می شود لذا در روایات اشاره شده که باعث نسیان و فراموشی می شود و لذا روایاتی که ذکر شده حجامت برای بچه ها مفید است یا افرادی که ۲۰سالشان است هر ۲۰ روزیکبار  انجام دهند و یا افرادی که ۳۰سالشان است هر ۳۰ روزیکبار  انجام دهند و اگر فرد که ۴۰سالشان است هر ۴۰ روزیکبار  انجام دهند و یا پیامبر سالیانه ۲۳ بار حجامت می کردند اینها تماماً به حجامت و بادکش به معنای واقعیشان می باشد و گاهی هم به همراه خونگیری هم بوده که شرایط دفع خون را هم داشته از جمله مواردی که انسان می تواند به این نتیجه برسد که خونش زیاد شده و نیاز به حجامت دارد و باید خونش کاهش پیدا کند اینکه احساس سنگینی در اندام ها داشته باشد یعنی دست ها را می کشد پشت سر هم دهان دره می کند بدنش احساس سنگینی دارد و حس می کند در بدنش خیلی مواد جمع شده است کسالت و خوابیدن بسیار زیاد و هنگامی که می خوابد احساس سنگینی دارد و خستگی بدون علت یکی از چیزهایی است که می توان گفت پرخونی در فرد بروز پیدا کرده است.

حواس پرتی, کند ذهنی و همچنین قرمزی پوست و قرمزی دهان و بروز دمل پوستی مثل جوش و خارشی که به همراه خونریزی است. خونریزی از نقاط مستعد مثل لثه و خونریزی بینی هم می تواند باشد حالا باید علتش را در نظر گرفت و کسانی که حجامت انجام می دهند محل حجامتشان حالت خارش ایجاد می شود بدنشان گوشت آلود است و از لحاظ حالت گوشتی دارند و بدنش عضلانی است بیشتر علاقه مند به مواد گوشتی وشیرینی است و عمدتاً کسانیکه زیاد می خورند و مواد شیرین, گوشت و گوشت بره در وعده های غذایی بیشتر مصرف می کنند مستعد پرخونی هستند و لازم است در فصل بهار حجامتی را انجام دهند با شرایط خودش.

حالا یک نکته مهمتری که هم هست حجامت اختصاصی آن فرد به روش های مختلف داریم یعنی حجامتی که برای مزاجی که صفراوی است با حجامت فردی که که مزاجش دموی است فرق می کند تعداد بادکش های قبلش و نحوه تیغ زدن و نحوه خونگیری کاملاً متفاوت است و خونی که هم از آن ناحیه خارج می شود کاملا رنگ و قوامش برای صفراوی با دموی متفاوت است که در شخصیت های گرم و سرد حجامت در فصل بهار بد نیست که انجام گیرد ولی در مزاج های سرد به خصوص سرد و خشک و سرد و تر و اینها در فصل زمستان و پاییز اصلاً نباید حجامت انجام دهد مگر اینکه ضرورت شود و پزشک متخصص تشخیص دهد که فرد باید بادکش کند و فرد را می توانند حجامت کنند و اگر بخواهیم طبق مزاج کسانیکه مزاجشان گرم و تر است, سپس گرم و خشک سپس سرد و تر و سپس سرد و خشک به این ترتیب حجامت برای این افراد مفید است.

در مورد خود بادکش می توانیم اثرات بسیار می توانیم داشته باشیم به صورت کلی یکی انحلال مواد آن ناحیه است مثلا در مغز یک سری مواد جمع شده و می خواهیم موادرا به یک ناحیه دیگر مثلا پشت یا عضلات پا انتقال بدهیم از طریق بادکش کردن می توانیم انتقال دهیم و فردی خونریزی بینی داشته بادکش ساق پا یا بادکش زیر سینه یا پشتش انجام دهد خونریزی بینی اش کاهش پیدا می کند یا فردی که دستانش همیشه سرد است این شخص با بادکش در ناحیه کف دست و یا ساق دست ، گرم در دستانشان ایجاد می شود و حالت تحلیل مثلا ناحیه ای چربی دارد می تواند با بادکش کمک کند کم کم  مقداری از چربی ها از طریق بادکش  برطرف می شود و آرام آرام آن ناحیه تقویت شود وقتی زخمهای عفونی ازطریق بادکش می توانیم کمک کنیم که نیروی دفاعی تمرکزش بیشتر شود و در ناحیه زخم و آرام آرام قوه مدبره به آن سمت شود و آن عضو را تقویت کند.

هر جا حجامت انجام شود خونگیری شود آن ناحیه ضعیف می شود هرجا را بادکش کنیم وقتی خونگیری شود تقویت می شود علتش این است که وقتی بادکش می کنیم خون را به آن سمت می کشانیم و قوه مدبره هم به آن سمت توجه می کند و باعث می شود آن عضو تقویت شود و اگر خون را بگیریم آن خون و مواد سالمی که قوه مدبره به آن سمت فرستاده را ما گرفتیم و آن عضو را ضعیف کردیم و خیلی هم اشخاصی که حجامت انجام می دهند و در حین حجامت حالت ضعف برایشان ایجاد می کند به خاطر ضعف دهانه معده است و حجامتی که بین دو کتف انجام می شود تقریبا نزدیک دهانه معده است و به خاطر اینکه دو ضعف با هم ایجاد می شود حالت سر گیجه و غش ایجاد می شود.

یکی از عملکردهایی که بادکش دارد انتقال مواد از عضو شریف به عضو پست می توانیم انتقال بدهیم که بحث انتقال فرق می کند. یکی دیگر بحث تخلیه و اخراج است که حجامت تر در این مقوله قرار می گیرد که با تیغ زدن با تیغ های استریل صورت می گیرد و با لیوان های اختصاصی خودشان که لازم است از یک ناحیه ای خون گرفته شود که مقداری بار خونی آن ناحیه کم شود خراشی ایجاد می کنند که خون را دفع کند. یا مثلا حشره ای جایی را نیش زده نیش مار و عقرب و ..که اول تیغ می زنند و بعد بادکش را می گذارند که مواد را بیرون بکشد.

اثرات متعددی در بحث بادکش است که مفصل است. به اشتباه لفظ حجامت را که به زبان عربی هم به حجامت با خون و به بادکش اطلاق می شود . علامه شهرانی به نقل از علامه حسن زاده، فرمودند که هر جا ما در کتاب قانون ابن سینا لغت حجامت را برای بیماری ها و درمان ها بیان کرده به صورت مطلق گفته، این یعنی بادکش و هرجا حجامت را با شرط ذکر کرده دلالت بر حجامت با خونگیری است.

لذا روایاتی که درباره بچه است که هر ماه دو بار حجامت کنید همه بحث بادکش است و بحث خونگیری نیست چرا که حجامت به ۲ صورت با شرط که با خونگیری همراه است و حجامت بدون شرط که بادکش است, تقسیم می شود.
شخصی که فشارش بالا رفته هیچ وقت نباید ناحیه قلبش یا بین دو کتف را بادکش کند و در مورد حجامت با تیغ هم یکسری ممنوعیات در روایات ذکر شده است.

اگر کسی بدنش حالت عفونی دارد خونش مقداری به سمت عفونی رفتن پیش رفته مواد زائد در بدنش زیاد است، کلیه او هم ضعیف است، بادکش انجام می دهد برای این که کلیه را تقویت کند. در صورتی که وقتی بادکش می کند لیوان را که می گذارد خون به آن سمت جریان پیدا می کند و مواد عفونی و مضر به آن سمت سیلان پیدا می کند و عملا مشکل دو برابر می شود.

یا مثلاً فردی که کبدش مقداری ضعف دارد چون پاکسازی صورت نگرفته بدنش این مشکلات را ایجاد می کند و لذا لازم است قبل از اعمال بادکش و ماساژ پاکسازی صورت گیرد. رگ های ساق پا که مشکل دارند بادکش صورت نگیرد که خطرناک است. بادکش را یکدفعه انجام ندهند که باعث بروز تاول نشود و سعی شود در افراد خشک مزاج قبل از بادکش مقداری روغن مالی و ماساژ در ناحیه صورت بگیرد و آرام آرام بادکش را انجام دهند.

بادکش قوی برای کسانی که کم خونند یا فشار دارند مضر است. اگر کسی بادکش کرد و سرگیجه گرفت سریع بلند نشود و مقداری عسل بخورد که ضعفش برطرف شود. در مورد زمان های حجامت محدودیت هایی ذکر شده که به صورت کلی چهارشنبه و جمعه را به خصوص ظهر جمعه گفتند تا می توانید انجام ندهید در صورت ضرورت و تجویز پزشک می تواند انجام دهد.

گفت‌وگو از زهرا کاظمی

تقویم حجامت 93
تقویم حجامت ۹۳

منبع : تسنیم و افسران

شهدا و رزمی که امام خامنه‌ای آن را «دیدنی» توصیف کردند

حوالی همین روزهای اردیبهشت‌ماه بود، گروه‌گروه رزمندگان لرستانی از پادگان امام حسین (ع) راهی می‌شدند و شاید از همان روزها بود که اینجا قدمگاه شهدا نام گرفت؛ از همان روزهایی که به‌جای سروهای ایستاده، تابوت‌هایی برگشتند که هنوز رد قدم‌هایشان روی شانه‌های لرستان سنگینی می‌کند.

آن‌ها که حال و هوای آن روزهای شهر را به یاد دارند از خیابان‌هایی می‌گویند که رد پیکر شهدا را هنوز می‌توان ازآنجا گرفت، از کوچه‌هایی که سر هرکدامشان حجله‌ای برپاشده بود، انگار جوانان دلیر و برومند لرستانی یک روز را برای آسمانی شدن برگزیده بودند.

تابوت‌های ۳۰۰ نفر از شهدا در شهرها و محلات مختلف استان تقسیم‌شده بود و هر کس سهمش را به خانه می‌برد، انگار هر کس می‌خواست در این ضیافت آسمانی شریک باشد و تبرکی بردارد.

اردیبهشتی بارنگ و بوی بهشتی‌های حاج عمران

اردیبهشت‌ماه لرستان هنوز هم‌رنگ و بوی بهشتی‌های عازم عملیات حاج عمران را می‌دهد، حاج عمران که می‌شنوی یاد شهید سید مصطفی میر شاکی می‌افتی و شهید درویش علی شکارچی…یاد شهید علی راست پیر حیاتی، شهید روح‌الله سپه وند، شهید نور مراد مقدسی، شهید محمد سپه وند و.. سردارهایی که ایستاده رفتند و ایستاده برگشتند و روایت ایستادگی برگشتنشان روی شانه‌های خرم‌آباد نشان افتخار کاشت.

شهدا 1

دشمن تا ارتفاعات ۲۵۱۹ رفته بود و می‌خواست ارتفاعات کمر شیر را تصرف کرده و به شهر پیرانشهر مسلط شود، ولی مگر به همین راحتی‌ها بود. شیر مردان لرستانی که در حال تدارک برای انجام عملیات در شاخ شمیران بودند از آن منطقه برای مقابله با دشمن فراخوان شدند و با پای سرآمدند.

گردان انبیاء، گردان محرم، گردان شهدا، گردان ابوذر، گردان مالک اشتر، گردان ثارالله و گردان محبین حکایت گردانهای عاشقانی بود که به نیت خدایی شدن راهی حاج عمران شدند و تا عرش اوج گرفتند.

لشکر ۵۷ حضرت ابوالفضل (ع) به یاد یگانه علمدار کربلا تا دل دشمن به‌پیش تاختند و ۳۰۰ ستاره را به آسمان زیبایی‌های کشورمان دوختند تا ارتفاعات ۲۵۱۹، تپه شهدا و تپه شهید صدر را از تصرف دشمن خارج کنند و جلوی پیشروی بعثی‌ها را بگیرند.

نبرد آنان بیش ازآنچه شنیدنی باشد دیدنی است

روایت نبرد لرستانی‌ها در حاج عمران روایتی که به قلم یا به زبان بتوان از آن نوشت و گفت نیست. روایت دلدادگی عاشقانی است که مجاهدت آن‌ها رهبر فرزانه انقلاب را نیز به وجد آورد تا بگویند: سلام مرا به مردم شهیدپرور لرستان و شهر خرم‌آباد و علمای محترم ابلاغ کنید. من رشادت و پایداری مردم و عشایر غیور را در وقایع اخیر و جنگ شنیده و اطلاع دارم، لیکن در سال ۵۹ شخصاً شاهد شجاعت و دلاوری‌های داوطلبان مخلص آن استان بوده و از نزدیک روحیه مبارزه آنان را شناخته‌ام. نبرد آنان بیش ازآنچه شنیدنی باشد دیدنی است، تأسف عمیق و تبریک و تسلیت مرا به مناسبت وقایع حاج عمران به همه آن عزیزان به‌خصوص به خانواده محترم شهدا ابلاغ فرمایید. امیدوارم با شهد پیروزی در آینده‌ای نه‌چندان دور کام این امت بزرگ شیرین شود…

و چنین هم شد، چراکه ملتی که شهادت دارد شکست نمی‌شناسد، این ملت همیشه پیروز میدان است و سند پیروزی آن استقامت دلیرمردانش در جنوب و شمال و شرق و غرب کشور است.

شهر و روستا نداشت، همه شریک و سهیم بودند

سرهنگ ناصر فرید مدیرکل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان لرستان با یادآوری آن روزها در گفتگو با خبرنگار مهر می‌گوید که می‌توان سالروز عملیات حاج عمران را به نام روز لرستان نام‌گذاری کرد.

شهدا 2

وی به حال و هوای شهرهای مختلف استان در تشییع پیکر بیش از ۳۰۰ شهید در یک روز اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: این عملیات اواخر اردیبهشت‌ماه آغاز شد و لرستانی‌ها در توفیق آن نقش زیادی داشتند.

سرهنگ فرید یادآور می‌شود: آن روزها جای‌جای استان وقتی شهدا را آوردند مراسم عزاداری به پا بود، شهر و روستا نداشت، همه در این ایثارگری شریک و سهیم بودند.

وی می‌گوید که همه شهرستان‌های استان از بروجرد و خرم‌آباد گرفته تا نورآباد، الی‌تر، کوهدشت، پلدختر، الیگودرز، ازنا و دورود از ۳۰۰ شهید عملیات حاج عمران سهم خود را روی دوش گرفتند و دین خود را ادا کردند.

در یک روز ۶۳ تابوت را در شهر حرکت دادیم

سرهنگ فرید به حال مردم خرم‌آباد اشاره می‌کند و با تاملی عمیق می‌گوید که در یک روز ۶۳ تابوت را در شهر حرکت دادیم، تابوت‌هایی که هر کدام جگرگوشه مادر و پدری را در خود جای‌داده بودند، ولی خرم‌آباد همچنان ایستاده بود و در رثای سروهای بر زمین افتاده‌اش آوای “چمری” سر می‌داد.

وی حرف‌هایش را این‌گونه ادامه می‌دهد: اتوبوس‌هایی که رزمندگان را به عملیات حاج عمران اعزام کرده بود حالا نصفه برگشته بودند، تعدادی مجروح و مابقی روی دوش مردم شهر به خانه برگشتند تا ردپایشان همیشه همان‌جا روی شانه‌های شهر باقی بماند.

سرهنگ فرید معتقد است که خاطره آن روز هنوز در ذهن لرستانی‌ها باقی است و اگر از هرکسی سؤال کنی برائت حرفه‌ای زیادی از آن روز عجیب دارد. می‌گوید که می‌توان با شکل‌گیری یک حرکت استانی برای ماندگار کردن این روز و نام‌گذاری آن به نام “روز لرستان” در تقویم‌ها اقدام کرد. باید اساسی کار را شروع کرد و به همه پیام لرستانی‌ها در حاج عمران را رساند، موضوعی که به نظر می‌رسد کمتر به آن توجه شده است.

جمعیت زیادی برای دیدار شهدا به پادگان امام حسین (ع) رفته بودند

معاون سیاسی امنیتی استاندار لرستان نیز معتقد است که باید برای معرفی این رخداد عظیم همه همراه شوند و به مهر می‌گوید: اواخر اردیبهشت و اوایل خردادماه علاوه بر سالروز آزادسازی خرمشهر لرستان دارای دو رویداد مهم است. یکی سالروز شهادت سردار شهید محمد بروجردی به‌عنوان تنها سردار ملی لرستان و دیگری سالروز عملیات حاج عمران که رد ۳۰۰ سردار لرستانی را در خود دارد.

شهدا 3

سید سعید شاهرخی ادامه می‌دهد: این روزها باید تلاش شود تا همزمان با این رخدادها فضای شهر به سمت بازسازی درصدی از خاطرات آن روزها برود، خاطراتی که لرستان را به اوج خواهد برد و برایمان تداعی‌گر روزهای باشکوهی است.

وی به حال و هوای لرستان در خرداد سال ۶۵ و وقتی شهدای حاج عمران را آورده بودند اشاره می‌کند و یادآور می‌شود: از میدان امام حسین (ع) تا بیمارستان شهدای عشایر خرم‌آباد سر هر کوچه‌ای حجله‌ای بسته‌شده بود. جمعیت زیادی برای دیدار شهدا به پادگان امام حسین (ع) رفته بودند و واقعاً شهر حال عجیبی داشت.

شاهرخی با یادآوری اینکه حتی اگر بتوانیم درصدی از فضای آن روزها را در شهر احیا کنیم تأثیر عمیقی بر وجود جوانان خواهد گذاشت، اعتقاد دارد اینجا جای هنرنمایی هنرمندان و برنامه ریزان فرهنگی است که بتوانند در این زمینه کار کنند.

وی از رسالت رسانه‌ها و به‌ویژه صداوسیما برای معرفی حاج عمران و شهدای حاج عمران می‌گوید و معتقد است که در کنار رویدادهای ملی باید به این وقایع که نقش لرستان در آن‌ها پررنگ بوده است بیشتر پرداخته شود.

به نقل از تسنیم

۱۱ استفتاء از مقام معظم رهبری درباره شرایط امربه‌معروف

آنچه می‌خوانید گزیده‌ای از استفتائات مقام معظم رهبری در باب شرایط وجوب امربه‌معروف و نهی از منکر است:

س: کسی که می‌خواهد شخصی را امربه‌معروف و نهی از منکر نماید، آیا باید قدرت بر آن را داشته باشد؟ در چه زمانی امربه‌معروف و نهی از منکر بر او واجب می‌شود؟

ج: امربه‌معروف و نهی‌کننده از منکر باید عالم به معروف و منکر باشد، و همچنین بداند که فاعل منکر عمداً و بدون عذر شرعی مرتکب آن می‌شود، و زمانی اقدام به امرونهی واجب می‌شود که احتمال تأثیر اامربه‌معروف و نهی از منکر در مورد آن شخص داده شود، و ضرری برای خود او نداشته باشد، و در این مورد باید تناسب بین ضرر احتمالی و اهمیت معروفی را که به آن امر می‌نماید یا منکری که از آن نهی می‌کند، ملاحظه نماید. در غیر این صورت، امربه‌معروف و نهی از منکر بر او واجب نیست.

س: اگر یکی از اقوام انسان مبادرت به ارتکاب معصیت کند و نسبت به آن لاابالی باشد، تکلیف ما نسبت به رابطه با او چیست؟

ج: اگر احتمال بدهید که ترک معاشرت با او موقتاً موجب خودداری او از ارتکاب معصیت می‌شود، به‌عنوان امربه‌معروف و نهی از منکر واجب است، و در غیر این صورت، قطع رحم جایز نیست.

س: آیا ترک امربه‌معروف و نهی از منکر براثر ترس از اخراج از کار، جایز است؟ مثلاً بااینکه می‌بیند مسئول یکی از مراکز آموزشی که با طبقه جوان در دانشگاه ارتباط دارد، مرتکب اعمال خلاف شرع می‌شود و یا زمینه ارتکاب گناه در آن مکان را فراهم می‌آورد. اگر او را نهی از منکر نماید ترس آن دارد که از طرف مسئول مقدمات اخراج او از کار فراهم شود.

ج: به‌طورکلی اگر خوف دارد که در صورت اقدام به امربه‌معروف و نهی از منکر ضرر قابل‌توجهی متوجه خود او شود، انجام آن واجب نیست.

امربه‌معروف

س: اگر در بعضی از محیط‌های دانشگاهی معروف ترک شود و معصیت رواج پیدا کند و شرایط امربه‌معروف و نهی از منکر هم وجود داشته باشد و امر کننده به معروف و نهی‌کننده از منکر شخصی مجرّد باشد که هنوز ازدواج‌نکرده است آیا به خاطر مجرّد بودن، امربه‌معروف و نهی از منکر از او ساقط می‌شود یا خیر؟

ج: اگر موضوع و شرایط امربه‌معروف و نهی از منکر محقق باشد، تکلیف شرعی و وظیفه واجب اجتماعی و انسانی همه مکلفین است، و حالت‌های مختلف مکلّف مانند مجرّد یا متأهل بودن در آن تأثیر ندارد، و به‌صرف اینکه مکلّف مجرد است، تکلیف از او ساقط نمی‌شود.

س: اگر شخصی دارای نفوذ و موقعیت اجتماعی خاصی باشد که اگر بخواهد می‌تواند بر معترضین به خود ضرر وارد سازد، و شواهدی هم دلالت کند بر اینکه وی مرتکب گناه و کارهای خلاف و دروغ‌گویی می‌شود، با این وضع، آیا جایز است امربه‌معروف و نهی از منکر را در مورد او ترک کنیم یا اینکه باوجود ترس از ضرر رساندن او، واجب است او را امربه‌معروف و نهی از منکر کنیم؟

ج: اگر ترس از ضرر منشأ عقلایی داشته باشد، مبادرت به امربه‌معروف و نهی از منکر واجب نیست، بلکه تکلیف از شما ساقط می‌شود. ولی سزاوار نیست کسی به‌مجرد ملاحظه مقام کسی که واجب را ترک کرده و یا مرتکب فعل حرام شده و یا به‌مجرد احتمال وارد شدن ضرر کمی از طرف او، تذکر و موعظه به برادر مؤمن خود را ترک کند.

س: گاهی دراثنای امربه‌معروف و نهی از منکر مواردی پیش می‌آید که شخص گناه‌گار براثر عدم آگاهی از واجبات و احکام اسلامی، با نهی از منکر، نسبت به اسلام بدبین می‌شود، و اگر هم او را به حال خود رها کنیم، زمینه فساد و ارتکاب گناه توسط دیگران را فراهم می‌کند، تکلیف ما در این موارد چیست؟

ج: امربه‌معروف و نهی از منکر با رعایت شرایط آن‌یک تکلیف شرعی عمومی برای حفظ احکام اسلام و سلامت جامعه است، و مجرّد توهم اینکه موجب بدبینی فاعل منکر یا بعضی از مردم نسبت به اسلام می‌گردد، باعث نمی‌شود که این وظیفه بسیار مهم ترک شود.

س: اگر مأمورانی که از طرف دولت وظیفه جلوگیری از فساد را بر عهده‌دارند، در انجام‌وظیفه خود کوتاهی کنند، آیا خود مردم می‌توانند اقدام به این کار کنند؟

ج: دخالت اشخاص دیگر در اموری که از وظائف نیروهای امنیتی و قضایی محسوب می‌شود، جایز نیست، ولی مبادرت مردم به امربه‌معروف و نهی از منکر با رعایت حدود و شرایط آن، اشکال ندارد.

س: آیا وظیفه افراد در امربه‌معروف و نهی از منکر این است که فقط به امربه‌معروف و نهی از منکر زبانی اکتفا کنند؟ و اگر اکتفا به تذکر زبانی واجب باشد، این امر با آنچه در رساله‌های عملیه به‌خصوص تحریر الوسیله آمده است، منافات دارد، و اگر مراتب دیگرِ امربه‌معروف و نهی از منکر هم برای افراد در موارد لزوم جایز باشد، آیا در صورت نیاز می‌توان همه مراتب مذکور در تحریر الوسیله را انجام داد؟

ج: با توجه به اینکه در زمان حاکمیت و اقتدار حکومت اسلامی می‌توان مراتب دیگر امربه‌معروف و نهی از منکر را که بعد از مرحله امرونهی زبانی هستند، به نیروهای امنیتی داخلی (پلیس) و قوه قضائیه واگذار کرد، به‌خصوص در مواردی که برای جلوگیری از ارتکاب معصیت چاره‌ای جز اعمال قدرت از طریق تصرّف در اموال کسی که فعل حرام انجام می‌دهد یا تعزیر و حبس او و مانند آن نیست، در چنین زمانی با حاکمیت و اقتدار چنین حکومت اسلامی، واجب است مکلفین در امربه‌معروف و نهی از منکر به امرونهی زبانی اکتفا کنند، و در صورت نیاز به توسل به‌زور، موضوع را به مسئولین ذی‌ربط در نیروی انتظامی و قوه قضائیه ارجاع دهند و این منافاتی با فتاوای امام راحل (قدّس‌سرّه) در این رابطه ندارد. ولی در زمان و مکانی که حاکمیت و اقتدار با حکومت اسلامی نیست، بر مکلفین واجب است که در صورت وجود شرایط، جمیع مراتب امربه‌معروف و نهی از منکر را با رعایت ترتیب آن‌ها تا تحقق غرض انجام دهند.

س: بعضی از رانندگان از نوارهای موسیقی غنا و حرام استفاده می‌کنند و علی‌رغم نصیحت‌ها و راهنمایی‌ها آن را خاموش نمی‌کنند، خواهشمندیم نحوه برخورد مناسب با این موارد و این افراد را بیان فرمایید، آیا برخورد شدید با آنان جایز است یا خیر؟

ج: با تحقق شرایط نهی از منکر، بر شما بیشتر از نهی زبانی از منکر واجب نیست، و درصورتی‌که مؤثر واقع نشود، واجب است که از گوش دادن به غنا و موسیقی حرام اجتناب کنید، و اگر به‌طور غیرارادی صدای موسیقی حرام و غنا به گوش شما برسد، چیزی بر شما نیست.

س: از بعضی از منازل صدای موسیقی شنیده می‌شود که معلوم نیست جایز است یا خیر، و گاهی صدای آن بلند است به‌طوری‌که باعث اذیت و آزار مؤمنین می‌شود، وظیفه ما در برابر آن چیست؟

ج: تعرض به داخل خانه‌های مردم جایز نیست، و امربه‌معروف و نهی از منکر متوقف بر تشخیص موضوع و تحقق شرایط آن است.

س: امرونهی زنانی که حجاب کامل ندارند، چه حکمی دارد، و درصورتی‌که انسان هنگام نهی زبانی از تحریک شهوت خود بترسد، چه حکمی دارد؟

ج: نهی از منکر متوقف بر نگاه با ریبه به زن نامحرم نیست، و بر هر مکلفی واجب است که از حرام اجتناب کند، به‌خصوص زمانی که مبادرت به انجام فریضه نهی از منکر می‌کند.

تسنیم 

سروده علی‌ انسانی در پاسخ به مطروحه امام خامنه‌ای /فیلم

بیست و پنجم خرداد ماه ۱۳۹۲ بود که امام خامنه‌ای در دیدار با شاعران آئینی بر لزوم توجه به «جانبازان شهید» تاکید کردند. در همین دیدار یکی از شاعران از رهبر انقلاب خواست تا مطروحه‌‌ای طرح کنند تا شاعران آئینی بر اساس آن شعر بگویند… علی

 بیست و پنجم خرداد ماه ۱۳۹۰ بود که امام خامنه‌ای در دیدار با شاعران آئینی بر لزوم توجه به «جانبازان شهید» تاکید کردند. در همین دیدار یکی از شاعران از رهبر انقلاب خواست تا مطروحه‌‌ای طرح کنند تا شاعران آئینی بر اساس آن شعر بگویند.

علی انسانی

«رندانه آخر ربودی جامی ز خمخانه‌ی دل
خونین چو برگ شقایق، رنگین چو افسانه دل»

این بیتی بود که امام خامنه‌‌ای طرح کردند و ما حصلش صدها بیتی شد که بر اساس آن سروده و در کتاب «جامی ز خمخانه دل»  منتشر شد. این کتاب در نخستین کنگره شعر «جانباز شهید» با حضور حسینی، وزیر سابق ارشاد و جمعی از شاعران آئینی رونمایی شد.

علی انسانی یکی از افرادی بود که بر اساس این مطروحه شعری سرود. او بخشی از این شعر را در خبرگزاری تسنیم به مناسبت روز میلاد امیرالمونین علی (ع) خواند:

علی انسانی – شعر بسیار زیبا در مورد شهادت حضرت زهرا
تا علی ماهَش به سوی قبر بُرد
ماه، رخ از شرم، پشت ابر بُرد
آرزوها را علی در خاک کرد
خاک هم گویی گریبان چاک کرد
زد صدا: ای خاک، جانانم بگیر
تن نمانده هیچ از او، جانم بگیر
ناگهان بر یاری دست خدا
دستی آمد، همچو دست مصطفی
گوهرش را از صدف، دریا گرفت
احمد از داماد خود، زهرا گرفت
گفتش ای تاج سر خیل رُسُل
وی بَر تو خُرد، یکسر جزء و کل…
از من این آزرده جانت را بگیر
بازگرداندم، امانت را بگیر
بار دیگر، هدیه ی داور بگیر
کوثرت از ساقی کوثر بگیر
می کِشد خجلت علی از محضرت
یاس دادی، می دهد نیلوفرت