ملاک نحس بودن ,یک برداشت کوتاه از یک آیه قرآن+فیلم

همزمان با ایام ماه مبارک رمضان، ماه ضیافت الهی و بهار قرآن هرروز یک آیه از کلام الله مجید را توسط «حجت‌الاسلام والمسلمین سید ابراهیم راد» در برداشتی کوتاه و آزاد با محوریت مسائل اجتماعی و موضوعات مهم سبک زندگی با عنوان «آیه‌های زندگی» (ملاک نحس بودن) منتشر می‌کند.

در ادامه بخش بیست و چهارم آیه‌های زندگی را که شرح آیه ۱۶ سوره مبارکه فصلت با موضوع «ملاک نحسیات» است می‌خوانید:

ادامه خواندن “ملاک نحس بودن ,یک برداشت کوتاه از یک آیه قرآن+فیلم”

برنامه‌های ویژه صدا و سیما در هفته «از قدس تا مرصاد»


سیما در هفته قدس 2

در آستانه روز جهانی قدس و تشدید جنایات صهیونیست‌ها در غزه و تکفیری‌ها در عراق و کشتار غیر نظامیان بی‌دفاع که با سکوت مجامع جهانی و حمایت آمریکا همراه شده است، شبکه‌های سیما از روز یکشنبه هفته آینده (سالروز شکست منافقین در عملیات مرصاد) ویژه برنامه‌هایی در حمایت از قدس علیه حقوق بشر آمریکایی تدارک دیده‌اند.

برنامه‌های یک هفته سیما در حمایت از قدس علیه حقوق بشر آمریکایی در ساختارهای مختلف برنامه سازی از جمله میزگرد، مستند، فیلم سینمایی و تلویزیونی، پویانمایی (انیمیشن) پخش خواهد شد.

در این هفته ۳۲ فیلم سینمایی و تلویزیونی با موضوع فلسطین و ۲۸ مستند ویژه در همین موضوع از شبکه‌های سیما پخش می‌شود. براین اساس شبکه نمایش نیز هر شب راس ساعت ۲۱ باکس ویژه‌ای از فیلم‌های سینمایی با موضوع قدس از جمله «زخم زیتون»، «بازگشت به حیفا»، «شکارچی شنبه»، «سرب» و… را پخش می‌کند.

شبکه مستند نیز مستندهای جدید و جذابی را با موضوع حمایت از انتفاضه فلسطین هر شب ساعت ۲۲ پخش می‌کند.

شبکه یک در برنامه گفت‌وگو محور «این شب‌ها»، شبکه دو در برنامه «شب‌های روشن»، شبکه سه در برنامه «مصباح»، شبکه چهار در برنامه‌های «راز»، «اردیبهشت» و «طلوع»، شبکه تهران در برنامه «آبی آسمان» و شبکه قرآن در برنامه «ضیافت» به تبیین جنایات صهینونیست‌ها در غزه و نیز تکفیری‌های داعشی در عراق و همدستی منافقان با آن‌ها و نیز سکوت و همراهی مجامع بین المللی و آمریکا با این جنایات و نسل کشی‌ها خواهند پرداخت.

برنامه‌های یک هفته سیما در حمایت از قدس و روشنگری علیه حقوق بشر آمریکایی تا روز یکشنبه آینده سالروز شکست منافقان در عملیات مرصاد برای تداوم روشنگری در خصوص خیانت‌ها و جنایت‌های این گروه علیه ایران اسلامی ادامه دارد.

 سیما در هفته قدس

شبکه مستند سیما با مستندهای جدیدی همچون «رنگ آب»، «ارتباطات اسرائیلی»، «وقتی آن‌ها آمدند»، «پنج دوربین شکسته» و «خیابان یکطرفه» به استقبال روز قدس می‌رود.

«رنگ آب» در ۷۵ دقیقه به بحران آب در غزه می‌پردازد. این بحران توسط رژیم صهیونیستی بر مردم تحمیل شده است. این رژیم آب را بر غزه بسته است و در حالی که کودکان غزه از آب سالم شرب محروم‌اند از این آب برای ساخت استخر پرورش ماهی استفاده می‌کند.

«ارتباطات اسراییلی» نیز در دو قسمت ۷۵ دقیقه‌ای به قاچاق اعضای بدن توسط صهیونیست‌ها می‌پردازد. دزدی و قاچاق اعضا نه تنها فلسطینیان بلکه خود مردم سرزمین اشغالی را نیز بی‌نصیب نگذاشته است. این مستند برای اولین بار تصاویری باورنکردنی از قاچاق اعضا در دل سرزمین‌های اشغالی را ارائه می‌کند.

«وقتی آن‌ها آمدند» نیز در یک قسمت ۵۰ دقیقه‌ای از شبکه مستند پخش خواهد شد. این مستند روایت خاطرات تلخ بانوان مبارز لبنانی و فلسطینی است که در زندان‌های رژیم صهیونیستی شرایط بد و باورنکردنی را تجربه کرده‌اند.

«پنج دوربین شکسته» که یکی از جنجال برانگیز‌ترین مستندهای تاریخ اسکار نیز هست، در روز قدس از شبکه مستند پخش می‌شود. این مستند داستان سال‌ها مقاومت فلسطینیان ساکن روستای بلعین است که برای باز پس‌گیری اراضی خود از غاصبان رژیم اشغالگر قدس از سال‌ها پیش هر هفته تظاهرات می‌کنند و با ارتش این رژیم غاصب درگیر هستند.

«پنج دوربین شکسته»، پنج داستان مختلف دربارهٔ عماد برنات، خانواده او و مردم روستای بیلین در کرانه غربی است. هر دوربین شکسته برنات، با خود، داستانی درباره مقاومت دارد. دوربین‌های عماد که هر یک ناظر بخشی از این حوادث وحشتناک در دوره‌های مختلف‌اند، یکی پس از دیگری مورد اصابت گلوله قرار گرفته یا شکسته می‌شود.

«پنج دوربین شکسته»، روایتگر بخشی از تاریخ خاورمیانه، از زاویه دید یک شهروند شجاع فلسطینی است که در هشتاد و پنجمین دوره از جوایز اسکار کاندید شد اما کارگردان آن را به جرم فلسطینی بودن در بدو ورود به ایالات متحده بازداشت کردند و با وساطت مایکل مور آزاد شد. همچنین مایکل مور بعد از اینکه این مستند با ناداوری جایزه اسکار را دریافت نکرد از کارگردان آن عذرخواهی کرد.

همچنین «خیابان یکطرفه» مستندی ۳۰ دقیقه‌ای است که به بررسی مواضع آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران از جمله مخالفت با صدور روادید برای حمید ابوطالبی نماینده کشورمان در سازمان ملل متحد می‌‌پردازد. در این میان نقش لابی‌های صهیونیستی نیز انکار ناپذیر است.

منیع : تسنیم

کمک به اطرافیان ؛یک برداشت کوتاه از یک آیه قرآن +فیلم

همزمان با ایام ماه مبارک رمضان، ماه ضیافت الهی و بهار قرآن هرروز یک آیه از کلام الله مجید را توسط «حجت‌الاسلام والمسلمین سید ابراهیم راد» در برداشتی کوتاه و آزاد با محوریت مسائل اجتماعی و موضوعات مهم سبک زندگی با عنوان «آیه‌های زندگی» منتشر می‌شود.

در ادامه بخش بیست و سوم آیه‌های زندگی که شرح آیات ۴ تا ۷ سوره مبارکه ماعون با موضوع « کمک به اطرافیان » است را می‌خوانید:

ایه های زندگی کمک به دیگران
کمک به اطرافیان

تا حالا شده همسایه شما در خانه شما را بزند و از شما نردبان بخواهد؟ تا حالا شده همسایه شما در خانه تان را بزند و بگویید برای من مهمان آمده برای خرید میوه مقداری پول دستی به من بده؟ اصلا نوع رابطه ما با همسایه‌مان به گونه‌ای است که اگر به چنین ضرورتی برخورد به ما رو بزند؟

ما یک وظیفه انسانی داریم که در قبال چنین موضوعاتی به اطرافیان و همسایگان خود کمک کنیم و دستشان را بگیریم. ببینیم اگر این کار را نکنیم چه اتفاقی برای ما می‌افتد و چه بلایی سرمان می‌آید؟

قرآن کریم در سوره مائده فرمود”فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ (۴) الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ (۵) الَّذِینَ هُمْ یُرَاؤُونَ (۶) وَیَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ (۷)

پس واى بر نمازگزارانى (۴) که از نمازشان غافلند، (۵) آنان که ریا مى‌کنند، (۶) و از [دادن‌] زکات [و وسایل و مایحتاج خانه‌] خوددارى مى‌ورزند. (۷)

از منظر قرآن دو دسته مصلین داریم .دسته اول نمازگزارانی هستند که مورد رحمت خدا واقع می‌شوند و نماز آنها مقبول است و خدا با نظر رحمت و لطف به آنها نگاه می‌کند. اما دسته دوم نماز گزارانی هستند که خداوند را در قیامت در حالی ملاقات می‌کنند که غضبناک است.

در دنیا خداوند نظر غضب بر آن افراد دارد. مگر این افراد چه کاری کردند که غضب خدا شامل حال آنها می‌شود؟ دلایل زیادی ذکر شده است. فرمود اینها از ماعون(نیازهای ضروری زندگی) منع می‌کنند. امور ضروری این چنینی را ماعون می‌گویند. اگر کسی در این امور منع کند غضب خدا شامل حال او در دنیا و آخرت می‌شود.

این آیه دو دسته افراد را منع می‌کند. اول این که شخصی به او مراجعه می‌کند و لکن روی او را زمین می‌اندازد که این کار زشتی است. اما دسته دیگر که خیلی بدتر است کسانی هستند که در میان خویشاوندان و دوستان به گونه‌ای رفتار می‌کنند که کسی به او مراجعه نمی‌کند و این خیلی بد است. لکن اگر مصداق یمنعون الماعون نباشیم از آن دسته که فرمود فویل للمصلین، نیستیم و نمازمان مقبول افتاده است.

بنابراین یکی از شرایط قبولی نماز و روزه و عبادات کمک کردن به اطرافیان و همسایگان در امور ضروری زندگی است


روزهای گذشته دیگر بخش‌های این سری برنامه‌های حاج‌آقا سید ابراهیم راد نیز منتشر شد که از طریق لینک‌های زیر در دسترس هستند

اولویت انفاق ؛یک برداشت کوتاه از یک آیه قرآن +فیلم

سلام کردن ؛یک برداشت کوتاه از یک آیه قرآن +فیلم

صفات هم‌نشینان پیامبر ؛برداشت کوتاه از یک آیه قرآن+ فیلم

خیانت چشم؛ یک برداشت کوتاه از یک آیه قرآن+ فیلم

امکان شرعی خواستگاری برای دختران ؛برداشت از یک آیه قرآن+فیلم


کمک به اطرافیان ؛یک برداشت کوتاه از یک آیه قرآن

دریافت ویدئو از آپارات | دریافت ویدئو از تسنیم ( کیفیت عالی)

با آقای جنتی حرف زیاد داریم/ در عرصه فرهنگ اشکال جدی داریم

به نقل از khamenei.ir، مهدی قزلی حاشیه‌ای بر جلسه دیدار رهبری با شعرا نوشته‌ که در ادامه می‌آید:

مثل همیشه رمضان که به نیمه می‌رسد مثل یک رسم ریشه‌دار شعرا به جنب و جوش می‌افتند. حیاط حوزه هنری در بعدازظهر این روز گواه این شور و جنب‌وجوش است. جوان و پیر، خندان و بشاش و خوش‌پوش جابه‌جا مشغول گفت و گپ می‌شوند و گهگاهی چشم به ساعت دارند که کی خواهند رفت.

کمی مانده تا غروب بالأخره با دو اتوبوس شرکت واحد از حوزه هنری سرازیر می‌شوند شعرا به سمت انتهای خیابان فلسطین، به سمت خانه واقعی شعر و شاعران. دیگر برای کسی جای شک نیست که این جلسات تأثیر وثیقی بر جریان شعر معاصر گذاشته است. یکی از گواه‌های این حرف هم سبقت شعرا برای شرکت و شعرخوانی در این مجلس است.

حاشیه‌نگاری مهدی قزلی از دیدار نیمه رمضان امسال شعرا با امام خامنه‌ای

جمع شاعران در بیت سرحالتر هستند. هرچند هوا گرم است و روزه ۱۶-۱۷ ساعتی مردافکن، ولی شادابی جمع به چشم می‌آید. در حیاط پردرخت بیت رهبری فرش پهن شده و شعرا می‌نشینند. یکی از مسئولین برنامه فاضل نظری و محمدمهدی سیار را صدا می‌زند بروند صف جلو. بعدتر هم سبزواری و مجتبی رحماندوست و حدادعادل و گرمارودی. حیاط بوی نم و آب‌خوردگی می‌دهد.

قزوه و مؤمنی محل رجوع و سؤال مجریان برنامه هستند. ‫پشت سرم محمدکاظم کاظمی و سعیدی راد نشسته‌اند به صحبت. کاظمی خاطره کتابی را می‌گوید که این کتاب یک جور رمان تاریخی از وضعیت ۵۰ سال اخیر افغانستان.

یک روز محمدحسین جعفریان اطلاع داد که آقا این کتاب را خوانده و نظراتی هم درباره‌اش دارند. من متعجب ماندم کتابی که پخش نشده چطور دست ایشان رسیده و چطور ایشان ۱۶۰۰ صفحه کتاب را با این سرعت خواندند. بعدتر متوجه شدیم یک نسخه از کتاب در نمایشگاه کتاب به ایشان هدیه شده و همان را خوانده‌اند.

توی دلم چند بار ۱۶۰۰ صفحه را تکرار کردم و در ذهنم ورق زدم. خیلی زیاد است! با خودم گفتم کاش آقا کتاب ۳۰۰ صفحه‌ای من را هم می‌خواندند.

خانم‌ها ایستاده صحبت می‌کنند. بچه‌های اجرایی می‌روند و می‌آیند. یک نفر دفترها و کتاب‌های میهمانان را با خودش می‌آورد. شعرا می‌روند سراغ کتاب و دفترشان و باز صف‌ها به هم می‌خورد. یک نفر شوخی می‌کند که: یکی خوبش را برای ما سوا کن.

همان که یک بغل کتاب با خودش آورده بود، این بار یک بغل نامه می‌آورد که باز جماعت برای پیدا کردن مال خودشان جاکن می‌شوند. نامه‌ها زیاد است و در این زیاد بودن سه نکته دم دستی: اول اینکه در خیلی موارد مشکلی هست که باید حل شود. دوم اینکه راه حل مشکل، در یک جایی مشکل دارد که به صورت معمول حل نمی‌شود و سوم اینکه این جماعت به خوانده شدن نامه‌هایشان اطمینان و امید فراوان دارند.

به امید روزی که در نامه به مسئولان، چیزی از جنس طرح مشکل نباشد.

چند نفر با سر و شکل غیرایرانی هم در جمع هستند. از همان حیاط حوزه هنری به چشم می‌آمدند. خارجی‌هایی که یک جوری به شعر فارسی ربط دارند. به آقای مؤمنی گفته بودم به این مهمان‌ها پیشنهاد دهد سفرنامه آمدنشان به ایران را بنویسند. حضور این فارسی‌زبان‌ها و تنفس‌شان در این مجلس برای جغرافیای تمدنی فارس‌ها مهم است، خیلی مهم.

سمت راستی‌­ام از کسی که سمت چپم نشسته سؤال می‌کند: فرزانه خجندی و همسرش را می‌توانم ببرم جایی؟ این‌ها که نام برد از مهمانان خارجی حوزه هنری بودند. ادامه که دادند حرف‌هایشان را، فهمیدم یک بار در خانه آن‌ها در تاجیکستان مهمان بوده و حالا می‌خواهد ببردشان خانه‌اش به میهمانی. سمت چپی گفت: همه‌شان را اگر می‌بری، کمکت کنم. سواکردنی نیست!

خورشید افق را نارنجی کرده و دیگر هوا گرفته شده است. این حدود ۱۰۰ نفر مهمان، صف‌هایشان به باغچه و چمن کشیده. هوا دم دارد. همین موقع‌هاست که آقا می‌آیند. شعرا بلند می‌شوند به احترام و آقا با لبخند جلو می‌آیند، به چشم‌های هر که می‌شود نگاه می‌کنند و سر تکان می‌دهند به سلام. با این حضور قبل از اذان عملاً دیدار شروع می‌شود. برعکس بیشتر دیدارهای ماه رمضان که با افطار تمام می‌شود، این برنامه تازه با افطار وارد بخش اصلی می‌شود.

بزرگترها که جلو نشسته‌اند سلام می‌کنند. قبل از همه پیرمرد پاکستانی قابی را به آقا هدیه می‌دهد که گویا شعری از خودش در آن خوشنویسی شده. قزوه تند تند توضیح می‌دهد که پیرمرد کیست و قاب چیست. پیرمرد چیزهایی می‌گوید که نمی‌شنوم ولی آقا تواضع می‌کنند و به پیرمرد می‌گویند: قابل این حرف‌ها نیستیم ما!

شاعرها اول کار آرامند و با همان آرامش ظاهری سعی می‌کنند پیشروی کنند سمت صندلی آقا ولی این حرکتِ ناخودآگاهِ عمومی کم‌کم سرعت می‌گیرد و مجریان جلسه و حتی محافظان غافلگیر می‌شوند.

سال قبل هم دیده بودم این ازدحام با ترکیب کت و شلوارهای پلوخوری جماعت، باعث عرق‌ریزان‌شان می‌شود. هوا دیگر گرگ و میش شده. یک روحانی چفیه آقا را می‌گیرد. انگار داستان علاقه این ملت به چفیه آقا تمام شدنی نیست! حلقه دور صندلی آقا تنگ‌تر می‌شود تا اینکه ایشان از جا بلند می‌شوند. جماعت قدمی عقب می‌گذارند بفهمند ماجرا چیست که آقا، حمید سبزواری را بغل می‌کنند. شاعری که روزی خانه‌اش پاتوق شعر انقلابی بوده و آقا هم آنجا رفت‌وآمد داشته. بعد از او فرید هم با آقا معانقه می‌کند.

آقا دوباره می‌نشینند. پیرمردی علایی‌نام، از بازماندگان واقعه پیشوای ورامین و کشتار ۱۵ خردادش با آقا سلام و علیک می‌کند و از پسر و داماد شهیدش می‌گوید و کتابی می‌دهد. جوانی بعد از او جلو می‌آید و در گوش آقا چیزی می‌گوید. مسئولین بلندش می‌کنند که طولانی نکند حرف خصوصی را. جواد شیخ الاسلامی می‌نشیند و می‌گوید شاعر میثم مطیعی (مداح) است و شعرهایش را می‌دهد. زود هم بلند می‌شود که ظلم به بقیه نباشد.

نوجوانی با یک بسته نامه می‌نشیند جلوی پای آقا. آقا با لبخند می‌پرسند: این همه نامه؟ پسر می‌گوید: مال من نیست. بچه‌های قم دادند بدم بهتان. بعدی که می‌نشیند فقط از حرف‌ها می‌فهمم از بندر دَیر آمده. ردیف دندان‌های سفیدش از پس لبخندش پیداست. جوان دیگری می‌نشیند که دانه‌های درشت عرق روی پیشانی اش مثل شبنم نشسته است. آقا با دست چپ دست می‌کشند به پیشانی پسر و پدرانه عرق‌ها را پاک می‌کنند.

با اینکه نزدیک آقا هستم ولی صدای صحبت‌ها را خوب نمی‌شنوم. یک نفر می‌نشیند و می‌گوید: … اردبیلدَن گلمیشم… و گزارشی می‌دهد به زبان ترکی. آقا هم جواب می‌دهند: سلام یتیر! حرف‌های جوان بعدی را نمی‌شنوم ولی متوجه می‌شوم آقا به او می‌گویند: خدا دلتان را گرم نگهدارد.

تمام تنمان عرق شده. چراغ‌ها هم روشن می‌شود. یک نفر جلو می‌آید صورت آقا را می‌بوسد و می‌گوید: دوستتون داریم، خیلی دوستتون داریم. منتظر عکس‌العمل ایشان هم نمی‌ماند و می‌رود.

بعدی هم می‌آید و می‌خواهد آقا دعا کند برای شهادتش. جوانی می‌گوید: فداتون بشم آقا. آقا دست روی صورت جوان می‌گذارند و جلو میکشندش که صدایش را خوب بشنوند. بعدی جوانی ترکه‌ای و تُرک است که فارسی حرف می‌زند: از تبریز آمدم، ۱۰ ساله منتظر این لحظه‌ام. خدا شما را برای ما نگه دارد. آقا بحث را عوض می‌کنند و جزو‌ه‌ای که دست پسر هست را می‌گیرند و می‌گویند: ببینم شعرت را!

روحانی جوانی می‌نشیند و می‌گوید: نوه شفیعی هستم، ابوی هم سلام رساندند و کتابی می‌دهد. آقا می‌گویند من شعرهای این کتاب را خواندم. دوتا اسم شفیعی توی کتاب هست. طلبه جا می‌خورد و تعجب می‌کند. می‌گوید: بله… چیزه… یکی من هستم، یکی هم پسرعمویم.

یک جوان افغان جلو می‌آید و سلام می‌کند. قزوه می‌گوید جوان از کابل آمده. آقا می‌گویند: اوضاع شعر در کابل خوب هست؟ جوان لبخند می‌زند و جزوه‌ای می‌گیرد سمت آقا و می‌گوید: این اولین مجموعه شعر عاشورایی افغانستان است که من جمع کردم. بعد جزوه دیگری می‌دهد و ادامه که: این هم اولین مجموعه شعر انتظار.

اگر کلمه «اولین» در جملات جوان دقیق نباشد، لااقل توصیف‌کننده وضع افغانستان هست. یعنی معلوم می‌شود مجموعه شعر با رنگ و بوی تشیع آنجا نیست یا کم است. جوان افغان که نشست فکر کردم به برکت انقلاب اسلامی، برای شیعه بودن و ابراز کردن آن دچار محدودیت و ناامنی نیستیم. و البته مثل ماهی داخل آب از نعمت آب غفلت داریم.

محمدکاظم کاظمی هم آمد به سلام کردن و آقا جمله‌ای تکراری به او گفتند: من شما را خیلی دوست می‌دارم. سال‌های قبل هم این را شنیده بودم. گویی نگاه و راه کاظمی را آقا خیلی می‌پسندند.

بعد از افغان یک نفر دست آقا را می‌گیرد و می‌گوید: بأبی و امی و نفسی. این جمله‌اش را دو سه بار تکرار می‌کند و همین وقت کسی گوشه حیاط اذان می‌گوید: الله اکبر… الله اکبر…

اذان تنها چیزی است که در این دیدار می‌تواند حلقه اطراف آقا را از هم بگسلد و صفوف نماز را مرتب کند.

وقتی می‌رسم سر سفره افطار، کنارم جواد زمانی را می‌بینم. خوش و بش می‌کنیم و نگاه می‌کنم به سفره. مثل قبل، افطاری ساده است و مثل قبل تعمد دارم بنویسم کمی سبزی و پنیر و خرما و شکر و حلوا و چای و آب و نان و نمک، افطار است و غذا هم یک نوع، مثل همیشه پلو مرغ! (البته یک زمانی که مرغ یکدفعه گران شد، غذای آقا هم شد فسنجان با گوشت چرخ کرده قلقلی!)

همه ماها اگر همین سفره را برای مهمانی‌ها و افطار پهن کنیم اوضاع چشم و هم چشمی درست می‌شود.

هنوز جاگیر نشده‌ایم که آقا می­‌رسند. همه بلند می‌شوند، ما هم. آقا به ما که می‌رسند، با زمانی سلام و علیک می‌کنند. بعد رو به من می‌کنند و سلام سریعم را جواب می‌دهند. عادت نداشتم از سلام به آقا در این جلسات، بیش از جواب سلام بگیرم.

اما ایشان می‌ایستند و با لبخند می‌گویند: شما آقای قزلی هستید نه؟ بله را با دست‌پاچگی می‌پرانم؛ ایشان ادامه می‌دهند: کتاب «پنجره‌های تشنه» شما را خواندم، الحمدلله خیلی کتاب خوبی از آب درآمده بود. می‌گویم: ببخشید، زحمت کشیدید. روبرمی‌گردانند به سمت جای خودشان و البته می‌گویند: نه، کتاب خواندن که زحمت نیست!

وقتی می‌نشینم متوجه می‌شوم تمام تنم عرق کرده، این بار نه از سرما. باید بگذارم به حساب عظمت و ابهت این مرد. یاد حرف‌های کاظمی افتادم و دلخواسته‌ام!

سر شام گاهی حدادعادل و محسن مؤمنی چیزهایی به آقا می‌گفتند. گاهی هم ایشان چیزی می‌پرسیدند. آقا از محسن مؤمنی درباره علی معلم سوال می‌کنند و غیبتش. مؤمنی هم از کسالت معلم می‌گوید و البته نمی‌گوید زیر سِرُم است تا شاید آقا را زیادی نگران نکند. آقا هم می‌گویند: از طرف من حال‌پُرسشان باشید.

این وسط یکی دو نفر هم می‌روند جلو صحبتی می‌کنند و گپی می‌زنند.

بعد از شام و افطار آقا می‌روند که به خانم‌ها هم سری بزنند. بیرون توی حیاط یک بار دیگر می‌بینم‌شان، به حرف‌های سیدعبدالله حسینی گوش می‌کنند. حسینی می‌گوید لباسی هست که امام در آن نماز خوانده‌­­اند و از آقا هم می‌خواهد در آن نماز بخوانند. آقا می‌گویند: وقتی لباس با بدن امام متبرک شده دیگر من چه کاره‌ام. حالا من هم برای تبرک گرفتن آن را می‌گیرم. این تواضع از جنس تصنع نبود، از جنس ارادت بود.

محمدحسین جعفریان به عادت همیشه در حیاط ایستاده تا آقا را ببیند. دیده‌بوسی می‌کند و کتاب و مجله می‌دهد و با هم می‌روند سمت حسینیه. در راه آقا درباره یک نویسنده افغان می‌پرسند و البته جواب جعفریان را نمی‌شنوم.

وقتی آقا وارد حسینیه می‌شوند، جمعیت به صلوات از روی صندلی‌ها بلند می‌شوند. آقا می‌روند بینشان و هر که سلام می‌کند، جوابش را می‌دهند. به شهرام شکیبا که می‌رسند، می‌ایستند و صحبتی می‌کنند. از اینکه برنامه تلویزیونی‌اش را می‌بینند و اینکه خوب است و چند نکته را یادآوری می‌کنند.

بعد می‌روند می‌نشینند در مرکز جلسه. رضا رفیع می‌رود پیش آقا و برمی‌گردد. هنوز قاری قرآن نخوانده که آقا، امیری اسفندقه را صدا می‌زنند. امیری می‌رود و می‌نشیند جلوی آقا، دست روی زانوی ایشان می‌گذارد و چند دقیقه صحبت می‌کنند. حضار بدشان نمی‌آید از حرفها سردربیاورند اما گویا نمی‌شود. آقا لبخندی می‌زنند و امیری بلند می‌شود سر جایش می‌نشیند.

ساعت حدود ۱۰ است که قاری قرآن خواند و جلسه با شعری از قزوه درباره رمضان شروع می‌شود.

قزوه می‌گوید به رسم مهمان‌نوازی از خارجی‌ها شروع می‌کند و به رسم ادب از سالخورده این جمع که همان استاد پاکستانی است: «ظهیر احمد صدیقی» که حافظ کل قرآن است و استاد همان دانشگاهی که علامه اقبال لاهوری در آن درس خوانده و درس داده. ظهیر احمد با لهجه‌ای بسیار سخت شعر می‌خواند:

ای عزیزان عجم! ای صاحبان دین و دل

دیدن خضر و مسیحا هست دیدار شما

شعرش خیلی خوب است. ایرانی‌ها و پاکستانی‌ها را خیلی نزدیک و برادر دیده در این شعر و همین باعث می‌شود آقا و البته حضار لابه‌لای شعرخوانی تشویقش کنند. آقا هم بعد از پایان شعر او را پروفسور خطاب می‌کنند و می‌گویند: شعر خوب و خوش‌مضمون و خوش‌لفظ و خوش‌جهتی بود.

ظهیر احمد هم تأکید می‌کند هر چه هست و هرچه دارد از ایران و ایرانی‌ها دارد.

بعد از او قزوه شاعری هندی و هندو را معرفی می‌کند. موقع نماز دیدمش که نشسته روی صندلی کنار محمدحسین جعفریان و هیچ دورخیزی برای نماز خواندن نداشت. حکمتش معلوم می‌شود! اسمش «بلرام شکلا» است و جالب اینکه شعرش درباره حضرت علی (علیه السلام) :

به من رساند نسیم سحر سلام علی

برهمن‌ام که شدم چون عجم غلام علی

شعرش را با لحنی شیوا می‌خواند. هر بیت که تمام می‌شود جمع تشویقش می‌کند و احسنت می‌گوید. آقا هم بعد از شعر تشویقش می‌کنند و می‌گویند: إن‌شاءالله مشمول کمک و عنایت آن بزرگ قرار بگیرید.

مؤمن قناعت به معرفی قزوه نام درخشان شعر تاجیکستان است که قرار می‌شود شعر بخواند. قزوه توضیح می‌دهد در زمان شوروی سابق، قناعت به عنوان وکیل تاجیکستان در پارلمان با گروهی از نمایندگان شوروی رفته به یکی از کشورهای خلیج برای میانجی‌گری در ماجرای جنگ. آنجا یکی از شیوخ خلیج به او اصرار می‌کند شعر بخواند و آقای قناعت شعری می‌خواند.

بعد خواهش می‌کند او همان شعر را اینجا بخواند. قزوه ۳-۴ بار خلیج فارس را خلیج می‌گوید و من منتظرم آقا چیزی به قزوه بگویند. اما قناعت شروع می‌کند:

از خلیج فارس می‌آید نسیم فارسی

ابر از شیراز می‌آید چو سیم فارسی

شعر قناعت هم خیلی مورد توجه آقا و حضار قرار می‌گیرد. بعد از هر بیت آفرین و احسنت از هر گوشه جلسه بلند می‌شود. آقا بعد از شعر تشویقش می‌کنند و می‌گویند: به یاد آقای قزوه هم آوردید که بگویند خلیج فارس نه خلیج.

نوبت رسید به «آنابرزینا»، بانوی اوکراینی که دکتری زبان فارسی را از دانشگاه تهران گرفته و در مسکو استاد دانشگاه است. فارسی را خیلی خوب صحبت می‌کند. شعر خواندنش هیچ لحن ندارد:

این خاک گهربار که ایران شده نامش

شیری است که در بین دو دریاست کنامش

آقا بعد از شعر گفتند: آفرین آفرین. طیب‌الله أنفاسکم. نفر بعد فرزانه خُجندی است که از بزرگان شعر تاجیکستان محسوب می‌شود. می‌گویند رئیس‌جمهور فقید تاجیکستان اسم دخترش را به خاطر این شاعر گذاشته فرزانه! قزوه هم تکمیل می‌کند که یک زمانی قیصر امین‌پور کتاب او را در انتشارات سروش چاپ کرده. فرزانه خجندی شعر می‌خواند و بعد از او نوبت می‌رسد به سیده تکتم حسینی که شاعره افغان و مهاجر است. او کاملاً مثل ما فارسی صحبت می‌کرد.

نشسته برف پیری روی مویت، دلم می‌خواست تا باران بگیرد

تنت از خستگی خرد و خمیر است، بیا تا خانه بوی نان بگیرد

آقا، خانم حسینی را هم خیلی تشویق می‌کنند و آفرین می‌گویند. بعد از پایان شعر هم این تکه شعر را زمزمه می‌کنند: برای برگ‌های زرد عمرم، بگو جنگل حنابندان بگیرد.

نفر بعد خانم غزاله شریفیان است:

بدون مقصد پایانه‌ها شبیه هم‌اند

همین که دور شوی خانه‌ها شبیه هم‌اند

بعد از او هم انسیه سادات هاشمی:

مزه عشق به این خوف و رجاهاست رفیق!

عاشقی بازی آزار و تسلاست رفیق!

هر دو شاعر شعرشان با آفرین‌های آقا تشویق می‌شود.

نوبت به آقایان می‌رسد و اول حسین عباسپور که شعری برای امام حسن (علیه‌السلام) می‌خواند:

بارها از سفره‌اش با این که نان برداشتند

روز تشییع تنش تیر و کمان برداشتند

 

رضاشیبانی، نفر بعدی است با شعری امام زمانی (عجل‌الله‌فرجه) :

طلوع می‌کنی آخر، به نور و نار قسم

به آسمان، به افق‌های بی‌سوار قسم

شیبانی در جایی از شعرش می‌خواند:

به خون نشسته دلم مثل قالی تبریز

به حلقه و گره و مرگ و چوب دار قسم

دلم شبیه گسل‌های شهر تبریز است

به این سکوت… به این صبر پایدار قسم

کجا روم که دمی شهریار خود باشم؟

نه شهر مانده… نه یاری… به شهریار قسم

همین ابیات بهانه می‌شود تا آقا بگویند: تبریزلی سن ها؟ از ترویج قالی تبریز در شعر معلوم است. شهریار هم مثل شما بوده در این سن و سال. من همیشه گفتم اینجا منزل اول شماهاست. منزل آخر نیست. تازه باید شروع کنید به بهتر بودن و بهتر شدن. إن‌شاءالله از شهریار هم جلو بزنید.

علی فردوسی، شاعر جوان بعدی است با شعری تقدیمی به مردم غزه:

ناگاه بی‌مقدمه آمد به حرف، سنگ

این گونه گفت و سخت مرا بیقرار کرد

تنها به یک جوان فلسطینی‌ام بده

با من ببین که می‌شود آنگه چه کار کرد!

آقا شعر و شاعر را تشویق می‌کنند و می‌گویند: آفرین خیلی خوب بود. مضمون و لفظ و جهت، همه خوب بود. کاربردهای مختلف سنگ را سروده بودید. کمی مکث کردند بعد زمزمه که:

هر سنگ که بر سینه زدم نقش تو بگرفت

آن هم صنمی بهر پرستیدن من شد

شاعر کرجی، علی قنبری، شعری درباره امام رضا (علیه‌السلام) می‌خواند:

هرچند که در شهر تو بازار زیاد است

باید برسم زود… خریدار زیاد است

من دربه‌در پنجره‌فولادم و دیری است

بین من و آن پنجره دیوار زیاد است

مصرع به مصرع و بیت به بیت آفرین و خیلی خوب نثار شعر این جوان می‌شود تا شعرش تمام شود.

وسط شعر وقتی قنبری می‌رسد به این بیت که:

گندم به کبوتر بدهم؟ شعر بگویم؟

آخر چه کنم در حرمت کار زیاد است

آقا بی‌درنگ گفتند: زیارت از همه بهتر است! جمع که با دقت داشتند گوش می‌کردند، همه خندیدند.

احمد بابایی جوان بعدی است که با توجه به اوضاع روز عراق شعری می‌خواند.

دیگر رهبر انقلاب نمی‌توانند شادی و شعفشان را از شعرهای خوب جوان‌ها پنهان کنند و می‌گویند: جوان‌ها امشب ماشاءالله غوغا کردند!

بعد از این نوبت به «علی سلیمانی» می‌رسد و پس از او به «محمدحسین ملکیان» که شعری با موضوع جنگ بخواند:

جنگ یک جدول تناسب بود، تا جوابش همیشه این باشد

پدرم ضربدر چهل درصد، حاصلش بخش بر زمین باشد

عده‌ای را ضریب منفی داد، عده‌ای را به هیچ قسمت کرد

تا هر آن کس که سوء نیت داشت، تا ابد زیر ذره‌بین باشد

شعر که تمام می‌شود آقا از ملکیان می‌پرسند: شما فرزند جانباز هستید؟ جواب مثبت او را که می‌گیرند ادامه می‌دهند: به ایشان سلام من را برسانید.

میثم داودی شعری درباره امام هادی (علیه‌السلام) می‌خواند و آقا حسابی تشویقش می‌کنند. هم او را و هم تعمیم می‌دهند به بقیه: آفرین به جوانها!

مهدی نظارتی هم قرار می‌شود شعری سپید بخواند برای مردم غزه. او که می‌خواند جو جلسه سنگین می‌شود. بین این همه کلاسیک‌خوان، سپید خواندن سخت است. آقا بعد از شعر او می‌گویند: خوب بود. با اینکه من با شعر سپید مأنوس نیستم ولی شعر شما را متوجه شدم. بعضی کنایه ظریف آقا به شعر سپید را درمی­‌یابند و لبخند می‌زنند.

سعید طلایی مسئولیت خواندن شعر طنز را در جلسه به عهده گرفته است. شعری درباره نماز خواندن آدم‌های سبک‌سر!

فکرم همه جا هست، ولی پیش خدا نیست

سجاده زردوز که محراب دعا نیست

از شدت اخلاص من عالم شده حیران

تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست!

از کمیت کار که هر روز سه وعده

از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست

یک ذره فقط کُندتر از سرعت نور است

هر رکعت من حائز عنوان جهانی است!

آقا اینجای شعر با لخند می‌گویند: باید در کتاب گینس ثبت کنید! و جمع می‌خندد.

این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟

چندی است که این حافظه در خدمت ما نیست

ای دلبر من! تا غم وام است و تورم

محراب به یاد خم ابروی شام نیست

هر سکه که دادند دو تا سکه گرفتند

گفتند که این بهره بانکی است، ربا نیست!

از بس که پی نیم وجب نان حلالیم

در سجده همان رونق اگر هست، صفا نیست

به‌به، چه نمازی است! همین است که گویند

راه شعرا دور ز راه عرفا نیست!

حضار جابه‌جا با لبخندهایشان شاعر و شعرش را تشویق می‌کنند. آقا هم می‌گویند: خوب بود، خدا این نماز را از شما قبول کند! و باز جمع می‌خندد.

بلال کمالی شعر ترکی می‌خواند و شریف‌صادقی شعری دیگر. آخرین کسی که قزوه معرفی می‌کند سیدعبدالله حسینی است. قزوه قبل از خواندن او توضیح می‌دهد: همه کسانی که شعر خواندند بار اولشان است.

حسینی می‌گوید اصل شعر ۵۰ بیت است که من خمسش را برای جلسه می‌خوانم. آقا می‌خندند و می‌گویند: سهم ساداتش برای خودتان، سهم امامش برای ما. جمع می‌خندد و حسینی شعر می‌خواند. بعد از شعر، آقا می‌گویند: شعر شما به «اهل عبایی» طعنه دارد که توجه به موضوع فلسطین و استکبار ندارند، البته باید توجه کنید آن کسانی که توجه لازم را دارند هم از همین اهل عبا و روحانیان هستند. خوب است نیمه پر لیوان را هم ببینید.

قزوه اعلام می‌کند جلسه به پایانش رسیده و عنان کار را می‌سپرد دست آقا. می‌خواهد اگر ایشان کسی مدنظرشان است نام ببرند برای شعر خواندن و اگر نه خودشان صحبت کنند. آقا به خنده و شوخی می‌گویند:

کاش امشب همگی شعر بخوانند اینجا

بعد از آن تا سحری جمله بمانند اینجا

همه می‌خندند و برایشان معلوم است که امکان ندارد. به هرحال آقا به زکریا اخلاقی و حدادعادل و امیری اسفندقه هم تعارف می‌کنند شعر بخوانند. بعد از اینها هم آقای محمدی گلپایگانی. آقای محمدی می‌گوید می‌داند احتمالاً آقا از شعرش راضی نباشند ولی می‌خواند. در شعر هم از آقا تعریف‌هایی می‌کند.

بعد از اتمام شعر آقا می‌گویند: شما گفتید من راضی نیستم و خواندید. بعضی خندیدند و البته بعضی جدیت آقا را متوجه شدند. آقای محمدی داشت توضیحی می‌داد که آقا گفتند: هر چه هم الآن بگویید همین معنا تقویت می‌شود.

یاد جلسه چند روز پیش افتادم که در تبیین این جلسه دکتر اسماعیل امینی گفته بود: فرق این جلسه با جلسه شعر حاکمان این است که آنها این جلسات را برگزار می‌کنند که دیگران از آنها تعریف کنند ولی آقا اگر بداند کسی می‌خواهد از ایشان به تعریف شعر بخواند اجازه نمی‌دهد. ناصر فیض هم به همین مضمون گفته بود در همان جلسه و این برخورد ایشان با شعر آقای محمدی هم شاهدش!

دیگر جمع منتظر می‌شوند صحبت‌های آقا را گوش کنند که یک نفر از خانمها می‌گوید: خانمها مظلوم هستند کمتر شعر خواندند. آقا سریع جواب می‌دهند: به نسبت تعداد خانمها و آقایان خیلی هم کم نخواندند خانمها. اسم آقایان بد دررفته ولی معمولاً بیشتر آقایان از بعضی خانمها مظلومتر هستند!

قزوه اصرار می‌کند آقا چند دقیقه‌ای صحبت کنند و جمع با صلواتی از او پشتیبانی می‌کند.

آقا شروع می‌کنند بعد از بسم‌الله. بعد از خوش‌آمدگویی و تشکر، درباب شعر چند نکته می‌گویند، اصالت داشتن دلتنگی‌ها و فردیت شاعر در شعر و به رسمیت شناختن آن. و فرع بودن همین موضوع مذکور در برابر تأثیری که شعر بر مخاطب و خلوت او می‌گذارد. آقا تأکید می‌کنند از بابت همین تأثیرگذاری، شاعر باید شعرش را غنا ببخشد مخصوصاً غنای معنوی.

توجه به وجه اجتماعی شعر هم محور دیگری از صحبت‌های ایشان است و محور این وجه اجتماعی هم عقلانیت ملازم با معنویت است. ایشان البته جریان شعر کشور را مثبت ارزیابی می‌کنند و در عین حال از شعرا می‌خواهند توجه بیش از پیش به فرهنگ و هویت ملی کشور داشته باشند و البته غنای هنری اشعارشان را هم فراموش نکنند.

صحبت‌های آقا که تمام می‌شود، شعرا صلوات می‌فرستند و باتجربه‌ها بلند می‌شوند برای خداحافظی آخر جلو می‌روند. ازدحام زیاد می‌شود. فیض و برقعی کتاب‌هایشان را می‌دهند به ایشان. آقا از کنار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که با تأخیر هم آمده بود می‌گذرند و می‌گویند: با آقای وزیر حرف زیاد داریم، در عرصه فرهنگ اشکال جدی داریم.

آقا آرام آرام می‌روند سمت دَر و شعرا آرام آرام قبول می‌کنند این سال هم شب قدر شعرش گذشت.

 

تصاویر و روایت هایی از مردان دیروز ، امروز و فردا

تصاویر و روایت های زیر بلندقامتانی را نشان و تفسیر می کند که قریب به یک ربع قرن ، از حماسه و دلیریشان می گذرد ؛ اما چیزی که بسیار مهم است این است که حماسه شان ماندگار و جاوید است.

امروز که قریب به ربع قرن از پایان جنگ هشت ساله می گذرد، این ولی نعمتان و سروران ملت، در های و هوی زمانه و پیچ و خم زندگی روزمره گم شده اند و ما نیز کمتر یادی از آنان می کنیم اما خوب است گاه گداری دلهایمان را یه یاد این راست قامتان جاودانه تاریخ، خاکروبی کنیم. مردانی که گرچه چون جانبازی که در عکس دیده می شوند، قدشان کوتاه شده است اما اگر با چشم دل بنگری، آنان را بلند قد ترین مردان این سرزمین خواهی یافت که برای اهتزاز پرچم این سرزمین بر بام تاریخ، راهی نیست جز آنکه بر شانه های آنان بایستیم

بارها دیده ایم ؛ در همایش ها , سمینارها , مراسم های مختلف ؛ وقتی در ابتدای مراسم سرود ملی کشورمان پخش می شود , بعض ها به سختی از جایشان بلند میشوند و ناراضی هستند از این موضوع.
و اما این جانباز….

داخل میدون مین ، پای دو تا از بچه های تخریب با هم قطع شده بود ؛ تو این گیر و دار داشتن با هم شوخی می کردند که : «پای من و بده ، پای خودتو بردار ، مواظب باش پات با پای من قاطی نشه.»

افسوس که تمام تعریف ما از جانبازان ، سهمیه فرزندان آنهاست . . .

نمیدانم تا حالا توی مراسمهای بزرگداشت و یا یادواره افراد شرکت کرده اید یا نه؛ قطعاً توی آن مراسم مدعوین خوش سر و حال بوده اند، ولی جانبازان شیمیائی حتی توی مراسم خودشان هم حال خوشی ندارند…

فرزند این جانباز [ جانباز سرافزار و شهید زنده جناب آقای محمدزاده ] می گوید : شکل ظاهری صورت ایشان باعث شده که خیلی ایشان اذیت شوند. بچه ها و زنان وقتی ایشان را می بینند می ترسند! حتی زمانی که سالهای گذشته برای درمان ایشان به تهران مراجعه کرده بودیم، از ورود ما به رستوران جلوگیری کردند.

فرزند این جانباز در ادامه صحبت هایش می افزاید : در طی این بیست و شش سال از جانبازی ، تاکنون حتی یک مسئول دولتی به ایشان سر نزده است!

خوب عزیز تا وقتی جوان بودی و رفتی ارزش داشتی. وای بر اون هایی که تو را فراموش کردند! آیا انان فکر می کنند که همه چیز در این دنیا تمام می شود؟

درس امروز: بابا آمد ، بابا به جبهه می رود ، بابا دیگر نفس ندارد. بابا سرفه می کند ، بابا نفسش خس خس می کند ؛ بابا شهید شد…

آنها در هر زمانی اعلام کرده اند : ما همچنان ایستاده ایم ؛ بضی با دو پا ، بعضی با یک پا و بعضی بدون پا اما همچنان استوار . . .

سلام آقا ! جوراب مردونه دارین؟ بله ، آقا کوچولو ! یه جفت میخوای؟ نه یه دونه برای پای راست . . .

منبع: سایت خادم الشهدا

دانلود مداحی میثم مطیعی درباره جنایات داعش و مسئله حجاب

فایل صوتی مداحی (عربی و فارسی) در خصوص ددمنشی‌های گروهک تروریستی داعش و همچنین مداحی حجاب و حیا با نوای حاج میثم مطیعی منتشر شد.

در این ویژه برنامه، میثم مطیعی علاوه بر روضه و عزاداری برای حضرت مولی الموحدین علی (علیه السلام) دو مداحی ویژه «علیه گروهک تکفیری داعش» و همچنین «حجاب و حیا» داشت که فایل های صوتی این عناوین در ذیل این جلسه بارگذاری شده است

مداحی درباره حجاب

مداحی فارسی و عربی علیه داعش

کفر و تکفیر…(مداحی عربی و فارسی علیه داعش)
شعر فارسی: محمد مهدی سیار / شعر عربی: محسن رضوانی

با اذن رهبرم، از جانم بگذرم، در راه این حرم، در راه یار
یا حیدر گویم و شمشیری جویم و اندازم لرزه بر جان کفار
هم پیمان گشته اند کفر و تکفیر
شیطان است و زر و زور و تزویر
اما از وعد حق دل آگاه است
پیروز این نبرد حزب الله است
نماز صبح در کربلا، نماز ظهر در سامرا
نماز عصر ان شاء الله، بقیع و مسجد الاقصی
(لبیک یا علی یا مرتضی)

لِعلی أنْتَمی، حُبُّه فی دَمی، سَیفُه مُلهِمی، هو الإمام
من به علی(ع) منسوبم عشق او در خون من و شمشیرش الهام بخش من است؛ اوست که پیشواست!

واعلمُوا أنَّ لی، نَبْضٌ بِداخِلی، سمّیتُهُ علی، فخرُ الکِرام
بدانید و آگاه باشید که درون من، تپشی است که آن را علی نامیده ام؛ مایه افتخار کریمان

منهُ نَسْتَلهِمُ روحَ الإیمان
ما جوهر ایمان را از او الهام گرفتیم

لا نخافُ الریاح إنّا بُرکان
از هیچ بادی نمی هراسیم که خود آتشفشانیم

یا تکفیری! صبرکْ صبرکْ
ای تکفیری! صبر کن صبرکن

إنّا سوفَ نَحفِر قبرَک
ما گور تو را خواهیم کَند

(لبیک یاعلی، یا مرتضی)
یا أحفادَ ثمود، یا جُرذانَ الیهود! إنّا سوفَ نعُود، للانتقام
ای نوادگان ثمود، ای موش های یهود! ما برای انتقام بر می گردیم

إن کنتُم داعشاً، فإنّا داعسٌ، سوف نَدعَسُکم، تحت الأقدام
اگر شما داعش هستید ما نیز “داعس” ( له کننده) هستیم و شما را زیر گام های خود له می کنیم

إنّا فی المعرکة سَیفٌ مسلُول
ما در میدان نبرد شمشیر عریانیم

سَنَجْعلُکُم عَصْفاً مأکول
و شما را مانند لقمه ی جویده شده خواهیم ساخت

إنّ الموتَ یُصبِح قوتک
قطعاً مرگ و نابودی، قوت و غذای تو می شود

لکن قبلَه جیبْ تابوتَک
اما پیش از آن ، تابوتت را همراه بیاور

یا إسرائیل! خیبر خیبر!
ای اسرائیل خیبر را به یاد بیاور

إنّا والله جیشُ حیدر
به خدا سوگند که ما سپاه حیدریم

(لبیک یاعلی، یا مرتضی)
(لبیک یا حسین، یا ثارالله)

 

دریافت صوت از تسنیم | دریافت صوت از مدیافایر (+پخش آنلاین)

 

مداحی حجاب و حیا

شاعر: میلاد عرفان پور

قسم به صبر زینب، به شور کرب و بلایش
قسم به غربت او، قسم بر حجب و حیایش
قسم به نام زهرا، چادر خاکی او
آه، قسم به او که شد چنین شکسته پهلو
مرا نمانده طاقت، این غم شعله ور را
آه، چگونه حاشا کنم این خون جگر را
زمانه غریبی است، زمان غربت عشق
به شعله های عصیان، شکسته حرمت عشق
(صاحب زمان! الامان)

آیه به آیه قرآن، نرفته زخاطر به ما
وصیت شهیدان، نرفته زخاطر ما
به جادوی تبرّج، آینه شد مکدر
آه، از این حکایت دل ما خون شده دیگر
چه شد که رایج شده، سکه ی غفلت اینجا
آه، شد کوچه کوچه شهر ما دکان دنیا
دوباره رنگ نیرنگ، به روی دین فروشان
حراج غیرت شده، به کوچه و خیابان
(صاحب زمان! الامان)

یا ربنا اغثنا، اغثنا بحق زهرا
بر سرما غریبان نگهدار سایه مولا
با هر اذان بخوانیم، حی علی الحیا را
باز، چون شهدا یاری کنیم دین خدا را
تا پیر ما خمینی است، تا نهضت ما حسینی است
باز، حاشا که دشمن ببرد غیرت ما را
عجل علی ظهورک، عجل یا حجه الله
جان ها به لب رسیده، بی تو بقیه الله
(عجل علی ظهورک)

 

دریافت صوت از تسنیم | دریافت صوت از مدیافایر (+پخش آنلاین)

قبری که نوح(ع) برای حضرت علی(ع) ساخت

 قبر مطهر مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی (ع) صدها سال قبل از خودشان آماده اما مخفی بود؛ چرا که مدفن منور آن بزرگوار که توسط حضرت نوح نبی (ع) قرن‌ها پیش ساخته شده و آن حضرت به محل واقف بود و أحدی غیر از این بزرگوار مطلع نبود و ضمن وصیتش رمزی فرمود تا محل آن برای فرزندانش روشن شود.

پس از شهادت حضرت علی (ع) بر اساس وصیتش فرزندان ارجمندش شبانه آن نازنین بدن را غسل دادند و کفن کردند و به خاک سپردند. پس از انجام غسل و کفن به دستور امام حسن (ع) جز فرزندان امیرالمؤمنین و شماری از یاران خاص آن حضرت، همه برگشتند و آن تابوت بر دوش جبرئیل و میکائیل و حسن و حسین (ع) از کوفه دور شد و بر سوی نجف (منطقه غری) رهسپار شد.

قبری که نوح(ع) برای حضرت علی(ع) ساخت

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در ادامه به شرح این رویداد می‌پردازد:

در نقطه‌ای از آن سرزمین، جلو تابوت به زمین آمد و فرزندان آن حضرت نیز عقب آن را بر زمین نهادند و امام حسن (ع) همان گونه که پدر سفارش فرموده بود بر آن پیکر پاک نماز خواند پس از نماز، تابوت را کنار زدند و با جا به جا کردن خاک، آرامگاهی ساخته و پرداخته یافتند که سنگ نوشته‌ای نشان می‌داد که آن قبر را حضرت نوح (ع) برای بنده برگزیده و شایسته خدا، علی (ع) آماده ساخته است.

هنگامی که بر آن شدند تا آن پیکر مقدس را به درون قبر برند ندای منادی را از آسمان شنیدند که می‌گفت: «انزلوه الی التربة الظاهر، فقد اشتاق الحبیب الی الحبیب»، آن بدن پاک را بر زمین پاک نهید که دوست مشتاق دیدار دوست است». [۱]

شیخ مفید در کتاب «الارشاد» خویش این گونه آورده است که: قبر آن حضرت (ع) بنا به وصیتی که کرده بود، مخفی ماند تا زوال دولت بنی امیه که دشمنی و کینه‌ورزی شدیدی نسبت به آن حضرت (ع) داشتند و چون قدرت به دست بنی‌عباس افتاد، در زمان امامت امام صادق (ع) توسط آن حضرت قبر مطهر جد بزرگوارش آشکار شد و امام صادق (ع) چون به پیش ابوجعفر منصور دوانقی (متوفی ۱۵۸ هجری) دومین خلیفه عباسی می‌رفت، قبر جد بزرگوارش را زیارت کرد و آشکار نمود از آن به بعد شیعیان چون متوجه این امر شدند، به زیارت قبر مطهر حضرت علی (ع) شتافتند. [۲]

و به این جریان شیخ ابوعلی طبرسی در کتاب «اعلام الوری بأعلام الهدی» اشاره کرده است. [۳] در اینجا دو روایت که در رابطه با محل دفن است، اشاره می‌شود:

۱. «ابی عمید» به سند خود می‌گوید: شخصی از امام حسین (ع) پرسید: جنازه امیرالمؤمنین (ع) را در کجا به خاک سپردید. فرمود: شبانه جنازه را برداشتیم و از جانب مسجد اشعث آن را بردیم تا به پشت کوفه کنار غریین برده و در آنجا به خاک سپردیم.

۲. جابر بن یزید جعفی گوید: از امام باقر (ع) پرسیدم جنازه امیرالمؤمنین (ع) در کجا دفن شد؟ فرمود: پیش از طلوع خورشید در جانب غریین به خاک سپرده شد و حسن (ع) و حسین (ع) و محمد حنیفه فرزندان علی (ع) و عبدالله بن جعفر (برادرزاده علی (ع)) وارد قبر شدند و جنازه را در میان قبر گذاردند. [۴]

*ساخت بارگاه امام علی (ع)

چون قبر آن حضرت تا زمان امام صادق (ع) مخفی بوده، لذا قبل از آن کسی نمی‌توانسته بر آن قبر شریف بنا یا حرمی درست کند. اما بعد از اینکه موضع قبر آشکار شد، طبق برخی روایات که حکایت از آن دارد که قبر امام علی (ع) نخستین بار در زمان امام صادق (ع)، زمانی که امام طبق دعوت منصور دوانیقی عازم منطقه حیره بودند حصاری دور قبر کشیدند، مرقد امام پس از آن محل زیارت شیعیان آن حضرت می‌شد. [۵]

البته در طول تاریخ با توجه به سیاست خلفا تغییر و تحولاتی در حرم امام صورت می‌گرفت، برخی از خلفا که از سیاست مذهبی استفاده می‌کردند، جهت جذب علویان به سوی خود و مهار کردن شورش‌های آنان در جهت آبادی حرم حضرت قدم بر می‌داشتند و شیعیان را هم در این کار آزاد می‌گذاشتند، ولی برخی از خلفا همچون متوکل عباسی نسبت به شیعیان سختگیری می‌کردند و اقدام به خراب کردن حرم ائمه (ع) می‌کرد.

اما با روی کار آمدن حکومت شیعی آل بویه و تسلط کامل آن‌ها در بغداد و شهرهای اطراف آن، زمینه را برای گسترش شهرهای مذهبی علویان از جمله نجف و رونق بخشیدن به حرم امام علی (ع) و کوچ علویان به آن شهر به تعمیر و ساختن بارگاه بر قبر امام علی (ع) و توسعه آن اقدام کردند و بر فراز مرقد مطهر امام گنبدی سفید بنا نهادند و در اطراف شهر دیوار کشیدند و برای اولین بار، برای حرم و بارگاه علوی چند حاجب و خادم تعیین کردند. [۶]

بنابراین می‌توان گفت که اولین کسی که اقدام ساختن بنا بر حرم امام علی (ع) کرد، اصحاب امام جعفر صادق (ع) و به دستور آن حضرت این اقدام را عملی کردند، بعد از آن در دوره‌های مختلف توسط علویان تغییر و تحولاتی در آن صورت گرفت و در دوره آل بویه رونق بیشتری گرفت و بر بارگاه علوی گنبد بنا کردند و در دوره‌های بعدی از جمله دوره مغول و دوره صفویان و قاجاریان تغییراتی در بارگاه امام علی (ع) صورت گرفت.

*علت اصلی پنهان بودن قبر حضرت

وصیت امام (ع) این گونه بود که شبانه و مخفیانه دفن شود، چنانکه حضرت زهرا (س) به حضرت وصیت کرد که مخفیانه دفن شود و این وصیت‌ها دارای چند پیام هستند:

۱. بیان مظلومیت اهل بیت

۲. شناخته نشدن جایگاه آنان و پوشیده ماندن منزلت ایشان.

۳. توجه به علت اصلی این مظلومیت در جریان تاریخ اسلام و توطئه‌های دشمنان بر علیه اهل بیت و استمرار این جریان.

۴. همان طور که شخصیت علی (ع) در زمان خود مجهول بود و اکنون پس از قرن‌ها دانشمندان غیر مسلمان نیز تشنه درک حضور و عاشق سخنان و اندیشه‌های اویند، شناخت بارگاه و مرقد ملکوتی علی (ع) نیز نیازمند معرفت و شناخت است که اگر قبل از آن ظاهر می‌شد، مورد اهانت جاهلان واقع می‌شد از این رو پنهان بودنش بهتر بود.

۵. به دلیل کینه و عناد بنی‌امیه و خوارج و دیگران به آن حضرت چنان که سال‌ها حضرت را در منابر خود ناسزا گفتند و بر علیه او تبلیغ کردند، از این رو اگر قبرش معلوم بود جسارت می‌کردند، از این رو سال‌ها در اختفای کامل بود و به جز ائمه و خواص شیعه کسی آگاه نبود.

*پی‌نوشت‌ها:

۱-قزوینی، سید کاظم، امام علی (ع) از ولادت تا شهادت، مترجم علی کرمی، قم، انتشارات دلیل ما، چاپ اول، ۱۳۸۰ ش، ص ۶۶۳ ـ ۶۶۴.

۲-شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، مؤسسة آل البیت للحیاء التراث، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق، ج ۱، ص ۱۰.

۳-شیخ طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، قم، مؤسسة آل البیت الاحیاء التراث، چاپ اول، ۱۴۱۷ ق، ج ۱، ص ۳۱۲.

۴- علامه حلی، نگاهی بر زندگی دوازده امام (ع)، ترجمه محمد محمدی اشتهاردی، چاپخانه دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۰ ش، ص ۶۵.

۵-ارشاد، علی اکبر، دانشنامه امام علی (ع)، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۰، ج ۹، ص ۴۹۲.

۶- همان، ص ۴۵۷.

 منبع : تسنیم

آیت اللهی که در برابر خانواده‌اش ترور شد

آیت الله سید عبدالله بهبهانی از روحانیون پر آوازه و نامدار عهد ناصری و دوران مشروطیت ایران به شمار می‌رود. او در وقایع منتهی به برپایی نظام مشروطیت و نیز پس از آن، حضوری نمایان و در برخی موارد تعیین کننده ایفا کرد که اسناد و تفاصیل آن در کتب تاریخی مربوطه درج شده است.

او در مشروطه اول، با نگرانی ها و هشدارهای شهید آیت الله شیخ فضل الله نوری، همدلی چندانی نشان نمی داد.
با شهادت شیخ و آغاز مشروطه دوم، بهبهانی با مشروطه خواهان سکولار و تندرو از قبیل حزب دموکرات و چهره‌هایی چون حسن تقی زاده، مواجهه و اصطکاکی جدی پیدا کرد که همان نیز به قتل وی منتهی گشت.
هنوز یک سال از بردار شدن شهید شیخ فضل الله نوری سپری نشده بود که عمال تقی زاده از قبیل حیدر عمواوغلی، رجب سرابی با دونفر دیگر- در دوره ای که یپرم خان ارمنی ریاست نظمیه را بر عهده داشت- به منزل وی حمله بردند و در برابر دیدگان اهل خانه، با شلیک ۳ گلوله او را به شهادت رساندند.

منبع:مشرق

۱۷ راهکار برای جلوگیری از بدحجابی

قرآن کریم درباره رعایت حجاب که به‌عنوان یک امر ضروری در اسلام، شناخته می‌شود، راهکارهای متعددی را ارائه داده است…

به‌کارگیری این راهکارها در جوامع اسلامی می‌تواند تبعات ناشی از بی‌حجابی و بدحجابی را تقلیل داده یا به‌طورکلی از میان بردارد. این راهکارها که بخشی از آن مربوط به نوع پوشش زنان در جامعه است شامل:

۱- ارائه یک چهارچوب صحیح برای پوشش زن

۲- معرفی افراد محرم و نامحرم

در قران کریم در سوره نور (۲۴) آیه ۳۱، که شامل محارم رضاعی نسبی و سببی هست

۱۷ راهکار برای جلوگیری از بدحجابی

 ۳- آشکار نکردن زینت‌ها

که دراین‌باره می‌توان گفت که اسلام دستور به زینت نکردن نداده است بلکه از زینت که باعث جلوه‌گری و خودنمائی زن در برابر مردان نامحرم می‌شود نهی نموده است.

قران کریم دراین‌باره می‌فرماید:

«… لایبدین زینتهن …»

زنان زینت‌های خود را آشکار نکنند

۴- تبیین حدومرز زینت در برابر افراد

که به سه قسم تقسیم می‌شود:

الف: زینت برای غیر محارم که آشکار نکردن زینت‌های پنهان است و نگاه به زینت‌های آشکار در صورتی خالی از اشکال است که خالی از هرگونه قصد لذت و ریبه باشد این حد زینت در آیه مبارکه » الاماظهر منها » استثنا شده است و دو قسمت زیر با «الالتبعولتهن» از دستور «لایبدین زینتهن» استثنا شده است.

ب: زینت برای شوهر، که زینت علی الاطلاق هست و شامل تمام بدن هست.

ج- زینت برای سایر محارم

از ابی جعفر علیه السلام واردشده:

«واما زینته المحرم فموضع القلاده فما فوق‌ها و الدملج مادونه والخلخال و ما اسفل منه و اما زینه الزوج فالجسد کله»

قسمت سوم، مربوط به زینت برای سایر محارم است که شامل محل گردنبند و بالایان، بازوبند و زیران و خلخال و آنچه پائین آن است می‌شود.

بنابراین باید به این مهم توجه داشته باشیم که از پوشیدن لباس حلقه آستین، دامن‌های کوتاه با پاهای برهنه و یقه‌های باز بیش‌ازحد متعارف حتی در برابر محارمی (به‌جز شوهر) مانند پدر، برادر، عمو و دایی و … خودداری کنیم و جواز نگاه کردن به زینت‌های باطنی زنان آن‌هم در محدوده‌ای که در روایات نقل‌شده برای محارم غیر شوهر به شرطی است که فسادی در بین نباشد.

با توجه به آیه مبارکه «وقرن فی بیوتکن و لاتبرجن …. اقمن الصلوه …» خداوند در این آیه شریفه به زنان امر می‌کند که شرح و جلوه‌گری نکنید و اگر می‌خواهید نیروی بازدارنده ای در برابر این تبرج به دست آورید نماز را به پا دارید نماز شما را از فحشاء منکر بازمی‌دارد. نمازخواندن نیرومندترین وسیله برای حفظ حجاب است

۵- نهی از تبرج مذموم

در قرآن کریم دراین‌باره آمده است «… و لاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی….» منظور از تبرج زنان در جاهلیت اولی، جلوه‌گری زنان در قبل از اسلام بوده است که در تمامی این دوران به دلیل عدم رعایت دستورات پیامبران زنان دچار چنین معضلی شده که سبب به وجود آمدن پیامدهای بد بسیاری برای جامعه نیز شده است.

در تفسیر قمی روایتی از امام صادق علیه السلام از پدرش در ذیل آیه «… و لاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی …» آمده است و این است که «به زودی جاهلیت دیگری می‌آیید» و در تفسیر التبیان آمده است که منظور از جاهلیت اخری زمانی است که مردم همان‌گونه عمل کنند که قبل از اسلام عمل می‌شده است.

امروز شاهد این تبرج‌ها و جلوه‌گری‌های مذموم هم در مردان و هم در زنان هستیم. در روایات از چنین مردانی با چنین خصوصیاتی یادشده است: «یتزینون بزینه المراه لزوجها و یتبرجون تبرج النساء» و از چنین زنانی این چنین یادشده است «نسوه کاشفات عاری‌ات متبرجات. من الدین داخلات فی الفتن مائلات الی الشهوات مسرعات الی للذات مستحلات للمحرمات جهنم فی جهنم خالدات.»

۶- عدم حضور غیرضروری زن در جامعه

با توجه به آیه شریعه:

«و قرن فی بیوتکن و لاتبرجن تبرح الجاهلیه الاولی…»

در خانه‌هایتان بنشینید و آرام گیرید و بی حاجت و ضرورت از منزل بیرون نروید و مانند دوره جاهلیت پیشین آرایش و خودآرائی مکنید.

امام رضا علیه السلام در مجلس فرمودند: هنگامی‌که دختر شش‌ساله شد مرد نامحرم نباید او را در آغوش بگیرد

زنان مؤمنه به پیروی از این آیه مبارکه باید از هرگونه حضور غیرضروری در جامعه خودداری کند تا الگو و نمونه برای سایر زنان مسلمان باشند.

۷- ترویج فرهنگ غیرت در مردان

پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه وآله و سلم) می‌فرماید: چگونه مردی است درحالی‌که تزئین می‌کند همسرش و خارج می‌شود از خانه‌اش به حالتی که تزئین کرده و عطر زده و شوهرش بر این امر راضی باشد پس می‌سازد برای همسرش آن زن هر قدم خانه‌اش در آتش.

۱۷ راهکار برای جلوگیری از بدحجابی 2

۸- حفظ نگاه

«قل للمومنین یعضوا من ابصارهم… و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن»

حفظ نگاه توسط زنان و مردان مؤمن یک مبارزه منفی با زنان جلوه‌گر هست و چون چنین زنانی را مورد بی‌توجهی قرار دهند یک اثر تربیتی دارد آن‌ها متوجه خواهند شد که تنها با این وضع موردتوجه بیماردلانی قرار خواهند گرفت که خود فاقد ارزش انسانی هستند.

۱۷ راهکار برای جلوگیری از بدحجابی 3

۹- تبیین فلسفه حجاب برای جامعه

حجاب مایه ارزش و احترام زن هست و مایه حفظ عفت و عصمت زن است. حجاب مایه تحکیم پیوند زوجین می‌شود حجاب سلامت جامعه را در بردارد حجاب حق الهی است و مسلمان تسلیم امر الهی هست حجاب پرچم پاک‌دامنی و عفاف برای زن است. حجاب سبب امنیت زن در جامعه می‌شود حجاب عاملی برای موفقیت‌های معنوی است و حجاب …

۱۰-آگاهی افراد از مضرات سوء بدحجابی

بدحجابی باعث عدم امنیت زن در جامعه می‌شود، بدحجابی عاملی برای بلوغ زودرس جوانان است، بدحجابی باعث بی‌ارزش شدن زن در جامعه می‌شود بدحجابی باعث بالا رفتن آمار طلاق، تلف کردن وقت، استحاله شدن در فرهنگ بیگانه، فلج کردن نیروی کار در جامعه، تبدیل‌شدن زن به موجودی مصرفی استعمار کشیده شدن کشور و … می‌شود، و علاوه بر آن عذاب‌های اخروی را نیز به دنبال دارد.

۱۱- صبر و استقامت در ترک عادت

افرادی که سعی بر این دارند که بهبود در وضعیت پوشش خود به وجود آورند مسلماً با مشکلاتی چون فشار از ناحیه اطرافیان، تمسخر عده‌ای نادان و … قرار خواهند گرفت اما زنی که الگوی خود را فاطمه زهرا سلام‌الله علیها و زینب کبرا سلام‌الله علیها قرار دهد سختی این کار در برابر سختی‌هایی که این بزرگان کشیده‌اند بسیار ناچیز است.

۱۲- تربیت تدریجی بر تحجب در خانواده

امام رضا علیه السلام در مجلس فرمودند: هنگامی‌که دختر شش‌ساله شد مرد نامحرم نباید او را در آغوش بگیرد.

بنابراین در مسئله آموزش حجاب و پوشش به فرزندان نیز پدر و مادر باید مرحله‌به‌مرحله او را به فلسفه و خوبی‌های حجاب آشنا کرده و درخور درک فرزند به راهنمایی او بپردازند و فرزند تحت تربیت تدریجی و عملی پدر و مادر قرار گیرد.

باید به این نکته توجه داشته باشیم که غالباً پیروزی‌های نهایی و کامل در درازمدت به دست می‌آید.

۱۷ راهکار برای جلوگیری از بدحجابی 4

۱۳- مراقبت در معاشرت‌ها و هم‌نشینی‌ها

حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: با اشخاص شرور معاشرت و رفاقت نکن زیرا طبیعت تو ناخودآگاه از او متأثر می‌شود. بنابراین زنان مؤمنه باید مراقب باشند دوستان صمیمی و همدل خود را از زنان عفیف و باحیا انتخاب کنند و از دوستی با افراد بی‌بندوبار خودداری کنند هرچند باید تلاش بر منشأ اثر بودن روی این افراد باشند.

۱۴- ترویج فرهنگ قناعت و ساده‌پوشی در زنان

پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله سلم می‌فرمایند:

«استعینوا علی النساء بالعری ان احداهن اذا کثرت ثیابها و احسنت زینت‌ها اعجبها الخروج»

زنان را لباس ساده بپوشانید هنگامی‌که زیاد شود لباس‌ها و نیکو شود زینت‌هایش وسوسه می‌شود. او بر خروج از خانه اسراف و زیاده‌روی و مدپرستی در تهیه لباس علاوه برابر انگیختن حس خودنمایی عاملی برای فقر خودساخته این زنان می‌شود که آسیب‌های فراوان دیگری را به همراه دارد.

۱۵- ایجاد مشاغل خانگی برای زنان جویای کار

زنان مؤمنه باید سعی کنند وقت خود را باکارهای نیک پر کنند ازجمله تربیت فرزندان، بالا بردن علم و آگاهی، و همچنین کارهای هنری مفید برای زنان ازجمله پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمودند: «نعم اللهو المعزل للمراه الصالحه»؛ بافندگی برای زن صالحه سرگرمی خوبی است.

 ۱۶- احیای امر به معروف و نهی از منکر

پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم فرموده‌اند: اگر شخصی در نهان معصیتی را مرتکب شود فقط به شخص او ضرر وارد می‌شود و اگر در ملأ عام گناهی را انجام دهد و دیگران او را نهی از منکر نکنند همه مردم زیان می‌بینند.

البته باید توجه داشت در پیش گیری و درمان بدحجابی و بی‌حجابی باید امر به معروف با شیوه‌های منکر و بدون توجیه منطقی و خارج از حدود شرعی مشخص‌شده نباشد تذکرات باید صحیح باشد و مرحله‌به‌مرحله اجرا شود.

حجاب 45

۱۷- ترویج فرهنگ نماز در بین زنان

زنان در حال نمازخواندن مکلف به داشتن حجاب کامل هستند؛ از طرفی بهترین نوع ارتباط معنوی بنده باخدای خویش در حالت نماز هست. با توجه به وجوب پوشش در نماز که بهترین حالت ارتباط زن با خداوند متعال است به ارزش جایگاه حجاب پی می‌بریم از طرفی زنان مؤمن برای انجام فرضیه الهی نماز در روز چندین بار داشتن پوشش کامل را عملاً تمرین و تکرار می‌کنند علاوه بر آن با توجه به آیه مبارکه «وقرن فی بیوتکن و لاتبرجن …. اقمن الصلوه …» خداوند در این آیه شریفه به زنان امر می‌کند که شرح و جلوه‌گری نکنید و اگر می‌خواهید نیروی بازدارنده ای در برابر این تبرج به دست آورید نماز را به پا دارید نماز شما را از فحشا منکر بازمی‌دارد. نمازخواندن نیرومندترین وسیله برای حفظ حجاب است.

منبع : حیات برتر

مجموعه ویژه ۱۰ صوت شهادت امام علی علیه السلام

 

پوستر شهادت امام علی
کیفیت های مختلف در لینک : http://www.afsaran.ir/link/652431

اصبغ بن نباته

سخنرانی «حجت الاسلام و المسلمین شهاب مرادی» در شب بیست و دوم ماه مبارک رمضان ۱۳۹۰ (۶:۱۵)  دریافت صوت ۴مگ

وصایای علی (ع)

سخنرانی «حجت الاسلام حسینی قمی» پیرامون «وصایای امیرالمومنین حضرت علی بن ابیطالب(ع) در آخرین لحظات حیات مبارکشان» (۲۶:۳۵) دریافت صوت ۱۸مگ

حکایت غربت (کیفیت متوسط)

پادکست گنجینه صوتی تبیان به مناسبت ایام سوگواری حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب(ع)؛ «…نیمه شب بود و سایه ها آرام؛ کوچه را خیس اشک می کردند/ گفت مولا که زود بر گردیم؛ تا غم یار را نفهمیدند/ لات هایی که عبدود بودند؛ ابتدا با هبل بلی گفتند/ بعد از آن هم که یا علی گفتند؛ أین عمار را نفهمیدند/ آخر قصه اش بهاری بود؛ سوره انفطار جاری بود/ عالمان “قرائت و تفسیر”؛ شوق دیدار را نفهمیدند/ کودکانی که با خبر بودند؛ از همه روزه دار تر بودند/ بس که لب تشنه سحر بودند؛ وقت افطار را نفهمیدند…»؛ تقدیم به کاربران گرامی تبیان(لطفا با انتقاد و پیشنهاد های خود ما را در ارائه بهتر پادکست های بعدی یاری نمایید)(۲۵:۱۴)
دریافت صوت

شب شهادت

روضه خوانی به مناسبت شهادت امام علی (ع) توسط حجت السلام کافی (۶:۵۹) دریافت صوت ۲۰۰کیلوبایت

 

چرا حضرت علــی گاهی از خودش تعریــف میکند ؟ پاسخ از امام خمینی (‘۴ دقیقه) دریافت صوت

 مداح : کربلایی نریمان پناهی

پشت در خونه ما یتیما چشم انتظارند/شیر خدا چشاشو بست/ بگید دیگه یتیما شیر نیارن | دریافت صوت ۲مگ

فایل صوتی مداحی فوق العاده حاج محمود کریمی : 
چشمای زینب بی خوابه ، تو گریه اش عکس مهتابه … شکسته فرقی تا ابرو .. علی میون محرابه … | دریافت صوت ۲مگ

نوحه جدید و زیبای حسین کشتکار بوشهری و عمار صفوی به نام داغ هجران | دریافت فایل ۲مگ

آهنگ بسیار زیبای جان جهان از حسین کشتکار بوشهری| دریافت صوت ۲مگ


دانلود مداحی شهادت امیرالمومنین (ع) با نوای سید‌مجید بنی‌فاطمه

سید‌مجید بنی‌فاطمه مداح اهل بین عصمت و طهارت در رثای حضرت علی علیه‌السلام به ذکر مصیبت پرداخت. دریافت صوت ۲مگ

از کوچه باغ عاشقی بوی گل آشتی میاد (مناجات)

سعید حدادیان مداح اهل بیت عصمت و طهارت شب گذشته در رثای حضرت علی علیه السلام به ذکر مصیبت پرداخت. دریافت صوت ۴مگ

دانلود مداحی شهادت حضرت علی (ع) با نوای هلالی

عبدالرضا هلالی مداح اهل بیت (ع) با نوای دلنشین خود در رثای حضرت امیر (ع) به ذکر مصیبت پرداخت. دریافت صوت ۳مگ