برنامه زنگ بیداری اخبار دادگاه هاشمی تا اجاره ساعتی خانه‌ها

 برنامه زنگ بیداری که پادکستی خبری است توسط گروه صدای میقات منتشر میشود این برنامه موضوعات سیاسی اجتماعی  را در قالب طنز و موزیک هایی جذاب ارائه می کند بخش گیربازار , نفس حق و گلهای یاس که به بررسی زندگی شهدا می پردازد در ادامه با مجله بنیانا همراه باشید , چهار شماره از این برنامه که در چهار هفته گذشته منتشر شده ,آنلاین بشنوید یا دانلود کنید.

برنامه زنگ بیداری گل یاس

برای دریافت دیگر برنامه‌های زنگ بیداری به سایت صدای میقات مراجعه کنید یا برچسب #زنگ بیداری را پیگیری کنید.

زنگ بیداری ۱۴۲

اخبار: قدیر و قدردانی و اهدای کارت هنر به خواننده طرفدار فتنه ۸۸ در شبکه ی BBC فارسی توسط وزیر ارشاد کشور ایران آقای جنتی !!! :۰ // نجفقلی حبیبی رییس سابق شورای هماهنگی حزب اصلاحات گفت: هزینه کردن و گریه کردن برای امام حسین (ع) بی فایده است!!! 🙁 //

مدیر صندوق توسعه ملی: مجوزی برای پرداخت وام ازدواج نرسیده است. 🙁 // نوبخت سخنگوی دولت روحانی : متولدان جدید تا اطلاع ثانوی یارانه دریافت نمی کنند. :۰ // دادگاه سوم جناب مهدی هاشمی هم برگزار شد و همچنان مانند مذاکرات هسته ای  ژنو کاملا محرمانه است. :۰ // به همراه طنز

* برنامه نفس حق در زنگ بیداری ۱۴۲: (وقتی یک نفر کشتی را سوراخ کند، تمام سرنشینان آن غرق می شوند…) صحبتهای سازنده استاد بزرگ معلم شهید مرتضی مطهری

* گیربازار: (حکومت شهوت و غفلت) قسمت ۴ (آخر) – اجاره ی ساعتی خانه ها در اطراف دانشگاه های تهران!!! و… به همراه صحبت های شنیدنی دکتر خسروی درباره ی علت خیانت زوج های جوان ایرانی و بالا رفتن بی سابقه ی آمار طلاق در کشوردر برنامه زنگ بیداری ۱۴۲… – با اجرای مسعود

* حکایت: (شیطان و شیطانک) – با اجرای آقای صفری

* برنامه گلهای یاس: (کاروان آهسته رو…) به یاد برادران شهید مهدی و حمید باکری، به همراه صحبت های همسر شهید حمید باکری در پادکست زنگ بیداری ۱۴۲ بشنوید

 پخش آنلاین و دانلود برنامه زنگ بیداری ۱۴۲ 

دریافت از صدای میقات | دریافت از مدیافایر

qrcode142


جمکرانپادکست زنگ بیداری ۱۴۱

* بسته خبری: حکم یازدهمین دوسالانه جهانی پوستر برای داوران جشنواره های ضدایرانی از سوی وزارت ارشاد ایران صادر شد!!! :۰ // مدیر کل نظارت و ارزیابی دارو: داروهای بیماران سرطانی در مناطق محروم کشور، رایگان شد 🙂 //

در اعتراض به جداسازی محیط کار خانم ها و آقایان از سوی شهرداری تهران، خبرنگار روزنامه شرق گفت: حاضرم تن ۱۰۰ مرد به من بخورد ولی حق انتخاب داشته باشم!!! :۰ // وزیر بهداشت از  ورود هزار دستگاه آمبولانس تا پایان امسال به ناوگان اورژانس بیمارستان های کشور خبر داد  🙂 //

خبرگزاری رویترز انگلیس گزارش داد: تداوم کارشکنی آمریکا در صادرات انواع  دارو به کشور  ایران 🙁 // رئیس جمهور روحانی: به جهنم که از مذاکره می لرزید…… ۹۰% مردم ایران پشتیبان تیم مذاکره کننده هستند!!! :۰ // به همراه طنز

* برنامه نفس حق در زنگ بیداری۱۴۱: (تمام خیر در چهار چیز است…) صحبت های استاد بزرگ اخلاق حاج آقا مجتهدی گل

* گیربازار: (حکومت شهوت و غفلت) قسمت سوم؛ گزارش های تکان دهنده ای از وضعیت فساد در جهان و آمریکا … – با اجرای مسعود در برنامه زنگ بیداری ۱۴ بشنوید

* حکایت: (عارف و غلام) – با اجرای آقای صفری

* داستان صوتی گلهای یاس: (مصطفی تکه تکه شد…) به یاد شهید طلبه مصطفی ردانی پور در پادکست زنگ بیداری شماره ۱۴۱

دانلود و پخش انلاین پادکست زنگ بیداری ۱۴۱

دریافت از صدای میقات | دریافت از مدیافایر

qrcode141


جمکران2زنگ بیداری ۱۴۰

* برنامه نفس حق: (ما معرفتمان ناقص است.) – سخنان استاد بزرگ اخلاق محمدتقی بهجت

* گیربازار: (حکومت شهوت و غفلت) قسمت دوم – با اجرای مسعود در پادسکت زنگ بیداری ۱۴۰

* حکایت: (پنج دروغ و یک حقیقت از شیطان) – با اجرای آقای صفری

* گلهای یاس: (تا آخرین قطره ی خون) – به یاد شهید علی قمی به همراه صحبت های مسیح کردستان شهید محمد بروجردی , در انتهای پادکست زنگ بیداری ۱۴۰ بشنوید

دریافت برنامه زنگ بیداری صدوچهلم

 دریافت از صدای میقات | دریافت از مدیافایر

qrcode140

حضرت قائمزنگ بیداری ۱۳۹

* بسته خبری برنامه زنگ بیداری  ۱۳۹ :نوبخت سخنگوی دولت: حذف یارانه پر درآمدها از سوی دولت را اعلام کرد. 🙂 // ابوطالبی همچنان نماینده ایران در سازمان ملل است. 🙂 //

عراقچی عضو ارشد تیم مذاکره کننده ی هسته ای کشور گفت: نتوانستیم در هیچ موضوعی اختلافات را کم کنیم!!! :۰ // هشدار رئیس مرکز سرطان گفت: ایران بالاترین رشد سرطان را در دنیا دارد. 🙁 // قائم مقام دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر از راه اندازی ۵۱ سایت اینترنتی از سوی دشمن جهت آموزش ساخت مواد مخدر صنعتی به جوانان ایرانی خبر داد. :۰ // ورود برنج خارجی به بازار مازندران!!! :۰ //

فائزه هاشمی تبرئه شد. :۰ // احتمال بازگشایی دفتر BBC در ایران با اجازه ی وزارت ارشاد!!! :۰ // به همراه طنز 🙂

* گیربازار: (حکومت شهوت و غفلت) قسمت اول – با اجرای مسعود

* گلهای یاس: (گرمای طاقت فرسا) به یاد شهید محمد جهان آرا به همراه صحبت های کمتر شنیده شده ی این شهید بزرگوار در برنامه زنگ بیداری ۱۳۹

* نفس حق: (هرگز نمی توانیم قدس را در دست صهیونیست ها ببینیم.) صحبت های شهید دکتر بهشتی و امام سید علی خامنه ای

دانلود برنامه زنگ بیداری ۱۳۹

دریافت از صدای میقات | دریافت از مدیافایر

qrcode1139

زنگ بیداری ۱۳۸

* نفس حق: (صدای بزغاله درآورد برای خنداندن یتیم…) – صحبت های استاد اخلاق آقای قرائتی

* گلهای یاس: (انتظار دل مادر، برگرد) به یاد شهید مفقود الاثر (جمال محمد شاهی) به همراه صحبت های مادر این شهید بزرگوار (گزارشی که توسط بچه های میقات تهیه شده). برای بازگشت جمال به آغوش مادرش دعا کنید…

* حرف حساب: (B.B.C فارسی و فتنه ای تازه برای ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی) به همراه پخش گزارش این شبکه شیطانی در پادکست زنگ بیداری ۱۳۹ بشنوید.

* تلنگر: (من کنت مولاه فهذا علی مولاه) آنچه که شیعه وسنی باید بدانند تا… – صحبت های استاد علی اکبر رائفی پور

دانلود و پخش انلاین برنامه زنگ بیداری ۱۳۸

دریافت از صدای میقات | دریافت از مدیافایر

qrcode138

این سری برنامه ها برایتان جالب بود ؟ انها را برای دوستان خود نیز ارسال کنید

یک آیه قرآن بخوانیم؛ «نیکی و بدی»

خداوند در سوره اسرا آیه ۷ می فرماید:

اعوذبالله‌من‌الشیطان‌الرجیم

«إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا»

اگر نیکی کنید به خود می کنید ، و اگر بدی کنید به خود می کنید

***

دلی که خدا گشود

در تفسیر مجمع البیان ذیل آیه آمده است:

اگر شما در گفتار و عملکردتان نیکى و عدالت پیشه سازید، پاداش و ثمره آن به خود شما باز مى‏ گردد.

 

در آن صورت است که شما در این جهان، پرتوان و پر صلابت بوده و بر دشمنان تجاوزکار چیره و پیروز خواهید بود، و در سراى آخرت نیز از آفریدگارتان پاداش پرشکوهى دریافت خواهید داشت، چرا که او به شایستگى‏ ها پاداش مى‏هد.
وَ اِنْ اَسَاْتُمْ فَلَها
و اگر بد اندیشى و بیداد پیشه‏ سازید، زیان آن به خود شما باز مى‏ گردد.
به باور پاره‏اى منظور این است که، و اگر بدى و زشتکارى پیشه سازید، برایتان کیفر خواهد بود. به هر حال روى سخن به باور برخى با فرزندان اسرائیل است و به آنان هشدار مى‏ دهد، امّا به باور برخى دیگر، ممکن است روى سخن در این آیه، با عصرها و نسل‏ها یا امّت پیامبر باشد و یک اصل جهان‏شمول را براى آنان باز گوید.

 
با این بیان، این فراز در آیه شریفه معترضه است، درست بسان گفتار یک اندرزگوى فرزانه است که ضمن بیان سر گذشتى، گاه و بیگاه روى سخن را متوجّه مردم مى‏سازد و آنان را اندرز مى‏ دهد و دگرباره به بیان داستانش مى‏پردازد.

 

آرى قرآن نیز نخست سرگذشتِ سرکشى و برترى بنى اسرائیل را ترسیم مى‏ کند، آنگاه روشنگرى مى‏ نماید که آنان به کیفر این تبهکارى،مورد هجوم دشمن قرار مى‏گیرند و به ذلت مى ‏افتند.
در سوّمین فراز، از توبه و بازگشت آنان به سوى حق و عدالت و پذیرفته شدن توبه آنان، و باز یافت اقتدار گذشته‏ شان پرده برمى‏ دارد.

 
و پس از همه اینها، به ترسیم این اصل جهان‏شمول مى‏ پردازد که: هان اى مردم! پس به ‏هوش باشید که ثمره زیبا و شیرین و اقتدارآفرین نیکى و شایسته ‏کردارى و درست اندیشى هر فرد و جامعه اى به خود آنان باز مى‏ گردد، درست همان‏گونه که ثمره شوم گناه و بیدادشان. و بدین‏سان آنان را به نیکى‏ ها تشویق، و از زشتى‏ ها و بیدادگرى‏ ها باز مى‏ دارد.

 

حوریانی پرده نشین در خیمه‌ها

مسئله پوشش و حفظ  عفاف خاصّ دنیای اسلام و حتی دنیای ادیان توحیدی نیست. براساس زمینه فطری، حتی جوامع اولیه و به دور از تمدن و مذهب هم آن را مورد توجه خود قرار داده اند (شیرین بیانی، زن درایران عصرمغول ،ص۵۸) و در همه جوامع و ملل به صورت های گوناگون، کم و بیش وجود داشته است، اما با آمدن اسلام این مسئله به عنوان یک حکم تکلیفی و ضروری برای زنان تعیین گردید.

حوریانی پرده نشین در خیمه ها

بر مبنای دستورات اسلام هنگامی که زن پوشیده با وقار باشد و در روابط اجتماعی جانب عفاف و #پاکدامنی را رعایت کند، افراد مغرض، جرات نخواهند کردتا متعرض وی شوند. (سوره احزاب،آیه۳۳ / عبدالله جوادی آملی، زن در آیینه جلال وجمال،ص ۴۳۸)

بر اساس فطرت و طبیعت انسانی، زنان از از ظرافت، لطافت و جاذبیت های خاصی برخوردار هستند که عمل و رفتار آنها می تواند مردان را به سوی خود جذب کنند.

همچنان که در روایات آمده است: «المرئه ریحانة» یعنی «زن هم چون ریحانه یا شاخه گلی، ظریف است»،اگر باغبان او را پاس ندارد، از دید و دست تعرض گلچین، مصون نمی ماند.

با بررسی آیات و روایات در می یابیم که رعایت عفاف شامل مردان نیز می شود و نیز در لزوم رعایت عفاف، تفاوتی بین افراد زن ومرد وجود ندارد.

(سوره نور،آیه۳۳) اما به علت طبیعت و روحیه زنان،اسلام برای آن که قدر و ارزش زن ها محفوظ باشد با مقرر داشتن حکم پوشش، زنان را از سهل الوصول بودن مصون داشته و با حجاب محدوده مطمئن تری پیرامون او قرار داده است. (سوره نور،آیه۳۰)

بنابراین برای سالم سازی جامعه باید به دنبال عفت عمومی باشیم تا حجاب آگاهانه گسترش یابد تا #سلامت و#امنیت_اجتماعی در جامعه پایدارشود.قرآن کریم، زنان ایده آل را که در بهشت جای دارند، به مروارید محجوب و پوشیده در صدف تشبیه می‏کند: « کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ. » (سوره واقعه ) 

هیچ گوهر فروشی گوهرهای ناب و قیمتی خود را در معرض دسترس افراد قرار نمی دهد . استاد شهید مطهری در این باره می‏فرماید: «حرکات و سکنات انسان گاهی زبان‏دار است.

گاهی وضع لباس، راه رفتن، سخن گفتن زن معنا دار است و به زبانِ بی‏زبانی می‏گوید: دلت را به من بده، در آرزوی من باش، مرا تعقیب کن؛ گاهی بر عکس، با زبان بی‏زبانی می‏گوید: دست تعرّض از این حریم کوتاه است.»(مساله حجاب ص ۱۳۶)بررسی ابعاد مختلف عفاف و گستره ان در شئونات فردی و اجتماعی دامنه وسیعی دارد که با استعانت از قران و سنت به چند مورد ان اشاره می کنیم:

عفت در اندیشه 

عقل یکی از عوامل موثر در تعدیل خواهش های نفسانی و رام کردن غرایز بشری است، هر چه تفکر انسان متعادل شود و با فطرت کمال جویی او بیشتر منطبق باشد،سریعتر راه تکامل را می پیماید.امیر المومنین علی علیه السلام می فرمایند:«من عقل عف» هر آن کس که عقل دارد عفت دارد.

عفت در نگاه 

ارزش و اهمیت این موضوع از این باب است که چشم، دروازه دل است و انچه از این دریچه وارد باطن شخص می گردد، گاهی او را به سر منزل سعادت و گاهی به ورطه سقوط و ذلت می کشاند،چنانچه امام علی (ع) می فرمایند : «العین رائد القلب» چشم، دل را بدنبال خود می کشاند .

از انجا که خداوند خالق انسان است و نسبت به تمام صفات و اخلاقیات او اگاهی کامل دارد و مصلحت و مخیر و صلاح ادمی را بهتر از هر کسی می داند عفت در نگاه را توصیه فرموده است و مومنین را از نگاه های الوده بر حذر می دارد:« قل للمومنین یغضوا من ابصارهم …..* و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن.. (سوره نور /آیه ۳۰ و ۳۱) بیان صریح این ایات مبنی بر حرمت نگاه کردن مرد و زن نامحرم به یکدیگر است.

عفت در معاشرت 

انسان موجودی است که به صورت انفرادی معاشرت نمی کند ؛یعنی برای ادامه زندگی نیاز به روابط اجتماعی دارد. در این میان زن نیز همچون مرد وجودی اجتماعی است و برای تامین نیاز های خو د باید د ر اجتماع حضور یابد.

انچه مسلم است و از قران و سیره پیامبر ص و ادمه اطهار دریافت می شود این است که زنان با رسول اکرم ص و امامان بزرگوار ع معاشرت و گفتگو داشته اند حتی قران بیعت با زنان را که یکی از بارزترین نمونه های مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان است پذیرفته. (سوره ممتحه / آیه۱۲)

عفت در زینت

تمایل انسان به زیبایی و جمال با سرشت او امیخته شده است،در کتب اسلامی روایات بسیا ری درباره ارزش زیبایی و جمال انسان امده است.

 

از جمله پیامبر اکرم ص فرمودند :« علیکم باالوجوه الملاح و الحدق السود» (سفینه البحار ص ۵۴۶) بر شما باد که با خوب رویان نمکین صورت و مشکین چشم معاشرت کنید» امیرالمومنین نیز در این باره فرمودند :«حسن وجه المومن حسن عنایه الله به » (غررالحکم ص ۳۷۹)روی زیبای مردم با ایمان عنایت نیکوی خداوند به انان است.

بنابر این خدا وند نهی از زینت نمی کند بلکه انچه مذوم است و مورد نهی واقع شده است نهی از تبرج (سوره احزاب/۳۳) و مانند دوران جاهلیت خود ارایی نکنید.

عفت در کلام 

قران به ما دستور می دهد به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید که بیمار دلان در شما طمع کنند (سوره احزاب/۳۲) بنابر این از نظر قران هر گونه ناز و غمزه در کلام با ادا و اطوار سخن گفتن تغییر صدا که شهوت ران را به فکر گناه می افکند و هر گونه سخن باطل و غیر حقی مردود است.

عفت در ستر (حجاب)

به جرات می توان گفت که یکی از پر دامنه ترین موضوعاتی که در دنیای امروز راجع به زن و حیات اجتماعی او مطرح است موضوع ستر یا حجاب زنان می باشد(گنجینه عفاف ، گوهر حجاب مرکز فعالیت های دینی شهرداری تهران)ابن شهر آشوب و قطب راوندی روایت کرده اند که روزی حضرت امیرالمؤ منین علی (ع)مـحـتـاج بـه قرض شد و چادر حضرت فاطمه(س) را به نزد مرد یهودی که نامش زیـد بود رهن گذاشت و آن چادر از پشم بود و قدری از جوبه قرض ‍ گرفت .

 

پس یهودی آن چـادر را بـه خـانـه بـرد و در حجره گذاشت ، چون شب شد زن یهودی به آن حجره درآمد نـوری از آن چـادر ساطع دید که تمام حجره را روشن کرده بود چون زن آن حالت غریب را مـشـاهـده کـرد بـه نـزد شـوهـر خـود رفـت وآنـچـه دیـده بـود نـقـل کـرد.

 

یـهـودی از اسـتـمـاع آن حـالت در تـعـجب شد وفراموش کرده بود که چادر حـضـرت فـاطـمـه (س) در آن خـانـه اسـت بـه سـرعـت شـتـافـت و داخل آن حجره شد که دید شعاع چادر آن خورشید فلک عِصْمت است که مانند بَدْر مُنیر خانه را روشـن کـرده اسـت ، یـهودی از مشاهده این حالت تعجبش زیاده شد پس ‍ یهودی وزنش به خانه خویشان خود دویدند وهشتاد نفر از ایشان را حاضر گردانیدند واز برکت شعاع چادر فاطمه (س) همگی به نور اسلام منوّر گردیدند. (محمد باقر مجلسی ، ج۴۳،ص۳۰/محمد محمدی اشتهاردی، سیره چهارده معصوم (ع)، ص ۶۴)

گردآورنده : @parasto 
منبع :  ( حوریانی پرده نشین در خیمه ها ) ، ص ۱۸

۲۲ بازیگری که در لباس روحانیت ظاهر شدند

۲۲ بازیگری که در لباس روحانیت ظاهر شدند

هر بازیگری دوست دارد که چهره و قامتش در گریم ها و لباس های مختلفی، اتود زده شود. «روحانیت» یکی از آن  موقعیت های نقشی است که بازیگران بسیاری در سینمای ایران در قالب آن به ایفای نقش پرداخته اند به گونه ای که حتی بازیگران چهره نیز از درآمدن در این گریم، استقبال کرده اند.

نقش آفرینی در این لباس و جایگاه، در برخی مواقع تنها به پوشیدن لباس روحانیت (و نه بازی هایی فنی) محدود شده است و در برخی مواقع، نقش آفرینی های خوبی نیز در این قالب صورت گرفته است.

این روزها «فرشته ها با هم می آیند» به روی پرده است؛ فیلمی که جواد عزتی در آن لباس روحانی به تن کرده است.همین بهانه ای شد تا مروری داشته باشیم بر تمام بازیگران سینمای ایران که لباس روحانیت بر تن کرده اند.

معروف ترین نقش آفرین در لباس روحانیت را پرویز پرستویی با بازی در فیلم «مارمولک» انجام داده است.پرستویی با بازی ماهرانه والبته جدیدی که در این فیلم انجام داد توانست یک بار دیگر پس از «آژانس شیشه ای»، احیاء شده و قدرت بازیگری خود را به رخ بکشد.

بازی او در این فیلم حتی قدرتمندتر از فیلمنامه قاسمخانی و کارگردانی تبریزی بود و خیلی ها را مجذوب خود نمود.

در همین فیلم نقش آن روحانی که رضا، عبا و عمامه اش را از او می دزدد را شاهرخ فروتنیان بازی می کند.

برای کسانی که در نیمه دوم دهه شصت، خاطراتی از تلویزیون دارند، حتما نام هادی اسلامی بسیار آشناست. اسلامی، با بازی در سریال «مرغ حق» در نقش شهید مدرس  به ایفای نقش پرداخت و توانست یک بازی خوب در لباس روحانیت از خود به نمایش بگذارد.

اما در همان سال، سریالی از تلویزیون پخش شد به نام «مدرس» با بازی خسرو شکیبایی که او در این سریال، نقش مدرس را بازی کرد.به جرات می توان ادعا نمود که تکنیکی ترین بازیگری که توانست نقش یک روحانی را بازی کرده و به آن، جانی حقیقی ببخشد، خسرو شکیبایی بود.

شکیبایی در این سریال، مونولوگ های بیست دقیقه ای را حتی بدون یک بار کات دادن بازی می کرد و به قدری حماسی و محکم نقش مدرس را بازی کرد که جنبه ایستادگی شهید مدرس در برابر ظلم رضاخانی، تا حدود بسیار زیادی برای مخاطب تداعی می شد.

مهران رجبی تاکنون دو بار در لباس روحانیت به ایفای نقش پرداخته است.بار اول در سال ۷۹ بود که با کارگردانی که تجربه کار «بچه های مدرسه همت» را با او داشت، در «زیر نور ماه» لباس روحانی به تن کرد و بار دوم هم به فیلم «چارچنگولی» بر می گردد که او در لباس یک روحانی به نام مهران ظاهر شد.

هدایت هاشمی هم در اپیزود دوم از فیلم «لطفا مراحم نشوید» ، توانست نقش یک روحانی با ته لهجه شهرستانی به خوبی بازی کند.

افشین هاشمی نیز در فیلم «خیلی دور خیلی نزدیک» در نقش یک روحانی ظاهر شد و ضمن آنکه گریم متفاوتی را تجریه نمود، بازی قابل قبلی را نیز از خود به نمایش گذاشت.

محمدرضا گلزار با توجه به گونه خاص از فیلم هایی که در آنها به ایفای نقش پرداخته، گریم های متنوع و متفاوتی بر روی صورت او اتود زده نشده.

او در سکانس اول فیلم توفیق اجباری برای لحظاتی خیلی کوتاه در لباس یک روحانی ظاهر شده و خیلی ها تا زمانی که دوربین از روی صورت او نمی چرخد، متوجه نمی شوند که این روحانی چه کسی است.

رضا کیانیان هم اگرچه تاکنون تجربه بازی در لباس روحانیت در پروژه ای سینمایی را نداشته اما در تلویزیون دو بار در این گریم ظاهر شده است.یک بار برای سریال «کیف انگلیسی» و بار دوم هم برای سریال «دوران سرکشی» که در هر دو بار، توانست بازی های قابل قبولی را از خود ارائه دهد.

در فیلم تقریبا کمدی «پنجشنبه آخر ماه»، گروهی از جوانان تصمیم می گیرند دور هم جمع شده و یک پارتی بگیرند اما در این خانه، روحانی ای وارد می شود که نقش آن را محمود پاک نیت بازی می کند.

فعالیت اصلی و حرفه ای داریوش کاردان، گویندگی و کارگردانی در رادیو است اما او گهگاه در آثار تلویزیونی نیز به ایفای نقش می پردازد درست مانند سریال «سقوط یک فرشته» که کاردان در این سریال در نقش یک روحانی ظاهر شد.

حامد بهداد، بازیگر مورد علاقه خیلی هاست.این بازیگر در فیلم «کیمیا و خاک»، در نقش روحانی بازی می کند و می تواند مولفه های همیشگی بازی اش را این بار در نقش روحانی پیاده کند.

آن هم در شرایطی خاص که هم مجبور می شود برای ساواک فیلم بازی کند و هم در لحظه آخر خروجش از ایران، از این تصمیم خود منصرف می شود.

۲۲ بازیگری که در لباس روحانیت ظاهر شدند

فرهاد اصلانی هم بازیگر مورد علاقه خیلی هاست که در فیلم «یه حبه قند»، در نقش یک روحانی ظاهر شده است.

بهروز شعیبی که نخستین تجربه بازی در فیلم بلند سینمایی اش به “آژانش شیشه ای” بر می گردد، در دومین بازی حرفه اش در سینما، آن هم پس از ۱۲ سال، در نقش اصلی فیلم «طلا و مس» ظاهر می شود و می تواند یکی از به یادماندنی ترین نقش های روحانی در سینما را بازی کند.

عبدالرضا اکبری در فیلم «فرزند صبح» نقش حضرت امام (ره) را بازی می کند. او در ابتدا و قبل از بازی در این نقش، رقیب قدرتمندی به نام جمشید هاشم پور داشت که پس از تست گریم هر دوی این بازیگران، گروه به این نتیجه می رسند که چهره روحانی عبدالرضا اکبری شباهت بیشتری به حضرت امام (ره) دارد.

در همین فیلم «فرزند صبح»، محمدرضا شریفی نیا، نقش حاج احمدآقا خمینی را بازی می کند که تنها نقش روحانی تمام عمر سینمایی او محسوب می شود.این فیلم دچار اتفاقاتی شد که منجر به عدم اکران آن حداقل تا امروز شده است.

فخرالدین صدیق شریف، سه بار در سینما و یک بار در تلویزیون در گریم روحانی ظاهر شده است.سه مرتبه سینمایی اش را مطمئنا همه می دانند که در «اخراجی ها»ی ۱ تا ۳ بود و در تلویزیون هم در سریال «شاه شکار» در نقش سیدجمال الدین اسدآبادی ظاهر شد.

پارسا پیروزفر هم یک بار در سال ۸۲ و در فیلم «وقت چیدن گردوها» در نقش یک روحانی که تصمیم می گیرد مدتی در جوار یک امامزاده در خارج از شهر و خانه اش خلوت کند، ظاهر شد.این فیلم با وجودی که ۱۰ سال از زمان ساختش می گذرد اما هنوز به اکران نرسیده است.

به نظر شما آیا پژمان بازغی تاکنون در نقش روحانی ظاهر شده است؟ او در فیلم سینمایی «روز ملاقات» به کارگردانی مهرداد غفارزاده در نقش یک روحانی جوان به نام رحمت ظاهر شده است که فیلم البته هنوز رنگ پرده به خود ندیده است.

علی قوی تن که جزو کارگردانان این سینما محسوب می شود نیز در آخرین فیلمی که ساخته، خود جلوی دوربین ظاهر شده و نقش یک روحانی را بازی کرده است. «آفتاب، مهتاب، زمین» در جشنواره سی و یکم حضور داشت که هنوز اکران نشده است.

اکبر عبدی بازیگری است که اتودهای گریمی بسیاری روی او زده شده و تمامی این اتودها هم به خوبی جواب داده است: از کودکی ۱۳ ساله تا یک پیرزن فرتوت؛ عبدی در فیلم «رسوایی»، در نقش یک روحانی ظاهر شده که زحمت بسیاری نیز برای این نقش کشیده است و به خوبی توانسته از عهده ایفای این نقش مهم برآید.

بیست و دومین بازیگر سینمای ایران که این روزها با «فرشته ها با هم می آیند» در قامت یک روحانی ظاهر شده، جواد عزتی است که توانسته بر فیلمنامه ملایم و به دور از پیچیدگی های روایی خاص این آثار سوار باشد و بازی نرمالی از خود نشان دهد.

 

به آقای خامنه‌ای گفتم اگر جنگ ادامه یابد، مابقی پسرهایم را هم می‌دهم

مادر شهید تازه‌تفحص‌شده، علی‌اصغر اصغری ترکانی می‌گوید: در همان سال‌های جنگ به آقای خامنه‌ای گفتم اگر جنگ ادامه پیدا کند مابقی پسرهایم را هم در این راه می‌دهم، گفتم خودم هم با آن‌ها می‌روم

«شهربانو عباس آزاد» مادر سه شهید و یک جانباز است. محمد رضا و علی اصغر او در عملیات خیبر و در منطقه مجنون شهید شده‌اند و علی اکبرش در حاج عمران.

اما تا به حال فقط پیکر یکی از آن‌‌ها را به خاک سپرده بود و دو فرزند دیگرش مفقود بودند. حالا بعد از ۳۱ سال پیکر یکی از شهدای مفقودش آمده است. پاسدار شهید حجت الاسلام علی اصغر اصغری ترکانی در عملیات اخیر تفحص توسط کمیته جستجوی مفقودین کشف شد و به نزد خانواده بازگشت. شهربانو آزاد ۱۱ فرزند دارد.

۹ پسر و سه دختر. خودش می‌گوید ۵ پسر بزرگ من همیشه در جبهه بودند. و حالا مثل کوهی استوار با افتخار از شهادت فرزندان می‌گوید.

همیشه می‌گفتم چیزی که در راه خدا داده‌ام را پس نمی‌گیرم

او از شهید علی اصغر می‌گوید: «هرچقدر از خوبی علی اصغر بگویم هم کم گفته‌ام. بچه مظلوم و مهربانی بود. در باز می‌شد، می‌آمد داخل و دست و پای من و پدرش را می‌بوسید. بهش می‌گفتم اصغر این کار را نکن.

پدرش ناراحت شده و مانع او می‌شد. اما اصغر می‌گفت اجر من را پایمال نکنید. شما برای من خیلی زحمت کشیده‌اید. من وظیفه‌ام را انجام می‌دهم. می‌گفت شما شب تا صبح و صبح تا شب برای من زحمت کشیده‌اید. اما ما برای شما هیچ کار نکرده‌ایم. قرآن را فصیح و عربی و از حفظ می‌خواند.علی اصغر همیشه در حال قرآن خواندن بود من از همه شان راضی بودم خدا هم از آن‌ها راضی باشد.»

او معتقد است بچه‌ها شهید شده‌اند و آمدن یا نیامدن پیکرشان چندان مهم نیست. می‌گوید: «سه فرزندم شهید شده‌اند. علی اصغر توی شهدا این فرزند وسطی بود. اول خبر شهادت رضا را آوردند و بعد علی اصغر را و بعد از سه سال خبر شهادت علی اکبر را آوردند.

آمدن پیکرهای فرزندان شهیدم برایم خیلی مهم نبود و همیشه می‌گفتم چیزی که در راه خدا داده‌ام را پس نمی‌گیرم. حالا خدا خواسته که بعد از ۳۱ سال برگردد حالا که فرزندش بزرگ شده است بیاید نزد جنازه پدرش و او را ببیند. گمنام بودن هم خواست خود بچه‌ها بود. علی اکبر فرزند دیگرم که مفقود است، همیشه می‌گفت مامان نمی‌خواهم جنازه ای بیاید که کسی به زحمت بیفتد.

شب هفت محمد رضا بود که خبر شهادت علی اصغر آمد

این ۳۰ سال را همه‌اش چشم انتظار نماندم چون من همان اول گفتم بچه‌هایم را در راه خدا داده‌ام. اگر پیکرشان آمد که خوب است اگر نه هم شکایتی ندارم. الان اکبرم هم نیامده می‌گویند روی مین رفته و دیگر از بدنش چیزی نمانده که بخواهند برایم بیاورند اما خواست خدا همین بوده ،من راضی به رضای خدا شده‌ام.

وقتی دلتنگشان می‌شوم برایشان قرآن و نماز می‌خوانم. دلتنگی را تحمل می‌کردم.  در این سال‌ها بچه‌ها مزار خالی داشته‌اند، اصغرم هم همین طور. منتها چون وصیت کرده بود که او را در کن محله قدیمی خودمان دفن کنیم، قرار است پیکرش را آنجا ببریم و به خاک بسپاریم.»

مادر شهیدان اصغری در ادامه در مورد فرزندانش می‌گوید: “علی اکبر ۲۵ ساله بود که شهید شد. علی اصغر که الان پیکرش آمده ۲۰ ساله بود و محمدرضا ۱۸ ساله بود که شهید شد.

علی اکبر یک پس و یک دختر دارد. علی اصغر اما فقط یک فرزند دارد که او را هم ندید. عروسم سه ماهه باردار بود که پسرم شهید شد و فرزندش را ندید. دیگر اسم پسرش را هم مثل پدر علی اصغر گذاشتیم.

یعنی گفتند شهید خودش خواسته اسمش را روی پسرش بگذارند. اکبر در منطقه حاج عمران شهید شد و علی اصغر و محمدرضا هر دو در یک عملیات و آن هم عملیات خیبر شهید شدند. شب هفت محمد رضا بود که علی اکبرم آمد و گفت:”مامان! اصغر آقا هم شهید شده.” پدرش خیلی به هم ریخت و شروع به شیون کرد.

علی اکبر گفت: بابا چرا اینطور می‌کنی؟ گفت: “آخر علی اصغر زن و بچه داشت. حالا چه کنیم؟” اکبر گفت: “داشته باشد او هم با کمک خدا زندگی‌اش را می‌کند.” چند سال بعدش هم که خود اکبرم شهید شد و جنازه‌اش نیامد.”

به شهدایم قسم هر موقع لباس جهاد می‌پوشیدند، دوست داشتم

مادر که خود مشوق اصلی اعزام بچه‌ها به جبهه‌های جنگ بوده است در مورد رفتنشان به جبهه و شوق اعزامشان می‌گوید: “هیچ وقت با رفتنشان مخالفتی نمی‌کردم. به شهدایم قسم هر موقع لباس جهاد می‌پوشیدند من دوست داشتم. ۵ پسر از پسرانم دائم در جبهه بودند. خودشان عاشق بودند دیگر خواست خدا بود که آن‌ها شهید شدند و یکی دیگر جانباز شد.

من راضی بودم و خودم عاشق بودم. می‌گفتم خدا به من ۹ پسر داد. خواست خدا بود که ۳ تایشان در این راه بروند. اکبر همیشه می‌گفت باید ۵ تا پسرت شهید بشوند. ۴ تا برای تو کافی است. من هم می‌گفتم هر چه خدا بخواهد.”

به آقای خامنه‌ای گفتم: “اگر جنگ ادامه پیدا کند مابقی پسرهایم را هم در این راه می‌دهم”

او به دیدارش با امام خامنه‌ای و سخن گفتنش در مورد این فرزندان شهید اشاره می‌:ند و می‌گوید: “آقای خامنه‌ای در زمان ریاست جمهوری‌اش وقتی فرزند سومم شهید شد، آمد خانه ما وقتی با هم صحبت می‌کردیم گفت: “حاج خانم! خیلی صبر داری” گفتم: “بله خدا این بچه‌ها را داده و خوب‌هایش را من تقدیم انقلاب کردم. دلش را داشتم که آن‌ها را به جبهه فرستادم.”

جنازه‌شان دیگر بسته به خواست خدا گفتم یا زیر خاک است یا روی خاک.و خواست خداست که فرزندی که او را ندید امروز بزرگ شود و در تشییع جنازه پدرش شرکت کند.  به آقای خامنه‌ای گفتم: “اگر جنگ ادامه پیدا کند مابقی پسرهایم را هم در این راه می‌دهم. گفتم خودم هم با آن‌ها می‌روم” گفت: “احسنت به تو مادر!”

شهربانو عباس آزاد شیون کردن در مورد فرزندان شهید را جایز نمی‌داند خودش در این مورد به خاطره‌ای اشاره می‌کند و آن را چنین روایت می‌کند: ما یک لر در محل داشتیم که پسرش سرباز بود و در جبهه شهید شد. او در عزاداری برای پسرش تمام صورتش را کنده بود و خود را زخمی کرده بود.

من وقتی او را می‌دیدم تعجب می‌کردم . به اکبر گفتم تو برو با آن‌ها صحبت کن این‌ها رسمشان است که خودشان را می‌زنند ولی بهشان بگو که کندن صورت گناه دارد. گفتم بهشان بگو مگر این اعضا مال توست که آن‌ها را می‌کنی اصلا شهید که گریه ندارد. اکبر هم رفت با آن‌ها صحبت کرد.

که اگر عزادار فرزندید گریه کنید صورت و گیس کندن جایز نیست. الان دیگر من به خاطر دلتنگی ۳۱ ساله گریه کردم وگرنه هیچ کس در این سال‌ها گریه من را ندید. فقط وقتی دلم هوایشان را می‌کرد قرآن می‌خواندم.

آیت الله مشکینی به علی اصغر گفته بود می‌روی به جبهه لباس روحانیتت بپوش

او از طلبه بودن فرزندان رفتارهایی که برای اعزام به جبهه روی آن تاکید داشتند می‌گوید و ادامه می‌دهد: آن‌ها را از زیر قرآن رد می‌کردم، خداحافظی می‌کردند و می‌رفتند. اصلا تا دم در هم نمی‌گذاشتند همراهشان بروم. من هم می‌گفتم سپردمتان به خدا.

اکبر وقتی وصیت نامه محمدرضا را می‌خواند خیلی تعجب کرده بود می‌گفت مامان من متعجبم ببین این بچه ۱۸ ساله چه حرف‌هایی توی وصیت نامه‌اش زده است. علی اصغر و علی اکبر هر دو طلبه بودند. علی اکبر که منبر هم می‌رفت. علی اصغر اما هم پاسدار بود و هم طلبه.

وقتی رفت قم آیت الله مشکینی به او گفته بود می‌روی به جبهه لباس روحانیت بپوش. منظورش همان عمامه بود برای همین علی اصغرم با لباس روحانیت به جبهه رفت. دوست داشت که هم طلبه باشد و هم پاسدار. محمدرضا هم که پاسدار بود و به شهادت رسید.

سه شهید در راه اسلام تقدیم کرده اما هنوز معتقد است کار خاصی در تربیت فرزندانش به کار نبرده. آن‌ها خودشان خوب بودند. می‌گوید: “یک وقت گرفتار می‌شوم با عکس‌های این‌ها صحبت می‌کنم.

در محل ما خیلی از این شهدا حاجت گرفته‌اند. کار خاصی هم برای این بچه‌ها نکردم که بگویم باعث خوبی آن‌ها شد البته همیشه قرآن درس می‌دادم. بچه‌ها با قرآن بزرگ شدند. به خانواده شهدای گمنام همیشه می‌گویم اگر پیکر شهیدتان را آوردند و اگر نیاوردند باز هم شما صبر داشته باشید. انشاالله همه شهدایتان با امام حسین(ع) محشور شوند.”

منبع: (+)

تاریخچه بهائیت در ایران ,تلاش برای تزلزل پایه‌های اعتقادی مذهب

تلاش استعمارگران برای تزلزل پایه‌ های اعتقادی مذهب

استعمارگران با تجربه ای که از جنبش های ضد استعماری در ایران به دست آوردند تصمیم گرفتند تا پایه های اعتقادی مذهب را مورد تردید و تزلزل قرار دهند،مشکل اصلی آنان با ملت متحد ایران بود. عنصر اساسی اتحاد مردم که رهبری ،تشکیلات و اقتدار سیاسی هم داشت مذهب “شیعه” بود.بنابراین در ایران مرامی را بدعت گذاشتند که بعدها به نام بهائیت مشهور شد.

بهائیت در ایران

 

بعد از جنگهای ایران و روس،دولت ایران عمدتاً در دست روسیه بود و انگلستان نیز اعمال نفوذ در آنداشت.از دوره ی ناصرالدین شاه به بعد هم انگلیسی ها به صف حامیان جدی این فرقه های تقسیم کننده ی ملت به گروه ها و اعتقادات گسسته ،پیوستند.

اولین جرقه های بهائی گری در ایران

بهائی گری به عنوان یک جنبش اجتماعی در قرن۱۳ هجری (۱۹ میلادی) در ایران به وجود آمد.بهائیت فرقه ای منشعب از بابی گری است.بنیانگذار فرقه بهائیت میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله است.

او فرزند میرزا عباس نوری است و در سال ۱۲۳۳ قمری در تهران به دنیا آمد.بعد از اعدام باب،میرزا حسینعلی “بهاءالله” با زیرکی و شگردهای فریبکارانه زمام کارها را در دست گرفت.

او پساز رسیدن به عکا در فلسطین به صورت کامل و علنی دست از ادعای نائب باب بودن برداشت و رسما خود را پیامبر نامید و فرقه ی بهائیت را بنیان گذاشت که فوراً از جانب دولت روسیه به رسمیت شناخته شد.دولت استعماری روسیه پس از به رسمیت شناختن فرقه ی ضاله ی بهائیت به عنوان یک دین،همه گونه امکانات در اختیار آنها گذاشت.

جانشینی عباس افندی بعد از مرگ میرزا حسینعلی

مرگ میرزا حسینعلی و بحران جانشینی،اختلافات و درگیری های زیادی را در میان فرزندانش به دنبال داشت. عباس افندی پسر ارشد او که بعدها عبدالبهاء لقب گرفت،جانشین وی شد.عباس افندی در سال ۱۹۱۱ میلادی به اروپا و آمریکا مسافرت کرد و این سفر بر نگرش و عقاید عبدالبهاء تأثیر عمیقی بر جای گذاشت.

 

او در جریان جنگ جهانی اول خدمات زیادی برای انگلستان انجام داد و پس از پایان یافتن جنگ،به پاس این خدمات،طی مراسمی لقب “سِر” و نشان “نایت هود” که بزرگترین نشان خدمتگزاری به انگلیس است،به وی اعطا شد.

بدین صورت بهائی گری به عنوان ستون پنجم و یکی از ابزارهای سیاست استعماری انگلیس و نیز آمریکا مبدل شد.پس از عبدالبهاء ، شوقی افندی ملقب به شوقی ربانی فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بنا به وصیت عبدالبهاء جانشین وی گردید.شوقی در زمان حیاتش از تأسیس دولت صهیونیستی حمایت و مراتب دوستی بهائیان را نسبت به اسرائیل ابلاغ کرد.

اسناد و مدارک تاریخی نشان می دهد که محفل بهائیت در ایران مدتها پیش از کودتای انگلیسی سوم اسفند۱۲۹۹،توسط حبیب الله عین الملک(پدر هویدا)به وجود آمد.آغاز حکومت رضاخان با ابتدای رهبری “شوقی افندی” همراه بود.

 گسترش بهائیت در ایران

نفوذ بهائیان در دولت اگرچه در دوره ی حکومت رضاخان آغاز شد،اما در حکومت پهلوی دومبه اوج خود رسید به طوری که اکثر وزرا و کارکنان حکومت از بهائیان بودند.در واقع این دوران را باید یکی از مناسبترین ادوار برای رشد و گسترش سریع “بهائیت” در ایران نامید.
آنها با آزادی هایی که داشتند مهم ترین مناصب حکومت همچون : وزارت فرهنگ،آموزش و پرورش و… را به دست گرفتند و بدین ترتیب شریان های حیاتی حکومت در دستان آنان قرار گرفت.

 

با روی کار آمدن “حسنعلی منصور” برای نخستین بار پای بهائیان به کابینه ی وزیران ایران باز شد.یکی از نخستین بهائیانی که با برنامه ریزی قبلی در حوزه ی فرهنگ و هدایت افکار عمومی ایران در دوره ی پهلوی فعال شد،”فرخ دین پارسای” بود.

او از اوایل حکومت رضاخان تا سالهای پایانی عمر خود در اواسط سلطنت محمدرضا پهلوی نقشی درجه اول و کلیدی در کار اداره ی مطبوعات و سمت و سو دادن به فعالیت زنان و رواج ابتذال و ولنگاری در بین آنان داشت.

 

او یکی از چهره های مرموز مطبوعات دوران پهلوی بود و به عنوان نماینده ی حضیره القدس بهائیان،در بیشتر حوادث و فعل و انفعالات مربوط به حوزه ی زنان نقش داشته است.مهم ترین بهائی شاغل در دستگاه سلطنت محمدرضا پهلوی، امیرعباس هویدا بود که حدود ۱۵ سال در منصب وزارت بود.در یکی از گزارش های ساواک به بهائی بودن او اشاره می شود.

بهائیان یک فرقه ضاله و ضد اسلام 

قبل از انقلاب تلقی مردم ایران از بهائیان تلقی یک فرقه ی ضاله ی ضد اسلام و ضد ملیت بود،این طرز تلقی بعد از انقلاب نیز نه تنها تغییر نکرد بلکه شدت یافت.

 

تا سال ۱۳۶۲ بهائیت به طور مخفیانه به فعالیتهای تشکیلاتی خود ادامه داد. در این سال دادستانی کل کشور با انتشار نامه ی رسمی هر گونه فعالیت تشکیلاتی بهائیت در ایران را ممنوع اعلام کرد.مشاغل حساس و غیر حساس دولتی و بعضاً غیر دولتی ،که در رژیم پهلوی به فراوانی در اختیار آنان قرار داده شده بود از آنان پس گرفته شد و از کلیه ی مراکز نظامی ،فرهنگی و هنری اخراج شدند.

امروزه این فرقه با مرکزیت اسرائیل و بیشترین طرفدار در آمریکا در سطح جهان دارای سه شاخه ی اصلی است و مورد حمایت کشورهای سلطه گر می باشد.به نظر می رسد علت حمایت کشورهای فوق از آنان این باشد که نشر عقاید بهائیت یکی از وسایل مهم برای مقابله با حرکتهای اسلامی به خصوص در منطقه ی خاورمیانه باشد.

نویسنده : @parvaz77 
منبع : #نشریه_افسران ( بهائیت در ایران ) ، ص ۲۲

ماجرای شهادت شهیدی که اخیرا احراز هویت شد

۱۱ سال و ۸ ماه پیش در روز جمعه ۲۹ آذرماه سال ۱۳۸۱ به خانه شهیدان اصغری رفته و پای صحبت مادرشان نشستم؛ و حالا خبر احراز هویت «شهید علی‌اصغر اصغری» روی خط خبرها قرار گرفته و روز گذشته، خانواده این شهید با پیکر فرزندشان دیدار کردند.

آن روزها منزل‌شان در انتهای کوچه‌ای منشعب از خیابان ستارخان (تهران) بود. مادر شهیدان اصغری هم خانمی بود سرزنده و پویا که انرژی مثبتش تا چند ماه، ما را تغذیه کرد.
 

ماجرای شهادت شهیدی که دیروز احراز هویت شد+عکس

 

حاجیه خانم «شهربانو عباس آزاد» که استاد قرآن بود، کلام خود را با آیه‌ای از قرآن آغاز کرد و گفت: محمدرضا و علی‌اصغر در یک روز شهید شدند و یک سال و چند ماه بعد، علی‌اکبر شهید شد. البته اکبر آقا و اصغر اقا جنازه ندارند و مفقود‌الجسد هستند. جنازه اصغر در بصره ماند و جنازه اکبر در حاج عمران…

حالا بیش از ۱۱ سال از آن گفتگو می‌گذرد و پیکر علی‌اصغر به خانه آمده اما این مادر صبور، هنوز هم چشم‌انتظار است. چشم‌به راه پیکر علی‌اکبر…

ماجرای اطلاع این مادر از شهادت دو فرزندش که در یک روز به شهادت رسیدند و حالا پیکر یکی از آن‌ها بعد از ۳۱ سال به خانه بازگشته، جالب، دردناک و خواندنی است.

اوایل اسفند سال ۶۲ بود که خبر شهادت «یارالله فتح‌الله‌زاده» که رفیق صمیمی پسرم محمد‌رضا بود را برایمان آوردند و آماده می‌شدیم که در تشییع جنازه‌اش شرکت کنیم. یارالله همیشه همراه محمدرضا بود. با همدیگر درس می‌خواندند و همیشه در کارها به همدیگر کمک می‌کردند و آخر هم در یک روز به شهادت رسیدند.



ماجرای شهادت شهیدی که دیروز احراز هویت شد+عکس

 

عملیات خیبر بود و تعداد زیادی شهید به محله ما آورده بودند. آن‌هایی که خبر داشتند، گذاشته بودند پیکر محمدرضا در سردخانه بماند و تا فردای آن روز تشییع شود. من در خیابان و در مراسم تشییع شهید فتح‌الله‌زاده بودم که پسر بزرگم حسن به همراه خانمش آمد و گفت: مادر بیا برویم خانه، مهمان داریم… گفتم: الان تشییع جنازه دوست محمدرضا است.

نمی‌شود که مراسم را رها کنم و بیایم!… خلاصه! حسن آقا سه بار از من خواست که به منزل بروم و وقتی دید من مقاومت می‌کنم، گفت: مهمان ما محمدرضا است… یک دفعه به خودم آمدم و یادم آمد که با خودم قرار گذاشته بودم که اگر بچه‌هایم شهید شدند، بی‌تابی نکنم.
 

ماجرای شهادت شهیدی که دیروز احراز هویت شد+عکس

 

سرم را به طرف آسمان بلند کردم و خدا را شکر گفتم و یاد علی‌اصغر افتادم که او هم در جبهه بود. غافل از اینکه او هم شهید شده و ما خبر نداشتیم.

وقتی آمدم، دیدم عکس محمد‌رضا از روی دیوار پایین آمده و به من گفتند جنازه محمدرضا در پزشکی قانونی است و فردا تشییع می‌شود. فردای آن روز همه آمدند و تشییع باشکوهی برگزار شد.

حاج آقا (پدر بچه‌ها) هم در حیاط خانه کنار جنازه محمدرضا نوحه‌خوانی می‌کرد و حس و حال عجیبی به همه دست داده بود. من خودم محمدرضا را داخل قبر گذاشتم. من سرش را گرفته بودم و پسر بزرگم هم پاهایش را. آن زمان علی اکبر هنوز شهید نشده بود و نمی‌خواست من به خودم فشار بیاورم و جنازه محمدرضا را داخل قبر بگذارم. ولی به هر حال با پافشاری من، این کار انجام شد.

شکر خدا از همان اول، روحیه خوبی داشتم. خوشحال بودم که با روحیه بالا، پسرم را تا حجله شهادت همراهی کردم.
 

ماجرای شهادت شهیدی که دیروز احراز هویت شد+عکس

تا یک هفته برای محمدرضا مراسم مختلفی برگزار کردیم. شب هفتم محمدرضا از بهشت زهرا برگشتیم و در منزل دور هم نشسته بودیم که حاج آقا از علی‌اصغر سراغ گرفت.

علی‌اکبر و علی‌اصغر در قم، خانه‌ای اجاره کرده بودند و با هم زندگی می‌کردند. برای همین ساک علی‌اصغر را هم بعد از شهادتش به آن جا فرستاده بودند. علی‌اکبر رو به پدر کرد و گفت: پدر! یک چیزی می‌خواهم بگویم که فقط باید خودت را کنترل کنی؛ بابا! ببین مادر چه استوار نشسته. واقعیت این است که علی‌اصغر هم شهید شده… این را که گفت، حاج آقا دوباره شروع کرد به گریه و زاری.

حاج آقا بیشتر نگران بچه علی‌اصغر بود که هنوز به دنیا نیامده بود. وقتی علی اکبر گفت جنازه علی‌اصغر برنگشته، حاج آقا بیشتر ناراحت شد. علی اکبر می‌گفت: من از همان روز اول می‌دانستم که علی‌اصغر شهید شده ولی خواستم از مراسم محمدرضا فارغ شویم تا به شما بگویم. خلاصه! دوباره از نو یک هفته برای اصغر، مراسم گرفتیم و مراسم دو پسرم، دو هفته طول کشید.

همسر علی‌اصغر به منزل پدرش که روحانی بود و در محله خودمان زندگی می‌کرد رفت و علی اکبر به قم برگشت.

علی‌اصغر در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود: چون روی سخنم با همسرم است، به ایشان عرض می‌کنم که اگر دارای فرزندی شدیم، نام او را علی‌اصغر بگذار و به او درس ایمان و مقاوت بده…» به همین خاطر، بعد از شهادتش، وقتی پسرش به دنیا آمد، اسم علی‌اصغر را بر رویش گذاشتیم.

پس از گذشت ۲ سال که پسر دیگرم علی می‌خواست متاهل شود، پدرم پیشنهاد داد همسر علی‌اصغر را به ازدواج او درآوریم. ابتدا من قدری مردد بودم و قبول نکردم ولی بعد از اینکه با علی صحبت شد، او قبول کرد و الحمدلله ثمره این ازدواج، ۳ پسر دیگر بود که البته یکی از آن‌ها به رحمت خدا رفت و یک پسر هم که از علی‌اصغر به جا مانده است.

منبع:مشرق

یک آیه قرآن بخوانیم؛ «کتاب و ایمان»

خداوند در سوره شورا آیه ۵۲ می فرماید:

اعوذبالله‌من‌الشیطان‌الرجیم

«وَكَذَلِكَ أَوْحَیْنَا إِلَیْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِی مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِیمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِی بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِی إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ»

همچنین کلام خود را به فرمان خود به تو وحی کردیم تو نمی دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری ساختیم تا هر یک از بندگانمان را که بخواهیم بدان هدایت کنیم و تو به راه راست راه می نمایی

**

دلی که خدا گشود

در تفسیر نور ذیل آیه آمده است:
این سوره با آیه وحى شروع شد، «حم، عسق، کذلک یوحى الیک» و با آیه وحى پایان مى‏ پذیرد. «و کذلک اوحینا الیک» مراد از «روح» در این آیه را بعضى روح الامین گرفته‏ اند و بعضى فرشته ‏اى بالاتر از سایر فرشتگان که همراه آنهاست، نظیر «تنزّل الملائکة والروح فیها» و گروهى قرآن دانسته‏ اند که به نظر این معنا بهتر است.
روح مایه حیات و زندگى است و قرآن رمز حیات معنوى انسان است. همان گونه که جسم بدون روح متلاشى و متعفن مى‏ شود، جامعه‏ ى بدون کتاب و قرآن در معرض متلاشى شدن است. آن گونه که حقیقت روح درک نشدنى است، حقیقت قرآن نیز درک ناشدنى است و آن طور که روح کهنه نمى‏ شود قرآن نیز کهنه شدنى نیست.
امام على علیه السلام در نهج ‏البلاغه مى‏ فرماید: «لقد قرن اللّه به صلى اللّه علیه و آله من لدن کان فطیماً اعظم ملائکته یسلک به طریق المکارم و محاسن الاخلاق لیله و نهاره» همانا خداوند از لحظه از شیر گرفتن پیامبر، یکى از بزرگ‏ترین فرشتگان خود را همراه او گرداند تا راه مکارم و محاسن اخلاق را شب و روز به او تعلیم دهد. بنابراین مراد از جمله «ولا الایمان» رها بودن و گمراه بودن و بى‏ ایمان بودن پیامبر، قبل از بعثت نیست، بلکه مراد آنست که پیامبر از جزئیّات و محتویّات آئین خبر نداشت.
براى حرکت معنوى انسان امورى لازم است از جمله:
راه «صراط مستقیم»، راهنما «انّک لتهدى»، نور «و جعلناه نوراً»، نقشه «اوحینا الیک روحاً من امرنا»، مقصد «الى اللّه تصیر الامور».
۱- وحى به پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله استمرار وحى به انبیاى پیشین است. «و کذلک اوحینا الیک»
۲- سه نوع وحى که در آیه قبل آمده بود براى پیامبر اسلام بوده است. «و کذلک اوحینا الیک»
۳- پیامبر اسلام امّى و درس نخوانده بود. «ما کنتَ تَدرى ما الکتاب»
۴- حتّى پیامبران بدون هدایت الهى راهى از پیش نمى‏ برند. «ما کنتَ تَدرى…»
۵- صفا و صداقت نشانه نبوّت است. رهبران عادّى حاضر نیستند سابقه‏ى خود را این گونه براى مردم مطرح کنند. «ما کنتَ تَدرى…»
۶- گرچه هدایت به دست خداست «من نشاء» لکن بستر هدایت، روح بندگى و دورى از تکبّر است. «عبادنا»
۷- کسى که مى‏ خواهد دیگران را هدایت کند باید خود بر راه حقّ مسلط باشد. «انّک لمن المرسلین على صراط مستقیم» <68> ، «انّک لتهدى الى صراط المستقیم»
۸- قرآن و رسول وسیله هدایتند. «نوراً نهدى به… انک لتهدى»
۹- ملاک، لیاقت فعلى افراد است، گرچه در گذشته دست آنها خالى باشد. «ما کنت تدرى… انک لتهدى»
۱۰- تکامل حتّى براى انبیا نیز هست. «و ما کنت تدرى… انک لتهدى»
۱۱- اگر لطف خدا شامل حال انسانى شود، ناآگاه دیروز معلم امروز مى‏ شود. «ما کنت تدرى… انک لتهدى»
۱۲- قرآن به تنهایى کافى نیست، با اینکه قرآن نور هدایت است «نوراً نهدى به…» لکن باز هم نیاز به رسول است. «انک لتهدى»
۱۳- راه راست همان راه خداست. (مکاتب غیر الهى از تعیین راه درست براى بشر عاجزند.) «صراط مستقیم صراط اللّه الّذى»
۱۴- راه کسى را بپیمائیم که فرمانرواى هستى باشد. «صراط اللّه الّذى له ما فى السموات…»
۱۵- اهل ایمان دلشاد باشند و اهل لجاجت و کفر هشدار یابند که پایان کار آنها با خداست. «الى اللّه تصیر الامور»
۱۶- حرکت جهان هستى، هدفدار و تکاملى است. «الى اللّه تصیر الامور»
«والحمدللّه ربّ العالمین»

 منبع:(+)

«دلی که خدا گشود»؛ یک آیه قرآن بخوانیم

خداوند در سوره زمر آیه ۲۲ می فرماید:

اعوذبالله‌من‌الشیطان‌الرجیم

«أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِّن رَّبِّهِ فَوَیْلٌ لِّلْقَاسِیَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِکْرِ اللَّهِ أُوْلَئِکَ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ»

آیا کسی که خدا دلش را بر روی اسلام گشود و او در پرتو نور پروردگارش جای دارد ، همانند کسی است که ایمان ندارد ? پس وای بر سخت دلانی که یادخدا در دلهاشان راه ندارد ، که در گمراهی آشکار هستند

***

دلی که خدا گشود

در تفسیر نمونه ذیل آیه آمده است:

در روایتى مى خوانیم که ابن مسعود مى گوید از پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) از تفسیر این آیه سؤ ال کردیم افمن شرح الله صدره للاسلام فهو على نور من ربه : چگونه انسان شرح صدر پیدا مى کند؟

فرمود: اذا دخل النور فى القلب انشرح و انفتح : هنگامى که نور به قلب انسان داخل شد گسترده و باز مى گردد!
عرض کردیم اى رسول خدا نشانه آن چیست ؟

فرمود: الانابة الى دار الخلود، و التجافى عن دار الغرور، و الاستعداد للموت قبل نزوله : نشانه آن توجه به سراى جاوید و جدا شدن از سراى غرور، و آماده گشتن براى استقبال از مرگ پیش از نزول آن است .

 
در تفسیر على بن ابراهیم مى خوانیم که جمله افمن شرح الله صدره للاسلام  درباره امیر مؤ منان على (علیه السلام ) نازل شده ، و در بعضى از تفاسیر آمده است که جمله فویل للقاسیة قلوبهم درباره ابولهب و فرزندانش  مى باشد.
روشن است که این شان نزولها در حقیقت از باب تطبیق مفهوم کلى بر مصداقهاى واضح آن است .

 
جالب توجه اینکه در جمله فهو على نور من ربه  نور و روشنائى به منزله مرکبى ذکر شده که مؤ منان بر آن سوار مى شوند، سرعت سیرش ‍ عجیب ، و مسیرش روشن ، و قدرت جولانش همه جهان را فرا مى گیرد.

عوامل شرح صدر و قساوت قلب

انسانها در پذیرش حق و درک مطالب و خودجوشى یکسان نیستند، بعضى با یک اشاره لطیف یا یک کلام کوتاه حقیقت را به خوبى درک مى کنند، یک تذکر آنها را بیدار مى سازد، و یک موعظه و اندرز در روح آنها طوفانى بپا مى کند.
در حالى که بعضى دیگر شدیدترین خطابه ها و گویاترین دلائل و نیرومندترین اندرز و مواعظ در وجودشان کمترین اثرى نمى گذارد، و این مساله ساده اى نیست .

 
چه تعبیر جالبى دارد قرآن در این زمینه که بعضى را صاحب شرح صدر و گستردگى روح و بعضى را داراى تنگى و ضیق صدر معرفى مى کند چنانکه در آیه ۱۲۵ سوره انعام مى گوید: فمن یرد الله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام و من یرد ان یضله یجعل صدره ضیقا حرجا کانما یصعد فى السماء:: آنکس را که خدا مى خواهد هدایتش کند سینه اش را براى اسلام گشاده مى سازد، و آنکس را که بخواهد گمراه نماید سینه اش را چنان تنگ مى کند که گوئى مى خواهد به آسمان بالا رود!

 
این موضوعى است که با مطالعه حالات افراد کاملا مشخص است بعضى آنچنان روحشان باز و گشاده است که هر قدر از حقایق در آن وارد شود به راحتى پذیرا مى شود، اما بعضى به عکس آنچنان روح و فکرشان محدود است که گوئى هیچ جائى براى هیچ حقیقتى در آن نیست ، گوئى مغزشان را در یک محفظه با دیوارهاى نیرومند آهنى قرار داده اند.
البته هر یک از این دو عواملى دارد:
مطالعات پیگیر و مستمر و ارتباط مداوم با دانشمندان و علماى صالح ، خودسازى و تهذیب نفس پرهیز از گناه و مخصوصا غذاى حرام ، و یاد خدا کردن از عوامل شرح صدر است .

 
بر عکس جهل و گناه و لجاجت و جدال و مراء و همنشینى با بدان و فاجران و مجرمان و دنیاپرستى و هواپرستى باعث تنگى روح و قساوت قلب مى شود.

 
و اینکه قرآن مى گوید: آنکس را که خدا بخواهد هدایت کند شرح صدر مى دهد، یا اگر خدا بخواهد گمراه سازد ضیق صدر مى دهد، این خواستن و نخواستن  بى دلیل نیست ، سرچشمه هاى آن از خود ما شروع مى شود.

 

در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم : اوحى الله عز و جل الى موسى یا موسى لا تفرح بکثرة المال ، و لا تدع ذکرى على کل حال ، فان کثرة المال تنسى الذنوب ، و ان ترک ذکرى یقسى القلوب : خداوند متعال به موسى (علیه السلام ) وحى فرستاد که اى موسى ! از فزونى اموال خوشحال مباش ، و یاد مرا در هیچ حال ترک مکن ، چرا که فزونى مال غالبا موجب فراموش کردن گناهان است ، و ترک یاد من قلب را سخت مى کند!.

 
در حدیث دیگرى از امیر مؤ منان (علیه السلام ) آمده است : ما جفت الدموع الا لقسوة القلوب ، و ما قست القلوب الا لکثرة الذنوب !: اشکها خشک نمى شوند مگر به خاطر سختى دلها و دلها سخت و سنگین نمى شود مگر به خاطر فزونى گناه !.
در حدیث دیگرى آمده است که از جمله پیامهاى پروردگار به موسى (علیه السلام ) این بود: یا موسى لا تطول فى الدنیا املک ، فیقسو قلبک ، و القاسى القلب منى بعید: اى موسى آرزوهایت را در دنیا دراز مکن که قلبت سخت و انعطاف ناپذیر مى شود، و سنگدلان از من دورند!.

 
و بالاخره در حدیث دیگرى از امیر مؤ منان على (علیه السلام ) چنین آمده است : لمتان : لمة من الشیطان و لمة من الملک ، فلمة الملک الرقة و الفهم ، و لمة الشیطان السهو و القسوة : دو گونه القاء وجود دارد: القاى شیطانى و القاى فرشته القاى فرشته باعث نرمى قلب و فزونى فهم مى شود، و القاى شیطانى موجب سهو و قساوت قلب مى گردد.’

 
به هر حال براى به دست آوردن شرح صدر و رهائى از قساوت قلب باید به درگاه خدا روى آورد تا آن نور الهى که پیامبر وعده داده در قلب بتابد باید آئینه قلب را از زنگار گناه صیقل داد و سراى دل را از زباله هاى هوا و هوس پاک کرد تا آماده پذیرائى محبوب گردد، اشک ریختن از خوف خدا، و از عشق آن محبوب بى مثال تاءثیر عجیبى در رقت قلب و نرمش و گسترش روح دارد، و جمود چشم از نشانه هاى سنگدلى است .

 

بقیه نوسته های قرآنی را با پیگیری برچسب #قرآن بخوانید

 این مقاله برای شما جذاب بود ؟ پس آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید