مصاحبه با امیرحسین ثابتی درباره دانشجویان ایرانی [ +پیشنهادهای ایشان برای مطالعه ]

امیرحسین ثابتی
امیرحسین ثابتی

مصاحبه با امیرحسین ثابتی درباره دانشجویان ایرانی [ +پیشنهادهای ایشان برای مطالعه ]

اهمیت جنبش دانشجویی یا بهتر است بگوییم در زمانه فعلی تشکل‌های دانشجویی در ساختار کلی نظام اسلامی و نقش راهبردی آن در پیشبرد اهداف انقلاب بر کسی پوشیده نیست. در سالیان متمادی جنبش همواره با نقاط قوت و ضعفی همراه بوده که تاثیرات آن بلافاصله در بدنه جامعه ایرانی خودش را نشان داده است.

آیا جنبش دانشجویی توانسته به اهداف اولیه خود دست یابد؟ امروزه ما در مرحله جنبش قرار داریم یا تشکل؟

آیا نیروهای تربیت شده در فعالیت‌های دانشجویی در بدنه مدیریتی نظام کارآمد بوده‌اند؟ و بسیاری از این دست سوالات ما را بر آن داشت تا به گفت‌وگویی صریح و بی‌پرده با فعالین گذشته و حال جنبش دانشجویی بنشینیم. مهمان ما امیرحسین ثابتی از ادوار بسیج دانشجویی به نقد جنبش دانشجویی پرداخته است.

در ادامه مطلب همراه بنیانا باشید

ادامه خواندن “مصاحبه با امیرحسین ثابتی درباره دانشجویان ایرانی [ +پیشنهادهای ایشان برای مطالعه ]”

دختران در اینستاگرام چگونه باشند ؟ [در گفت‌وگو با خانم سمیرا خطیب زاده بخوانید]

دختران در اینستاگرام چگونه باشند ؟ [در گفت‌وگو با خانم سمیرا خطیب زاده بخوانید]
دختران در اینستاگرام چگونه باشند ؟ [در گفت‌وگو با خانم سمیرا خطیب زاده بخوانید]

دکترای مدیریت رسانه در گفت‌وگو با «جوان»

اینستاگرام دنبال مدیریت رفتار و نگرش زنان است

زن عمود خیمه خانواده است و اگر این ستون اصلی خم شود و آسیب ببیند تمام ساختار خانواده به هم می‌ریزد. در خانواده ایرانی جایگاه زنان باز هم ویژه‌تر است.

آن‌ها مادر باشند یا خواهر، همسر باشند یا دختر اثرگذاری ویژه‌ای روی سایر اعضای خانواده دارند و می‌توانند تمام خانواده را مدیریت کنند. از سوی دیگر تربیت نسل‌های آینده در دست زنان است و این به معنای آن است که با تغییر نگاه و ارزش‌های زنان و دختران یک جامعه می‌توان تا چند نسل آینده آن جامعه را تغییر داد و برایش برنامه‌ریزی کرد.

شاید به همین خاطر است که رسانه‌ها و به‌ویژه رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی برنامه ویژه‌ای برای زنان دارند و تحقیقات گسترده روانشناختی و جامعه‌شناختی‌ای که در طراحی این شبکه‌ها وجود دارد، به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده تا گام به گام و به شکلی آرام و خزنده تغییر در نگاه‌ها و ارزش‌های بانوان جامعه ایرانی اتفاق بیفتد.

اینگونه می‌شود که زنان عفیف و محجبه ایرانی به یکباره آنچنان تغییر می‌کنند که حاضرند عکس پروفایل‌هایشان را به آلبوم شخصی‌شان تبدیل کنند.

چرایی و چگونگی این تغییرات و تئوری‌های رسانه‌ای به کار رفته برای اثرگذاری بر مخاطب موضوعاتی است که برای بررسی آن‌ها پای گفت‌وگو با دکتر سمیرا خطیب‌زاده، دکترای مدیریت رسانه و از فعالان بسیج جامعه زنان نشسته‌ایم. آنچه در ادامه می‌آید حاصل گفت‌وگوی ماست.

ادامه خواندن “دختران در اینستاگرام چگونه باشند ؟ [در گفت‌وگو با خانم سمیرا خطیب زاده بخوانید]”

نقد برجام در نمایشگاه گرافیک « حق مسلم ماست » [گفت‌وگو با محمدحسین نیرومند]

گفت‌وگو با محمدحسین نیرومند در نمایشگاه «حق مسلم ماست»

نقد گرافیکی برجام در نمایشگاه «حق مسلم ماست»

نگارخانه «ابوالفضل عالی» حوزه هنری این روزها میزبان برگزاری نمایشگاه کارتون و گرافیک با محوریت نقد مذاکرات هسته‌ای است. نمایشگاه «حق مسلم ماست» مجموعه‌ای از آثار محمدحسین نیرومند است که در آن به مسائل روز سیاسی و اجتماعی از دیدگاه یک هنرمند گرافیست و کاریکاتوریست نگاه شده است. نیرومند در گفت و گو با «جوان» درباره نمایشگاه «حق مسلم ماست» و آثاری که در آن به نمایش درآمده است، توضیح می‌دهد.

ادامه خواندن “نقد برجام در نمایشگاه گرافیک « حق مسلم ماست » [گفت‌وگو با محمدحسین نیرومند]”

درباره تلاش آمریکا برای نشان دادن تصویر غلط از ایران چه می‌دانید؟ [مصاحبه بسیار مهم با دکتر شهاب اسفندیاری]

گفتگو با دکتر شهاب اسفندیاری | حباب اطلاعات؛ دستاورد غرب از ایجاد «تصویرسازی غلط»

نویسندگان، شارحان و راویان به‌خوبی می‌دانند که کلمات، وقتی کنار همدیگر قرار می‌گیرند، «روایت» ساخته می‌شود. این فقط مختص ادبا و فضلا نیست؛ بلکه هرکس برای خود روایتی از تاریخ و وقایع دارد.

اصل روایت مبتنی بر تکثر روایات است؛ چون تصویر افراد از وقایع روشن‌تر می‌شود و قدرت مقابله با روایت غلط را هم برای فرد بالاتر می‌برد. حال جامعه‌ای را تصور کنید که راویان خود را کنار بگذارد و روایت -این هنر قصه‌سازی برای تاریخ- دیگر مقبولیتی در نزد مخاطبین خود نداشته باشد و به‌جای خود، دیگری برای ما روایت کند.

تکثر روایت‌های غلط و برداشت‌های واحد از وقایع که در قطب روایت خودی قرار دارد باعث می‌شود افراد برای آنکه از حریم «روایت» متکثر غلط، دفاع کنند، به دنیای رد تمام روایت‌های موجود روی بیاورند به‌جز روایت خود و دیگرانی که این روایت را پمپاژ می‌کنند.

مغلوب بودن در مقابل تصویرسازی غلط، ما را در حبابی قرار می‌دهد که اطلاعات و روایات غلط از وقایع، آن را احاطه کرده است و راه برون‌رفت از حباب را هم برای دست یافتن به روایت حقیقی سخت‌تر می‌کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اخیر نخبگان علمی، تصویرسازی غلط از کشور را مهم‌ترین کار دشمن برشمردند و مخاطب اصلی این تصویرسازی غلط را هم متوجه داخل کشور دانستند.

ایشان در توضیح ‘حباب اطلاعاتی’ کشور گفتند: «[رسانه‌های دشمن] طوری حرف میزنند برای اینکه بنده و جنابعالی که خودمان در این فضا داریم تنفّس میکنیم، چیز دیگری فرض کنیم غیر از آن واقعیّتی که وجود دارد.»

از این رو، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در گفتگو با آقای دکتر شهاب اسفندیاری، استادیار دانشگاه هنر و دانش‌آموختهٔ دکتری «نظریهٔ انتقادی و مطالعات فیلم» از دانشگاه ناتینگهام انگلستان، به بررسی «مسئلهٔ تصویرسازی غلط غرب از ایران»، «مرز هوشیاری مردم در مقابل تصویرسازی غلط» و «سازوکار مقابله با حباب اطلاعات در کشور» پرداخته است. در ادامه مطلب این گفتگو را میخوانیم . همراه بنیانا باشید

ادامه خواندن “درباره تلاش آمریکا برای نشان دادن تصویر غلط از ایران چه می‌دانید؟ [مصاحبه بسیار مهم با دکتر شهاب اسفندیاری]”

گفت‌وگو با سید علی صدری نیا درباره جشن تولد پنج سالگی دکتر سلام

سید علی صدری نیا

شعار « دکتر سلام » این است، می‌توان در کنار هم به گفتگو و دیالوگ پرداخت

امروز در حوزه رسانه به دنبال پر کردن خلا‌های موجود باشیم

هفته گذشته سالن ورزشی امام علی(ع) در شمالی‌ترین نقطه تهران میزبان جشن پنج‌سالگی طنز «دکتر سلام» بود. از فروردین سال ۹۲ یعنی کمتر از دوماه مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری، با تلاش جمعی از جوانان دانشجو سر و کله یک مجموعه طنز تصویری پیدا شد که شاید آن زمان خیلی‌ها کارکرد آن را صرفاً انتخاباتی می‌دانستند

اما کم‌کم جای خود را در میان مخاطبان باز کرد تا جایی که علی صدرنیا یعنی همان صاحب جمله معروف «دکتر سلامی‌ها سلام» در ابتدای برنامه جشن گفت : امسال حدود ۲۵ هزار نفر برای حضور در جشن ثبت‌نام کرده‌اند و از این تعداد و با قید قرعه فقط حدود ده هزار نفر توانستند به سالن امام علی(ع) در مجتمع سوهانک دانشگاه آزاد اسلامی حضور پیدا کنند.

به همین مناسبت و در آستانه انتشار فیلم جشن ۵ سالگی ، سایت سایت سینمامارکت به سراغ کارگردان مجموعه دکتر سلام آقای سید علی صدری نیا رفته و با او به گفتگو نشسته است که در ادامه می توانید آن را مطالعه کنید:

ادامه خواندن “گفت‌وگو با سید علی صدری نیا درباره جشن تولد پنج سالگی دکتر سلام”

توضیحات استاد بی آزار تهرانی درباره جزئیات محرومیت زدایی از منطقه «هیرمند» سیستان و بلوچستان

دبیر جامعه وعاظ انقلابی با اشاره به اجرای طرح «انقلاب در انقلاب» در مناطق محروم، اقدامات محرومیت زدایی انجام شده در روستاهای منطقه هیرمند سیستان و بلوچستان را تشریح کرد.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین احسان بی‌آزار تهرانی، دبیر جامعه وعاظ انقلابی، با اشاره به اقدامات امدادی این جامعه به مناطق محروم سیستان و بلوچستان، اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب از سیستان و بلوچستان به تنگه احد انقلاب تعبیرکردند و متأسفانه یکی از جاهایی که وقتی به آن نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که مورد تغافل قرار گرفته است، همین منطقه هیرمند و روستاهای آن است و علت آن را نمی‌دانم.

ادامه خواندن “توضیحات استاد بی آزار تهرانی درباره جزئیات محرومیت زدایی از منطقه «هیرمند» سیستان و بلوچستان”

بررسی کارهای مسیح علی نژاد در گفت و گو با مدیر پرس تی وی لندن

در گفتگوی با مدیر پرس تی وی لندن مطرح شد:

بستر چهارشنبه‌های سفید، خلاء فرهنگی داخل کشور است/علی‌نژاد فقط می‌خواهد دیده شود

مسیح علی نژاد یک پدیده عجیب و غریب نیست، اگر این حاشیه‌ها را از او جدا کنیم، آن هسته مرکزی‌اش شبیه خیلی آدم‌های دنیا است؛ او یک فردی است که خیلی دوست دارد دیده شود.

«آزادی‌های یواشکی»، «چهارشنبه‌های سفید» و «دختران خیابان انقلاب»، چند سال است که به چالش حجاب در شبکه‌های مجازی تبدیل شده، عده‌ای در داخل معتقدند این اقدامات فقط نوعی اعتراض به حجاب است، ولی عده‌ای دیگر این کمپین‌ها را بخشی از پازل تهاجم فرهنگی می‌دانند؛ تهاجمی که این‌بار به وسیله روزنامه‌نگار ضد ایرانی و پرحاشیه ایرانی، یعنی مسیح علی نژاد هدایت می‌شود.

ادامه خواندن “بررسی کارهای مسیح علی نژاد در گفت و گو با مدیر پرس تی وی لندن”

ابعاد مختلف اندیشه شهید مرتضی آوینی در گفت‌وگو با استاد وحید یامین پور

ابعاد مختلف اندیشه شهید مرتضی آوینی
ابعاد مختلف اندیشه شهید مرتضی آوینی
ابعاد مختلف اندیشه شهید مرتضی آوینی

 

در بیست و پنجمین سالگرد شهادت سید مرتضی آوینی به سراغ وحید یامین پور رئیس پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری رفتیم  و وجوه مختلف اندیشه شهید مرتضی آوینی را در گفت وگو با او به بحث گذاشتیم.

یامین‌پور در چند دوره اندیشه های  شهید آوینی را در کلاس های آزاد موسسات مختلف تدریس کرده است. یامین‌پور معتقد است اجزای فکر آوینی با هم ارتباط ارگانیک و منظم دارند و منظومه‌اند. در ادامه متن این گفت وگو را می خوانیم 

 

سوال : آقای دکتر سیر و سلوک و شخصیت آوینی در این برهه، چه مددی به ما می‌رساند؟        

 

ممکن است برای خیلی‌ها که با آوینی آشنا نیستند، این سوال پیش بیاید که چه تفاوتی بین آوینی و سایر شهدا و شخصیت‌های انقلاب اسلامی هست؟ چه چیزی شهید آوینی را متمایز می‌کند؟ اولا شهدا همه معلمان انقلاب اسلامی هستند و شهادت، سلوک جهادی و انقلابی تراز انقلاب اسلامی است که توسط شهدا به ما آموزش داده شده است.

لیکن بعضی از شهدا به‌طور ویژه معلم انقلاب اسلامی می‌شوند؛ یعنی ما چارچوب نظری انقلاب اسلامی را یا پنجره‌ای که از آن زاویه به دنیای پیرامون، به حقیقت، به انسان ایده‌آل، به افقی که پیش‌رو داریم را از این معلم‌ها می‌آموزیم.

در واقع اینها معلم اندیشه ما و معلم سلوک فکری و سلوک فرهنگی ما هستند. من در آثار یکی از اساتید بزرگ ادبیات دیدم که راجع به سعدی جمله جالبی نوشته بود: ما امروز به زبان فارسی سخن نمی‌گوییم بلکه به زبان سعدی سخن می‌گوییم، یعنی اهمیت و اثرگذاری سعدی در زبان فارسی آنقدر زیاد است که همه پس از سعدی دارند به زبان سعدی سخن می‌گویند.

من از این تعبیر و استعاره شیوا برای سخن گفتن درباره سید شهیدان اهل قلم، سیدمرتضی آوینی استفاده می‌کنم.

جریان انقلابی و جریان فرهنگی انقلاب اسلامی، «روشنفکری دینی و انقلابی» پس از شهید آوینی تا حد زیادی به زبان آوینی سخن می‌گوید، یعنی آنقدر آوینی موثر است و نگاهش حدت و دقت دارد و آنقدر اثرگذار است که خیلی‌ها نمی‌دانند

ولی وقتی نقد فیلم می‌کند یا نسبت به یک پدیده‌ای اظهارنظر می‌کنند یا چیزی را می‌خواهند و در تعریف و تمجید آن صحبت می‌کنند، ناخودآگاه تحت‌تاثیر شیوه اندیشه و تیزبینی‌های فرهنگی و نظری شهید آوینی قرار دارند.

خصوصیت شهید آوینی این است که دنیای پیرامونش را با دقت مورد توجه قرار داده، اصطلاحا می‌گوییم که او «زمان‌آگاه» است.

او تحت ظلمت‌زدگی دوران معاصر قرار نگرفته و مشهورات زمانه او را فریب نداده، بنابراین با جرأت و شهامت درباره همه‌چیز تحقیق  و اظهارنظر می‌کند.

به‌طور خاص مثلا در اواخر دهه۶۰ -که مدل‌های توسعه غربی برای بسیاری از روشنفکران ما یا حتی سیاستمداران ما به صورت یک اصل بدون چون و چرا درآمده بود و با یک شتاب غیرعقلانی به سمت مدل‌های توسعه غربی حرکت می‌کردیم- آوینی با شهامت فوق‌العاده‌ای درباره «چیستی این مدل از زیست» و «چیستی توسعه و پیشرفت» و نیز «افقی که اگر این نوع از اندیشه را انتخاب کنیم، فراروی ماست»، سخن می‌گوید.

کتاب «توسعه و مبانی تمدن غرب» بسیار شجاعانه است. الان نباید این کتاب را ارزیابی کرد؛ اکنون هم این کتاب، کتاب فوق‌العاده‌ای است ولی زمانی که در نشریاتی ازجمله سوره نوشته و منتشر شده، در دوران خودش این‌گونه مقالات و تحلیل‌ها بسیار شجاعانه و موشکافانه است.

وجه دیگری از شهید آوینی که بسیار برای ما اهمیت دارد و در انقلاب برجسته است، نقش‌آفرینی او در عرصه هنر و رسانه است، چه در «عرصه نظری هنر و رسانه» و چه در «عرصه عملی هنر و رسانه».

می‌شود گفت یکی از موثرترین نظریه‌پردازان و منتقدان حوزه هنر و رسانه در دوران پس از انقلاب [آوینی است] و درواقع گفتارهای او در بنا کردن یک هنر متناسب با انقلاب اسلامی و رفتن به سمت یک هنر-رسانه متناسب و تراز انقلاب اسلامی، در نوع خودش بی‌نظیر است.

کارهایی که خود او خلق کرده در نوع خودش مثال‌زدنی است؛ چه از مستندهایی که اوایل انقلاب تولید کرده مثل «خان‌گزیده‌ها» و چه اثر مشهور «روایت فتح»، به‌طور خاص نریشن‌های روایت فتح که در کتاب «گنجینه آسمانی» منتشر شده، هیچ‌کدام تکرار نشده است.

گرچه خیلی‌ها تلاش کردند از آن مدل الهام بگیرند و کارهایی کنند و آن کارها هم کارهای موفقی بوده ولی کاری که آوینی کرد، کاری است تاسیسی؛ تاسیس یک ادبیات جدید در فهم و نقد هنر. آوینی یک مکتب در فهم و نقد اثر هنری با آثار خودش برای ما خلق کرده است.

 

سوال : آقای دکتر، در نگاه به شهید آوینی، با چند آوینی مواجهیم. یک آوینی ژورنالیست و مقاله‌نویس، یک آوینی هنرمند که در حوزه رسانه و هنر برای گفتن حرف دارد. یک شهید آوینی هم به‌عنوان یک متفکر شناخته می‌شود. حتی آقا هم ایشان را «سید شهیدان اهل قلم» می‌دانند (و مثلا نه سیدشهیدان اهل دوربین) و گویی توجه‌شان بیشتر به تفکر آوینی است. جوهره اصلی آوینی چیست که این وجوه مختلف ایشان از آن نشأت گرفته است؟

 

نکته این است که آوینی متفاوت از هم‌دوره‌ای‌های خودش به پیرامون خودش نگاه می‌کند و همچنین خودش را هم در یک قلمروی خاص هم محدود نمی‌کند.

او به حوزه‌ها و قلمروهای مختلف سرک می‌کشد و راجع به آنچه احساس می‌کند با انقلاب اسلامی نسبت پیدا کرده، نظر می‌دهد، چه در تایید آن و چه در ردش. صرفا حکم هم صادر نمی‌کند.

بعضی افراد وقتی می‌خواهند درباره یک مقوله نظر بدهند، صرفا راجع به آن حکم می‌دهند و این ژورنالیسم است، بیشتر یک حرکت ژورنالیستی و سطحی است و عمق پیدا نمی‌کند.

ولی وقتی می‌گوییم آثار آوینی حکمی و مبتنی‌بر حکمت است یا ناشی از یک بصیرت عمیق است، [مقصود] این است که خواننده را متفکرانه نسبت به مسائل آگاه می‌کند و او را به تفکر وامی‌دارد و صرفا حکم و فتوا درباره مقولات صادر نمی‌کند.

این یک شجاعتی لازم دارد و هرکسی این امکان و شجاعت را ندارد که جلوی مشهورات زمانه و باندهای ژورنالیستی و آکادمیک قرار بگیرد و آنچه را فکر می‌کند که درست است بنویسد و منتشر کند.

این که آوینی را بعد از ۲۴ سال ماندگار کرده و اینقدر باشکوه درباره او سخن می‌گوییم، این است که گرچه فرزند زمانه خودش بود ولی چون حرف‌هایش برآمده از یک آگاهی عمیق و حکمت دینی بود،

می‌شود گفت که برای افق‌های جلوتر از خودش سخن گفته و ما هنوز بر مبنای این افق [با او] همراهی می‌کنیم و احساس همدلی با اشارات او در حوزه‌های مختلف داریم؛ از سیاست تا هنر.

یک خصوصیت ارزشمند دیگر آوینی که ما به آن نیاز داریم و مورد اشاره رهبر معظم انقلاب هم بوده، این است که آوینی یک «نیروی واکنش سریع فکری» است.

یعنی آوینی بلافاصله نسبت به آثار هنری یا مقالات یا کتاب‌های منتشره، از زاویه انقلاب اسلامی، واکنش فکری و رسانه‌ای نشان می‌دهد و از کنار هیچ مقوله‌ای با آرامش‌خاطر و با تغافل عبور نمی‌کند.

برای ما ارزشمند است که بدانیم در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰، چه موضوعات مهمی در نسبت با انقلاب اسلامی مطرح بوده است. ما باید این چارچوب‌ها را برای دوران پس از شهادت آوینی الگوسازی کنیم، یعنی از آن ادبیات و چارچوب‌ها و «مکانیسم واکنش فکری» الگو بگیریم برای واکنش نسبت به پدیده‌ها و رخدادهای پس از شهادت آوینی.

بعضی جوان‌ترها از من می‌پرسند که ما چطور زبان بگیریم یعنی چطور به زبان بیاییم و بیان‌مان را برای دفاع از انقلاب تقویت کنیم. یکی از مهم‌ترین راه‌ها موانست با قلم شهید آوینی است.

در قلم شهید آوینی قدرتی هست و خصوصیاتی دارد که کسی که با این قلم مانوس می‌شود و آثار او را چندباره و با دقت مطالعه می‌کند، آرام آرام روح حلول کرده در آن قلم بر خواننده و مخاطب اثر می‌گذارد و او هم به زبان می‌آید و [به این ترتیب] زبان خواننده را تقویت می‌کند.

زبان اعم از فضای فکری و ساختارهای اندیشه‌ای مخاطب هست و این چیزی است که تا کسی مانوس نشود، ممکن است درست ادراک نکند که دارم به چه نقطه‌ای اشاره می‌کنم اما سریع‌ترین و مطمئن‌ترین راه – برای اینکه ما هم تا اندازه‌ای بتوانیم راه آوینی را بپیماییم- این است که با سید شهیدان اهل قلم مانوس شویم.

 

سوال : در دوره معاصر در چندین شاخه مختلف درگیری داریم. اقتصاد، پیش از آن امر اجتماعی، پیش‌تر از آن امر فرهنگی – که بیشتر در حوزه فیلم و سینما نمود پیدا کرد- و با سیاست هم که همیشه درگیریم. گویی شهید آوینی امر فرهنگی را عمده می‌گیرد و سایر حوزه‌ها را در آن جا می‌دهد. طبق مباحث شهید آوینی اگر بخواهیم سوءگیری نظری و عملی داشته باشیم، آیا باید مباحث فرهنگی را عمده بگیریم؟

 

نسبت تمدن با فرهنگ و تفکر، نسبت جسم است با روح و ظاهر است با باطن. بنابراین ما بدون فرهنگ و تفکر هیچ‌چیز نداریم.

اینکه در برخی شاخه‌های تمدنی مثل اقتصاد و سیاست و شهرسازی و محصولات هنری دچار لکنت می‌شویم به‌خاطر آن است که در ساحت فرهنگ و تفکر اختلال وجود دارد و آن ساحت دچار نوعی بیگانگی و کسالت شده است.

از نظر آوینی تمدن و شئون تمدنی به تمامه درختی است که در مزرعه فرهنگ بذرش کاشته می‌شود و در اثر استعدادی که آن زمین دارد، این درخت بارور می‌شود و میوه می‌دهد.

هر بذری در هر زمینی به بار نمی‌نشیند و این را آوینی خیلی خوب توضیح می‌دهد. فرهنگ و تفکر یک چشمه است که شئون تمدنی را اشراب و سیراب می‌کند و به آن جان می‌دهد.

ما بدون فرهنگ هیچ چیز نیستیم و بدون تقویت و قوام فرهنگ، هیچ‌کدام از شئون‌مان را نمی‌توانیم سامان بدهیم.

نه اقتصادمان سامان پیدا می‌کند، نه محصولات هنری سامان‌یافته داریم و نه سیاست‌مان در داخل و خارج سامان دارد. هیچ‌کدام نیست.

امر سیاسی محصول درک فرهنگی است، رفتار سیاسی محصول درک فرهنگی است. همه اینها دستورشان را از مغز می‌گیرند و مغز، فرهنگ است.

این را باید درک کرد. می‌خواهم تکرار بکنم که انقلاب اسلامی – به‌خصوص- یک پدیده فرهنگی است، انقلاب اسلامی یک درک است، یک هویت و نسبت تاریخی است با دنیایی که ما را احاطه کرده است.

کسی که این نسبت تاریخی و این درک و هویت را دریافت نمی‌کند نمی‌تواند مدیر متناسب با انقلاب اسلامی باشد. مدیری خواهد شد که انقلاب اسلامی را مسخ خواهد کرد، تبدیلش خواهد کرد به آن چیزی که امروز در بعضی حوزه‌ها شاهدیم؛

[یعنی] حاکمیت عقلانیت تکنوکرات و بوروکراتیک و نه [حاکمیت] یک هویت معنوی و دینی، که درصدر انقلاب همه به صرافت طبع خواستار آن بودند.

بنابراین معتقدم یک نیروی انقلابی باید بیش از همه و پیش از هرچیز به یک درک هویتی از دین و انقلاب اسلامی و ایمان روشن‌بینانه برسد و بعد، از آن زاویه به دنیا نگاه بکند، [همان] کاری که شهید آوینی کرد.

شهید آوینی همه پدیده‌هایی که با آنها مواجه می‌شد را از «آن نقطه» تماشا و وصف می‌کرد. شما می‌بینید دنیایی که او می‌خواهد و به تصویر می‌کشد، دنیایی است که با انقلاب اسلامی تناسب دارد. او می‌گوید من این نگاه را در اثر تحول باطنی که امام در من به وجود آورد به دست آوردم.

امام را منشأ تحول باطنی می‌داند چون آوینی یک روشنفکر توبه کرده و تواب است. او می‌گوید پس از انقلاب من با پدیده‌ای آشنا شدم که پیش‌تر با آن بیگانه بودم و این باعث شد که تمام گذشته خودم را دور بریزم و آن پدیده که من را متحول کرد، امام بود.

منشأ تحول باطنی من امام بود و وقتی تحول پیدا می‌کند، با سنت دینی و معنوی عرفانی و هویت تاریخی اسلامی که مدنظر امام هست، آشنا می‌شود.

حال دیگر دنیایی را که به تصویر می‌کشد از این زاویه به تصویر می‌کشد و چیزی را هم که نقد می‌کند از این زاویه نقد می‌کند؛ فیلمی که می‌سازد را هم از این زاویه می‌سازد. روایت فتح را هم که می‌بینیم یک شاعرانگی متناسب با تمدن اسلامی در آن هست، انگار جنگ و خط مقدم نیست و این عجیب است.

انگار یک جامعه آرمانی را تصویر می‌کند که در روابط میان‌فردی‌اش، در اقتصادش اسلامی است، در تعلیم و تربیت و فرهنگ عمومی‌اش اسلامی است. روایت فتح به نظر من روایت جنگ نیست بلکه روایت افق‌های تمدنی است.

 

سوال : یک ویژگی دیگر آوینی هم این است که شخصیت صلب و ثابتی نداشته و در زندگی‌اش حرکت و تغییر داشته و اخیرا هم بیشتر به این حرکت پرداخته شده تا جایی که به تذبذب تعبیر می‌شود. این چه نوع تغییری است؟

 

تغییر عادی و عدم‌تغییر غیرعادی است. اینکه یک انسانی تحول و تکامل و رشد دارد، عادی است و اینکه کسی ثابت بماند و رشد و تغییر در او نباشد، غیرعادی است.

گاهی غرض از این حرف آن است که در اندیشه‌اش دچار اختلال هست و مثل پرنده‌ای هر لحظه روی درختی می‌نشیند و گاهی به این درخت و گاهی به آن درخت نوک می‌زند.

نگاه اول در مورد شهید آوینی صادق است اما نگاه دوم قطعا نیست چون آوینی واجد یک «نگاه منظومه‌ای» است چون اجزای فکر آوینی با هم ارتباط ارگانیک و منظم دارند و منظومه‌اند.

برخلاف برخی که مدعی تفکرند اما منظومه ندارند و چارچوب نظری و مبانی‌شان دچار اختلال هست. نکته‌ای که راجع به آوینی باید تکرار کرد و مبنای قرآنی دارد، این است که آوینی غرب را به‌عنوان «طاغوت دوران ما» به خوبی شناخت و بعد به آن کافر شد و به انقلاب ایمان آورد.

یعنی اول کفر به طاغوت و غرب سکولار و کفر به نیهیلیسم پیدا کرد. کفر به انسان غریزه‌محور جاه‌طلب پیدا کرد و سپس به حضرت امام به‌عنوان نماد جبهه حق و انسان کامل دوران خودش ایمان آورد.

بنابراین او دیگر غرب‌زده و ظلمت‌زده نیست و عقلانیت غربی نمی‌تواند او را وسوسه کند. این ویژگی را خیلی‌ها ندارند. ایمان به انقلاب کافی نیست و حتما باید با کفر به طاغوت همراه باشد تا بشود متمسک به عروه‌الوثقی شد.

خیلی‌ها بودند که ایمان به انقلاب داشتند اما کفر به طاغوت نداشتند، خیلی‌ها هم بعدا وسوسه شدند و می‌خواستند بین حق و طاغوت، جمع بکنند. همه دیده‌ایم حتی در لباس روحانیت بودند و هستند، حتی مدعی انقلابی‌گری بودند و هستند، حتی بعضی‌هایشان از همراهان امام بودند.

احساس می‌کنند که می‌توانند جمع بکنند. حتی بین حق و باطل می‌خواهند جمع بکنند. کسانی بودند که بین عقلانیت تکنوکرات و سکولار و دین می‌خواهند جمع بکنند و حتی می‌خواهند میانه حق و باطل را بگیرند –حالا به هر دلیلی- و مبنایش این است که کفر به طاغوت نداشتند.

ویژگی شهید آوینی کفر به طاغوت است. سر آوینی نمی‌شود کلاه گذاشت. او نیهیلیسم و هنر نیهیلیستی و اقتصاد سرمایه‌داری کنازانه و بانک و انسان‌شناسی مدرن را می‌فهمد. اینها را درک کرده است.

می‌گوید از یک راه طی شده با ما سخن می‌گوید. برای من و خیلی‌های دیگر جذاب است که آوینی خیلی از پرسش‌های من و امثال من را داشته و راه را رفته و برای این پرسش‌ها پاسخ پیدا کرده است.

خیلی از متفکران این راه را نرفتند یا پاسخی و گزارش از پاسخ‌ها ندادند ولی آوینی هم این راه را رفته و هم این گزارش را برای ما تدارک دیده و آوینی از این جهت هم منحصربه‌فرد است و کسی را که با او سیر می‌کند و همراه می‌شود، رشد می‌دهد.

به همت محسن راحمی در فرهیختگان (۲۴۶۵) 

 

انقلابی بودن از نگاه دکتر وحید یامین پور چگونه است ؟

انقلابی بودن از نگاه دکتر وحید یامین پور

انقلاب و انقلابیگری در سپهر سیاست‌ورزی از آن دست واژه‌هایی است که هر کسی از ظن خود، به یاری‌اش شتافته و بر مبنای افق نگاهش به تعریف و بیان بایسته‌های این واژگان پرداخته است.

تعاریفی که بی‌تردید ساختار ذهنی و باور و به‌تبع آن خط‌مشی بر مبنای آن باورها را رقم می‌زند.  این روزها که درخت انقلاب اسلامی در آستانه ۴۰ سالگی قرار دارد و با توجه به تاکیدات فراوان نسبت به پویایی و زنده بودن انقلاب، بررسی تعاریف انقلاب و انقلابیگری از منظرهای گوناگون خالی از لطف نیست. 

از نظر بنیانگذار کبیر انقلاب ساده‌زیستی و نفی اشرافیت، حفظ حدود و ثغور، داشتن روحیه استقلال طلبی، عدم وابستگی به قدرت‌های خارجی و البته مردمی بودن و جدا نکردن خود از مردم از ویژگی‌ها و مولفه‌های یک شخص انقلابی به حساب می‌آید.

مقام معظم رهبری نیز به عناوین مختلف، انقلاب را یک حقیقت زنده (با تمام خصایص یک موجود زنده چون تولد، رشد، قوام و کمال‌یافتگی) می‌خوانند.

 

همچنین از نظر رهبری «یک فرد انقلابی کسی است که پایبند به مبانی و ارزش‌های اساسی اسلام و انقلاب باشد، هدف‌گیری آرمان‌های انقلاب و همت بلند برای رسیدن به آنها را داشته باشد، پایبند به استقلال کشور باشد، حساسیت در برابر دشمن و نقشه دشمن و عدم تبعیت از آن داشته و دارای تقوای دینی و سیاسی باشد.»

از طرفی دیگر برخی انقلابیگری را تندروی خوانده و برخی دیگر به هرگونه تندروی با برچسب انقلابیگری صحه می‌گذارند! در همین راستا، شاخصه‌های اصلی انقلابیگری را از منظر استاد دانشگاه و فعالان رسانه به تصویر کشیدیم.

 

وحید یامین‌پور عزیز ، استاد دانشگاه و مجری برنامه‌های تلویزیونی ، فرهنگ انقلابیگری و شخصیت انقلابی را مورد بررسی قرار داد. در ادامه مطلب به بررسی انقلابی بودن از نگاه دکتر وحید یامین پور می پردازیم 

 

استاد یامین‌پور در ابتدا به تشریح شاخصه‌های انقلابیگری پرداخت و گفت: «مفهوم انقلاب در حوزه دانش سیاسی و مطالعات اجتماعی مطالعه می‌شود.

زمانی که این مفهوم را به صورت خام به کار بگیریم ممکن است تلقی از معنای آن به ادبیات چپ گرایش پیدا کند، به همان پیش‌زمینه‌هایی که از رفتار چپ وجود دارد یعنی حرکت اعتراضی مارکسیست‌ها و چپ‌گراها علیه نظام لیبرال سرمایه‌داری که معتقدانش آن را انقلاب نامگذاری کرده بودند.

ولی وقتی ما در حوزه انقلاب اسلامی مفهوم انقلاب را به کار می‌بریم انقلابیگری با مفهوم آرمانخواهی‌های اسلامی پیوند می‌خورد که در واقع سابقه تاریخی آن به مولفه‌هایی که در نهضت امام خمینی سراغ داریم، بر می‌گردد.

یعنی انقلابیگری در هر عصر به یک‌سری اصالت‌ها ارجاع داده می‌شود که حالا در عصر ما، آن اصالت‌ها در نهضت امام خمینی مورد شناسایی قرار گرفته است.»

 

دکتر یامین‌پور پررنگ‌ترین و جدی‌ترین این اصالت‌ها را استقلال دانست و گفت: «مهم‌ترین شاخصه انقلابیگری در نهضت امام خمینی(ره) طبعا استقلال‌طلبی است که مقابله با نفوذ معنوی، نرم و نفوذ سیاسی استکبار و همچنین نفوذ سخت آن را شامل می‌شود.

البته استکبارستیزی در معنای جهانی هم با همین ابعاد شناخته می‌شود، به این معنی که امام نهضت خود را در جغرافیای ایران محدود نکرده بلکه با هرگونه زیاده‌خواهی استکبار جهانی در هر کجای جهان اعلام مخالفت می‌کرد.»

 

دکتر یامین پور ، رئیس پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی با اشاره به سخنان امام خمینی(ره) درخصوص جهانی بودن آرمان‌های انقلاب گفت: «به همین دلیل است که امام می‌فرماید: «ما شریک غم همه مظلومان جهان هستیم»

یعنی آرمان‌های اساسی انقلاب اسلامی را به ایران یا به تشیع یا حتی به مسلمانان محدود نمی‌کنند، لذا این سخن یک معنای جهانی و فراملی و همچنین یک معنای تاریخی به انقلابیگری هم می‌دهد.»

 

این پژوهشگر عرصه فرهنگ انقلاب اسلامی «استقلال، عدالت، آزادی، مبارزه با استکبار و حمایت از مظلوم » را دیگر شاخصه‌های انقلابیگری برشمرد و گفت: «علاوه‌بر این مفاهیم دیگری مانند عدالت‌خواهی و عدالت‌طلبی و سایر مفاهیم نزدیک و پیرامون آن و همین‌طور مفهوم آزادی مرکزی‌ترین مفاهیمی هستند که منظومه فکری انقلابی حضرت امام(ره) حول آنها شکل گرفته و رهبر معظم انقلاب هم در تمام این سال‌ها انقلابیگری را به همین مفاهیم پایه ارجاع داده‌اند.»

 

دکتر یامین پور در ادامه بیان کرد: «اگر جمهوری اسلامی روح انقلابیگری خودش را از دست بدهد قطعا دوران استحاله و فروپاشی آن فرا می‌رسد، اما در هر دوره‌ای طبعا کسانی هستند که حامل روح انقلاب باشند و امروز هم رهبر معظم انقلاب در راس آنهاست. شخصیت رهبری انقلاب امروز خود به‌عنوان شاخص انقلابیگری و آرمان‌خواهی شناخته می‌شود.»

 

یامین‌پور معتقد است که «گاهی بر اساس شرایط محدودیت‌هایی ایجاد شده است اما از ابتدای انقلاب تاکنون هیچ‌گاه انقلابیگری به محاق نرفته» و بیان می‌کند: «رهبر معظم انقلاب معمولا اشاره به رویش‌های انقلاب اسلامی دارند که این رویش‌ها حامل روح انقلابیگری هستند.

بنابراین ما هم‌اکنون اقشاری از جوانان فرهیخته و نخبه داریم که حامل روح انقلابیگری هستند و همین جوانانند که در بزنگاه‌ها گره‌گشایی می‌کنند و نظام را از بن‌بست‌ها و انسدادهایی که بعضا با آنها مواجه می‌شود، رها می‌کنند.»

 

پژوهشگر عرصه فرهنگ انقلاب اسلامی با اشاره به این نکته که انقلابیگری یک اتفاق نخبگانی است، گفت: «انقلابیگری نیاز به یک شعور متعالی و مترقی دارد لذا هرکسی نمی‌تواند صرفا حرف زدن و سخن گفتن انقلابی باشد.

انقلابی بودن نیاز به نوعی نخبگی دارد و در حال حاضر مهم‌ترین قشری که واجد ویژگی‌های یک فرد انقلابی هستند و این روزها به‌عنوان حاملان روح انقلاب شناخته می‌شوند جوانانی هستند که در سال‌های اخیر رشد یافته و از رویش‌های انقلاب شده‌اند.

این نخبگان هم از شرایط روز درک متعالی دارند و هم از افق‌های پیش‌رو لذا می‌توانند در آینده انقلاب گشایش ایجاد کنند.»

انقلابی بودن از نگاه دکتر وحید یامین پور
انقلابی بودن از نگاه دکتر وحید یامین پور

 مدرس دانشگاه امام صادق(ع) در ادامه گفت‌وگوی خود ایجاد و حفظ روحیه انقلابیگری در جوانان را ملزم به داشتن برخی ویژگی‌های مهم دانست و گفت: «در شرایط فعلی انقلابیگری به چند چیز نیازمند است اول هوش اجتماعی و سیاسی بالا، دوم بصیرت و قوت تشخیص و تمیز مسائل و سوم تعهد نسبت به بنیادها و آرمان‌های انقلاب.

اینها حداقل نیازهای فکری و اعتقادی جریان انقلابی است و از دیدگاه بنده همین‌ها در واقع نشانه‌های نخبگانی این جریان هم هستند.»

 

این دانش‌آموخته حقوق دانشگاه امام صادق(ع) در ادامه توضیحات خود، به بررسی ارتباط مصلحت‌اندیشی و آرمانگرایی با انقلابیگری پرداخت و گفت: «از مصلحت‌اندیشی ممکن است تلقی‌های منفی یا مثبتی وجود داشته باشد، به این معنا که اگر منظور از مصلحت‌اندیشی محافظه‌کاری است که باعث شود یک فرد آرمان‌های خود را فدا کند یا در مورد آنها دست به معامله بزند این مصلحت‌اندیشی با انقلابیگری متمایز و متضاد است،

ولی اگر مصلحت‌اندیشی به معنای ملاحظه همه جوانب و ملاحظه واقعیت‌های پیرامونی باشد، این خود جزئی از انقلابیگری است چراکه انقلابیگری مساوی با بی‌ملاحظگی و شتابزدگی نیست، بلکه واقع‌بینی و فهم مصلحت‌ها هم جزئی از انقلابیگری است.»

 

دکتر یامین‌پور در پایان در پاسخ به سوالی مبنی‌بر اینکه تکنوکرات‌ها چه نسبتی با انقلابیگری دارند، گفت: «تکنوکرات‌ها قشری هستند که در مواجهه با انقلاب از یک طرف و تحمیل‌هایی که از عالم غرب به ما می‌شود از طرف دیگر، اقتضائات اجرایی را مدنظر قرار داده و با این معیار ممکن است در مقابل فشارها انقلاب را مورد معامله قرار دهند.»

 

وی با اشاره به اینکه «این روزها زیاد شنیده شده که می‌گویند با پایبندی بر ارزش‌ها نمی‌شود جامعه را اداره کرد»، گفت: «این تفکر، تفکر تکنوکرات‌هاست. این جماعت فقط به دنبال اداره مسائل کشور بدون توجه به آرمان‌ها و مبانی هستند و تصور می‌کنند اگر از ارزش‌ها و آرمان‌ها عقب‌نشینی کنند مسیر ساده‌تر و سهل‌تری را می‌پیمایند.

به نظر بنده این یک خطاست به نوعی یک خطای محاسباتی است و خطای ناشی از درک شرایط است. تکنوکرات‌ها بار انقلاب را نمی‌توانند به دوش بکشند و ما را با مشکل مواجه خواهند کرد.

اینها بیشتر وقت ملت را تلف خواهند کرد و ممکن است ملت را به مسائلی سرگرم کنند که واقعی نیست، بلکه تحت فشار رسانه‌ای یا تحت فشار سیاسی القا می‌شود.» 

 

صداوسیما نمیخواهد سریالی درباره حضرت زینب سلام الله علیها ساخته شود [ مصاحبه با ضیاءالدین دری ]

ضیاءالدین دری اولین فیلمسازی است که طرح ساخت سریال حضرت زینب(س) را سال‌ها پیش به رسانه ملی ارائه داده ولی این سازمان هنوز اراده‌ای برای ساخت این سریال از خود نشان نداده است.

دری در گفت‌وگو با «جوان» درباره اینکه چرا سریال حضرت زینب (س) پس از این همه سال ساخته نشده است، می‌گوید: دوستان در صداوسیما رغبتی نشان نمی‌دهند یا شاید هم دوست ندارند ما بسازیم و قصد دارند بدهند فرد دیگری بسازد.

امیدوارم این سریال به هر حال چه به دست من یا دیگری ساخته شود، چون نزدیک ۴۰سال است که در کشور ما انقلاب اسلامی شده و هر ساله رقم‌های زیادی در سینما و تلویزیون کشور از جیب مردم هزینه می‌شود.

اما درباره یکی از استوانه‌های دین اسلام و مذهب شیعه که نقش بی‌بدیلی در زنده ماندن اسلام در مقطعی مهم از تاریخ ایفا کرده هنوز هیچ فیلم یا سریالی ساخته نشده است.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا فکر می‌کنید عمدی در این مسئله باشد،اینگونه پاسخ می‌دهد: «من از عمدی بودن مسئله بی‌اطلاعم، کسی را هم متهم نمی‌کنم، دوست هم ندارم اظهارنظری کنم که به کسی بربخورد ولی همین‌قدر می‌گویم که برایم خیلی عجیب است که این سریال ساخته نمی‌شود. چون حضرت زینب(س) فردی معمولی نیست. این شخصیت برای زنان و دختران ما الگویی بی‌بدیل هستند.»

   

ساخت سریال حضرت زینب(س) اولویت رسانه ملی نیست!

 

دری در ادامه به این اشاره می‌کند که سریال حضرت زینب(س) احتمالاً جزو اولویت‌های رسانه ملی نیست و این سازمان اولویت‌های دیگری را برای خود تعریف کرده‌است؛ اولویت‌هایی که به گفته او حتماً برای آنها توجیهاتی هم دارند که ما نمی‌دانیم.

وی به این هم اشاره می‌کند که به نظر می‌رسد دوستان دوست ندارند او سریال را بسازد، چون شنیده که چند نفر دیگر هم برای ساخت این سریال ابراز تمایل کرده‌اند.

کارگردان سریال کیف انگلیسی سال گذشته در همین ایام در گفت‌وگو با «جوان» به این اشاره کرده بود که «سینمای ایران درباره زن مسلمان مسئولانه عمل نکرده است. انقلاب اسلامی در آستانه ۴۰ سالگی است،اما سینمای ایران هنوز ذره‌ای از دین خود را به بسیاری از مفاهیم ناب که در خون جامعه ایرانی جریان دارد، ادا نکرده است.»

او با بیان اینکه متأسفانه سینما و تلویزیون ما با غفلت از شخصیت‌های زن بزرگ تاریخ اسلام مخاطب چند ده میلیونی که ارادت خود را به این بزرگان در مقاطع حساس و مختلف به شکل عملی نشان داده، نادیده گرفته‌است،گفت: انقلاب اسلامی استقرار و بقای خود را مدیون خانم‌هاست و زنان ایرانی آموزه‌های خود را از زنان بزرگ اسلام اخذ کرده‌اند.

 

زنان تا زمانی که به خیابان نیامدند، انقلاب اسلامی پیروز نشد. مادران شهدای ما سختی و مشقت از دست دادن فرزندان رشیدشان را با یاد ایثارگری‌های زینب کبری(س) تحمل کرده‌اند و اگر این شناخت و آگاهی وجود نداشت، انقلاب اسلامی از استحکام فعلی برخوردار نبود.

  

یک تکلیف هنری

آقای دری ساخت سریال حضرت زینب (س) را تکلیفی دانسته بود که سینمای ایران آن را فراموش کرده است.

سینما و تلویزیون ایران در این‌باره دچار غفلت و کم‌کاری بوده‌است، ما موظفیم درباره چهره‌ای که زنان رشید و فداکار ایران همواره در طول تاریخ از او الگو گرفته و مصائب خود را با او می‌سنجند و با تأسی از او اینطور پای انقلاب و ولی فقیه ایستاده‌اند، مسئولانه به میدان بیاییم و آثاری فاخر تولید کنیم و البته این کار دشواری است.

وی با بیان اینکه متأسفانه مدیران ما در اولویت‌بندی‌ها هم دچار اشتباهاتی می‌شوند، گفته بود: نسل جوان ما مختار سقفی را بیشتر از حضرت معصومه(س) می‌شناسد.

 در اواخر دوره آقای ضرغامی پیشنهاد ساخت سریالی درباره حضرت زینب (س) از سوی شبکه ۳سیما به من شد و من طرح تولید یک سریال ۱۳ قسمتی را ارائه دادم،اما پس از مدتی که زمزمه‌های تغییر مدیریتی مطرح شد، ترجیح دادند برای پیشگیری از بار شدن تعهدات تازه به مدیران جدید، مسئله را مسکوت بگذارند.

 

آقای دری از این هم سخن گفته بود که سه سال پیش از سوی علیرضا رضاداد، مدیر سینمایی دولت یازدهم پیشنهاد ساخت سریالی درباره حضرت زینب (س) دریافت کرده است و او در مقابل طرحی را ارائه داده که نگارش فیلمنامه و تحقیقات آن یک سال برآورد شد، اما رقم پیشنهادی بنیاد فارابی برای نگارش آنقدر کم بوده که قید ساخت سریال را زده است.

   

نباید نقش زنان را نادیده بگیریم

آقای دری در پاسخ به این سؤال که چرا برخلاف هالیوود در ایران جایگاه نویسنده متن سینمایی و فیلمنامه و تأثیر آن در کیفیت فیلم شناخته نشده و تهیه‌کننده‌ها حاضر نیستند هزینه‌ای مناسب در این باره ارائه بدهند، می‌گوید: متأسفانه دستمزدهایی که برای فیلمنامه می‌دهند، پایین است.

 در امریکا بین ۵ تا ۱۰ درصد کل برآورد فیلم‌ها را به نویسنده اختصاص می‌دهند و نقطه قوت فیلم‌هایشان هم در وهله اول روی فیلمنامه تمرکز دارد ولی در ایران متوجه نیستند که متن چقدر اهمیت دارد.

دری با بیان اینکه سریال‌های طولانی مثلاً ۱۰۰ قسمتی می‌تواند استودیویی ساخته شود تا هزینه‌ها کاهش یابد، توضیح داد: من برای ساخت سریال حضرت زینب(س) پیشنهاد ۱۳ قسمت را دادم. به نظرم قصه سریالی چون مختار هم همین مقدار بود، ولی چون مدیران توجیه مالی را در نظر گرفته بودند، میرباقری مجبور بوده کار را وسعت بدهد و البته خوب هم از عهده آن برآمده بود و در جذب مخاطب موفق عمل کرد.

این فیلمساز با اشاره به اینکه دوران آزمون و خطا در سریال‌سازی تاریخی ما تمام شده و الان دیگر زمان تجربه‌آموزی نیست، می‌افزاید: رقیبی چون شبکه های ماهواره بیکار ننشسته و به مردم خوراک می‌دهد.

من مشکلات مالی و بودجه را می‌دانم. خیلی سال‌ها پیش پیشنهاد ساخت سریالی درباره عاشورا را به صداوسیما مطرح کردم که بعدها تلویزیون جور دیگری آن را ساخت. ما نمی‌توانیم نسبت به برخی شخصیت‌ها بی‌اعتنا باشیم.

حضرات زینب (س) و معصومه(س) از این زمره هستند به ویژه اینکه ما نباید زنان و نقش آنها را نادیده بگیریم.

نویسنده : جواد محرمی