بررسی نفوذ در انقلاب اسلامی ایران از کشمیری تا برجام

0

محمد حسن روزی طلب ، متولد ۱۳۶۲، عضو هیات موسس و سردبیری پایگاه اطلاع‌رسانی رجانیوز است. وی عضویت در کمیسیون رسانه مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری را نیز تجربه کرده است.

روزی‌طلب سردبیر چند ویژه‌نامه تاریخی از جمله «۳۰ سال پس از جراحی بزرگ (روزنامه جوان)»، «میوه ممنوعه (هفته‌نامه ۹ دی)» و… و نویسنده کتاب‌های «تکیه‌گاه بررسی نقش آقای اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات نهم و دهم ریاست جمهوری»، «تاریخ شفاهی جنبش دانشجویی مسلمان (با همکاری امیرحسین ثابتی)» و «ترکیب التقاط و ترور بررسی عملکرد و اسناد گروه فرقان» نیز هست .

یادداشتی که در ادامه میخوانید به قلم محمد حسین روزی طلب در سرمقاله نشریه ۱۶ رمز عبور منتشر شده است و به بررسی روند نفوذ در جهموری اسلامی ایران می پردازد :

 

یک : وقتی اسم نفوذ می‌آید، مسعود کشمیری و نفوذ تا جانشینی دبیر شورای امنیت کشور به اذهان متبادر می‌شود. کشمیری فردای ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ دانشجوی گمنام و بی‌سابقه‌ای بود که ابتدا در کمیته انقلابی اداره دوم ارتش یعنی ضداطلاعات ارتش مشغول به کار شد و در ادامه مسئول اطلاعات نیروی هوایی ارتش شد. او با وقوع کودتای نوژه به ستاد خنثی‌سازی کودتا پیوست و تا ارشدترین مقامات پیش رفت.

 

در ابتدای سال ۶۰ به بخش سیاسی معاونت اجرایی نخست‌وزیری رفت و خیلی زود همه‌کاره شورای امنیت کشور شد. در روزهایی همچون ۳۰ خرداد (راهپیمایی مسلحانه سازمان منافقین در تهران)،‌ ۷ تیر (انفجار در حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیت‌الله بهشتی و ۷۲ نفر از یارانش)، ۷ مرداد (فرار بنی‌صدر و رجوی به پاریس)،‌ ۱۴ مرداد (حمله به واحد اطلاعات سپاه پاسداران) و … فردی شورای امنیت کشور را هدایت می‌کرد که عامل سازمان منافقین بود!

 

می‌گویند شهید رجایی به‌قدری به کشمیری اعتماد داشت که پشت سر او نماز می‌خواند! نفوذ کشمیری به‌قصد ترور رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر بود و او مأموریتش را با موفقیت صددرصد انجام داد؛‌ لیکن یک سال بعد با ضرباتی که منافقین خوردند خط خروج را آغاز کردند و در شهریورماه ۱۳۶۱ دیگری عناصر مرکزیت سازمان در کشور نبودند و فرار را به‌قرار ترجیح دادند!

 

بهرام افضلی،‌ فرمانده نیروی دریایی ارتش در دوران جنگ بود که عملیات‌های موفقی مانند مروارید را نیز هدایت کرده بود. زمانی که مشخص شد او عضو شاخه نظامی حزب توده و به‌صورت غیرمستقیم جاسوس شوروی است،‌ بسیاری باور نمی‌کردند.

افضلی در چشم مسئولین ارشد نظام یک افسر متدین و وفادار به میهن بود! افضلی از روز اولی که فرمانده نیروی دریایی ارتش شد، قصد جاسوسی نداشت اما بهره‌برداری‌های خائنانه حزب توده موجب شد تا او به جاسوسی کشانده شود.

 

بیژن کبیری، دیگر عضو شاخه نظامی حزب توده،‌ در سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی دست راست آیت‌الله ری‌شهری در دادگاه‌های انقلاب ارتش بود. حتی در پرونده منجر به اعدام قطب‌زاده، او مهم‌ترین نقش را ایفا کرد.

مسئول پرونده حزب توده به نگارنده می‌گفت که اگر در زمان تأسیس وزارت اطلاعات، قانون شرط مجتهد بودن وزیر را نمی‌گذاشت، قطعاً کبیری یا وزیر اطلاعات می‌شد و یا یکی از مقامات ارشد این وزارتخانه!

 

نفوذ
نفوذ

 دوم : این روزها نفوذ در جمهوری اسلامی گرچه هدف ترور و جاسوسی را دنبال می‌کند اما بیش از این مسئله مهم،‌ نفوذ «نظام تصمیم‌گیری در جمهوری‌اسلامی» را هدف قرار داده است. کشمیری‌ها و افضلی‌ها باید در سمت‌های خود بمانند و کار کنند و تصمیمات کلیدی بگیرند.

 

دلیل این تغییر رویکرد،‌ تحولات جمهوری اسلامی در ۳۶ سال گذشته است. امروز نظام آن‌چنان قوی و پیش‌رو شده است که حرف از براندازی شوخی‌ای بیش نیست. حتی رئیس‌جمهور امریکا رسماً به رهبری انقلاب اسلامی نامه می‌نویسد که تلاشی برای براندازی نخواهد کرد.

 البته این اعتراف نه از سر رحم، مروت و عقلانیت سیاسی، که از سر ناتوانی است. اوباما با گران‌فروشی، ناکامی و ضعف ۳۶ ساله دولت امریکا در براندازی را می‌خواهد به نظام جمهوری اسلامی بفروشد.

 

به هر حال اگر پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، امریکا با سخاوت لقب ژاندارم منطقه را به شاه ایران اعطا می‌کرد، امروز در پایتخت‌های کشورهای غرب آسیا، عشق به امام خمینی (ره) و تجربیات انقلاب اسلامی حکومت می‌کند.

 

این‌گونه است که راهبرد امریکایی‌ها از براندازی به سمت «مهار ایران» تغییر کرده است. با این تغییر راهبرد، رویکردهای نفوذ نیز تغییر کرده است. اکنون نظام سلطنتی و یا جمهوری سکولار قرار نیست جایگزین جمهوری اسلامی شود، بلکه «جمهوری اسلامی تقلبی» هدف‌گذاری دشمنان است.

 

سه : وزیرخارجه امریکا با پای لنگ،‌ بیش از ۲۰ روز در وین اتراق نمی‌کند تا یک توافق‌نامه هسته‌ای که معلوم نیست فرجام آنچه می‌شود، با ایران امضا کند! او مذاکره را برای نفوذ می‌خواهد. او می‌خواهد راه‌حل ایجادشده در موضوع هسته‌ای را به تمام موضوعات محل اختلاف گسترش دهد.

 

برجام که تمام شد اما تلاش می‌شود همان روش در موضوعات دیگر استفاده شود. سوریه گزینه اول و در صدر فهرست مذاکره است.

 

به‌مانند موضوع هسته‌ای تلاش می‌شود تا مشترکاتی با امریکا یافت شود تا زمینه مذاکره فراهم گردد. اگر در هسته‌ای «غنی‌سازی و رفع تحریم‌ها و ممنوعیت ساختن بمب اتم» مشترکات بود؛ امروز در ماجرای سوریه، مبارزه مشترک با تروریسم مورد مشترک است و انگار عاقلی در این شهر نیست که بپرسد اصولاً آیا داعشی‌ها زایده‌ای در مقابل امریکا هستند یا زاییده امریکا؟!

 

چهار :  می‌گویند روزی لاتی بی‌سرو پا با کاسب متدینی در برابر دکان درگیر شد. جوانمردی به کمک آن کاسب آمد و دعوا به دعوای جوانمرد و لات تبدیل شد. پس از دقایقی آن کاسب به دو طرف درگیر گفت که بروید جای دیگر دعوا کنید و به کسب من آسیب نزنید!

 

امروز بشار اسد که به گفته جناح غربزده، فردی سکولار و بی‌نماز است مشکلی با امریکایی‌ها ندارد. او به خاطر حمایت از مقاومت چوب می‌خورد والا امریکایی‌ها به‌مانند پادشاه اردن، کشورش را به نامش سند می‌زدند و مانند اردن هاشمی به سوریه هم می‌گفتند سوریه اسدی!

 

سوریه با ریاست‌جمهوری اسد، قلب قدرت جمهوری اسلامی در منطقه است و سقوطش به معنای دومینوی سقوط همپیمانان ایران است. اگر سوریه سقوط کند،‌ حتی نمی‌توان سیدحسن نصرالله، دبیرکل شجاع حزب‌الله لبنان را ملاقات نمود! قلب نظام سوریه هم شخص بشار اسد است و نظام بعث سوریه بدون بشار حتی یک دقیقه هم نمی‌تواند دوام بیاورد.

 

حضور فعال مستشاران نظامی ایرانی در سوریه و شهادت ده‌ها جوان مؤمن و انقلابی در این کشور در ماه گذشته، بخشی از هزینه‌ای است که جمهوری اسلامی برای حفظ منافع ملی پرداخته است. جمهوری اسلامی نمی‌خواهد آن کاسب متدین پیش‌گفته باشد، چراکه اگر روزی منافقین شعار می‌دادند امروز مهران فردا تهران، امروز شعار داعشی‌ها امروز سوریه فردا ایران است!

نفوذ
نفوذ

پنج : نفوذ یعنی مذاکره با امریکا! نفوذ یعنی ربط دادن آب خوردن به تحریم‌ها! نفوذ یعنی ساده‌اندیشی و سهل گیری در برابر نفوذ! نفوذ یعنی کندن سانتریفیوژها بدون تضمین کتبی! نفوذ یعنی بگویی باید امام مسلمین نقد شود! نفوذ یعنی سقوط رشد علمی در کشور! نفوذ یعنی سرخاب سفیدآب کردن جنایات امریکا! نفوذ یعنی سرکوب جناح مؤمن فرهنگی! و در یک‌کلام نفوذ یعنی تأثیر بر تصمیم‌گیری‌های نظام!

 

منبع: رمز عبور ۱۶

اسلام عزیز ؛ یادداشتی از استاد شهاب مرادی

0

 

گاهی یک اصل ساده و روشن اخلاقی را در خلال سخنم بیان می‌کنم اما با تعجب مخاطبم روبه‌رو می‌شوم مانند شبی که در یکی از قسمت‌های برنامه تلویزیونی «آیینه خانه» به روایتی اشاره کردم و در بازخوردهای مخاطبان محترم و مهربانم، شعف و شگفتی بسیاری را دیدم (در پیامک‌های برنامه و پیام‌های دریافتی در وب سایتم) و باز احساس می‌کنم هنوز برای بخش قابل توجهی از مردم خوبمان چهره واقعی اسلام عزیز معرفی نشده.

 

اما روایت؛ فرمایشی است معروف از حضرت امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب سلام الله علیه در نهج البلاغه:

وَ إِنَّمَا یَنْبَغِی لِأَهْلِ الْعِصْمَةِ وَ الْمَصْنُوعِ إِلَیْهِمْ فِی السَّلَامَةِ أَنْ یَرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِیَةِ

«و همانا شایسته است اهل پاکی [کسانی که از گناه یا عیبی پاک هستند] و [اهل سلامت] کسانی که خدا در حفظ سلامت دین‌شان به آنها از راه نیکی و احسانش کمک کرده؛ با اهل گناه و معصیت مهربانی کنند!» خطبه ۱۴۰ نهج البلاغه؛  در نهی از عیب‌جویی مردم.

 

اگر این اصل اصیل اسلامی «عجیب»یا مطلبی خلاف! تلقی شود، لابد «نامهربانی و خودبزرگ‌بینی و عیب‌جویی و تحقیر و بی‌آبروکردن گناهکار به خاطرگناهش» می‌شود رفتار نرمال اسلامی! و ثواب و واجب! درحالی که سراسر اسلام درس مهربانی است. درس تمام انبیاء و امامان هدایت مهربانی و رأفت است.

 

اگر از متون اصلی، قرآن کریم و روایات اهل بیت (عهم)، مکرر برای مخاطب نگوییم خدای ناکرده؛ سخن و سیره تندخویان و کج اندیشان و بی‌خردان چهره اسلام را خشن و بی‌منطق معرفی می‌کند.

 

 نباید تعجب کرد؛ نباید به تأسف اکتفا کرد بلکه باید تک تک ما تلاش کنیم تا «دوستان نادان» و «دشمنان غدار» نتوانند اسلام عزیز را دین خشونت و بی‌رحمی جلوه دهند! باید جهانیان بدانند اسلام ناب، از سلفی‌گری تکفیری و بی‌رحمی، بیزار است. من و شما می‌توانیم و باید از هر فرصتی استفاده کنیم تا اسلام محمد و آل محمد صلوات الله علیهم؛ اسلام علی بن ابی طالب (ع) ؛ یعنی اسلام اعتدال و مهربانی و رأفت را با سخن و رفتارمان و با اسباب و روش‌های گوناگون و بیان‌های گوناگون معرفی و تبلیغ کنیم.

 

منبع : روزنامه صبح نو ( دوم بهمن۹۵) 

ثبت نام جامعه الزهرا تا ۲۲ بهمن تمدید شد

0

به گزارش بنیانا به نقل از روابط عمومی جامعه الزهرا ،  با توجه به درخواست های مکرر خواهران علاقه مند به تحصیل علوم دینی در جامعه الزهرا(سلام الله علیها) و به مناسبت ایام الله دهه فجر، زمان ثبت نام تا ۲۲ بهمن‌ماه سال جاری تمدید شد.

متقاضیان شرکت در سطوح مختلف رشته‌های جامعه الزهرا(سلام‌الله‌علیها) دفترچه راهنما را مطالعه کنند، ثبت نام تنها از طریق سامانه پذیرش به آدرس الکترونیکی http://paziresh.jz.ac.ir/‎ امکان پذیر است.

 داوطلبان می‌توانند جهت دریافت اطلاعات بیشتر از طریق پست الکترونیک به آدرس [email protected] ، سامانه پشتیبانی پذیرش به آدرس http://support.jz.ac.ir و یا سامانه پاسخ به سؤالات http://www.jzfaq.ir اقدام کنند.

 

چند توصیه به متقاضیانی که هنوز ثبت نام نکرده‌اند، داشت که به شرح ذیل است:

۱ـ همانگونه که در سامانه پذیرش و دیگر بخش‌های سایت متذکر شدیم، داوطلبان لازم است قبل از ثبت نام و هر اقدامی، دفترچه راهنمای پذیرش را به دقت مطالعه کنند. اکثر سؤالاتی که به سامانه پشتیبانی ارسال شده، حاکی از عدم مطالعه دقیق دفترچه است.

۲ـ برای راحتی انجام ثبت نام و عدم مواجهه با ترافیک اینترنتی، پیشنهاد می‌شود ثبت نام خود را به روزهای پایانی ثبت نام موکول نکنید.

۳ـ از آنجایی که سامانه پذیرش، به صورت هوشمند طراحی شده است، پس از وارد کردن اطلاعات داوطلب، سامانه با توجه به اطلاعات ثبت شده، برنامه‌های آموزشی مجاز را جهت انتخاب، به شما نمایش می‌دهد؛ از این رو لازم است در ثبت اطلاعات داوطلب، نهایت دقت را داشته باشید.

۴ـ در صورت بروز خطا یا ایجاد سؤال، فقط از طریق سامانه پشتیبانی (واقع در سامانه پذیرش) اقدام به ارسال سؤال نمایید و از تماس تلفنی یا مراجعه حضوری به جامعه‌الزهرا(سلام‌الله‌علیها) خودداری کنید.

 

ربات تلگرامی سامانه پاسخگوی برخط سنجش و پذیرش جامعه‌الزهرا (س)

تمامی کاربران تلگرام می‌توانند جهت دریافت آخرین اطلاعات پذیرش جامعه‌الزهرا(سلام‌الله‌علیها) از سامانه پاسخگوی برخط سنجش و پذیرش جامعه‌الزهرا(سلام‌الله‌علیها) استفاده کنند.

این اطلاعات شامل زمان و مکان ثبت نام و آزمون، شرایط و ضوابط پذیرش تمامی مقاطع، بازپذیری و نحوه ارتباط با اداره سنجش و پذیرش است.

داوطلبان متقاضی ثبت نام در جامعه‌الزهرا(سلام‌الله‌علیها) جهت استفاده از این سامانه می‌توانند از آدرس [email protected] در نرم‌افزار تلگرام استفاده کنند.

داوطلبان علاوه بر آدرس فوق می‌توانند از طریق آدرس https://telegram.me/regjzbot برای بهره‌برداری از این سامانه اقدام کنند.

 

منبع خبر : سایت رسمی جامعه الزهرا

تفاوت دفاع مقدس با دفاع اقتصادی ما در کجاست؟

0
شهید حسن باقری
شهید حسن باقری

متنی که در ادامه میخوانید گزیده ای از سخنرانی دکتر حسن عباسی است . جلسه سخنرانی استاد در تاریخ ۸ مهر ۹۵ برگزار شد . دکتر حسن عباسی رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال و تحلیلگر سیاسی است . جلسات کلبه کرامت استاد حسن عباسی از بزرگترین کرسی های نظریه پردازی ایران است . سخنرانی در مسجد قمر بنی هاشم شهر تهران ایراد شد است :

 

دفاع مقدس، دفاع آدم‌های بی‌ادعای بی‌مدرک بود. هرکسی توانایی بیشتری داشت، کار را به او می‌سپردند. جوان ۲۴ ساله‌ای به نام حسن باقری -خبرنگار روزنامه جمهوری-  با حداقل امکانات و بودجه، و بی‌آنکه تجربهٔ زندگی نظامی را داشته باشد، طراحی جنگ را برعهده گرفت؛ به‌گونه‌ای که تا چند سال پس از شهادت او نیز بسیاری از عملیات‌ها توسط او پیش‌طراحی شده بودند.

 

تصور کنید جوانی ۲۵ ساله هستید و در پشت بی‌سیم می‌بایست دستور دهید تا هزاران نفر دل به آتش بزنند -به تعبیر شهید همت که در پشت بی‌سیم می‌گفت: «دریادلان به‌پیش!»- نخست شما باید خود دریادل باشید. به‌رغم کاستی‌های تکنولوژی و تجهیزات و بودجه و آموزش‌های ندیده و انقلابی نوپا و دشمنی قوی، جوانانی که مشق جنگ در هیچ دانشگاه نظامی نگذرانده بودند، درخشیدند چراکه رگ و بوی عمل‌گرایی مبتنی بر اسلام را داشتند و اسیر تئوری‌های غربی نشدند. 

 

هریک‌شان که تا به امروز همین‌گونه زیستند، (به دنبال دکتری و اسم و رسم‌های دهن پرکن نبودند) -همچون قاسم سلیمانی- نام‌شان لرزه بر اندام کفار و ملحدین و مشرکین و منافقین در جای‌جای جهان می‌اندازند و امید بر دل مظلومین و مستضعفین عالم ایجاد می‌کند.

 

لحظه‌ای که نیروهای فرعون سوی بنی‌اسرائیل می‌تاختند، همراهان موسی کلیم(ص) در مقابل خود دریا را می‌دیدند و از پشت سرشان سپاه دشمن؛ پس ترسیدند؛ حضرت فرمود: « إِنَّ مَعِی رَبّی»* نگران نباشید، خدای من با من است؛ سپس عصایش را به آب زد و نیل شکافت. دلیل موفقیت حسن باقری‌ها، قلب‌های قوی بود که خود را به خدا می‌سپردند و در وقت نگرانی‌ها و تنگناها، باور داشتند که خدا با آنهاست؛ پس خدا نیز به عمل‌شان برکت می‌بخشید.

 

مبنای عمل ما در دفاع مقدس، قواعدی بود که امام حسین(ع) در صحرای کربلا رقم زدند. زمانی که همین اصول را تئوریزه کرده و به جوان لبنانی و یمنی و عراقی و سوری و حتی جوان اهل سنت حماس در فلسطین داده شد، با آن جنگیدند و پیروز شدند.

 

چرا این روحیه و این قواعد به اقتصاد ما تزریق نشد تا معیشت مردم را اصلاح کند، شکاف طبقاتی را کم کند و اشتغال ایجاد نماید؟ زیرا در اینجا تبعیت از قواعد امام حسین(ع) و نهج‌البلاغه امام علی(ع) و تأسی به سیره امام راحل(ره) نداشتیم. امروز اگر شما حسن باقری باشید، تا کنکور نداده و دکتری نداشته باشید، از درب وزارتخانه راهتان نمی‌دهند. 

 

به دفاع مقدس که رسید، گفتیم حسن باقری ۲۴ ساله می‌داند چگونه جنگ را طراحی کند؛ اما به اقتصاد که رسید، کار را به فارغ التحصیلان رشته اقتصاد در دانشگاه‌ها سپردیم. در اقتصاد، مجاهد کبیر نبودیم؛ قواعد کفار را مبنا قرار دادیم که ذات آن در بانک، ربوی و در بورس، قمار است. غافل از آنکه بسیاری از تئوری‌هایی که در دانشکده‌های ما ارائه می‌شوند، در مهد خود به شکست انجامیده و کشورها را به فلاکت و مصیبت کشانیده است.

 

*سوره شعرا – آیه ۶۲

 

استاد حسن عباسی

تهران (مسجد قمر بنی‌هاشم) – هشتم مهرماه ۹۵

بخش های جالب کتاب مسیح در شب قدر را بخوانید

0

بعضی کتاب‌ها خیلی زود بر سر زبان ها می‌افتد. کتاب هایی که بسیار خواندنی‌اند ولی شاید فرصت خواندن این کتاب ها را نداریم. امروز می‌توانید بخش هایی از یک کتاب خواندنی را در «بنیانا» بخوانید

 

در طی سال‌های گذشته کتاب‌های مختلفی پیرامون خاطرات و برخوردهای مقام معظم رهبری در موقعیت‌های مختلف چه در دوران ریاست جمهوری و چه در دوران رهبری ایشان منتشر شده است که هرکدام به نوبه خود بسیار جذاب و دلنشین است؛ اما شاید هیچکس انتظار آن را نداشته باشد که رهبر کشور بزرگی همچون ایران با هزاران مشکل و دلمشغولی، حتی به اقلیت‌های مذهبی کشورش توجه کند. موضوعی که می‌توان آن را با خواندن کتاب «مسیح در شب قدر» به خوبی درک کرد.

 

مسیح در شب قدر ، دومین کتاب از مجموعه کتاب‌های «خورشید در مهبط ملائکـة الله» است که روایتی از حضور مقام معظم رهبری در منازل خانواده‎های شهدای مسیحی کشورمان است. دیدارهایی متفاوت که می‌تواند هر خواننده‌ای را به خود جذب کند.

 

روایت اتفاقات پیش آمده در این دیدارها در قالب داستانی و با استفاده از راوی‌ای متفاوت برای هر داستان در کنار بهره‌گیری از عکس‌هایی جذاب و دیدنی برای هر بخش، توانسته اثری متفاوت را در حوزه خاطره نگاری روانه بازار نشر کند. علاوه بر این، گردآورندگان اثر در هر داستان نکاتی زیبا درباره شهید، خاطرات و نحوه شهادتش آورده‌اند که باعث می‌شود خوانندگان آن بیشتر با قهرمانان کشورشان آشنا شوند.

 

کتاب مسیح در شب قدر
کتاب مسیح در شب قدر

 

مسیح در شب قدر، در خود بیست و سه فصل را گنجانده است که با مقدمه‌ای نسبتا طولانی ولی ابتکاری و نو همراه شده است و در آن به موضوعاتی همچون زندگی حضرت مسیح، ارتباط میان ادیان اسلام و مسیحیت و رابطه جمهوری اسلامی با مسیحیت و اقلیت‌های مذهبی پرداخته است.

 

قسمت پایانی کتاب، شامل ضمیمه‌ای کامل از نام و تصویر تمام شهدای ارمنی و آشوری کشورمان است و علاوه بر آن، پنج پیوست از بیانات و مکتوبات مقام معظم رهبری که در آن به موضوعاتی که با این کتاب ارتباط دارد و یا در دیدارهایشان، اشاره‌ای به آنها داشته‌اند، پرداخته است.   

 

این اثر را موسسه فرهنگی ایمان جهادی یا همان انتشارات صهبا در ۴۹۶ صفحه و با دو قیمت ۱۸ هزار تومان (جلد نرم) و ۲۳ هزارتومان (جلد سخت) منتشر کرده است که البته دلیل قیمت بالای کتاب هم به خاطر چاپ تمام رنگی آن است. هر چند که این موضوع نتوانسته بر فروش این کتاب خواندنی و دلنشین اثرگذار باشد.

 

مسیح در شب قدر
مسیح در شب قدر

 

پرده اول: جمهوری اسلامی فرقی بین من و یک فرزند شهید مسلمان نگذاشته!

روایت حضور آیت‌الله خامنه‌ای در منزل شهید گالوست بابومیان در تاریخ ۶۸/۱۰/۷

 

شهید بمباران اهواز، تاریخ شهادت: ۵۹/۷/۱۷

 

گالوست بیش از سی سال بود که در بخش کامپیوتر شرکت نفت کار می‌کرد؛ در جریان انقلاب و اعتصاب، جلودار بود و حالا در این شرایط بحرانی کشور، تجربه‌اش برای ادارهٔ کشور و ادامهٔ جریان نفت در لوله‌ها واجب بود. خودش هم پای رفتن نداشت، گرچه دلش حسابی تنگ شده بود. جنگ که شروع شد، بچه‌ها را فرستاد خانهٔ برادرش در تهران و خودش ماند اهواز. دیشب که با آن‌ها تلفنی صحبت کرده بود، از همه بیشتر مادرش اصرار می‌کرد که برگردد تهران.                                                                             

 

– پسرم، گالوست جان! پس‌فردا عراقی‌ها اهواز را می‌گیرند، آن وقت معلوم نیست چه بلایی سرت بیاورند. این‌ها مثل مسلمانان ایران نیستند؛ امروز همسایه‌مان می‌گفت این‌ها همان‌هایی هستند که امام حسین را کشتند. تو که نظامی نیستی، بیا برگرد تهران.                                                                            

 

مادر بود دیگر؛ گفت: «چشم، همین روزها می‌آیم.» راست هم می‌گفت؛ قرار بود آن روز اسناد مهمّی را با قطار ببرد تهران. مادر را راحت راضی کرد، اما بعد از حرف زدن با بچه‌ها، باید دل خودش را راضی می‌کرد. واروژان ده ساله بود و تالین شش ساله و چقدر خوش زبان؛ تازه از تلویزیون فارسی یاد گرفته بود و با ارمنی قاطی می‌کرد! ساعت نه شب اخبار شانزدهم مهر پنجاه و نه، هفدهمین روز جنگ، از تلویزیون؛ وقتی آتش و دود بالای برج‌های پالایشگاه را دید، خشم و نگرانی بر دلتنگی‌اش غالب شد و عزمش را جَزم کرد بر ماندن و کمک کردن به ادامهٔ تولید نفت کشور.

                                                                                     

از شرکت مستقیم رفت سمت راه‌آهن اهواز. ایستگاه راه‌آهن شلوغ بود. هنوز به پای قطار نرسیده بود که صدای آژیر و بعد جنگندهٔ عراقی فضا را پر کرد. گالوست خیره شده بود به آسمان. دید که چندین نقطهٔ سیاه از هواپیما جدا شدند و با سرعت به زمین سقوط کردند. گالوست توان حرکت نداشت، آخرین تصویر مقابل چشمش واروژان و تالین و همسرش هاسمیک بودند…

                                           

… هاسمیک بهت‌زده مانده بود و تا صبح اسم شوهرش را تکرار می‌کرد؛ گالوست، گالوست…              

گالوست در زبان ارمنی به معنای «بشارت بازگشت» است؛ اما «بشارت بازگشت» بازنگشت.                 

 

صبح پنج‌شنبه خبر دادند امشب اگر خانه هستید، یکی از مسئولین کشور، چند دقیقه‌ای مهمانتان باشند. گفتم بفرمایید، خواهش می‌کنم. بعد هم به برادر گالوست و شوهر خواهرم خبر دادم که بیایند خانهٔ ما. واروژان و تالین هیچ‌کدام از خبر مهمان خوشحال نشدند، چون ایام امتحاناتشان بود و حسابی درس داشتند. تالین دبیرستانی است و واروژان دانشجوی پزشکی. روزی که پزشکی قبول شد، تمام خستگی چند سال کار و زندگی بدون گالوست از تنم بیرون رفت. واروژان با سهمیهٔ فرزندان شهدا قبول شد؛ اصرار هم دارد این را همه جا بگوید؛ با غرور می‌گوید پدرم شهید شده و جمهوری اسلامی فرقی بین من و یک فرزند شهید مسلمان نگذاشته!

 

سه ساعتی از غروب گذشته که مهمانمان از راه می‌رسد. من و برادر گالوست و شوهرخواهرم، همین‌طور مبهوت مانده‌ایم و توان هیچ کاری را نداریم.

                                                                      

حاج‌آقا خامنه‌ای با ما سلام و احوال‌پرسی می‌کنند و همراه بقیه روی مبل می‌نشینند. ما هیچ‌کداممان توان صحبت کردن نداریم. ایشان بعد از سلام واحوال‌پرسی، خودشان صحبت را شروع می‌کنند: پدر شهید، این آقا هستند؟

مسیح در شب قدر
مسیح در شب قدر

 

احتمالا چون اکثر شهدای ارمنی سربازان جوان هستند، آقا فکر کرده‌اند این عکس پدر شهید است. می‌گویم: این آقا خودش شهید شده.  

– عجب! آقا شهید شدند؟ 

– بله.  

– شما همسرشان هستید؟  

– بله.  

 

دارم از خجالت آب می‌شوم تا حالا با یک روحانی معمولی مسلمان هم صحبت نکرده‌ام؛ حالا بزرگترین مقام روحانی کشور مقابلم نشسته‌اند و با من حرف می‌زنند.

[مکالمات رهبری با همسر و برادر شهید در فضایی گرم و صمیمی ادامه می‌یابد طوری‌که جمع از سادگی و بدون تکلّف بودن ایشان به وجد آمده و کاملاً دلهره و خجالت را کنار می‌گذارند و با آقا هم‌کلام می‌شوند.]

 

چند دقیقه‌ای در سکوت می‌گذرد. هیچ‌کداممان باورمان نمی‌شود که چند دقیقه پیش، رهبر کشور ایران، اینجا کنار ما نشسته بودند، چای می‌نوشیدند و صحبت می‌کردند!

 

پرده دوم: مسیح در شب قدر   

 

روایت حضور آیت‌الله خامنه‌ای در منزل شهیدان هایقان و ادموند موسسیان و منزل شهید گاگیک تومانیان در تاریخ ۷۷/۱۰/۱۱

 

شهید هایقان موسسیان، شهید ترور در تهران، تاریخ شهادت: ۶۰/۶/۱۲  

شهید ادموند موسسیان، شهید ترور در تهران، تاریخ شهادت: ۶۰/۳/۲۳ 

شهید گاگیک تومانیان، محل شهادت مریوان، تاریخ شهادت: ۶۶/۵/۲۴

 

زمستان سردی است، برف و یخ خیابان‌ها را پوشانده؛ اما گرمای ماه رمضان به اوج رسیده‌است. شب‌های نوزدهم و بیست‌ویکم گذشته و امشب شب بیست‌وسوم است؛ شبی که احتمال قدر بودنش، از دوشب قبل هم بیشتر است. پس برای هر مسلمانی، امشب باید مهم‌ترین شب سال باشد. با ارزش‌ترین ماه سال، ماه رمضان و بالاترین شب ماه رمضان، شب قدر است. شبی که سرنوشت سال آیندهٔ تمام انسان‌ها در آن نوشته می‌شود. این شب‌ها رنگ و بوی عزا هم دارند. این پنجمین شب است که بر مصیبت حضرت علی(ع)  اشک می‌ریزیم.  

 

همیشه در شب‌های قدر به این فکر می‌کنم که دعاها و درخواست‌های حضرت آقا در این شب‌ها چیست؟  

 

به امشب امید بسته‌ام و برنامه چیده‌ام و زمان‌بندی کرده‌ام؛ بسیار اعمال، آداب و خواسته دارم. باز هم با خود می‌اندیشم که من ناچیز، این همه حاجت دارم، رهبرمان با این همه دغدغه برای انقلاب و کشور و جهان اسلام، چه شرایطی در شب قدر دارند. چه برنامه‌ای ریخته‌اند؟ و کدام عمل را برای تقرب به خدا مناسب‌تر یافته‌اند؟

 

 

در همین فکرها هستم که صدای تلفن بلند می‌شود. از دفتر است، گفته می‌شود که امشب برنامهٔ رفتن به منازل خانوادهٔ شهدا داریم.

 

عجب! امشب؟! با دلخوری و ناراحتی از این فرصت سوزی، خودم را به دفتر می‌رسانم. با دیدن فضای عزادار شهر و مردمی که به سمت مسجد حرکت می‌کنند، ناراحتی‌ام بیشتر شده؛ آقا را که می‌بینم و سلام می‌کنم همهٔ این فکرها از ذهنم کنار می‌رود، فضای حضور ایشان دلم را پُر می‌کند…  

 

پشت سر آقا از پله‌های خانه بالا می‌رویم، متوجه می‌شویم این خانواده دو شهید دارد؛ هم پسر و هم پدر.

 

پسری بیست ساله مقابل در ایستاده. بهت‌زده، جواب سلام آقا را می‌دهد! بانویی شصت و چند ساله چند بار پشت سر هم، دست‌پاچه به آقا می‌گوید: «خیلی خوش آمدید، خیلی خوش آمدید». 

[و این آغاز اولین دیدار آن شب است]  

 

در خانهٔ دوم دو خانم حدوداً شصت ساله و چهل ساله به استقبال آقا می‌آیند. آقا نمی‌نشینند تا ببینند مادر شهید کجا می‌نشیند.

 

[از همه چیز صحبت می‌شود، این‌که شهید چند ساله بوده و چگونه به شهادت رسیده تا اوضاع و احوال کنونی این خانواده، از رسم و رسوم و آداب عبادت ارامنه و دیگر بحث‌ها در مورد زبان ارمنی]  

بحث به اینجا می‌رسد که آقای وارطانیان [نمایندهٔ ارامنه در مجلس شورای اسلامی] از وسعت اطلاعات آقا متعجب می‌شود؛ به قابی که به دیوار نصب شده اشاره می‌کند، تصویر یک کلیسای بزرگ است.  

 

– دو نفر از حواریون به ایران آمدند که مزار یکی‌شان در این کلیسای تادئوس است     .

– عجب! همین قره‌کلیسای معروف؟!   

 

وارطانیان با لبخندی حاکی از خوشحالی که آقا قره‌کلیسا را می‌شناسند، بلند می‌شود و قاب عکس را به آقا می‌دهد.

 

– این کلیسا، حکم واتیکان را برای ارامنهٔ سراسر جهان دارد. در واقع واتیکان هم مزار یکی دیگر از حواریون است.

آقا نام آن حواری را که در قره‌کلیسا مدفون است را می‌پرسند.

– تادئوس. از یازده حواریون حضرت عیسی، دو نفرشان در ایران شهید شدند. در نقاشی معروف شام آخر داوینچی هم تصویرش کشیده شده.   

– از این دو حواری، آثاری هم در انجیل هست؟

– بله! بله! داریم.

– نام ارمنی این کلیسا چیست؟

– سن تادئوس.

 

 

[صحبت‌ها ادامه می‌یابد در حالی‌که میزبانان فارغ از آقا رو به مادر و خواهر شهید می‌نشینند و برایشان دعا می‌کنند.]

– امیدواریم دل شما شاد باشد. این غم‌های بزرگ تأثیرش در شما، ایجاد نورانیت باشد. چون این غم‌ها و این فشارهای روحی، در انسان نورانیت ایجاد می‌کند و رحمت الهی را جلب می‌کند. خودمان را باید اهل قبول رحمت الهی بکنیم. 

 

بعد این جملات، آقا، دو هدیه به مادر و خواهر شهید می‌دهند. 

 

وقتی سوال شد که مادر شهید خدمت آقا چه عرضی دارند، مادر، شهید با ادب، اشک چشمش را پاک می‌کند.

 

– ما هیچ چیز نمی‌خواهیم. اگر قرار است کمکی به ما بکنند، خواهش می‌کنم به شهدایی که بچهٔ کوچک دارند، به آن‌ها کمک بکنند. من خیلی راضی می‌شوم به آن‌ها کمک بشود.

 

راستش در برابر این مادر شهید، احساس خضوعی تعریف ناپذیر پیدا کردم. مادران شهدا از ناشناس‌ترین نعمت‌های پوشیدهٔ خدا هستند! 

آقا با گفتن جملهٔ «ان‌شاءالله موفق باشید» برمی‌خیزند و از خانوادهٔ شهید گاگیک تومانیان خداحافظی می‌کنند.

 

همیشه در شب‌های قدر فکر می‌کردم که چه عمل و عبادتی، بیشترین اثر را در سرنوشت ملت و انقلاب ما، در سال آینده دارد؟ حالا فکر می‌کنم لبخند رضایت مادر شهید تومانیان و دعای او، یکی از مؤثرترین اعمال شب قدر باشد.

 

در این شرایط، رهبر حکیم ما، با الهامات الهی و استمداد از تعالیم علوی، با فراست دریافته‌اند که افضل اعمال شب قدر امسالشان، شاد کردن دل آن‌هایی است که رنج کشیدند و ملامت چشیدند، اما نشکستند.

 

پرده سوم: عیسی دم

 

روایت حضور آیت‌الله خامنه‌ای در منزل شهید وارطان آقاخانیان در تاریخ ۶۴/۱۰/۵

شهید وارطان آقاخانیان، محل شهادت: جزیرهٔ مجنون، عراق، تاریخ شهادت: ۶۴/۹/۱۸

 

 

شب، شب عید است، شب میلاد حضرت مسیح. قرار است اولین جایی که به‌عنوان عید دیدنی می‌رویم، منزل عموگابریل باشد. به زبان ارمنی شعر می‌گویم و به اشعار بزرگان شعر فارسی بسیار علاقه مندم. مقالهٔ «حافظ و مسیح»ام را امروز در مجلهٔ پروین چاپ کرده‌اند.

 

خانهٔ عموگابریل حسابی شلوغ است و اکثر فامیل جمع شده‌اند اینجا. همه هستند به‌جز پسرعموی جوانم، وارطان. سلطهٔ غم و غصه، رنگ کریسمس را از خانه زدوده، عموگابریل و زن‌عمو در این پانزده روز، به‌اندازهٔ پانزده سال پیر شده‌اند. 

 

زنگ خانه به صدا درمی‌آید و لحظاتی بعد، پسرعمویم با دو جوان که ارمنی هم نیستند، یاالله گویان وارد خانه می‌شوند. ظاهراً از قبل قرار بوده که گروهی امشب بیایند و مصاحبه‌ای تهیه کنند. نمی‌دانم عمو و زن عمو با این حال و روز، با چه دل و دماغی می‌خواهند حرف بزنند. هر چه باشد فقط دو هفته از شهادت وارطان گذشته است.

 

دو جوان عمو را به گوشه‌ای خلوت می‌کشانند و چیزهایی به او می‌گویند، رنگ چهرهٔ عمو از شنیدن حرف‌های جوان عوض می‌شود! 

 

عمو بعد از شنیدن حرف‌های جوان، سریع به طرف جمع ما می‌آید و می‌گوید: مهمان مهمی الآن به خانمان می‌آید. از تعجب چشمانم گرد می‌شود! کیست که به‌خاطرش عمو سرزنده شد؟  

خدای من! باور کردنی نیست! این کسی که از در وارد شد و با تک تک ما سلام و احوال‌پرسی کرد، آقای خامنه‌ای است.

 

 

آقای خامنه‌ای خیره به قاب عکس وارطان شده‌اند و عمو و زن عمو و همهٔ ما خیره به ایشان! از نزدیک، چهره‌شان، عجیب روشن و تماشایی است! از ایشان چند خاطرهٔ خیلی برجسته در ذهن دارم، همین چند ماه پیش که در نماز جمعه تهران، بمبی منفجر شد، به خودم بالیدم برای داشتن یک چنین رئیس جمهور شجاعی! اما وقتی این رفتار مهرمندانهٔ آقای خامنه‌ای را کنار آن سخنرانی‌های قاطعشان قرار می‌دهم، می‌فهمم که سکهٔ شجاعت و صلابت و اقتدار ایشان، روی دیگری هم دارد: محبت و مهربانی و لطافتی که بی حد و مرز می‌نماید.

 

آقای خامنه‌ای با صحبت‌هایی شیرین و جذاب و دلنشین، دربارهٔ ارادت مسلمان‌ها به حضرت عیسی مسیح و شهدای مسیحی صدر مسیحیت، حرف‌هایشان را پی می‌گیرند. ایشان زمانی عزم رفتن می‌کنند که دیگر از فضای اندوه‌بار خانه، اثری نمانده‌است و غم و غصه از چهره‌ها رفته است.

 

از همان موقعی که حاج‌آقا خداحافظی کردند و رفتند، ناخودآگاه بیتی از جناب حافظ فکرم را مشغول کرده، یک صفحهٔ سفید می‌آورم…   

 

تو آمدی و قصهٔ احساس، سرگرفت

ققنوس دل، در آتش عشق تو پر گرفت 

دیگر ز درد و داغ، شکایت نمی‌کنیم 

تو آمدی و این شب یلدا، سحر گرفت 

مادر اگرچه پای پسر پیر گشته‌است  

بغض شکسته، گرچه گلوی پدر گرفت   

لبخندهای گرم تو غم را ز یاد برد 

خورشید روی خوب تو جای قمر گرفت  

«بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود

عیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت»

 

پرده چهارم: حقوق بشر واقعی

 

 

روایت حضور آیت‌الله خامنه‌ای در منزل شهیده ژرمن پورگورگیس و همسرش شهید آقاجان اودیشو و دخترش شهیده رامینا اودیشو، در تاریخ ۷۰/۱۰/۴

 

شهدای بمباران تهران، تاریخ شهادت: ۶۶/۱۲/۲۱

 

شب عید پاک بود و تو روزه بودی، یعنی همه روزه بودند. ژرمن و دخترش رامینا و دامادت از صبح آمدند کمکت. شب آن‌قدر خسته بودی که قبل از بقیه خوابت برد. دخترت و شوهر و بچه‌اش هم همان‌جا خوابیدند. اما کاش رفته بودند. ژرمن دختر اولت بود و تو جانت می‌رفت برای او. عاشق این زن و شوهر عاشق بودی. البته تا وقتی نوه‌ات رامینا به دنیا آمد و تمام دلت را گرفت.  

 

گوشَت آن وقت هم کمی سنگین بود، خوابت هم همین‌طور، وقتی بیدار شدی که دود و خاک انفجار راه نفست را گرفت. با سرفه از خواب پریدی، ژرمن را صدا زدی که بپرسی چه شده؟ بیاید کمکت، اما جواب نداد. یک لحظه، فکری شوم و وحشتناک، همراه بوی دود و آتش، گلویت را فشار داد. فریاد کشیدی: ژرمن… ژرمن… رامینا… رامینا! اما از داخل خانه هیچ صدایی نیامد. از بیرون اما صدای داد و فریاد بلند بود.

 

 

یا عیسی مسیح! موشک نصف خانهٔ تو و همسایه‌ات را ویران کرده بود. دم در، چشمت افتاد به پسرت ابراهیم که سر تا پا خاکی بود. چقدر حضورش برایت لازم بود. تو را که دید، روی زانو افتاد و به زبان آشوری صدایت کرد: یِمَّه! چند دقیقه در آغوش هم گریه کردید، بدون حرف. نمی‌دانستی باید آرامش کنی یا آرامت کند…

 

الان که سه سال از آن روزها گذشته و جنگ هم تمام شده، هنوز دنیا همان دنیاست هنوز هیچ‌کس صدای تو و هزاران مادر مثل تو را در دنیا نمی‌شنود. زمانی که مردم شعار می‌دادند: «موشک جواب موشک» امام مدافع حقوق بشر بود به شرطی اجازه می‌داد که به مردم آسیبی نرسد. اما اکنون کافی است یک قاتل جنایت‌کار، در گوشه‌ای از ایران، به سزای عملش برسد؛ چنان فریاد حقوق بشر می‌زنند که گویا گروهی از پاک‌ترین و بی گناه‌ترین مردم، مظلومانه قتل عام شده‌اند.

 

اما ایران تو همان‌طور پشت حق و حقوق واقعی تمام انسان‌ها مانده. امام دو سال پیش از دنیا رفت، اما جانشین او هم از همان جنس است و از نسل همان بزرگ‌مرد تاریخ؛ امام علی و حالا شب کریسمس سال هفتاد، همین مرد، یعنی آقای خامنه‌ای می‌خواهد بیاید اینجا. خانهٔ تو که مادر و مادرخانم و مادربزرگ شهیدی.

 

رهبر مقتدر انقلاب مظلوممان، با لبخند و سلام وارد می‌شوند و اول سراغ تو را می‌گیرند. حاج‌آقا وقتی می‌فهمند که از آشوری‌های ارومیه هستی، چند سؤال از ارومیه و آشوری‌های آن و این‌که آیا

 

ترکی بلدی یا نه می‌پرسند؟

– ترکی بلدید و آشوری بلدید و فارسی؟ 

– بله.  

 

عروست که ماشاءالله سرزبان‌دار است، می‌گوید: ارمنی هم بلدند.  

صحبت از کلیسای آشوری‌ها و ارمنی‌ها می‌شود و عروست می‌گوید که کلیسای آشوری‌ها در خیابان قوام‌السلطنه است. حاج آقا از اسم خیابان تعجب می‌کنند. می‌پرسند که اسم جدید خیابان چیست؟«قوام‌السلطنه که مرد و رفت!»

 

و همه می‌خندیم. می‌گوید: «سی تیر» است و این باعث می‌شود آقای خامنه‌ای تاریخ مختصری از قوام و سی تیر بگویند. 

 

– چون سی تیر را قوام‌السلطنه به‌وجود آورد و این‌ها لج کردند با قوام‌السلطنه. روز سی تیر، روزی بود که دکتر مصدق در سال ۱۳۳۱ استعفا کرد، مردم آمدند به خیابان‌ها، برای این‌که مصدق بیاید سر کار. شاه هم قوام‌السلطنه را کرد نخست وزیر. قوام‌السلطنه گفت که سیاست را کشتی‌بان دیگر آمد؛ من اِل می‌کنم، من بِل می‌کنم، می‌کُشم، می‌بندم، جمع نشوید در خیابان‌ها. مردم هم اعتنا نکردند، جمع شدند. مرحوم آیت‌الله کاشانی پیغام داد که جمع بشوید، آمدند. قوام‌السلطنه بیست‌وچهار ساعت نکشید که استعفا کرد، مجدد هم مصدق آمد سرکار. این هست که قوام‌السلطنهٔ سابق را گذاشتند سی تیر. خوش ذوقی به‌خرج دادند.  

 

فکر می‌کنید ما که این همه سال است نزدیک خیابان سی تیر زندگی می‌کنیم، اصلاً این چیزها را می‌دانستیم؟! چه قصه‌ای دارد این خیابان!

 

حالا با این صحبت‌ها فضای این مهمانی صمیمی شده. حتی دوست داری برایشان درد و دل کنی، از آن شب سیاه و دردناک. خودشان به تو این فرصت را می‌دهند. 

 

– در نظام اسلامی، جمهوری اسلامی همین است؛ یعنی شهروندان، آن کسانی که در زیر پرچم جمهوری اسلامی هستند، اینها با هم فرقی نمی‌کنند. ما موظفیم به عنوان کسانی که مسئولیت کشور را دارند، از آحاد مردم دفاع کنیم و حراست کنیم. ما وقتی بخواهیم از حقوق کسی دفاع کنیم، نمی‌پرسیم شما دینت چیست، نه؛ شهروند ماست، متعلق به این کشور است و فرزند این خانواده است؛ ما باید از او دفاع کنیم و دفاع هم می‌کنیم.

 

منبع: مجله مهر – احسان سالمی

سینمای ایران کثیفتر است یا هالیوود؟ اثبات فساد در سینمای ایران

0
سینمای ایران
سینمای ایران

برنامه زنگ بیداری ۲۲۵ از تولیدات سایت صدای میقات روز ۵ بهمن ۹۵ منتشر شد . این برنامه در بخش های مختلف به بررسی مسائل فرهنگی سیاسی روز ایران می پردازد . در ادامه فهرستی از برنامه های این قسمت زنگ بیداری را می خوانیم  : 

 

–((ایستاده در آتش)) به یاد شیر مردان آتش نشان, روسیاهی ماند بر چهرهٔ کاسبان انتخابات

*گیربازار ( سینمای ایران کثیفتر است یا هالیوود؟) اثبات فساد و وطن فروشی در سینمای جمهوری اسلامی ایران…با اجرای مسعود عباسی

*گلهای یاس (شیر سامرا) به یاد شهید مدافع حرم طلبه محمد هادی ذوالفقاری

–((آن‌ها که رشد اقتصادی ما را نمی‌بینند عینک بزنند)) بانمک بازیهای یک رئیس جمهور در اوج مشکلات اقتصادی مردم!!!

*حرف دل با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

 

دانلود برنامه زنگ بیداری ۲۲۵

دانلود فایل mp3 .(حجم ۲۳ مگابایت) | دانلود از لینک مسقیم | دانلود از لینک کمکی

 

درباره صدای میقات :

مهم‌ترین هدف رادیو صدای میقات ارتقا و رشد اخلاق دینی و انقلابی در میان فرزندان نسل سوم انقلاب هست

و هدف اصلی دشمنان اسلام از بین بردن همین اخلاق است ، که اگر اخلاق را ریشه کن کنند ، مراحل بعدی تخریب را خیلی سریع‌تر تمام می کنند

ان شا الله با صدای میقات و صداهای دیگری که در آینده به این راه خواهند پیوست ، هیچ‌گاه به هدف شومشان نخواهند رسید

 

منبع صوت : سایت صدای میقات

مصیبت خون بازی و خودزنی دختران مدرسه‌ای ؛در زنگ بیداری۲۲۴ بشنوید

0
مصیبت خون بازی و خودزنی دختران مدرسه ای تهران
مصیبت خون بازی و خودزنی دختران مدرسه ای تهران

 

برنامه زنگ بیداری ۲۲۴ از تولیدات سایت صدای میقات روز ۲۸ دی ۹۵ منتشر شد . این برنامه در بخش های مختلف به بررسی مسائل فرهنگی سیاسی روز ایران می پردازد . در ادامه فهرستی از برنامه های این قسمت زنگ بیداری را می خوانیم  : 

–((هواپیما آوردیم مسکن تونو بردیم….هواپیما ارزونیتون ما رأی نمیدیم بهتون)) حقایقی دربارهٔ ورود هواپیمای ایرباس به ایران..به همراه طنز

*حکایت ((خب تو بو نکن!!)) با اجرای آقای صفری

*بمب خنده ((صلفی با شلیک پدافندها در تهران)) یعنی ما همچین مردمی هستیم…طنز

*گیربازار (( خودزنی دختران )) وقتی دختران مدرسه ای چاره ای جز خودزنی ندارند!! آقایان مسئول شما از کدام آزادی میگوئیید؟! با اجرای مسعود عباسی

*نفس حق ((نامه ای به خدا)) سخنان شنیدنی دکتر فرهنگ

*حرف دل ((سخنی با امام زمان عج))

 

دانلود برنامه زنگ بیداری ۲۲۴

دانلود فایل mp3. (حجم ۱۴ مگابایت)

دانلود از لینک مستقیم | دانلود از لینک کمکی

………………………

درباره صدای میقات :

مهم‌ترین هدف رادیو صدای میقات ارتقا و رشد اخلاق دینی و انقلابی در میان فرزندان نسل سوم انقلاب هست

و هدف اصلی دشمنان اسلام از بین بردن همین اخلاق است ، که اگر اخلاق را ریشه کن کنند ، مراحل بعدی تخریب را خیلی سریع‌تر تمام می کنند

ان شا الله با صدای میقات و صداهای دیگری که در آینده به این راه خواهند پیوست ، هیچ‌گاه به هدف شومشان نخواهند رسید

 

منبع صوت : سایت صدای میقات

پیام امام خامنه ای در تجلیل از آتش نشانان حادثه پلاسکو

0
پیام امام خامنه ای در تجلیل از آتش نشانان حادثه پلاسکو
پیام امام خامنه ای در تجلیل از آتش نشانان حادثه پلاسکو

 

حضرت آیت الله خامنه‌ای در پیامی با بزرگداشت فداکاری با شکوه و مظلومانه آتش‌نشانان مؤمن و با اخلاص در حادثه پلاسکو، از همه دستگاهها و افرادی که در این ده شبانه‌روز تلخ با همهٔ توان، کار بزرگی را به پایان رساندند، قدردانی کردند.

متن پیام رهبر انقلاب اسلامی در تجلیل از آتش نشانان حادثه پلاسکو به این شرح است:

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اکنون پس از شبها و روزهای تلخ نگرانی و کاوش، نوبت آن است که یاد فداکاری با شکوه و مظلومانهٔ آتش‌نشانان مؤمن و شجاع ملت ایران ثبت و بزرگ داشته شود و مردانی را که حقاً باید قهرمانان کم‌ادّعا و با اخلاص نامیده شوند همگان بشناسند و درس آنان را در خاطر نگه دارند.

 

این جوانمردان برای نجات جان و مال هم‌میهنان خود، با شهامتی شگفت‌انگیز به درون آتش و آوار رفتند و جان خود را در خطر نهادند و خود را فدا کردند. آنان یک بار دیگر خاطرات فداکاریهای دوران دفاع مقدس را زنده کردند و نشان دادند که ایرانی مؤمن آنجا که پای خطرپذیری برای ادای وظیفه در میان است عزمی راسخ و شجاعتی مثال‌زدنی را تجسّم می‌بخشد و در راه خدا متاع جان را بی‌چند و چون عرضه میکند.

 

خانواده‌های داغدار و همهٔ ملت ایران به این عزم و شهامت برخاسته از ایمان ببالند و صاحبنظران، این پدیده را در تحلیلها و محاسبات خود دربارهٔ ایران و ایرانی مؤمن به حساب آورند. این حادثه از سوئی غم‌انگیز و از سوئی افتخارآمیز است. اینها شهیدان راه خدمت دشوار و انجام وظیفهٔ پر خطرند و هرگز فراموش نخواهند شد ان‌شاء الله.

 

اینجانب در غم آن عزیزان و دیگر جان‌باختگان حادثهٔ پلاسکو با خانواده‌ها و بازماندگان آنان شریکم و از خداوند متعال برای آنان رحمت الهی و برای اینان صبر و اجر مسألت میکنم.

همچنین از دستگاهها و افرادی که در این ده شبانه‌روز تلخ با همهٔ توان برای نجات جان آتش‌نشانان و گرفتارشدگان، کوه سنگینی از کار و تلاش و همت و نگرانی را بر دوش کشیدند و با همکاری و صمیمیّت، کاری بزرگ را به پایان رساندند تشکر میکنم و پاداش الهی را برای آنان میطلبم.

 

سیدعلی خامنه‌ای

۱۰ بهمن ماه۱۳۹۵

 

منبع پیام : سایتkhamenei.ir

 

پوستر| یاد شلمچه، یاد فکه، یاد مجنون... رهبرانقلاب؛ امروز: قهرمانان کم‌ادّعا و با اخلاص #آتش‌نشان، یک بار دیگر خاطرات فداکاریهای دوران #دفاع_مقدس را زنده کردند
پوستر| یاد شلمچه، یاد فکه، یاد مجنون…
رهبرانقلاب؛ امروز: قهرمانان کم‌ادّعا و با اخلاص #آتش‌نشان، یک بار دیگر خاطرات فداکاریهای دوران #دفاع_مقدس را زنده کردند

 

روایت تصویری ده شبانه روز نگرانی و کاوش

تقدیر رهبرانقلاب از دستگاهها و افرادی که عملیات امداد و نجات #پلاسکو را به پایان رساندند

دریافت ویدیو(۱مگابایت)

برنامه اندرویدی شهدای آتش نشان حادثه پلاسکو تهران

0
برنامه اندرویدی شهدای آتش نشان
برنامه اندرویدی شهدای آتش نشان

به گزارش بنیانا ؛ اپلیکیشن شهدای آتش نشان به مناسبت شهادت جمعی از آتش نشانان شهر تهران در حادثه ساختمان پلاسکو توسط قرارگاه فضای مجازی سپاه حضرت محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ رونمایی شد.

 

برنامه اندرویدی شهدای آتش نشان  به مناسبت شهادت جمعی از آتش نشانان شهر تهران در حادثه آتش سوزی و ریزش ساختمان پلاسکو توسط قرارگاه فضای مجازی سپاه حضرت محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ رونمایی شد.

 

این اپلیکیشن که برای سیستم عامل آندروید طراحی شده دارای ۴ بخش “شهدای آتش نشان”، “درآینه روایت”، “نکات ایمین” و “حادثه پلاسکو” است که در بخش اول آن به معرفی شهدای آتش نشان دفاع مقدس و همچنین ساختمان پلاسکو پرداخته می شود. در بخش “در آینه روایت” روایاتی در ارتباط با فداکاری و ایثار و در بخش “نکات ایمنی” در ارتباط با اقدامات ایمنی در حین وقوع آتش سوزی مطرح شده است.

 

بخش دیگر اپلیکیشن شهدای آتش نشان با عنوان “حادثه پلاسکو” است که در آن به شرح ماجرا به همراه تصاویر، پیام رهبر معظم انقلاب در ارتباط با آتش سوزی پلاسکو، نمونه کارهای گرافیکی، شعر و نثر و مداحی و نماهنگ حادثه ساختمان پلاسکو پرداخته شده است.

 

علاقه مندان می توانید برای دانلود اپلیکیشن “شهدای آتش نشان” و نصب آن در تلفن همراه خود اینجا (حجم ۲ مگابایت) کلیک کنید.