راهکار تضمینی برون رفت صداوسیما از بحران مالی و ریزش مخاطب چیست ؟

۰ صداوسیما از زمانی وارد بحران کسری بودجه و مشکلات مالی و ریزش مخاطب شد که عده‌ای سودجو در بدنه پیر مدیران برای تمدید و تضمین دوران منفعت‌طلبی خویش به بهانه و توجیه واهی برون‌سپاری، مدیریت رو به افول خویش را در آستانه بازنشستگی از درون سازمان صداوسیما به دفاتر تولید خصوصی اقماری اطراف سازمان … ادامه خواندن “راهکار تضمینی برون رفت صداوسیما از بحران مالی و ریزش مخاطب چیست ؟”

۰
راهکار تضمینی برون رفت صداوسیما از بحران مالی
راهکار تضمینی برون رفت صداوسیما از بحران مالی

صداوسیما از زمانی وارد بحران کسری بودجه و مشکلات مالی و ریزش مخاطب شد که عده‌ای سودجو در بدنه پیر مدیران برای تمدید و تضمین دوران منفعت‌طلبی خویش به بهانه و توجیه واهی برون‌سپاری، مدیریت رو به افول خویش را در آستانه بازنشستگی از درون سازمان صداوسیما به دفاتر تولید خصوصی اقماری اطراف سازمان صداوسیما انتقال دادند و این شد که با یک تیر دو نشان زدند؛

 

هم برای دوران پسابازنشستگی خویش میز مدیریتی را گسترده و مستمر کردند و هم آقازاده‌ها، دامادها و در یک کلام ژن‌های برتر خویش را به برداشت دستمزدهای نجومی از این دفاتر هدایت کردند؛

دفاتری که حکم زالو را برای بدنه داخلی سازمان صداوسیما بازی می‌کنند، دفاتری که ضعیف‌ترین تولیدات را با گران‌ترین هزینه ممکن به صداوسیما تحمیل می‌کنند.

 

و این شد که سازمانی توانمند همچون صداوسیما عملا مجبور شد برای تامین منافع دفاتر خصوصی تولید مدیران بازنشسته خویش، نیروهای انسانی و تخصصی رسمی و حقوق‌بگیرش را از چرخه تولیدات فیلم و سریال بی‌رحمانه خارج سازد.

و ژن‌های برتر غیرمتخصص خویش را با دستمزدهای نجومی در مشاغل تولید در فیلم و سریال به‌کار گیرد که نتیجه آن نجومی‌شدن رقم برآورد مالی پروژه‌های فیلم و سریال به‌نفع مدیران بازنشسته منفعت‌طلب و همچنین تنزل کیفی شدید محتوایی و فنی فیلم‌ها و سریال‌ها شد.

در حالی که همین سریال‌های فعلی با حقوق سر برج نیروهای انسانی داخلی حقوق‌بگیر و رسمی داخل صداوسیما به جرات با یک‌بیستم و حتی کمتر از این ارقام قابل مدیریت است. 

کار سختی نیست یک تحقیق و تفحص بسیار ساده از روند تولید فیلم و سریال در سازمان صداوسیما به‌عنوان گران‌ترین محصول رسانه مالی، کافی است شما را با حقایقی بسیار تلخ از حیف و میل بیت‌المال به‌نفع معدود ژن‌های برتر و طیفی سودجو از مدیران ناخلف بازنشسته صداوسیما مواجه کند.

 

امروز با سوءاستفاده از واژه برون‌سپاری، نیروهای تخصصی صداوسیما در مشاغل تولید اعم از کارگردان، صدابردار، نورپرداز، منشی صحنه و دیگر مشاغل تولید متاسفانه هرگز در دوران خدمت خود حتی یک‌بار هم تجربه حتی یک تله‌فیلم و سریال را نخواهند داشت .

و اصطلاحا ماه خویش را با کمبود آفیش سپری می‌کنند در حالی که همه مشاغل تولید در فیلم و سریال به ژن‌های برتر غیرمتخصص دفاتر سودجو اختصاص می‌یابد آن‌هم با دستمزدهای نجومی و سرسام‌آور.

 

و چه تلخ است قصه بیکاری انبوهی از کارمندان رسمی تولید صداوسیما و هدررفت ظرفیت بکر طیف گسترده‌ای از نیروهای تخصصی حقوق‌بگیر به‌نفع منافع جمعی معدود از مدیران بازنشسته کارنابلد.

مثلا چقدر تلخ است تهیه‌کننده طیف گسترده‌ای از گران‌ترین سریال‌های طبقه الف صداوسیما همواره آقای «م. و» داماد آقای «م» یکی از معاونان اسبق و بازنشسته صداوسیما باشد

یا وجب‌به‌وجب در صداوسیما به ژن‌های برتر از اطرافیان فلان معاون اسبق اداری و مالی صداوسیما آقای «ت» بربخوریم که به‌نام خواهرزاده، پسر برادر و چه و چه تهیه‌کننده فیلم و سریال‌های الف رسانه ملی و برنامه‌های روتین شبکه‌های داخلی باشند

یا حتی فلان برنامه روتین و هرروزه شبکه‌های ملی و بهترین باکس‌های زمانی مخاطب را در اختیار داماد یا عروس یا پسرخاله ژن برتر قرار دهیم که نتیجه آن چیزی جز تولیدات آبکی دفاتر اقماری تولید و ریزش مخاطب و هدررفت بیت‌المال نیست.

ژن‌های برتر هیچ هنری ندارند جز پر کردن تایم آنتن به قیمت ریزش نفس‌گیر مخاطب.

 

کارشناسان رسانه به‌خوبی می‌دانند تاسیس مرکز تولید و فنی صداوسیما به دو منظور مهم صورت گرفت؛

استفاده بهینه و مقرون‌به‌صرفه از نیروی انسانی حقوق‌بگیر داخلی و رسمی تولید موسوم به نیروهای تولید صداوسیما و همچنین بالا بردن کیفیت فنی و تولید محصولات که متاسفانه دفاتر اقماری تولید سودجوی مدیران بازنشسته این راه صواب را اخته کرده‌اند.

کافی است به تیتراژ فیلم‌ها و سریال‌های کیلویی و آبکی اخیر نیم‌نگاهی بیندازید تا به نیکی دریابید اکنون ژن‌های برتر کارنابلد هستند که به‌جای نیروی انسانی متخصص تولید، مشاغل تولید را در فیلم‌ها و سریال‌های پرهزینه اشغال کرده‌اند و تنها دلیل آن نجومی کردن برآوردهای مالی دستمزد تولید بوده است.

این همه اشکال در ساخت و تولید چه محتوایی و چه فنی از یک‌جا آب می‌خورد؛ دفاتر اقماری تولید مدیران بازنشسته صداوسیما. این دفاتر دست‌های پرتوان سازمان صداوسیما را بسته‌اند و خود به‌جای صداوسیما آنتن را به اشغال درآورده‌اند.

 

برون‌رفت از وضع اسفبار کنونی رسانه ملی که نتیجه مستقیم ضعف مدیریتی است و نتیجه‌اش متاسفانه ریزش شدید مخاطب بوده، منوط به آسیب‌شناسی مدیریت کلان صداوسیماست.

صداوسیما در دوره بسیار کوتاهی به‌رغم همه ضعف‌ها در این خصوص دست به یک جراحی بزرگ زد و غدد چرکین مدیریت سودجوی پیر را به یک‌باره و ضربتی از بدنه خارج کرد.

ولی در دوره علی‌عسکری به‌مثابه یک Ctrl+z بسیار بزرگ سازمان صداوسیما همه مدیران سودجو را از RecycleBIN به بدنه سازمان بازگرداند

و این شد که با نسخه مدیران پیر عاشق دوربین جشنواره‌های بی‌ارزش «از خودم متشکرم» مجددا بر دوش رسانه ملی تحمیل شد، هزینه‌های سرسام‌آور سمینارهای بی‌بازده موز و گلابی بر گرده این سازمان سوار شد

و از همه وحشتناک‌تر دفاتر ژن برتر و ریخت و پاش از جیب صداوسیما به‌نفع دامادم و عروسم و بچه‌ام رونق گرفت و این در حالی است که نیروی انسانی متخصص و مجرب حقوق‌بگیر و رسمی داخل سازمان صداوسیما از بیکاری پی نخود سیاه و مگس‌پرانی حواله شده است.

 

راهکار تضمینی برای برون‌رفت صداوسیما از بحران مالی و از این شرایط بغرنج کنونی که ریزش مخاطب و اتلاف بیت‌المال را باعث شده این است که اولا برون‌سپاری فیلم و سریال به دفاتر اقماری ژن‌های برتر پایان یابد و نیروهای رسمی تولید کمافی‌السابق مجددا سکان تولید فیلم و سریال را در دست بگیرند

و مرکز تولید و فنی سیما به شرح وظیفه اصلی خود در تامین نیروی انسانی فیلم و سریال بازگردد و ثانیا برآوردهای نجومی مالی فیلم و سریال از فرمت گلوبال یعنی دادن کل پول فیلم و سریال به صورت یک‌جا به تهیه‌کننده به فرمت کدی یعنی دادن دستمزد به تک‌تک نیروهای تولید آن سریال اعم از کارگردان، نورپرداز، صدابردار و سایرین تغییر داده شود

که در غیر این صورت همچنان باید نظاره‌گر ریزش مخاطب تولیدات ضعیف ژن‌های برتر و هضم بودجه صداوسیما در جیب مدیران بازنشسته مستقر در دفاتر قارچ‌گونه اقماری تولید خواهیم بود.

 

نویسنده : محمد عبدالهی @Abdollahy

 

بررسی فیلم عرق سرد [ جولان فمنیست ها در جشنواره فجر ایران ]

۰ نمایش فیلمی کاملاً فمنیستی و ضد خانواده در جشنواره فیلم فجر که شعار آن جشن سینمای اخلاقمدار ایران است، باعث شد تا عرق سرد بر تن جشنواره‌ای باشد که متاسفانه به بهانه بزرگداشت ارزش‌های انقلاب افتتاحیه چند صد میلیونی برگزار می‌شود و خود را نمادی از فرهنگ انقلاب اسلامی معرفی می‌کند! فیلم سینمایی « … ادامه خواندن “بررسی فیلم عرق سرد [ جولان فمنیست ها در جشنواره فجر ایران ]”

۰

نمایش فیلمی کاملاً فمنیستی و ضد خانواده در جشنواره فیلم فجر که شعار آن جشن سینمای اخلاقمدار ایران است، باعث شد تا عرق سرد بر تن جشنواره‌ای باشد که متاسفانه به بهانه بزرگداشت ارزش‌های انقلاب افتتاحیه چند صد میلیونی برگزار می‌شود و خود را نمادی از فرهنگ انقلاب اسلامی معرفی می‌کند!

فیلم سینمایی « عرق سرد » دومین ساخته سهیل بیرقی بعد از فیلم «من» سه شنبه شب در پردیس سینمایی ملت رونمایی شد؛

فیلمی که به رغم تکذیب سازندگانش، شباهت انکارناپذیری با یک داستان واقعی دارد، البته داستانی نه با رنگ و بوی فمنیستی و ضدخانواده‌ای که در « فیلم عرق سرد » شاهد آن هستیم. در این فیلم فیلمساز تلاش کرده است در قامت یک فمنیست ظاهر شود؛ فمنیستی مذکر!

 

یک داستان واقعی در فیلم عرق سرد 

نیلوفر اردلان بازیکن و کاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان ایران، زمانی که تیم ایران برای مسابقات قهرمانی آسیا به مالزی می‌رفت، از سوی همسرش مهدی توتونچی، ممنوع‌الخروج می‌شود.

توتونچی مجری شبکه ورزش است و علت عدم رضایت وی برای خروج همسرش، زندگی مشترکشان و رادان فرزند هفت ساله‌شان عنوان می‌شود که آن روزها باید به کلاس اول ابتدایی می‌رفت.

خانم اردلان، آن روزها اعتراض‌های متعددی می‌کند، با برنامه «نود» مصاحبه می‌کند و در شبکه‌های مجازی کمپین‌های حمایتی از وی به راه می‌افتد.

خبر در شبکه‌های ماهواره‌ای می‌پیچد و داستان پیچیده می‌شود. دو سال بعد فیلمی در جشنواره فجر رونمایی می‌شود که حتی در جزئیات داستان با اتفاقات زندگی شخصی نیلوفر اردلان مشابهت دارد، اما تفاوت‌های زیادی نیز دارد.

منتقدان می‌گویند علت این تفاوت‌ها این است که فیلمساز می‌خواهد فمنیستی به ماجرا نگاه کند و از آب گل آلود مشکلات ورزشکاران زن، معجونی بسازد؛ فیلمی که در لابی پردیس سینمایی ملت بر سر اینکه فیلم مهمی نیست و در نهایت به درد جشنواره‌های درجه ۲ خارجی می‌خورد، بحث می‌شد.

  

از اردلان تا اردستانی

در عرق سرد ، نام شخصیت اصلی داستان «افروزاردستانی» است که باران کوثری بازیگر نقش آن است. همسر افروز اردستانی نیز در اینجا شخصیتی به نام یاسر شاه حسینی است که از قضای روزگار مجری برنامه تلویزیونی است و از این نظر شباهت زیادی به مهدی توتونچی دارد.

یاسر شاه حسینی در تلویزیون برنامه پرمخاطب «یادش بخیر» را دارد و کاملاً ریاکار و متظاهر است. افروز و یاسر بیش از یک سال است که باهم زندگی نمی‌کنند و در این مدت افروز با هم‌تیمی‌اش در یک آپارتمان جداگانه زندگی می‌کند.

افروز وکیلی دارد به نام «پانته آ آل‌داوود» که می‌خواهد با ایجاد کمپین و گفت‌وگو با شبکه‌های ماهواره‌ای از جمله صدای امریکا، فضاسازی کند تا مقدمات خروج افروز از کشور فراهم شود.

افروز و هم‌تیمی‌اش به طور پنهانی با یک تیم اسپانیایی مذاکره کرده‌اند و قرار است حین مسابقات قهرمانی آسیا در مالزی با این تیم قرارداد ببندند و دیگر به ایران باز نگردند.

ممنوع الخروج شدن افروز آغاز ماجراها می‌شود و در این بین «مهرانه نوری» سرپرست تیم فوتسال بانوان، با بازی «سحر دولتشاهی» نیز که حجاب چادر دارد و تظاهر می‌کند به دینداری، تلاش می‌کند به جای اینکه گره کار افروز را باز کند، سنگ‌های متعددی را بر سر راه وی قرار دهد.

 افروز تلاش می‌کند یک تنه با قوانین اسلامی مربوط به حدود اختیارات همسر بجنگد و کارگردان تلاش کرده است روند داستان را به گونه‌ای پیش ببرد که بیننده هرچه بیشتر از سیستم و قوانینی که مانع رفتن افروز می‌شود، متنفر شود. 

در حاشیه جشنواره شایعاتی درباره احتمال شکایت مهدی توتونچی از فیلم « عرق سرد » مطرح شده البته این مجری تلویزیون تصمیم درباره این کار را منوط به تماشای فیلم کرده است.

فمنیست بودن یا نبودن!

سهیل بیرقی در نشست رسانه‌ای بعداز اکران فیلم، داشتن افکار فمنیستی را انکار نکرد. مهر تأکید بر پیروی از مکتب فکری فمنیستی، در حالی است که در سال‌های اخیر تأکید شده بود وزارت ارشاد حسن روحانی اجازه حضور فیلم‌های فمنیستی را نخواهد داد
و اکنون پارادوکس بزرگی به وجود آمده است که اگر « عرق سرد » فمنیستی است پس چطور به جشنواره راه یافته!

این را هم باید افزود که در فیلم اشاره‌هایی مبنی بر رابطه میان افروز و هم‌تیمی‌اش وجود دارد که قاعدتاً با توجه به ممیزی‌های کارگران حتی اگر می‌خواسته نمی‌توانسته موضوع را چندان باز کند اما بیرقی بدون اینکه مسئله را بیان کند در ابتدا و انتهای فیلم از چند ورزشکار زن می‌گوید که ممنوع الخروج شده‌اند.

با یک جست‌وجوی ساده متوجه می‌شویم این بازیکن‌ها به دلیل مسائل غیراخلاقی از تیم کنار گذاشته شده‌اند.

سازندگان فیلم هیچ توجیهی درباره موضع ضدخانواده « عرق سرد » ارائه نداده‌اند، قهرمان فیلم به شدت از زندگی مشترکش متنفر است و حتی حضورش در کنار همسرش را با نمایش عصبی مسواک زدن به تصویر می‌کشد.

نمایش شوهر پست فطرت و زن مظلوم که جزء جدانشدنی از فیلم‌های فمنیستی است چه کمکی می‌تواند به زندگی خانواده‌های ایرانی بکند که هر ساله آمار طلاق در آنها بالاتر از قبل می‌شود و خیلی از زوج‌های جوان در همان سال‌های ابتدایی زندگی ترجیح می‌دهند دیگر زیر یک سقف با هم زندگی نکنند.

تفکر ریاکارانه صدا و سیما در فیلم عرق سرد 

کارگردان فیلم عرق سرد در بخش نشست خبری بعد از اکران فیلم، هدفش از نشان دادن یک مجری ظاهراً مذهبی را نمایش ریاکاری صداوسیما عنوان کرد. این عنوان البته با اعتراض‌هایی در سالن همراه بود.

بیرقی گفت: قطعاً می‌دانیم در تلویزیون انسان‌های با آبرویی کار می‌کنند، خیلی وقت‌ها برنامه‌های این تلویزیون شهر خلوت کن بوده و من تماشاگرش بوده‌ام اما تفکر حاکم بر این سازمان ریاکارانه است.

 

همه چیز بوی تبلیغ می‌دهد

در مقایسه با فیلم‌های شاخص فمنیستی در سینمای ایران، عرق سرد حداکثر یک فیلم درجه ۲ است که نمی‌تواند ماندگاری زیادی در سینما داشته باشد. در عوض به جای توجه به ماندگاری، سازندگان این فیلم سراغ مسائل مالی رفته‌اند تا اسپانسرهای متعدد خارجی و داخلی را به خدمت بگیرند.

از «نوری پیکچرز» شرکت ایرانی پخش فیلم گرفته تا «فیلمیران» و چند برند مالی تجاری دیگر لیست بلندی از اسپانسرهای این فیلم را تشکیل می‌دهند. 

 

نویسنده : محمد صادق عابدینی

صداوسیما نمیخواهد سریالی درباره حضرت زینب سلام الله علیها ساخته شود [ مصاحبه با ضیاءالدین دری ]

۰ ضیاءالدین دری اولین فیلمسازی است که طرح ساخت سریال حضرت زینب(س) را سال‌ها پیش به رسانه ملی ارائه داده ولی این سازمان هنوز اراده‌ای برای ساخت این سریال از خود نشان نداده است. دری در گفت‌وگو با «جوان» درباره اینکه چرا سریال حضرت زینب (س) پس از این همه سال ساخته نشده است، می‌گوید: … ادامه خواندن “صداوسیما نمیخواهد سریالی درباره حضرت زینب سلام الله علیها ساخته شود [ مصاحبه با ضیاءالدین دری ]”

۰

ضیاءالدین دری اولین فیلمسازی است که طرح ساخت سریال حضرت زینب(س) را سال‌ها پیش به رسانه ملی ارائه داده ولی این سازمان هنوز اراده‌ای برای ساخت این سریال از خود نشان نداده است.

دری در گفت‌وگو با «جوان» درباره اینکه چرا سریال حضرت زینب (س) پس از این همه سال ساخته نشده است، می‌گوید: دوستان در صداوسیما رغبتی نشان نمی‌دهند یا شاید هم دوست ندارند ما بسازیم و قصد دارند بدهند فرد دیگری بسازد.

امیدوارم این سریال به هر حال چه به دست من یا دیگری ساخته شود، چون نزدیک ۴۰سال است که در کشور ما انقلاب اسلامی شده و هر ساله رقم‌های زیادی در سینما و تلویزیون کشور از جیب مردم هزینه می‌شود.

اما درباره یکی از استوانه‌های دین اسلام و مذهب شیعه که نقش بی‌بدیلی در زنده ماندن اسلام در مقطعی مهم از تاریخ ایفا کرده هنوز هیچ فیلم یا سریالی ساخته نشده است.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا فکر می‌کنید عمدی در این مسئله باشد،اینگونه پاسخ می‌دهد: «من از عمدی بودن مسئله بی‌اطلاعم، کسی را هم متهم نمی‌کنم، دوست هم ندارم اظهارنظری کنم که به کسی بربخورد ولی همین‌قدر می‌گویم که برایم خیلی عجیب است که این سریال ساخته نمی‌شود. چون حضرت زینب(س) فردی معمولی نیست. این شخصیت برای زنان و دختران ما الگویی بی‌بدیل هستند.»

   

ساخت سریال حضرت زینب(س) اولویت رسانه ملی نیست!

 

دری در ادامه به این اشاره می‌کند که سریال حضرت زینب(س) احتمالاً جزو اولویت‌های رسانه ملی نیست و این سازمان اولویت‌های دیگری را برای خود تعریف کرده‌است؛ اولویت‌هایی که به گفته او حتماً برای آنها توجیهاتی هم دارند که ما نمی‌دانیم.

وی به این هم اشاره می‌کند که به نظر می‌رسد دوستان دوست ندارند او سریال را بسازد، چون شنیده که چند نفر دیگر هم برای ساخت این سریال ابراز تمایل کرده‌اند.

کارگردان سریال کیف انگلیسی سال گذشته در همین ایام در گفت‌وگو با «جوان» به این اشاره کرده بود که «سینمای ایران درباره زن مسلمان مسئولانه عمل نکرده است. انقلاب اسلامی در آستانه ۴۰ سالگی است،اما سینمای ایران هنوز ذره‌ای از دین خود را به بسیاری از مفاهیم ناب که در خون جامعه ایرانی جریان دارد، ادا نکرده است.»

او با بیان اینکه متأسفانه سینما و تلویزیون ما با غفلت از شخصیت‌های زن بزرگ تاریخ اسلام مخاطب چند ده میلیونی که ارادت خود را به این بزرگان در مقاطع حساس و مختلف به شکل عملی نشان داده، نادیده گرفته‌است،گفت: انقلاب اسلامی استقرار و بقای خود را مدیون خانم‌هاست و زنان ایرانی آموزه‌های خود را از زنان بزرگ اسلام اخذ کرده‌اند.

 

زنان تا زمانی که به خیابان نیامدند، انقلاب اسلامی پیروز نشد. مادران شهدای ما سختی و مشقت از دست دادن فرزندان رشیدشان را با یاد ایثارگری‌های زینب کبری(س) تحمل کرده‌اند و اگر این شناخت و آگاهی وجود نداشت، انقلاب اسلامی از استحکام فعلی برخوردار نبود.

  

یک تکلیف هنری

آقای دری ساخت سریال حضرت زینب (س) را تکلیفی دانسته بود که سینمای ایران آن را فراموش کرده است.

سینما و تلویزیون ایران در این‌باره دچار غفلت و کم‌کاری بوده‌است، ما موظفیم درباره چهره‌ای که زنان رشید و فداکار ایران همواره در طول تاریخ از او الگو گرفته و مصائب خود را با او می‌سنجند و با تأسی از او اینطور پای انقلاب و ولی فقیه ایستاده‌اند، مسئولانه به میدان بیاییم و آثاری فاخر تولید کنیم و البته این کار دشواری است.

وی با بیان اینکه متأسفانه مدیران ما در اولویت‌بندی‌ها هم دچار اشتباهاتی می‌شوند، گفته بود: نسل جوان ما مختار سقفی را بیشتر از حضرت معصومه(س) می‌شناسد.

 در اواخر دوره آقای ضرغامی پیشنهاد ساخت سریالی درباره حضرت زینب (س) از سوی شبکه ۳سیما به من شد و من طرح تولید یک سریال ۱۳ قسمتی را ارائه دادم،اما پس از مدتی که زمزمه‌های تغییر مدیریتی مطرح شد، ترجیح دادند برای پیشگیری از بار شدن تعهدات تازه به مدیران جدید، مسئله را مسکوت بگذارند.

 

آقای دری از این هم سخن گفته بود که سه سال پیش از سوی علیرضا رضاداد، مدیر سینمایی دولت یازدهم پیشنهاد ساخت سریالی درباره حضرت زینب (س) دریافت کرده است و او در مقابل طرحی را ارائه داده که نگارش فیلمنامه و تحقیقات آن یک سال برآورد شد، اما رقم پیشنهادی بنیاد فارابی برای نگارش آنقدر کم بوده که قید ساخت سریال را زده است.

   

نباید نقش زنان را نادیده بگیریم

آقای دری در پاسخ به این سؤال که چرا برخلاف هالیوود در ایران جایگاه نویسنده متن سینمایی و فیلمنامه و تأثیر آن در کیفیت فیلم شناخته نشده و تهیه‌کننده‌ها حاضر نیستند هزینه‌ای مناسب در این باره ارائه بدهند، می‌گوید: متأسفانه دستمزدهایی که برای فیلمنامه می‌دهند، پایین است.

 در امریکا بین ۵ تا ۱۰ درصد کل برآورد فیلم‌ها را به نویسنده اختصاص می‌دهند و نقطه قوت فیلم‌هایشان هم در وهله اول روی فیلمنامه تمرکز دارد ولی در ایران متوجه نیستند که متن چقدر اهمیت دارد.

دری با بیان اینکه سریال‌های طولانی مثلاً ۱۰۰ قسمتی می‌تواند استودیویی ساخته شود تا هزینه‌ها کاهش یابد، توضیح داد: من برای ساخت سریال حضرت زینب(س) پیشنهاد ۱۳ قسمت را دادم. به نظرم قصه سریالی چون مختار هم همین مقدار بود، ولی چون مدیران توجیه مالی را در نظر گرفته بودند، میرباقری مجبور بوده کار را وسعت بدهد و البته خوب هم از عهده آن برآمده بود و در جذب مخاطب موفق عمل کرد.

این فیلمساز با اشاره به اینکه دوران آزمون و خطا در سریال‌سازی تاریخی ما تمام شده و الان دیگر زمان تجربه‌آموزی نیست، می‌افزاید: رقیبی چون شبکه های ماهواره بیکار ننشسته و به مردم خوراک می‌دهد.

من مشکلات مالی و بودجه را می‌دانم. خیلی سال‌ها پیش پیشنهاد ساخت سریالی درباره عاشورا را به صداوسیما مطرح کردم که بعدها تلویزیون جور دیگری آن را ساخت. ما نمی‌توانیم نسبت به برخی شخصیت‌ها بی‌اعتنا باشیم.

حضرات زینب (س) و معصومه(س) از این زمره هستند به ویژه اینکه ما نباید زنان و نقش آنها را نادیده بگیریم.

نویسنده : جواد محرمی

چرا قرعه کشی های تلویزیونی و جوائز میلیونی بازی دو سر باخت است؟

۰   سودای یک شبه پولدار شدن بازی دو سر باخت قرعه کشی های تلویزیونی شاید شما برنده خوش شانس این هفته باشید…هر هفته بیش از ۲۰۰ میلیون جایزه نقدی و غیر نقدی …یک دستگاه ویلای خصوصی جایزه برنده خوش شانس این هفته… این جملات و امثال اینها تماماً جملاتی‌اند که این روزها در برنامه‌های … ادامه خواندن “چرا قرعه کشی های تلویزیونی و جوائز میلیونی بازی دو سر باخت است؟”

۰
قرعه کشی های تلویزیونی
قرعه کشی های تلویزیونی

 

سودای یک شبه پولدار شدن

بازی دو سر باخت قرعه کشی های تلویزیونی

شاید شما برنده خوش شانس این هفته باشید…هر هفته بیش از ۲۰۰ میلیون جایزه نقدی و غیر نقدی …یک دستگاه ویلای خصوصی جایزه برنده خوش شانس این هفته… این جملات و امثال اینها تماماً جملاتی‌اند که این روزها در برنامه‌های مختلف تلویزیونی و تجارت‌های پیامکی مرتباً شنیده و دیده‌اید. شرکت‌های تجاری نیمه دولتی و خصوصی چنان به تنور مسابقات تلویزیونی و جایزه‌های تلویزیونی و اسپانسرینگ ها دمیده‌اند که موجی از شانس بازی و رقابت‌های لاتاری وار در مردم و مصرف کنندگان ایجاد شده است.

 

متأسفانه در مسائل تجاری و بازرگانی و همین طور تبلیغات مربوط به آن‌ها اصولاً یاد گرفته‌ایم تبدیل به یک کپی‌بردار محض از روی دست آن‌ور آبی‌ها بشویم و هر آنچه را آنها انجام می‌دهند بدون کم و کاست و بلکه ده برابر آن را در کشور خودمان اجرا کنیم؛ فارغ از اینکه آن عمل ممکن است اثرات مخربی را بر الگوی رفتار مصرف کننده و فرهنگ مردم کشورمان بگذارد.

 

چه بخواهیم و چه نخواهیم دیگر بازار این‌گونه قرعه‌کشی‌ها و بازاریابی‌ها داغ داغ شده است و همه سعی در اجرای آن دارند و سرآمدتر از همه می‌توان اپراتورهای تلفن همراه یا سیستم‌های ارزش افزوده مخابراتی (VAS) و نوع دیگر سیستم‌های تلفنی سیستم‌های مبتنی بر یو پی اس را نام برد که به صورت شماره‌هایی شبیه *Code# هستند. همپای شرکت‌های خدمات ارتباطی و تلفنی شرکت‌های تولید مواد شوینده و مواد غذایی هستند که تمام توان خود را برای اختصاص بازار بیشتر و بزرگ‌تر به خود اختصاص داده‌اند.

 

اینکه منابع مالی این قرعه کشی های تلویزیونی بزرگ از کجا تأمین می‌شوند فعلاً مهم نیست و اصلاً مهم نیست که هزینه این قرعه کشی‌ها در سال حدود ۱۰ الی ۲۰ میلیارد هستند اما سؤال اینجاست که چرا همیشه وقتی سراغ این تولید کنندگان می‌رویم از کمبود ذخیره سرمایه یا سرمایه در گردش می‌نالند؟

 

اگر منابع مالی ندارند پس این جایزه‌های کلان چیست و اگر منابع مالی دارند پس این نالیدن‌ها چیست؟

 

اصولاً وقتی ذره‌ای تکانه تورمی در بازار ایجاد می‌شود  یا ذره‌ای قیمت مواد اولیه در بازار گسترش می‌یابد، تولید کنندگان نخستین کسانی هستند که سریعاً دادشان بالا می‌رود، به سمت اتاق اصناف حرکت می‌کنند، در مقابل آنها صف می‌کشند برای مجوز افزایش قیمت؛ اما موقعی که کاهش قیمت‌های مواد اولیه را در بازار مشاهده می‌کنیم هیچ اثر کاهش قیمتی را شاهد نیستیم.

 

واقعیت این است که تمام این تولید کنندگان به منظور افزایش سهم بازارشان رو به این کارها آورده‌اند و چون رکود سنگینی در بازار وجود دارد که موجب بی میلی مصرف کننده نسبت به خرید یا حتی تغییر سبد خریدش شده، تولید کنندگان را مجبور به چنین سیاست‌هایی کرده است . 

 

اما باید به این مسأله توجه کرد که درست است موج‌های احساسی و بازی با هوش هیجانی مشتری عامل بسیار تأثیرگذار است و در فروش کوتاه مدت تغییرات و افزایش گسترده ایجاد می‌کند اما بعد از خوابیدن آن هیجانات و تمام شدن جشنواره‌های قرعه کشی های تلویزیونی ، مصرف کننده سریعاً به کیفیت محصول رجوع می‌کند.

 

پر واضح است که تولید کننده عاشق چشم و ابروی مصرف کننده نیست که به آن خودروی لکسوس و BMW و ویلا و سکه بدهد و برای سود بیشتر است که روی به سمت قرعه کشی های تلویزیونی می‌آورد اما باید به این موضوع اشاره کرد که پول تمامی این قرعه کشی‌ها را کامل و تمام از مصرف کننده می‌گیرد و با سیاست غیرمنصفانه‌ای با افزایش قیمت تولیداتشان، هم سهم قرعه کشی‌ها را از مصرف‌کننده می‌گیرد و هم اینکه این قدرت را برای خودش به‌وجود می‌آورد که از سطح بالاتری با اتاق اصناف و سازمان‌های بازرسی کننده بر سر قیمت تولیدات خود چانه زنی کند.

 

چون وقتی زمان افزایش قیمت بشود به راحتی این مسأله صورت می‌گیرد ولی وقتی بحث کاهش قیمت به دلیل حمایت از مصرف کننده  یا به دلیل کاهش قیمت مواد اولیه باشد، با اعلام قیمت تولیدات خود در تلویزیون و اینکه مبلغ زیادی را جایزه می‌دهند بهانه‌های مختلفی را می‌تراشند تا هیچ کاهش قیمتی را صورت ندهند.

 

اینجاست که باید به این مسأله اذعان کرد که اصولاً هیچ وقت سازمان حمایت از مصرف کننده حداقل بر طبق نامش عمل نمی‌کند و فقط زمانی که بحث افزایش قیمت مطرح می‌شود اعلام پذیرش می‌کند و الا نه در کاهش قیمت‌ها و نه در افزایش کیفیت‌ها و نه حمایت از حقوق مصرف کننده، هیچ‌گاه حضور فعال و مؤثری ندارد.

 

اما باید به این توجه شود که خرید برنامه‌های تلویزیونی که با قیمت‌های ثانیه‌ای و بسیار هنگفت صورت می‌گیرد، یک بازی باخت باخت است. اینکه صدا و سیما کسری بودجه دارد یا نه بماند و اینکه دولت بودجه کافی به آن اختصاص می‌دهد یا نه، بازهم بماند و حتی بماند اینکه دولت به علت اختلاف با صدا و سیما و جلب حمایت صدا و سیما بودجه آن را گروگان نگه می‌دارد یا نه؛

 

اما این دو نهاد ملی باید توجه کنند که این رویه بسیار غلط است و هم مصرف کننده را متضرر می‌کند و هم تولید کننده را و وقتی این وضعیت ایجاد شد، کشور و ملت ضرر می‌کنند و دودش، هم به چشم مردم می‌رود و هم مسائل پیش روی دولت را بیشتر و پیچیده‌تر می‌کند.

 

 

شما در شرکت‌های خارجی و کشورهای خارجی این تبلیغات را مشاهده می‌کنید اما نه به این گستردگی. به عنوان مثال شرکت اپل را در نظر بگیرید که وقتی محصول جدیدش را به بازار ارائه می‌کند، برای دریافت آن صف کشیده می‌شود. حالا بررسی کنید و ببینید اپل چقدر قرعه کشی های تلویزیونی و جایزه می‌دهد؟ تقریباً هیچی.

 

واقعیت این است که برای وفاداری مشتری به شما و افزایش سهم بازار در میان مدت و بلند مدت در کنار تبلیغات حتماً افزایش کیفیت و در نظر گرفتن سیاست‌های بازرگانی نیاز است نه اینکه محصول خوش آب و رنگی تولید کنید و وقتی مشتری با آن رو به رو می‌شود با بسته‌ای مواجه باشد که نصف آن هواست و الا این سیاست‌های در پیش گرفته شده فقط منجر به شرطی شدن مشتری می‌شود و لا غیر که در آینده دست و پا گیر خود تولید کننده می‌شود؛

 

به صورتی که بعد از مدتی که مصرف کننده ببیند مرتباً خرید می‌کند ولی هیچ موفقیتی به‌دست نمی‌آورد، باعث بی اعتمادی و عصبانیت‌اش می‌شود که نتیجه‌ای جز مجازات تولید کننده با عدم خرید نخواهد داشت. بماند اینکه حس راحت طلبی و شانسی بودن موفقیت‌ها را در مردم به‌وجود می‌آورد که بدعت فرهنگی‌ای نابخشودنی است.

 

رویه در پیش گرفته شده را نامی جز بازی با احساسات مردم در شرایط سخت زندگی‌شان نمی‌توان گذاشت؛ شرایط رکودی که مردم حتی از خرید محصولات بسیار واجب تغذیه‌ای‌شان مانند شیر و لبنیات و … می‌گذرند تا زندگی‌شان را بچرخانند، آن وقت یک عده در این شرایط با رضایت دولت و صداسیما با ترسیم یک زندگی رؤیایی دست نیافتنی همراه با صندوق طلا و ویلا و ماشین آخرین سیستم، آن هم بدون هیچ زحمت و کوششی و فقط با برد در یک لاتاری، باعث تحقیر و سرخوردگی مردم می‌شوند.

 

شاید جالب باشد که حتی در این لحظه که مشغول نگارش آخرین کلمات این متن بودم، پیامکی با متنی برای تشویق به شرکت در قرعه کشی های تلویزیونی با ارسال عددی به شماره‌ای برایم آمد که نشان می‌دهد این جنون شانس، سعی دارد همه را ببلعد.

 

گزارشی از حسین آمره (صبح نو ۲۸۵)

 

زینب موسوی حاشیه ساز شد [فرافکنی‌خنداننده بازنده در فضای مجازی]

۰   خانم زینب موسوی یکی از شرکت کنندگان مسابقه «خنداننده‌شو» برنامه خندوانه است که از راهیابی به مرحله بعد این مسابقه بازماند؛ وی اخیراً صحبت‌هایی کرده که حاشیه ساز شده است.  زینب موسوی از شرکت کنندگان مسابقه خنداننده‌شو در زمان شرکت دراین مسابقه و پس از آن حواشی زیادی ایجاد کرده است. حاشیه سازی‌های … ادامه خواندن “زینب موسوی حاشیه ساز شد [فرافکنی‌خنداننده بازنده در فضای مجازی]”

۰
زینب موسوی
زینب موسوی

 

خانم زینب موسوی یکی از شرکت کنندگان مسابقه «خنداننده‌شو» برنامه خندوانه است که از راهیابی به مرحله بعد این مسابقه بازماند؛ وی اخیراً صحبت‌هایی کرده که حاشیه ساز شده است.

 زینب موسوی از شرکت کنندگان مسابقه خنداننده‌شو در زمان شرکت دراین مسابقه و پس از آن حواشی زیادی ایجاد کرده است. حاشیه سازی‌های وی روز گذشته وارد مرحله جدیدی شد که با چاشنی توهین به مردم همراه بود.

 

قبح‌زدایی

مسابقه خنداننده‌شو برنامه خندوانه که توانسته بود پس از مدت‌ها این برنامه را بازهم بر سرزبان‌ها بیندازد، در یکی از شب‌های اجرای زینب موسوی وارد حاشیه و اعتراضاتی شد. موسوی با استفاده از سوژه‌ها و موضوعات بعضاً جنسی و تمسخرآمیز، تلویزیون را به مرحله جدیدی روانه کرد. تجربه‌ای که قبلاً رخ نداده بود و باعث عذرخواهی تهیه کننده این  برنامه و همچنین حساسیت بیشتر ناظران سیما براین برنامه شد.

 

پس از این اتفاق که مسبب آن زینب موسوی بود، تیغ حذفیات بر اجراهای خنداننده شو فرود آمد و شاید به خاطر حساسیت ایجاد شده برخی زیاده‌روی ها هم صورت پذیرفت. پیرو این حذفیات برخی از شرکت کنندگان از جمله زینب موسوی به انتشار برخی از جملات حذف شده، در صفحه اجتماعی خود اقدام کردند و طی آن چندین توئیت منتشر شد.

 

تهدیدم کرده‌اند!

پس از اجرای آخر زینب موسوی و باخت او در نظرسنجی مردمی، او همچنان خبرساز شد و در قالب برخی مصاحبه‌ها با رسانه‌های مختلف مسائلی مطرح کرد که باعث شد همچنان رسانه‌ای باقی بماند.

 

موسوی در مصاحبه تصویری با یکی از برنامه‌های اینترنتی گفت: من این روزها، بسیار روزهای بدی را سپری می‌کنم. روزهایی که در آن علاوه بر فحاشی به خودم و خانواده‌ام در بسیاری از صفحات مجازی، با تهدیدهای فراوانی از اسیدپاشی تا زیر گرفتن با ماشین مواجهم.

 

موسوی درحالی این مسأله را مطرح می‌کند که خودش در ایجاد این جو نامناسب بی تأثیر نبوده و بعضاً با رفتارهایی مثل کامنت ها و همچنین پرخاش و بلاک منتقدان، کم و بیش باعث تحریک مخاطبان خود به عصبانیت شده است؛ وگرنه چه دلیلی وجود دارد که در یک حالت عادی مردم نسبت به یک جوان تازه هنرمند واکنش نامناسب و تهاجمی نشان دهند؟

 

احمق‌ها درک نمی‌کنند!

مشی زینب موسوی به گونه‌ای است که فقط با یک اجرا می‌شود شخصیت اورا تحلیل کرد. از نگاه بالا به پایین، رک گویی بیش از حد که گاهی به گستاخی می‌رسد و غرور عیان در رفتار و کردار او که باعث ایجاد نگاه منفی در مخاطب می‌شود؛ حتی به عقیده برخی شکست و عدم راهیابی وی به مرحله بعد در مسابقه هم به دلیل همین مشی متکبرانه او بوده است.

 

پس از برخی رفتارهای زینب موسوی در فضای مجازی و همچنین اجراهایش در خندوانه، این بار مصاحبه تصویری وی با یکی از برنامه‌های اینترنتی باعث نمایان شدن چهره مغرور و بعضاً خارج از ادب او شد.

 

زینب موسوی دراین مصاحبه گفته است: «تصور مردم ما از طنز و کمدی چیز مفرحیه که قراره تو رو بخندونه و فقط بخندونه و من فکر نکنم و بخندم. اینکه یک انسانی ادای مرغ دربیاره، تحت هر شرایطی بامزه است، خصوصاً اینکه آدم درشتی باشه… و مردم ما اینو دوست دارن، چون قرار نیست که فکر کنن. غالب مردم دوست ندارن فکر کنن و چیزی که اندکی تفکر ازشون بخواد رو دوست ندارن.

میگن: تو چی داری میگی، اینا به چی دارن می‌خندن، من به این نمی‌خندم و این بی‌مزه است که بهش نمی‌خندم. من احمق نیستم، این بی‌مزه و بددهن و پررو و وقیحه و داره از دید بالا به من نگاه می‌کنه و چیزی می‌گه که من نمی‌فهمم، و ناراحت می‌شن…»

 

خانم خنداننده بازنده با نگاه متکبرانه خود مدعی شده که مردم دنبال طنز سطحی هستند و اگر ایشان رأی نیاورده قطعاً به خاطر نگاه نازل آن‌هاست! بله شاید درست می‌گوید، احتمالاً شوخی‌های شبه جنسی او منظومه‌ای از اندیشه و تفکر بوده و استفاده از فرم بدن دیگر خنداننده‌ها در اجرایشان مسائلی سخیف و دست چندم! مثلاً داستان رستم و سهراب ورژن زینب موسوی چه کارکردی در تفکر و ارتقای سطح سلیقه هنری مخاطب دارد؟ جز چند لحظه خنده زودگذر؟

 

اهالی طنز و استندآپ به خوبی می‌دانند که این شیوه، صرفاً به قرائت طنازانه یک ماجرا اطلاق نمی‌شود و مؤلفه‌هایی دارد که بسته به شخص، متغیراست. این که شخصی از ویژگی های ظاهری‌اش در سبد استندآپ‌خود بهره ببرد نه تنها اقدام نازلی نیست بلکه عملی هوشمندانه و بجاست.

 

متأسفانه خانم زینب موسوی با انواع و اقسام متلک‌ها به رأی مردم حمله و آن را سطحی نگری معرفی می‌کند. وی هنوز به آن مرحله از پختگی و بلوغ حرفه‌ای نرسیده که به رأی مردم احترام بگذارد و متوجه باشد که سلایق مختلفی در برابر طنز وجود دارند و هر یک در جای خود قابل تأمل‌اند.

 

این دانای کل بودنی که به گفته زینب موسوی در ذات کاراکتر « امپراطورکوزکو » وجود دارد، گویا آینه‌ای از شخصیت واقعی خالق این کاراکتر، یعنی زینب موسوی است.

زینب موسوی که شاید نهایت استعدادش در طنازی روایت قصه‌ای تخیلی با لهجه‌ای با نمک باشد در همین ابتدای فعالیت رسمی هنری‌اش به درجه‌ای رسیده (یا فکر می‌کند رسیده) که عرصه را بی رقیب می‌داند و ادبیات و لحنی دارد که ستاره‌های طنز کشور با چند دهه سابقه مدعی آن نیستند.

 

هرچند که حواشی و برخی رفتار موسوی نشان دهنده علاقه وی در حضور رسانه‌ای و جنجال است اما ای کاش یک نفر از دلسوزان اهل فن پیدا شود که او را در آینده ارشاد کند؛ هم در مسیر هنری و هم منش اخلاقی؛ هم استاد فن و هم استاد اخلاق؛ که بداند هرآن که به تو رأی نداد، احمق نیست و هنر چیزی نیست جز اخلاق نیکو.

 

نویسنده : میلاد نجفی (روزنامه صبح نو)

خنداننده شو ؛ولی نه به هر قیمتی! [اینجا تلویزیون است نه اینستاگرام]

۰   برنامه های اخیر خندوانه با انتقادات گسترده از سوی طرفداران خندوانه روبرو شده است . هرچند هیچ کس راضی به اتمام برنامه نیست اما مدیران و مسئولین این برنامه باید پاسخگوی نظرات دیگران هم باشند.   آقای مهدی خرامان روزنامه نگار و منتقد فرهنگی در شماره (۵۱۲۴) روزنامه جوان مطلبی درباره خندوانه نوشتند … ادامه خواندن “خنداننده شو ؛ولی نه به هر قیمتی! [اینجا تلویزیون است نه اینستاگرام]”

۰
خنداننده شو
خنداننده شو

 

برنامه های اخیر خندوانه با انتقادات گسترده از سوی طرفداران خندوانه روبرو شده است . هرچند هیچ کس راضی به اتمام برنامه نیست اما مدیران و مسئولین این برنامه باید پاسخگوی نظرات دیگران هم باشند.

 

آقای مهدی خرامان روزنامه نگار و منتقد فرهنگی در شماره (۵۱۲۴) روزنامه جوان مطلبی درباره خندوانه نوشتند که در ادامه میخواند : 

 

مرحله دوم خنداننده شو آغاز شد، اما شاید چهار سرگروه از بیان نکته‌ای مهم به اعضای تیم خود غافل شده‌اند و آن قدرت و تأثیرگذاری رسانه ملی در جامعه است؛ قدرتی که اگر در مسیر درست به کار گرفته شود تأثیرات مثبت دارد و اگر به اشتباه از آن استفاده شود گاهی باعث فاجعه می‌شود.

 

شاید هیچ‌گاه محمد مسلمی، حمید گلی و علی فروتن فکر نمی‌کردند که تنها یک آیتم هفت دقیقه‌ای به نام «هتل فیتیله» باعث آن همه اتفاقات عجیب از نطق نماینده مجلس تا اعتراض مردم تبریز شود؛ مسئله‌ای که باعث دوری آنها از رسانه ملی و خدشه‌دار شدن کارنامه‌شان شد یا آن روزی که مهران مدیری سریال «در حاشیه» را کلید زد، شاید احتمال توقف یا فشار برای تغییر موضوع، تجمع پزشکان، نامه اعتراض سازمان نظام پزشکی و در آخر ورود یک وزیر به مسئله را نمی‌داد .

 

یا حتی کمال تبریزی که در مرحله ابتدایی یکی از داوران این کمدین‌ها بوده است هیچ‌گاه تصور نمی‌کرد سریال تاریخی او باعث اعتراض ایل بختیاری، تجمع و اعتراض نمایندگان مجلس شود و نه تنها چهار سال پخش فیلم متوقف گردد، بلکه باعث ضبط مجدد سریال هم شود یا در همین مرحله اول خنداننده شو که باعث ناراحتی مردم خوزستان شد تا در نهایت باعث عذرخواهی رامبد جوان شود؛

 

حواشی‌ای که تنها باعث پسرفت افراد  و تلف شدن انرژی آنها در حواشی ایجاد شده می‌شود، و گاهی آنقدر این آش شور می‌شود که مانند مهراب قاسم‌خانی، کارگردان یک برنامه در رسانه ملی می‌شوید، اما حتی نام‌تان را به خاطر حواشی در تیتراژ درج نمی‌کنند و در نهایت باید اثر خود را به یکی دیگر بسپارید، به همین دلایل در رسانه ملی کم نبودند افرادی که یک شبه معروف یا یک‌شبه نابود شوند.

 

اما انگار کمدین‌های خنداننده شو هنوز خودشان را در قالب کاراکترهایی در فضاهای مجازی تصور می‌کنند، افرادی که اگر خطا کنند، می‌توانند به راحتی «پست»شان را پاک کنند و با یک معذرت‌خواهی قضیه را فیصله دهند، شومن‌هایی که در همان ابتدا هوش مردم را دست‌کم گرفته‌اند و فکر می‌کنند مردم با شوخی‌های دم‌دستی و گاهی زننده آنها بیگانه هستند که متأسفانه باعث بزرگ بینی‌شان شده، اما تاریخ نشان داده است چه افراد بزرگی در رسانه ملی فعالیت می‌کردند که تنها به خاطر یک اشتباه سال‌ها حتی وارد جام‌جم هم نشده‌اند، به همین دلیل صداوسیما مانند سکوی پرش است که اگر شیرجه‌زن در نقطه اوج اشتباه سهوی انجام دهد، مطمئناً سقوطی دردناک را  تجربه خواهد کرد.

 

در هر حال باید امید داشت این پازل به هم ریخته به دست چهار سرگروه و به ویژه رامبد جوان به دلیل احاطه کافی درباره حد و مرز رسانه ملی، مرتب شود تا شاید کمدین‌های خلاق که بی‌اخلاقی را ارزش نمی‌دانند دوباره وارد شریان‌های اصلی طنز کشور شوند.

پایان

 

آقای مصطفی امینی خواه از فعالان فضای مجازی در انتقاد از وضعیت خندوانه مطلبی را در کانال تلگرام خود (Aminikhaah) نوشتند که در ادامه میخوانید : 

 

خنداننده شو ؛ ولی نه به هر قیمتی!

 

فرصت دیدن خندوانه ندارم ؛ ولی دیشب بخش زیادی از ” خنداننده شو ” را دیدم.

 

هر چند رویکرد فرهنگی و اجتماعی خندوانه به مرور بهتر شده ، ولی خمیرمایه آن کماکان “لهو” و “لغو” است.

هر چند شخصا ادب رامبد را می پسندم ولی نمی توانم نسبت به حجم متراکم “بی حیایی غلیظ” در برنامه دیشب او لب فرو بندم.

 

گعده های خویشانه و دوستانه ما از دیرباز ، محفوف به فکاهیات فرومایه و ادبیات “بدن واره” بوده.

در این گونه از طنز ، ذهن ها از “سرویس بهداشتی” و “اتاق خواب” بیرون نمی رود.

 

این تیپ طنز ، همیشه بوده و هست اما آنچه پرتگاه رسانه است ، رسمیت بخشیدن به این مدل از شوخی هاست.

 

خنداننده شو دیشب ، مصاف تهوع آوری از اینگونه طنز فاجر (در برابر طنز فاخر) بود.

یکی از شرکت کنندگان که دختری جوان و اهل قم بود ، علی رغم ریتمی جذاب و موضوعی ناب ، از همان اشل اتاق خواب مدد گرفت که حقا زننده بود.

او یک جا برخی نوزادان را “اقدام مشترک بی برنامه” نامید.

جای دیگر با ماجرای تاریخی “شیث و نصرتی” شوخی کرد.

و در جای دیگر با ذکر ربط شغل و نام خانوادگی ،  از پیشه پدربزرگ “سوشا مکانی” پرسید.

 

یکی دیگر از شرکت کنندگان ، با طرح موضوع “قحطی و قطعی آب” ، ۸۰ درصد محتوای خود را در سرویس بهداشتی گذراند. و جای دیگر نیز شوخی های رکیکی با مساله ازدواج داشت که البته سانسورهای پیاپی در استندآپ او مشهود بود.

 

برنامه دیشب البته نکته حساس دیگری هم داشت و آن ، تمسخر رییس جمهور سابق بود.

یکی از شرکت کنندگان ، متنی را از زبان یک گوسفند بیان می کرد که در انتها ، لحن ویژه ای به خود گرفت و با استفاده از کلیدواژه “من به شما علاقمندم” ، خاطره مناظره احمدی نژاد و موسوی را تداعی کرد. با این تفاوت که این عبارت از دهان یک گوسفند شنیده می شد!

 

برنامه هایی چون خندوانه اگر بنا را بر ارتقای فرهنگ این آب و خاک نهاده اند ، باید ذائقه حیامند و عفت آمیز طنز ایرانی را پرورش دهند. وگرنه پر کردن آنتن به هر قیمت ، به ورشکستی درازمدت ادبیات و فرهنگ ایرانی خواهد انجامید.

 

 

برنامه خندوانه به امپراتوری فحش های اینستاگرامی تبدیل شده است

۰ قسمتی از برنامه خندوانه که از تلویزیون پخش شد با اعتراض‌های زیادی از سوی مخاطبان تلویزیون روبه‌رو شد. به کارگیری الفاظ نامناسب، توهین‌آمیز و دستاویز قرار دادن هر چیزی حتی محتویات توالت برای خنداندن باعث شد کاربران شبکه‌های اجتماعی نسبت به این برنامه واکنش نشان دهند.   تلاش برای پاسخگویی مدیر شبکه نسیم درباره … ادامه خواندن “برنامه خندوانه به امپراتوری فحش های اینستاگرامی تبدیل شده است”

۰
برنامه خندوانه
برنامه خندوانه

قسمتی از برنامه خندوانه که از تلویزیون پخش شد با اعتراض‌های زیادی از سوی مخاطبان تلویزیون روبه‌رو شد. به کارگیری الفاظ نامناسب، توهین‌آمیز و دستاویز قرار دادن هر چیزی حتی محتویات توالت برای خنداندن باعث شد کاربران شبکه‌های اجتماعی نسبت به این برنامه واکنش نشان دهند.

 

تلاش برای پاسخگویی مدیر شبکه نسیم درباره محتوای نامناسب برنامه خندوانه با پاسخگو نبودن وی همراه بود. در عوض یکی از افراد مطلع اطلاعاتی را درباره این برنامه در اختیار ما قرار داد.

از جمله اینکه شنیده شده حامی اصلی پخش برنامه خندوانه خود شخص رئیس رسانه ملی است و همین موضوع حاشیه امنی را برای این برنامه به وجود آورده است و با وجود ممیزی‌های زیاد هنوز هم برنامه خندوانه به خاطر اسپانسری که دارد از شبکه نسیم پخش می‌شود، اما هیچ‌کس زمان پایان پخش آن را به خوبی نمی‌داند!

  

خنداننده‌شو و توهین به بازیکن تیم ملی

مسابقه استندآپ کمدی برنامه «خندوانه» این شب‌ها وارد مرحله دوم اجرا شده است. سه‌شنبه شب چند اجراکننده به روی استیج برنامه خندوانه رفتند و اجرای برنامه کردند. دو نفر از چهره‌های حاضر در این بخش پیش از این نام‌های «امپراتور کوزکو»و «شیخ حسین» در فضای شبکه‌های مجازی مانند اینستاگرام فعالیت داشته‌اند و استندآپ‌های‌شان را منتشر می‌کردند که اغلب موارد دارای کلمات رکیک و نامناسب برای رده سنی غیربزرگسال بود.

 

حالا این دو نفر با نام‌های اصلی‌شان یعنی سیده‌زینب موسوی و حسین شاهرخ‌نیا در برنامه حاضرند. در اجرای سه‌شنبه، موسوی درباره نامگذاری گفت و به نام‌های مشهوری که با هم می‌آیند، اشاره کرد و مصداق آن را نام شیث و نصرتی گفت که یادآور اتفاق غیراخلاقی در زمین فوتبال است.

 

وی در بخش انتهایی به نام‌هایی که برگرفته از شغل افراد است، اشاره کرد: «شما یک نفر را ببینید فامیلی‌اش آهنگر باشد، یعنی پدربزرگش آهنگر بوده یا اگر کسی را ببینید که فامیلی‌اش قناد است یعنی پدربزرگش قناد بوده، فقط من نمی‌دانم پدربزرگ سوشا مکانی چه کاره بوده؟»

رامبد جوان هم که به عنوان داور خنداننده‌شو حضور داشت، گفت هیچ مشکلی با این اجرا ندارد! توجه کنید که این ادبیات از تلویزیون جمهوری اسلامی در حال پخش بوده نه خدایی نکرده شبکه‌های ماهواره‌ای!

 

جالب اینجاست که شقایق دهقان، داور و مربی زینب موسوی هم گفت که بسیاری از بخش‌ها برای اینکه به کسی بر نخورد حذف شده است!

 

 یکی دیگر از استندآپ‌هایی که در ششم تیر برگزار شد، اجرای بهزاد قدیانلو بود که در آن از زبان یک گوسفند به اجرای برنامه پرداخت و ادای برخی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری را درآورد و بعد از سؤال کردن از حضار یکی گفت اینو چی می‌گی؟! در اینجا به وضوح به یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری توهین شد و همه هم خندیدند!

 

فرهان معین هم دیگر شرکت‌کننده‌ای بود که درباره قطعی آب صحبت کرد و در آن خواست که اگر آب قطع بود مردم توالت نرن و تکرار کرد که با گوشی موبایل توالت نرین، آقا نرین!

 

متأسفانه الفاظی از این دست در اجراهای خنداننده‌شو برنامه خندوانه زیاد است.روزنامه «جوان» تلاش کرد درباره این حجم از به کارگیری الفاظ نامناسب در برنامه خندوانه با محمد احسانی، مدیر شبکه نسیم گفت‌وگو کند که به‌رغم تلاش زیاد احسانی حاضر به پاسخگویی نشد، اما منابع خبری «جوان» درباره حجم بالای ممیزی برنامه «خندوانه» می‌گویند که «در حد خیلی زیاد» است.

 

برخی از تفاوت‌های پخش اصلی برنامه خندوانه و پخش تکرار آن این است که ممیزان شبکه علاوه بر چک کردن متن‌ها و اجراها گاهی اوقات متوجه می‌شوند که اجراکننده استندآپ کمدی بخش‌هایی را در زمان اجرا اضافه کرده‌اند. از سوی شبکه نسیم هم یک ناظر در محل پخش برنامه حضور دارد و بسیاری از موارد را وی با ممیزی که در سر صحنه انجام می‌دهد اجازه انتشار نمی‌دهد! و پیش آمده که علاوه بر حذف دستور ضبط مجدد بخش‌هایی از برنامه توسط ناظر شبکه داده می‌شود.

 

با وجود این هنوز هم شاهد اصرار شرکت‌کنندگان به استفاده از الفاظ نامناسب در اجرای برنامه هستیم. از جمله دلایلی که اجراهای مسابقه خنداننده‌شو با وجود ایرادات زیاد هنوز پخش می‌شود این است که این برنامه به صورت مسابقه‌ای اجرا می‌شود و شبکه نمی‌تواند اجرای یک استندآپ کمدی را به طور کامل حذف کند! با وجود این در هر جلسه بیش از چند دقیقه از برنامه به دلیل محتوای نامناسب اجازه پخش پیدا نمی‌کند!

  

بعد از جناب‌خان خندوانه یک شوخی بود!

اگر قرار بود موفقیت برنامه خندوانه به «ما خیلی خوبیم» گفتن‌های رامبد جوان باشد، پس تا امروز هم باید این موفقیت ادامه داشت چون رامبد عادت کرده که در طول برنامه چندین بار از حضار برنامه بخواهد بی‌دلیل بگویند که «ما خیلی خوبیم»، «ماشاءالله به ما…» و از این نوع جملات که به بخشی از شناسنامه «خندوانه» تبدیل شده است یا اگر قرار بود برنامه خندوانه با حضور نیما شعبان‌نژاد که در حضور جناب خان کاملاً محو شده بود، موفق می‌شد که پیش از آمدن جناب‌خان باید این اتفاق می‌افتاد.

 

نیما در سری جدید چند کاراکتر را در برنامه اجرا می‌کند که هیچ‌کدام هم موفق نیستند! رامبد برای جبران شکست نداشتن «جناب خان»، چهار عروسک را به برنامه آورد که تنها موفقیت‌شان بازسازی یک کلیپ در فضای مجازی بود که به «عروس خجالتی» یا «عروس جنجالی» معروف شده است. این عروس‌ها که مسئولیت صداپیشگی مدام از آنها با یکی از موفق‌ترین صداپیشه‌های صداوسیما بود، خیلی زود به عنوان پروژه‌ای شکست خورده از برنامه حذف شدند.

  

برنامه‌ای با تهیه‌کننده چند شغله!

زمانی محمدرضا شهیدی‌فر، مجری و برنامه‌ساز موفق تلویزیون در پشت صحنه برنامه خندوانه حضور داشت، ایده می‌داد و برنامه را سرپا نگه داشته بود. مدتی است شهیدی‌فر ارتباط خود را با خندوانه قطع کرده، از فصل چهارم هم تهیه‌کننده برنامه عوض شد و سیدعلی احمدی مدیرعامل مؤسسه تصویر شهر که همزمان دبیری جشنواره فیلم شهر را نیز بر عهده دارد تهیه‌کننده برنامه خندوانه شده است.

تهیه‌کننده چندشغله خندوانه چقدر می‌تواند بر آنچه در این برنامه می‌گذرد، نظارت داشته باشد؟!

  

استفاده شخصی از رسانه ملی!

رامبد جوان چند روز بعد از توهین به خبرنگاران و صفر کشکولی، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون وی را به برنامه خندوانه دعوت کرد. جالب اینجاست که دعوت از صفر کشکولی با اطلاع شبکه نسیم نبوده و بعد که مدیران شبکه دلیل این دعوت را جویا می‌شوند رامبد جوان برایشان از دلیل دعوت و عذرخواهی می‌گوید و شبکه نسیم هم به دلیل اینکه عذرخواهی کردن فرهنگ پسندیده‌ای است! با این کار موافقت کرده‌اند.

 

جالب اینجاست که رامبد جوان پیش از دعوت از صفر کشکولی و در برنامه‌ای که به مناسبت عذرخواهی از این بازیگر اجرا شده بود، از اینکه خبرنگاران به بهناز جعفری گفته‌اند اگر ما نبودیم بهناز جعفری، بهناز جعفری نمی‌شد، انتقاد کرد اما در روزی که مجریان رادیو و تلویزیون به دیدار رئیس رسانه ملی رفته بودند در حضور علی‌عسگری گفت: اگر ما نباشیم این سازمان به جز یک ساختمان ارزش دیگری ندارد! بعد هم برای نشان دادن ارادتش به رئیس سازمان صداوسیما با وی یک عکس سلفی گرفت و رفت.

 

نویسنده : محمد صادق عابدینی ( روزنامه جوان ۸۵۹۱۳۹ ) 

 

 

تماشای خندوانه برای زیر ۱۸ سال ممنوع ! [ طنز ]

۰   روز اول از مرحله دوم «خنداننده شو» که سه شنبه شب از شبکه نسیم پخش شد با حاشیه های فراوانی همراه بود؛ جایی که اکثر ۴ شرکت کننده در این شب سعی کردن با شوخی های نامتعارف برای خود کسب رای کنند. در این میان شوخی هایی که کمدین! زن در این شب … ادامه خواندن “تماشای خندوانه برای زیر ۱۸ سال ممنوع ! [ طنز ]”

۰
خندوانه
خندوانه

 

روز اول از مرحله دوم «خنداننده شو» که سه شنبه شب از شبکه نسیم پخش شد با حاشیه های فراوانی همراه بود؛ جایی که اکثر ۴ شرکت کننده در این شب سعی کردن با شوخی های نامتعارف برای خود کسب رای کنند. در این میان شوخی هایی که کمدین! زن در این شب انجام داد با آن که مشخص بود بخش هایی از آن سانسور شده بیشتر از همه به ذوق زد.

 

برنامه خندوانه صدای اعتراض بسیاری را در آورد و این نکته را گوش زد کرد که آیا ناظر پخش در این شبکه وجود ندارد یا مرزهای خطوط قرمز شبکه نسیم در حال جابجایی است.

 

آن چه که در فضای مجازی هم می گذرد موید این نکته است که اساسا کسی با برنامه شاد و مفرح خندوانه که (البته با خروج جناب خان بخش عظیمی از محبوبیتش کاسته شده) مشکلی ندارد بلکه ایراد اصلی خنداندن مردم به هر قیمت وبا هر حرکاتی است.

 

در ادامه گلچینی از نظرات کاربران فضای مجازی را درباره برنامه خندوانه مشاهده می کنید:

 

یاسر اجلالی در توئیترش نوشت: خندوانه بسیاری از ویژگی‌های یک برنامه حرفه‌ای را دارد. هشدار وجود شوخی‌های خاص نامتناسب با سن مخاطب به ویژه کودکان نیز از اصول حرفه‌ای است.

 

ساسان نوشت: خندوانه کلا خط قرمز شوخی‌ها رو فرسنگ‌ها جابجا کرد!

 

رضا احسان پور هم نوشت: ادب مرد به ز «شوخی» اوست.

 

مهدیار در اعتراض به برنامه سه شنبه نوشت: خندوانه همون تا ده بشمره ما الکی می‌خندیم. نیاز نیست برای خندوندن شوخی‌های جنسی و رکیک و تمسخر اسم و فامیلی کنه.

 

پارسا نظر متفاوتی دارد: شوخی‌های بدی که در خنداننده شو میشه نتیجه مستقیم وضع فکری جامعه است. علاوه بر اصلاح خندوانه به فکر اصلاح فرهنگ رایج در جامعه هم بیفتیم.

 

مزیت خندوانه خنده حلال و پاک بود. حیف است اگر همه خاطرات خوب چندساله با محتوای مهوع برخی از استندآپ‌های ناپخته از بین برود.

 

حمزه ناجیان نیز نوشت: خندوانه تو تیتراژ یه ۱۸+ بذاره نشینیم با خانواده نگاه کنیم.

 

عابرپیاده نیز این توئیت را باز نشر داد: من خودم طنزنویسم و اصول یک متن طنز رو می‌دونم. این وقاحت وعریانی متن اسمش طنز نبود.

 

کاربر دیگری نوشت: وقتی اصل بر خندیدن شد، به هر قیمتی باید بخندانند.

 

سرباز توئیت کرد: امیدوارم تلویزیون به سمتی نکشه که پدر و مادرها نذارن بچه هاشون ببینن.

 

صفحه « جوالدوز» نوشت: کمدی تو کشور ما از جایی تراژیک می‌شه که فکر می‌کنیم برای خندیدن تنها دستاویزمون شوخی‌های اروتیکه.

 

میلاد این مطلب را باز نشر کرد: شوخی به قیمت زیر پا گذاشتن «اخلاق» و «حیاء» اون هم تو رسانه ملی جای تأسف داشت!

 

هدی صانعی در مطلبی نوشت: من باخندیدن به هرقیمتی مخالفم.  سه شنبه شب خندوانه مرز وحریم ادب واخلاق رو شکست.

 

کاربری به نام « آبادان» توئیت کرد: چجوری به این چرت و پرت‌ها میگن استند آپ کمدی بعد بهشونم می‌خندن آیا؟

 

یکی دیگر از کاربران تلگرامی نوشت :  افسانه چهره‌آزاد در برنامه خندوانه میگه : ۳۵ساله باهمسرم زندگی میکنم ؛؛ رامبدجوان پرسید :خسته کننده نشده؟هنوزجذابیت هست؟ ؛؛ خودش خیلی مشغول زن گرفتنه، فکرمیکنه همه زودخسته میشن

 

یکی از کاربران فضای مجازی نیز نوشت: الان جدیدا مد شده طرف با مسخره کردن خودش فکر کنه دیگران می‌خندن!

 

احسان اشرفی معتقد است: این میزان ابتذال در خندوانه و شوخی‌های سخیف مایه تاسف است. با این وضع در صداوسیما حق انتقاد از گشت۲ و ۵۰کیلو آلبالو را نداریم.

 

ناصر جوادی چنین نوشت:ما که از وسطاش زدیم شبکه جم!

 

مهدی سلیمان نژاد این توئیت را بازنشر کرد: داعش در بیانیه ای خطاب به صدا و سیما ایران گفت: ناموسا دیگه مسولیت همه چی رو گردن بگیرم، مسولیت افتضاح خنداننده شو رو هرگز بر عهده نمی گیرم!

 

سید قربانی هم با انتقاد از برنامه مذکور نوشت: بابام می‌خواد روی شبکه نسیم قفل بذاره. 

 

فرید ابراهیمی نوشت : خندوانه داره از یک برنامه صاحب سبک و تولیدگر در حوزه طنز، تبدیل میشه به بارانداز جفنگیات تقلیدی. جناب خان کجایی که رامبد گند زد به همه چی!

 

یکی دیگر از کاربران تلگرامی نوشت : دختره اومده برنامه خندوانه میگه: قبلاً فامیلی رو از روی شغل پدربزرگ انتخاب میکردن. مثلا آهنگر بود فامیلی میشد آهنگری. قناد بود میشد قنادی. حالا به نظرتون پدربزرگ سوشا مکانی چکاره بوده؟!

دکترعسکری خودش خانواده نداره؟ 

 

خانم کبری آسوپار نوشت : ارزش خندوانه به خندیدن‌های پاک و سالم بود؛ حالا که به لودگی‌های جنسی و تمسخر فامیلی افراد رسیده، ارزش که هیچ؛ باید جلوی بی‌اخلاقی اش ایستاد.

 

 

 

درخواست دکتر ساعی برای برخورد با گردانندگان برنامه خندوانه

۰   دکتر محمدحسین ساعی استادیار و رئیس دانشکده ارتباطات و رسانه دانشگاه صداوسیما , از مسئولان سازمان صدا و سیما خواست  با گردانندگان برنامه سخیف و مبتذل خندوانه برخورد کنند   نقد دکتر محمد حسین ساعی نسبت به برنامه خندوانه را در ادامه می خوانید »    اعوذ بالله العلی العظیم من الشیطان اللعین الرجیم … ادامه خواندن “درخواست دکتر ساعی برای برخورد با گردانندگان برنامه خندوانه”

۰

 

دکتر محمدحسین ساعی استادیار و رئیس دانشکده ارتباطات و رسانه دانشگاه صداوسیما , از مسئولان سازمان صدا و سیما خواست  با گردانندگان برنامه سخیف و مبتذل خندوانه برخورد کنند

 

نقد دکتر محمد حسین ساعی نسبت به برنامه خندوانه را در ادامه می خوانید » 

 

اعوذ بالله العلی العظیم من الشیطان اللعین الرجیم و من شتات الأمر و وساوس الصدر و من شرود العقل و من فتنة المحیا و الممات أعوذ بالله من الهم والحزن و من العجز و الکسل و اعوذ بالله من نفسی

 

  یا أَیهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لَا یسْخَرْ قَومٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَی أَنْ یکونُوا خَیرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَی أَنْ یکنَّ خَیرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَنْ لَمْ یتُبْ فَأُولَئِک هُمُ الظَّالِمُونَ  (سوره مبارکه حجرات – آیه ۱۱)

 

  ای کسانی که ایمان آورده اید ، هرگز گروهی ( از مردان شما ) گروه دیگر را مسخره نکند شاید آن گروه ( مسخره شدگان ) بهتر از آنان باشند، و نه زنانی زنان دیگر را ، شاید آن گروه بهتر از آنان باشند، و از یکدیگر عیب جویی نکنید، و همدیگر را به لقب های زشت مخوانید؛ بد نامگذاری است ( یاد کردن مؤمن به ) فسقِ پس از ایمان ( مؤمن را به نام مرتکب گناهان خواندن ) ، و آنان که توبه نکنند آنهایند که ستمکارند.

 

 

اتفاق غیراخلاقی و غیرفرهنگی برنامه دیشب خندوانه (۶ تیر ۱۳۹۶)، اتفاق زشت و غیرقابل گذشتی است؛ اینکه اصرار بر این است که مسئولین صداوسیما از کنار این حادثه نگذرند به دلیل این است که صداوسیما یکی از مهمترین ریل گذاران فرهنگ و اخلاق ایران زمین در روزگار فعلی است؛ لذا با مسئولیتی سنگین تر.

 

خندوانه از دید بنده حقیر، در مجموع برنامه خوب و قابل دفاعی است و باید کمک کرد روزبروز شاخ و برگ بگیرد و بهتر شود؛ شادی سالم، اخلاقی و حلال مهمترین مشخصه برنامه خندوانه و نیز نیاز جدی جامعه ما بود که انصافا با توجه به سختیهای مسیر، نسبتا خوب از عهده آن برآمدند و باید به خاطر این مسأله از کلیه دست اندرکاران برنامه تقدیر شود ولی جامعه باید در پیش چشم خود ببیند که اگر کسی با دریدن پرده های حیا و اخلاق و با مسخره کردن دیگران، قصد دارد از مردم خنده و رای حرام  بگیرد، نمی تواند از سد سدید طرفداران اخلاق و حیا در جامعه گذر کند که اگر چنین مقاومتی محقق شود، قطعا هدف از ساخت برنامه خندوانه نیز کاملتر خواهد شد.

 

در این میان چند دسته مقصرند و باید همانگونه که علنی خطا کرده اند، هرچند کوچک در پیش مردم تاوان پس دهند؛

 

اول خود خنداننده هایی که با گذر از خط قرمزهای اخلاقی جامعه ایمانی ایرانی به همه مردم، به خدا و به ارزشهای جامعه اهانت کردند؛ این افراد باید در ملأ عام از جسارتی که کرده اند عذر بخواهند و از مسیر رای گیری خنداننده برتر بالفور کنار گذاشته شوند؛

 

دوم مربیان و داوران خنداننده ها که گویا در فضایی تربیت شده اند که به ایشان نیاموخته اند که شوخیهای جنسی و مسخره کردن دیگران زشت است؛ متاسفانه داوری های برنامه های خندوانه در این سری هیچگاه به مسائل فرهنگی توجه نکرده است و این زهری است که در این سری از در برنامه شیرین خندوانه ریخته شده و در حال مسموم کردن جامعه است؛ این مربیان و داوران باید رسما در پیشگاه ملت ایران از خطای خود عذرخواهی کنند و به همه تعهد بدهند که دیگر در برنامه های آتی گناه تمسخر دیگران و شوخیهای رکیک جنسی تکرار نخواهد شد.

 

سوم مدیران شبکه نسیم و ناظران برنامه که در عین تقدیر از زحمات شبانه روزشان برای تولید یک برنامه مردمی، در برنامه دیشب مرتکب اشتباه شده اند؛ ایشان نیز باید از مردم ایران عذرخواهی کنند و بعد از این بیشتر مراقبت نمایند که این رذیله های زشت اخلاقی در برنامه دیده نشود.

 

امیدوارم آنانی که برای حریم اخلاقی جامعه اهمیتی قائلند، آنان که ادعای حمایت از حریم حیا و فرهنگ و دین در جامعه را دارند، کمک کنند تا این برنامه خوب، صدای اعتراض مردم را هم بشنود و خود را اصلاح کند؛ هدف از این اصلاح، حذف هیچکس نیست؛ کمک به زندگی در جامعه ای بهتر است؛ حتی همان خنداننده هایی که مرتکب این گناه کبیره و حق الناس بزرگ شده اند، سرمایه های این جامعه اند و باید در ادامه مسیر بعد از توبه شخصی و اجتماعی آنان باز در چنین برنامه هایی از آنان بهره برد؛ ما همگی انسانیم و ممکن الخطا؛ عمده خطاها از جمله همین خطای بزرگ، در صورت بازگشت درست قابل گذشتند اما خطایی که هیچ راه بازگشت ندارد و فرد و جامعه را به نابودی و انحراف می کشاند، اصرار و تکرار گناه است که اگر چنین شد قاعدتا دیگر قابل گذشت نخواهد بود.

 

بیایید همگی با پذیرش خطا و گناه خود و جبران آن جامعه ای بهتر برای زندگی خود و فرزندانمان بسازیم؛ اینگونه همه آرامتریم و شادتر؛ ان شاء الله

 

منبع: کانال تلگرام @mhsaei

 

 

خواب های حسن روحانی برای حمله به رسانه ملی

۰ چالش روحانی با صداوسیما به مراحل جدیدی رسیده است دیدگاه‌های اخیر روحانی درباره صداوسیما بعد از اتمام رقابت‌های انتخاباتی هنوز ادامه دارد. دیدگاه‌هایی که البته از مرحله نظر گذشته و می‌کوشد تحت فشارهای سیاسی و فراقانونی به بار بنشیند.اما آیا قانون به رئیس جمهورچنین اجازه‌ای را می دهد؟   لایحه دولت برای اداره صداوسیما … ادامه خواندن “خواب های حسن روحانی برای حمله به رسانه ملی”

۰
خواب های حسن روحانی برای رسانه ملی
خواب های حسن روحانی برای رسانه ملی

چالش روحانی با صداوسیما به مراحل جدیدی رسیده است

دیدگاه‌های اخیر روحانی درباره صداوسیما بعد از اتمام رقابت‌های انتخاباتی هنوز ادامه دارد. دیدگاه‌هایی که البته از مرحله نظر گذشته و می‌کوشد تحت فشارهای سیاسی و فراقانونی به بار بنشیند.اما آیا قانون به رئیس جمهورچنین اجازه‌ای را می دهد؟

 

لایحه دولت برای اداره صداوسیما

آقای حسن روحانی بعد از چهار سال در آستانه دولت دوم خود قرار گرفته است. او دولت نخست خود را با حمله به تلویزیون آغاز کرده و این سیاست را در چهار سال کابینه اول خود ادامه داده بود. با این حال قرائن حاکی از آن است که این نگاه از حرف و شعار گذشته است. رئیس‌جمهور برای رسانه ملی طرح‌های جدیدی دیده است. اطلاعات رسیده  حاکی از آن است که دولت لایحه جدیدی را برای اداره صداوسیما آماده کرده است. این لایحه مکانیسم جدیدی برای اداره صداوسیما در نظر گرفته است.

 

سازوکاری که البته موجب وابستگی بیشتر رسانه ملی به دولت می‌شود. همچنین پیشنهاد و راه‌اندازی شبکه‌های خصوصی از دیگر سرفصل‌های مهم این لایحه محسوب می‌شود. این لایحه در کمیسیون فرهنگی دولت طرح‌ریزی شده و احتمالاً در آینده نزدیک برای تصویب راهی بهارستان‌ می‌شود.

چنین لایحه‌ای حتما در تضاد با اصل ۱۷۵ قانون اساسی است که صداوسیما را مستقل از سایر قوا تعریف می‌کند.  شنیده‌ها همچنین از طرح این موضوع در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی و واکنش رئیس سابق رسانه ملی به این سخنان در نهم خردادماه حکایت می‌کند.

 

شما کجا بودی آن وقت؟

«این حرفی که زدید دروغ است. در مذاکرات تهران اصلاً قراردادی در کار نبود. این حرف مال بی‌سوادهاست، شما که واردید! ممکن است کسی از توی گوشی به شما می‌گوید این حرف را بزنید! کسی که از گوشی می‌گوید بلد نیست! خود شما بلدی! تصحیحش کن!»

شاید صادق عابدینی مجری گفت‌وگوی ویژه خبری برنامه‌های تبلیغاتی کاندیداهای ریاست جمهوری هیچ‌وقت انتظار آن را نداشت که یکی از کاندیداها با او این‌گونه سخن بگوید. او در ادامه با عباراتی مخاطب قرار گرفت که خودش بیش از همه در بهت فرو رفت؛ زمانی که از تعلیق گاز یوسی‌اف در صنایع هسته‌ای سخن به میان آمد و روحانی با این عبارت که «شما کجا بودی آن وقت؟!» دوباره او را مورد تمسخر قرار داد.

 

حمله به تلویزیون جواب می‌دهد

آقای حسین دهباشی، مشاور تبلیغاتی وقتِ حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ درباره این واقعه و اتفاقات و دیالوگ‌های روحانی در آن برنامه و دیگر سیاست‌های تبلیغاتی وی می‌گوید: «بنایمان این بود که وقتی روحانی مقابل آقای عابدینی قرار گرفت، هرچه او گفت رها کنیم و به تلویزیون حمله کنیم. حمله به تلویزیون جواب می‌دهد. الان هم این کار جواب می‌دهد.»

 

حسن روحانی از همان ابتدا و در سال ۹۲ بنا را بر حمله به صداوسیما گذاشته بود. او این رویه را بعد از چهار سال هنوز هم ادامه می‌دهد. این جمله دهباشی که حمله به تلویزیون جواب می‌دهد ظاهراً هنوز آویزه گوش دبیر سال‌های نه چندان دور شورای عالی امنیت ملی است. شورایی که در مواقع بحران نهاد بالادستِ رسانه ملی محسوب می‌شود و رسانه ملی صرفاً مجری سیاست‌هایی است که آنجا تصویب می‌شوند.

 

صداوسیما گرفتار باند سیاسی شده

روحانی در اواخر چهار سال اول خود هنوز به کنایه زدن به رسانه ملی ادامه می‌دهد: «همه کارمندان صداوسیما افراد خوبی هستند. خبرنگاران و تولیدکنندگان آن رسانه هم زحمتکش هستند و ما آنها را دوست داریم. اما این رسانه گرفتار یک باند سیاسی شده است.»

 

او این حرف‌ها را در جریان یک میتینگ سیاسی پیش از انتخابات در ۲۶ اردیبهشت ماه در شهر زنجان ایراد کرده بود. هرچند چند روز بعد به‌عنوان دوازدهمین رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد، با این حال در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری تندترین انتقادات را علیه رسانه ملی ایراد کرد.

 

همچنین در کمپین تبلیغاتی خود در مشهد هم دوباره به طور تلویحی پیکان انتقادات و حملات خود را متوجه صداوسیما کرد: «در جریان مناظره‌های انتخاباتی هیچ سوالی در مورد مهار تورم، طرح تحول سلامت یا خودکفایی گندم و بنزین مطرح نشد.»

 

این انتقادات در حالی صورت می‌گیرد که برنامه‌های انتخاباتی رسانه ملی و به طور خاص برنامه مناظره کاندیداها تحت نظارت مستقیم کمیته بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری صورت می‌گیرد که از قضا دولت هم در این کمیسیون نماینده داشت.

 

دوران یک صداوسیما گذشته است!

او در یکی دیگر از برنامه‌های انتخاباتی خود در سالن آزادی از کنار رسانه ملی ساده نگذشته بود. «حمله به تلویزیون جواب می‌دهد!» هنوز این عبارت در گوش رئیس‌جمهور زنگ می‌خورد. او با انتقاد تلویحی دوباره از صداوسیما، با اشاره به قابلیت‌های فضای مجازی و متهم کردن رسانه ملی گفته بود: «دورانی که فقط یک صداوسیما بخواهد بر افکار مردم حاکم باشد گذشته است. با زیر ساخت‌ها کاری خواهیم کرد که تک‌تک شما جوانان با گوشی خود، صداوسیما باشید.»

 

هرچند تصور می‌شد ایده حمله به تلویزیون بعد از انتخابات و با پایان گرفتن رقابت‌های سیاسی به اتمام برسد اما ظاهراً این‌گونه نیست. شاید شدیدترین انتقادات به صداوسیما را بتوان صحبت‌های روحانی در جمع اعضای ستادهای انتخاباتی‌اش در سراسر کشور آن هم بعد از انتخابات دانست.

 

رسانه ملی با مردم مخالف است

صحبت‌های روحانی در این مراسم هرچند از صداوسیما پخش نشد اما به‌طور زنده از صفحه اینستاگرام او پخش می‌شد. او در بخش‌هایی از این برنامه که با همراهی اعضای ستادهای انتخاباتی‌اش هم صورت می‌گرفته از لزوم تغییرات جدی در صداوسیما گفته بود. روحانی در این مراسم مدعی شده بود که صداوسیما اثبات کرده است که با مردم مخالف است.

 

او در ادامه به پخش نکردن برنامه انتخاباتی‌اش از رسانه ملی اشاره کرده و گفته بود همین الان رسانه ملی، سخنرانی او را که رئیس‌جمهور این کشور است پخش نمی‌کند ولی میلیون‌ها نفر این برنامه را از اینترنت می‌بینند.

 

کاری نکنید شبکه خصوصی تأسیس کنم

تهدیدهای تلویحی بعدی روحانی هم جالب توجه است: «آقای رئیس صداوسیما! کدام برنامه شما این همه بیننده دارد؟ کاری نکنید که یک شبکه خصوصی برای دولت درست کنم!»

 

جالب آنکه این صحبت‌ها و ایده‌های روحانی در حالی صورت می‌گیرد که طبق قانون اساسی و تفسیری که از آن شده است، حق هرگونه پخش عمومی صوتی و تصویری به صورت رادیویی و تلویزیونی صرفاً در اختیار سازمان صداوسیماست. به عبارت دیگر، هر فرد یا گروهی خواهان راه‌اندازی و تاسیس شبکه خصوصی رادیویی یا تلویزیونی باشد باید برای این کار به صداوسیما رجوع کرده و از این سازمان کسب مجوز کند.

 

منبع: روزنامه صبح نو (۲۵۷)