سینمایی به وقت شام از نگاه پروفسور تونی هال استاد دانشگاه لت بریج کانادا

متنی که در ادامه می خوانید یادداشت پروفسور تونی هال استاد دانشگاه لت بریج کانادا درباره سینمایی به وقت شام است که در تاریخ APRIL 10 ,2018 در وب سایت ahtribune.com منتشر شده است :   سینمایی به وقت شام ؛ اولین فیلم درام با موضوع داعش در سوریه   سینمایی به وقت شام فیلم جدید و … ادامه خواندن “سینمایی به وقت شام از نگاه پروفسور تونی هال استاد دانشگاه لت بریج کانادا”

متنی که در ادامه می خوانید یادداشت پروفسور تونی هال استاد دانشگاه لت بریج کانادا درباره سینمایی به وقت شام است که در تاریخ APRIL 10 ,2018 در وب سایت ahtribune.com منتشر شده است :

 

سینمایی به وقت شام ؛ اولین فیلم درام با موضوع داعش در سوریه

 

سینمایی به وقت شام فیلم جدید و پرهیاهویی که جنگ مقابل آنچه موسوم به”دولت اسلامی” است را نشان می دهد، شایسته مخاطب جهانی است.

 

کارگردان به وقت شام، ابراهیم حاتمی کیا، دوربینش را به سوی رویارویی جنجالی شخصیت ها، باورها و نیروهای نظامی نشانه می گیرد.

 

باتوجه به این که فیلم به وقت شام در یک موسسه فیلمسازی پرکار در ایران تولید شده است، جای تعجب ندارد که دو تن از جذاب ترین شخصیت های فیلم، یک پدر و پسر ایرانی باشند.

 

بابک حمیدیان با حسی از شجاعت و آرامش در نقش علی، پسری که در نیمه راه بازگشت به خانه، پشیمان شده و به صحنه نبرد بازمی گردد، به ایفای نقش می پردازد.

 

بحران به دلیل شکست پالمیرا در سوریه شرقی مقابل دولت اسلامی به وجود آمده است.

 

دولت اسلامی» اغلب با عنوان ISIL  یا ISIS شناخته می شود.  داعش واژه ای فارسی و عربی برای شناساندن این سازمان بدنام است. از این رو، در نوشتار پیش رو من از واژه داعش استفاده خواهم کرد.

 

علی و پدرش یونس، برای فراردادن گروهی سوری تبار از پالمیرا، تیم پروازی تشکیل می دهند. این پرواز باید از مسیر تروریست ها عبور کند. ستاره این سکانس یک فرد یا یک شخصیت خاص نیست، بلکه یک پروداکشن با تکنولوژی پیشرفته است. این تکنولوژی امکانی را فراهم ساخته که در آن بخش اعظم نبرد آغاز می‌شود.

 

من تاکنون یک نمایش سینمایی،به قوت آن تصاویری که با یک هواپیمای غول پیکر در به وقت شام به تصویر درآمده است، ندیده‌ام.

 

به وقت شام اولین فیلم درام با موضوع داعش است که من دیده ام. در این فیلم، داعش که در بخشی از جهان، مبدل به نیروی مهمی در حوزه ژئوپولتیک شده، نمایش داده می شود.

 

به نظر من ابراهیم حاتمی کیا به داعش به عنوان باقی مانده افراط و انحطاط غربی می نگرد. اساسا بعضی از اعضای داعش غربی هایی هستند که با هدف تبلیغاتی به ظاهر اسلامی درآمده اند. حاتمی کیا برخی از آن ها را به عنوان نماینده رفتار فاسد اسلامی نشان می دهد.

 

سینمایی به وقت شام  به مسائل خاص شرق مرکزی مربوط است و همچنین مشکلاتی که به شکل گسترده ای در زندگی بشری رایج است را مطرح می سازد.

 

به عنوان مثال، علی با مادرهمسرش در چالشی است تا توضیح دهد که چگونه میان کمک به دیگران در سرزمینی دور و مسئولیت در قبال خانواده خودش در فشار قرار گرفته است.

 

در سینمایی به وقت شام جذابیت های بسیاری برای مخاطبان غیر ایرانی و علاقه مندان به ظهور دوباره ایران به عنوان محرک و اثرگذار در ژئوپولتیک جهانی وجود دارد.

 

ورود “به وقت شام” در صحنه جهانی بخشی از جریانی است که در آن ایران را در جایگاه حقیقی اش در بین مولدین اصلی فرهنگ در دهکده جهانی قرار می دهد.

منبع : ahtribune.com

 

ویدیو : تیزر جدید به وقت شام

دریافت ویدیو  (2مگابایت)

 

ایران در هجوم دیمنتورها و افسرده سازها [ چاره ناامیدی میان مردم چیست؟ ]

متنی که در ادامه می خوانید بخشی از سخنرانی استاد وحید جلیلی در جمع نشریات برگزیده اولین لیگ نشریات دانشجویی دکّه است که با عنوان ” ایران در هجوم دیمنتورها و افسرده سازها ” منتشر شده است . استاد وحید جلیلی ، سردبیر مجله «راه» و سردبیر سابق مجله سوره (تحریریه چهارم)و مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی … ادامه خواندن “ایران در هجوم دیمنتورها و افسرده سازها [ چاره ناامیدی میان مردم چیست؟ ]”

متنی که در ادامه می خوانید بخشی از سخنرانی استاد وحید جلیلی در جمع نشریات برگزیده اولین لیگ نشریات دانشجویی دکّه است که با عنوان ” ایران در هجوم دیمنتورها و افسرده سازها ” منتشر شده است . استاد وحید جلیلی ، سردبیر مجله «راه» و سردبیر سابق مجله سوره (تحریریه چهارم)و مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و مسئول شورای سیاستگذاری جشنواره مردمی عمار هستند : 

سخنرانی ایران در هجوم دیمنتورها و افسرده سازها از استاد وحید جلیلی
سخنرانی ایران در هجوم دیمنتورها و افسرده سازها از استاد وحید جلیلی

بسم ا… الرحمن الرحیم

در فیلم هری‌پاتر کاراکتری هست به نام دیمنتور (Dimentor) که در فارسی دیوانه‌ساز یا افسرده‌ساز ترجمه‌اش کرده‌اند. دیمنتورها موجوداتی هستند که وارد محیط می‌شوند و نشاط آن را از بین می‌برند و مردم را تبدیل به آدم‌های افسرده می‌کنند.

ایرانِ امروز در هجوم دیمنتور‌ها است. یعنی از فلان گروه تلگرامی خانوادگی بگیر تا سینما و روزنامه‌ها و رسانه ملی و… پر است از دیمنتورهایی که دست‌اندرکار تزریق یأس، ناامیدی و بدبینی در جامعه هستند.

سلطه دیمنتور‌ها به قدری سنگین شده است که حتی دربعضی مجامع حزب‌اللهی هم آدم جرأت ندارد بگوید اوضاع خیلی هم بد نیست؛ سریع واکنش نشان می‌دهند! :«محافظه‌کار شدی؟! سرسپرده رژیم شدی؟!»

 

باید ایران، خودش، خودش را شکست بدهد!

تبیین درست وضعیت ایران 1396، نه با تحلیل سیاسی به دست می‌آید نه تاریخی، نه جامعه‌شناختی…. . بهترین روش؛ تحلیل روانشناختی است که می‌تواند شرایط را تبیین کند. ما در ایران 96 دچار یک وضعیت روانشناختی عجیب و غریب هستیم. ایرانی که در آستانه یک جهش بزرگ هست را چنان تیره نشان می‌دهیم که همه اراده‌ها ناامید شوند!

ایران امروز جامعه‌ای با 80 میلیون جمعیت، 4 میلیون دانشجو، میلیون‌ها فارغ‌التحصیل، صدهاهزار مهندس (تعداد مهندس‌های ایران با جامعه 300 میلیونی آمریکا برابر است!)، گسترش زیرساخت‌های انرژی و حمل و نقل در تمام کشور؛

جاده‌های سیستان بلوچستان مرتب‌تر از بسیاری از جاده‌های اروپا، از لحاظ دفاعی و نظامی قدرت پیروز در سوریه، لبنان، عراق و یمن با قدرت بازدارندگی کم نظیر و امنیت منحصربه‌فرد و… با پیشرفت‌های مثال زدنی و غبطه‌برانگیز برای اکثر کشورهای جهان در حوزه هوافضا و پرتاب ماهواره، انرژی هسته‌ای، نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی و سلول‌های‌بنیادی و … .

حالا که در عرصه عینی و میدانی نمی‌شود ایران را شکست داد باید کاری کنیم خودشان، خودشان را شکست بدهند! تنها کشوری که قدرت شکست ایران را دارد خودش است!

چون تجربه اثبات کرده است ایرانی‌ها هر کاری را اراده‌ کردند توانستند انجام بدهند و هر کاری که غرب کرده است که جلوی«تحقق» اراده ایرانی‌ها را بگیرد نتوانسته و در نهایت ایران موفق شده است.

پس باید کاری کرد که اراده ما را بگیرند. باید دی‌منتورها را فعال کنند! الان سینما و رسانه ایران پر است از این دی‌منتور‌ها؛ به فضای‌مجازی هم که به شکل بسیار گسترده هجوم کرده اند.

 

راهبرد تهدیدسازی از هر فرصتی!

در همین موضوع برداشته شدن نرده‌های نماز جمعه در تبریز یک عده‌ای می‌گویند:« این ذوق زدن دارد؟ این کف خواسته‌های ما هم نیست! اگر فردا روز، همین آدم کار بدی کرد چطور می‌خواهیم نقدش کنیم؟» خیلی جالب است! از این به بعد باید در هر فرصتی یک تهدید ببینیم!

 

امام حسن عسگری(ع) می فرمایند ما من بلیه الّا و للّه فیها نعمه تحیط بها : «هیچ تهدیدی نیست مگر اینکه فرصتی بزرگتر در آن است». بعضی بچه حزب‌اللهی‌ها برعکس شده‌اند! اعتقاد دارند که «هیچ چیز خوبی وجود ندارد. حتی اگر اتفاق خوبی می‌افتد، منتظرباشیم پس از آن خبر بد بزرگتری برسد!»

 

متأسفانه ما در تاریخ اسلام و تشیع، سابقه تبدیل بهترین شرایط به بدترین را داریم. شما فکر کنید اگر مالک اشتر، شمشیر آخر را زده بود، چه می‌شد؟ تصورش هم انسان را به شوق و هیجان می آورد. اما چه شد؟ جنگ روانی را باختیم.

جنگ نرم را باختیم. چرا؟ به خاطر همین بچه سوسول‌های حزب‌اللهی. یا در خود ماجرای کربلا. سلیمان بن صرد خزاعی که بعد از واقعه کربلا چند هزار نفر را برای خونخواهی بسیج کرد ولی در کربلا ، امام معصوم با هفتاد و دو نفر تنها ماند در حالی که پتانسیل شیعه صدها برابر آن بود! کسانی که دغدغه‌مند بودند و آرمان هم داشتند اما بصیرت نداشتند.

 

داریم و نداریم

تازگی‎ها که بصیرت و واژه هایی از این دست را هم؛ خودی‌ها، مسخره می‌کنند! چون فلان سردار یا حجه‌الاسلام یا مسئول؛ این واژه را بی‌جا و شعاری استفاده کرده، ما هم این مفهوم عمیق معارفی خودمان را به بازی بگیریم؟

اگر معرفت و علم در برابر جهل است، بصیرت در برابر غفلت است. بصیرت یعنی مدیریت توجه. کار متفکران؛ تولید معرفت و رفع جهل است ولی زحماتشان در صورتی به ثمر می‌رسد که محتوای معرفتی به دست آمده پامال غفلت نشود.

کسانی باید باشند که محتوا را، معرفت را، آگاهی را درست یعنی به هنگام و مؤثر؛ به کسانی که لازم است برسانند. مگر ما خواهان محرومیت‌زدایی نیستیم؟ مگر از محرومیت‌ها به خشم نمی‌آییم؟ بزرگترین محرومیت‌ها، غفلت از داشته‌ها و فرصت‌ها و ظرفیت‌هاست. یعنی داشته باشی و نداشته باشی!

 

 امروز در جنگ نرم با چنین کلاهبرداری عظیمی مواجهیم. اگر مردم از اصل داشته‌هایشان یا اهمیت و قیمت داشته‌هایشان غافل شدند به راحتی می‌شود آن داشته‌ها را غارت کرد به شکلی که اگر روزی بیدار شدند هم دیگر فایده نداشته باشد.

ممکن است این داشته انرژی هسته‌‎ای باشد یا ارزش‎های خانوادگی باشد یا مردمی بودن کارگزاران باشد یا عزت و استقلال باشد یا اصل نظام باشد.

رسانه از مهم ترین ابزارهای هدایت توجه مردم است. اگر رسانه درست عمل نکند ممکن است به محرومیت از داشته‌ها دچار بشویم که شده‌ایم. خودمان خودمان را تحریم می‌کنیم. خودمان کشور را از ظرفیتها و فرصت‌های بالفعلش محروم می‌کنیم.

 

 کشور، امروز در هجوم دیمنتور‌هاست. روان‌شناس‌ها به جان فرد و خانواده افتاده‌اند و دائم به دنبال زیاد کردن مشتریان خودشان هستند.

جامعه‌شناس‌ها جامعه را سیاه نشان می‌دهند. سیاستمدارها حکومت را فاسد نشان می‌دهند، رسانه‌ها سیاه‌نمایی را بازتولید می‌کنند. نتیجه چه می‌شود؟ این که ما از خودمان چیزی نداریم و باید تسلیم غرب باشیم!

 

دستور قرآن برای حذف حزن و خوف

دشمن از نرم‌افزار ما می‌ترسد؛ از امید ما می‌ترسد. از نشاط ما می ترسد. ما معمولاً این آیه قرآن را در مجالس عزا می‌شنویم:

«وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ».

در این آیه خداوند نهی می‌کند که مبادا کوچکترین تردیدی در زنده بودن شهدا کنید! آیه بعدی چیست؟ می‌فرماید:

«فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ».

شهدا که زنده هم هستند، شادند! یعنی اولین نعمت و رزقی که شهدا از آن برخوردارند شادی است. در ادامه می‌فرماید:

«وَيَسْتَبْشِرُونَ …» یعنی دعوت می‌کنند به لبخند. چه کسانی را؟ کسانی که در خط آنها هستند. در این آیه از دو چیز نهی شده است:

ألَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ ترس و غم. خط شهادت یعنی همین! حذف خوف و حزن! خط نشاط. خط مقابله با ناامیدکننده‌ها و افسرده‌ساز‌ها و دیمنتورها و اکنون ما در چنین جنگی هستیم.

 

 پیام بشارت شهدا این خبرهای خوبی است که به برکت فداکاری شهدا در جامعه وجود دارد. در علم؛ در هسته‌ای و فضایی و نانو و سلول‌های بنیادی. در خواباندن مچ آمریکا در عراق و سوریه و لبنان و یمن، در مردم‌سالاری دینی که تاکنون حدود40 انتخابات با مشارکت بسیار بالاتر از اکثر کشورهای غربی در کشور برگزار شده است.

در سیل کمک‌های مردمی از سوی اقشار گوناگون به سمت مناطق زلزله‌زده. در حوزه‌های گوناگون سیاسی، علمی، اجتماعی، هنری، فرهنگی و… رویش‌های شوق‌انگیز داریم.

 

چه کار باید کرد؟

قرآن می‌فرماید «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ». کافی است نعمت‌های خداوند را بازگو کنیم. در حالی که ما دقیقاً برعکس عمل می‌کنیم. از صبح تا شب در تلگرام اخبار بد فوروارد می‌کنیم!

خداوند در قرآن می‌فرماید« وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا». یعنی اگر حرف لغو زده شد، از آن بگذر. ما حرف‌های خوب را سانسور می‌کنیم و خبرهای بد را به اشتراک می‌گذاریم.

برگردیم به ادبیات دینی و قرآنی! امیرالمومنین علی (ع) در خطبه همام در توصیف اوصاف متقین می‌فرمایند: «وقَفوا أسماعهم علي العلم النافع لهم» یعنی گوش به زنگ حرف تازه و مفید هستند. این ویژگی انسان متقی است.

یا در جای دیگری می‌فرمایند: « يُمْسِي وَ هَمُّهُ الشُّكْرُ». یعنی روز را شب می‌کند در حالی که نگرانی‌اش شکر است که آیا به اندازه کافی شکر می‌کنم یا خیر؟ ما مشکلمان این است که حزب‌اللهی و سلطنت‌طلب با هم مسابقه گذاشته‌اند که چه کسی می‌تواند بیشتر مردم را ناامیدکند؟

چه باید کرد؟ در خاطرم هست در یک شهر دورافتاده، دو گروه با هم به مشکل خورده و درگیر شده بودند. بی بی سی این مسئله را پوشش می‌داد. چطور آن‌ها می‌گردند یک زخمی را پیدا کنند و سریع آن را برجسته کنند. ماهم برعکسشان عمل کنیم. اتفاقات خوبی که رخ می‌دهد را پوشش بدهیم.

 

دیمنتورها ما را از کار انداخته‌اند

 من مدتی هست مثال این آقای سید علیرضا عبادی را می‌زنم. عبادی کیست؟ هیچکدام از شما اسمش را هم نشنیده‌اید و هیچ از او نمی‌دانید. ایشان امام جمعه بیرجند و نماینده ولی فقیه در استان خراسان جنوبی است.

سال 80 از رئیس اداری مجلس پرسیدم در مجلس کدام نمایندگان ساده‌زیست هستند؟ چند نفر را اسم برد گفت آقای شیبانی خیلی خوبه. فکر کنم آقای دعایی را هم نام برد بعد گفت یک نفر هم در مجلس داریم که خیلی افراطی است چایی مجلس را هم نمی‎خورد.”

این بنده خدا از این افرادی است که باید برایش وصف های تذکره‌الاولیایی نوشت. چنین زهدی دارد. یک نفرهم اسمش را هم نشنیده است! صدها خاطره در موردش وجود دارد. لااقل سی‌سال در نظام مسئولیت داشته است از مجلس گرفته تا ارتش.

در همین تلگرام که ما دغدغه داریم “من باب نهی از منکر باید حضور داشت”! روزانه صدها و سالانه ده‌هاهزار خبر منفی را خود ما مخابره می‌کنیم؛ یک پست راجع به ایشان وجود ندارد!

مشکل چیست؟ ابزارش را نداریم؟ محتوا را نداریم؟ آدمش را نداریم؟ تکنیک را بلد نیستیم؟ همه را داریم ولی مشکل این است که دیمنتورها ما را از کار انداخته‌اند، مبادا به یک مسئله خوب فکرکنیم! مبادا یک اتفاق خوب را به اشتراک بگذاریم!

 اخیرا در یک پژوهشی در مجموعه خود ما عده‌ای از بچه ‌ها با حدود چهل نفر از ائمه جمعه رفتند ودر محیط کار و زندگی اینها صحبت کردند و پژوهش کردند.

یکی از بچه‌هایی که مشغول این کار بود اخیرا می‌گفت «چه آدم‌هایی داریم! محبوب، کارآمد، ساده‌زیست، مردمی». ما حدود بیست شبکه تلویزیونی داریم هیچ خبری از این افراد نیست! اسمشان هم نمی‌آید. صبح تا شب تلویزیون را بدهیم به سلبریتی‌ها و… . مشکل ما این عدم پوشش اتفاقات مثبت است.

 امروز باید قهرمانان به جامعه معرفی بشوند، باید نقاط قوت نظام در رسانه‌ها طرح بشوند. می‌خواهد فرماندار قصرقند سیستان بلوچستان باشد یا فلان امام جمعه در آذربایجان یا یک کارمند در نارمک تهران یا یک شرکت دانش‌بنیان موفق یا … . این موارد نامحدود و بی‎شمار است.

 

فساد در مبارزه با فساد

تا می‌گویند اقتصاد؛ همه یاد فسادها می‌افتند! در همین اقتصاد تعداد زیادی آدم بی ادعا دارند شبانه روز تلاش می‌کنند. سالم، مجاهد، پرکار، باهمت، بی‌ادعا. بعد ما همه‌ی این‌ها را بایکوت می‌کنیم! این خودش فساد است. والله این هم فساد است.

این هم یک نوع دزدیدن است، مگر دزد فقط خاوری است؟ که چند میلیارد تومن را برداشته است و رفته است؟ این دزدی سرمایه‌های معنوی کشور است، اگر شما سرمایه‌های مادی یک کشوری را دزدیدی دزدتری یا اگر سرمایه‌های معنوی‌اش را به سرقت بردی؟

رفیق خود ما رفته فیلم ساخته راجع به صندوق ذخیره ارزی (  صندوق توسعه ملی )، آمده می‌گوید آقای جلیلی وضعیت خیلی خراب است، این‌ حرف‌ها را چطور به مردم بگوییم؟ به او گفتم که برو آن آدم‌هایی که این پرونده را تشکیل داده‌اند پیدا کن و مصاحبه کن، می‌گوید من سراغ آن‌ها که دیگر نرفتم!

خوب تو از کجا این پرونده را مطلع شدی؟ غیر از این بوده است که قوه قضاییه این را اعلام کرده؟ غیر از این بوده که یک بازپرس شجاع این پرونده را تشکیل داده؟ خیلی شجاعت می‌خواهد ، قطعا آدمی که 10.000 میلیارد تومان را دزدیده هم آنقدر قدرت دارد و هم آنقدر وقاحت دارد که بتواند به راحتی آدم بکشد.

خیلی جیگر می‌خواهد مقابل چنین دزدی ایستادن. پس مشخص است که در قوه قضاییه ما آدم‌های این شکلی هم پیدا می‌شوند؛ چرا این را نمی‌بینی؟ تو بیا مبارزه با فساد را روایت کن، تو برو ببین آن بازپرس بیچاره چقدر فشار بهش آمده، چند تا تلفن بهش شده، چقدر خانواده‌اش تحت فشار قرار گرفتند، چقدر تطمیع شده و تهدید شده! قوه قضاییه همه‌اش فاسد است؟

 

ژانر مبارزه با فساد در مقابل ژانر فساد

ما باید ژانر مبارزه با فساد را راه بیندازیم و روایت کنیم، نه ژانر فساد را. ما که بی‌بی‌سی نیستیم، و تا دلتان بخواهد این ژانر می‌تواند سوژه داشته باشد.

نمی‌گوییم مشکلات را روایت نکنیم؛ بنده که این جا نشسته‌ام و دارم این حرف‌ها را به شما می‌زنم آخرین کارم همین مستند زمستان یورت است که یک ماه پیش اکران شد کار قبلی هم مستند داد بوده راجع به شلاق خوردن کارگران در جمهوری اسلامی، ما گفتیم چیزی را بایکوت کنید؟ سانسور کنید؟ نگویید؟ تلخ‌ترین صحنه‌ها را هم آمدیم فاش گفتیم.

 

 من نمی‌گویم کار شاق عجیب و غریبی بکنید ، مثلا در دانشگاه شریف یک آدم‌ حسابی پیدا نمی‌شود؟ مثلا من اسم دکتر نایبی را شنیدم، آقا چند تا مثل نایبی داریم در آن دانشگاه؟ چرا من این‌ها را نمی‌شناسم؟ بنده‌ای که 20 سال است دارم کار رسانه‌ای می‌کنم.

می گویید مصاحبه نمی‌کند؟ اصلا لازم نیست بیاید با نشریه شما صحبت کند! همین اطلاعاتی که دارید را جمع‌کنید ، همین چیزهایی که می‌دانیم را نشر کنیم، زکات‌العلم نشره ، یک عکس‌نوشتِ درست در مورد دکتر نایبی بزن.

چطور من که هیچ اطلاعی از شریف ندارم، خانم مریم میرزاخانی را می‌شناسم، ولی آدم‌های زیادی که در همان دانشگاه شریف دارند برای کشور کار می‌کنند را نمی‌شناسم؟

 

تنگه احد اینجاست

 یک سؤال دیگر: خدا رحمت کند مرحوم خانم میرزاخانی را، ولی جامعه ما چه توده‎ها و چه نخبگان؛ چقدر با مجید شهریاری آشنایند و چقدر با مریم میرزاخانی. هر دو نابغه‌اند و در رده یک علمی جهان. یکی همه تحصیلات عالی‌اش را در غرب کرده، یکی در ایران.

یکی به مرگ طبیعی در آمریکا مرحوم شده، دیگری روز روشن در خیابانهای تهران جانش را بر سر پیشرفت ایران گذاشته و توسط عوامل آمریکا ترور شده. هر دو هم محترم، هر دو هم عزیز، فقدان هر دو هم مایه دریغ و تأسف.

هفت سال از شهادت شهریاری می‌گذرد. ببینید کدام یک در فضای رسانه‌ای ما به عنوان الگو مطرح شده‌اند؟ چطور یک نفر می‌رود خارج همه باید مطلع بشوند ولی هزاران نفری که نرفتند خارج هیچ‌کسی نباید مطلع بشود؟ این یعنی اثر رسانه.

 

 رسانه‌ای درست کنیم که این هزاران نفر را نشان بدهد! در همین دانشگاه شریف و مراکز مشابه، بچرخید ببینید چقدر آدم وجود دارد برای معرفی کردن به جامعه. این کار عین جهاد است.

تنگه احد الان اینجاست، اینکه ما داشته‌هایمان رسانه ندارند، داشته‌هایمان در حوزه نیروی انسانی و نخبگانی، در حوزه زیرساخت، در حوزه تولیدات فکری و هنری و اندیشه‌ای و … تیتر نمی‌شوند، ضریب نمی‌گیرند.

 

 یک مقداری هم شما باید مبتکرانه‌تر کار کنید، چند سال پیش، به دوستان روزنامه همشهری گفتم ، ما ده بیست تا تا روزنامه در این کشور داریم راجع به فوتبال، برنامه‌های رادیویی، تلویزیونی و مجازی… را هم بگذار کنار، گفتم شما این‌همه امکانات در همشهری دارید یک روزنامه داشته باشید که علم را روایت کند در این کشور.

مگر کم پژوهشکده، پروژه‌های تحقیقاتی مهم، دانشگاه، فناوری‌های پیشرفته… داریم؟ ژورنالیزم علم چرا در ایران این قدر ضعیف است؟

در حالی که اگر فنی و تکنیکی هم نگاه کنیم؛ علم در ایران ارزش خبری‌اش به مراتب از علم در آمریکا بیشتر است، چرا؟ به خاطر اینکه آن پژوهشگری که در آمریکا دارد تلاش می‌کند که به فلان دارو دسترسی پیدا کند ارزش خبری درگیری ندارد ولی در ایران ارزش خبری درگیری دارد؛ چرا؟

چون یک کار خیلی معمولی افتاده است در درگیری با آمریکا و کَل کَل تحریم و … . این ارزش خبری دارد. شما در محیط دانشجویی هستید و به این اخبار دسترسی دارید چرا ما یک شبکه علمی نباید داشته باشیم که بیاید جریان علمی کشور را رصد کند و تولید خبر کند و به مردم منتقل کند؟

 

 امر به معروف، مظلوم‌تر از نهی منکر!

اتفاقی که باید در فضای رسانه‌ای بیفتد این است که خط باید شکسته شود. باید یک عده جرأت کنند و حرف‌های خوب را بزنند. امر به معروف به مراتب در جامعه ما از نهی از منکر مهجورتر و مظلوم‌تر است.

در دانشگاه‌ها کلی اتفاق‌های خوب می‌افتد، کلی اساتید خوب هم هستند؛ خوب این‌ها رامنتشر کنید! این‌ها را تیتر کنید! این‌ها را ضریب بدهید! می‌گویند این ها کم هستند!
خوب حتی اگر این فرض غلط را هم بپذیریم اگر کم هستند پس قیمت‌شان بیشتر است و باید بیشتر قدرشان را دانست.
بیشتر باید ضریب بگیرند. اگر عبادی‌ها خیلی کم هستند پس باید بیشتر قدرشان را بدانیم.

 

شکر، الگوی پیشرفت

 «لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ» هرجا دیدید مسیر پیشرفت متوقف شده است بدانید شکر به مشکل خورده است. چون خدا که بخیل نیست و دروغ هم نمی‌گوید. لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ. الگوی پیشرفت چیست؟ الگوی پیشرفت؛ شکر است. به آن میزانی که قدر داشته‌هایمان را بدانیم بیشتر پیشرفت خواهیم کرد.

 

جزوه PDF «ایران در هجوم دیمنتورها» نسخه مخصوص مطالعه در گوشی | دریافت

جزوه باز «ایران در هجوم دیمنتورها» برای توزیع در مسجد، دانشگاه‌ و… | دریافت فایل word | دریافت فایل PDF

 

 برای دریافت اخبار و مقالات می توانید کانال استاد وحید جلیلی در پیام‌رسان‌های ایتا، آی‌گپ، بله و سروش دنبال کنید »» 

http://sapp.ir/jalili_vahid

http://profile.igap.net/jalili_vahid

http://ble.ir/jalili_vahid

https://eitaa.com/jalili_vahid

به وقت شام از نگاه مجله آمریکایی Counterpunch [امیدوارم این فیلم در ایالات متحده دیده شود]

متنی که در ادامه میخوانید به قلم رابرت فانتینا ( در تاریخ APRIL 20, 2018 ) در سایت مجله Counterpunch منتشر شده است :    ” به وقت شام ” حکایتی فوق العاده است که در سوریۀ ویران شده از جنگ اتفاق می‌افتد. یک پرواز انسان‌دوستانه به خلبانی یک ایرانی، مردم محاصره شده در پالمیرا را به … ادامه خواندن “به وقت شام از نگاه مجله آمریکایی Counterpunch [امیدوارم این فیلم در ایالات متحده دیده شود]”

به وقت شام
به وقت شام

متنی که در ادامه میخوانید به قلم رابرت فانتینا ( در تاریخ APRIL 20, 2018 ) در سایت مجله Counterpunch منتشر شده است : 

 

” به وقت شام ” حکایتی فوق العاده است که در سوریۀ ویران شده از جنگ اتفاق می‌افتد. یک پرواز انسان‌دوستانه به خلبانی یک ایرانی، مردم محاصره شده در پالمیرا را به دمشق می‌برد اما هواپیما به دست زندانیان داعشی حاضر در پرواز، ربوده می‌شود…

 

این داستان بسیار فراتر از یک داستان جنگی است و سطوح متعددی دارد که برای دنیای امروز کاملاً به جا و به موقع است. مقولاتی مثل رابطۀ گاهاً پیچیده بین پدران و پسران، نیاز قلبی به ادای وظیفه و مفهوم قربانی شدن برای اهداف والا، همگی با تار و پود داستان در هم آمیخته است.

 

بیننده تعصب اعضای داعش را می‌بیند که اعتقاد دارند خدا آنها را فرستاده تا جامعه‌ای بر مبنای برداشت انحرافی‌شان از اسلام شکل دهند. در بیشتر فیلم نگرش غیرمنطقی آنها به تمامی نمایش داده می‌شود.

 

مرگ‌های خشونت‌بار و درماندگی، همۀ چیزهایی است که بیننده را به واقعیت جنگ می برد… فراتر از همه، به تصویر کشیدن دلاوری‌هایی است که محوریت این فیلم است؛ هر از چند گاهی مردمی عادی نشان داده می‌شوند که به دعوت برای انجام کارهایی خارق العاده لبیک می‌گویند.

 

به وقت شام ” نشان می‌دهد آمریکا چه ساخته است. مردان و زنان و کودکان بی‌گناه به خاطر اهداف ژئوپولتیکِ ایالات متحده، رنج می‌کشند و می‌میرند و به نظر می‌رسد هیچ امیدی به توقف پشتیبانی مالی آمریکا از چنین تروریست‌هایی وجود ندارد.

 

بیننده به سرعت در فیلم غرق می‌شود و نگران شخصیت‌های اصلی فیلم می‌شود و بهترین‌ها را برایشان می‌خواهد… اما شخصیت اصلی فیلم یعنی خلبان ایرانی بیش از همه بیننده را به خود جلب می کند. او یک شوهر وفادار است که در انتظار پدر شدن است، به همسرش متعهد است ولی به کمک به مردم رنجدیده سوریه هم تعهد دارد.

 

امیدوارم که آکادمی اسکار متوجه فوق‌العادگی و شگرفی این فیلم بشوند و بالاترین افتخار یعنی جایزه اسکار بهترین فیلم را به آن بدهند. البته به این بستگی دارد که در زمان انتخاب نامزدهای اسکار باد سیاسی از کدام جهت بوزد. اما این فیلم برای مدتی طولانی با من خواهد ماند و امیدوارم که این فیلم خصوصاً در ایالات متحده به شکل گسترده دیده شود./ هفت راه

منبع : Counterpunch  (+)

ویدیو : نظر سيروس مقدم كارگردان سريال پايتخت درباره فیلم « به وقت شام »

دریافت ویدیو (2مگابایت)

معنای دفاع از آزادی تلگرام چیست ؟ + ویدیوی بررسی امنیت تله گرام

متنی که در ادامه میخوانید به قلم دکتر شهاب اسفندیاری نوشته شده است . دکتر شهاب اسفندیاری ، دانش آموخته کارشناسی کارگردانی سینما و کارشناسی‌ارشد سینما از دانشگاه هنر است و مدرک دکتری خود در رشته «نظریه انتقادی و مطالعات فیلم» را از دانشگاه ناتینگهام انگلستان اخذ کرده است.این یادداشت در قالب رشته توییت منتشر شده … ادامه خواندن “معنای دفاع از آزادی تلگرام چیست ؟ + ویدیوی بررسی امنیت تله گرام”

متنی که در ادامه میخوانید به قلم دکتر شهاب اسفندیاری نوشته شده است . دکتر شهاب اسفندیاری ، دانش آموخته کارشناسی کارگردانی سینما و کارشناسی‌ارشد سینما از دانشگاه هنر است و مدرک دکتری خود در رشته «نظریه انتقادی و مطالعات فیلم» را از دانشگاه ناتینگهام انگلستان اخذ کرده است.این یادداشت در قالب رشته توییت منتشر شده است به بررسی نکاتی ریز درباره امنیت برنامه تلگرام می پردازد : 

معنای دفاع از آزادی تلگرام چیست
معنای دفاع از آزادی تلگرام چیست

قرن‌ها بعد هنگام مطالعه تاریخ ۲۰۱۸ مورخان احتمالا تعجب خواهند کرد که همزمان با رسوایی شبکه‌های اجتماعی بزرگ جهان و فشار افکار عمومی برای افزایش #نظارت_قانونی بر آنها، در ایران برخی «نخبگان» مدافع آزادی بی قید و بند یک پیام‌رسان خارجی بوده‌اند.

پیام رسانی که ارتباطات ۴۰ میلیون ایرانی را در اختیار دارد، و بخش عمده جرائم فضای مجازی کشور به وسیله آن رخ می‌دهد، اما نه آدرس دارد، نه جایی ثبت شده، نه متعهد و مقید به هیچ قانونی است. یعنی شهروندان هیچ امکانی برای پیگیری قانونی حقوق خود در قبال جرائم رخ داده را ندارند.

 

واضح است که جرائم سیاسی و امنیتی، بخش بسیار کوچکی از مجموعه جرائم و تخلفاتی است که در کشور رخ می‌دهد. اما معمولا انعکاس رسانه‌ای این موارد بسیار بیشتر است. لذا وقتی سخن از رسیدگی به جرائم سایبری به میان می‌آید، ذهن‌ها فقط معطوف موارد سیاسی و امنیتی می‌شود.

 

حتی اگر یک فعال سیاسی مخالف حکومت باشیم، آیا وجدان ما اجازه می‌دهد که هزاران قاتل و تروریست و کلاهبردار و شیاد و سارق و متجاوز و کودک‌آزار و پیدوفیل، آزادانه بتوانند با استفاده از یک پیام‌رسان بیگانه به اعمال پلید خود بپردازند و از هرگونه پیگرد قانونی در امان باشند؟

چگونه یک فعال سیاسی که دغدغه حقوق مردم را دارد می‌تواند بپذیرد که جان و مال و امنیت دهها میلیون‌ها کاربر ایرانی، که بسیاری از آنها از نظر سواد رسانه در سطح پایینی هستند و در معرض انواع سوءاستفاده‌ها، این‌چنین بدون هرگونه حفاظت و ضمانتی در معرض خطر قرار گیرد؟

برای فعالان سیاسی که عمدتا سواد رسانه بالایی دارند، راه‌های فعالیت و ارتباط در #فضای_مجازی بسیار است. آنها “بلد” هستند چگونه محدودیت‌ها را دور بزنند و از پیام‌رسان‌های جایگزین و یا شبکه های و رسانه های دیگر استفاده کنند. اما در این میان بر سر مردم عادی چه می آید؟

 

متاسفانه به نظر می‌رسد برخی نخبگان سیاسی و فعالان رسانه‌ای منافع گروهی و صنفی خودشان را عینا همان منافع میلیون‌ها شهروند معمولی جلوه می‌دهند. آیا منطقی است که جان و مال و امنیت دهها میلیون ایرانی فدای منافع گروهی و صنفی یک قشر خاص جامعه شود؟

مجموع کسانی که مدعی شده‌اند در گذشته اطلاعات شخصی و تصاویر خصوصی آنها در جریان محاکمه یا بازجویی مورد استفاده قرار گرفته و به همین دلیل مخالف پیام‌رسان داخلی هستند چند نفر است؟ ۱۰۰ نفر؟ ۲۰۰ نفر؟

 

به عنوان کسی که در گذشته در اعتراض به استفاده از تصاویر خصوصی متهمان در برخی جلسات رسانه‌ای فریاد زده‌ام، منطقی نمی دانم که با استناد به این موارد، دهها میلیون شهروند دیگر در معرض دهها هزار جرم کوچک و بزرگ دیگر باشند و هیچ امکانی برای احقاق حق نداشته باشند.

امروز یک رسوایی بزرگ در غرب رخ داده و افکار عمومی نسبت به خطر رها شدن شبکه‌های اجتماعی بدون نظارت قانونی هشیار شده است. آیا در ایران هم باید یک رسوایی و یا جنایت بزرگ در فضای مجازی رخ دهد تا بپذیریم که یک پیام‌رسان با دهها میلیون کاربر نباید خارج از نظارت قانونی عمل کند؟

 

تردیدی نیست که قوانین فضای مجازی باید تقویت شود و خصوصا برای حفظ حقوق قانونی کاربران، #حریم_خصوصی و #اطلاعات_شخصی آنها قوانین روشن و قاطع وجود داشته باشد.

نخبگان و فرهیختگان ما باید در این زمینه از حاکمیت مطالبه کنند. نه آنکه مدافع هرج و مرج و ناامنی باشند. دستگاه‌های امنیتی ما هم باید در این ماجرا درس عبرت بگیرند.

اعتماد مردم کالای ارزانی نیست که مفت از دست بدهیم. آنگاه که از عکس‌های خصوصی متهمان امنیتی استفاده می‌کنند، در حالی که عکس‌ها هیچ ربطی به اتهامات آن اشخاص ندارد، به هزینه‌های بلندمدت این اعتمادسوزی بیاندیشند.

 

اما دفاع از آزادی #تلگرام یعنی چه؟ یعنی باندهای قاچاق دختران آزاد باشند در فضای مجازی فعالیت کنند و پلیس هیچ امکانی برای مقابله با آنها نداشته باشد و شرکت تلگرام هیچ مسئولیتی برای پاسخگویی در قبال فعالیت آنها نداشته باشد! یعنی کلاهبرداران حرفه‌ای آزاد باشند حساب‌های بانکی مردم را خالی کنند اما قانون نتواند با آنها برخورد کند.

یعنی داعش و القاعده از طریق تلگرام برای بمب‌گذاری و آدم‌کشی سازماندهی و عملیات کنند، اما شرکت تلگرام موظف نباشد هیچ اطلاعاتی از آنها در اختیار پلیس ایران قرار دهد.

یعنی افراد فاسد و منحرف بتوانند تصاویر پورنوگرافی کودکان را در فضای مجازی منتشر کنند و هیچ راه قانونی برای شناسایی و برخورد با آنها نباشد.

 

هزینه این همه جرم و جنایت که جمعیت دهها میلیونی کاربران تلگرام را تهدید می کند، حتی به فرض منفعت یک گروه یا طبقه خاص جامعه می ارزد؟

 

معنای دفاع از آزادی تلگرام، در شرایطی که این شرکت بدون ثبت قانونی در هیچ کشوری و بدون مشخص بودن سهامداران و یا مکان سرورها، انحصار ارتباطات دهها میلیون شهروند ایرانی را در اختیار گرفته،  چیزی جز دفاع از فراهم آمدن یک بهشت امن جرائم سایبری برای مجرمان و جنایتکاران نیست. 

 

ویدیو :  تله‌گرام
‏بررسی سطح امنیت اطلاعات در پیام رسان تلگرام
افشای اسناد مربوط به هک حساب های کاربری مخالفان دولت روسیه

دریافت ویدیو ( نسخه 13 مگابایتی ) ( نسخه50 مگابایتی

 

تلگرام امن و ما ادرئک تلگرام امن !؟ [ نکات پیدا و پنهان درباره امنیت ملی و تلگرام در سال‌های آینده ]

متنی که در ادامه میخوانید به قلم آقای احمد جانجان نوشته شده است . این یادداشت نکات پیدا و پنهانی را درباره تلگرام بازگو میکند . احمد جانجان شاعر، طنزپرداز و فعال سیاسی-رسانه ای است . این یادداشت در قالب رشته توییت منتشر شده است :  تلگرامِ امن و ما ادرئک #تلگرام_امن !؟ حجم عظیم اطلاعات … ادامه خواندن “تلگرام امن و ما ادرئک تلگرام امن !؟ [ نکات پیدا و پنهان درباره امنیت ملی و تلگرام در سال‌های آینده ]”

متنی که در ادامه میخوانید به قلم آقای احمد جانجان نوشته شده است . این یادداشت نکات پیدا و پنهانی را درباره تلگرام بازگو میکند . احمد جانجان شاعر، طنزپرداز و فعال سیاسی-رسانه ای است . این یادداشت در قالب رشته توییت منتشر شده است : 

تلگرام امن!!
تلگرام امن!!

تلگرامِ امن و ما ادرئک #تلگرام_امن !؟

حجم عظیم اطلاعات در دسترس #تلگرام، بزرگترین چالش امنیت ملی در سالهای آتی خواهد بود!

پ.ن: برای ورود به مباحث مطروحه در این یادداشت ، لطفاً منطق خود را پشت فیلترینگ جا نگذارید!

حجم اطلاعات در دسترس #تلگرام،به بزرگترین چالش امنیت ملی در سالهای آتی تبدیل خواهد شد!

فرض کنید۱۰سال بعد،شما به سِمت خاصی ارتقا پیدا کنید.

آیاشبکه قدرت و جاسوسی نمی‌تواند با رو کردن یک آس حیثیتی یا اخلاقی،شما را به برده تمام عیار خود تبدیل کرده و حقوق هشتادمیلیون نفررا ضایع کند!؟

 

برای فهم بیشتر این مقوله ابتدا به مبحث داده‌کاوی(Data Mining)،کلان داده(Big Data) و درآمد شبکه‌های اجتماعی از کاربران خواهم پرداخت. سپس به مبحث لزوم امنیت داده‌ها و #تلگرام خواهم پرداخت.

 

داده‌کاوی(Data Mining) یعنی چه؟

پس از ظهور و بروز تکنولوژی‌های جدید و رشد یکباره رسانه‌های دیجیتال، پیام رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی، حجم عظیمی از اطلاعات بصورت هر روزه و با  روندی صعودی تولید می‌شود.

 

بطور مثال کل حجم اطلاعاتی که توسط انسان تا سال ۲۰۰۳ تولید شده چیزی حدود ۵ هگزابایت می‌باشد که امروزه این مقدار اطلاعات فقط ظرف ۲ روز تولید می‌شود!

توجه کنید! فقط ظرف ۲ روز!

حالا سئوال اینجاست؛ این اطلاعات کجا ذخیره شده و چه استفاده‌ای می توان از آنها کرد؟

 

قبل از پاسخ به سئوالات فوق، بهتر نیست بدانیم داده‌کاوی یعنی چه!؟ به زبان ساده: به مرتب سازی و استخراج مفاهیم از داده‌های ناشناخته و غیر هم جنس که منجر به تشکیل پایگاه داده شود، داده‌کاوی می‌گویند.

 

از طریق داده‌کاوی می‌توان به سلایق،نوع و کیفیت ارتباطات،میزان علاقه‌مندی به عناصر مختلف و… جامعهٔ هدف دست یافت.

مثلاً از طریق خوشه بندی،طبقه بندی،مصور سازی و… داده‌های خام تولید شده(ورود و خروج افراد به کانال‌ها،سایت‌ها،لینک‌ها و…) می‌توان علایق افراد را شناسایی کرد.

با بکارگیری الگوریتم‌های پیشرفته،جستجوهای هوشمندانه‌تری را ترتیب داد.

بطور مثال حجمِ داده‌های تولید شدهٔ یک شبانه روز آقای “حسن عرفانی” را با هم بررسی میکنیم.

 

پ.ن:عمراً اگه همچین یادداشتی رو تابحال خونده باشید! کمی حوصله کنید! این داستان می‌تواند واقعی باشد!

آقای”حسن عرفانی” مثل خیلی از ما پس از راهی شدن به محل کار،اینترنت تلفن همراه خود را فعال نموده و وارد نرم افزار #تلگرام شده تا ببیند ظرف این چند ساعت که خواب بوده،چند بار حکومت توسط آمدنیوز ساقط شده است!

پیام‌ها و کانال‌ها را چک می‌کند،چندین عکس و ویدئو را بارگذاری می‌کند.

 

وضعیت آب و هوا را چک کرده و از قضا یک ویدئوی خاک بر سری را ناخواسته باز می‌کند.سریعاً می‌بندد! چند تا فحش خار دار به دوستش که او را دست انداخته حواله می‌کند.به برخی از پیام‌ها پاسخ داده و برخی پیام‌ها را از یکسری از کانال‌ها فوروارد می‌کند.

نرم افزار اینستاگرام را باز کرده،می‌لایکاند! فارغ از سیرت یا صورت!و ممکن است یک عکس را بارگذاری کند و…

آقای عرفانی خیلی انسان نتعهدی است! و اصلا در محل کار خود از اینترنت استفاده نمی‌کند!؛-)

پس از فشار دادن انگشت روی دستگاه خروج، برای جلوگیری از قضا شدن،سریعا نت را می‌روشناند!

جی پی اس را روشن و سریعا یک تپسی یا اسنپ به مقصد خانه میگیرد چون اهل هیچگونه وقت‌گذرانیِ خارج از خانه و خانواده نیست!

ایشان به محض اینکه در جمع خانوادگی قرار میگیرد،یک لایک بزرگ به تکنولوژی نشان داده و نت را خاموش میکند!

پ.ن:خداییش اگه یه همچین مردی از نوع مجردش گیر اومد نه نگید!

 

و حالا داده‌کاوی یک انسان وارسته و پاستوریزه بنام «حسن عرفانی»:

تمامی اطلاعات لمس‌ها،مکان یاب،عکس‌های به اشتراک گذاشته شده،محتواهای دریافتی و ارسالی،مقدار زمان ماندن در کانال‌ها،میزان فوروارد کردن از یک کانال خاص،زمان روشن و خاموش بودن اینترنت،اینها همه داده‌های خام هستند.

تمامی این داده‌های خام به همراه میلیون‌ها مشترکِ دیگرِ یک نرم افزار مثل #تلگرام در اَبَر سرورها ذخیره شده تا بتوان آن را به #پول تبدیل کرد!

با پایش داده‌های خام و جمع آوری،طبقه بندی و خوشه بندی داده‌ها،می‌توان یک #گراف از ارتباطات بین افراد تهیه کرد! مثلا میشود فهمید آقای عرفانی با چه کسانی صمیمی‌تر است،نسبت به جنس مخالف چه واکنشی از خود نشان میدهد،آیا اهل چیزهای خاک بر سری هست یا خیر،چه سوگیری سیاسی و فکری دارد

 

کجا کار میکند،کجا زندگی می‌کند،چه رنگی را بیشتر دوست دارد،بیشتر چه کلماتی را جستجو میکند،صاحب کدام یک از اکانت‌های فیک است! آیا در اکانت فیک همینگونه رفتار میکند یا نقاب را کنار میگذارد!

روابط عاطفی‌اش با همسرش چگونه است!یک تنبان دارد یا دو تنبان یا چند تنبان!؟

 

بیایید فرض کنیم آقای«حسن عرفانی» مدتی است که با یک دلبر آی دلبرِ دیگری آشنا شده است.روابطشان نزدیک شده و بصورت شرعی! به بوجی موجی و ناجی ماجی کوروچی رسیده است.الباقی قضایا هِچ!

البته بعد از مدتی برای همیشه این رابطه قطع شده و به هیچ وجه با شخص دیگری تکرار نمی‌شود.

ده سال بعد یعنی دقیقا دو سال قبل از ۱۴۰۸ ایشان نامزد ریاست جمهوری یا مجلس شورای اسلامی می‌شود.

رأی می‌آورد و مثلا نماینده مجلس یا رئیس جمهور می‌شود.

یک سئوال؟

در Big Data ی ده سال اخیر،تمام رفتارهای جناب عرفانی ثبت و ضبط گردیده است!

آبروی رئیس جمهورِ جمهوری اسلامی ایران چند می‌ارزد!!!؟

خریدارِ عکس‌ها!کلیپ‌ها!صداها و پیام‌های بوجی موجی دار رئیسِ جمهورِ آینده، از ایشان چه چیزی را طلب می‌کند!؟

آیا غیر از ضایع کردن حق ۸۰میلیون نفر چیزی خواهد خواست!؟

آیا ممکن نیست رئیس جمهور را پای میز مذاکره میخکوب کند!؟

این فقط یک مثال کوچک بود آنهم با کمترین تولیدِ داده!

فکر کنید! و کمی دایرهٔ افراد را بزرگتر کنید! همسر،پسر،دختر،پدر،مادر،خواهر،برادر! و… اینها هرکدام مشکلات خاص خود را خواهند داشت! و البته داده‌های تولید شدهٔ بسیار!

 

راستی!

چند نفر کارگزار و مسئول در نظام داریم؟

شما از کسی که نقطه ضعف بزرگی دارد انتظار خدمت دارید!؟

آیا می‌دانید برخی از دانشمندان هسته‌ای را با همین روش مجبور به جاسوسی کرده‌اند!!!؟

در واقع ارزش اطلاعات ما در ابعاد امنیت ملی قابل ارزیابی است نه از بعد حریم خصوصی!

 

سئوال اصلی اینجاست؛ اطلاعات تلگرام و شبکه‌های اجتماعی، کجا ذخیره می‌شود؟

چقدر از این اطلاعات مختص کاربران ایرانی است؟

درآمد شبکه‌های اجتماعی از کجاست!؟

 

پ.ن: کمی تا پایان…

 

ما برای مشتری‌های بخش خصوصیِ(بانکداری،بیمه،بهداشت،بازاریابی،حمل و نقل و…) #داده‌کاوی تا این حد قابل دستیابی

و پیش‌بینی هستیم!

برای مشتریان بخش دولتی که عموماً در جهت حفظ امنیت ملی خود یا جاسوسی به داده‌کاوی ورود پیدا میکنند تا چه حد قابل پیش‌بینی و هدایت هستیم!؟

عکس

 

بحث پایانی اما نحوه کسب درآمد شبکه‌های اجتماعی از کاربران است!

چند مصداق:

فیس‌بوک سالیانه ۱۸۰ پتابایت (معادل نیم پتابایت در روز) اطلاعات در سرورهای خود ذخیره می‌کند. این وبگاه به ۱۴۰ زبان دنیا قابل دسترس بوده و ۷۰ درصد از کاربران آن در خارج از ایالات متحده هستند.

 

فیس‌بوک در مقاله‌ای در دسامبر ۲۰۱۳ اعلام کرد، از این امکان برخوردار است که می‌تواند پیش‌نویس نوشته‌های کاربر را که نهایتاً تصمیم به انتشار آن‌ها نمی‌گیرد، همان‌طور که تایپ می‌شوند، ذخیره و نگه‌داری کند. مقاله مشخص می‌کند که فیس‌بوک بر اندیشه‌های اشخاص حتی بدون انتشار نظارت دارد.

 

فیسبوک در گزارشی که در ۲۷ اوت ۲۰۱۳ میلادی منتشر کرد اعلام نمود که اطلاعات کاربرانش را به درخواست دولت‌های مختلف، در اختیار این دولت‌ها می‌گذاشته است.

در این گزارش آمده است که تنها در نیمه نخست سال ۲۰۱۳ میلادی دولت‌های گوناگون خواستار دستیابی به اطلاعات بیش از ۳۸ هزار کاربر این شبکه اجتماعی شده‌اند که در ۸۰٪ موارد درخواست‌ها به نتیجه رسیده‌اند.

بیش از نیمی از درخواست‌ها مربوط به دولت آمریکا بوده است (۲۰ تا ۲۱ هزار کاربر) که به ۷۹٪ از آن‌ها ترتیب اثر داده شده است. میزان دقیق درخواست‌های آمریکا به علت وجود قوانینی که مانع افشای آمار دقیق هستند ممکن نبوده است.

دولت بریتانیا نیز ۲۳۰۰ درخواست در این زمینه داشته است که به ۶۸٪ از آن‌ها ترتیب اثر داده شده. مقامات ترکیه اطلاعات ۱۷۳ کاربر فیسبوک را از این وبگاه درخواست کرده‌اند که فیسبوک به ۴۵ مورد از آن‌ها پاسخ داده است.

گزارش ۱۰-K‌ شرکت فیس بوک، از درآمد حدود ۵.۳ دلاری این شرکت به ازای هر کاربر این شبکه اجتماعی خبر داده است. این میزان درآمد در حالی است که این شبکه تقریبا به ازای هیچ کدام از سرویس‌های مختلفی که در اختیار کاربران قرار می‌دهد، پولی درخواست نمی‌کند.

 

پایان/ مبحث کسب درآمد فیسبوک را از طریق لینک زیردنبال کنید:

http://yon.ir/0GkV7

آیا دولتمردان از این تهدیدات مطلعند و مصر به رفع فیلترتلگرام یا چی!؟

پ.ن: کسالت مانع از این شد که به مباحث تخصصی‌تر ورود کنم.تلگرام در هیچ صورتی امن نیست!با پذیرفتن شروط ایران صرفا قابل کنترل‌تره!

 

 

زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی [ + معرفی سایت شهید آوینی ]

  شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطهٔ خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت … ادامه خواندن “زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی [ + معرفی سایت شهید آوینی ]”

زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی
زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی

 

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطهٔ خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد

او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:

 

“حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکدهٔ هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایهٔ تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ام.

اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است… با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را –  اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و… –  در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که “حدیث نفس” باشد ننویسم و دیگر از “خودم” سخنی به میان نیاورم…

سعی کردم که “خودم” را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آن چه که انسان می‌نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همهٔ هنرها این چنین هستند

کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است.”

 

شهید آوینی فیلم‌سازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه دربارهٔ غائلهٔ گنبد (مجموعهٔ شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعهٔ مستند خان گزیده‌ها) آغاز کرد

 

“با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورت‌های موجود رفته‌رفته ما را به فیلم‌سازی کشاند…

ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همهٔ وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش می‌آید عکس‌العمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعهٔ حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم

آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائلهٔ خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم…

وقتی فیروزآباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنه‌های جنگ را ما در آن‌جا، در جنگ با خوانین گرفتیم.

 

گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت دو تن از اعضای گروه در همان روزهای او جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانه‌اش خورده بود، از حلقهٔ محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصرهٔ خرمشهر برای تهیهٔ فیلم وارد این شهر شد:

 

“وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونین‌شهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمی‌شد که این حالت زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد ما به تهران بازگشتیم و شبانه‌روز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی دربارهٔ خرمشهر از تلویزیون پخش شد؛ فتح خون.”

 

مجموعهٔ یازده قسمتی “حقیقت” کار بعدی گروه محسوب می‌شد که یکی از هدف‌های آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود.

 

“یک هفته‌ای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جست‌وجوی “حقیقت” ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود تولید مجموعهٔ حقیقت این گونه آغاز شد.”

 

کار گروه جهاد در جبهه‌ها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوسته‌ای پیدا کرد آغاز تهیهٔ مجموعهٔ زیبا و ماندگار روایت فتح که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز می‌گردد. شهید آوینی دربارهٔ انگیزهٔ گروه جهاد در ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است چنین می‌گوید:

 

“انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند آن‌ها را به جبهه‌های دفاع مقدس می‌کشاند وظایف و تعهدات اداری.

 

اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرین‌شان مهدی فلاحت‌پور است که همین امسال “1371” در لبنان شهید شد…

و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن که ما خسته نشده‌ایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. می‌دانید! زنده‌ترین روزهای زندگی یک “مرد” آن روزهایی است که در مبارزه می‌گذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان می‌دهد.”

اواخر سال 1370 “موسسهٔ فرهنگی روایت فتح” به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلم‌سازی مستند و سینمایی دربارهٔ دفاع مقدس بپردازد و تهیهٔ مجموعهٔ روایت فتح را که بعد از پذیرش قطع‌نامه رها شده بود ادامه دهد.

شهید آوینی و گروه فیلم‌برداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کم‌تر از یک سال کار تهیهٔ شش برنامه از مجموعهٔ ده قسمتی “شهری در آسمان” را به پایان رساندند ومقدمات تهیهٔ مجموعه‌های دیگری را دربارهٔ آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند.

شهری در آسمان که به واقعهٔ محاصره، سقوط و باز پس‌گیری خرمشهر می‌پرداخت در ماه‌های آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامهٔ وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیستم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.

 

شهید آوینی فعالیت‌های مطبوعاتی خود را در اواخر سال 1362، هم زمان با مشارکت در جبهه‌ها و تهیهٔ فیلم‌های مستند دربارهٔ جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامهٔ “اعتصام” ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد این مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر می‌گرفت

او طی یک مجموعه مقاله دربارهٔ “مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام” آرا و اندیشه‌های رایج در مود دموکراسی، رای اکثریت، آزادی عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی ماخوذ از وحی و نهج‌البلاغه و آرای سیاسی حضرت امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد.

مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا علیهم‌السلم و جایگاه آن با جنگ‌های صدر اسلام و قیام عاشوا و وجوه تمایز آن از جنگ‌هایی که به خصوص در قرون اخیر واقع شده‌اند و نیز برکات ظاهری و غیبی جنگ و ویژگی رزم‌آوران و بسیجیان، در زمرهٔ مطالبی بود که در “اعتصام” منتشر شد.

در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر می‌کرد و حاصل کار خویش را به صورت مقالاتی چون “اشک، چشمهٔ تکامل”. “تحقیقی در معنی صلوات” و “حج، تمثیل سلوک جمعی بشر” به چاپ می‌سپرد.

در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی “تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب” برای ماهنامهٔ “جهاد”، ارگان جهاد سازندگی، نوشت “بهشت زمینی”، “میمون برهنه!”، “تمدن اسراف و تبذیر”، “دیکتاتوری اقتصاد”، “از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی”، “نظام آموزش و آرمان توسعه یافتگی”، “ترقی یا تکامل؟” و… از جمله مقالات آن مجموعه است.

این مقالات بعد از شهادت او با عنوان “توسه و مبانی تمدن غرب” به چاپ رسید این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال 1365 ادامه یافت. مقارن با همین سال‌ها شهید آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعهٔ “روایت فتح” نگارش متن آن را بر عهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان “گنجینهٔ آسمانی”.

او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب “فتح خون” (روایت محرم” را آغاز کرد و نه فصل از فصول ده‌گانهٔ آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت بنی‌هاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود به دلایلی کار را ناتمام گذاشت.

 

او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه هم‌خوانی نداشت، از ادامهٔ تدریس صرف‌نظر کرد.

مجموعهٔ مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیش‌تر در مقاله‌ای بلند  به نام “تاملاتی در ماهیت سینما” که در فصلنامهٔ “فارابی” به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین “جذابی در سینما”، “آینهٔ جادو”، “قاب تصویر و زبان سینما”و… که از فروردین سال 1368 در ماهنامهٔ هنری “سوره” منتشر شد، تفصیل پیدا کرد.

مجموعهٔ این مقالات در کتاب “آینهٔ جادو” که جلد اول از مجموعهٔ مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمع‌آوری و به چاپ سپرده شد.

 

سال‌های 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل می‌شود.

هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینهٔ کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد.

ولی این مسئله موجب بی‌اعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره  ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و… تالیف کرد که در ماهنامهٔ “سوره” به چاپ رسید.

طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غرب‌زدگی و روشن‌فکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.

 

مجموعهٔ آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجاب‌آور است. در حالی که سرچشمهٔ اصلی تفکر او به قرآن، نهج‌البلاغه، کلمات معصومین علیهم‌السلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز می‌گشت.

با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آن‌ها را نقد و بررسی می‌کرد.

او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی می‌دانست چرا که این شناخت زمینهٔ خروج از عالم غربی و غرب زدهٔ کنونی را فراهم می‌کند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد می‌رساند.

او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را “عصر توبهٔ بشریت” می‌نامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور “دولت پایدار حق” منتهی خواهد شد.

 

ویدیو :  لحظات كمتر ديده شده از حضور رهبر انقلاب در مراسم تشييع پيكر شهيد سید مرتضی آوینی

دریافت (3مگابایت)

 

معرفی وب سایت شهید آوینی

سایت شهید سید مرتضی آوینی به نشانی http://www.aviny.com تقریبا از سال 82 تاکنون به عنوان مرجع دریافت مقاله درباره شهید آوینی و دانلود فیلم و مستند های ایشان فعالیت می کند . اخیرا نسخه ای جدید از این وب سایت شروع به کار کرده است اما همچنان دسترسی به مطالب و محتوای قبلی وجود دارد . 

برای ورود به صفحه شناخت شهید آوینی روی لینک http://old.aviny.com/Aviny/Index-main.aspx بزنید در این بخش شما می توانید علاوه بر دریافت آلبوم تصاویر شهید اوینی از ویژه نامه های محتوایی که در سالیان گذشته آماده شده است استفاده کنید . 

سایت شهید آوینی یک منبع بزرگ از فایل های صوتی و تصویری است . بخش دانلود مداحی های و مولودی های مختلف ، فایل سخنرانی اساتید اخلاق و علما نیز در این وب سایت وجود دارد . 

 

یادداشت استاد علیرضا پناهیان به مناسبت آغاز ماه رجب

بسم الله الرحمن الرحیم آغاز بهار معنوی و فصل ارتباط با خدا مبارک باد. ماه رجب را فصلی نو در ارتباط با خدا قرار دهیم. ارتباط با خداست که بیشترین گرما و هیجان را به انسان می‌بخشد. آرامش و لذت، وقتی بخواهند پایدار و عمیق باشند تنها در ارتباط با خدا به دست می‌آیند. ارتباط … ادامه خواندن “یادداشت استاد علیرضا پناهیان به مناسبت آغاز ماه رجب”

بسم الله الرحمن الرحیم

آغاز بهار معنوی و فصل ارتباط با خدا مبارک باد.

ماه رجب را فصلی نو در ارتباط با خدا قرار دهیم.

ارتباط با خداست که بیشترین گرما و هیجان را به انسان می‌بخشد. آرامش و لذت، وقتی بخواهند پایدار و عمیق باشند تنها در ارتباط با خدا به دست می‌آیند. ارتباط با خدا انسان را به خدا علاقه‌مند می‌کند و احساس عمیق تواضع به خدا را در انسان ایجاد می‌نماید و بندگی را با کمال افتخار برای انسان لذت‌بخش قرار می‌دهد.

 

ارتباط با خدا هرلحظه می‌تواند آن‌چنان تازه و هیجان برانگیز بشود که گویی قبل از آن ارتباطی نبوده است. ارتباط با خدا تنها ارتباطی است که تا ابد نو و دلگرم کننده باقی می‌ماند و هر لحظه می‌تواند شدیدتر بشود و هیچ آسیبی هم به دنبال نداشته باشد. خدای مهربان در این فصل معنوی به ما فرصت داده است تا ارتباط خود را با او عمیق کنیم و به دریافت تازه‌تری از او برسیم.

 

برای ارتباط با خدا «وقت» بگذاریم با او مناجات کنیم و از او احتیاجات خود را بخواهیم؛ به قرائت کلماتش بپردازیم و در آنها تأمل کنیم. ما روزی نزد خدا باز خواهیم گشت و دیگر تا ابد در کنار او خواهیم بود. برای روز ملاقات با خدا آماده شویم. خدا مهربان است و چه بسا با یک گفتگوی ساده، بنده‌اش را به خود مقرب نماید و لذت نزدیک بودن به خودش را به ما بچشاند.

 

فروردین ۱۳۹۶

علیرضا پناهیان

@panahian_ir

مهمترین رخدادها و ترین های سال 96 به انتخاب دکتر یامین پور

متنی که در ادامه میخوانید به قلم دکتر وحید یامین پور درباره رخدادهای مهم و ترین های سال 96 نوشته است :  به سنّت هرسال مهمترین رخدادها و “ترین های سال 96 را فهرست می‌کنم. سال ۱۳۹۶ یادگاری‌های تلخ و شیرین بسیاری داشت:   قهرمان سال: محسن حججی مرد سال: سردار سلیمانی شوک سال : حمله … ادامه خواندن “مهمترین رخدادها و ترین های سال 96 به انتخاب دکتر یامین پور”

متنی که در ادامه میخوانید به قلم دکتر وحید یامین پور درباره رخدادهای مهم و ترین های سال 96 نوشته است : 

ترین های سال 96
ترین های سال 96

به سنّت هرسال مهمترین رخدادها و “ترین های سال 96 را فهرست می‌کنم. سال ۱۳۹۶ یادگاری‌های تلخ و شیرین بسیاری داشت:

 

قهرمان سال: محسن حججی

مرد سال: سردار سلیمانی

شوک سال : حمله داعش به مجلس

بحران سال: شلوغی‌های دی‌ماه

بی عرضهٔ سال: بانک مرکزی

عصیان و گناه سال: دختران خیابان انقلاب و برداشتن حجاب

فتنه سال: دراویش داعشی

وظیفه شناس سال: شهدای مظلوم نیروی انتظامی(گلستان هفتم)

هیجان سال:  انتخابات ریاست جمهوری

بغض فروخورده سال: قربانیان معدن یورت

فاجعه(های) سال:زلزله کرمانشاه و کرمان، کشتی سانچی ، هواپیمای تهران-یاسوج

هشدار سال: زلزله تهران

جنایت سال: کشتار مسلمانان روهینگیا و یمن

تلخکامی سال: ماجرای بنیتا، آتنا، اهورا

شکار سال: اف۱۶ اسرائیلی

غیرمنتظرهٔ سال: پرونده خودکشی سیدامامی

عملیات سال: آزادسازی بوکمال پایان خلافت داعش

انتقام سال: موشک باران دیرالزور

فقید سال: حضرات آیات حائری شیرازی، یعقوبی و شاه آبادی و شهید خوش‌لفظ

فیلم سال: تنگه ابوقریب/ لاتاری

ورزشکار سال: علیرضا کریمی(کشتی‌گیر جوانمرد)

حماسه سال: باز هم پیاده روی اربعین

ناکام سال: بارزانی

ماموریت سال: آتش به اختیار

کار تمیز فرهنگی سال: شعر میثم مطیعی در عید فطر

دروغ سال: میخوان بین پیاده رو ها دیوار بکشند!?

هشتگ سال: #جای_شهید_و_جلاد_عوض_نشود

بامبول سال: فیلم تقطیع شده مجلس خبرگان

“پشتم گرمهٔ سال: آخوندی

بشارت سال: بزودی در قدس نماز جماعت خواهید خواند.

خط شکن سال: حجت الاسلام آل هاشم

آبروریزی سال: سلفی با موگرینی

ضربه‌گیر سال: کاندیدای پوششی اسحاق جهانگیری

تیکهٔ سال: تخم لق…

توهین سال : #کم_عقل

استعداد برتر سال: ژن خوب خانواده عارف و آی کیو خاندان هاشمی

خرید سال: واردات کود برتر انسانی از ترکیه

جمله سال: تا تاریخ تاریخ است، تاریخ است!

گنده‌گویی سال: به پیامبر هم می‌شود انتقاد کرد!

و

ماموریت سال(برای من): برنامه جهان آرا

 

امسال سال فجایع طبیعی و غیر طبیعی بود ولی من سال ۹۶ را به نام حماسه های دهه هفتادی ها ثبت می‌کنم. همان‌ها که نسل اول انقلاب از آنها قطع امید کرده بودند. از شهید تیموری تا حججی و حدادیان و بایرامی و شهدای اردوی جهادی شهید حسینی و امین شیرازی ده‌ها شهید مدافع حرم…
رویشهای انقلاب به‌بار نشسته و آینده انقلاب را تضمین خواهد کرد.

منبع : (+

 

خاطره داماد مقام معظم رهبری از اسنپ سواری

خاطره داماد مقام معظم رهبری از اسنپ سواری منتظر اسنپ بودم. فهمیدم اشتباهی رفته یه سمت دیگه دانشگاه. پیداش کردم و همدیگه رو دیدیم. وقتی صندلی عقب ماشین سوار شدم، فهمیدم چند دقیقه‌ای معطل شده، اونم بخاطر اینکه نگهبانِ درِ ورودیِ دانشگاه، نشانی رو غلط داده. گفت: برسیم دم در، بهش اعتراض می‌کنم.   گفتم: … ادامه خواندن “خاطره داماد مقام معظم رهبری از اسنپ سواری”

خاطره داماد مقام معظم رهبری از اسنپ سواری
خاطره داماد مقام معظم رهبری از اسنپ سواری

خاطره داماد مقام معظم رهبری از اسنپ سواری

منتظر اسنپ بودم. فهمیدم اشتباهی رفته یه سمت دیگه دانشگاه. پیداش کردم و همدیگه رو دیدیم. وقتی صندلی عقب ماشین سوار شدم، فهمیدم چند دقیقه‌ای معطل شده، اونم بخاطر اینکه نگهبانِ درِ ورودیِ دانشگاه، نشانی رو غلط داده.

گفت: برسیم دم در، بهش اعتراض می‌کنم.

 

گفتم: لطفاً چیزی نگین، ما اینجا همکاریم. شاید جلوی من چیزی بهش بگین، سبک بشه. من بیشتر با شما حساب می‌کنم.

 

نگاهی از تو آینه کرد و گفت: نه بابا، به خاطر پولش نگفتم. من از تو نقشه می‌دونستم شما کجائید. بیخودی هی این آقا اصرار کرد که نه، یه جای دیگس؛ شما هم معطل شدین. پس عذر من رو بپذیرین!

 

[همین خُلق غیر متعارف، زمینهٔ صحبت رو باز کرد. همیشه وقتی کار عجله‌ای ندارم، تو ماشین با راننده شروع می‌کنم به گپ زدن و پرسیدن. اینا بیشتر از هر کسی می‌دونن چه خبره و کی به کیه. یادمه یکی از همکارا می‌گفت: می‌خوام مجوز تاکسی فرودگاه بگیرم و هر وقت حال داشتم مسافر بزنم و ببینم دنیا دست کیه و چه خبره، اما دخترام باهام مخالفت کردن و گفتن: بده بابا، ما خوشمون نمیاد.][القصه، راننده اسنپ ما، با ماشین پراید و شلوار لی رنگ و رو رفته و پیراهن چروکش، شد رفیق جدید ما.]گفت: مدیریت بازرگانی خونده ام!

 

گفتم: کار اصلی تون چیه؟

 

گفت: فعلاً، همین. البته تا دو سه سال پیش سرپرست یه کارخونه_خصوصی بودم، با هفتصد نفر زیر دست. با یه تصمیم بورسی دولت، ورشکست شدم و رفتم زیر بار بدهی میلیاردی.

 

همین اولِ فیلم، شخصیت اصلی داستان، پتکش رو کوبید تو سرم. هاج و واج موندم و یکه خوردم.

 

گفتم:جدی میگین؟ پس چرا اینقدر راحت تعریف می‌کنین؟

 

گفت: دیگه تصمیم شون رو گرفتن و ما را بدبخت کردن. هر چقدر هم مراجعه کردیم و گفتیم و نامه نوشتیم اثری نکرد. دیگه نه آبرویی موند و نه حال و حوصله‌ای. اومدم تا اقلاً زندگیم رو تأمین کنم.

 

گفتم: حالا چه جوری دارین بدهی‌ها رو میدین؟

 

گفت: خونه خوبی داشتم تو فرشته، فروختمش، ماشین خوب هم داشتم، اونم فروختم. بقیه ش. رو دارم قسطی می‌دم. خودم هم دو روز و یه شب پشت سر هم کار می‌کنم و یه شب در میون می‌رم خونه.

 

گفتم:خیلی سخته که…

 

گفت:: تازه از هفته گذشته هم، مادرم، حالش بد شد و سکته کرد، الآن همون یه شب در میون هم میرم بیمارستان، مراقبت از مادرم.

 

گفتم: خانومتون، بچه هاتون…؟

 

[حرفم رو قطع کرد و]گفت: همه دار و ندارم این خانم و دختر و پسرمه. از یه زندگی مرفه، تبدیل شدیم به یه آس و پاس تمام عیار. ولی یه آه و آخ نگفتن. من حتی روز عاشورا هم مجبورم کار کنم تا بدهیم رو بدم، ولی کوچکترین گلایه‌ای ازشون نشنیدم.

 

گفتم: چه جالب، چه با وفا.

 

گفت: آره. دلیلش رو هم می‌دونم. من پسرم و دخترم رو جوری بار آوردم که نماز صبح جمعه شون هم قضا نشه… [ برام جالب‌تر شد. اصلاً این تیپ آدما تو ذهن من، خیلی مقید به نظر نمیان، حالا دارم می‌شنوم که…]بعدش ادامه داد: یعنی می‌گن خدا یه روز ما رو اون طور می‌خواست ببینه، حالا این طور… پس چرا ناراحت باشیم…

 

گفتم: بابا دمشون گرم.

 

گفت: البته می‌دونم هرچی دارم از روضه_حضرت_زهرا و توسل به اون بانوست.

 

گفتم: چطور…؟

 

گفت: بخاطر کار زیاد و خواب کم، مشکلات بینایی دارم یه روز کنار خیابون، پشت رول داشتم فکر می‌کردم اگه این چشمام از کار بیفته چه جوری نون در بیارم. تو فکرش بودم که خوابم برد. تو خواب حضرت رو دیدم، اومد دست کشید رو چشام از خواب پریدم … هم کیف زیاد کرده بودم و هم مبهوت بودم. دیدم چشام بدون هیچ دردیه… سلامتش برگشته بود. قربونش برم. نه ویزیتی داره، نه نوبتی، نه دوایی، دست می‌کشه و درمون می‌کنه. من تا اینو دارم، هیچ گلایه‌ای ندارم. با همین بزرگوار پیش می‌رم…

 

گفتم: خوش بحالت، خوش به حالتون… چه توفیقی دارین شماها. راستی تو وضعیت جدید، چیزی بوده ناراحتتون بکنه؟

 

گفت: راستش فهمیدم خانمم می‌خواد بره خونه مردم کار کنه. برای ماها که دستمون تو جیب خودمون بوده و تو کار خیر، خیلی سخته… اصلاً ناموسیه..

 

به خانمم گفتم: نه! راضی نیستم.

 

اون گفت: ببین، من می‌گردم هر جا روضه_حضرت_زهرا بود، پیدا می‌کنم و می‌رم اونجا خدمت. اگه چیزی دادن، می‌گیرم. اگه هم ندادن، چه بهتر، از خود حضرتشون می‌گیرم.

 

بهش گفتم: خوب رگ خواب منو پیدا کردی ها…

 

راستیتش، حالا هر روضه‌ای که میره و خدمت می‌کنه یه گره‌ای باز می‌شه… البته بگما، ما دنبال گره باز شدن نیستیما، ما بدنبال کیف خودمونیم… حالا اون بزرگوار لطف می‌کنه، می‌شه نور علی نور.

 

گفتم: آقا، یه چن نفس از این حال خوبت به ما می‌دی؟

 

گفت:: روزت را با روضه زهرا شروع کن و با سلام بر ایشون تموم… اینقدر حالت خوب میشه که همه دردات رو فراموش می‌کنی…

 

رسیدم مقصد… برام جالب بود و عجیب… اطراف مون چقدر حالشون خوبه با همه گرفتاری‌های ریز و درشت… احساس کردم با یه عارف سر و کار دارم.

 

التماس دعا گفتم و حساب کردم و پیاده شدم. در رو که می‌بستم گفتم: یا علی…

 

گفت:یا زهرا… خدا بهمرات!

 

مصباح الهدی باقری پژوهشگر مرکز رشد (فردا نیوز

روز ولنتاین چیست؟ + بررسی فلسفه ولنتاین + نمایشنامه طنز + سخنانی از استاد مرادی و شیخ قمی [ برای ولنتاین آماده شدیم؟!]


روز ولنتاین
روز ولنتاین

چند سالی است که در روزهای اواخر بهمن، تعدادی از مردم کشورمان اقدام به بزرگداشت روزی به نام ولنتاین می کنند که معرف سبک زندگی غربی است. تلاش بی وقفه رسانه های غربی و تهیه مطالب و گزارش های متعدد پیرامون روز ولنتاین در نوع خود جالب توجه به نظر می رسد. فراموش نکنیم ولنتاین جاهلیت سازمان یافته است.

ولنتاین یک فرهنگ مهندسی شده غربی است که هر سال طبق مد روز به طور هدفمند دستوراتی را می گویند که جوانان باید اجرا کنند .  چند سال پیش(87) مد شده بود که دخترها باید به آقا پسرها مشروب بدهند با یک تکه شکلات!!! بعد هم مد شده آقا پسر محکم بزند توی گوش زنش یا دوستش !!! جدیدا هم برای هم عروسک خرس بزرگ هدیه میبرند… 

دستاورد روز ولنتاین در تاریخ تمدن غرب ، گناه زنا، زنازادگی و سنّتِ جاهلیِ هم‌باشی سیاه به جای ازدواج است.

در ادامه مطلب همراه بنیانا باشید. دو فایل صوتی و چند ویدیو و چند یادداشت کوتاه درباره والنتاین در این صفحه گردآوری شده است. بخوانید و ذخیره کنید تا سر فرصت گوش کنید.

ادامه خواندن “روز ولنتاین چیست؟ + بررسی فلسفه ولنتاین + نمایشنامه طنز + سخنانی از استاد مرادی و شیخ قمی [ برای ولنتاین آماده شدیم؟!]”

طرفداران آمریکا علیه ابراهیم حاتمی کیا ؛ مروری بر اختتامیه جشنواره فیلم فجر [+فیلمی جالب از رضا رشیدپور ]

ابراهیم حاتمی‌کیا در یک لحظه همه جلال و جبروت اختتامیه جشنواره فیلم فجر را تحت‌الشعاع حرف‌های خودش قرار داد و سالن را در سکوت مطلقی فرو برد. حاتمی‌کیا آن شب حرف هایی زد که به مذاق بعضی‌ها خوشامد نبود؛ کسانی که سینما را برای پز روشنفکری و اداهای اپوزیسیونی دوست دارند و نمی‌خواهند ببینند یک … ادامه خواندن “طرفداران آمریکا علیه ابراهیم حاتمی کیا ؛ مروری بر اختتامیه جشنواره فیلم فجر [+فیلمی جالب از رضا رشیدپور ]”

ابراهیم حاتمی‌کیا در یک لحظه همه جلال و جبروت اختتامیه جشنواره فیلم فجر را تحت‌الشعاع حرف‌های خودش قرار داد و سالن را در سکوت مطلقی فرو برد.

حاتمی‌کیا آن شب حرف هایی زد که به مذاق بعضی‌ها خوشامد نبود؛ کسانی که سینما را برای پز روشنفکری و اداهای اپوزیسیونی دوست دارند و نمی‌خواهند ببینند یک نفر در اوج سینما خود را آدم نظام بداند.

آنهایی که به گرفتن جایزه از جشنواره‌های خارجی دل خوش کرده‌اند از اینکه حاتمی‌کیا برای مدافعان حرم فیلم می‌سازد  ناراحتند. ابراهیم سینما هم درست دست گذاشت روی نقطه ضعف آنها؛ کسانی که وابسته‌اند اما نه به نظام و کشور بلکه به آن سوی مرزهای فکری و عقیدتی و حتی جغرافیایی.

از بطن حرف‌های حاتمی‌کیا نکات مهمی بیرون آمد؛ نکاتی که کام خیلی‌ها را تلخ کرد. بله آن بالا تریبون برای کسانی است که حرفی برای گفتن دارند.

در شب اختتامیه سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر، همه چیز داشت طبق روال و سبک همه مراسم‌هایی از این دست که خدا را شکر در این کشور کم هم نیست پیش می‌رفت.

یکی جایزه می‌برد، آن یکی برایش هورا می‌کشید، آن یکی که جایزه نبرده بود لبخند معناداری بر لب داشت، دیگری در حال سلفی انداختن با این و آن بود و اصلاً کاری به مرغ و سیمرغ نداشت.

مجری مراسم هم هر از چند گاهی شیرین‌زبانی‌هایی می‌کرد تا مخاطبان را سر ذوق و هیجان بیاورد اما همه چیز در یک لحظه اتفاق افتاد، درست مثل فیلم‌های سینمایی، مثل سکانسی از آژانس شیشه‌ای که حاج کاظم مأیوس و سرخورده از بلیت ندادن مدیرآژانس در هیاهو و همهمه مردم تمام بغضش را در مشتش گره می‌کند و به شیشه آژانس می‌کوبد.

همه چیز در سکوت می‌رود. تصاویر اسلوموشن می‌شود.

لحظه مهم و سکانس دیدنی اختتامیه جشنواره فیلم فجر دقیقاً آن جایی بود که ابراهیم حاتمی‌کیا آرام آرام پشت میکروفن رفت و شروع کرد به گفتن.

گفت: من وابسته ام. گفت: من فیلمساز وابسته این نظام هستم. گفت: حاج قاسم سلیمانی با این فیلم گریست. حاتمی‌کیا در غوغاکده برج میلاد از سربازان گمنام امام زمان و از دلاورمردی‌های سبزپوشان سپاه که پشت این فیلم بودند گفت.

حاتمی‌کیا از شهدای مدافع حرم گفت. اما این همه ماجرا نبود. انگار آرام آرام چیزی در حال تغییر بود؛ آرامشی قبل از طوفان؛ بغض فروخورده‌ای که راه گلو را بسته است.

ابراهیم سینمای ایران در یک لحظه درست در یک لحظه بغضش شکست و گفت همه آن چیزی را که خیلی‌ها جرئت گفتنش را ندارند؛ از بی‌مهری‌ها و انگ‌زدن‌ها، از تهمت‌ها و برچسب زدن‌ها.

او از این همه بی‌مهری به خدا شکایت کرد. در یک لحظه تریبون‌های به فنا رفته و به نوعی از دست رفته این مراسم‌های کلیشه‌ای، کارکردی متفاوت از آنچه تا به حال داشتند را پیدا کردند.

حاتمی‌کیا نشان داد گاهی هم می‌شود بدون مسامحه و محافظه کاری آرمانگرایی و تظلم‌خواهی کسانی که سینما آنها را نمی‌بیند، از این تریبون‌های بی‌خاصیت جار زد.

در همین مراسم گاهی تریبون دست فیلمسازی می‌افتد که با تمسخر جشنواره فجر و با حالتی دلخور از تعداد کم! سیمرغ‌های اختصاص یافته به فیلم هنری درجه یک‌اش تکه‌پرانی می‌کند، گاهی هم دست حاتمی‌کیاست تا جواب طعنه‌ها و برچسب‌زدن‌های برخی اهالی سینما و رسانه را بدهد.

حقانیت ابراهیم حاتمی‌کیا چند ساعت بعد از اختتامیه خودش را در برنامه هفت نشان داد؛ جایی که یکی از داوران شهادت‌طلبی شخصیت اصلی فیلم را به خودکشی تعبیر می‌کند.

 

یک نوع بغض و کینه در قضاوت منتقدان وجود دارد

 

حدس زدن اینکه صحبت‌های حاتمی‌کیا با واکنش‌های زیاد و متفاوتی روبه‌رو خواهد شد، کار سختی نبود. از همان لحظه پچ‌پچ‌ها و حرف‌های موافق و مخالف در راهروی برج میلاد شروع شد و کم کم به شبکه‌های اجتماعی و توئیتر هم کشیده شد؛ عده‌ای جانانه از حاتمی‌کیا دفاع کردند، عده‌ای هم گفتند و نوشتند که حاتمی‌کیا باید با آرامش حرف‌هایش را می‌زد.

محمد تقی فهیم منتقد و کارشناس باسابقه سینما در واکنش به صحبت‌های جنجالی حاتمی‌کیا گفت: واقعیت این است که چند سالی است شکل داوری بیمارگونه است و اگر فکری برایش نشود آسیب‌های جدی به سینما می‌زند.

این بدین منظور نیست که داوران افراد خوبی نبودند، خیر. همه داوران قابل احترام هستند اما نوع چینش داوران و نوع خواسته‌هایی که سیاستگذاران و مدیران از هیئت داوران دارند، اشکال جدی دارد.

وی ادامه داد: منتقد باید از نحوه ستاره  دادن و قواعد آن آشنا باشد. وقتی نیم ستاره به یک فیلم داده می‌شود، براساس استانداردهای دنیا منتقد نتوانسته در سالن فیلم را تحمل کند و بعد از یک پرده از فیلم سالن را ترک کرده است.

جالب است که در سالن فیلم «به وقت شام» افراد تا آخر فیلم به تماشا نشستند و پلک نزدند. تعدادی اشک هم ریختند اما در خارج از سالن به فیلم نیم ستاره دادند یا آن را بی‌ارزش خواندند. معلوم است که بغض، کینه و هدف خاصی وجود دارد.

در برنامه هفت مجری یک بار به منتقد نمی‌گوید که چگونه نیم ستاره به فیلم حاتمی‌کیا دادید؟ در حالی که سالن را ترک نکردید؟ این یک بیماری است که آقای حاتمی‌کیا روز گذشته هشدار دادند و مدت‌هاست این هشدار را می‌دهیم.

فهیم تأکید کرد: متأسفانه با فیلم «به وقت شام» که یکی از مسائل اساسی کشور را بازتاب می‌دهد چنین رفتاری می‌شود؛

فیلمی فرا مرزی که به درستی سیاست‌های منطقه‌ای ما را برای مخاطب بازگو می‌کند؛ فیلمی که به لحاظ تکنیک، فرم، ساختار، محتوا و مضمون یکدست و همگون است و با آن رفتاری اینگونه انجام می‌دهند.

طبیعی است که حاتمی‌کیا به این عکس‌العمل در اختتامیه واکنشی نشان می‌دهد. برخلاف نظر رسول صدرعاملی که در چند ساعت بعد از اختتامیه در برنامه هفت باز هم «به وقت شام» را مورد حمله قرار داد و نشان داد برخلاف جامعه و جوانان مدافع حرم که فرهنگ شهادت‌طلبی را باور دارند، هنوز فرق خودکشی و شهادت را نمی‌دانند.

ابراهیم حاتمی‌کیا با فیلمی که ساخت حرف دل مردمی را زد که هنوز هم برای حفظ حریم ولایت شهید می‌دهند و بدرقه شهید را بر هر کاری مقدم می‌شمارند؛ آنهایی که می‌فهمند ابراهیم حاتمی‌کیا در فیلمش چه گفت و متأسفند برای داوران جشنواره فیلم فجر که از درک این واقعیت ناتوانند.

 

تذکر رئیس رسانه ملی به «هفت»

از سوی دیگر رئیس رسانه ملی پس از صحبت‌های آتشین ابراهیم حاتمی‌کیا اظهار داشت: در این زمینه در برنامه هفت اشتباه کردند و تذکر لازم در این خصوص داده شده است.

رئیس سازمان صدا و سیما فیلم سینمایی «به وقت شام» را اثری منحصربه‌فرد و نمایانگر اقتدار و انسانیت جمهوری اسلامی دانست و تصریح کرد: از سردار حاج قاسم سلیمانی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که از ساخت این فیلم ارزشمند حمایت کردند، سپاسگزاری می‌کنم.

 

نویسنده :  ایزد مهرآفرین

منتقدان این روزهای ابراهیم حاتمی‌کیا شباهت بسیاری به منتقدان سیدمرتضی آوینی در دهه ۷۰ دارند. به نظر می‌رسد این سرنوشت هر حرکتی علیه «عافیت‌طلبی» باشد.
منتقدان این روزهای ابراهیم حاتمی‌کیا شباهت بسیاری به منتقدان سیدمرتضی آوینی در دهه ۷۰ دارند. به نظر می‌رسد این سرنوشت هر حرکتی علیه «عافیت‌طلبی» باشد.

 بوسه سردار سلیمانی بر پیشانی ابراهیم حاتمی‌کیا حاج قاسم سلیمانی پس از تماشای «به وقت شام»: این فیلم مرا به گریه انداخت. از طرف مجاهدان و‌ رزمندگان از حاتمی‌کیا تشکر می‌کنم.
بوسه سردار سلیمانی بر پیشانی ابراهیم حاتمی‌کیا
حاج قاسم سلیمانی پس از تماشای «به وقت شام»: این فیلم مرا به گریه انداخت. از طرف مجاهدان و‌ رزمندگان از حاتمی‌کیا تشکر می‌کنم.

ویدیو : استاد حاتمی کیا در نشست خبری فیلم (به وقت شام): به من طعنه می‌زدند گمشو برو سوریه کار کن 

دریافت ویدیو  (2مگابایت) 

 

ویدیو :  اگه میخواهید بدونید چرا تیم رضا رشید پور همه جا هست این فیلمو ببینید ( انگیزه ایشون برای شرکت در این مسابقه خدمت قابل تقدیره ) 

دریافت ویدیو (2مگابایت)

 

دروغی به نام « حجاب اجباری » و سرانجام هجمه به حجاب

1/ یکی از بزرگترین دروغهای رسانه ای این ایام،دروغ بزرگ حجاب اجباری است . حجاب در ایران بیش از آنکه یک قانون اجباری باشد،یک هنجار بزرگ اجتماعی است.حجاب و پوشیدگی، هنجاری است که برای میلیونها زن درونی شده، چنانکه نبودش را هجمه به خود میدانند.   2/بخشی کوچک اما پرسروصدا از زنان طبقه متوسط طالب … ادامه خواندن “دروغی به نام « حجاب اجباری » و سرانجام هجمه به حجاب”

1/ یکی از بزرگترین دروغهای رسانه ای این ایام،دروغ بزرگ حجاب اجباری است . حجاب در ایران بیش از آنکه یک قانون اجباری باشد،یک هنجار بزرگ اجتماعی است.حجاب و پوشیدگی، هنجاری است که برای میلیونها زن درونی شده، چنانکه نبودش را هجمه به خود میدانند.

 

2/بخشی کوچک اما پرسروصدا از زنان طبقه متوسط طالب بی حجابند،اماهنجار حجاب آنقدر اجتماعی و درونی زنان ایران هست که همین ایده حتی درمیان بخش قابل توجه تری ازهمین طبقه متوسط هم طرفدار نداشته باشد،درطبقات دیگر اجتماعی که بحثی نیست،طبقات مستضعف،روستایی وآنهاکه در سنت ایرانی ریشه دارند.

 

3/هجمه به هنجار مورد پذیرش ودرونی اکثریت مطلق زنان ایرانی،ممکن است چندعکس جنجالی برای برنامه مسیح علی نژاد دست و پاکند ولی در دل کنش این بخش کوچک پرسروصدا، واکنش بزرگ و اجتماعی آن اکثریت بی سروصدانهفته است،واکنشی اجتماعی که قطعا ثمراتش مطلوب طراحان این پروژه نخواهد بود.واکنشی از جنس57

 

4/معتقدم انقلاب اسلامی،واکنشی بود اجتماعی وتمدنی به هجوم مدرنیته و دولت پهلوی، بر هویت و هنجارهای ملت ایران.هجمه بهایی گونه کارگزارنی چون بنیاد فرح، امثال فروغی و هویدا به هنجارهای درونی و دینی مردم ایران،یک حکومت دینی را نتیجه داد،ثمره هجمه بهائیان جدید به هنجار حجاب چیست؟!

 

5/ فریب ظاهر مردم ایران را نخورید. هویتی پرمایه، قوی،شیعی و ایرانی در زیرین ترین لایه حرکت اجتماعی مردم ایران درجریان است که کوچکترین حس تعدی به آن، واکنشهای بزرگ اجتماعی را خلق می کند. همین هویت قوی است که ایران را “ایران بزرگ” کرده است.

وحجاب جزء تفکیک ناپذیری از همین هویت است.

گشت ارشاد کنار این شالیزار هم شاهد مثالم!

—–

نویسنده : علی نادری ؛ کانال : @naderi_note

شهید حسین طباخی : باندبازی نکنید ! [مرور بخشی از وصیت نامه شهید]

شهید طباخی ۳۹/۱/۱۷ به دنیا آمد و در تاریخ ۱۰/۲۲/ ۶۵ در منطقه شلمچه به شهادت رسید. او دانشجو رشته تربیت بدنی دانشگاه گیلان و طلبه بود. بخشی از وصیت نامه شهید طباخی چنین است:   پیامی دارم برای امت مسلمان ایران، برادران و خواهران مسلمان همه بدانید که روند تداوم بخشیدن به انقلاب اسلامی … ادامه خواندن “شهید حسین طباخی : باندبازی نکنید ! [مرور بخشی از وصیت نامه شهید]”

شهید طباخی ۳۹/۱/۱۷ به دنیا آمد و در تاریخ ۱۰/۲۲/ ۶۵ در منطقه شلمچه به شهادت رسید. او دانشجو رشته تربیت بدنی دانشگاه گیلان و طلبه بود.

بخشی از وصیت نامه شهید طباخی چنین است:

 

پیامی دارم برای امت مسلمان ایران، برادران و خواهران مسلمان همه بدانید که روند تداوم بخشیدن به انقلاب اسلامی و گسترش آن به سراسر جهان تنها و تنها روحانیت اصیل و انقلابی پرهیزگار و خدمتگزار می باشد،  با اجتماع در  اطراف این بزرگان و اطاعت از فرامین آنها سند تضمین انقلاب اسلامی را امضا نمایید.

و از گروه گرایی به هر عنوان پرهیز کنید اگر می خواهید به تشکیلاتی جهت پاسداری از دستاوردهای انقلاب بپیوندید به بسیج مستضعفین بروید و آن را تقویت کنید و بدانید که به این سادگی افرادی نمی توانند تشکیلات ایجاد کنند. بر اساس تهذیب و اخلاص تقوای و عدم باند بازی حتماً سعی کنید که انقلاب را تقویت کنید و روحانیت هم سعی کند به جای هر تشکیلاتی، تشکیلات سیاسی نظامی و عقیدتی را تقویت کند.

 

***

 

سرکار خانم زهرا طباخی، فرزند شهید حسین طباخی اکنون به عنوان جستجوگر و داده پرداز، تحلیلگر حوزه امنیت و سایبر، مدرس اوسینت و دکتر داروساز در حال خدمت به جامعه است. برای دنبال کردن نوشته های ایشان کانال @jostejougar1  در تلگرام یا اکانت @jostejougar1 در توییتر را دنبال کنید 

 

دولتمرد قاجاری نمرده است ؛ به عقیده او کشوری که نفت دارد ، اورانیوم می‌خواهد چه‌کار !

150 سال بعد از شکل‌گیری اولین هستهٔ جریان منورالفکری در ایران، جلال آل‌احمد در کتاب «در خدمت و خیانت روشنفکران»، بیماری این طبقه از افراد را چنین معرفی می‌کند: «اگر روشنفکر خود را تنها یک محصول غربی بداند، ناچار در هر کجای دنیا که افتاده باشد، توجهش فقط به متروپل است؛ به کعبه‌ای که در … ادامه خواندن “دولتمرد قاجاری نمرده است ؛ به عقیده او کشوری که نفت دارد ، اورانیوم می‌خواهد چه‌کار !”

150 سال بعد از شکل‌گیری اولین هستهٔ جریان منورالفکری در ایران، جلال آل‌احمد در کتاب «در خدمت و خیانت روشنفکران»، بیماری این طبقه از افراد را چنین معرفی می‌کند: «اگر روشنفکر خود را تنها یک محصول غربی بداند، ناچار در هر کجای دنیا که افتاده باشد، توجهش فقط به متروپل است؛ به کعبه‌ای که در آن و با ملاک‌های آن پرورده شده و چون ماهی‌ای است که فقط در آب متروپل می‌تواند شنا کند.

کوشش دارد که محیط‌های بومی‌را نیز به چنان آبی بدل کند، اما متروپل از محیط‌های بومی‌جز مواد خام معدنی و مواد پخته و رسیدهٔ آدمی‌چه می‌خواهد؟»

 

ارتجاع روشنفکری

30 سال بعد از نگارش این کتاب جلال، رهبر انقلاب در جمع دانشجویان دانشگاه تهران در تاریخ بیست‌ودوم اردیبهشت‌ماه 1377، در سخنرانی‌ای که آن را «ارتجاع روشنفکری» نام نهادند، از این کتاب نام برده و خصوصیات جریان روشنفکری در ایران را مبتنی بر کتاب جلال، چنین برشمردند: « این خصوصیات سه تاست: اوّل، مخالفت با مذهب و دین – یعنی روشنفکر لزوماً بایستی با دین مخالف باشد! – دوم، علاقه‌مندی به سنن غربی و اروپارفتگی و این‌طور چیزها؛ سوم هم درس‌خواندگی…»

این تفکر در طول تاریخ دویست‌سالهٔ اخیر ایران، و در رخدادهای مهم سیاسی- اجتماعی آن قابل ملاحظه است.

رد پای تفکر دولتمرد قاجاری را در ماجرای ملی شدن صنعت نفت و نخست‌وزیری «سپهبد رزم‌آرا» هم می‌توان ردیـابـی کـــرد.

آن‌جــا که برای نشـان دادن سرسـپردگی خـود به انگلـیــس، دسـت به تحقـیر هویت ایـرانـی زد و گفـت ملتـی کــه لیـاقـت لولهنگ‌سازی ندارد، چگونه می‌تواند صنعت نفت را اداره کند! رزم‌آرا حتی گفت ملی‌شدن صنعت نفت، بزرگ‌ترین خیانت به ایران است!

 

دولتمرد قاجاری نمرده است!

تفکر دولتمرد قاجاری البته بعد از پیروزی انقلاب اسلامی‌نیز ادامه یافته و هرگاه مردم این سرزمین خواسته‌اند روی پای خود بایستند و بدون کمک دیگران، راه پیشرفت را طی کنند، عده‌ای از روشنفکرنماها قلم به دست گرفته و نوشتند که یا ما توانایی انجام این کار را نداریم، و یا اینکه اصلا ما را با این موضوعات چه کار!

دستیابی به «فناوری هسته‌ای» و پیشرفت ایران در این صنعت نیز از جمله مسائلی است که در سال‌های اخیر، تفکر روشنفکری، آن را تقبیح کرده و اساسا ضرورت دستیابی به آن را منکر شده است.

به عقیدهٔ اینان، فناوری هسته‌ای همان مادهٔ بدبو و عفنی است که به کار ما نمی‌آید و همان بهتر که آن را به دیگران واگذاریم و اصلا مملکتی که «نفت» دارد، «اورانیوم» می‌خواهد چه کار!  گویی هنوز دولتمرد قاجاری زنده است و قصد ندارد تاریخ و هویت ایرانی را رها کند.

 

متن نامه سردار سلیمانی به صاحب منزلی در سوریه که به عنوان مقر از آن استفاده کرده بودند

نامه سردار سلیمانی به صاحب منزلی در سوریه که ایشان در خلال عملیات آزادسازی البوکمال، از آن منزل به عنوان مقر استفاده کردند.   بسم الله الرحمن الرحیم خانوادهٔ عزیز و محترم سلام علیکم بنده برادر فقیر شما قاسم سلیمانی هستم. شما قطعا بنده را می‌شناسید. بنده و ما بسیار به اهل سنت همهٔ جهان … ادامه خواندن “متن نامه سردار سلیمانی به صاحب منزلی در سوریه که به عنوان مقر از آن استفاده کرده بودند”

نامه سردار سلیمانی به صاحب منزلی در سوریه
نامه سردار سلیمانی به صاحب منزلی در سوریه

نامه سردار سلیمانی به صاحب منزلی در سوریه که ایشان در خلال عملیات آزادسازی البوکمال، از آن منزل به عنوان مقر استفاده کردند.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خانوادهٔ عزیز و محترم

سلام علیکم

بنده برادر فقیر شما قاسم سلیمانی هستم.

شما قطعا بنده را می‌شناسید.

بنده و ما بسیار به اهل سنت همهٔ جهان کمک کردیم. بنده شیعه هستم و شما اهل سنت. البته بنده نیز به نحوی سنی هستم چون ما به سنت رسول الله(ص) معتقدیم و ان شاءالله در تلاشیم گام در مسیر ایشان بگذاریم. و شما نیز به نحوی شیعه هستید چون اهل بیت علیهم السلام را دوست دارید. بنده از کتاب قرآن و صحیح بخاری و کتاب‌های دیگری که در خانهٔ شما بود متوجه شدم شما متدین هستید.

اولا عذرمی‌خواهم و امیدوارم ما را ببخشید که بدون اجازه از خانه‌تان استفاده کردیم.

ثانیا اگر خانه‌تان خسارتی دیده است حاضریم خسارتش را بدهیم.

از سوی خودمان و شما با قرآن کریم استخاره کردیم و جواب استخاره آیات مبارک سورهٔ فرقان  در صفحات ۳۶۱ و ۳۶۲ بود. امیدوارم این آیات را بخوانید و دربارهٔ آن‌ها بیاندیشید همان‌گونه که ما اندیشیدیم.

بنده در خانهٔ شما نماز خواندم و دو رکعت نیز به نیت شما خواندم و برای عاقبت‌به‌خیری‌تان دعا کردم.

 

محتاج دعای شما

فرزند و برادرتان

سلیمانی

اگر فکر می‌کنید بنده یا ما به خاطر استفادهٔ بی‌اجازه از خانه‌تان مدیون شما هستیم، این شمارهٔ تلفن بنده در ایران است. خواهش می‌کنم با ما تماس بگیرید و بنده حاضرم هر درخواستی داشته باشید انجام دهم.

شمارهٔ تلفن منزل: ( که بخاطر جلوگیری از سواستفاده در رسانه ها مخدوش شده) 

 

ویدیو :  آیات ۱۲ تا ۳۲ سوره فرقان که سرلشکر سلیمانی به خانواده‌ای که در شهر بوکمال از منزل آنها به عنوان مقر استفاده کرد بودند، توصیه به قرائت و تفکر در آن‌ها کردند.

دریافت ویدیو (15مگابایت)

ترجمه عربی نامه سردار سلیمانی به صاحب منزلی در سوریه که ایشان در خلال عملیات آزادسازی البوکمال، از آن منزل به عنوان مقر استفاده کردند.

بسم الله الرحمن الرحيم
ايتها العائلة العزيزة والمحترمة، السلام عليكم

انا اخوكم الفقير، واسمي قاسم سلیماني.
، وانتم تعرفونني يقينا.
انا، ونحن، خدمنا اهل السنة كثيرا في كل العالم. انا شيعي وانتم سنة. ولكنني بطريقة او بأخرى انا ايضا سني لأننا نحن نعتقد بسنة رسول الله (ص) ونسعى ان شاء الله ان نسلك طريقه. وانت من جهة اخرى شيعي، لأنك تحب اهل البيت عليهم السلام. لقد عرفت من خلال القرآن الكريم وصحيح البخاري والكتب الاخرى الموجودة في بيتكم انك او انكم متدينون.

اولا، نعتذر ونرجوكم ان تتقبلوا عذرنا اذ اننا استعملنا بيتكم دون اذنكم.
ثانيا، اي ضرر لحق بالمنزل نحن مستعدون بأن ندفع ثمن ذلك.

لقد استخرنا الله بالقرآن الكريم عنا وعنكم، وكان جواب الاستخارة الآيات المباركة من سورة الفرقان ص 361 و362..ارجوكم ان تقرأوها وان تتفكروا بحالكم كما تفكرنا بحالنا.

انا صليت في بيتكم، وصليت ركعتين على نيتكم وطلبت من الله سبحانه وتعالى عاقبة الخير لكم

نحتاج الى دعائكم
ابنكم او اخوكم
سليماني

اذا كنتم تعتقدون اننا، او انني، مديونون لكم لاستعمالنا منزلكم دون اذنكم، هذا رقم هاتفي في ايران، ارجو منكم ان تتواصلوا معي، وانا مستعد لأي شيء تريدونه.

رقم هاتف المنزل ****0098