شاخصه‌های اعتدال در مکتب امام(ره) چیست؟

شاخصه‌های اعتدال در مکتب امام(ره) چیست؟

علم سیاست علمی سرشار از مفاهیم انتزاعی و در عین حال بنیادین و اساسی در زندگی انسان‌هاست. مفاهیمی همچون آزادی، عدالت، قدرت، سیاست و… این مفاهیم از مناقشه‌برانگیزترین مفاهیم علم سیاست هستند که تاریخ مباحثه بر سر آن‌ها، سابقه‌ای به گستردگی تاریخ بشر دارد. از جملهٔ این مفاهیم می‌توان به مفهوم اعتدال اشاره کرد که از جمله مفاهیم انتزاعی به شمار می‌رود که در شرایط مختلف و نزد افراد مختلف، به صورت‌ها و اشکال گوناگونی تعریف می‌شود و معیارها و شاخصه‌های آن تغییر می‌کند.
اعتدال مصدر باب افتعال از ریشهٔ «ع‌دل» و در لغت به معنای حد میانه، میانه‌روی، [۱] اخلاط چهارگانه گفته می‌شود. [۲] این مفهوم در مقابل دو مفهوم افراط و تفریط قرار دارد. حد متوسط بین دو وضعیت دیگر [۳] است. مفهوم اعتدال در علوم و حوزه‌های مختلف دارای معانی و کاربردهای متفاوت است. برای نمونه، در علوم پزشکی، به حالت هماهنگی میان

خداوند در قرآن کریم مفهوم اعتدال و میانه‌روی را با واژگانی چون «قوام»[۴]، «وسط»[۵]، «قصد»[۶]، «سواء»[۷] و «حنیف»[۸] بیان کرده و از اهمیت و ارزش آن سخن گفته است. اهمیت این امر به اندازه‌ای است که خداوند اعتدال را مبنا و اساس آفرینش این جهان معرفی می‌نماید. لذا دین اسلام اعتدال را یک امر اساسی و فراگیر در همهٔ عرصه‌ها دانسته و رعایت آن را لازم و ضروری اعلام می‌نماید، زیرا رعایت اعتدال و عدم افراط و تفریط سبب حصول نتیجهٔ دقیق و صحیح می‌شود؛ به‌گونه‌ای که ما می‌بینیم پیام‌آور دین اسلام، حضرت محمد (ص)، می‌فرمایند: «خیر الامور اوسطها: بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آن‌هاست.»[۹] لذا دین مبین اسلام انسان را به رعایت اعتدال در همهٔ شئون زندگی توصیه می‌نماید، زیرا اعتدال رمز موفقیت، تعالی و کمال و خروج از آن سبب انحراف است.

امام خمینی (ره)

دین اسلام دینی است که به دنبال هدایت، تربیت و سعادت انسان کامل است و در این راستا، انسان را به حرکت در راه راست و صراط مستقیم دعوت می‌کند و این راه را راهی میانه و درست معرفی می‌کند، زیرا طی نمودن آن را شرط سعادت و کمال می‌داند. در همین راستاست که خداوند در قرآن کریم، امت حق یعنی مسلمانان را امت وسط و میانه معرفی می‌کند که دارای اعتدال و میانه‌روی است. [۱۰]
به‌طور کلی، بررسی همه‌جانبهٔ آموزه‌های دین مبین اسلام به‌خوبی نشان‌دهندهٔ این حقیقت است که اسلام، نظام عالم را که نظام اَحسن است، به‌عنوان نظامی اعتدالی معرفی می‌نماید و انسان را در تمامی ابعاد و عرصه‌های زندگی، به تعادل و اعتدال دعوت می‌کند و او را از افراط و تفریط بازمی‌دارد. بر این اساس می‌توان گفت که اسلام، مکتب اعتدال است.

در راستای تحقق اهداف والای اسلام، ائمه معصومین (ع) بر همهٔ ارزش‌های اسلامی تأکید کرده‌اند و در راستای تحقق عملی این ارزش‌ها قدم برداشته‌اند. اعتدال نیز به‌عنوان یک ارزش انسانی و دینی، همواره در گفتار و عمل معصومین قابل مشاهده است. امیرالمؤمنین امام علی (ع) در عهدنامهٔ مالک اشتر، زمانی که وی را برای حکومت مصر برگزید، محبوب‌ترین امر نزد وی را در حق میانه‌ترین [۱۱] آن معرفی کرد. ایشان همچنین در جای دیگری، ثمرهٔ اعتدال را عدالت معرفی می‌کند: «بر تو باد به میانه‌روی در کارها؛ هرکس از میانه‌روی روی گرداند، ستم می‌کند و هرکس به آن چنگ زند، عدالت ورزد.»[۱۲]

همان‌طور که بیان شد، رعایت اعتدال در همهٔ وجوه زندگی انسان ضرورت دارد. در حوزهٔ اقتصاد، فرهنگ، اجتماع، سیاست و… که از جمله مهم‌ترین و اصلی‌ترین وجه آن می‌توان به اعتدال در حکومت و در رفتار و اعمال سیاسی اشاره کرد.

امام خمینی (ره) به‌عنوان فقیه عالی‌قدر و بیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران، اساس کار خود را اسلام قرار داد و در همهٔ عرصه‌ها، بر موازین و اصول اسلام جامهٔ عمل پوشاند. یکی از برجسته‌ترین اصولی که ایشان در همهٔ عرصه‌ها، به‌ویژه سیاست و حکومت تحقق بخشید، اصل رعایت اعتدال بود.

ایشان در شرایط زمانی خویش، با داشتن روحیهٔ انقلابی و برپایی مبارزات گسترده علیه رژیم شاهنشاهی به نمونه‌ای کامل برای اعتدال و میانه‌روی تبدیل شد. در حقیقت ایشان با تحقق احکام و اصول اسلام، سعی در حاکم کردن اعتدال واقعی نمود. اعتدالی که ایشان برای حاکم کردن آن تلاش کرد، با اعتدالی که در عرف زمانه تعریف می‌شد، تفاوت فراوانی داشت. ایشان اعتدالی را احیا نمود که هماهنگ با هدف خلقت و جهان طبیعت بود.

شاخصه‌های اعتدال در مکتب امام(ره) چیست

اعتدال در تعریف و معنای بشری، همواره با نوعی تسامح، تساهل، انفعال و سازش همراه است و در این نوع اعتدال، اصول و عقاید به‌راحتی قابل تغییرند. در این نوع اعتدال، با همهٔ افکار و عقاید، تعاملی یکسان صورت می‌گیرد، اما در اعتدالی که دین مبین اسلام تعریف می‌نماید، اصل اساسی، تحقق احکام اسلام است، زیرا با تحقق این احکام که از سوی خالق این جهان نازل شده است، تمام اعمال و رفتار انسان به تعادل خواهد رسید. بنابراین در این اعتدال که برای احیای اسلام است، انفعال و سازش با دشمنان اسلام جایی ندارد و مبارزه با ظلم و فساد و اجرای حدود الهی جزء سیاست اعتدال اسلامی است.

حرکت و قیام امام خمینی (ره) علیه نظام شاهنشاهی نیز تبلور و عینیت اعتدال و میانه‌روی بود، زیرا ایشان از یک‌سو علیه عقاید متجددانه و غرب‌زده‌ای قیام کرد که با اقدامات خود در پی نابودی اسلام و گسترش اسلام آمریکایی بودند؛ آن‌هایی که در انزوای روحانیون و جدا کردن دین از سیاست سعی داشتند ثابت کنند که اسلام توانایی ادارهٔ جامعه را نداشته و اسلام را همچون مسیحیت مربوط به امور فردی و محصور در کلیسا و حوزهٔ علمیه نمایند.

از سویی دیگر نیز اعتدالی بودن این قیام زمانی آشکار می‌شود که ما می‌بینیم خاستگاه اجتماعی امام روحانیت بود. روحانیتی که بعضاً دیده می‌شد در آن زمان دچار انزوا و تحجر و تقدس‌نمایی شده بود. امام از میان روحانیونی برخاست که بعضاً دین را از سیاست جدا کرده بودند و در انزوای کامل به سر می‌بردند. ایشان مبارزات خود را از حوزه‌های علمیه آغاز کردند و در عملی پیامبرگونه، مساجد و حوزه‌ها را کانون قیام خود قرار دادند.

ایشان ابتدا هدف حملات و انتقادات خود را رژیم شاهنشاهی قرار داد که با شعار تجدد، درصدد غربی کردن جامعه و نابودی اسلام بود و از طرفی این خود سبب وابستگی به غرب می‌شد. ایشان ابتدا تجددگرایی و روشن‌فکران غرب‌گرا را مورد انتقاد قرار دادند. امام معتقد بود که متجددین غرب‌زده دارای وابستگی فکری و مغزی به غرب هستند و تنها راه‌حل پیشرفت را غربی شدن می‌دانند. [۱۳] کند و این بیگانگی جامعه و روشن‌فکران از دین را نقشهٔ استعمار معرفی می‌نماید. [۱۴] وی این وابستگی به غرب را عامل بدبختی کشور اعلام می‌کرد. امام خمینی (ره) از طرف دیگر نیز خطر مقدس‌مآبان و تحجرگرایان را عنوان می‌کند و آنان را کسانی می‌داند که تیشه به ریشهٔ اسلام می‌زنند و آنان را دشمن رسولالله معرفی می‌کنند. [۱۵]

این سخنان امام خمینی (ره) در حقیقت طرد و نفی افراط و تفریط در نگرش به اسلام است. امام مبارزهٔ خود را با دیدگاه‌های غرب‌گرا که اسلام را ناتوان از ادارهٔ جامعه می‌دانستند آغاز کرد، اما از خطر تحجرگرایان نیز آگاه بود و پیوسته آن را هشدار می‌داد. ایشان معتقد بود که علت عقب‌ماندگی مسلمانان و تسلط استعمارگران، معرفی نادرست اسلام است؛ اسلامی که جامع‌ترین دین است و برای همهٔ مراحل و حوزه‌های زندگی انسان (فردی و اجتماعی) برنامه دارد. [۱۶]

امام خمینی راهکار مقابله با این دو گروه را احیای اسلام ناب محمدی می‌دانست که حد میانه و وسط دو گروه فوق بود و در حقیقت صراط مستقیم و خط اعتدالی برای هدایت انسان‌ها محسوب می‌شود. در واقع امام می‌خواست با احیای اسلام ناب محمدی، انسان‌ها و در نهایت جامعه را به تعادل برساند.

این میانه روی ایشان در آغاز مبارزات، تا پایان عمر ایشان ادامه داشت و شرایط حساس انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی وی را از رعایت این اصل اساسی باز نداشت. بدین جهت که ما می‌بینیم حتی در سخت‌ترین و حساس‌ترین شرایط، مقابله با این گروه‌های انحرافی را رها نکرد و از سپردن این انقلاب به دست لیبرال‌ها و ملی‌گرایان، که نگاه حداقلی و تفریطی به اسلام داشتند، خودداری کرد و کسانی از آنان که به مناصبی رسیده بودند، زمانی که برخلاف اهداف انقلاب حرکت کردند، به‌وسیلهٔ نهادها و مردم برکنار گردیدند.

لیبرال‌ها و ملی‌گرایان گروه‌های غرب‌گرایی بودند که به‌وسیلهٔ روشن‌فکران و تحصیل‌کردگان غرب تشکیل شده بودند و راه پیشرفت و رشد جامعه را غربی شدن می‌دانستند. آن‌ها نگاهی حداقلی به اسلام داشتند و اسلام را دینی می‌دانستند که تنها برای امور فردی برنامه دارد. این گروه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به‌عنوان طیف میانه‌رو فعالیت داشته و در برهه‌ای از زمان، مناصب کلیدی را در اختیار داشتند، اما به دلیل رویکرد غرب‌گرایی که داشتند و اخلال‌هایی که در مسیر پیشبرد اهداف انقلاب ایجاد کردند، از صحنهٔ سیاست و مناصب سیاسی طرد شدند.

سیاست‌ها و استراتژی‌های این گروه‌ها بازگشت به قدرت‌های غرب بود که در حقیقت شکل دیگری از سیاست‌های دوره پهلوی به شمار می‌رفت. لذا از منظر امام، که به دنبال احیای اسلام در برابر اسلام آمریکایی و اثبات کارآمدی دین در ادارهٔ جامعه بود و این خط را تنها خط اعتدالی جامعه می‌دانست، استراتژی ملی‌گرایان و لیبرال‌ها قابل پذیرش نبود. در نتیجه با روشن شدن عقاید آنان و مشکلات ناشی از آن، به مقابله با آنان و آگاه‌سازی مردم پرداخت تا خط حرکتی جمهوری اسلامی را بر خط اعتدال قرار دهد. همین امر سبب حمایت همه‌جانبهٔ ایشان از حرکت ضداستعماری و ضدآمریکایی دانشجویان و دانش‌آموزان در تسخیر لانهٔ جاسوسی در زمان دولت‌های لیبرالی شد که این امر خود به عاملی برای طرد لیبرال‌ها از صحنهٔ سیاست جمهوری اسلامی بدل گردید.
امام خمینی (ره) در سخنانی روشنگرانه، محور قرار گرفتن ملی‌گرایی را برخلاف اصول اساسی اسلام و عامل تفرقه و نفاق میان امت مسلمان معرفی می‌کند. ایشان گروه‌گرایی و ملی‌گرایی را در جهت سیاست‌های استعماری دانسته که صدمات و لطمات جبران‌ناپذیری را به اسلام و مسلمین وارد می‌کند. [۱۷] کند. این اعتقاد امام خمینی، برای جلوگیری از افراطگری و قومیت‌گرایی مطرح می‌شود تا از منحرف کردن خط اعتدالی انقلاب جلوگیری شود. وی براساس ارزش‌های والای اسلام، اعتقاد به اسلام و مذهب را عامل و محور می‌داند و مرز و کشور را عامل نادرستی برای دسته‌بندی انسان‌ها عنوان میکنند

امام خمینی (ره) 2 مجله

به‌طور کلی می‌توان گفت امام در شرایطی که جامعه در اثر افراط‌ها و تفریط‌های اعتقادی و سیاسی دچار آشفتگی شده بود، قیام کرد تا با احیای اسلام ناب محمدی، در مقابل متجددین و متحجرین بایستد. ایشان در پی احیای صراط مستقیمی بود که شرط بازگشت اعتدال به جامعه بود، زیرا در سایهٔ اعتدال است که می‌توان به امور اساسی چون عدالت و پیشرفت دست پیدا کرد. اما وی این اعتدال را به معنای مسامحه و تساهل، به‌ویژه در مقابل استکبار و استبداد نمی‌دانست. ایشان احیای اسلام ناب محمدی را سرلوحهٔ کار خویش قرار داد تا ایستادگی و پایداری بر اصول، اعتقادات، حقوق و منافع مسلمانان را عین اعتدال معرفی نماید و جامعه را از انحرافاتی چون عدم اعتماد به نفس و وابستگی به قدرت‌های دنیایی برهاند. ایشان در حقیقت احیای اسلام ناب محمدی را از واجبات اساسی می‌دانست که نجات انسان‌ها و جامعه، جز با آن ممکن نیست.

از دیگر حوزه‌هایی که عملکرد امام خمینی (ره) مظهر و تبلور اعتدال است، عرصهٔ سیاست خارجی است که با توجه به شرایط کنونی جامعهٔ ایران نیز دارای اهمیت فراوانی است. ایشان در مقابل سیاست خارجی که رژیم پهلوی داشت و همچنین در مقابل سیاست مسامحه‌گرانه و ضعیفی که بعد از انقلاب بعضی از گروه‌ها معتقد به آن بودند، سیاست خارجی را سرلوحهٔ کار خویش قرار داد که عین اعتدال بود و منافع حداکثری را برای اسلام و مسلمین تأمین می‌نمود.

در این حوزه، همانند سایر حوزه‌های اجتماعی و سیاسی، امام اصل اساسی را اسلام قرار داد و گام‌های خود را طبق صراط مستقیمی برداشت که خداوند به‌عنوان خط اعتدال هدایت مردم فروفرستاده بود. ایشان عمل برطبق اسلام و ایستادگی و پایداری بر اصول اساسی آن را عین اعتدال می‌دانست.

نگرش امام خمینی (ره) در عرصهٔ سیاست خارجی نوعی آرمان‌گرایی واقع‌بینانه بود. رویکردی که در عین حفظ آرمان‌های انقلابی و عادلانه، تأمین منافع ملی را از اساسی‌ترین اصول برنامهٔ خویش می‌دانست. در چارچوب نگرش حضرت امام، اعتدال در سیاست خارجی، مترادف با سلطه‌پذیری و سلطه‌گری، ظلم‌پذیری و ستمگری نیست، بلکه این امور خود عین خروج از اعتدال است. ایشان با درکی صحیح از مناسبات ناعادلانهٔ بین‌المللی، سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری را دو مسیر افراط و تفریط می‌دانست و احترام به حقوق اساسی هر ملت را عادلانه‌ترین و مطلوب‌ترین استراتژی بین‌المللی معرفی نمود.

همان‌طور که بیان شد، امام خمینی (ره) اعتدال در سیاست خارجی را به معنای تسامح و کوتاه آمدن در مقابل دشمن نمی‌دانست، بلکه برعکس، آن را مترادف با ایستادگی بر اصول اسلام و منافع ملی عنوان کرد تا با احیای ارزش‌های انسانی و اسلامی، اعتماد به نفس و عزت مسلمانان را در جامعهٔ بین‌المللی بیفزاید. در این راستا، می‌توان برترین اصول سیاست خارجی امام خمینی را، که نمود اعتدال بود، این‌چنین برشمرد:

۱. استکبارستیزی
۲. عدم سلطه‌گری و سلطه‌پذیری
۳. عدم ستمگری و ستم‌کشی
۴. حمایت از مستضعفان جهان
۵. اتحاد و همبستگی مسلمانان
۶. پایداری و ایستادگی بر اصول در مقابل دشمنان
۷. تقویت اعتماد به نفس و اتکا به خود در مقابل قدرت‌های شرق و غرب

از منظر امام، راه میانه و اعتدال، داشتن روحیهٔ انقلابی برای ایستادن در برابر استعمار و استبداد و در عین حال، رعایت عدالت در منصب قدرت است. لذا مشی سیاست خارجی حضرت امام (س) را باید رویکردی اعتدال‌گرا دانست. رویکردی که در چارچوب اصول سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی متجلی و متبلور است.

در حقیقت امام خمینی به دنبال این بود که با احیای اسلام، اجرای دقیق احکام آن و رشد و پیشرفت در سایهٔ آن، اعتماد به نفس و عزت را به جامعهٔ مسلمان و ایرانیان بازگرداند و بتواند سیاست حقیقی را در مقابل سیاست ماکیاولیستی مطرح نماید و در جهان به‌عنوان الگوی والای کشورداری معرفی نماید.

نتیجه‌گیری

امام خمینی (ره) به‌عنوان معمار نظام جمهوری اسلامی برای نجات جامعهٔ بحران‌زدهٔ زمان خویش به پا خاست و راه نجات را در بازگشت به اسلام ناب محمدی یافت. اسلامی که با ارائهٔ برنامه برای تمام مراحل زندگی به دنبال ساختن انسان کامل است. اسلامی که خداوند از آن به‌عنوان راه میانه یاد کرده است. امام به دنبال رهایی جامعهٔ خویش از افراط و تفریط‌های گسترده‌ای بود که جامعه را به سمت انحطاط کشانده بود. لذا اسلام ناب محمدی (ص) به‌عنوان عصارهٔ اندیشهٔ دینی حضرت امام (ره)، این مصلح و احیاگر بزرگ قرن، را می‌توان به‌مثابهٔ مانیفست انقلاب اسلامی دانست. اندیشه‌ای که انسان‌ها را بر خط اعتدال قرار می‌داد و تنها راه ممکن برای پیشرفت و نجات انسان‌ها بود و درخت تنومند نظام جمهوری اسلامی را به بار آورده است.

از این رو، اگر مفهوم اعتدال در چارچوب اندیشهٔ اسلام ناب محمدی (ص)، که مقصود حضرت امام بوده است، معیار قرار گیرد، می‌توان گفت که اعتدال یکی از اجزا و عناصر اصلی هویت انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی است. عنصری که نه تنها بیگانه با هویت و مبانی نظام جمهوری اسلامی نیست، بلکه می‌تواند موجب پیشبرد و تکامل اهداف انقلاب اسلامی گردد.

بارزترین عرصهٔ تجلی و تبلور این اعتدال، عرصهٔ سیاست خارجی است که هرگونه افراط و تفریط در این حوزه، سبب وابستگی، عقب ماندن و انحطاط جامعهٔ انسانی می‌گردد. وابستگی به غرب، که در نتیجهٔ عدم اعتماد به اصول اسلام به وجود می‌آید، سبب تباهی ظرفیت‌ها و استعدادهای جامعهٔ اسلامی می‌گردد.

[۱]. فرهنگ لغت معین.
[۲]. لسان‌العرب، ج ‌۹، ص ‌۸۵.
[۳]. التوقیف، ج ‌۱، ص ‌۴۳۱.
[۴]. فرقان: ۶۷.
[۵]. بقره: ‌۱۴۳.
[۶]. فرقان: ۶۷.
[۷]. روم: ۱۰.
[۸]. انعام: ۷۹.
[۹]. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۳۸۳.
[۱۰]. بقره: ۱۴۳.
[۱۱]. دشتی، محمد (۱۳۸۷)، نهج‌البلاغه، مؤسسهٔ فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمنین، قم، ص ۴۰۵.
[۱۲]. تمیمی آمدی، عبدالولحد بن محمد (۱۳۶۶)، غررالحکم و دررالکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلام، ص ۳۵۴.
[۱۳]. صحیفهٔ امام، ج ۱۲، ص ۴.
[۱۴]. امام خمینی، حکومت اسلامی، ص ۵.
[۱۵]. صحیفهٔ امام، ج ۲۱، ص ۲۷۷ و ۲۷۸.
[۱۶]. امام خمینی، حکومت اسلامی، ص ۵.
[۱۷]. صحیفهٔ امام، ج ‌۱۲، ص ۳۳۴.
«ملی‌گرایی این است که بعضی از این دولت‌های عربی می‌گویند عربیت و نه غیر. ملی‌گرایی این پان‌ایرانیسم است، این پان‌عربیسم است، این برخلاف دستور خداست و برخلاف قرآن مجید است. ما که می‌گوییم که جمهوری اسلامی، مجلس شورای اسلامی، برای اینکه از آن امامزاده ما معجزی ندیدیم! پنجاه سال است، بیشتر، ما را عقب راندند، پنجاه سال بیشتر است.‌»

منبع: برهان

 

ولادت امام جواد الائمه (علیه السلام);ولادتی که همگان را به سختی آزمود

جواد

تولد امام جواد علیه‌السلام، ظاهراً  دیرهنگام رخ داده است زیرا در آن عصر، مردم در سنین جوانی صاحب فرزند می‌شدند اما حضرت رضا علیه‌السلام در سنین جوانی صاحب فرزند نشد و امام جواد علیه‌السلام در سنین میان‌سالی پدر،‌ به دنیا آمدند. در اینجا می‌خواهیم با توجه به اوضاع شیعیان در آن روزگار، به یکی از قوانین مهم الهی که همان سنت امداد (و اضلال) هست، بپردازیم تا ببینیم چگونه یک تولد ظاهراً دیرهنگام، می‌تواند در راستای یکی از قوانین الهی قرار داشته باشد.

مبارک‌ترین مولود برای شیعیان

چهره دنیا در حالی به رخسار امام جواد علیه‌السلام منور شد که از عمر امام رضا علیه‌السلام بیش از چهل و پنج سال گذشته بود و این مسئله‌ای عادی نبود و مردم سال‌ها در انتظار بودند که از ایشان فرزندی به دنیا بیاید. كلیم بن عمران می‌گوید: به امام رضا علیه‌السلام گفتم : دعا كنید كه خداوند فرزندى به شما عنایت كند. امام فرمود: همانا خداوند یك فرزند به من عطا می‌کند كه او تنها وارث من خواهد بود.(۱)

نگاهی به احوال شیعیان در آن عصر

امام موسی کاظم علیه‌السلام سال‌ها در زندان به سر می‌برد؛ اما در میان شیعیان وکیلانی تعیین فرموده بود تا به امور ایشان رسیدگی شود و از جمله وظایف وکیلان،‌ جمع‌آوری پول‌هایی بود که مردم به عنوان خمس برای امام معصوم می‌فرستادند. پس از شهادت امام کاظم علیه‌السلام، تعدادی از این افراد که مبالغ زیادی در اختیار داشتند، امامت حضرت رضا علیه‌السلام را انکار کردند و به نام واقفیه مشهور شدند. برای این کار خود نیز دلایلی تراشیدند؛ مثلاً گفتند امام کاظم علیه‌السلام از دنیا نرفته است بلکه غیبت نموده و بازخواهد گشت.

از طرف دیگر در هنگام شهادت حضرت کاظم علیه‌السلام، سالیانی از عمر امام رضا علیه‌السلام گذشته بود اما ایشان صاحب فرزند نبودند و این مسأله برای مردم جای سوال داشت زیرا امامت فرزندان معصوم پیامبر صلی‌الله علیه و آله، ‌سلسله‌ای پیوسته دارد و آن حضرات، همواره امام بعد از خود را در مجالس عمومی یا خصوصی معرفی می‌کرده‌اند اما امام رضا علیه‌السلام در آن زمان فرزندی نداشت که پس از ایشان امام باشد.

دانستن این قانون الهی، نگاه ما را در تحلیل علت تولد دیرهنگام امام جواد علیه‌السلام وسیع می‌کند؛ به عبارت دیگر، می‌توان میان شکّ شکاکان، و‌ تولد دیرهنگام امام جواد علیه‌السلام، رابطه‌ای یافت و طبق همین قانون به آن پی برد

این قضیه دستمایه‌ای برای واقفیه شده بود که بیشتر و بیشتر به آن حضرت طعن بزنند و بی‌فرزندی آن حضرت را دلیلی بر امام نبودن ایشان محسوب کنند. نامه “ابن قیاما” به امام رضا علیه‌السلام از این لحاظ قابل توجه است. او خطاب به حضرت رضا علیه‌السلام می‌نویسد: “چگونه ممکن است امام باشى در صورتی که فرزندى ندارى” و امام علیه‌السلام این‌گونه پاسخ دادند: “از کجا مى‏دانى که من فرزندى نخواهم داشت چند روزى طول نخواهد کشید که‏ خداوند بهمن پسرى عنایت‏ خواهد کرد که حق را از باطل جدا مى‏کند.” (۲)

در سال ۱۹۵ هجرى چشمان این عالَم به رخسار امام محمد (جواد) علیه‌السلام روشن شد. مادر آن جناب کنیزی با فضیلت به نام خیزران بود و با تولد ایشان، شایعات مربوط به امام رضا علیه‌السلام از ذهن بسیاری از ساده‌انگاران از میان رفت. شاید از این روست که امام رضا علیه‌السلام درباره او فرموده است: “این مولودى است که براى ‏شیعیان ما بابرکت ‏تر از او زاده نشده است.”(۳)

اگر ما در آن زمان بودیم

هر وقت با جریانات زندگی انبیاء و ائمه علیهم السلام آشنا می‌شویم جا دارد از خود بپرسیم که اگر ما در آن زمان بودیم، چه می‌کردیم؟ مثلاً اگر ما در زمان حضرت رضا علیه‌السلام بودیم و می‌دیدیم که در بین شیعیان معروف و محترم امام کاظم علیه‌السلام، افرادی وجود دارند که به امامت حضرت رضا علیه‌السلام ایمان ندارند و برای حرف خود دلایلی هم دارند و امام رضا علیه‌السلام هم با وجود گذشت سالیان دراز، دارای فرزندی نشده‌اند که بتواند امام بعد از ایشان باشد؛ آیا همه این‌ها باعث نمی‌شد که امامت حضرت رضا علیه‌السلام را منکر شویم یا لااقل نسبت به آن تردید کنیم؟

سنتی الهی به نام امداد

تکذیب و افتراء و شک درباره ائمه علیهم السلام، موضوع عجیبی نیست. قرآن کریم نام انبیاء فراوانی را می‌برد که در میان قوم خود بودند، اخلاق زیبایشان را مردم می‌شناختند اما نبوت آن‌ها را انکار می‌کردند و ایشان را دروغ‌گو، ساحر،‌ مجنون و غیره می‌شمردند. از اینجا می‌فهمیم که خداوند صبوتر از آن است که در مجازات کسانی که به اولیائش توهین می‌کنند عجله کند؛ بلکه مهلت می‌دهد و مردم را آزمایش می‌کند.

به عبارت دیگر، خدای متعال هدایت را برای بشر می‌پسندد، اما از هدایت اجباری و جبرگونه بشر دوری می‌کند. شرایط را مهیا می‌کند تا هر کس خواست هدایت را برگزیند و هر کس خواست گمراهی را و در این دنیا، بازار هدایت و گمراهی هرگز خالی نخواهد شد و هر یک مشتریانی خواهد داشت.

متاع کفر و دین بی‌مشتری نیست                           گروهی این، گروهی آن پسندند

خدای متعال خود نیز به مشتاقان گمراهی کمک می‌رساند؛ یعنی اگر کسی با رفتار و نیت‌های خود به خدا اعلام کند که هدایت را نمی‌خواهد،‌ هرچند که در لقلقه زبان دعای هدایت کند؛ خداوند خواست واقعی او را که همانا گمراه شدن است، اجابت می‌کند و او را در راه گمراهی موفق می‌نماید.

در سوره اسراء، خدا درباره دو گروه سخن گفته است: یکی کسانی که فقط دنیای زودگذر را اراده می‌کنند و دیگر کسانی که در راه اراده آخرت، سعی شایسته می‌کنند و در ادامه، قانون کلی “امداد” را بیان فرموده است:

کلاً نُّمِدُّ هَۆُلَاءِ وَ هَۆُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ  وَ مَا كاَنَ عَطَاءُ رَبِّكَ محَظُورًا(۴)

هر یك از دو گروه دنیاطلب و آخرت خواه را [در این دنیا] از عطاى پروردگارت یارى دهیم، و عطاى پروردگارت ممنوع شدنى نیست.

بنابراین خداوند هم به مشتاقان هدایت و هم به مشتاقان گمراهی، کمک‌رسانی می‌کند. جالب آنکه خدا در وصف قرآن نیز هر دو فعل “یهدی” و “یضل” را آورده است.

قانون امداد و تحلیل ولادت دیرمانند امام نهم

کسانی که در آن زمان از خدا، هدایت خواسته بودند، قلبشان به امامت حضرت رضا علیه‌السلام باز شد و نشانه‌های امامت را در وجود ایشان تشخیص دادند؛ در مقابل، کسانی که در دل خود از خدا تقاضای هدایت را نداشتند، در شک خود باقی ماندند و فرزند نداشتن امام رضا علیه‌السلام نیز دلیلی دیگر شد تا در این حالت خود باقی بمانند و در گمراهی خود تثبیت شوند.

جایگاه خود را معین کنیم

ما نیز مانند مردمی که در زمان حضرت رضا علیه‌السلام می‌زیستند، در آزمون الهی قرار داریم. چشمان ما نیز ممکن است مانند بعضی از مردم آن دوران، از دیدن واضح‌ترین حقایق کور گردد و در این راه، نشانه‌ها و کمکهایی هم دریافت کند. مهمتر از آنچه به زبان می‌گوییم، اراده‌های درونی و سعی جدی‌ ما در آن راه است. در اینجاست که اهمیت اراده‌های درونی و پیگیری جدی در راه هدف‌های درست، مشخص می‌شود.

پی نوشت:
۱.       بحارالانوار،ج۵۰، ص۱۶
۲.       کافی، ج۱، ص۳۲۰
۳.       کافی، ج۱، ص۳۲۱
۴.       سوره اسراء، آیه۲۰
روح‌الله رستگار صفت
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


دریافت تایپوی نام مبارک “جواد الائمه” در لینک : shia-art.ir/post/337

امام جواد الائمه (علیه السلام) :
سه چیز است که اگر در کسی باشد سبب خشنودی خداست: زیاد استغفار کردن، همنشینی خوب، و زیاد صدقه دادن
و سه چیز است که هرکس دارا باشد پشیمان نمی شود : پرهیز از عجله، مشورت در کارها، و توکل بر خدا وقتی تصمیم به انجام کاری گرفتی.

«الفصول المهمه، صفحه ۲۷۵»

مولودی بسیار زیبای حاج محمود کریمی هم تقدیم به عاشقان این امام عزیز

دانلود 

و اینکه عیدتون مبارک 🙂

 

اعمال ماه مبارک رجب

خدا رجب

فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت‌شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور می‌گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت‌شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می‌گردد.

و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.

از امام صادق(علیه‌السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را “أصب” مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

ابن بابویه از سالم روایت كرده است كه گفت: در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه‌السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر از خدا كسى نمى‏داند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه‌دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.

پس گفتم یابن رسول‌الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر كس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت‌شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .

اعمال مشترك ماه مبارک رجب

اینها اعمالی است كه انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به‌روز معینی ندارد و آن چند مورد است :

۱- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت‌شده امام زین‌العابدین(علیه‌السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:

یَا مَنْ یَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ .”

۲- دعایی را كه از امام صادق(علیه‌السلام) روایت‌شده، خوانده شود:

«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ

۳- از امام صادق (علیه‌السلام) روایت‌شده كه در ماه رجب این خوانده شود:

«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِینَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْكَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که می‌توانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .

۴- از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت‌شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.

۵- از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه “لا إِلَهَ إِلا اللهُ” بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .

۶- روایت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید: “أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ” و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند كند و بگوید: “اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ” اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند .

۷- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد .

۸- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند.

۹- سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد یك مرتبه و آیة الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و  سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى كه این نماز را گزارده تا روزى كه بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیه‌ای كه خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود .

۱۰- سه روز از این ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا كه روایت‌شده هر كس در یكى از ماه‌هاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد.

۱۱- از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت‌شده است كه: هر كس در یك شب از شب‌هاى ماه رجب ده ركعت نماز به این نحو که در هر ركعت حمد و قل یا ایها الكافرون یك مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را می‌آمرزد.

اعمال شب و روز اول ماه رجب

شب اول

این شب، شب شریفى است و در آن چند عمل وارد شده است .

۱- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگوید:

اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّكَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه چون هلال رجب را مى‏دید مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.

۲- غسل.

حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر كس ماه رجب را درك كند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می‌شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

۳- زیارت امام حسین علیه‌السلام .

۴- بعد از نماز مغرب بیست ركعت، یعنی ۱۰ تا دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.

۵- بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز گزارده شود بدین نحو:

در ركعت اول حمد و ألم نشرح یك مرتبه و توحید سه مرتبه و در ركعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

روز اول رجب

این روز، روز شریفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است:

۱- روزه .

روایت‌شده كه حضرت نوح (علیه‌السلام) در این روز به كشتى سوار شد و به كسانى كه همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر كس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال از او دور شود .

۲- غسل .

۳- زیارت امام حسین علیه‌السلام.

از امام جعفر صادق(علیه‌السلام) روایت‌شده است که: هر كس امام حسین (علیه‌السلام) را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است ان شاء الله.

اعمال شب و روز مبعث

 التماس دعا                                                                                                                     

برگرفته از مفاتیح الجنان

 بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

روش ها را از استاد اصلی بیاموزیم

 امام علی (ع) روش

دانلود کتاب شریف نهج البلاغه با شیوه کم علامت

قرآن مجید یگانه کتاب آسمانی مصون‌مانده از تحریف است که جامع‌ترین و استوارترین آموزه‌های وحیانی را در اختیار بشر قرار می‌دهد. دستیابی صحیح و روشمند به آموزه‌های این کتاب بزرگ، به ویژه با توجه به بیان دقیق و خارق‌العاده آن، روش‌شناسی خاص خود را می‌طلبد و شناخت لغزشگاه‌ها و پیش‌گیری از تحریف معنوی و برداشت‌های سطحی از این کتاب گران‌سنگ، بستگی کامل به تعریف و تبیین دقیق و عمیق مبانی و روش فهم و تفسیر آن دارد.

 قرآن کریم طبق اوصافی که خود برای خویش ذکر کرده، بیان و تبیان و کتاب مبین، به زبان عربی آشکار و برای پند گرفتن سهل و آسان است، ولی هر اندیشمند بینایی که با قرآن و معارف آن آشنایی داشته باشد، به خوبی درمی‌یابد که علوم و معارف نهفته در قرآن دارای سطح‌ها و مراتب گوناگون است و دلالت آیات کریمه بر آن معارف، یکسان نیست. در نتیجه در برخورد با این کتاب باید از روش‌های خاص خود بهره گرفت. امام علی (علیه‌السلام) در سخنان خویش برخی از این روش‌ها را معرفی کرده و یا به کار برده‌اند.

روش‌های تفسیری در نهج البلاغهروش

مهم‌ترین گونه‌ها و روش‌های تفسیری امیر المۆمنین (علیه‌السلام) در نهج البلاغه عبارت‌اند از:

۱ـ تفسیر قرآن به قرآن: یکی از بهترین و استوارترین روش‌های تفسیر قرآن، روش تفسیر قرآن به قرآن است. در این روش، مفسر با رجوع به کتاب خدا، ملاک و محور بیانات خود را قرآن قرار داده و از روشن‌گری‌ها و اشارات قرآن در فهم آیات آن بهره و مدد می‌گیرد. امام علی (علیه‌السلام) این روش را تأیید کرده و می‌فرمایند: “قرآن کتابی است که بعضی از آن به وسیله بعضی دیگر به سخن درمی‌آید و برخی بر برخی دیگر گواهی می‌دهد”. (دشتی، ص ۱۷۸(

ایشان خود از این روش در تفسیر بعضی از آیات قرآن بهره برده‌اند. به عنوان نمونه در مورد آیه ۲۱ سوره ق “وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهید”؛ “و هر كسى مى‏آید [درحالی‌که] با او سوق‏دهنده و گواهی دهنده‌ای است” ‏می‌فرمایند: “سائق‏ یسوقها إلى محشرها و شاهد یشهد علیها بعملها”؛ “و هر نفسی را راننده‌ای همراه است که او را تا محشری می‌راند، و گواهی که بر کرده او گواهی می‌دهد، و آنچه کرده است می‌داند”. (نهج البلاغه، ص ۱۱۶(

درباره مصداق آیه میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد. گفته‌شده است که شاهد از “ملائکه و یا اعضا و جوارح بدن انسان” و یا “عمل انسان” است و یا حتی گفته‌شده پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است. اما سیاق کلام حضرت به گونه‌ای است که از میان آرای بالا فقط نظری که “شاهد” را “اعضا و جوارح” معرفی می‌کند سازگار است. از جمله آیاتی که منبع تفسیری امام برای این آیه هستند نور/۲۴، یس/۶۵ و فصلت/۲۰ است.

ای علی! امت من پس از من به زودی دچار فتنه می‌گردند … ای علی! پس از من مردم به مال‌های خود فریفته شوند و به دین خویش بر خدا منت نهند؛ رحمت پروردگار آرزو کنند، و از سطوت او ایمن زیند؛ حرام خدا را حلال شمارند؛ یا شبهه‌های دروغ و هوس‌هایی که به غفلت درسردارند. می را نبیذ گویند و حلال پندارند؛ حرام را هدایت خوانند و ربا را معامله دانند”

 

۲ـ تفسیر قرآن به سنت:

 یکی از موارد تفسیر قرآن در نهج البلاغه، خطبه ۱۵۶ است. امام (علیه‌السلام) در این خطبه که پس از پیروزی در جنگ جمل برای مردم بصره ایراد فرمودند، به بیان مباحثی در مورد فتنه‌انگیزی اصحاب جمل پرداختند و در پایان فردی از ایشان پرسید: “ای امیر المۆمنین ما را از فتنه آگاه کن. آیا نسبت به فتنه، از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) سۆالی نکرده‌ای؟” امام در جواب به تفسیر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از دو آیه ابتدایی سوره عنکبوت اشاره فرمودند: “چون خدا این آیت را فرستاد پرسیدم: ای رسول خدا! این فتنه‌ای که خدا تو را از آن خبر داده چیست؟

فرمود: ای علی! امت من پس از من به زودی دچار فتنه می‌گردند … ای علی! پس از من مردم به مال‌های خود فریفته شوند و به دین خویش بر خدا منت نهند؛ رحمت پروردگار آرزو کنند، و از سطوت او ایمن زیند؛ حرام خدا را حلال شمارند؛ یا شبهه‌های دروغ و هوس‌هایی که به غفلت درسردارند. می را نبیذ گویند و حلال پندارند؛ حرام را هدایت خوانند و ربا را معامله دانند”. (خطبه ۱۵۶(

۳ـ ادبیات عرب، زبان‌شناسی و مفهوم واژگان:

 برای فهم و تبیین مفاد آیات کریمه قرآن، افزون بر دانستن مفاهیم عرفی ماده واژه‌ها، شناخت معانی و نکته‌هایی که در ساخت و قالب‌های ترکیبی و موقعیت ویژه کلمات و جملات آیات بر آن‌ها دلالت دارند نیز لازم و ضروری است و تبیین مفاد آیات کریمه بدون شناخت امور یادشده غیرممکن و ناقص خواهد بود. در نتیجه آشنایی عمیق و دقیق با زبان عربی آن‌چنان ضرورت دارد که بی‌آن نه اجازه تفسیر دارد و نه توانایی آن را. این موضوع در نهج البلاغه، مورد نظر امام علی (علیه‌السلام) واقع شده است. به عنوان مثال تفسیر آیه ۳۴ سوره بقره را می‌توان بررسی نمود: “وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیس‏ … “.

درباره چگونگی وقوع سجده برای موجودی جز خداوند و اینکه این سجده از چه نوعی می‌تواند باشد، نظریات مختلفی مطرح شده است. آنچه در غالب این توضیحات مشترک است، آن است که سجده جز برای خداوند صحیح نیست و درباره آیاتی که در آن‌ها سجده برای موجودی جز خداوند مطرح می‌شود، گفته‌اند که این نوع سجده، سجده بزرگداشت بوده است و نه سجده عبادت. امام علی (علیه‌السلام) در خطبه اول به توضیح این امر پرداخته و می‌فرمایند: “خداوند از فرشتگان خواست تا آنچه در عهده‌دارند، ادا کنند و عهدی را که پذیرفته‌اند، وفا کنند، سجده او را از بن دندان بپذیرند؛ خود را خوار و او را بزرگ گیرند و فرمود اسْجُدُوا لِآدَمَ … “.

بررسی زبان‌شناختی درباره واژه “سجد” نشان می‌دهد که معنای محوری این واژه “سرنگون شدن و خم شدن” است که در بسیاری از کاربردهای خود در این معنا برای یک چیز عمود و ایستاده به کار می‌رود. این مفهوم فیزیکی در مسیر تحول خود برخی مفاهیم معنوی را هم در پی داشته است که عبارت‌اند از خشوع، فرمانبرداری و پرستش.

قرآن کریم طبق اوصافی که خود برای خویش ذکر کرده، بیان و تبیان و کتاب مبین، به زبان عربی آشکار و برای پند گرفتن سهل و آسان است، ولی هر اندیشمند بینایی که با قرآن و معارف آن آشنایی داشته باشد، به خوبی درمی‌یابد که علوم و معارف نهفته در قرآن دارای سطح‌ها و مراتب گوناگون است و دلالت آیات کریمه بر آن معارف، یکسان نیست. در نتیجه در برخورد با این کتاب باید از روش‌های خاص خود بهره گرفت. امام علی (علیه‌السلام) در سخنان خویش برخی از این روش‌ها را معرفی کرده و یا به کار برده‌اند

 

۴ـ روشتعقل و اجتهاد: بدیهیات عقلی و برهان‌های قطعی برگرفته از آن‌ها از قرائن متصل آیات به شمار می‌آیند. عقل، این قرائن را در اختیار قرار می‌دهد و از این رو از منابع تفسیر به شمار می‌آید. علی (علیه‌السلام) اقیانوس علم بود. استدلال او قوی و استنباط او صحیح و بی‌نقص بود. این نیرو نزد ایشان در فهم متون جایگاه ویژه‌ای داشت: “چون حدیثی را شنیدید، آن را فهم و رعایت کنید، نه بشنوید و روایت کنید که راویان علم بسیارند و به کاربندان آن اندک‌شمار”. (حکمت ۹۸(

نتیجه

امام علی (علیه‌السلام) به عنوان عالی‌ترین مفسر قرآن، روش‌هایی را برای تفسیر این کتاب آسمانی به کار برده‌اند که از میان آن‌ها می‌توان تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر قرآن به سنت، ادبیات عرب، زبان‌شناسی و مفهوم واژگان، تعقل و اجتهاد اشاره نمود. نگاهی به متن نهج البلاغه از زاویه ارتباط با قرآن در حد همین چند نمونه تفسیری پرده از این حقیقت برمی‌دارد که پیوند میان این دو متن، آنچنان ناگسستی است که کلمات حضرت امیر (علیه‌السلام) در جای‌جای نهج البلاغه بازتابی از مبانی و اصول نظری موجود در قرآن است و هیچ نقطه از کلام ایشان را نمی‌توان یافت از این معنا خالی باشد.

فرآوری: زینب مجلسی راد

بخش نهج البلاغه تبیان   

منابع:

روش تفسیر قرآن، محمود رجبی، ص ۳، ۲۴ و ۲۵.

مقاله “انطباق برخی نمونه‌های تفسیری در نهج البلاغه با روش‌های تفسیری”، محمود مکوند.

مقاله “گونه‌شناسی تفسیر قرآن کریم در نهج البلاغه”، سید علی اکبر ربیع نتاج، محمد صادق حیدری.

 منبع:تبیان

اهميّت و فضایل نماز را بشناسیم [مقاله ای از آیت‌الله مظاهری قدری ]

نماز
نماز
نماز

به تناسب اشاره به اهمیت نماز شب در سیر و سلوک، آیت‌الله مظاهری قدری به اصل موضوع نماز که آن هم در سلوک معنوی انسان‌ها از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و در قرآن کریم و روایات شریف چهارده معصوم«ع»، تأکید فراوانی بر آن شده است، پرداخته است. که متن آن در پی می‌آید:

اهمیت و فضائل نماز

يكي از مهم‌ترين احكام عملي اسلام که بعد از اصول دين، از بارزترين نشانه‌هاي متّقي به شمار مي‌رود، نماز است. قرآن كريم مي‌فرمايد:

«الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ» [۱]

(پرهيزكاران) کساني هستند که به غيب ايمان دارند و نماز را برپا مى‏كنند و از آنچه به آن‌ها روزى داده‏ايم، انفاق می‌نمایند.

قرآن مجید در این آیات، از ایمان به غیب (امور پنهان از حواس مانند خدا، وحى، فرشتگان، معاد و قضيه حضرت ولي‌عصر«عج») و زنده نگه‌داشتن نماز و اهمیت به انفاق، به عنوان ويژگي‌هاي انسان مؤمن و باتقوا یاد می‌کند و این صفات را از صفات متّقین بر می‌شمرد. همچنین از پيامبر«ص» و ائمۀ اطهار«ع»در اهمیت نماز روایات فراواني نقل شده‌ است. امام صادق«ع» مي‌فرمايند:

«مَا أَعْلَمُ شَيْئاً بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ أَفْضَلَ مِنْ هَذِهِ الصَّلَاةِ» [۲]

بعد از معرفت خداوند عبادتي را بالاتر از نماز نمي‌شناسم.

نماز مانند نهر روان و چشمه زلال و پاكيزه‌اي است كه انسان مؤمن هر روز روح و روان خود را در آن مي‌شويد. اميرالمؤمنين«ع» فرمودند: «پيامبر«ص» نماز را به چشمه زلال آب گرمي تشبيه فرمودند که نمازگزار در شبانه روز پنج نوبت در آن شستشو مي‌كند.» [۳] نماز بسياري از فضيلت‌ها و نيكويي‌ها را براي انسان تحصيل و بسياري از رذایل و زشتي‌ها را از او دور مي‌كند. قرآن شريف مي‌فرمايد:

«إنَّ الصَّلوةَ تَنهَي عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنكَرِ وَ لَذِكْرُ اللهِ أكْبَرُ وَ اللهُ ‌يَعْلَمُ مَا تَصْنَعونَ» [۴]

ادامه خواندن “اهميّت و فضایل نماز را بشناسیم [مقاله ای از آیت‌الله مظاهری قدری ]”

آداب و آثار و برکات مهمان نوازی

نوروز
مهمان
مهمان

بزرگداشت ایام نوروز مصادف است با روزهایی که زیبایی سحرانگیز طبیعت، قدرت خداوند و تجدید حیات و معاد را در خاطره‌ها زنده می‌کند به علاوه در نوروز مردم اقدام به کارهایی می‌کنند که شارع مقدس به آن تشویق نموده است؛ مثل: نظافت و خانه‌تکانی، صله‌رحم، خوشحال کردن مؤمنان، از بین بردن دشمنی‌ها و کینه‌ها، آزادی زندانیان و غیره.

صله‌رحم درجاتی دارد که با توجه به توان فرد، عرف اجتماع، نیاز افراد و برخورد و جواب دهی آنان متفاوت و قابل‌تغییر است و به هر حال تا هر درجه‌ای که ممکن است باید به این برنامه دینی عمل کرد.

مرجع و معیارِ در چگونگی ابراز محبت و احسان، عرف است؛ زیرا به حسب عادات و رسومِ افراد و نزدیک و دور بودنِ آن‌ها فرق می‌کند. نوع این ارتباط به نیاز افراد نیز بستگی دارد آن چنان که ممکن است بعضى نیاز مادّى داشته باشند

و بعضى نیاز مادى نداشته ولى به کمک دیگرى نیازمند باشند؛ مانند پیرمرد و پیرزن افتاده‌ای که باید آنان را رسیدگی نمود، و بعضى ممکن است کمکِ فکرى بخواهند. و بعضى هیچ نیازی ندارند و فقط باید از آنان احوال‌پرسی کرد.

مقدار و حدود صلۀ رحم نسبی است؛ یعنی نسبت به افراد و محیطی که در آن زندگی می‌کنند متفاوت است؛ مهم آن است که شخص در عرف خودشان قاطع رح محسوب نشود.

از امام صادق (ع) روایت‌شده که فرمود: لقمان به پسرش گفت: پسر جان! … با همۀ مردم خوش‌خلق باش. پسرم اگر مال دنیایى نداشتى که با آن صله‌رحم کنى، و بر برادران تفضل نمایى، حسن خلق و روى خوش داشته باش، چون کسى که حسن خلق دارد خوبان او را دوست می‌دارند، و بدکاران از او دورى می‌نمایند.

باز آن حضرت می‌فرماید: “پیوند خویشاوندى خویش را حتى با جرعه‌ای از آب محکم کن و بهترین راه براى خدمت به آنان این است که (دست کم) از تو آزار و مزاحمتى نبینند”

ضيافت، مهماندارى و مهمان‌نوازی، دست و دل باز بودن و سفره‌ای گشوده داشتن ، نشانه جوان مردى و يكى از برجسته‌ترین ارزش‌های انسانى و مكارم اخلاقى است. اسلام نيز اهتمام ویژه‌ای به اين خصلت والاى انسانى دارد و پيشوايان اين آيين آسمانى ، با تعبيرهاى گوناگون و تنبّه آفرين ، مسلمانان را به آن ، توصيه و تشويق کرده‌اند .

از نظر روايات اسلامى، مهمان‌نوازی، يكى از برترين مكارم اخلاقى است كه در آن، مهمان، نه تنها روزىِ خود را می‌آورد و از روزىِ انسان نمی‌کاهد ، بلكه بر آن نيز می‌افزاید.

چنانکه پيامبر اکرم(ص) در حدیثی می‌فرمایند: ميهمان، روزى خود را می‌آورد و گناهان اهل خانه را می‌برد. برعكس ، خوددارى از پذيرفتن مهمان ، نشانه قساوت قلب انسان ، و كوچ كردن خير و بركت از خانه‌ای است كه در آن زندگى می‌کند .

با تأمّل در اين موارد و ساير مواردى كه اطعام ديگران ، مورد تأكيد قرارگرفته ، می‌توان دريافت كه در همه مواردى كه خداوند متعال ، نعمت خاصى را به انسان ارزانى داشته و يا بلايى را از او دفع كرده و يا اطعام ديگران آثار و بركات بيشترى دارد (مانند افطارى دادن در ماه رمضان ، و يا مراسم عزادارى سیدالشهدا امام حسين علیه‌السلام )، مهمانى، از فضيلت بيشترى برخوردار است.

الف: آداب میزبان

در روايات اسلامى ، افزون بر تشويق و تأكيد فراوان بر فرهنگ مهمان‌نوازی ، رهنمودهاى بسيار ارزنده‌ای در جهت تصحيح و تقويت اين فرهنگ ارائه‌شده است كه می‌توان آن‌ها را به دو دسته آداب ميزبان و آداب مهمان تقسيم كرد که گرامی‌داشت مهمان؛ خوش‌رویی و ابراز محبت؛مقدّم داشتن مهمان؛ خدمت به مهمان؛

در اختيار نهادن آنچه مهمان نياز دارد؛ پذيرايى كردن با بهترين چيزى كه دارد؛ نيكو پذيرايى كردن فرما نبری؛كوشيدن در پذيرايى از مهمان دعوت‌شده؛ زودتر شروع كردن غذا و ديرتر دست كشيدن از آن؛ صرف غذا با مهمان؛ تعارف كردن مهمان به خوردن؛ بدرقه كردن مهمان تا درِ خانه  از جمله آداب میزبان به شمار می رود.

همچنین در روایات بر ترک خودنمايى و شهرت‌طلبی؛تشريفات مشقّت بار؛تعارف دروغين؛ به کار گرفتن مهمان؛ روزه گرفتن ، بدون اجازه مهمان؛كمك كردن در رفتن مهمان از سوی میزبان تأکید شده است. گفتنى است كه همه اين آداب ، در حقيقت ، به دو اصل اساسى باز می‌گردند :

۱. تكريم مهمان

بيشتر آدابى كه بدان اشاره شد ، در واقع ، جلوه‌های تكريم مهمان و احترام نسبت به اوست .اين اصل ، تا آن جا از نظر پيشوايان اسلام اهميت دارد كه پيامبر (ص)خطاب به امام على (ع)می‌فرماید : مهمان را گرچه كافر باشد ، گرامى بدار .

در ميان همه امورى كه گرامی‌داشت مهمان شمرده‌شده ، خوش‌رویی و ابراز مهر و محبت نسبت به مهمان ، جايگاه ویژه‌ای دارد . در واقع ، بدون رعايت اين اصل ، همه تلاش‌های ميزبان براى گرامی‌داشت مهمان ، بی‌ثمر خواهد بود .

لذا در روايتى از امام على (ع)آمده :چهره گشاده ، از تُرش روىِ ایثار کننده ، بهتر است .اين سخن ، به روشنى بر اين نكته دلالت دارد كه ايثار و مقدّم داشتن ديگران بر خود ـ كه به مراتب از مهمانى ، ارزشمندتر است ـ ، اگر با خوش‌رویی همراه نباشد ، ارزشى ندارد ، چه رسد به مهمانى .

۲ . پرهيز ميزبان از رفتارهاى غیراخلاقی

هر چند احترام كردن و بزرگداشت مهمان ، كارى بسيار شايسته است ، با اين حال ، بايد دانست همه امورى كه از نظر برخى ، گراميداشت مهمان محسوب مى شوند ، در اسلام پسنديده نيستند ؛ بلكه از نظر اسلام ، تكريم مهمان در محدوده ارزش‌های اخلاقى ، مطلوب است .

براى مثال ، تلاش هايى كه گاه در تهيه امكانات پذيرايى بهتر ، باانگیزه خودنمايى و شهرت‌طلبی صورت مى گيرد ، از آن رو كه كارى غیراخلاقی است ، از نظر اسلام به شدّتْ نكوهيده است .

نكته بسيار مهمى كه يادآورى آن ضرورى است ، اين كه آداب ميزبانى ، منحصر به مواردى نيست كه در روايات اسلامى بدانها اشاره شده است؛ بلكه به طور كلى ، همه اقداماتى كه در ميان اقوام مختلف براى تكريم مهمان مرسوم است ، در صورتى كه از چارچوب ارزش‌های اخلاقى و شرعى ، پا را فراتر ننهد ، مورد تأييد و تأكيد اسلام است.

ب: آداب مهمان

یکسری از آدابی که بر انجام آن از سوی مهمان تأکید شده است، رعايت اولویت‌ها در پذيرش دعوت به مهمانی؛شرط كردنِ پرهيز از تكلّف و تشريفات؛ اجازه گرفتن براى ورود به خانه ميزبان؛ سلام كردن هنگام ورود به خانه؛ نشستن در جايى كه ميزبان پيشنهاد می‌کند؛

دعا كردن براى ميزبان؛ ترك كردن مهمانى پس از صرف غذا؛ پاسدارى از كرامت خود با رعايت مدّت اقامت و… است و دسته دوم ، امورى هستند كه مهمان بايد از انجام دادن آن‌ها سر باز زند و ترك آن‌ها نشانه ادب مهمان است كه عبارت‌اند از : شركت كردنِ بدون دعوت در مهمانى ديگران؛حضور در مهمانى ويژه ثروتمندان؛

حضور در مهمانى برپاشده باانگیزه هم‌چشمی؛ پذيرش مهمانى اهل ساز و آواز؛ پذيرش مهمانى مشرك ، منافق و فاسق؛ واداشتن ميزبان به تكلّف و تشريفات؛ ديگرى را همراه خود به مهمانى بردن؛روزه مستحب گرفتن ، مگر با اجازه ميزبان؛ ناچيز شمردن امكانات ميزبان؛پرس و جو در باره حلال بودن غذا .

با دقت در موارد یادشده ، به روشنى معلوم می‌شود كه همه اين آداب ، در واقع ، به سه اصل زيربنايىِ تكريم ميزبان، پرهيز از ايجاد زحمت و پرهيز از حضور در مهمانی‌های نكوهيده بازمی‌گردد.

حكمت تأكيد اسلام بر مهمان‌نوازی ، نزديك كردن هر چه بيشترِ دل‌ها و حاكم ساختن صفا و صميميت در جامعه است . از آن جا كه پذيرايى از مهمان ، در صورتى كه با زحمت همراه باشد ، با اين حكمتْ منافات دارد ، بخشى از رهنمودهايى كه در روايات اسلامى براى مهمانى ارائه‌شده ، جهت پيشگيرى از مزاحمت است ، مانند : وادار نكردنِ ميزبان به تشريفات ، بلكه پرهيز دادن وى از تكلّف و انجام تشريفات ، بدون دعوت به مهمانى نرفتن و اجتناب از توقّف طولانى و ملال‌آور در منزل ميزبان .

مهمان بايد شرايط خاص و موقعیت‌های ويژه ميزبانِ خود را در نظر بگيرد و از هر چيزى كه موجب دردسر گردد، دورى نمايد .

چه بسا موقعيت ميزبان و گاه فرصت او ايجاب می‌کند كه پس از صَرف غذا ، خداحافظى كند ، چنان كه قرآن كريم در مورد پيامبر خدا (ص)به مسلمانان توصيه می‌فرماید كه پس از صرف غذا با او خداحافظى كنند و به گفتگو ننشينند. گاه لازم است كه مهمان پس از صرف غذا ، مدّتى توقّف كند ؛

ولى بايد توجّه داشته باشد كه توقف بلند مدّت ، ملال‌آور است و كرامت و عزّت مهمان را سلب می‌نماید. در هر حال ، چنان كه در روايات اهل‌بیت (ع) آمده ، حداكثر مهمانى ، سه روز است و بقیه‌اش صدقه است.

به طور کلی از نظر اسلام ، شركت در مهمانی‌هایی كه موجب آلودگی‌های اعتقادى ، اخلاقى و عملى است ، و يا با كار مهم ترى در تعارض است پسنديده نيست و مورد نكوهش واقع شده است . لذا شخص مؤمن نبايد این‌گونه دعوت‌ها را بپذيرد .البته بايد توجّه داشت كه شركت در مهمانی‌های آلوده به گناه ، گناه محسوب می‌شود ؛ ولى شركت در مهمانى اى كه در تعارض با كارى مهم تراست ، هر چند نكوهيده شمرده‌شده ، ولى گناه نيست.

آثار مهمان‌نوازی

بر اساس آیات قرآن و روایات اسلامی مهمان‌نوازی از مکارم اخلاق است و یکی از نشانه‌های مؤمن چنانکه پيامبر اسلام(ص) فرمود: از مهمان پذيرايى نمی‌کند ، مگر آن كه مؤمن است. مهمان‌نوازی ، از مكارم اخلاق است. و نیز در روایتی دیگر حضرت تأکید می‌فرمایند: هر چيزى زكاتى دارد، و زكات خانه، اتاق مهمانى است.

امام صادق(ع) دراین‌باره فرمود :ابراهيم علیه‌السلام بسيار مهمان‌نواز بود ، به گونه‌ای كه اگر يك روز مهمانى نزدش نبود ، در جستجوى مهمان ، بيرون می‌رفت و درِ خانه‌اش را می‌بست و كليدها را بر می‌داشت تا اين كه مهمان می‌جست.

بر اساس روایات دینی ما روزىِ مهمان ، همراه اوست چنانکه امام كاظم(ع) در حدیثی می‌فرمایند: همانا كمك [خداوند] بر قومى ، به اندازه خرجشان نازل می‌شود، و مهمان ، هرگاه بر قومى فرود آيد ، روزی‌اش نيز با او در دامنش فرود می‌آید.

مهمان‌داری و مهمان‌نوازی آثار و برکاتی دارد از جمله آن گشايشِ روزى و ریزش گناهان است. پيامبر خدا (ص) دراین‌باره می فرمانید: كسى كه اطعام می‌کند ، سريع تر از فرو رفتن كارد در كوهان شتر ، به او روزى می‌رسد.

همچنین حضرت محمد مصطفی(ص) در حدیثی تأکید می‌فرمایند: هيچ مهمانى نيست كه بر قومى وارد شود ، مگر آن كه روزی‌اش در دامان اوست . پس، چون فرود آيد ، با روزی‌اش فرود می‌آید، و چون برود ، با گناهان آن‌ها ( ميزبان ) مى رود .

امیرالمؤمنین امام على(ع) نیز دراین‌باره فرمود: هيچ مؤمنى نيست كه مهمان را دوست بدارد ، مگر آن كه چون از قبرش بر می‌خیزد ، چهره‌اش مانند قرص ماهمی درخشد ، و اهل محشر می‌نگرند و می‌گویند : اين ، كسى جز پيامبرى مُرسل نيست!

و فرشته‌ای می‌گوید: اين ، مؤمنى است كه مهمان را دوست می‌دارد و او را گرامى می‌شمارد و راهى جز رفتن به بهشت ندارد. شیخ الائمه امام جعفر صادق (ع)نیز فرمود: هرگاه برادرت سرزده بر تو وارد شد ، با آنچه فراهم دارى، از او پذيرايى كن ؛ امّا اگر دعوتش كرده بودى ، تا جايى كه در توانت هست ، برايش بكوش.

توصیه به دعا كردن براى ميزبان

یکی از آدابی که درباره مهمان بدان اشاره شد این است که برای میزبان دعا کنند. در حدیثی به نقل از جابر بن عبد الله ـ  در سنن ابن داوود چنین آمده است که : ابو هَيثَم بن تَيِّهان ، براى پيامبر (ص) غذايى آماده ساخت و پيامبر صلی‌الله عليه و آله و يارانش را دعوت كرد.

چون از خوردنْ آسودند، پيامبر صلی‌الله عليه و آله فرمود: « برادرتان را پاداش دهيد » . ياران گفتند : اى پيامبر خدا ! پاداش دادن او چگونه است؟ فرمود: « هرگاه به خانه كسى رفتند و غذايش را خوردند و نوشيدنى اش را نوشيدند و برايش دعا كردند، اين ، خود، پاداش دادنِ اوست » .

—————–

برگرفته از کتاب«فرهنگ نامه مهماني» از آیت‌الله محمد محمدی ری شهری