بحث درباره مرگ مشکوک مالکوم شباز و خواننده آمریکا یی هیپ‌هاپ

برنامه «حکایت همچنان باقی است» شب گذشته با موضوع توسعه انقلاب اسلامی در خارج از ایران و شکنندگی رقیب و دشمن با مجری‌گری نادر طالب‌زاده از شبکه یک پخش شد. در این برنامه که با حضور احمد حنیف با استفاده از ارتباط زنده از لندن و امیر سلیمان شاعر شهیر شیعه آمریکایی همراه بود، مرضیه هاشمی مستندساز و گزارشگر شبکه Press TV در سخنانی در مورد مستند «رویای آمریکایی» که یکی از ساخته‌ها d خود او است، گفت: بعد از انتخاب باراک اوباما بسیاری می‌گفتند که نژادپرستی تمام‌شده است و من احساس کردم که الآن زمانی است که من باید این مسئله را بررسی کنم و بعد برای بررسی این موضوع به نیویورک رفتم.

بحث درباره مرگ مشکوک مالکوم شباز2

وی افزود: گروهی قرار بود که برای همراهی و گفتگو در این مستند من را کمک کنند اما بعد از مدتی به من گفتند که از دفتر مرکزی نیویورک با آن‌ها تماس گرفته‌اند که در صورت همکاری در ساخت این مستند با آن‌ها برخورد می‌شود و هزینه‌هایی که به آن‌ها پرداخت می‌شده قطع خواهد شد. البته آن‌ها خود بسیار تعجب می‌کردند که چگونه و از کدام طریق آن‌ها از محتوای مستند ما مطلع شده بودند. چیزی که برای من عجیب نبود.

البته اکنون ما می‌دانیم که نیروهای امنیتی آمریکا در تمامی نقاط دوربین‌های زیادی رادارند و از تمام اقدامات مطلع هستند.

گزارشگر شبکه Press Tv تصریح کرد: همچنین من مدتی در یک شبکه رادیویی راجع به موضوعات مختلفی صحبت می‌کردم و زمانی که وارد بحث اسرائیل می‌شدیم، دوستان من در آن مجموعه پاسخ‌های دیگری می‌دادند و وقتی از آن‌ها چرایی این موضوع را سؤال می‌کردیم آن‌ها علت این پاسخ را ورود به خط قرمزها بیان می‌کردند و می‌گفتند که هرکس از این خط قرمزها عبور کند شغل یا جان خود را از دست می‌دهد.

وی با اشاره به اینکه کار وی در حوزه خبر است و هرروز شاهد خبرهایی درباره جنایات تکفیری‌ها است، گفت: این افراد چهره منفی وزشتی از اسلام را نمایش می‌دهند این نمایش‌دهنده مسائل بسیاری است و اهداف آن‌ها را مشخص می‌کند برای مثال این مسئله بوکوحرام در نیجریه را همه می‌دانند که فقط بهانه‌ای برای ورود آمریکا به نیجریه است درحالی‌که هرروز در سراسر دنیا سربازان آمریکایی برای اینکه در اسلام نفوذ کنند دختران وزنان بسیاری را می‌کشند.

حنیف: امروز بزرگ‌ترین جهاد، مقاومت فرهنگی است

وی در پایان گفت: چندی پیش در زمان اعتکاف در دانشگاه اراک به دانشجویان گفتم که در کجای دنیا می‌توانستید به این آسودگی مراسم اعتکاف خود را برگزار کنید. ما در آمریکا آزاد هستیم اما هیچ‌گاه اجازه اجرای این‌گونه برنامه‌ها را نداریم. ما باید به این آزادی افتخار کنیم.

بحث درباره مرگ مشکوک مالکوم شباز 3

این آزادی از برکت شهدا و نیروهایی که هنوز دارند برای این نظام زحمت می‌کشند بوجود آمده است. ما در نعمت بزرگی قرار داریم اما این مسئله را درک نمی‌کنیم.

احمد حنیف، مستبصر و مبلغ دینی آمریکایی‌الاصل در ارتباط زنده با لندن به روی خط آمد و در پاسخ به سؤال طالب‌زاده در موضوع خرمشهر و ادامه این  مقاومت در سطح جهان گفت:‌ ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که نیروهای ظلم دنبال حفظ جایگاه خود هستند و این طبیعی است و در مقابل هم انقلابیون اقداماتی ضد ظلم اعمال می‌کنند پس وظیفه ما این است که این مسئله را بدانیم که مبارزه همچنان ادامه دارد. همچنین ما شاهد هستیم که مقاومت‌های ایران هم در طول این چند سال تغییر کرده است. در یک‌زمانی مقاومت نظامی اجرا می‌شد و درزمانی دیگر مقاومت اقتصادی شکل گرفت و اکنون مقاومت فرهنگی بوجود آمده است. باید توجه کرد که بزرگ‌ترین جهاد، مقاومت فرهنگی است.

وی افزود: زمانی که انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید، ما و گروه‌های بسیاری در دنیا خوشحال شدیم. زمانی هم که فتح خرمشهر شکل گرفت این مسئله برای ما قطعی شد که مظلومین و مستضعفین جهان باوجود قدرت و وسایل محدودی که دارند می‌دانند که باوجود رهبری مقتدر، ایمان قوی و همت و نظم این شهر فتح‌شدنی است.

حنیف بزرگ‌ترین چالش کنونی جهان را تغییر ظاهر ظلم دانسته و می‌گوید: در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ در آمریکا سیاه‌پوستان آمریکا به شکل علنی در مقابل آپارتاید فعالیت می‌کردند و این نشان از یکسان بودن ظاهر و باطن مسائل است.

البته سیر تکامل این ظلم نشان می‌دهد که نژاد مسئله بسیار مهمی نیست چراکه مسئله مهم قبول کردن سیستم ظلم و قدرت آمریکایی است. زمانی که اوباما به ریاست جمهوری انتخاب می‌شود این ظلم پیچیده‌تر شد. این بزرگ‌ترین مشکل ما است که بسیاری از جوانان ما در آمریکا در خواب هستند و اهل خواندن روزنامه و تحلیل نیستند و مشغول بازی‌های کامپیوتری هستند.

وی به شخصیت‌هایی همچون مالکوم ایکس و مالکوم شباز نوه دختری او اشاره و تصریح کرد: این نشان از این است که ایام دهه ۶۰ و ۷۰ تاریخ جهان سوم، ایام بیداری مردم بوده است چراکه در آن زمان امام، مالکوم ایکس و افراد دیگری در الجزایر و غنا حرکاتی انقلابی را آغاز کردند.

این نشان از قوی شدن ایدئولوژی شیعه در جهان است. از آن بالاتر قوی شدن ایدئولوژی اسلام است. مالکوم در این راه بسیار پیشرفت کرده بود درحالی‌که بسیار جوان کشته شد اما راه ادامه دارد.

بحث درباره مرگ مشکوک مالکوم شباز1  آمریکا

این مسلمان تابعه کانادا مهم‌ترین تفاوت فرهنگی و انسانی چند سال گذشته با اکنون را «احمق شدن انسان‌های کنونی» دانسته و گفت: اکثر جوانان کنونی نمی‌دانند که از جمع خود چه می‌خواهند و چگونه باید در آن جمع عمل کنند و بد و خوب را نمی‌شناسند و به‌جای آن سیستم به آن‌ها این نوع تفکر را وارد می‌کند که مسلمانان تروریست هستند. شما برای مثال به طرفداران جنبش اشغال وال‌استریت نگاهی بیندازید که چگونه ساکت شدند و این نشان از این است که نمی‌شود همیشه مردم را ساکت کرد. ما باید تلاش کنیم که از رسانه‌ها استفاده بیشتری کنیم تا اینکه بتوانیم جوانان را بیدار کنیم.

حنیف اشاره کرد: ما در مبارزات اقتصادی و سیاسی کنونی به پیروزی نمی‌رسیم مگر اینکه به این مورد دقت کنیم که بعد اخلاق در دین اسلام بسیار مهم است. ما شاهد هستیم که جریانات تکفیری اقدامات و تلاش‌های زیادی را در این حوزه انجام می‌دهند و اسلامی وحشی و ضد حقوق اسلامی و انسانی را ایجاد می‌کنند که باعث رعب و وحشت مردم می‌شود. این‌طور می‌شود که برخی از مردم فکر می‌کنند این چهره واقعی اسلام است و از آن فرار می‌کنند.

وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر چگونگی تشخیص راه درست توسط جوانان گفت: من فکر می‌کنم که جوان‌هایی که می‌خواهند به‌تازگی مسلمان شوند پتانسیل اینکه به گروه‌های تکفیری بپیوندند را بیشتر دارند چراکه این جریانات در اقدامات تبلیغی خود، نظم، پشتیبانی و پول بیشتری دارند و این‌گونه است که جوانان منحرف می‌شوند.

ما شاهد هستیم که گروه‌های شیعه در غرب بیشتر به حوزه‌های کشورها تقسیم‌شده‌اند و اگر هم کسی را در خود می‌پذیرند به‌عنوان مهمان است درحالی‌که آن‌هایی که از دیگر کشورها این مراکز را تشکیل داده‌اند حتی با نیازهای اولیه انسان‌های آن کشور و حتی تاریخ غرب و آمریکا آشنا نیستند.

احمد حنیف گفت: سال‌ها بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر من به یکی از دوستانم گفتم که چرا برای نمایش چهره واقعی اسلام راهپیمایی انجام نمی‌دهید؟ و او به من پاسخ داد که به این دلیل که آن‌ها به ما حمله می‌کنند و با ما برخورد می‌کنند من گفتم بسیار خوب ما هم فیلم این حمله را ضبط می‌کنیم و در شبکه‌های مختلف به نمایش درمی‌آوریم.

و این مثالی بود برای اینکه نشان دهم تا چه میزان عدم هماهنگی در اهداف وجود دارد. ما شاهد هستیم که امروزه حجم کثیری از سرخ‌پوستان مؤمن ما بهایی شده‌اند و این نشان از این است که ما نقشه‌ای نداریم و جلوی آن‌ها را نگرفته‌ایم.

این مسلمان تبعه کانادا افزود: یکی از دلایل عدم توفیق مبارزه در آمریکا این است که سیاه‌پوستانی که اکثریت مبارزان را تشکیل می‌دهند خود در اقلیت قرار دارند و نمی‌توانند قیام کنند و دولت را عوض کنند. در دنیای آزاد حرف و سخنرانی تأثیر خوبی را دارد و اکثر رهبران سیاه‌پوست سخنرانان خوبی هستند و در این جریان ما شاهد هستیم که شاعر و خواننده نیز پیدا می‌شود چراکه مهم‌ترین وسیله برای انتقال پیام همین هنر است.

وی در پایان گفت: زمانی که ما شاهدیم که تعداد سیاه‌پوستان برای تغییر دولت کافی نیست پس آن‌ها باید که بر روی احساسات تأثیر بگذارند و از هنر و روش‌های جذاب اجتماعی استفاده کنند و البته باید توجه کرد که غرب قصد دارد که صنعت موسیقی را منحرف کند.

امیر سلیمان شاعر شهیر آمریکایی که در عرصه موسیقی هیپ‌هاپ نیز فعالیت می‌کند، در بخش دیگری از این برنامه در سخنانی گفت: من از ۹ یا ۱۰ سالگی در زمینه‌های هنری فعال بوده‌ام و همیشه شیفته شناخت کشورهای دیگر و ممل دیگر بوده‌ام. زمانی که در حال آشنایی با کشورهای مختلف بودم با پیامبر آشنا شدم و یکی شعرهای من از بازخورد عاطفی من با پیامبر (ص) شکل‌گرفته است. من یک شاعر هستم و اشعار من واصلی‌ترین هنر من در این زمینه است.

وی در مورد چرایی دعوت خود به دانشگاه‌هایی مانند هاروارد گفت: این تجربه بسیار زیبایی بود که من دیدگاه‌های خودم را از طریق ابزار شعر بیان می‌کردم و این اشعار موردتوجه قرار می‌گرفت و با من ارتباط می‌گرفتند که شعر خود را بخوانم. کسانی که تجربه هیجانی این نوع موسیقی را درک کرده باشند هیچ‌گاه تجربه دینی این نوع موسیقی را درک نمی‌کنند و ما سعی کردیم که از طریق این موسیقی بر روی قلب‌ها تأثیر بگذاریم.

وی همچنین بخش‌هایی از برخی از شعرهای خود را خواند و در همین رابطه ویدئوهایی از ترانه‌های او در این برنامه به نمایش درآمد. سلیمان که برای حضور در جشنواره جایزه بزرگ پیامبر اعظم (ص) به ایران آمده بود با قرائت اشعار و سرودهای خود در این برنامه میزان عشق و علاقه خود به حضرت رسول اعظم (ص) را بیان می‌کرد.

زرگری، یکی از دوستان ایرانی مالکوم شباز که دوستی مشترکی هم با امیر سلیمان داشت، در بخشی از این برنامه به ماجرای آشنایی خود با نوه دختری مالکوم ایکس که چند سال پیش در اقدامی مشکوک به قتل رسید، گفت: من زمانی با مالکوم آشنا شدم که به‌تازگی از سوریه و یادگیری دروس طلبگی بازگشته بود. این فرد، جوانیِ بسیار سختی را تجربه کرده  بود.

چراکه مادر او به دلیل صحنه کشته شدن پدربزرگش مالکوم ایکس در مقابل چشمان او وضعیت روحی مناسبی نداشته و بارها توسط اف بی آی دستگیرشده است. زمانی در کودکی برای شیطنتی که او انجام می‌دهد خانه مادربزرگ او آتش می‌گیرد مادربزرگ وی برای کمک به او وارد خانه شده و می‌سوزد و بعد از چند هفته نیز فوت می‌کند و این اتفاق دلیلی می‌شود که پلیس قاتل او را مالکوم شباز بداند و او را به زندان می‌برند.

وی افزود: چند بار به دلایل واهی وی را به زندان می‌فرستند و در آن زندان‌ها بوده که با فردی دورگه ایرانی و مکزیکی آشنا می‌شود و در دیدار با این فرد شیعه می‌شود و بعد از آزادی برای تحصیل به حوزه علمیه حضرت زینب (س) در سوریه می‌رود.

زمانی که به سوریه می‌رسد متوجه می‌شود که نه پول دارد و نه زبانان شهرها را بلد است پس در کناری می‌نشیند و از خدا می‌خواهد که او را کمک کند در همان لحظه فردی ازآنجا عبور می‌کند و او را به حوزه می‌رساند و بعداً مشخص می‌شود که آن فرد همان رئیس حوزه علمیه حضرت زینب (س) سوریه بوده است.

او همچنین به تلاش شباز برای سفر به ایران و شهر قم اشاره می‌کند که گویا در مسیر این سفر به بهانه واهی عبور از خط ممتد توسط اف بی آی دستگیرشده  و به زندان انداخته می‌شود و بعدازآن به‌یک‌باره خبر مرگ او منتشر می‌شود.

 آمریکا بحث درباره مرگ مشکوک مالکوم شباز 4

همچنین در این برنامه کلیپ‌هایی با موضوعات مسلمانان ترکیه‌ای و ارادت آنان به اسلام و پیامبر (ص)، فیلمی در مورد مالکوم ایکس که مالکوم در آن می‌گوید که اسلام بسیار خوب است و همه ما باید مسلمان شویم و میدانم که به خاطر این عقاید کشته می‌شوم منتشر شد. همچنین اشعار امیر سلیمان و گفتگو با برخی مسلمانان مسجد جرجیا در آمریکا و فعالیت‌های آنان بخش دیگری از ویدئوهایی بود که در این برنامه به نمایش درآمد.

منبع: تسنیم

انتخاب اسلام برای یک عمر, ایستادگی برای همیشه

انتخاب اسلام برای یک‌عمر ایستادگی برای همیشه .

۲۲ ساله بود. در دانشگاه ایندیانا استیت خبرنگاری می‌خواند. روز جمعه با ظاهری مثل همیشه رفت سر کلاس اما روز شنبه برای او با دیروز فرق داشت، با روزهای شنبه دیگر هم فرق داشت؛ حتی با همه‌روزه‌ای عمرش.

 او پس از ۲ سال و نیم مطالعه و بررسی، تصمیم خود را گرفت. یکشنبه تعطیل بود اما روز دوشنبه در ظاهر یک خانم مسلمان و باحجاب سر کلاس حاضر شد.می‌گوید جسارت و جرئت برای این‌همه تغییر، آن‌هم در آن سن و در آن موقعیت را از انقلاب اسلامی ایران به‌دست آورده است. دلیل اصلی روی‌آوردنش به اسلام هم وقوع انقلاب اسلامی در ایران و شخصیت امام‌خمینی (ره) بوده.

او با تمام مشکلاتی که داشته حالا که به قول خودش یک عمر از مسلمان شدنش می‌گذرد همواره خدا را شاکر است که مسیری جز این سرراهش نگذاشته است. «ملانی ایوت فرانکلین»، ۳۱ سال قبل دین اسلام را انتخاب کرد و امروز همه تلاش‌اش بر این است که هر کاری می‌تواند برای خدمت به این دین و به کشور و حکومتی که قرار است زمینه‌ساز ظهور امام‌مهدی (عج) باشد انجام دهد.

مرضیه هاشمی اسلام

او را احتمالاً در برنامه‌های تحلیلی- خبری شبکه پرس تی‌وی (شبکه خبری انگلیسی زبان جمهوری اسلامی ایران) دیده‌اید. وقتی از او بپرسید برای چه این‌همه ظلم‌ستیزی و عقاید ضدامپریالیسیتی خود را عیان ابراز می‌کند، می‌گوید: چون در آن جامعه زندگی کرده‌ام و آنچه را که شما خوانده و شنیده‌اید من با پوست و استخوانم لمس کرده‌ام. می‌گوید: جمهوری اسلامی ایران چونان گنجینه‌ای است اما بیشتر شما که در ایران متولد و بزرگ شده‌اید قدر آن را نمی‌دانید.

 

ملانی فرانکلین یا «مرضیه هاشمی» خانم پرمشغله‌ای‌است. قرار گذاشتن با او کار آسانی نیست، به‌خصوص که حرف برای گفتن هم زیاد دارد و وقت مصاحبه اندک است و درنهایت کلی حرف ناگفته و ناشنیده باقی می‌ماند.

 

دانشجوی مقاومت

بعد از عمری مسلمان و شیعه‌بودن، هنوز وقتی داستان مسلمان‌شدنش را تعریف می‌کند، چشمانش برق می‌زند و لبخند بر لبش می‌نشیند؛ «مسلمان شدن من به انقلاب اسلامی ایران و شخصیت امام‌خمینی (ره) ربط مستقیم دارد.

 

آن موقع من دانشجو بودم و درباره مسائل سیاسی کشورهای جهان و به‌خصوص آمریکای‌لاتین مطالعه و تحقیق می‌کردم. بیشتر به‌خاطر تفکر مقاومت و مبارزه با ظلم، جذب بچه‌های چپ آمریکای‌لاتین شده بودم. با اینکه من مسیحی پروتستان بودم و عقاید غیرمذهبی بچه‌های چپی را قبول نداشتم، از ۱۹ سالگی در جلسات مختلف آن‌ها شرکت می‌کردم و در فعالیت‌های سیاسی با آن‌ها همکاری داشتم.

 

به‌عنوان یک سیاهپوست و سرخپوست آمریکایی، مقاومت‌طلب بودم و از واقعیت سیاست‌های دولت آمریکا و دخالت‌هایش در امور دیگر کشورها خبر داشتم. در همان دوران، با دانشجویان کشورهای مختلف در دانشگاهمآن‌هم در ارتباط بودم. در زمان اوج مبارزات انقلابی در ایران، بچه‌های طرفدار و مخالف انقلاب، جلساتی در دانشگاه برگزار می‌کردند و من برای نخستین بار متوجه شدم که در ایرآن‌هم اتفاقاتی در حال رخ‌دادن است.

نوع انقلاب برایم جالب بود و به همین‌خاطر تا بعد از پیروزی وقایع آن را دنبال کردم.»

 

روزی روزگاری ملانی

ملانی روزنامه‌نگار جوانی بود. تجربیاتی که به‌خاطر نژاد و رنگ پوستش در جامعه آمریکا کسب کرده بود، از او یک دختر جوان کنجکاو و ظلم‌ستیز ساخته بود؛ «من همیشه با افرادی که ظلم می‌کردند مشکل داشتم. همیشه سعی می‌کردم برای کسانی که زیر ظلم و ستم بودند کاری کنم؛ حداقل کاری که از دستم برمی‌آمد، اطلاع‌رسانی درباره وضعیت آن‌ها و شرکت در جلسات مختلفشان بود.

 

وقتی انقلاب اسلامی در ایران اوج گرفت، با بچه‌های ایرانی آشنا شدم. این نخستین آشنایی من با ایران و اسلام بود. من تا آن موقع اطلاعات زیادی درباره اسلام نداشتم. وقتی انقلابی در ایران به پیروزی رسید که هم سیاسی بود و هم دینی، خیلی برایم جالب بود. من در یک خانواده مسیحی مذهبی بزرگ شده بودم. وقتی دور و برت همه مثل هم هستند و همه یک دیدگاه دارند، طبیعی است که شما هم همان دین را ادامه می‌دهید ولی من همیشه سؤالاتی درباره دینم داشتم که هرچه دنبال جواب‌هایش می‌گشتم، پیدا نمی‌کردم.

 

بعد از اینکه با ایران آشنا شدم، آرام‌آرام مطالبی درباره اسلام هم شنیدم. کتاب‌های مختلفی خواندم؛ کتاب‌هایی که از ایران و جاهای مختلف برایم می‌رسید. بیشتر از آن، بچه‌ها اطلاعات خوبی داشتند که در اختیارم گذاشتند. آن موقع اسلام را با بقیه دین‌ها مقایسه کردم.

 

یواش یواش شروع کردم به خواندن انجیل و قرآن و مقایسه کردن این دو با هم. در واقع مسلمان شدن من ۲ سال و نیم طول کشید.»

پدر و مادر ملانی فرانکلین زندگی در روزگاری را تجربه کرده بودند که تبعیض نژادی در آمریکا موج می‌زد و به همین‌خاطر تمام تلاششان بر این بود که به فرزندان خود بیاموزند نه از کسی کمتر هستند و نه بیشتر. ملانی در دوران دبستان تنها سیاهپوست کل مدرسه بود. حتی او هم خاطراتی از تبعیض نژادی دارد؛ «سر کلاس معلم به ما می‌گفت همه به غیراز ملانی بایستند؛

 

در ظاهر می‌خواست آماری از سفیدپوستان و سیاهپوستان کلاس بگیرد اما در واقع این یک جنگ روانی بود. فکر کنید یک دختر بچه ۹-۸ ساله در آن لحظه چه حسی می‌تواند داشته باشد. یا وقتی من خیلی کوچک بودم گاهی که با مادرم به پارک می‌رفتیم اجازه آب خوردن از آبخوری را نداشتیم چون آبخوری‌ها مخصوص استفاده سفیدپوستان بود.»

 

اسلام و دیگر هیچ

اسلام تغییرات بسیاری برای ملانی به ارمغان آورد؛ نخستین تغییر، نام او بود، مرضیه! اما مشهودترین تغییر، ظاهر او بود؛ «جمعه سر کلاس بودم و بی‌حجاب؛ شنبه بعد از مطالعات بسیار تصمیم گرفتم مسلمان شوم، اشهد گفتم و دوشنبه به دانشگاه برگشتم؛ این بار باحجاب.مرضیه هاشمی 2

 

همه از این تغییر ظاهر من تعجب کرده بودند. استاد جوانی داشتیم که ارتباط خیلی نزدیکی با دخترهای کلاس داشت و همیشه به آن‌ها متلک می‌انداخت. وقتی من با تیپ جدیدم به کلاس برگشتم، از من پرسید چرا اینطور شده‌ای؟ برایش توضیح دادم که مسلمان شده‌ام. پرسید برای همیشه؟

 

گفتم بله. از آن زمان به بعد رفتار او با من کاملاً فرق کرد و بسیار محترمانه شد. درک تفاوت‌های باحجاب و بی‌حجاب‌بودن برای من کاملاً محسوس و قابل درک است. در آن زمان ارتباط بسیاری از اطرافیانم با من کاملاً متفاوت شد. من فکر می‌کنم کسی که ارزش خود را درک کند، بقیه هم متوجه ارزش او خواهند شد. آن استاد می‌دانست که من فقط برای آموختن در کلاس او شرکت می‌کنم و دنبال چیز دیگری نیستم. به‌نظر من فلسفه حجاب در اسلام، احترام به خانم‌هاست، نه محدود کردن آن‌ها.»

 

مرضیه اما در کنار احترام و ارزشی که به‌خاطر موقعیت جدیدش کسب کرده بود با سختی‌های کاملاً جدی‌ای هم مواجه شد. بسیاری از دوستان و آشنایانش آرام‌آرام از او فاصله گرفتند چون مرضیه دیگر مثل قبل در جمع‌های آن‌ها حاضر نمی‌شد، ظاهرش با آن‌ها بسیار متفاوت بود و سبک زندگی‌اش به کلی تغییر کرده بود؛

 

حتی در خورد و خوراک هم تقیدات خاصی پیدا کرده بود؛ اگرچه او تمام این اتفاقات را مبارک می‌داند و معتقد است که این تغییرات باعث شد زندگی‌اش نظم بیشتری پیدا کند؛ «ممکن است در ظاهر خیلی از کارها برای جوانی در سن و سالی که من بودم جذاب باشد.

ظاهراً رفتن به مهمانی‌های مختلف، آزادبودن در خوردن هر نوع اطعمه و اشربه، انتخاب هر مدل لباس و دوستی بی‌قید و قانون با جنس مخالف و… راحت‌تر از قانون و چارچوب گذاشتن برای تمام این‌ها و حتی حذف بسیاری از آن‌ها برای بقیه عمر است اما به‌نظر من این طرز فکر اشتباه است،

باید دید هدف چیست و نتیجه کار چگونه است. حالا که این‌همه سال از آن روزها می‌گذرد، خدا را شکر می‌کنم که از بین راه‌های مختلفی که می‌توانستم بروم، این راه را پیش پای من گذاشت.

من نمی‌گویم قطع‌کردن سبک زندگی گذشته‌ام، آن‌هم به‌صورت ناگهانی و یکدفعه آسان بود چون روش یک عمر زندگی تغییر می‌کند. واقعیت این است که در ۲ سال و نیمی که درباره اسلام مطالعه می‌کردم،

سبک زندگی من آرام‌آرام تغییر کرده بود. با این حال بعضی از برخوردها و تصمیم‌ها برایم سخت بود.»

ادامه خواندن “انتخاب اسلام برای یک عمر, ایستادگی برای همیشه”