درباره اعتصاب غذا ؛بررسی عوامل فشار , غذای خانگی و مبطلات [طنز]

اعتصاب غذا
اعتصاب غذا
اعتصاب غذا

 

چند روز پیش در رسانه‌ها خواندم یک بابایی اعتصاب غذا کرده است. بعضی‌ها هم برایش هشتگ زده‌اند و بیانیه داده‌اند و قربان صدقه رفته‌اند. بی‌بی‌سی هم ابتدا نوشت او کسی نیست که اعتصاب غذایش را به این سادگی بشکند و تا پای جان ایستاده است اما چند ساعت بعد که اعتصاب شکسته شد، پست قبلی را حذف کرد!

 

این‌هایی که از دیدن یک اعتصاب غذا این همه به جوش و خروش می‌آیند، کجا بودند آن زمان که بنده در اعتصاب بودم؟! یک اعتصاب ساده که این همه سر و صدا ندارد. حالا برایتان کمی در باب اعتصاب غذا افاضه می‌کنم تا مطلع شوید.

 

موفقیت عوامل فشار درونی!

اینجانب از بچگی علاقه خاصی به اعتصاب غذا داشتم. وقتی به دنیا آمدم شیر مادرم خشک شد و از همانجا بود که اعتصاب خشک را شروع کردم. با خوراندن شیر خشک من را مجبور کردند که اعتصاب را بشکنم. البته چون شیر خشک بود و من هم اعتصاب غذای خشک کرده بودم، اعتصاب نشکست.

 

چند سال که بزرگتر شدم در هر فرصتی دست به اعتصاب می‌زدم. ولی بابایم می‌گفت: «ولش کنید، خودش گشنه‌ش می‌شه میاد می‌شینه سر سفره!» و عجیب اینکه سیاست‌های خصمانه و عوامل فشار همیشه موفق می‌شدند و با اینکه من تمام تلاشم را می‌کردم، اما آخرسر همانی که باباجانم می‌گفت به وقوع می‌پیوست!

 

 

اعتصاب غذای خانگی

ولی هر چقدر که می‌گذشت مصمم‌تر می‌شدم که مقاومت کنم و بتوانم اعتصاب‌کنِ خوبی بشوم تا از این راه خدمتی به وطنم کرده باشم. در نوجوانی به این نتیجه رسیدم که باید پله‌پله مراتب را طی کنم. بنابراین تصمیم گرفتم اعتصاب غذای خانگی کنم. این شد که معمولاً در بیرون از خانه خودم را با کیک و نوشابه (که بعدها جای خودش را به فلافل داد!) سیر می‌کردم تا در منزل بتوانم به اعتصاب غذای خود ادامه دهم.

 

آرزوهای شکم

اعتصاباتِ من ادامه داشت و به هر بهانه‌ای اعتصاب می‌کردم، اما آن طوری که باید و شاید مرا تحویل نمی‌گرفتند و اهمیت کارم را درک نمی‌کردند. مدت‌ها کارم شده بود همین که پرونده سوابق اعتصابی خود را بزنم زیر بغل و از این حزب به آن تشکل، از این شبکه خارجی به آن پدرخوانده سیاسی مراجعه کنم و درخواست کمی توجه یا پست و مقام بکنم. اما نشد که نشد. یعنی شد ولی آن چیزی که دلم می خواست نشد. دلم آرزوهای بزرگی در سر داشت!

 

اعتصاب خشک شکننده

حالا با کوله‌باری از تجربه اعتصاباتی، می‌توانم یک دوره تدریس اعتصاب بگذارم. اعتصاب غذا چند نوع است:

اعتصاب خشک که در آن نفس کشیدن خیلی سخت است.

اعتصاب بخار که چشم‌ها را از کار می‌اندازد و شخص اعتصاب‌کننده جایی را نمی‌بیند.

اعتصاب جکوزی که اولش جگر آدم را می‌سوزاند ولی آدم کم‌کم عادت می‌کند و آخرش شل و بی‌حال می‌شود.

اما در بین این‌ها اعتصاب خشک راحت‌تر از بقیه می‌شکند!

 

تحریم خاویار

چند نوع اعتصاب پیشرفته هم داریم، مثلاً «اعتصاب میان‌وعده». در این نوع اعتصاب، فرد می‌تواند با خیال راحت سه وعده غذای کامل در روز بخورد، اما میان‌وعده را تحریم می‌کند. نمونه دیگرش «اعتصاب خاویار» است. خود بنده از اول عمر تا الان در اعتصاب غذای خاویار به سر می‌برم، یعنی اصلاً خاویار نمی‌خورم!

 

ویدیو : اسرار اعتصاب غذای خشک 

دریافت

 

یک آب هم روش

کسانی که بعضی از پول‌ها را می‌خورند یک آب هم رویش، موقع اعتصاب غذای خشک خیلی بیشتر اذیت می‌شوند. چون پول‌های مردم را (مثلاً اگر سیصد میلیون باشد و از یک مفسد نشان‌دار گرفته باشید) خیلی سخت است که خشک خشک بخورید، باید لزوماً یک آب هم رویش خورده شود.

 

به‌خاطر همین از قدیم گفته‌اند که فلانی «پول مردم را خورد یک آب هم روش»، یعنی از همان موقع توصیه حکیمان بوده که روی پول مردم باید حداقل یک لیوان آب خورد. بعد حالا تصور کنید همین آدم بخواهد اعتصاب غذا کند. خب اگر خشک باشد خیلی برایش سخت‌تر است.

 

اعتصاب و قرمه‌سبزی!

بعضی از غذاها به طور کلی از حیطه اعتصاب غذا خارج هستند. یعنی شأن و منزلتشان در حدی است که در اعتصاب نمی‌گنجد. حتی اگر خود گاندی و بابی سندز هم در اوج اعتصاب غذا، مثلاً با یک ظرف قرمه‌سبزی جاافتاده مواجه می‌شدند، مطمئناً نمی‌توانستند مقاومت کنند. بنابراین همه توافق کرده‌اند که قرمه‌سبزی و امثال آن از دایره مبطلات اعتصاب خارج است.

 

مثلاً خود بنده در این اعتصاب اخیری که کردم و رسانه‌ای شد، طی ۲۴ ساعت دو وعده قرمه‌سبزی دستپخت مادرم را خوردم.

 

انگیزه اعتصاب، دستپخت همسرم بود!

اما بگذارید ماجرای اعتصاب اخیرم که منجر به بستری شدن من شد را بازگو کنم. راستش را بخواهید من از وقتی ازدواج کردم قضیه اعتصاب برایم خیلی جدی‌تر شد. چون دستپخت همسرم واقعاً افتضاح بود و من اگر غذایش را می‌خوردم بیشتر عذاب می‌کشیدم تا اینکه اعتصاب کنم!

 

چند سالی این مسئله را تحمل کردم، ولی بالاخره تصمیم گرفتم موضوع را در یک فضای منطقی با همسرم در میان بگذارم. این شد که بر اثر اصابت ماهیتابه با جمجمه بنده، راهی بیمارستان شدم. اما وقتی دوستان و آشنایان که نگران حال من بودند بر سر بالینم حاضر شدند و علت را جویا شدند، من فقط می‌توانستم یک کلمه را به سختی بگویم که آن هم «غذا» بود.

 

ولی خبر این طور پیچید که فلانی اعتصاب غذا کرده است. همسرم که از دستم حسابی شاکی شده بود در آن مدت بستری شدنم، اصلاً هیچ غذا و خوراکی برایم نفرستاد که به شایعات دامن زد. من هم از زور گرسنگی دست به دامن مادرم شدم که برایم قرمه‌سبزی بپزد که هم مورد علاقه‌ام بود و همانطور که گفتم اعتصاب را خراب نمی‌کرد!

این شد که دوستان لطف کردند و هشتگ زدند و حمایت کردند که از همینجا از تک‌تکشان تشکر می‌کنم.

 

به خواسته‌ام رسیدم، اعتصاب شکست

برای بعضی از دوستان سؤال پیش آمده بود که چرا من چهار ساعت بعد از اعلام اعتصاب به بیمارستان منتقل شدم؟ می‌گفتند چه اعتصابی بوده که به این زودی من را زمین زده است! خب این دوستان از اصل ماجرا و قضیه ماهیتابه بی‌خبر بودند، بنابراین به اشتباه افتادند!

 

بعضی خدانشناس‌ها هم تمسخر می‌کردند که ببینید فلانی در حالت عادی چقدر می‌خورده که تا چهار ساعت اعتصاب کرد حالش بد شد! ولی خب به هر حال مهم این بود که شبکه‌های خارجی و سایت‌های حامی ما برداشت خودشان را از این مسئله کردند و من هم توانستم در مدتی که با همسرم قهر بودم، کاری برای وطنم کرده باشم.

 

در این رابطه باید بگویم که دست همه حامیان خودم و کسانی را که به من رأی داده بودند و همچنین کسانی را که به کاندیدای رقیبم، یعنی آرای باطله، رأی داده بودند، به گرمی می‌فشارم و اعلام می‌کنم اعتصاب پایان یافته است و تا اطلاع ثانوی با همسر عزیزم توافق کرده‌ایم که ناهارها را منزل مادرم این‌ها صرف کنم و شام در منزل فقط سالاد بخوریم!

 

منبع : روزنامه جوان ؛ چهار شهریور ۹۶ 

بیژن زنگنه :قرارداد توتال اسلام را تقویت می‌کند؛ به اموات فیض می‌رساند[طنز]

بیژن نامدار زنگنه
بیژن زنگنه

 

وزیر محترم نفت، در یک سخنرانی به تحلیل شرایط گازی در زمان «هوخشتره» پرداختند و با مقایسه دستاوردهای دولت یازدهم با اقداماتی که از زمان هوخشتره تا قبل از این دولت انجام شده، تلویحاً کلهم اجمعین را به کم‌کاری (یا شاید خودشان را به پرکاری!) متهم کردند.

آقای بیژن زنگنه فرمودند: «از زمان هوخشتره تا شروع دولت یازدهم به ۱۴ هزار روستا گازرسانی شده بود. در سه سال اخیر به ۹۰۰۰ روستای دیگر گازرسانی شد.»

 

بیژن زنگنه، نقطه عطف تاریخ

البته ایشان احتمالاً شکسته نفسی کرده‌اند و خواسته‌اند ریا نشود، وگرنه حتماً می‌گفتند که از آن ۱۴ هزار مورد، سیزده هزار و نهصدتایش هم در شش دوره وزارت قبلی خودشان انجام شده است. حالا درست است که بعضی از وزارتخانه‌هایی که قبلاً وزیرش بوده‌اند ربطی به موضوع نداشته، اما همین نفس حضور ایشان در کابینه، انرژی مثبت به دولت می‌داده و به یُمن حضور ایشان کارها پیش می‌رفته!

در حقیقت با این نظریه ایشان، تاریخ ایران به دو دوره تقسیم می‌شود: دوره قبل از آقای بیژن زنگنه ، دوره بعد از آقای زنگنه! یک همچین پدیده‌ای هستند ایشان.

 

واژه وزیر را بایگانی کنیم

به اعتقاد بنده وزارت همه وزیرها تا قبل از بیژن زنگنه ، سوءتفاهم بود! بعد از ایشان هم (که انشالله ۱۲۰ دوره‌ای بشوند) باید به احترام این اَبَرمرد، یا بهتر بگویم: «اَبَروزیر»، واژه وزیر را بایگانی کنیم و دیگر به کسی وزیر نگوییم. البته یکی دو نفر در همین دولت به رکورد آقای زنگنه نزدیک شدند، اما در نهایت هیچکس به رتبه ایشان نرسید و نخواهد رسید!

 

قبل از هوخشتره وضع خوب بود

حالا اینکه چرا ایشان به هوخشتره اشاره کرده و قبل از او را نادیده گرفته‌اند، شاید به این علت بوده که قبل از هوخشتره اوضاع چندان هم بد نبود و در حد بضاعت برای مردم کار می‌کردند. اما هوخشتره که آمد اوضاع عوض شد و مسئولان به جای خدمت‌رسانی، به کارهای دیگری مثل تفریح و شکار و اختلاس و کاسبی مشغول شدند. بعضاً برای خودشان حقوق و مزایای آنچنانی تعیین می‌کردند و از بیت‌المال خرج اوقات فراغت و خوشگذرانی بچه‌هایشان می‌کردند.

 

قبل از هوخشتره با وجود مشکلات، مردم احساس همبستگی با مسئولان داشتند و به نوعی با شرایط کنار می‌آمدند، اما بعد از روی کار آمدن هوخشتره، هنگامی که سوءاستفاده‌های بعضی از مسئولان را دیدند و از آن بدتر حمایت و همراهی نزدیکان هوخشتره را مشاهده کردند، تحمل شرایط برایشان سخت شد و اوضاع به هم ریخت و هرج و مرج به وجود آمد.

 

حالا هرچه هوخشتره قسم می‌خورد و تلاش می‌کرد تا وضع را برگرداند دیگر امکان نداشت و مردم می‌گفتند تو که بار اولت نیست قسم می‌خوری و ما قبلاً به تو اعتماد کردیم، اما به جای کار و خدمت، سرت گرم درگیری‌های بی‌فایده خودت با این و آن بود و ندیدی دور و بری‌هایت خون مردم را توی شیشه کرده‌اند!

 

خلاصه این شد که وضع مملکت از آن زمان خراب شد و کاری برای مردم نشد تا همین اواخر که آقای بیژن زنگنه ظاهر شد و ورق را برگرداند. دستش درد نکند.

بخاطر همین آقای زنگنه از هوخشتره تا شروع وزارت خودش در دولت یازدهم را یک دوره به حساب آورده و بعد از خودش را یک دوره مجزا.

 

قراردادهای ننگین هوخشتره

شاید بعضی‌ها بپرسند مگر در زمان هوخشتره، «گاز» وجود داشت که آن مادرمُرده به روستاها برساند؟ باید در جواب بگوییم: بله، البته که وجود داشت. در حقیقت گاز طبیعی از اول، یعنی از زمان دایناسورها وجود داشت. اما یکی از اقدامات غلط هوخشتره همین بود که قرارداد ننگینی با خارجی‌ها بست و گاز را مفت و مجانی تقدیم آن‌ها کرد.

 

البته به خاطر اینکه هوخشتره لزومی نمی‌دید به کسی جواب پس بدهد، قرارداد را محرمانه امضا کرد. بنابراین کسی اعتراض نکرد و هوخشتره که زمینه را مساعد می‌دید، چندین قرارداد ننگین دیگر هم بست. دیگر کارش شده بود که قرارداد ننگین پشت قرارداد ننگین ببندد تا جایی که در تاریخ معروف شد به قراردادننگین‌بند! اینطوری بود که فشار گاز کم شد و دیگر به روستاها نرسید. این وضع ادامه داشت تا وقتی که دوره آقای بیژن زنگنه شروع شد.

 

زنگنه آفت اقتصاد کشور را ریشه‌کن می‌کند

یکی از کارهای مهمی که زنگنه کرد این است که قرارداد مهمی را با شرکت معتبر «کلش‌واس‌ماست» بست که در اسرع وقت، تتمه نفت و گاز و سایر مواد بدبو و کثیف را از کشور خارج کنند. او می‌خواهد نفت و گاز را که به گفته کارشناسان، آفت اصلی اقتصاد ایران است، به کلی از صحنه حذف کند تا اقتصاد ایران شکوفا شود! جالب اینکه خارجی‌ها در ازای این خدمت بزرگ و کار طاقت‌فرسا، هیچ پولی هم از ما نمی‌خواهند! این یکی از معجزاتی است که جناب مهندس بیژن زنگنه با اتکا به اعتبار خود و توان مدیریتی و تجربه شخصی‌اش به سرانجام رسانده که از آن به عنوان برجامِ گازی و برجام نفتی هم نام می‌برند.

 

نیت روحانیِ وزیر نفت

البته خود جناب بیژن زنگنه ، که انسان وارسته‌ای هستند، هدف غایی‌شان از این اقدام، به مسائل دنیوی محدود نمی‌شد. بلکه می‌خواستند با این کار خدمت بزرگی به اسلام و مسلمین بکنند. خودشان رسماً اظهار داشتند: «قرارداد توتال اسلام را تقویت می‌کند.» بنابراین ایشان که از مهم‌ترین وزرای تاریخ اسلام هستند، اینجا هم نقش خودشان را به خوبی ایفا نموده و قراردادی منعقد کردند که تا قیام قیامت موجبات تقویت امت را فراهم می‌کند.

 

به طوریکه هرگاه آیندگان به آنچه که به موجب این قرارداد بر کشور رفت نگاه کنند، درس‌های بزرگی بگیرند. بالاخره یک روز می‌رسد که دانش‌آموزان مجبور نخواهند بود درس‌های سخت و تحقیرآمیز قرارداد گلستان و ترکمانچای و هوخشتره را بخوانند، بلکه می‌توانند قراردادهای توتال (یا همان کلش‌واس‌ماست) و کرسنت را بخوانند و افتخار کنند… که در آن دوره نبوده‌اند!

 

از طرف دیگر خارجی‌ها که منابع طبیعی ما را می‌برند، بالاخره یک فاتحه‌ای، خدابیامرزی چیزی نثار اموات ملت می‌کنند که خودش موجب تقویت ارواح مؤمنان در آن دنیاست. اگر هم فاتحه نفرستند، لااقل یک دقیقه سکوت می‌کنند. با این خیرات، ارواح درگذشتگان ملت شاد می‌شود و اسلام و مسلمین تقویت می‌شوند. چی از این بهتر؟!

 

منبع: ضمیمه کدخدا روزنامه جوان(۳۰مرداد۹۵)

تماشای خندوانه برای زیر ۱۸ سال ممنوع ! [ طنز ]

خندوانه
خندوانه

 

روز اول از مرحله دوم «خنداننده شو» که سه شنبه شب از شبکه نسیم پخش شد با حاشیه های فراوانی همراه بود؛ جایی که اکثر ۴ شرکت کننده در این شب سعی کردن با شوخی های نامتعارف برای خود کسب رای کنند. در این میان شوخی هایی که کمدین! زن در این شب انجام داد با آن که مشخص بود بخش هایی از آن سانسور شده بیشتر از همه به ذوق زد.

 

برنامه خندوانه صدای اعتراض بسیاری را در آورد و این نکته را گوش زد کرد که آیا ناظر پخش در این شبکه وجود ندارد یا مرزهای خطوط قرمز شبکه نسیم در حال جابجایی است.

 

آن چه که در فضای مجازی هم می گذرد موید این نکته است که اساسا کسی با برنامه شاد و مفرح خندوانه که (البته با خروج جناب خان بخش عظیمی از محبوبیتش کاسته شده) مشکلی ندارد بلکه ایراد اصلی خنداندن مردم به هر قیمت وبا هر حرکاتی است.

 

در ادامه گلچینی از نظرات کاربران فضای مجازی را درباره برنامه خندوانه مشاهده می کنید:

 

یاسر اجلالی در توئیترش نوشت: خندوانه بسیاری از ویژگی‌های یک برنامه حرفه‌ای را دارد. هشدار وجود شوخی‌های خاص نامتناسب با سن مخاطب به ویژه کودکان نیز از اصول حرفه‌ای است.

 

ساسان نوشت: خندوانه کلا خط قرمز شوخی‌ها رو فرسنگ‌ها جابجا کرد!

 

رضا احسان پور هم نوشت: ادب مرد به ز «شوخی» اوست.

 

مهدیار در اعتراض به برنامه سه شنبه نوشت: خندوانه همون تا ده بشمره ما الکی می‌خندیم. نیاز نیست برای خندوندن شوخی‌های جنسی و رکیک و تمسخر اسم و فامیلی کنه.

 

پارسا نظر متفاوتی دارد: شوخی‌های بدی که در خنداننده شو میشه نتیجه مستقیم وضع فکری جامعه است. علاوه بر اصلاح خندوانه به فکر اصلاح فرهنگ رایج در جامعه هم بیفتیم.

 

مزیت خندوانه خنده حلال و پاک بود. حیف است اگر همه خاطرات خوب چندساله با محتوای مهوع برخی از استندآپ‌های ناپخته از بین برود.

 

حمزه ناجیان نیز نوشت: خندوانه تو تیتراژ یه ۱۸+ بذاره نشینیم با خانواده نگاه کنیم.

 

عابرپیاده نیز این توئیت را باز نشر داد: من خودم طنزنویسم و اصول یک متن طنز رو می‌دونم. این وقاحت وعریانی متن اسمش طنز نبود.

 

کاربر دیگری نوشت: وقتی اصل بر خندیدن شد، به هر قیمتی باید بخندانند.

 

سرباز توئیت کرد: امیدوارم تلویزیون به سمتی نکشه که پدر و مادرها نذارن بچه هاشون ببینن.

 

صفحه « جوالدوز» نوشت: کمدی تو کشور ما از جایی تراژیک می‌شه که فکر می‌کنیم برای خندیدن تنها دستاویزمون شوخی‌های اروتیکه.

 

میلاد این مطلب را باز نشر کرد: شوخی به قیمت زیر پا گذاشتن «اخلاق» و «حیاء» اون هم تو رسانه ملی جای تأسف داشت!

 

هدی صانعی در مطلبی نوشت: من باخندیدن به هرقیمتی مخالفم.  سه شنبه شب خندوانه مرز وحریم ادب واخلاق رو شکست.

 

کاربری به نام « آبادان» توئیت کرد: چجوری به این چرت و پرت‌ها میگن استند آپ کمدی بعد بهشونم می‌خندن آیا؟

 

یکی دیگر از کاربران تلگرامی نوشت :  افسانه چهره‌آزاد در برنامه خندوانه میگه : ۳۵ساله باهمسرم زندگی میکنم ؛؛ رامبدجوان پرسید :خسته کننده نشده؟هنوزجذابیت هست؟ ؛؛ خودش خیلی مشغول زن گرفتنه، فکرمیکنه همه زودخسته میشن

 

یکی از کاربران فضای مجازی نیز نوشت: الان جدیدا مد شده طرف با مسخره کردن خودش فکر کنه دیگران می‌خندن!

 

احسان اشرفی معتقد است: این میزان ابتذال در خندوانه و شوخی‌های سخیف مایه تاسف است. با این وضع در صداوسیما حق انتقاد از گشت۲ و ۵۰کیلو آلبالو را نداریم.

 

ناصر جوادی چنین نوشت:ما که از وسطاش زدیم شبکه جم!

 

مهدی سلیمان نژاد این توئیت را بازنشر کرد: داعش در بیانیه ای خطاب به صدا و سیما ایران گفت: ناموسا دیگه مسولیت همه چی رو گردن بگیرم، مسولیت افتضاح خنداننده شو رو هرگز بر عهده نمی گیرم!

 

سید قربانی هم با انتقاد از برنامه مذکور نوشت: بابام می‌خواد روی شبکه نسیم قفل بذاره. 

 

فرید ابراهیمی نوشت : خندوانه داره از یک برنامه صاحب سبک و تولیدگر در حوزه طنز، تبدیل میشه به بارانداز جفنگیات تقلیدی. جناب خان کجایی که رامبد گند زد به همه چی!

 

یکی دیگر از کاربران تلگرامی نوشت : دختره اومده برنامه خندوانه میگه: قبلاً فامیلی رو از روی شغل پدربزرگ انتخاب میکردن. مثلا آهنگر بود فامیلی میشد آهنگری. قناد بود میشد قنادی. حالا به نظرتون پدربزرگ سوشا مکانی چکاره بوده؟!

دکترعسکری خودش خانواده نداره؟ 

 

خانم کبری آسوپار نوشت : ارزش خندوانه به خندیدن‌های پاک و سالم بود؛ حالا که به لودگی‌های جنسی و تمسخر فامیلی افراد رسیده، ارزش که هیچ؛ باید جلوی بی‌اخلاقی اش ایستاد.

 

 

 

روز دانشجو برای جهل جویان است یا دانشجویان ؟

متنی که در ادامه می خوانید به مناسبت ۱۶ آذر ماه روز دانشجو و استکبار ستیزی در وبلاگ معبر سایبری فندرسک منتشر شده است . معبر سایبری فندرسک یکی از وبلاگ های باسابقه طولانی در انتشار نقدهای سیاسی فرهنگی اجتماعی است که تمامی محتوای آن به صورت اختصاصی تولید می شود . در ادامه این نوشته منتقدانه را میخوانیم : 

 

دانشجو داریم کاری نداره که چه رشته ای قبول شده و چی میخواد بخونه، فقط برای این اومده تو دانشگاه که بره پیش بقیه کلاس بذاره که منم دانشجو هستم.

 

دانشجو داریم روز اول که میاد چشاش زیر چادر دیده نمیشه اما روز آخر که میشه همه جای لباس هاش آب رفته و هر آن ممکنه مقنعش از عقب سرش بیفته پایین.

 

دانشجو داریم روز اول که میاد دانشگاه موهاش رو به پایین و ژولیدست اما روز آخر که میخواد بره انگار که رفته باشه آرایشگاه پریز همه موهاش سیخ سیخه.

 

 

دانشجو داریم روز ۱۶ آذر که روز استکبار ستیزی هست تو سال ۸۸ میاد در حمایت از استکبار تو دانشگاه دست به آشوب میزنه تا بگه من راه شهدای دانشجو رو ادامه میدم.

 

دانشجو داریم تا دیروز فرق بین دست راست و چپش رو بلد نبود اما الانم بلد نیست و هی مدعیه حقش تو کشور رعایت نمیشه و باید فرار مغزها کنه و بره اونور آب.

 

دانشجو داریم همش دم از آزادی بیان و آزادی عقیده و … میزنه اما تا یه دختر میاد تو دانشگاه یاسوج صحبت انتقادی کنه اونو از پشت تریبون پرت میکنه پایین.

 

دانشجو داریم کلاً دانشگاه رو با مجلس عروسی دختر خاله ناتنی عمه پسردایی مادرش اشتباه گرفته و هر روز با یه سبک آرایش و ساپورت و کفش پاشنه بلند میاد دانشگاه.

 

دانشجو داریم تو دانشگاه شماره تمام دختر های همکلاسی و اون کلاسی رو داره ولی وقتی بهش میگی شمارت چنده میگه بذار از ملیسا بپرسم خودم حفظ نیستم.

 

دانشجو داریم یک هفته مونده به امتحان کل جزوه رو ریز ریز می نویسه تا ببره تو جلسه امتحان اما زورش میاد دوساعت بشینه ده تا صفحه رو بخونه.

 

  اصلاً یه دانشجوهایی داریم کلاً اومدن دانشگاه تا همسر آینده خودشون رو انتخاب کنن و همش چشمشون دنبال این و اونه تا به یه مورد رضایت بخش برسن.

 

حالا این بالایی ها خیلی خوب بود یه سری دانشجو ها هستن جدیداً میشینن جزوه می نویسن سر کلاس و چادرشون از روز اول تا روز آخر از سرشون برداشته نمیشه و موهاشونم از روز اول تا روز آخر همونجوری سادست و مدام در حال استکبار ستیزی هستن و از پیشرفت های علمی کشور دم میزنن و به منتقد خودشون احترام میگذارن و لباس های در شأن دانشگاه می پوشنن و با ناموس مردم زیاد هم صحبت نمیشن و سر به زیر هستن و همیشه هم نمره بالا می گیرند. خدایش این نوع دانشجو ها مایه بی آبرویی دانشگاه ها هستن.

 

الآن برام سؤال پیش اومد این مورد های آخر دانشجو هستن یا جهل جو؟

پ,ن : روز دانشجو رو به دانشجویان واقعی کشور تبریک عرض می کنم. خودمم یه زمانی دانشجو بودم و از نزدیک شاهد خیلی از موارد بالا بودم.

 

منبع: معبر سایبری فندرسک 

بعد از برجام , کمر غول آلودگی شکست [طنز]

بعد از برجام , کمر غول آلودگی شکست
بعد از برجام , کمر غول آلودگی شکست

 

۵ میلیون جارو به ناوگان جارویی کشور افزوده شد

کمر غول آلودگی شکست

 

چقدر گفتند برجام یک نعمت الهی است و ما باور نکردیم؟ چقدر گفتند برجام را خدا آورده و ما ناشکری کردیم؟ حالا درست است کمی در محاسباتشان اشتباه کرده‌اند و برجام در زمینه اقتصادی کمکی نکرده ولی در عوض در یک سری زمینه‌های دیگر کمک کرده.

مثلاً همین چند وقت پیش سرکار خانم معصومه ابتکار گفتند: ۱۵ پروژه محیط زیستی با آلمان نهایی شده که برجام چنین شرایطی را فراهم کرده است.

خب بفرما !

آیا این دستاورد کمی است؟ آیا قبلاً هم آلمان ۱۵ تا پروژه محیط زیستی با ما نهایی می‌کرد؟ نهایتش قبلاً ۱۰ پروژه محیط زیستی با ما نهایی می‌کرد.

 

پیش‌بینی پروژه‌ها ________________________

حالا با توجه به شناختی که از توانایی‌های برجام داریم چند تا از این ۱۵ پروژه را پیش‌بینی می‌کنیم تا مشت محکمی باشد بر دهان یاوه‌گویان داخلی:

۱. واردات  ۵ هزار ماسک فیلتردار برای مقابله با آلودگی هوا. با این اقدام کمر غول آلودگی خواهد شکست.

 

۲. واردات ۱۰هزار کپسول آتش‌نشانی برای مقابله با آتش‌سوزی جنگل‌ها. با این اقدام دیگر هیچ جنگلی جرأت نمی‌کند آتش بگیرد.

 

۳. واردات ۲۰ هزار اره دستی. با این اقدام اره دستی جایگزین اره برقی می‌شود و قاچاقچیان چوب دیگر رغبت نمی‌کنند دست به قطع درختان بزنند.

 

۴. واردات ۷ هزار پوست ببر مازندران از ایتالیا. با این اقدام دیگر کسی به شکار ببر مازندران نمی‌رود و امنیت ببر بیش از پیش حفظ می‌شود.

 

۵. واردات ۱۰۰هزار لیتر آب معدنی. با این کار می‌شود زاینده‌رود و دریاچه ارومیه را دوباره احیا کرد.

 

۶. واردات ۵۰۰ نفر فعال مجازی. با این اقدام می‌شود تعداد زیادی کمپین محیط زیستی در فضای مجازی به راه انداخت.

 

۷. واردات ۸هزار دست ظرف و ظروف بلوری. با این اقدام میزان استفاده از ظرف و ظروف تجزیه‌ناپذیر پلاستیکی کاهش می‌یابد.

 

۸. واردات ۵ میلیون دسته جارو. این اقدام که دیگر تابلو است. ۵ میلیون جارو به ناوگان جارویی کشور افزوده شده و کلاً تمیزتر می‌شویم.

 

۹. واردات ۱۰ میلیون کیلو کود اعلای دامی. این هم که دیگر نیازی به توضیح ندارد.

 

۱۰. واردات ۱۰۰ میلیون متر شلنگ. با این اقدام هم میزان آبیاری فضای سبز کشور افزایش می‌یابد.

 

تأثیر بسزا ___________________________

دیدید که برجام چه تأثیر بسزایی در محیط زیست کشور داشت. بروید شکر نعمت کنید.

 

 

منبع: جوان (۱۹آبان)

دانلود دکتر سلام ۷۸ ؛ویژه‌نامه خبرگزاری دانشجو در دوران روحانی مچکرم

[box type=”success” align=”” class=”” width=””]قسمت هفتاد و هشتم مجموعه طنز سیاسی اجتماعی دکتر سلام منتشر شد[/box]

DrSalam78 (1)

طنز سیاسی « دکتر سلام » قسمت هفتاد و هفتم کاری از خبرگزاری دانشجو دانلود دکتر سلام ۷۸

طنز سیاسی « دکتر سلام » دانلود دکتر سلام ۷۸ کاری از خبرگزاری دانشجو

[box type=”download” align=”” class=”” width=””]دانلود دکتر سلام ۷۸ 

دانلود ویدیو کیفیت عالی حجم ۲۰۰ مگابایت

دانلود ویدیو کیفیت متوسط حجم ۹۲ مگابایت

دانلود ویدیو کیفیت پایین حجم ۴۴ مگابایت [/box]

 

جشن دو سالگی دکتر سلام + دانلود فیلم‌ها و گزارش کامل

جشن دو سالگی دکتر سلام

[box type=”success” align=”” class=”” width=””]مراسم جشن ۲ سالگی مجموعه طنز سیاسی «دکتر سلام» عصر روز پنجشنبه با حضور هزاران دانشجوی دانشگاه‌های تهران و جمعی از شخصیت‌ها و فعالان سیاسی، فرهنگی و هنری در تالار وزارت کشور برگزار شد. در این مراسم که با استقبال کم‌نظیر دانشجویان برگزار شد، برنامه‌های متنوعی به اجرا درآمد که گزارش کامل آن در سه بخش «نکات کلیدی میهمانان جشن » و «ویدیوهای جشن دوسالگی » و «گالری تصاویر جشن دوسالگی دکتر سلام » و « حواشی جشن » در ادامه می‌آید.همراه بنیانا باشید[/box]

 

[author title=”غلامعلی حدادعادل نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در دومین جشن دکتر سلام، گفت: ” image=”http://bonyana.com/wp-content/uploads/2015/05/139310031716449.jpg”]

من هرچند روزانه در چندین جلسه سخنرانی می‌کنم، اما عادت به برنامه شاد ندارم. امیدوارم جوانان فضای شاد و فرح‌بخشی را برای تمامی جامعه ایجاد کنند. زمانی که من در آموزش و پرورش بودم تعدادی از المپیادی‌ها با کسب مقام به کشور بازگشتند.

حاجی‌بخشی که تصور می‌کرد ممکن است فضا مکتبی نباشد با تعدادی از همراهان خود به فرودگاه آمد، اما چون تجربه برنامه شادی نداشت همان اشعار غم‌آلود خود را برای این برنامه تکرار کرد. خنده و گریه دو روی یک سکه هستند که از عمق وجود انسان سرچشمه می‌گیرند.

طنز خوب با هجو فرق دارد. طنز آزمایشگاه مخاطب است. طنز آزمایشگاه صداقت طنزپرداز است. طنز آزمایشگاه تحمل دولت‌هاست. متأسفانه عده‌ای در کشور شوخی را جدی و جدی را شوخی گرفته‌اند. طنز می‌تواند به قدرت‌ها یادآوری کند که هرچند توان انجام هرکاری را دارند، اما مردم هستند و آنها می‌گویند که خیلی از کارها نباید انجام شود.

طنز می‌تواند افکار عمومی جامعه را در برابر انحرافات حساس کند. زشتی‌ها را صریح بیان کند و حرف‌هایی را که اطرافیان مسئولین نمی‌توانند به آنها بگویند، به‌راحتی منتقل کند. همیشه در بطن شوخی یک مسئله جدی وجود دارد که اگر به عمق آن پی ببریم غم‌زده خواهیم شد”، اظهار امیدواری کرد که طنز درست در جامعه فراگیر شود. [/author]

[author title=”علیرضا زاکانی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در جشن دوسالگی دکتر سلام طی سخنانی گفت: ” image=”http://bonyana.com/wp-content/uploads/2015/05/139303141532574622919654.jpg”]

من و تعدادی از رزمندگان دفاع مقدس همچون آقای کوثری و سردار علی فضلی به محضر رهبر انقلاب رفتیم. در جمع ۲۵نفره ما رهبر انقلاب فرمودند که هزاران کتاب نمی‌تواند گوشه‌ای از واقعیت جنگ را منعکس کند.

قبل از انقلاب کار بسیار ساده بود، در دوران جنگ اوج سختی‌ها را گذراندیم و حتی از حداقل‌ها هم محروم بودیم، اما سختی جنگ در برابر آینده پیش‌ِروی ما هیچ است.

 امام خامنه‌ای فرمودند: به‌مدد الهی انقلاب به پیروزی نهایی خواهد رسید، هرکس در این مسیر دچار انحراف و خستگی شود بازنده است و بداند بار انقلاب هیچ‌گاه بر زمین نمی‌ماند. [/author]

 

[author title=”علیرضا زاکانی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در جشن دوسالگی دکتر سلام طی سخنانی گفت: ” image=”http://bonyana.com/wp-content/uploads/2015/05/139306091418225803531884.jpg”]

برخی خاطراتی نقل می‌کنند که فرسنگ‌ها از واقعیت فاصله دارد طنز در تمام زندگی ما وجود دارد، مثلاً خود من چه در زمان نمایندگی مجلس، چه در زمان وزارت و چه وقتی که به‌عنوان یک رزمنده در جبهه‌ها بودم. در دفاع مقدس طنز جایگاه ویژه‌ای داشت و نشان از روحیه بالای رزمندگان بود، حتی در شب عملیات نیز سخنان طنز میان رزمندگان رد و بدل می‌شد.

زمانی که رویدادهای انقلاب را می‌بینیم خدا را شاکریم اما برای کسانی که پا در رکاب امام خمینی(ره) داشتند و جزو ریزش‌های انقلاب شدند، اندوهگین می‌شویم. آنها مثلاً خاطراتی نقل می‌کنند که فرسنگ‌ها از واقعیت فاصله دارد و ما چاره‌ای جز صبر نداریم. امام راحل نیز در سخنان خود از طنز استفاده می‌کردند، یک بار رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی خود گفت که اسلام در ایران اجرا نمی‌شود.

امام خمینی هم در پاسخ فرمودند که گویا رئیس جمهور آمریکا می‌خواهد بر عروة‌ الوثقی حاشیه بنویسد، یک بار نیز با هیئتی به مسکو رفتیم؛ در آن سفر، وزیر خارجه روسیه به ما شطرنج داد، من گفتم: ای‌کاش ما هم بازی مار و پله را به آنها می‌دادیم، چون در ایران مسئولین عادت ندارند خانه به خانه پیش بروند بلکه از نردبان بالا رفته و به‌ناگاه سقوط می‌کنند.

امروز جوانان بااستعداد می‌توانند از سوژه‌های بسیار زیادی که مسئولین به آنها می‌دهند نهایت استفاده را کنند زیرا به‌قدری متناقض حرف می‌زنند که انسان باورش نمی‌شود. ما مسئولی داریم که ده‌ها بار در مورد فکت‌شیث حرف زده و حرف خود را نقض کرده است. ما خوشحال هستیم که امروز جوانان بااستعداد طنز را در دست گرفته و باید به درجه حرفه‌ای برسانند. [/author]

 

[author title=”سیدعزت‌الله ضرغامی رئیس سابق رسانه ملی در جشن دو سالگی برنامه دکتر سلام گفت: ” image=”http://bonyana.com/wp-content/uploads/2015/05/139311031409189094575014.jpg”]

اعتراف می‌کنم حرفی بهتر از صداقت نیست. من یک قسمت از مجموعه دکتر سلام را ندیدم اما اعتراف می‌کنم که کشور ما از نظر طنز ظرفیت بسیار بالایی دارد. وی اضافه کرد: یکی از مسئولین ورزش اوایل انقلاب به من می‌گفت من نه ورزش را دوست دارم و نه ورزشکار را، اما به من سمت ورزشی داده‌اند، این نشان می‌دهد که کار باید در دست خود مردم باشد.

رئیس سابق رسانه ملی تصریح کرد: کشور ما از نظر ظرفیت طنز و جوک ظرفیت بسیار بالای دارد اما متاسفانه نتوانستیم این ظرفیت را به درستی به کار گیریم. نقد در کشور ما فرهنگسازی نشده و فردی را که می‌خواستیم نقد کنیم، مورد هجمه قرار دادیم اما باید کار طنز به شکل خودجوش تولید شود. ضرغامی اظهار داشت: ما باید دوره‌های طنز حرفه‌ای را برگزار کنیم و انحصار طنز را که در دست تعدادی از افراد است، خارج کنیم. وی گفت: من صفحه اینستاگرامی درست کرده‌ام و می‌خواهم بعضی از حواشی را در آن ثبت کنم.

چند روز پیش عکسی منتشر کردم که سیدهادی خامنه‌ای در آن با من یک شوخی منشوری کرده بود که قابل گفتن نیست، ولی سعی می‌کنم شوخی‌های غیرمنشوری را منتشر کنم. رئیس سابق رسانه ملی اظهار داشت: مسئولینی که می‌بینید بسیار جدی هستند، در پشت صحنه از روحیه بسیار طنازی برخوردار هستند. ضرغامی در پایان گفت: امیدوارم طنز خودجوش و متکی به تولیدات داخل در کشور بیش از گذشته رواج یابد و مسئولین ازاین امر مهم حمایت کنند. [/author]

[author title=”هادی قاسمی مدیرعامل خبرگزاری دانشجو در جشن ۲ سالگی «دکتر سلام» که در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار شد، گفت: ” image=”http://bonyana.com/wp-content/uploads/2015/05/57.jpg”]

اصلی‌ترین سرمایه ما حمایت پرشور مردم است البته ایراداتی را احساس می‌کنیم ولی برای برطرف کردن آنها تلاش می‌کنیم. مجموعه دکتر سلام یک مجموعه دانشجویی است که به مسایل اصلی کشور می‌پردازد و سعی می‌کند در قالب طنز با نگاه دانشجویی این مسایل را به نقد بکشد.

این مجموعه متعلق به هیچ گروه و جریان خاصی نیست و نگاه ما فقط خط مستقیمی را دنبال می‌کند که آرمان‌های انقلاب را پیگیری کند. در جشن امروز از همه سلایق مختلف شرکت کردند و سعی کردیم از همه جناح‌ها در این برنامه میهمان داشته باشیم. طنز دکتر سلام به مسایل سخت سیاسی با نگاهی طنز می‌پردازد.

برای این مجموعه فقط پیشرفت کشور مهم است و امکان دارد در مسیر پیشرفت آرمان‌ها، شاخ و برگ‌های هرزی وجود داشته باشد که دکتر سلام با اره خود این شاخ و برگ‌ها را هرس می‌کند و برایش مهم نیست که این شاخ و برگ‌ها چپ باشد یا راست. اگر در مسیر کشور قفلی وجود داشته باشد «دکتر سلام» این قفل را خواهد برید. البته اگر کلید این قفل گم شده باشد. [/author]

تیزر مراسم باشکوه دکتر سلام

[box type=”download” align=”” class=”” width=””]تماشای ویدیو در آپارات | دانلود ویدیو [/box]

 

 

حضور سرزده بازرسان آژانس انرژی اتمی در وزارت کشور

[box type=”download” align=”” class=”” width=””]تماشای ویدیو در آپارات | دانلود ویدیو [/box]

 

گزارش شبکه خبر از جشن دوسالگی دکترسلام

[box type=”download” align=”” class=”” width=””]تماشای ویدیو در آپارات | دانلود ویدیو [/box]

 

 

شوخی با ضرغامی در «جشن دوسالگی دکترسلام»

[box type=”download” align=”” class=”” width=””]تماشای ویدیو در آپارات | دانلود ویدیو [/box]

 

گزارش دیدنی اخبار شبانگاهی از جشن دوسالگی دکترسلام

[box type=”download” align=”” class=”” width=””]تماشای ویدیو در آپارات | دانلود ویدیو [/box]

 

گزارش اخبار ۲۰:۳۰ از جشن دوسالگی دکترسلام

[box type=”download” align=”” class=”” width=””]تماشای ویدیو در آپارات | دانلود ویدیو [/box]

عکس های جشن دو سالگی دکتر سلام در تالار وزارت کشور

 

حاشیه‌های جشن دو سالگی دکتر سلام/ از پخش کلیپ «پشتم گرمه» تا سلام برادر «صادق»

مجموعه طنز دکتر سلام، دو سالگی خود را در تالار وزارت کشور در حالی جشن گرفت که حضور هزاران دانشجو و شور و نشاط کم نظیر آنان، خبرنگاران رسانه ها را شگفت زده کرده بود.

– در این مراسم چهره های سیاسی، فرهنگی و هنری متعددی حضور داشتند که از جمله می توان به غلامعلی حدادعادل، عزت‌الله ضرغامی، حسین صفار هرندی، سیدمحمد حسینی، علیرضا زاکانی، حمید رسایی،مسعود ده نمکی، سیدنظام‌الدین موسوی، ابوالقاسم طالبی، حسن عباسی، سعید قاسمی، محمدرضا اسکندری، رحمت الله حافظی،فاطمه آلیا،محمد ودود حیدری و … اشاره کرد.

-حاضران در تالار وزارت کشور با صدای بلند شعار «مرگ بر آمریکا» را یک‌صدا فریاد می‌زدند.

 

-عده‌ای از دانشجویان نیز با در دست داشتن دست‌نوشته‌هایی مانند مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل کلید حل مشکلات در داخل است، به دشمن اجازه بازرسی از تاسیسات نظامی را نمی‌دهیم در سالن حضور داشتند و تعدادی از حاضرین نیز قسمت‌هایی از سخنان اخیر رهبری را در این زمینه روی کاغذ نوشته و در دست داشتند.

-در ادامه این مراسم کلیپ «پشتم گرمه»‌ با حضور خواننده این اثر اجرا شد همچنین خانم آراسته‌نیا یکی از شاعران طنز، نیز شعر زیبایی را با نام اشتون قرائت کرد.

-کلیپ طنز ضرغامی نام اثری بود که بعد از سخنرانی رئیس سابق صدا و سیما و البته با اجازه از وی پخش شد، این کلیپ شامل اتفاقات جالبی بود که در دوران ریاست ضرغامی در سازمان صدا و سیما رخ داده بود.

-حضور پرشور شرکت‌کنندگان در این مراسم و به‌ویژه جوانان به گونه‌ای بود که که عده‌ای به خاطر نبودن صندلی خالی روی زمین و راهروهای تالار نشسته بودند.

– در زمان حضور همسر شهید رضایی‌نژاد و دختر این شهید بزرگوار  و نیز پدر شهید احمدی روشن حاضرین در سالن به طور ایستاده برای مدتی آنها را تشویق کردند.

-از نکات قابل توجه دیگر در این مراسم عدم حضور چهره‌های دولتی علیرغم دعوت از آنها بود؛ مجری برنامه با بیان این موضوع که ما از مسئولان و وزرا و معاونین دولت یازدهم دعوت به عمل آوردیم اما آنها در این مراسم به علت‌هایی همچون حضورشان در سفر شرکت نکردند. البته آقای صادق مشاور رسانه‌ای رئیس جمهور گفت: بگویید برادر صادق سلام رساند.

-یکی از جالبترین بخش های این جشن، حضور نمادین کاراکترهای بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی بر روی سن و بازرسی آنها از پشت صحنه «دکتر سلام» بود. این بازرسان همچنین مجری مراسم و یکی از شخصیت های سیاسی حاضر در جشن را بازرسی بدنی کردند که با واکنش حضار و شعارهای پرشور آنها علیه آمریکا مواجه شد.

-«روحانی دقت کن» هم نوشته روی یکی دیگر از پلاکارتدها بود و حاضرین هم با صدای بلند فریاد زدند روحانی دقت کن.

-کیک دو سالگی مجموعه طنز دکتر سلام نیز بین حاضران پخش شد.

-در پایان مراسم نیز حاضرین در سالن شعارهایی مانند ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند، مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل را سر دادند.

[box type=”success” align=”” class=”” width=””]مجموعه طنز دکترسلام هر هفته یکشنبه ها در سایت خبرگزاری دانشجو منتشر می شود برای دانلود آرشیو مجموعه طنز دکتر سلام به این لینک مراجعه کنید  [/box]

 

وقتی هلیکوپتر فرود آمد یک قطره هم سوخت نداشت

هلیکوپتر

پادکست خبری زنگ بیداری ۱۶۰ روز سه شنبه سی دی ماه  منتشر شد ؛ در ادامه مطالب لینک دانلود رایگان برنامه و توضیحاتی درباره این شماره از پادکست همراه بنیانا باشید 

ادامه خواندن “وقتی هلیکوپتر فرود آمد یک قطره هم سوخت نداشت”

رونمایی از فناوری ضد تهوع موسوی

رونمایی از فناوری ضد تهوع موسوی

محمدحسین امینی: خبرنگار ما در واحد مرکزی وبگردی عصر روز گذشته موفق شد ازجمله با یک دانشجوی مقطع پُست دکترای کُشته‌سازی و همچنین یک فعال سیاسی نزدیک به جریان پراگماتیسم وخیم، گفتگوی کوتاهی ترتیب دهد که شرح آن را در ادامه می‌خوانید.

علیرضا، دانشجوی رشته نسبتاً نوپای کُشته‌سازی که اکنون در مقطع پست دکترای آن مشغول به تحصیل است و به گفته خود مقالات و پژوهش‌های متعددی در این زمینه تقدیم جامعه کُشته‌سازان بدون مرز نموده است، در آغاز گفتگو با خبرنگار فرهنگ نیوز در پاسخ به پرسشی در زمینه نگاهش به مقوله‌ی ۹ دی  پرسید: کسی می‌تواند این را پاسخ بدهد که چرا در مراسم ۹ دی سال ۸۸ ملت از درب منزلشان پای پیاده و بلکه سینه‌خیز به سمت خیابان آزادی و خیابان انقلاب نیامدند؟ آیا ملت گمان می‌کردند که ما تسلیم «صحنه‌آرایی خطرناک اتوبوس‌ها» خواهیم شد؟!

او اضافه کرد: چرا مردم ایران فکر می‌کنند که حق‌دارند افسانه‌ی فتنه‌ی ۸۸ را این‌قدر کش بدهند، اما مثلاً ما حق نداریم بحث برخی مفاسد اقتصادی را در رسانه‌هایمان کش بدهیم؟ آیا ملت بر این باور است که اگر تبیین و روشنگری در باب فتنه‌ی ۸۸ را کش بدهد، ما با همکاری سرویس‌های اطلاعاتی دنیای آزاد قادر به تکرار ماجراهای آن سال نخواهیم بود؟ یا مثلاً گمان کرده‌اند که اگر ما مسئله‌ی فسادهای اقتصادی را در مطبوعات کش ندهیم و فضای جامعه را با شایعات ملتهب نکنیم و مجرمین اصلی را فراری ندهیم، مرتبطان و عوامل ما قادر به ادامه دادن این فسادها نخواهند بود؟

تحصیل‌کرده‌ی مقطع تحصیلات تکمیلی رشته کُشته‌سازی در ادامه‌ی گفتگو ضمن اشاره به وجود برخی ممانعت‌ها و موانع سؤال‌برانگیز در کشور گفت: چرا در کشور ما اجازه داده نشد که «هواپرستی افراد» بر رأی و خواست مردم ارجحیت داشته باشد؟ کسی می‌تواند پاسخ دهد که چرا انتخابات سال ۱۳۸۸ ابطال نشد؟ آیا مردم منافع خود را بهتر از ما می‌شناختند؟! در کشوری که ما نتوانیم برای مردم اولویت تعیین کنیم، دیگر چه کسی می‌تواند «دقیق‌ترین پاسخ» را به علامت‌های صهیونیسم بین‌الملل برای دخالت در امور ایران بدهد؟ مگر میرحسین موسوی – آن مجسمه‌ی تقوا – تمام تلاشش را جهت «تعیین تکلیف کردن برای مردم» نکرد؟ چرا عده‌ای مقابله کردند؟

علیرضا ضمن اعتراض به رواج برخی سلیقه ها در صداوسیما، ازجمله به تکرار زیاد یک داستان در صداوسیما اشاره و بدان انتقاد کرد: چند بار باید این قصه را بشنویم که ۵ سال و نیم پیش، یک هیئت‌هایی از ایران به دیدار مسئولین وزارت اطلاعاتِ ساحل‌عاج رفته بودند! سر میز شام از مسئولین آن‌ها پرسیده بودند که شما درباره‌ی مسئله‌ی انتخابات مشکلی با نامزدهای انتخاباتی‌تان دارید؟ پاسخ داده بودند نه، مثلاً چه مشکلی؟ گفته بودند ما اینجا هرچند سال یک‌بار یک انتخابات برگزار می‌کنیم، ۴۵ دقیقه از اتمام رأی دادن مردم نگذشته فلان نامزد انتخاباتی زنگ میزند و با اعتمادبه‌نفس مثال‌زدنی می‌پرسد:«من برنده‌ی قطعی با نسبت آراء بسیار زیاد هستم. مخالفتی هست؟» برایش توضیح می‌دهیم که هنوز معلوم نیست که بابا! او هم می‌گوید که «حالا که اینطوره، پس از اول برگزار کنید انتخابات را»! همه‌ی ما بارها و بارها این قصه را شنیده‌ایم. بس نیست واقعاً؟!

او ضمن مخاطب قرار دادن مسئولان صداوسیما گفت: آقای صداوسیما! جهت اطلاعتان ساحل‌عاج فقط یک «جمهوری» پیش‌پاافتاده  است. ولی وقتی در ایران واقعاً فکر می‌کنیم که بلدیم و امکانش را داریم و امیدواریم که بتوانیم با رایزنی با رهبری و حتی فشار آوردن به ایشان از طرق مختلف، انتخابات را ابطال کنیم، خوب چرا نکنیم؟ واقعاً هیچ‌وقت اجازه داده نشد که این پرسش ساده از یکی از کانال‌های ۲۴ ساعته ی شما فقط برای چند دقیقه با مردم در میان گذاشته شود! چرا؟ بگذارید مردم فقط به همین یک پرسش فکر کنند: وقتی می‌شود در هنگامِ باخت در انتخابات آن را ابطال کرد و دوباره برگزار نمود، چرا از این فرصت استفاده نکنیم؟! ها؟!

علیرضا در ادامه سخنانش گفت: چرا مردم ایران از صداوسیما تقاضا نمی‌کنند که ماجراهای سال ۸۸ را دوباره و چندباره پخش نکند؟ اگر این برنامه‌ها مخاطب ندارند اصلاً چرا با پول بیت‌المال ساخته و پخش می‌شوند؟ اگر دارند ساخته و پخش می‌شوند، نکند هنوز مخاطب داشته باشند؟! کسی حواسش هست آقا؟! یکی از پرسش‌های مهم و اساسی من این است که چرا اثری از جلب رضایت مهندس موسوی – آن مجسمه‌ی تقوا – در برنامه‌هایی که درباره ۹ دی پخش می‌شود وجود ندارد؟

او همچنان که به طرح پرسش‌هایی می‌پرداخت سخنانش را این‌گونه پایان داد: چرا در هیچ کجای تاریخ ایران تصور دقیقی از کمیت و کیفیت وجود نداشته؟ اصلاً بیایید فرض کنیم تقلبی هم در انتخابات سال ۸۸ رخ نداده باشد (فرض محال که محال نیست!) چرا کسی متوجه این مسئله‌ی ساده نمی‌شد و نمی‌شود که چه‌بسا جمعیتی که از نظر کمّی خیلی کمترند، از نظر کیفی خیلی بیشتر باشند؟ اصلاً چرا همیشه «تعداد» آراء شمرده می‌شود؟ چطور ممکن است رأی کسانی که از فرط فرهیختگی به میرحسین موسوی – یعنی همان مجسمه‌ی تقوا – رأی داده بودند با رأی آن دیگران – که چون نمی‌خواهم حرف بدی بزنم زود عبور می‌کنم – یکی باشد؟ واقعاً در سال ۸۸ آیا شاهد یک کودتای سازمان‌دهی شده علیه «کیفیت» نبودیم؟ میرحسین موسوی – آن مجسمه‌ی تقوا – از نظر فنون برجسته‌ای که بلد بود، آیا با آن رقبای دیگر – که چون نمی‌خواهم حرف بدی بزنم زود عبور می‌کنیم – قابل مقایسه بود؟

          در ادامه، همکار ما از واحد مرکزی وبگردی به سراغ علیرضا، دیگر فعال سیاسی اجتماعی که به گفته خود با «پراگماتیست‌های وخیم» نزدیکی فکری داشت رفت و از او خواست که نظراتش را ازجمله درباره‌ی مطالبی که دوست کُشته‌سازش علیرضا گفته بود مطرح کند.

علیرضا، پراگماتیستِ وخیم که مایل بود ادامه مباحث دوست کُشته‌ساز خود در موضوع صداوسیما را پی بگیرد گفت: من می‌پرسم. آیا صداوسیما که از بیت‌المال تغذیه می‌کند و موظف است از همه‌ی فرصت‌ها بهره ببرد، هیچ خبر دارد که می‌تواند دروغ بگوید و همچنان در دل مردمان بماند؟ آیا صداوسیما خبر دارد که میرحسین موسوی – آن مجسمه‌ی تقوا – در سال‌های ۸۸ و ۸۹ که هنوز فرصت ارتباط با مردم را داشت، فقط با کمک دروغ‌هایی که گفت چند صد درصد محبوب شد؟ آیا صداوسیما خبر دارد که موسوی تنها با دروغِ «تقلب در انتخابات» موفق شد کاری بکند که مردم جز هنگام پخش زنده‌ی فوتبال یا برخی مواقع استثنایی دیگر هیچ کاری جز «اندیشه به‌اندازه‌ی دروغ او» نکنند؟ چرا صداوسیما این فرصت را از دست می‌دهد؟ اصلاً صداوسیما خبر دارد که موسوی – آن مجسمه‌ی تقوا – در خلال سال‌های ۸۸ و ۸۹ در زیرزمین خانه‌اش موفق به بومی‌سازی فناوری ضد تهوع شد؟! فناوری‌ای که باعث می‌شد او بتواند هرچقدر لازم می‌داند دروغ بگوید اما ملت همچنان دچار تهوع نشوند! خوب این بد بود؟ چرا هنوز قدرِ این فناوری بومی دانسته نشده است؟

علیرضا در ادامه با اشاره به وقایع ۳۰ خرداد ۸۸ در تهران و ظلمِ سازمان‌یافته‌ای که از فردای آن روز در حق اراذل‌واوباش شد گفت: آن جمعیتِ قریب به ۴۰۰ هزارنفری که به‌عنوان آتش زنندگانِ شهر تهران در سی‌ام خرداد سال ۸۸ صادقانه فعالیت کردند، به‌روشنی دست‌چین‌شده‌ترین نیروها و درونی‌ترین و محکم‌ترین دژ میرحسین موسوی – همان مجسمه تقوا – بودند، همان‌ها که وحشت و فرار مردم از دست خودشان را نه از طریق جلوه‌های ویژه‌ی تلویزیون بی‌بی‌سی که با چشم خود دیده بودند و می‌توانستند ترس و نفرت مردم در ۳۰ خرداد را با شوق آن‌ها در روزهای قبل از انتخابات مقایسه کنند.

این‌ها اما بعداً از زبان موسوی – آن مجسمه تقوا – شنیدند که بحمدالله «مردمِ علاقه‌مندِ او» بیش از موارد قبل در خیابان حضور داشتند! آن ۴۰۰ هزار نفر به‌راستی چه گناهی دارند؟ آیا انصاف است که به آن‌ها گفته شود که هنوز مصلحت در این است که از اقدامات شجاعانه و جان برکفانه‌شان با عنوان «حضورِ عده‌ی بیشتری از علاقه‌مندانِ مردمیِ موسوی» یاد شود؟ حتی ممکن است آن‌ها خودشان را به این راضی کنند، اما آیا در خلوت خود می‌توانند باور کنند که آن‌همه چیزی که آتش زدند را درواقع آتش نزده‌اند؟! این بعید نیست؟

وی در انتها مانند دوست کُشته‌ساز خود به ‌نقد فرصت سوزی‌هایی پرداخت که معتقد بود در صداوسیما به وقوع پیوسته‌اند. او با مخاطب قرار دادن مدیران این رسانه ازجمله گفت: آقای صداوسیمای جمهوری اسلامی! خبر داری که هرچند روایت شده که «بهتان و دروغ از آسمان و زمین سنگین‌ترند» ، اما موسوی – آن مجسمه تقوا – بهتان زد و دروغ گفت و همچنان هم به‌گونه‌ای مظلوم است که عده‌ای از نمایندگان مجلس صبح و شبشان را برای رفعِ ظلم از او یکی کرده‌اند؟ اگر خبر داری، چرا خود را به دروغ و بهتان مجهّز نمی‌کنی؟! چرا نگاه نمی‌کنی که فقط چند جمله تهمت و دروغ از یک انسان یک‌لاقبا که از پسِ دیوارهای حصر به بیرون می‌رسد چگونه توپخانه‌های دروغ در پراگ و لندن و واشنگتن را تغذیه می‌کند؟ آیا فکر می‌کنی که تغذیه نمی‌کند؟!

اگر این‌طور است، چرا آن آدم یک‌لاقبا را از حصر خارج نمی‌کنی تا قدری بیشتر دروغ بگوید و آن‌وقت خوب متوجه شوی که دروغ چقدر تأثیر دارد؟ چرا باور نمی‌کنی آن شیطانی که شمشیرِ «بزرگ‌ترین دروغ تاریخ جمهوری اسلامی» را در دست موسوی – آن مجسمه تقوا – گذاشت، قادر است آن شمشیر برّنده را در اختیار تو هم بگذارد؟! تا کی می‌خواهی این حرف نخ‌نما را تکرار کنی که نمی‌خواهیم بابت دروغ هزینه بدهیم؟! کدام هزینه؟ مگر خبر نداری که حتی آن‌هایی که اخبار دروغِ بی‌بی‌سی فارسی را برای مردم می‌خوانند هم به آن اخبار باور ندارند؟! دروغ چه هزینه‌ای داشته برای دروغ‌گو؟! آقاى صداوسیما! راستی کم جو! صداقت کم جو! روشنگری کم جو! دروغ‌گویِ حرفه‌ای آور به دست! و به دست هم نمی‌آوری تا وقتی‌که در شیوه‌ات تجدیدنظر نکنى و دست از صداقت برنداری…

فرهنگ نیوز