حوریانی پرده نشین در خیمه‌ها

مسئله پوشش و حفظ  عفاف خاصّ دنیای اسلام و حتی دنیای ادیان توحیدی نیست. براساس زمینه فطری، حتی جوامع اولیه و به دور از تمدن و مذهب هم آن را مورد توجه خود قرار داده اند (شیرین بیانی، زن درایران عصرمغول ،ص۵۸) و در همه جوامع و ملل به صورت های گوناگون، کم و بیش وجود داشته است، اما با آمدن اسلام این مسئله به عنوان یک حکم تکلیفی و ضروری برای زنان تعیین گردید.

حوریانی پرده نشین در خیمه ها

بر مبنای دستورات اسلام هنگامی که زن پوشیده با وقار باشد و در روابط اجتماعی جانب عفاف و #پاکدامنی را رعایت کند، افراد مغرض، جرات نخواهند کردتا متعرض وی شوند. (سوره احزاب،آیه۳۳ / عبدالله جوادی آملی، زن در آیینه جلال وجمال،ص ۴۳۸)

بر اساس فطرت و طبیعت انسانی، زنان از از ظرافت، لطافت و جاذبیت های خاصی برخوردار هستند که عمل و رفتار آنها می تواند مردان را به سوی خود جذب کنند.

همچنان که در روایات آمده است: «المرئه ریحانة» یعنی «زن هم چون ریحانه یا شاخه گلی، ظریف است»،اگر باغبان او را پاس ندارد، از دید و دست تعرض گلچین، مصون نمی ماند.

با بررسی آیات و روایات در می یابیم که رعایت عفاف شامل مردان نیز می شود و نیز در لزوم رعایت عفاف، تفاوتی بین افراد زن ومرد وجود ندارد.

(سوره نور،آیه۳۳) اما به علت طبیعت و روحیه زنان،اسلام برای آن که قدر و ارزش زن ها محفوظ باشد با مقرر داشتن حکم پوشش، زنان را از سهل الوصول بودن مصون داشته و با حجاب محدوده مطمئن تری پیرامون او قرار داده است. (سوره نور،آیه۳۰)

بنابراین برای سالم سازی جامعه باید به دنبال عفت عمومی باشیم تا حجاب آگاهانه گسترش یابد تا #سلامت و#امنیت_اجتماعی در جامعه پایدارشود.قرآن کریم، زنان ایده آل را که در بهشت جای دارند، به مروارید محجوب و پوشیده در صدف تشبیه می‏کند: « کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ. » (سوره واقعه ) 

هیچ گوهر فروشی گوهرهای ناب و قیمتی خود را در معرض دسترس افراد قرار نمی دهد . استاد شهید مطهری در این باره می‏فرماید: «حرکات و سکنات انسان گاهی زبان‏دار است.

گاهی وضع لباس، راه رفتن، سخن گفتن زن معنا دار است و به زبانِ بی‏زبانی می‏گوید: دلت را به من بده، در آرزوی من باش، مرا تعقیب کن؛ گاهی بر عکس، با زبان بی‏زبانی می‏گوید: دست تعرّض از این حریم کوتاه است.»(مساله حجاب ص ۱۳۶)بررسی ابعاد مختلف عفاف و گستره ان در شئونات فردی و اجتماعی دامنه وسیعی دارد که با استعانت از قران و سنت به چند مورد ان اشاره می کنیم:

عفت در اندیشه 

عقل یکی از عوامل موثر در تعدیل خواهش های نفسانی و رام کردن غرایز بشری است، هر چه تفکر انسان متعادل شود و با فطرت کمال جویی او بیشتر منطبق باشد،سریعتر راه تکامل را می پیماید.امیر المومنین علی علیه السلام می فرمایند:«من عقل عف» هر آن کس که عقل دارد عفت دارد.

عفت در نگاه 

ارزش و اهمیت این موضوع از این باب است که چشم، دروازه دل است و انچه از این دریچه وارد باطن شخص می گردد، گاهی او را به سر منزل سعادت و گاهی به ورطه سقوط و ذلت می کشاند،چنانچه امام علی (ع) می فرمایند : «العین رائد القلب» چشم، دل را بدنبال خود می کشاند .

از انجا که خداوند خالق انسان است و نسبت به تمام صفات و اخلاقیات او اگاهی کامل دارد و مصلحت و مخیر و صلاح ادمی را بهتر از هر کسی می داند عفت در نگاه را توصیه فرموده است و مومنین را از نگاه های الوده بر حذر می دارد:« قل للمومنین یغضوا من ابصارهم …..* و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن.. (سوره نور /آیه ۳۰ و ۳۱) بیان صریح این ایات مبنی بر حرمت نگاه کردن مرد و زن نامحرم به یکدیگر است.

عفت در معاشرت 

انسان موجودی است که به صورت انفرادی معاشرت نمی کند ؛یعنی برای ادامه زندگی نیاز به روابط اجتماعی دارد. در این میان زن نیز همچون مرد وجودی اجتماعی است و برای تامین نیاز های خو د باید د ر اجتماع حضور یابد.

انچه مسلم است و از قران و سیره پیامبر ص و ادمه اطهار دریافت می شود این است که زنان با رسول اکرم ص و امامان بزرگوار ع معاشرت و گفتگو داشته اند حتی قران بیعت با زنان را که یکی از بارزترین نمونه های مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان است پذیرفته. (سوره ممتحه / آیه۱۲)

عفت در زینت

تمایل انسان به زیبایی و جمال با سرشت او امیخته شده است،در کتب اسلامی روایات بسیا ری درباره ارزش زیبایی و جمال انسان امده است.

 

از جمله پیامبر اکرم ص فرمودند :« علیکم باالوجوه الملاح و الحدق السود» (سفینه البحار ص ۵۴۶) بر شما باد که با خوب رویان نمکین صورت و مشکین چشم معاشرت کنید» امیرالمومنین نیز در این باره فرمودند :«حسن وجه المومن حسن عنایه الله به » (غررالحکم ص ۳۷۹)روی زیبای مردم با ایمان عنایت نیکوی خداوند به انان است.

بنابر این خدا وند نهی از زینت نمی کند بلکه انچه مذوم است و مورد نهی واقع شده است نهی از تبرج (سوره احزاب/۳۳) و مانند دوران جاهلیت خود ارایی نکنید.

عفت در کلام 

قران به ما دستور می دهد به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید که بیمار دلان در شما طمع کنند (سوره احزاب/۳۲) بنابر این از نظر قران هر گونه ناز و غمزه در کلام با ادا و اطوار سخن گفتن تغییر صدا که شهوت ران را به فکر گناه می افکند و هر گونه سخن باطل و غیر حقی مردود است.

عفت در ستر (حجاب)

به جرات می توان گفت که یکی از پر دامنه ترین موضوعاتی که در دنیای امروز راجع به زن و حیات اجتماعی او مطرح است موضوع ستر یا حجاب زنان می باشد(گنجینه عفاف ، گوهر حجاب مرکز فعالیت های دینی شهرداری تهران)ابن شهر آشوب و قطب راوندی روایت کرده اند که روزی حضرت امیرالمؤ منین علی (ع)مـحـتـاج بـه قرض شد و چادر حضرت فاطمه(س) را به نزد مرد یهودی که نامش زیـد بود رهن گذاشت و آن چادر از پشم بود و قدری از جوبه قرض ‍ گرفت .

 

پس یهودی آن چـادر را بـه خـانـه بـرد و در حجره گذاشت ، چون شب شد زن یهودی به آن حجره درآمد نـوری از آن چـادر ساطع دید که تمام حجره را روشن کرده بود چون زن آن حالت غریب را مـشـاهـده کـرد بـه نـزد شـوهـر خـود رفـت وآنـچـه دیـده بـود نـقـل کـرد.

 

یـهـودی از اسـتـمـاع آن حـالت در تـعـجب شد وفراموش کرده بود که چادر حـضـرت فـاطـمـه (س) در آن خـانـه اسـت بـه سـرعـت شـتـافـت و داخل آن حجره شد که دید شعاع چادر آن خورشید فلک عِصْمت است که مانند بَدْر مُنیر خانه را روشـن کـرده اسـت ، یـهودی از مشاهده این حالت تعجبش زیاده شد پس ‍ یهودی وزنش به خانه خویشان خود دویدند وهشتاد نفر از ایشان را حاضر گردانیدند واز برکت شعاع چادر فاطمه (س) همگی به نور اسلام منوّر گردیدند. (محمد باقر مجلسی ، ج۴۳،ص۳۰/محمد محمدی اشتهاردی، سیره چهارده معصوم (ع)، ص ۶۴)

گردآورنده : @parasto 
منبع :  ( حوریانی پرده نشین در خیمه ها ) ، ص ۱۸

چهل حدیث از حضرت امام صادق(ع)

متن چهل حدیث امام صادق(ع) به شرح ذیل است: 

قالَ الاْمامُ الصّادِقٌ (علیه السلام) :

حدیث ۱- محاسبه روزانه نفس

«حَقٌّ عَلى کُلِّ مُسْلِم یَعْرِفُنا أَنْ یَعْرِضَ عَمَلَهُ فى کُلِّ یَوْم وَ لَیْلَة عَلى نَفْسِهِ فَیَکُونَ مُحاسِبَ نَفْسِهِ، فَإِنْ رَأى حَسَنَةً اسْتَزادَ مِنها، وَ إِنْ رَأى سَیِّـئَـةً اسْتَغْفَرَ مِنْها لِئَلاّ یَخْزى یَوْمَ الْقِیمَةِ.»:
بر هر مسلمانى که ما را بشناسد سزاوار است که در هر شبانه روز عملش را بر خود عرضه دارد و خود حسابگر خویش باشد، اگر حسنه دید بر آن بیفزاید، و اگر گناه دید از آن آمرزش خواهد تا این که روز قیامت رسوا نشود.

حدیث ۲- استقامت
«لَوْ أَنَّ شیعَتَنا اسْتَقامُوا لَصافَحَتْهُمُ الْمَلائِکَةُ وَلاََظَلَّهُمُ الْغَمامُ وَ لاََشْرَقُوا نَهارًا وَ لاََکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ وَ لَما سَأَلُوا اللّهَ شَیْئًا إِلاّ أَعْطاهُمْ.»:
اگر شیعیان ما استقامت مى ورزیدند، هر آینه فرشتگان با آنها دست مى دادند و ابر بر آنها سایه میانداخت و در روز میدرخشیدند و از فراسر و زیر پاى خود روزى مى خوردند و چیزى از خدا نمى خواستند، مگر این که به آنها مى داد.

امام صادق(ع) حدیث
چهل حدیث از حضرت امام صادق(ع)

حدیث ۳-مفاسدِ نیرنگ و حسادت
«مَنْ غَشَّ أَخاهُ وَ حَقَّرَهُ وَ ناواهُ جَعَلَ اللّهُ النّارَ مَأْواهُ. وَ مَنْ حَسَدَ مُؤْمِنًا إِنْماثَ الاْیمانُ فى قَلْبِهِ کَما یَنْماثُ الْمِلْحُ.»:
هر که با برادرش نیرنگ ورزد و او را کوچک شمارد و با او درافتد، خداوند آتش را جایگاهش گرداند، و هر که بر مؤمنى حسد برد، ایمان در دلش آب شود، چنان که نمک در آب حلّ شود.

حدیث ۴- پارسایى، کوشش و کمک به مؤمنان
«لاتَذْهَبَنَّ بِکُمُ الْمَذاهِبُ فَوَ اللّهِ لا تُنالُ وِلایَتُنا إِلاّ بِالْوَرَعِ وَ الاِْجْتِهادِ فِى الدُّنْیا وَ مُواساةِ الاِْخْوانِ فِى اللّهِ، وَ لَیْسَ مِنْ شیعَتِنا مَنْ یَظْلِمُ النّاسَ.»:
مسلکها و مذهبها شما را نبرند، به خدا سوگند به ولایت ما نتوان رسید جز با پارسایى و کوشش در دنیا، و یارى دادن برادران براى خدا. و کسى که به مردم ستم کند، شیعه ما نیست.

حدیث ۵- نتیجه اعتماد به خدا
«مَنْ یَثِقْ بِاللّهِ یَکْفِهِ ما أَهَمَّهُ مِنْ أَمْرِ دُنْیاهُ وَ آخِرَتِهِ وَ یَحْفَظْ لَهُ ما غابَ عَنْهُ، وَ قَدْ عَجَزَ مَنْ لَمْ یُعِدَّ لِکُلِّ بَلاء صَبْرًا وَ لِکُلِّ نِعْمَة شُکْرًا وَ لِکُلِّ عُسْر یُسْرًا.»:
هر که به خدا اعتماد ورزد، خدا مهمِّ دنیا و آخرتش را کفایت کند و هر چه از او غایب است برایش حفظ کند.
درمانده و ناتوان است هر که براى هر بلا صبرى، و براى هر نعمت شکرى، و براى هر دشوارى آسانىاى ندارد.

حدیث ۶- دستورهاى اخلاق عملى
«صِلْ مَنْ قَطَعَکَ، وَأَعْطِ مَنْ حَرَمَکَ، وَ أَحْسِنْ إِلى مَنْ أَساءَ إِلَیْکَ وَ سَلِّمْ عَلى مَنْ سَبَّکَ. وَ أَنْصِفْ مَنْ خاصَمَکَ، وَ اعْفُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ کَما أَنَّکَ تُحِبُّ أَنْ یُعْفى عَنْکَ، فَاعْتَبِرْ بِعَفْوِ اللّهِ عَنْکَ. أَلا تَرى أَنَّ شَمْسَهُ أَشْرَقَتْ عَلَى الاَْبْرارِ وَ الْفُجّارِ. وَ أَنَّ مَطَرَهُ یَنْزِلُ عَلَى الصّالِحینَ وَ الْخاطِئینَ.»:
با کسى که از تو بریده بپیوند، و به آن که از تو دریغ کرده بخشش کن، و با کسى که به تو بدى کرده نیکى کن. و به کسى که به تو دشنام داده سلام کن. و با کسى که به تو دشمنى ورزیده انصاف ورز. و کسى که تو را ستم ورزیده عفو کن، همچنان که دوست دارى که از تو گذشت شود. به عفو خدا از خودت عبرت گیر، آیا نبینى که آفتابش بر نیکان و بدان هر دو مىتابد و بارانش بر شایستگان و ناشایستگان مى بارد؟!

حدیث ۷- آهسته!
«وَ اخْفِضِ الصَّوْتَ، إِنَّ رَبَّکَ الَّذى یَعْلَمُ ما تُسِّرُونَ وَ ما تُعْلِنُونَ، قَدْ عَلِمَ ما تُریدُونَ قَبْلَ أَنْ تَسْأَلُوهُ.»:
صدایت را فرودآر، زیرا خدایى که نهان و آشکار را مى داند سؤال ناکرده مىداند که شما چه مى خواهید.

حدیث ۸- بهشت و جهنّم، خیر و شرّ واقعى
«أَلْخَیْرُ کُلُّهُ أَمامُکَ، وَ إِنَّ الشَّرَّ کُلَّهُ أَمامُکَ، وَ لَنْ تَرَى الْخَیْرَ وَ الشَّرَّ إِلاّ بَعْدَ الاْخِرَةِ، لاَِنَّ اللّهَ عز و جل جَعَلَ الْخَیْرَ کُلَّهُ فِى الْجَنَّةِ وَ الشَّرَّ کُلَّهُ فِى النّارِ، لاَِنَّهُما الْباقیانِ.»:
تمام خیر در برابر تو و تمام شرّ نیز در برابر توست. و خیر و شرّ را نبینى، مگر بعد از آخرت، زیرا که خداوند عزّوجلّ تمام خیر را در بهشت و تمام شرّ را در دوزخ قرار داده، زیرا که این دواند که باقىاند.

حدیث ۹- جلوه و چهره اسلام
«أَلاِْسْلامُ عُرْیانٌ فَلِباسُهُ الْحَیاءُ وَ زینَتُهُ الْوَقارُ وَ مُرُوءَتُهُ الْعَمَلُ الصّالِحُ وَ عِمادُهُ الْوَرَعُ وَ لِکُلِّ شَىْء أَساسٌ وَ أَساسُ الاِْسْلامِ حُبُّنا أَهْلَ الْبَیْتِ.»:
اسلام، برهنه است، لباسش حیا و زیورش وقار و جوانمردى اش عمل صالح و ستونش پارسایى مىباشد. و براى هر چیزى پایه اى است و پایه اسلام دوستى، ما اهل بیت است.
حدیث ۱۰- عمل براى آخرت
«إِعْمَلِ الْیَوْمَ فِى الدُّنْیا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ.»:
امروز در دنیا کارى کن که به وسیله آن امیدِ کامیابى در آخرت را دارى.

حدیث ۱۱- پاداش یارى دوستان اهل بیت
«لا یَبْقى أَحَدٌ مِمَّنْ أَعانَ مُؤْمِنًا مِنْ أَوْلِیائِنا بِکَلِمَة إِلاّ أَدْخَلَهُ اللّهُ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِساب.»:
در روز قیامت کسى نماند که یک کلمه به مؤمنى از دوستان ما کمک کرده باشد، جز این که خداوند او را بى حساب به بهشت داخل گرداند.

حدیث ۱۲- پرهیز از ریا و جدال و دشمنى
«إِیّاکَ وَ الْمُراءَ فَإِنَّهُ یُحْبِطُ عَمَلَکَ وَ إِیّاکَ وَ الْجِدالَ فَإِنَّهُ یُوبِقُکَ وَ إِیّاکَ وَ کَثْرَةَ الْخُصُوماتِ فَإِنَّها تُبْعِدُکَ مِنَ اللّهِ.»:
از ریاکارى بپرهیز که عملت را از بین برد و از جدال بپرهیز که هلاکت گرداند. و از خصومت ها و دشمنى ها بپرهیز که تو را از خدا دور کند.

حدیث ۱۳- پاکیزگىِ روح، ابزار تشخیص مؤمن
«إِذا أَرادَ اللّهُ بِعَبْد خَیْرًا طَیَّبَ رُوحَهُ فَلا یَسْمَعُ مَعْرُوفًا إِلاّ عَرَفَهُ وَ لا مُنْکَرًا إِلاّ أَنـْکَرَهُ، ثُمَّ قَذَفَ اللّهُ فى قَلْبِهِ کَلِمَةً یَجْمَعُ بِها أَمْرَهُ.»:
چون خدا خیر بنده اى را خواهد روحش را پاک گرداند، به طورى که هیچ معروفى به گوشش نرسد، مگر آن که آن را بفهمد و هیچ منکرى را نشنود، جز آن که زشتش داند و سپس کلمه اى به دلش الهام کند که کارش را بدان فراهم آرد.

حدیث ۱۴- درخواست عافیت از خدا
«فَسْئَلُوا رَبَّکُمُ الْعافِیَةَ وَ عَلَیْکُمْ بِالدَّعَةِ وَ الْوَقارِ وَ السَّکینَةِ وَ الْحَیاءِ.»:
از پروردگارتان عافیت بخواهید و نرمش و وقار و آرامش حیا را حفظ کنید.

حدیث ۱۵- نفسِ دعا، عمل است
«أَکْثِرُوا مِنَ الدُّعاءِ، فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ مِنْ عِبادِهِ الَّذینَ یَدْعُونَهُ، وَ قَدْ وَعَدَ عِبادَهُ الْمُؤْمِنینَ الاِْسْتِجابَةَ وَ اللّهُ مُصَیِّرٌ دُعاءَ الْمؤْمِنینَ یَوْمَ الْقِیمَةِ لَهُمْ عَمَلاً یَزیدُهُمْ بِهِ فِى الْجَنَّةِ.»:
زیاد دعا کنید، زیرا خداوند بندگان دعا کن خود را دوست دارد و به بندگان مؤمنش وعده اجابت داده است، وخداوند در روز قیامت دعاى مؤمنان را از کردارشان محسوب دارد و ثوابش را با بهشت فزاید.

حدیث ۱۶- دوستى بینوایان مسلمان
«وَ عَلَیْکُمْ بِحُبِّ الْمَساکینِ الْمُسْلِمینَ، فَإِنَّ مَنْ حَقَّرَهُمْ وَ تَکَبَّرَ عَلَیْهِمْ فَقَدْ زَلَّ عَنْ دینِ اللّهِ وَ اللّهُ لَهُ حاقِرٌ ماقِتٌ وَ قَدْ قالَ أَبُونا رَسُولُ اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم) «أَمَرَنى رَبّى بِحُبِّ الْمَساکینِ المُسْلِمینَ مِنْهُمْ»»:
بر شما باد به دوستى مستمندانِ مسلمان، زیرا هر کس آنان را کوچک بدارد و بر آنها تکبّر ورزد، به راستى که از دین خدا لغزیده و خدا کوچک کننده و زبون کننده اوست. و پدر ما رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرموده: «پروردگارم به من دستور داده است که مستمندانِ مسلمان را دوست بدارم.»

حدیث ۱۷- ریشه کفر

«إِیّاکُمْ أَنْ یَحْسُدَ بَعْضُکُمْ بَعْضًا فَإِنَّ الْکُفْرَ أَصْلُهُ الْحَسَدُ.»:
از حسدورزى به یکدیگر بپرهیزید، زیرا ریشه کفر، حسد است.

۱۸- اعمال محبّت آور
«ثَلاثٌ تُورِثُ الَْمحَبَّةَ: أَلدَّیْنُ وَ التَّواضُعُ وَ الْبَذْلُ.»:
سه چیز است که محبّت آورد: قرض دادن و فروتنى و بخشش.

حدیث ۱۹- اعمال دشمنى آور
«ثَلاثَةٌ مَکْسَبَةٌ لِلْبَغْضاءِ: أَلنِّفاقُ وَ الظُّلْمُ وَ الْعُجْبُ.»:
سه چیز است که دشمنى مىآورد: دورویى، ستم و خودبینى.

حدیث ۲۰- نشانه هاى سه کس
«ثَلاثَةٌ لا تُعْرَفُ إِلاّ فى ثَلاثَةِ مَواطِنَ: لا یُعْرَفُ الْحَلیمُ إِلاّ عِنْدَ الْغَضَبِ وَ لاَ الشُّجاعُ إِلاّ عِنْدَ الْحَرْبِ، وَ لا أَخٌ إِلاّ عِنْدَ الْحاجَةِ.»:
سه کساند که شناخته نشوند جز در سه جا:بردبار شناخته نشود جز به هنگام خشم، و شجاع شناخته نشود جز به وقت نبرد، و برادر و دوست شناخته نشود جز به وقت نیاز.

حدیث ۲۱- نشانه هاى نفاق
«ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ فَهُوَ مُنافِقٌ وَ إِنْ صامَ وَ صَلّى: مَنْ إِذا حَدَّثَ کَذَبَ، وَ إِذا وَعَدَ أَخْلَفَ. وَ إِذَا ائْتُمِنَ خانَ.»:
سه چیز است در هر که باشد منافق است، اگر چه روزه بدارد و نماز بخواند: آن که چون سخن گوید دروغ گوید، و چون وعده کند خلاف ورزد و چون امینش دانند خیانت نماید.

حدیث ۲۲- به سه کس اعتماد نکن!
«لا تُشاوِرْ أَحْمَقَ، وَ لا تَسْتَعِنْ بِکَذّاب وَ لا تَثِقْ بِمَوَدَّةِ مُلُوک.»:
با احمق مشورت نکن، و از دروغگو یارى مجو، و به دوستى زمامداران اعتماد مکن.

حدیث ۲۳- نشانه هاى سرورى و بزرگى
«ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ کانَ سَیِّدًا: کَظْمُ الْغَیْظِ وَ الْعَفْوُ عَنِ الْمُسیىءِ وَالصِّلَةُ بِالنَّفْسِ وَ الْمالِ.»:
سه چیز است که در هر که باشد آقا و سرور است: خشم فرو خوردن، گذشت از بدکردار، کمک و صله رحم با جان و مال.

حدیث ۲۴- نشانه هاى بلاغت
«ثَلاثَةٌ فیهِنَّ الْبَلاغَةُ: أَلتَّقَرُّبُ مِنْ مَعْنَى الْبُغْیَةِ، وَ التَّبَعُّدُ مِنْ حَشْوِ الْکَلامِ، وَ الدَّلالَةُ بِالْقَلیلِ عَلَى الْکَثیرِ.»:
سه چیز است که در آن بلاغت و شیوایى است: معنى مقصود را رساندن، و از سخن بیهوده دورى جستن، و بالفظ کم، معنى بسیار را رساندن.

حدیث ۲۵- نجات در سه چیز است
«أَلنَّجاةُ فى ثَلاث: تُمْسِکُ عَلَیْکَ لِسانَکَ، وَ یَسَعُکَ بَیْتُکَ وَ تَنْدَمُ عَلى خَطیئَتِکَ.»:
نجات در سه چیز است. زبانت را نگهدارى و در خانه ات بمانى! و بر خطایت پشیمان شوى.

حدیث ۲۶- انس و صفا در سه چیز است
«أَلاُْنْسُ فى ثَلاث: فِى الزَّوْجَةِ الْمُوافِقَةِ وَ الْوَلَدِ الْبارِّ وَ الصَّدیقِ الْمُصافى.»:
انس در سه چیز است: زن موافق و فرزند نیکوکار و دوست خالص و با صفا.

حدیث ۲۷- نشانه هاى کرم و بزرگوارى
«ثَلاثَةٌ تَدُلُّ عَلى کَرَمِ الْمَرْءِ: حُسْنُ الْخُلْقِ، وَ کَظْمُ الْغَیْظِ وَ غَضُّ الطَّرْفِ.»:
سه چیز است که دلیل بزرگوارى شخص است : خوشخویى، فروبردن خشم، و فروهشتن چشم.
حدیث ۲۸- سه چیز، تباهى مىآورند
«ثَلاثَةٌ تُکَدِّرُ الْعَیْشَ: السُّلْطانُ الْجائِرُ، وَ الْجارُ السَّوْءُ وَ الْمَرْأَةُ الْبَذِیَّةُ.»:
سه کس زندگى را تیره کنند: زمامدار ستمگر، و همسایه بد، و زنِ بى شرم و بدزبان.

حدیث ۲۹- حقّ و ناحقّ
«مَنْ طَلَبَ ثَلاثَةً بِغَیْرِ حَقّ حُرِمَ ثَلاثَةً بِحَقٍّ: مَنْ طَلَبَ الدُّنْیا بِغَیْرِ حَقٍّ حُرِمَ الاْخِرَةَ بِحَقٍّ، وَ مَنْ طَلَبَ الرِّیاسَةَ بِغَیْرِ حَقٍّ حُرِمَ الطّاعَةَ لَهُ بِحَقٍّ وَ مَنْ طَلَبَ الْمالَ بِغَیْرِ حَقٍّ حُرِمَ بَقاءَهُ لَهُ بِحَقٍّ.»:
هر که سه چیز را به ناحقّ خواهد از سه چیز به حقّ محروم گردد:۱ـ هر که دنیا را به ناحقّ خواهد از آخرتِ به حقّ محروم گردد،۲ـ هر که به نا حقّ ریاست طلبد از طاعتِ به حقّ محروم گردد،۳ـ هر که به ناحقّ مالى را طلبد از ماندگارى به حقّ آن محروم گردد.

حدیث ۳۰- پرهیز از سه چیز
«إِنْ یَسْلَمِ النّاسُ مِنْ ثَلاثَةِ أَشْیاءَ کانَتْ سَلامَةً شامِلَةً: لِسانِ السَّوْءِ وَ یَدِ السَّوْءِ وَ فِعْلِ السَّوْءِ.»:
اگر مردم از سه چیز در سلامت باشند، سلامت کامل خواهند داشت: زبان بد و دست بد و کاربد.

حدیث ۳۱- کمال احسان به سه چیز
«لا یَتِمُّ الْمَعْرُوفُ إِلاّ بِثَلاثِ خِصال: تَعْجیلُهُ وَ تَقْلیلُ کَثیرِهِ وَ تَرْکُ الاِْمْتِنانِ بِهِ.»:
احسان و نیکى کامل نباشد، مگر با سه خصلت: شتاب در آن، کم شمردن بسیار آن، و منّت ننهادن بر آن.

حدیث ۳۲- ایمان سودمند
«مَنْ لَمْ تَکُنْ فیهِ ثَلاثُ خِصال لَمْ یَنْفَعْهُ الاِْیمانُ: حِلْمٌ یَرُدُّ بِهِ جَهْلَ الْجاهِلِ، وَ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ طَلَبِ الَْمحارِمِ وَ خُلْقٌ یُدارى بِهِ النّاسَ.»:
هر که سه خصلت در او نباشد، ایمان به او سودى نرساند:۱ـ حلمى که با آن، نادانىِ نادان را برطرف کند،۲ـ پارسایىاى که از طلبِ حرام بازش دارد،۳ـ و اخلاقى که به وسیله آن با مردم مدارا کند.

حدیث ۳۳- درباره دانش
«أُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ تَزَیَّنُوا مَعَهُ بِالْحِلْمِ وَ الْوَقارِ وَ تَواضَعُوا لِمَنْ تُعَلِّمُونَهُ الْعِلْمَ وَ تَواضَعُوا لِمَنْ طَلَبْتُمْ مِنْهُ الْعِلْمَ، وَ لا تَکُونُوا عُلَماءَ جَبّارینَ فَیَذْهَبَ باطِلُکُمْ بِحَقِّکُمْ.»:
دانش بیاموزید و با آن خود را به بردبارى و سنگینى بیارایید و با دانش آموزان خود فروتن باشید، و در برابر استاد خویش تواضع کنید، و از عالمان متکبّر و مستبدّ نباشید، که رفتار ناحقّتان حقّ شما را از بین بَرَد.

حدیث ۳۴- اعتماد بر حسب شناخت
«إِذا کانَ الزَّمانُ زَمانَ جَوْر وَ أَهْلُهُ أَهْلَ غَدْر فَالطُّمَأْنینَةُ إِلى کُلِّ أَحَد عَجْزٌ.»:
هر گاه زمان، زمانِ جور و ستم باشد و اهل زمانه اهل غدر و نیرنگ، اعتماد و دلبستگى به هر کسى عجز و درماندگى است.
حدیث ۳۵- نتیجه تمایل به دنیا و اعراض از آن
«أَلرَّغْبَةُ فِى الدُّنْیا تُورِثُ الْغَمَّ وَ الْحُزْنَ وَ الزُّهُدُ فِى الدُّنْیا راحَةُ الْقَلْبِ وَ الْبَدَنِ.»:
رغبت و تمایل به دنیا مایه غم و اندوه، و زهد و بى میلى به دنیا سبب راحتى قلب و بدن است.

حدیث ۳۶- صفات آمر به معروف و ناهى از منکر
« إِنَّما یَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهى عَنِ المُنْکَرِ مَنْ کانَتْ فیهِ ثَلاثُ خِصال:۱ـ عالِمٌ بِما یَأْمُرُ، عالِمٌ بِما یَنْهى.۲ـ عادِلٌ فیما یَأْمُرُ، عادِلٌ فیما یَنْهى.۳ـ رفیقٌ بِما یَأْمُرُ، رَفیقٌ بِما یَنْهى. کسى امر به معروف و نهى از منکر مى کند که در او سه ویژگى باشد:۱ـ به آنچه امر کند دانا باشد و بدانچه نیز نهى کند دانا باشد،۲ـ در آنچه امر کند عادل باشد و در آنچه نیز نهى کند عادل باشد،۳ـ به آنچه امر کند با نرمش امر کند و بدانچه نیز نهى کند با نرمش نهى کند.

حدیث ۳۷- زمامدار ستمگر
«مَنْ تَعَرَّضَ لِسُلْطان جائِر فَأَصابَتْهُ مِنْهُ بَلِیَّةٌ لَمْ یُوجَرْ عَلَیْها وَ لَمْ یُرْزَقِ الصَّبْرَ عَلَیْها.»:
هر که از زمامدار ستمگر، طالب فضل و احسانى شود، از او بلایى بیند که، بر آن پاداش نیابد و صبر بر آن، روزى او نشود.

حدیث ۳۸- بهترین هدیه
«أَحَبُّ إِخْوانى إِلَىَّ مَنْ أَهْدى إِلَىَّ عُیُوبى.»:
محبوبترین برادرانم نزد من، کسى است که عیبهایم را به من اهدا کند.
حدیث ۳۹- برترى جوى گمراه
«مَنْ دَعَا النّاسَ إِلى نَفْسِهِ وَ فیهِمْ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ فَهُوَ مُبْتَدِعٌ ضالٌّ.»:
هر که با وجود داناتر از خود، مردم را به اطاعت از خود دعوت کند بدعت گزار و گمراه است.

حدیث ۴۰- صله رحم و آثار آن
«إِنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ وَ الْبِرَّ لَیُهَوِّنانِ الْحِسابَ وَ یَعْصِمانِ مِنَ الذُّنُوبِ فَصِلُوا إِخْوانَکُمْ وَبِرُّوا إِخْوانَکُمْ وَ لَوْ بِحُسْنِ السَّلامِ وَ رَدِّ الْجَوابِ.»:
به راستى که صله رحم و نیکوکارى، حساب را آسان کند و از گناهان جلوگیرى نماید، پس با برادران خود صله رحم و نیکى کنید، گرچه به نیکو سلام دادن و جواب سلام باشد.

تسنیم(+)

حجامت چیست ; توصیه امام رضا(ع)؛ در این فصل حجامت کن

در بین روایات اسلامی شاید چیزی به اندازه حجامت مورد تأکید قرار نگرفته باشد. پیامبر اکرم (ص) و سایر ائمه (ع) به بیانات مختلفی این موضوع را سفارش کرده اند. پیامبر اکرم (ص) آن را شفای دردها دانسته و سایر ائمه (ع) هم از این عمل به نیکی یاد کرده اند. در این زمینه امام رضا علیه السلام به نقل از پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرمایند: « إن یکن فی شیء شفاء ففی شرطه الحجّام ٲو فی شربت العسل». اگر در چیزی شفا وجود داشته باشد ، در تیغ حجّام یا در شربت عسل است .(۱)

بهترین زمان حجامت

باید توجه داشت که حجامت مانند هر عمل دیگری شرایط و مقتضیات خود را دارد. یکی از این شرایط، زمان حجامت است. در روایات، بهترین فرصتها برای حجامت تعیین و ذکر شده است. مطابق این توصیه ها فصل بهار به دلیل اعتدال در مزاج انسانها برترین فصل‌ها برای حجامت معرفی شده است. امام رضا علیه‌‌ السلام هم فصل بهار را بهترین زمان برای انجام عمل حجامت دانسته و می فرماید: « أمّا فَصْلُ الرَّبیعِ فَإنّهُ روُحُ الأزْمانِ ….». فصل بهار روح زمان هاست و در این فصل خون به هیجان در می آید. لذا از فصد و حجامت در این فصل استفاده کن. (۲)

در میان روزهای هفته، پنجشنبه و سه شنبه به عنوان روز مناسبی برای حجامت دانسته شده و باعث شفا و کنده شدن بیماری از بدن معرفی شده و حجامت در ظهر روز جمعه بسیار زیان‌آور بر شمرده شده است و طبق حدیثی که از امام رضا(ع) نقل شده، حجامت در روزهای ۱۲ تا ۱۵ ماه قمری تأثیر بیشتری دارد.

یکی دیگر از اموری که درباره زمان حجامت باید رعایت شود حجامت پس از غذا و پرهیز از حجامت با شکم خالی است. امام رضا (ع) در این زمینه فرموده اند: «باید حجامت کردن بعد از خوردن غذا صورت گیرد ، چونکه وقتی انسان سیر شد و بعد حجامت کرد، خون جمع شده و بیماری خارج می گردد و اگر با شکم گرسنه کسی حجامت کند، خون خارج می شود ولی بیماری (در بدن) باقی می ماند.»

حجامت 4

مطابق توصیه های امام رضا (ع) بهترین اوقات حجامت زمانی است که هوا معتدل باشد و باید روزى را براى خون گرفتن اختیار کرد که هوا صاف و روشن باشد و باد و طوفانى در کار نباشد و از خون بمقدارى خارج شود که وصفش تغییر کند.

قبل و بعد از حجامت

امام رضا علیه السلام خواندن این دعا پیش از حجامت را توصیه می کنند: «اَعوذ بِالّلهِ الکَریم فى حِجامَتى مِنَ العَین فِى الدَّم وَ مِن کُلّ سوءِ وَ الاَعلالِ وَ الاَسقام وَ الاَوجاع وَ الاَمراض وَ اَسئَلُکَ العافِیةَ وَ المُعافاة وَ الشِّفاءِ مِن کُلّ داء.» یعنى: « در حجامت خود به خداوند کریم پناه مى‏برم از خونریزى و از هر ناراحتی ، علت ، سختى‏ و درد و مرضی و از تو عافیت و اسباب عافیت و شفاى از هر بیمارى‏ را طلب مى‏کنم.»

و درباره پس از حجامت ضمن پرهیز از رفتن به حمام می فرمایند: پس از استحمام باید موضع فصد و حجامت را به وسیله‏ى پارچه‏ى کرکى یا ابریشمى یا دستمال نخى که لطیف و نرم باشد، بپوشانید. و در بیانی دیگر می فرماید: سفارش مى‏کنم که پس از حجامت یا فصد، آب انار را با مکیدن آن بنوشید. مکیدن آب انار خون را زنده و تن را با نشاط خواهد ساخت و همچنین می فرماید: هر کس می‌خواهد که در موقع حجامت کردن درد کبد نگیرد بعد از حجامت ‌کاسنی با سرکه تناول کند.(۴)

منبع: باشگاه خبرنگاران

 

 

بایدها و نبایدهای حجامت

حجامت 3

 

حجامت یک روش پیشگیری و درمان بیماریها با ایجاد مکش در روی پوست است که می تواند همراه با تیغ زدن و خونگیری ( حجامت مع الشرط) و یا بدون آن ( حجامت بلا شرط) انجام شود.گذاشتن بادکش می تواند با استفاده از آتش و ایجاد خلأ ناشی از مصرف اکسیژن داخل لیوان و یا بوسیله مکش از انتهای محجمه و ایجاد خلأ  توسط دستگاه ساکشن باشد.

در خصوص حجامت و اثرات آن با یوسف اصغری کارشناس سطح عالی حوزه  و پژوهشگر طب اسلامی داشته که گفت و گوی را به شرح زیل بخوانید.

در بحث حجامت روایات زیادی داریم وجود دارد؛ به طورکلی حجامت به دو دسته حجامت پیشگیرانه و حجامت های درمانی تقسیم می شود. حجامت از لفظ حجم گرفته شده است یعنی ایجاد حجم کردن و بحث خون گیری هم به صورت عارضی بر آن تحمیل می شود و به دلیل اینکه حالتی است که حجم در ناحیه ای ایجاد می شود و از این جهت حجامت یک حالت انقباض و انبساط در عضلات ایجاد می کند که همان ورزش, حرکت و سکون از این جهت هم مورد تایید و استفاده قرار می گیرد و به صورت کلی در بسیاری از روایات همین انقباض و انبساط یا ایجاد حجم کردن در ماهیچه است که اثرات مختلفی دارد که روایات مختلفی در این زمینه وجود دارد.

در المیزان ذکر شده است که در شب معراج پیامبر به آسمان هفتم رفت و خداوند فرمود که تمام امتت را به حجامت وابدار که مطمئنا بیشترین مطلبی که اینجا است لغت حجامت است که همان بادکش است.

در اینجا قرینه ای وجود نداردکه حجامت برابر با خونگیری باشد و به صورت عمومی می توانند از این روش جهت پیشگیری از بیماری ها استفاده شود و اثرات درمانی هم دارد که می توانند برای درمان بیماری ها هم استفاده کنند  و بحث مفصلی دارد.

حجامت اثرات کلی آن به چهار قسمت تقسیم شود. ولی بادکش اثراتش شش مورد است, یکی از زیر شاخه های بادکش خروج مواد زائد از ناحیه محل بادکش است که بر اثر بادکش یک سری مواد را از ناحیه ای خارج می شود که همان حجامتی است که امروزه مرسوم است و صورت می گیرد.

البته روایاتی هم داریم که قرینه وجود دارد که حجامت هایی که ذکر شده همراه خون گیری هم بوده مثلا امام رضا (ع) رفتند پیش حجام (کسی که حجامت انجام می دهد) و حجامتش کرده و بعد ذکر شده که حجام می گوید من خون امام را به این شکل دیدم. اینجا دلالت می کند که حجامت از نوع خون گیری بوده و برخی از روایات که حجامت به صورت مطلق بیان شده اند بنابر ظواهر دلالت می کنند که بیشتر بادکش مدنظر است و خون ریزی نداشته باشند.

حجامت که خون گیری صورت می گیرد باید با احتیاط عمل شود و شخصی که علامت های امتلاء خون را داشته باشد و مبتلا به پرخونی و غلظت خون باشد باشد و می تواند حجامت با خونگیری داشته باشد و با شرایط خاص قبل و بعد حجامت را انجام دهد.

 

در حجامت همانند ماساژ جریان خون را به خصوص در سطح مویرگ ها افزایش پیدا می کند بخواهیم بدهیم مواد زائد تجمع پیدا کند بخواهند خارج شوند خروج را از طریق پوست بدن نگیریم روی پوست دیده می شود یا از طریق کلیه یا سیستم های دیگر بدن دفع می شود.

در واقع واکنش فیزیکی را ایجاد کنیم در واقع منجر به جریان خون یا آب میان بافتی بهتری شود و نهایتا این فعالیت منجر به خروج مواد زائد از اندام های دفعی بدن می شود ولی بیشتر به بخش خون گیری حجامت توجه می شود و معنی دیگری از آن برداشت نمی شود  و در واقع باید یک بازنگری در ذهن ها صورت گیرد که حجامت فقط به معنای خونگیری نیست بلکه حجامت خشک یا یادکش مدنظر است.

خیلی از روایات در مورد بحث بادکش است به صورت کلی می گوید علیکم بالحجامه یعنی حجامت انجام بدهید نه اینکه خون هم بگیرید اگر شرایط خون گیری هم وجود داشت مثل فصل بهار که جوشش خون زیلد است یا نیمه دوم ماه قمری می توان حجامت با خونگیری را انجام دهند و قبل از حجامت تخم مرغ, غذاهای خیلی ترش, خیلی شور, ماهی, غذاهای غلیظ مصرف نشود همچنین افراد گرسنه نباشند همچنین کسانیکه امتلاء مزاج داشته باشند می تواند حجامت کند و خون بافت خارج می شود و حکما معتقدند که خون سنگین و غلیظ از طریق حجامت خارج نمی شود و اینکه برای غلظت خون حجامت مفید است زیر سوال است حکما قائلند که فصد برای این جریان مفید است حجامت خون را یک مقدار کاهش می دهد و از طریق بافت خارج می کند و این خون حامل قوا و ماده مفید بدن نیست باعث ضعف آنچنانی به آن فرد وارد نمی کند بچه کودک و یا پیر مرد را به جای فصد حجامت کنند چون فصد مواد خیلی مفید را خارج می کند مثلا شخصی که ضعیف فصد کند مشکل برایشان ایجاد می کند از پا می افتد لذا باید حجامت انجام دهد .

 

در روایت در مورد حجامت بچه ها داریم که با نظرات طب سنتی در تعارض است که در کتاب های سنتی گفته شده که کودکان زیر ۲ سال نباید حجامت شود چون حجامت و خونگیری در هر ناحیه ای انجام گیرد آن ناحیه ضعیف می شود یعنی اگر شخصی حجامت کبد انجام دهد ناحیه کبد حجامت انجام دهد ناحیه کبد ضعیف می شود دلیلش اینکه خون آن ناحیه را خارج کردیم و خون مایع حیات است گرمی و تری همراهش است و چون گرمی و تری را از بین رفته سرد و خشکی جایگزین می شود.

یکی از دلایلی که در روایات ذکر شده که حجامت نقره ممنوع یا مکروه است در طب سنتی از آن به عنوان ناحیه حافظه یاد می شود لذا در روایات اشاره شده که باعث نسیان و فراموشی می شود و لذا روایاتی که ذکر شده حجامت برای بچه ها مفید است یا افرادی که ۲۰سالشان است هر ۲۰ روزیکبار  انجام دهند و یا افرادی که ۳۰سالشان است هر ۳۰ روزیکبار  انجام دهند و اگر فرد که ۴۰سالشان است هر ۴۰ روزیکبار  انجام دهند و یا پیامبر سالیانه ۲۳ بار حجامت می کردند اینها تماماً به حجامت و بادکش به معنای واقعیشان می باشد و گاهی هم به همراه خونگیری هم بوده که شرایط دفع خون را هم داشته از جمله مواردی که انسان می تواند به این نتیجه برسد که خونش زیاد شده و نیاز به حجامت دارد و باید خونش کاهش پیدا کند اینکه احساس سنگینی در اندام ها داشته باشد یعنی دست ها را می کشد پشت سر هم دهان دره می کند بدنش احساس سنگینی دارد و حس می کند در بدنش خیلی مواد جمع شده است کسالت و خوابیدن بسیار زیاد و هنگامی که می خوابد احساس سنگینی دارد و خستگی بدون علت یکی از چیزهایی است که می توان گفت پرخونی در فرد بروز پیدا کرده است.

حواس پرتی, کند ذهنی و همچنین قرمزی پوست و قرمزی دهان و بروز دمل پوستی مثل جوش و خارشی که به همراه خونریزی است. خونریزی از نقاط مستعد مثل لثه و خونریزی بینی هم می تواند باشد حالا باید علتش را در نظر گرفت و کسانی که حجامت انجام می دهند محل حجامتشان حالت خارش ایجاد می شود بدنشان گوشت آلود است و از لحاظ حالت گوشتی دارند و بدنش عضلانی است بیشتر علاقه مند به مواد گوشتی وشیرینی است و عمدتاً کسانیکه زیاد می خورند و مواد شیرین, گوشت و گوشت بره در وعده های غذایی بیشتر مصرف می کنند مستعد پرخونی هستند و لازم است در فصل بهار حجامتی را انجام دهند با شرایط خودش.

حالا یک نکته مهمتری که هم هست حجامت اختصاصی آن فرد به روش های مختلف داریم یعنی حجامتی که برای مزاجی که صفراوی است با حجامت فردی که که مزاجش دموی است فرق می کند تعداد بادکش های قبلش و نحوه تیغ زدن و نحوه خونگیری کاملاً متفاوت است و خونی که هم از آن ناحیه خارج می شود کاملا رنگ و قوامش برای صفراوی با دموی متفاوت است که در شخصیت های گرم و سرد حجامت در فصل بهار بد نیست که انجام گیرد ولی در مزاج های سرد به خصوص سرد و خشک و سرد و تر و اینها در فصل زمستان و پاییز اصلاً نباید حجامت انجام دهد مگر اینکه ضرورت شود و پزشک متخصص تشخیص دهد که فرد باید بادکش کند و فرد را می توانند حجامت کنند و اگر بخواهیم طبق مزاج کسانیکه مزاجشان گرم و تر است, سپس گرم و خشک سپس سرد و تر و سپس سرد و خشک به این ترتیب حجامت برای این افراد مفید است.

در مورد خود بادکش می توانیم اثرات بسیار می توانیم داشته باشیم به صورت کلی یکی انحلال مواد آن ناحیه است مثلا در مغز یک سری مواد جمع شده و می خواهیم موادرا به یک ناحیه دیگر مثلا پشت یا عضلات پا انتقال بدهیم از طریق بادکش کردن می توانیم انتقال دهیم و فردی خونریزی بینی داشته بادکش ساق پا یا بادکش زیر سینه یا پشتش انجام دهد خونریزی بینی اش کاهش پیدا می کند یا فردی که دستانش همیشه سرد است این شخص با بادکش در ناحیه کف دست و یا ساق دست ، گرم در دستانشان ایجاد می شود و حالت تحلیل مثلا ناحیه ای چربی دارد می تواند با بادکش کمک کند کم کم  مقداری از چربی ها از طریق بادکش  برطرف می شود و آرام آرام آن ناحیه تقویت شود وقتی زخمهای عفونی ازطریق بادکش می توانیم کمک کنیم که نیروی دفاعی تمرکزش بیشتر شود و در ناحیه زخم و آرام آرام قوه مدبره به آن سمت شود و آن عضو را تقویت کند.

هر جا حجامت انجام شود خونگیری شود آن ناحیه ضعیف می شود هرجا را بادکش کنیم وقتی خونگیری شود تقویت می شود علتش این است که وقتی بادکش می کنیم خون را به آن سمت می کشانیم و قوه مدبره هم به آن سمت توجه می کند و باعث می شود آن عضو تقویت شود و اگر خون را بگیریم آن خون و مواد سالمی که قوه مدبره به آن سمت فرستاده را ما گرفتیم و آن عضو را ضعیف کردیم و خیلی هم اشخاصی که حجامت انجام می دهند و در حین حجامت حالت ضعف برایشان ایجاد می کند به خاطر ضعف دهانه معده است و حجامتی که بین دو کتف انجام می شود تقریبا نزدیک دهانه معده است و به خاطر اینکه دو ضعف با هم ایجاد می شود حالت سر گیجه و غش ایجاد می شود.

یکی از عملکردهایی که بادکش دارد انتقال مواد از عضو شریف به عضو پست می توانیم انتقال بدهیم که بحث انتقال فرق می کند. یکی دیگر بحث تخلیه و اخراج است که حجامت تر در این مقوله قرار می گیرد که با تیغ زدن با تیغ های استریل صورت می گیرد و با لیوان های اختصاصی خودشان که لازم است از یک ناحیه ای خون گرفته شود که مقداری بار خونی آن ناحیه کم شود خراشی ایجاد می کنند که خون را دفع کند. یا مثلا حشره ای جایی را نیش زده نیش مار و عقرب و ..که اول تیغ می زنند و بعد بادکش را می گذارند که مواد را بیرون بکشد.

اثرات متعددی در بحث بادکش است که مفصل است. به اشتباه لفظ حجامت را که به زبان عربی هم به حجامت با خون و به بادکش اطلاق می شود . علامه شهرانی به نقل از علامه حسن زاده، فرمودند که هر جا ما در کتاب قانون ابن سینا لغت حجامت را برای بیماری ها و درمان ها بیان کرده به صورت مطلق گفته، این یعنی بادکش و هرجا حجامت را با شرط ذکر کرده دلالت بر حجامت با خونگیری است.

لذا روایاتی که درباره بچه است که هر ماه دو بار حجامت کنید همه بحث بادکش است و بحث خونگیری نیست چرا که حجامت به ۲ صورت با شرط که با خونگیری همراه است و حجامت بدون شرط که بادکش است, تقسیم می شود.
شخصی که فشارش بالا رفته هیچ وقت نباید ناحیه قلبش یا بین دو کتف را بادکش کند و در مورد حجامت با تیغ هم یکسری ممنوعیات در روایات ذکر شده است.

اگر کسی بدنش حالت عفونی دارد خونش مقداری به سمت عفونی رفتن پیش رفته مواد زائد در بدنش زیاد است، کلیه او هم ضعیف است، بادکش انجام می دهد برای این که کلیه را تقویت کند. در صورتی که وقتی بادکش می کند لیوان را که می گذارد خون به آن سمت جریان پیدا می کند و مواد عفونی و مضر به آن سمت سیلان پیدا می کند و عملا مشکل دو برابر می شود.

یا مثلاً فردی که کبدش مقداری ضعف دارد چون پاکسازی صورت نگرفته بدنش این مشکلات را ایجاد می کند و لذا لازم است قبل از اعمال بادکش و ماساژ پاکسازی صورت گیرد. رگ های ساق پا که مشکل دارند بادکش صورت نگیرد که خطرناک است. بادکش را یکدفعه انجام ندهند که باعث بروز تاول نشود و سعی شود در افراد خشک مزاج قبل از بادکش مقداری روغن مالی و ماساژ در ناحیه صورت بگیرد و آرام آرام بادکش را انجام دهند.

بادکش قوی برای کسانی که کم خونند یا فشار دارند مضر است. اگر کسی بادکش کرد و سرگیجه گرفت سریع بلند نشود و مقداری عسل بخورد که ضعفش برطرف شود. در مورد زمان های حجامت محدودیت هایی ذکر شده که به صورت کلی چهارشنبه و جمعه را به خصوص ظهر جمعه گفتند تا می توانید انجام ندهید در صورت ضرورت و تجویز پزشک می تواند انجام دهد.

گفت‌وگو از زهرا کاظمی

تقویم حجامت 93
تقویم حجامت ۹۳

منبع : تسنیم و افسران

اعمال ماه مبارک رجب

خدا رجب

فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت‌شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور می‌گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت‌شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می‌گردد.

و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.

از امام صادق(علیه‌السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را “أصب” مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

ابن بابویه از سالم روایت كرده است كه گفت: در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه‌السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر از خدا كسى نمى‏داند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه‌دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.

پس گفتم یابن رسول‌الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر كس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت‌شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .

اعمال مشترك ماه مبارک رجب

اینها اعمالی است كه انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به‌روز معینی ندارد و آن چند مورد است :

۱- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت‌شده امام زین‌العابدین(علیه‌السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:

یَا مَنْ یَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ .”

۲- دعایی را كه از امام صادق(علیه‌السلام) روایت‌شده، خوانده شود:

«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ

۳- از امام صادق (علیه‌السلام) روایت‌شده كه در ماه رجب این خوانده شود:

«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِینَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْكَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که می‌توانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .

۴- از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت‌شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.

۵- از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه “لا إِلَهَ إِلا اللهُ” بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .

۶- روایت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید: “أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ” و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند كند و بگوید: “اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ” اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند .

۷- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد .

۸- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند.

۹- سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد یك مرتبه و آیة الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و  سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى كه این نماز را گزارده تا روزى كه بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیه‌ای كه خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود .

۱۰- سه روز از این ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا كه روایت‌شده هر كس در یكى از ماه‌هاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد.

۱۱- از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت‌شده است كه: هر كس در یك شب از شب‌هاى ماه رجب ده ركعت نماز به این نحو که در هر ركعت حمد و قل یا ایها الكافرون یك مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را می‌آمرزد.

اعمال شب و روز اول ماه رجب

شب اول

این شب، شب شریفى است و در آن چند عمل وارد شده است .

۱- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگوید:

اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّكَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه چون هلال رجب را مى‏دید مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.

۲- غسل.

حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر كس ماه رجب را درك كند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می‌شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

۳- زیارت امام حسین علیه‌السلام .

۴- بعد از نماز مغرب بیست ركعت، یعنی ۱۰ تا دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.

۵- بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز گزارده شود بدین نحو:

در ركعت اول حمد و ألم نشرح یك مرتبه و توحید سه مرتبه و در ركعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

روز اول رجب

این روز، روز شریفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است:

۱- روزه .

روایت‌شده كه حضرت نوح (علیه‌السلام) در این روز به كشتى سوار شد و به كسانى كه همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر كس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال از او دور شود .

۲- غسل .

۳- زیارت امام حسین علیه‌السلام.

از امام جعفر صادق(علیه‌السلام) روایت‌شده است که: هر كس امام حسین (علیه‌السلام) را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است ان شاء الله.

اعمال شب و روز مبعث

 التماس دعا                                                                                                                     

برگرفته از مفاتیح الجنان

 بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

توصیه‌های امام رضا(ع) در رابطه با مدیریت و سبک زندگی

امام رضا

مطابق آموزه های ائمه (ع) مقاطع مختلف حیات آدمی است به عنوان سرمایه عمر است و باید با برنامه ریزی صحیح و دقت و مراقبت از این سرمایه حد اکثر بهره برداری را نمود. از این رو یکی از مسائلی که در اسلام به آن بسیار سفارش و تأکید شده ، داشتن نظم و برنامه در تمام طول زندگی می باشد که در قرآن کریم و روایات ائمه معصومین (علیهم السلام) به صورت های گوناگون به آن اشاره شده است.

امام رضا علیه السلام پیش از هر چیز ما را به تدبر و حسن برنامه ریزی در زندگی سفارش کرده اند. ، ایشان می فرمایند: لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّی تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِی الدّینِ وَ حُسنُ التَّقدیرِ فِی المَعیشَةِ، وَ الصَّبرُ عَلَی الرَّزایا؛ هیچ بنده ای حقیقت ایمانش را کامل نمی کند مگر این که در او سه خصلت باشد:دین شناسی، تدبر نیکو در زندگی و شکیبایی در مصیبت ها و بلاها.»(۱)

امام رضا (ع) درباره ارزش سرمایه عمر و لزوم مواظبت از آن به نقل از پیامبر اکرم (ص) می فرماید: کُنْ عَلَى عُمُرِکَ أَشَحَّ مِنْکَ عَلَى دِرْهَمِکَ وَ دِینَارِک‏؛ نسبت به حفظ عمرت حریص تر باش تا پول و اموالت. (۲)

امام رضا علیه السلام همچنین درباره برنامه ریزی برای اوقات روزانه هر فرد می فرماید: کوشش نمائید اوقات روز شما چهار ساعت باشد. ساعتی برای عبادت و خلوت با خدا ، ساعتی برای تأمین معاش، ساعتی برای “همفکری و همدلی و مشورت و گفتگو با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیوبتان واقف می سازند و در باطن نسبت به شما خلوص و صفا دارند و ساعتی را به تفریحات و لذائذ خود اختصاص دهید و از مسرت و نشاط ساعت تفریح نیروی انجام وظائف ساعات دیگر را تأمین نمائید. (۳)

امام رضا (ع) درباره لزوم بهره مندی از لذات حلال و تفریحات سالم می فرماید: از لذایذ دنیوی نصیبی برای کامیابی خویش قرار دهید و تمنیات دل را از راه های مشروع بر آورید ، مراقبت کنید در این راه به مردانگی و شرافتتان آسیب نرسد و دچار اسراف و تند روی نشوید . تفریح و سر گرمی های لذت بخش شما را در اداره زندگی یاری می کند و با کمک آن بهتر با امور دنیای خویش موفق خواهید شد .(۴)

در همین زمینه امام رضا (ع) می فرمایند: خود را با کار مداوم خسته نکنید و برای خود تفریح و تنوع قرار دهید ولی از کاری که در آن اسراف باشد یا شما را در اجتماع سبک کند پرهیز کنید.( ۵)

امام رضا (ع) همچنین سحرخیزی را عامل مهمی در بهره مندی از مواهب الهی دانسته می فرماید: الْمَلائِکَهُ تُقَسِّمُ اءرْزاقَ بَنی آدَمِ ما بَیْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إ لی طُلُوعِ الشَّمْسِ، فَمَنْ نامَ فیما بَیْنَهُما نامَ عَنْ رِزْقِهِ؛ ما بین طلوع سپیده صبح تا طلوع خورشید ملائکه الهی ارزاق انسان ها را سهمیه بندی می نمایند، هرکس در این زمان بخوابد غافل و محروم خواهد شد. (۶)

و در پایان امام رضا (ع) توصیه می کنند در برنامه ریزی خود سهمی هم برای صله رحم و مردمداری در نظر بگیرید و فرمود: وقتی را برای دیدار و هم نشینی با برادرانتان قرار بدهید که شما را از (مشکلات ) باطنی رهایی بخشند.(۷)

پانوشتها
۱. تحف العقول ص۳۲۴
۲. بحارالانوار/ج۷۴/ص۷۸
۳. بحارالانوار ، ج ۷۵، ص ۳۴۶
۴. بحارالانوار ۱۷ ، ص۲۰۸
۵. بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۳۴۶
۶. وسائل الشیعه، ج۶، ص ۴۹۷، ح ۶۵۳۳
۷. بحار الانوار ، ج ۱۷ ، ص ۲۰۸

منبع: تسنیم

ربا یعنی جنگ با خدا

ربا

امام صادق علیه السلام :

دِرْهَمُ رِبا أَعْظَمُ عِنْدَ اللّه مِنْ سَبْعینَ زِنْیَةً بِذاتِ مَحْرَمٍ فی بَیْتِ اللّه الْحَرامِ؛
یک درهم ربا نزد خداوند سنگین تر است از هفتاد بار زنا کردن با محارم در خانه خدا.
نورالثقلین، ج ۱، ص ۲۹۵، ح ۱۱۷۷

امام علی علیه السلام :

مَعاشِرَ النّاسِ، اَلفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ ، وَاللّه لِلرِّبا فی هذِهِ الاُْمَّةِ أخْفی مِنْ دَبیبِ النَّمْلِ عَلَی الصَّفا؛
ای مردم! ابتدا احکام را یاد بگیرید، سپس تجارت کنید! به خدا قسم که ربا در میان این امت ناپیداتر از حرکت مورچه بر روی تخته سنگ است.
بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۱۷، ح ۱۶

حدیث (۱) رسول اکرم صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ لَعَنَ آکِلَ الرِّبا وَمُؤکِلَهُ وَکاتِبَهُ وَشاهِدَیْهِ؛
خدای عزوجل رباخوار و ربا دهنده و نویسنده و شاهد بر آن را لعنت کرده است.
امالی صدوق، ص ۳۴۶

حدیث (۲) امام صادق علیه السلام :

دِرْهَمُ رِبا أَعْظَمُ عِنْدَ اللّه مِنْ سَبْعینَ زِنْیَةً بِذاتِ مَحْرَمٍ فی بَیْتِ اللّه الْحَرامِ؛
یک درهم ربا نزد خداوند سنگین تر است از هفتاد بار زنا کردن با محارم در خانه خدا.
نورالثقلین، ج ۱، ص ۲۹۵، ح ۱۱۷۷

حدیث (۳) امام باقر علیه السلام :

نَّما حَرَّمَ اللّه عَزَّوَجَلَّ الرِّبا لِئَلاّ یَذْهَبَ الْمَعْروفُ؛
خدای عزوجل ربا را حرام فرمود تا احسان کردن از بین نرود.
وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۴۲۵، ح ۱۰

حدیث (۴) امام صادق علیه السلام :

کِلُ الرِّبا لایَخْرُجُ مِنَ الدُّنْیا حَتّی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ؛
ربا خوار از دنیا نرود، تا آن که شیطان دیوانه اش کند.
بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۲۰، ح ۳۰

حدیث (۵) رسول اکرم صلی الله علیه و آله :

یا عَلیُّ… لاتُصادِقْ آکِلَ الرِّبا فَإِنَّهُ یُبارِزُ اللّه لأَِنَّ اللّه تَعالی قالَ: (فَإِنْ لَمْ تَفْعَلوا فَأْذَنوا بِحَرْبٍ مِنَ اللّه وَرَسولِهِ)؛
ای علی: با رباخوار رفاقت نکن، زیرا او با خداوند به مبارزه برخواسته، چون خداوند متعال می فرماید: «اگر دست از رباخواری برنداشتید پس به خدا و رسولش اعلان جنگ دهید».
میراث حدیث شیعه، ج ۲، ص ۴۶، ح ۱۸۹

حدیث (۶) امام علی علیه السلام :

مَعاشِرَ النّاسِ، اَلفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ ، وَاللّه لِلرِّبا فی هذِهِ الاُْمَّةِ أخْفی مِنْ دَبیبِ النَّمْلِ عَلَی الصَّفا؛
ای مردم! ابتدا احکام را یاد بگیرید، سپس تجارت کنید! به خدا قسم که ربا در میان این امت ناپیداتر از حرکت مورچه بر روی تخته سنگ است.
بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۱۷، ح ۱۶

حدیث (۷) رسول اکرم صلی الله علیه و آله :

تَیْتُ لَیْلَةً اُسْرِیَ بی عَلی قَوْمٍ بُطونُهُم کَالْبُیوتِ فیهَا الْحَیّاتُ تُری مِنْ خارِجِ بُطونِهِمْ فَقُلْتُ: مَنْ هؤُلاءِ یا جَبْرَئیلُ؟ قالَ: هؤُلاءِ أَکَلَةُ الرِّبا؛
شبی که به معراج رفتم برمردمی گذشتم که شکم هایشان چون خانه ای بود و در آنها مارهایی وجود داشت که از بیرون شکمهایشان دیده می شد. پرسیدم: ای جبرئیل اینها کیستند؟ گفت: اینان رباخوارانند.
کنزالعمال، ج ۴، ص ۱۰۷، ح ۹۷۶۶

حدیث (۸) رسول اکرم صلی الله علیه و آله :

مَنْ أَکَلَ الرِّبا مَلأََ اللّه عَزَّوَجَلَّ بَطْنَهُ مِنْ نارِ جَهَنَّمَ بِقَدْرِ ما أَکَلَ ، وَإِنِ اکْتَسَـبَ مِنْهُ مالاً لایَقْبَلُ اللّه تَعالی مِنْهُ شَیْـئا مِنْ عَمَلِهِ ، وَلَمْ یَزَلْ فی لَعْنَةِ اللّه وَالْمَلائِکَةِ ما کانَ عِنْدَهُ مِنْهُ قیراطٌ (واحِدٌ)؛
هر کس ربا بخورد خداوند عزوجل به اندازه ربایی که خورده شکمش را از آتش دوزخ پر کند و اگر از طریق ربا مالی به دست آورد، خدای تعالی هیچ عمل او را نپذیرد و تا زمانی که قیراطی (کمترین مقدار) از مال ربا نزدش باشد، پیوسته خداوند و فرشتگانش او را نفرین کنند.
ثواب الاعمال، ص ۲۸۵

حدیث (۹) امام صادق علیه السلام :

نَّهُ لَو کانَ الرِّبا حَلالاً لَتَرَکَ النّاسُ التِّجاراتِ وَما یَحْتاجونَ إِلَیْهِ فَحَرَّمَ اللّه الرِّبا لِیَفِرَّ النّاسُ مِنَ الْحَرامِ إلَی الْحَلالِ وَ إِلَی التِّجاراتِ وَ إِلَی الْبَیْعِ وَالشِّراءِ فَیَبْقی ذلِکَ بَیْنَهُمْ فِی الْقَرْضِ؛
من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۵۶۷، ح ۴۹۳۷

حدیث (۱۰) امام صادق علیه السلام :

لَمّا سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللّه عَزَّوَجَلَّ : (یَمْحَقُ اللّه الرِّبا وَیُرْبِی الصَّدَقاتِ) وَقَد أَری مَنْ یَأْکُلُ الرِّبا یَرْبُو مالُهُ؟ ـ : فَأَیُّ مَحْقٍ أَمْحَقُ مِنْ دِرْهَمِ رِبا یَمْحَقُ الدّینَ فَإِنْ تابَ مِنْهُ ذَهَبَ مالُهُ وَافْتَقَرَ؛
مردی از امام صادق علیه السلام درباره آیه «خداوند ربا را نابود می کند و صدقات را افزایش می دهد» سئوال کرد و گفت: گاه کسی را می بینم که ربا می خورد و با این حال ثروتش زیاد می شود؟ حضرت فرمودند: کدام نابودی، نابود کننده تر از یک درهم ربا که دین را نابود می کند. که اگر توبه هم کند ثروتش از دست می رود و فقیر می شود.
تهذیب الاحکام، ج ۷، ص ۱۹، ح ۸۳

منبع: افسران

آداب، آثار و برکات مهمان نوازی

نوروز

 

مهمان
مهمان

بزرگداشت ایام نوروز مصادف است با روزهایی که زیبایی سحرانگیز طبیعت، قدرت خداوند و تجدید حیات و معاد را در خاطره‌ها زنده می‌کند به علاوه در نوروز مردم اقدام به کارهایی می‌کنند که شارع مقدس به آن تشویق نموده است؛ مثل: نظافت و خانه‌تکانی، صله‌رحم، خوشحال کردن مؤمنان، از بین بردن دشمنی‌ها و کینه‌ها، آزادی زندانیان و غیره.

صله‌رحم درجاتی دارد که با توجه به توان فرد، عرف اجتماع، نیاز افراد و برخورد و جواب دهی آنان متفاوت و قابل‌تغییر است و به هر حال تا هر درجه‌ای که ممکن است باید به این برنامه دینی عمل کرد. مرجع و معیارِ در چگونگی ابراز محبت و احسان، عرف است؛ زیرا به حسب عادات و رسومِ افراد و نزدیک و دور بودنِ آن‌ها فرق می‌کند. نوع این ارتباط به نیاز افراد نیز بستگی دارد آن چنان که ممکن است بعضى نیاز مادّى داشته باشند و بعضى نیاز مادى نداشته ولى به کمک دیگرى نیازمند باشند؛ مانند پیرمرد و پیرزن افتاده‌ای که باید آنان را رسیدگی نمود، و بعضى ممکن است کمکِ فکرى بخواهند. و بعضى هیچ نیازی ندارند و فقط باید از آنان احوال‌پرسی کرد.

مقدار و حدود صلۀ رحم نسبی است؛ یعنی نسبت به افراد و محیطی که در آن زندگی می‌کنند متفاوت است؛ مهم آن است که شخص در عرف خودشان قاطع رح محسوب نشود. از امام صادق (ع) روایت‌شده که فرمود: لقمان به پسرش گفت: پسر جان! … با همۀ مردم خوش‌خلق باش. پسرم اگر مال دنیایى نداشتى که با آن صله‌رحم کنى، و بر برادران تفضل نمایى، حسن خلق و روى خوش داشته باش، چون کسى که حسن خلق دارد خوبان او را دوست می‌دارند، و بدکاران از او دورى می‌نمایند.باز آن حضرت می‌فرماید: “پیوند خویشاوندى خویش را حتى با جرعه‌ای از آب محکم کن و بهترین راه براى خدمت به آنان این است که (دست کم) از تو آزار و مزاحمتى نبینند”

ضيافت، مهماندارى و مهمان‌نوازی، دست و دل باز بودن و سفره‌ای گشوده داشتن ، نشانه جوان مردى و يكى از برجسته‌ترین ارزش‌های انسانى و مكارم اخلاقى است. اسلام نيز اهتمام ویژه‌ای به اين خصلت والاى انسانى دارد و پيشوايان اين آيين آسمانى ، با تعبيرهاى گوناگون و تنبّه آفرين ، مسلمانان را به آن ، توصيه و تشويق کرده‌اند .

از نظر روايات اسلامى، مهمان‌نوازی، يكى از برترين مكارم اخلاقى است كه در آن، مهمان، نه تنها روزىِ خود را می‌آورد و از روزىِ انسان نمی‌کاهد ، بلكه بر آن نيز می‌افزاید. چنانکه پيامبر اکرم(ص) در حدیثی می‌فرمایند: ميهمان، روزى خود را می‌آورد و گناهان اهل خانه را می‌برد. برعكس ، خوددارى از پذيرفتن مهمان ، نشانه قساوت قلب انسان ، و كوچ كردن خير و بركت از خانه‌ای است كه در آن زندگى می‌کند .با تأمّل در اين موارد و ساير مواردى كه اطعام ديگران ، مورد تأكيد قرارگرفته ، می‌توان دريافت كه در همه مواردى كه خداوند متعال ، نعمت خاصى را به انسان ارزانى داشته و يا بلايى را از او دفع كرده و يا اطعام ديگران آثار و بركات بيشترى دارد (مانند افطارى دادن در ماه رمضان ، و يا مراسم عزادارى سیدالشهدا امام حسين علیه‌السلام )، مهمانى، از فضيلت بيشترى برخوردار است.

الف: آداب میزبان

در روايات اسلامى ، افزون بر تشويق و تأكيد فراوان بر فرهنگ مهمان‌نوازی ، رهنمودهاى بسيار ارزنده‌ای در جهت تصحيح و تقويت اين فرهنگ ارائه‌شده است كه می‌توان آن‌ها را به دو دسته آداب ميزبان و آداب مهمان تقسيم كرد که گرامی‌داشت مهمان؛ خوش‌رویی و ابراز محبت؛مقدّم داشتن مهمان؛ خدمت به مهمان؛ در اختيار نهادن آنچه مهمان نياز دارد؛ پذيرايى كردن با بهترين چيزى كه دارد؛ نيكو پذيرايى كردن فرما نبری؛كوشيدن در پذيرايى از مهمان دعوت‌شده؛ زودتر شروع كردن غذا و ديرتر دست كشيدن از آن؛ صرف غذا با مهمان؛ تعارف كردن مهمان به خوردن؛ بدرقه كردن مهمان تا درِ خانه  از جمله آداب میزبان به شمار می رود.

همچنین در روایات بر ترک خودنمايى و شهرت‌طلبی؛تشريفات مشقّت بار؛تعارف دروغين؛ به کار گرفتن مهمان؛ روزه گرفتن ، بدون اجازه مهمان؛كمك كردن در رفتن مهمان از سوی میزبان تأکید شده است. گفتنى است كه همه اين آداب ، در حقيقت ، به دو اصل اساسى باز می‌گردند :

۱. تكريم مهمان

بيشتر آدابى كه بدان اشاره شد ، در واقع ، جلوه‌های تكريم مهمان و احترام نسبت به اوست .اين اصل ، تا آن جا از نظر پيشوايان اسلام اهميت دارد كه پيامبر (ص)خطاب به امام على (ع)می‌فرماید : مهمان را گرچه كافر باشد ، گرامى بدار . در ميان همه امورى كه گرامی‌داشت مهمان شمرده‌شده ، خوش‌رویی و ابراز مهر و محبت نسبت به مهمان ، جايگاه ویژه‌ای دارد . در واقع ، بدون رعايت اين اصل ، همه تلاش‌های ميزبان براى گرامی‌داشت مهمان ، بی‌ثمر خواهد بود . لذا در روايتى از امام على (ع)آمده :چهره گشاده ، از تُرش روىِ ایثار کننده ، بهتر است .اين سخن ، به روشنى بر اين نكته دلالت دارد كه ايثار و مقدّم داشتن ديگران بر خود ـ كه به مراتب از مهمانى ، ارزشمندتر است ـ ، اگر با خوش‌رویی همراه نباشد ، ارزشى ندارد ، چه رسد به مهمانى .

۲ . پرهيز ميزبان از رفتارهاى غیراخلاقی

هر چند احترام كردن و بزرگداشت مهمان ، كارى بسيار شايسته است ، با اين حال ، بايد دانست همه امورى كه از نظر برخى ، گراميداشت مهمان محسوب مى شوند ، در اسلام پسنديده نيستند ؛ بلكه از نظر اسلام ، تكريم مهمان در محدوده ارزش‌های اخلاقى ، مطلوب است . براى مثال ، تلاش هايى كه گاه در تهيه امكانات پذيرايى بهتر ، باانگیزه خودنمايى و شهرت‌طلبی صورت مى گيرد ، از آن رو كه كارى غیراخلاقی است ، از نظر اسلام به شدّتْ نكوهيده است . نكته بسيار مهمى كه يادآورى آن ضرورى است ، اين كه آداب ميزبانى ، منحصر به مواردى نيست كه در روايات اسلامى بدانها اشاره شده است؛ بلكه به طور كلى ، همه اقداماتى كه در ميان اقوام مختلف براى تكريم مهمان مرسوم است ، در صورتى كه از چارچوب ارزش‌های اخلاقى و شرعى ، پا را فراتر ننهد ، مورد تأييد و تأكيد اسلام است.

ب: آداب مهمان

یکسری از آدابی که بر انجام آن از سوی مهمان تأکید شده است، رعايت اولویت‌ها در پذيرش دعوت به مهمانی؛شرط كردنِ پرهيز از تكلّف و تشريفات؛ اجازه گرفتن براى ورود به خانه ميزبان؛ سلام كردن هنگام ورود به خانه؛ نشستن در جايى كه ميزبان پيشنهاد می‌کند؛ دعا كردن براى ميزبان؛ ترك كردن مهمانى پس از صرف غذا؛ پاسدارى از كرامت خود با رعايت مدّت اقامت و… است و دسته دوم ، امورى هستند كه مهمان بايد از انجام دادن آن‌ها سر باز زند و ترك آن‌ها نشانه ادب مهمان است كه عبارت‌اند از : شركت كردنِ بدون دعوت در مهمانى ديگران؛حضور در مهمانى ويژه ثروتمندان؛ حضور در مهمانى برپاشده باانگیزه هم‌چشمی؛ پذيرش مهمانى اهل ساز و آواز؛ پذيرش مهمانى مشرك ، منافق و فاسق؛ واداشتن ميزبان به تكلّف و تشريفات؛ ديگرى را همراه خود به مهمانى بردن؛روزه مستحب گرفتن ، مگر با اجازه ميزبان؛ ناچيز شمردن امكانات ميزبان؛پرس و جو در باره حلال بودن غذا .

با دقت در موارد یادشده ، به روشنى معلوم می‌شود كه همه اين آداب ، در واقع ، به سه اصل زيربنايىِ تكريم ميزبان، پرهيز از ايجاد زحمت و پرهيز از حضور در مهمانی‌های نكوهيده بازمی‌گردد. حكمت تأكيد اسلام بر مهمان‌نوازی ، نزديك كردن هر چه بيشترِ دل‌ها و حاكم ساختن صفا و صميميت در جامعه است . از آن جا كه پذيرايى از مهمان ، در صورتى كه با زحمت همراه باشد ، با اين حكمتْ منافات دارد ، بخشى از رهنمودهايى كه در روايات اسلامى براى مهمانى ارائه‌شده ، جهت پيشگيرى از مزاحمت است ، مانند : وادار نكردنِ ميزبان به تشريفات ، بلكه پرهيز دادن وى از تكلّف و انجام تشريفات ، بدون دعوت به مهمانى نرفتن و اجتناب از توقّف طولانى و ملال‌آور در منزل ميزبان .

مهمان بايد شرايط خاص و موقعیت‌های ويژه ميزبانِ خود را در نظر بگيرد و از هر چيزى كه موجب دردسر گردد، دورى نمايد .چه بسا موقعيت ميزبان و گاه فرصت او ايجاب می‌کند كه پس از صَرف غذا ، خداحافظى كند ، چنان كه قرآن كريم در مورد پيامبر خدا (ص)به مسلمانان توصيه می‌فرماید كه پس از صرف غذا با او خداحافظى كنند و به گفتگو ننشينند. گاه لازم است كه مهمان پس از صرف غذا ، مدّتى توقّف كند ؛ ولى بايد توجّه داشته باشد كه توقف بلند مدّت ، ملال‌آور است و كرامت و عزّت مهمان را سلب می‌نماید. در هر حال ، چنان كه در روايات اهل‌بیت (ع) آمده ، حداكثر مهمانى ، سه روز است و بقیه‌اش صدقه است.

به طور کلی از نظر اسلام ، شركت در مهمانی‌هایی كه موجب آلودگی‌های اعتقادى ، اخلاقى و عملى است ، و يا با كار مهم ترى در تعارض است پسنديده نيست و مورد نكوهش واقع شده است . لذا شخص مؤمن نبايد این‌گونه دعوت‌ها را بپذيرد .البته بايد توجّه داشت كه شركت در مهمانی‌های آلوده به گناه ، گناه محسوب می‌شود ؛ ولى شركت در مهمانى اى كه در تعارض با كارى مهم تراست ، هر چند نكوهيده شمرده‌شده ، ولى گناه نيست.

آثار مهمان‌نوازی

بر اساس آیات قرآن و روایات اسلامی مهمان‌نوازی از مکارم اخلاق است و یکی از نشانه‌های مؤمن چنانکه پيامبر اسلام(ص) فرمود: از مهمان پذيرايى نمی‌کند ، مگر آن كه مؤمن است. مهمان‌نوازی ، از مكارم اخلاق است. و نیز در روایتی دیگر حضرت تأکید می‌فرمایند: هر چيزى زكاتى دارد، و زكات خانه، اتاق مهمانى است.

امام صادق(ع) دراین‌باره فرمود :ابراهيم علیه‌السلام بسيار مهمان‌نواز بود ، به گونه‌ای كه اگر يك روز مهمانى نزدش نبود ، در جستجوى مهمان ، بيرون می‌رفت و درِ خانه‌اش را می‌بست و كليدها را بر می‌داشت تا اين كه مهمان می‌جست.

بر اساس روایات دینی ما روزىِ مهمان ، همراه اوست چنانکه امام كاظم(ع) در حدیثی می‌فرمایند: همانا كمك [خداوند] بر قومى ، به اندازه خرجشان نازل می‌شود، و مهمان ، هرگاه بر قومى فرود آيد ، روزی‌اش نيز با او در دامنش فرود می‌آید.

مهمان‌داری و مهمان‌نوازی آثار و برکاتی دارد از جمله آن گشايشِ روزى و ریزش گناهان است. پيامبر خدا (ص) دراین‌باره می فرمانید: كسى كه اطعام می‌کند ، سريع تر از فرو رفتن كارد در كوهان شتر ، به او روزى می‌رسد. همچنین حضرت محمد مصطفی(ص) در حدیثی تأکید می‌فرمایند: هيچ مهمانى نيست كه بر قومى وارد شود ، مگر آن كه روزی‌اش در دامان اوست . پس، چون فرود آيد ، با روزی‌اش فرود می‌آید، و چون برود ، با گناهان آن‌ها ( ميزبان ) مى رود .

امیرالمؤمنین امام على(ع) نیز دراین‌باره فرمود: هيچ مؤمنى نيست كه مهمان را دوست بدارد ، مگر آن كه چون از قبرش بر می‌خیزد ، چهره‌اش مانند قرص ماهمی درخشد ، و اهل محشر می‌نگرند و می‌گویند : اين ، كسى جز پيامبرى مُرسل نيست! و فرشته‌ای می‌گوید: اين ، مؤمنى است كه مهمان را دوست می‌دارد و او را گرامى می‌شمارد و راهى جز رفتن به بهشت ندارد. شیخ الائمه امام جعفر صادق (ع)نیز فرمود: هرگاه برادرت سرزده بر تو وارد شد ، با آنچه فراهم دارى، از او پذيرايى كن ؛ امّا اگر دعوتش كرده بودى ، تا جايى كه در توانت هست ، برايش بكوش.

توصیه به دعا كردن براى ميزبان

یکی از آدابی که درباره مهمان بدان اشاره شد این است که برای میزبان دعا کنند. در حدیثی به نقل از جابر بن عبد الله ـ  در سنن ابن داوود چنین آمده است که : ابو هَيثَم بن تَيِّهان ، براى پيامبر (ص) غذايى آماده ساخت و پيامبر صلی‌الله عليه و آله و يارانش را دعوت كرد. چون از خوردنْ آسودند، پيامبر صلی‌الله عليه و آله فرمود: « برادرتان را پاداش دهيد » . ياران گفتند : اى پيامبر خدا ! پاداش دادن او چگونه است؟ فرمود: « هرگاه به خانه كسى رفتند و غذايش را خوردند و نوشيدنى اش را نوشيدند و برايش دعا كردند، اين ، خود، پاداش دادنِ اوست » .

—————–

برگرفته از کتاب«فرهنگ نامه مهماني» از آیت‌الله محمد محمدی ری شهری

در هنگام ظهور نخستین امامی که رجعت می کند کیست؟

 رجعت

نخستین امامی که رجعت می کند کیست؟

در زمان ظهور امام زمان (عج) چه تعداد از پیامبران و امامان (علیهم السلام) رجعت خواهند کرد؟

رجعت، در لغت به معنای بازگشتن، و برگشتن هست. و در اصطلاح به این معناست که عده‌ای از افراد (مؤمنین خالص و مشرکین محض) پس از مردن بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) و در زمان حکومت جهانى ایشان و قبل از بر پایی قیامت دوباره به این دنیا بر می‌گردند.

(البته در بعضی فرق اسلامی نظیر شیعه، و بعضی از دیگر مذاهب معتقد به قیامت، نیز باور به رجعت وجود دارد. از جمله اعتقاد مسیحیان به «زنده نمودن مردگان توسط عیسی» و اعتقاد آنان به زنده شدن عیسی پس از آنکه مصلوب شد، یا «داستان اصحاب کهف» و دیگر موارد. در واقع اعتقاد به رجعت به معنای عام آن، اعتقاد به قیامت است.)

اعتقاد به رجعت، که از جمله معتقدات مذهب اهل‌البیت است مستند به آیات و روایات متعدد هست که بعضی از این آیات و روایات را برای توضیح مطلب بیان می کنیم:

آیات

از تدبر در آیات قرآن می‌توان نتیجه گرفت که قرآن کریم به دو گونه به مسئله رجعت اشاره نموده است:

۱ـ آیاتی که به وقوع رجعت در آینده اشاره دارد.

مانند، آیه شریفه ۸۲ از سوره نمل که خداوند در این آیه می‌فرماید: « (به خاطر آور) روزى را که ما از هر امّتى، گروهى را از کسانى که آیات ما را تکذیب مى‏کردند محشور مى‏کنیم؛ و آن‌ها را نگه مى‏داریم تا به یکدیگر ملحق شوند!».

بسیارى از بزرگان این آیه را اشاره به مسئله رجعت و بازگشت گروهى از بدکاران و نیکوکاران به همین دنیا در آستانه رستاخیز مى‏دانند، چرا که اگر اشاره به خود رستاخیز و قیامت باشد، تعبیر بهمن کل امة فوجا ( از هر جمعیتى، گروهى ) صحیح نیست، زیرا در قیامت، همه محشور مى‏شوند، چنان که قرآن در آیه ۴۷ سوره کهف مى‏گوید: « ما آن‌ها را محشور مى‏کنیم و احدى را ترک نخواهم گفت.»

۲ـ آیاتی که به وقوع حوادثی در امت‌های پیشین اشاره می‌فرماید که در واقع نوعی رجعت محسوب می‌شود، مانند: آیه ۲۵۹ سوره بقره.

درباره‌ی پیامبرى است که از کنار یک آبادى عبور کرد درحالی‌که دیوارهاى آن فرو ریخته بود و اجساد و استخوان‌های اهل آن در هر سو پراکنده شده بود، و از خود پرسید چگونه خداوند این‌ها را پس از مرگ زنده مى‏کند، اما خدا او را یک صد سال میراند و سپس زنده کرد و به او گفت چقدر درنگ کردى؟ عرض کرد یک روز یا قسمتى از آن، فرمود نه بلکه یک صد سال بر تو گذشت این پیامبر، عزیز باشد یا پیامبر دیگرى تفاوت نمى‏کند، مهم صراحت قرآن در زندگى پس از مرگ در همین دنیا است.

روایات

علامه مجلسى در بحارالانوار، حدود ۲۰۰ روایت صریح پیرامون رجعت، از بیش از ۴۰ نفر از روایان ثقه (مورد اعتماد) و بزرگ نقل کرده است و فرموده: بیش از ۵۰ کتاب توسط علماى بزرگ پیرامون رجعت نوشته شده است. (مجلسی،محمدباقر، بحارالانوار،ج۵۳،ص۳۹) روایات در خصوص رجعت، به نحوى متواتر است که وقوع رجعت را مسلّم می‌کند.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: “این کلام خداى متعال که مى‏فرماید: «همانا ما پیامبران خود و کسانى را که ایمان آورده‏اند در زندگى دنیا و در روزى که گواهان بر مى‏خیزند یارى و نصرت مى‏نمائیم» به خدا قسم که درباره رجعت است، به جهت اینکه انبیاء کثیرى در دنیا نصرت نشدند و ائمه نیز بعد از آن‌ها در دنیا کشته‌شده و یارى نشدند، پس این قول خداى تعالى درباره وقوع رجعت است و مراد از اشهاد یا گواهان، ائمه علیهم السلام مى‏باشند.

در روایات زیادی آمده است بعد از ظهور امام زمان (عج) همه امامان معصوم (علیهم السلام) و همچنین همه پیامبرانی که مورد ستم قرار گرفتند و مومنان خالص و کافران و مشرکان محض به این دنیا بر می‌گردند تا از قاتلین آن‌ها انتقام گرفته شود.

همچنین، در ادعیه و زیارات معتبر به وقوع رجعت اشاره شده است که بعضی از این دعاها عبارت‌اند از:

۱ـ زیارت جامعه: «…مۆمن بایابکم، مصدّق برجعتکم…»

۲ـ زیارت آل یاسین: «….و انّ رجعتکم حق لا ریب فیها…»

۳ـ زیارت وارث: «….انى بکم مۆمن و بایابکم موقن…»

۴ـ زیارت عاشورا: «….ان یرزقنى طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صلی‌الله علیه و آله…..»

۵ـ دعاى عهد: «….اللهم ان حال بینى و بینه الموت … فاخرجنى من قبرى….»

اما اینکه کدام یک از امامان در زمان ظهور آن حضرت رجعت خواهند کرد روایات زیر وارد شده است:

۱ـ پیامبر اعظم (صلی‌الله علیه وآله) فرمودند: زمانى که قائم آل محمد (عج) خروج نماید و سلطنت به دست او برسد، در آن زمان نبى اکرم (صلی‌الله علیه و آله) و امیر المۆمنین خروج خواهند نمود درحالی‌که امیر المۆمنین صاحب عصا و میسم (میسم چیزیست که حیوانات را به آن داغ مى‏کنند) است.

که نقش آن بسم اللَّه است و با آن بر پیشانى افراد نقش مى‏زند که این فرد مۆمن است و نیز نقش میسم بسم الکافر است که با آن بر پیشانى کافران نقش مى‏زند تا افراد کافر از مۆمن باز شناخته شوند، در آن زمان همه ائمه علیهم السلام رجعت خواهند نمود تا امیر المۆمنین (علیه السلام) و مهدى صلوات اللَّه علیه را یارى کنند، خصوصا انبیائى که در راه خدا آزار فراوان دیده‏اند، نظیر زکریّا و یحیى و حزقیل و سایر انبیائى که به دست کافران کشته یا مجروح گشته‏اند و همانا اخبار فراوان مستفیضى در باره رجوع ایشان به دنیا و انتقام کشیدن از قاتلین آن‌ها و انتقام از خون حسین (علیه السلام) وجود دارد. (مجلسی،محمدباقر، بحارالانوار، ترجمه جلد سیزدهم، دوانی،ص۱۱۶۵.)

۲ـ امام صادق (علیه السلام) فرمودند: نخستین امامى که رجعت می‌کند، امام حسین (علیه السلام) است و ایشان مدت طولانى حکومت می‌کند، به گونه‌ای که از کثرت سن ابروهایش روى دیدگانش می‌ریزند. (مجلسی،محمدباقر، بحارالانوار،ج۵۳،ص۴۶)

نظر دو بزرگ شیعه  , علامه طباطبایی  و  علامه طباطبایی در مورد رجعت امامان :

علامه مجلسی

علامه مجلسی بعد از نقل احادیث رجعت می‌گوید: «چگونه ممکن است کسی به صدق گفتار اهل بیت ایمان داشته باشد و احادیث متواتر رجعت را نپذیرد؟ احادیث صریحی که شماره آن به حدود دویست حدیث می‌رسد که چهل و چند نفر از راویان ثقات، و علمای اعلام، در بیش از پنجاه کتاب آورده‌اند… اگر این احادیث متواتر نباشد چه حدیثی متواتر است؟!» (بحارالانوار ج ۵۳ ص ۱۲۳)

علامه طباطبایی

مرحوم علامه طباطبایی می‌گوید: «همانا روایات رجعت، متواتر معنوی است و مخالفین از همان صدر اول، اعتقاد به رجعت را از مشخصات شیعه و ائمه آنان دانسته‌اند. اگر بعضی از این روایات قابل خدشه و مناقشه هم باشد ضرری به تواتر آن‌ها نمی‌رسد. علاوه بر این تعدادی از روایات در مورد رجعت صریح و قابل اعتماد است.» (تفسیر المیزان ج ۲ ص ۱۰۷)

فرآوری: آمنه اسفندیاری

بخش مهدویت تبیان