دسته‌ها
ازدواج حجاب و عفاف گفت‌وگو

مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز درباره عفاف و حجاب

مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز
مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز

حجاب و عفاف یکی از ارزش‌های اسلامی است که طی سال‌های اخیر زیر سؤال بردن آن به عنوان یکی از هدف‌های جنگ نرم دشمن تعیین شده است. از سویی هر دولتی بر اساس سیاست‌های خود با این مقوله اسلامی و ایرانی مواجه شده است.

 

برای بررسی ریشه‌های برخی بد پوششی‌ها، شل حجابی و بی‌حجابی‌ها و چرایی معضلات امروز در این موضوع به سراغ استاد حسن عباسی، کارشناس مسائل استراتژیک رفتیم. و ایشان در مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز به بیان مسائلی پرداختند

وی معتقد است که اگر موضوع انقلاب جنسی در شاخص گذاری‌ها، دیده نشود، رونمای جامعه مطالعه می‌شود ولی زیربنای آن نه. عباسی تأکید می‌کند: می بایستاز نگاه سنتی به مسئله عفاف و حجاب فاصله گرفت چون اتفاقاتی در طی این چند دهه اخیر افتاده است که بسیار با انتظارات سنتی ما متفاوت بوده است. مشروح گفتگو با استاد حسن عباسی را در ادامه می‌خوانید:

 

جهان نیوز: در ابتدا می‌خواستیم بخشی از سیر تطور حجاب و پوشش را در ایران مورد بررسی قرار دهیم. اینکه در طول تاریخ این سرزمین چه جریان‌ها و نقاط عطفی در فضای حجاب و پوشش زیست کرده‌اند؟

 

اصولاً در پیشینه تاریخی قبل از اسلام، جامعه و فرهنگ عمومی ایران به شدت پوشیده و با حجاب است. این در حالی است که اگر شما به تاریخ یونان نگاه کنید، مجسمه‌های برهنه به وفور می‌بینید و بعد از ورود مسیحیت نیز هم این برهنه تراشی به نوعی دیگر مثلاً در مجسمه‌های فرشتگان ادامه پیدا می‌کند.

 

اما در تاریخ قبل از اسلام، آنچه که در دیواره تراشی و نقش برجسته‌ها شما مشاهده می‌کند، آن است که اولاً ما مجسمه نداریم و هویت مستقلی که برگرفته از روحی اومانیسمی است را در این مسیر نمی‌بینیم، ثانیاً تمامی مردان و زنان این آثار از مچ پا تا زیر گردنشان پوشیده است و حتی مردان عموماً محاسن دارند.

 

بنابراین وقتی اسلام به ایران وارد می‌شود، بستر اجتماعی و فرهنگی برای پذیرش پوشش و حجاب اسلامی آماده بوده است و پوشش با انگاره‌های عفت و حیای برگرفته از دین اسلام تقویت می‌شود.

 

بنابراین سیر تطور لباس و پوشش در کل تاریخ ایران -به جز دوره پهلوی اول و دوم- به گونه ای بوده است که ما به ندرت شاهد برهنگی در کل تاریخ ایران هستیم. البته بین تطور لباس با حیا و عفت باید تفاوت قائل شد.

 

photo_2015-09-08_12-25-33

بعد از انقلاب اسلامی چه اتفاقاتی در این مسأله به وجود آمد؟ به عبارت دیگر درست است که انقلاب ما بر مبنای فرهنگ اسلامی شکل گرفته بود ولی در تصاویری که از آن زمان هست، افراد بی‌حجاب هم در راهیپیمایی‌ها و … حضور داشتند؛ چه شد که مردم به راحتی با این مسأله کنار آمدند؟

 

یک نقطه عطف ویژه در مسیر تطور تاریخی حجاب در ایران وجود دارد که آن هم سال ۱۳۶۰ است. در حوالی سال ۱۳۶۰ و در دوره آقای بنی صدر، هم در اداره‌ها بی‌حجابی بود و هم اطرافیان ایشان بی‌حجاب بودند و طیف عمده ای که حجاب را رعایت می‌کردند مذهبیون بودند. در سال ۱۳۶۰ با توجه به اتفاقات و زد و خوردهای داخلی و اشغال بخشی از کشور توسط عراق و شهدایی که پیکر مطهرشان به شهرها برمی گشتند و همچنین ترورهای مسئولین و … همه و همه دست به دست هم داد و یک فضای معنوی ویژه را بر کشور حاکم کرد.

 

[box type=”note” align=”” class=”” width=””]

اینکه بگویید حجاب داشته باشید و یا حکمت آن را برای مخاطبان غیر پایبند شرح دهید تغییری را رقم نمی زند. اما استفاده از جدال احسن می تواند اتفاقات تازه ای رقم بزند[/box]

 

من خودم یادم می‌آید شهریور ۱۳۶۰ در بلوار کشاورز تهران با خانواده در حال تردد بودیم، تقریباً تعداد بسیاری از خانم‌ها بی حجاب بودند. اما آرام آرام از پاییز و زمستان نه تحت فشار حکومت، بلکه به شکل خودجوش با زدوده شدن لیبرال‌ها از فضای ادارات و عزل بنی صدر و به محاق رفتن و پناهنده شدن چپ‌ها به اروپا، مقداری فضای زد و خوردهای داخل تعدیل شد و فضا به سمت دفاع مقدس معطوف شد و فضای عمومی مردم به سمت معنویت سوق پیدا کرد و کمتر تحت تأثیر الزامات انتظامی و حکومتی بود.

 

در سال ۱۳۶۱ موفقیت‌های پی در پی در دفاع مقدس و برخورد با ضدانقلاب در شهرهای مختلف، حقانیت راه و مسیر انقلاب برجسته شد و خود به خود همراهی با آرمان‌های انقلاب و اسلام برای خانم‌ها در اولویت قرار گرفت و پوشش آن‌ها به سمت تکامل حرکت کرد. البته در آن موقع هجمه‌های رسانه ای و فرهنگی هم در کشور بسیار کم بود و بطور کل عوامل تشدید کننده بروز بدحجابی به شدت محدود بود.

 

و نتیجتاً آنچه که الان به عنوان حجاب رسمی در زنان متدین ما دیده می‌شود و خاص انقلاب اسلامی است را ما تا قبل از سال ۱۳۶۰ کمتر می‌دیدیم. حتی جالب است بدانید پاسداران زن هنگام رژه در سال ۱۳۵۹ مانتویی بودند.

 

این سیر تطور حتی در پوشش و آرایش آقایان نیز قابل بررسی است. مدل ریش‌هایی که منتسب به خواننده‌های خاص آن دوران بود و پیراهن‌های آستین کوتاهی که حتی بسیاری از انقلابیون درجه یک ما نیز بر تن داشتند نیز به مرور دچار تطور و تغییر شد.

 

مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز
مصاحبه دکتر عباسی با جهان نیوز

طی سالهای اخیر فعالیت‌هایی نظیر رصدنمای ملی “ع” با مأموریت رصد، ارزیابی و حمایت از آثار و محصولات حوزه عفاف و حجاب شکل گرفته است. یکی از خروجی‌های مهم این قبیل فعالیت‌ها مشخص شدن نقاط قوت و ضعف تولیدات این عرصه و خوشه بندی محصولات بر اساس گونه شناسی مخاطبان است. مورد دیگر بوجود آمدن ابر برند و استانداردی برای رده بندی آثار و محصولات فاخر این حوزه است که در برای مردم و مسئولان می‌تواند تسهیل کننده فرایند انتخاب و خرید باشد. ارزیابی راهبردی شما از این حرکت چیست؟

 

نکته اول آنست که کار رصدنمای ع یک بخشی از امر به معروف در مهندسی فرهنگی است. یعنی شما به واسطه گونه‌شناسی، تحلیل و ارزیابی و به تبع آن شاخص سازی و معرفی آثار برتر و تاثیرگذار، مخاطبان را در انتخاب هدفمند و بهینه آثار و محصولات عفاف و حجاب کمک می‌کنید و این یعنی امر به معروف در این فضا.

 

اما نکته مهمی که من می‌خواهم به آن اشاره کنم آنست که اول می‌بایست حق را در جامعه معروف کرد بعد اقدام به امر کرد. وقتی هنوز حق در جامعه معروف نیست، چطور می‌توانیم امر به معروف داشته باشیم و همینطور وقتی باطل در جامعه منکر نیست شما چطور می‌توانید نهی از منکر کنید.

 

واقعیت آنست که در نظام تمدنی ما با توجه به اصل وارونگی، باطل در جامعه معروف شده است و حق، منکر شده است. مثلاً در جامعه سینمایی ما، امروز در بین خانم‌ها، هنرپیشه بودن با آن مختصات ویژه موجود در سبک زندگی آن‌ها، ارزش شده است و مادر شدن و داشتن حیا، یک ضدارزش و عقب افتادگی است. بنابراین همانطور که می‌بینید یک باطلی تبدیل به حق در جامعه شده

است و هر شب در تلویزیون و رسانه‌ها نیز تبلیغ می‌شود

 

[box type=”note” align=”” class=”” width=””]

یک فرد با حجاب می تواند هر سه گزینه حفظ بصر، ستر زینت و عدم تبرج را نداشته باشد ولی یک فرد کم حجاب می تواند یک یا چند مورد از این شاخص‌های قرآنی را داشته باشد[/box]

 

از این موارد و زنجیره تبدیل حق‌ها به باطل‌ها، می‌توانید در مابقی فضاها نیز به وفور مشاهده کنید. در بانکداری و نظام مالی ما، در ورزش حرفه ای ما و پدیده ای به نام فوتبال و …

 

در واقع مؤلفه‌های حق در جامعه ما یکی یکی در حال تبدیل شدن به باطل است و این همان اتفاقی است که کار را به جایی می‌رساند که تنها راه برون رفت از آن، آن می‌شود که شخصی مثل حسین (ع) برود به کربلا و شهید شود تا خون وی فضا را تکان بدهد و فرجی را به ارمغان آورد.

 

photo_2015-09-08_12-25-41

نکته دوم استفاده از جدال احسن علاوه بر امر به معروف است. اینکه بگویید حجاب داشته باشید و یا حکمت آن را برای مخاطبان غیر پایبند شرح دهید تغییری را رقم نمی‌زند. اما استفاده از جدال احسن یعنی از دل باورها و نظام ارزشی خود برای هر یک از اقشار مخاطبان، چیزی را بیرون آوریم و همان را مبنایی برای انذار و دعوت قرار دهیم، می‌تواند اتفاقات تازه ای رقم بزند.

 

در واقع در این فرایند می‌بایست این موضوع را در ارتباط بین محصولات و مخاطبان هدف مد نظر قرار داد که آیا محصولات یا آثار بررسی شده با روش جدال احسن به سراغ مخاطبان هدف خود رفته است یا خیر؟ و این موضوع باید در ارزیابی‌ها و امتیازدهی مورد توجه ویژه قرار گیرد.

 

و نکته سوم پرداختن به شاخصه‌های زیربنایی و ریشه ای علاوه بر شاخص‌های روبنایی در تحلیل و ارزیابی‌هاست.

 

شما وقوع انقلاب جنسی در آمریکا در دهه ۱۹۵۰ و سرریز آن به دیگر کشورها، من جمله ایران را باید به شدت مد نظر قرار دهید. ما چندین سال است این انقلاب را در ایران رصد کرده‌ایم و به این نتیجه رسیدیم که این انقلاب جنسی تا چند سال تمام می‌شود و تثبیت می‌شود.

 

با این اوصاف چه باید کرد که جامعه ما از هجوم این حملات در امان باشد؟ آیا معضلات دیگری از جمله بالارفتن سن ازدواج هم در این رابطه قابل تحلیل است؟

 

این انقلاب از آنجا برای فرایند ارزیابی شما اهمیت پیدا می‌کند که شاخص‌های زیربنایی مهمی دارد. در صورتیکه در شاخص‌های فعلی ارزیابی محصولات این موضوع لحاظ نشده است.

 

شما مثلاً وقتی آقا یا خانمی را به عنوان قشر متدین و مذهبی تحلیل می‌کنید و می گویید فلان محصولات برای این قشر مناسب است یا مناسب نیست، از شاخصه‌هایی که در فضای انقلاب جنسی این فرد را تحت تأثیر قرار دادید که بسیار هم جدی است و البته رو هم نیست غافل مانده‌اید.

 

در واقع آقایان و خانم‌هایی که دیر ازدواج می‌کنند، در رسانه‌های داخلی و خارجی بطور مداوم پیام‌های تحریک کننده جنسی دریافت می‌کند و یا در جامعه تعاملات بی پروایانه با جنس مخالف در محل کار یا تحصیل خود دارند، اتفاقاتی در آن‌ها رخ می‌دهد که شما نمی‌توانید فقط با شاخصه‌های روبنایی واضح آن‌ها را به عنوان مخاطب دسته بندی و قشربندی کنید.

 

photo_2015-09-08_12-25-47

می‌خواهم به شما بگویم شاخصه‌هایی که شما در حال حاضر می‌خواهید منطبق با آن مخاطبان خود را دسته بندی کنید باید متفاوت باشد از شاخصه‌هایی که مثلاً اگر کسی می‌خواست این فعالیت را در سال ۱۳۷۰ انجام دهد. اگر قبول داشته باشیم که انقلاب جنسی در حال تثبیت و تاثیرگذاری بر افراد جامعه امروز ما است، آن وقت خیلی از شاخص گذاری‌های روبنایی ما، شاخص گذاری‌های صوری خواهند شد. مثلاً شما می گویید فلان خانم چون چادر بر سر کرده یا مثلاً در فلان محل فرهنگی یا مذهبی فعالیت دارد، می‌شود در قشر مخاطب متدین یا خوش حجاب آن را دسته بندی کرد، غافل از آنکه انقلاب جنسی می‌تواند با حفظ ظاهر، انسان‌ها را از درون

و زیربنا تحت تأثیر قرار دهد. شما نمی‌توانید بفهمید آیا این خانم یا آقا مبتلا به بیماری زنای ذهنی یا سکس فانتزی که از شاخص‌های این انقلاب است، شده است یا خیر؟

 

[box type=”note” align=”” class=”” width=””]

کافیست یک تحقیق در مورد دخترهای مورد نظر پسرهای متدین انجام دهید، مشاهده خواهید کرد در بیشتر موارد به نتایجی می رسید که برایتان شگفت انگیز است و متفاوت است از تحلیل اولیه شما[/box]

 

یعنی برخی از مخاطبان شما گر چه از نظر ظاهر و فرم در یک دسته بندی خاصی از مخاطبان قرار می‌گیرند، اما در باطن و اصل ماجرا خارج از چهارچوب‌ها و دسته بندی‌های شما هستند!

 

بنابراین به نظر من لازم است علاوه بر شاخصه‌های فرمی و ظاهری، یک مسیر نیز برای شاخصه‌های درونی و کیفی منطبق بر نقشه انسان طراحی شود. مثلاً بگویید فلان منطقه یا فلان دسته مخاطبی اگر در معرض انقلاب جنسی قرار گرفته باشد چه محصولات و آثار برایشان مناسب است و اگر در معرض این انقلاب نباشد چه؟

 

به عنوان مثال کافیست یک تحقیق در مورد دخترهای مورد نظر پسرهای متدین انجام دهید، مشاهده خواهید کرد در بیشتر موارد به نتایجی می‌رسید که برایتان شگفت انگیز است و متفاوت است از تحلیل اولیه شما. این موارد نشان می‌دهد، این افراد تحت تأثیر رسانه‌ها الگوهای ذهنیشان و دخترهای ایده آلشان دستخوش تغییرات بنیادی شده است. می‌خواهم بگویم در بیشتر موارد حجاب و عفاف به نوعی عنصر هویتی برای بسیاری از اقشار شده است و نه یک باور دینی.

 

photo_2015-09-08_12-25-52

با توجه به آنچه فرمودید، پیامدهای تأخیر در ازدواج جوانان چیست و چه تاثیری در آینده کشور خواهد داشت؟

 

زنای ذهنی، همجنس گرایی، حیازدایی، ازدواج سفید، ارتباطات جنسی ضربدری، زنا زادگی و تک والدی، تجرد، سوپر استارهای جنسی و انگاره‌های فمینیستی از شاخصه‌های انقلاب جنسی است و باید به طور ویژه به آن پرداخته شود.

بنابراین ظاهر قضیه در حوزه عفاف و پوشش چیزی است که با باطن آن بسیار متفاوت است و می‌بینید مثلاً فردی به خاطر حفظ آبرو و معذوری‌ات اجتماعی پوشش ویژه ای دارد در حالی که از درون فرو ریخته است و ممکن است در جایی این فروپاشی به لایه ظاهری فرد هم برسد. شما نمی‌توانید قضاوت کنید که اگر کسی محجبه است، حتماً عفیف هم است. شاخصه حجاب ظاهری می‌تواند در برخی از قضاوت‌ها و ارزیابی‌ها گمراه کننده باشد.

 

بنابراین اگر موضوع انقلاب جنسی در شاخص گذاری شما، دیده نشود، رونمای جامعه مطالعه می‌شود ولی زیربنای آن نه. این دست کارها نیاز به عمق بخشی دارد و می‌بایست از نگاه سنتی به مسئله عفاف و حجاب فاصله گرفت چون اتفاقاتی در طی این چند دهه اخیر افتاده است که بسیار با انتظارات سنتی ما متفاوت بوده است.

 

ما اولین باری که در صدا و سیما مسئله زنای ذهنی را مطرح کردیم، خدا می دانید چقدر نامه و تماس از مسیر صدا و سیما دریافت کردیم. جالب اینکه ۹۹% این افراد متدین‌ها نبودند، چون متدین‌ها خجالت می‌کشیدند این مباحث را مطرح کنند و این افرادی که شاید اسمشان شل حجاب یا بد حجاب باشند دنبال ما می‌گشتند تا بگویند ما این مشکل را داریم و شما چه راه حلی دارید.

 

و نکته آخر اینکه علاوه بر شاخصه‌های انقلاب جنسی، شاخص‌های کیفی قرآنی نیز برای این مسائل وجود دارد که باید برجسته شوند و به زبان ساده و قابل فهم برای محصولات و آثار و به تبع آن مخاطبان شاخص گذاری شوند. در این فضا می‌توان به سه گزینه حفظ بصر، ستر زینت و عدم تبرج اشاره کرد.

به عنوان مثال یک فرد با حجاب می‌تواند هر سه گزینه حفظ بصر، ستر زینت و عدم تبرج را نداشته باشد ولی یک فرد کم حجاب می‌تواند یک یا چند مورد از این شاخص‌های قرآنی را داشته باشد. بنابراین شاید لحاظ کردن شاخص‌های کیفی یاد شده علاوه بر شاخص‌های موجود شما بتواند در گونه شناسی محصولات و مخاطبان تأثیر ویژه‌ای داشته باشد.

 

 منبع : جهان نیوز

دسته‌ها
اخبار گفت‌وگو

خاطرات سید محمد حسین طباطبایی از کودکی

«حجت الاسلام سید محمدحسین طباطبایی» که پدرش لقب «علم‌الهدی» را برای وی برگزید، همان کودک خردسالی است که در دهه هفتاد شگفت انگیزترین کودک دنیا در عرصه حفظ قرآن شد و معجزه دیگری از آیات نورانی آخرین کتاب آسمانی خداوند را به رخ دنیا کشید. او اکنون جوانی برومند و تحصیل کرده حوزه علمیه قم است که پابه‌پای پدر در راه ترویج قرآن و مکتب اهل‌بیت(ع) تحقیق و پژوهش می‌کند.

 

وی متولد سال ۱۳۶۹ است و از سال ۱۳۷۹ وارد حوزه شد و حدود سه سال است که در دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم شرکت می‌کند و چند سالی است که در مؤسسه جامعة القرآن الکریم و کنار پدرشان حجت الاسلام و المسلمین سید محمدمهدی طباطبایی، به‌صورت رسمی فعالیت می‌کند.

بیشتر کارشان در زمینه تحقیق و تألیف و تدوین کتب آموزشی است و تا کنون دو کتاب تألیف نموده، یکی از آن‌ها «حفظ کافی» است که آماده چاپ می‌باشد و دیگری «آموزش به‌کارگیری آیات» است که در آستانه انتشار قرار دارد، سید محمدحسین در سال ۱۳۸۹ ازدواج کرده و اکنون صاحب دو فرزند است.

در ادامه متن گفت‌وگوی ماه نامه « نسیم وحی » با حجت الاسلام سید محمد حسین طباطبایی را می‌خوانید.

سید محمد حسین طباطبایی
سید محمد حسین طباطبایی

 

در مورد کتابی که شما و پدر گرامی‌تان، تألیف کرده‌اید توضیح بفرمایید.

قبل از «حفظ کافی» گزینش‌های زیادی برای احادیث کافی‌ شده بود،‌ افراد مختلفی احادیثی را از این کتاب شریف طبق سلیقه و عقیده خودشان‌ جدا کردند؛ اما همه این‌ها برای مطالعه بود و تاکنون هیچ گزینشی با هدف حفظ احادیث، صورت نگرفته است و صرفاً برای این‌که بقیه بخوانند و مطالعه کنند، دست به این کار زده بودند.

 

ما خواستیم که بحث خواندن احادیث به حفظ آن هم منجر شود. حالا فرصت و مجال نیست تا فضیلت فراوان و آثار بسیار حفظ احادیث را نقل کنیم. به هر حال سعی شده که تقریباً در قالب ۶۸ درس، کتاب کافی را فعلاً کار کنیم و روایت‌هایی را انتخاب کنیم که قابل حفظ هستند؛ یعنی هم مختصر بوده و هم معانی بسیار خوبی هم داشته باشند یا اگر یک روایتی مثل روایتی که در کتاب عقل و جهل اصول کافی هست و توصیه امام کاظم علیه السلام به هشام و خیلی طولانی است و فرازهای خیلی قشنگی هم دارد، این‌ها را تقطیع کردیم و به‌شکل یک روایت ذکر کردیم و البته نشان دادیم که این تقطیع شده است.

 

 

در بخش دوم کتاب، بعضی از روایت‌ها را به‌عنوان مطالعه قرار دادیم که حالا عزیزانی که حفظ می‌کنند؛ اگر علاقه داشتند و خواستند می‌توانند آن‌ها را هم حفظ کنند، چون بعضی از این روایات را مثل یک داستان ذکر کرده‌ایم  و ممکن است حتی یک صفحه باشد و بیشتر جنبه مطالعاتی دارد، موضوعاتش هم از تفسیر، حدیث قدسی، موعظه و نکته و داستان و… را آورده‌ایم که یک حالت تنوعی داشته باشد و در واقع مرتبط با همان درس هست؛ مثلاً اگر از باب صبر شروع کردیم تا باب کظم‌غیظ، مطمئناً اگر بحث تفسیر، حدیث قدسی، بوده است در همین محدوده که درس کار شده؛ آمده است.

 

 

فقط در بحث ادعیه ما این را داشتیم که چون دعاها معمولاً طولانی‌ هستند، سعی می‌کردیم دعاهای کوتاه‌تری‌ انتخاب کنیم یا در هر درس به‌جای ۱۵ روایت، فقط دو یا سه روایت چندخطی بیاوریم که همه‌اش دعا است. بعد از این دو بخش که بحث درس و حفظ روایت و نیز روایات مطالعاتی بود، می‌رسد به بحث تمرین که خوب تمرین‌ها در قالب شش سؤال است؛ بعضی‌ها برای امتحان از لفظ روایت است یا یکی از آن برای این‌که گوینده روایت را ذکر کنیم، هم باید گوینده حفظ بشود،‌ کدام امام این روایت را فرموده‌اند،‌ هم خود لفظ؛ دو یا سه سؤال هم برای معنا است؛

 

مثلاً یک موضوع داریم که آیه را داده‌ایم و گفته‌ایم که چگونه مربوط به این روایت است، بالاخره این شش سؤال هم برای تمرین آماده شده است، ترجمه روایات هم بعد از روایت نیامده بلکه در آخر کتاب می‌آید و در مرحله آخر بعد از تمرین،‌ بعد از هر پنج درس، بحث آزمون هست،‌ این‌طور تنظیم شده که شخص، پنج درس کار می‌کند و محفوظاتش زیاد شده از طرفی هم مدنظرمان نیست که فقط حفظ بکند و آن‌ هم یک حفظ کوتاه مدت و تمام بشود، این فایده‌ای ندارد.

 

به ‌همین علت آزمون را قرار دادیم؛ البته این آزمون را در این کتاب بعد از پنج درس قرار دادیم؛ اما هر شخص می‌تواند بعد از هر سه درس یا چهار درس این کار را انجام بدهد؛‌ ولی این یک چهارچوب برایش گذاشتیم، شخص باید با نهایت دقت حفظش را انجام بدهد و مرورش را هم انجام بدهد. نمره قبولی را سعی کردیم طوری قرار بدهیم که شخص با سه یا چهار غلط، اگر داشته باشد در این آزمون قبول شود؛ یعنی این به‌منزله قبولی هست، بالاخره‌ هر درس میانگینش پانزده روایت است و پنج درس هم بوده؛ یعنی خوب توانسته حفظ کند و چهار یا سه غلط دور از انتظار نیست.

 

این برنامه اصلی این کتاب است. تقریباً روایاتی که باید حفظ بشوند حدود هشتصد و پنجاه روایت است البته غیر از روایاتی که برای مطالعه آمده است. این کار در دو مجلد آماده شده و امیدواریم که ان‌شاءالله مفید باشد و مورد استقبال همه به‌خصوص حافظان قرآن که بعد از حفظ قرآن، می‌خواهند روایات را بخواهند و حفظ کنند، قرار بگیرد. این کتاب چون به‌صورت درسنامه و برای تدریس در کلاس هست، یک کتاب راهنمای تدریس هم برای آن در حال تدوین است که ان‌شاء‌الله به‌زودی آماده می‌شود. روایات این کتاب، هم اولاً از کتاب کافی است که کتاب معتبری هست و بعد هم از تمام موضوعات است. این‌ها را می‌توانند مباحثه کنند، مرور کنند و خیلی برای حفظ کردن آسان شده و امیدواریم که ان‌شاء‌الله مفید و مؤثر باشد.

 

آیا ایده این کتاب از همان شیوه‌ای گرفته شده که شما در کودکی داشتید و احادیث موضوعی کافی را حفظ بودید؟

مطمئناً همین طور است چون از کودکی نه فقط من؛ بلکه بچه‌های دیگر، خواهران من هم حفظ می‌کردند، پدرم دوست داشتند که منتخب روایات کافی را حفظ کنیم، نه این‌که همین روایات‌های این کتاب بود؛ ولی از این روایات هم داخل آن‌ها بود. بالاخره آن طوری که ما در سه چهار سالگی حفظ می‌کردیم باید خیلی راحت‌تر می‌بود.

حتی درباره تقطیع روایات هم باید خیلی از روایات‌ها به جملات کوتاه‌تری تبدیل می‌شد؛ اما مخاطبین این کتاب کسانی‌ هستند که می‌خواهند به‌‌صورت تخصصی حفظ کنند و سن و سالشان هم دیگر سه و چهار سال نیست و روایات‌هایی در کتاب است که نسبتاً طولانی‌تر از روایاتی است که ما حفظ کردیم؛ اما مطمئناً انگیزه‌ای که فرمودید همین‌طور است؛ چون واقعاً حفظی که کردیم، اثرش را دیدیم هم علمیّت بسیار خوبی برای خودمان داشت و همین الآن دارد و هم اثری که در رابطه با اجرای برنامه‌ها برای مردم داشت.

سید محمد حسین طباطبایی 1
سید محمد حسین طباطبایی

چه توصیه ای به حافظان قرآن دارید؟

حافظه‌ای که خداوند برای انسان قرار داده است، نعمت بزرگی است و این که انسان بتواند حفظ بکند و اگر خدا کمک کند و آنچه انسان حفظ می‌کند، قرآن و احادیث باشد، خوب این یک نعمت ویژه‌‌ای است و البته حتی در رابطه با آن‌هایی که حافظه خیلی کمی هم دارند، روایت داریم که اجرشان دو برابر است؛ چون با سختی بیشتری حفظ می‌کنند؛ یعنی نگفته‌اند کسانی‌که حافظه‌شان کم است، دیگر حفظ نکنند.

در هر صورت وارد شده که شما قرآن را حفظ بکنید، حتی آن‌هایی که برایشان سخت‌تر است، ثوابش دو برابر است، در واقع برای آن‌ها تشویقی است. به هر حال خیلی مطلوب است که انسان مطالب قرآن و روایات را حفظ کند، منتها حفظ یک مقدمه خوبی است برای رسیدن به مطلوب ما نه این که فقط حفظ کردن هدف نهایی باشد؛ چون حفظ را خیلی‌ها می‌توانند انجام بدهند، حافظه خوب را الحمدلله خیلی‌ها دارند؛ اما این‌که در چه راهی خرج می‌کنند و چه‌جور استفاده می‌شود و نهایتاً نتیجه‌اش چه می‌شود، این نتیجه مهم است و اهمیت بیشتری دارد.

 

یعنی برای انسان نتیجه و اثر کار بسیار مهم است. مشاهده کردیم که برخی افراد، خوب حفظ کردند حالا یا قرآن را حفظ کردند و بعضاً مطالب دیگری حفظ کردند، منتها آن نتیجه‌ای را که واقعاً دنبالش بوده‌اند به دست نیاوردند، چرا این طور شد؟ آیا خودشان ادامه ندادند و برای رسیدن به مراحل بالاتر تلاش نکردند؟ آیا شرایط مهیا نبود؟ نمی‌دانم؛ گفته‌اند ما حفظ کردیم تمام شد، دیگر چه کار کنیم و برایشان عادی شده،‌ بعد هم دیدم که خود آن حفظ ساده‌ را هم از دست دادند.

 

دوستان باید دقت کنند که اولاً حفظ کردن هدف نیست بلکه مقدمه است برای فهم و عمل به قرآن. حافظ باید محفوظاتش را تثبیت کند چه در زمینه قرآن چه احادیث،‌ حتی در زمینه شعر، شعرهای بسیار عالی، از مادحین اهل‌بیت علیهم السلام وجود دارد یا اشعاری که خود اهل‌بیت علیهم‌ السلام سرودند و در کتب ما هم آمده است که شخص می‌تواند حفظ کند و برای این‌ها هم اولاً برنامه منظمی باید داشته باشد و بعد هم از این محفوظات به‌عنوان یک مقدمه برای عمل کردن به مضامینش استفاده شود.

 

هدف در حفظ باید مشخص باشد، نگوییم خداوند حافظه به من داده و من حفظ می‌کنم؛ اما نگاهی به مراحل بالاتر ندارم، بلکه هدف از حفظ باید روشن باشد؛ شاید بیان این نکته جالب باشد: روایتی هست که می‌فرماید که قرآن فرموده: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ» نماز باید این‌طوری باشد که انسان را «عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ» از فحشاء و منکر باز دارد؛ یعنی آن‌قدر انسان رابطه خود و خدا را باید در نماز ارتقا دهد که دیگر به فکر گناه هم نیفتد؛ زیرا لذت انس با خداوند را چشیده و نمی‌خواهد به‌خاطر یک لذت زودگذر دنیا آن ارتباط را از دست بدهد.

 

حال اگر انسان بعد از نماز گناه کرد، در روایت دارد که در واقع این نماز نه تنها انسان را به خدا نزدیک نمی‌کند؛ بلکه او را از خدا دور می‌کند. او از آن عبادتش بهره‌ای نمی‌برد، نمازش،‌ هیچ فایده‌ای ندارد. حفظ هم باید اثری داشته باشد. شخص باید به مراحل بالاتر از حفظ فکر کند، عزیزان حافظ، حتماً یک نیت خوب و یک هدف بلند را برای خودشان ترسیم کنند و از ابتدای حفظ به این نکته توجه نمایند که برای چه می‌خواهند حفظ کنند؟ به‌طور مثال این هدف می‌تواند به این صورت باشد که اولًا برای خودشان چه اثری خواهد داشت و ثانیاً بتوانند مُبلّغ باشند و معارف دین را بین مردم، خواه شیعیان و مسلمانان و خواه افرادی که تابع دین دیگری هستند، گسترش دهند، برای این دارند حفظ می‌کنند، این خیلی مهم است.

 

یک خاطره از دوران کودکی خود نقل کنید، سید محمد حسین طباطبایی ؟

می‌خواهم خاطره‌ای را نقل کنم که مرتبط با بحثمان هم باشد. به خاطر دارم که یکی دو سال بعد از برنامه‌هایی که در مکه و ایام حج در سال ۱۳۷۶ داشتیم، آن‌جا برای خانواده وزیر کشور عربستان هم برنامه اجرا کردیم و بعد هم برگشتیم. خوب این اجرای برنامه ما، بین خانواده سلطنتی عربستان خیلی پیچیده بود و بین خانواده‌های خودشان نقل می‌شد که مثلاً این بچه آمده و برنامه اجرا ‌کرد و این طور قرآن می‌خواند و… به این صورت افراد دیگر و خانواده سایر مقامات عربستان هم مطلع شده بودند.

 

به هر حال دو سال بعد از آن تهران، پیش سفیر آن زمان ایران در عربستان بودیم، ایشان می‌گفت که یکی از مقامات عربستان، پسر امیر عبدالله، معروف به امیر ترکی، با چند نفر هیئت همراه آمدند کاخ نیاوران و گفتند: «می‌خواهیم با آقای طباطبایی هم یک دیداری داشته باشیم». البته به‌صورت رسمی نیامده بودند، ما رفتیم آن‌جا و تقریباً ساعت‌های نه و نیم، ‌ده شب بود، نشستیم و ایشان کمی صحبت کرد و بالاخره گفت: “ما وصف شما را که آمدید در کاخ سلطنتی و آن‌جا برنامه‌هایی را داشتید شنیدیم.

 

حالا آمده‌ایم خودمان از نزدیک ببینیم”. به او گفتند: “ایشان حافظ قرآن هستند از هر جای قرآن که دوست دارید، می‌توانید سؤال کنید”. امیر به مبل‌ لم داده بود؛ البته با یک تکبر خاصی و گفت:«نه، من سؤال حفظ از ایشان ندارم». گفتند: «چه سؤالی از ایشان دارید؟» گفت: «برای من شعر بخوان». گفتند: «ایشان معروف نیست که شعر حفظ کرده باشند. ایشان حافظ قرآن هستند».

 

اصرار کردند که نه شعر بخواند، حالا به‌لطف خداوند؛ چون زبان عربی را کار می‌کردیم، بسیاری از شعرهای عربی را که در مدح اهل‌بیت علیهم‌ السلام بود و بعضی از اشعاری که خود اهل‌بیت علیهم‌ السلام سرودند، این‌ها را حفظ کرده بودیم. خدا لطف کرد بین تمامی اشعاری که حفظ کرده بودم، یک شعر خیلی مناسب را انتخاب کردم، همان شعر معروف امام هادی علیه السلام را که در مجلس متوکل، خوانده بودند، در وصف پادشاهان که بالاخره آخر و عاقبت تمام خوشی‌هایی که این‌ها داشتند چه می‌شود؛ خیلی با جزئیات آنجا گفته می‌شود که خیلی جالب است.

 

شعر نزدیک یک صفحه است و من هم همه‌اش را حفظ بودم و خیلی شمرده شمرده از ابتدای آن شروع کردم به خواندن و نگفتم که شعر از کیست و برای چه‌کسی خوانده است. شروع کردم به خواندن خیلی شمرده شمرده و با همان شیوه‌ای که خودم در زمان بچگی داشتم، خیلی احساسی می‌خواندم، بعد دیدم که یواش یواش وقتی به وسط‌های شعر رسیدم، هر چه بیشتر می‌گذرد، این شخص خودش را بیشتر جمع و جور می‌کند، اول خیلی متکبرانه نشسته بود؛ اما از اواسط شعر به بعد خودش را جمع کرد، دیدم چشمانش سرخ شده، خیلی متأثر شده تا رسیدم به آخر شعر، دیدم اشک توی چشمانش جمع شده در واقع همه را تطبیق داده بود به خودش؛ بعد هم خیلی تشکر و تقدیر کردند.

 

برنامه ارتباطی شما با مردم چگونه است؟

معمولاً اجرای برنامه و دعوتی است. البته با توجه به برنامه‌هایی که خودمان در قم داریم، سعی می‌کنیم که طوری تنظیم کنیم که مشکلی پیش نیاید. به‌صورت هفته‌ای یا دهه‌ای نیست، کمتر است، معمولاً دو یا سه روزه، سفرهایی به شهرهای مختلف داریم.

به‌لطف خداوند در سفرهایی که داریم سعی می‌کنیم که جامع باشد و به استان‌هایی که می‌رویم سعی داریم که در چند شهر برنامه داشته باشیم و حتماً یک محفل عمومی هم داشته باشیم. اجرای عمومی که مردم بیایند. دیدارهایی هم با جامعه قرآنی هر شهر و با مسئولین داریم که بر فعالیت‌های قرآنی تأکید می‌کنیم.

مشکل جامعه امروز ما را چه می‌بینید و راه حل آن چیست؟

بیان دین به زبان روز برای عموم مردم، تا همه برداشت صحیح و جامعی از مسائل دینی داشته باشند. بهترین شیوه‌ها،‌ ساده‌ترین روش‌ها و بالاخره جذاب‌ترین روش‌ها، برای یاد دادن مطالب قرآنی باید انتخاب بشود، مخصوصاً در رابطه با مفاهیم خیلی مهم است که ما چطور بگوییم؛ چطور بیان کنیم؛ چطور بتوانیم برداشت و استنباط کنیم نه این ‌که منظورم استنباط باشد؛ بلکه به زبان قوم صحبت کردن و با توجه به جامعه امروزی صحبت کردن است.«وَمَاأَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ». البته خوب بحث مهمی که هست این‌ که جامعه قرآنی یا مذهبی یا کسانی که با این موضوع در ارتباط هستند و مسئولیت دارند باید توجه کنند که ذائقه مردم را با مسائلی که چندان به درد دنیا و آخرت آن‌ها نمی‌خورد، عادت ندهند.

 

به‌عنوان مثال می‌گویم یک جایی که موسیقی یا فیلم هرچه بیشتر ترویج می‌شود، گرچه بعضی فیلم‌ها، البته خیلی کم، ممکن است فایده هم داشته باشد؛ ولی اکثر آن‌ها هدف مثبتی را دنبال نمی‌کنند و به‌عکس مسائلی در آن‌ها ترویج می‌شود که برای سلامت جامعه هم مضر است؛ به هر حال معمول فیلم‌ها یا موسیقی‌ها و کنسرت‌ها هرچه از این‌ها بیشتر ترویج شود و شما از طرف دیگر بخواهید فعالیت کنید، کاری انجام بدهید، واقعاً سخت می‌شود؛ هرچقدر هم طرح داشته باشید؛ برنامه داشته باشید، آن طرف دیگر باب شده،‌ ترویج شده و یک مقدار برای مردم جذابتر شده و ذائقه ایشان به آن سمت رفته است.

 

 

 [one_half]فکر می‌کنم همه باید کمک کنند. به‌خاطر همین گفتم که یکی از برنامه‌های ما در شهرستان‌ها که می‌رویم همین است؛ یعنی با مسئولین که دیدار می‌کنیم، خود آن مسئول یک مسئولیت کلی دارد، همه کاری می‌تواند انجام بدهد؛ اما می‌رویم و تأکید می‌کنیم که مثلاً دقت کنید که اولا اولویت‌های کاری‌تان، بحث کارهای قرآنی و مذهبی باشد، در این زمینه اول کار کنید و این جبهه تقویت شود،[/one_half][one_half_last]بعد اگر کارهای دیگری هم لازم بود، به آن‌ها هم برسید؛ یعنی ما صحبت‌مان همین است وقتی از این غافل می‌شوند و اولویت ایشان دیگر، کارهای قرآنی و مذهبی نیست، به کارهایی می‌پردازند که شما هر چقدر هم بخواهید که در این سمت و این جبهه هم تلاش بکنید و برنامه بریزید، می‌بینید که خیلی سخت است و البته بگویم که در بحث همین کار قرآنی خودمان و نیز بحث‌های مذهبی و فرهنگی، موازی‌کاری هم هست، کارها تکراری است، این‌ یک آفت‌ است که برای حل آن باید مشکلات شناسایی شود[/one_half_last]

 

 

سازمان‌ها و نهادهای دست‌اندرکار باید با هم تعامل و تعاون داشته باشند بعد هم منابع مادی و مالی آن و هم منابع علمی آن فراهم شود حالا منابع علمی مثل کتاب یا افرادی که متخصص هستند، همه جمع شوند کمک کنند، مشاوره بدهند، کتاب بنویسند؛ یعنی همه این‌ها باید جور باشد؛ اگر همه این‌ها جمع باشند؛ اما منبع مالی برای اجرای آن نباشد، باز هم می‌بینید که این‌جا ناقص می‌ماند یا منبع مالی باشد، منبع علمی نباشد، بالاخره اصل آن همان «وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى» است که همه باید تعاون و همکاری داشته باشند.

به‌عنوان نمونه در نمایشگاه قرآن بودم، شخصی را در آن‌جا دیدم که دکترای فیزیک داشت، گفت: «من دارم در بحث فیزیک در قرآن، کار می‌کنم، اول درس عادی خودم را می‌خواندم و تدریس می‌کردم، ولی بعد علاقه‌مند شدم که در قرآن هم مطالعه کنم که در قرآن چه آیاتی درباره فیزیک گفته شده، تطبیقش چطوری است». خیلی خوب است یک شخصی این طور کار می‌کند، منظورم این است که هر کسی در هر رشته‌ای؛ مثلاً شیمی هم همین‌طور؛ علوم تجربی هم همین‌طور؛ همه باید بیایند و تلاش کنند؛ اما این‌ها باید با هم کار کنند، وقتی بحث اتحاد و همکاری پیش بیاید، خدای ناکرده استنباط شخصی هم پیش نیاید، این کار خوب است و به نتیجه می‌رسد؛ ولی اگر ببینیم یک نفر خودش بخواهد بیاید این‌کارها را انجام بدهد، آفاتی هم دارد، همه باید یک جایی جمع بشوند با هم صحبت بکنند و بالاخره به یک اتفاق قولی و یک نظر واحدی برسند، ان‌شاءالله.

شما چند دیدار با رهبر معظم انقلاب داشته‌اید، توصیه‌ای از ایشان را که در ذهن دارید، بفرمایید.

 

سید محمد حسین طباطبایی 1
سید محمد حسین طباطبایی

مقام معظم رهبری مدظله‌العالی در جلسه‌ای فرمودند: «شما قدر این حفظ قرآن‌تان را بدانید که چه کار بزرگی انجام داده‌اید و من هم خیلی دوست داشتم که در همان سنی که شما هستید در دوران نوجوانی حفظ‌ کل قرآن را داشتم؛ منتها به‌خاطر شرایطی که بود، آن زمان دروس حوزوی بود، کار دیگری که داشتم، نتوانستم کل قرآن را حفظ کنم و از این بابت هم حسرت این را می‌خورم که چرا فرصتی نشد، برای این ‌که کل قرآن را حفظ کنم».

فرمودند: «هیچ وقت ترک نکنید این خواندن مرتب قرآن را و سعی کنید که حفظ‌تان را همیشه قوی داشته باشید» و بالاخره خیلی تأکید داشتند روی بحث حفظ مخصوصاً و البته کنارش توصیه به درس‌ها، دروس حوزوی‌مان و‌ روایات را داشتند. منتها در بحث قرآن خیلی تأکید داشتند. هر جلسه که خدمت ایشان می‌رسیم، هنوز می‌گویند: “قرآن را چه‌کار کردید؟ هنوز دوره دارید؟” خیلی روی این نکته دقت دارند.

بیشتر مردم چهره کودکی شما را به خاطر دارند، برخورد امروز ایشان با شما چگونه است؟

مردم همیشه به‌واسطه لطفی که خدا به ما داشته و مردم می‌شناسند، به ما لطف داشته و علاقه دارند. خوب، در دوران کودکی به این خاطر که برنامه زیاد داشتیم و مردم می‌دیدند، خیلی جلوی چشم بودیم و به هر حال همیشه استقبال می‌کردند؛ حتی اگر کار عادی داشتیم، حرم می‌رفتیم یا جای دیگری، مردم  ازدحام می‌کردند.

خوب یک فاصله‌ای که به‌خاطر درس‌ها و برنامه‌های‌مان شد، نتوانستیم در تلویزیون حضور داشته باشیم، چهره هم طی چند سال تغییر کرد، الآن مردم کمتر می‌شناسند و البته من خودم سعی کردم که خیلی در مصاحبه‌ها و رسانه‌ها نباشم؛ به همین خاطر یک وقتی زیاد جلوی چشم بودیم و این شهرت هم سختی خودش را دارد، می‌دانید آن کسانی که در رسانه‌ها مطرح می‌شوند، این مشکل برایشان همیشه هست که وقتی به‌خاطر مشکلی حضورشان کم‌رنگ می‌شود، شایعات برایشان زیاد می‌شود و البته حضور مرتب در رسانه هم خیلی هم سخت است؛ البته این را ‌هم بگویم این‌ که در رسانه‌ها حضور نداشتم، به این معنی نبود ‌که با مردم در ارتباط نبودم.

همین طور که اشاره شد، مسافرت داشته و داریم. همین الآن هم در استان‌های مختلف در برنامه‌های محفل عمومی که جمعیت زیادی هم می‌آیند، اجرا دارم؛ اما دیگر آن‌طوری که در تلویزیون باشم، نیست و فکر می‌کنم که راحت‌تر هستم. این‌طور آرامش خاطر بیشتری دارم و البته در روایت هم داریم که خوشا به حال آن شخصی که جلوی چشم نبوده و گمنام باشد؛ حالا چه خاصیت‌هایی دارد، جزییاتش گفته نشده؛ ولی گفته شده که گمنام باشد و با انگشت به آن اشاره نشود که در واقع کنایه از این ‌است که همه او را بشناسند؛ یعنی شهرت.

 منبع : تسنیم

دسته‌ها
گفت‌وگو

آزاده نامداری : خدا را شکر چادری‌ام

پس از انتشار اخبار جدایی آزاده نامداری ، حواشی رسانه‌ای زردی حول این پرسوناژ به صورت ملتهبی شکل گرفت که چندان با فرهنگ عامه ایرانی سنخیتی نداشته و ندارد.
فارغ از این حواشی، آنچه اهمیت دارد فعالیت نامداری در مقام مستند ساز و مجری رسانه ملی است که موضوع سبک زندگی ایرانی را به صورت تخصصی دنبال می‌کند.
با او به بهانه حواشی زرد رسانه‌ای تا آینده کاری هدفمندش به گفت‌وگو نشستیم. ماحصل این گفت‌وگو بسیار خواندنی است.
دسته‌ها
گفت‌وگو

تأثیر مستقیم فتنه ۸۸ بر تشدید بیکاری و تحریم‌های بی‌سابقه

خسارت‌های اقتصادی فتنه ۸۸ کمتر مورد توجه قرار گرفته است، خسارت‌هایی که عامل اصلی بحران ارز در کشور بود و حتی میرحسین موسوی اذعان کرده بود با اقداماتش ضربه بزرگی به اقتصاد کشور می‌زند. خسارت‌های اقتصادی فقط به بحث ارز محدود نمی‌شود و به گفته مسعود میرکاظمی باعث تشدید بیکاری در کشور هم می‌شود.

برای بررسی خسارت‌های اقتصادی ناشی از فتنه ۸۸ در حوزه نفت، سراغ مسعود میرکاظمی، وزیر نفت دوران فتنه ۸۸ رفتیم، زیرا وی در دوران مسئولیتش در وزارت نفت با خسارت‌های اقتصادی و نفتی فتنه ۸۸ مواجه شده بود.

در ادامه این گفت وگو همراه سایت بنیانا باشید

دسته‌ها
گفت‌وگو

هاشمی واسطه ارتباط شورا با موسوی بود

 

 عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در دوران انتخابات ریاست جمهوری دهم و فتنه ۸۸ هنوز بعد از ۵ سال حرف‌های شنیدنی از رفت‌وآمدهای آن روزهای شورای نگهبان دارد. در این گفت‌وگو از رفت‌وآمدهای علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی و کاندیداها با ما سخن گفت و به تشریح آخرین اقدام شورای نگهبان برای شنیدن حرف‌های معترضان به انتخابات پرداخت.

کدخدایی در مورد جایگاه شورای عالی امنیت ملی در قانون اساسی گفت: اگر بخواهیم یک بحث حقوقی داشته باشم، بهتر است به فصل سیزدهم قانون اساسی نگاهی داشته باشیم. اصل ۱۷۶ قانون اساسی وظایف شورای عالی امنیت ملی را تبیین کرده است.

در ادامه این گفت وگو همراه سایت بنیانا باشید

 

دسته‌ها
گفت‌وگو

فتنه ۸۸ عامل مهم بحران ارزی کشور بود

طبقه هفتم اتاق بازرگانی تهران محل قرار ما با یحیی آل‌اسحاق، رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن و کشاورزی تهران بود تا برای بررسی اقتصاد کشور در دوران فتنه، حرف‌های یحیی آل‌اسحاق را به عنوان یکی از چهره‌های مطرح اقتصاددان کشور بشنویم.

کسی که معتقد است فتنه ضربات سنگینی به اقتصاد کشور وارد کرد و پیشرفت کشور را برای تأمین رفاه مردم عقب انداخت.

در ادامه این گفت وگو همراه سایت بنیانا باشید

دسته‌ها
گفت‌وگو

توفیق «توبه» از سران فتنه سلب شده است

 “وسایلم را جمع کنید می‌خوام برم پیش خدا” این همان جمله معروف پوریا (فرزند ۷ ساله شهید فتنه ۸۸) است که هر روز تکرار می‌کند. پدر محمد حسین می‌گوید نوه‌اش هنوز بعد از ۵ سال سراغ پدرش را می‌گیرد، هر وقت برسر مزار پدرش می‌رود، با اینکه ۷ سال بیشتر ندارد، ساعت‌ها گریه می‌کند.

پدرمحمد حسین دستانش می‌لرزد. وقتی صحبت از پسرش می‌شود با بغض برایمان حرف می‌زند اما می‌گوید که هرچه داریم برای این انقلاب و نظام جمهوری اسلامی می‌دهیم. می‌گوید “اگر حضرت‌ آقا اشاره کند به وسط میدان می‌آئیم“. می‌گوید فرزندم “غریبانه” به شهادت رسیده است.

در ادامه این گفت وگو همراه سایت بنیانا باشید

دسته‌ها
گفت‌وگو

حصر سران فتنه باید تا روز مجازات ادامه یابد

“این ۵ سال برای من مثل ۵۰ سال گذشت.” این جمله پدر شهید غلام کبیری است، وقتی از داغ فرزندش می‌گوید. شاهد حرف‌ها هم چهره شکسته‌اش بود. شاید برای عده‌ای پدر شهید بعد از ۵ سال حرف تازه‌ای نداشته باشد، اما وقتی پدر کنایه‌وار قول  آزاد شدن سران فتنه را از سوی عده‌ای می‌شنود، داغ این ۵ سال برایش تازه می‌شود، داغ روزهایی که بی‌حسین گذشت. پدر و مادر شهید کبیری که می‌گویند حرف برای گفتن زیاد دارند و می‌گویند ای کاش گوش‌هایی هم برای شنیدن این حرف‌ها بود.

در ادامه این گفت وگو همراه سایت بنیانا باشید

دسته‌ها
گفت‌وگو

خدیجه خادم‌صادق:تا زمان شهادت نمی‌دانستیم که فرمانده گردان بود

به بهانه هفته دفاع مقدس در کوچه‌های شهرمان آدرس شهدا را جست‌و جو کرده و پای سخنان یادگاران ایشان نشستیم، برخی از خانواده‌های شهدا در طول انقلاب و در راه به ثمر نشستن این نهال نوپا خون چند تن از عزیزان خود را اهدا و در راه استحکام بنیان‌های این انقلاب تلاش کردند.

به بهانه هفته دفاع مقدس به خانواده‌ شهیدان خادم صادق سرزده و با خدیجه خادم صادق خواهر این شهیدان بزرگوار به گفت‌و‌گو نشستیم.

در ادامه این گفت وگو همراه سایت بنیانا باشید

دسته‌ها
گفت‌وگو مقاله

با مطالعه فهمیدم اسلام کاملترین دین است

معصومه زهرا دختر جوان هندو مذهبی از کشور هندوستان است که باتحقیق باوجود فضای ضد اسلامی رسانه‌ها مسلمان و شیعه شده است او که سه سال است برای شناخت اسلام و مذهب تشیع به ایران آمده است در رشته شیمی فوق لیسانس دارد و گپ وگفتی در رابطه با تحولات او و سفرش به اسلام داشتیم گفت‌وگوی پایگاه بصیرت با این بانوی مسلمان شیعه  جالب و خواندنی است.

اسلام کاملترین دین

چی شد که به اسلام گرایش پیدا کردید و مسلمان شدید

از کودکی احساس می‌کردم خدا وجود دارد و این حس را درباره بت‌ها نداشتم وقتی می‌دیدم به بت‌ها احترام گذاشته می‌شود تعجب می‌کردم از مادرم می‌پرسیدم چرا به بت‌ها سجده می‌کنند ایشان فقط می‌گفت  آنها مهم هستند و این روش ماست که انجام می‌دهیم  ولی این حرفها من را قانع نمی‌کرد و کنجکاو بودم همیشه سوالاتی در ذهن داشتم‌ این‌که خداوند شیطان را‌ از آتش خلق کرده است و همه می گویند باعث گمراهی انسان می‌شود اگر کسی از او پیروی کند خدا او را مجازات می‌کند و اگر کسی کار خوبی انجام دهد این نعمتی است که خدا به او داده است. با خودم می‌گفتم پس اینجا تکلیف اراده و اختیار انسان چیست انسان عقل دارد روبات که نیست ‌خدا به ما عقل داده تا راه درست را از غلط تشخیص بدهیم از این سوالات پی به وجود دین بردم ‌کم کم هر چه بزرگ شدم درباره ادیان تحقیق و مطالعه کردم و متوجه شد دین اسلام  کاملترین و بهترین دین است .

کسی هم در این انتخاب  شما را کمک می‌کرد؟

بله با کمک برخی دوستان مسلمان و استادانی که می‌شناختم  توانستم بهتر درباره اسلام تحقیق کنم

داشتن حجاب آن هم در گرمای تابستان برای شما مشکل نیست؟

نه حجاب و پوشش را دوست دارم. من فکر می‌کنم اگر این حجاب سخت باشد و در سختی بسر ببریم خداوند برایمان راحتی به ارمغان می‌آورد شاید فقط چند دقیقه احساس سختی داریم ولی بعد خوب می‌شود البته در هند زنان روسری‌های بلندی سر می‌کنند اما مانند حجاب زنان مسلمان ایرانی کامل نیست ‌برای همین چون دوست دارم محجبه و پوشیده باشم احساس ناراحتی نمی‌کنم حجاب به من آرامش و احساس امنیت خاطر می‌دهد واین خیلی خوب است.

قبل از این چه دینی داشتید؟

ما دین‌مان هندو بود و من تنها مسلمان خانواده هستم.

بعد از این‌که به اسلام تشرف پیدا کردید برخورد خانواده و اطرافیان  با شما چگونه بود؟

برخوردشان خیلی زیاد تغییر کرد برای این‌که از مسلمان شدنم می‌ترسیدند در هند به‌خاطر تبلیغات منفی رسانه‌های آمریکایی و غربی از اسلام تصویر بدی در اذهان عمومی ایجاد کرده‌اند و خوب پدر و مادرم هم وقتی فهمیدند من مسلمان شده‌ام ‌ترسیدند

مگر چه تصویری از اسلام نشان می‌دهند؟

خانواده برای ما هندی‌ها خیلی اهمیت دارد ولی می‌گفتند در اسلام، خانواده هیچ امنیت ندارد و زن کاملا تابع مرد است از خودش هیچ آزادی ندارد حقوق زنان رعایت نمی‌شود و مجبورهستند حجاب داشته باشند. ‌مسئله دیگر این‌که در اسلام تنها به فرزندآوری و ازدواج مردان با چند زن می‌اندیشند و مردان مقید به خانواده ‌نیستند  برای همین خانواده من را منع می‌کردند می‌گفتند این دینی که انتخاب کردی عاقبت خوبی برای تو ندارد.

دچار تردید هم شدید؟

نه؛ اصلا چون من اسلام را با تحقیق و مطالعه انتخاب کردم و تحت تاثیر القائات منفی رسانه‌های غربی و عوامانه نبودم برای همین روی اعتقادم ایستادم و مقاومت کردم آنها اسلام را نمی‌شناسند که این‌طور فکر می‌کنند ولی من خودم می‌دانم که اینها حقیقت ندارد و دستورات خدا در ا‌سلام برای راحتی و آسایش ماست

در دانشگاه با مشکل مواجه نبودید؟

من به کسی نگفته بودم که مسلمان شدم برای این‌که بتوانم راحت درسم را بخوانم و به تحصیلاتم را به اتمام برسانم زیرا می‌دانم ناراحت می‌شدند ولی وقتی به کشورم برگشتم به همه آنها می‌گویم که مسلمان شیعه شده‌ام.

چطور شد که ایران را برای تکمیل شناخت دینی انتخاب کردید؟

وقتی مسلمان شدم یکسال و نیم تلاش کردم تا به ایران بیایم  زیرا برخلاف موج ایران‌هراسی که به شدت هم رواج دارد، درباره ایران اطلاعات خوبی به دست آوردم به‌خصوص این‌که دیدم می‌توانم  در ایران، اسلام  حقیقی را بهتر و بیشتر دنبال کنم به‌خاطر این‌که هرچند در کشورهای عربی  از جمله عربستان به دلیل وجود شهرهای مقدس مکه و مدینه اسلام بود و مسلمانان زیادی از هند هم آنجا می‌رفتند اما  به نظرخودم اسلام در آن کشورها کامل نبود درحالی‌که ایران شرایط خیلی بهتری برای شناخت اسلام دارد مهم‌تر از همه می‌توانم در ایران درباره امامان و اهل بیت مطالعه کنم و آنها را بیشتربشناسم ولی آنجا این فضا وجود ندارد زیرا شیعیان در ایران آزادتر و بیشترهستند و امامان را قبول دارند البته  در تمام دنیا شیعه وجود دارد اما اینجا کسی مانع شیعیان  و فعالیت‌هایشان نیست بدون مشکل درس می‌خوانیم کسی هم نمی‌پرسد چرا این درسها را می‌خوانید. به‌همین خاطر تصمیم گرفتم ایران بیایم دوستان و استادانی که داشتنم خیلی کمکم کردند و حتی بلیت آمدن به ایران را برایم خریدند.

از همان ابتدای تشرف به اسلام،‌ شیعه شدید؟

بله؛ خدارا شکر بعد از تحقیقات و شناخت امامان شیعه شدم، اگر خدا دل من را روشن نکرده بودم شاید من شیعه نشده بودم، زیرا هرچند درهند شیعه هست ولی من با شیعیان زندگی نکرده بودم.

چه شد که با تشیع آشنا شدید؟

وقتی از امام حسین علیه السلام ، امام علی علیه السلام ، حضرت فاطمه علیها السلام و حضرت مهدی (عج)چیزهایی می‌شنیدم خیلی دوست داشتم برای همین از همان ابتدا احساس کردم اینها هستند و وجودشان اسلام را زیباترکرده است و قبولشان داشتم بعد به من گفتند تو شیعه هستی که به اهل بیت علاقه داری

وقتی  تصمیم گرفتید به ایران بیایید عکس العمل خانواده شما چطور بود؟

خب طبیعتا خیلی ترسیدند و نگران شدند به خاطراین‌که ذهنیت خوبی از ایران نداشتند و رسانه‌های وابسته به آمریکا از ایران تصوی بدی نشان می‌دهند و یک موج ایران‌هراسی براه‌انداخته‌اند آنها مدام می‌گویند ایرانی‌ها تروریست و خشن هستند برای همین خانواده‌ام اجازه آمدن به ایران را نمی‌دادند ولی من تصمیم خودم را گرفته بودم و می‌خواستم تا به ایران بیایم گفتم می‌روم اگر شرایط خوب نبود برمی‌گردم  چون آنها اجازه ندادند من به کمک استاد و دوستانم آمدم.

چند سال در ایران هستید؟

تقریبا سه سال است که به ایران آمدم

در این مدت ایران را چطور دیدید؟

کشوری پیشرفته  و آزاد که مردم به‌خصوص زنان آزادی عمل دارند و اصلا آنچه رسانه‌ها و تبلیغات منفی علیه ایران می‌کنند اینجا نیست. اینها نعمت خدا و لطف اهل بیت و امام زمان است که ایرانی‌ها زندگی خوبی دارند البته مشکلات وجود دارد اما خدارا شکر ایران کشورخوبی است و دیگراین‌که رهبر اسلام در ایران است وچه چیزی بهتر ازاین می‌تواند باشد.

در این مدت دلتنگ خانواده هم شده‌اید ؟

انسان وقتی راه درستی را انتخاب می‌کند سختی‌های زیادی برایش پیش می‌آید و ارزش این دارد تا سختی‌ها را تحمل کند شاید چند روز و چند ماه و حتی چندسال سخت باشد اما اگربه خدا توکل کنیم و به اهل بیت متوسل ‌شویم سختی‌ها و دوری از خانواده و وطن آسان می‌گردد. اینجا همه چیز خوب است زیرا می‌دانم یک روز به کشورم برمی‌گردم و آنچه از اسلام آموخته‌ام را به دیگران انتقال می‌دهم

یعنی خانواده و اطرافیان را به اسلام دعوت می‌کنید؟

بله؛  از بین خانواده تنها من با اسلام آشنا شدم می‌خواهم وقتی برگردم تلاش کنم تا اسلام را به آنها معرفی کنم البته این درحالی است که من خودم خوب اسلام را خوب بشناسم و به آن عمل کنم تا بتوانم  مروج خوبی هم باشم و به دیگران انتقال بدهم می‌خواهم به هموطنانم اسلام را خوب نشان بدهم زیرا اگر بفهمند اسلام کاملترین و بهترین دین است درباره اسلام و مسلمانان نظرشان مثبت می‌شود.

درباره کدام یک از امامان شناخت بیشتر دارید؟

من درباره امام علی، حضرت فاطمه و امام حسین مطالب زیادی خوانده و شنیده‌ام ولی درباره سایر امامان و شناخت کمی دارم دوست دارم بتوانم آنها را هم بیشتر بشناسم.

چطور شد اسم معصومه را برای خودتان انتخاب کردید؟

اول باراین اسم را دوست من انتخاب کرد من فهمیدم که اسم معصومه یعنی پاک و درستکار. برای همین اسمم را دوست داشتم بعدا  تازه  فهمیدم که اسم تنها خواهر امام رضا علیه السلام هم معصومه هست واین برایم جالب بود ازطرفی به خاطراین‌که به فاطمه زهرا علیها السلام هم علاقه زیادی دارم اسمم را معصومه زهرا گذاشتم

پس به حضرت معصومه ارادت زیادی دارید؟

بله؛ هرهفته به  حرم حضرت معصومه و مسجد جمکران می‌رویم و عبادت و زیارت می‌کنیم حس و حال خوبی دارد‌. خیلی دوست دارم

به غیر از قم،‌ شهرهای دیگر ایران را هم دیده‌اید؟

بله؛  من به تهران و مشهد رفته‌ام

در مشهد  بارگاه حضرت امام رضاست هنگام زیارت امام رضا چه حسی داشتید؟

قابل بیان نیست نمی‌توانم بگویم  چون فارسی بلد نیستم نمی‌دانم از چه کلماتی استفاده کنم اما خیلی خوب بود دوست داشتم.

در ایران  برخی دختران و زنان حجاب وپوشش خوبی ندارد با دیدن این افراد چه ذهنیتی به شما دست می‌دهد؟

من دین اسلام را از بین سایر ادیان انتخاب کردم چون با مطالعه آن را شناختم و فهمیدم کاملترین دین است من اسلامرا از روی اجبار انتخاب نکردم حجاب را دوست دارم برای همین درگرمای تابستان و یا شرایط سخت وقتی حجاب دارم، سختی آن برایم شیرین است زیرا می‌دانم خدا و اهل بیت ما را می‌بینند و این شیرینی آن را بیشتر می‌کند تا پوشش داشته باشم. وقتی این افراد را در ایران دیدم خیلی ناراحت شدم که چرا اینجا دیگر حجاب رعایت نمی‌شود زیرا اصلا فکر نمی‌کردم در ایران که فضای اسلامی حاکمیت دارد و شیعیان زیاد هستند این‌طور حجاب‌ها هم باشد اما بعد کم کم فهمیدم از این دسته افراد همه جای دنیا وجود دارد حتی در ایران، زیرا اینها شناختی از اسلام و خدا ندارند تا بدانند اگر خدا در اسلام دستور به حجاب داده ‌است، ‌اجبار و سختی ظالمانه نیست بلکه فقط برای خود ما  حجاب مقرر شده است زیرا حجاب و پوشش اسلامی به ما دختران و زنان امنیت و آرامش می‌دهد؛ مطمئنا اگر این افراد بدحجاب اسلام را بشناسند قطعا حجابشان را رعایت می‌کنند و پوشش خوبی  خواهند داشت. اسلام موروثی نیست باید در گفتار و عمل به آن پایبند باشیم و عمل کنیم تا اثرآن زیاد باشد اخلاق و ایمان خیلی مهم است.

چه نظری  درباره رهبر انقلاب دارید؟

من خیلی رهبر را دوست دارم گفتار و رفتارشان مثل پدری مهربان و دلسوز است. درباره رهبری اسلام خیلی چیزها شنیدم و در کتاب‌ها خوانده‌ام که ایشان با وجود قدرت و موقعیت بالایی که دارند،‌ زندگی‌شان خیلی ساده است و با همه مهربان و رئوف هستند. اما فقط روز رحلت امام ایشان را از دور دیدم

دوست دارید اگر به دیدارشان رفتید به ایشان چه بگویید؟

فارسی خوب بلد نیستم نمی‌توانم به‌خوبی با ایشان حرفی بزنم برای همین می‌خواهم فقط نگاهشان کنم زیرا ایشان جانشین امام زمان(عج) هستند و جایگاه بالایی دارند.

به عنوان یک نوشیعه آینده اسلام را چطور می‌بینید؟

امروز دردنیا جنگ وکشتار زیادی رخ می‌دهد اما با ظهور امام زمان(عج) همه جا صلح و آرامش برقرار می‌شود وقتی امام بیاید دیگر خونریزی و کشتار نخواهد بود. به نظرمن در آینده همه انسان‌ها به دین اسلام معتقد می‌شوند و مسلمان می‌شوند به این ترتیب همه با هم نزدیک می‌گردند.

منبع: بصیرت